| تعداد نشریات | 43 |
| تعداد شمارهها | 1,851 |
| تعداد مقالات | 14,976 |
| تعداد مشاهده مقاله | 41,688,556 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 16,300,889 |
تأثیر پدیدههای جغرافیایی در مکانگزینی بندر سیراف 1 | ||
| پژوهش های تاریخی | ||
| مقاله 6، دوره 17، شماره 1 - شماره پیاپی 65، فروردین 1404، صفحه 75-92 اصل مقاله (677.72 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/jhr.2025.143683.2740 | ||
| نویسندگان | ||
| مصطفی ابراهیمی1؛ علی ناظمیان فرد* 2؛ محمدتقی ایمان پور3 | ||
| 1دکترای تخصصی گروه تاریخ، دانشکده ادبیات، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران | ||
| 2دانشیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران | ||
| 3استاد گروه تاریخ، دانشکده ادبیات، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران | ||
| چکیده | ||
| بندر تاریخی سیراف بر کرانۀ خلیج فارس با استناد به یافتههای باستانشناسی از آثار دورۀ ساسانی به شمار میرود. بر اساس منابع، در دورۀ اسلامی، روزگار آبادانی و رونق این بندر تا اواخر حکومت آل بویه ادامه داشت. این مکان مهم، ازنظر جغرافیایی در باریکهای از کوه تا ساحل دریا قرار دارد. سیراف موضوع پژوهشهای بسیاری بهویژه درزمینۀ تجارت دریایی با سرزمینهای دیگر بوده و بهعنوان بزرگترین محوطۀ کاوشهای باستانشناسی در سواحل شمالی خلیج فارس مقالات بسیاری دربارۀ حفاریهای صورتگرفته در آن منتشر شده است. با وجود این تاکنون دربارۀ مکانگزینی آن پژوهشی انجام نشده است. با توجه به کمی وسعت میان کوه و دریا در سیراف و وجود محوطههای ساحلی وسیعتر در پیرامون آن، این سؤال پیش میآید که چرا این بندر در نقطهای که وسعت کمِ زمین از ویژگیهای آن است، ساخته شد؟ دیگر آنکه پدیدههای جغرافیایی طبیعی و انسانی چه نقشی در مکانگزینی این بندر ایفا کردهاند؟ نوشتار حاضر بهروش توصیفی و تحلیلی و بر اساس جستجو در منابع کتابخانهای، مشاهدۀ میدانی و مصاحبه فراهم آمده است. یافتهها نشان میدهد که ویژگیهای طبیعی سیراف، چون موقعیت بندرگاهی آن، ارتفاعات، منابع آب و معادن سنگ و گچ و نیز پدیدههای جغرافیایی انسانی مانند شهرهای پسکرانهای و راههای تجاری نقشی اساسی در انتخاب مکان این بندر داشتهاند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| سیراف؛ خلیج فارس؛ پدیدههای طبیعی؛ پدیدههای انسانی | ||
| اصل مقاله | ||
|
مقدمه انسان از روزگاران دور برای گذران زندگی و پیشرفت در امور آن به جغرافیا و پدیدههای جغرافیایی پیرامون خود توجه داشته است. تأثیر عوامل جغرافیایی بر زندگی انسان، شیوۀ معیشت، نوع معماری و آدابورسوم او موضوعی انکارناپذیر است؛ بااینحال، انسان با بهرهگیری از هوش و خلاقیت تلاش کرده است تا خود را از جبر جغرافیایی تا اندازۀ بسیاری برهاند و نیز جغرافیا را به خدمت خود درآورد. در دانش جغرافیا این شیوه از عملکرد وی در تعامل با محیط و بهرهگیری از امکانات محیطی، امکانگرایی نام دارد. یکی از حوزههای میانرشتهای، جغرافیای تاریخی است. پژوهشگران در این حوزه به بررسی تعامل انسان با محیط و جغرافیای پیرامون وی و تأثیر دوطرفۀ آنها بر یکدیگر در جریان رویدادهای تاریخی میپردازند. ازجملۀ این رویدادها پیدایش سکونتگاهها و شکلگیری شهرها در گذشته است. پژوهشگر این حوزه با طرح مسئله و تلاش برای درک خاستگاه جغرافیایی آن، مطالعۀ خود را غنیتر میکند (گوردون ایست، 1392، ص. 22). برای انجام این کار، محقق ضمن توجه به منابع مکتوب و دستاول (بهویژه کتب جغرافیایی) و بهرهگیری از نقشههای تاریخی، به مشاهدات و بررسیهای میدانی نیز میپردازد (گوردون ایست، 1392، ص. 32ـ33). ازسویی توجه به تاریخ شفاهی و امر مصاحبه و گفتگو نیز میتواند یاریگر او در موضوع پژوهش باشد. از پدیدههای بسیار مهم جغرافیای طبیعی در ایران، خلیج فارس است. سواحل این گسترۀ آبی از هزارههای پیشین در کانون توجه انسان و نیز محل شکلگیری شهرها و روستاهای مختلفی بوده است. در دوران تمدن عیلامی و در شبهجزیرۀ بوشهر، شهر لیان به وجود آمد و در ریشِهر نیز که در آنجا قرار دارد آثاری از تمدن یادشده تا دورۀ ساسانی کشف شده است (حسینی فسایی، 1382، ج. 2/1334؛ فرصت شیرازی، 1377، ج. 2/596؛ واندنبرگ، 1348، ص. 53؛ توفیقیان، 1393، ص. 57). با تأسیس سلسلۀ هخامنشی جغرافیای ایران و خلیج فارس زیر سیطرۀ حکومتی واحد قرار گرفت. نویسندگان یونانی از وجود آثار هخامنشی در سواحل خلیج فارس تا دشتستان یاد کردهاند (Strabo, n.d, p. 159; Arrian, 1897, p. 72) در دشتستان آثار هخامنشی یعنی کاخهای «چرخاب»، «بردکسیاه» و «سنگ سیاه» یافت شده است (سرفراز و فیرورمندی، 1387، ص.150ـ151؛ ابراهیمی و همکاران، 1399، ص. 76). در عصر اشکانی و دوران حضور نظام ملوکالطوایفی، در سواحل خلیج فارس حکومتهای مختلفی وجود داشت. در پایان دورۀ یادشده و با آغاز تلاشهای اردشیر بابکان برای دستیابی به قدرت، سواحل خلیج فارس نیز در کانون توجه او قرار گرفت. وی به سلطۀ حکومتهای موجود در این ناحیه پایان داد و با تأسیس حکومت ساسانی سواحل خلیج فارس نیز جزئی از قلمرو این حکومت شد (طبری، 1375، ج. 2/582، 584). ساسانیان شهرهای بسیاری را در ایران بنا کردند. حمزۀ اصفهانی در ذکر شهرسازی اردشیر بابکان از راماردشیر نام میبرد که آن را در دورۀ زندگی او ریشهر مینامیدند (الإصفهانی، بیتا، ص. 38). همانگونه که گذشت، آثاری از دوران عیلامی تا ساسانی در ریشهر واقع در شبهجزیرۀ بوشهر یافت شده است. برخی از شهرهای ساسانی در سواحل خلیج فارس ساخته شدهاند. یکی از آنها بندر سیراف است که در این مقاله نقش پدیدههای جغرافیایی در تعیین مکان آن بررسی شده است. در باب ضرورت انجام چنین پژوهشی باید گفت که تاکنون مطالعهای دربارۀ موضوع یادشده انجام نگرفته است؛ بنابراین با بررسی پدیدههای جغرافیایی و تعامل انسان با آنها، پژوهشگر به تأثیر پدیدههای طبیعی و انسانی در تعیین مکان بندر سیراف توجه کرده است. ازسویدیگر باید گفت با توجه به اهمیت سیراف در تاریخ ایران، پژوهش دربارۀ جغرافیای تاریخی آن به این دلایل، ضرورت ویژهای پیدا میکند: 1. یک کانون مهم گردشگری طبیعی و تاریخی در سواحل ایرانی خلیج فارس و در دل تأسیسات گازی پارس جنوبی؛ 2. بستری مهم در پژوهشهای تاریخی و باستانشناسی؛ 3. ضرورت حفاظت از آثار کهن آن. روششناسی دربارۀ روش گردآوری دادهها، در گام نخست از آگاهیهای منابع دستاول کتابخانهای و تحقیقات جدید بهره گرفته شده است. با توجه به اهمیت بررسی و مشاهدات میدانی، از آثار و محوطههای طبیعی و تاریخی داخل سیراف و پیرامون آن بازدید شد. همچنین با برخی از افراد آگاه به تاریخ محلی مصاحبه و گفتگو انجام شده است. پیشینۀ پژوهش تاریخ و باستانشناسی سیراف در کانون توجه برخی از پژوهشگران قرار گرفته است. آرل اشتاین (Aurel Stein) نخستین باستانشناسی است که محوطۀ سیراف را بررسی کرده است. اقبال آشتیانی (1324) در مقالۀ «جغرافیای بلاد