| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,877 |
| تعداد مقالات | 15,278 |
| تعداد مشاهده مقاله | 43,732,193 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,564,689 |
بررسی اشعار نویافته عمادی شهریاری | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| متن شناسی ادب فارسی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 8، دوره 5، شماره 3، آذر 1392، صفحه 111-124 اصل مقاله (261.5 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سهیل یاری گل دره* 1؛ طاهره چهری2 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینا همدان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیدا شدن برخی نسخ خطّی، جنگها و سفینهها در کتابخانههای نقاط مختلف دنیا، نیاز به گردآوری و تصحیح مجدد دیوان بسیاری از شاعران را به عنوان امری ضروری اثبات نموده است. عمادی شهریاری یا غزنوی از جمله شاعرانی است که از اشعار وی میتوان دانست که در شعر پایگاهی برجسته داشته است و شاعری توانا بوده است. امّا متاسفانه سروده-های وی همانند بسیاری دیگر از شعرای بزرگ ادب پارسی از بد حادثه، به گونه کامل به دست ما نرسیده است و این نکته با قراینی چند قابل اثبات است. از جمله دلایل وجود اشعاری به نام عمادی در سفینهها و جُنگها است که این اشعار، از دیوان شاعر افتاده است و شایسته است که این سرودهها در تصحیح انتقادی دیوان وی مورد توجه جدّی قرار بگیرد. به علاوه، بسیاری از ابیات این شاعر، در دیوانی که هم اکنون از وی در دسترس است به غلط تصحیح شده و نیز ابیات و اشعاری وجود دارد که هم به این شاعر و هم به شاعران دیگر منسوب شده که متأسفانه به آنها هم هیچ اشارهای نشده است. به سبب همین دلایل، تصحیح مجدد دیوان عمادی شهریاری، به عنوان بخشی از گنجینه ادب پارسی، امری بایسته به نظر میرسد. آنچه که در این مقاله خواهد آمد تعدادی از سرودههای نویافته عمادی است که با تحقیق و تتبّع در کثیری از سفینهها و جُنگها و دیگر منابع به دست آوردهایم و البته با کاوش در منابع دیگر ممکن است دوباره به سرودههای نویافته دیگری از وی دست یافت. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عمادی؛ سرودههای نویافته؛ جُنگها؛ سفینهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدمه عمادی شهریاری یا غزنوی به اتّفاق نظر محققان از شاعران بزرگ قرن ششم هـ .ق است. نام و کنیة وی بر اساس سفینة بولونیا چنین است: ««امیر الحکیم ملکالشعراء ابو محمد العمادی الغزنوی»(افشار، 1382: 18). طبق گفتة ارباب تذکرهها زادجای او شهریار ری بوده است و به همین سبب به «شهریاری» مشهور شده است (فروزانفر، 1358: 517) و از طرفی«چون اوایل عمر را در خراسان به خصوص غزنین گذرانده به عمادی غزنوی نیز مشهور شده است (نفیسی، 1344: 82)، دربارة لقب او نیز باید یادآوری کنیم که: «لقب او از عمادالدولة فرامرز شاه مازندران مُنبی است...» (راوندی، 1364: 210). روانی معنا و استواری لفظ، بیان سادة افکار و پرهیز از به کار بردن واژگان غریب فارسی و حتی تازی و ایجاز بیان از خصوصیات سرودههای اوست. بر خلاف اشعار معاصرین وی همچون خاقانی و انوری و جز آن اشارات نجومی، طبّی و جز آن در سرودههای او بسیار کم است و نادر. نفیسی دربارة سرودههای او نوشته است: «عمادی یکی از بهترین شاعران قرن ششم ایران بوده و سبک بسیار جالبی دارد که در آن معانی دقیق را با سخنان دلنشین به هم آمیخته است و کنایات و استعارات بسیار به کار برده و به همین سبب در زمان خود از مشاهیر شعرا بوده است و شاعران دیگر به وی حرمت میگذاشتهاند» (نفیسی، 1344: 84). صفا نیز دربارة اشعار عمادی نوشته است: «روش عمادى در