| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,916 |
| تعداد مقالات | 15,572 |
| تعداد مشاهده مقاله | 46,387,044 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 19,009,012 |
راهبردهای توسعه و بهرهبرداری از ظرفیتهای شکلگیری خطمشی در امور خیر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مطالعات وقف و امور خیریه | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 12 آبان 1405 اصل مقاله (1.28 M) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/ecs.2026.150588.1232 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بابک امینی1؛ مهربان هادی پیکانی* 2؛ اکبر اعتباریان خوراسگانی3 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، گروه مدیریت، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشیار مدیریت دولتی، گروه مدیریت، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 3استاد مدیریت دولتی، گروه مدیریت، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حوزۀ امور خیر به عرصهای چندبازیگری برای مشارکت اجتماعی، تولید دانش و پاسخ به مسائل عمومی تبدیل شده است؛ با اینحال، ظرفیتهای شکلگیری خطمشی در این حوزه پراکنده هستند و سازوکاری یکپارچه برای توسعه و بهرهبرداری از آنها وجود ندارد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. دادهها از ۶۲ منبع شامل مقالهها، گزارشهای رسمی، مصاحبهها و سخنرانیهای مرتبط با امور خیر، نیکوکاری، سازمانهای مردمنهاد، حکمرانی و خطمشی عمومی گردآوری و با کمک نرمافزار مکسکیودا، 515 مضمون پایه استخراج ،81 مضمون سازماندهی و 17 مضمون فراگیر منتج شدند. 9 ظرفیت شکلگیری خطمشی شامل دانش و فناوری؛ رسانه، پویشها و جریانهای اجتماعی؛ منابع مالی و شرایط اقتصادی؛ منابع انسانی؛ قوانین و مقررات پشتیبان و حمایتی؛ شبکهسازی و همکاری بینبخشی؛ ارزشها و بینشهای فرهنگی و مذهبی؛ جامعۀ مدنی و سازمانهای مردمنهاد؛ و نهادهای دولتی و نیمهدولتی شناسایی و همچنین 7 راهبرد توسعه و بهرهبرداری از ظرفیتها شامل تقویت پژوهش و آمایش سرزمینی، تحول در نگاه حکمرانی، شبکهسازی و همافزایی، توسعۀ سرمایههای انسانی، ارتقای فرهنگ نیکوکاری، توسعۀ ظرفیتهای ساختاری و قانونی، و توسعۀ زیرساختهای اقتصادی و مالی استخراج شدند. «ظرفیت شکلگیری خطمشی امور خیر» ماهیتی توزیعشده، چندبازیگری و شبکهای دارد و توسعۀ آن مستلزم گذار از الگوی دولتمحور به «زیستبوم ظرفیت خطمشی امور خیر» است. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حکمرانی امر خیر؛ ظرفیت خطمشی؛ شکلگیری خطمشی؛ حکمرانی شبکهای؛ حکمرانی مشارکتی؛ تحلیل مضمون | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مؤسسههای نیکوکاری، وقف، سازمانهای مردمنهاد، بنیادهای خیریه و اشکال مختلف مشارکت داوطلبانه، در کنار دولت و بازار، در تأمین بخشی از نیازهای جامعه نقش دارند. در شرایط معاصر، این نقش از ارائۀ خدمات حمایتی فراتر رفته است و سازمانهای غیرانتفاعی و مدنی در شناسایی مسائل، تولید دانش، دفاع از منافع عمومی و حتی شکلدهی و اجرای خطمشی نقش ایفا میکنند (Fyall, 2017). این تحول با تغییر الگوی حکمرانی نیز ارتباط دارد. در الگوی سنتی ادارۀ امور عمومی، دولت مهمترین بازیگر سیاستگذاری و ارائۀ خدمات عمومی تلقی میشد؛ اما در الگوهای جدید حکمرانی، حل مسائل عمومی مستلزم همکاری مجموعهای از بازیگران است. حکمرانی مشارکتی بر گفتوگو، اعتماد، تعهد و فهم مشترک و حکمرانی شبکهای بر ساختار و مدیریت روابط میان سازمانهای مستقل تأکید دارد (Ansell & Gash, 2008; Provan & Kenis, 2008). با وجود پیشرفتهای نظری، حوزۀ امر خیر در بسیاری از کشورها، به ویژه کشورهایی که دارای پیشینۀ تاریخی غنی در وقف و نهادهای خیریه هستند، همچنان با چالشهای حکمرانی مواجه است. اگرچه این کشورها از سرمایههای اجتماعی، سنتهای دیرینۀ نیکوکاری، ظرفیتهای مردمی و نهادهای ریشهدار مانند وقف برخوردار هستند، در بسیاری از موارد، این ظرفیتها به دلیل ضعف در طراحی و هدایت خطمشی، به صورت نظاممند در خدمت حل مسائل عمومی قرار نمیگیرند (Kuran, 2001; Çizakça, 2000; Singer, 2008). با وجود گسترش چشمگیر ادبیات حکمرانی، ظرفیت خطمشی و مدیریت سازمانهای غیرانتفاعی، بخش عمدۀ پژوهشهای موجود بر پیامدهای فعالیتهای خیرخواهانه، مدیریت مؤسسههای خیریه، مسئولیت اجتماعی شرکتها یا تحلیل شبکههای مدنی متمرکز بودهاند؛ در صورتی که در کشورهای دارای سنت دیرینه وقف و نهادهای دینی، هنوز چارچوب نظری منسجمی که بتواند مفاهیم «حکمرانی مشارکتی»[1]، «حکمرانی شبکهای»[2]، «ظرفیت خطمشی»[3] و «خلق ارزش عمومی»[4] را با تجربۀ تاریخی امر خیر تلفیق کند، کمتر مشاهده میشود. یکی از مهمترین چالشها، فقدان یک نظام خطمشی منسجم در حوزۀ امر خیر است. در بسیاری از نظامهای حکمرانی، سیاستها و برنامههای مرتبط با وقف، خیریه، مسئولیت اجتماعی شرکتها، سازمانهای مردمنهاد و سایر اشکال مشارکت اجتماعی، در قالب قوانین، مقررات و برنامههای متعدد و گاه مستقل تدوین شدهاند؛ اما این اجزا در قالب یک چارچوب سیاستی یکپارچه که دارای اهداف، اولویتها، سازوکارهای هماهنگی و نظام ارزیابی مشترک باشد، به یکدیگر متصل نشدهاند. سازمان همکاری و توسعۀ اقتصادی نیز بر این نکته تأکید میکند که نبود انسجام سیاستی یکی از مهمترین موانع اثربخشی حکمرانی در حوزههای چندبازیگری است. در چنین شرایطی، مفهوم ظرفیت خطمشی اهمیتی ویژه پیدا میکند. وو[5] و همکاران (2015) ظرفیت خطمشی را مجموعهای از مهارتها و منابع مورد نیاز برای انجام کارکردهای خطمشی و در سه سطح فردی، سازمانی و حکمرانی و سه حوزۀ تحلیلی، عملیاتی و سیاسی صورتبندی کردهاند. در حوزۀ امور خیر، این ظرفیت