| تعداد نشریات | 43 |
| تعداد شمارهها | 1,837 |
| تعداد مقالات | 14,934 |
| تعداد مشاهده مقاله | 41,123,377 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 15,982,108 |
بررسی ارتباط بین افق مخزنی خامی در میادین چیلینگر و گرنگان در فروافتادگی دزفول جنوبی با استفاده از روش ژئوشیمی سطحی | ||
| پژوهش های چینه نگاری و رسوب شناسی | ||
| مقاله 2، دوره 41، شماره 3 - شماره پیاپی 100، مهر 1404، صفحه 1-16 اصل مقاله (1.09 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/jssr.2025.144714.1310 | ||
| نویسندگان | ||
| بهرام علیزاده* ؛ آرمان صالحی پور باورصاد | ||
| گروه زمینشناسی نفت و حوضههای رسوبی، دانشکدۀ علوم زمین، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران | ||
| چکیده | ||
| درک ارتباط بین مخازن برای کاهش ریسک اکتشاف و بهینهسازی توسعۀ میدانهای نفتی، از اهمیت بالایی برخوردار است. این مطالعه، ارتباط بین افق مخزنی خامی را در میدانهای نفتی چیلینگر و گرنگان واقع در فروافتادگی دزفول جنوبی با استفاده از روشهای ژئوشیمی سطحی بررسی میکند. درمجموع ۱۵۴ نمونه خاک سطحی از نواحی بستگی میدانها و منطقۀ بین آنها جمعآوری شد. این نمونهها با استفاده از روشهای استخراج اسیدی و آنالیز فلورسانس بررسی شدند تا احتمال حضور هیدروکربنهای مهاجرتیافته، وجود ناهنجاریهای ژئوشیمیایی و چگونگی ارتباط احتمالی بین این مخازن ارزیابی شود. نسبتهای هیدروکربنهای گازی C1/C2، C2/C3 و نیز نسبت C1/(C2+C3) در مقابل C2/(C3+C4) نشان داد که هیدروکربنهای سطحی عمدتاً منشأ نفتی دارند. ترکیب نسبتهای به دست آمده از نمونههای جمعآوریشده از منطقۀ میانی، با نمونههای نواحی بستگی شباهت زیادی داشتند که نشاندهندۀ منشأ هیدروکربنی مشترک است. نسبت R1 (نسبت آروماتیکهای سهحلقهای به دوحلقهای) حاصل از آنالیز فلورسانس و API گراویته تخمینی متوسط ۳۶ درجه، بیانگر وجود نفت سبک مطابق با نمونههای نفت دو میدان است. نقشههای آنومالی ژئوشیمیایی، ترکیب و کیفیت مشابه هیدروکربنها را بین دو میدان نشان میدهد و احتمال ارتباط بین آنها را ازطریق یک ساختار زیناسبی تأیید میکند. این یافتهها اثربخشی ژئوشیمی سطحی را در ارزیابی ارتباط بین مخازن و کاهش ریسک اکتشاف نشان میدهد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ژئوشیمی سطحی؛ بررسی ارتباط مخزنی؛ میدانهای چیلینگر و گرنگان؛ جدایش با اسید؛ آنالیز فلورسانس | ||
| اصل مقاله | ||
|
مقدمه کشف منابع جدید هیدروکربنی و افزایش بازده تولید منابع قدیمی، از دغدغههای اساسی تولیدکنندگان نفت و گاز در جهان بوده و هست. تا اوایل دهۀ 1940 میلادی، بیشتر حفاریهای نفتی در محلهایی انجام میشد که تراوشهای سبک و سنگین هیدروکربنی بهوضوح مشاهده میشدند (Link 1952; MacGregor 1993). چشمههای هیدروکربنی به تراوشها و تجمعهای محلی از هیدروکربنهای سبک و در صورت وجود مخزن زیرسطحی، هیدروکربنهایی با وزن مولکولی بالا گفته میشود (Alizadeh 2022). نیاز فراوان جهان به انرژی، با آغاز قرن بیستم باعث شد تا کشف و استخراج نفت، که در گذشته تجربی و بر پایۀ مشاهدۀ آثار وجود نفت در سطح و حفاریهای پراکنده بود، بهسمت مطالعه و روشهای علمی سوق پیدا کند (Tedesco 2017). روشهای ژئوشیمی سطحی از اوایل دهۀ 1930 ارائه شدند و برخی از شرکتهای نفتی بهمنظور اکتشاف منابع نفتی از آنها استفاده کردند. ژئوشیمی سطحی، شاخهای از ژئوشیمی آلی است که نشتهای هیدروکربنی تراوشیافته به سطح از یک تجمع عمیقتر را بهصورت مستقیم و غیرمستقیم مطالعه میکند (Alizadeh et al. 2020 b). پیجویی به روش سطحی در ایران نیز، از سال 1393 و از سوی شرکت انرژیپژوهان آریانا به اجرا در آمده و توسعه یافته است. با گذشت بیش از هفت دهه بهرهبرداری نفت از میدانهای حوضۀ زاگرس، لزوم مدیریت و استفادۀ صحیح از نفت باقیماندۀ مخازن روز به روز بیشتر احساس میشود. برای تولید و پیشبرد برنامههای ازدیاد برداشت، باید اطلاعات میدانها کامل باشد تا حداکثر بازدهی حاصل شود. میدانهای چیلینگر و گرنگان که در این پژوهش مطالعه شدهاند، در بخش جنوبی فروافتادگی دزفول قرار دارند. این دو میدان همجوار با فاصلۀ کمی قرار دارند و بهوسیلۀ یک ساختار زین اسبی [1]از یکدیگر جدا میشوند. مطالعات مخزنی در این دو میدان، بیانگر ارتباط مخزن خامی پایینی و بالایی و اتصال دو میدان با یکدیگر است (NISOC Report 2019). این مهم بهجهت برنامهریزی توسعۀ دو میدان، نیازمند مطالعات دقیق است. تبیین و اثبات ارتباط مخزنی بین این دو میدان از اهمیت بســزایی برخوردار است و درنهایت به شــناخت دقیق مخزن و درک صـحیح از چگونگی پرشـدن مخزن منجر میشـود. بررسی ارتباط این دو ساختار با استفاده از روش ژئوشیمی سطحی، به شناسایی مناطقی از مخزن منجر میشود که دارای ارتباط ضعیفی با دیگر بخشهاست. با تکمیل این تحقیق، ارتباط این دو میدان بررسی میشود و نیز محدودههایی که تمرکز بالای هیدروکربنی دارند، با صرف هزینههای بسیار کمتر نسبتبه حفاری اکتشافی، مشخص