| تعداد نشریات | 43 |
| تعداد شمارهها | 1,829 |
| تعداد مقالات | 14,864 |
| تعداد مشاهده مقاله | 40,729,448 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 15,806,854 |
تأملی بر شرط استقلال آوایی میزبانِ واژهبستها: بررسی صورت [wæpi ] در کُردی کلهری | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نشریه پژوهش های زبان شناسی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از تاریخ 15 بهمن 1403 اصل مقاله (680.12 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/jrl.2025.140959.1839 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مهدی فتاحی* 1؛ طاهره جعفری2 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1استادیار زبانشناسی، گروه زبان انگلیسی و زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشجوی دکتری زبانشناسی، گروه زبان انگلیسی و زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| واژهبستها دستهای از تکواژهای وابستهاند که به میزبانهایی با ویژگیِ مستقلِ آوایی متصل میشوند. در پژوهش حاضر تلاش بر این است که با بهکارگیری دو رویکرد درونزبانی و تطبیقی، وضعیت حرف اضافۀ [wæpi‑] در کُردی کلهری بهعنوان میزبان واژهبستها مورد بررسی قرار گیرد. دلیل انتخاب این حرف اضافه در تحلیل حاضر این است که این تکواژ با آنکه استقلال آوایی ندارد، اما برای پیبستهای ضمیری نقش میزبان را ایفا میکند. دادههای این پژوهش از طریق مصاحبه با ۱۵ گویشور از هر کدام از گونههای کلهری، ایلامی و سورانی گردآوری شده و پس از آوانویسی، مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفتند. از بررسی شواهد و یافتههای گونۀ کلهری و مقایسۀ آن با دادههای ایلامی و سورانی این نتیجه بهدست آمد که در گذشته حرف اضافۀ [wæpi‑] احتمالاً دارای استقلال آوایی بوده، که در گذر زمان دستخوش تغییراتی شده و استقلال آوایی آن از بین رفتهاست ولی با این وضعیت، همچنان به میزبانیِ پیبستهای ضمیری ادامه میدهد. بنابراین، شرط استقلال آوایی میزبان ممکن است تحتتأثیرِ ملاحظات تاریخی قرار بگیرد، و میزبان لزوماً همیشه استقلال آوایی نداشته باشد؛ صورت [wæpi‑] در کردی ایلامی بهشکل [wæ‑] و در کردی سورانی بهشکل [peɪ:] در آمدهاست و اساساً این دو تکواژ یکی میباشند. همچنین به نظر میرسد که محدودیتی در زبان کردی فعال و مسلط است که حروف اضافۀ بزرگتر از یک هجا را نامطلوب میداند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| میزبان؛ واژهبست؛ کردی کلهری؛ کردی ایلامی؛ کردی سورانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
۱. مقدمه واژهبستها گروه خاصی از تکواژهای وابستهاند که ویژگیهای خاص خود را دارند. این دسته از تکواژهای وابسته حاصل روند دستوریشدگی واژگان نقشیاند (نغزگوی کهن، ۱۳۸۹)، و در این مسیر رفتهرفته ویژگیهای واژگانی خود را از دست داده و به وندهای تصریفی شبیه شدهاند، اما دیگر نه واژۀ دستوری محسوب میشوند و نه وند تصریفی، بلکه خود گروه جدای واژهبستها را تشکیل میدهند. ازجمله ویژگیهای متمایز این عناصر با واژگان قاموسی این است که مستقل نیستند،یعنی بهتنهایی بهکار نمیروند و برای شرکت در ساخت جمله حتماً باید به یک عنصر واژگانیِ مستقل که نقش میزبانشان را ایفا میکند متصل شوند؛ برخلاف واژهها و وندها، تکیۀ واژگانی ندارند و پس از اتصال به میزبان تکیۀ آن را جابهجا نمیکنند، بلکه با آن یک گروه واجی[1] میسازند. زوئیکی[2] (1977) با توجه به جهت اتصال واژهبستها به میزبان، آنها را به دو دستۀ پیشبست[3] و پیبست[4] تقسیم میکند؛ پیبستهای ضمیری گروهی از این پیبستها هستند که نقشی مشابه گروههای اسمی ایفا میکنند، یعنی برای مثال در نقش مفعول به میزبان فعلی متصل میشوند، یا در نقش متممِ حرف اضافه با میزبان حرفاضافهای همراه میگردند. در کردی کلهری، که یکی از گویشهای جنوبیِ زبان کردی است واژهبستهای ضمیری نقش پررنگی دارند. نبز[5] (1976)، حسنپور (1989)، مکنزی[6] (1962) و ایزدی (1992) کُردی را به چهار گروه شمالی (کرمانجی)، مرکزی (سورانی و اردلانی)، جنوبی (کلهری و ایلامی) و هورامی تقسیم میکنند. بنابر (فتاحی،۱۴۰۱) کردی شمالی بخش اعظم شرق و جنوب شرقی ترکیه و استان آذربایجان غربی، و نیز بخشهایی از استان خراسان شمالی را در بر میگیرد. کردی مرکزی نیز کردستان عراق، جنوب استان آذربایجان غربی (گونۀ سورانی)، تمام استان کردستان و همچنین نواحی شمالی و شمال غربی کرمانشاه (گونۀ اردلانی) را شامل میشود. کردی جنوبی نیز بخش وسیعی از استانهای کرمانشاه و ایلام و نواحی جنوب شرقی استان کردستان را شامل میشود. ابتدا لازم است برای جلوگیری از هر گونه ابهام در جریان پژوهش، پیبستهای ضمیریِ کردی کلهری با استدلال کافی معرفی شوند. این پیبستها بسته به بافت آوایی میزبان، دارای صورتهای آوایی متناوبِ زیر هستند. جدول ۱- پیبستهای ضمیری کُردی کلهری Table 1- Pronominal enclitics in Kalhori Kurdish
بنابر شقاقی (۱۳۷۴)، که واژهبستهای زبان فارسی را بر اساس معیارهای شناختهشدۀ زوئیکی و پولوم[8] (1983) میسنجد، واژهبستها را میتوان با هفت ویژگیِ زیر شناخت:
براین اساس در نمونههای زیر از کُردی کلهری، واژهبستبودنِ تکواژهای جدول (۱) مشخص میشود.
مثال‑۱ ˈdæs-əm مثال‑۲ Ɂæziz-əm ˈdus-ə پ.ب.ضم[9]- دست(اسم) پ.ب.ضم‑عزیز(صفت) ک.اض‑دوست «دستم» «دوستِ عزیزم»
مثال‑۳ ˈɁærɑ‑mɑn مثال‑۴ ˈræftɑr‑ə menɑɫɑnæ‑d پ.ب.ضم‑برای(ح.اض) پ.ب.ضم‑بچگانه(قید) ک.اض‑رفتار «برایمان» «رفتار بچگانهات»
مثال‑۵ ˈsæn-im-ɪ: مثال‑۶ ˈdi-m-ɪ: پ.ب.ضم‑ش.ا.ج-خرید(گذشته) پ.ب.ضم‑ش.ا.م‑دیدن(گذشته) «خریدیمش.» «دیدمش.»
