| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,891 |
| تعداد مقالات | 15,352 |
| تعداد مشاهده مقاله | 44,695,228 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,968,104 |
نقش الگوهای ارتباطی خانواده بر بهزیستی روانشناختی با میانجیگری تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی در بزرگسالان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پژوهش نامه روانشناسی مثبت | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 7، دوره 11، شماره 3 - شماره پیاپی 43، آذر 1404، صفحه 107-126 اصل مقاله (1.45 M) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/ppls.2026.148743.2721 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| رایحه جلال مآب1؛ مهشید تجربه کار* 2؛ مسعود حسینچاری2 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1کارشناس ارشد روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر، کرمان، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشیار گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر، کرمان، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف از این پژوهش تبیین بهزیستی روانشناختی جوانان بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده، با در نظر گرفتن نقش واسطهای تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی بود. شرکتکنندگان در پژوهش جوانان 18 تا 35 سالۀ شهر کرمان بودند که به شیوۀ نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به مقیاسهای بهزیستی روانشناختی، ابزار تجدیدنظرشدۀ الگوی ارتباطات خانواده، مقیاس تحمل ابهام نسخۀ دوم و مقیاس خودافشایی هیجانی پاسخ دادند. روش این پژوهش مدلیابی معادلات ساختاری بود که نتایج آن نشان داد مدل از برازشی مناسب برخوردار است و جهتگیری گفتوشنود، تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی به طور مستقیم و مثبت، و جهتگیری همنوایی به طور مستقیم و منفی، بهزیستی روانشناختی جوانان را پیشبینی میکنند. علاوه بر این، جهتگیری گفتوشنود به طور غیرمستقیم و مثبت و جهتگیری همنوایی به طور غیرمستقیم و منفی از طریق تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی، بهزیستی روانشناختی را پیشبینی میکند. در مجموع، این پژوهش نقش الگوهای ارتباطی خانواده را با واسطهگری تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی در بهزیستی روانشناختی جوانان تأیید میکند. نتیجه اینکه اهتمام به انتخاب الگوی ارتباطی درست توسط والدین با تأثیر بر قدرت تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی میتواند بر بهبود و ارتقای بهزیستی روانشناختی جوانان اثرگذار باشد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بهزیستی روانشناختی؛ الگوهای ارتباطی خانواده؛ تحمل ابهام؛ خودافشایی هیجانی؛ بزرگسالان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سلامت[1] ابعادی متفاوت دارد که بُعد روانشناختی یکی از ابعاد مهم آن به شمار میرود. در سالهای اخیر، نسبت به رویکرد آسیبشناسی در ارتباط با سلامت انسان انتقادهایی صورت گرفته است (Hernandez et al., 2018). در این راستا، روانشناسی مثبتگرا[2] به عنوان یکی از رویکردهای نوین، مطالعۀ سازههایی مثبت همچون شادی[3]، امید[4]، تابآوری[5]، خوشبینی[6] و بهزیستی روانشناختی[7] را مورد توجه قرار میدهد و بر شناسایی و ارتقای توانمندیها و نقاط قوت انسان تأکید میکند (Compton & Hoffman, 2019). به دنبال ظهور این رویکرد، گروهی از پژوهشگران حوزۀ سلامت روان، سلامت روانی را معادل کارکرد مثبت روانشناختی دانسته و مفهوم بهزیستی روانشناختی را برای تأکید بیشتر بر جنبههای مثبت عملکرد انسان مطرح کردهاند (Ryff et al., 1998). بر این اساس، سلامت روان صرفاً به معنای فقدان بیماری نیست، بلکه احساس رضایت از زندگی، تعامل مؤثر با محیط، برخورداری از خلق مثبت و روابط اجتماعی مطلوب را نیز در بر میگیرد (Ryan & Deci, 2001). ریف و سینگر بهزیستی روانشناختی را مفهومی چندبُعدی شامل پذیرش خود[8]، روابط مثبت با دیگران[9]، خودمختاری[10]، تسلط بر محیط[11]، زندگی هدفمند و رشد شخصی معرفی کردهاند (Ryff & Singer, 1998). همچنین، بهزیستی روانشناختی تحت تأثیر عواملی مختلف از جمله شرایط زندگی، عوامل موقعیتی، وضعیت اقتصادی و تعاملات اجتماعی قرار دارد (Diener, 2009). از نظر ریف، بهزیستی روانشناختی تلاشی برای تحقق تواناییهای بالقوۀ فرد است و در جنبههای مختلف زندگی از جمله روابط اجتماعی، احساس صمیمیت، کارآمدی و پذیرش اجتماعی[12] نقشی مهم ایفا میکند (Ryff, 1995). جوانان بخشی قابل ملاحظه از جمعیت جهان و ایران را تشکیل میدهند (Azzopardi et al., 2017؛ مرکز رصد جمعیت ایران، ۱۴۰۲). از آنجا که دورۀ جوانی با تغییرات گستردۀ زیستی، روانشناختی و اجتماعی همراه است، توجه به کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی این گروه از اهمیتی ویژه برخوردار است. جوانان، به عنوان سرمایههای انسانی و اجتماعی هر جامعه، نقشی مهم در توسعه و پیشرفت کشورها دارند؛ از این رو، شناسایی عوامل مؤثر بر بهزیستی روانشناختی آنان ضروری به نظر میرسد (بهاری و فرکیش، 1388). یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر بهزیستی روانشناختی، محیط خانواده و کیفیت روابط حاکم بر آن است. خانواده نخستین نهادی است که فرد در آن رشد مییابد و به عنوان پایهگذار شخصیت، ارزشها و باورهای افراد شناخته میشود (کمیجانی و ماهر، 1386). این نهاد بیش از هر محیط اجتماعی دیگری در رشد، تکامل و سلامت افراد نقش دارد (رحیمی و همکاران، 1394). پژوهشهای حوزۀ خانواده نشان میدهند تعاملات خانوادگی میتوانند بر نحوۀ مواجهۀ افراد با عوامل استرسزا و میزان سازگاری آنان با محیط اثرگذار باشند. یکی از مدلهای مطرح در این زمینه مدل الگوهای ارتباطی خانواده[13] است (Fitzpatrick, 2004). الگوی ارتباطی خانواده به شیوۀ تعامل، تبادل افکار و احساسات و معناسازی اعضای خانواده از ارتباطات خود اشاره دارد (Koerner & Fitzpatrick, 2002). این مدل بر دو بُعد جهتگیری گفتوشنود[14] و جهتگیری همنوایی[15] تأکید میکند. در جهتگیری گفتوشنود، اعضای خانواده آزادانه دربارۀ موضوعهای مختلف با یکدیگر تعامل میکنند و دیدگاهها و احساسات خود را بیان میکنند؛ در حالی که در جهتگیری همنوایی، بر اشتراک نگرشها، ارزشها و پیروی از هنجارهای خانوادگی تأکید میشود (Koerner & Fitzpatrick, 2002). مطالعات نشان دادهاند جهتگیری گفتوشنود با پیامدهای روانیاجتماعی مطلوبی مانند افزایش تابآوری، کاهش کنارهگیری و افزایش توانایی جستوجوی حمایت اجتماعی همراه است (Fitzpatrick & Koerner, 2005; Koerner & Fitzpatrick, 1997). در سالهای اخیر، توجه پژوهشگران به نقش ویژگیهای فردی مرتبط با بهزیستی روانشناختی نیز افزایش یافته است. یکی از این متغیرها خودافشایی هیجانی[16] است. خودافشایی فرایندی تدریجی است که طی آن افراد افکار و احساسات خود را در تعامل با دیگران آشکار میکنند (Ignatius & Kokkonen, 2007).پژوهشها نشان دادهاند خودافشایی هیجانی با افزایش حمایت اجتماعی ادراکشده، بهبود عزتنفس و ارتقای بهزیستی روانشناختی همراه است (Reinecke & Trepte, 2014; Yang et al., 2017). همچنین، افشای دقیق و واقعی هیجانات میتواند حمایت اجتماعی دریافتشده از سوی دیگران را پیشبینی کند (Kim & Lee, 2011; Vogel et al., 2018). متغیری دیگر که در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته، تحمل ابهام[17] است. تحمل ابهام به توانایی فرد در مواجهه با موقعیتهای پیچیده، نامطمئن و فاقد اطلاعات کافی اشاره دارد. در دنیای امروز که تغییرات اجتماعی با سرعتی زیاد رخ میدهند، افراد دارای تحمل ابهام بیشتر از انعطافپذیری و سازگاری بیشتری برخوردار هستند و در نتیجه، سلامت روان مطلوبتری را تجربه میکنند. تحمل ابهام علاوه بر آنکه یک ویژگی شخصیتی محسوب میشود، تحت تأثیر خانواده، آموزش و فرهنگ اجتماعی نیز شکل میگیرد و میتواند به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر بهزیستی روانشناختی افراد در نظر گرفته شود. در ایران نیز طی سالهای اخیر توجه به ابعاد ذهنی و روانشناختی بهزیستی افزایش یافته است. با این حال، نتایج برخی از مطالعات نشان میدهد وضعیت بهزیستی روانشناختی جوانان ایرانی در برخی از مؤلفهها چندان مطلوب نیست (حبیبپور گتابی، 1401)؛از این رو، شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقای بهزیستی روانشناختی آنان از اهمیتی ویژه برخوردار است. با وجود اهمیت نقش خانواده در سلامت روان، پژوهشهایی محدود به طور همزمان الگوهای ارتباطی خانواده، تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی در تبیین بهزیستی روانشناختی جوانان را بررسی کردهاند. همچنین، مرور مطالعات داخلی نشان میدهد در مقایسه با ادبیات بینالمللی، پژوهشهای کمتری به این موضوع اختصاص یافتهاند. بنابراین، این پژوهش با هدف تبیین بهزیستی روانشناختی جوانان بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده و با در نظر گرفتن نقش میانجی تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی انجام شد و فرضیههای زیر را آزمون کرد:
روش جامعه، روش نمونهگیری و حجم نمونه: طرح این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. ارتباط میان متغیرها در قالب یک مدل معادلات ساختاری بررسی شد. در این مدل، الگوهای ارتباطی خانواده متغیر برونزاد، تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی در نقش متغیرهای واسطهای بودند و بهزیستی روانشناختی متغیر درونزاد بود. جامعۀ آماری این پژوهش را کلیۀ بزرگسالان 18 تا 35 سالۀ شهر کرمان در سال 1403 تشکیل دادند. بر اساس ملاک کلاین، با توجه به تعداد پرسشهای پرسشنامهها و مدل پیشنهادی، 500 نفر از اعضای جامعۀ آماری یادشده با روش نمونهگیری در دسترس برای شرکت در انجام پژوهش انتخاب شدند و پرسشنامهها با بیان دستورالعمل لازم به آنها ارائه شد. پس از بررسی پرسشنامهها، پرسشنامههایی که ناقص بودند از روند تحلیل دادهها حذف شدند. از میان 435 شرکتکنندۀ باقیمانده، 290 نفر از آنها را زنان و 145 نفر را مردان تشکیل میدادند. همچنین، 123 نفر از کل پاسخدهندگان را افراد متأهل تشکیل میدادند. از نظر مقطع تحصیلی، پاسخدهندگان در مقطع کارشناسی با 4/71 درصد بیشترین میزان مشارکت و افراد در مقطع دکتری با 8/0 درصد کمترین میزان مشارکت در روند پژوهش را به خود اختصاص دادند. ابزار سنجش: مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (RSPWB)[18]: برای سنجش بهزیستی روانشناختی از فرم 54پرسشی مقیاس ریف و کیس استفاده شد (Ryff & Keyes, 1995). این مقیاس شش بُعد خودمختاری، تسلط بر محیط، رشد شخصی، روابط مثبت با دیگران، هدفمندی در زندگی و پذیرش خود را ارزیابی میکند و پاسخها بر اساس طیف ششدرجهای لیکرت از «کاملاً مخالفم» تا «کاملاً موافقم» نمرهگذاری میشوند. مطالعات مختلف روایی و پایایی مطلوب این مقیاس را تأیید کردهاند (Abbott et al., 2006; Ryff & Keyes, 1995; van Dierendonck et al., 2008). پایایی این مقیاس در این پژوهش با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای متغیرهای بهزیستی روانشناختی 84/0، خودپیروی 82/0، تسلط بر محیط 78/0، رشدشخصی 84/0، ارتباط مثبت با دیگران 78/0، هدفمندی در زندگی 85/0 و پذیرش خود 84/0 گزارش شد. در پژوهش حاظر نیز آلفای کرونباخ برای متغیرهای بهزیستی روانشناختی 86/0، خودپیروی 