| تعداد نشریات | 43 |
| تعداد شمارهها | 1,829 |
| تعداد مقالات | 14,878 |
| تعداد مشاهده مقاله | 40,803,139 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 15,829,388 |
عصیان علیه دانشگاه: تحلیل کیفی تجربۀ سایهنویسی پایاننامه در ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پژوهش های راهبردی مسائل اجتماعی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 3، دوره 14، شماره 2 - شماره پیاپی 49، تیر 1404، صفحه 23-46 اصل مقاله (947.13 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/srspi.2025.144177.2075 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| رضا همتی* 1؛ مریم بهارلوئی2 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1دانشیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دکتری جامعهشناسی، گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سایهنویسی صنعت زیرزمینی بینالمللی است که در طی چند دهۀ گذشته گسترش یافته است و تهدیدی جدی برای کیفیت و اعتبار دانشگاهها در سرتاسر جهان محسوب میشود. در ایران نیز شاهد گسترش سایهنویسی و شکلگیری «بازار سیاه پایاننامهنویسی» هستیم؛ بااینحال، پژوهشهای چندانی دربارۀ ماهیت و ویژگیهای خاص سایهنویسی صورت نگرفته است. این پژوهش از نوع کاربردی است و با استفاده از روش تحلیل مضمون و انجام مصاحبۀ نیمهساختمند با 15 نفر از سایهنویسانی صورت گرفت که بهطور مستقل، در ازای دریافت وجه برای مشتریانشان پایاننامه مینوشتند. بعد از تجزیهوتحلیل دادهها، شش مضمون اصلی «تقلا برای بقا»، «سرخوردگی تمامعیار»، «دانشگاه در چنبره فساد»، «عصیان علیه دانشگاه»، «تجربۀ احساسی پارادوکسیکال»،و «تصور از سایهنویسی» به دست آمد. این مضامین بیانگر دلایل، انگیزهها و تصورات سایهنویسان از سایهنویسی و بسترهای شکلگیری و گسترش این پدیده در نظام دانشگاهی ایران است. درنهایت پیشنهادهایی برای سیاستگذاری مناسب در این زمینه ارائه شده است. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سایهنویسی؛ تقلب قراردادی؛ برونسپاری؛ پایاننامهنویسی؛ روش کیفی؛ تحلیل مضمون | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مقدمه و بیان مسئلهدانشگاهها نهادهایی هستند که در همۀ جوامع کارکردهای مهمی انجام میدهند که آمیزۀ خاصی از نقشهای فرهنگی و ایدئولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی، آموزشی و علمی واگذارشده به آنهاست. دانشگاهها نهادهای چندمنظوره و چندمحصولی هستند که در ایجاد و انتقال ایدئولوژی، گزینش نخبگان و نخبهسازی، توسعۀ اجتماعی و ارتقای آموزشی، تولید و کاربرد دانش و آموزش نیروی کار ماهر نقش اساسی دارند (Enders, 2004). بهطورکلی دانشگاهها در همۀ فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی جوامع معاصر نقش دارند. باتوجهبه اینکه تولید، توزیع و مصرف علم در زمرۀ مهمترین رسالتهای دانشگاهها است، علم بهمثابه نهادی اجتماعی تعاملات گستردهای با مجموعهای از ارزشها، انتظارات، آداب و هنجارهای علمی دارد. شاکلۀ اصلی نهاد علم و آموزش عالی، اخلاقیات و قواعد اخلاقی است. «تحقق اهداف والای آموزش عالی در جوامع مختلف مستلزم تعریف، پایبندی و رعایت اصول و معیارهای اخلاق علمی و حرفهای توسط کنشگران اجتماع علمی است.» (نعمتی و محسنی، 1389) طبق نظر «مرکز بینالمللی صداقت علمی»[1]، صداقت علمی تعهد به شش ارزش بنیادی یعنی درستکاری، اعتماد، انصاف، احترام، مسئولیت و شجاعت است (Ahsan et al., 2022). یکی از مهمترین مسائلی که بنیانهای اخلاق و صداقت علمی را تهدید میکند، سوءرفتارهای علمی و ارتکاب یا مشارکت در اعمال غیراخلاقی و ناصادقانه در آموزش، یادگیری، پژوهش و فعالیتهای علمی است. سوءرفتارهای علمی از مدتها پیش بهعنوان یکی از نگرانیهای جدی در آموزش عالی مطرح بوده است و در سالهای اخیر افزایش یافته است. براساس برخی برآوردها، تا 75درصد از دانشجویان دانشگاه در طول دوران تحصیل خود درگیر برخی از سوءرفتارهای علمی بودهاند (Erguvan, 2022). یکی از اشکال سوءرفتار و عدم صداقت علمی، سایهنویسی[2] (یا تقلب قراردادی[3]) است که تهدید جدی برای کیفیت و استانداردهای آموزش عالی و اعتبار مؤسسات دانشگاهی است. بهطورکلی سایهنویسی شامل «دسترسی، خرید، مبادله یا تجارت هر نوشتهای است که تکمیل (همه یا بخشی) آن به شخص ثالث واگذار میشود» (Bretag et al., 2019). باوجود دیدگاه منفی دربارۀ سایهنویسی دانشگاهی و انتظار صداقت علمی از دانشجویان، گروه کوچکی از آنها هنوز به دنبال خدمات سایهنویسی هستند. آمارها نشان میدهد که سایهنویسی در آموزش عالی روبه افزایش است. ازنظر کرین[4] (n.d) تقلب به بخشی قابلقبول از زیست دانشگاهی در دانشگاههای ایالاتمتحده تبدیل شده است (Pacino, 2021). طبق گزارش «سازمان تضمین کیفیت آموزش عالی انگلستان» از هر هفت دانشآموختۀ اخیر در سطح بینالمللی (یا در حدود 31 میلیون دانشجو در سراسر جهان)، یک نفر ممکن است برای انجام تکالیف خود به شخص دیگری پول داده باشد. ایالاتمتحدۀ آمریکا بیشترین تعداد دانشجویانی را دارد که کارهای علمیشان را بهصورت برخط به دیگران سفارش دادهاند و پسازآن کانادا و بریتانیا قرار دارند. تخمین زده میشود که بیش از 71000 دانشجو در کانادا درگیر سایهنویسی هستند. در چکسلواکی 7.6درصد از دانشجویان دانشگاه آثاری را ارائه کرده بودند که توسط شخص دیگری انجامشده بود. در استرالیا نیز این نرخ 2/2درصد یا 13462 دانشجو است (Ahsan et al., 2022)؛ علاوهبراین، دادههای Google Trends در سراسر جهان نشان می دهد که بین سالهای 2018 و 2022 عبارات جستوجوی «نویسندگان پایاننامه» و «نویسندگان رساله» به ترتیب از 43درصد به 100درصد و از 0درصد به 75درصد رسیدهاند (Mtshweni, 2024). خدمات ارائهشده توسط شرکتهای مقالهنویسی اگرچه در همۀ کشورها غیرقانونی نیست، تأثیر بالقوۀ آنها قطعاً میتواند اعتبار نظام آموزش عالی را به خطر بیندازد (Pacino, 2021)؛ علاوهبراین گسترش این پدیده در بلندمدت میتواند مانعی اساسی در مسیر پیشبرد علم، دانش و اهداف اساسی نظام آموزش عالی باشد. سایهنویسی رذیلتی معرفتی[5] است که ناشی از برداشت و تلقی نادرست (کالایی) از ماهیت علم، مطالعه و پژوهش است. سایهنویسی میتواند برای کل اجتماع علمی زیانآور باشد و اعتماد عمومی به نظام آموزشی را خدشهدار کند و اشتهار و اعتبار دانشگاهها و مدارک دانشگاهی را زیر سؤال برد. پرداختن به موضوع سایهنویسی از جنبۀ اجتماعی نیز حائز اهمیت است. ازآنجاکه هدف نهاد علم جامعهپذیری دانشجویان و درونیکردن ارزشها و هنجارهای جامعه در آنهاست، درصورت عدم عدول و سرپیچی از هنجارها و ارزشهای اجتماع علمی، احتمال دارد آنها در مسیر آتی زندگیشان نیز برای رسیدن به اهدافشان همین رویه را در پیش بگیرند و تلاش کنند تا از مسیرها و ابزارهای نامشروع برای رسیدن به مقاصدشان استفاده کنند. گسترش و شیوع سوءرفتارهایهای علمی و تلاش برای کسب منافع فردی به ضرر مصالح جمعی، مانع جدی در جهت تحقق «شهروندی دانشگاهی»[6] و در سطح کلان، قانونگرایی در جامعه است. شیوع تقلب همچنین میتواند شاخصی از وجود آنومی اجتماعی[7] در آن جامعه باشد؛ زیرا زمانی که افراد راههای قانونی برای رسیدن به اهداف خود نیابند، بهاصطلاح تلاش میکنند تا قانون را دور بزنند. در ایران مسئلۀ سایهنویسی و شکل رایج آن یعنی پایاننامهنویسی و مقالهنویسی از ابتدای دهۀ 90 بهعنوان پدیدهای نابهنجار توجه رسانههای محلی نظیر هفتهنامۀ تجارت فردا را به خود جلب کرد. در این هفتهنامه در یادداشتی با عنوان «چند میگیری پایاننامه بنویسی» از تبدیل پایاننامه به کالایی پولساز یاد شد و از مؤسسات پایاننامهنویسی انتقاد شد. از سال 1392 به بعد، سایر مطبوعات و خبرگزاریهای کشور از جنبههای مختلف به این موضوع واکنش نشان دادند .در سال 1395 مجلۀ ساینس مقالهای با عنوان «در ایران بازار سایۀ مقالات علمی به رشد علم آسیب میزند»[8] چاپ کرد (کاظمی و اصغری، 1398). در همین دوره، عطایی آشتیانی[9] (2016) در مقالهای با عنوان «مهار تخلفات علمی در ایران»[10]، ارقام تکاندهندهای دربارۀ شیوع این تخلف در بین دانشجویان ایرانی ارائه کرد و آشکارا از «مقالهفروشی» و «بازار انتشارات» بحث کرد. همچنین ارقامی دربارۀ هزینۀ چاپ در مجلات با ضریب تأثیر متفاوت[11] ارائه شد؛ بهعلاوه، برای اولین بار اعلام شد که دولت ایران درحال تدوین قوانینی برای جریمۀ نهتنها دانشجویان دخیل در این رفتار نادرست، بلکه همچنین مؤسسات فروش مقاله و پایاننامه است. در سطح جهانی نیز، این واقعیت که شرکتها در ایران پیشنهادهها و پایاننامهها را درازای دریافت هزینه مینویسند، منجر به بحثهایی دربارۀ سلب اعتماد اجتماع علمی بینالمللی و احتمال عدم تمایل همکاران بینالمللی به همکاری با دانشمندان ایرانی شد. این امر باعث نگرانی از «تمرکز سیاستگذاران کشور بر افزایش تعداد پژوهشگران دانشگاهی» شد. سایر نشریات در جزئیات گزارشهای مربوط به فروش مقاله در میان دانشجویان و سرقت علمی در بین دانشمندان ایرانی از نشریۀ ساینس به معنای وسیعتر پیروی کردند و رسواییهای مربوط به این اقدامات غیراخلاقی، اما همچنان قانونی بهطور مکرر در عناوین اخبار محلی مطرح میشود (Takrimi et al., 2023). دربارۀ سایهنویسی