میشود (Alizadeh 2022). مطالعات مختلفی در بخشهای ژئوشیمی سنگ منشأ، ویژگیهای مخزنی و ساختمانی بر میدانهای چیلینگر و گرنگان از سوی محققان انجام شده است ( Kamali et al. 2013; Mousavi et al. 2010; Taghizadeh et al. 2023). دانشمندان پیشگام توسعۀ روشهای سطحی، لابمایر (Laubmeyer 1933) در آلمان، سوکولوف (Sokolov 1935) در شوروی سابق و روزیر و هورویتز (Rosaire 1938; Horvitz 1939) در آمریکا بودند. آنها با استفاده از روشهایی مانند استخراج گازهای هیدروکربنی جذبشده از نمونههای سطحی و تطابق بین هیدروکربنهای سطح و میدانهای نفت و گاز، روشهایی را ثبت کردند (Jones and Drozd 1983). بسیاری از میدانهای بزرگ جهان با استفاده از روشهای ژئوشیمیایی کشف شدهاند (Alizadeh et al. 2020 b). محققانی مانند (Yuing et al. 2021; Zhong et al. 2024) ساختارهایی را در خشکی و دریا مطالعه کردهاند. پژوهش حاضر اولین مطالعۀ ژئوشیمی سطحی میدانهای چیلینگر و گرنگان است. پیشتر (Alizadeh et al. 2020b; Alizadeh et al. 2022; Khaleghi et al. 2018) ساختارهایی را مورد پیجویی ژئوشیمی سطحی قرار دادند. در این مطالعه، از روش گاز خاک استفاده شده است. این روش، جزء روشهای مستقیم ژئوشیمیایی دستهبندی میشوند. بهرهگیری از نتایج این پژوهش، کمک شایانی به مدیریت تولید، برداشت اصولی از میدانها، کاهش ریسک حفاری و پیشبرد برنامههای توسعۀ میدان میکند. زمینشناسی منطقۀ مطالعهشده جنوب غرب کمربند زاگرس که بهعنوان فروافتادگی دزفول از آن نام برده میشود، حجم عظیمی از نفت و گاز ایران را در خود جای داده است (Motiei 1993). تعدد رسوبات غنی از مواد آلی، که توانایی زیادی در تولید هیدروکربن دارند، سبب شده است تا حجم زیادی از نفت زایشیافته در سازندهای سنوزوئیک و مزوزوئیک منطقه ذخیره شود (Alizadeh et al. 2020 a). فروافتادگی دزفول ازطریق گسل هندیجان بهرگانسر به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم میشود (Berberian and King 1981; Verges et al. 2024) و میدانهای چیلینگر و گرنگان در بخش جنوبی این منطقه قرار دارند. این ناحیه دارای ساختمانهای زیرسطحی متعددی است که در بیشتر آنها هیدروکربن فراوانی تجمع یافته و ابرمیدانهایی همچون گچساران، بیبیحکیمه و پازنان را ایجاد کرده است. از طرفی بهدلیل فعالیت تکونیکی فراوان در برخی ساختارها و افقهای مخزنی دیگر، نفت برداشتشدنی وجود ندارد (Alizadeh et al. 2020 a). میدانهای چیلنگر و گرنگان، دو میدان مجاور هماند که در بین میدانهای گچساران در شمال، بیبیحکیمه در جنوب و در امتداد میدان چهاربیشه قرار دارند. دو گسل تراستی میدانهای چیلینگر و گرنگان را از میدان گچساران و بیبیحکیمه در شمال و جنوب تفکیک میکنند و امتداد این دو میدان منطبق با روند عمومی چینخوردگیهای زاگرس است (Momeni 2017). مخزن نفتی میدانهای چیلینگر و گرنگان در گروه خامی طبقهبندی میشود. بر پایۀ گزارشهای شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، مخزن خامی بالایی و پایینی در این دو میدان با هم ارتباط دارند و دارای نفت سیاهاند (NISOC Report 2019). میدان چیلینگر، تاقدیسی نامتقارن است. براساس اطلاعات چاههای حفاریشده، بخش غربی میدان چیلینگر تحت تأثیر بلندای قدیمه خارکمیش قرار گرفته و بخش درخور توجهی از سازندهای گورپی، پابده و گروه بنگستان را فرسایش داده است (NISOC Report 2019; Taghizadeh et al. 2024). تاقدیس و میدان گرنگان در امتداد میدان چیلینگر و در جنوب شرق میدان گچساران قرار گرفتهاند و همانطور که اشاره شد، یک ساختار زیناسبی، میدانها را از یکدیگر جدا میکند. تصور میشود که شیلهای سرگلو به سن ژوراسیک بالایی و سازند گرو به سن کرتاسۀ سنگ منشأ تولیدکنندۀ نفت مخازن گروه خامیاند. سازند سرگلو شامل مواد آلی نوع ІІ است و در منطقۀ لرستان تا دشت آبادان و بخش شمالی فروافتادگی دزفول گسترش دارد (Rudkiewicz et al. 2007; Bordenave 2008; Aqrawi and Badics 2015; Alipour 2024). رخسارههای غنی از مادۀ آلی این سازند بهصورت جانبی بهسمت شرق به رخسارۀ کربناته تبدیل میشود و سازند سورمه را ایجاد میکند (James and Wynd 1965; Motiei 1993). سازند گرو به سن بریازین سنومانین شامل سنگآهکهای دارای مادۀ آلیِ آمورفِ دریایی نوع ІІ و غنی از گوگرد است (Zeynalzadeh et al. 2018; Alipour 2024). بلوغ حرارتی و تاریخچۀ تدفین سازند گرو بهدلیل نوع مواد آلی شباهت زیادی به سازند سرگلو دارد (Abeed et al. 2011; Khani et al. 2018). سازند گرو نیز بهصورت جانبی در شرق به سازند آهکی فهلیان و در غرب به سازند یاماما تبدیل شده است. هیدروکربنهای زایشیافته از هر دو سازند سرگلو و گرو بهصورت جانبی مهاجرت میکنند و در ساختارهای منطقه تجمع مییابند (Bordenave and Hegre 2010). دو سیستم هیدروکربنی ذکرشده بهوسیلۀ سازند تبخیری هیث از یکدیگر جدا میشوند. بر پایۀ اطلاعات فشار مخزن و ژئوشیمیایی، مخزن خامی بالایی و پایینی در میدانهای چیلینگر و گرنگان با هم در ارتباطاند و سازند هیث جداکنندۀ این دو افق