و نواحی: سیراف قدیم» به این بندر پرداخته و اشارۀ اندکی به وضعیت نامساعد طبیعی در این باب کرده است. لسترنج (Le Strange, 1905/1364) در کتاب شهرهای خلافت شرقی، آگاهیهای جغرافیدانان اسلامی را دربارۀ این بندر فراهم آورده است. اقتداری (1357) نیز بناهای تاریخی آن را با ارائۀ عکسهایی در کتاب آثار شهرهای باستانی خلیج فارس و دریای عمان ذکر کرده است. معصومی (1374) نیز در کتاب سیراف (بندر طاهری) به معرفی آثار سیراف، کاوشهای باستانشناسی این مکان، مردمشناسی و فولکور و اثر متأخر آن یعنی قلعه شیخ پرداخته است. سمسار (1357) نیز در این باره کتابی با عنوان جغرافیای تاریخی سیراف به نگارش درآورده است. جدیدترین آثار علمی و پژوهشی منتشرشده دربارۀ این موضوع کتابهای سید محیالدین جعفری (1394) و محمد اسماعیل اسماعیلی جلودار (1390) و (1394) است. در برخی از آثار ذوقی نیز به این بندر و آثار آن توجه شده است. از مروارید تا نفت نوشتۀ رضا طاهری (1394) ازجملۀ آنهاست. در همۀ این آثار، موضوع مدنظر نوشتار حاضر، یعنی چرایی تعیین جایگاه سیراف و نقش پدیدههای جغرافیایی آن لحاظ نشده است. بندر سیراف بندر سیراف، مرکز بخشی به همین نام از توابع شهرستان کنگان در استان بوشهر است. از سال 1387 نام سیراف احیا و جایگزین نام طاهری شد (کنگانی، 1403، مصاحبه)؛ اما هنوز از واژۀ اخیر نیز در اشاره به این بندر استفاده میشود. شهرت و آوازۀ این بندر در سدههای اولیۀ اسلامی توجه جغرافیدانان را به خود جلب کرده و کمتر کتاب مسالک و ممالکی است که در آن ذکری از این بندر به میان نیامده باشد (سمسار، 1357، ص. 5). در احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم آمده است: «ساختمانهایش استوار، جامعش زیبا، بازارهایش درست، مردمش دارا و نامش پرآوازه است (مقدسی، 1361، ج. 2/636). بر اساس گزارشهای جغرافیدانان اسلامی، سیراف مرکز عمدۀ تجارت دریایی خلیج فارس با هند و شرق دور در قرون نخستین اسلامی بود (Stein, 1937, p. 202)؛ چنانکه آن را «درگاه چین» و «انبار فارس و خراسان» میگفتند (مقدسی، 1361، ج. 2/636). بنابر آنچه گفته شد، این نقطه از منظر باستانشناسی اهمیت داشته و بزرگترین محوطۀ شناسایی و کاوششده در سواحل ایرانی خلیج فارس است (خسروزاده، 1396، ص. 152). وجود نام این بندر در برخی روایات اسطورهای، مانند به آسمان رفتن کیکاووس، از پیشینۀ قبلاز اسلام آن حکایت دارد (طوسی، 1382، ص. 420؛ الحموی، 1995م، ج. 3/294). در یکی از نخستین آثار تحقیقی دربارۀ این بندر، با ارائۀ شواهدی سیراف «از بلاد قبل از اسلام» معرفی شده است (اقبال آشتیانی، 1324، ص. 7). کاوشهای وایتهاوس (Whitehouse) پیشینۀ ساسانی این مکان را آشکار کرد. وی در پایان یکی از مقالات خود با ذکر شواهد باستانشناسی از «سیراف ساسانی» سخن گفته است (Whitehouse, 1972, p. 87). موقعیت ازنظر موقعیت مکانی بر اساس منابع، سیراف بر ساحل خلیج فارس و در کورۀ اردشیرخوره فارس قرار داشته است (الخوارزمی، 1345ق، ص. 14؛ ابنخرداذبه، 1992م، ص. 44). این بندر یکی از بزرگترین بندرها و شهرهای ساخته شده بر کرانۀ دریای فارس بوده است (جیهانی، 1368، ص. 58؛ الإصطخری، 2004م، ص. 31). امروزه محوطۀ سیراف در ساحل ایرانی خلیج فارس، 220کیلومتری جنوب شرق بوشهر و در فاصلۀ تقریباً 380کیلومتری شمال غرب بندرعباس واقع شده است (Whitehouse, 1968, p. 1). فاصلۀ این بندر تا عسلویه مرکز تأسیسات گازی پارس جنوبی تقریباً 50 کیلومتر و تا خلیج طبیعی ـ تاریخی نایبند نزدیک به 60 کیلومتر است. جغرافیای طبیعی از منظر جغرافیای طبیعی، سیراف میان کوه و دریا قرار دارد (مقدسی، 1361، ج. 2/637؛ مسعودی، 1365، ص. 48). در سمت دریا این بندر در امتداد کنارۀ خلیجی کمعمق منتهی به سواحل شنی پست گسترش یافته است. بلافاصله پساز این ساحل، یک سلسلهکوه ماسهسنگی ناهموار قرار دارد. در این قسمت از فارس، زمین پشت ساحل شامل مجموعهای از سلسلهکوههای ممتد موازی با ساحل است. این کوهها که رسوبیاند، بلندیشان به بیش از 1500 متر میرسد و 20 کیلومتر وارد دریا شدهاند. تنها در برخی نقاط، این کوهها بهوسیلۀ گذرگاههایی از یکدیگر جدا شدهاند؛ در نتیجه ارتباطی بین ساحل و مناطق داخلی و دور از کرانه، آن هم بهشکلی دشوار به وجود آمده است (Whitehouse, 1968, p. 3). جغرافیدانان اسلامی نیز بهصورت کلی از کوههای سیراف و پیرامون آن یاد کردهاند (ابنرسته، 1892م، ص. 154؛ جیهانی، 1368، ص. 58؛ الإصطخری، 2004م، ص. 31 و 78). کوههای سیراف بخشی از زاگرس چینخورده، است (جعفری، 1394، ص. 26). این کوهها امتداد ارتفاعات مشرف بر کنگان هستند که در پشت سیراف به کوه «هفتچاه» متصل میشوند. در پشت این کوههای بلند، درههای جم و گلهدار قرار دارد که بهوسیله راههایی از گذشته تا امروز به سیراف متصل میشدهاند (Stein, 1937, p. 210). هفتچاه بخشی از ارتفاعات میان سیراف و منطقهی گلهدار است. کوه موسوم به «جبل عالی» نیز بخشی از ارتفاعات میان جم و سیراف است (حسینی فسایی، 1382، ج. 2/1634). میان کوههای مرتفع یادشده و خود سیراف نیز کوههایی با ارتفاع کمتر، تپههایی چند و درهای موسوم به «دوبند طاهری» وجود دارد که محور ارتباطی عسلویه ـ کنگان و سیراف ـ جم از میان آنها میگذرد. امروزه این دو محورِ ارتباطی در قسمتی از درۀ دوبند موسوم به «پل طاهری» به یکدیگر میرسند. اکنون نیز چون گذشته با عبور از درۀ دوبند و تَنگ کُنارک به سیراف وارد میشوند. عوارض طبیعی موجود در محدودۀ شهر سیراف که در منابع جغرافیایی کهن بازتاب یافته شامل کوه، دریا و ساحل است (جیهانی، 1368، ص. 58؛ ابنحوقل، 1938م، ج. 1/49؛ الإصطخری، 2004م، ص. 31). بهعلاوه در این محدوده تپههای متعدد، تَنگهایی مانند لیر و درههایی چون شیلُو واقع شده است (Stein, 1937, p. 204 و مشاهدۀ میدانی). همچنین در مکاننگاری (توپوگرافی) شهر، دو رودخانه هست که سیراف در میان آنها قرار گرفته و در ابتدا و انتهای شهر قرار دارند. یکی از آن دو از تَنگ کُنارک میگذرد و دیگری رودخانۀ «لگلوگه» نام دارد. این عوارض طبیعی که در واقع رودخانههای فصلی هستند سیلابها را با خود به دریا حمل میکنند (جعفری، 1394، ص. 39 و مشاهدۀ میدانی). نزدیکترین آبادیها به سیراف روستای «چاه مجنون» و «بندر پَرَک یا پِرَک» است که ظاهراً در دوران متأخر به وجود آمدهاند. نام پرک نخستین بار در دورۀ محمدشاه قاجار ثبت شده است (کازرونی، 1367، ص. 79). این دو مکان مانند سیراف، مابین دریا و کوه قرار دارند. کوه مشرف بر آنها، کوه هفتچاه است؛ اما این کوه با ارتفاع زیاد چون دیوار بلندی در فاصلۀ دورتری از دریا و آبادیهای یادشده قرار گرفته است. بهعلاوه، تپههایی بر چاه مجنون اشراف دارد که امتداد تپههای مشرف بر سیراف است. برخلاف سیراف، چاه مجنون و بندر پرک در نقطۀ وسیعتری بنا شدهاند. این موضوع گویای آن است که در بنای یک بندر جدید، فقط گستردگی زمین مدنظر نبوده است. در انتخاب مکان ساخت بندر سیراف به عوامل جغرافیایی طبیعی و انسانی توجه شده که