| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,885 |
| تعداد مقالات | 15,326 |
| تعداد مشاهده مقاله | 44,152,235 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,875,757 |
تحلیل نهادی نقش سازمانهای غیرانتفاعی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و تابآوری اجتماعی اقتصادی در ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مطالعات وقف و امور خیریه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 01 مهر 1405 اصل مقاله (738.13 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/ecs.2026.148897.1188 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مصطفی کاظمی نجف آبادی* 1؛ احمدعلی رضایی2 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1دانشیار گروه اقتصاد، پژوهشکدۀ علوم اجتماعی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دکتری اقتصاد اسلامی، پژوهشگر همکار گروه علمی اقتصاد، پژوهشکدۀ علوم انسانی، پژوهشگاه المصطفی، دانشگاه بینالمللی المصطفی، قم، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| در شرایط پیچیده و ناپایدار امروز ایران که با چالشهای اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی و حکمرانی مواجه است، تابآوری جوامع محلی و ظرفیتهای نهادی برای مقابله با بحرانها به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری و پژوهشهای توسعهای تبدیل شده است. در این میان، سازمانهای غیرانتفاعی به عنوان نهادهای واسط میان دولت و جامعه، نقشی مؤثر در بازتولید سرمایۀ اجتماعی، تقویت انسجام و ایجاد ظرفیتهای خودسازماندهی ایفا میکنند. با این حال، تحلیل نهادی و شبکهای این سازمانها در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر، با عنوان تحلیل نهادی نقش سازمانهای غیرانتفاعی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و تابآوری اجتماعی‑اقتصادی در ایران، با هدف واکاوی ساختار نهادی این سازمانها و اثرگذاری آنها بر شاخصهای تابآوری، در بازۀ زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ بر اساس دادههای فصلی انجام شده است. برای تحلیل دادهها، ترکیبی از دو روش تحلیل شبکۀ اجتماعی (SNA) و مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) به کار رفته است. در گام نخست، شاخصهای ساختاری شبکهای شامل مرکزیت (612/0)، چگالی (428/0)، انسجام (521/0) و بینابینی (498/0) محاسبه و به عنوان متغیرهای مشاهدهگر وارد مدل مفهومی شدند. در گام دوم، نتایج مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی نشان داد ساختار نهادی اثری معنادار بر سرمایۀ اجتماعی (624/0)، تابآوری اجتماعی (418/0) و اقتصادی (376/0) دارد. همچنین، سرمایۀ اجتماعی نقش میانجی معناداری در انتقال این اثر ایفا میکند. در جمعبندی، یافتهها نشان میدهد ساختار منسجم و شبکهای سازمانهای غیرانتفاعی، از طریق تقویت تعاملات نهادی، میتواند موجب بازتولید سرمایۀ اجتماعی و ارتقای تابآوری چندبُعدی شود. این نتایج اهمیت طراحی سیاستهای حمایتی برای تقویت زیرساختهای نهادی سمنها در ایران را دوچندان میکند. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تحلیل نهادی؛ سازمانهای غیرانتفاعی؛ بازتولید سرمایۀ اجتماعی؛ تابآوری اجتماعی اقتصادی؛ کشور ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در سالهای اخیر، افزایش نااطمینانیهای اقتصادی، تشدید بحرانهای اجتماعی و ناکارآمدی نهادهای رسمی، ضرورت بازاندیشی در ظرفیتهای تابآوری اجتماعی‑اقتصادی جوامع را دوچندان کرده است. در این میان، سازمانهای غیرانتفاعی به عنوان نهادهایی میانجی میان دولت، بازار و جامعۀ مدنی، نقشی فزاینده در احیای پیوندهای اجتماعی، بازتولید اعتماد عمومی و ارتقای انسجام نهادی ایفا میکنند (Woznyj et al., 2024: 54). با وجود این، پرسشی بنیادین که همچنان مطرح است، آن است که این نهادها دقیقاً چگونه میتوانند در شرایط بحرانزده و متأثر از ضعف ساختارهای نهادی، به تابآوری اجتماعی‑ اقتصادی کمک کنند. برخی از مطالعات نشان دادهاند سازمانهای غیرانتفاعی از طریق شبکهسازی، تولید اعتماد متقابل و افزایش سرمایۀ اجتماعی، قادر هستند هم خود را در برابر بحرانها مقاوم کنند و هم بر تابآوری جامعه اثر بگذارند (کاظمی نجفآبادی و رضایی، 1404: 101). برای نمونه، شومیت[1] و همکاران (2018) نشان دادهاند شراکت راهبردی میان نهادهای غیرانتفاعی و بنگاهها، با اتکا بر روابط شبکهای و اعتماد متقابل، به تقویت پایایی اجتماعی و نهادی منجر شده است. همچنین، چیویتیلو[2] و همکاران (2022) بر نقش سرمایۀ اجتماعی به عنوان دارایی نامشهود کلیدی در اثربخشی بازاریابی اجتماعی نهادهای غیرانتفاعی تأکید کردهاند. در ایران نیز پژوهش عبدالملکی و همکاران (۱۳۹۹) تأکید دارد که مشارکت مردمی در قالب شبکههای غیررسمی، نقشی مهم در ترمیم پیوندهای اجتماعی ایفا کرده و به بهبود وضعیت معیشتی در شرایط بحرانی منجر شده است. با این حال، رابطۀ میان سرمایۀ اجتماعی و تابآوری، به ویژه در بستر سازمانهای غیرانتفاعی، همچنان دچار ابهامهای تحلیلی است. اگرچه سرمایۀ اجتماعی بارها به عنوان مؤلفهای میانجی در اثربخشی نهادهای مردمی مطرح شده است (Schneider, 2009: 655; Saz, 2007: 175)، چگونگی تحقق آن در بافتارهای نهادی متغیر، تحت شرایط بحران و در نظامهای سیاستی شکننده، موضوعی است که هنوز بهروشنی تبیین نشده است. در واقع، بیشتر پژوهشها یا جنبههای عملکردی این سازمانها را بررسی کردهاند، یا به صورت بخشی به عناصر سرمایۀ اجتماعی اشاره داشتهاند، بدون آنکه تحلیل نهادی یکپارچهای از پیوند میان این سازمانها و دو بُعد کلیدی «تابآوری اجتماعی» و «تابآوری اقتصادی» ارائه شود. برای تبیین دقیق این نقشها، باید تمایز بنیادین میان تابآوری اجتماعی و اقتصادی را در نظر گرفت. تابآوری اجتماعی مفهومی کلیدی در نظریههای توسعۀ پایدار و مدیریت بحران است که به توانایی جوامع برای مقابله، بازیابی و حتی تقویت خود پس از شوکها و ناملایمات اجتماعی، اقتصادی و محیطی اشاره دارد. در رویکرد نهادی، تابآوری به عنوان محصول تعاملات سازمانی و اجتماعی دیده میشود که توسط ساختارهای نهادی و رفتارهای کنشگران شکل میگیرد و تداوم مییابد (2022: 17 Young,). این نوع تابآوری بر سرمایۀ اجتماعی، انسجام گروهی و شبکههای حمایتی تمرکز دارد. در مقابل، تابآوری اقتصادی به معنای توانایی نظامهای اقتصادی برای مقابله، تطبیق و بازیابی از شوکها و بحرانهای اقتصادی است که در سطح خرد و کلان بروز میکند. از دیدگاه تحلیل نهادی، سازمانهای غیرانتفاعی به عنوان بازیگران کلیدی در بازارهای اجتماعی، نقش واسط میان بخشهای مختلف اقتصاد، دولت و جامعه مدنی را ایفا میکنند و با بهرهگیری از ساختارهای نهادی، ظرفیتهای اقتصادی را تقویت و تابآوری اقتصادی را بازتولید میکنند. بنابراین، در حالی که تابآوری اجتماعی بر «ارتباطات و اعتماد» تأکید دارد، تابآوری اقتصادی بر «ظرفیتهای تولیدی، اشتغالزایی و ثبات معیشتی» متمرکز است؛ هرچند این دو مفهوم در عمل یکدیگر را تقویت میکنند. بر همین اساس، پژوهش حاضر در تلاش است تا با تمرکز بر رابطۀ نهادی میان سازمانهای غیرانتفاعی، سرمایۀ اجتماعی و تابآوری اجتماعی-اقتصادی، مدلی تحلیلی و بومیسازیشده ارائه دهد که هم مبتنی بر نظریهپردازی جهانی و هم منطبق با واقعیتهای نهادی ایران باشد. نوآوری این پژوهش در تحلیل ساختاری و بینالاذهانی این سه مؤلفه در کنار هم است؛ به گونهای که فراتر از توصیفهای کلی، سازوکارهای درونی و نهادی مؤثر در بازتولید تابآوری اجتماعی را بررسی میکند. در ادامۀ مقاله، ابتدا چارچوب مفهومی و مبانی نظری ارائه میشود، سپس روششناسی پژوهش تبیین و پس از آن، یافتههای تجربی و تحلیل دادهها مطرح خواهد شد. در نهایت، جمعبندی نتایج و پیشنهادهایی برای بهبود سیاستگذاری در حوزۀ نهادهای غیرانتفاعی و ارتقای تابآوری اجتماعی-اقتصادی ارائه خواهد شد.