از همۀ مثالهای بالا وابستهبودنِ پیبست ضمیری به میزبان دریافت میشود. همچنین، با وجود اتصالِ پیبست به میزبان، تکیۀ میزبان جابهجا نشده و بر روی پیبست قرار نگرفته است. از مثالهای (۱)، (۲)، (۳) و (۴) پیداست که پیبستهای ضمیری، و بهطور کلی واژهبستها، در انتخاب میزبان گزینشی عمل نمیکنند و به میزبانهایی با مقولههایِ مختلفِ اسم، صفت، حرف اضافه و قید متصل میشوند. در مقایسه با وندهای تصریفی، واژهبستها بدون هیچ استثنائی، هر کجا که نحو تعیین کند تظاهر مییابند. قاعدۀ حذف به قرینه نه بخشی از یک کلمه، بلکه کلّ آن کلمه را حذف میکند. برای مثال اسمِ «علی» در جملۀ «علی اینجا بود ولی رفت»، به قرینه حذف شده است. این جمله قبل از حذفِ «علی»، بهصورتِ «علی اینجا بود، ولی علی رفت.» بوده است. در مثال (۸) در زیر، یکی از پیبستهای ضمیری به قرینۀ دیگری حذف شدهاست و صورت کامل آن در مثال (۷) مشاهده میشود. حذف پیبست ضمیری به قرینۀ دیگری، در حالیکه جملهای خوشساخت و دستوری حاصل میشود، واژهبستبودنِ آن را تأیید میکند. مثال‑۷ ˈdæs-əm-u pɑ-m مثال‑۸ pɑ‑m ˈdæs‑u پ.ب.ضم‑پا عطف‑پ.ب.ضم-دست پ.ب.ضم-پا عطف-دست «دستم و پایم» «دست و پایم» علاوهبر مواردی که تاکنون بررسی شده، واژهبستها را از طریق دو ویژگی دیگر نیز میتوان شناخت؛ یعنی «جلوگیری از وندافزایی» و« عدم حرکت مستقل»، که در ادامۀ بحث مثالهایی از این دو مورد نیز ارائه میگردد. عملِ حرکت، تنها بر واژهبست اعمال نمیشود و حرکت مستقلِ این واحد زبانی بهعنوانِ یک تکواژ وابسته ساختی نادستوری مانند مثالِ (۹) بهدست میدهد. صورت صحیحِ این ساختار قبل از حرکتِ پیبست ضمیری، در مثال (۵) نشان داده شده است. همچنین، دلیل نادرستی ساختار موجود در نمونۀ (۱۰) به این موضوع نسبت داده میشود که در آن، پس از تکواژِ [‑əm] وندافزایی صورت گرفته است. با توجه به اینکه واژهبستها مخالف وندافزایی بعد از خودشان هستند میتوان نتیجه گرفت که تکواژ یادشده یک واژهبست است. مثال‑۹ ɪ:-sæn-im * مثال‑۱۰ ˈdæs-əm-ejl * ش.ا.ج‑خرید(گذشته)-پ.ب.ضم پس.ج‑پ.ض‑دست « ِش خریدیم» «دستمها»
در بخش پیشین، دادههایی از کردی کلهری ارائه شد که با سنجیدن آنها براساس معیارهای شناخت واژهبستها شقاقی (۱۳۷۴)، برگرفته از زوئیکی و پولوم (1983)، اطمینان حاصل شد که پیبست ضمیری هستند و برای حضور در جمله باید به عناصر واژگانی مستقلی متصل شوند، که نقش میزبانِ این پیبستها را ایفا میکنند. با وجود همۀ این شواهد، گاهی با صورتهایی در کردی کلهری روبرو میشویم که پذیرش آنها بهعنوان میزبانِ پیبستهای ضمیری، برای زبانشناسان چالشبرانگیز مینماید، چراکه هیچیک از ویژگیهای یک میزبان، ازجمله استقلال آوایی را ندارند. منظور از استقلال آوایی این است که بدون اتصال به وند، واژهبست، یا هر تکواژ دیگری بتوانند بهکار بروند. یکی از این صورتهای زبانیِ چالشبرانگیز عبارتِ [wæpim] بهمعنای «بِهِم» است، و بهصورت /wæpi‑m/ تقطیع میشود. براساس بررسیهایی که از پیبستهای ضمیری در این گونۀ زبانی به عمل آمد، مشخص شد که تکواژِ [‑m] پیبستِ ضمیریِ اول شخص مفرد است و بخش دیگر عبارت یادشده، یعنی تکواژِ [wæpi‑] حرف اضافهای است بهمعنای «به». پرسشی که تمرکز اصلی پژوهش حاضر را به خود جلب کرده این است که، چگونه میتوان تکواژ [wæpi‑] را بهعنوان میزبان پیبست ضمیریِ [‑m] در نظر گرفت، درحالیکه هیچ شباهتی از نظر کاربرد، به واژگان مستقل برای ایفای نقش میزبان ندارد؟ این پدیدۀ زبانی یک حرف اضافه است، اما بهدلیل نداشتن استقلال آوایی بهتنهایی در جمله بهکار نمیرود؛ بر این اساس نمیتواند نقش میزبان پیبستها را ایفا کند. با این تفاسیر، برای بررسی و رسیدن به پاسخ پرسشی که بیان شد، دو فرض مطرح میشود.