الزاماً در داخل دولت مستقر نیست؛ دانشگاهها، بنیادها، خیریهها، سازمانهای مردمنهاد، رسانهها و شبکههای اجتماعی میتوانند حامل بخشهایی از آن باشند. چالش دوم، شناسایینشدن ظرفیتهای شکلگیری خطمشی در حوزۀ امر خیر است. بخش عمدۀ مطالعات موجود، ظرفیتهای حوزۀ خیر را از نظر منابع مالی، سرمایۀ اجتماعی، مشارکت شهروندی یا عملکرد سازمانهای غیرانتفاعی بررسی کردهاند؛ در حالی که ظرفیتهایی مانند رهبری شبکهای، توان تحلیل سیاست، یادگیری نهادی، تولید دانش، میانجیگری میان ذینفعان، ایجاد اجماع و بسیج منابع که نقشی تعیینکننده در شکلگیری خطمشی دارند، کمتر به صورت نظاممند مطالعه شدهاند (Howlett & Ramesh, 2020; Wu et al., 2015). از سوی دیگر، پراکندگی تصمیمها و نبود وحدت راهبری از دیگر چالشهای این حوزه است. مسئولیتهای مرتبط با امر خیر عمدتاً میان دستگاههای دولتی، نهادهای عمومی، مؤسسههای خیریه، سازمانهای مردمنهاد، موقوفات، بنیادها، بنگاههای اقتصادی و سایر بازیگران توزیع شده است. این تکثر نهادی، اگرچه ظرفیتهایی گسترده ایجاد میکند، در نبود سازوکارهای هماهنگی، ممکن است به موازیکاری، همپوشانی مأموریتها، اتلاف منابع و کاهش اثربخشی سیاستها منجر شود. ادبیات حکمرانی شبکهای نیز تصریح میکند شبکههای فاقد سازوکار هماهنگی معمولاً با شکست در تصمیمگیری جمعی، کاهش اعتماد میان اعضا و ضعف در اجرای سیاستها مواجه میشوند (Provan & Kenis, 2008; Klijn & Koppenjan, 2016). تعدد بازیگران و ضعف ارتباطات میان آنان نیز از مهمترین موانع بهرهگیری از ظرفیتهای امر خیر است. امروزه، دولت، نهادهای دینی، موقوفات، سازمانهای مردمنهاد، خیریهها، بنیادهای خانوادگی، شرکتهای مسئولیتپذیر، دانشگاهها، رسانهها و گروههای داوطلب، هر یک بخشی از منابع، دانش و ظرفیتهای این حوزه را در اختیار دارند؛ اما در بسیاری از موارد، فقدان شبکههای همکاری، نبود سازوکارهای تبادل اطلاعات، ضعف اعتماد نهادی و محدودبودن یادگیری مشترک مانع شکلگیری ظرفیتهای جمعی برای سیاستگذاری میشود. این مسئله با یافتههای پژوهشهای حوزۀ حکمرانی مشارکتی همخوانی دارد که اعتماد، گفتوگوی مستمر و ساختارهای نهادی را پیششرط موفقیت همکاریهای بینبخشی میدانند (Ansell & Gash, 2008; Emerson & Nabatchi, 2015). مطالعات سازمانهای غیرانتفاعی نشان دادهاند این سازمانها میتوانند هم ارائهکنندۀ خدمات و هم مدافع خطمشی باشند (Lu, 2018). فیال[6] (2017) نیز نقش حرفهایسازی، منابع، دانش، قوانین، مشارکت ذینفعان و همکاری را در مشارکت خطمشی سازمانهای غیرانتفاعی برجسته کرده است. در ایران نیز، مطالعاتی بر چالشهای حکمرانی امور خیر، ضرورت قانونگذاری، حرفهایسازی و بهبود ارتباطات میانسازمانی تأکید کردهاند (رعنایی کردشولی و دهّاز، 1402؛ بلورفروش و همکاران، 1403). حوزۀ امر خیر هنوز از یک الگوی حکمرانی مشخص و منسجم برخوردار نیست؛ در حالی که ادبیات نوین حکمرانی بر خلق ارزش عمومی از طریق تعامل میان دولت و جامعه تأکید میکند (Moore, 1995; Bryson et al., 2014). در بسیاری از کشورها، هنوز چارچوبی توسعه نیافته است که بتواند نقش دولت، نهادهای دینی، بخش خصوصی، سازمانهای مردمنهاد و خیرین را در فرایند شکلگیری، اجرا و ارزیابی خطمشیهای حوزۀ امر خیر به صورت یکپارچه تعریف کند؛ در نتیجه، بخشی قابل ملاحظه از ظرفیتهای بالقوۀ این حوزه در قالب اقدامات جزیرهای و کوتاهمدت باقی میمانند و امکان تبدیل آنها به سیاستهای پایدار و یادگیرنده فراهم نمیشود. از این رو، طبق مطالعات بررسیشده، خلأ اصلی در عدم توجه و تمرکز پژوهشها بر ظرفیتهای شکلگیری خطمشی در حوزۀ امور خیر و راهبردهای توسعه و بهرهبرداری همزمان از آنها، در قالب یک چارچوب یکپارچه تشخیص داده شده است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با تمرکز بر این خلأ، دو پرسش را دنبال میکند: نخست، ظرفیتهای شکلگیری خطمشی در حوزۀ امور خیر کداماند؟ دوم، چه راهبردهایی برای توسعه و بهرهبرداری از این ظرفیتها میتوان ارائه کرد؟
2-1 مبانی نظری امر خیر از مفاهیم بنیادین علوم اجتماعی، مدیریت عمومی، اقتصاد نهادی و مطالعات حکمرانی است که در دهههای اخیر، دامنۀ آن از فعالیتهای سنتی نیکوکارانه فراتر رفته و به یکی از ارکان تولید ارزش عمومی و حکمرانی مشارکتی تبدیل شده است. واژۀ Philanthropy از دو واژۀ یونانیPhilos (دوستداشتن) وAnthropos (انسان) مشتق شده است و در معنای لغوی به «دوستداری انسان» یا «نوعدوستی» اشاره دارد (Payton & Moody, 2008). با این حال، در ادبیات معاصر، امر خیر صرفاً به رفتارهای انساندوستانه یا کمکهای مالی محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از فعالیتهای داوطلبانه، نهادی و سازمانیافته است که با هدف خلق منافع عمومی، کاهش نابرابری، ارتقای رفاه اجتماعی و حل مسائل عمومی انجام میشود (Anheier, 2014). امر خیر مجموعهای از اقدامات سازمانیافته و داوطلبانه است که توسط افراد، بنیادها، مؤسسههای خیریه، سازمانهای غیرانتفاعی و سایر بازیگران جامعۀ مدنی برای تأمین کالاها و خدمات عمومی و پاسخ به نیازهای اجتماعی انجام میشود. این تعریف، امر خیر را جزئی از «بخش سوم» میداند که در کنار دولت و بازار، نقشی مهم در تولید و توزیع ارزش عمومی ایفا میکند (Salamon, 2015). از نظر حکمرانی، امر خیر فقط یک منبع مالی یا فعالیت بشردوستانه نیست، بلکه نوعی سرمایۀ نهادی است که از طریق بسیج منابع اجتماعی، اقتصادی، دانشی و فرهنگی، ظرفیت جامعه را برای حل مسائل پیچیده افزایش میدهد؛ به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران معاصر امر خیر را بخشی از ظرفیت حکمرانی و یکی از ابزارهای تحقق توسعۀ پایدار تلقی میکنند (Phillips & Smith, 2018). در ادبیات اسلامی نیز، مفهوم امر خیر جایگاهی فراتر از صدقه و انفاق دارد. آموزههای قرآنی و روایی، خیر را به عنوان رفتاری مستمر، داوطلبانه و مبتنی بر مسئولیت اجتماعی معرفی میکنند که در قالب نهادهایی همچون وقف، صدقات جاریه، قرضالحسنه، زکات، انفاق و سایر اشکال تعاون اجتماعی تحقق مییابد. ویژگی ممتاز این نهادها پایداری منابع، استمرار منافع و پیوند میان انگیزههای اخلاقی، دینی و اجتماعی است (Çizakça, 2000; Kuran, 2001). در نتیجه، برخلاف برداشتهای محدود از نیکوکاری، امر خیر در سنت اسلامی واجد ابعاد نهادی، اقتصادی و حکمرانی نیز بوده است. بررسی منابع علمی نشان میدهد امر خیر دارای ویژگیهایی است که آن را از سایر ساز وکارهای تأمین خدمات عمومی متمایز میکند. نخست، داوطلبانهبودن؛ فعالیتهای خیرخواهانه مبتنی بر انتخاب آزادانۀ افراد و سازمانها هستند و برخلاف مالیات، بر اجبار قانونی استوار نیستند (Salamon, 2015). دوم، خلق ارزش عمومی؛ هدف اصلی امر خیر تولید منفعت عمومی است، نه کسب سود اقتصادی. این ویژگی با نظریۀ ارزش عمومی همخوانی دارد که بر تولید ارزش برای جامعه به عنوان مأموریت اصلی نهادهای عمومی تأکید میکند (Moore, 1995). سوم، مشارکتمحوری؛ امر خیر بر همکاری میان شهروندان، سازمانهای مدنی، دولت و بخش خصوصی استوار است و به همین دلیل، با اصول حکمرانی مشارکتی و حکمرانی شبکهای همراستاست (Ansell & Gash, 2008; Klijn & Koppenjan, 2016). چهارم، انعطافپذیری نهادی؛ سازمانهای خیریه معمولاً نسبت به نهادهای دولتی از انعطاف بیشتری برخوردار هستند و میتوانند با سرعت بیشتری به نیازهای نوظهور پاسخ دهند (Anheier, 2014). پنجم، توان بسیج منابع متنوع؛ امر خیر، علاوه بر منابع مالی، دانش تخصصی، سرمایۀ اجتماعی، شبکههای ارتباطی، ظرفیتهای داوطلبانه و مشروعیت اجتماعی را نیز برای حل مسائل عمومی به کار میگیرد (Phillips & Smith, 2018). ششم، پایداری بیننسلی؛ نهادهایی مانند وقف، با ایجاد داراییهای ماندگار و تخصیص منافع آنها به اهداف عمومی، نمونهای از سازوکارهای پایدار تأمین مالی خدمات عمومی هستند و از این نظر، با بسیاری از الگوهای تأمین مالی کوتاهمدت تفاوت دارند (Çizakça, 2000). در دهههای اخیر، تحول از الگوی «دولتمحور» به «حکمرانی چندبازیگری» موجب شده است امر خیر به یکی از ظرفیتهای راهبردی حکمرانی تبدیل شود. در این چارچوب، نقش خیرین، موقوفات، سازمانهای مردمنهاد، بنیادهای اجتماعی و شرکتهای مسئولیتپذیر صرفاً تأمین منابع مالی نیست، بلکه این بازیگران در شناسایی مسائل، شکلدهی دستورکار عمومی، تولید دانش، بسیج ذینفعان، طراحی راهحلها و اجرای سیاستها مشارکت میکنند. این تحول با نظریههای حکمرانی مشارکتی، حکمرانی شبکهای، ظرفیت خطمشی و حکمرانی ارزش عمومی همراستاست و نشان میدهد امر خیر بخشی از ظرفیت سیاستگذاری و حکمرانی جامعه است، نه صرفاً مجموعهای از اقدامات خیرخواهانه. از این نظر، میتوان امر خیر را چنین تعریف کرد: «امر خیر نظامی نهادی و چندبازیگری از کنشهای داوطلبانه، سازمانیافته و ارزشآفرین است که از طریق بسیج منابع مالی، انسانی، دانشی، اجتماعی و فرهنگی، در تعامل با دولت، بازار و جامعۀ مدنی، به شکلگیری، اجرا و پشتیبانی از خطمشیهای عمومی و خلق ارزش عمومی برای جامعه کمک میکند.»
2-2 مفاهیم کلیدی یکی از مفاهیم کلیدی در ادبیات نوین سیاستگذاری عمومی، ظرفیت خطمشی است. اگرچه پژوهشگران از دهۀ ۱۹۸۰ به موضوع ظرفیت دولت و توانمندی نظامهای اداری در سیاستگذاری توجه داشتهاند، مفهوم ظرفیت خطمشی به عنوان یک چارچوب نظری مستقل، عمدتاً با آثار وو و همکاران (2015) و سپس با کار پژوهشی هاولت و رامش[7] (2020) توسعه یافت. این رویکرد بر این فرض استوار است که کیفیت سیاستهای عمومی فقط به محتوای سیاستها وابسته نیست، بلکه به میزان برخورداری نظام حکمرانی از قابلیتهای تحلیلی، مدیریتی، سیاسی و نهادی برای طراحی، اجرا، هماهنگی، یادگیری و اصلاح سیاستها بستگی دارد. وو و همکاران (2015) ظرفیت خطمشی را «مجموعهای از قابلیتها، منابع و شایستگیهایی» میدانند که در سطوح فردی، سازمانی و حکمرانی امکان شناسایی مسائل، تولید دانش، تصمیمگیری، بسیج منابع، اجرای سیاستها و یادگیری مستمر را فراهم میکند. از این نظر، ظرفیت خطمشی یک دارایی پویا و راهبردی است که نه فقط بر کیفیت تصمیمها، بلکه بر توان سازگاری نظام حکمرانی با شرایط متغیر نیز اثرگذار است. در ادبیات جدید، ظرفیت خطمشی به عنوان یکی از ارکان حکمرانی و دولت توانمند شناخته میشود. پژوهشهای سازمان همکاری و توسعۀ اقتصادی[8] (2020) نیز نشان میدهد کشورهایی که از ظرفیت بالاتر خطمشی برخوردار هستند، در مواجهه با بحرانها، اصلاحات ساختاری و تحقق اهداف توسعۀ پایدار، عملکردی موفقتر دارند. در حوزۀ امر خیر نیز، وجود منابع مالی یا تعداد زیاد مؤسسههای خیریه بهتنهایی تضمینکنندۀ اثربخشی نیست، بلکه این منابع زمانی به ارزش عمومی تبدیل میشوند که نظام حکمرانی از ظرفیت لازم برای شناسایی مسائل، هماهنگی میان بازیگران، تدوین سیاستهای مشترک، اجرای برنامهها و ارزیابی نتایج برخوردار باشد. بنابراین، مفهوم ظرفیت خطمشی حلقۀ واسط میان «ظرفیتهای بالقوۀ حوزۀ امر خیر» و «تحقق پیامدهای عمومی» است. جمعبندی به عنوان مبنا قراردادن یک تعریف برای ظرفیت شکلگیری خطمشی در امور خیر به شرح زیر خواهد بود: «ظرفیتهای شکلگیری خطمشی در امور خیر به مجموعهای از قابلیتها، منابع و شایستگیهای فردی، سازمانی و حکمرانی اطلاق میشود که امکان تولید و بهکارگیری دانش، بسیج و تخصیص منابع، هماهنگی و تعامل میان کنشگران و تبدیل نیازها و مسائل اجتماعی به گزینههای خطمشی را فراهم میکند. این ظرفیتها ماهیتی پویا و شبکهای دارند و اثربخشی آنها به میزان اتصال، فعالسازی، ترکیب و همافزایی آنها در فرایند شکلگیری خطمشی وابسته است.»