شعر همان روش معهود شاعران در قرن ششم است یعنى افکار و مضامین باریک و دقیق را در عبارات سلیس و ترکیبات بدیع میپروراند و اگرچه معانى و مضامین خود را مبتنى بر مسائل غامض علمى یا تصورات خارج از محیط عادت نمىکند، با این حال فهم اشعار او گاه به سبب تشبیهات و تعبیرات خاص دشوار میشود و بر روى هم توان گفت سادگى و روانى در غالب اشعار او بیشتر غلبه دارد تا غموض و ابهام بعضى از آنها که نتیجه پیچیدن در اوهام و خیالات باریک و استفاده از الفاظ دشوار و ترکیبات صعب است» (صفا، 1378: ج2/ 746- 745). همچنین برای توضیحات ارزشمند دیگر به سخن و سخنوران(1358: 518-519) علّامه فروزانفر رجوع شود. محل درگذشت وی را همان شهریار و تاریخ وفات او را 594ه.ق. نوشتهاند(نفیسی، 1344: 84؛ برای توضیحات بیشتر رک. فروزانفر، 1358: 519- 518). شاعرانی همچون ادیب صابر، انوری و سید حسن غزنوی و دیگران، او را در اشعار خود ستودهاند و کسانی چون کمالالدین اصفهانی یا انوری، بیتی از وی تضمین کردهاند و یا کسانی همچون ظهیری سمرقندی (قرن ششم) در سندبادنامه و أغراضالسّیاسه و جوینی در تاریخ جهانگشا و دیگران، نثر خویش را با آوردن سرودههای وی مُزَین کردهاند. برای نمونه انوری سروده است:
و یا کمال الدین اصفهانی این چنین بیتی از وی تضمین کرده است:
همچنین انوری با توجه به همین بیت عمادی، گفته است:
و نیز قوامی مطرّزی گنجوی (قرن ششم) نیز در آن قصیدة بدیعیة مشهورش در بخش «تضمین» مصراعی از عمادی را -و البته بدون تصریح به نام وی- چنین آورده است:
مصراع دو را قوامی از این بیت گرفته است:
ظاهراً عمادی بر خلاف شاعران والا مقام هم عصر خویش سرودههای کمتری داشته است. دربارة تعداد سرودههای وی نقلهای متفاوتی دیده میشود. مثلاً هدایت نوشته است«گویند پنج هزار بیت دیوان دارد»(هدایت، 1382: 2/1287) اما تقی کاشی تعداد سرودههای او را چهار هزار بیت دانسته است(تذکرة خلاصة الأشعار به نقل عمادی غزنوی، 1381: 27) لکن دیوان کنونی وی از آن مقداری که هدایت و کاشی نوشتهاند کمتر است. وجود این نکته و یافتن پارهای از سرودههای وی در منابع دیگر، این گمان را در اذهان ایجاد میکند که احتمالاً پارهای از سرودههای وی از میان رفته باشد. متأسفانه از دیوان عمادی نسخة کهنهای نیز فعلاً شناخته نشده است و نسخ دیوان او تقریباً همگی متعلق به بعد از قرن یازدهم است.
پرسشهای پژوهش محور اصلی این پژوهش پاسخ به این پرسشها است: -آیا آنچه اکنون با عنوان دیوان عمادی شهریاری در دسترس است، همة اشعار شاعر مذکور را در برگرفته است؟ -آیا به کمک جنگها و سفینهها میتوان اشعاری نویافته از عمادی ارائه داد؟ و اساساً ارائه دیوانی کاملتر از اشعار این شاعر چه اهمیتی دارد؟
پیشینه پژوهش تنها اثری که از عمادی شهریاری اکنون در دسترس است، دیوان عمادی شهریاری به کوشش ذبیحالله حبیبینژاد است ک که کاری ناتمام به نظر میرسد، چرا که بنای مصحح تنها بر همان دو نسخة موجود از دیوان شاعر بوده و البته جز از چند جنگ، بهرة چندانی از دیگر جُنگها و سفینههای موجود نبرده است. به همین سبب و با توجه به اهمیت شعر عمادی که در نقل قولهای محققان ادب پارسی دیده میشود، لزوم تصحیح مجددی از دیوان این شاعر ضروری به نظر میرسد. یکی از نگارندگان این مقاله، پیشتر در مقالهای با عنوان«پژوهشی در اشعار عمادی شهریاری» 2 به نکاتی در خصوص زندگی شاعر، اشعاری که هم به او و هم به دیگران منسوب شده است و هم به تصححیح ابیاتی از وی، پرداخته است که در آنجا لزوم تصحیح مجدد دیوان عمادی یادآور شده است و مقالة حاضر، با ارائة اشعار نویافتة عمادی، در حقیقت هم تکمیل کنندة مقالة پیشین است و هم تأکیدی بر بازنگری و تصحیح مجدّد دیوان عمادی شهریاری.