از یکدیگر نیست (NISOC Report 2019). اولین حفاریها در میدان چیلینگر در سال 1303 و در میدان گرنگان طی سال 1344 انجام شد که بهدلیل نبود تولید اقتصادی در دو افق آسماری و بنگستان، ادامۀ حفاریها متوقف شد. در سال 1353 با حفر چاه شمارۀ 3 چیلینگر و چاه شمارۀ 2 گرنگان، وجود نفت در مخزن خامی میدانها اثبات شد. سازند فهلیان و سورمه، افقهای بهرهده در این دو میداناند. شکل1- موقعیت منطقۀ مطالعهشده در حوضۀ زاگرس و فروافتادگی دزفول جنوبی (Hassanpour et al. 2018) (a)، نقشۀ زمینشناسی منطقه و میدانهای چیلینگر و گرنگان (با تغییرات از نقشۀ100.000/1 گچساران) (b) Fig 1- Location of studied area in Zagros Zone and south Dezful embayment (Hassanpour et al. 2018) (a), geological map of Chilingar and Garangan oilfields (modified from 1:100.000 map of Gachsaran) (b) مواد و روشها اکتشاف به روش ژئوشیمی سطحی به دو گروه مستقیم و غیرمستقیم تقسیمبندی میشوند. در تکنیک مستقیم، مقدار غلظت اصلی هیدروکربنهای نشتیافته به سطح اندازهگیری میشود. تکنیک غیرمستقیم نیز، آثار جانبی وجود هیدروکربن و واکنشهای خاک را با هیدروکربن بررسی میکند (Tedesco 1995). اساس پیجوییهای سطحی بر پایۀ چند قاعدۀ کلی است. این اصل پذیرفته شده است که تجمعات هیدروکربنی دینامیک و تمامی پوشسنگها در بهترین حالت نیز دارای نشتاند (Dembicki 2017). همچنین این مهاجرت به سطح، عمودی است. هیدروکربنهای نشتیافته به سطح بهصورت چشمه و ریزچشمههای هیدروکربنی نمود مییابند و تغییراتی را در محیط نزدیک به سطح ایجاد میکنند. این تغییرات قابل شناسایی و نقشهبرداریاند و به یک تجمع زیرسطحی ارتباط داده میشوند (Schumacher 1996). همانطور که گفته شد در این پژوهش، از دو تکنیک گازخاک جدایش با اسید[2] و آنالیز فلورسانس[3] استفاده شده است. هر دو روش ناهنجاریهای سطحی مرتبط با تجمعات زیرسطحی هیدروکربنی را شناسایی کردند که نشاندهندۀ کاربرد آنها در اکتشاف هیدروکربن است (Schumacher 1996). نمونهبرداری براساس خطوط ژئوفیزیکی موجود انجام شد. برای پوشش بهتر منطقه و افزایش دقت، مسیرهای جدیدی در بین خطوط ژئوفیزیکی طراحی شد (شکل 2). سطح خاک در محل نمونهبرداری باید دستنخورده، فاقد پوشش گیاهی و بدون هیچ عامل جابهجاکنندۀ خاک (مانند جادۀ خاکی، مسیر رودخانه) باشد. بعد از تعیین محل نمونهبرداری، چاهکی با عمق 20 تا 25 سانتیمتر حفر و حدود 250 گرم خاک درون پاکت استریل ریخته شد. پاکتها در کول باکس قرار داده و به آزمایشگاه منتقل شد. درمجموع ۱۵۴ نمونه خاک از ۳۵ خط جمعآوری شد. آنالیز استخراج اسیدی برای اندازهگیری هیدروکربنهای سبک (C₁–C₅) آزادشده ازطریق واکنش با اسید هیدروکلریک انجام شد. در این آزمایش مقدار 50 گرم نمونهخاک بدون رطوبت به ارلن آزمایشگاهی منتقل شد و در معرض اسید هیدروکلریک قرار گرفت. پس از واکنش اسید با کربناتهای موجود در خاک، هیدروکربنهای به دام افتاده در بین ذرات خاک آزاد شدند. گازهای آزادشده در کیسۀ مخصوص[4] جمع و به دستگاه کروماتوگرافی گازی تزریق شد. در آنالیز فلورسانس برای اندازهگیری هیدروکربنهای آروماتیک چند حلقهای (PAHs)[5]، ابتدا بهوسیلۀ سوکسیله[6]، ترکیبات هیدروکربنی، از خاک استخراج شده است؛ سپس با انجام کروماتوگرافی مایع هیدروکربنهای آروماتیک چند حلقهای از باقی هیدروکربنها تفکیک شده است؛ سپس با استفاده از کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا [7](HPLC) و تحریک [8]UV مقدار هریک از ترکیبات آروماتیک دو حلقهای و سهحلقهای مشخص شد. دستگاه کروماتوگرافی گازی استفادهشده، از نوع Agilent DBV-SIX با ستون 30 متری غیر قطبی بوده است که از هلیوم بهعنوان گاز حامل استفاده شد. آنالیز فلورسانس نیز با دستگاه HPLC با نام تجاری Agilent 1100 با آشکارگر فلورسانس انجام شد که دارای ستونی 250 میلیمتری است و از اتانول بهعنوان فاز متحرک استفاده شد. کلیۀ آزمایشها با استفاده از تجهیزات شرکت انرژیپژوهان آریانا انجام شد. شکل2- نقشۀ زمینشناسی منطقۀ مطالعهشده و گسلهای اصلی منطقه بههمراه خطوط نمونهبرداری خاک که خطوط نمونهبرداری براساس عملیات ژئوفیزیکی با رنگ سبز و خطوط جدید طراحیشده مابین آنها با رنگ قرمز مشخص شده است. Fig 2-The Geological map of the studied area and the main faults of the region, along with soil sampling lines. The sampling lines based on geophysical operations are marked in green, and the newly designed lines between them are marked in red. نتایج و بحث پایان مسیر مهاجرت هیدروکربن سطح زمین در نظر گرفته میشود و همانطور که گفته شد، در صورت وجود یک ذخیرۀ بالقوه، هیدروکربنها راهی برای رسیدن به سطح پیدا خواهند کرد. ترکیبات سبک و سنگین برای رهایی از فشار زیاد لایههای زیرین زمین، سریعترین مسیر مهاجرت، که همان مسیر عمودی است، را برای رسیدن به فشار کمتر طی میکنند (Levorsen 1967). سطوح لایهبندی، گسلها و شکستگیها، حرکت هیدروکربنها را آسانتر میکنند (Dembicki 2017). در