در ادامه به آنها پرداخته میشود. موقعیت بندرگاهی در دانش جغرافیا یکی از مباحث درزمینۀ موقعیت، «انسان و موقعیت بندرگاهی» است (شکویی، 1373، ص. 259). خلیج فارس در قسمت سیراف یک پیشرفتگی قوسیشکل در خشکی دارد: «و اصل ترکیب بندر طاهری بهمثابۀ هلال واقع است ...» (آل داوود، 1378، ص. 104). این ویژگی طبیعی زمینۀ مناسبی را برای شکلگیری موقعیت بندرگاهی در سیراف فراهم آورده بود. این موقعیت در بسیاری از منابع جغرافیایی اسلامی بازتاب یافته؛ چنانکه از آن با عنوان «الفرضة العظیمة لفارس» (بندر بزرگ فارس) در برخی از منابع یاد شده است (الإصطخری، 2004م، ص. 31؛ ابنحوقل، 1938م، ج. 1/49). ابنبلخی نیز با توجه به این موقعیت، سیراف را بهعنوان «مشرع بوزیها و کشتیها» در کتاب خود آورده است (ابنبلخی، 1374، ص. 328). پارهای دیگر از منابع نیز ضمن اشاره به فرضه بودن این مکان، آن را محل کشتیها و برافراشتن بادبان و به راه افتادن کشتیها (إقلاع للمراکب) ذکر کردهاند (ابوالفداء، 2007م، ص. 379؛ حافظ ابرو، 1375، ج. 1/241؛ ج. 2/126). شهرهایی با موقعیت بندرگاهی در واقع «ایستگاه نهایی کشتیها»، «پایان راههای خشکی»، «مسیرهای تجارت دریایی» و «خطوط ارتباطی داخلی و خارجی» به شمار رفته و نقشهای مهمی را ایفا میکنند (شکویی، 1373، ص. 259). همچنین این فضای مناسب برای سیراف، موقعیتهای دریایی، ساحلی و نیز سرآغازی را به دنبال داشت. موقعیتهای یادشده از مباحث جغرافیاییاند (شکویی، 1373، ص. 259، 265ـ266). تمامی ویژگیهای جغرافیایی یادشده، دربارۀ بندر سیراف صدق میکرد. موقعیت بندرگاهی سیراف از منظر اقتصاد مبتنیبر بازرگانی دریایی، بسیار مهم و درخور توجه بوده است. شهرها را میتوان ازنظر کاربریهای گوناگونی که دارند، به شهرهای بازاری، بندرهای دریایی، پایتختها، حاکمنشینها، شهرهای صنعتی و... دستهبندی کرد. همچنین میتوان برای آنها کارکردهایی تخصصی چون تجارت، صنعت، دفاع و... نیز قائل شد (گوردون ایست، 1392، ص. 103). با توجه به این دستهبندی، کارکرد و موقعیت یادشده، سیراف شهری با کاربری یک بندر دریایی بود که بازرگانی دریایی کارکرد اصلی و تخصصی آن به شمار میرفت. در واقع کارکرد بازرگانی دریایی اصلیترین هدف شکلگیری سیراف بود و موقعیت بندرگاهی عامل اصلی و عمدۀ بنای شهر به شمار میرفت. بازرگانی دریایی نقش مهمی در حیات مردم این بندر ایفا میکرد. با توجه به آنکه سیراف ایستگاه نهایی کشتیها بود کالاهای دریایی (أمتعة البحر) مانند مواد خوشبو و ادویه از کشورهای دوردست به آنجا حمل میشد. سیراف با بهرهمندی از موقعیت سرآغازی، نقطهای بود که کالاهای دریایی واردشده ازآنجا به سایر نقاط فارس و سرزمینهای دیگر فرستاده میشد (الإصطخری، 2004، ص. 92). همین عامل، سیراف را به شهری ثروتمند تبدیل کرده بود؛ چنانکه یکی از جغرافیدانان دربارۀ آن گفته است: «سیراف در قدیم شهری بزرگ بوده است و آبادان و پرنعمت... و به عهد خلفاء گذشته در وجه خزانه بودی، بهسبب آنک عطر و طیب از کافور و عود و صندل و مانند آن دخل آن بودی و مالی بسیار از آنجا خاستی...» (ابنبلخی، 1374، ص. 328). ازطرفی برخی از نویسندگان نیز آن را غنیترین شهرهای فارس دانستهاند که در آن افرادی زندگی میکردند که ثروت فراوان خود را تنها با بازرگانی دریایی به دست آورده بودند (الإصطخری، 2004م، ص. 31 و 93؛ ابنحوقل، 1938م، ج. 1/49). تجارت دریایی رشد و گسترش شهر بندری سیراف را نیز در پی داشت؛ بهگونهای که منابع جغرافیایی با عنوانهایی مانند «مدینه عظیمه» (الإصطخری، 2004م، ص. 31)، «مدینه جلیله» (ابنحوقل، 1938م، ج. 1/49؛ اسحاق بن الحسین، 1408ق، ص. 44) و «مدینه آهله» (ابوالفداء، 2007م، ص. 379) از بزرگی و شکوه آن یاد کردهاند. با توجه به اتصال خلیج فارس به اقیانوس هند (الهمدانی، 1416ق، ص. 64) سیراف با داشتن موقعیت بندرگاهی و بازرگانی دریایی، ازطریق گسترههای آبی یادشده با دیگر نقاط دنیا مانند عدن، عمان، دیبل و چین پیوند یافته بود (الحمیری، 1984م، ص. 333). متون سفرنامهای چون سلسلةالتواریخ و اخبار الصین و الهند از منابعی هستند که پیوند سیراف و حوزۀ خلیج فارس را با سرزمینهای هندوستان و شرق دور مانند چین نشان دادهاند. مردم هند برای تجارت به سیراف میآمدند (سیرافی، 1381، ص. 143؛ مسعودی، 1365، ج. 1/135). بهعلاوه بازرگانان چینی نیز در این بندر حضور داشتند و طبق گفتۀ کتاب سلسلة التواریخ بیشترین کشتیهای چینی از سیراف بارگیری میکردند (سیرافی، 1381، ص. 56). بندر خانفوا در چین محل اجتماع بازرگانانی بود که از سیراف به آنجا سفر میکردند (سیرافی، 1381، ص. 119). بهجز سیرافیها کشتیهای بصره، عمان و شهرهای هند نیز به آنجا میرفتند و پیروان ادیان گوناگون در این شهر حضور داشتند (الحمیری، 1984م، ص. 210). علاوهبر هند و شرق دور، ناخدایان سیرافی ازطریق اقیانوس هند تا شرق آفریقا نیز سفر میکردند (مسعودی، 1374، ج. 1/105). در کنار بازرگانی دریایی بهعنوان کارکرد اصلی سیراف، از کارکردهای دیگری متأثر از کارکرد یادشده و وابسته به آن نیز میتوان یاد کرد و از مشاغلی نام برد که در پیوستگی کامل با دریا و ساحلنشینی است. صید و صیادی (تاریخ سیستان، 1366، ص. 229) و کشتیسازی ازآنجمله بودند (سیرافی، 1381، ص. 107؛ طبری، 1375، ج. 15/6529). باریکۀ ساحلی سیراف که در میان کوه و دریا واقع شده، مکان بنای این بندر، بستر شکلگیری سازههای انسانی و موجودیت شهر بهعنوان یک کانون بازرگانی، اقتصادی و جمعیتی مهم بود. با توجه به وسعت کم آن، بخشی از عناصر بافت شهری بر روی تپهها و کوههای مشرف بر باریکۀ ساحلی ساخته شد (الإصطخری، 2004م، ص 31). این عناصر شامل خانههای مردم، برکههای آب و چاههای سنگی بودند که امروزه نیز بقایای آنها دیده میشود (مشاهدۀ میدانی). بخشهای بسیاری از آثار شهری قدیم نیز در زیر بافت امروزی سیراف قرار گرفته است. از زمان شکلگیری روستای بندری طاهری در جوار خرابههای سیراف، همواره ساختوساز جدید بر روی بخشهایی از این خرابهها انجام شده است. وایتهاوس میگوید: «آثار سیراف در سمت شرق بهوسیلۀ روستای طاهری محو شده است». وی از امکان بهکارگیری استحکامات شرقی سیراف جهت ساخت قلعۀ نصوری (قلعه شیخ) سخن گفته است (Whitehouse, 1972, p. 67). این اثر که از بناهای دورۀ قاجار است بر فراز تپهای بنا شده است (کازرونی، 1367، ص. 78). آثاری از سیراف قدیم شامل سنگ، ساروج، گچ و سفالهای شکسته در پای دیوارها و پیرامون این قلعه دیده میشود (مشاهدۀ میدانی). ارتفاعات سیراف در کنار بستر یادشده، باید به ارتفاعات سیراف نیز توجه کرد که بر باریکۀ ساحلی و دریا اشراف کامل دارند (الإصطخری، 2004م، ص. 31؛ ابنحوقل، 1938م، ج1/49). کوههای کمارتفاع مشرف بر سیراف کمتر از 500 متر از ساحل فاصله دارند و در همین فاصله است که نواری باریک برای سکونت شکل گرفته است (Whitehouse, 1968, p. 3). میان کوههای یادشده و نوار باریک خشکی، تپههای کمارتفاعی نیز وجود دارد. یک ویژگی مهم کوههای سیراف نداشتن بلندیهای بیش از حد