و نوع حاد آن یعنی پایاننامهنویسی پژوهشهای چندان زیادی در کشورمان (به استثنای کاظمی و اصغری، 1398؛ رسولی و دیگران، 1399؛ Shahghasemi & Akhavan, 2105; Takrimi et al, 2023 ) صورت نگرفته است و هنوز این مسئله، انگیزههای مشارکت، پیامدها و حتی سازوکارهای شکلگیری و گسترش آن چندان روشن نیست. بهعنوان حوزۀ پژوهشی جدید، معدود مطالعات مذکور دربارۀ سایهنویسی بر تجارب دانشجویان سفارشدهنده متمرکز بودهاند و کمتر به تجارب سایهنویسان (پیمانکاران، سفارشگیرندگان) توجه کردهاند، بهویژه سایهنویسانی که بهطور مستقل کار میکنند و به شرکتهای پایاننامهنویسی و مقالهنویسی وابسته نیستند؛ بنابراین، هدف اصلی این پژوهش بررسی این مسئله و پرکردن این خلأ پژوهشی و بررسی انگیزههای مشارکت سایهنویسان در تهیه و تدوین پایاننامههای دانشجویی و بسترهای شکلگیری این پدیده است. چارچوب مفهومیسایهنویسی (یا بهاصطلاح تقلب قراردادی) یکی از نمونههای بارز و بسیار حاد سوءرفتارهای علمی به شمار میآید که در یکی دو دهۀ گذشته گسترش چشمگیری داشته و اجتماع علمی آن را بسیار نکوهیده است (Sivasubramaniam et al., 2016). حادبودن این پدیده ازآنجا ناشی میشود که هیچ سرقت مستقیم فکری در آن صورت نمیگیرد، بلکه بیشتر بحث تدلیس[12] یا دروغگویی دربارۀ نویسنده اثر است (Ali & Alhassan, 2021). اگرچه سابقۀ پژوهشهایی که بهطور خاص به سایهنویسی اشاره میکند به سال 2006 بازمیگردد، این ایده که یک دانشجو میتواند از شخص دیگری بخواهد کارش را برای او تکمیل کند، بهوضوح قبل از این تاریخ اتفاق افتاده است. نمونههایی از این اقدام را میتوان در دهۀ 1930 مشاهده کرد (Lancaster, 2024). در زبان فارسی سایهنویسی، سایهنگاری، ناپیدانویسی، شبحنویسی یا پنهاننویسی عبارتهایی هستند که برای توصیف واژۀ Ghostwriting به کار رفتهاند. این پدیده به زبان ساده پدیدهای است که در آن کسی نوشتهای را مینویسد، ولی نام او در آن نوشته نمیآید (رسولی و همکاران، 1399: 4). سایهنویسی یعنی نگارش اثر بهوسیلۀ شخصی برای استفادۀ شخصی دیگر (مشتری) است که از آن اعتبار دریافت میکند و مؤلف اثر شناخته میشود (Mahmoud, 2009). اصل مهم در سایهنویسی مخفیماندن هویت و نقش نویسندۀ اصلی برای مخاطبان و توافق سایهنویس و مشتری دراینخصوص است. درواقع توافق بر پنهانماندن نقش نویسنده در برابر مخاطبان است که بهاصطلاح «سایه» معنا میدهد (نپ و هولبرت[13]، 1398). در تعریف دیگر منظور از سایهنویسی ارائۀ خدمات در زمینۀ تهیه و تدوین مقالات، پایاننامه و سایر امور پژوهشی است؛ بهطوریکه اثر توسط شخص ثالث (سایهنویس یا نویسندۀ مجهول یا نامرئی) آماده میشود، اما اعتبار آن به فرد متقاضی و مشتری (دانشجو یا استاد) داده میشود، نه نویسندۀ واقعی (صالحآبادی و دیگران، 1401). ریگبی و دیگران[14] (2015) سایهنویسی را تقلبی در نظر گرفتند که بهموجب آن دانشجویان تحویل تکلیف استاندارد مشخصی را در دورهای معین با قیمت مشخص سفارش میدهند. ازنظر کارگروه مقابله با سایهنویسی در «شبکۀ اروپایی صداقت علمی»[15]، سایهنویسی عبارت است از «شکلی از سوءرفتار علمی زمانی که در آن شخصی از شخص ثالث اعلامنشده یا نامعتبر برای تهیۀ اثر بهمنظور کسب امتیاز یا پیشرفت تحصیلی استفاده میکند، خواه در این میان پرداخت پول صورت گرفته باشد یا نباشد» (Lancaster, 2024). دربارۀ نویسندگان سایه، پژوهشگران علاوهبر واژۀ سایهنویس از واژههای «نویسندۀ علمی»[16] (Walker, 2019) و «تأمینکننده»[17] (Eaton, 2021) نیز استفاده کردهاند. ازنظر ایتون[18] (2021) اصطلاح «تأمینکننده» در برابر استفاده از «سایهنویسی» ارجحیت دارد؛ زیرا سایهنویسی عملی پذیرفتهشده بهویژه در نوشتن سخنرانیهای سیاسی است. ازنظر ایتون استفاده از این اصطلاح، عمل تقلب قراردادی را «عادیسازی میکند» و به استفادۀ هرچه بیشتر از آن کمک میکند. موضوع دیگر آن است که نویسندگان سایه گروه یکدست و همگنی نیستند؛ برای مثال لنکستر (2019) چند دسته از نویسندگان سایه را شناسایی کرد که شامل دانشگاهیان، همتایان دانشجویان، دانشآموختگان قبلی، دوستان و اعضای خانواده، فرصتطلبان کسبوکار و غیره بودند. سایهنویسان آزاد یا مستقل[19] بهعنوان زیرشاخهای از سایهنویسان، عملکرد متفاوتی از سایه نویسندگان وابسته به شرکتهای مقالهنویسی و پایاننامهنویسی دارند. سایهنویسان آزاد، مستقل از ساختار کسبوکار شرکتهای مقالهنویسی و پایاننامهنویسی معمولاً ازطریق گروههای آنلاین و وبسایتهای تبلیغاتی به دنبال کار میگردند یا ممکن است ازطریق روابط دوستانه و روابط موجود در بخش آموزش بهصورت شفاهی مشتریانشان را پیدا کنند (Thacker, 2024). واژۀ دیگری که در ارتباط با سایهنویسی و مترادف با آن به کار میرود، «تقلب قراردادی» است. کلارک و لنکستر[20] در مقالهای در سال 2007، تقلب قراردادی را اینگونه تعریف کردند: «ارائۀ کار اصیل که برای کسب اعتبار علمی که برای فرد دیگری تولید شده است، بدون اینکه به منبع اصلی تهیۀ آن اشاره شود.» ازنظر برتاگ و دیگران[21] (2019b) این اصطلاح «شامل دستهای از شیوههای مربوط به برونسپاری تکالیف دانشجویان به اشخاص ثالث است، خواه این مؤسسات تجاری باشند یا نباشند». بهطور خاص، ازنظر آنها تقلب قراردادی زمانی رخ میدهد که «یک دانشجو از شخصی- شخص ثالث- میخواهد تا تکلیفی را برای او انجام دهد. این شخص ثالث ممکن است دوست، یکی از اعضای خانواده، همکلاسی یا کارمندی باشد که بهعنوان لطف به دانشجو کمک میکند. ممکن است این تکلیف، تکلیفی ازپیشنوشتهشده باشد که از یک شرکت مقالهنویسی تهیه شده باشد. شخص ثالث همچنین ممکن است یک سرویس پولی[22] باشد که بهصورت محلی یا برخط خود را تبلیغ میکند. تعریف برتاگ و دیگران (2019a) آشکارا تکالیف را بهعنوان کاری که میتوان برونسپاری کرد، به تعریف تقلب قراردادی اضافه میکند و تقلب قراردادی را به کارهای ازپیشانجامشده محدود نمیکند. همچنین، این تعریف نیاز به پرداخت هزینۀ برونسپاری را در تعریف سایهنویسی لحاظ نمیکند. درمقابل، برخی از پژوهشگران اصطلاح «تقلب قراردادی تجاری[23]» را از برونسپاری[24] متمایز کردهاند. دربارۀ اولی سایهنویسی لزوماً شامل مبادله یا پرداخت پول برای هدفی تجاری است، اما در برونسپاری ممکن است پولی ردوبدل نشود. از این تعاریف و جدیدبودن تعاریف عام و خاص میتوان دریافت که هنوز توافقی بر سر تعریفی مشخص از سایهنویسی وجود ندارد (Curtis et al., 2022). تقلب قراردادی فقط مسئلۀ مربوط به نوشتهها و آثار مکتوب سنتی نیست. دانشجویان میتوانند بسیاری از انواع تکالیف، ازجمله ارائهها، مرور ادبیات، آثار هنری، پایاننامهها، مقالات، مقالات پژوهشی، پروژه، برنامهنویسی کامپیوتری، توسعۀ نمونه کارها[25]، تمرینهای ریاضی، تجزیهوتحلیل دادهها و حتی پاسخهای امتحان را برونسپاری کنند (Kaktiņš, 2018; Lancaster, 2024). شاید نگرانکنندهترین جنبۀ تقلب قراردادی، جنبۀ تجاری و پرداخت پول است که آن را ازلحاظ کیفی به مفهوم متفاوتی از سرقت علمی «بریدن و چسباندن»[26] یا دریافت کمک نامتعارف از دوستان یا یکی از اعضای خانواده تبدیل میکند. عمل پرداخت پول، تقلب قراردادی را به «رفتاری عمدی، ازپیش برنامهریزیشده و آگاهانه» مبدل میکند (Newton, 2018). نظریههای مختلفی برای توضیح دلایل درگیرشدن دانشجویان در عدم صداقت علمی مطرح شده است. عدم صداقت علمی معمولاً با استفاده از چارچوبهای نظری برگرفته از ادبیات جرمشناسی نظیر نظریۀ خنثیسازی[27] تبیین شده است (DiPietro, 2010)؛ زیرا عدم صداقت علمی بهعنوان رفتار بزهکارانه تلقی میشود که با تخلف علمی یا نقض قوانین آموزشی و پژوهشی همراه است؛ بااینحال، در درازمدت این رویکرد ناقص و درنهایت بیاثر است. از سایر نظریهها میتوان به نظریۀ بازدارندگی[28] (Zimring & Hawkins, 1973)، نظریۀ خنثیسازی[29](Sykes & Matza, 1975)، نظریۀ رفتار برنامهریزیشده[30] (Ajzen & Fishbein, 1969)، اخلاق موقعیتی (Fletcher, 1966)[31]، نظریۀ یادگیری اجتماعی (Bandura, 1963)، خودکنترلی (Diksha & Hirschi, 1990) و نظریۀ انتخاب عقلانی[32](Cornish & Clarke, 1986) اشاره کرد. در سطح کلان نیز پدیدههایی نظیر جهانیشدن، تودهایشدن، کالاییشدن، مکدونالدیزه شدن، خصوصیشدن، پولیشدن، بینالمللیشدن و گسترش استفاده از فناوریهای نوین تغییرات گستردهای در نظامها و مؤسسات آموزش عالی ایجاد کرده است (Robson & Wihlborg, 2019; Hemmati, 2023). این تغییرات اگرچه براساس زمینههای خاص کشورها متفاوت بوده است، اما بهانحاءمختلف بر ساختار، کارکرد، ماهیت، اهداف، رسالتها، و حتی معنا و مفهوم دانشگاه و نظام آموزش عالی تأثیر گذاشته است. هریک از این روندها و تحولات علاوهبر پیامدها و آثار یادشده دلالتهایی بر فرهنگ دانشگاهی، اخلاقیات و کردارهای علمی دانشگاهیان داشته است. درمجموع این نظریهها در سطوح خرد، میانه و کلان هریک بخشی از این پدیدۀ چندوجهی را تبیین میکنند و به نظر میرسد برای فهم دقیق این پدیده و ارائۀ سیاستگذاریهای لازم توجه به این سطوح و تعاملات میان آنها اجتنابناپذیر است. ضمن اینکه این نظریهها بهویژه در سطح خرد شاید کاملاً ارتباط نزدیکی با تبیین پدیدۀ سایهنویسی نداشته باشند، بلکه بهعنوان نظریههای کمکی میتوان از آنها استفاده کرد. مرور پیشینه های پژوهشمطالعات چندانی دربارۀ سایهنویسان، دلایل، انگیزهها، هویتیابی و... مشاهده نشده است. در ادامه به نتایج معدود پژوهشهایی در این زمینه بهاختصار اشاره میشود. تکریمی و دیگران (2023/1402) در مطالعۀ کیفی توصیفی اکتشافی خود، موضوع سایهنویسی را در بسترهای آموزش عالی ایران بررسی کردند. این پژوهش با روش تحلیل ثانویۀ دادهها مشتمل بر مقالات علمی، رسانههای منتشرشده و سیاستهای کشور صورت گرفت. نتایج نشان داد که فقدان جدی پاسخگویی دانشگاهها، انگیزههای دانشجویان برای درگیرشدن در سایهنویسی و فقدان قوانین مناسب ازجمله عوامل مهم تأثیرگذار بر سایهنویسی بودند. رسولی و دیگران (1399) در مقالهای با عنوان «مفهومسازی سایهنویسی: نگاهی به بدرفتاریهای علمی در بافت آموزش عالی ایران» تجارب سفارشدهندگان (6 نفر) و سایهنویسان (10 نفر) را با آمیزهای از روشهای قومنگاری و نظریۀ دادهبنیاد بررسی کردند. براساس یافتههای این پژوهش پدیدۀ سایهنویسی در قالب هفت بُعد تبیینپذیر است: پدیده، دامنه، ویژگی سایهنویسان، کانالهای آشنایی با سایهنویسی، اقتصاد پدیدۀ سایهنویسی، ویژگیهای مشتریان سایهنویسی و نگرش به پدیدۀ سایهنویسی. کاظمی و اصغری (1398) در بررسی پدیدۀ «پایاننامهنویسی در ایران» به این نتیجه رسیدند که پایاننامهنویسی در ایران را باید در بستری از شرایط و سیاستگذاریهای مختلف نظیر گسترش آموزش عالی، تودهایشدن و سیاستهای خودگردانی دانشگاهها درک کرد. این شرایط موجب شده است که پایاننامه به منبع مهم اقتصادی، منبع مهم تأمین تولید مقاله و منبع باارزش نظام ارتقا برای استادان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی تبدیل شود. تبدیلشدن پایاننامه بهعنوان کالای باارزش که منافع متعدد اقتصادی و منزلتی دارد، زمینهساز شکلگیری بازارهای جانبی پیرامون دانشگاه شده است؛ درنتیجه، پایاننامه بهعنوان کالای تبادلپذیر بین دانشگاه و نهادهای واسطۀ بازار تبدیل شده است. مؤسسات بیشماری از بازار پایاننامهنویسی سود میبرند و در این راستا دانشجویان و دانشآموختگان بیکار را به خدمت میگیرند. سورینا و آناند[33] (2023) در پژوهشی کیفی تجارب و دیدگاه پنج استاد دانشگاهی را بررسی کردند که بهعنوان سایهنویس و بهطور خاص نویسندۀ سایۀ پایاننامههای دکتری برای یک شرکت کار میکردند. یافتههای این مطالعه نشان داد که صداقت دانشگاهی یا تعهد پژوهشگران به نشاندادن صداقت و رفتار اخلاقی در انتشار پایاننامههای دکترا، همچنان یک نگرانی جدی است. اگرچه به نظر میرسد که سایهنویسی صنعتی توسعهیافته است، دانشگاهها همچنان آن را بهعنوان تهدیدی جدی برای اجتماع دانشگاهی تلقی نمیکنند و بهجای آن بر کشف سرقت ادبی تمرکز دارند. باتوجهبه یافتههای این مقاله، درحالیکه بسیاری از دانشگاهیان به دلیل فرصت کسب درآمد بیشتر و حمایت از خانوادههای خود به دنبال سایهنویسی بهعنوان شغل هستند، اما با چالشهای متعددی ازجمله هویت، ابهام، نیاز به ایدههای جدید و ایجاد تعادل بین کار و زندگی و زمان حرفهای روبهرو هستند. اِرگیوِن[34] (2022) در پژوهشی «فهم دانشجویان از سایهنویسی دریکی از دانشگاههای کویت» را بررسی کرد. این مطالعه بهصورت کیفی و ازطریق مصاحبههای گروهی متمرکز، با هدف بررسی دیدگاههای 25 دانشجوی سال اول درخصوص سایهنویسی در طی شیوع کرونا در سالهای 2020-2021 صورت گرفت. نتایج نشان داد که انگیزههای اولیه برای درگیرشدن در سایهنویسی عمدتاً فرصتهای ناشی از یادگیری برخط و چالشهای روانی و فیزیکی است که دانشجویان در طول یادگیری برخط تجربه کردهاند. آنهایی که تقلب نکردهاند، ویژگیهای مشترکی داشتند؛ مانند روحیۀ رقابتی، اعتماد به استعدادهای خود و میل شدید به یادگیری؛ علاوهبراین، کسانی که ارزشهای اخلاقی بالایی داشتند، از تقلب اجتناب کرده بودند. علی و الحسن[35] (2021) در پژوهشی با عنوان «مبارزه با سایهنویسی (سایهنویسی) و نویسندگان نامرئی در آموزش عالی: حرکت به سمت یک رویکرد چندبعدی» با استفاده از رویکرد کمّی و انجام مصاحبۀ نیمهساختمند با 30 مشارکتکننده در دانشگاههای عمان به این نتیجه رسیدند که اساتید، سایهنویسی را بهعنوان نوعی سرقت علمی تلقی میکنند. همچنین ازنظر اساتید، سایهنویسی تأثیر منفی بر صداقت علمی دارد. درعینحال اساتید دربارۀ راههای مقابله و مهار این پدیده مانند تأیید دستی[36] و افزایش آگاهی پیشنهادهایی داشتند. ویلیامسون[37] (2019) در مقالهای با عنوان «سایهنویسی و صداقت علمی در آموزش عالی: دانشگاهها، دولتها و مؤسسات اعتباربخشی چهکاری برای درک، جلوگیری و پاسخ به این چالش میتوانند انجام دهند»، تقلب علمی را در سه کشور استرالیا، بریتانیا و نیوزلند بررسی کرد. نتایج نشان داد که اولین گام در حل مشکل تقلب در دانشگاهها پذیرفتن آن است. همۀ دانشگاهها باید بپذیرند که تقلب درحال وقوع است؛ ضمن اینکه وقوع تقلب باعث دانشآموخته شدن دانشجویانی میشود که جامعه را فریب دادهاند؛ زیرا آنها فاقد صلاحیت لازم برای ورود به بازار کار هستند و این موضوع خسارت زیادی را به دانشگاه وارد میکند. سیواسوبرامانیام و دیگران[38] (2016) در مقالهای با عنوان «مواجهۀ نزدیک با نویسندگان نامرئی: یک مطالعه اکتشافی اولیه در رابطه با زمینه، استراتژیها و نگرشهای تهیهکنندگان مستقل مقالات» که بهصورت کیفی انجام شده بود، یافتههای مصاحبه با گروهی از نویسندگان نامرئی شامل پیشینه، نگرش و توجیه آنها از راهاندازی این کسبوکار جدید را گزارش کردند. نتایج این مطالعه نشان داد که این کارخانههای مقالهنویسی و سایهنویسی بهطور گسترده توسط دانشجویان گسترش یافته است. ژنگ و چنگ[39] (2015) پژوهشی با عنوان «سایهنویسی عملی و دانشجویان بینالمللی» انجام دادند. این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی انجام شد و دادهها با استفاده از روش مصاحبه با تعدادی از اساتید و دانشجویان دانشگاه سانفرانسیسکو گردآوری شد. هدف این پژوهش بررسی تصورات دانشجویان و اساتید در رابطه با سایهنویسی علمی بود. توصیۀ پژوهشگران به دانشجویان آن بود که آنها باید ارزش یادگیری را بدانند و از سایهنویسی پرهیز کنند. دانشجویان بهتر است درک کنند که یادگیری اهمیت بیشتر و ارزش بالاتری از نمره دارد. همچنین باید بدانند سایهنویسی علمی عمل اخلاقی نیست و اگر از قوانین دانشگاه سرپیچی کنند، باید هزینۀ آن را بپردازند و مجازات شوند. بررسی پیشینۀ تجربی پژوهشهای صورتگرفته در داخل و خارج از کشور نشان میدهد که موضوع عدم صداقت علمی و سوءرفتارهای پژوهشی بهشدت توجه اجتماع علمی را به خود جلب کرده است. در ایران پژوهشهای مختلفی دربارۀ انواع و اشکال مختلف سوءرفتارهای پژوهشی صورت گرفته، اما دربارۀ شکل خاص و حاد آن یعنی سایهنویسی و نوشتن پایاننامه برای سفارشدهندگان، پژوهش بسیار اندکی انجام شده است. پژوهشهای خارجی در مقایسه با پژوهشهای داخلی ازنظر رویکردهای نظری و نیز ازنظر روشی تنوع بیشتری دارند. در این پژوهشها تلاشهای اولیه برای مفهومسازی، شناسایی عوامل تأثیرگذار، پیامدها و دلالتهای این مسئله، نحوۀ بازاریابی، نحوۀ شناسایی و درنهایت سازوکارهای پیشگیری و مقابله با آن و کمک به سیاستگذاری مناسب صورت گرفته است. روششناسینوع این پژوهش کاربردی است و برای مطالعۀ انگیزههای شرکتکنندگان از سایهنویسی مستقل و نگارش پایاننامه برای مشتریان، از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون استفاده شد. به عقیدۀ برخی از پژوهشگران، تحلیل مضمون نه یک روش، بلکه ابزار مناسبی برای روشهای مختلف معرفی میکند. برخی دیگر بر این باورند که تحلیل مضمون را باید روش ویژهای در نظر گرفت که یکی از مزایای آن انعطافپذیری است. ازنظر براون و کلارک[40] (2012: 57) هدف از تحلیل مضمون «شناسایی نظامند، سازماندهی و ارائۀ بینش نسبتبه الگوهای معنایی (مضامین) در یک مجموعه داده» است. در پژوهش حاضر از روش تحلیل مضمون استقرایی استفاده شد. در این روش مضامینِ شناخته، بهشدت با خود دادهها مرتبط هستند. همچنین فرایند کدگذاری دادهها بدون تلاش برای انطباق آن با چارچوب کدگذاری از قبل تهیهشده (یا قالب مضامین) صورت میگیرد. مشارکتکنندگان پژوهش حاضر 15 نفر از دانشآموختگان دورههای کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کشور بودند که در ازای دریافت هزینه برای مشتریانشان پایاننامه مینوشتند. بیشتر این مشارکتکنندگان بیکار و بهصورت حقالتدریس در دانشگاههای مختلف مشغول به فعالیت بودند. مشخصات جمعیتشناختی مشارکتکنندگان در جدول 1 ارائه شده است. جدول 1 -مشخصات جمعیتشناختی مشارکتکنندگان Table 1- Demographic characteristics of participants