2-1 تحلیل نهادی نقش سازمانهای غیرانتفاعی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی نهادگرایی به عنوان یکی از رویکردهای مسلط در تحلیل رفتار بازیگران اجتماعی، بر اهمیت ساختارهای رسمی و غیررسمی در شکلگیری تعاملات اجتماعی و اقتصادی تأکید دارد. در این چارچوب، سازمانهای غیرانتفاعی به مثابۀ نهادهای واسط، نقش کلیدی در بازتولید هنجارها، شبکهها و اعتماد اجتماعی ایفا میکنند. مطابق نظریۀ نهادی «نورث»، نهادها بسترهایی تثبیتشده هستند که تعاملات انسانی را ساختارمند میکنند و هزینههای مبادله را کاهش میدهند. سازمانهای غیرانتفاعی نیز در این چارچوب، با تقویت قواعد غیررسمی، مانند مشارکت، مسئولیتپذیری و اعتماد اجتماعی، به بازتولید سرمایۀ اجتماعی کمک میکنند (Schweitzer et al., 2022: 40). از دیدگاه نظریۀ سرمایۀ اجتماعی ارائهشده توسط جکسون[3] (2017)، سرمایۀ اجتماعی به سه نوع پیوندی، ارتباطی و پیوسته تقسیم میشود که هر سه نوع در بستر فعالیت سازمانهای غیرانتفاعی بازتولید میشوند. برای مثال، این سازمانها با فراهمآوردن فضاهای مشارکتی، پیوندهای افقی بین اقشار همسطح و پیوندهای عمودی بین گروههای اجتماعی مختلف را ارتقا میدهند. همچنین، نظریۀ «شبکههای همافزا»[4] تأکید دارد پیوندهای بینسازمانی در قالب شبکههای متکثر، میتوانند ظرفیت نهادی برای بازتولید سرمایۀ اجتماعی را افزایش دهند؛ این ایده در مطالعات وزنی[5] و همکاران (2024) و شومیت و همکاران (2018) به صورت تجربی تأیید شده است. از نظر مکانیسمهای اثرگذاری، سازمانهای غیرانتفاعی از سه طریق اصلی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی نقش دارند:
در مجموع، تحلیل نهادی فعالیت سازمانهای غیرانتفاعی نشان میدهد این نهادها نه فقط به عنوان واسطههای توزیعی، بلکه به مثابۀ نهادهای معنابخش و هنجارساز، نقشی تعیینکننده در تقویت سرمایۀ اجتماعی دارند؛ نقشی که در شرایط بحران و شکنندگی ساختارهای رسمی، اهمیتی دوچندان مییابد.
2-2 تحلیل نهادی نقش سازمانهای غیرانتفاعی در تابآوری اجتماعی تابآوری اجتماعی مفهومی کلیدی در نظریههای توسعۀ پایدار و مدیریت بحران است که به توانایی جوامع برای مقابله، بازیابی و حتی تقویت خود پس از شوکها و ناملایمات اجتماعی، اقتصادی و محیطی اشاره دارد. در رویکرد نهادی، تابآوری به عنوان محصول تعاملات سازمانی و اجتماعی دیده میشود که توسط ساختارهای نهادی و رفتارهای کنشگران شکل میگیرد و تداوم مییابد (Young, 2022: 19). نظریۀ نهادی تأکید میکند نهادها، شامل قوانین، هنجارها و ساختارهای رسمی و غیررسمی، چارچوبهایی هستند که رفتار کنشگران را شکل میدهند و ظرفیتهای اجتماعی را برای پاسخگویی به بحرانها ایجاد میکنند. بر اساس چارچوب نظری شوایتزر[8] و همکاران (2022)، تابآوری نهادی در سه بُعد ساختاری (انعطافپذیری ساختارها)، رفتاری (پاسخهای تعاملی) و ارتباطی (شبکههای اطلاعاتی و اعتماد) تحلیل میشود که سازمانهای غیرانتفاعی به عنوان نهادهای واسط، در هر سه حوزه نقش محوری دارند. از دیدگاه نظریۀ شبکهها، سازمانهای غیرانتفاعی با تسهیل تشکیل و تقویت شبکههای اجتماعی و نهادی، قابلیتهای جمعی را برای اقدام هماهنگ و یادگیری سازمانی افزایش میدهند. این شبکهها امکان تبادل منابع، دانش و حمایتهای اجتماعی را فراهم میآورند که باعث تقویت سرمایۀ اجتماعی میشود و به نوبۀ خود، تابآوری اجتماعی را ارتقا میدهد (کاظمی نجفآبادی و رضایی، 1403: 99). این فرایند با تکیه بر نظریههای «سرمایۀ اجتماعی» (Jackson, 2017: 152) و «شبکههای همافزا» (Woznyj et al., 2024: 33) قابل توجیه است که به نقش شبکههای تعاملی در ایجاد سرمایۀ اجتماعی و ظرفیتهای تطبیقی اشاره دارد. همچنین، نظریۀ «تابآوری اجتماعی-نهادی» بیان میکند سازمانهای غیرانتفاعی، به واسطۀ موقعیت خاص خود در جامعۀ مدنی، میتوانند میانجیگری بین بازیگران مختلف (دولت، بازار و جامعۀ مدنی) را انجام دهند و نقش «ضامن تعادل» را ایفا کنند. این میانجیگری موجب کاهش عدم قطعیت، افزایش اعتماد و انسجام اجتماعی میشود که از ارکان تابآوری است (Young, 2022: 20). از سوی دیگر، ظرفیت یادگیری سازمانی و انعطافپذیری ساختاری که در نظریههای مدیریت بحران و تابآوری سازمانی مطرح شدهاند، نقش کلیدی در فرایند تابآوری ایفا میکنند. سازمانهای غیرانتفاعی، با بهکارگیری مکانیسمهایی مانند یادگیری مستمر، اصلاح راهبردها و انعطاف در ساختارهای داخلی، قادر به تطبیق سریع با شرایط متغیر بحران هستند که این امر زمینهساز تابآوری مستمر میشود (Herrero & Kraemer, 2022). در نهایت، اعتماد اجتماعی به عنوان پیوند اصلی سرمایۀ اجتماعی و تابآوری اجتماعی شناخته میشود. اعتماد بین سازمانهای غیرانتفاعی و ذینفعان امکان همکاری مستمر و هماهنگی در پاسخ به بحرانها را فراهم میآورد و از طریق رفتارهای پاسخگو، شفافیت و مشارکت فعال تقویت میشود (Schneider, 2009: 657). بنابراین، از دیدگاه نهادی، سازمانهای غیرانتفاعی با تقویت ساختارهای شبکهای، افزایش اعتماد اجتماعی و ارتقای ظرفیتهای تطبیقی، به عنوان نهادهای کلیدی تابآوری اجتماعی شناخته میشوند. این چارچوب مفهومی مبنایی نظری برای بررسی روابط میان بازتولید سرمایۀ اجتماعی و تابآوری اجتماعی-اقتصادی فراهم میکند که در ادامۀ مقاله، از نظر تجربی، تحلیل خواهد شد.