روش تحقیق روش ما در این پژوهش، بررسی و جستجو در سفینهها و جُنگهایی -که اکثر آنها تا کنون چاپ نشده- بوده است به کمک آنها توانستیم به پارهای از سرودههای عمادی دست یابیم که البتّه این خود غنیمت است و میشاید مورد عنایت محققان باشد.
بحث اصلی آنچه که در ذیل خواهد آمد برخی از سرودههای نویافتة عمادی است که نگارندگان به یاری پارهای از منابع به آنها دست یافتهاند و اینک اشعار نویافتة وی: 1- قصیده 36 : 104-103 با مطلع:
این قصیده مشهور عمادی در بسیاری از منابع کهن و نسبتاً کهن یافت میشود. متأسفانه ابیاتی از این قصیده از دیوان عمادی افتاده است. برای نمونه نُه بیت از این قصیده در راحة الصدور راوندی آمده است که برخی از آن ابیات موجود در راحة الصدور، در دیوان عمادی نیست. با توجه به قدمت کتاب مذکور باید اشعار موجود در آن مورد توجه قرار بگیرد. از جملة آن اشعار این دو بیت است:
این قصیده در کتاب نفیس تاج المآثر نظامی، ورق 227 بدون نام گوینده و نیز در تذکره نفیس خلاصة الأشعار تقی کاشی صفحة362 به همراه ابیاتی دیگر، از جمله این دو بیت آمده است:
ناگفته نماند که بیت اوّل از این دو بیت، نیز در تاج المآثر، ورق 234 بدون نام گوینده آمده است. در جنگ اسکندر میرزا (مورخ به سال 813 و 814 هـ .ق)چهار بیت از آغاز همین قصیده آمده است امّا بیت سوم آنجا در دیوان عمادی نیست. آن بیت چنین است:
جُنگ یحیی توفیق این جُنگ ارزشمند مورَّخ 745 هـ .ق (متعلق به کتابخانه بزرگ سلیمانیه) است که دربردارندة سرودههای از شعرای فارسی تا عصر سعدی است. در همین جُنگ اشعاری چند از عمادی دیده میشود که بعضاً در دیوان وی نیست. اینک آن اشعار:
جُنگ شمارة 798 مجلس در صفحة 37 این جُنگ دو قطعه شعر از «عمادی» آمده است که در دیوان و منابع دیگر یافت نشد؛ البته پارهای از ابیات قطعه شعر نخستین این جنگ به علت خوش خوان نبودن، قرائت نشد، اینک ابیاتی از آن دو قصیده:
جنگ شماره 8219 مجلس این جُنگ تاریخ ندارد. در این جنگ دو قصیده به نام عمادی شهریاری آمده است اما در قصیدة نخستین این جُنگ ابیاتی آمده است که در دیوان عمادی نیست البته متأسفانه برخی از ابیاتش به علت چندان خوش خط نبودن کاتب، خوانا نیست و از آوردن آن خودداری شد. اینک برخی از ابیات آن قصیده:
تذکره بتخانه در این تذکره ارزشمند که در قرن یازدهم نگارش شده است ابیاتی از عمادی ثبت شده که بعضاً در دیوان وی دیده نمیشود. چهار بیت ذیل که از ابیات غزل هفتم دیوان صفحه 115 است در این تذکره موجود است اما در دیوان عمادی نیست:
ابیاتی از قصیدة پنجم دیوان صفحه 57 در این تذکره هست اما دو بیت ذیل که پس از بیت دوم قصیده آمده است، در دیوان دیده نمیشود:
سفینة اشعار مجلس، شماره 651 در کتابخانه مجلس سفینهای به شمارة 651 وجود دارد که گرچه در قرن دوازدهم کتابت شده است امّا چنان که گفتهاند احتمالا از روی یک جنگ کهن (شاید از قرن هشتم) استنساخ شده باشد(ضیاء، 1391: 297). در این سفینه ارزشمند، اشعاری از عمادی ضبط شده است که تعدادی از ابیات آن در دیوان عمادی یافت نمیشود. به این ترتیب، تعدادی از آنها از خلال ابیات قصائد و دیگر قوالب دیوان افتاده است و تعدادی از ابیات نیز قصائد و ابیاتی است که کلاً آن قطعه اشعار از دیوان عمادی ساقط شده است؛ و اینک اشعار افتاده از دیوان:
ابیات ذیل پارهای از قصیدة دوازدهم دیوان صفحه 67 است امّا از همان قصیدة دیوان افتاده است:
در جُنگ ارزشمند روضة الناظر کاشی (مورَّخ قرن هشتم)، رباعی ذیل، به نام عمادی ثبت شده است:
در خلاصة الأشعار فی الرباعیات تبریزی(1384: 109) نیز رباعی بالا به نام عمادی ثبت شده است. در جُنگ خطی ارزشمند «گنج بخش» اشعار مختلفی به نام «عمادی شهریاری» یا «عمادی غزنوی» آمده است برای پرهیز از اطناب به آوردن چند نمونه بسنده میکنیم:
در جایی از همین جُنگ چهار بیت از قصیدة 18 دیوان آمده است که یک بیت از آن چهار بیت موجود در جُنگ، در قصیدة موجود در دیوان نیست و آن بیت این است:
- در فرهنگ رشیدی (بیتا: 2/1517) بیت ذیل به «عمادی شهریاری» منسوب شده است که در دیوان عمادی یافت نیست:
- در فرهنگ جهانگیری، در سه جا چند بیت به عمادی منسوب شده است که عجالتاً چون انتساب آن سه بیت را به کسان دیگر نیافتیم در اینجا نقل میکنیم:
- در جُنگ سید الهیصفحة 33 این چهار بیت به نام «عمادی شهریاری» آمده است (متأسفانه چند کلمة آن خوانده نشد):
در صفحه 45 جنگ مذکور، این بیت نیز به نام «عمادی» آمده است:
همچنین این بیت نیز در صفحة 31 همان جُنگ به «عمادی شهریاری» نسبت داده شده است:
-در بیاض تاج الدین احمد وزیر (1423: 1/308) این دو بیت به عمادی نسبت داده شده است:
اما ظاهراً نویسنده بیاض مذکور اشتباه کرده باشد! زیرا این دو بیت از اسرار نامة عطار نیشابوری است. (ر.ک: (عطار نیشابوری، 1386: 201) و البتّه مصحح بیاض نیز متوجه و متذکّر این نکته نشده است!.
نتیجه حاصل این پژوهش، بیانگر اهمیت کندوکاو همه جانبه در تصحیح متون است. امروزه وجود سامانههای اینترنتی، نرم افزارها و پیدا شدن جُنگها، نسخ خطی و سفینهها، این امکان را برای پژوهشگران فراهم نموده است. سهلانگاری در امر پژوهش، منجر به ارائة کارهای ناتمام و درجه چندم میگردد که لازمة آن دوبارهکاری است. با توجّه به آنچه در این پژوهش بیان شد، مشخّص گردید که تصحیح مجدّدی از دیوان عمادی شهریاری به عنوان شاعری برجسته و نیز به عنوان بخشی از گنجینة زبان و ادب فارسی ضروری مینماید زیرا دیوان عمادی به کوشش آقای ذبیح الله حبیبی نژاد، چند نقص عمده دارد. اول این که همة اشعار عمادی را در بر نمیگیرد؛ دوم این که بسیاری از ابیات آن به غلط تصحیح شده است و سوم آن که در این دیوان به بخشی از اشعار که هم به عمادی و هم به دیگران منسوب شده است، اشارهای نشده است. نکات دوم و سوم را در مقالهای دیگر مورد بررسی قرار دادهایم. محور اصلی این مقاله نکتة اول بوده است، یعنی پرداختن به اشعار نویافتة عمادی شهریاری. لازم به ذکر است در تصحیح مجدّد دیوان این شاعر بزرگ، باید به منابع تازهای که ما در این مقاله-در حد توان خود به آنها دسترسی یافتیم و اغلب شامل نسخ خطی و جنگها و سفینهها میشود- توجّه ویژهای داشت تا بتوان اشعار نویافته وی را بر دیوان کم حجمش که از بد حادثه بخشی از اشعارش از میان رفته است، افزود و با پژوهشی فراختر، اشعار باقی ماندة وی را که در دیوانش موجود نیست به دست آورد.