در انتهای این بخش، برای آشنایی هر چه بیشتر با این پدیدۀ زبانی، ترکیب آن با هر شش صیغۀ پیبستهای ضمیری در جدول (۲) به نمایش گذاشته میشود. مرز بین این دو تکواژ با خط تیره مشخص میگردد تا صورتهای متناوبِ آن، که بسته به بافت آوایی تکواژ مجاور آن ایجاد میشوند، مشخص شود. چنانچه از جدول نیز پیداست، این تکواژ دارای دو صورتِ متناوبِ [wæpi‑] و [wæp‑] است. جدول۲- صورتهای متناوب تکواژ /wæpi‑/ هنگام اتصال به پیبستهای ضمیری Table 2- Alternating forms of /wæpi‑/ when Connected to Pronominal Enclitics
گردآوری دادههای پژوهش با ایجاد یک پیکرة صوتی از مصاحبه با ۱۵ گویشو از هرکدام از گونههای کلهری، ایلامی و سورانی انجام شده است. پس از آوانویسی دادهها با استفاده از [12]IPA (الفبای بینالمللی آوانگاری(، دادهها تقطیع میشدند تا صورتهای موردبررسی بهدست بیایند. همچنین، در جمعآوری و تحلیل دادهها، شمّ زبانی نگارندگان بهعنوان گویشوران کردی کلهری و آشنا به گونههای ایلامی و سورانی نیز مدّنظر قرار گرفت. ۲. اهداف پژوهش پیشِرو با هدف بررسی نوعی تکواژ در کُردی کلهری، که بهظاهر نقش میزبانِ پیبستهای ضمیری را ایفا میکند، انجام میگردد تا مشخص شود با وجود نداشتن ویژگیِ استقلال آوایی، چگونه این تکواژ میتواند تکیهگاه و میزبانِ واژهبستها باشد. هدف دیگری که دنبالۀ هدف اصلی قرار میگیرد این است که مشخص گردد آیا ارتباط معناداری بین حرف اضافۀ [wæ‑] در گونۀ ایلامی و [pɪ:‑] در گونۀ سورانی وجود دارد یا خیر، چراکه این حرف با دو صورت کاملاً متفاوت از نظر ظاهری، در این دو گونۀ زبانی بیان میشود. ۳. پیشینۀ پژوهش ریشۀ واژهبست از واژۀ یونانی “klino” بهمعنای «تکیه دادن» سرچشمه میگیرد ((Klavans, 1982:7. واژهبستها خاصیتی بیناحوزهای دارند و همین امر سبب شده است تا پژوهشگران از زوایای مختلفی به این پدیدۀ زبانی بپردازند. از مهمترین مطالعات خارجی میتوان از زوئیکی (1977)، زوئیکی و پولوم (1983)، کلاونس (1982)، تیلور[13] (1990)، اسپنسر[14] (1991)، اندرسون[15] (1992)، کاتامبا[16] (1993)، هالپرن[17] (1995) و آیخنوالد[18] (2003) نام برد. عمدۀ این پژوهشها الگوها و معیارهایی برای تشخیص واژهبستها معرفی کردهاند. پژوهشهای داخلی فراوانی نیز از جنبههای مختلف، واژهبستها و نظام واژهبستی زبانها و گویشهای ایرانی را مورد بررسی قرار دادهاند. راسخ مهند (۱۳۹۲)، مهدیزاده و همکاران (۱۳۹۵)، شریفی و صبوری (۱۳۹۷)، باباسالاری و همکاران (۱۳۹8)، احمدی و گوهری (۱۳۹۹)، رنجبر و مدرسی (۱۳۹۹)، اسماعیل نژاد نودهی و همکاران (۱۳۹۹)، محمدی بلبلانآباد، علینژاد و رضایی (۱۳۹۹)، الهویسی آذر، محمدی بلبلانآباد و ورزنده (۱۴۰۰)، اعتباری، علیزاده و نغزگوی کهن (۱۴۰۱) و پورجمال قویجاق، شعبانی و حبیبزاده (۱۴۰4) نمونههایی از بررسی واژهبستها از جنبههای مختلف ردهشناختی، ساختواژی، نحوی، معنایی و واجیآوایی هستند که در این زمینه به چاپ رسیدهاند. در این میان پژوهش رنجبر و مدرسی (۱۳۹۹) میزبانگزینی واژهبستها در کردی اردلانی را براساس نظریۀ فاز مورد مطالعه و بررسی قرار دادهاند. نتایج کلی بهدستآمده از این پژوهش مشخص میکند که نظریة فاز توانایی تبیین چگونگی میزبانگزینی واژهبستهای مطابقه در کردی اردلانی را دارد و جایگاه اتصال واژهبست به میزبان توسط فاز تعیین میشود. از آن سبب که در این پژوهش نوعی تحول آوایی در تکواژهایِ میزبانِ واژهبستها مطالعه میشود، ذکر پژوهشهایی در زمینۀ سیر تحولات در رفتار تکواژها نیز مرتبط و ضروری مینماید. در مقالاتی نغزگوی کهن (۱۳۸۹؛۱۳۹۳؛۱۳۹۹) تحولات نقشی تکواژها را طبق چارچوب دستوریشدگی، مورد مطالعه قرار میدهد. وی معتقد است در چارچوب دستوریشدگی، کلمات نقشی در گذر زمان دستوریتر گشته و به واژهبست تبدیل میشوند؛ با ادامۀ روند دستوریشدگی و در مرحلۀ بعد، واژهبستها به وند تصریفی بدل میشوند. بعلاوه از طریق شواهدی از تغییرات ضمیر پیبستی « ِش» نشان میدهد که واژهبستها در بعضی از کاربردها با از دستدادن خصوصیات واژهبستی و نیز ارجاعپذیری خود، تبدیل به وند اشتقاقی میشوند. در پژوهشی دیگر نغزگوی کهن و داوری (۱۳۹۱) نشان میدهند که در ساخت بعضی کلمات مرکب، اجزاء واژگانی با تغییر استعاری در معنا، عملکردی شبیه به وندها از خود نشان میدهند؛ به این صورت که با انتزاعیتر شدن از طریق بسط استعاری، ویژگیهای مخصوص وندها چون زایایی و پیشبینیپذیری را کسب میکنند. فتاحی و کرد زعفرانلو کامبوزیا (۱۳۹۲) فرآیند نادرِ حرکت تکواژ، به دلیل ملاحظات صرفی‑واجی را مورد مطالعه قرار میدهند. ایشان نشان میدهند ترتیب معمول تکواژها در افعال پسوندی که در آنها پیبست ضمیری سوم شخص مفرد بهکار رفته باشد، بنا به دلایل صرفی‑واجی مانند التقای واکهها تغییر مییابد. حسینی (۱۳۹۵) در پایاننامۀ کارشناسی ارشد خود به توزیع واژهبست در کردی اردلانی میپردازد. وی بنابر مکنزی (1962)، که حروف اضافه را به دو دستۀ ساده و مطلق تقسیم میکند، حرف اضافۀ [pe] در این گویش را جزو حروف اضافۀ مطلق به شمار میآورد و معتقد است متمم این دست از حروف اضافه واژهبستها میباشند و اگر بهجای واژهبست ضمایر منفصل یا گروههای اسمی قرار بگیرند، جملهای بدساخت حاصل میشود؛ با این حال هیچ اشارهای به شرایط استقلال آواییِ این حرف اضافه که نقش میزبان واژهبستها را ایفا میکند ندارد. در پژوهشی، مهدیزاده و همکاران (۱۳۹۵) نظام مطابقۀ کردی کلهری را مطالعه و آن را با گونههای لکی، سورانی و کرمانجی مقایسه میکنند؛ در خلال تحلیل دادههای کلهری، گروه حرف اضافهایِ «wæ‑p‑id» را متأثر از «بِهِت» در زبان فارسی تقطیع میکنند، به این صورت که « wæ‑» را حرف اضافۀ «به»، «p‑» را تکواژ میانجی و «‑id» را واژهبست غیرفاعلی در نظر میگیرد. در این پژوهش نیز توجهی به شرایط آواییِ میزبان نشده است. کریمی، گوهری و کریمیدوستان (۱۳۹۹) همنامی و نقشهای مختلف تکواژ وابستۀ «‑æ» را در کردی ملکشاهی بررسی میکنند. بر اساس این پژوهش صورت مذکور ممکن است بهعنوان پیبست، وند تصریفی، و وند اشتقاقی در بافتهای مختلف بهکار رود. ایشان بیان میکنند هر یک از نمودهای «-æ» در طول سازوکار دستوریشدگی تحت تأثیر تغییرات آوایی، ساختواژی، نحوی و معنایی قرار گرفتهاند و باعث ایجاد این همنامی شدهاند. در پژوهشی دیگر فتاحی (۱۴۰۱) با رویکردی تطبیقی، به بررسی بقایای صورت آواییِ تکواژ صفرِ پیشوند استمراری میپردازد و با بررسی این پیشوند در گویشهای کرمانجی، سورانی، اردلانی و ایلامی و مقایسۀ آن با صورتهای حال استمراری «آمدن»، «آوردن» و «دیدن» و نیز پیشوند منفیساز حال استمراری در کردی کلهری شواهدی مبنی بر وجود بقایای این پیشوند در این گونه از زبان کردی گزارش میدهد، که در گذر زمان دستخوش تغییر شده و اکنون بهطور کلی به شکل تکواژ صفر در آمده است. به نظر میرسد در پژوهشهایی که در زمینۀ واژهبستها و تکواژها به انجام رسیده، تاکنون مطالعهای جهت بررسی شرط استقلال آواییِ میزبان واژهبستها انجام نشدهباشد و میزبان بهطور پیشفرض از نظر آوایی و واژگانی مستقل در نظر گرفته شده است، از این رو پژوهش حاضر میتواند اطلاعات نویی در این زمینه به همراه داشته باشد.