2-3 تحلیل نهادی نقش سازمانهای غیرانتفاعی در تابآوری اقتصادی تابآوری اقتصادی به معنای توانایی نظامهای اقتصادی برای مقابله، تطبیق و بازیابی از شوکها و بحرانهای اقتصادی است که در سطح خرد و کلان بروز میکند. از دیدگاه تحلیل نهادی، سازمانهای غیرانتفاعی به عنوان بازیگران کلیدی در بازارهای اجتماعی، نقش واسط میان بخشهای مختلف اقتصاد، دولت و جامعۀ مدنی را ایفا میکنند و با بهرهگیری از ساختارهای نهادی، ظرفیتهای اقتصادی را تقویت و تابآوری اقتصادی را بازتولید میکنند. نظریۀ نهادی اقتصادی تأکید دارد نهادها مجموعهای از قواعد بازی، هنجارها و سازوکارهای رسمی و غیررسمی هستند که رفتار بازیگران اقتصادی را محدود و تسهیل میکنند (Bernal-Torres et al., 2021: 15). در این چارچوب، سازمانهای غیرانتفاعی با ایفای نقش میانجی، کاهش هزینههای معاملاتی و ایجاد اعتماد در بازارهای اجتماعی، شرایط را برای فعالیت اقتصادی پایدار فراهم میآورند که این امر مستقیماً به افزایش تابآوری اقتصادی میانجامد. از دیدگاه نظریۀ سرمایۀ اجتماعی، سازمانهای غیرانتفاعی با بازتولید سرمایۀ اجتماعی از طریق ایجاد شبکههای همکاری، تعاملات مبتنی بر اعتماد و هنجارهای مشترک، زمینهساز افزایش کارایی اقتصادی و کاهش نوسانات اقتصادی میشوند (Zinser & Thinyane, 2021: 14). این سرمایۀ اجتماعی، به ویژه در شرایط بحران، امکان دسترسی به منابع مالی و غیرمالی را تسهیل میکند و مانع از فروپاشی فعالیتهای اقتصادی میشود (کاظمی نجفآبادی و رضایی، 1404: 25). مطالعات مختلف نشان میدهند ظرفیتهای نهادی سازمانهای غیرانتفاعی، مانند قابلیت یادگیری سازمانی، نوآوری اجتماعی و مدیریت دانش، موجب انعطافپذیری سیستم اقتصادی در مواجهه با شوکها میشود (Bernal-Torres et al., 2021: 17). سازمانها با ارتقای توانمندیهای اقتصادی جامعه و افزایش مشارکت اجتماعی، علاوه بر تسهیل دسترسی به منابع، به ایجاد فرصتهای اقتصادی جدید و کاهش آسیبپذیری اقتصادی کمک میکنند. نظریۀ تابآوری اقتصادی نهادی همچنین بر اهمیت ساختارهای نهادی پایدار و انعطافپذیر تأکید دارد که بتوانند با تغییرات محیطی و بحرانها تطبیق یابند. سازمانهای غیرانتفاعی، با ایجاد ظرفیتهای نهادی در سطح محلی و منطقهای، زمینهساز توسعۀ اقتصاد مقاومتی میشوند که این امر در مطالعات زینسر و تینیان[9] (2021) و هررو و کرامر[10] (2022) بهروشنی مشاهده شده است. در مجموع، سازمانهای غیرانتفاعی، با ایفای نقش واسطهای، ایجاد اعتماد و بازتولید سرمایۀ اجتماعی، تقویت قابلیتهای تطبیقی و نوآوری نهادی، بستر لازم برای تابآوری اقتصادی در جوامع پیچیدۀ امروزی را فراهم میآورند. این تحلیل نهادی، مسیر پژوهش حاضر را در راستای بررسی فرایندهای بازتولید سرمایۀ اجتماعی و نقش آن در تابآوری اقتصادی مشخص میکند.
2-4 پیشینۀ پژوهش مطالعات اولیه در زمینۀ سرمایۀ اجتماعی و تابآوری اجتماعی در ایران با تمرکز بر بُعد نظری و محیطهای اجتماعی آغاز شدهاند. همتینژاد و همکاران (۱۳۹۷) در مطالعهای با عنوان «بررسی نقش سازمانهای غیردولتی در افزایش سرمایۀ اجتماعی» در استان قم، نشان دادند سازمانهای مردمنهاد با ایفای نقش واسطهای میان دولت و جامعه، توانستهاند سرمایۀ اجتماعی افقی و عمودی را تقویت و در تسهیل فرایند توسعۀ محلی نقشی مؤثر ایفا کنند. با گسترش نگاه سازمانی به سرمایۀ اجتماعی، عبدالملکی و همکاران (۱۳۹۹) در مقالهای با عنوان «کارکرد سرمایۀ اجتماعی در سازمانهای آینده با تأکید بر سازمانهای داوطلبانه» با بهرهگیری از تحلیل مفهومی و مطالعات موردی، به این نتیجه رسیدند که پیوندهای افقی مبتنی بر اعتماد درونسازمانی عنصر ضروری برای بقای سازمانهای داوطلبانه در شرایط عدم قطعیت است. در همین راستا، مرادزاده و همکاران (۱۳۹۹) در پژوهشی با عنوان «تأثیر سرمایۀ اجتماعی بر ارتقای تابآوری سازمانی» در زمینۀ کووید-۱۹ با استفاده از روش مدلیابی معادلات ساختاری، نشان دادند سرمایۀ اجتماعی میتواند از طریق تسهیم دانش درونسازمانی، سطح آمادگی در برابر بحرانهای غیرمنتظره را به طرزی معنادار افزایش دهد. مطالعات بعدی، با تمرکز بر حوزۀ آموزش و نظام اداری، نشاندهندۀ نقش سرمایۀ اجتماعی در بهبود عملکرد سازمانی و تابآوری نهادی هستند. ناصحی و همکاران (۱۴۰۲) در پژوهشی با عنوان «تأثیر هنرآفرینی شغلی بر عملکرد شغلی با نقش میانجی سرمایۀ اجتماعی» در مدارس غیردولتی شیراز، با استفاده از دادههای پرسشنامهای و تحلیل مسیر، نتیجه گرفتند سرمایۀ اجتماعی سازمانی موجب افزایش تعهد کاری و تقویت تابآوری حرفهای معلمان شده است. ابراهیمی و همکاران (۱۴۰۲) نیز با تمرکز بر آموزشوپرورش در پژوهشی با عنوان «شناسایی عوامل مؤثر بر سرمایۀ اجتماعی مدیران» از روش پژوهش آمیخته بهره گرفتند و نشان دادند انسجام هنجاری، عدالت سازمانی و رهبری مشارکتی از مهمترین عوامل مؤثر بر بازتولید سرمایۀ اجتماعی در نهادهای آموزشی هستند. در گامهای بعد، پژوهشها به سوی نظاممندسازی و ارائۀ الگو برای بازتولید سرمایۀ اجتماعی هدایت شدهاند. زرجو و پورعزت (۱۴۰۲) در مطالعهای با عنوان «ارائۀ الگوی توسعۀ سرمایۀ اجتماعی در دانشگاهها» با رویکرد کیفی و تحلیل تماتیک، مدلی مبتنی بر سرمایۀ فرهنگی، رهبری اخلاقی و شفافیت نهادی ارائه دادند. مولایی و قاسمی (۱۴۰۲) نیز در پژوهشی آیندهپژوهانه با عنوان «آیندهنگاری سرمایۀ اجتماعی در افق ۱۴۱۰» با استفاده از روش تحلیل ساختاری و تحلیل اثرات متقابل، سناریوهای محتمل برای وضعیت سرمایۀ اجتماعی در ایران را ترسیم کردند که در آن، نقش نهادهای غیرانتفاعی به عنوان بازیگران کلیدی در تقویت انسجام اجتماعی برجسته شده است. در حوزۀ اقتصاد اجتماعی، فیضآبادی و همکاران (۱۴۰۲)، با بررسی «نقش تعاونیها در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و بهرهوری» با استفاده از روش کمّی و تحلیل دادههای تعاونیهای استان مرکزی، دریافتند مشارکت داوطلبانۀ اعضا، اعتماد بینفردی و انسجام درونگروهی به طور مستقیم با ارتقای بهرهوری اقتصادی و تابآوری معیشتی اعضا مرتبط است. ابوالحسنی و همکاران (۱۴۰۲) نیز با تمرکز بر بانکهای دولتی و در پژوهشی با عنوان «نقش سطوح سرمایۀ اجتماعی در شکلگیری تابآوری سازمانی»، از تحلیل عاملی تأییدی استفاده کردند و نشان دادند سرمایۀ اجتماعی درونسازمانی نقشی مهم در سازگاری بانکها با تغییرات ناگهانی محیطی و کاهش آسیبپذیری نهادی دارد. در سالهای اخیر، توجه به سرمایۀ اجتماعی و تابآوری در حوزۀ کارآفرینی و شرکتهای دانشبنیان افزایش یافته است. شریعتنژاد و همکاران (۱۴۰۲) در مطالعهای با عنوان «تأثیر سرمایۀ اجتماعی بر تابآوری کارآفرینی با نقش میانجی اشتیاق کارآفرینی»، با بررسی شرکتهای دانشبنیان استان لرستان و استفاده از مدل معادلات ساختاری، دریافتند سرمایۀ اجتماعی موجب افزایش اشتیاق فردی، نوآوری و در نهایت، تابآوری کسبوکارهای نوپا در مواجهه با ریسک و عدمقطعیت میشود. همچنین، سیاهکالیمرادی و همکاران (۱۴۰۲) در پژوهشی با عنوان «بررسی نقش سرمایۀ اجتماعی در توسعۀ گردشگری پایدار» در منطقۀ شهریار، با استفاده از روش کیفی و تحلیل محتوای مصاحبهها، به این نتیجه رسیدند که سازمانهای غیرانتفاعی