| تعداد نشریات | 43 |
| تعداد شمارهها | 1,828 |
| تعداد مقالات | 14,857 |
| تعداد مشاهده مقاله | 40,661,702 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 15,777,595 |
معرفی نسخۀ خطی فتوحات جمیله (حماسهای تاریخی ـ مذهبی در قلمرو عثمانی) و ویژگیهای سبکی آن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| متن شناسی ادب فارسی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 5، دوره 17، شماره 3 - شماره پیاپی 67، مهر 1404، صفحه 55-78 اصل مقاله (892.64 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/rpll.2025.143757.2408 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| فاطمه زمانی1؛ مژگان میرحسینی* 2 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کوثر بحنورد، بجنورد، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| یکی از زمینههای پیوند امپراتوری عثمانی با زبان و ادبیات فارسی، سرایش فتحنامههایی است به زبان فارسی که در قلمرو زبان ترکی پدید آمده است. نسخة فتوحات جمیله[1] از فتحالله عارف ازجملۀ این فتحنامههاست در شرح غزوات سلطان سلیمان اول که تاکنون به چاپ نرسیده و حاوی اطلاعات ارزشمندی است دربارۀ فتوحات محمدپاشا و احمدپاشا وزرای سلطان سلیمان در مجارستان. این اثر بهدلیل برخورداری از برخی ویژگیهای رسمالخطی، بلاغی و ادبی درخور توجه است؛ لذا این پژوهش بر مبنای روش توصیفی ـ تحلیلی و منابع کتابخانهای به معرفی ویژگیهای ظاهری، رسمالخطی و ارزشهای ادبی و زبانی این اثر پرداخته است. نتیجۀ حاصل از این بررسی نشان میدهد که ازنظر ویژگیهای رسمالخطی میتوان نشانههایی از زیباسازی و تزئین خط را بهوسیلة ادغام حرف «نون» با حروف پیشین کلمه، قرار دادن سه نقطه در زیر حروف «سین»، «ی»، «ب» و بر فراز حروفی چون «ف»، «ت» و «ز» مشاهده کرد. املای متفاوت برخی از کلمات نسبت به رسمالخط امروزی نیز شایان توجه است. همچنین، این اثر، ویژگیهای ژانر حماسی در زیرگونۀ حماسة تاریخیـمذهبی را دارد؛ بنابراین اشاره به شخصیتهای بزرگ اسلامی و باورهای اسلامی و نیز تأثیرپذیری از شیوة بیان و صحنهپردازیهای حماسی شاهنامه فردوسی در آن آشکار است. ویژگیهای سبک خراسانی استفاده از واژگان محاورهای و ساخت ترکیبهای بدیع و زیبا از ویژگیهای بسیار برجستۀ زبانی آن محسوب میشود. در سطح ادبی و زیباییشناسی در کنار کاربرد تشبیهات نو، کاربرد آرایههایی چون اغراق، مجاز، استعاره و کنایه نمود بیشتری دارد که متأثر از لحن و فضای حماسی است. [1] نسخۀ خطی فتوحات جمیله، نسخهای دستنویس ممتاز به شمارۀ H.1592 است در کتابخانه موزۀ توپقاپوسرای ترکیه. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نسخۀ خطی؛ رسمالخط؛ دستور زبان؛ ژانر ادبی؛ فتوحات جمیله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
- مقدمه زبان فارسی در سدههای دهم و یازدهم هجری در بخشهایی از شبهجزیرة بالکان و نواحی جنوبی شرق اروپا تا دروازههای وین نفوذ و گسترش داشته و قرنها در آسیای صغیر بهعنوان زبان رسمی از شکوه و عظمت بینظیری برخوردار بوده است و «در میان ترکانی که به آن نواحی مهاجرت کرده یا بومیانی که اسلام را پذیرفته و در سازمانهای دولتی قبول خدمت کرده بودند، رواج داشت» (ریاحی، 1369، ص. 231). به گفتة صفا، سلاطین عثمانی از اوایل حکومت خود به زبان فارسی توجه داشتند. بهنحوی که سلطان سلیم ذوق شعری داشت و پسرش سلطان سلیمان قانونی به فارسی و ترکی شعر میسرود و تخلص «محبی» را برای خود برگزیده بود (صفا، 1392، ص. 143). ووسینیچ (1346) مینویسد «نویسندگان بزرگ ترک آثار خود را به زبان و سبک فارسی مینوشتند. مضامین اشعار آنان چون مضامین اشعار فارسی بود». رواج زبان فارسی در دورة حکومت عثمانی بر جریانهای فرهنگی و ادبی آن عصر ازجمله تاریخنگاری به سبک شاهنامه تأثیر بسزایی داشته است. سنّت شاهنامهخوانی و شاهنامهسرایی در دربار عثمانی رواج داشت و در دورة سلطان سلیمان قانونی به اوج رونق و شکوفایی خود رسید. به دستور سلطان سلیمان منصبی با عنوان شاهنامهچی یا شاهنامهگو در حکومت عثمانی شکل گرفت. در این دوران شاعران به دستور پادشاهان عثمانی شاهنامههایی دربارة حوادث عصر و پیروزیهای آنان میسرودند. در این زمینه میتوان به آثاری چون غزانامة روم، مثنوی خنکار (تاریخ آل عثمانی)، مثنوی وقایع سلطان بایزید مع سلیم خان، سلیمنامة ادایی شیرازی، سلیمخاننامه، سلیمنامة منثور، فتوحات سلیمانی، شاهنامة عارف یا سلیماننامه، غزای سلیمانی، شاهنامه تاریخ سلطان سلیمان، شهنامة سلیم دوم، شهنشاهنامه مراد سوم (جلد اول)، شهنشاهنامة مراد سوم (جلد دوم)، شاهنامه بهشتی، فتوح العجم، فتوحات جمیله و... اشاره کرد (ر.ک: ریاحی، 1369، ص. 144-147). این آثار را نمیتوان ازنظر فخامت و صلابت زبانی و ادبی با شاهنامۀ فردوسی و سنّت شاهنامهسرایی در ایران سنجید؛ اما تحلیل و بررسی ارزشهای تاریخی، جغرافیایی، دینی و فرهنگی آنها حائز اهمیت است. همچنین، شیوة کتابت و رسمالخط این آثار و نگارگریهای آنها میتواند در مطالعات خطشناسی و تغییرات رخداده در خط فارسی کارآمد باشد؛ ازاینرو پژوهش حاضر میکوشد به معرفی نسخة مثنوی فتوحات جمیله بپردازد و ارزشهای زبانی، ادبی، تاریخی و جغرافیایی آن را بررسی و واکاوی کند. 2- پیشینة تحقیق دربارة منظومههای حماسی فارسی در قلمرو عثمانی پژوهشهایی صورت گرفته است. صفا (1392) در کتاب حماسهسرایی در ایران از تعدادی از شاهنامهها و شاهنامهسرایان فارسیزبان قلمرو عثمانی، مانند غزای سلیمان، شاهنامة بهشتی، فتوح العجم یاد کرده است. بابایی (1395) در مقالۀ خود با عنوان «جایگاه مهاجران ایرانی در تاریخنگاری منظوم عثمانی در عصر فتح و شکوه» ضمن بررسی جایگاه مهاجران ایرانی در تاریخنگاری منظوم عثمانی و گفتوگو دربارۀ فتوحات جمیله، آن را از آثار فتحالله عارف میداند که به احتمال قوی در 957ق سروده شده