2-3 پیشینۀ پژوهش مرور پیشینۀ پژوهش در دو سطح داخلی و بینالمللی در جدول (1) نشان میدهد ادبیات مرتبط با موضوع حاضر در چهار جریان اصلی قابل صورتبندی است: ظرفیت خطمشی و ظرفیت تحلیلی؛ حکمرانی مشارکتی و حکمرانی شبکهای؛ کنشگری و سازمانهای غیرانتفاعی؛ و حکمرانی، تأمین مالی و حرفهایسازی فعالیتهای خیرخواهانه. در ادبیات ظرفیت، خطمشی وو و همکاران (2015) ظرفیت را حاصل ترکیب مهارتها و منابع در سطوح فردی، سازمانی و حکمرانی و در حوزههای تحلیلی، عملیاتی و سیاسی دانستند و تصریح میکنند ظرفیت فقط درون دولت قرار ندارد و ظرفیت ذینفعان غیردولتی نیز بر عملکرد فرایند خطمشی اثر میگذارد. این گزاره با منطق پژوهش حاضر همراستاست که ظرفیتهای خطمشی امور خیر را در میان دولت، خیریهها، دانشگاه، رسانه، شبکهها و جامعه توزیعشده تلقی میکند. در حوزۀ کنشگری خطمشی، لو[9] (2018) در فراتحلیلی از 46 مطالعه نشان داد حرفهایسازی، منابع سازمانی، دانش مقررات، مشارکت ذینفعان و همکاری، از پیشایندهای مهم مشارکت سازمانهای غیرانتفاعی در سیاستگذاری هستند. فیال (2017) نیز سازمانهای غیرانتفاعی را همزمان ارائهدهندۀ خدمت و کنشگر خطمشی میداند و پیل[10] (2017) ظرفیت بنیادهای خیریه را برای اثرگذاری بر فرایند خطمشی شهری بررسی کرد. در مطالعات جدیدتر، بروسیل[11] و همکاران (2025) با یک آزمایش پیمایشی بر 706 سیاستگذار محلی نشان دادند نوع راهبرد حرفهایبودن نمایندۀ سازمان غیرانتفاعی میتواند بر تمایل سیاستگذاران به اقدام اثر بگذارد. این یافته اهمیت توسعۀ مهارتهای ارتباطی، اقناعی و حرفهایسازی کنشگران را برای فعالسازی ظرفیت خطمشی تقویت میکند. شن[12] (2026) در مطالعاتی جدید همچنین رابطۀ میان منابع، شبکه و کنشگری خطمشی را برجستهتر کرده است. وی در مطالعهای دربارۀ سازمانهای غیرانتفاعی در چین نشان داد کیفیت شبکه یکی از سازوکارهای میانجی میان تأمین مالی دولت و عملکرد خطمشی سازمانهای غیرانتفاعی است و نقش شبکه صرفاً ارتباطی نیست، بلکه در تبدیل منابع به ظرفیت عملیاتی و سیاستی اهمیت دارد. فالک[13] و همکاران (2026) نشان دادند که دانش سازمانهای غیرانتفاعی از قواعد و مقررات ارتباطی معنادار با مشارکت آنها در حمایتگری دارد؛ از این رو، ظرفیت حقوقی و دانش مقرراتی باید بخشی از ظرفیت خطمشی تلقی شود. همچنین، او در پژوهشهای بعدی نیز نشان داد نوع منابع درآمدی و دسترسی به منابع دولتی با الگوهایی متفاوت از مشارکت سیاستی سازمانهای غیرانتفاعی ارتباط دارد. این مطالعات یافتۀ پژوهش حاضر دربارۀ پیوند متقابل ظرفیتهای قانونی، مالی، شبکهای و انسانی را پشتیبانی میکنند. در دو پژوهش جداگانه در حوزۀ حکمرانی، آنسل و گاش[14] (2008) و همچنین پرون و کنیس[15] (2008)، بر اهمیت اعتماد، گفتوگو، تعهد، طراحی نهادی و معماری شبکه در همکاری میان بازیگران مستقل را نشان دادند. وینس[16] (2024) در چارچوب «ظرفیت یکپارچهساز سیاستی» نیز نشان میدهد هماهنگی و انسجام سیاستی به ظرفیت نهادی، منابع، شفافیت، پاسخگویی و معماری مناسب حکمرانی وابسته است؛ بنابراین، ادبیات جدید از نگاه سازمانمحور به سمت فهم چندبازیگری و شبکهای از ظرفیت خطمشی حرکت کرده است.
جدول 1. پیشینۀ پژوهشهای داخلی و خارجی Table 1. Review of Domestic and International Research
در مطالعات داخلی، سیماییچافی و معمارزاده طهران (1401) اعلام داشتند ظرفیتسازی حکمرانی شبکهای در قالب مقولههای محوری تدوین خطمشی حکمرانی شبکهای، ایجاد مناسبات شبکهای بین بخشهای دولتی، خصوصی و جامعۀ مدنی، ایجاد نهاد تصمیمگیری مشارکتی بین بازیگران حاکمیتی، ارتقای ظرفیت اجرایی مبتنی بر شبکه، برونسپاری وظایف دولت و استقرار سازوکارهای مدیریت شبکه صورت میگیرد. همچنین، رعنایی کردشولی و دهّاز (1402) در بررسی جایگاه مؤسسههای خیریه در الگوهای حکمرانی ایران، تعدد متولیان، موازیکاری، ضعف اطلاعات و نبود قانون جامع را به عنوان موانع مهم حکمرانی امر خیر شناسایی کردند. بلورفروش و همکاران (1403) نیز در مطالعهای کیفی دربارۀ عملکرد مؤسسههای خیریه، ضرورت قوانین حمایتی، ساختارهای چابک، بهبود ارتباطات و حرفهایسازی را برجسته کردند. اسکندرینژاد و همکاران (1402) در آیندهپژوهی خیریهها و خیرخواهی در تهران، «توسعۀ سازمانی» و «برطرفکردن موانع ساختاری» را از مؤلفههای آیندۀ مطلوب معرفی کردند. زارعی و باقرنژاد حمزهکلائی (1403) با تحلیل مضمون تجربیات خیرخواهانه در دورۀ کرونا، علاوه بر نقش قانونمداری و فرهنگ، بر استفاده از فناوری، تحلیل داده و ایجاد شبکههای ارتباطی میان خیرین برای همافزایی ظرفیتها تأکید کردند. یکی از جدیدترین مطالعات داخلی، کاظمی نجفآبادی (1405) است که با دادههای فصلی ایران در دورۀ 1390 تا 1403 و استفاده از روش حداقل مربعات جزئی در معادلات ساختاری، اثر آزادی اقتصادی بر کنشگری خیریه را با میانجیگری سرمایۀ اجتماعی و مشارکت مدنی بررسی کرده است. یافتههای او نشان میدهد آزادی اقتصادی از مسیر سرمایۀ اجتماعی و مشارکت مدنی میتواند بستری مناسبتر برای رشد کنشگری خیریه ایجاد کند. همچنین، جلیلیان و باقری فهرجی (1405) با ترکیب تحلیل محتوا، دیمتل فازی و الگوسازی ساختاری ـ تفسیری، 12 نقش اصلی مدیران در جلب حمایت خیرین و 48 دستۀ مفهومی را شناسایی کردند؛ در میان آنها، شبکهسازی، سازماندهی، اعتمادسازی، فرهنگسازی، شناخت نیاز و سازوکار جذب منابع برجسته بود. برایند این مطالعات نشان میدهد شکاف پژوهشی صرفاً نبود یک فهرست از ظرفیتهای خطمشیگذاری در حوزۀ امر خیر نیست؛ مسئلۀ اصلی فقدان سازوکار توضیحی برای تبدیل ظرفیتهای پراکنده به «ظرفیت جمعی و یکپارچۀ شکلگیری خطمشی» در امور خیر است. ادبیات ظرفیت خطمشی توضیح میدهد چه مهارتها و منابعی لازم است؛ ادبیات حکمرانی شبکهای سازوکار اتصال بازیگران را توضیح میدهد و ادبیات کنشگری سازمانهای غیرانتفاعی عوامل مشارکت در سیاستگذاری را نشان میدهد. با این حال، پیوند نظاممند این سه جریان با ویژگیهای نهادی، فرهنگی، مالی و اجتماعی امر خیر در ایران و تبدیل آنها به بستهای از راهبردهای قابلفعالسازی همچنان مغفول مانده است.