باتوجهبه اینکه شناسایی و تماس با نویسندگان سایه کاری چالشبرانگیز است (Miles, 2008)، بنابراین با پرسوجو از دانشجویان، دوستان و اساتید یا آنهایی که اطلاعاتی دراینخصوص داشتند، به این نمونهها دسترسی پیدا شد. پس از معرفی سایهنویسان با آنها تماس گرفته شد و با آنهایی مصاحبه صورت گرفت که تمایل به همکاری داشتند. باتوجهبه دشواری بسیار زیاد در دسترسی به نمونهها به دلیل ماهیت پنهان این قسم فعالیتها- حداقل در این پژوهش- امکان تعریف ملاکهای زیادی برای ورود مشارکتکنندگان وجود نداشت؛ بنابراین، ملاک ورود مشارکتکنندگان به فرایند مصاحبه داشتن تجربۀ پایاننامهنویسی برای دیگران در ازای دریافت وجه بود. برای پیداکردن مشارکتکنندگان از روش نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی استفاده شد بهطوریکه پس از دسترسی به اولین نمونه تلاش شد تا به اطلاعرسانان دیگر دسترسی پیدا شود. برای گردآوری یافتهها از روش مصاحبۀ نیمهساختمند/نیمهباز به دلیل متداولبودن آن استفاده شد. میانگین مصاحبهها در حدود 90 دقیقه بود. دادههای جمعآوریشده با استفاده از رویکرد ششمرحلهای براون و کلارک (2013) تجزیهوتحلیل شدند. پس از پیادهکردن مصاحبهها آشنایی اولیه با متن صورت گرفت و ایدههای اولیه یادداشت شدند. متن مصاحبهها و یادداشتها چندین بار مطالعه و تلاش شد که بدون توجه به پیشفرضهای نظری، بهطورکلی بر دادهها تمرکز شود. در ادامه متن مصاحبهها به واحدهای معنادار کوچک تقسیم و کدگذاری شد و بخشهای کلیدی نیز کدگذاری شدند. در ادامه تلاش شد تا کدهای اولیه در قالب مضامین کلیتری سازماندهی و کدهای مرتبط در ذیل مضامین مرتبط گردآوری شوند. در ادامه برخی از کدها یا مضامینی که ارتباط ضعیفی با سؤال پژوهش داشتند (نظیر مضامین مرتبط با انگیزههای ورود به د انشگاه، برنامهها و چشماندازهای آتی) حذف شدند. در مرحلۀ آخر تلاش شد تا مضامین فرعی در ذیل مضامین اصلی قرار گیرند و عناوین و برچسبهای جذاب، گویا و خلاقانه برای مضامین اصلی باتوجهبه مضامین ذیل آن انتخاب شوند. در گزارش مضامین نیز نقلقولهای مستقیمی از گفتهها و اظهارات مشارکتکنندگان به زبان خودشان بیان شد که شامل یک جمله یا یک یا چند پاراگراف طولانی بود. درنهایت با ارائۀ جمعبندی تلاش شد تا از این مضامین مشترک تفسیری ارائه شود که بیانگر و معرف بخش عمدهای از دیدگاههای واقعی مشارکتکنندگان باشد. در پژوهش حاضر فرایند تحلیل ابتدا بهصورت فردی انجام شد. سپس نتایج بین نویسندۀ اول و دوم بررسی و با بحث جمعی اصلاح شد. برای اعتباربخشی و مشروعیتبخشی به یافتهها، از چهار معیار باورپذیری[41]، انتقالپذیری[42]، اطمینانپذیری[43] و تصدیقپذیری[44] استفاده شد (Lincoln & Guba, 1985). بهمنظور تضمین باورپذیری در فاز کیفی از روش بازبینی اعضا استفاده شد؛ در این راستا پس از کدگذاری مصاحبهها توسط نویسندۀ دوم، مصاحبهها در اختیار نویسندۀ اول قرار گرفت و ایشان نیز ارتباط بین مضامین استخراجی و معقولبودن این کدها و مضامین خلقشده را بازبینی کردند و در این فرایند برخی از مضامین و کدها اصلاح شدند. بهمنظور تضمین انتقالپذیری تلاش شد تا تمام جزئیات مربوط به مضامین اصلی و فرعی و همچنین اقدامات صورتگرفته برای دستیابی به مشارکتکنندگان و موانع پیشرو تشریح شود و هیچ موردی از قلم نیفتد. درخصوص قابلیت اتکا و اطمینان به یافتههای پژوهشی نیز تلاش شد تا باتوجهبه ادبیات و دیدگاههای مختلفی که درخصوص نمونهگیری و تعداد نمونهها (مشارکتکنندگان) وجود دارد، تعداد مشخصی از آنها انتخاب شوند. بهمنظور حفظ رازداری نیز در اولین جلسۀ ملاقات برای هماهنگی زمان مصاحبه، ضمن تشریح موضوع و هدف از انجام پژوهش، بر این نکته تأکید شد که تمامی مصاحبهها پس از ضبط بهصورت گمنام و بدون اشاره به مشخصات فردی آنها گزارش خواهد شد. برای تضمین تأییدپذیری نیز تمام مصاحبهها ضبط شد و به همان دقت پس از پیادهسازی متنی وارد نرمافزار Maxquda (نسخه 24.4.1) شد. در بخش یافتهها نیز تلاش شد تا متناسب با سؤال یا موضوع بحث، مکالمات بهصورت لفظبهلفظ ارائه شوند. در راستای توجه به ملاحظات اخلاقی پس از مراجعۀ حضوری یا تماس تلفنی یا اینترنتی با مشارکتکنندگان ابتدا توضیحاتی دربارۀ مسئلۀ پژوهش و اهمیت و ضرورت آن ارائه شد و درصورت رضایت آنها، زمان مصاحبه تنظیم شد. باتوجهبه حساسیت شدید مشارکتکنندگان به حفظ گمنامی و ناشناختگی، بیشتر مصاحبهها بهصورت غیرحضوری و در واتساپ، ایمو و گوگلمیت صورت گرفت. یافتههای پژوهشپس از تجزیهوتحلیل مصاحبهها شش مضمون (شکل 1) به دست آمد که هریک از آنها بیانگر بخشی از دلایل و انگیزههای مشارکتکنندگان از نوشتن پایاننامه برای مشتریانشان بود که در ادامه بهتفصیل تشریح میشوند. سرخوردگی تمامعیارسرخوردگی تمامعیار نشاندهندۀ ناکامی مشارکتکنندگان در تحقق آرزوهای شغلی و اجتماعی»، «سردرگمی عذابآور» و «فرسودگی روحی و روانی» حاصل از این شرایط است. بیشتر مشارکتکنندگان احساس میکردند که سالهای متمادی را صرف تحصیلکردهاند و سختیها و رنجهای زیادی را در این راه به جان خریدهاند، بااینحال نتوانسته به اهداف و آرزوهایشان بهویژه در حوزۀ اقتصادی و کسب درآمد برسند؛ بهعبارتدیگر آنها نتوانستهاند سرمایۀ فرهنگی خود را به سرمایۀ اقتصادی تبدیل کنند. یکی از سازوکارهای جبران این سرخوردگی تمامعیار، ایفای نقش سایهنویسی برای کسب درآمد حداقلی است. شیرین در رابطه با شکست آرزوهای حرفهای و اجتماعی و جوانی کوتاه و گذرا میگوید: «من تا یادم میآید، همیشه به خودم میگفتم مجبوری، باید، چارهای نداری و ملزمی که بشینی پای درس. بچهها میرفتن دور هم تو خوابگاه، ولی من اغلب نمیرفتم. شبا تا دیروقت درس میخوندم. بهعنوان یه دختر تمام پولم میرفت جای رفتوآمد دانشگاه و کتاب و دفتر و... و هیچوقت پول نمیموند بخوام برم برای خودم و جوونیم هزینه کنم؛ مثلاً برم کرم خوب بخرم یا خرج آرایشگاه کنم. همیشه فقط درس و حذف بقیۀ چیزا و همهاش شده یه عالمه خط و خطوط.» یکی دیگر از مشارکتکنندگان دراینخصوص افزود: «اون چیزی که من از دست دادم تا به یه دکترا برسم و تا آخرین مقطع تحصیلی درس بخونم، جوونیم بود. من اصلاً نرسیدم جوونی کنم. همیشه بهجای فیلم دیدن و با دوست بودن و بیرونبودن نشستم خونه پای درس و تکلیف و مطالعه و متأسفانه هیچ نتیجۀ خوبیام نداشت برام. هنوز تو حداقلهای زندگیام موندم» مشکلات مالی، سرخوردگی، اضطرابهای مربوط به آیندۀ شغلی یا حتی احساس شکست در دستیابی به اهداف شخصی و حرفهای نتیجهای جز فرسایش روحی و روانی ندارد. فرسودگی روحی و روانی میتواند منجر به کاهش قدرت تمرکز، خستگی و عدم انگیزه برای انجام کارهای روزمره شود. در چنین شرایطی ممکن است برخی از افراد به دلیل آستانۀ تحمل پایین به دنبال راهحلهای سریع و آسان برای رهایی از این فشارها باشند. به نظر میرسد که سایهنویسی گزینهای آسان برای این دسته از افراد باشد. یکی از عوامل تشدیدکنندۀ فرسایش روحی و روانی مشارکتکنندگان، سرزنشهای مداوم خانوادهها و نیش و کنایهزدنهای مرتب اطرافیانشان هست. فریده نیز دراینرابطه گفت: «من بعد از فارغالتحصیلی خیلی به همریختم. نمیتونم کار پیدا کنم. درآمد درستی ندارم. خانوادهام همش سرزنشم می کنن. حوصلۀ هیچ کاری رو ندارم. از زندگی واقعاً خستهام. از خودم بدم میاد و مدام به خودم میگم گند زدی با انتخابت. اصلاً روحیۀ خوبی ندارم و خیلی اوقات ناخواسته گریهام میگیره» سردرگمی مزمن به معنای بلاتکلیفی و معلقبودن طولانیمدت است که راه خلاصی از آن وجود ندارد. بیشتر مشارکتکنندگان وضعیتی را که در آن قرار داشتند، وضعیت بلاتکلیفی و استیصال و سردرگمی عنوان میکردند. بیشتر آنها به آیندۀ خود امیدی نداشتند و حداقل در کوتاهمدت امیدی به تغییر شرایط برای خود متصور نبودند. رضا دراینرابطه میگوید: «هر شب موقع خواب فکر میکنم کِی این شرایط و وضعیت قراره برام تغییر کنه و هرچقدر دورترم میبینم، میفهمم راه خلاصی نیست. از این معلقبودن واقعاً خسته شدم. رو هوام، نمیدونم چی کار کنم. نمیتونم کار کنم. برای آیندهام هیچ برنامهریزیای نمیتونم بکنم و همیشه انگار بین زمین و آسمون معلق موندم.» یکی دیگر از مشارکتکنندگان دراینرابطه افزود: «هیچ امیدی به آینده ندارم. آینده برام شده مثل یه رؤیایی که دست نیافتنیه و فقط میتونم توی ذهنم بهش برسم. اینکه بتونم مزد زحماتمو ببینم، یه شغل خوب پیدا کنم با درآمد عالی. بتونم زندگیمو بسازم، برام شده فقط یه رؤیای دستنیافتنی. تو ایران، آینده فقط مال پولداراست و آدمایی که پارتی دارن. من هیچ امید و احساس خوشایندی به آینده ندارم و البته اغلب دوستام که مثل منن، یه دکتر بیکار اوضاعشون و نگاهشون همینه. یه افق کور» تقلا برای بقامقولۀ «تقلا برای بقا» بیانگر چالشها و مشکلات اقتصادی دامنگیر بیشتر مشارکتکنندگان است که شامل سه مضمون فرعی مضیقۀ مالی، وابستگی اقتصادی و تلاش برای استقلال مالی است. یکی از دلایلی که بیشتر مشارکتکنندگان برای سایهنویسی عنوان کردهاند، مشکلات مالی است. در این شرایط ممکن است برخی از افراد به سایهنویسی بهعنوان منبع درآمد حداقلی روی بیاورند. مرجان در رابطه با این موضوع میگوید: «من متولد سال ۱۳۶۴ هستم و برای کسی مثل من با این سن و با این مدرک و البته ادعایی که دارم خیلی زشت و خجالتآوره بخوام از بابام پول بگیرم یا وقتی چیزی نیاز دارم، بگم مامان و بابام برام بخرن. همینکه مجبورم اونجا زندگی کنم، برام بهاندازۀ کافی سخت هست دیگه اصلاً دلم نمیخواد بخوام هم باری رو دوش اونا باشم، هم خودمو شرمنده کنم و بندازم گردن اونا تا هزینههامو بدن.» بیشتر کسانی که تا مقطع دکتری ادامۀ تحصیل دادهاند و دانشآموخته شدهاند، حداقل در دهۀ چهارم زندگی خود به سر میبرند و عدم استقلال مالی، کسب درآمد و تأمین مخارج زندگی فشار روحی و روانی زیادی را به آنها وارد میکند. ارسلان دراینباره میگوید: «فکرش رو نمیکردم بخوام بعد از اون همه مشقت و رنج و سختی تو این شرایط زندگی کنم. پایاننامهنوشتن درآمدش فقط بهاندازۀ گذران امرار معاشه نه بیشتر. هیچ تفریح و فراغتی