87/0، تسلط بر محیط 83/0، رشدشخصی 87/0، ارتباط مثبت با دیگران 84/0، هدفمندی در زندگی 88/0 و پذیرش خود 78/0 به دست آمد. ابزار تجدیدنظرشدۀ الگوی ارتباطات خانواده (RFCP)[19]: برای سنجش الگوهای ارتباطی خانواده از نسخۀ تجدیدنظرشدۀ الگوی ارتباطات خانوادۀ فیتزپاتریک و ریچی استفاده شد. این ابزار شامل 26 گویه و دو خردهمقیاس جهتگیری گفتوشنود (15 گویه) و جهتگیری همنوایی (11 گویه) است و پاسخها بر اساس طیف پنجدرجهای لیکرت از «کاملاً مخالفم» تا «کاملاً موافقم» نمرهگذاری میشوند. روایی و پایایی این مقیاس در مطالعات مختلف خارجی و داخلی تأیید شده است (کوروشنیا و لطیفیان، 1386؛ Fitzpatrick & Ritchie, 1994). در این پژوهش، ضرایب آلفای کرونباخ برای مقیاس، جهتگیری گفتوشنود و جهتگیری همنوایی به ترتیب 81/0، 88/0 و 86/0 به دست آمد. مقیاس تحمل ابهام نسخه دوم (MSTAT-II)[20]:تحمل ابهام با استفاده از نسخۀ دوم مقیاس تحمل ابهام مکلین سنجیده شد (McLain, 2009). این مقیاس شامل 13 گویه است که پاسخها بر اساس طیف پنجدرجهای لیکرت از «بسیار مخالفم» تا «بسیار موافقم» ارائه میشوند. مکلین ضریب پایایی این ابزار را 82/0 گزارش کرده است (McLain, 2009) و مطالعات بعدی نیز روایی و پایایی مناسب آن را تأیید کردهاند (فیضی و همکاران، 1391؛ عالیپور و همکاران، 1397؛ اردشیرپی و همکاران، 1402). در این پژوهش، ضریب آلفای کرونباخ این مقیاس 86/0 به دست آمد. مقیاس خودافشایی هیجانی (ESDS)[21]: برای سنجش خودافشایی هیجانی از مقیاس خودافشایی هیجانی اسنل و همکاران استفاده شد (Snell et al., 1998). این ابزار شامل 40 گویه است و میزان افشای هیجانهای مختلف از جمله غم، شادی، آرامش، اضطراب، ترس و خشم را ارزیابی میکند. پاسخها بر اساس طیف پنجدرجهای لیکرت از «اصلاً مطرح نکردهام» تا «اغلب مطرح کردهام» نمرهگذاری میشوند. پژوهشهای مختلف روایی و پایایی مطلوب این مقیاس را گزارش کردهاند (Snell et al., 1998؛ ورمقانی و همکاران، 1399). در این پژوهش، ضرایب آلفای کرونباخ برای خودافشایی هیجانی، غم، شادی، آرامی، اضطراب، ترس و خشم به ترتیب 89/0، 87/0، 84/0، 80/0، 88/0 و 85/0 به دست آمد. روش اجرا و تحلیل: در پژوهش حاضر، ابتدا پرسشنامههای پژوهش در میان بزرگسالان ردۀ سنی 18 تا 35 سال توزیع شد که بخشی از آنان را افراد حاضر در دانشگاههای شهر کرمان تشکیل میدادند. سپس، اصول اخلاقی در خصوص محرمانهماندن اطلاعات و عدم لزوم ذکر نام و نام خانوادگی برای شرکتکنندگان توضیح داده شد و رضایت آگاهانۀ آنها برای همکاری در پژوهش جلب شد. به پرسشها و ابهامهای شرکتکنندگان در خصوص برخی از پرسشهای پرسشنامه، به ویژه پرسشنامۀ خودافشایی هیجانی، با حوصله پاسخ داده شد. در این پژوهش، برای محاسبۀ دادههای توصیفی از نرمافزار اسپیاساس[22] نسخۀ 20 استفاده شد. همچنین، به منظور تجزیهوتحلیل دادهها مربوط به فرضیههای پژوهش و بررسی میزان قدرت پیشبینی متغیر درونزاد توسط متغیرهای برونزاد و واسطهای، روش مدلیابی معادلات ساختاری در نرمافزار لیزرل[23] نیز استفاده شد. یافتهها در این بخش، دادههای جمعیتشناختی مانند جنسیت، سن و وضعیت تأهل که با کمک ابزار پژوهش از نمونۀ انتخابشده جمعآوری شدهاند، با استفاده از روشهای تجزیهوتحلیل توصیفی مناسب بررسی شدهاند.
جدول 1 همبستگی سن، تأهل و جنسیت با متغیرهای وابسته Table 1 Correlations between Age, Marital Status, Gender, and the Dependent Variables
همانطور که در جدول ۱ مشاهده میشود، ضرایب همبستگی بین متغیرهای جمعیتشناختی با متغیرهای اصلی پژوهش بسیار ضعیف هستند و در دامنۀ 09/0- تا 08/0 قرار دارند. مجذور ضرایب همبستگی (R²) برای هیچ یک از این روابط از 01/0 تجاوز نمیکند که نشاندهندۀ سهم ناچیز (کمتر از ۱ درصد) متغیرهای جمعیتشناختی در تبیین واریانس متغیرهای اصلی پژوهش است. بنابراین، این متغیرها در مدل تحلیل مسیر به عنوان متغیر کنترل وارد نشدند. پس از اطمینان از برقراری پیشفرضهای معادلات ساختاری، فرضیههای پژوهش بررسی میشوند. از آنجا که قبل از تأیید روابط ساختاری، باید از مناسببودن و برازش مطلوب شاخصها اطمینان حاصل کرد، در پژوهشهای مختلف معمولاً برای سنجش نیکویی برازش مسیرها از 3 تا 5 شاخص استفاده میشود. در این پژوهش، شاخصهای X2 ،X2/df ، RMSEA، GFI، IFI، NFI، PNFI، AGFI، NNFI و CFI بررسی شدهاند. جدول 2 مقادیر بهدستآمدۀ هر یک از شاخصها را برای بررسی نیکویی برازش مدل نشان میدهد.
شاخصهای برازندگی معادلات ساختاری متغیرهای پژوهش Table 2 Structural Equation Fitness Indices of Research Variables
جدول 2 نتایج حاصل از شاخصهای برازندگی را نشان میدهد. مقادیر مجذور خیدو با درجۀ آزادی (1166=df، 16/3129=X2) و ریشۀ میانگین توان دوم خطای ضریب (062/0=RMSEA) حاکی از برازندگی الگو در جامعۀ مورد مطالعه است. حاصل تقسیم مجذور کای بر درجۀ آزادی 68/2 است که بنا به گزارش گیلز، تأییدی بر برازندگی مناسب مدل است (Giles, 2002). همچنین، به منظور تعیین مناسببودن برازندگی الگو با دادهها از شاخصهای برازندگی استفاده شده است. نتایج نشان داد شاخص خوبی برازش مدل (GFI) برابر 94/0، مقدار شاخص برازش افزایشی (IFI) برابر 95/0، شاخص برازش هنجارشده (NFI) برابر 94/0، شاخص نیکویی برازش تعدیلشده (AGFI) برابر 86/0 و شاخص برازندگی تطبیقی (CFI) برابر 94/0 است که همگی آنها نشاندهندۀ برازندگی مناسب مدل هستند. با توجه به شاخصهای برازش و ملاکهای گفتهشده در جدول 2، میتوان نتیجه گرفت مدل ارائهشده در این پژوهش مورد قبول است و برازش آن تأیید میشود. ضرایب مسیر بین متغیرهای الگو و سطح معناداری آنها نشان میدهد متغیرهای پیشبین بهخوبی متغیر ملاک را تبیین میکنند. در شکل 1، مسیر تحلیلشدۀ مدل پژوهش آورده شده است.