پس از طرح یک فرض زبانی، قدم بعدی این است که شواهدی ارائه گردد که با پشتیبانی از آن، احتمال درستی فرض را بیشتر کند و یا برعکس، شواهدی نقض ارائه گردد که رد آن را قطعی بداند. همین شرایط برای وقتی که دو فرض در تقابل با هم قرار میگیرند نیز برقرار است. در بخش پیشین دو فرض مطرح شد که یکی اتصال واژهبستها به میزبانِ واژگانی و مستقل را ضروری نمیدانست و بر این اساس، عبارتِ [wæpi‑m] را متشکل از دو واژهبست تلقی میکرد که بدون نیاز به اتصال به واژهای مستقل، نقش میزبان را برای یکدیگر ایفا میکنند. با این حال، فرض دیگر اذعان داشت که حرف اضافۀ [wæpi‑] در گذشته تکواژی با استقلال آوایی و واژگانی بوده که بهعنوانِ میزبان برای واژهبستها نیز بهکار میرفتهاست؛ استقلال آوایی این تکواژ در گذر زمان از بین رفته و به تکواژِ تکهجایی [wæ] تقلیل یافتهاست، اما صورت کاملِ آن کاربرد خود با واژهبستها را حفظ کردهاست و اکنون نیز به میزبانی آنها میپردازد، اما دیگر با گروههای اسمی و ضمایر گسسته بهکار نمیرود. اینگونه است که فرض میشود عبارتِ [wæpi‑m] متشکل از یک حرف اضافۀ وابسته و یک واژهبست است. در این بخش دو فرض یادشده در مقابل هم قرار میگیرند تا تعیین شود شواهد و استدلالهایی که در ادامه مطرح میشوند کدامیک را بهتر تبیین میکنند، طوری که یکی از این دو به مرحلۀ اثبات برسد و پاسخی مناسب و درست برای پرسش این پژوهش باشد. 1-4. فرض نخست: گروه واجی بدون میزبان در این بخش، فرض نخست با نگاهی دوباره به واژهبست، مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. سادهترین و خلاصهترین تعریفی که از واژهبست میتوان ارائه داد، برگرفته از اسمِ آن است، یعنی واژهای که وابسته است. چنانچه پیشتر نیز بیان شد، واژهبستها عناصری از زبان هستند که در گذر زمان و با روندِ دستوریشدگیِ واژگان بهوجود آمدهاند. از پیامدهای این امر کوتاهشدنِ واژۀ مستقل از نظر آوایی، ازدست دادن استقلال واژگانی آن و تبدیلشدن به یک واحد زبانیِ وابسته است. پرسشی که برای رسیدن به اهداف پژوهش، ضروری است مطرح شود این است که این عنصر زبانی «وابسته» به چیزی است؟ پرسشی که در عین سادگی، پاسخ به آن زوایای مهمی از واقعیت را آشکار میکند. کاملاً مشخص است واژهبستها بهدلیل ازدست دادنِ استقلال آوایی و واژگانی خود به واژگانی که از چنین استقلالی برخوردارند متصل میشوند، و اصلاً ماهیت آنها اینگونه است که به عناصری مستقل وابسته باشند. با توجه به این نکتۀ ساده اما مهم، فرض اینکه واژهبستها بدون نیاز به میزبان نیز به کار خود ادامه میدهند امری مردود و ناپذیرفتنی است. به بیانی عینیتر فرض [wæpi‑m] بهعنوان دو واژهبست که میزبانِ یکدیگر واقع شدهاند نادرست است. حضور میزبان با ماهیتی مستقل برای واژهبست امری بسیار ضروری است و بدون آن واژهبست هویتی نخواهد داشت. تاکنون مطالعات فراوانی در زبانها و گویشهای مختلف ایرانی با موضوع واژهبستها انجام شده، اعم از طاهری (۱۴۰۰)، گوهری و همکاران (۱۳۹۹)، آخوندی و صناعتی (۱۳۹9)، احمدی ورمزانی و غلامعلیزاده (۱۳۹۸)، هوشمند (۱۳۹۸)، سبزعلیپور و واعظی (۱۳۹۷)، مزینانی، کرد زعفرانلو کمبوزیا و گلفام (۱۳۹۴)، و راسخ مهند (۱۳۸۹). در هیچیک از این پژوهشها موردی مبنی بر کاربرد واژهبستها بدون میزبان ذکر نشدهاست و واژهبستها همگی به میزبانِ مستقل نیاز دارند تا به حاشیۀ آن متصل شوند و با آن تشکیل یک گروه واجی بدهند. بنابر دلایل و شواهدی که بیان گردید، به نظر میرسد فرض نخست شانس خود را برای برندهشدن از دست میدهد. در ادامه به بررسی فرض دوم پرداخته خواهد شد تا پاسخ این معمّا مشخص گردد. 2-4. فرض دوم: ازبینرفتن استقلال آوایی میزبان در بخش پیشین، شواهدی که بتوانند فرض نخست را تأیید کنند یافت نشد. در این بخش نیز اولین قدم را با جستوجوی شواهدی از کردی کلهری برمیداریم. در کردی کلهری صورتهای [wæpi‑] و [wæ] حروف اضافهای هستند بهمعنای «به»، که با تفاوتِ یک هجای بیشتر در توزیع تکمیلی نسبت به هم قرار دارند، به این معنا که [wæpi‑] فقط با واژهبستها بهکار میرود، درحالیکه [wæ] قبل از گروههای اسمی و ضمیرهای گسسته قرار میگیرد. به نظر میرسد صورتِ [wæpi‑] در گذشته یک حرف اضافه با استقلال آوایی بوده که علاوهبر اینکه بهعنوان میزبان پیبستهای ضمیری عمل میکرده و با آنها یک گروه واجی میساخته، بهعنوان واژهای مجزا قبل از گروههای اسمی و ضمایر گسسته نیز بهکار میرفته است . در ادامه در ذیل بخش مربوط به شواهد برونپیکرهای شواهدی ارائه میشود که مبنیبر وجود محدودیتی