با این پول توی زندگیم وجود نداره. یه زندگی کسالتبار مزخرف که فقط باید بدوی که زنده بمونی. آخه با هر دو سه ماهی ۱۳ تومن با این تورم، تو سن ۳۷ سالگی هیچ غلطی نمیشه کرد.» زمانی که فردی منبع درآمد کافی نداشته باشد و قادر نباشد هزینهها و مخارج خود را تأمین کند، بهلحاظ مالی مجبور است به خانوادۀ خود وابسته باشد؛ موضوعی که بیشتر مشارکتکنندگان بهشدت از آن ناراضی بودند؛ زیرا زیر دِین دیگران رفتن برای آنها به معنای دخالت در زندگیشان و کنترل تصمیمهایشان بود. حسام دراینرابطه میگوید: «هزینههای زندگی خیلی زیاد شده. خودتون تورم رو میبینید. هر سری داره چقدر زیاد میشه. من خودم بدم میاد وقتی اینهمه درس خوندم، مثلاً برم تو اسنپ کارکنم و پایاننامهام دو سه ماهی یه بار به پستم میخوره انجام بدم؛ چون فقط رشتۀ خودمو انجام میدم. ناچارم خیلی مواقع از بابام پول بگیرم و هر بار پول میگیرم، خیلی سرزنش میشم که دَرسِت به هیچ دردی نخورد و واقعاً احساس میکنم دارم خرد میشم و این بیانصافی در حق من و امثال منه.» البته غرور برخی از مشارکتکنندگان به آنها اجازه نمیداد که کمکهای خانواده و اطرافیان را بپذیرند. برای همین ترجیح میدادند که برای دیگران پایاننامه بنویسند؛ اما زیر منت دیگران نباشند. تجربۀ یکی از مشارکتکنندگان دراینباره تأملبرانگیز است: «من اجازه نمیدم کسی بهم پول بده یا خرجمو بده؛ چون از مادرم گرفته تا بقیه وقتی میخوان کمک کنن، انگاری با نگاههای تحقیرآمیزشون میخوان بهم یادآوری کنن که به جایی نرسیدی و هیچی نیستی. این حس خیلی برام آزاردهنده ست؛ برای همین ترجیح میدم، تخلف کنم پول در بیارم تا زیر منت دیگران برم.» باتوجهبه مضیقۀ اقتصادی و وابستگی اقتصادی پرواضح است که بزرگترین آرزوی مشارکتکنندگان استقلال مالی و کسب درآمد باشد. کاوه دراینرابطه میگوید: «من همۀ تلاش خودم رو دارم میکنم تا بتونم مستقل بشم بهلحاظ مالی و دیگه دستم تو جیب کسی نباشه. همه هدفم و خواستهام اینه که خودم پول در بیارم و خودم با پولای خودم برای خودم خرج کنم. چند وقتی هست پایاننامه و مقاله قبول میکنم، مینویسم و خوشحالم که دارم کمکم پول درمیارم و خودمو مستقل میکنم.» تصور از سایهنویسیسایهنویسان معمولاً دیدگاههای متنوعی به سایهنویسی دارند که بسته به تجربه، اهداف و انگیزههایشان ممکن است متفاوت باشد؛ اما درمجموع، چند تصویر رایج از سایهنویسی در پژوهش حاضر به دست آمد. برای برخی از سایهنویسان، نوشتن پایاننامه برای دیگران عملی غیراخلاقی است؛ اما نیازهای اقتصادی و معیشتی آنها را وادار به چنین کاری کرده است. «من میدونم این کار غیراخلاقی هست و بعضی اوقات خیلی احساس بدی بهم دست میده؛ اما مجبورم این کار رو انجام بدم؛ وقتی از تخصص و مهارتم جایی استفاده نمیشه، من برای امرارمعاشم چارهای ندارم روی اخلاقیاتم پا بذارم.» اما برخی دیگر بههیچوجه سایهنویسی را علمی غیراخلاقی تصور نمیکردند و احساس شرمندگی و عذاب وجدان نداشتند. الهام دراینرابطه میگوید: «من اصلاً فکر نمیکنم این کار غیراخلاقی هست، برعکس من دارم کمک میکنم به دانشجوها و لطف میکنم تا بتونن دفاع کنن. چرا باید عذاب وجدان داشته باشم؟» فارغ از اخلاقیبودن یا نبودن، برای برخی از مشارکتکنندگان، سایهنویسی بهمنزلۀ فرصتی برای یادگیری و رشد شخصی است. این دسته از سایهنویسان، سایهنویسی را فرصتی برای یادگیری، تمرین، تکرار و بهکارگیری آموختههای خود عنوان میکردند. ازنظر آنها در شرایطی که هنوز موفق به جذب در دانشگاهها یا یافتن شغل دلخواه خود نشدهاند، درگیرشدن در پژوهش و نوشتن پایاننامه به آنها کمک میکند تا ازلحاظ علمی خود را بهروز نگه دارند. یکی از مشارکتکنندگان دراینرابطه میگوید: «یکی از خوبیهای پایاننامهنوشتن اینه که مثل یه تمرین میمونه که اجازه نمیده، چیزایی که یاد گرفتی از یادت بره و هرچقدر بیشتر انجام میدی مهارتها و تخصصهات بهتر و قویتر میشه، چون تجربهات هی بیشتر میشه.» برای برخی دیگر، سایهنویسی نوعی کمک و دستگیری از دیگری بود. این دسته از مشارکتکنندگان معتقد بودند زمانی که دانشجویان بازخورد و راهنمایی لازم را از اساتیدشان دریافت نمیکنند، بیپناه میمانند و آنها با قبول پایاننامهنویسی در اصل به این دانشجوها کمک میکنند. شیرین در رابطه با این موضوع میگوید: «من به نظرم بهترین کاری که میتونم انجام بدم، همین کمک به دانشجوهاست و اینو وظیفۀ خودم میدونم که به دانشجوهایی که میان پیشم و درخواست کمک میکنن تا بتونن دفاع کنن و فارغالتحصیل بشن کمک کنم و کارشون رو راه بندازم. وقتی من این کار رو میکنم، خیروبرکت هم به زندگی من میاد؛ چون من دست یکی رو که کمک میخواسته رها نکردم.» یکی دیگر از مشارکتکنندگان نیز دراینرابطه میگوید: «من واقعاً دوست دارم کمک کنم، دانشجوها مشکلشون حل بشه و بتونن دفاع کنن. وقتی بلد نیستن پایاننامه بنویسن خب من کمک میکنم تا بتونن فارغالتحصیل بشن.» دستۀ سوم مشارکتکنندگان، پایاننامهنویسی را وظیفه و رسالت خود تصور میکردند و باور داشتند این رسالتی است که بر عهدۀ آنان گذاشته شده است. الهام در رابطه با این موضوع میگوید: «من این کار رو رسالت خودم میدونم. انگاری از یه جایی این وظیفه بر عهدۀ من گذاشته شده و به من رسالت داده شده که به دانشجوها کمک کنم تا بتونن فارغالتحصیل بشن. واقعاً فکر میکنم من استعدادم برای همین منظوره و وقتی با چند تا استاد مشورت کردم، اونا هم گفتن هیچ تخلفی نیست؛ چون چند بار پشیمون شدم و بعد وقتی مشورت گرفتم، دیدم واقعاً این رسالت منه.» عصیان علیه دانشگاه«عصیان علیه دانشگاه» بیانگر تلاش مشارکتکنندگان برای تخریب یا اختلال در عملکرد دانشگاهها و مؤسسات آموزشی است. هدف این اقدام نه اصلاح، بلکه تضعیف نظام آموزشی است؛ زیرا تصور میشود ناعادلانه یا ناکارآمد است. در اینجا، مشارکتکنندگان بهجای تلاش برای اصلاح سیستم، به شکلی عامدانه و خودخواسته دست به نقض اصول اخلاقی و علمی میزنند تا از این سیستم انتقام بگیرند یا در روند آن بهزعم خود اختلال ایجاد کنند. ازنظر مشارکتکنندگان، سیستم آموزشی از مسیر اصلی خود منحرف شده است و فساد و بیاخلاقی از جامعه وارد آن شده است. زمانی که دانشآموختگان قادر به ورود به بازار کار نیستند یا به شغلهای مدنظرشان دست پیدا نمیکنند، ممکن است احساس کنند که سیستم آموزشی نتوانسته انتظارات آنها را برآورده کند و درنتیجه دچار احساس بیعدالتی یا ناامیدی شوند. این احساس میتواند منجر به نوعی «انتقامجویی» از سیستم آموزشی در قالب سایهنویسی شود. حسین دراینباره به ما گفت: «برام اصلاً مهم نیست که چی میشه. من فقط میخوام ضربهمو بزنم؛ چون وقتی اونهمه سال درس میخونی به امید یه کار خوب، یه زندگی خوب و بعد اصلاً تحویلت نمیگیرن و اهمیتی نداری برای کسی، به درک به جهنم. منم انتقام میگیرم. چه جوری؟ اینجوری که هی خودمو تبلیغ میکنم تا دانشجوها پایاننامه ننویسن و بدن من تا این چرخه تکرار بشه.» بیشتر مشارکتکنندگان که از نظام آموزشی دل خوشی نداشتند و عامل اصلی وضعیت نامناسبشان را نظام ناکارآمد آموزشی عنوان میکردند با اشتیاق خواهان تشدید وضعیت موجود آموزشی بودند و سایهنویسی را راهبرد مناسبی برای عصیان علیه این نظام آموزشی ناکارآمد عنوان میکردند. لیلا دراینرابطه میگوید: «تنها راهی که من و امثال من که واقعاً لایق و توانمند هستن اینه که این نظام آموزشی منحل بشه و از نو پایهریزی بشه و من با این کارم کمک میکنم فساد و انحراف هرروز بیشتر و بیشتر بشه تا وضعیت به بدترین شکل خودش برسه و خودش، خودشو نابود کنه.» بیشتر سایهنویسان یکی از دلایل انتقامجوییشان از دانشگاه را ناکارآمدی نظام علمی و بهویژه کمسوادی استادان عنوان کرده بودند. ازنظر آنها استادها اغلبیشترب کمسواد یا مسامحهگر هستند. مهران دراینرابطه میگوید: «یه مشت استاد غیرحرفهای و بیسواد شدن هیئتعلمی و یه مشت دانشجوی بیسواد هرسال وارد دانشگاه میشن و دقیقاً باسوادا همه پشت در هستن؛ چون با سیستم همخوانی ندارن.» ازنظر مشارکتکنندگان فساد نه از جامعه، بلکه از خود دانشگاه و استادان شروع شده است. ازنظر آنها انگیزههای مادی و ارتقا در میان اساتید باعث شده است تا توجه کمتری به دانشجویان کنند و دانشجویان بدون استاد راهنما یا بدون راهنمایی و بازخورد مناسب ازسوی آنها به حال خود رها شدهاند. فریده نیز در نقد اساتید افزود: توی دانشگاهها خصوصاً پولی، اساتید راهنما خیلی حرفهای نیستن و خیلی مواقع نمیتونن دانشجو رو راهنمایی کنن و دانشجو مجبور میشه کارش رو بده بیرون. من زیاد دیدم دانشجوهایی که بلد نیستن و استاد راهنما هم وقت نمیذاره کمک کنه و چارهای ندارن جز اینکه بدن بیرون.» تجربۀ احساسی متناقضمنظور از این مضمون، احساسات متناقض[45]، دوگانه و متضاد مشارکتکنندگان در رابطه با خود و دیگری (سفارشدهندگان) است. بیشتر مشارکتکنندگان احساس خوبی به خودشان و عملکردشان داشتند؛ اما از اینکه با نوشتن پایاننامه، برخی میتوانند بدون زحمت دفاع کنند یا بهواسطۀ آن ارتقای شغلی داشته باشند یا به شغل دست پیدا کنند، احساس نارضایتی داشتند. احساس غرور و افتخار به خود به دلیل انجام کاری که برخی از دانشجویان از عهدۀ آن برنمیآیند و همچنین افتخار به خود به دلیل داشتن تواناییها و مهارتهای خاص، موجب ایجاد احساس خوشایند از سایهنویسی و نوشتن پایاننامه نزد