است. ریاحی (1369) در کتاب زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی در کنار معرفی نسخههای شاهنامههای فارسی دولت عثمانی از منظومة فتوحات جمیله یاد کرده، آن را متعلق به حوادث و فتوحات سلطان سلیمان اول میداند. صالحی (1391) در بخشی از کتاب تاریخنگاری و مورخان عثمانی، به بررسی اجمالی تاریخهای عمومی و سلیماننامههای منظوم و منثور، فتحنامهها و ظفرنامههایی پرداخته که در دورة سلطان سلیمان به نگارش درآمده است. امینی و نعمتی (1397)، در مقالة خود «شاهنامه سلیمانی» را از منظر محتوا، مطابقت با تاریخ، چگونگی الگوپذیری از شاهنامه، زبان شعری و فنون ادبی بررسی کردهاند. سیملا اوزچلیک (1398) در مقالة «شاهنامهنویسی در عثمانی» به فرایند ظهور شاهنامهنویسی در ایران و عثمانی میپردازد و دربارۀ به کار گماشتن رسمی پنج شاهنامهنویس نامدار در دربار عثمانی اطلاعاتی داده و آثار ایشان را معرفی کرده است. نوروزی و آببرین (1395). در مقالۀ «شاهنامه در ادبیات ترکی عثمانی» تأثیر شاهنامه در زبان و ادبیات ترکی را بررسی و موضوعاتی چون سنّت شاهنامهنویسی، ترجمههای شاهنامه به زبان ترکی و اهمیت شاهنامه در تاریخنگاری ترکی بحث و برسی کردهاند. خوارزمی و جهادی حسینی (1402) در مقالة «شاهنامة منسوب به محرمی، برگی دیگر از شاهنامهسرایی در سرزمین عثمانی» به این نتیجه رسیدهاند که شاعر این منظومه در توصیف دقایق جنگ، استفاده از تعبیرات و اصطلاحات، ذکر مضامین حماسی و یادکرد از قهرمانان شاهنامه متأثر از فردوسی است. مروری بر تحقیقات انجامشده نشان میدهد تاکنون پژوهشی مستقل دربارة نسخة فتوحات جمیله صورت نگرفته است؛ ازاینرو پژوهش حاضر میکوشد پساز معرفی اجمالی نسخه و مشخصات ظاهری و رسمالخطی آن، اهمیت جنبههای زبانی، ادبی، تاریخی و جغرافیایی این اثر را بررسی و واکاوی کند. 3- معرفی نسخة فتوحات جمیله (ویژگیهای ظاهری نسخه) نسخة فتوحات جمیله کمابیش مشتمل بر 1190 بیت در قالب مثنوی و دربارة لشکرکشی سلیمان اول به مجارستان و فتوحات او در سال 958ق است (ریاحی، 1369، ص. 147). در کتاب حماسهسرایی در ایران، ذبیحالله صفا (1392)، در کتاب نگاهی به روند نفوذ و گسترش زبان و ادب فارسی در ترکیه در بخش شهنامهسرایی در قلمرو عثمانی (مفتاح و ولی، 1374، 344-348) و نیز در دیگر منابع مانند زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی ریاحی (1369) نام اثر بدون ذکر مؤلف آمده است؛ اما در مقالۀ «جایگاه مهاجران ایرانی در تاریخنگاری منظوم عثمانی در عصر فتوح و شکوه» به نقل از مقالۀ یازیجی «عارفی فتحالله»، این اثر از فتحالله عارف (969ق)، دانسته شده است (ر.ک: بابایی، 1395، ص. 32). فتحالله عارف که نام او را فتحالله چلبی، فتحالله افندی و فتحالله عجمی نیز نوشتهاند، شاعری ایرانی و نخستین شهنامهچی عثمانی است. از زادگاه او اطلاعی در دست نیست. در برخی از منابع، او را شیرازی و قزوینی دانستهاند، قولی که نمیتوان بر آن اعتماد کرد. او را بهدلیل تخلصش در شعر، عارف یا عارفی و تصدی منصبش در دربار عثمانی، شهنامهچی نیز خواندهاند. وی بهسبب مهارت، با روزی ٦٠ آقچه، شهنامهچی سلیم اول شد و این وظیفه را تا اواخر دورۀ حکومت سلیمان قانونی بر عهده داشت (بابایی، 1395، ص. 30 و 31). آثار عارف عبارت است از: 1. شهنامه آل عثمان (ریاحی، 1369، ص. ١٤٦)؛ 2. وقایع سلطان بایزید مع سلیم خان (نوریلدیز، 1391، ص. 240)؛ 3. سلیمنامه؛ 4. سفرنامه سلیمان؛ 5. دیوان فارسی؛ 6. ابیات تاریخی؛ 7. صنم خیال؛ 8. فرس الخیال؛ 9. رسالۀ فی المعما؛ 10. کتاب ناتمام هنرنامه (بابایی، 1395، ص. 31-33). منظومۀ فتوحات جمیله، دیگر اثر فتحالله عارف به احتمال قوی در سال 957ق سروده شده است و ازحیث وزن و لحن و برخی ابیات شباهت بسیاری به شهنامۀ خاقانی فتحالله دارد؛ اما از آن مختصرتر است و تنها بخشی از نبردهای اروپایی عصر سلیمان قانونی است. نسخۀ دستنویس ممتاز به شمارۀ H.1592 کتابخانۀ موزۀ توپقاپوسرای مربوط به این اثر است که در شمارة 160 در صفحۀ 61 فهرست نسخ خطی این کتابخانه معرفی شده است. این نسخه در 64 صفحه (32 برگ) و به خط نستعلیق نگاشته و با این بیت شروع شده است:
در انجامة (ترقیمه) نسخه، به نام کاتب، تخلص وی، مکان و تاریخ کتابت با خطی متمایز از قلم و خط متن در طرح مثلث اشاره شده است: «علی سبیل الاستعجال تراب اقدم کلاب احباب اصحاب ابوتراب شاه ابوتراب الحسنی الحسینی الخطاط المتخلص بخوبی الشیرازی بدار السلطنه قسطنطنیه فی اواخر رمضان المبارک. فی سنه 964ق» (32پ) در صفحة آغازین نسخه، کتیبهای مستطیلشکل وجود دارد که داخل آن دو مستطیل کوچک در سمت بالا و دو مستطیل کوچک در سمت پایین و یک مستطیل سمت راست و یک مستطیل هم سمت چپ قرار دارد. مستطیل بزرگتری در وسط کتیبه واقع است. تمام مستطیلها بهجز مستطیل بزرگ وسط کتیبه با طرح گلوبوته پُر و زمینۀ آنها زراندود شده است. برخلاف کتیبههای نسخ خطی که انتظار میرود «بسمالله الرحمن الرحیم» یا «عنوان اثر» در داخل این مستطیل نوشته شده باشد، هیچ عبارتی مبنیبر نام کتاب، بخش و فصل و... نوشته نشده است. این مسئله در کنار شروع متفاوت اثر نسبت به دیگر شاهنامههای عثمانی با وصف طبیعت، این احتمال را قوت میبخشد که شاید نسخة موجود، نسخة کامل فتوحات جمیله نیست: عکس 1. اولین صفحۀ نسخه فتوحات جمیله همانطور که در تصویر فوق پیداست، هر صفحه به چهار ستون تقسیم و مصراعها دوبهدو روبهروی یکدیگر نوشته شده است. ستونهای بین مصراعها و حاشیۀ متن، یکپارچه طلااندازی شده است. هر برگ این اثر حاوی دوازده خط نگارششده با مرکب سیاه است؛ اما در برخی صفحات که حاوی عنوان با رنگ آبی است تعداد خطوط کمتر است. شیوة نگارش ابیات در همۀ صفحات یکشکل نیست و در برخی صفحات، نگارش ابیات بهصورت مورب است و ستونهای طلااندازیشدة ظریفی بین آنها مشاهده میشود. عکس 2. شیوه موربنویسی نسخۀ فتوحات جمیله همچنین، در این نسخه همانند