| تعداد نشریات | 43 |
| تعداد شمارهها | 1,829 |
| تعداد مقالات | 14,864 |
| تعداد مشاهده مقاله | 40,728,813 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 15,806,471 |
مانی و فرشتۀ همزاد، فرستادۀ یزدان و ولیعهد عیسی مسیح: مقایسۀ منابع و بازنگری برخی دیدگاههای پیشین | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| الهیات تطبیقی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 4، دوره 17، شماره 1 - شماره پیاپی 35، فروردین 1405، صفحه 39-52 اصل مقاله (800.18 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/coth.2024.141059.1893 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسنده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محمد شکری فومشی* | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| استادیار گروه ادیان شرق، دانشکده ادیان، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقالۀ حاضر در یک بررسی فقهاللغوی و متنشناختی میکوشد پس از ارزیابی و سنجش منابع مختلف سریانی و فارسی میانه و پارتی و یونانی و لاتین و قبطی و چینی، نشان دهد مانی با چه مفاهیمی و تحت چه عناوینی خود را با فرشتۀ همزادش، توم (نرجمیگ)، یکی در نظر میگرفت و چگونه میتوانست از نظر الهیاتی خود را فرستادۀ یزدان و همان پَساگریو یا فارقلیطی بخواند که زمانی عیسی مسیح بشارت داده بود پس از او بیاید و مفسر کلام او باشد. مانیِ «بَغچهر» با همین انگاره بود که میتوانست خود را ولیعهد و آنگاه جانشینِ شهریار ملکوت (عیسی) بنامد. مقاله بر این باور است که لفظ ایرانی میانۀ frys/štg اگرچه هم به معنای «فرستاده/رسول» است و هم «فرشته/مَلَک»، اگر در رابطه با شخص مانی به کار رفته باشد ترجمۀ «فرستاده» (رسول) ارجحیت دارد. مقاله نه تنها نشان میدهد عنوان مانی، «فرستادۀ یزدان»، باید در دورۀ اسلامی و تحت تأثیر عنوان «رسول الله» شکل گرفته باشد، بلکه گویای این نکته نیز هست که فارقلیط و مانی و همزاد/همتای آسمانیاش از نظر الهیاتی بیانگر یک حقیقت بودند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مانی؛ فرشتۀ همزاد؛ فارقلیط؛ فرشتهشناسی مانوی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدمه فرشتۀ وحی مانی به زبان سریانی، زبان مادریِ مانی، «توم» (tʾwmʾ [taumā]) نام داشت. ایرانیان مانوی این لفظ را که به معنای «توأم»، «توأمان»، «قرین»، «جفت»، «همزاد» و «همتا» بود به فارسی میانۀ «نَرجَمیگ (nrjmyg [narǰamīg]) ترجمه کردهاند (برای نمونه، در M49IIr15, in: MirMan. II, p. 17 [308]) و عالمانِ مانویِ یونانیزبان آن را به «سیزیگوس» (σύξυγος [sýzygos]) (CMC 69, p. 14; Koenen & Römer, 1988, p. 48; Henrichs & Koenen 1975, p. 68; Lieu, 1992, p. 30; Gardner & Lieu, 2004, p. 158)[1] و مانویانِ قبطیِ مصر نامش را به «سایْش» (p-saїš) برگرداندهاند (1Keph. 7, p. 36: 6). همزاد، همتای آسمانی و راهبر روحانی و «منِ» ازلی مانی بود و آموزهای که این دو را دو روی یک سکه در نظر میگرفت، در حقیقت، مانی و همزادش را یکی و یگانه میدید[2]؛ چنانکه مانی به واسطۀ همین مفهوم اساس یکیشدگی خویش با فارقلیطی (سریانی: pṣġrybʾ؛ ایرانی میانه: psʾgryw؛ یونانی: [parakletos]παράκλητος ) را بنیان نهاد که زمانی عیسی مسیح ظهورش را بشارت داده بود.