برخی از مشارکتکنندگان شده است. الهام دراینرابطه میگوید: «پایاننامه نوشتن یه کاره دشواره. واقعاً به مهارت و استعداد و راهنمای درست نیاز داره و اغلب دانشجوها بلد نیستن. من وقتی میشینم خیلی راحت و سریع پایاننامه مینویسم تو زمان کم، واقعاً به خودم افتخار میکنم. اینکه چقدر آدم توانمندی هستم و بهم حس خوبی میده.» یکی دیگر از مشارکتکنندگان افزود: «من وقتی یه پایان نامه رو مینویسم و تموم میشه، به خودم ایمان میارم که بیکاری من و وضعیتی که دارم بهخاطر عدم توانمندی من نیست. واقعاً بهخاطر نبود شایستهسالاری توی جامعهمونه و به خودم افتخار میکنم که اینهمه توانمند هستم.» همانطور که اشاره شد، سایهنویسان از اینکه مشتریانشان به سهولت و بدون تحمل سختیها و دشواریهای پایاننامهنویسی بهراحتی دفاع میکنند، احساس خوبی نداشتند. حسین در رابطه با این موضوع میگوید: «من خودم خیلی سختی و بدبختی کشیدم تا دفاع کردم. از ارشدم تا دکتری چند سال فقط برای پایاننامه رفت. بعد الآن دانشجو میاد پول میده، خودشو راحت میکنه. واقعاً حسودیم میشه.» پایاننامهنویسی باوجود ایجاد حس نخبگی در سایهنویسان به همان اندازه موجب ایجاد نارضایتی از کاری میشود که انجام میدهند. حسین دراینرابطه میگوید: «من هر وقت پایاننامه قبول میکنم و مینویسم، وقتی دارم انجام میدم، خیلی کیف میکنم که من چقدر بلدم و راحت میتونم این کار زمانبر و دشوار رو انجام بدم و به خودم افتخار میکنم و حس خوب میگیرم؛ ولی بهمحض تمام شدنش و وقتی میخوام بدم به دانشجو خیلی لجم میگیره که اون تنبلی میکنه، بعد من باید جور بکشم و بعدم راحت دفاع کنه و بعد از کارم بدم میاد و خیلی احساس بدی پیدا میکنم.» دانشگاه در چنبرۀ فساددانشگاه در چنبرۀ فساد بیانگر بستری است که پدیدۀ پایاننامهنویسی در آن شکل میگیرد. پرواضح است که بدون چنین بستر و شرایطی امکان گسترش سایهنویسی و برونسپاری نگارش پایاننامه وجود ندارد. ازنظر برخی از مشارکتکنندگان بازار سیاه پایاننامهنویسی آنچنان گسترده شده است که امکان حذف آن وجود ندارد. این بازار بهصورت هوشمندانهای خود را با نیازهای متقاضیان منطبق کرده است و با ارائۀ انواع پیشنهادهای جذاب، استفاده از شیوههای جدید بازاریابی، ارائۀ تخفیف، پرداخت چندمرحلهای و تخفیفهای چشمگیر، آنها را به برونسپاری پایاننامه ترویج و ترغیب میکند. فریده در رابطه با این موضوع میگوید: «من مطمئن هستم یه باند پشت این قضیه هست؛ چون اینقدر شرایط رو برای دانشجوها راحت کردن که همه راحت میتونن بدن بیرون. پول نوشتن رو کم میگیرن، بهشون تخفیف میدن، توی چند مرحله پولو میگیرن و این خودش خیلی شرایطو بدتر کرده و اجازۀ توقف این جریان رو نمیده؛ چون تقاضا هی بیشتر میشه.» ویژگی دیگر «دانشگاه در چنبرۀ فساد» از سیستم ضعیف ارزیابی است. بیشتر مشارکتکنندگان سایهنویس بیان داشتند که ارزیابی پایاننامههای دانشجویان بهصورت عادلانه انجام نمیشود و به همه در محدودۀ مشخصی نمره میدهند. همین امر یکی از دلایل دلسردی دانشجویان و هدایت آنها به سمت برونسپاری پایاننامه میشود. ارزیابی دقیق و منصفانه ازجمله معیارهایی است که سبب تشویق دانشجویان و افزایش حس مسئولیتپذیری آنان میشود. زمانی که این موضوع خدشهدار میشود، دانشجویان نیز انگیزه و پشتکار خود را از دست میدهند. یکی از سایهنویسان مشارکتکننده دراینرابطه میگوید: «اغلب بچهها در پایاننامه نمرات یکسانی میگیرن و این یکی از نارضایتیهای خیلی زیاد دانشجوها به منه. دانشجوها اعتراض دارند که چرا به دانشجویی که ماهها وقت صرف پایاننامه کرده و دانشجویی که زمان کمی گذاشته، نمرۀ یکسان یا با فاصلۀ بسیار کم داده میشه و همین امر باعث میشه اونها هم برای دادن پایاننامه به بیرون ترغیب بشن.» علاوهبر وجود بازار سیاه پایاننامهنویسی، عامل دیگری که به برونسپاری دامن میزند، نه فقدان نظارت و قوانین سفتوسخت، بلکه همراهی برخی از دانشگاهها و اساتید با برونسپاری دانشجویان و نادیدهانگاری تخلف آنها است. مناسکگرایی (آیینگرایی)[46] و فرمالیسم در برگزاری جلسات دفاع از پایاننامه بخشی از این فرایند است. لیلا در رابطه با دانشگاه و نقش آن در سایهنویسی میگوید: «از رفتوآمد و ارتباط دانشجو با راهنما هر استادی میتونه متوجه بشه که پایاننامه رو خود دانشجو نوشته یا نه؛ ولی الآن میبینیم خیلی راحت دانشجوها تو کل زمان پایاننامهنوشتن ۵ بار یا ۶ بار میان پیش راهنما یا کمتر و راحتم دفاع میکنن و استاد و دانشگاه چیزی نمیگن. این قضیه خودش باعث بیشترشدن برونسپاری شده؛ چون دانشجوها سال بالاییهای خودشون رو میبینن که پایاننامهشون رو دادن بیرون و راحت دفاع کردن و رفتن.» بحث و نتیجههدف از پژوهش بررسی دلایل و انگیزههای دانشآموختگان دانشگاهی از سایهنویسی و نوشتن پایاننامههای دانشجویان بود؛ در این راستا با 15 نفر از سایهنویسان مستقل و آزاد (بدون وابستگی به شرکت یا مؤسسه) مصاحبه شد که عمدتاً از دانشآموختگان دانشگاههای دولتی بودند و ازطریق نوشتن پایاننامه کسب درآمد میکردند. بیشتر این مشارکتکنندگان بهتازگی فارغالتحصیل نشده بودند، بلکه حداقل سه تا هفت سال از زمان فارغالتحصیلی سپری شده بود؛ علاوهبراین، عمدۀ آنها از دانشآموختگان دانشگاههای دولتی شناختهشده بودند. براساس اعتمادی که بین آنها و سفارشدهندگان وجود داشت، کارها انجام میشد. همۀ مصاحبهشوندگان بهطور مستقل کار میکردند و به شرکت خاصی وابسته نبودند. نکتۀ دیگر اینکه مشارکتکنندگان بعد از دفاع نیز از مشتریانشان حمایت کرده و برای انجام اصلاحات درخواستی داوران نیز به آنها کمک میکردند. پس از تجزیهوتحلیل دادهها شش مضمون اصلی به دست آمد که هریک بیانگر انگیزهها یا بستری بود که در آن پایاننامهنویسی صورت میگیرد: «تقلا برای بقا»، «سرخوردگی تمامعیار»، «دانشگاه در چنبرۀ فساد»، «عصیان علیه نظام دانشگاهی»، «تجربۀ احساسی پارادوکسیکال»، «تصور از سایهنویسی». همانطور که سایر پژوهشها نیز نشان دادهاند، اولین انگیزه برای گرایش به پایاننامهنویسی توسط دانشآموختگان دانشگاهی، که در ذیل مضمون «تقلا برای بقا» ذکرشده است، پول و کسب درآمد و استقلال مالی است. فشارهای مالی و ناتوانی از کسب درآمد میتواند افراد را به سمت انتخابهایی سوق دهد که ممکن است ازنظر اخلاقی توجیهپذیر نباشد، ولی ازنظر مادی برایشان جذاب باشد؛ برای مثال تومار (2016) بیان میکند که «با نوشتن 5000 صفحه بهاندازۀ استادم درآمد داشتم». همسو با پژوهشهای (Shahghasemi & Akhavan, 2015; Sivasubramaniam & Ramachandran, 2015; Sivasubramaniam et al., 2016) بیشتر مشارکتکنندگان فقدان فرصتهای شغلی را بهعنوان انگیزۀ اصلی تبدیلشدن به سایهنویس عنوان کرده بودند. بررسیها نشان میدهد که سیاستهای اعمالشده در چند دهۀ گذشته و گسترش بیضابطۀ آموزش عالی بدون توجه به تقاضاهای اقتصادی (و صرف توجه به منطق اجتماعی) تبعات بهشدت منفی را به دنبال داشته است که یکی از آنها بیکاری گستردۀ دانشآموختگان دانشگاهی است؛ در این راستا آمارها نشان میدهد که در سال 1401، نرخ بیکاری دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاهی (11.8درصد) از نرخ بیکاری کل کشور در سال ۱۴۰۲ (8.1درصد) بالاتر بوده است. بیکاری و فشارهای اقتصادی در کنار سرخوردگیهای شدید اجتماعی، فرسایش روحی و روانی، بلاتکلیفی و بهویژه نداشتن تصور مثبت از آینده یکی از عواملی است که میتواند گرایش دانشآموختگان به پایاننامهنویسی را تبیین کند. البته در تبیین گسترش این پدیده، تنها عوامل سطح خرد دخیل نیستند، بلکه عوامل دیگری نظیر بازار سیاه پایاننامهنویسی یا به تعبیری مافیای پایاننامهنویسی را نباید ازنظر دور داشت. بازاری که به نظر میرسد گردش مالی بالایی دارد و به استمرار این چرخه کمک میکند. یکی از دلایل شکلگیری چنین بازاری، تحولات صورتگرفته در نظام آموزش عالی نظیر تودهایشدن آموزش عالی، پدیدآمدن قارچگونۀ انواع مؤسسات آموزش عالی غیرانتفاعی، خصوصی و به تعبیری پولیشدن و خصوصیشدن آموزش عالی است. این مؤسسات که عمدتاً با اهداف اقتصادی و کسب درآمد شکلگرفتهاند، برای بقای خود حاضرند همهچیز حتی علم را فدا کنند؛ بنابراین، نهتنها ملاکهای سهلگیرانه برای پذیرش دانشجویان دارند، بلکه در فارغالتحصیلشدن آنها هم سختگیری چندانی ندارند؛ زیرا بهواسطۀ شکلگیری خط تولید دانشآموختگان دانشگاهی، دانشجویان جدید باید بهسرعت جایگزین دانشجویان قبلی شوند؛ ازاینرو در چنین ساختاری نهتنها پایاننامه جایگاه محوری ندارد، بلکه جلسات دفاع از پایاننامه نیز بیشتر به اجرای مناسک تکراری و گاه مشمئزکننده تقلیل مییابند. این جلسات بیشتر به سراب علمی شبیه میشوند تا آیین گذار جدی برای تربیت نسل جدید پژوهشگران و اندیشمندان. در بسیاری از موارد صحنۀ نمایش علم در ایران بیش از آنکه یک کنش عمیق و جدی در کنشگران آن باشد، یک بازی و نمایش تهی و میانمایه است که نه بازیگر به عظمت و اهمیت آن اعتقادی دارد و نه کارگردان و نه مخاطب (رحمانی، 1401). بدتر و فاجعهآمیزتر از همه همراهی نظام دانشگاهی و اساتید با برونسپاری و سایهنویسی، حتی توصیه به آن یا نادیدهانگاشتن درصورت تشخیص است. یکی دیگر از انگیزههای سایهنویسی تلاش برای انتقامجویی و ایجاد اختلال و ضربهزدن به نظام آموزشی بود. انتقامجویی این دسته از سایهنویسان از احساسات منفی مانند