پژوهش حاضر از نظر رویکرد کیفی و از نظر روش تحلیل، مطالعهای با روش تحلیل مضمون است. پس از بررسی، بیش از ۳۰۰ مدرک مرتبط با حوزۀ امر خیر و خطمشیگذاری جمهوری اسلامی ایران، از میان مقالههای تخصصی، گزارشهای رسمی، مصاحبههای تخصصی و سخنرانیهای کارشناسان و مسئولان مرتبط با امور خیر، نیکوکاری، حکمرانی امر خیر، سازمانهای مردمنهاد و خطمشی عمومی که از غنای محتوایی بیشتری برخوردار بودند، وارد فرایند تحلیل شدند. مقالهها و مستندات مکتوب بر این اساس انتخاب شدند که موضوع و عنوان آنها به چه میزان با یکی از مفاهیم حکمرانی امر خیر، ظرفیت خطمشی و خطمشیگذاری در امرخیر مرتبط بود. انتخاب سخنران و مصاحبهشوندهها نیز بر اساس شاخصهای دستکم احراز 5 سال کار تخصصی در عرصۀ مدیریت یکی از نهادهای خیر، کارشناسی در عرصۀ حکمرانی و خطمشیگذاری و یا پژوهشها و تألیفات تخصصی در حوزههای فرهنگی - اجتماعی مرتبط با حوزۀ خیر تنظیم شد. به این ترتیب، 62 مستند در فرایند تحلیل وارد و بیش از 515 مضمون اولیه در کل فرایند پژوهش شناسایی و سازماندهی شدند. سپس، برای پاسخ به پرسشهای پژوهش، دو مضمون فراگیر «ظرفیتهای شکلگیری خطمشی در حوزۀ امر خیر» و «راهبرد توسعه و بهرهبرداری از ظرفیتهای خطمشیگذاری در امور خیر» تفکیک و تحلیل شدند. فرایند تحلیل بر اساس مراحل پیشنهادی براون و کلارک[19] (2006) انجام شد که این فرایند شامل آشنایی با دادهها، تولید مضامین اولیه، جستوجوی مضامین، بازبینی مضامین، تعریف و نامگذاری مضامین و تدوین گزارش نهایی است که در بستر نرمافزار مکسکیودیای[20]، بررسی و نمایش ارتباط میان مضامین پایه، مضامین سازماندهنده و مضامین فراگیر صورت گرفت. به دلیل ارتقای قابلیت اعتماد به عنوان معیار روایی و پایایی این پژوهش کیفی، پس از شناسایی مضامین در مستندات و بازبینی آنها برای اطمینان از اشباع بر اساس مشاهدۀ تکرار مضامین پایه، ساختار دهی مضامین و تطبیق مکرر آنها با متنهای اولیه، ادغام موارد هممعنا و مرزبندی شفاف مضامین انجام شد و ساختار نهایی پس از بررسی و تأیید خبرگان (در حوزۀ خطمشیگذاری و حوزۀ نیکوکاری)استحصال شد. مطابق جدول (2)، تعداد210 مورد نشانهگذاری به عنوان مضمون پایه از مستندات مورد بررسی برای شاخۀ ظرفیتهای شکلگیری خطمشی در حوزۀ امر خیر و سپس با مرزبندی و دستهبندی معانی، 42 مضمون سازماندهنده و در نهایت، تعداد 9 مضمون فراگیر برای مفهوم ظرفیتهای خطمشی حاصل شد. بر همین منوال، از دل مستندات بررسیشده، تعداد 305 مضمون پایه و 39 مضمون سازماندهنده و هفت مضمون فراگیر برای شاخۀ راهبردها شناسایی و ثبت شده است؛ این اعداد نشاندهندۀ میزان فراوانی مضامین هستند و بیانگر وزن آماری یا رتبهبندی متغیرها نیستند.
جدول 2. گزارش کلی مضامین استخراجی در خصوص مفاهیم Table 2. Overview of the Extracted Themes Related to the Concepts
جدول (3) نیز نمونهای از فرایند شناسایی مضامین پایه و سپس استخراج مضامین سازماندهنده و در نهایت، استحصال مضامین فراگیر در خصوص مفهوم ظرفیت شکلگیری خطمشی در امور خیر و راهبردهای توسعه و بهرهبرداری از ظرفیتها را از متون و دادههای اولیه نمایش میدهد. متن داده مضمون پایه مضمون سازماندهنده مضمون فراگیر
جدول 3. نمونۀ شواهد از فرایند استخراج مضامین فراگیر Table 3. Sample Evidence from the Process of Extracting Overarching Themes
4-1 ظرفیتهای شکلگیری خطمشی در امور خیر مطابق جدول (4)، مشاهده میشود 9 دسته به عنوان ابعاد ظرفیتهای شکلگیری خطمشی به شرح زیر شناسایی شدند:
جدول 4. سلسلهمراتب مضامین در خصوص مفهوم «ظرفیتهای شکلگیری خطمشی» Table 4. Hierarchy of Themes Related to the Concept of “Policy Formation Capacities”
4-2 راهبردهای توسعه و بهرهبرداری از ظرفیتها
جدول 5. سلسلهمراتب مضامین در خصوص مفهوم «راهبرد توسعه و بهرهبرداری از ظرفیتها» Table 5. Hierarchy of Themes Related to the Concept of “Strategies for Capacity Development and Utilization”
مطابق آنچه در جدول (5) آمده است، در تحلیل شاخۀ راهبردها، هفت راهبرد اصلی و در مجموع 305 مضمون پایه شناسایی شدند.
خروجی مستقیم این راهبرد، بهبود ارتقای ادراک بهتر وضعیت نظام خیر، کیفیت تشخیص راهبردهای دیگر و گزینهسازی است؛ خروجی غیرمستقیم آن، تقویت و ارتقای سطح مدیریت علمی نظام اجتماعی، کیفیتبخشی برنامههای آموزشی و سرمایۀ انسانی و تشکیل شبکۀ علمی در حوزۀ امر خیر است.
به طور مشخص، ظرفیت تحول حکمرانی با استفاده از ظرفیت دانش و فناوری برای تصمیمگیری بهتر، از طریق آموزش و توانمندسازی منابع انسانی محقق میشود و با کاهش تصدیگری دولت، فضای کنشگری سمنها و بسترسازی برای حکمرانی مردمی به ویژه در عرصۀ اجتماعی و امر خیر اتفاق می افتد.
«شبکهسازی خیریهها»، «شبکۀ نیکوکاری بینالمللی» و «حکمرانی شبکهای» سه مضمون سازماندهندهای هستند که مضامین پایه را برای یکپارچهسازی نظام خیر، استفاده از ظرفیتهای بینالملل و اتصالدادن دیگر ابعاد حکمرانی و جامعه به بُعد اجتماعی در مفهوم خود جا دادهاند.
مضامینی مانند «اصلاح نگاه جامعه»، «رسانه و شبکههای اجتماعی»، «الگوسازی سبک زندگی نیکوکارانه»، «فرهنگ کار داوطلبانه»، «تبلیغات اعتمادساز»، «اطلاعرسانی و شفافسازی» از دیگر مضامین پایهای هستند که به فضاسازی جوّ عمومی جامعه برای ترغیب به دیگرخواهی و نیکوکاری اشاره داشتهاند.
این راهبرد گستردهترین بستۀ نهادی پژوهش است و حاوی بیشترین مضامین پایهای شناساییشده است. بهخوبی میتوان مفاهیمی همچون مردمیسازی، نظارت و ارزیابی، فناوری، تسهیل فرایندها، شفافیت، تحول ساختاری و قانون جامع را بهوفور در میان موارد مشاهده کرد و به هم پیوند داد. مضامین «اعطای مجوزهای زماندار»، «ایجاد مراکز ارزیابی خیریهها»، «ایجاد نظام رتبهبندی سمنها»، «پرداختهای نیکوکاری الکترونیکی»، «شفافیت مالی»، «پاسخگویی از طریق گزارش عملکرد و مالی» و «کاهش تصدیگری دولت» یک سازوکار مشترک دارند: کاهش هزینه و ابهام مشارکت و افزایش پاسخگویی. این راهبرد ظرفیتهای فرهنگی، مدنی، مالی، فناورانه و شبکهای را نهادینه میکند.
«تنوع منابع درآمدی»، «حمایت از خیریهها»، «تسهیل موقوفات»، «مشارکت عمومی»، «حرفهایسازی جذب منابع»، «جذب منابع بینالمللی»، «اشتغال و توانمندسازی» و «ایجاد نظام مالیاتی حمایتی» از دیگر مضامین سازماندهنده برای غنابخشی به مفهوم فراگیر راهبرد توسعۀ زیرساختهای اقتصادی و مالی در حوزۀ خیر بودهاند. جمعبندی بخش راهبردها نشان میدهد هفت راهبرد را میتوان در سه کارکرد کلان دستهبندی کرد: اول توسعۀ ظرفیتها، از جمله پژوهش و آمایش، سرمایۀ انسانی، زیرساخت مالی؛ دوم تغییر قواعد و معماری شامل تحول نگاه حکمرانی، ساختار و قانون؛ و سوم اتصال و مشروعیتبخشی شامل شبکهسازی و توسعۀ فرهنگ نیکوکاری. بنابراین، اثربخشی هر راهبرد به تعامل آن با راهبردهای دیگر وابسته است؛ برای مثال، پژوهش بدون نیروی متخصص به دانش قابل استفاده تبدیل نمیشود، شبکه بدون اعتماد و قواعد شفاف پایدار نمیماند و منابع مالی بدون حرفهایسازی و ارزیابی به ظرفیت پایدار خطمشی تبدیل نمیشوند.