مانی، پَساگریو (فارقلیط) بنا بر آنچه بر مُهر مانی نوشته شده (Gulácsi, 2014, 162 ff.) و در کتابهای او به دفعات تأیید شده است (برای نمونه در انجیل و نامههای او، برای همۀ شواهد، ← Shokri-Foumeshi, 2015, pp. 166-167, and Ibid, 2017, 473ff.)، مانی خود را šelīḥā d-IšōꜤ mešīḥā[3] «فرستادۀ عیسی مسیح» (Gr. in CMC 66, pp. 4-7: ’Ιησου̑ χριστου̑ ἀπόστολος; MP in M17Vi12-14: frēstag īg Yišō aryāmān) میخواند و خویشتن را همان «پَساگریو» (ایرانی میانه: psʾgryw) یا فارقلیط (یونانی: παράκλητος [parakletos]) میدانست (de Blois, 2003, p. 15; Cf. Gardner, 2020, 19 ff. ←). واژۀ فارسی میانه و پارتی psʾgryw «پَساگریو» (DMT III/1, 284a) و سُغدی pšʾγryw «پَشاغریو» (DMT III/2, 149b)، در لغت به معنای «پس - خود؛ بعد - من» است. به دیگر سخن، آن که «پس از من» بر تخت نشیند. در گنجینۀ لغات سیاسی، عنوانی برای «قائممقام، نایبالسلطنه» است؛ اما مراد از آن در عالَم مسیحیت همان «فارقلیط» بوده است که عیسی مسیح ظهورش را «پس از خود» بشارت داده بود. در مکتوبات ایرانیِ تورفان (برای نمونه، در قطعات M801a و M1828) این واژه در خطاب به مانی به کار رفته است (Sundermann, 1988, pp. 201-212). پژوهشگرانی همچون ایلیا گرشویچ (Gershevitch, 1954, pp. 124-126) و بهتازگی تُماسو نیولی (Gnoli, 2002, pp. 79-87) و کلودیا لئورینی (Leurini, 2004, pp. 159-162)، که این عنوان را با سریانیِpṣġrybʾ مقایسه کردهاند[4]، نشان دادهاند این واژۀ سریانی (در اصل ایرانی) در اسناد سریانی سدۀ دوم و سوم میلادی ـ یعنی در همان زمانی که مانی در بابِلِ اشکانی به دنیا آمد و در میانرودانِ ساسانی بالید ـ عنوانی برای وارث تاجوتخت بوده است؛ بنابراین، در این که این واژه نزد مانی عنوانی شناختهشده بوده نمیتوان تردید روا داشت. همچنانکه قطعۀ M801a به مقام شهریاری مانی و تخت و جاهش اشاره میکند (M801a/p.21/21/, in: BBB 28, l. 346; Reader, 158 ff, text cu: 33 ff.)، او شخصاً همچون عیسی برای خود مقام شاهی قائل بود و همانند جامعۀ عصر ساسانی به این اندیشۀ کهن باور داشت آن که از سوی خداوند فرستاده میشود، نایب شهریاری او بر زمین نیز هست. مطابق دستنویس M8Rii11، مانی «بغچهر» (by cyhr) خوانده میشده است، درست همانگونه که شاهان ساسانی خود را «چهر از یزدان» (ctry MN yzdʾn، دریایی، 1377، صص. 28 به بعد) میخواندهاند. مانی نزد پیروانش «شهریار - پیامبر» بود و حضور دائمی توم (نرجمیگ) در کنارش به ارادۀ خداوند بر زمین و ملکوتش به واسطۀ او تحقق میبخشید. آن که خود را «فرستادۀ عیسی مسیح» میخوانْد، خود را «شاهزاده» نیز مینامید. این عنوان در قطعۀ M502f نیز تأیید میشود (apud Leurini, 2004, p. 160). در این متن بسیار کوچک، مانی که «شاهزاده» و «پَساگریو» خوانده شده (Ibid)، آشکارا در تناظر با عیسی قرار گرفته است: عیسی، شاه بود و مانی، شاهزادهاش؛ اما شاهزادهای که در مقام «پساگریو» است، یعنی در همان مقامی که عیسی فغفور (bgpwhr «بغپور، پسر خدا»، DMT III/1, 107a) بشارت داد «پس از من» بیاید. مانی، «پساگریوِ عیسای زندهگر» (M32bA11: psʾgryw Ꜥyg yyšwꜤ zyndkr)، به کمک مفهوم فرشتۀ توم (نرجمیگ) بود که در آنِ واحد هم پیامبر بر زمین بود و هم شهریار در آسمانها (Cf. M597V3).