محلی با ارتقای مشارکت مردمی، شفافیت اطلاعاتی و توسعۀ پیوندهای اجتماعی، نقش کلیدی در تابآوری اقتصادی مناطق گردشگرپذیر ایفا میکنند. در سطح شبکهای نیز، غنبرطهرانی و همکاران (۱۴۰۲)، با مطالعهای تطبیقی در سازمانهای خیریه، «تحلیل سرمایۀ اجتماعی در شبکه سازمانهای خیریه» را بررسی کردند و نشان دادند ساختار شبکهای و همافزایی میان نهادهای غیردولتی ممکن است باعث همراستاسازی منابع و افزایش اثربخشی مداخلات اجتماعی شود. در میان مطالعات خارجی، وزنی و همکاران (2024) در مطالعهای با عنوان «قویتر با هم»، با استفاده از تحلیل کیفی مصاحبههای عمیق از شبکهای از سازمانهای غیرانتفاعی ایالاتمتحده، نقش «تواضع سازمانی» و مأموریتهای مشترک در تقویت تابآوری سازمانی را بررسی کردند و نشان دادند همافزایی بینسازمانی عامل کلیدی در تابآوری است. به طور مشابه، هررو و کرامر (2022) در زمینۀ سازمانهای هنری و فرهنگی، با بهرهگیری از دادههای مقطعی طی دوران کووید-19، توانستند شش قابلیت کلیدی را برای تابآوری مالی و ساختاری سازمانهای غیرانتفاعی شناسایی کنند. از سوی دیگر، یانگ[11] (2022)، با نگاهی کلانتر، در مقالهای تحلیلی و نظری، نهادهای غیرانتفاعی را به عنوان بازیگران کلیدی در نظام تابآور اجتماعی معرفی و بر نقش مکمل آنها در سیاستگذاری عمومی تأکید کرد. در راستای مدلسازی روابط بین سازمانهای غیرانتفاعی و بخش خصوصی، شومیت و همکاران (2018)، با استفاده از مدل «پایداری همزیستانه»، شراکتهای راهبردی میان سازمانهای کسبوکار و نهادهای غیرانتفاعی را بررسی کردند و نشان دادند همکاریهای بینبخشی در شرایط بحرانی به تقویت سرمایۀ اجتماعی و تابآوری منجر میشود. از زاویهای دیگر، پژوهش چیویتیلو و همکاران (2022)، با تأکید بر سرمایۀ فکری در سازمانهای غیرانتفاعی و با تمرکز ویژه بر سرمایۀ اجتماعی، نشان داد این نوع سرمایه به عنوان یک فعالساز بازاریابی عمل میکند و پیوندی نزدیک با عملکرد سازمانی دارد. در همین راستا، برنال‑تورِس[12] و همکاران (2021)، با بررسی نوآوری اجتماعی و سازمانی در بستر اقتصادهای در حال توسعه، نشان دادند ارتقای سرمایۀ اجتماعی در نهادهای غیرانتفاعی به افزایش تأثیر اجتماعی منجر میشود. اشنایدر (2009) نیز در یکی از نخستین مطالعات کلاسیک خود، مفهوم سرمایۀ اجتماعی سازمانی را تبیین و آن را عاملی تسهیلگر برای دستیابی به منابع و مشروعیت اجتماعی در جوامع محلی معرفی کرد. همچنین، ساس (2007)، با استفاده از مطالعۀ موردی، نقش سرمایۀ اجتماعی در مدیریت سازمانهای غیرانتفاعی را تحلیل کرد و اهمیت پیوندهای اعتماد و همکاری را در اثربخشی سازمانی نشان داد. در حوزۀ تحلیل شبکههای نهادی و تابآوری، زینسر و تینیان (2021)، با بررسی جامعۀ مدنی در هنگکنگ و استفاده از تحلیل شبکهای، نشان دادند سازمانهای اطلاعاترسان چگونه تابآوری سازمانی را در شرایط رقابتی و محدودکننده تقویت میکنند. پژوهش نظری شوایتزر و همکاران (2022)، با ارائه مدلسازی تابآوری اجتماعی، به پرسشهایی بنیادین در این حوزه پاسخ دادهاند و مسیرهای پژوهشی آتی را نیز ترسیم کردهاند. از دیدگاه ارتباط سرمایۀ اجتماعی با ریسک و فساد، واکس[13] و همکاران (2018)، در پژوهشی کمّی و مبتنی بر تحلیل دادههای شهری در اروپا، نشان دادند سرمایۀ اجتماعی زیاد با کاهش ریسک فساد رابطۀ مستقیم دارد. همچنین، جکسون (2017)، با ارائۀ یک تیپولوژی نظری از سرمایۀ اجتماعی، شبکههای اجتماعی را بر اساس روابط ساختاری، شناختی و کارکردی طبقهبندی و ابزارهای اندازهگیری مرتبط با آنها را معرفی کرده است. مرور نظاممند مطالعات بینالمللی و داخلی نشان میدهد تاکنون ابعادی متنوع از سرمایۀ اجتماعی، تابآوری اجتماعی-اقتصادی و نقش سازمانهای غیرانتفاعی در این میان بررسی شدهاند؛ با این حال، بیشتر این پژوهشها یا تمرکزی محدود بر یک بُعد از این مفاهیم داشتهاند (مانند اعتماد یا مشارکت مدنی)، یا آنکه فقط نقش سازمانهای مردمنهاد در یک حوزۀ خاص (مانند توسعۀ محلی یا آموزش) را بررسی کردهاند. همچنین، در بیشتر مطالعات داخلی، پیوند نظری بین نهادگرایی، بازتولید سرمایۀ اجتماعی و تابآوری اجتماعی-اقتصادی یا به صورت ضمنی لحاظ شده یا فاقد مدلسازی تحلیلی بوده است. از سوی دیگر، پژوهشهای بینالمللی اگرچه چارچوبهای مفهومی نسبتاً جامعتری ارائه دادهاند، به دلیل تفاوتهای نهادی، فرهنگی و اجتماعی، قابلیت تعمیم کامل به بستر ایران را ندارند. در این میان، آنچه در ادبیات پژوهش کمتر مورد توجه قرار گرفته، تحلیل نهادیِ منسجمِ نقش سازمانهای غیرانتفاعی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و اثرگذاری زنجیرهای آن بر تابآوری اجتماعی-اقتصادی در بافت خاص ایران است؛ آن هم با توجه به پیچیدگیهای ساختاری، تنوع کنشگران و ضعف همافزایی شبکهای میان نهادهای مدنی. از این رو، نوآوری پژوهش حاضر در آن است که با اتخاذ رویکرد نهادی و بهرهگیری از چارچوبی ترکیبی، تلاش میکند مدلی مفهومی از تعامل بین ساختارهای غیرانتفاعی، سرمایۀ اجتماعی بازتولیدشده و تابآوری اجتماعی-اقتصادی ارائه دهد؛ مدلی که میتواند درکی بهتر از ظرفیت نهادهای مدنی در مواجهه با بحرانهای اجتماعی و اقتصادی در ایران فراهم آورد و همچنین، پایهای نظری برای سیاستگذاری اثربخش در این حوزه پیشنهاد کند.
به منظور تحلیل نهادی نقش سازمانهای غیرانتفاعی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و تابآوری اجتماعی-اقتصادی در ایران، ترکیب روش مدلسازی معادلات ساختاری به شیوۀ حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) با تحلیل شبکۀ اجتماعی (SNA) در بستر دادههای پانل زمانی پیشنهاد میشود. در این راستا، متغیرهای کلیدی پژوهش شامل سرمایۀ اجتماعی، تابآوری اجتماعی، تابآوری اقتصادی و سطح سازمانیافتگی نهادهای غیرانتفاعی در استانهای کشور طی دورۀ زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ هستند و دادهها به صورت فصلی گردآوری میشوند.
جدول 1. نتایج محاسبۀ شاخص تابآوری اقتصادی به روش تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) Table 1. Results of Calculating the Economic Resilience Index Using Principal Component Analysis (PCA)
(منبع: یافتههای پژوهش)
بررسی بارهای عاملی متغیرها نشان میدهد تمامی ۹ زیرشاخص همبستگی مثبت و معناداری با مؤلفۀ اصلی دارند. متغیر «نسبت کسری بودجۀ دولت به تولید ناخالص داخلی» با بیشترین بار عاملی (852/0) و «وامهای غیرعملیاتی بانکی به کل وامها» با بار عاملی 821/0 و «نرخ تورم» با بار عاملی 814/0، بیشترین سهم را در شکلگیری شاخص نهایی تابآوری اقتصادی دارند. این امر بیانگر آن است که ثبات مالی دولت و سلامت نظام بانکی از مهمترین ارکان تابآوری اقتصادی در ایران محسوب میشوند. همچنین، متغیر «اندازۀ دولت» با کمترین بار عاملی (712/0) اما همچنان بیشتر از حد استاندارد (7/0)، نقشی پشتیبانیکننده در این شاخص ایفا میکند. با توجه به پراکندگی مناسب بارهای عاملی و عدم وجود بارهای متقاطع معنادار، میتوان نتیجه گرفت شاخص ترکیبی استخراجشده نمایندهای دقیق و قابل اتکا از وضعیت تابآوری اقتصادی کشور در بازۀ زمانی مورد مطالعه است.