4-3 تجزیهوتحلیل یافتههای پژوهش نشان میدهد ظرفیتها و راهبردها رابطۀ خطی و یکبهیک ندارند، بلکه در قالب یک سامانۀ شکلدهی ظرفیتها عمل میکنند. با مشاهدۀ همۀ ابعاد ظرفیتهای شناساییشده و مضامین سازماندهندۀ ذیل آنها، متوجه میشویم دارای اتصال مفهومی و کارکردی هستند و فقر و غنای هر کدام از ظرفیتهای نهگانه بر ضعف و قوت دیگر ابعاد تأثیر دارد. در رابطه با راهبردها نیز این مطلب دوچندان صادق است و مضافاً اینکه، هر یک از راهبردهای هفتگانه نه فقط در تناسب با دیگر راهبردها مؤثر است و توفیق یا شکست هر کدام بر اجرای دیگر راهبردها تأثیر مستقیم دارد، بلکه نوع کیفیت و کمّیت اجرای هر راهبرد در تناسب با ظرفیتهای شناساییشده باید تنظیم شود؛ از این رو، نوعی هماهنگی و تنظیمگری هوشمند را میطلبد که تعادل و تناسب همۀ اجزا از جمله اقتضائات حکمرانی، محیطی و اجتماعی را همراه با ظرفیتهای شناساییشده در طراحی بستههای سیاستی یکپارچه لحاظ کند. در حقیقت، شکلگیری خطمشی در یک محیط و بستر تعاملی و از کنش و واکنش همۀ عوامل و اجزا صورت میپذیرد که آن را «زیستبوم شکلگیری خطمشی» مینامیم. از آنجا که به دلیل پویایی عوامل یادشده، ایجاد تعادل در خطمشیها، یک نظام یکپارچۀ دانشی-ادراکی، تدوین طرح، پشتیبانی، حمایتی، عملیاتی و ارزیابی مستمر خطمشی در امور خیر را نیاز دارد، برای طراحی این زیستبوم ابتدا باید سازوکارهای لازم شکل گیرند و سپس آنها را همچون حلقههای فرایندی تودرتویی به هم اتصال دهیم. مطابق جدول (6)، ملاحظه میشود نقطۀ آغاز «شناخت مسئله» است که از ترکیب دانش و فناوری، تجربۀ میدانی سمنها، رسانه و رصد دولتی شکل میگیرد. سپس، «سرمایۀ انسانی» این شناخت را تفسیر و به گزینههای خطمشی تبدیل میکند. در مرحلۀ بعد، «شبکهسازی» دانش، منابع و نقشها را میان بازیگران جابهجا میکند؛ «فرهنگ و رسانه» مشروعیت و مشارکت میسازد؛ «قانون و ساختار» تعامل را قابل پیشبینی میکند؛ و «منابع مالی» امکان استمرار اجرا را فراهم میکند. بنابراین، ظرفیت خطمشی حاصل جمع سادۀ ۹ بُعد نیست، بلکه حاصل همافزایی و ترکیب مناسب این حلقههاست. سازوکار اول، «دانش ـ سرمایۀ انسانی ـ تصمیم» است. پژوهش، داده و تجربه مسئله را روشن میکنند؛ نیروی متخصص آنها را تحلیل میکند؛ و نهادهای تصمیمساز آنها را به گزینههای خطمشی تبدیل میکنند؛ به همین دلیل، راهبرد «تقویت پژوهش و آمایش» بدون راهبرد «توسعۀ سرمایههای انسانی» ناقص میماند. سازوکار دوم، «تحول حکمرانی ـ قانون ـ شبکه» است. تغییر نقش دولت از مجری به تنظیمگر، فضای تعامل در تنظیم خطمشی برای مشارکت خیریهها و سمنها ایجاد میکند؛ قانون و استانداردها قواعد تعامل را تثبیت میکنند؛ و شبکههای چندبازیگری ظرفیت دانشی و اجرایی بیرون از دولت را وارد فرایند میکنند. در این سازوکار، «تحول در نگاه حکمرانی» هم از ظرفیت دانش و فناوری استفاده میکند و هم با آموزش، تفویض و مشارکت، بر منابع انسانی و جامعۀ مدنی اثر میگذارد. سازوکار سوم، «فرهنگ ـ رسانه ـ اعتماد ـ منابع» است. ارزشهای فرهنگی انگیزش مشارکت را ایجاد میکنند؛ رسانه این انگیزش را به آگاهی و مطالبۀ عمومی تبدیل میکند؛ شفافیت و گزارشدهی اعتماد را تقویت میکنند؛ و اعتماد، بسیج منابع انسانی و مالی را تسهیل میکند؛ از این رو، راهبرد فرهنگسازی، حتی زمانی که مستقیماً مالی نیست، بر ظرفیت اقتصادی اثر میگذارد. سازوکار چهارم، «اجرا ـ داده ـ ارزیابی ـ یادگیری» است. اجرای خطمشی و فعالیت خیریهها داده و تجربه تولید میکند؛ رصد و ارزیابی، این داده را به شناخت جدید تبدیل میکند؛ و شناخت جدید به اصلاح گزینههای خطمشی، برنامۀ پژوهشی و تخصیص مجدد منابع میانجامد؛ بنابراین، زیستبوم پیشنهادی حاوی چرخههای یادگیرنده است، نه یک زنجیرۀ خطی.
جدول 6. حلقههای فرایندی پیوند ظرفیتها و راهبردهای توسعه Table 6. Process Loops Linking Capacities and Development Strategies
از نظر کاربردی، اولویت سیاستی باید از تدوین اسناد کلی به ایجاد زیرساختهای قابل اجرا منتقل شود: نخست، ایجاد ظرفیت هوشمندی و داده؛ دوم، راهاندازی شبکههای مسئلهمحور؛ سوم، اصلاح مجوزدهی و ارزیابی؛ چهارم، حرفهایسازی سرمایۀ انسانی؛ و پنجم، پیوند تأمین مالی با شفافیت و اثربخشی. به این ترتیب، نتیجۀ پژوهش مستقیماً به سازوکارهای اجرایی قابل سنجش متصل میشود و الگوی نظری پیشنهادی قابلیت تبدیلشدن به نظام ارزیابی ظرفیت خطمشی را نیز پیدا میکند.
4-4 الگوی مفهومی نهایی همانطور که بیان شد، بر اساس چارچوب اندیشۀ سامانههای نظاممند، الگوی پیشنهادی پژوهش مطابق شکل (1) بر مبنای مفهوم «زیستبوم ظرفیت شکلگیری خطمشی در امور خیر» ارائه شده است. الگوی پیشنهادی پژوهش بر مبنای مفهوم «زیستبوم ظرفیت خطمشی امور خیر» شکل گرفته است. الگو از سه لایۀ بههمپیوسته تشکیل میشود: لایۀ نخست، ذخایر ظرفیت شامل ۹ بُعد دانشی، انسانی، مالی، حقوقی، فرهنگی، رسانهای، شبکهای، مدنی و دولتی؛ لایۀ دوم، هفت راهبرد مداخلهای برای توسعه و فعالسازی این ذخایر؛ و لایۀ سوم، سازوکارهای اتصال شامل شبکهسازی، تنظیمگری، تولید دانش، حرفهایسازی، شفافیت و بازخورد ارزیابی. خروجی این تعامل، مشارکت مؤثر چندبازیگری در شکلگیری خطمشی است. از این نظر، الگوی پیشنهادی «فهرست ظرفیتها و راهبردها» نیست، بلکه معماری تبدیل ظرفیتهای پراکنده به ظرفیت جمعی خطمشی را توضیح میدهد. شناسایی ظرفیتهای شکلگیری خطمشی در امور خیر خطمشی توسعه و اتصال ظرفیتها هفت حوزۀ راهبردی توسعه و بهرهبرداری از ظرفیتها یکپارچهسازی و همافزایی ظرفیتهای شکلگیری خطمشی مشارکت مؤثر چندبازیگری در فرایند شکلگیری خطمشی در امور خیر
شکل 1. الگوی زیستبوم ظرفیت شکلگیری خطمشی در امور خیر Figure 1. The Ecosystem Model of Policy Formation Capacity in Philanthropy در این الگو، شبکهسازی علاوه بر اینکه یکی از ابعاد ظرفیت است، نقش «سازوکار اتصال» میان سایر ظرفیتها را نیز به عهده دارد. پژوهش و دانش، مبنای شناخت و تحلیل؛ سرمایۀ انسانی، حامل مهارت و تفسیر؛ فرهنگ و رسانه، منبع مشروعیت، اعتماد و مشارکت؛ قانون، تنظیمکنندۀ قواعد؛ منابع مالی، پشتیبان تداوم؛ جامعۀ مدنی، حامل تجربه و صدای اجتماعی؛ و دولت، تنظیمگر، استانداردگذار و تسهیلگر زیستبوم است. ضعف یک بُعد الزاماً با افزایش یک بُعد دیگر جبران نمیشود، بلکه نقاط اتصال و حلقههای بازخورد باید همزمان تقویت شوند. الگوی «زیستبوم ظرفیت خطمشی امور خیر» شکافهایی که میان ظرفیتهای پراکنده در حوزۀ خطمشیگذاری امر خیر بوده است را با سه گام تکمیلی پر میکند: در این الگو، ابتدا با نگاهی جامع، ۹ بُعد ظرفیت شکلگیری خطمشی در حوزۀ امر خیر شناسایی میشوند؛ سپس هفت راهبرد برای توسعه و فعالسازی این ذخایر استخراج و معرفی میشوند و در نهایت، در حوزۀ حکمرانی مشارکتی امر خیر با ترکیب مفاهیم شبکهسازی همۀ عوامل و کنشگران، تنظیمگری حکیمانۀ حکومت، حرفهای و تخصصیسازی فضا و منابع انسانی، شفافیت بخشی عملکرد و بازخورد و ارزیابی شواهدمحور، بستر اتصال ظرفیتها و عملاً مشارکت مؤثر چندبازیگری در فرایند خطمشی امور خیر فراهم میشود. در این نگاه و برای بهسازی زیستبوم، واحد تحلیل از «ظرفیت تکعامل یا بازیگر واحد» به «معماری تعامل ظرفیتها» ارتقا مییابد و الگو توضیح میدهد چگونه ظرفیتهای موجود، با سازوکار اتصال، به اثرگذاری بیشتری در خصوص خطمشی منجر میشوند.