یکسانانگاری همزاد مانی با فارقلیط زندگینامۀ یونانی مانی (CMC)، قدیسنامۀ بینظیری که مانویان مصر در سدۀ پنجم میلادی در باب زندگی مانی نوشتهاند، همزاد مانی را «زیباترین و بزرگترین آیینهنگارۀ (مانی)» (εὐειδέστατον καὶ μέγιστον κάτοπτρον τ̣[οῦ προσώ]που) میخوانَد (CMC 17, pp. 13-16: Koenen & Römer, 1988, p. 11; Cameron & Dewey, 1979, p. 19) و از قول او میگوید فرشتۀ وحیاش، سیزیگوس، از همان آغاز تولد با او یگانه و یکتن بود: CMC 24, pp. 13-15 (Koenen & Römer, 1988, pp. 15-17; Cameron & Dewey, 1979, pp. 24-25; Gardner & Lieu, 2004, p. 51):
همین همزاد، که مانی بنا بر متن یونانی مانوی بالا با او یگانه و یکتن بود، در کتاب قبطی مانوی کفالایا آشکارا فارقلیط نامیده شده است. در واقع، همزاد و فرشتۀ وحیِ مانی در کفالایا عمدتاً فارقلیط نامیده شده است. برای نمونه، در کفالایون یکم، مانی در پاسخ به پرسش یکی از شاگردانش دربارۀ چگونگی ظهور و آغاز رسالتش، آشکارا فرشتۀ وحی خویش را فارقلیط میخواند؛ همان که تمام آموزۀ پدر بزرگی را برای او اینچنین چکیدهوار بازگو کرده است:
14: 31 در همان سال که ار(د)[شیـ](ـر) شاه(؟) ... 14: 32 تاج [...]، فارقلیطِ زنده نـ[ـزدم] فرود آمد و سخن [گفت] 15: 1 با من. او بر من راز⟦های⟧ نهان آشکار ساخت 15: 2 که بر جهانیان و نسلها⟦ی گذشته⟧ پوشیده بود: را[زِ] مغا[ک] 15: 3 و عرش را. او بر من آشکاره کرد راز روشنی 15: 4 و تاریکی؛ راز فاجعۀ ستیزه و جـ[ـنگ]، 15: 5 و راز نبرد بزرگ را ₋₋ ... که ⟦شهریارِ⟧ تاریکی برانگیخت. [آنگاه؟] 15: 6 این راز نیز بر من آشکاره کرد که چگونه روشنی ... 15: 7 تاریکی به سبب آمیختگیاش، و چگونه این جهان ساخته شده است. 15: 8 او همچنین به من نمایاند که چگونه ناوها [5]⟦در آسمان⟧ نصب شدهاند تا 15: 9 [ایزدان] روشنی در آن ساکن شوند و بپالایند روشنی را [از] 15: 10 مخلوقات ⟦مادی⟧ و [بریزند] پسماند و گنداب (؟ ἀπόρροια) را [در] 15: 11 مغاک؛ راز خلقتِ (πλάσσειν) آدم، نخستین بشر را. 15: 12 او همچنین به من آموخت راز درخت معرفت را 15: 13 که آدم از آن خورد (و با آن) چشمانش بینا شد؛ 15: 14 نیز راز رسولانی را که به زمین فرستاده میشوند [تا] 15: 15 دین برگزینند، راز برگزیدگان [و] 15: 16 فرمانهای (ἐντολή) [ایشان]، {راز بزهکاران و کردارشان،}[6] 15: 17 راز نیوشاگان، یاوران (βοηθός) آنها، 15: 18 و فرمانهای (ἐντολή) [ایشان]، راز بزهکاران و کردارشان 15: 19 و پادافراهی (κόλασις) را که پیش روی آنها است(؟). از این طریق ⟦بود که⟧ همۀ آنچه واقع شده 15: 20 و آنچه واقع شود، به واسطۀ فارقلیط بر من آشکاره شد ... 15: 21 هر آنچه چشم بیند و گوش بشنود و در اندیشه 15: 22 بگنجد و ... از طریق او شناختم 15: 23 همه (چیز) را. من «کُل» (کائنات) را بهواسطۀ او دیدم و ⟦با او⟧ یکتن 15: 24 و یکجان شدم.... 1Keph. 1, pp. 14:31-15:24 (Polotsky & Böhlig, 1934-1940, pp. 14-15; Gardner, 1995, pp. 20-21):