در گام نخست، تحلیل شبکۀ اجتماعی به منظور شناخت ویژگیهای ساختاری سازمانهای غیرانتفاعی و روابط میان آنها انجام میشود و شاخصهایی همچون مرکزیت، چگالی و انسجام شبکه محاسبه میشوند. سپس، شاخصهای حاصل به عنوان متغیرهای مشاهدهگر در مدل معادلات ساختاری به کار میروند. در ادامه، مدل مفهومی شامل مسیرهای علّی میان متغیرهای پنهان تدوین و با استفاده از نرمافزار اسمارت پیالاس[21] ارزیابی میشود. آزمونهای مربوط به پایایی (CR)، روایی (AVE, HTMT)، برازش مدل (GoF) و اعتبار پیش بینی (Q²) انجام میشوند و از روش بوتاسترپ برای بررسی معناداری ضرایب استفاده میشود. ترکیب روش تحلیل شبکهای با مدلسازی PLS-SEMدر حوزۀ نهادهای غیرانتفاعی با هدف تبیین تأثیر ساختار نهادی بر سرمایۀ اجتماعی و تابآوری چندبُعدی در سطح منطقهای، رویکردی نوآورانه محسوب میشود. این روش امکان تلفیق تحلیل سطح کلان شبکهای با تبیین روابط علّی در سطح متغیرهای پنهان را فراهم کرده و قادر است تصویری چندلایه از کارکرد نهادهای مدنی در تقویت ظرفیتهای اجتماعی و اقتصادی جوامع ارائه دهد. از سوی دیگر، استفاده از دادههای پانل زمانی فصلی در سطح استانهای کشور امکان بررسی پویایی زمانی و مکانی پدیدۀ مورد مطالعه را فراهم میآورد و به افزایش دقت تحلیلهای سیاستپایه کمک میکند.
4-1 تحلیل شبکۀ اجتماعی در گام نخست، تحلیل شبکه اجتماعی (SNA)[22] به منظور درک ساختار نهادی سازمانهای غیرانتفاعی در ایران انجام میشود. برای این منظور، از دادههای رابطهای میان سازمانهای مردمنهاد، خیریهها و سایر نهادهای غیردولتی ثبتشده در سامانههای رسمی کشور استفاده شده است. این دادهها در سطح کشوری، با تمرکز بر تعاملات بین سازمانها در سطح استانها، به صورت فصلی طی بازۀ زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ گردآوری شدهاند. شبکۀ روابط میان سازمانهای غیرانتفاعی از طریق روابط نهادی ثبتشده رسمی، اطلاعات همکاریهای بیناستانی در پروژههای مشترک و عضویت در شبکهها و ائتلافهای ملی بازسازی شده است. برای استخراج این دادهها از منابع زیر استفاده شده است:
در راستای محاسبۀ شاخصهای کلیدی تحلیل شبکۀ اجتماعی در سطح ملی، از روش پرسشنامۀ رابطهای برای جمعآوری دادههای تعاملات بین سازمانهای غیرانتفاعی استفاده شده است. این نوع پرسشنامهها بر اساس رویکرد تحلیل شبکهای رابطهمحور طراحی شدهاند و با هدف استخراج روابط نهادی رسمی و غیررسمی میان سازمانها در سطح کشور به کار میروند. در این مطالعه، جامعۀ آماری شامل نمایندگان رسمی سازمانهای غیرانتفاعی فعال در سطح ملی است که در سامانههای رسمی (وزارت کشور، معاونت امور اجتماعی، شبکههای سراسری سمنها و خیریهها) به ثبت رسیدهاند. نمونهگیری به صورت هدفمند-زنجیرهای انجام شده است؛ به این ترتیب که پس از شناسایی هستۀ اولیۀ سازمانهای ملی، از آنها خواسته شد تا دیگر نهادهایی را معرفی کنند که با آنها تعامل مؤثر و رسمی دارند. بر اساس این اطلاعات، یک ماتریس رابطهای ملی طراحی شده است که روابط میان سازمانها را در سطح کلان نمایش میدهد. سپس، با استفاده از نرمافزار یوسینت[23]، شاخصهای کلیدی مندرج در جدول 2 برای ساختار نهادی ملی سازمانهای غیرانتفاعی محاسبه شدهاند:
جدول 2. ماتریس همکنشی برحسب میزان مشارکت در پروژههای مشترک و تبادلات نهادی Table 2. Interaction Matrix Based on the Level of Participation in Joint Projects and Institutional Exchanges
(منبع: یافتههای پژوهش)
این شاخصها پس از محاسبه، به عنوان متغیرهای مشاهدهگر برای ساختار نهادی وارد مدل معادلات ساختاری (PLS-SEM) میشوند. در واقع، تحلیل شبکۀ اجتماعی نقشی اساسی در تعیین ویژگیهای ساختاری سازمانهای غیرانتفاعی ایفا میکند و خروجی آن مبنایی برای ساخت مدل مفهومی علّی میان ساختار نهادی، سرمایۀ اجتماعی و تابآوری اجتماعی-اقتصادی فراهم میآورد. محاسبۀ این شاخصها که در جدول 3 آمده است، به دو منظور اصلی انجام میشود: اول، توصیف دقیق ساختار نهادی سازمانهای غیرانتفاعی؛ دوم، استخراج شاخصهای کمّی ساختاری که به عنوان متغیرهای مشاهدهگر یا پیشبینیکننده در مدلسازی معادلات ساختاری وارد میشوند: جدول 3. شاخصهای کلیدی تحلیل شبکه اجتماعی سازمانهای غیرانتفاعی در ایران (دوره ۱۳۹۰-۱۴۰۳) Table 3. Key Social Network Analysis (SNA) Indicators of Nonprofit Organizations in Iran (2011–2024)
(منبع: یافتههای پژوهش)
نتایج تحلیل شبکه اجتماعی نشان میدهد سازمانهای غیرانتفاعی در ایران دارای مرکزیت درجهای متوسط رو به بالایی (4/15) هستند که نشاندهندۀ سطح نسبتاً بالای تعاملات مستقیم میان آنهاست. این امر میتواند حاکی از همکاری فعال و تبادل اطلاعات در میان سازمانها باشد که زمینهساز ایجاد سرمایۀ اجتماعی قویتر است. مرکزیت بینابینی متوسط (23/0) نشان میدهد برخی از سازمانها نقش کلیدی واسطهگری را در شبکه ایفا و به عنوان پلهای ارتباطی بین خوشههای مختلف عمل میکنند. این سازمانها قدرت تأثیرگذاری و کنترل جریان اطلاعات را دارند که این امر میتواند بر افزایش تابآوری اجتماعی و اقتصادی تأثیر مثبت بگذارد. چگالی شبکۀ نسبتاً کم (12/0) نشاندهندۀ این است که ساختار شبکه پراکنده است و بسیاری از سازمانها به صورت مستقیم با همۀ دیگر سازمانها ارتباط ندارند که این امر ممکن است محدودیتی در انتقال سریع اطلاعات و همبستگی قوی ایجاد کند. انسجام شبکه (38/0) نشان میدهد شبکه به طور نسبی به خوشههایی مشخص تقسیم شده است که این خوشهها میتوانند نقشهای تخصصی و منطقهای در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و افزایش تابآوری داشته باشند. وجود چنین خوشهبندیهایی به سازمانها امکان میدهد تا در زمینههای خاص همکاریهایی مؤثرتر و منسجمتر داشته باشند. این شاخصهای شبکه، به عنوان متغیرهای مستقل وارد مدل SEM میشوند و تأثیر آنها بر متغیرهای پنهان شامل بازتولید سرمایۀ اجتماعی و تابآوری اجتماعی-اقتصادی تحلیل میشود؛ یعنی:
پس از استخراج شاخصهای ساختاری شبکه، در گام دوم، مدل مفهومی در شکل 1 بر اساس نظریههای نهادی و پیشفرضهای پژوهش طراحی میشود:
شکل 1. الگوی مفهومی پژوهش Figure 1. Conceptual Framework of the Study
این مدل شامل متغیرهای پنهان سرمایۀ اجتماعی، تابآوری اجتماعی و اقتصادی و ساختار نهادی است که در آن، شاخصهای شبکۀ اجتماعی به عنوان متغیرهای مستقل، نقش کلیدی در توضیح تغییرات متغیر وابسته دارند.