فعّال در زبان کردی است، که وجود حروف اضافهای که بیشتر از یک هجا دارند را نمیپسندد، بنابراین در راستای پیروی از این محدودیت، حروف اضافهای که بیش از یک هجا دارند بهسوی تکهجاییشدن در حال تغییرند. یکی از این حروف اضافه تکواژ دوهجاییِ [wæpi‑] است. ظاهراً این تکواژ برای راضی نگهداشتن محدودیت یادشده در گذر زمان، با ازدستدادنِ هجای دوم خود کوتاهتر شده و تکواژ یکهجایی [wæ] از آن اشتقاق یافتهاست، که برخلاف صورت کاملش استقلال آوایی دارد. شایسته است بیان شود صورت کامل تکواژ یادشده بهطور کامل از بین نرفته است، بلکه بازماندۀ آن با از دست دادنِ استقلالِ آوایی ، هنوز نقشِ میزبانی را برای پیبستهای ضمیری ایفا میکند و در ترکیب با آنها تشکیل گروه واجی میدهد. به همین دلیل است که این دو صورت در توزیع تکمیلی نسبت به هم قرار دارند. مثالهای (۱۳)، (۱۴)، و (۱۵) توزیع تکمیلیِ دو تکواژ [wæ] و [wæpi‑] را در ترکیب با پیبستهای ضمیری، گروههای اسمی و ضمیرهای گسسته نشان میدهند. مثال‑۱۳ wæpi‑m مثال‑۱۴ mə wæ پ.ب‑ح.اض ض.گ ح.اض «بِهِم» «به من»
مثال‑۱۵ wæ Ɂæli علی ح.اض «به علی» بنابراین، در رد فرضِ نخست و تأیید فرض دوم میتوان گفت صورت کنونی [wæpi‑] نه یک واژهبست، بلکه یک واژۀ صرفیِ کامل است که بهدلیل ملاحظات تاریخی استقلال آوایی خود را از دست دادهاست، اما همچنان از نظر واژگانی مستقل است، بهگونهای که در اتصال با پیبستهای ضمیری مانند صورتِ [wæpi‑m]، نقش میزبان را ایفا میکند و با آنها تشکیل گروه واجی میدهد. در ادامه شواهد بیشتری از کردی ایلامی و کردی سورانی ارائه میگردند که احتمال پیروزی فرض دوم را بسیار بیشتر میکنند. 3-4. شواهد برونپیکرهای تاکنون با ارائۀ دادهها و شواهدی از کردی کلهری درستی این فرض قوت گرفتهاست که در گذشته [wæpi‑] واژهای کامل و دارای استقلال آوایی بوده و با گذر زمان دستخوش تغییراتی شدهاست؛ ازجمله اینکه به اندازۀ یک هجا کوتاهتر شده و صورتِ [wæ] از آن مشتق شدهاست، همچنین صورتِ کاملِ آن در عین ازدستدادنِ استقلال آوایی از لحاظ واژگانی مستقل مانده و در نقش میزبان پیبستهای ضمیری ظاهر میشود. در ادامۀ این بخش شواهدی برونپیکرهای از کُردی ایلامی و کُردی سورانی ارائه میگردد که هم وجود [wæpi‑] را در زبان کردی تأیید میکنند و هم از وجود یک محدودیت حساس به تعداد هجاهای حروف اضافه خبر میدهند. مقایسۀ کردی جنوبیِ استان ایلام با کردی سورانی نشان میدهد معادلی که در کردی سورانی برای عبارتِ «بِهِم» به کار گرفته میشود صورت [pɪ:‑m] است، چیزی که در کردی ایلامی بهشکل [wæ‑m] بیان میگردد. کنار هم قراردادن این دو حرف اضافه در این دو ترکیب تداعیکنندۀ حرفِ [wæpi‑] در کردی کلهری است؛ این میزان از شباهت نمیتواند تصادفی باشد. به نظر میرسد این تکواژ در گویشهای سورانی و ایلامی نسبت به گویش کلهری، دستخوش تغییرات بیشتری شدهاست، طوری که بازماندۀ صورتِ کاملِ واژۀ موردبررسی تنها در کردی کلهری یافت میشود. مثالهای مطرحشده از گویشهای ایلامی و سورانی علاوهبر تأیید درستیِ فرض دوم، این حقیقت را آشکار میکنند که با وجود تفاوت ظاهریِ زیادی که بین [wæ] در ایلامی و [pɪ:] در سورانی وجود دارد، این دو تکواژ اساساً یکی هستند، به این مفهوم که در گذشته هردو اجزای تشکیلدهندۀ تکواژِ [wæpi‑] بودهاند که با گذشت زمان و بهمنظور یکهجایی شدن از هم جدا گشته و با حفظ همان معنا، هرکدام در یک مسیر به کاربردخود ادامه دادهاند، به این معنا که این حرف اضافه در گونۀ سورانی با حذف هجای نخست کوتاهتر شده و در گونۀ ایلامی، با حذف هجای دوم. بر اساسِ استدلالها و شواهدی که تاکنون مطرح شدهاند، مثال دیگری از کردی کلهری یافت میشود که همین مسیر را طی میکند، و صورتهای جداشدۀ آن در کردی سورانی و ایلامی نیز مشاهده میشود. در کردی کلهری عبارتِ [li‑d] بهمعنای «ازَت»، با عبارت [læli‑d] کاربرد و معنایی کاملاً یکسان دارد. در این ساختار، تکواژ [‑d] ضمیر پیبستیِ سومشخصمفرد است که به حرف اضافۀ [læli‑] متصل شده است؛ در گذر زمان به صورت [li‑] کاهش یافته و با وجودِ از دست دادنِ استقلال آوایی، کاربرد خود را با پیبستهای ضمیری حفظ نموده است. در این میان صورتِ [læ‑] در کردی ایلامی دستخوشِ تغییراتی آوایی شدهاست و بهصورتِ [dæ‑] تلفظ میشود. البته اینکه کدام یک از این دو، صورتِ اولیه بوده خود قابل بررسی است و میتواند موضوع جالبی برای علاقهمندان باشد. بهطور کلی، اینکه حروف اضافه در زبان کردی به سمت کوتاه شدن پیش میروند حاکی از وجود محدودیتی فعال