است که این ویژگی امکان دستیابی نسبتاً سریع و آسان به نقاط مرتفع و قلل آن و نیز بهرهگیری انسان از قسمتهای مختلف این کوهها را فراهم کرده است (مشاهدۀ میدانی). فاصلۀ کوه و دریا در سیراف بسیار به هم نزدیک است و همین ویژگی نقش مهمی در شکلگیری معماری خانهها و دیگر سازههای این بندر داشته است: «و در صبای آن کوهسار شامخه... واقع است و عرض آن سرزمین بقدر چهار پنج خانه بیشتر نیست، آنهم مایل به فراز کوه و چنان است که مرتبه و مرتبه بر بلندی کوه میروند...» (کازرونی، 1367، ص. 77). با توجه به اشارۀ جغرافیدانان و مشاهدۀ آثار باقیمانده، بخشی از بناهای سیراف بر روی تپهها و کوههای کمارتفاع مشرف بر شهر و دریا ساخته شده بود (الإصطخری، 2004م، ص. 31؛ ابنحوقل، 1938م، ج1/49). سیراف از سمت شمال، شمال غرب، شمال شرق و جنوب شرق به کوه محدود است. وجود کوه با پیدایش تَنگها و درههایی همراه شده است. تَنگ مشهور لیر در پشت محوطۀ سکونتی و تَنگ کُنارک در غرب شهر قرار دارد و درهها نیز شامل درۀ کوچک شیلُو و درۀ دوبند است (Stein, 1937, p. 204, 210). این ارتفاعات هنگام شکلگیری سیراف لحاظ شده است و عوارض طبیعی مناسبی برای ساخت قلعه و سازههای دفاعی و نظارتی این بندر بودهاند. طی بررسیهای انجامشده، در ارتفاعات سیراف، دو قلعه به نامهای «کهنه» و «لگلوگه» یافت شده است (اسماعیلی جلودار،1390، ص. 295). قلعۀ کهنه در بلندترین نقطۀ ارتفاعات شمالی سیراف واقع شده؛ ازاینرو بر بندر سیراف و نیز تا مسافتی طولانی بر دریا اشراف کامل داشته و موقعیت بسیار راهبردی دارد (اسماعیلی جلودار، 1394، ص. 222). بر اساس سفالهای یافتشده مانند یک قطعه سفال قرمز براق هندی و با توجه به شباهت معماری سازههای قلعه به معماری دورۀ ساسانی، میتوان گفت که این محوطه از آثار دورۀ یادشده بوده که در دوران بعد نیز سازههایی به آن افزوده شده است (اسماعیلی جلودار، 1394، ص. 225). با توجه به ارتفاع قلعه، وجود برج و بارو و دیوار، داشتن موقعیت راهبردی و نیز اشراف کامل بر بندر و دریا میتوان گفت قلعۀ کهنه، دژ و قلعهای نظارتی برای حفاظت از شهر سیراف بوده است (اسماعیلی جلودار، 1394، ص. 227). قسمت دیگری از ارتفاعات سیراف که آنها نیز شامل کوههایی با ارتفاع کم و همچنین تپههایی چند است، بهوسیلۀ تَنگ لیر از ارتفاعات پیشین جدا شدهاند. قلعۀ دیگر این بندر یعنی لگلوگه در این قسمت بنا شده است. این سازه در دویستمتری شمال شرقی سیراف بر روی ارتفاعی مشرف به بندر و دریا و در جنوب شرقی قلعۀ کهنه قرار گرفته است. این قلعه ازنظر راهبردی بر ورودی شرقی بندر سیراف اشراف دارد (اسماعیلی جلودار،1390، ص. 298)؛ اما از فراز آن میتوان همۀ شهر سیراف و دریا را مشاهده کرد (مشاهدۀ میدانی). با توجه به موقعیت جغرافیایی قلعه و اشراف آن بهویژه بر قسمت شرقی بندر میتوان گفت که این قلعه نیز سازهای نظارتی بوده است. بر اساس نوع پلان، مصالح و طاقها این بنا به قلعههای ساسانی بسیار شبیه است (اسماعیلی جلودار، 1390، ص. 300). ذکر این نکته لازم است که در برخی منابع از دژی به نام سوریانج در سیراف سخن به میان آمده که فاتحان عرب آن را شهریاج نامیدند (البلاذری، 1988م، ص. 379؛ قدامه بن جعفر، 1981م، ص. 390)؛ با وجود این مشخص نیست که دژ یاد شده در کجا قرار داشته است. کوهها منبع تأمین سنگ برای ساخت خانهها، مساجد، برکهها، نهرهای آبرسانی و... بودهاند (مشاهدۀ میدانی). در دامنۀ کوههای سیراف نیز در روزگاران کهن، آثاری چون چاههای مدوّر آب، برکههای سرپوشیده و خانههایی ساخته شده بود. درههای موجود، محل ساخت دخمه و سد ساروجی بوده است (مشاهدۀ میدانی). ارتفاعات و تپههای مشرف بر ساحل نیز محل ساخت بخشی از آثار تاریخی این بندر بوده: «و در آن بندر آثار ابنیه رفیعه و عمارات عجیبه بسیار است غالب بر قلل جبال» (کازرونی، 1367، ص. 78). ازجملۀ این آثار میتوان به «مسجدی عالیبنا» و «عمارتی... که آن را مدرسه سیبویه میدانند» اشاره کرد (کازرونی، 1367، ص. 78). در یکی از منابع نام مسجد، «امام حسن» ثبت شده است. خانۀ گبری (خونهگوری)، بنای موسوم به تل گنبد و حفرههای چهارگوش کندهشده در کوه که از آنها بهعنوان «گورستان باستانی» یاد شده، از دیگر آثار تاریخی سیراف است (اقتداری، 1375، ص. 352، 359). منابع آب یک ویژگی طبیعی دیگر سیراف که در مکانگزینی آن مؤثر بوده، وجود منابع آب و در دسترس بودن آنهاست. در محدودۀ بندر سیراف، کوهها و دامنههای مشرف بر آن، منابع آب وجود داشته است. بهرهگیری از این منابع آبی در پرتو کار، تلاش، خلاقیت انسانی و بهکارگیری شیوههای مختلف ممکن بوده است. بخشی از آثار تاریخی و سازههای آبی سیراف چاههای مدوّری هستند که در بستر سنگی کوه مشرف بر این بندر و در مجاورت درۀ لیر حفر شدهاند (معصومی، 1374، ص. 111ـ112 و مشاهدۀ میدانی). همچنین بر روی تپههای مختلف که آثار خانههای قدیمی نیز بر روی آنها وجود دارد چاههای مدوّر دیده میشود (مشاهدۀ میدانی). حفر این چاهها گویای آن است که در سیراف امکان دستیابی به آب شیرین در اعماق زمین وجود داشته است. پیشاز این از حفرههای چهارگوش دستکند در کوههای سیراف و دامنههای آن با کاربری محل تدفین یاد شده است؛ اما در پژوهشی جدید، این آثار بهعنوان «حوضچههای استحصال آب» مورد توجه قرار گرفته که بهمنظور انتقال آب باران به سفرههای زیرزمینی ساخته شده تا پساز تقویت سفرهها، ازطریق چاههای حفرشده در طبقات سنگی برداشت شوند (جعفری، 1394، ص. 55). این حوضچهها بعدها و در دورۀ اسلامی برای دفن مردگان نیز استفاده شدهاند (جعفری، 1394، ص. 126). همانگونه که پیشتر گفته شد، کوههای کنگان و دیّر بهموازات دریا امتداد یافته، میان نواحی ساحلی و منطقۀ جم و ریز حائل شده و در پشت سیراف به کوه هفتچاه متصل میشوند. یک ویژگی طبیعی این کوهها وجود منابع آب در آنهاست. در کتاب آکام المرجان چنین آمده است: «اهل آن (سیراف) از چشمههایی میآشامند که از کوه میآید» (اسحاق بن حسین، 1408ق، ص. 44). در پیرامون سیراف در سه نقطه چشمۀ آب وجود دارد. یکی از منابع جغرافیایی به این موضوع اشاره کرده که در «دو سه موضع چشمهاء مختصر است» (حافظ ابرو، 1375، ج. 2/127). در اطراف سیراف و نزدیکی درۀ دوبند مکانی به نام «بُناُو یا بُناب» وجود دارد که در امتداد منابع آبی کوه کنگان است. واژه «اُو» در این جاینام گویای وجود آب در این نقطه است. منبع تأمین آب در این مکان «چشمۀ امامزاده» است (جواهری،1400، ص. 57). امروزه نیز در بُناُو کشاورزی میشود و شمار نسبتاً فراوانی نخل در آنجا وجود دارد. سخنی از این نام در منابع جغرافیایی قرون پیشین نیامده؛ تنها بهشکلی کلی برخی از کتب، منبع تأمین آب سیراف و میوۀ آن را آب جاری از کوه جم دانستهاند (الإصطخری، 2004م، ص. 78؛ ابنحوقل، 1938م، ج. 2/281). میتوان به دلایل زیر، اشارۀ منابع جغرافیایی به کوه جم را بهعنوان یکی از منابع تأمین آب سیراف صحیح دانست: 1. فاصلۀ بسیار زیاد سرچشمۀ بُناُو از چشمۀ امامزاده (جواهری، 1400، ص. 58) و