صورت حضورنداشتن گسل و یا شکستگی در منطقه، عمدۀ مهاجرت بهصورت عمودی خواهد بود. در مناطق دارای ذخایر گاز و نفت، هیدروکربنهای سبک در زمینۀ سنگ و رسوب یافت خواهند شد و در صورتی که یک ذخیرۀ زیرسطحی اقتصادی وجود داشته باشد، مقدار این ترکیبات بهطبع بیشتر از دیگر مناطق است. برای بررسی وضعیت ارتباط این دو ساختار، در صورتی که در حدفاصل بین دو میدان، مقدار آنومالیهای ثبتشده همانند مناطق قرارگرفته بر تاقدیس زیاد و دارای مقادیر نزدیک باشند، چنین برداشت میشود که این دو ساختار دارای ارتباط هیدروکربنیاند. نتایج آنالیز جدایش با اسید و تعیین نوع و منشأ هیدروکربنهای گازی غلظت بالای متان در خاک نشانگر یک تجمع هیدروکربنی است و در صورتی که مقدار متان بسیار بالا باشد، یک ذخیرۀ گازی را نشان میدهد. البته این نکته که حضور متان منشأ بیوژنیک[9] نیز دارد، باید مدنظر قرار داده شود. در صورتی که مقدار ترکیبات سنگینتر (C2+) نیز بیشتر شود، میتواند مبین یک ذخیرۀ هیدروکربنی مایع باشد (Etiope 2015; Jones et al. 2000). مقادیر غلظت هیدروکربنهای سبک متان، اتان پروپان و بوتان با دستگاه کروماتوگرافی گازی اندازهگیری شدهاند. به کمک این مقادیر و محاسبۀ نسبتهای استاندارد، منشأ هیدروکربنهای نشتیافته به سطح براساس نوع سیال (گاز، میعانات گازی و نفت) پیشبینی میشود (Etiope 2015). مطالعات Pixler در سال 1969 نشان داد نسبت گاز متان به گازهای هیدروکربنی سنگینتر، نشانگر مخزن نفتی است. غلظت گاز متان در مقابل اتان (C1/C2) و اتان در مقابل پروپان (C2/C3) براساس میزان تأثیرپذیری از مدتزمان و مسافت مهاجرت عمودی از مخزن به سطح، بیانگر نوع هیدروکربن موجود در مخزن است؛ بهطوری که با افزایش این نسبت، نوع سیال مخزنی از محدودۀ مایع به گاز تغییر میکند. طبق مطالعات پیشین، در صورتی که نسبت گاز متان به اتان بین 4 الی 10 باشد، منشأ هیدروکربنها نفت است. این مقدار برای میعانات گازی بین 10 تا 20 خواهد بود. همچنین مقادیر بین 20 الی 100 مبین گاز خشک است. مقادیر بیشتر از 100 نیز زیستیبودن منشأ هیدروکربنهای موجود در خاک را آشکار میکند (Pixler 1969). نتایج دادههای گاز متان در مقابل اتان، محدودۀ میدانهای چیلینگر و گرنگان نشان میدهند بیشتر ترکیبات موجود در نمونههای سطحی برداشتشده، منشأ مرتبط با نفت دارند (شکل3a ). برای بررسی مقدار هیدروکربنهای نشتیافته به ناحیۀ بین دو میدان (روی ساختار زیناسبی)، از مقادیر متان در برابر اتان استفاده شد (شکل3 b). همانطور که مشاهده میشود، نمونههای این بخش نیز در محدودۀ نفتی و نسبتی مشابه با نمونههای برداشتشده از روی میدانها را دارد. مقدار نسبت اتان در مقابل پروپان برای نمونههای با منشأ نفت، بین 1 الی 5/2 و برای میعانات 5/2 الی 4 است. بر این اساس مقدار نسبت اتان در مقابل پروپان در نمونههای واقع بر بستگی ساختمانی میدانها، معرف یک تجمع نفتی است (شکل4 a). همچنین با قراردادن مقادیر اندازهگیریشده، نمونههای محدودۀ بین دو میدان در نمودار، تشابه و یکسانبودن منشأ ترکیبات را در کل منطقۀ مطالعهشده نشان میدهد (شکل4b ). شکل3- مقدار متان(C1) در مقابل اتان (C2) نمونههای برداشتشده از روی میدانهای چیلینگر و گرنگان تجمع زیرسطحی نفت را نشان میدهد (a)، مقدار متان (C1) در مقابل اتان (C2) نمونههای برداشتشده از محدودۀ زین اسبی بین دو میدان نیز تشابه با میدانها را نشان میدهد (b)، (با تغییرات از Pixler 1969) Fig 3- The amount of methane (C1) versus ethane (C2) in samples collected from the Chilingar and Garangan oilfields indicates subsurface oil accumulation (a). The amount of methane (C1) versus ethane (C2) in samples collected from the saddle area between the two fields also shows similarities with the oilfields (b). (Adapted from Pixler 1969). شکل4- مقدار اتان(C2) در مقابل پروپان (C3) نمونههای برداشتشده از روی میدانهای چیلینگر و گرنگان تجمع زیرسطحی نفت را نشان میدهد (a)، مقدار اتان(C2) در مقابل پروپان (C3) نمونههای برداشتشده محدودۀ زین اسبی بین دو میدان تشابه با میدانها را نشان میدهد (b)، (با تغییرات از Pixler 1969). Fig 4- The amount of ethane (C2) versus propane (C3) in samples collected from the Chilingar and Garangan oilfields indicates subsurface oil accumulation (a). The amount of ethane (C2) versus Propane (C3) in samples collected from the saddle area between the two fields also shows similarities with the oilfields (b). (Adapted from Pixler 1969). علاوه بر مقدار و نسبت هیدروکربنهای سبک گازی، از نمودار نسبت C1/(C2+C3) در مقابل نسبت C2/(C3+C4)برای شناسایی منشأ هیدروکربن با دقت بیشتر استفاده میشود (شکل5). بر این اساس، بیشتر نمونههای برداشتشده از روی ساختار چیلینگر و گرنگان در محدودۀ نفتی و برخی در محدودۀ گاز و میعانات قرار گرفتهاند (شکل5 a). مقادیر این نسبت برای نمونههای برداشتشده از حدفاصل بین دو میدان