خشم، حسادت، نارضایتی یا ناامیدی از اصلاح نظام آموزشی ناشی میشود. دانشآموختگانی که احساس میکنند مورد بیتوجهی یا بیعدالتی قرارگرفتهاند و به تعبیری از دانشگاه ضربه خوردهاند، ممکن است برای جبران آن وارد بازار سیاه پایاننامهنویسی و سایهنویسی شوند و بخواهند با این کار انتقام خود را از دانشگاه و اساتید بگیرند. علاوهبراین، سایهنویسان هرچند سایهنویسی و نوشتن پایاننامه برای دیگران را امری مذموم و غیراخلاقی (کلاهبرداری و تقلب) تصور میکردند، بااینحال تمایلی به فاششدن هویت خود نداشتند و ازطریق اسم مستعار، هویت جعلی و اینترنت مراودات خود را انجام میدادند. این موضوع بیانگر نوعی پارادوکس در ذهن و عمل مشارکتکنندگان است. بهطورکلی، همسو با پژوهش سورینا و آناند (2022) برای برخی از مشارکتکنندگان، سایهنویسی فرصتی برای یادگیری و رشد شخصی بود. برخی دیگر سایهنویسی را بهنوعی کمک به دانشجویانی تصور میکردند که به دلایلی حمایت و بازخورد لازم را از سوی اساتیدشان دریافت نمیکردند یا دانشجویانی بودند که فرصت لازم برای انجام کارهای پایاننامه را به دلیل مسئولیتها یا مشغلههای مختلف نداشتند (Thacker, 2024). سرانجام گروه دیگر، برای خود وظیفه و رسالتی از پایاننامهنویسی تعریف کرده بودند. این تصورات از سایهنویسی بهعنوان مکانیسم خنثیسازی به مشارکتکنندگان کمک میکند تا بتوانند سایهنویسی را برای خود توجیه کنند و از عذاب وجدان و احساس شرم خود بکاهند. همسو با پژوهش سورینا و آناند (2022) برخی از مشارکتکنندگان احساس غرور و رضایت و احساس قدرت بهواسطۀ برخورداری از دانش تخصصی یا به تعبیر والکر (2019) «سرمایۀ تخصصی»[47] و حس نخبگی داشتند؛ اما از طرف دیگر بهواسطۀ اینکه با نوشتن پایاننامه مشتریانشان بدون زحمت فارغالتحصیل میشوند، احساس نارضایتی و خشم داشتند. برای سایهنویسان، پایاننامه به کالایی تقلیل مییابد که باید برای بازار و طبق نیازهای مشتریان تولید شود؛ ولی این محصول تأثیری بر ارتقای شخصیتی و هویت شغلی آنها ندارد؛ اما ممکن است افرادی را از موقعیتهای پایین به موقعیتهای بالا ارتقا دهد؛ برای مثال دانشجویی فارغالتحصیل شود یا فردی مدرکی بگیرد که بهواسطۀ آن ارتقای شغلی بگیرد یا شغل جدیدی پیدا کند (کاظمی، 1397: 187-183). درنهایت به نظر میرسد دلایل استمرار و گسترش این پدیده را میتوان در کارکردهای پایاننامه بهمثابه یک کالا جستوجو کرد. به نظر میرسد برونسپاری پایاننامه نوعی بازی برد-برد است و منافع متقابلی برای همۀ ذینفعان درگیر در آن دارد. نخست اینکه سفارشدهندگان بهواسطۀ تلقی تزیینی و بیفایدهبودن پایاننامه (همتی، زودآیند) با پرداخت هزینه بهصورت میانبر به هدفشان نائل میشوند که دفاع از پایاننامه و فارغالتحصیلشدن است، بدون اینکه دردسرها و استرسهای نوشتن پایاننامه را به جان بخرند. سایهنویسان نیز از این طریق به درآمدی ولو ناپایدار دست پیدا میکنند و تلاش میکنند در شرایط سردرگمی فزاینده و فشارهای روحی و روانی، امورات خود را به امید آینده و پیداکردن شغل مناسب بگذرانند. اساتید نیز میتوانند از منافع مادی و معنوی پایاننامه بهرهمند شوند و ارتقای خود را تضمین کنند. دانشگاههای درگیر نیز بهمثابه بنگاه و کسبوکاری اقتصادی میتوانند با جلب رضایت مشتریان خود به بقای خود اطمینان داشته باشند. در اینجا رضایت نه به معنای ارائۀ محصولات باکیفیت بلکه توجه به نگرانیهای مشتریان برای گرفتن آسانتر مدرک، عدم سختگیری در نمرهها، غیبت کلاسی و نظایر آن است. سرانجام بازار سیاه پایاننامهنویسی است که از این شرایط سوءاستفاده میکند و با انواع آپاراتوسها سعی میکند مشتریان را به برونسپاری و سایهنویسان را به نوشتن پایاننامه ترغیب کند. پیشنهادها بهطورکلی جلوگیری از سایهنویسی بهویژه پایاننامهنویسی در مقایسه با سایر بیاخلاقی و عدم صداقت علمی دشوارتر است؛ زیرا امکان شناسایی آنها با روشهای مرسوم ممکن نیست؛ بنابراین، این پیشنهادها با این فرض ارائه میشود که امکان از بین بردن فرصت شرکت در سایهنویسی دشوار است، اما میتوان با انجام اقداماتی میزان عرضه را کاهش داد. البته پرواضح است که سیاستگذاری مناسب در این زمینه نیازمند توجه توأمان به بسترهای بازتولیدکنندۀ این پدیده و کاهش تقاضا نیز است. ازجمله این پیشنهادهای کاربردی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
در طرف عرضه و در رابطه با سایهنویسان ازآنجاییکه مسئلۀ بیکاری و فقدان فرصتهای شغلی یکی از دلایل مهمی است که دانشآموختگان را به سمت سایهنویسی و نوشتن پایاننامه برای دیگران میکشاند، در اینجا چند پیشنهاد ارائه میشود:
همچون سایر پژوهشهای کیفی که تجارب سایهنویسان را از نگارش پایاننامه بررسی میکنند، این پژوهش نیز با محدودیتهای خاصی مواجه است که عمدتاً ناشی از ماهیت پنهانی این فعالیت، حساسیتهای اخلاقی و چالشهای ذاتی روشهای کیفی است. سایهنویسان به دلیل غیرقانونی یا غیراخلاقیبودن فعالیتشان معمولاً تمایلی به افشای هویت یا جزئیات کار خود ندارند. این امر نمونهگیری را به روشهای غیر صادفی (مانند گلولهبرفی) محدود میکند که ممکن است به سوگیری در دادهها بینجامد. حتی درصورت مشارکت، مصاحبهشوندگان ممکن است اطلاعات نادرست ارائه دهند یا از بیان جزئیات حساس خودداری کنند تا از پیامدهای حقوقی یا اجتماعی در امان بمانند؛ بنابراین، پیشنهاد میشود که پژوهشهای آتی توجه بسیار ویژهای به موضوع جلب اعتماد سایهنویسان داشته باشند. نکتۀ دیگر به محدودیتهای روششناختی مربوط است؛ زیرا نمیتوان ادعاهای مشارکتکنندگان (مانند تعداد پایاننامههای نوشتهشده یا انگیزههای مالی و غیرمالی) را با شواهد عینی تأیید کرد. ضمن اینکه به دلیل دشواری در دسترسی به سایهنویسان ما ملاک خاصی برای ورود یا خروج نمونهها نداشتیم؛ بنابراین، برای مثال امکان تمایز بین سایهنویسان حرفهای با غیرحرفهای (نظیر دانشجویان نیازمند) میسر نبود. برای پژوهشهای آتی پیشنهاد میشود درصورت دسترسی به نمونههای کافی، بین این دو گروه تمایز قائل شوند؛ زیرا به نظر میرسد که تفاوت عمدهای در تجارب این دو دسته از سایهنویسان وجود دارد. همچنین برای پژوهشهای آتی پیشنهاد میشود که از روشهای دیگری نظیر روشهای ترکیبی[48] یا سایر روشهای کیفی نظیر روشهایی نتوگرافی[49] بهویژه برای سایهنویسانی که در عرصۀ شبکههای اجتماعی و فضای ارتباطات اینترنتی فعالیت میکنند، برای بررسی لایههای عمیقتر این پدیده استفاده کنند. [1] International Center for Academic Integrity [2] Ghostwriting [3] Contract cheating [4] Crane [5] Epistemic vices [6] Academic citizenship [7] Social anomie [8] A shady market in scientific papers mars Iran’s rise in science. [9] Ataei-Ashtiani [10] Curbing Iran’s Academic Misconduct [11] Impact factors [12] Misrepresentation [13] Hulbert and Knapp [14] Rigby et al. [15] Addressing Contract Cheating Working Group [16] Academic writer [17] Supplier [18] Eaton [19] Freelance ghostwriters [20] Clarke & Lancaster [21] Bretag et al. [22] Paid service [23] Commercial contract cheating [24] Outsourcing [25] Portfolio development [26] Cut-and-paste plagiarism [27] Theory of neutralisation [28] Deterrence theory [29] Neutralization theory [30] Planned behavior theory [31] Situational ethics [32] Rational choice theory [33] Svirina & Anand [34] Erguvan [35] Ali & Alhassan [36] Manual verification [37] Williamson [38] Sivasubramaniam [39] Zheng & Cheng [40] Braun & Clarke [45] Paradoxical emotional experiences [46] Ritualism [47] Professional capital [48] Mixed method [49] Netography | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
رحمانی، ج. (1401). سراب جلسات دفاع از پایاننامهها تأملی بر فرهنگ دانشگاهی ایران از خلال جلسات دفاع. مطالعات جامعهشناختی (نامه علوم اجتماعی)، 29(2)، 149-162. 10.22059/jsr.2023.91906 رسولی، ب.، نبی میبدی، م.، مختاری، ح.، نبوی، م.، نظری، م.، و علیدوستی، س. (1399). مفهومسازی سایهنویسی: نگاهی به بدرفتاریهای علمی در بافت آموزش عالی ایران. تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی، 54(4)، 38-13. 10.22059/jlib.2021.313753.1532 صالحآبادی ز.، سیدزاده ثانی، م.، و جعفری بجنوردی، ع. ج. (1401). بازشناسی سایهنویسی از سرقت علمی: مفهوم؛ انواع و رویکرد قانون. پژوهشنامه کتابداری و اطلاعرسانی، 12(1)، 59-75. https://profdoc.um.ac.ir/articles/a/1090617.pdf کاظمی، ع.، و اصغری، ز. (1398). نگاهی به پدیده پایاننامهنویسی در ایران: سیاستگذاریها و زمینههای امکان. پژوهش و برنامهریزی در آموزش عالی، 25(4)، 1-22. https://journal.irphe.ac.ir/article_702985.html کاظمی، ع. (1397). دانشگاه: از نردبان تا سایبان. پژوهشکده مطالعات اجتماعی و فرهنگی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری. نپ، ج. س.، و هولبرت، آ. م. (1398). سایهنویسی و اخلاق اصالت (احسان شاهقاسمی، مترجم؛ چ اول). جهاد دانشگاهی. (اثر اصلی در سال 2017 منتشر شده است.) نعمتی، م. ع.، و محسنی، ه. س. (1389). اخلاق در آموزش عالی؛ مؤلفهها، الزامات و راهبردها. پژوهشنامه، 63، 9-46.