واقع شدن این دو پدیدۀ جغرافیایی در کوه حائل میان جم و سیراف؛ 2. گذر راه سیراف به جم با فاصلۀ یککیلومتری از بُناُو و از میان همین کوه. سازههای آبی فراوانی که در این نقطه وجود دارد گویای تلاش پیشینیان در بهرهگیری از آب موجود برای تأمین بخشی از آب بندر سیراف است. این سازهها در دو سوی درۀ بُناُو ساخته شده و شامل آبدالان، جوی سنگی، جوی سنگ و ساروجی، بند سنگ و ساروجی، بند آببرگردان، آسیاب، چاه سنگی و... بوده است (جواهری، 1400، ص. 60ـ63، 66، 71، 86). آب حاصل از تلاش انسانی پساز عبور از کوه ضمن آبیاری زمینهای بُناُو بهسمت درۀ دوبند میرفته است. بقایای جویهای ساروجی در تَنگ کُنارک (ورودی شهر از سمت کنگان) بهاحتمال، آب درۀ بُناُو را به سیراف میبرده است (مشاهدۀ میدانی). همچنین با توجه به وجود سازههای آبی در درۀ لیر سیراف، شاید بخشی از آب درۀ بُناُو پساز گذر از درۀ دوبند ازطریق درۀ لیر به شهر وارد میشده است. این سازهها شامل جوی سنگی و ساروجی و نیز شترگلوی برجمانند استوانهایشکل است (اقتداری، 1375، ص. 406ـ407). سازۀ اخیر که از سنگ و ساروج ساخته شده در برخی از مناطق جنوب ایران به «نَر و لاس» موسوم است (مشاهدۀ میدانی). از دیگر مکانهای پیرامون سیراف، تَنگ کوخری است که در سه نقطه از آن، وجود آثار انسانی، نشانۀ بهرهبرداری از منابع آب از روزگاران دور تا دورۀ معاصر است. وجود دخمه در این تَنگ، از پیشینۀ قبلاز اسلام این منطقه حکایت میکند (مشاهدۀ میدانی). در بخشی از آن و در پای کوه با نیروی انسانی برای بهرهگیری و انتقال آب به بیرون از تنگ، دالانی را در کوه ایجاد کردهاند که دالان کوچک دیگری نیز به آن متصل میشده است، سپس آبی که بهوسیلۀ دالان از کوه بیرون میآمد با ساخت نهر ساروجی، شکافتن قسمتهایی از کوه و احداث جوی سنگی و ساخت آبدالان با طی مسافتی طولانی به بیرون از تَنگ انتقال داده میشد. برای استفاده از آب در این مسیر در نقطهای که فاصلۀ چندانی از مبدأ ندارد برکهای ساخته شده بود که آثاری از آن باقی مانده است (مشاهدۀ میدانی). امروزه نیز دامداران و چوپانان از این منبع برای آب دادن به احشام خود استفاده میکنند. در نقطهای دیگر نزدیک به منبع یادشده نیز با احداث جوی در بافت ماسهسنگی موجود، آب را به خارج انتقال دادهاند که ممکن است به جویهای پیشین متصل میشده است. نقطۀ سوم در تَنگ که در پای سازهای دفاعی موسوم به قلعۀ کُنارک قرار گرفته نیز چشمۀ آبی بوده که تا چند دهه پیش نیز از آب آن استفاده میشده؛ اما اکنون خشک شده است. آثار سازههای قدیمی سنگی و ساروجی انتقال آب این منبع را میتوان هنوز دید. این سازهها که کاربری قدیمی خود را از دست دادهاند در دورۀ معاصر نیز استفاده شده و برای کارایی بیشتر، در آنها بلوک و سیمان به کار رفته است (مشاهدۀ میدانی). منابع سنگِ گچ سیراف و نواحی پیرامون آن ازنظر وجود خاک مناسب برای خشتزنی و ساخت ابنیۀ خشتی چندان غنی نبوده است. یکی از ویژگیهای طبیعی مکانهای پیرامون سیراف مانند درۀ دوبند، وجود منابع سنگ گچ است. این منابع از گذشتههای دور تا روزگار کنونی برای تولید گچ استفاده میشده است. محصول تولیدشده نقش مهمی در معماری و ساخت ابنیۀ مختلف مانند خانههای سیراف داشته است. هنوز بقایای برخی از کورههای گچی در درۀ دوبند وجود دارد. همچنین در روستاهای اختر و تمبک قدیم نیز که امروزه جای خود را به تأسیسات گازی پارس جنوبی دادهاند کورههای گچی متعلق به اهالی سیراف وجود داشته است (کنگانی، 1403، مصاحبه). حافظ ابرو به استفاده از گچ در ساختمانهای سیراف اشاره کرده است (حافظ ابرو، 1375، ج. 2/127). با مشاهدۀ بناهای مختلفی که در سیراف باقی مانده بهگستردگی استفاده از گچ در این مکان پی میبریم. بقایای عمارتها و خانههای حفاریشده، مسجد امام حسن، مسجد جامع و دیوار ساحلی ازجمله ابنیه/بناهایی هستند که در ساخت آنها از گچ استفاده شده است (مشاهدۀ میدانی). همچنین در تزئین ابنیۀ سیراف به هنر گچبری بسیار توجه شده است؛ چنانکه بقایایی از این هنر در محوطههای باقیمانده به چشم میخورد و در کاوشهای باستانشناسی نیز نمونههای بسیاری از آن مثلاً در مسجد جامع و برخی خانهها به دست آمده است (Whitehouse, 1969, p. 57–58 و مشاهدۀ میدانی). با توجه به انتخاب مکان مناسب ساخت بندر و سکونت مردم در این قسمت از سواحل خلیج فارس، به قابلیتهای طبیعی جغرافیای سیراف و پیرامون آن نیز برای تأمین مصالح ساختمانی توجه شده است و سنگ و گچی که در نزدیکی سیراف بهوفور یافت میشود برای ساخت خانه و بسیاری ابنیۀ دیگر استفاده شده است. پدیدههای انسانی در کنار عوارض و ویژگیهای طبیعی مؤثر در ساخت سیراف و انتخاب جایگاه آن، بایستی به پدیدههای جغرافیایی انسانی نیز توجه کرد. نواحی پسکرانهای با شهرها و آبادیهای بسیار و راههای تجاری از مهمترین پدیدههای انسانی در این بارهاند. شهرهای پسکرانهای اردشیر بابکان از دوران آغازین تلاش برای به قدرت رسیدن، تسلط و توجه به خلیج فارس و ساخت شهر و آبادی در سواحل آن و دیگر نقاط ایران را مدنظر قرار داد (طبری، 1375، ج. 2/582ـ584؛ کارنامه اردشیر بابکان، 1329، ص. 17ـ18). با نگاهی به منابع میبینیم که جریان شهرسازی در ایران دورۀ ساسانی حالتی متفاوت با گذشته دارد؛ زیرا منابع از تعداد زیاد شهرهای ساختهشده در این دوره سخن میگویند. جغرافیای ایران در طول تاریخ ساسانیان، شاهد ایجاد شهرهای جدید و احیای بسیاری از شهرهای قدیمی است (طبری، 1375، ج. 2/585، 592؛ ابنبلخی، 1374، ص. 171، 176، 181). این موضوع، ازجمله ویژگیهای برجستۀ تاریخ ساسانیان است. با توجه به تسلط حکومت ساسانی بر سواحل خلیج فارس، یکی از جنبههای مهم اقتصاد دورۀ ساسانی، بازرگانی دریایی بود و این گسترۀ آبی «کانون فعالیت دریایی ساسانیان» به شمار میرفت (Whitehouse & Williamson, 1973, p. 29). در آغاز روی کار آمدن ساسانیان خلیج فارس آبراهی مهم بود و پیشاز تأسیس این سلسله و از قرن اول میلادی بازرگانان با بهرهگیری از بادهای موسمی از خلیج فارس به هند و سیلان میرفتند (Whitehouse & Williamson, 1973, p. 30). در دورۀ ساسانی هم این ارتباط با نواحی یادشده، ادامه یافت. زین الاخبار در باب رابطۀ ایران و هند از ارسال سالانۀ «دویست هزار پاره ساج» بهعنوان باج به ایران در دورۀ انوشیروان سخن میگوید (گردیزی، 1363، ص. 87). ساسانیان که به اهمیت تجاری خلیج فارس با نقاط یادشده آگاه بودند توجه به سواحل و ساخت بندرها را بهمنظور رونق دادن به تجارت دریایی در دستور کار خود قرار دادند. در همۀ نقاط ساحلی خلیج فارس مکانهایی وجود داشت که در آنها بندرگاههایی بنا شد که تأمینکنندۀ مواد و کالاهای شهرهای مهم پسکرانهای بودند و در رونق اقتصادی حکومت تأثیر مهمی داشتند. «گور» یکی از این شهرهای پسکرانهای بود که اردشیر بابکان آن را بنا نهاد (الإصطخری، 2004م، ص. 76؛ ابنبلخی، 1374، ص. 334). این شهر بهعنوان پایتخت و مرکز حکومت، علاوهبر اهمیت سیاسی ازنظر اقتصادی نیز میبایست در سطحی عالی بوده و در