شکل 1 مسیر تحلیلشدۀ مدل پژوهش Figure 1 Analyzed Path of the Research Model
=
جدول 3 نتایج آزمون فرضیهها در رابطه با اثرات مستقیم متغیرهای نهفته بر یکدیگر را در مدل کلی نشان میدهد. برای آزمون فرضیهها از روش مدل معادلات ساختاری با روش برآورد درستنمایی پیشینۀ احتمال استفاده شد. نتایج تحلیل اثر مستقیم جهتگیری گفتوشنود، جهتگیری همنوایی و تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی بر بهزیستی روانشناختی، مسیر مستقیم جهتگیری گفتوشنود و جهتگیری همنوایی بر بهزیستی روانشناختی و مسیر مستقیم جهتگیری گفتوشنود و جهتگیری همنوایی بر تحمل ابهام را نشان میدهد.
جدول 3 تحلیل اثر مستقیم متغیرها بر یکدیگر Table 3 Analysis of the Direct Effect of Variables on Each Other
با توجه به اطلاعات جدول 3، نتایج نشان داد اثر مستقیم متغیر برونزای جهتگیری گفتوشنود بر متغیر بهزیستی روانشناختی (01/0>p، 59/3=T، 20/0=β) معنادار است؛ اثر مستقیم متغیر برونزای جهتگیری همنوایی بر متغیر بهزیستی روانشناختی (01/0>p، 29/2-=T، 21/0-=β) منفی و معنادار است؛ اثر مستقیم متغیر برونزای تحمل ابهام بر متغیر بهزیستی روانشناختی (01/0>p، 66/3=T، 24/0=β) معنادار است؛ اثر مستقیم متغیر برونزای خودافشایی هیجانی بر متغیر بهزیستی روانشناختی (01/0>p، 39/3=T، 21/0=β) معنادار است؛ اثر مستقیم متغیر برونزای جهتگیری گفتوشنود بر متغیر خودافشایی هیجانی (01/0>p، 42/7=T، 48/0=β) معنادار است؛ اثر مستقیم متغیر برونزای جهتگیری همنوایی بر متغیر خودافشایی هیجانی (01/0>p، 07/2=T، 19/0=β) معنادار است؛ همچنین، اثر مستقیم متغیر برونزای جهتگیری گفتوشنود بر متغیر تحمل ابهام (01/0>p، 19/2=T، 20/0=β) معنادار است؛ اثر مستقیم متغیر برونزای جهتگیری همنوایی بر متغیر تحمل ابهام (01/0>p، 36/2-=T، 21/0-=β) منفی و معنادار است. در ادامه، اطلاعات جدول 4 نتایج تحلیل اثر غیرمستقیم متغیرها را نشان میدهد.
اثرات استانداردشدۀ غیرمستقیم و کل متغیرها بر یکدیگر Table 4 Standardized Indirect and Total Effects among the Variables
جدول 4 نتایج تحلیل اثر غیرمستقیم و کل متغیرها بر یکدیگر را نشان میدهد. همانطور که در جدول 4 مشخص است، اثر غیرمستقیم جهتگیری گفتوشنود بر بهزیستی روانشناختی از طریق نقش میانجیگری تحمل ابهام معنادار است (05/0>p، 14/5=T، 04/0=IN) و از آنجا که هم مسیر مستقیم و هم مسیر غیرمستقیم معنادار است، این میانجیگری از نوع نسبی است. همچنین، اثر غیرمستقیم جهتگیری گفتوشنود بر بهزیستی روانشناختی از طریق نقش میانجیگری خودافشایی هیجانی معنادار است (05/0>p، 41/5=T، 05/0=IN) و از آنجا که هم مسیر مستقیم و هم مسیر غیرمستقیم معنادار است، این میانجیگری از نوع نسبی است. با توجه به جدول 4، اثر غیرمستقیم جهتگیری همنوایی بر بهزیستی روانشناختی از طریق نقش میانجیگری تحمل ابهام معنادار است (05/0>p، 60/3-=T، 04/0=IN) و از آنجا که هم مسیر مستقیم و هم مسیر غیرمستقیم معنادار است، این میانجیگری از نوع نسبی است و اثر غیرمستقیم جهتگیری همنوایی بر بهزیستی روانشناختی از طریق نقش میانجیگری خودافشایی هیجانی نیز معنادار است (05/0>p، 62/5-=T، 05/0-=IN) و از آنجا که هم مسیر مستقیم و هم مسیر غیرمستقیم معنادار است، این میانجیگری از نوع نسبی است. به منظور بررسی روابط واسطهای و آزمون معناداری اثرات غیرمستقیم، از روش بوتاسترپ در ماکروی پیشنهادی پریچر و هایز استفاده شد (Preacher & Hayes, 2008).
نتایج بوتاسترپ برای مسیرهای غیرمستقیم در الگوی پیشنهادی Table 5 Bootstrap Results for Indirect Paths in the Proposed Model
همانطورکه در جدول 5 مشاهده میشود، حد پایین فاصلۀ اطمینان تحمل ابهام به عنوان متغیر میانجی بین جهتگیری گفتوشنود و بهزیستی روانشناختی 0299/0 و حد بالای آن 0918/0 است. سطح اطمینان برای این فاصلۀ اطمینان 95 درصد و تعداد نمونهگیری مجدد بوتاسترپ 5000 است. با توجه به اینکه صفر بیرون از این فاصلۀ اطمینان قرار میگیرد، از لحاظ آماری معنادار است؛ بنابراین، جهتگیری گفتوشنود از طریق تحمل ابهام بر بهزیستی روانشناختی اثر غیرمستقیم دارد و میزان اثر غیرمستقیم آن برابر 0156/0 است. حد پایین فاصلۀ اطمینان خودافشایی هیجانی به عنوان متغیر میانجی بین جهتگیری گفتوشنود و بهزیستی روانشناختی 0296/0 و حد بالای آن 0877/0 است. سطح اطمینان برای این فاصلۀ اطمینان 95 درصد و تعداد نمونهگیری مجدد بوتاسترپ 5000 است. با توجه به اینکه صفر بیرون از این فاصلۀ اطمینان قرار میگیرد، از لحاظ آماری معنادار است؛ بنابراین، جهتگیری گفتوشنود از طریق خودافشایی هیجانی بر بهزیستی روانشناختی اثر غیرمستقیم دارد و میزان اثر غیرمستقیم آن برابر 0148/0 است. حد پایین فاصلۀ اطمینان تحمل ابهام به عنوان متغیر میانجی بین جهتگیری همنوایی و بهزیستی روانشناختی 0358/0- و حد بالای آن 0063/0- است. سطح اطمینان برای این فاصلۀ اطمینان 95 درصد و تعداد نمونهگیری مجدد بوتاسترپ 5000 است. با توجه به اینکه صفر بیرون از این فاصلۀ اطمینان قرار میگیرد، از لحاظ آماری معنادار است؛ بنابراین، جهتگیری همنوایی از طریق تحمل ابهام بر بهزیستی روانشناختی اثر غیرمستقیم دارد و میزان اثر غیرمستقیم آن برابر 0185/0- است. حد پایین فاصلۀ اطمینان خودافشایی هیجانی به عنوان متغیر میانجی بین جهتگیری همنوایی و بهزیستی روانشناختی 0335/0- و حد بالای آن 0063/0- است. سطح اطمینان برای این فاصلۀ اطمینان 95 درصد و تعداد نمونهگیری مجدد بوتاسترپ 5000 است. با توجه به اینکه صفر بیرون از این فاصلۀ اطمینان قرار میگیرد، از لحاظ آماری معنادار است؛ بنابراین، جهتگیری همنوایی از طریق خودافشایی هیجانی بر بهزیستی روانشناختی اثر غیرمستقیم دارد و میزان اثر غیرمستقیم آن برابر 0171/0- است.