References Ahsan, K., Akbar, S., & Kam, B. (2022). Contract cheating in higher education: A systematic literature review and future research agenda. Assessment & Evaluation in Higher Education, 47(4), 523-539. https://doi.org/10.1080/02602938.2021.1931660 Ajzen, I., & Fishbein, M. (1969). The prediction of behavior intentions in a choice situation. Journal of Experimental Psychology, 5(4), 400-416. https://doi.org/10.1016/0022-1031(69)90033- Ali, H. I. H., & Alhassan, A. (2021). Fighting contract cheating and ghostwriting in higher education: Moving towards a multidimensional approach. Cogent Education, 8(1), 1885837. https://doi.org/10.1080/2331186X.2021.1885837 Ataei-Ashtiani, B. (2016). Curbing Iran’s academic misconduct. Science, 351(6279), 1273–1274. https://doi.org/10.1126/science.351.6279.1273-c Bandura, A (1963). Social learning and personality development. New York: Holt, Rinehart, and Winston. Braun, V., & Clarke, V. (2012). Thematic analysis. In H. Cooper, P. M. Camic, D. L. Long, A. T. Panter, D. Rindskopf, & K. J. Sher (Eds.), APA Handbook of research methods in psychology, Vol. 2. Research designs: Quantitative, qualitative, neuropsychological, and biological (pp. 57–71). American Psychological Association. Bretag, T., Harper, R., Burton, M., Ellis, C., Newton, P., Rozenberg, P., Saddiqui, S., & van Haeringen, K. (2019a). Contract cheating: A survey of Australian University students. Studies in Higher Education, 44(11), 1837-1856. https://doi.org/10.1080/03075079.2018.1462788 Bretag, T., Harper, R., Rundle, K., Newton, P. M., Ellis, C., Saddiqui, S., & van Haeringen, K. (2020). Contract cheating in Australian higher education: A comparison of non-university higher education providers and Universities. Assessment & Evaluation in Higher Education, 45(1), 125–139. https://doi.org/10.1080/02602938.2019.1614146 Clarke, R., & Lancaster, T. (2007). Assessing contract cheating through auction sites—a computing perspective. HE Academy for Information and Computer Sciences http://www.ics.heacademy.ac.uk/events/8th-annual-onf/PapersThomas%20Lancaster%20final.pdf Cornish, D., & Clarke, R. (1986). The reasoning criminal: Rational choice perspectives on offending. Springer-Verlag. Crane, L. (n.d.). Plagiarism, cheating, and getting ahead. TESOL International Association. https://www.tesol.org/read-and-publish/journals/other-serial-publications/compleat-links/compleat-links-volume-4-issue-1-(march-2007)/plagiarism-cheating-and-getting-ahead Curtis, G. J., Clare, J., Rundle, K., Eaton, S. E., Stoesz, B. M., & Seeland, J. (2022). Contract cheating: An introduction to the problem. In contract cheating in higher education (pp. 1-13). Palgrave Macmillan, Cham. https://doi.org/10.1007/978-3-031-12680-2_1 Diksha, J., & Hirschi, T. (1990). A general theory of crime. Stanford. CA: Stanford University Press. DiPietro, M. (2010). Theoretical frameworks for academic dishonesty: A comparative review. To Improve the Academy, 28(1), 250-262. https://doi.org/10.3998/tia.17063888.0028.018 Eaton, S. E. (2021). Plagiarism in higher education: Tackling tough to picsin academicintegrity. Libraries Unlimited. Enders, J. (2004). Higher education, internationalization, and the nation-state: Recent developments and challenges to governance theory. Higher Education, 47, 361–382. https://doi.org/10.1023/B:HIGH.0000016461.98676.30 Erguvan, I. D. (2022). University students’ understanding of contract cheating: A qualitative case study in Kuwait. Language Testing in Asia, 12, 56. https://doi.org/10.1186/s40468-022-00208-y Fletcher, J. (1966). Situational ethics. Westminster Press. Hemmati, R. (2023). Developments in Iranian higher education and their implications for doctoral education. Innovations in Education and Teaching International, 60(5), 688-702. https://doi.org/10.1080/14703297.2023.2237951 Kaktiņš, L. (2018). Contract cheating advertisements: What they tell us about international students’ attitudes to academic integrity. Ethics and Education, 13(2), 268-284. https://doi.org/10.1080/17449642.2017.1412178 Kazemi, A. (2018). University, from ladder to canopy. Institute for Social and Cultural Studies [In Persian]. Kazemi, A., & Asghri, Z. (2020). A look at phenomenon of dissertation ghost writing in Iran: Policies and the condition of possibility. Quarterly Journal of Research and Planning in Higher Education. 24(4), 1-22. [In Persian] https://journal.irphe.ac.ir/article_702985_0dfc79c99555d3fa4143d180822f2ea2.pdf Knapp, J. C., & Hulbert, A. M. (2016). Ghostwriting and the ethics of authenticity (E. Shah-Ghasemi, Trans.). Jehad Daneshgahi. [In Persian]. Lancaster, T. (2019). Profiling the international academic ghost writers who are providing low-cost essays and assignments for the contract cheating industry. Journal of Information, Communication and Ethics in Society, 17(1), 72-86. https://doi.org/10.1108/JICES-04-2018-0040 Lancaster, T. (2024). Contract cheating: Practical considerations. In S.E. Eaton (Eds.), Second Handbook of Academic Integrity (pp. 799-811). Springer International Handbooks of Education. Springer, Cham. https://doi.org/10.1007/978-3-031-54144-5_191 Lincoln, Y. S., & Guba, E. G. (1985). Naturalistic inquiry. Beverly Hills, CA: Sage Miles, B. W. (2008). Recruitment in qualitative research with hard-to-reach youth: Experiences and issues taken from multiple studies with homeless youth. Paper Presented at the Society for Social Work and Research, Research That Matters (January 17 - 20, 2008), Washington, DC, January. https://sswr.confex.com/sswr/2008/techprogram/P7955.HTM Mtshweni, B. (2024). A theoretical review of contract cheating in master’s and doctoral studies: Some global trends and perspectives. South African Journal of Higher Education, 38(6), 119-137. https://doi.org/10.20853/38-6-5942 Nemati, M. A., & Mohseni, H. S. (2010). Ethics in higher education; Components, requirements and strategies. Journal of Research, 63, 9-46. [In Persian]. Newton, P. M. (2018). How common is commercial contract cheating in higher education and is it increasing? A systematic review. In Frontiers in Education, 3, 67. https://doi.org/10.3389/feduc.2018.00067 Pacino, A. (2021). An investigation into contract cheating in tertiary education, and how to combat the problem in a United Arab Emirates context. Middle Eastern Journal of Research in Education and Social Sciences, 2(4), 120-135. https://doi.org/10.47631/mejress.v2i4.344 Rahmani, J. (2023). The mirage of theses defense sessions: A reflection on Iran's academic culture through defense meetings. Sociological Review, 2(29), 149-162. [In Persian]. https://jsr.ut.ac.ir/article_91906.html?lang=en Rasuli, B., Nabi-Meybodi, M., Mokhtari, H., Nabavi, M., Nazari, M., & Alidousti, S. (2021). Ghostwriting concept: the study of academic miscundot in Iranian higher education context. Academic Librarianship and Information Research, 54(4), 13-38. [In Persian]. https://jlib.ut.ac.ir/article_82190.html?lang=en Rigby, D., Burton, M., Balcombe, K., Bateman, I., & Mulatu, A. (2015). Contract cheating & the market in essays. Journal of Economic Behavior & Organization, 111, 23-37. https://doi.org/10.1016/j.jebo.2014.12.019 Robson, S., & Wihlborg, M. (2019). Internationalisation of higher education: Impacts, challenges and future possibilities. European Educational Research Journal, 18(2), 127-134. https://doi.org/10.1177/1474904119834779 Salehabadi, Z., Seidzadeh-Sani, M., & Javanjafari-Bojnordi, A. (2022). Recognizing ghostwriting from plagiarism: Concept, types and legal approach. Library and Information Science Research, 12(1), 59-75. [In Persian]. https://infosci.um.ac.ir/article_42501.html?lang=en Shahghasemi, E., & Akhavan, M. (2015). Confessions of academic ghost authors: The Iranian experience. Sage Open, 5(1), 1-7. https://doi.org/10.1177/1474904119834779 Sivasubramaniam, S. D., & Sharavan, R. (2015). A new breed of ghost writers: Exploring the threat to the academic community via iinternationalisation and social media. Conference Proceedings; Plagiarism Across Europe and Beyond (Full paper) June 10-12, 110-119. https://academicintegrity.eu/conference/wpcontent/files/presentation15/Shiva_Ghost_Writers_2015.pdf Sivasubramaniam, S., Kostelidou, K., & Ramachandran, S. (2016). A close encounter with ghost-writers: An initial exploration study on background, strategies and attitudes of independent essay providers. International Journal for Educational Integrity, 12(1), 1. https://doi.org/10.1007/s40979-016-0007-9 Svirina, A., & Anand, A. (2022). Dubious or decisive? Digging deeper into the unchartered path of academic ghostwriting. Journal of Organizational Change Management, 35(1), 38-58. https://doi.org/10.1108/JOCM-12-2020-0398 Sykes, G. M., & Matza, D. (1957). Techniques of neutralization: A theory of delinquency. American Sociological Review, 22(6), 664-670. https://doi.org/10.2307/2089195 Takrimi, A., Khojastehmehr, R., & Eaton, S. E. (2023). Contract cheating in Iran: An overview of key issues and a call to action. Journal of Academic Ethics, 21, 323-341. https://doi.org/10.1007/s10805-022-09458-0 Thacker, E. J. (2024). Writing the self: Ghostwriter perspectives and identity construction. In S.E. Eaton, (Eds.), Second Handbook of Academic Integrity (pp. 713-727). Springer International Handbooks of Education. Springer, Cham. http://dx.doi.org/10.1007/978-3-031-54144-5_113 Tomar, D. (2016). Detecting and deterring ghostwritten papers: A guide to best practices. Retried from: https://dawsonite.dawsoncollege.qc.ca/2014/11 . Varij-Kazemi, A., & Asghri, Z. (2020). A look at phenomenon of dissertation ghost writing in Iran: Policies and the condition of possibility. Quarterly Journal of Research and Planning in Higher Education, 25(4), 1-22. [In Persian]. https://journal.irphe.ac.ir/article_702985.html?lang=en Walker, C. (2019). The white-collar hustle: Academic writing and the Kenyan digital labour economy [PhD thesis, University of Oxford]. https://ora.ox.ac.uk/objects/uuid:35c57129-11eb-4fad-a91f-65b2f3849b7a Williamson, M. (2019). Contract cheating and academic integrity in higher education: What can universities, governments and quality assurance agencies do to understand, prevent and respond to the challenge? Kuwait International Law School Journal, Special Supplement, 4(1), 219-274. Available at SSRN: https://ssrn.com/abstract=3621713 Zheng, S., & Cheng, J. (2015). Academic ghostwriting and international students. Young Scholars in Writing, 12, 124-133. Retrieved from https://repository.usfca.edu/cgi/viewcontent.cgi?article=1000&context=rl_stu Zimring, F. E., & Hawkins, G. J. (1973). Deterrence: The legal threat in crime control. University of Chicago Press.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 959 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 347 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||