نیز مبین منشأ یکسان و تشابه آنها با نمونههای میدانهاست (شکل5 b). شکل5- نمودار نسبت C1/(C2+C3) در برابر نسبت C2/(C3+C4) نمونههای برداشتشده از روی میدانهای چیلینگر و گرنگان تجمع عمدۀ نفت را نشان میدهد (a)، نمودار نسبت C1/(C2+C3) در برابر نسبت C2/(C3+C4) نمونههای برداشتشده از محدودۀ زیناسبی بین دو میدان نیز تشابه با میدانها را نشان میدهد (b) ( با تغییرات از Thaduju et al. 2012). Fig 5- The plot of C1/(C2+C3) ratio versus C2/(C3+C4) in samples from the Chilingar and Garangan oilfields indicates subsurface oil accumulation (a), The plot of C1/(C2+C3) ratio versus C2/(C3+C4) in samples from the saddle area between the two fields also shows similarities with the oilfields (b), (Adapted from Thaduju et al. 2012). مخازن هیدروکربنی براساس نسبت استاندارد C3/C1×1000 به گروههای مختلف مخزنی دستهبندی میشوند. مخازن هیدروکربنی با تجمع گاز خشک بین 2 تا20، محدودۀ ۲۰ الی ۶۰ نشاندهندۀ تجمع میعانات گازی و یا نفتـگاز در مخازن است. درنهایت مخازن هیدروکربنی با تجمع نفتی مقادیری در محدودۀ 60 الی 500 از نسبت ذکرشده را دارند (Jones et al. 2000). درنهایت با درونیابی[10] به روش Natural- Neighbor، تغییرات این نسبت در محدودۀ مطالعهشده به دست آمد. براساس این نقشه، نتیجه گرفته میشود که در محدودۀ مابین میدانها نیز مقدار نسبت C3/C1×1000 همانند مناطق روی میدانها، آنومالیهای مشابهی داشته است و در محدودۀ نفتی قرار دارد (شکل6). شکل6- نقشۀ تغییرات نسبت C3/C1×1000 نمونههای سطحی به روش Natural-Neighbor در محدودۀ مطالعهشده Fig 6- Variations Map of C3/C1×1000 value of surface samples from the Chilingar and Garangan oilfields with the Natural-Neighbor method. نتایج آنالیز فلورسانس و پیشبینی کیفیت هیدروکربن بعد از استخراج ترکیبات هیدروکربنی از خاک، ترکیبات آروماتیک تجزیه و تحلیل میشوند. در این بین، آروماتیکهای دو حلقهای (نفتالین) و سه حلقهای (فنانترن) اهمیت بیشتری دارند. غلظت این آروماتیکها و شدت فلورسانس آنها، بیانگر هیدروکربنهای مایع موجود در رسوبات است. در صورتی که غلظت آنها بهاندازۀ کافی بالا باشد، برای پیشبینی شاخص سبکی و کیفیت نفت (API) مخازن به کار میرود. برای این منظور، از نسبت R1 استفاده میشود که تغییرات طیف فلورسانس ترکیبات را نشان میدهد. Ratio1 یا R1؛ نسبت انتشار 360 نانومتر در برابر 320 نانومتر، با تهییج بهوسیلۀ نور ماورا بنفش تعریف میشود و ازطریق رابطۀ 1 به دست میآید (Barwise and Hay 1996; Brooks et al. 1986): R1= 3-Ring Intensity/ 2-Ring Intensity رابطۀ 1: در این رابطه از نسبت شدت فلورسانس ترکیبات 3 حلقهای در برابر 2 حلقهای، به ترتیب فوق استفاده میشود. به کمک این نسبت، API سیال مخزن از دادههای سطحی پیشبینی میشود (Barwise and Hay 1996)؛ از این رو برای پیشبینی مقدار API نفت موجود در مخزن به کمک مقادیر شاخص R1، از رابطۀ 2 استفاده میشود: Inferred API= -10.1×R1+59.8 رابطۀ 2: مطالعات (1996)Barwise & Hay و Barwise et al. (1996) نشان میدهد مقادیر کمتر از 5/1 نسبت R1بیانگر هیدروکربنهای سبک و میعانات گازی است. در صورتی که مقدار این نسبت در نمونه بین 5/1 الی 4 باشد، منشأ ترکیبات نفت است. نفتهای سنگین، مقداری بین 4 الی 10 را نمایش میدهند. مقادیر بیشتر از 10 نسبت R1، آلودهبودن نمونۀ سطحی و یا تجزیهشدن ترکیبات آروماتیک را نشان میدهد. مقدار نسبت ترکیبات 3 حلقهای در برابر 2 حلقهای نمونههای برداشتشده از روی ساختمان میدانهای چیلینگر و گرنگان نشان میدهد عمدۀ ترکیبات مهاجرتیافته به سطح، منشأ نفتی و نفت سبک دارند. براساس روابط 1 و 2، مقدار API استنتاجی، رابطۀ عکس با نسبت R1 دارد. مقایر کمتر از 5/1 نسبت R1 بیانگر˚API بالا و نفت سبک و باکیفیت خواهد بود و بلعکس مقادیر بیشتر از 5/1 نسبت ذکرشده، بیانکنندۀ˚API و کیفیت پایین هیدروکربنها هستند (Barwise et al. 1996). مقدارAPI˚ محاسبهشدۀ نمونههای خاک بهطور میانگین برابر با 31 API˚ برای میدان گرنگان و 39 API˚ برای میدان چیلینگر است (شکل7 a). مقادیر نسبت ذکرشده برای نمونههای سطحی برداشتشده در حدفاصل بین دو میدان نیز در محدودۀ نفت سبک، میعانات گازی و نفت قرار گرفتهاند. میانگین شاخص API محاسبهشده برای نمونههای میانۀ میدانهای 36 API˚ است (شکل 7 b). کیفیت نفت خام تولیدی میدانها نیز بهطور متوسط 38API˚ است (Alizadeh et al. 2020 a) که با مقدار متوسط به دست آمده از نمونههای سطحی مطابقت دارد و کیفیت بالای نفت مخزن را تصدیق میکند. ترسیم نقشۀ تغییرات این پارامترها، نقاط دارای غلظت بالای ترکیبات آروماتیک (بهخصوص ترکیبات دو حلقهای) را نشان و بهصورت تصویری نمایش میدهد. مقدار API استنتاجی نمونهها به کمک نرمافزار ArcGIS با روش Natural-Neighbor درونیابی شد. بر این اساس، مشاهده میشود که بخش میانی دو میدان نیز، مقادیر مشابهی با بستگی میدانها دارد (شکل8). اینچنین استنباط میشود