بحثتحلیلهای انجامشده مبنی بر وجود ارتباط بین جهتگیری گفتوشنود و بهزیستی روانشناختی حاکی از آن بود که بهزیستی روانشناختی توسط جهتگیری ارتباطی گفتوشنود به صورت مثبت و معنادار پیشبینی شد. در پژوهشهای کاظمیان مقدم و هارون رشیدی (1400) و صیدی سارویی و همکاران (1392)، نتایجی مشابه یافت شد. همچنین، تحلیلهای انجامشده برای بررسی نقش میانجی تحمل ابهام در رابطه بین جهتگیری گفتوشنود و بهزیستی روانشناختی حاکی از آن بود که اثر غیرمستقیم جهتگیری گفتوشنود بر بهزیستی روانشناختی از طریق نقش میانجیگری تحمل ابهام معنادار است. پژوهشی یافت نشد که به طور مستقیم متغیرهای یادشده را بررسی کرده باشد. در تبیین این یافتهها، میتوان بیان داشت گفتوشنود زیاد در خانواده از طریق فراهمآوردن یک جوّ حمایتی برای تحمل موقعیتهای مبهم، آموختن بررسی چندجانبۀ مسائل به فرزندان، فراهمآوردن شرایطی برای بارش فکری و پرورش خلاقیت و بهبود تفکر نقادانۀ اعضا سبب تسلط بیشتر آنان بر محیط و بر موقعیتهای گوناگون زندگی میشود که ابهام یکی از ویژگیهای اجتنابناپذیر این موقعیتها به حساب میآید و با تطبیق بهتر با محیط، تزریق حس اعتمادبهنفس، افزایش حس مسئولیتپذیری و عزتنفس، ضمن تقویت روابط مثبت با دیگران، تقویت حس خودکارآمدی و خودمختاری، کنارآمدن سازگارانه با محیط، بازتعریف معنا و هدف زندگی و توجه به جوانب مثبت شرایط به جای تمرکز بر نکات منفی، بهبود و ارتقای بهزیستی روانشناختی را در افراد به دنبال دارد. با توجه به اینکه جوانان، بنا بر اقتضای شرایط، با موقعیتهای مبهم زیادی از جمله وضعیت اشتغال، ازدواج و تشکیل خانواده، نحوۀ ادامۀ تحصیل و هدفگذاری آینده با توجه به شرایط جامعه مواجه هستند و در نتیجه، تنش، اضطراب، آشفتگی و سردرگمی بیشتری را تجربه میکنند، گفتوگو در ارتباط با این مسائل با نزدیکترین و امنترین افراد زندگی و بررسی چندجانبۀ مسائل برای رسیدن به راهحل میتواند در بهبود بهزیستی روانشناختی آنان مؤثر واقع شود. تحلیلهای انجامشده برای بررسی نقش میانجی خودافشایی هیجانی در رابطۀ بین جهتگیری گفتوشنود و بهزیستی روانشناختی حاکی از آن بود که اثر غیرمستقیم جهتگیری گفتوشنود بر بهزیستی روانشناختی از طریق نقش میانجیگری خودافشایی هیجانی معنادار است. پژوهشی همسو با یافتۀ حاضر یافت نشد که به طور مستقیم رابطۀ بین متغیرهای یادشده را بررسی کرده باشد. در تبیین این یافته، میتوان بیان داشت گفتوشنود زیاد در خانواده از طریق فراهمآوردن فرصتی برای رسیدگی به مسائل گوناگون، صحبت دربارۀ احساسات و هیجانات والدین و فرزندان، ابراز هیجانات به طور مستقیم و فارغ از هر گونه پالایش و نهانسازی، اعمالنکردن فشار برای کتمان، انکار و تغییر احساسات و هیجانات تجربهشده و آمادهکردن جوّی مناسب برای تخلیۀ هیجانی فرزندان، خودپذیری و حس ارزشمندی را در آنان افزایش میدهد، سبب افزایش حس تسلط آنان در هنگام تجربۀ هیجان میشود و ضمن فراهمکردن زمینۀ رابطۀ مثبت با دیگران، بهبود بهزیستی روانشناختی را در آنان به دنبال دارد. از آنجا که جوانان به واسطۀ اقتضای سنی، متحمل هیجانات بسیاری میشوند و نیاز به خودافشایی هیجانی برای تعدیل این هیجانات و بازسازماندهی آنها بیشتر احساس میشود، خانواده با افزایش جهتگیری گفتوشنود، این زمینه را برای آنان فراهم میکند و ارتقای بهزیستی روانشناختی را در آنان باعث میشود. تحلیلهای انجامشده برای بررسی وجود ارتباط بین جهتگیری همنوایی و بهزیستی روانشناختی حاکی از آن بود که بهزیستی روانشناختی توسط جهتگیری ارتباطی همنوایی به صورت منفی و معنادار پیشبینی شد که این با نتایج پژوهش کاظمیان مقدم و هارون رشیدی (1400) همسو بود. همچنین، تحلیلهای انجامشده برای بررسی نقش میانجی تحمل ابهام در رابطۀ بین جهتگیری همنوایی و بهزیستی روانشناختی حاکی از آن بود که اثر غیرمستقیم جهتگیری همنوایی بر بهزیستی روانشناختی از طریق نقش میانجیگری تحمل ابهام معنادار است. پژوهشی یافت نشد که به طور مستقیم رابطۀ بین متغیرهای یادشده را بررسی کرده باشد. در تبیین این یافتهها، میتوان بیان اظهار داشت خانوادههایی با همنوایی زیاد از طریق محدودکردن افق دید فرزندان، سلب قدرت اختیار، تضعیف قدرت خلاقیت، تشویق به در نظر نگرفتن جوانب مثبت و منفی امور و تأکید بر حل مسأله به شیوۀ مورد تأیید والدین، قدرت تحمل ابهام را در افراد کاهش میدهند و با این کار، ضمن زیر سؤال بردن احساس ارزشمندی افراد، کاهش احساس خودمختاری و کارآمدی، مخدوشکردن معنای زندگی افراد و کاهش احساس تسلط بر محیط و به ویژه موقعیتهای مبهم، سبب تضعیف بهزیستی روانشناختی در افراد میشوند و این احساس را به طرزی قابل ملاحظه در افراد کاهش میدهند. از آنجا که جوانان با موقعیتهای مبهم تعیینکننده و زیادی در این دوران مواجه میشوند، اهمیت موارد توضیحدادهشده در این خصوص بیشتر میشود و نیاز آنان به گفتوشنود بیشتر با والدین برای تأمین بهزیستی