4-5 نوآوری نظری
4-6 پیشنهادهای سیاستی و مدیریتی
به این ترتیب، منابع مالی از «موجودی» به «زیرساخت ظرفیت» تبدیل میشوند.
4-7 محدودیتها و پیشنهادهای پژوهش در آینده
مقاله حامی مالی ندارد. مقاله تعارض منافع ندارد. در تهیۀ این مقاله، از هوش مصنوعی Chat GPT نسخۀ 6 برای بهبود نگارش و بازنویسی بخش پیشینه و همچنین خلاصهسازی مطالب و تصویرسازی اولیه از مفهوم زیستبوم ظرفیتهای خطمشی استفاده شد. نویسندگان محتوای تولیدشده را بازبینی و ویرایش کردند و مسئولیت کامل محتوای نهایی مقاله را به عهده دارند
[1] Collaborative Governance [2] Network Governance [3] Policy Capacity [4] Public Value Governance [5] Wu [6] Fyall [7] Howlett & Ramesh [8] Organisation for Economic Co-operation and Development (OECD) [9] Lu [10] Pill [11] Brusseel [12] Shen [13] Faulk [14] Ansell & Gash [15] Provan & Kenis [16] Vince [17] Faulk [18] Kim [19] Braun & Clarke [20] MAXQDA | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اخوت، ا. ر. (1399، 13 بهمن). اقلیم و خیر ماندگار. ]سخنرانی در نشست تخصصی خیر ماندگار[.
اسکندرینژاد، ع.، مهری، ب.، ولیمحمدی، م.، و مؤذنزاده، ف. (1402). آیندهپژوهی خیریهها و خیرخواهی در شهر تهران. پژوهشنامۀ مطالعات وقف و امور خیریه، 1(2)، 1-22. https://doi.org/10.22108/ecs.2022.135214.1020
بلورفروش، ع.، باینگانی، ب.، و فائقی، س. (1403). تحلیل جامعهشناختی فعالیتها و عملکردهای مؤسسات خیریهای: اتنوگرافی نهادی یکی از مؤسسات حوزۀ سلامت. پژوهشنامۀ مطالعات وقف و امور خیریه، 1(1)، 209-238. https://doi.org/10.22108/ecs.2023.135463.1034
بهار، م. (1402، 10 مهر). زنان و نیکوکاری در گذر تاریخ ایران. ]نشست تخصصی زنان و نیکوکاری[. https://kheiriran.ir/000027
جلیلیان، ن.، و باقری فهرجی، س. (1405). بهرهگیری از رویکرد ترکیبی جهت تبیین نقش مدیران در جلب حمایت خیّرین در حوزۀ سلامت (مورد مطالعه: بیمارستانهای تابعۀ دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد). جامعهشناسی کاربردی، 37(2)، 123-144. https://doi.org/10.22108/jas.2025.145820.2669
داناییفرد، ح. (1400). سرنوشت خطمشی عمومی در فرایند اجرا: تحلیل تعامل ارادۀ سیاسی-ظرفیت اداری. مطالعات مدیریت دولتی ایران، 4(4). https://www.jipas.ir/article_151301.html
دبیرخانه همایش ملی خیر ماندگار. (1399، 13 اسفند). بیانیه پایانی همایش ملی خیر ماندگار. https://ala.org.ir/fa
رعنایی کردشولی، ح. ا.، و دهّاز، ر. (1402). جایگاه مؤسسات خیریه در الگوهای حکمرانی: تحلیل چالشهای نظام حکمرانی ایران. مطالعات وقف و امور خیریه، 1(2)، 131-172. https://doi.org/10.22108/ecs.2023.137326.1049
زارعی، ع. ا.، و باقرنژاد حمزهکلائی، م. ا. (1403). ارتقای فعالیتهای خیرخواهانه با تأکید بر تجربیات دوران شیوع کرونا. مطالعات وقف و امور خیریه، 2(1)، 101-118. https://doi.org/10.22108/ecs.2023.138839.1066
سیماییچافی، ج.، و معمارزاده طهران، غ. (1401). طراحی مدل ظرفیتسازی حکمرانی شبکهای. مدیریت دولتی، 35(1)، 25-60. http://dx.doi.org/10.52547/jmdp.35.1.25
عاملی رنانی، س. س. ر. (1399، 13 بهمن). لزوم جهتدهی خیر به سمت فناوری و تکثیر علم. ]همایش ملی خیر ماندگار[. https://ala.org.ir/fa
عباسی، ر.، و میری، م.، و حسنوند، م. (1398). بازشناسی الگوی خطمشیگذاری در نهاد وقف به منظور توسعۀ الگوهای عمومی توسعه و ترویج خطمشیها. مدیریت اسلامی، 27(3)، 49-82. https://jms.ihu.ac.ir/article_204865.html
قربانی، م.، تقی پور، ف،. و پورمیری، م،. (1402). راهبردهای توسعۀ مشارکتهای اجتماعی در سازمانهای مردمنهاد و مؤسسات خیریه. توسعۀ محلی (روستایی-شهری)، 15(1)، 237-252. https://doi.org/10.22059/jrd.2023.361246.668799
کاظمی نجفآبادی، م. (1405). تحلیل تأثیر آزادی اقتصادی بر کنشگری خیریه در ایران: با تأکید بر نقش میانجی سرمایۀ اجتماعی و مشارکت مدنی. مطالعات وقف و امور خیریه، 4(1)، 41-62. https://doi.org/10.22108/ecs.2026.147147.1155
محمدی فاتح، ا.، دانایی فرد، ح.، رهنورد، ف.، و فروزنده، ل. (1395). طراحی مدلی برای ارتقای ظرفیت خطمشی گذاری در قوۀ مجریۀ کشور. فرایند مدیریت و توسعه، 29(3)، 3-37. https://jmdp.ir/article-1-2138-fa.html
یاوری، و. (1402، 15 بهمن). حکمرانی شبکهای در امر خیر. ]سخنرانی در نشست تخصصی خیر ماندگار[ .