نسخ دربار صفوی در ایران، صحنههایی از نبرد بهصورت مینیاتوری به تصویر کشیده شده است. درمجموع از 64 صفحه این نسخه، 7 صفحۀ آن مینیاتوری است. مضمون این نگارهها نیز مرتبط با جنگ و نبرد، محاصرة قلاع و کشتار ساکنان آن، آرایش سپاه، سراپردة سلطان و محافظان آن و... است. هدف از تصویرسازی نسخ، نمایش دادن و شکوه و جلال بخشیدن به سلسلة عثمانی بود (صالحی، 1391، ص. 141). در هریک از صفحات نگارهگریشده تکبیتی نوشته و حاشیۀ نگارهها نیز طلااندازی شده است. در این نگارهها میتوان ادوات جنگی، نوع و رنگ لباس و کلاه سپاهیان و تاکتیکهای جنگی را بررسی کرد که خود پژوهشی مستقل میطلبد. عکس 3. نمونهای از نگارهگریها نسخۀ فتوحات جمیله این متن دارای رکابه است؛ یعنی در پایان هر صفحه زیر آخرین سطر، در سمت چپ یک یا دو کلمه از واژههای نخستین سطر صفحة بعد با قلمی کمرنگتر از متن اصلی ثبت شده که مانند صفحهشمار، توالی اوراق را نشان میدهد. 4- ویژگیهای رسمالخطی نسخه این نسخه با توجه به تاریخ کتابت آن، یعنی سال 964ق، ویژگیهای رسمالخطی خاصی ندارد و مانند اغلب نسخههای متعلق به پیشاز سدۀ دهم، حرف «پ» بهصورت «ب»، «گ» بهصورت «ک» و «چ» بهصورت «ج» نوشته شده است؛ اما آنچه در این نسخه بر تحول خط فارسی دلالت دارد، رعایت نقطهگذاری در نگارش حرف «ش» در همۀ آنها و «چ» در بیشتر آنها است. همچنین، در نسخة مدنظر به شیوة نسخههایی که در قلمرو صفوی نوشته میشده، کاتب به افزودن نقطه و یا ادغام برخی از حروف در یکدیگر برای زیباسازی خط توجه داشته است؛ برای نمونه، برای تزئین و آراستن نوشته در زیر حرف «سین» از سه نقطه استفاده شده است. گاهی بهقصد تزئین خط بر فراز حرف «ت» بهجای دو نقطه از سه نقطه استفاده شده است. همچنین، در مواقعی اگر حروف تکنقطهای بیفاصله قبلاز حرف «ی» آمده باشد هر سه نقطه بهصورت تجمیعی نوشته شده است. همچنین، «س» و «ش» بیشتر بهصورت کشیده و «آ» بدون سرکش نگارش شده است. گاه نیز برخی حروف بدون نقطه یا دو کلمه متصل نوشته شده که خوانش متن را با مشکل مواجه میکند. در نمونه زیر، شیوۀ نگارش کلماتی چون «فتاده»، «فتنه»، «تخت»، «سگان»، «جیفه»، «دوستیست» و... با سه نقطه در بالا یا پایین حروف ملاحظه میگردد: عکس 4. نمونههایی از آراستن خط با نقطه در فتوحات جمیله از دیگر ویژگیهای رسمالخطی فتوحات جمیله اتصال نشانه مفعول یا انواع را به مفعول یا کلمات پساز خود است: سگانرا از آنجا که همپوستیست (1پ) حرف اضافه «به» و ضمیر اشاره «آن» با کلمة بعد پیوسته نوشته شده است، مانند بدست، بجنگ، آنسان، آنچنان، اما گاهی برای رعایت زیبایی نگارش، حرف اضافه را جدا نوشته است: نوشته براتش به یخ روزگار (2پ) حرف «ف» بهجای «پ» استفاده شده است، مانند فیروزی، فیروزمند، فیروزبخت. در تعدادی نیز هر دو صورت تلفظ کلمه حفظ شده است، مانند فولاد و پولاد. گاه نیز برخی کلمات متفاوت از املای رایج امروزی آمده است، مانند نوشتن «توپ» بهصورت «طوب» (6ر)، «سنج» بهصورت «صنج» (16ر)، «قفس» بهصورت «قفص» (29پ) و «تراوانده» بهصورت «طراونده» (32ر). حذف «ه» غیرملفوظ هنگامی است که بعداز آن نشانۀ جمع «ها» قرار گرفته باشد:
ننوشتن «ای» در آخر کلمات، مانند جامهای و نامهای که در بیت زیر بهصورت جامه و نامه نوشته شده است:
یا بهجای «ای» از «ء» استفاده شده است: هلال فلک حلقة بر درش (6پ) گاه نیز حرفی از حروف یک کلمه نگارش نشده است، مانند نگارش «کر» بهجای «کرد» در این مصراع: نوازشگری کر بیش از شمار (9ر) تقریباً در بیشتر مواقع، هنگامی که کلمات مختوم به چ، ج، ح، خ، ع، غ پساز حرف «ن» یا «س» و «ش» قرار گرفته، با هم ادغام شده که خوانش متن را مشکل کرده است. اشتباه در نگارش برخی کلمات چون «گذارش» بهجای «گزارش» (13پ)، برخواستن (23ر) و بپاخواستن (23پ)، خواسته بهجای خاسته (1پ)، ریگذار (9ر) نیز در متن مشهود است. 5- مروری بر محتوای متن فتوحات جمیله فتوحات جمیله شرح بخشی از نبردهای اروپایی عصر سلیمان قانونی و دربارة فتوح صوقللی محمدپاشا و احمدپاشا در مجارستان است که در آن چگونگی فتح قلعۀ پِچی در ٩٤٩ق، قلعۀ لیپوه در ٩٥٧ق و قلاع اکری و طمشوار در ٩٥٨ق به نظم کشیده شده، اما به حوادث و ماجراهای دیگر عثمانیها با مجارها در زمان سلطان سلیمان نپرداخته است. اولین واقعۀ تاریخی نقلشده در فتوحات جمیله، با خبر شدن سلطان سلیمان است از ماجرای شورش فردیناند یکم (Ferdinand؛ که در این اثر به نام فرندوش آمده است)، پادشاه اروپای مرکزی، بوهم و مجارستان و تصرف قلمرو یانوش:
محمدپاشا که سپهدار رومایلیان بود برای مقابله با فرندوش، توسط سلیمان به ملک اردل فرستاده میشود:
او ابتدا آمادۀ نبرد با براتا میشود که با فرندوش هم پیمان شده و قلعۀ پچی را تصرف کرده است. محمدپاشا پساز چند روز درگیری سخت، قلعۀ پچی را فتح میکند و زنان و دختران و خزانۀ آن را به غنیمت میگیرد و کلیسا و کنشت را از چلیپا و ناقوس زدوده، آن را به مسجد بدل میکند:
سپس محمدپاشا قلعة بشکرک را محاصره میکند و ساکنان قلعه که از فتح قلعۀ پچی و کشته شدن براتا مطلع شدند، بدون جنگ و خونریزی قلعه را تسلیم میکنند:
به همین ترتیب، دژبان قلعه، جناته نیز با امانخواهی، قلعه را تسلیم محمدپاشا میکند. وی در مسیر حرکت به قلعۀ لیپوه با سپاه نیرومند دشمن مواجه میشود. به فرمان او دو تن از فرماندهان دلاور سپاهش به نام ملقوچ و اولاما با دلاوری و شجاعت تمام، نیروهای دشمن را شکست میدهند و دو قلعة دیگر به نام باقوه و باطلاق را فتح میکنند. بعداز فتح قلعۀ لیپوه، دو دژ دیگر به نامهای فلناق و جاتلاق که ساکنانش از ترس سپاه عثمانی آن را ترک کرده بودند، تصرف میشود. سپس محمدپاشا و سپاهیانش قلعۀ دمشقار را محاصره میکنند؛ اما سردی هوا و بارش سنگین باران ادامة محاصره را دشوار میسازد و سپاهیان عثمانی به بلگراد بازمیگردند. سلطان سلیمان به ادرنه میرود و در آنجا خبر شورش و فتنۀ فرندوش در ملک اردل به او میرسد. به دستور پادشاه، احمدپاشا برای سرکوبی فرندوش (فردیناند) فرستاده میشود. احمدپاشا از ادرنه با سپاهی عازم دمشقار میشود و از جانب دیگر، محمدپاشا با سپاهیانش از بلگراد بهسمت دمشقار هجوم میآورد. سپهدار قلعه دمشقار، یوشانجیک، با تمام توان در برابر نیروهای عثمانی مقاومت میکند؛ اما از مقاومت در برابر آتش توپخانۀ عثمانی بازمیماند. ساکنان قلعه بهدلیل اخبار پیروزیهای پیاپی عثمانی در میدانهای رزم و نیز صدمات جدی واردشده به قلعه، بهظاهر تسلیم میشوند تا بتوانند تجدیدقوا کنند. در نهایت، محمدپاشا با سپاهیانش به قلعه حمله میکند و نبرد سختی بین نیروهای عثمانی و مسیحیان قلعۀ دمشقار درمیگیرد و سرانجام قلعة دمشقار به تصرف عثمانیها درمیآید. احمدپاشا با ورود به قلعه، و برای آنجا سپهدار مسلمانی با نام قاسم برگزید و خود بهسمت لیپوه حرکت کرد. پساز فتح قلعههای لیپوه، فالناق و صلتوق وارد جنگ با ساکنان قلعة اکری شد. بهمدت چهل روز محاصرة قلعه و درگیری بین طرفین ادامه پیدا کرد. تعداد بسیاری از نیروهای عثمانی کشته شدند؛ اما فرارسیدن زمستان و سردی هوا ادامة محاصرۀ قلعه را دشوار کرد. در این هنگام، احمدپاشا با دستور سلطان سلیمان به ادرنه بازگشت و پادشاه از خدمات و دلاوریهای وی قدردانی کرد:
6- بررسی سبکی فتوحات جمیله در ادامه، ویژگیهای سبکی این نسخه در سه سطح زبانی، ادبی و محتوایی بررسی و تحلیل میشود. 6- 1- بررسی سبکی در سطح زبانی و دستوری حجم مثنوی فتوحات جمیله مختصر است؛ اما همین هزار بیت نیز نشان میدهد سرایندة این اثر از ویژگیهای زبانی و دستوری سبک خراسانی پیروی میکند. 6- 1- 1- سطح زبان آنچه بیش از هر مطلبی در سطح واژگان این اثر، درخور توجه است و دلالت بر تقلید نویسنده از زبان سبک خراسانی دارد، کاربرد کلمات کهن و کمکاربرد و مهجور است. نمونههایی از این کلمات عبارت است از: 1. راغ و هشتن (1ر)؛ 2. هژبر و وغا (1پ)؛ 3. تبیره، ابریق و کنام (2پ)؛ 4. اشتلم و خفتان (3ر)؛ 5. آختن و سگالش (4ر)؛ 6. نوند و هیجا (5ر)؛ 7. باره (16ر)؛ 8. دیزه (14ر)؛ 9. خاییدن (21ر). ویژگی دیگری که در سطح کلمات در فتوحات جمیله نمود دارد، لغات ترکی است که کموبیش اسم مکانهایی هستند که سلطان سلیمان اول و سپاهیانش فتح کردهاند؛ ازجمله ادرنه، اردل، پچی، سکدین، تبسهرود، مترس، بشکرک، رود طمس، جناته، لیبآباد، دمشقار، لیپوه، واروش، انگروس، صلتوق. برخی از کلمات ترکی نیز نام اشخاص است، مانند باپاس، ترقبال، براتا، فرندوش، ملقوج، اولاما و... . نکتۀ دیگر این اثر، پُربسامد بودن کلمات عربی است؛ بااینحال مهجور و کمکاربرد نیستند، مانند عنبر، فرح، موسم، نشاط، بساط، قدح، عزم، مظلوم، ظالم، مراد، منهی، فتنه، طرف، سمع، سماک، ملک، جیفه، مکر، عدو، احوال، خاطر، مقام، شجاعت، محیط، عطا، سیرت، سعادت، کوکب، والا، فرخ، صحرا، صفا، عقد، وغا، قباب، محشر، عذاب، خصم، زقوم، ظفر، مهبّ، فتح، نصرت، مذاب، جزع، ثمین، مغفر، شهادت، محاسن، عدو، سمک، صهیل، تعجیل، حصین، حصاری، تحتالثری، جنت، حلقه، هلال، سنان، طلاق، زحل، جدی، ثور، تسخیر، غریم، عرین، فراغ، غریو، غمزه، تطاول، طعن، طارم، اشهب، شیب و شاب، لعب، مناص، صفیر، نفیر، مصاف، شعشع، قلع، جبار، حمیم، جحیم، زقوم، صاعقه، هیبت، محشر، عقیق، شفیق، غضب و... . ساخت ترکیبات تازه در این اثر درخور توجه است؛ ازجمله تهمتنتوان (1پ)، رهسودگی (2ر)، کینپژوه (8ر)، همکمر (15پ)، نبردآوری (24ر)، دشمنشکار (25ر)، جنگلستان (28ر) و… . در برخی مواقع از لغات محاوره استفاده شده که این متناسب با ژانر حماسی اثر نیست و لحن حماسی را تضعیف میکند؛ برای نمونه در بیت زیر کاربرد «تا» بعداز عدد که در زبان محاوره متداول است از لحن حماسی و فضای تنشی و هیجانی متن میکاهد:
این کاربرد در جایجای اثر نمود دارد (ر.ک: 3پ؛ 9ر؛ 9پ؛ 10پ؛ 26ر؛ 32ر). واژة «مفت» نیز که بین عامۀ مردم رایج است بهجای واژة «رایگان» در این اثر به کار رفته است؛ برای مثال، اگر سراینده در بیت زیر، واژه «رایگان» و «پاسپان» را در محل قافیه به کار میبرد، مصوت بلند «ا» به صلابت سخن میافزود:
کاربرد این کلمه در دیگر صفحات اثر نیز دیده میشود، زیرا سپاهیان عثمانی، بیشتر قلعهها را بدون جنگ و خونریزی فتح کردند و کاربرد واژه مفت بهنوعی نشاندهندۀ اغراق است در آسانی فتح قلعهها (ر.ک: همان 6پ؛ 9پ؛ 27پ). کلمات لش (1پ)، یکجو (9پ)، کوفته (10ر)، فشافش مار (29پ)، ته پا (5ر)، نیرزد (7ر)، حال دادن (13ر)، سروکله زدن (16ر)، جوب (24ر)، کارد به استخوان رسیدن (28پ) نیز از این دسته است. گاهی نیز دریافت معنای تعابیر و اصطلاحات بهکاررفته دشوار است:
از ویژگیهای دستور زبان فارسی سبک خراسانی، تخفیف کلمات است که در این منظومه میتوان نمونههایی را مشاهد کرد؛ «بسیار» بهصورت «بسی»: نهنگان بسی خورد ماهی شدند (29ر) 6- 1- 2- سطح دستور زبان ازحیث دستور زبان فارسی، سرایندة فتوحات جمیله در نظر دارد به سبک و سیاق شاهنامه فردوسی، از قواعد زبان فارسی سدة چهارم و پنجم هجری پیروی کند؛ ازاینرو تصریف افعال ماضی و مضارع، استفاده از نشانههای جمع، کاربرد حروف ربط و اضافه، نشانة نکره، مطابقت موصوف و صفت، کاربرد انواع «را» و شمارش متفاوت اعداد و... را میتوان در این اثر با ویژگیهای دستور زبان فارسی در این دو قرن سنجید. 1-2-1-6- ساختمان کلمات ازنظر ساختمان کلمات، سرایندۀ فتوحات جمیله از قواعد صرفی دستور زبان فارسی بهدرستی پیروی میکند؛ اما در نمونههایی اندک با وجود درست بودن ساختمان کلمات مشتق و مرکب، این نوع کلمات در زبان فارسی متداول نیست؛ برای مثال، میتوان به کلماتی چون «علفگاه» بهجای «علفزار»، «شهابسان» بهجای «چون شهاب/ شهابمانند» اشاره کرد: علفگاه ثور فلک جوسقش (3ر) فروریخت شهابسان تگرگ (21پ) همچنین افزودن پسوند «گاه» به مکان، پُربسامد است؛ ازجمله دشتگاه (11ر؛ 12پ؛ 15ر؛ 30ر)، طرفگاه (15ر؛ 27ر)، وطنگاه (28ر)، بیشهگاه (31پ).