روانشناختی آنان دوچندان جلوه میکند. تحلیلهای انجامشده برای بررسی نقش میانجی خودافشایی هیجانی در رابطۀ بین جهتگیری همنوایی و بهزیستی روانشناختی حاکی از آن بود که اثر غیرمستقیم جهتگیری همنوایی بر بهزیستی روانشناختی از طریق نقش میانجیگری خودافشایی هیجانی معنادار است. پژوهشی همسو با این مورد یافت نشد. از آنجا که خانواده امنترین و نخستین نهادی است که فرزندان در آن تربیت میشوند (کمیجانی و ماهر، 1386)، وجود فضا و افرادی امن برای گفتوگو دربارۀ مسائل گوناگون و احساسات و هیجانات تجربهشده به منظور تأمین مراقبت روانی و بهبود بهزیستی روانشناختی افراد به عنوان نیازی ضروری تلقی میشود. حال، چنانچه خانوادهای از همنوایی زیادی برخوردار باشد و والدین، ضمن نادیدهگرفتن نظر و احساس سایر اعضا، بر یکسانبودن ارزشها نیز تأکید داشته باشند، این خود از طریق زیر سؤال بردن احساس ارزشمندی فرزندان، فراهمنیاوردن جوّ حمایتی مناسب و شرایطی برای تخلیۀ هیجانی، مخدوشکردن احساس عزتنفس افراد و تضعیف روحیۀ افراد، بهزیستی روانی کمتری را به دنبال دارد و سبب میشود با وجود نیاز شدید، افراد محل و شرایطی را برای افشای هیجانات خود مناسب نبینند و از این طریق بهزیستی روانشناختی آنان با مشکل مواجه شود (Pennebaker, 1997). بر اساس این توضیحات، از آنجا که جوانان به واسطۀ اقتضای سنی، متحمل هیجانات بسیاری میشوند و نیاز به خودافشایی هیجانی برای تعدیل این هیجانات و بازسازماندهی آنها بیشتر احساس میشود، خانوادههایی با جهتگیری همنوایی زیاد با بیتوجهی نسبت به این مسأله، زمینۀ کاهش بهزیستی روانشناختی آنان را فراهم میآورند. به طور خلاصه، هدف از پژوهش حاضر ارائۀ مدلی برای تببین بهزیستی روانشناختی جوانان بر اساس الگوی ارتباطی خانواده با نقش واسطهای تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی بود. نتایج نشان داد مدل از برازشی مناسب برخوردار است و اثراتی مستقیم و غیرمستقیم میان این متغیرها برقرار است. به طور کلی، میتوان گفت تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی در رابطۀ بین الگوهای ارتباطی خانواده و بهزیستی روانشناختی جوانان نقش میانجی دارد. در تبیین این یافته، به طور کلی، میتوان بیان داشت الگوهای ارتباطی خانواده از طرق گوناگون میتوانند بر میزان قدرت تحمل ابهام افراد و خودافشایی هیجانی جوانان اثر بگذارند و بهزیستی روانشناختی آنان را نیز تحت تأثیر قرار دهند. والدین میتوانند از طریق اعمال روشهای گوناگون برای برقراری ارتباط با فرزندان، آمادگی آنان را برای رویارویی با موقعیتهای مبهم زندگی و افشای هیجانات ادراکشده تحت تأثیر قرار دهند و از آنجا که این متغیرها با بهزیستی روان افراد ارتباطی معنادار دارند، از این طریق بهزیستی روانشناختی جوانان را نیز بهبود میبخشند. خانواده از طریق ایجاد فضایی تعاملی در راستای گفتوگو دربارۀ مسائل و هیجانات تجربهشدۀ گوناگون، از جمله موقعیتهایی مبهم که جوانان بنا بر اقتضای شرایط با آنها مواجه میشوند، ضمن افزایش قدرت تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی، با ارتقای حس مسئولیتپذیری، خودکارآمدی، تابآوری و افزایش روابط مثبت با دیگران، به بهبود بهزیستی روانشناختی آنان کمک میکنند. بنابراین، والدین و دستاندرکاران تعلیموتربیت با در نظر گرفتن این نکته میتوانند شاهد ارتقای بهزیستی روانشناختی فرزندان و به ویژه جوانان باشند. همانند سایر پژوهشها، این پژوهش نیز با محدودیتهایی روبهرو بود که از جملۀ آنها میتوان به عدم بررسی سایر متغیرهای مربوط مانند نقش معلمان، اساتید، همسالان، محیط در میزان قدرت تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی جوانان اشاره کرد. همچنین، پژوهش حاضر در شهر کرمان انجام شد که با توجه به تفاوتهای فرهنگی و با در نظر گرفتن یافتههای این پژوهش در نتیجهگیری علتومعلولی، به منظور تعمیم نتایج به جوانان سایر شهرها باید جوانب احتیاط رعایت شود؛ زیرا عدم کنترل متغیرهایی مانند وضیعت اجتماعی-اقتصادی، سطح تحصیلات والدین و... ممکن است بر نتایج پژوهش اثرگذار باشند. پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی سایر متغیرهای مربوط از جمله عوامل محیطی بررسی شوند. همچنین، در تبیین بهزیستی روانشناختی، نقش همسالان نیز در کنار نقش والدین در راستای افزایش قدرت تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی افراد بررسی شود. به منظور به دست آوردن درک عمیقتر نسبت به روابط بین متغیرها، پیشنهاد میشود این پژوهش به صورت کمّی-کیفی نیز انجام شود و در نهایت، پیشنهاد میشود ابعاد دیگر خانواده مانند نوع فرزندپروری و دلبستگی با نقش واسطهای تحمل ابهام و خودافشایی هیجانی بر بهزیستی روانشناختی جوانان نیز بررسی شوند.
سپاسگزاری گروه پژوهشی از همۀ کسانی که با همکاری و همراهی بیدریغشان ما را در این مسیر یاری کردند، کمال تشکر و قدردانی را دارد.