و مسلط بر این زبان است که وجود حروف اضافۀ دو یا چندهجایی را نمیپسندد. از این رو حروف اضافهای که بیش از یک هجا دارند در مسیر کوتاهشدن و یکهجاییشدن قرار گرفتهاند. وجود تناوبِ آزادِ [Ɂærɑ] و [rɑ] بهمعنای «برای»، نیز میتواند شاهد دیگری در تأیید این موضوع باشد، چراکه وجود تناوب آزاد به این معناست که یک تغییر زبانی در حال رخدادن است. مرحلۀ بعدیِ این تغییر به احتمال زیاد اینگونه خواهد بود که از این دو صورت، فقط صورت کوتاهشدۀ آن یعنی [rɑ] باقی بماند و دیگری که دارای دو هجا است حذف شود. در جدول زیر وضعیت حرف اضافۀ [wæpi‑] در ترکیب با پیبستهای ضمیریِ سه گونۀ کردی کلهری، کردی ایلامی و کردی سورانی نمایش داده میشود. جدول۳- وضعیت تکواژ [wæpi‑] در گونههای کلهری، ایلامی و سورانی زبان کردی Table 3- The status of [wæpi‑] in kalhori, Ilami, and Sorani, varieties of Kurdish language
در این پژوهش تکواژِ [wæpi‑] بهمعنای «به»، مورد بحث و بررسی قرار گرفت تا مشخص شود ماهیت این تکواژ چیست، زیرا در برخورد با پیبستهای ضمیری به نظر میرسید نقش میزبان را برای آنها ایفا میکند. اما مسأله این بود که این صورت زبانی یکی از مهمترین ویژگیهای یک میزبان، یعنی استقلال آوایی را ندارد و جداگانه بهعنوان یک حرف اضافۀ مستقل بهکار نمیرود. از این رو دو فرض مطرح شد. فرض نخست بهدلیل نبود شواهد کافی شانس خود را برای برندهشدن از دست داد، اما وجود شواهد و استدلالهای کافی هم از کردی کلهری، و هم ازکردی سورانی و کردی ایلامی احتمال درستیِ فرض دوم را بسیار بیشتر کرد. براساس این فرض در گذشته تکواژ [wæpi‑] با مقولۀ حرف اضافه و داشتن استقلال آوایی، هم بهعنوان یک واژۀ کامل از نظر صرفی، در نقش میزبان پیبستهای ضمیری با آنها تشکیل گروه واجی میدادهاست، و هم قبل از گروههای اسمی و ضمیرهای گسسته بهکار میرفته است، اما با گذشت زمان به صورت [wæ‑] تقلیل یافته و بازماندۀ صورت کامل آن با وجود ازدستدادنِ استقلال آوایی، کاربرد خود را بهعنوان میزبان پیبستهای ضمیری حفظ کردهاست. در ادامه ارائۀ شواهدی از وجود [wæ‑] درکردی ایلامی و [pɪ:‑] در کردی سورانی، بر احتمال کاربرد کاملِ [wæpi‑] در گذشتۀ زبان کردی افزود. بهطور کلی نتایجی که از این پژوهش بهدست میآیند به این شرح است که شرط استقلالِ آوایی میزبان ممکن است تحتتأثیرِ ملاحظات تاریخی قرار بگیرد و میزبان لزوماً همیشه استقلال آوایی نداشته باشد؛ صورت [wæpi‑] در کردی کلهری، در کردی ایلامی بهشکل [wæ‑] و در کردی سورانی بهشکل [pɪ:‑] در آمده است و اساساً این دو تکواژ یکی میباشند؛ همچنین این نتیجه به دست میآید که محدودیتی در زبان کردی فعال و مسلّط است که در راستای پیروی از آن، حروف اضافۀ بیشتر از یک هجا به سمت تکهجاییشدن میل میکنند.
[1] Phonological group [2] A. M. Zwicky [3] proclitic [4] enclitic [5] J. Nebez [6] D. N. Mackenzie [7] واکۀ افراشتۀ /ɪː/ یکی از واکههای نظام واجیِ کردی کلهری است، و غلت متناظر آن بهصورت /ɪ̯ / است که در مشخصۀ ] هجایی[ با یکدیگر تفاوت دارند؛ نسخۀ غلت این مشخصه را دارد. در الفبای IPA برای تمام آواهای زبانی نویسهای ازپیشآماده وجود ندارد و گاهی با استفاده از diacriticها (نشانههای زیرین و زبرین) و دیگر نویسههای موجود، نویسهای برای آوای زبانی موردنظر بهدست میآید. از این رو غلت متناظر با واکۀ /ɪː/ از طریق قراردادن علامت ( ̯ ) در زیرِ نویسۀ این واکه بهدست میآید. این علامت که بهمعنای «غیرهجاییبودن» است، برای نشاندادنِ غلتهایی بهکار میرود که نویسۀ مخصوص و آمادهای در الفبای IPA ندارند. پیشتر نیز فتاحی (77: 1390) اغلت موردنظر را معرفی نموده و تمایز آن را با غلت /j/ در صورتهای فعلیِ [bɑjd] بهمعنای «بیایی» و [bɑɪ̯ːd] بهمعنای «بیایَد»، نشان دادهاست. [8] G. Pullum ۲. پ.ب.ضم= پیبست ضمیری، پس.ج= پسوند نشانۀ جمع، ح.اض= حرف اضافه، ش.ا.م= شناسۀ اول شخص مفرد، ش.ا.ج= شناسۀ اول شخص جمع، ک.اض= کسرۀ اضافه، ض.گ= ضمیر گسسته [10] phonological reduction [11] complementary distribution [12] International Phonetic Alphabet [13] A. Taylor [14] A. Spencer [15] S. R. Anderson [16] F. Katamba [17] A. Halpern [18] A. Y. Aikhenvald | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