افزون بر اینکه بر پایۀ متن قبطی بالا درمییابیم مانی همۀ آموزهاش را از همزادش آموخت، آشکار است کسی که وحی به مانی عرضه کرد فارقلیط بود (32:14)؛ همو که پیامآور با او «یکتن و یکجان» شد (23:15-24). به دیگر سخن، همزاد و فارقلیط در اینجا یکی هستند. اما این یکسانانگاریها با تفسیرهای مانوی و غیرمانوی دیگر ابعاد دیگری هم یافت؛ زیرا میدانیم برخی از گزارشهای ضدمانوی همزاد مانی را با روحالقدس هم برابر در نظر گرفتهاند (← ویدنگرن، 1376، ص. 41). این نکته از قول دو تن از دشمنان مسیحی مانی، یعنی قدیس اِوُدیوس و آگوستین، نقل شده است. اِوُدیوس میگوید: Euodius, de fide contra Manichaeos, ch. 24, p. 961 (Ed. J. Zycha, 1891-1892, apud Ort, 1967, pp. 93-94): Manichaeus ... qui se mira superbia adsumptum a gemino suo, hoc est spiritu sancto, esse gloriatur.[7] مانی ... که در لافهای زیادهخودپسندانهاش خود را با همزادش (gemino)[8] یعنی روحالقدس (Spiritus sanctus) یکی میبیند. و آگوستین (1381) در اثر معروفش اعترافات: Augustinus, confessiones 5.5.8: non enim parvi se aestimari voluit, sed spiritum sanctum, consolatorem et ditatorem fidelium tuorum, auctoritate plenaria personaliter in se esse persuadere conatus est.
او (مانی) برای آنکه در نظر پیروانش بزرگ جلوه کند سعی داشت ایشان را قانع سازد که روحالقدس، همان تسلّیبخش و برکتدهنده به بندگان مؤمنِ تو (خداوند)، خودْ به تمامی در او حضور دارد.[9] به همین شکل، مزمور بحثبرانگیزی از زبور قبطی همزاد مانی را برابر با مسیح (χριστος، خِریستوس، کریستوس) میبیند. مانویان در مزمور 241 پیامبرشان را چنین میستودهاند:
قطعۀ قبطی بهوضوح مسیح را معادل همزاد و جفت نورانی مانی در نظر میگیرد. اگر مسیح در اینجا عیسی باشد و اگر زبور همزاد مانی را در جایی دیگر (PsB II, 166.33) با عیسای درخشان نیز یکی گرفته باشد، آنگونه که فرانتسمان تجزیهوتحلیل میکند (Franzmann, 2003, pp. 21-22)، ممکن است چیزی شبیه این یکسانانگاری را بتوان در قطعات ایرانی میانۀ M311 و M449a و M782 و همچنین در بندی از طومارنیایش چینی مانوی (H) نیز یافت (Cf. de Blois, 2003, pp. 11-12). در طومار نیایش میخوانیم: 又啓閻默善思惟‚ 即是夷數慈悲想‚ 真實斷事平等王‚ 并及五明清淨眾○
(الف) نیز داد خواهم از یَنْمو (閻默) که اندیشهها و عنایت مهرآمیز دارد (ب) و بهراستی تفکرِ شفقتآمیز یِشوع/ عیسی (夷數)، (پ) دادْور راستین و بیآلایش، شاه عادل، (ت) و تودۀ پاک و ناب پنج روشنی است. در این زمینه، بند 135 همین طومارنیایش (یعنی چهار بند پس از بند بالا)، که در آن شکل گردهبرداریشده و تصحیفشدۀ نام «بهمن» (huomin = xɦuə̆ˋ-mjinˊ 穫冺)[11]، آن هم دقیقاً در کنار نام مانی و همزادش آمده، تأملبرانگیز است. در این بند میخوانیم: 又啓普遍忙你尊‚ 閻默惠明警覺日‚ 從彼大明至此界‚ 敷楊正法救善子○[12]
(الف) و همچنین فریادرسی خواهم از مار مانیِ جهانْگرامی، (ب) [و] یَنْمو (閻默)، بهمن (惠明)، و خورشید بیداری (پ) کزان سرزمین بزرگِ روشنی بدین جهان فرود آمد (ت) [و] دادِ (قانون) راستینِ رهاییبخشِ فرزندان نیک را بپراکنْد و برکشانید. بادکرد همزمان از مانی و یمگ و بهمن در قطعۀ ایرانی میانۀ M449aA5-8 نیز دیده میشود. با اینکه بهمن (DMT III/1, 341a: whmn) همان «مَنوهْمِد روشن» (Ibid, 229a-b: mnwhmyd rwšn) و «نوس» (Sundermann, 1979, 101 § 3/16.1: νοῦς) است و گاهی جلوهای از «خردِشهرایزد» (DMT III/1, 364a: xrdyšhr yzd) و/یا عیسای درخشان/شکوهمند (yyšwꜤ Ꜥspyxtʾn/ zywʾ)[13] و گاهی خود او است، دشوار است که تصور کنیم در اینگونه شواهد مانی و همزادش در تناظر با عیسی (yyšwꜤ) فهمیده میشدهاند.