[1] health [2] positive psychology [3] happiness [4] hope [5] resiliency [6] optimism [7] psychological well-being [8] self-acceptance [9] positive relation with others [10] autonomy [11] environmental mastery [12] social acceptance [13] family communication patterns [14] conversation orientation [15] conformity orientation [16] emotional self-disclosure [17] ambiguity tolerance [18] Ryff’s Scales of Psychological Well-Being [19] Revised Family Communication Patterns Scale [20] Multiple Stimulus Types Ambiguity Tolerance Scale - Version II [21] Emotional Self-Disclosure Scale [22] SPSS [23] LIZREL8 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اردشیرپی، ج.، بخشایش، ع.، و دهقان، م. (۱۴۰۲). پیشبینی پایبندی به درمان بر اساس سرسختی روانشناختی، تحمل ابهام و حمایت اجتماعی ادراکشده در بیماران مبتلا به سرطان ریه. طلوع بهداشت، ۲۲(۲)، ۵۹–۷۳. http://dx.doi.org/10.18502/tbj.v22i2.13265 بهاری، س.، و فرکیش، م. (۱۳۸۸). رابطۀ بین هویت فردی، سبکهای دلبستگی با بهزیستی روانشناختی در جوانان. نوآوریهای مدیریت آموزشی (اندیشههای تازه در علوم تربیتی)، ۴(۲)، ۴۹–۶۳. https://sid.ir/paper/154110/fa حبیبپور گتابی، ک. (۱۴۰۱). ارزیابی وضعیت بهزیستی ذهنی در بین جوانان ایرانی. رفاه اجتماعی، ۲۲(86)، ۹–۵۳. https://civilica.com/doc/1839865/ رحیمی، م.، واعظفر، س. س.، و جایوند، ح. (۱۳۹۴). رابطۀ ساده و چندگانۀ قدرت تحمل ابهام و جوّ عاطفی خانواده با خلاقیت شناختی. ابتکار و خلاقیت در علوم انسانی، ۵(۲)، ۱۴۷–۱۶۴. https://iranjournals.nlai.ir/handle/123456789/224188 صیدی سارویی، م.، فرهند، ص.، امینی، م.، و حسینی، س. م. (۱۳۹۲). رابطۀ الگوهای ارتباطی خانواده و ویژگیهای شخصیتی با بهزیستی روانشناختی با واسطهگری تابآوری در بیماران اماس. روشها و مدلهای روانشناختی، ۳(11)، ۱۷–۳۷. https://jpmm.marvdasht.iau.ir/article_237.html عالیپور، ک.، عباسی، م.، و میردریکوند، ف. (۱۳۹۷). تأثیر آموزش راهبردهای وسعتبخشی تفکر بر بهزیستی ذهنی و تحمل ابهام دانشآموزان. راهبردهای آموزش در علوم پزشکی، ۱۱(۱)، ۱–۸. https://edcbmj.ir/article-1-1322-fa.html فیضی، آ.، محبوبی، ط.، زارع، ح.، و مصطفائی، ع. (۱۳۹۱). رابطۀ هوش شناختی و تحمل ابهام با کارآفرینی در دانشجویان دانشگاه پیامنور استان آذربایجان غربی. تحقیقات علوم رفتاری، ۱۰(۴)، ۲۷۶–۲۸۴. https://www.sid.ir/paper/106474/fa کاظمیان مقدم، ک.، و هارون رشیدی، ه. (۱۴۰۰). رابطۀ الگوهای ارتباطی، انسجام و انعطافپذیری خانواده با بهزیستی روانشناختی: واسطهگری سرسختی روانشناختی در دانشآموزان. پژوهشنامۀ تربیتی، ۱۶(67)، ۱۶۱–۱۷۸. https://sanad.iau.ir/Journal/educ/Article/940619 کمیجانی، مهرناز، و ماهر، فرهاد (1386). مقایسۀ شیوههای فرزندپروری والدین نوجوانان با اختلال سلوک و نوجوانان عادی. نشریۀ دانش و پژوهش در روانشناسی کاربردی، 9(33)، 63-94. https://sid.ir/paper/163991/fa کورشنیا، م.، و لطیفیان، م. (۱۳۸۶). بررسی روایی و پایایی ابزار تجدیدنظرشدۀ الگوهای ارتباطات خانواده. خانوادهپژوهی، ۳(۴)، ۳۵۵–۳۷۵. https://jfr.sbu.ac.ir/article_95009.html مرکز رصد جمعیت ایران (1402). گزارش آماری جمعیت جوانان در ایران. مرکز آمار ایران. https://www.amar.org.ir/pop-monitoring-2023 ورمقانی، ح.، پورشریفی، ح.، سلیمانی، ع.، و فتحیآشتیانی، ع. (۱۳۹۹). ویژگیهای روانسنجی نسخۀ فارسی مقیاس خودافشایی هیجانی. تحقیقات علوم رفتاری، ۱۸(۳)، ۳۷۱–۳۸۱. https://doi.org/10.52547/rbs.18.3.371
References Aalipour, K., Abbasi, M., & Mirdrikvand, F. (2018). The effect of teaching breath thinking strategies on subjective well-being and tolerance of ambiguity among students. Education Strategies in Medical Sciences, 11(1), 1–8. https://edcbmj.ir/article-1-1322-fa.html [In Persian] Ardeshirpey, J., Bakhshayesh, A., & Dehghan, M. (2023). Predicting treatment adherence based on psychological hardiness, ambiguity tolerance, and perceived social support in lung cancer patients. Toloo-e-Behdasht, 22(2), 59–73. http://dx.doi.org/10.18502/tbj.v22i2.13265 [In Persian] Azzopardi, P. S., Hearps, S. J., Francis, K. L., Kennedy, E. C., Mokdad, A. H., Kassebaum, N. J., ..., & Patton, G. C. (2017). Progress in adolescent health and wellbeing: tracking 12 headline indicators for 50 countries. The Lancet, 389, 1156-1180. https://www.thelancet.com/journals/lancet/article/PIIS0140-6736(18)32427-9/fulltext Abbott, R. A., Ploubidis, G. B., Huppert, F. A., Kuh, D., Wadsworth, M. E., & Croudace, T. J. (2006). Psychometric evaluation and longitudinal invariance of Ryff’s Scales of Psychological Well-being: Data from the UK 1946 National Survey of Health and Development. Social Indicators Research, 79(2), 211–228. https://doi.org/10.1186/1477-7525-4-76 Bahari, F., & Farkish, M. (2009). The role of human and social capital of youth in development. Journal of Youth Studies, 10(2), 45-62. https://sid.ir/paper/154110/fa [In Persian] Compton, W. C., & Hoffman, E. (2019). Positive psychology: The science of happiness and flourishing (3rd ed.). SAGE Publications. https://B2n.ir/yu7247 Diener, E. (2009). Subjective well-being. In Culture and well-being (pp. 11-58). Springer. https://doi.org/10.1007/978-90-481-2352-0_2 Feizi, A., Mahbobi, T., Zare, H., & Mostafaei, A. (2012). The relationship of cognitive intelligence and ambiguity tolerance with entrepreneurship among students of West Azerbaijan Payam Noor University, Iran. Journal of Research in Behavioral Sciences, 10(4), 276–284. https://www.sid.ir/paper/106474/fa [In Persian] Fitzpatrick, M. A., & Ritchie, L. D. (1994). Communication schemata within the family: Multiple perspectives on family interaction. Human Communication Research, 20, 275-301. https://doi.org/10.1111/j.1462958.1994.tb00324.x Fitzpatrick, M. A. (2004). The family communication patterns theory. The Journal of Family Communication, 4(3-4), 167-179. https://doi.org/10.1080/15267431.2004.9670129 Giles, D. C. (2002). Advanced research methods in psychology. Routledge. Habibpour Gatabi, K. (2022). Assessing the situation of subjective well-being among Iranian youth. Social Welfare, 22, 9–53. https://civilica.com/doc/1839865/ [In Persian] Hernandez, R., Bassett, S. M., Boughton, S. W., Schuette, S. A., Hoffman, E. W., & Moskowitz, J. T. (2018). Psychological