رونق اقتصادی حکومت ساسانی مؤثر باشد. علاوهبر ارتباط با سیراف، در داخل شهر گور، گلابگیری و تولید عرقیات گیاهی رایج بود. گلاب جوری هم به سایر نقاط ایران صادر میشد و هم ازطریق دریا به سرزمینهای دوردست میرفت (الإصطخری، 2004م، ص. 92؛ ابنحوقل، 1938م، ج2/298). وجود این مشاغل در اهمیت اقتصادی این شهر تأثیر بسیاری داشت. بیتردید یکی از مهمترین نقاط ارسال گلاب جوری به کشورهای دیگر ازطریق دریا، بندر سیراف بود. سیراف، با توجه به موقعیت جغرافیایی گور، مناسبترین نقطهای بود که میتوانست بندری برای تأمین کالاهای ضروری شهر گور و دیگر نقاط فارس باشد که با این شهر در ارتباط بودند؛ بنابراین یکی از علل اصلی ساخت و اهمیت سیراف را بایستی در ارتباط با موقعیت گور و رابطۀ آنها با هم دانست. درستی انتخاب این بندر برای گور ازآنجا مشخص میشود که قرنها این دو مکان در ارتباط دائم با یکدیگر بودند و به گفتۀ وایتهاوس سیراف بندر گور به شمار میرفت (Whitehouse, 1972, p. 87). دیگر شهرهای فارس مانند دارابگرد، کوار، کاریان، کارزین، جم و کُران نیز با سیراف ارتباط داشتند (الإصطخری، 2004م، ص. 79؛ مقدسی، 1361، ج. 2/373-674؛ ابنبلخی، 1374، ص. 386). ارتباط دو شهر گور و دارابگرد با سیراف آبادانی و رونق شهرهای یادشده را که بر سر راه سیراف قرار داشتند، در پی داشت. این شهرها علاوهبر مزایایی که از ارتباط با سیراف نصیبشان میشد، نیازمندیهای این بندر را نیز تأمین میکردند. دشت گور (فیروزآباد) گستردگی فراوانی دارد. حاصلخیزی خاک، وجود منابع فراوان آب، هوای معتدل، کیفیت عالی زراعت، از ویژگیهای آن بوده است (ابنبلخی، 1374، ص. 335؛ فرصت شیرازی، 1377، ج. 1/179). این عوامل سبب رونق فراوان کشاورزی در این دشت شده؛ بهگونهای که زراعت آن از همهجای فارس بهتر بود (حسینی فسایی، 1382، ج. 2/1418). با توجه به کیفیت مناسب محصولات زراعی بهویژه گندم و جو، این نقطه میتوانست بخشی از نیازمندیهای غذایی بندر سیراف بهویژه غلات را تأمین کند. ناحیۀ کُران ازجمله نواحی کوره اردشیرخوره در سدههای نخستین اسلامی بود (ابنخرداذبه، 1992م، ص. 44). برخی منابع این مکان را از نواحی سیراف دانستهاند (ابنبلخی، 1374، ص. 338؛ الحازمی، بیتا، ص. 199). کُران بهعنوان آخرین منزلگاه در مسیر دارابگرد به سیراف قرار داشت (مقدسی، 1361، ج. 2/674). مرکز این ناحیه نیز شهر کُران نام داشت که بهعنوان شهری آباد با جمعیت بسیار از حدود سیراف معرفی شده است (حدود العالم، 1362، ص. 131). ناحیۀ کُران سدههای اولیۀ اسلامی (بلوک فال سدههای میانه و دشت گلهدار و اسیر امروزی) با توجه به وسعت، زیستبومی مناسب و خاک حاصلخیز داشت (عسکری چاوردی و همکاران، 1392، ص. 87)؛ ازاینرو برای سواحل خلیج فارس اهمیت حیاتی داشت. این وضعیت و استعداد کشاورزی منطقه اهمیت و توسعۀ بیشتر راه تجاری بهسمت سیراف را به دنبال داشت؛ درحالیکه نوار ساحلی خلیج فارس از چنین قابلیتی تقریباً بیبهره بود. این دشت برای سواحل ازنظر تأمین غلات و علوفه نقطۀ مهمی به شمار میرفت (Stein,1937, p. 217-218). در منابع از کاشت غله و درخت خرما در این قسمت یاد شده است (ابنبلخی، 1374، ص. 338؛ مستوفی، 1336، ص. 142). تا چند دهۀ گذشته بخشی از غلۀ تولیدی این منطقه برای فروش یا مبادلۀ کالابهکالا به سواحل خلیج فارس ازجمله بندر سیراف (طاهری) میرفت (نوروززاده بوشهری، 1325، ص. 136؛ ابراهیمی، 1400، مصاحبه). با توجه به تولید خرما بهعنوان تنها محصول درختی کُران میتوان گفت بخشی از نیاز خرمای سیراف نیز از ناحیۀ کُران تأمین میشد. همچنین ظرفیت این دشت در پرورش دام میتوانست بخشی از نیازهای گوشتی و دام سیراف و سواحل را تأمین کند. در منابع متأخر از طاهری یا سیراف بهعنوان بندر مناطق گلهدار و جم یاد شده است که این مطلب تداوم ارتباط این دو نقطه را با سیراف در طول زمان نشان میدهد (Lorimer, 1908, p. 1853). جم امروزه از شهرهای استان بوشهر است. این نقطه نیز مانند کُران در کورۀ اردشیرخوره قرار داشت (الإصطخری، 2004م، ص. 70). جم در سدههای نخستین اسلامی شهری آباد با جمعیت بسیار در نزدیکی سیراف بود (حدود العالم، 1362، ص. 131). «آبهای جاری»، «چشمههای شیرین گوارا» و «هوایی قرین اعتدال» از ویژگیهای طبیعی جم بوده است؛ ازاینرو «انواع فواکه» در آنجا بهخوبی به دست میآمد (حسینی فسایی، 1382، ج. 2/1460). اهالی جم با بهرهگیری از منابع آبی فراوان، نخلستانهای وسیعی احداث کرده بودند. در این باغها انواع گوناگونی از خرمای باکیفیت تولید میشد (ادوای و ابراهیمی، 1400، ص. 14). در منشآت فاضل جمی که از متون ادبی دورۀ قاجار است اسامی مختلفی چون خاصّه، شکر، مرزبان و مصلّی برای نخل و خرمای جم ذکر شده است (فاضل جمی، 1371، ص. 38). در این میان بیشترین نخل و خرمای جم، خُصّی (خاصه) بوده که به «خرمای زرد» هم شهرت دارد (ادوای و ابراهیمی، 1400، ص. 14). جم نیز از مکانهای تأمینکنندۀ مواد غذایی بهویژه میوه برای اهالی سیراف بود (الإصطخری، 2004م، ص. 78). اشارۀ یکی از مأموران اروپایی به حمل میوه توسط کاروانی در راه جم به سیراف به سال 1911 تداوم این سنت را نشان میدهد (ویلسون، 1310، ص. 64). راه تجاری در کنار شهرهای پسکرانهای که از آنها یاد شد، دیگر پدیدۀ جغرافیایی انسانی «راه» بود که آن نیز نقش مهمی در مکانگزینی بندر سیراف داشت. پیشاز این به نقش شهر گور و موقعیت آن در جانمایی سیراف اشاره شد. این شهر بهوسیلۀ راهی به سیراف متصل میشد؛ در واقع یکی از اصلیترین علل مکانگزینی سیراف در این قسمت از سواحل خلیج فارس را علاوهبر ساخت شهر گور باید مربوط به راهی دانست که به کرانههای خلیج فارس و سیراف منتهی میشد. راه یادشده پساز طی منزلگاههای بسیاری به جم در نزدیکی سیراف میرسید. این منزلگاهها در آثار جغرافیایی اسلامی ذکر شدهاند (الإصطخری، 2004م، ص. 79؛ مقدسی، 1361، ج. 2/674). این راه پساز عبور از جم، کوهها و تپههای پیرامون آن چون اثر طبیعی «پوزۀ پَدری» و منزلگاههایی که امروزه به آنها «گِلاُویی» و «برده پهن» گفته میشود بهسمت سیراف ادامه مییافت (اکبری، 1387، ص. 128). منزلگاهها شامل تعدادی کاروانسرا و برکههای آب بود که به دوران رونق سیراف برمیگردد (Staff, 1918, p. 162). سرانجام، راه به زمین صاف و هموار درۀ دوبند میرسید. از این مکان نزدیکترین محوطۀ ساحلی که این راه به آن منتهی میشد، بندر سیراف بود. این راه، اصلیترین راهی بود که از گور به سیراف میرسید؛ بنابراین راه یادشده تأثیر مهمی در انتخاب مکان بندر سیراف داشت. راه دیگر از دارابگرد آغاز و با عبور از شهرهایی مانند «جویم ابواحمد»، «کاریان»، «پاراب» و «کُران» به سیراف منتهی میشد (مقدسی، 1361، ج. 2/674). این راه در نقطۀ دورتری از سیراف از کوه و گردنهای بسیار ناهموار و سخت به نام «یهودکُش» به زمین صاف و هموار میرسید. اشتاین که این راه را از طاهری به گلُهدار پیموده، وجود دیواری ساختهشده با قطعات بزرگ سنگهای تراشیدهشده را نشانی از یک راه مهندسیشده در این