احمدی ورمزانی وغلامعلیزاده، خسرو. (۱۳۹۸). بررسی پیبست در کردی کلهری. دستاوردهای نوین در مطالعات علوم انسانی ۲(۲۱)، 59-80. احمدی، سارا و گوهری، حبیب. (۱۳۹۹). مضاعفسازی واژهبستی و خروج مفعول صریح براساس دادههائی از کردی جنوبی (کلهری). علم زبان ۷(۱۱)، ۳۵۱-۳۸۶. آخوندی، فاطمه و صناعتی، مرضیه. (۱۳۹۹). واژهبست در لری خرمآبادی. مطالعات زبانها و گویشهای غرب ایران ۸ (۴)، ۱‑۲۰. اسماعیل نژاد نودهی، ایوب، محمودی بختیاری، بهروز، صبوری، نرجس بانو و ابوالحسنی چیمه، زهرا. (۱۳۹۹). واژهبست در زبانهای تاتی و تالشی: مطالعهای ردهشناختی. زبانشناسی و گویشهای ایرانی ۵(۲)، ۱‑۲۸. اله ویسی آذر، قادر، محمدی بلبلان آباد، صادق، غلمی، وحید و ورزنده، امید. (۱۴۰۰). واژهبستهای ضمیری کردی موکری: تحلیلی نوایی. مطالعات زبانها و گویشهای غرب ایران ۹(۳)، ۲۵‑۴۵. اعتباری، زهرا، علیزاده، علی و نغزگوی کهن، مهرداد. (۱۴۰۱). نقشۀ معنایی مالک واژهبستی در ساخت اضافی فارسی نو. جستارهای زبانی ۱۳ (۶) ،۲۸۹‑۳۲۳. باباسالاری، زهرا، یزدانشناس، حیدر، شرفزاده، محمدحسین و یزدانی، سعید. (۱۳۹۸). واژهبست در گویش تنگستانی. زبان و زبانشناسی ۱۵(۲۹)، ۱۸۱‑۲۰۶. پورجمال قویجاق، حکیمه، شعبانی، منصور و حبیب زاده، سیدمیثاق. (1404). واژهبستها در زبان گیلکی: رویکردی ردهشناختی. نشریۀ پژوهشهای زبانشناسی . حسینی، سیده نرگس. (۱۳۹۵). توزیع واژهبست در زبان کردی اردلانی. پایاننامۀ کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی. دانشگاه کردستان. راسخ مهند، محمد. (۱۳۸۹). واژهبستهای فارسی در کنار فعل. نشریه پژوهش های زبان شناسی ۲(۳)، ۷۵‑۸۵. راسخ مهند، محمد. (۱۳۹۲). همایش ملی بررسی واژهبست در زبانهای ایرانی. تهران: نشر نویسۀ پارسی. رنجبر، روزیتا و مدرسی، بهرام. (۱۳۹۹). بررسی میزبانگزینی واژهبست در کردی اردلانی بر اساس نظریۀ فاز. جستارهای زبانی ۱۱(۶) ،۶۶۵‑۶۹۰. سبزعلیپور، جهاندوست و واعظی، هنگامه. (۱۳۹۷). بررسی واژهبست در زبان تاتی گونۀ دروی.ژوهشهای زبانشناسی تطبیقی ۸(۱۶)، ۳۷‑۵۹. شقاقی، ویدا. (۱۳۷۴). واژهبست چیست؟. به کوشش یحیی مدرسی و محمد دبیرمقدم، مجموعه مقالات سومین کنفرانس زبانشناسی (141‑157). تهران: دانشگاه علامه طباطبایی. شریفی، شهلا و صبوری، نرجس بانو. (۱۳۹۷). بررسی ضمایر واژهبستی در برخی از گویشهای فارسی خراسانهای رضوی و جنوبی. نشریۀ پژوهشهای زبانشناسی ۱۰(۲)، ۱‑۱۴. طاهری، اسفندیار. (۱۴۰۰). واژهبستهای ضمیری در جوشقانی، شواهدی از پیشبستسازی و میانبستسازی. پژوهش های زبان شناسی تطبیقی ۱۱(۲۲)، ۷۵‑۹۳. فتاحی، مهدی. (۱۳۹۰). فرایندهای صرفی-واجی در کردی کلهری. پایاننامة کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی. دانشگاه علامه طباطبایی. فتاحی، مهدی و کرد زعفرانلو کامبوزیا، عالیه. (۱۳۹۲). فرایند حرکت تکواژ به دلایل صرفی‑واجی: بررسی نمونهای در کردی کلهری. پژوهشهای زبانی ۴(۲)، ۱۲۱‑۱۴۰. فتاحی، مهدی. (۱۴۰۱). بررسی بقایای صورت آوایی تکواژ صفرِ پیشوند استمراری در کردی کلهری: رویکردی تطبیقی و درونزبانی. زبانشناسی و گویشهای ایرانی ۷(۲)، ۱۱۳‑۱۲۲. کریمی،آمنه، گوهری، حبیب و کریمی دوستان، غلامحسین. (۱۳۹۹). همنامی و نقشهای مختلف تکواژ وابستة “‑æ” در کردی ملکشاهی. زبانشناسی و گویشهای ایرانی ۵(۲)، ۲۶۹‑۲۹۳. گوهری، حبیب، مهدی زاده، مهدی، کریمی دوستان، غلامحسین و خوشبخت، طیبه. (۱۳۹۹). واژه بست در کردی کلهری ایلامی. زبانشناسی و گویشهای ایرانی ۵(۱)، ۲۵‑۵۱. مزینانی، ابوالفضل، عالیه کرد زعفرانلو کامبوزیا و ارسلان گلفام (۱۳۹۴). بررسی واژهبستهای ضمیری گویش مزینانی. مجلۀزبانها و گویشهای ایرانی ( ویژهنامۀ نامۀ فرهنگستان) ۱۴(۴)، ۷۹‑۱۰۱. محمدی بلبلان آباد، صادق، علینژاد، بتول و رضایی، والی. (۱۳۹۹). گروه واژهبست در زبان کردی: واجشناسی نوایی. پژوهشهای زبانشناسی تطبیقی ۱۰(۲۰)، ۲۵۹‑۲۷۸. مهدیزاده، مهدی، گوهری، حبیب، کریمیدوستان، غلامحسین و خوشبخت، طیبه. (۱۳۹۵). نظام مطابقه در کلهری و مقایسۀ آن با لکی، سورانی و کرمانجی. مطالعات زبانها و گویشهای غرب ایران ۳(۱۵)، ۹۱‑۱۱۰. نغزگوی کهن، مهرداد. (۱۳۸۹). از واژهبست تا وند تصریفی: بررسی تحول تاریخی بعضی واژهبستهای فارسی جدید. دستور 6، ۷۷‑۹۹. نغزگوی کهن، مهرداد و داوری، شادی. (۱۳۹۱). شبه وند شدگی. پژوهش های زبان شناسی تطبیقی ۲(۳). ۶۵‑۸۵. نغزگوی کهن، مهرداد. (۱۳۹۳). از واژهبست تا وند اشتقاقی. مجموعه مقالات دانشگاه علامه طباطبایی،۳۳۲. ۱۳۴۵‑۱۳۵۰. نغزگوی کهن، مهرداد. (1399). تغییرات نقشی وندهای جمعِ اسم در فارسی. پژوهش های زبان شناسی تطبیقی 10(20). 101-120. هوشمند، مژگان. (۱۳۹۸). بررسی واژهبستهای ضمیری در گویش خلاری. پژوهش های زبان شناسی تطبیقی ۹(۱۸)، ۲۲۵‑۲۵۱.