2-2-1-6- صرف افعال صرف فعل در این منظومه مطابق با ویژگیهای صرفی فعل در دستور تاریخی زبان فارسی است. استفاده از «همی» در صرف افعال ماضی و مضارع استمراری، افزودن «ب» بر سر افعال ماضی ساده، کاربرد مضارع التزامی بهجای فعل مستقبل و مضارع التزامی در معنای ماضی استمراری از ویژگیهای صرفی فعل در این منظومه است که در ادامه نمونههایی از هریک آمده است: - ماضی مطلق بیشتر با «بای تأکیدی» استفاده شده است: بسان عروسان بیاراست چهر (13پ) - استفاده از «همی» در صرف فعل ماضی استمراری: همی آسمان بر زمین خون گریست (12پ) - استفاده از «همی» در صرف فعل مضارع اخباری: همیخواهم امروز همچون علی (3پ) - مضارع التزامی در معنای ماضی استمراری:
کاربرد افعال کهن یا فعل در غیر معنای اصلی خود نیز از ویژگیهای این اثر است: بجا جمله هشتند ایوان خویش (گذاشتند) (9ر) شکستن گرفتند اژدرتنان (فعل آغازی) (31ر) نه ناقوس ماندند بر جا نه کیش (باقی گذاشتند) (28ر) دل قلعهداران همه شد ز دست (رفت) (6پ) بگفتند ترک بر و بوم خویش (9ر)
3-2-1-6- کاربرد حروف ربط و اضافه برخی از حروف ربط و اضافه در سیر تحول دستور زبان فارسی دستخوش تغییرات معنایی شده است. حرف اضافه «با» و حرف ربط «و» که تا سدههای هفتم و هشتم هجری به معنی «در مقابل» و «برابر» هم به کار میرفت، در این نسخه نیز به همین صورت استفاده شده است:
- حرف اضافه «به» در معنای «به همراه»:
- حرف اضافه «به» در معنای «با»:
- حرف استثنا «مگر» بهجای قید و در معنای «از قضا و اتفاقاً»:
کاربرد صورت کهن «اندر» بهجای «در» در برخی از ابیات:
کاربرد صورت کهن «نی» بهجای «نه»، بهصورت اندک:
4-2-1-6- شمارش اعداد کاربرد عدد و معدود در این مثنوی از ویژگیهای دستور زبان رایج در سبک خراسانی پیروی میکند؛ بهعنوان مثال، «بهجای عدد قسمتی از آن را با مضربش (بهطوری که حاصلضرب عدد منظور گردد) آورده است» (شفیعی، 1377، ص. 189). در بیت زیر نمونهای از این کاربرد مشاهده میشود:
- در مواردی نیز در اعداد سهرقمی ابتدا صدگان و سپس بعداز کلمة «فزون»، دهگان و یکان را آورده است:
- قرار گرفتن عدد اصلی بعداز معدود و آوردن معدود بهصورت جمع:
5-2-1-6- انواع کاربرد «را» حرف «را» علاوهبر اینکه نشانة مفعول صریح در دستور زبان فارسی است، کاربردهای دیگری نیز دارد؛ برای نمونه، کاربرد «را» بهجای کسرة اضافه در ترکیبات اضافی، کاربرد «را» به معنی حرف اضافه «از»، «در»، «برای»، «به» در متون گذشته به چشم میخورد. انواع این کاربرد در نسخۀ فتوحات جمیله مشاهده میشود. - «را» فک اضافه منظور از فک اضافه، خارج کردن دو کلمه از حالت اضافه است که به سیزده روش، این فک صورت میگیرد (معین، 1370، ص. 202). یکی از این روشها تقدم مضافالیه بر مضاف است که در این حالت پساز مضافالیه حرف «را» قرار میگیرد. در نسخة فتوحات جمیله به شیوة متون کهن فارسی از نشانۀ مفعول «را» در جایگاه فک اضافه استفاده شده است:
- «را» بعد از نهاد استفاده از «را» بعد از نهاد در متون گذشته مشاهده میشود. این کاربرد در فتوحات جمیله نیز استفاده شده است:
- «را» به معنی «برای»:
- «را» به معنی «به»:
- «را» به معنی «از»:
6-2-1-6- نشانههای اسم نکره در دستور تاریخی زبان فارسی استفاده از «یک» و «یکی» پیشاز اسم، آن اسم را نکره میسازد. این شکل از ساختمان اسامی نکره در سبک خراسانی متداول است که در نسخۀ فتوحات جمیله نیز کاربرد دارد:
7-2-1-6- موصوف و صفت در دستور زبان امروز فارسی، مقولة «صفت» ازحیث جایگاهش در جمله به دو دستة پیشین و پسین تقسیم میشود. همچنین، «صفت» ازنظر شخص و شمار با موصوف خود مطابقت ندارد؛ اما کاربرد «صفت» در نسخة فتوحات جمیله ویژگیهای دستور تاریخی فارسی را دارد که در ادامه نمونههایی از آن ذکر میشود: - افزودن نشانه «تر» صفت تفضیلی به صفات عربی: حصینتر ز حصنش حصاری نبود (5پ) - آوردن صفت پیشین «چند» بعداز موصوفش: گزید از گزینان تنی چند را (همان) - موصوف و صفت مقلوب: بهر منزلی همچو تابنده ماه (13ر) نمونههای پُربسامد زیر از دیگر ویژگیهای سبکی فتوحات جمیله هستند: - استفاده از «ره» بهجای دفعه و بار: که بندی دگر ره میان بهر ساز (14ر) - «کجا» به معنی «که»: کنشتی کجا بود زرینهخشت (27ر) 6- 2- بررسی سبکی در سطح ژانری و محتوایی «ژانر نوعی دعوت به آگاهی نظامیافته نسبت به زوایای یک متن و اثر است که به ذهن خواننده و پژوهشگر نظام میبخشد» (شریفزاده و رضوانیان، 1401، ص. 30). تودوروف (Todorov) کارکرد اصلی ژانر را «رمزگذاری گفتمانهای موجود در یک جامعه» میداند. فراو (frow) نیز ژانر را مجموعهای از قواعد قراردادی تعریف میکند که بسیار ساختارمند هستند و بر آفرینش و تعبیر معنا اعمال میشوند (به نقل از زرقانی و قربان صباغ، 1395، ص. 193). با عنایت به اینکه فتوحات جمیله در بیان فتوحات سلطان سلیمان اول (قانونی) و لشکریان و وزرای وی سروده شده است، ژانری حماسی دارد. «حماسه شعری روایی است که به محاکات رفتارهای شریف و رشید پهلوانان، قهرمانان، شاهان و شاهزادگان با بیانی فرهیخته و در قالبی منظوم میپردازد» (زرقانی و قربان صباغ، 1395، ص. 133). ازحیث زیرگونۀ ژانر حماسی این اثر را میتوان از نوع حماسۀ تاریخی ـ مذهبی دانست؛ چراکه پهلوانان و قهرمانان آن شخصیتهایی حقیقی و تاریخیاند. از طرف دیگر، یکی از انگیزههای اصلی غزوات سلطان عثمانی، زدودن عناصر مسیحی و غیراسلامی بوده است. در این اثر، شجاعت، دلاوری و جنگاوری فرماندهان و بزرگان عثمانی با حضرت علی(ع) سنجیده شده است:
توجه ویژهای که در این مثنوی به حضرت علی(ع) و مقامات ایشان شده، چند احتمال را دربارة شاعر آن تقویت میکند. نخست اینکه شیعه بوده یا گرایشهای شیعی داشته است؛ دوم اینکه بهدلیل ارتباط دولت شیعی صفوی با امپراتوری عثمانی، شیعهستیزی جای خود را به شیعهستایی داده است؛ سوم اینکه عارف از وابستگان دربار صفوی بوده که به دربار عثمانی راه یافته و در آنجا در ضمن منظومة حماسی خود، ایدئولوژیهای مذهبی خود را اظهار داشته است:
علاوهبر یادکرد از شخصیتهای دینی، مانند حضرت علی(ع) و قنبر (غلام حضرت علی(ع))، آنچه این متن را در زیرگونۀ حماسۀ تاریخی ـ دینی قرار میدهد، تأکید بر ایدئولوژی «شهادت» و مبارزه با کفار است:
نویسنده، دین اسلام را کاملترین و برترین دین و حضرت محمد(ص) را سرآمد تمام پیامبران الهی میداند و پرچم دین محمدی، تضمینکنندة پیروزی و نصرت الهی است:
بنابراین، سلاطین عثمانی با هدف گسترش دین اسلام و از بین بردن مسیحیان، هر قلعهای را که فتح میکردند آثار و نشانههای ادیان دیگر را زدوده، دیر و کنشت را به مسجد تبدیل میکردند:
نمونۀ دیگر از توجه سراینده به انگیزة دینی و عقیدتی سلاطین عثمانی در حمله به قلعههای مسیحیان را میتوان در توصیفات وی دربارة فتح قلعۀ پچی بهدست محمدپاشا و تبدیل کلیسا به مسجد یاد کرد (ر.ک: همان، 5پ). همچنین، نویسنده در تصویرسازی فضای جنگ، مکانهای جنگزده و ترس و وحشت مردم، از باورها و اعتقادات دینی بهره برده است. وی جنگ را چون صحرای محشر، آتشوآب و جهنم سوزان ترسیم کرده، مردم و ساکنان جنگزده قلاع را کافرانی دانسته که از آتش جهنم به وحشت افتادهاند:
نمونههایی از تأثیرپذیری سراینده از شاهنامه عبارت است از: 1. اغراق در توصیفات؛ 3. یادکرد از پهلوانان شاهنامه بهویژه رستم؛ 4. مقایسه شخصیت اصلی داستان با رستم، بیژن و زال؛ 5. یادکرد از اماکن اسطورهای شاهنامه مانند روییندژ، سلاحها و پوشش جنگی پهلوانان، مانند گرز و پلنگینه؛ 6. اشاره به موجودات اساطیری، مانند دیو، اژدها و پری. در کنار جنبههای مذهبی این مثنوی، آشنایی نویسنده با شاهنامه فردوسی و حضور نامهای پهلوانان شاهنامه در متن، تضمین ترکیبات و عبارات شاهنامه، در لحن و فضای حماسی اثر تأثیر بسزایی داشته است. شاعر قدرت جنگاوری و بدنی فرماندهان و سپاهیان عثمانی را به پهلوانان نامی شاهنامه، مانند رستم، زال و بیژن تشبیه کرده است؛ بهعنوان مثال، محمدپاشا وزیر سلطان سلیمان را در تنومندی، قدرت و شجاعت یادآور رستم میداند: تهمتنتوانی ببالای زین (فتوحات جمیله، 1پ؛ 2ر) یا پهلوانان عثمانی را در جنگ چنین توصیف میکند:
در ابیات دیگر نیز سپاهیان عثمانی را پلنگینهپوش و گرگینکلاه مینامد. در واقع پلنگینه لباس جنگی رستم است که بهنوعی قدرت ماورایی و جادوئی دارد. گرگین نیز نام پهلوان ایرانی و پسر میلاد است که در زمان کیخسرو برای پیدا کردن بیژن به توران فرستاده میشود؛ بنابراین نویسنده بهصورت ضمنی قدرت و شجاعت سپاهیان عثمانی را همپایه قدرت رستم و شجاعت گرگین دانسته و سپهبد محمد را بر اسب همچون رستم بر رخش به تصویر کشیده است:
علاوهبر این، شاعر به شیوهای مبالغهآمیز، فرماندهان و سپاهیان عثمانی را برتر از پهلوانان حماسهای ایرانی میداند. رستم در برابر قدرت رزمآوری محمدپاشا پیر و ناتوان است و همۀ لشکر عثمانی در میدان جنگ همانند رستم و بیژناند:
آنچه که رابطة سرمتنی فتوحات جمیله را با شاهنامه قوت میبخشد، فراوانی ترکیبات و عباراتی است که مانند آنها در شاهنامه وجود دارد و پیداست نویسنده آنها را تقلید کرده است. عباراتی چون بیفکند جوش، پلنگان دشت، شیراوژن، بپوشید خفتان، به کردار کوه، شمشیر و یال، کینپژوه، بالا، آتش فتنه، چنگال کین، کنام پلنگان، پشت نوند، گو، خروش تبیره، خصم نژند، مهتر سرفراز، سگالش، پلنگینهپوش، نوند، هژبر، نهنگ، زهره در دل، زنهارخواهان، دشت کین، پیمانشکن، کشورگشای، کینهخواه، بدنژاد، عمود گران، خصم چیر، خصم دلیر، خروشان بسان، دهلها دریدند، زره، خنجر، چاکچاک، کوه آهن، یل نامجوی، نوردید صحرا و هامون، خداوند شمشیر، پُردلان، حصن بلند، گرز گران، آتش کارزار، تیر خدنگ، آهنگ جنگ، گردنفراز، کمند یلان، بدگمان (دشمن)، به رسم کیان، تختگاه، آیین داد، شوربخت، بشورید سخت، نامور پهلوان، نامداران تازیسوار، تیغ زر، نای رویین، دیوزاد، جهان پهلوان، نای و کوس، کوه خارا، ابرو پر از چین کنید، خود و جوشن، بد اختر، شمشیرزن، نام و ننگ، خیل گندآوران، کینپرست و...، نمونههایی از این کلمات و ترکیبات است؛ بهعنوان مثال در شاهنامه قدوقامت پهلوانان بارها به سرو، مانند شده است:
این استعاره در فتوحات جمیله نیز استفاده شده است:
و یا استحکام و قدرت سپاهیان در شاهنامه به کوه مانند شده است:
این ترکیب با همین معنی در فتوحات جمیله هم به کار رفته است:
دمیدن در تنبور (تبیره)، در شاهنامه برای آگاهی و خبررسانی استفاده میشده است:
در فتوحات جمیله نیز با همین کاربرد استفاده شده است: خروش تبیره ز گردون گذشت (فتوحات جمیله، 2پ) مصراع اول بیت زیر نیز یادآور بیت معروف فردوسی است:
همچنین دیدگاههای او دربارۀ واگذار نکردن وطن به دشمن همچون فردوسی است:
و معتقد است باید دشمن را بهموقع سرکوب کرد:
شاعر در خلال صحنههای نبرد و فتح، در قالب پندواندرز به بیان دیدگاههای خود دربارۀ غربت پرداخته که با توجه به مهاجرت او به دربار عثمانی و دوری از وطن جالبتوجه است:
6- 3- بررسی سبکی در سطح بلاغی و ادبی از دیدگاه فنون بلاغی و زیباییشناسی، پیرو سنن ادبی رایج در سبک خراسانی و سلجوقی است. در این متن، همانند متون حماسی متعلق به دورة غزنویان و سلجوقیان اغراق، تشبیه، استعاره و کنایه پُربسامد است و برخلاف آنچه در شاهنامه فردوسی مشاهده میشود شاعر تمایل به صنعتپردازی و آراستن کلام به زیور فنون بلاغی دارد. لحن سرایندة فتوحات جمیله در توصیف قلعهها یادآور توصیفات نظامی در هفتپیکر و اسکندرنامه است و همانند نظامی اشتیاق وافری به استفاده از صور فلکی و اصطلاحات نجومی در وصف دارد؛ برای نمونه در وصف قلعۀ «پچی» میسراید:
همانطور که از بیت فوق پیداست او از اصطلاح «ثور فلک» برای خلق صنعت ایهام تناسب با عبارت «حوت زمین» بهره گرفته است. در همین بین، جوسق به علفگاه و خندق به وطنگاه تشبیه شده است. بین جوسق و خندق نیز سجع متوازن برقرار است. مشابه همین صنعتپردازیها را میتوان در وصف قلعۀ بشکرک، لیبآباد، لیپوه، جنانه مشاهده کرد. علاوهبر صنعتپردازی در وصف قلعهها و اماکن، در توصیف طلوع خورشید نیز این صنعتپردازی مشاهده میشود:
مثالهای فوق دلالت بر هنرنمایی شاعر در وصف صبح و طلوع خورشید دارد که میکوشد از ارائۀ تصویری تکراری از طلوع خورشید جلوگیری کند و هربار از چشماندازی نو به این موضوع نگریسته است. در ادامه برخی از مهمترین فنون بلاغی بهکاررفته در این اثر بررسی میشود: الف. تشبیه تشبیهات در این منظومه، بیشتر از نوع تشبیه محسوس به محسوس یا معقول به محسوس است و مضمون آنها توصیف قدرت، شجاعت، بخشندگی، وفای به عهد، تنومندی و... سلاطین و وزرای عثمانی و نیروهای آنان، احوال دشمنان شکستخورده، توصیف اسب و نیز قلعههاست. در این زمینه آنچه درخور توجه است ساخت تشبیهات نو با وجهشبههای دیریاب است؛ بهعنوان مثال در توصیف اسب محمدپاشا چنین سروده شده است:
یا شکست خوردن سپاهیان دشمن و تصویر کشتگان در میدان جنگ را با استفاده از تشبیهات نو مجسم کرده است:
نکته دیگری که درزمینۀ تشبیهات این اثر، چشمگیر است، پُربسامد بودن تشبیه ابزارآلات جنگی به معشوق یا اعضا و اندامهای اوست؛ بهعنوان مثال، ناوک، کمان، کمند، سنان، نیزه و خدنگ را در میدان جنگ اینگونه به تصویر کشیده است:
بنابراین، استفاده گسترده از تشبیه و ساخت تشبیهات نو با وجهشبههای دیریاب، ویژگی سبکی این اثر در سطح و لایة بلاغی است. ب. استعاره استعاره که نوعی تشبیه فشرده است، موجب تنوع و پویایی بیان و قدرت و نفوذ کلام میشود. فتوحات جمیله از استعاره، بیشتر در وصف طلوع و غروب خورشید یا وصف قلاع، پهلوانان و اسیران جنگی استفاده شده که به خواننده اجازه میدهد فضا و محیط جنگ و درگیری را بشناسد:
همچنین، کاربرد استعاره بهدلیل کوتاهی و فشردگی آن مناسب فضای پُرجوشوخروش و ناآرام حماسه است و لحن حماسی را تقویت میکند:
که غزالان و بتان استعاره از زنان به اسارت گرفته شده است و شیران در توصیف پهلوانان عثمانی بکار رفته است. پ. کنایه کنایه یکی دیگر از ابزارهای زیباییآفرینی در فتوحات جمیله است. سراینده، بیشتر از کنایات برای انتقال پیام به مخاطب و اغراق و برجستهسازی در توصیف صحنههای نبرد بهره برده است:
دلسردی (9پ)، بیفکنـده در طاس نقـش مـراد (20ر)، آب شدن دل (همان)، در انبان این قوم جز بـاد نیـست (21پ)، میان بستن (1پ)، روسفیدی (2ر)، بر آتش فتنه آب فشاندن (1پ)، قلم درکشیدن (10ر) از دیگر نمونههای کنایه در این متن است. ت. اغراق اغراق یکی از عناصر بنیادین در حوزة تخیّل است که متناسب با ژانرهای حماسی است؛ «زیرا حماسه بهدلیل داشتن بنمایههای اساطیری و پهلوانی، ناگزیر با اعمال محیرالعقول و خارقالعاده همراه است» (شمیسا، 1383، ص. 118) در فتوحات جمیله نیز به فراخور فضا و لحن حماسی از آرایة اغراق بسیار استفاده شده است. بیشتر این اغراقها با تشبیه، استعاره و کنایه همراه شده است که بر برجستهسازی و بزرگنمایی میدان جنگ میافزاید:
ج. مجاز در فتوحات جمیله از مجاز برای برجستهسازی و اغراق در وصف صحنههای نبرد و جنگجویان زیاد استفاده شده است، بهعنوان مثال در بیت زیر، سراینده برای توصیف اندیشناکی و اندوه دشمن از دو مجاز بهره برده است. یکی مجاز به علاقۀ حال و محل (سر محل اندیشیدن) و دیگری مجاز به علاقۀ جزء و کل (مژگان جزء چشم):
در ابیات دیگری نیز به فراخور صحنة نبرد، بهجای آنکه آشکارا از جنگجویان نام ببرد، برای اغراق و برجستهسازی عظمت و قدرت سپاهیان از عبارات «پولادپوشان»، «زمرد مصاف»، «فولاد» و «آهن» استفاده کرده که متناسب با پوشش آهنی و فولادی جنگجویان است:
خ. تلمیح یکی دیگر از ابزارهای پُربسامد زیباییآفرین در این منظومه، تلمیح است. در فتوحات جمیله نیز به فراخور ژانر حماسی اثر در زیرگونة تاریخی ـ مذهبی، تلمیحات و اشارات داستانی به دستة ملی و دینی تقسیم میشود. اشارات داستانی ملی در فتوحات به تأثیرپذیری سرایندة آن از شاهنامه بازمیگردد که قهرمانان منظومۀ خود را با قهرمانان حماسه ملی ایرانیان یعنی رستم، زال، بیژن و... سنجیده است:
ازحیث اشارات مذهبی نیز سراینده به روایتهایی دربارۀ شجاعت و دلاوری حضرت علی(ع) توجه داشته است:
و در برخی ابیات نیز نابودی دشمن را همچون غرق شدن فرعونیان در رود نیل دانسته است:
گاه نیز مضمون برخی ابیات از آیات قرآن الهام گرفته است؛ بهعنوان مثال، بیت زیر به آیه )وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ( (آل عمران/169) اشاره دارد:
یا ابیات زیر، الهامگرفته از این آیه است )فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلَا یَتَسَاءَلُونَ( (مؤمنون/101):
گاهی نیز تلمیحات از نوعی دیگری است و جنبة ملی یا مذهبی ندارد؛ بهعنوان مثال اشاره به داستان سلیمان و دیو و داستان کوه قاف و پری:
7- نتیجهگیری تکنسخۀ فتوحات جمیله که در کتابخانۀ توپقاپوسرای استانبول نگهداری میشود در 64 صفحه (32 برگ) و نگاشتهشده با خط نستعلیق که هفت صفحۀ آن مینیاتوری است. مضمون این نگارهها نیز دربارۀ صحنههای جنگ و نبرد، محاصرة قلاع و کشتار ساکنان آن، آرایش سپاه، سراپردة سلطان و محافظان آن است. این نسخه با توجه به اینکه تاریخ کتابت آن، سال 964ق است، ویژگیهای رسمالخطی خاص و منحصربهفردی ندارد و مانند اغلب نسخههای متعلق به پیشاز سدة دهم حرف «پ» بهصورت «ب» و «گ» بهصورت «ک» نوشته شده است؛ اما آنچه در این نسخه بر تحول خط فارسی دلالت دارد، رعایت نقطهگذاری در نگارش حرف «چ» و «ش» در بیشتر مواقع است؛ همچنین به شیوة نسخههای نوشتهشده در قلمرو صفوی، کاتب به افزودن نقطه و یا ادغام برخی از حروف در یکدیگر برای زیباسازی خط توجه داشته است. املای برخی کلمات متفاوت از املای رایج امروزی است، مانند «طوب»، «صنج»، «قفص» و «طراونده». بررسی ویژگیهای زبانی و دستوری اثر نشان میدهد که سرایندة آن از سبک خراسانی پیروی میکند. آنچه بیش از هرچیز در سطح واژگان در این اثر جلب توجه میکند و دلالت بر تقلید شاعر از زبان دورة خراسانی دارد، کاربرد کلمات کهن و کمکاربرد و مهجور است. کاربرد لغات ترکی که اغلب اسم مکانهای فتحشده یا اسامی اشخاص است و پُربسامد بودن کلمات عربی از دیگر ویژگیهای زبانی آن است. ازحیث دستور زبان فارسی، عارف به سبک و سیاق شاهنامه فردوسی نظر دارد؛ ازاینرو تصریف افعال ماضی و مضارع، استفاده از نشانههای جمع، کاربرد حروف ربط و اضافه، نشانة نکره، مطابقت موصوف و صفت، کاربرد «را» فک اضافه و شمارش متفاوت اعداد و غیره را میتوان در این اثر با ویژگیهای دستور زبان فارسی در سدۀ چهارم و پنجم هجری سنجید. با توجه به اینکه فتوحات جمیله در بیان فتوحات سلطان سلیمان اول و لشکریان و وزرای وی سروده شده است، ژانری حماسی دارد. ازحیث زیرگونه ژانر حماسی، این اثر را میتوان از نوع حماسهای تاریخی ـ مذهبی دانست؛ چراکه پهلوانان و قهرمانان این مثنوی شخصیتهایی حقیقی و تاریخیاند. از طرف دیگر، یکی از انگیزههای اصلی غزوات سلطان عثمانی زدودن عناصر مسیحی و غیراسلامی بوده است. در این اثر، دلاوری و جنگاوری فرماندهان و بزرگان عثمانی با حضرت علی(ع) سنجیده شده است. اغراق در توصیفات، یادکرد از پهلوانان شاهنامه بهویژه رستم، مقایسه شخصیت اصلی داستان با رستم، بیژن و زال، یادکرد از اماکن اسطورهای شاهنامه، مانند روییندژ، سلاحها و پوشش جنگی پهلوانان، مانند گرز و پلنگینه و نیز اشاره به موجودات اساطیری، مانند دیو، اژدها و پری، نمونههایی از تأثیرپذیری سراینده از شاهنامه است. از دیدگاه فنون بلاغی و زیباییشناسی، فتوحات جمیله دارای تشبیهات نو و تازهای در توصیف زمان، مکان و ابزارآلات جنگی است و همانند متون حماسی متعلق به دورة غزنویان و سلجوقیان اغراق، تشبیه و کنایه بسامد بسیاری دارد و برخلاف شاهنامه فردوسی، شاعر تمایل به صنعتپردازی و آراستن کلام به زیور فنون بلاغی دارد. [1] دزبان: دژبان [2] دزهای: دژهای | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
منابع
قرآن کریم
امینی، محمدرضا، و نعمتی، سکینه (1397). شاهنامه سلیمانی؛ احیای سنت شاهنامهسرایی در دربار عثمانی. پژوهشنامه نسخهشناسی متون نظم و نثر فارسی، 3(9)، 1-30.