قسمت دانسته که بههمراه آثار دیگر، گویای رفتوآمد بین کانون تجاری سیراف و مراکز بازرگانی کهن ایران بود (Stein, 1937, p. 214). نتیجهگیری در مکانگزینی سیراف، سازندگان این بندر به پدیدههای جغرافیایی طبیعی و انسانی توجه کردند و آنان با بهرهگیری از این پدیدهها به شکلی معقول و حسابشده و در راستای تأمین نیازهای تجاری و اقتصادی اقدام به مکانگزینی بندر سیراف و بنای آن کردند. توجه به امر تجارت دریایی و ضرورت تأسیس یک بندر در سواحل خلیج فارس سازندگان را بر آن داشت تا با توجه به موقعیت جغرافیایی شهر گور در پی یافتن مکانی در سواحل خلیج فارس باشند که از موقعیت بندرگاهی مناسبی برخوردار باشد. کاربری سیراف بهعنوان بندری دریایی، کاربری دیگری را نیز برای آن به دنبال داشت که بازاری بودن آن بود. سیراف بازار بسیاری از کالاها و محصولاتی بود که هم از دریا و هم از خشکی و نواحی پیرامونی به آن وارد میشد. علاوهبر ویژگی بندرگاهی، بنای بندر جدید امکانات نظارتی، دیدهبانی و دفاعی را نیز میطلبید که این موضوع با توجه به وجود ارتفاعات دسترسپذیر برای ایجاد دژها میسر بود. ازآنجاکه به وجود آمدن هر سکونتگاهی وابسته به تأمین آب نیز هست، وجود منابع این مادۀ حیاتی در کوههای نزدیک به سیراف و نیز حفر چاههای فراوان در کوهها و دامنههای مشرف به این بندر و حفرههای چهارگوش دستکند، بخش بسیاری از نیاز ساکنان سیراف به آب را تأمین میکرد. موقعیت مکان انتخابشده برای ساخت سیراف نسبت به شهر گور و دیگر نواحی پسکرانهای چون جم و کُران نیز در مکانگزینی این بندر مؤثر بود؛ بهویژه که نقاط یادشده مواد غذایی سیراف را نیز تأمین میکردند. سیراف مبدأ و مقصد راههای چندی در ایالت فارس بود. این راهها سیراف را به شهرهای ایران و بالعکس پیوند میداد. بهعلاوه راه دریایی نیز عامل ارتباطی مهم این بندر با سایر نقاط دنیا بود. | ||
| مراجع | ||
|
ابراهیمی، حاج محمدعلی (1400). ارتباط منطقه گلهدار و اسیر با سواحل خلیج فارس (مکان مصاحبه). شهرک امام خمینی.
ابراهیمی، نصرالله، دهپهلوان، مصطفی، و محمدخانی، کوروش (1399). کاوش محوطۀ هخامنشی چرخاب برازجان بر اساس نتایج بررسی آرکئوژئوفیزیک. مطالعات باستانشناسی پارسه، 4(11)، 75ـ90.
ابنبلخی (1374). فارسنامه (توضیح و تحشیه از منصور رستگار فسایی). بنیاد فارسشناسی.
ابنحوقل، ابوالقاسم محمد (1938م). صورةالأرض (ج. 2). دار صادر.
ابنخرداذبه، عبیدالله بن عبدالله (1992م). المسالک و الممالک. دار صادر.
ابنرسته، احمد بن عمر (1892م). أعلاق النفیسة و یلیه کتاب البلدان. دار صادر.
ابوالفداء، اسماعیل بن علی (2007م). تقویم البلدان. مکتبة الثقافة الدینیة.
ادوای، مظهر، و ابراهیمی، مصطفی (1400). خرما، هویت و زندگی روزانه (مطالعه موردی: روستای شَلدان 1300 ـ 1357ش). تحقیقات تاریخ اجتماعی، 11(1)، 3ـ31.
اسحاق بن الحسین (1408ق). آکام المرجان (تصحیح فهمی سعد). عالم الکتب.
اسماعیلی جلودار، محمد اسماعیل (1390). تحلیل سیستم تدافعی سیراف در اواخر دورۀ ساسانی و اوایل دورۀ اسلامی بر پایه قلعههای نویافته در آن، باستانشناسی ایران در دورۀ اسلامی (بهکوشش محمد ابراهیم زارعی). دانشگاه بوعلی سینا.
اسماعیلی جلودار، محمد اسماعیل (1394). پژوهشهای باستانشناسی خلیج فارس: بندر باستانی سیراف. پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری.
الإصطخری، ابراهیم بن محمد (2004م). المسالک و الممالک (تحقیق محمد جابر عبدالعال حینی). الهیئة العامة لقثور الثقافة.
الإصفهانی، حمزه بن الحسن (بیتا). سنی ملوک الارض و الانبیا علیهم الصلاه و السلام. منشورات دار مکتبة الحیاة.
اقبال آشتیانی، عباس (1324). جغرافیای بلاد و نواحی: سیراف قدیم. یادگار، 2(4)، 7ـ18.
اقتداری، احمد (1375). آثار شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
اکبری، علی (1387). روابط تجاری بندر سیراف و ایالت فارس از اواخر عهد ساسانی تا پایان سده ششم هجری [پایاننامه منتشرنشده کارشناسی ارشد]. دانشگاه آزاد اسلامی واحد داراب.
البلاذری، احمد بن یحیی (1988م). فتوح البدان. دار و مکتبة الهلال.
الحازمی، محمد بن موسی (بیتا). الأماکن. بینا.
الحموی، یاقوت بن عبدالله (1995م). معجم البلدان (ج. 3). دار صادر.
الحمیری، محمد بن عبدالمنعم (1984م). الروض المعطار فی خبر الأقطار (احسان عباس، محقق). مکتبة لبنان ناشرون.
الخوارزمی، محمد بن موسی (1345ق). صورة الأرض (تحقیق هانس فون مزیک). دار و مکتبة بیبلیون.
الهمدانی، ابنفقیه (1416ق). البلدان (تحقیق یوسف الهادی). عالم الکتب.
آل داوود، سید علی (1378). دو سفرنامه از جنوب ایران. امیرکبیر.
تاریخ سیستان (1366). ملکالشعراء بهار (مصحح). کلاله خاور.
توفیقیان، حسین (1393). بنادر تاریخی خلیج فارس در دوران ساسانی. پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری.
جعفری، سید محیالدین (1394). سیراف؛ دانش مهندسی سازههای آبی. پیام.
جواهری، محسن (1400). آب برای سرزمین مقدس سیراف. انتشارات ادیب مصطفوی.
جیهانی، ابوالقاسم بن احمد (1368). اشکال العالم (علی بن عبدالسلام کاتب، مترجم؛ با مقدمه و تعلیقات فیروز منصوری). آستان قدس رضوی.
حافظ ابرو، عبدالله بن لطفالله (1375). جغرافیا (صادق سجادی، مصحح؛ ج. 1-2). میراث مکتوب.
حدود العالم (1362). (به کوشش منوچهر ستوده). کتابخانه طهوری.
حسینی فسایی، حاج میرزا حسن (1382). فارسنامه ناصری (تصحیح و تحشیه منصور رستگار فسایی؛ ج. 2). امیرکبیر.
خسروزاده، علیرضا (1396). باستانشناسی خلیج فارس در دورۀ اشکانی و ساسانی. سمت.
سرفراز، علیاکبر، و فیروزمندی، بهمن (1387). باستانشناسی و هنر دوران تاریخی (ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی). مارلیک.
سمسار، محمد حسن (1357). جغرافیای تاریخی سیراف. انجمن آثار ملی.
سیرافی، سلیمان تاجر (1381). سلسلة التواریخ (حسین قرچانلو، مترجم). اساطیر.
شکویی، حسین (1373). فلسفه جغرافیا. مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی.
طاهری، رضا (1394). از مروارید تا نفت: تاریخ خلیج فارس (از بندر سیراف تا کنگان و عسلویه). نخستین.
طبری، محمد بن جریر (1375). تاریخ طبری (ابوالقاسم پاینده، مترجم؛ ج. 2، 15). اساطیر.
طوسی، محمد بن محمود (1382). عجایب المخلوقات (به اهتمام منوچهر ستوده). انتشارات علمی فرهنگی.
عسکری چاوردی، علیرضا، پیتری، کامرون، و تایر، هلن (1392). نخستین دهکدههای خلیج فارس. انتشارات دانشگاه شیراز.
فاضل جمی، میرزا محمد حسین (1371). منشآت (مقدمه، توضیحات و تعلیقات هیبتالله مالکی). کویر.
فرصت شیرازی، محمد نصیر (1377). آثار عجم (ج. 2). امیرکبیر.
قدامه بن جعفر (1981م). الخراج و صناعة الکتابة (محمدحسین زبیدی، مصحح). دارالرشید للنشر.
کارنامه اردشیر بابکان (1329). (به اهتمام محمدجواد مشکور). کتابفروشی و چاپخانه دانش.
کازرونی، محمد ابراهیم (1367). تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس (تصحیح و تحشیه منوچهر ستوده). مؤسسه فرهنگی جهانگیری.