مانی، فرستاده یا فرشته؟ تردیدی نیست که کسی تصور نمیکند مقصود مانی در سرآغاز کتاب انجیل زندهاش (→ Shokri-Foumeshi, 2015, pp. 165-175) از عبارت فارسی میانۀ mʾny prystg Ꜥyg yyšwꜤ ʾryʾmʾn (در M17V12-14)، برابر با یونانی Μαννιχαῖος ’Ιησοῦ χριστοῦ ἀπόστολος (در CMC 66, pp. 4-5)، آن بوده که وی «فرشتۀ» عیسی مسیح بوده است. در واقع، مراد از فارسی میانۀ frēstag و پارتیِ frēštag، در جایی که سخن در باب مانی است، «فرستاده» به معنای رسول و پیامبر است؛ همانگونه که بعدها ابن ندیم نیز مانی را «رسول النور» خوانْد (ابن الندیم، 1997م، ص. 465). به دیگر سخن، لفظ frys/štg اگرچه هم به معنای «فرستاده/رسول» است و هم «فرشته/مَلَک»، اگر در رابطه با شخص مانی به کار رفته باشد، ترجمۀ فارسیِ «فرستاده» (رسول)[14] و اگر موضوع متن در باب آن موجودات مجرّدِ معروف باشد، ترجمۀ فارسی «فرشته» ارجحیت دارد: توم (نرجمیگ) «فرشتۀ» وحیِ «فرستادۀ روشنی» (مانی) بوده است؛ بنابراین، کاملاً طبیعی است که تصور کنیم مانویان پیامبرشان را «فرشتۀ روشنی» نمیخواندهاند؛ اگر بخواهیم مقصودمان را به «فارسی» بگوییم، نه به پارتی[15]. از این رو، ترجمۀ mʾny frys/štg rwšn (و همچنین صورت گردهبرداریشدۀ آن 摩尼弗哩悉特嚧詵 [MC. muât-lâ muâ-ńi pi̯uət-lji-si̯ĕt-d’ək luo-ṣi̭εn = Moni fulixite lushen] در متن چینی مانوی 摩尼光佛 (Moni guangfo) «مانی، بودای روشنی»، بازیافته از شیاپو، فوجیان، → Ma, 2015, pp. 445, 467-468) به «مانی، فرشتۀ روشنی» یا حتی «مانی، حواری روشنی»[16] در فارسی رسا به نظر نمیرسد[17]؛ اگرچه ترجمۀ frys/štg به «حواری» یا «فرشته» به فارسی از نظر فقهاللغوی نادرست نیست. روشن است که تعبیرِ فارسی میانۀ frēstag īg Yišō (M17Vi12-13)[18] در خطاب به مانی همان است که به یونانی ’Ιησοῦ ἀπόστολος (CMC 66, 4 f, in Henrichs & Koenen, 1975, p. 67) و به لاتین apostolus Iesu (Epist. Fund. 5, 197.10 f, in Feldmann, 1987, p. 10: frg. 1) و به سریانی šelīḥā d-IšōꜤ (نیز با آوانوشت šelīḥā de-yešūꜤ)[19] «فرستادۀ عیسی» خوانده شده است[20]. مانی در مکتوبات مانوی و غیرمانوی همواره به یونانی ἀπόστολος و به لاتین apostolus (فرستاده، رسول) خوانده شده است نه ἄγγελος و angelus (فرشته)[21] ؛ همان که وی را به زبان مادریاش، سریانی، «فرستاده»[22] میخواندهاند، نه aa"/"lm (malakā) «مَلَک، فرشته» (→ Watson, 2018, p. 339)[23]. اگرچه هر «فرشته»ای فرستاده هم است، هر «فرستاده»ای فرشته نیست. مانی، فرستادۀ ایزدان/ یزدان؟ این پرسش بحثبرانگیز که آیا واژۀ yzdʾn در مکتوبات ایرانی میانۀ مانوی همواره جمع و به معنای «ایزدان» است یا ممکن است در برخی از موقعیتها از آن معنای مفرد نیز اراده شده باشد تا به امروز بیپاسخ مانده است. آیا گواههای ما برای فرضیۀ احتمالِ تغییر معنایی این لغت و لغاتِ درپیوندش مانند byʾn/ bʾʾn «بغان» از کاررفت جمع به مفرد در برخی از موقعیتهای خاص کفایت میکند؟ آنچه در اینجا میآید از حدّ اشارات فراتر نمیرود؛ با این حال، شاید بتواند بستری کوچک فراهم آورد تا به یک موضوع مهم باری دیگر بیندیشیم. بیتردید واژۀ ایرانی میانۀ yzdʾn، که در بسیاری از متنهای پهلوی زرتشتی در معنای مفرد به کار رفته[24]، در قرون اولیۀ اسلامی تحت تأثیر «بسم الله» عربی شکل گرفته است و بنابراین، چنین کاررفتی را نمیتوان با شواهد مانوی مقایسه کرد، مگر شواهدی که تاریخ نگارش اصل متنشان (و نه رونوشتهایشان) در دوران پساساسانی باشد. شکری فومشی (1392 [1393]، صص. 161-210) در مقالۀ «واژههای دخیل عربی در کهنترین متنهای فارسی نو بر اساس دستنویسهای مانوی تورفان»، به تأثیرپذیریِ نسبتاً شدید مکتوبات متأخر مانوی از زبان عربی پرداخته است؛ اما در این متنهای فارسی مانوی هم هر جا که کاتب قصد داشته از «خدای یکتا» یاد کند واژۀ yzd را به کار برده است (شاید در اینجا نیز تحت تأثیر سنّت اسلامی، برای نمونه، در M106IIv19, in: SLt. 260 (l. e19); de Blois, 2006, 113b)؛ با این حال، آیا ممکن است مانویانِ اواخر دوران ساسانی و اوایل عصر اسلامی از عنوان yzdʾn fryštg که در قطعۀ پارتی M1202R2-3 در خطاب به شخص مانی به کار رفته است، معنای «فرستادۀ یزدان» (مفرد) اراده کرده باشند (همان که به عربی «رسول الله» گویند)، نه «فرستادۀ ایزدان» (جمع)؟[25] با اینکه میدانیم میان سکههای عرب ـ ساسانی دستکم دو سکه وجود دارد که بر آنها ترجمۀ پهلوی «محمد رسولالله» به شکل mhmt pgtʾmbl Y yzdt(ˈ) «محمد پیامبر ایزد» آمده است (← رضایی باغبیدی، 1390، صص. 85-86) ـ با وجود اینکه در اینجا شکل yzdt(ˈ) و قرائت آن به این شکل نظرگیر است ـ آیا باز هم این پرسش مطرح است که yzdʾn برای مثال در عبارت mʾny yzdʾn frzynd در قطعۀ M311R7 یا mʾny yzdʾnʾ pws در قطعۀ M319Ir7 بهراستی به معنای «مانی، فرزند/پسر ایزدان» است؟ از آنجا که در فارسی میانۀ زرتشتی، گاهی از اسم «بغان» (byʾn) مفرد اراده شده است، آیا مانویان نیز ممکن بود در برخی از موقعیتها در رابطه با yzdʾn چنین کرده باشند؛ همانگونه که حتی امروزه نیز فارسیزبانها لغت «یزدان» را در معنای مفرد درمییابند؟ برای یافتن پاسخ متقاعدکننده باید به یک پژوهش مستقل اندیشید و در آنجا همۀ شواهد و گواهها را بهدقت بررسی کرد.