مناطقی که مقادیر بالاتری از API˚ را نمایش میدهد، مقدار ترکیبات نفتالن نشتیافتۀ آن بیشتر است. با توجه به رابطۀ 1 و 2 که در بالا بیان شد، افزایش مقدار ترکیبات دو حلقهای به کاهش نسبت R1 منجر میشود و درنهایت مقدار API˚ را بالاتر نشان میدهد که بیانکنندۀ نفت سبک با کیفیت بالا خواهد بود. وجود مقادیر بالای ترکیبات نفتالنی، بیانکنندۀ یک تجمع هیدروکربنی پرفشار است که پیوسته به سطح مهاجرت میکنند. شکل7- مقادیر API استنتاجشده از آنالیز فلورسانس در برابر نسبت R1 نمونههای سطحی برداشتشده از روی حدود میدانهای چیلینگر و گرنگان تجمع زیرسطحی گاز، نفت سبک و نفت را نشان میدهد (a)، مقادیر API استنتاجشده از آنالیز فلورسانس در برابر نسبت R1 نمونههای سطحی برداشتشده از محدودۀ زیناسبی بین دو میدان نیز، تشابه با میدانها را نشان میدهد (b) (با تغییرات از Barwise and Hay 1996). Fig 7- API values derived from fluorescence analysis versus R1 ratio of surface samples taken from the boundaries of the Chilingar and Garangan oilfields indicate subsurface accumulations of gas, light oil and oil (a), API values derived from fluorescence analysis versus R1 ratio of surface samples taken from the saddle area between the two fields also indicate similarities with the oilfields (b) (Adapted from Barwise and Hay 1996). شکل8- نقشۀ تغییرات مقدار API استنتاجی نمونههای سطحی با روش Natural-Neighbor میدانهای چیلینگر و گرنگان Fig 8- Variation Map of the inferred API variations in surface samples using the Natural Neighbor method for the Chilingar and Garangan fields. نمودار هیستوگرام، فراوانی نمونهها را براساس مقادیر نسبت R1 نیز نشان میدهد. از بین 154 نمونه برداشتشده، 52 نمونه در محدودۀ نفت سبک تا میعانات گازی قرار دارند. 66 نمونه در محدودۀ نفت دستهبندی شده و مبین حضور هیدروکربنهایی با API بالا در مخزن است. این مهم همانطور که قبلاً ذکر شد، نشاندهندۀ سازگاری نتایج سطحی با مقادیر واقعی میدانهاست. 15 نمونه نیز در محدودۀ نفت سنگین قرار و از نفت اندک و غیراقتصادی افقهای کمعمقتر منشأ گرفتند. صحتسنجی این نکته نیازمند آنالیزهای تکمیلی مانند ایزوتوپ کربن است. از بین تمامی نمونهها، 21 نمونه دارای مقادیر غیرنرمال نسبت R1 و بیانگر تجزیۀ ترکیبات و یا آلودگیهای سطحی است (شکل9). شکل9- هیستوگرام نسبت R1 در نمونههای محدودۀ مطالعهشده Fig 9- Histogram of the R1 ratio in the samples of the study area نتیجه در این مطالعه، میدانهای چیلینگر و گرنگان واقع در فروافتادگی دزفول جنوبی با هدف بررسی مقدار هیدروکربنهای نشتیافته به رسوبات سطحی و مطالعۀ ارتباط مخزنی دو میدان، ازلحاظ ژئوشیمی سطحی بررسی شدند. نمونههای خاک برداشتشده به دو روش جدایش با اسید و فلورسانس آزمایش شدند. نتایج آنالیز جدایش با اسید نشان داد که مقادیر اندازهگیریشده نسبت گاز متان در برابر اتان (C1/C2) و اتان در برابر پروپان (C2/C3) نشان میدهد که منشأ هیدروکربنهای نشتیافته به سطح، مخزنی با سیال نفت است. محدودۀ مابین دو میدان نیز دارای غلطت مشابهی با محدودۀ میدانهاست و هیدروکربنهای آن منشأ نفتی دارد. برای بررسی دقیقتر، از نمودار استاندارد نسبت C1/(C2+C3) در مقابل نسبت C2/(C3+C4) استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد منشأ بیشتر ترکیبات هیدروکربنی، نفت است. با درونیابی بین نتایج نسبت استاندارد C3/C1×1000 تمامی نمونهها، محدودۀ بین دو میدان دارای آنومالیهای بالا و نشاندهندۀ نفتیبودن ترکیب عمدۀ مخازن زیرسطحی است. نتایج آنالیز فلورسانس نیز نشان میدهد مقدار گرانش API استنتاجشده از نسبت آروماتیکهای سه در مقابل دو حلقهای و نسبت R1، نشان میدهد کیفیت هیدروکربن بالا و مخزن دارای نفت و میعانات است. تغییرات پارامترهای درونیابیشده، حضور گسلهای اصلی منطقه و اثر گسل شمالیـجنوبی در غرب میدان گرنگان و تراست شمالی هر دو میدان را تأیید میکند. مناطقی که مقادیر بالای API را نمایشمیدهند، بیانگر نشت بیشتر هیدروکربن و تجمع بالای ترکیبات هیدروکربنی است. API اعلامشدۀ نفت خام (NISOC Report 2019) میدانها نیز مشابه با مقادیر استنتاجشده است. مناطق اطراف چاههای تولیدی میدان چیلینگر بهدلیل افت فشار ناشی از برداشت از مخزن، مقادیر کمتری از شاخص API استنتاجی را در نقشههای درونیابیشده نشان میدهد. نتایج هر دو آنالیز انجامشدۀ این مطالعه، احتمال حضور هیدروکربن مایع را در حدفاصل بین دو میدان نشان میدهد. همچنین نتایج حاصلشده، احتمال ارتباط دو میدان را ازطریق ساختار زیناسبی بین دو میدان، مثبت میداند. تشکر و سپاسگزاری نویسندگان این مقاله از همکاریهای بیدریغ شرکت انرژیپژوهان آریانا کمال تشکر را دارند. همچنین از همکاری شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، بهویژه مهندس هاشم صرافدخت و مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت ایران سپاسگزاری میکنند.