کنگانی، محمد (1403)، زندگی در سیراف (مکان مصاحبه). بندر سیراف.
گردیزی، ابوسعید عبدالحی بن ضحاک (1363). زین الاخبار (تحقیق عبدالحی حبیبی). دنیای کتاب.
گوردون ایست، ویلیام (1392). تاریخ در بستر جغرافیا (حسین حاتمینژاد و حمیدرضا پیغمبری، مترجمان). پژوهشکده تاریخ اسلام.
لسترنج، گای (1364). جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی (محمود عرفان، مترجم). علمی فرهنگی. (اثر اصلی منتشر شده 1905)
مستوفی، حمدالله (1336). نزهة القلوب (به کوشش محمد دبیرسیاقی). کتابخانه طهوری.
مسعودی، ابوالحسن (1365). التنبیه و الاشراف (ابوالقاسم پاینده، مترجم؛ ج. 1). انتشارات علمی فرهنگی.
معصومی، غلامرضا (1374). سیراف، بندر طاهری. قطره.
مقدسی، ابوعبدالله (1361). احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم (علینقی منزوی، مترجم؛ ج. 2). شرکت مؤلفان و مترجمان.
نوروززاده بوشهری، اسماعیل (1325). ایران کنونی و خلیج فارس. چاپخانه روزنامه امید.
واندنبرگ، لوئی (1348). باستانشناسی ایران باستان (عیسی بهنام، مترجم). دانشگاه تهران.
ویلسون، آرنولد (1310). تاریخ خلیج فارس (محمد سعیدی، مترجم). مطبعة فرهومند.
References Abu al-Fida, I. A. (2007). Taqwīm al-buldān [The survey of countries]. Maktabat al-Thaqafat al-Diniyya. [In Arabic] Advay, M., & Ebrahimi, M. (2021). Date palm, identity and daily life (Case study: Shaldan village 1921-1978). Social History Research, 11(1), 3-31. https://doi.org/10.30465/shc.2021.33439.2159 [In Persian] Al-Baladhuri, A. Y. (1988). Futūḥ al-buldān [The conquest of countries]. Dar wa Maktabat al-Hilal. [In Arabic] Al-Ḥamawi, Y. A. (1995). Muʿjam al-buldān [Dictionary of countries]. Dar Sadir. [In Arabic] Al-Ḥazari, M. M. (n.d.). Al-Amakin [The places]. (n.p). [In Arabic] Al-Iṣṭakhri, I. M. (2004). Al-Masalik wa al-mamalik [Routes and kingdoms] (M. J. ʿA. al-Ḥini, Ed.). Al-Hayʾa al-ʿAmma li-Qusur al-Thaqafa. [In Arabic] Al-Khwarazmi, M. M. (1966). Ṣūrat al-arḍ [Picture of the earth] (H. von Mžik, Ed.). Dar wa Maktabat Bīblīyūn. [In Arabic] Al-Maqdisi, A. (1982). Aḥsan al-taqāsīm fī maʿrifat al-aqālīm [The best divisions for knowledge of the regions] (A. N. Munzawi, Trans.). Shirkat-i Muʾallifan va Mutarjiman. [In Arabic] Al-Tabari, M. J. (1996). Tabari’s History (A. Payandeh, Trans.). Asatir. [In Persian] Arrian (1897). The Indica of Arrian. Education Society's Press. Davood, S. A. (1999). Two travelogues from southern Iran. Amir Kabir. [In Persian] Ebrahimi, N., (2020). Archaeological exploration of the Achaemenid site of Charkhab, Borazjan based on archaeogeophysical survey results. Parsa Archaeological Studies, 4(11), 75-90. https://journal.richt.ir/mbp/article-1-311-fa.html [In Persian] Ebrahimi. M. (2021) The connectionbetween the Gallehdar and Asir region and the Persian Gulf coast. Interview location: Imam Khomeini Town]. [In Persian] Eṣfahani, Ḥ. Ḥ. (n.d.). Sinnī mulūk al-arḍ wa al-anbiyā ʿalayhim al-ṣalāt wa al-salām [The years of kings of the earth and the prophets]. Dar Maktabat al-Ḥayat. [In Arabic] Eṣmaili Joludar, M. (2011). Analysis of the defensive system of Siraf in late Sassanid and early Islamic periods based on newly discovered forts. In M. E. Zarei (Ed.), Archaeology of Iran in Islamic period (pp. 45-62). Bu-ʿAli Sina University. [In Persian] Eṣmaili Joludar, M. (2015). Archaeological researches of Persian Gulf: Ancient port of Siraf. Cultural Heritage and Tourism Research Institute. [In Persian] Faḍil Jami, M. M. (1992). Munshaʾāt [Letters] (H. Maliki, Ed.). Kawir. [In Persian] Farrukhi Sistani, A. J. (1970). Dīvān [Poetry collection] (M. Dabir Siyaqi, Ed.). Tahuri. [In Persian] General Staff. (1918). Routes in Persia (Vol. 3). Government Monotype Press. Ḥafiẓ Abru, A. L. (1996). Jughrafiya [Geography] (S. Sajjadi, Ed.). Mirath-i Maktub. [In Persian] Ḥudud, A. (1983). The regions of the world (M. Sotudeh, Ed.). Tahuri. [In Persian] Ibn al-Faqih, A. (n.d.). Kitāb al-buldān [Book of countries]. (n.p). [In Arabic] Ibn Balkhi. (1995). Fārsnāma [Book of Fars] (M. Rastgarfasaee, Ed.). Persian Studies Foundation. [In Persian] Ibn Ḥawqal, A. (1938). Ṣūrat al-arḍ [Picture of the earth] (Vol. 2). Dar Sadir. [In Arabic] Ibn Khurdādhbih, U. A. (1992). Al-Masālik wa al-mamālik [Routes and kingdoms]. Dar Sadir. [In Arabic] Ibn Rusta, A. U. (1892). Al-Aʿlāq al-nafīsa wa yalīhi kitāb al-buldān [Precious valuables and the book of countries]. Dār Ṣādir. [In Arabic] Isḥāq, H. (1988). Ākām al-marjān [The tiers of coral] (F. Saʿd, Ed.). ʿAlam al-Kutub. [In Arabic] Kangani, M. (2024). [Personal interview: The living in Siraf, Interview location: Siraf port]. [In Persian] Karnama-yi Ardashir-i Babakan (1950). The book of the deeds of Ardashir son of Babak (M. J. Mashkur, Ed.). (n.p). [In Persian] Kazeruni, M. (1988). History of ports and islands of Persian Gulf (M. Sotudeh, Ed.). Jahangiri Cultural Institute. [In Persian] Khursandi, N. (1946). Contemporary Iran and Persian Gulf. Umid. [In Persian] Le Strange, Guy (1905). Lands of the eastern caliphate; Mesopotamia, Persia, and Central Asia, from the Moslem conquest to the time of Timur (M. Erfan, Trans.). Elmi Farhangi. [In Persian] Lorimer, J. G. (1908). Gazetter of the Persian Gulf, Oman, and Central Arabia, Calcotta. Printed by supdt, GOVT. Masuodi, A. (1986). Al-Tanbīh wa al-ashrāf [Admonition and revision] (A. Payanda, Trans.). Elmi Farhangi. [In Arabic] Mustawfī, Ḥ. (1957). Nuzhat al-qulūb [Hearts' delight] (M. Dabirsiyaqi, Ed.). Tahuri. [In Persian] Qudāma, J. (1981). Al-Kharāj wa ṣināʿat al-kitāba [Land tax and craft of writing] (M. al-Zubaydi, Ed.). Dar al-Rashid. [In Arabic] Shakuyi, H. (1994). Philosophy of Geography. Institute of Geography and Cartography of Geetashenasi. [In Persian] Stein, A. (1937). Archeological Reconnaissances in North – Western India and South – Eastern Iran. Macmillan and Co. Strabo (n.d). Geography. Wiliam Heineman. Taheri, Reza (2015). From Pearls to Oil: History of the Persian Gulf (from Siraf Port to Kangan and Asaluyeh). Nakhostin. [In Persian] Ṭusi, M. M. (2003). ʿAjāʾib al-makhlūqāt [Wonders of creation] (M. Sotudeh, Ed.). Elmi Farhangi. [In Persian] Vanden Berghe, L. (1969). Archaeology of Ancient Iran (I. Bahnam, Trans.). Tehran University. [In Persian] Whitehouse, D. (1968). Excavations at Siraf; First interim report. Iran, 6, 1–22. https://doi.org/10.2307/4299597 Whitehous, D. (1969). Excavations at Siraf: Second interim report. Iran: Journal of the British Institute of Persian Studies, 7(1), 39–62. https://www.tandfonline.com/doi/abs/10.1080/05786967.1969.11834772 Whitehouse, D. (1972). Excavations at Siraf: Fifth interim report. Iran, 10, 63–87. https://doi.org/10.2307/4300466 Whitehouse, D., & Williamson, A. (1973). Sasanian maritime trade. Iran, 11, 29– 49. https://doi.org/10.2307/4300483. Wilson, A. (1931). History of Persian Gulf (M. Saidi, Trans.). Farhumand. [In Persian] | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 449 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 194 |
||