References Anderson, S. R. (1992). A‑morphous morphology. Cambridge: Cambridge University Press. Aikhenvald, A. Y. (2003). Typological parameters for the study of clitics, with special reference to tarina. In R. N. W. Dixon and A. Y. Aikhenvald (Eds.), Word: A Cross‑Linguistic Typology (pp. 42‑78). Cambridge: Cambridge University Press. Ahmadi Varmazani, S., & Golamalizadeh, K. (2019). The investigation of clitics in kalhori kurdish. New Achivements in Humanities 2(21), 59-80. [In Persian] Ahmadi, S., & Gowhari, H. (2020). Clitic doubling and dislocation of direct object based on evidence from kalhori kurdish. Journal of Language Science 7(11), 351‑386. [In Persian] Akhoondi, F., & Sanaati, M. (2021). Clitics in khorramabadi lori. Research in Western Iranian Languages and Dialects 8(4), 1‑20. [In Persian] Allahweisi Azar, Q., Mohammadi Bolbolan Abad, S., Gholami, V., & Varzandeh, O. (2021). Mukri kurdish pronominal clitics: A prosodic analysis. Research in Western Iranian Languages and Dialects 9(3), 25‑45. [In Persian] Babasalari, Z., Yazdanshenas, H., Sharafzadeh, M.H., & Yazdani, S. (2019). Clitics in tangestani dialect. Language and Linguistics 15(9), 181‑206. [In Persian] Esmail Nejad Nudehi, A., Mahmoodi Bakhtiari, B., Sabouri, N., & Abdolhasani Chime, Z. (2021). Clitics in taleshi and tati languages: A typological study. Journal of Iranian Language and Linguistics 5(2),1‑28. [In Persian] Etebari, Z., Alizadeh, A., & Naghzguy‑Kohan, M. (2023). A semantic map of possessive pronominal clitics in pertensive constructions of new Persian. Language Related Research 13(6), 289‑323. [In Persian] Fattahi, M. (2012). The morpho-phonemic process in kalhori kurdish. M.A Thesis in Linguistics, Alameh Tabatabaei University. [In Persian] Fattahi, M., & Kurd-e Zafaranlu Kambuziya, A. (2014). The process of morph- movement due to morpho‑phonological reasons: The analysis of a case in kalhori kurdish. Language Research 4(2), 121‑140. [In Persian] Fattahi, M. (2023). The investigation of the progressive prefix relict in kalhori kurdish: A comparative and intralingual approach. Journal of Iranian Dialects & Linguistics 7(2), 113‑122. [In Persian] Gowhari, H., Mehdizade, M., Karimidoostan, G.H., & Khoshbakht, T. (2020) Clitic in kalhori kurdish of Ilam. Journal of Iranian Language and Linguistics 5(1), 25‑51. [In Persian] Gowhari, H., & Asadi, F. (2022). On the functions of (‑ow) in southern kurdish. Journal of Language Science 9(15) 157‑187. [In Persian] Hassanpour, A. (1989). The language factor in national development: The standardization of the kurdish language. PhD dissertation. University of Illinois at Urbana‑Champaign. Halpern, A. (1995). On the placement and morphology of clitics. Standard: CSLI Publications. Hoseini, N. (2017). Distribution of clitics in Ardalani Kurdish. M.A thesis. Kordestan University. [In Persian] Hooshmand, M. (2019). The Analysis of Pronominal Clitics in Khollari dialect. Journal of Comparative Linguistic Research 9(18), 225‑251. [In Persian] Izadi, M. (1992). The kurds: A concise handbook. Washington, DC: Crane Russak. Klavans, J. (1982). Some problems in a theory of clitics. Bloomington: Indiana University Linguistic Club. Katamba, F. (1993). Morphology. London: Mcmillan Press LTD. Karimi, A., Gowhari, H., & Karimidoostan, G. H. (2021). On the Homonymy and Different Functions of Bound Morpheme “-æ” in Malekshahi Kurdish. Journal of Iranian Dialects & Linguistics 5(2), 269‑293. [In Persian] MacKenzie, D. N. (1962). Kurdish dialect studies. Oxford: Oxford University Press. Mazinani, A., Kord Zafaranlu Kambuziya, A., & Golfam, A. M. (2015). A study of pronominal enclitics in mazinani dialect. Iranian Languages and Dialects 5(5), 79‑101. [In Persian] Mehdizadeh, M., Gowhari, H., Karimi Doostan, G., & Khoshbakht, T. (2017). Comparing agreement system in kalhori kurdish with laki, surani, and kormanji. Journal of Western Iranian Languages and Dialects 3(15), 91‑110. [In Persian] Mohammadi, S., Alinezhad, B., & Rezai, V. (2020). Clitic Group in Kurdish: Prosodic Phonology. Journal of Comparative Linguistic Research 10(20), 259‑278. [In Persian] Nebez, J. (1976). Toward a unified kurdish language. West Germany: National Union of Kurdish Students in Europe. Naghzguy-Kohan, M. (2010). From clitics to inflectional affixes: Investigation of historical change of some clitics in new Persian. Grammar 6, 77‑99. [In Persian] Naghzguy-Kohan, M., & Davari, S. (2012). Affixoidization. Journal of Comparative Linguistic Research 2(3), 65‑85. [In Persian] Naghzguy Kohan, M. (2014). From clitic to derivative affix. Article Collection of Allameh Tabatabai University, (332), 1345–1350. [In Persian]. Naghzguy-Kohan, M. (2020). New developments in Persian nominal plural markers. Journal of Comparative Linguistic Research 10(20), 101‑120. [In Persian]. Pourjamal Ghouyjagh, H., Shabani, M., & Habibzadeh, S.M. (2025). Clitics in gilaki: A typological approach. Journal of Researches in Linguistics 17(1), 81-100. [In Persian] doi: 10.22108/jrl.2024.136755.1722 Rsekhmahand, M. (2010). Persian clitics beside verbs. Journal of Researches in Linguistics 2(3), 75‑85. [In Persian] Rsekhmahand, M. (2013). National conference of the investigation of clitics in Iranian languages. Tehran: Neviseye Parsi Publication. [In Persian] Ranjbar, R., & Modarresi B. (2021). An investigation of clitic hosts in ardalani kurdish based on phase theory. Language Related Research 11(6), 665‑690. [In Persian] Spenser, A. (1991). Morphological theory: An introduction to word structure in generative gammar. Oxford & Cambridge: Blackwell. Shaghaghi, V. (1996). What is Clitic? In Y. Modarresi and Mohammad DabirMoghaddam (Eds.), Proceedings of the third conference on Linguistics (141-157). Tehran: Allameh Tabataba’i Publication. [In Persian] Sabzalipour, J., & Vaezi, H. (2018). The study of clitics in tati language (Deravi Variety). Journal of Comparative Linguistic Research 8(16), 37‑59. [In Persian] Sharifi, Sh. & Sabouri, N. (2018). The study of clitic pronouns in some Persian dialects of razavi and southern khorasan. Journal of Researches in Linguistics 10(2), 1‑14. [In Persian] Taylor, A. (1990). Clitic and configurationality in ancient greek. Doctoral dissertation. University of Pennsylvania. Taheri, E. (2021). Pronominal clitics in jowshaqani, procliticisation and endocliticisation of the clitics. Journal of Comparative Linguistic Research 11 (22), 75‑93. [In Persian] Zwicky, A. M. (1977) On Clitics. Bloomington: Indiana University Linguistics Club. Zwicky, A., & Pullum, G. (1983). Cliticization vs. Inflection: English N’T. Language 59, 502-513. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 574 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 84 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||