نتیجه مفهوم همزاد، نوآوری مانی نبود و در سنّتِ گنوسیِ پیش از او ریشه داشت. بهترین نمونۀ گنوسیِ مفهوم همزاد در «سرود مروارید»[26] بازتاب پیدا کرده[27] که ریشهها و زیرساخت آن آشکارا بیانگر اصل ایرانی آن است و تصور نمیکنم بتوان در اصالت این کهنالگوی گنوسیۀ ایرانی که در سراسر این متن ریشه دوانده تردید روا داشت. در هر حال، مفهوم همزاد آسمانی، هر چه بوده و از هر جا که آمده، برای «فرستادۀ روشنی» سه عملکرد داشت. او نه تنها فرشتۀ وحیِ مانی و در عین حال نگاهبان و محافظش بود، بلکه پیامآور روشنی با این شخصیت بود که میتوانست فارقلیط عیسی مسیح باشد[28]. فارقلیط و مانی و فرشتۀ وحی و همزاد آسمانیاش بیانگر یک حقیقت بودند[29]. «همزادبودگی با فرشتۀ توم» همان مفهوم بینظیری بود که این نابغۀ ایرانی و پردازشگر خوشهچینِ بابِلی از همان ابتدا به آن نیاز داشت.
کوتهنوشتها
[1] بخش دوم این واژه، «زِئوگوس» (ζεῠγος)، به معنی «جفت، زوج» است. «زوجِ» عربی دخیل از همین واژۀ یونانی است. [2] شاید از این رو است که کلیمکایت (Klimkeit, 1993, p. 220, no. 108) «توم» را با «دَینا»ی زرتشتی مقایسه میکند. 3 Or according to Pedersen, 2013, p. 193: šelīḥā deyešūꜤ mešīḥā [4] دو واژۀ psʾgryw وpṣġrybʾ به لحاظ قالب و نوع ساخت قابل مقایسه هستند با سغدیِ pšʾbwṭyy «پسابودا ـ آن که پس از بودا آید» در قطعۀ سغدی M5264R2 (منتشرشده در Morano, 2017, pp. 175-176). [5] منظور کشتیهای خورشید و ماه است. این دو در ایرانی میانۀ مانوی nʾw خوانده شدهاند. [6] آنچه در نشانۀ {} آمده، تکرار سهوی سطر 18 در اینجا است. [7] سنج. ویدنگرن، 1376، ص. 41، بدون متن لاتین و ترجمه، مگر برداشتی آزاد از متن. [8] Cf. MP jmyg [10] ترجمۀ اسماعیلپور (آلبری و ایبشر، 1388، ص. 80): «نور آشنای تو را بستاییم، ای مسیح، ای تفسیرگر نیکوی ما!». [11] Or: xɦuə̆ˋ-mjinˊ, and not huiming. [12] Cf. Wang & Ma, 2016, p. 23, as 又啓普遍摩尼光‚ 閻默惠明警覺日‚ 從彼大明至此界‚ 敷揚正教救善子 [13] برای یک بررسی مقایسهای نگاه کنید به: شِروو، 1396، صص. 110-111. [14] درست همانگونه که پولُس در قطعۀ S1 یک «رسول» («فرستاده») نامیده شده است (S1V15: ʾbr gwyšn Ꜥy pʾwlys frystg). [15] زمانی وامقی (1378، ص. 274) بهدرستی نوشت: «واژۀ فرشتۀ امروز در مفهوم دیگری به کار میرود که وافی به مقصود و منظور مندرج در متنها که همانا پیامبر و رسول است نخواهد بود». [16] با اینکه مطمئاً کسی جایگاه مانی را با مقام حواریون عیسی اشتباه نمیگیرد. [17] متخصصان مطالعات مانوی همواره عنوان ترکیبی frys/štg rwšn را به the apostle of light برگرداندهاند، مگر در یکی دو مورد استثناء (برای نمونه، Morano, 2004, p. 225). محسن ابوالقاسمی عنوان «رسولالنور» در خطاب به مانی را، که در الفهرست ابن ندیم آمده، به «فرشتۀ روشنی» برگردانده است. نگاه کنید به: ابن الندیم، 1390، ص. 27 (ترجمۀ فارسی)، 52 (متن عربی)، بند 39، حال آنکه در همان بند از الفهرست، به ملائکتهالحفظه «فرشتگان نگاهبانِ» مانی درود فرستاده شده است (همان). [18] برای جدیدترین بازسازی این پارهدستنویس نگاه کنید به: Shokri-Foumeshi, 2017, p. 478. با در نظر داشتن این نکته که همۀ دستنوشتههای مانوی هنوز به طور کامل قرائت و منتشر نشدهاند، برای این ترکیب در پارتی فعلاً شاهدی