4-2 تحلیل روش حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) همانطور که مشاهده شد، در گام نخست، تحلیل شبکۀ اجتماعی با هدف شناسایی ویژگیهای ساختاری روابط میان سازمانهای غیرانتفاعی انجام شد. دادههای رابطهای که شامل تعاملات، همکاریها و تبادلات اطلاعاتی میان سازمانها بودند، مبنای محاسبۀ شاخصهایی همچون مرکزیت، چگالی، انسجام و خوشهبندی قرار گرفتند. این شاخصها پس از استانداردسازی، به صورت متغیرهای مشاهدهگر، سازۀ «ساختار نهادی» را در مدل مفهومی نمایندگی میکنند؛ به این ترتیب، خروجیهای SNA به عنوان ورودی مستقیم مدل اندازهگیری در روش PLS-SEM قرار میگیرند و به تحلیل روابط علّی میان ساختار نهادی و متغیرهای پنهان سرمایۀ اجتماعی، تابآوری اجتماعی و اقتصادی کمک میکنند. در گام دوم، به منظور آزمون مدل مفهومی پژوهش که شامل متغیرهای پنهان «سرمایۀ اجتماعی»، «تابآوری اجتماعی»، «تابآوری اقتصادی» و «ساختار نهادی سازمانهای غیرانتفاعی» است، از روش مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. این روش برای مدلهای علّی پیچیده با متغیرهای پنهان و نمونههای کوچک یا دادههای غیرنرمال مناسب است. مدل مفهومی پژوهش مسیرهای علّی میان ساختار نهادی (با شاخصهای استخراجشده از تحلیل شبکۀ اجتماعی) و ابعاد مختلف تابآوری و سرمایۀ اجتماعی را در قالب مدل اندازهگیری و مدل ساختاری بررسی میکند. در ابتدا، روایی و پایایی مدل اندازهگیری سنجیده شد. برای این منظور، از شاخصهایی مانند پایایی ترکیبی (CR)[24]، میانگین واریانس استخراجشده (AVE)[25] و بارهای عاملی استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل اولیه در جدول 4 آورده شده است:
جدول 4. نتایج آزمون روایی و پایایی مدل Table 4. Results of the Validity and Reliability Assessment of the Measurement Model
(منبع: یافتههای پژوهش)
همانطور که مشاهده میشود، تمام متغیرهای پنهان دارای پایایی ترکیبی بیشتر از 7/0 و میانگین واریانس استخراجشدۀ بیشتر از 5/0 هستند که نشاندهندۀ کفایت روایی همگرا و پایایی مناسب مدل اندازهگیری است. همچنین، بارهای عاملی برای تمامی شاخصها بیشتر از 7/0 گزارش شدهاند که نشاندهندۀ میزان تأثیر قابل قبول شاخصهای مشاهدهگر بر سازههای پنهان مربوط است. در ادامه، روایی واگرا با استفاده از معیار HTMT بررسی شد تا از تمایز مفهومی سازهها اطمینان حاصل شود. جدول 5 نتایج این آزمون را نشان میدهد:
جدول 5. نتایج آزمون روایی با استفاده از معیار HTMT Table 5. Results of the Discriminant Validity Assessment Using the HTMT Criterion
(منبع: یافتههای پژوهش)
همۀ مقادیر HTMT زیر آستانۀ 85/0 قرار دارند که تأییدکنندۀ روایی واگرای مناسب میان متغیرهای پنهان مدل است. این موضوع نشان میدهد سازهها از یکدیگر متمایز هستند و همپوشانی مفهومی قابل ملاحظهای بین آنها وجود ندارد. پس از اطمینان از کفایت مدل اندازهگیری، مدل ساختاری بررسی شد. در این مرحله، مسیرهای علّی میان متغیرهای پنهان تحلیل شدند و میزان تأثیر ساختار نهادی بر سرمایۀ اجتماعی و ابعاد تابآوری اجتماعی و اقتصادی آزمون شد. برای این منظور، از ضرایب مسیر، مقدار R² و Q² و نیز آزمون بوتاسترپ برای معناداری استفاده شد. نتایج حاصل از برآورد مدل ساختاری در جدول 6 آمده است:
جدول 6. نتایج حاصل از براورد مدل ساختاری Table 6. Results of the Structural Model Estimation
(منبع: یافتههای پژوهش)
در یافتههای پژوهش حاضر، مشخص شد ساختار نهادی سازمانهای غیرانتفاعی ـ که از طریق شاخصهایی مانند مرکزیت، چگالی و انسجام شبکه در تحلیل شبکۀ اجتماعی اندازهگیری شده است ـ تأثیری مستقیم، مثبت و معنادار بر میزان سرمایۀ اجتماعی و تابآوری اجتماعی و اقتصادی دارد. این بدان معناست که هرچه ساختار نهادی سازمانهای غیرانتفاعی منسجمتر و تعاملات میان آنها گستردهتر باشد، جامعه از انسجام اجتماعی و تابآوری اقتصادی بیشتری برخوردار خواهد بود. افزون بر این، سرمایۀ اجتماعی، به عنوان یک متغیر میانجی، نقشی کلیدی در انتقال و تقویت اثر ساختار نهادی بر تابآوری ایفا میکند؛ یعنی سازمانهایی که در شبکهای نهادی با سرمایۀ اجتماعی زیادتر قرار دارند، بهتر میتوانند ظرفیتهای مقابله با بحرانها (اعم از اقتصادی و اجتماعی) را در سطح جامعه ارتقا دهند. این نقش واسط سرمایۀ اجتماعی نشان میدهد بدون تقویت پیوندهای اجتماعی، اعتماد متقابل و مشارکت مدنی، تأثیر ساختار نهادی بر تابآوری ناقص یا ضعیف خواهد بود. به طور کلی، نتایج تأکید میکنند سیاستگذاری در راستای توانمندسازی سازمانهای غیرانتفاعی و تقویت شبکههای ارتباطی میان آنها نه فقط موجب افزایش سرمایۀ اجتماعی میشود، بلکه تابآوری چندبُعدی جامعه را نیز به شکلی مؤثر ارتقا میدهد. این یافتهها دارای دلالتهای عملی مهمی برای مدیریت بحران، حکمرانی مشارکتی و توسعۀ نهادی در ایران هستند. این روابط با توجه به مقادیر آمارۀ t بیشتر از 96/1 و سطح معناداری کمتر از 05/0 تأیید شدند. در مرحلۀ بعد، شاخصهای برازش کلی مدل بررسی شدند. مقادیر R² برای متغیرهای درونزا و نیز شاخص Q² به منظور ارزیابی قدرت پیشبینی مدل در جدول 7 ارائه شدهاند:
جدول 7. نتایج آزمون شاخصهای برازش کلی مدل Table 7. Results of the Overall Model Fit Indices
(منبع: یافتههای پژوهش) مقادیر R² در دامنۀ متوسط قرار دارند و نشاندهندۀ توان تبیین قابل قبول متغیرهای وابسته توسط متغیرهای مستقل هستند. همچنین، مقادیر Q² بیشتر از صفر هستند که بیانگر اعتبار پیشبینی مدل است. در نهایت، شاخص برازش کلی مدل (GOF) نیز محاسبه شد که مقدار آن برابر 51/0 به دست آمد که بیشتر از آستانۀ 36/0 (برازش قوی) و نشاندهندۀ برازش کلی مناسب مدل ساختاری پژوهش است. این یافتهها به طور کلی تأیید میکنند که ساختار نهادی سازمانهای غیرانتفاعی، از طریق ایجاد و تقویت سرمایۀ اجتماعی، نقشی مهم در افزایش تابآوری اجتماعی و اقتصادی در سطح ملی ایفا میکند.