well-being and physical health: Associations, mechanisms, and future directions. International Review of Sport and Exercise Psychology, 11(1), 100-123. https://doi.org/10.1177/1754073917697824 Ignatius, E., & Kokkonen, M. (2007). Factors contributing to verbal self-disclosure. The Journal of Social Psychology, 147(1), 25-42. https://psycnet.apa.org/doi/10.1027/1901-2276.59.4.362 Iran Population Monitoring Center. (2023). Statistical report on the youth population in Iran. Statistical Center of Iran. https://www.amar.org.ir/pop-monitoring-2023 [In Persian] Kamijani, M., & Maher, F. (2007). Comparison of parenting styles of parents of adolescents with conduct disorder and normal adolescents. Journal of Knowledge and Research in Applied Psychology, 9(33), 63-94. https://sid.ir/paper/163991/fa [In Persian] Kazemian Moghadam, K., & Haroon Rashidi, H. (2021). The relationship between family communication patterns, cohesion, and flexibility with psychological well-being: The mediating role of psychological hardiness in students. Educational Research Quarterly, 16(67), 161–178. https://sanad.iau.ir/Journal/educ/Article/940619 [In Persian] Kim, J., & Lee, J. E. R. (2011). The Facebook paths to happiness: Effects of the number of Facebook friends and self-presentation on subjective well-being. Cyberpsychology, Behavior, and Social Networking, 14(6), 359-364. https://doi.org/10.1089/cyber.2010.0374 Koerner, A. F., & Fitzpatrick, M. A. (1997). Family type and its relationship to communication pattern and conflict management strategies. Communication Reports, 10(1), 27-34. https://doi.org/10.1080/10510979709368491 Koerner, A. F., & Fitzpatrick, M. A. (2002). Toward a theory of family communication. Communication Theory, 12(1), 70-91. https://doi.org/10.1111/j.1468-2885.2002.tb00260.x Kouroshnia, M., & Latifian, M. (2007). Examination of the validity and reliability of the revised Family Communication Patterns Instrument. Journal of Family Research, 3(4), 355–375. https://jfr.sbu.ac.ir/article_95009.html [In Persian] McLain, D. L. (2009). Evidence of the properties of an ambiguity tolerance measure: The Multiple Stimulus Types Ambiguity Tolerance Scale-II (MSTAT-II). Psychological Reports, 105(3), 975–988. https://doi.org/10.2466/pr0.105.3.975-988 Pennebaker, J. W. (1997). Opening up: The healing power of expressing emotions. Guilford Press. Preacher, K. J., & Hayes, A. F. (2008). Asymptotic and resampling strategies for assessing and comparing indirect effects in multiple mediator models. Behavior Research Methods, 40(3), 879–891. https://doi.org/10.3758/BRM.40.3.879 Rahimi, M., Hosseini, S., & Ahmadi, K. (2015). Family interactions and their role in stress adaptation. Journal of Behavioral Sciences, 9(2), 112-120. https://iranjournals.nlai.ir/handle/123456789/224188 [In Persian] Reinecke, L., & Trepte, S. (2014). Authenticity and well-being on social network sites: A two-wave longitudinal study on the effects of online self-disclosure. Computers in Human Behavior, 30, 95-102. https://doi.org/10.1016/j.chb.2013.07.030 Ryan, R. M., & Deci, E. L. (2001). On happiness and human potentials: A review of research on hedonic and eudaimonic well-being. Annual Review of Psychology, 52(1), 141-166. https://doi.org/10.1146/annurev.psych.52.1.141 Ryff, C. D. (1995). Psychological well-being in adult life. Current Directions in Psychological Science, 4(4), 99-104. https://doi.org/10.1111/1467-8721.ep10772395 Ryff, C. D., & Keyes, C. L. M. (1995). The structure of psychological well-being revisited. Journal of Personality and Social Psychology, 69(4), 719–727. https://doi.org/10.1037/0022-3514.69.4.719 Ryff, C. D., & Singer, B. (1998). The contours of positive human health. Psychological Inquiry, 9(1), 1-28. https://doi.org/10.1207/s15327965pli0901_1 Ryff, C. D., Singer, B. H., & Love, G. D. (1998). Resilience in adulthood and later life: Defining features and mainstreaming routes. Resilience and Vulnerability: Adaptation in the Context of Adversity, 66-92. https://doi.org/10.1017/CBO9780511615788.005 Seydi Sarouei, M., Farhand, S., Amini, M., & Hosseini, S. M. (2013). The relationship between family communication patterns and personality traits with psychological well-being mediated by resilience in patients with multiple sclerosis. Psychological Methods and Models, 3, 17–37. https://jpmm.marvdasht.iau.ir/article_237.html [In Persian] Snell, W. E., Miller, R. S., & Belk, S. S. (1988). Development of the Emotional Self-Disclosure Scale. Sex Roles: A Journal of Research, 18(1-2), 59–73. https://doi.org/10.1007/BF00288017 Varmaghani, H., Poursharifi, H., Soleimani, A., & Fathi-Ashtiani, A. (2020). Psychometric properties of the Persian version of the Emotional Self-Disclosure Scale (ESDS). Journal of Research in Behavioural Sciences, 18(3), 371–381. https://doi.org/10.52547/rbs.18.3.371 [In Persian] van Dierendonck, D., Díaz, D., Rodríguez-Carvajal, R., Blanco, A., & Moreno-Jiménez, B. (2008). Ryff's six-factor model of psychological well-being, a Spanish exploration. Social Indicators Research, 87(3), 473–479. https://doi.org/10.1007/s11205-007-9174-7 Vogel, E. A., Rose, J. P., Roberts, L. R., & Eckles, K. (2018). Social comparison, social media, and self-esteem. Psychology of Popular Media Culture, 7(3), 230-245. https://doi.org/10.1037/ppm0000136 Yang, C. C., Holden, S. M., & Carter, M. D. (2017). Social media social comparison of ability (but not Opinion) predicts lower identity clarity: Identity processing style as a mediator. J Youth and Adolescence, 47, 508-517. https://doi.org/10.1007/s10964-017-0801-6 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 57 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 12 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||