در اختیار نداریم؛ با این حال، سنج. پارتیِ fryštg cy pydr در M233V3 (هویَدَگْمان، اندام یکم، مصراع یکم از بیت دوم در Boyce, 1954, p. 66)؛ که در خطاب به مانی به کار رفته و به معنای «فرستادۀ پدر» است، نه طبیعتاً «فرشتۀ پدر». نیز هنگامی که متن پارتی مهرنامگ در M1/287/ مانی را با عبارتꜤfryštg ky ʾc pydr مورد خطاب قرار میدهد (در اینجا شکل Ꜥfryštg نظرگیر است)، سخن در باب رسول و «فرستاده»ای است که از سوی «پدر» آمده است. [19] Esp. Gulácsi, 2014, pp. 164-165. For more discussion, cf. Shokri-Foumeshi, 2015, pp. 166-167. [20] از همین رو است که انگلیسیزبانها این عنوان را apostle of Jesus ترجمه میکنند. [21] اگرچه واژۀ یونانی ἄγγελος ممکن بود هم دربارۀ گروهی از موجودات مینوی و هم برای نامیدن شخصیتهای انسانی و حتی برای اشاره به انبیا و پیامبران به کار رَوَد، دستکم در عصر مانی (سدۀ سوم میلادی) فقط به آن گروه از موجودات مجرد مینوی دلالت داشت که ما آن را به انگلیسی angel و به فارسی «فرشته» مینامیم. برای اطلاعات بیشتر در باب کاررفت واژۀ فرشته در یونانی و سامی نگاه کنید به: Ricklefs, 2002, p. 40. [22] عبری שליהא از ریشۀ ŠLḤ به معنی «فرستادن، ارسال کردن» (Cf. Fitzmyer, 2004, p. 311). [23] از ریشۀ LʾK که این نیز به معنی «ارسال کردن و فرستادن» است. در باب کاررفت malʾakh و šliḥā برای «فرستاده، رسول» و «فرشته» و جابهجایی معنایی آن در یهودیت نخستین و دین سامری نگاه کنید به پژوهش مفصل زیر: Fossum, 1985, pp. 144-155؛ بنابراین، روشن است در زبانهای سامی و از جمله در زبان مادری مانی، سریانی، نیز معنی ریشۀ دو لغت «فرستاده» (رسول) و «فرشته» (مَلَک) یکی است. [24] مانند pd ŠM Y yzdʾnˈ «به نام یزدان/به نام خدا» در اندرز انوشهروان آذرباد مارسپندان (جاماسپ، 1382، صص. 77 و 229). [25] اما قطعاً نه «فرشتۀ ایزدان» که بهار و اسماعیلپور (1394، ص. 383) ترجمه کردهاند. سنج. پیشنهاد ورنر زوندرمان برای معنی مفرد yzdʾn «یزدان» در: Durkin-Meisterernst, 2004. [26] Hymn of the Pearl [27] در این سرود گنوسی، که به واسطۀ اعمال توماس به ما رسیده (همین که این سرود در اثری به نام اعمال توماس بیان شده، بهخودیخود مهم است. در اینجا، نام توماس واژهای کلیدی است)، «شهزادۀ پارت» که از سوی پدرش شهریار «خراسان»، پس از عبور از «میشان» و «بابِل»، به مأموریتی در غرب (مصر) رفته است، هنگام بازگشت چون «جامۀ درخشانِ» خویش را که پدر و مادرش از «بلندیهای گرگان» فرستاده بودند، پس از سالها دوری میبیند، میگوید: «آن جامه همچون آیینهای از خودم بر من نمودار شد؛ همۀ آن را در کلّ خویشتن دیدم؛ تمام خویش را در آن نمایان یافتم؛ دو بودیم، جدا از هم، لیک یکی بودیم، پیوستۀ هم». ترجمۀ انگلیسی در: Jonas, 1963, p. 115 و ترجمۀ فارسی با اختلاف ناچیزی در: غیبی 1376، ص. 325؛ یوناس، 1398، ص. 249. تأثیر سرود مروارید در حکمت و فلسفۀ اسلامی را میتوان در قصۀ الغربة الغربیه (غربت غربی) اثر سهروردی (شیخ اشراق) دید. برای پژوهش بیشتر نگاه کنید به: کربن، 1393، صص. 401-501. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 525 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 132 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||