پژوهش حاضر، با عنوان «تحلیل نهادی نقش سازمانهای غیرانتفاعی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و تابآوری اجتماعی‑اقتصادی در ایران»، با هدف واکاوی نقش ساختارهای نهادی در شکلگیری و تقویت تابآوری چندبُعدی انجام شده است. جامعۀ آماری شامل دادههای کشوری ایران در بازۀ زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ است که به صورت سری زمانی فصلی گردآوری شدهاند. روش پژوهش ترکیبی بوده و برای تحلیل دادهها از دو رویکرد مکمل شامل تحلیل شبکه اجتماعی (SNA) برای استخراج ویژگیهای ساختاری سازمانهای غیرانتفاعی و مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) برای آزمون مدل مفهومی استفاده شده است. یافتههای بهدستآمده از تحلیل شبکۀ اجتماعی نشان داد ساختار نهادی سازمانهای غیرانتفاعی دارای ویژگیهایی همچون تمرکز ارتباطی (مرکزیت)، انسجام ساختاری و چگالی ارتباطات است که این شاخصها بیانگر پویایی و انسجام تعاملات نهادی میان بازیگران غیردولتی هستند. خروجی این تحلیل به عنوان متغیرهای مشاهدهگر وارد مدل SEM شد. نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری نیز نشان داد ساختار نهادی سازمانهای غیرانتفاعی اثری مستقیم و معنادار بر سرمایۀ اجتماعی و تابآوری اقتصادی و اجتماعی دارد. همچنین، سرمایۀ اجتماعی به طرزی معنادار نقش واسط میان ساختار نهادی و تابآوری را ایفا میکند؛ به طوری که ساختار قوی نهادی از طریق ارتقای سرمایۀ اجتماعی ممکن است به بهبود تابآوری در سطح ملی منجر شود. در پرتو یافتههای این پژوهش که مبتنی بر تحلیل شبکهای و مدلسازی ساختاری با دادههای کشوری ایران بوده است، میتوان گفت سازمانهای غیرانتفاعی در بافت نهادی ایران نقشی کلیدی در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و ارتقای تابآوری اجتماعی-اقتصادی ایفا میکنند. در جامعهای که تحت فشارهای چندلایه مانند تحریمهای اقتصادی، بحرانهای محیطزیستی، شکافهای اجتماعی و بیاعتمادی عمومی قرار دارد، این سازمانها، به مثابۀ نهادهای میانجی، قادر هستند شبکههایی از همکاری و اعتماد متقابل ایجاد و بستر لازم برای کنش جمعی مؤثر را فراهم کنند. ساختار نهادی منسجم این سازمانها، چنانکه تحلیل شبکهای نشان داد، باعث بهبود کارکردهای ارتباطی و توزیع اطلاعات درون شبکه و همچنین، تسهیل در دسترسی به منابع اجتماعی میشود. این ساختار، از طریق افزایش مرکزیت شبکه، چگالی و انسجام، موجب ارتقای تعاملات بینسازمانی میشود و هزینههای مبادلۀ اجتماعی را کاهش میدهد. به تبع آن، این ویژگیها در مدل معادلات ساختاری پژوهش، به عنوان پیشبرندۀ سرمایۀ اجتماعی و تابآوری ظاهر شدهاند. از سوی دیگر، سرمایۀ اجتماعی حاصل از این سازوکار، از طریق افزایش اعتماد عمومی، مشارکت داوطلبانه و همبستگی اجتماعی، نه فقط موجب مقاومت بهتر در برابر بحرانها میشود، بلکه به بازیابی سریعتر جوامع محلی پس از شوکها نیز کمک میکند. این یافتهها در بافت بومی ایران کاملاً معنادار هستند؛ کشوری که در آن نوسانات اقتصادی، فرسایش اعتماد عمومی به نهادهای رسمی و ناکارآمدی برخی از سازوکارهای دولتی، نقش نهادهای مردمی و غیردولتی را دوچندان کرده است. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت سازمانهای غیرانتفاعی نه فقط به عنوان مجریان پروژههای محلی، بلکه به مثابۀ نهادهایی با قابلیت نهادیسازی سرمایۀ اجتماعی و توانمندسازی جامعه، نقشی راهبردی در تقویت تابآوری ملی دارند. این نکته به ویژه در چشمانداز آیندۀ ایران که نیازمند تقویت ظرفیتهای درونزای توسعه است، از اهمیت نظری و کاربردی زیادی برخوردار است. مقایسۀ یافتههای این پژوهش با پژوهشهای پیشین نیز گویای همراستایی و تأیید بسیاری از آنهاست. برای مثال، نتایج با مطالعات وزنی و همکاران (2024)، عبدالملکی و همکاران (1399) و زرجو و پورعزت (1402) همسو است که بر نقش مثبت ساختار نهادی در افزایش تابآوری اجتماعی و اقتصادی تأکید داشتهاند. همچنین، یافتهها با نتایج مطالعات شوایتزر و همکاران (2022) و چیویتیلو و همکاران (2022) در سطح بینالمللی همخوانی دارد که نقش واسط سرمایۀ اجتماعی میان ساختارهای نهادی و توسعه تابآوری را بررسی کردهاند. از سوی دیگر، پژوهشگرانی همچون ساس (2007) و اشنایدر (2009) نیز بر اهمیت انسجام نهادی در برابر بحرانها تأکید دارند که در این پژوهش نیز این اثر به صورت تجربی اثبات شده است. با این حال، برخی از تفاوتها در نحوۀ سنجش متغیرها یا زمینههای فرهنگی و سیاسی ممکن است دلیل تفاوت در شدت اثرات مشاهدهشده در برخی از منابع دیگر باشند. بر اساس یافتههای پژوهش، پیشنهاد میشود سیاستگذاران حوزۀ حکمرانی اجتماعی و اقتصادی، حمایت از توسعۀ سازمانهای غیرانتفاعی را به عنوان راهبردی مؤثر برای افزایش تابآوری ملی مدنظر قرار دهند. تقویت پیوندهای نهادی بین سازمانهای غیردولتی، ارتقای ظرفیتهای شبکهای آنان، افزایش شفافیت در تعاملات و به رسمیت شناختن نقش اجتماعی این نهادها، ممکن است به بازتولید سرمایۀ اجتماعی در سطوح مختلف منجر شود و بنیانی قوی برای مقابله با بحرانهای آینده فراهم آورد. همچنین، پیشنهاد میشود بانکهای اطلاعاتی دقیقتری از تعاملات میانسازمانی ایجاد شوند تا امکان تحلیلهای ساختاری دقیقتر در سطوح کشوری فراهم شود.
[1] Shumate [2] Civitillo [3] Jackson [4] Synergistic Networks [5] Woznyj [6] Schneider [7] Saz [8] Schweitzer [9] Zinser & Thinyane [10] Herrero & Kraemer [11] Young [12] Bernal-Torres [13] Wachs [14] Social Resilience [15] Economic Resilience [16] Gross Domestic Product [17] Principal Component Analysis [18] Non-Profit Organizations [20] Social Capital [21] SmartPLS [22] Social Network Analysis [23] UCINET [24] Combined Reliability [25] Average Variance Extracted | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ابوالحسنی، د.، تدبیری، س.، و مجیدی، م. (1402). تبیین نقش سطوح سرمایۀ اجتماعی در شکلگیری تابآوری سازمانی در بانکهای دولتی. مدیریت سرمایۀ اجتماعی، 10(2)، 197-210. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.351637.2362
ابراهیمی، ص.، ناصریامین، ا.، علیزاده، ر.، و غلامی، ب. (1402). شناسایی عوامل مؤثر بر سرمایۀ اجتماعی مدیران در سازمانهای ایرانی-اسلامی (پژوهشی آمیخته در آموزشوپرورش). مدیریت سرمایۀ اجتماعی، 10(2)، 91-109. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.346543.2324
زرجو، ش.، و پورعزت، ع. ا. (1402). ارائۀ الگوی توسعۀ سرمایۀ اجتماعی و کاربست آن در دانشگاهها (مورد مطالعه: دانشگاههای پیام نور استان گیلان). مدیریت سرمایۀ اجتماعی، 10(2)، 129-144. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.345892.2327
سیاهکالیمرادی، ج.، خسروانی، ف.، و قربانعلیزاده، ر. (1402). بررسی نقش سرمایۀ اجتماعی در توسعۀ گردشگری پایدار در منطقۀ شهریار. سومین همایش ملی و اولین همایش بینالمللی سرمایۀ اجتماعی و تابآوری، قم. https://civilica.com/doc/974487
شریعتنژاد، ع.، موسوی، س. ن.، آرینژاد، م.، و منشدوی، ا. (1402). بررسی تأثیر سرمایۀ اجتماعی بر تابآوری کارآفرینی با نقش میانجی اشتیاق کارآفرینی در شرکتهای دانشبنیان استان لرستان. مدیریت سرمایۀ اجتماعی، 13(1)، 89-102. https://doi.org/10.22059/jscm.2023.357435.2403
عبدالملکی، ه.، غنیزاده، م.، زوارزاده، غ.، و عربپشتکوهی، م. (1399). کارکرد سرمایۀ اجتماعی در سازمانهای آینده با تأکید بر سازمانهای داوطلبانه. راهبرد دفاعی، 15(1)، 131-170. https://ds.sndu.ac.ir/article_78.html
غنبرطهرانی، ن.، شریفیپور، آ.، و سبط، م. و. (1402). تحلیل مقایسهای سرمایۀ اجتماعی در شبکۀ سازمانهای خیریه. مطالعات وقف و امورخیریه، 1(2)، 67-88. https://doi.org/10.22108/ecs.2023.136050.1040
فیضآبادی، ح.، مجدی، ع. ا.، حسنیدرمیان، غ. ر.، و وکیلی، ه. (1402). بررسی نقش تعاونیها در بازتولید سرمایۀ اجتماعی و ارتباط آن با بهرهوری. مدیریت سرمایۀ اجتماعی، 10(2)، 177-195. https://doi.org/10.22059/jscm.2023.349219.2345
کاظمی نجفآبادی، م.، و رضایی، ا. (1403). نقش هنجارهای اجتماعی فردگرایانه بر میزان بخشش افراد در جامعه: مطالعۀ موردی کشور ایران. پژوهشنامۀ اقتصادی، 24(2)، 96-123. https://doi.org/10.22054/joer.2025.84484.1256
کاظمی نجفآبادی، م.، و رضایی، ا. (1404). تحلیل نقش اعتماد نهادی و سرمایۀ روانشناختی در تقویت مشارکتهای خیریهای در ایران: رهیافت معادلات ساختاری. جستارهای اقتصادی با رویکرد اسلامی ]مقالۀ پذیرفتهشده، انتشار آنلاین[. https://doi.org/10.30471/jee.2026.11440.2559
مرادزاده، ع.، زارعی، ک.، و حیدریان، ح. (1399). تأثیر سرمایۀ اجتماعی بر ارتقای تابآوری سازمانی: تبیین نقش میانجی تسهیم دانش مرتبط با بحران کووید-19. مدیریت دانش، 7(2)، 115-136. https://elmnet.ir/doc/2463523-77981
مولایی، م. م.، و قاسمی، م. ه. (1402). آیندهنگاری سرمایۀ اجتماعی ایران در افق 1410 با استفاده از روش تحلیل ساختاری. مدیریت سرمایۀ اجتماعی، 10(2)، 159-175. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.349349.2344