[1] Saddle [2] Acid Extraction [3] Fluorescence analysis [4] Tedlarbag [5] Poly Aromatic Hydrocarbons [6] Soxhlet Extractor [7] High Performance Liquid Chromatography [8] Ultra Violet [9] Biogenic [10] Interpolation | ||
| مراجع | ||
|
Alipour M. 2024. Petroleum systems of the Iranian Zagros fold and thrust belt. Results in Earth Sciences, 100027: 1-33. https://doi.org/10.1016/j.rines.2024.100027 Abeed Q. Alkhafaji A. and Littke R. 2011. Source rock potential of the Upper Jurassic–Lower Cretaceous succession in the southern Mesopotamian Basin, southern Iraq. Journal of Petroleum Geology 34(2): 117-134. https://doi.org/10.1111/j.1747-5457.2011.00497.x Alizadeh B. 2022. Introducing surface geochemistry of sediments as a novel method for exploration of hydrocarbon resources. 6th national conference of Sedimentological Society of Iran, 604-607. Alizadeh B. Jahangard A.A. Alipour M. and Gandomi Sani A.R. 2020 a. Genetic classification and geochemical evaluation of oil families in the South Dezful Embayment, southwest of Iran. Journal of Advanced Applied Geology. 10 (2): 208-223. http://dx.doi.org/10.22055/AAG.2020.31504.2053 Alizadeh B. Moalemi S. A. Khaleghi Toroghi M. Hajian M. and Maravenah A. 2020b. Using the soil gas method in a surface geochemical exploration study of the Fars Zone, coastal Iran. 179: 3-13. https://civilica.com/doc/1641844 Aqrawi A. A. and Badics B. 2015. Geochemical characterization, volumetric assessment and shale-oil/gas potential of the Middle Jurassic–Lower Cretaceous source rocks of NE Arabian Plate. GeoArabia, 20(3): 99-140. https://doi.org/10.2113/geoarabia200399 Barwise T. and Hay S. 1996. Predicting oil properties from core fluorescence, In: Schumacher D. and Abrams M. A. (Eds.), Hydrocarbon migration and its near-surface expression AAPG Memoir 66: 363-371. Barwise T. Hay S. and Thrasher J. 1996. Contamination of shallow cores: a common problem, In: Schumacher D. and Abrams M. A. (Eds.), Hydrocarbon migration and its near-surface expression: AAPG Memoir 66: 359-362. Berberian M. and King G. C. P. 1981. Towards a paleogeography and tectonic evolution of Iran. Canadian Journal of Earth Sciences, 18(2): 210-265. https://doi.org/10.1139/e81-019 Bordenave M. L. 2008. The origin of the Permo-Triassic gas accumulations in the Iranian Zagros fold belt and contiguous offshore areas: a review of the Paleozoic petroleum system. Petroleum Geology 31(1): 3-42. https://doi.org/10.1111/j.1747-5457.2008.00405.x Bordenave M. and Hegre J. 2010. Current distribution of oil and gas fields in the Zagros Fold Belt of Iran and contiguous offshore as the result of the petroleum systems. Geological Society, London, Special Publications. 330: 291-353. https://doi.org/10.1111/j.1747-5457.2005.tb00087.x Brooks J. M. Kennicutt C. and Carey B.D. 1986. Offshore surface geochemical exploration. Oil and Gas Journal, 84(42): 66-72. Dembicki Jr H. 2017. Practical Petroleum Geochemistry for Exploration and Production. Elsevier, 334p. http://dx.doi.org/10.1016/B978-0-12-803350-0.00001-5 Etiope G. 2015. Natural Gas Seepage: The Earth`s Hydrocarbon Degassing Springer International Publishing Switzerland 1th edition. 199p. http://dx.doi.org/10.1007/978-3-319-14601-0 Hassanpour J. Jahani S. Ghassemi M. R. Alavi S. A. and Zeinali F. 2018. Evolution of the Karebas Fault System and adjacent folds, central Zagros fold-and-thrust belt, Iran: Role of pre-existing halo kinesis (salt structures and Mini basins) and detachment levels, Journal of Asian Earth Sciences 164: 125-142. https://doi.org/10.1016/j.jseaes.2018.06.024 Horvitz L. 1939. On geochemical prospecting. Geophysics 4: 210–228. https://doi.org/10.1190/1.1440507 James G. A. and Wynd J. G. 1965. Stratigraphic nomenclature of Iranian oil consortium agreement area. AAPG Bulletin: 49 (12) 2182-2245. https://doi.org/10.1306/A663388A-16C0-11D7-8645000102C1865D Jones V. T. and Drozd R.T. 1983. Predictions of oil and gas potential by near-surface geochemistry: AAPG Bulletin, (67): 932–952. http://dx.doi.org/10.4043/5453-MS Jones V. T. Matthews M. D. and Richers D. M. 2000. Light hydrocarbons for petroleum and gas prospecting. In Handbook of exploration and Enviromental geochemistry, 7: 133-212. https://doi.org/10.1016/S0168-6275(00)80029-X Kamali M. R. Abolghasemi A. Bagheri R. and Kadkhodayi A. 2013. Petroleum geochemistry and oil–oil correlation of the Fahliyan and Surmeh reservoirs in the Garangan and Chilingar oilfields, the Dezful Embayment (Sw Iran). Journal of Petroleum Exploration and Production Technology 3: 85-92. https://doi.org/10.1007/s13202-012-0048-4 Khaleghi M. Alizadeh B. Khani B. and Shirvani M. 2018. Surface geochemical exploration studies of the studied Structure in the northern Dezful embayment. Journal of Oil and Gas Exploration & Production, 169: 21-30. https://civilica.com/doc/1656567/ Khani S. Danaie M. and Rezaei P. 2018. Double and triple-wavelength plasmonic demultiplexers based on improved circular nanodisk resonators. Optical Engineering, 57(10): 107102-107102. doi: 10.1117/1.OE.57.10.107102. Laubmeyer G. 1933. A new geophysical prospecting method, Z. Petrol 29 (18): 1–4. Levorsen A.I. 1967. Geology of Petroleum. 