Refrences Abbasi, R., Miri, M., & Hasanvand, M. (2019). Reconstructing the policy-making model in the Waqf institution to develop general models for policy development and promotion. Islamic Management, 27(3), 49–82. https://jms.ihu.ac.ir/article_204865.html [In Persian] Ameli-Renani, S. S. R. (2021, February 1). The necessity of directing philanthropy toward technology and the dissemination of knowledge. National Sustainable Philanthropy Conference. https://ala.org.ir/fa/ [In Persian] Anheier, H. K. (2014). Nonprofit organizations: Theory, management, policy (2nd ed.). Routledge. Ansell, C., & Gash, A. (2008). Collaborative governance in theory and practice. Journal of Public Administration Research and Theory, 18(4), 543–571. https://doi.org/10.1093/jopart/mum032 Bahar, M. (2023, October 2). Women and philanthropy throughout Iranian history [Presentation at the Women and Philanthropy Specialized Meeting; in Persian]. Kheir Iran. https://kheiriran.ir/000027 [In Persian] Bolourforoush, A., Bayangani, B., & Faeghi, S. (2024). A sociological analysis of the activities and performance of charitable institutions: An institutional ethnography of a healthcare charity. Journal of Waqf and Charity Studies, 1(1), 209-238. https://doi.org/10.22108/ecs.2023.135463.1034 [In Persian] Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative Research in Psychology, 3(2), 77–101. https://doi.org/10.1191/1478088706qp063oa Brusseel, A., Raeymaeckers, P., & Verschuere, B. (2025). How can nonprofit policy advocacy influence policymakers? A factorial survey experiment on the effects of nonprofit advocacy strategies on policymakers’ willingness to act. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 54(2), 241-266. https://doi.org/10.1177/08997640241252616 Bryson, J. M., Crosby, B. C., & Bloomberg, L. (2014). Public value governance: Moving beyond traditional public administration and the new public management. Public Administration Review, 74(4), 445–456. https://doi.org/10.1111/puar.12238 Çizakça, M. (2000). A history of philanthropic foundations: The Islamic world from the seventh century to the present. Boğaziçi University Press. Danaeifard, H. (2021). The fate of public policy during implementation: An analysis of the interaction between political will and administrative capacity. Iranian Public Administration Studies, 4(4), Article e151301. https://www.jipas.ir/article_151301.html [In Persian] Emerson, K., & Nabatchi, T. (2015). Collaborative governance regimes. Georgetown University Press. Eskandarinejad, A., Mehri, B., Valimohammadi, M., & Moezzanzadeh, F. (2023). Futures studies of charitable organizations and philanthropy in Tehran. Journal of Waqf and Charity Studies, 1(2), 1–22. https://doi.org/10.22108/ecs.2022.135214.1020 [In Persian] Faulk, L., Kim, M., & MacIndoe, H. (2026). Bounded rationality: The role of knowledge of regulations in nonprofits’ engagement in policy advocacy. Nonprofit Policy Forum, 17(1–2), 15–42. https://doi.org/10.1515/npf-2024-0044 Fyall, R. (2017). Nonprofits as advocates and providers: A conceptual framework. Policy Studies Journal, 45(1), 121–143. https://doi.org/10.1111/psj.12165 Ghorbani, M., Taghipour, F., & Pourmiri, M. (2023). Strategies for developing social participation in non-governmental organizations and charitable institutions. Local Development (Rural–Urban), 15(1), 237–252. https://doi.org/10.22059/jrd.2023.361246.668799 [In Persian] Howlett, M., Ramesh, M., & Perl, A. (2020). Studying public policy: Principles and processes (4th ed.). Oxford University Press Jalilian, N., & Bagheri Faharji, S. (2026). Applying a mixed-methods approach to explain the role of managers in attracting philanthropists' support in the healthcare sector: A study of hospitals affiliated with Shahid Sadoughi University of Medical Sciences, Yazd. Applied Sociology, 37(2), 123–144. https://doi.org/10.22108/jas.2025.145820.2669 [In Persian] Kazemi Najafabadi, M. (2026). An analysis of the impact of economic freedom on philanthropic engagement in Iran: The mediating role of social capital and civic participation. Journal of Waqf and Charity Studies, 4(1), 41–62. https://doi.org/10.22108/ecs.2026.147147.1155 [In Persian] Kim, M., MacIndoe, H., & Faulk, L. (2026). How revenue sources impact nonprofit advocacy: Complementary, supplementary, and adversarial policy engagement. Public Administration Review, 86(1), 125–142. https://doi.org/10.1111/puar.13963 Klijn, E. H., & Koppenjan, J. (2016). Governance networks in the public sector. Routledge. https://doi.org/10.4324/9781315887098 Kuran, T. (2001). The provision of public goods under Islamic law: Origins, impact, and limitations of the waqf system. Law & Society Review, 35(4), 841–897. https://doi.org/10.2307/3185418 Lu, J. (2018). Organizational antecedents of nonprofit engagement in policy advocacy: A meta-analytical review. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 47(4_suppl), 177S–203S. https://doi.org/10.1177/0899764018769169 Mohammadi Fateh, A., Danaeifard, H., Rahnavard, F., & Forouzandeh, L. (2016). Designing a model for enhancing policy-making capacity in the country's executive branch. Management and Development Process, 29(3), 3–37. https://jmdp.ir/article-1-2138-fa.html [In Persian] Moore, M. H. (1995). Creating public value: Strategic management in government. Harvard University Press. OECD. (2020). Building capacity for evidence-informed policy-making: Lessons from country experiences. OECD Public Governance Reviews, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/86331250-en Okhovat, A. R. (2021, February 1). Climate and sustainable philanthropy [Speech at the Sustainable Philanthropy Specialized Meeting; in Persian]. Aparat. https://www.aparat.com/v/h85u985 [In Persian] Payton, R. L., & Moody, M. P. (2008). Understanding philanthropy: Its meaning and mission. Indiana University Press. https://doi.org/10.2979/2614.0 Phillips, S. D., & Smith, S. R. (2018). The Routledge Handbook of Voluntary Sector Studies. Routledge. Pill, M. (2017). Philanthropic foundations in the city policy process: A perspective on policy capacity from the United States. In M. Howlett & M. Ramesh (Eds.), Policy capacity and governance. Springer. https://doi.org/10.1007/978-3-319-54675-9_14 Provan, K. G., & Kenis, P. (2008). Modes of network governance: Structure, management, and effectiveness. Journal of Public Administration Research and Theory, 18(2), 229–252. https://doi.org/10.1093/jopart/mum015 Ranaei Kordshouli, H. A., & Dahaz, R. (2023). The position of charitable institutions in governance models: An analysis of the challenges of Iran's governance system. Journal of Waqf and Charity Studies, 1(2), 131–172. https://doi.org/10.22108/ecs.2023.137326.1049 [In Persian] Salamon, L. M. (2015). The resilient sector revisited: The new challenge to nonprofit America. Brookings Institution Press. Secretariat of the National Sustainable Philanthropy Conference. (2021, March 3). Final statement of the National Sustainable Philanthropy Conference [Conference statement; in Persian]. https://ala.org.ir/fa [In Persian] Shen, J. (2026). State capacity, social fragmentation, and public goods provision: A cross-national comparative analysis. Governance, 39(1), 1–16. https://doi.org/10.1111/gove.70088 Simaei Chafi, J., & Memarzadeh Tehran, G. (2022). Designing a capacity-building model for network governance. Public Administration, 35(1), 27–62. https://doi.org/10.52547/jmdp.35.1.27 [In Persian] Singer, A. (2008). Charity in Islamic societies. Cambridge University Press. Vince, J. (2024). Understanding policy integration through an integrative capacity framework. Policy and Society, 43(3), 381–395. https://doi.org/10.1093/polsoc/puae027 Wu, X., Ramesh, M., & Howlett, M. (2015). Policy capacity: A conceptual framework for understanding policy competences and capabilities. Policy and Society, 34(3–4), 165–171. https://doi.org/10.1016/j.polsoc.2015.09.001 Yavari, V. (2024, February 4). Network governance in philanthropy [Speech at the Sustainable Philanthropy Specialized Meeting; in Persian] https://www.aparat.com/v/7JS2o?playlist=526861 Zarei, A. A., & Baghernejad Hamzeh-Kolaei, M. A. (2024). Promoting philanthropic activities with an emphasis on experiences during the COVID-19 pandemic. Journal of Waqf and Charity Studies, 2(1), 101–118. https://doi.org/10.22108/ecs.2023.138839.1066 [In Persian] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 7 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||