ناصحی، س. م. ا.، رجبپور، ا.، و احمدی، ح. (1402). تأثیر هنرآفرینی شغلی بر عملکرد شغلی دبیران: با تأکید بر نقش میانجی سرمایۀ اجتماعی (مورد مطالعه: دبیرستانهای غیردولتی ناحیۀ 2 شیراز). مدیریت سرمایۀ اجتماعی، 10(2)، 145-158. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.349717.2346
همتینژاد، ه.، رنجبر، م.، عسگری، م.، و حسینی، س. و. (1397). بررسی نقش سازمانهای غیردولتی در افزایش سرمایۀ اجتماعی و تأثیر آن بر توسعه در ایران (مطالعۀ موردی: استان قم). سپهر سیاست، 5، 163-188. https://iranjournals.nlai.ir/handle/123456789/117410?show=full
References Abolhasani, D., Tadbiri, S., & Majidi, M. (2023). Explaining the role of social capital dimensions in the formation of organizational resilience in state-owned banks. Social Capital Management, 10(2), 197–210. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.351637.2362 [In Persian] Abdolmaleki, H., Ghanizadeh, M., Zavvarzadeh, Gh., & Arab-Poshtkouhi, M. (2021). The function of social capital in future organizations with an emphasis on voluntary organizations. Defensive Strategy, 15(1), 131–170. https://ds.sndu.ac.ir/article_78.html [In Persian] Bernal-Torres, C. A., Montes-Guerra, M. I., Turriago-Hoyos, Á., & Castro-Silva, H. F. (2021). Organizational and social innovation in non-profit organizations performance in the context of an emergent economy. Intangible Capital, 17(1), 1–21. https://doi.org/10.3926/ic.1731 Civitillo, R., Festa, G., Priporas, C.-V., & Rossi, M. (2022). Intellectual capital in nonprofit organizations: A focus on social capital as a marketing enabler. International Marketing Review, 39(5), 1052–1068. https://doi.org/10.1108/IMR-01-2021-0029 Ebrahimi, S., Naseri-Amin, A., Alizadeh, R., & Gholami, B. (2023). Identifying the factors affecting managers’ social capital in Iranian-Islamic organizations: A mixed-method study in the education system. Social Capital Management, 10(2), 91–109. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.346543.2324 [In Persian] Feyzabadi, H., Majdi, A. A., Hasani-Darmian, Gh. R., & Vakili, H. (2023). Investigating the role of cooperatives in the reproduction of social capital and its relationship with productivity. Social Capital Management, 10(2), 177–195. https://doi.org/10.22059/jscm.2023.349219.2345 [In Persian] Ghanbar Tehrani, N., Sharifipour, A., & Sebt, M. V. (2023). A comparative analysis of social capital in the network of charitable organizations. Endowment and Charity Studies, 1(2), 67–88. https://doi.org/10.22108/ecs.2023.136050.1040 [In Persian] Hemmati-Nejad, H., Ranjbar, M., Asgari, M., & Hosseini, S. V. (2018). Investigating the role of non-governmental organizations in enhancing social capital and its impact on development in Iran: A case study of Qom Province. Sepehr-e Siasat, 5, 163–188. https://iranjournals.nlai.ir/handle/123456789/117410?show=full [In Persian] Herrero, M., & Kraemer, S. (2022). Beyond survival mode: Organizational resilience capabilities in nonprofit arts and culture fundraising during the Covid‐19 pandemic. Nonprofit Management and Leadership. https://doi.org/10.1002/nml.21524 Jackson, M. O. (2017). A typology of social capital and associated network measures. arXiv preprint arXiv:1711.09504. https://arxiv.org/abs/1711.09504arXiv Kazemi Najafabadi, M., & Rezaei, A. (2025). The role of individualistic social norms in determining charitable giving: A case study of Iran. Journal of Economic Research, 24(2), 96–123. https://doi.org/10.22054/joer.2025.84484.1256 [In Persian] Kazemi Najafabadi, M., & Rezaei, A. (2026). Analyzing the role of institutional trust and psychological capital in strengthening charitable participation in Iran: A structural equation modeling approach. Economic Essays with Islamic Approach [Advance Online Publication]. https://doi.org/10.30471/jee.2026.11440.2559 [In Persian] Moradzadeh, A., Zarei, K., & Heydarian, H. (2021). The impact of social capital on enhancing organizational resilience: Explaining the mediating role of crisis-related knowledge sharing during the COVID-19 pandemic. Journal of Knowledge Management, 7(2), 115–136. https://elmnet.ir/doc/2463523-77981 [In Persian] Moulaei, M. M., & Ghasemi, M. H. (2023). Foresight of Iran’s social capital toward the 1410 horizon using structural analysis. Social Capital Management, 10(2), 159–175. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.349349.2344 [In Persian] Nasehi, S. M. A., Rajabpour, A., & Ahmadi, H. (2023). The effect of job crafting on teachers’ job performance: Emphasizing the mediating role of social capital (A case study of non-governmental high schools in District 2 of Shiraz). Social Capital Management, 10(2), 145–158. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.349717.2346 [In Persian] Saz, M. I. (2007). Social capital in nonprofit organizations: Implications for management: A case study perspective. International Review on Public and Nonprofit Marketing, 4(1), 175–176. https://doi.org/10.1007/BF03180764 Schneider, J. A. (2009). Organizational social capital and nonprofits. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 38(4), 643–662. https://doi.org/10.1177/0899764009333956 Schweitzer, F., Andres, G., Casiraghi, G., Gote, C., Roller, R., Scholtes, I., ..., & Zingg, C. (2022). Modeling social resilience: Questions, answers, open problems. arXiv preprint arXiv:2301.00183. https://arxiv.org/abs/2301.00183 Siahkali-Moradi, J., Khosravani, F., & Ghorbanalizadeh, R. (2023). Investigating the role of social capital in the development of sustainable tourism in the Shahriar region. In Proceedings of the Third National and First International Conference on Social Capital and Resilience, Qom. https://civilica.com/doc/974487 [In Persian] Shariat-Nejad, A., Mousavi, S. N., Ari-Nejad, M., & Manshadavi, A. (2023). Investigating the effect of social capital on entrepreneurial resilience with the mediating role of entrepreneurial passion in knowledge-based companies in Lorestan Province. Social Capital Management, 13(1), 89–102. https://doi.org/10.22059/jscm.2023.357435.2403 [In Persian] Shumate, M., Hsieh, Y. P., & O’Connor, A. (2018). A nonprofit perspective on business–nonprofit partnerships: Extending the symbiotic sustainability model. Business & Society, 57(7), 1337–1370. https://doi.org/10.1177/0007650316645051 Woznyj, H. M., Stewart, O. J., & Beck, T. E. (2024). Stronger together: Building nonprofit resilience through a network with a shared mission and organizational humility. Nonprofit Management and Leadership. https://doi.org/10.1002/nml.21590 Wachs, J., Yasseri, T., Lengyel, B., & Kertész, J. (2018). Social capital predicts corruption risk in towns. arXiv preprint arXiv:1810.05485. https://arxiv.org/abs/1810.05485 Young, D. R. (2022). Nonprofits as a resilient sector: Implications for public policy. Nonprofit Policy Forum, 14(3). https://doi.org/10.1515/npf-2022-0038 Zarjoo, S., & Pourezzat, A. A. (2023). Developing a social capital development model and its application in universities: A case study of Payame Noor universities in Gilan Province. Social Capital Management, 10(2), 129–144. https://doi.org/10.22059/jscm.2022.345892.2327 [In Persian] Zinser, S., & Thinyane, H. (2021). Organizational resilience between competing networks of infomediaries: A case study in civil society resilience in Hong Kong. arXiv preprint arXiv:2108.10095. https://arxiv.org/abs/2108.10095 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 6 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||