2nd edition, W.H. Freeman and Company, New York. 724p. Link W.K. 1952. Significance of oil and gas seeps in world oil exploration. AAPG Bulletin 36: 1451-1505. https://doi.org/10.1306/5CEADB3F-16BB-11D7-8645000102C1865D Macgregor D.S. 1993. Relationships between seepage, tectonics, and subsurface petroleum reserves. Marine and Petroleum Geology, 10: 606-.916. https://doi.org/10.1016/0264-8172(93)90063-X Momeni L. 2017. Geometric interpretation of faults and surface fractures of Khairabad, Chilingar and Grangan oil fields. MSc Thesis, Shahid Chamran University of Ahvaz, Iran. 106 p. Motiei H. 1993. Stratigraphy of Zagros: Geological Survey of Iran. 583p. Mousavi N. Soleimani B. and Chitfroosh A. 2010. The 1st International Applied Geological Congress, Department of Geology, Islamic Azad University - Mashad Branch, Iran: 1618-1622. National Iranian oil company exploration division. 2023. Internal report. National Iranian South Oil Company. 2019. Internal report. Ping H. Chen H. George S. C. Li C. and Hu S. 2019. Relationship between the fluorescence color of oil inclusions and thermal maturity in the Dongying Depression, Bohai Bay Basin, China: Part 1. Fluorescence evolution of oil in the context of hydrous pyrolysis experiments with increasing maturity. Marine and Petroleum Geology, 100: 1-19. https://doi.org/10.1016/j.marpetgeo.2018.10.053 Pixler B. O. 1969. Formation evaluation by analysis of hydrocarbon ratios. Journal of Petroleum Technology, 21(06): 665-670. https://doi.org/10.2118/2254-PA Rosaire E.E. 1938. Shallow stratigraphic variations over Gulf Coast structures. Geophysics 3 (2): 96–115. https://doi.org/10.1190/1.1439487 Rudkiewicz J. L. Sherkati S. and Letouzey J. 2007. Evolution of maturity in northern Fars and in the Izeh zone (Iranian Zagros) and link with hydrocarbon prospectivity. In Thrust Belts and Foreland Basins: from fold kinematics to hydrocarbon systems, Berlin, Heidelberg. Springer Berlin Heidelberg: 229-246. http://dx.doi.org/10.1007/978-3-540-69426-7_12 Schumacher D. 1996. Hydrocarbon-induced alteration of soils and sediments. In: Schumacher D. M.A. Abrams (Eds.), Hydrocarbon migration and its near-surface expression. American Association of Petroleum Geologists Memoir 66: 71-89. Sokolov V.A. 1935. Summary of the experimental work of the gas survey. Neftyanoye Khozyaystvo 27(5): 28–34. Taghizadeh F. Maroufi K. Falahat R. and Opera A. 2024. Geochemical evaluation of hydrocarbon source rocks in the Chilingar oilfield along with measuring matrix effect, inert organic material and composition of the active kerogen. Journal of Advanced Applied Geology 13 (50): 953-977. https://doi.org/10.22055/aag.2023.43263.2352 Tedesco S.A. 1995. Surface geochemistry in Petroleum Exploration. Chapman & Hall, New York, 230p. Tedesco S.A. 2017. Macroseeps and microseeps: A history of unconventional approach to exploration since the start of the petroleum age. AAPG Annual Convention and Exhibition, United States. Thadoju S.K. Bharali B. R. Devi R. and Sarma B. P. 2012. Integration of geochemical and seismic attribute Data: enhancement of hydrocarbon exploration success ratio. In the 9th Biennial International Conference & Exposition on Petroleum Geophysics, 12-18 Verges J. Casini G. Ruh J. Cosgrov J. Sherkati. SH. Najafi M. Casciello E. Saura E. Abdollahie fard I. Piryaei A. Delamotte F. Letouzey J. Goodarzi H. Soleymani B. and Jahani S. 2024. Structural style and timing of NW-SE trending Zagros folds in SW Iran: interaction with north-south trending Arabian folds and implications for petroleum geology. Journal of Petroleum Geology 47 (1): 3-73. https://doi.org/10.1111/jpg.12850 Yuing T. Kewei X. Lei G. Fan Y. Junyang G. Chun R. and Guojian W. 2021. Recent progress in the theory and technology of microbial prospecting for oil and gas. Petroleum Geology & Experiment, 2: 325–334. Zhong G. Zhao J. Zhao Z. Zhang K. Yu J. Shang C. and Feng C. 2024. Acid-Extracted Hydrocarbon Anomalies and Significance in the Chaoshan Depression of the Northern South China Sea. Journal of Marine Science and Engineering, 12(6): 909 https://doi.org/10.3390/jmse12060909 Zeinalzadeh A. Moussavi-Harami R. Mahboubi A. and Sajjadian V. A. 2018. Source rock potential of the Early Cretaceous intervals in the Darquain field, Abadan Plain, Zagros Basin, SW Iran. Geosciences Journal 22: 569-580. https://doi.org/10.1007/s12303-017-0075-8 | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 960 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 239 |
||