بابایی، طاهر (1395). جایگاه مهاجران ایرانی در تاریخنگاری منظوم عثمانی در عصر فتح و شکوه. پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی، 49(1)، 25-40. https://doi.org/10.22059/jhic.2018.244714.653823
خوارزمی، حمیدرضا، و جهادی حسینی، سیدامیر (1402). شاهنامۀ منسوب به محرمی، برگی دیگر از شاهنامهسرایی در سرزمین عثمانی. جستارهای نوین ادبی، 56(4)، 45-73.
ریاحی، محمدامین (1369). زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی (ج. 1)، پاژنگ.
زرقانی، مهدی، و قربان صباغ، محمودرضا (1395). نظریة ژانر (نوع ادبی) رویکرد تحلیلی ـ تاریخی. هرمس.
سیملا اوزچلیک، ثانیه (1398). شاهنامهنویسی در عثمانی. همایش بینالمللی شاهنامه در گذر جاده ابریشم، مشهد، ایران. https://civilica.com/doc/924317
شریفزاده، صدیقه، و رضوانیان، قدسیه (1401). جستار و طبقهبندی آن بهمثابه ژانر. جستارهای نوین ادبی، 55(2)، 47-27. https://doi.org/10.22067/jls.2022.73540.1199
شفیعی، محمود (1377). شاهنامه و دستور. انتشارات دانشگاه تهران.
شمیسا، سیروس (1383)، انواع ادبی. انتشارات فردوسی.
صالحی، نصرالله (1391)، تاریخنگاری و مورخان عثمانی (ج. 1). پژوهشکدة تاریخ اسلام.
صفا، ذبیحالله (1392)، حماسهسرایی در ایران. هرمس.
فردوسی، ابوالقاسم (1393). شاهنامه (به کوشش سعید حمیدیان). قطره.
معین، محمد (1370). اضافه. امیرکبیر.
مفتاح، الهامه، و ولی، وهاب (1374). نگاهی به روند نفوذ و گسترش زبان و ادب فارسی در ترکیه. شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی.
عارف، فتحالله (بیتا). نسخه خطی فتوحات جمیله. کتابخانۀ موزۀ توپقاپوسرای.
نوروزی، یعقوب، و آببرین، سیفالدین (1395). شاهنامه در ادبیات ترکی عثمانی. پژوهشهای ادبیات تطبیقی، 4(4)، 139-116. https://clrj.modares.ac.ir/article-12-6649-fa.html
نوریلدیز، سارا (1391). نخبگان ایرانی در خدمت سلطان عثمانی: تاریخنویسی فارسی در دورة عثمانی در تاریخنگاری و مورخان عثمانی (نصرالله صالحی، مترجم). پژوهشکده تاریخ اسلام.
ووسینچ، وین (1346). تاریخ امپراتوری عثمانی (سهیل آذری، مترجم). فرانکلین.
References The Holy Quran. Amini, M., & Nemati, S. (2018). The Shahnameh of Soleimani; The Revival of the Tradition of Shahnameh Composition in the Ottoman Court. Research Journal of Persian Prose and Poem Texts, 3(9), 1-30. https://journals.iau.ir/article_672413.html [In Persian]. Aref, F. (n.d). Fotoohate Jamileh. Topkapisaray Library. [In Turkey]. Babaei, T. (2016). The Position of Iranian Immigrants in Ottoman Poetic Historiography in the Age of Conquest and Glory. Journal of Islamic Civilization History. 49(1), 25-49. https://doi.org/10.22059/jhic.2018.244714.653823 [In Persian]. Ferdowsi, A. (2014). Shahnameh,) S. Hamidian, Ed.). Ghatreh. [In Persian]. Kharazmi, H., & Hosseini, A. (2023). Shahnameh attributed to Moharrami, another leaf of Shahnameh-Soraei in the Ottoman Empire. Modern Literary Essays, 56(4), 45-73. https://www.doi.org/10.22067/jls.2024.84590.1508 [In Persian]. Meftah, E., & Vali, W. (1994). A look at the process of influence and expansion of Persian language and literature in Turkey.Council for the Development of Persian Language and Literature. [In Persian]. Moein, M (1999). addition. Amirkabir. [In Persian]. Norildiz, S. (1991). Iranian Elites in the Service of the Ottoman Soltan: Persian Historiography in the Ottoman Period in Historiography and Ottoman Historians (N. Salehi, Trans.). Islamic History Research Institute. [In Persian]. Noroozi, Y. &, Abbarin, S. (1995). Shahnameh in Ottoman Turkish Literature. Comparative Literature Research, 4(4), 116-139. https://clrj.modares.ac.ir/article-12-6649-fa.html [In Persian]. Riahi, M. (1990). Persian Language and Literature in the Ottoman Empire (Vol. 1). Pazhang. [In Persian]. Safa, Z. (2013). Epic Writing in Iran. Hermes. [In Persian]. Salehi, N. (2012). Historiography and Ottoman Historians. (Vol. 1). Islamic History Research Institute. [In Persian]. Shafi'i, M. (2000). Shahnameh and the Order. Tehran University Press. [In Persian]. Shamisa, S. (2004). Literary Types. Ferdosi Press. [In Persian]. Sharifzadeh, S. & Rezvanian, Q. (2018). An Essay and Its Classification as a Genre. New Literary Essays, 55(2), 27-47. https://doi.org/10.22067/jls.2022.73540.1199 [In Persian]. Simla Ozcelik, S. (2019). Shahnameh Writing in Ottoman Times. International Conference on Shahnameh on the Silk Road. Mashhad, Iran. https://civilica.com/doc/924317/ [In Persian]. Vucinich, W. (1967). History of the Ottoman Empire (S. Azari, Trans.). Franklin. [In Persian]. Zarghani, M., & Ghorban Sabbagh, M. (2016). Genre Theory (Literary Type) Analytical Historical Approach. Hermes. [In Persian]. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 450 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 148 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||