پینوشتها 1- ناگفته نماند که بیتی را که کمال اصفهانی از عمادی تضمین کرده است در دیوان عمادی نیست! 2- چاپ شده در فصلنامه کتاب ماه ادبیات، شهریور1392، شماره77 (پیاپی191): 68- 58. 3- در سفینة مذکور به غلط «باطنه» آمده است، صورت درست میبایست «باطیه» باشد که ما همین صورت را در متن آوردیم. 4- این بیت در سندبادنامه (ظهیری سمرقندی، 1381: 214) نیز آمده است.البته با این تفاوت که در متن به جای «هزاره»، «هزاران» آمده است.ضمناً در جُنگ مذکور در این بیت به جای «منصوبه»، «منسوبه» آمده است که غلط است و ما آن را به «منصوبه» تغییر دادیم.
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
الف) چاپی 1- تاج الدین، احمد وزیر. (1423). بیاض، محقق: علی زمانی علویجه ، قم: مجمع ذخائر اسلامی، چاپ اول. 2ـ انوری، محمد بن محمد.(1376). دیوان اشعار، تصحیح محمدتقی مدرس رضوی(2ج)، تهران: علمی فرهنگی، چاپ پنجم. 3ـ تبریزی، ابوالمجد محمد بن مسعود. (1383). خلاصةالأشعار فی الرباعیات، گنجینة بهارستان (مجموعة یازده رساله در ادبیات فارسی/شعر)، به کوشش بهروز ایمانی، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی. 4- الحسینی، عبدالرشید بن عبدالغفور. (بیتا). فرهنگ رشیدی، به تحقیق و تصحیح محمد عباسی، شرکت سهامی چاپ رنگین. 5- صفا، ذبیح الله. (1378)، تاریخ ادبیات در ایران، مجلّد سوم، تهران: فردوس، چاپ هشتم. 6ـ ضیاء، محمدرضا. (1391). متون ایرانی (دفتر سوم، با تکیه بر دیوانها و اشعار فارسی، به کوشش جواد بَشَری)، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، چاپ اوّل. 7- ظهیری سمرقندی، محمد علی.(1381). سندبادنامه، تصحیح محمد باقر کمال الدینی، تهران: میراث مکتوب، چاپ اول. 8- عبدالکریم بن ابوبکر.(1389). مجمع الرباعیات (اوراق عتیق، مجموعه مطالعات متنپژوهی، نسخهشناسی و فهرستنگاری)، به کوشش سیدمحمّدحسین حکیم، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، چاپ اول. 9- عطار نیشابوری، فرید الدین محمد. (1386). أسرار نامه، مقدمه، تصحیح و تعلیقات: محمد رضا شفیعی کدکنی، تهران: سخن، چاپ دوم. 10ـ عمادی غزنوی، ابومحمد.(1381). دیوان. تصحیح ذبیح الله حبیبی نژاد، تهران: طلایه چاپ اول. 11ـ فروزانفر، بدیعالزمان.(1358). سخن و سخنوران، تهران: خوارزمی، چاپ سوم. 12ـ اصفهانی، کمالالدین اسماعیل.(1348). دیوان خلّاق المعانی. به تصحیح حسین بحرالعلومی، تهران: کتابفروشی دهخدا. 13- نفیسی، سعید. (1344). تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران: کتابفروشی فروغی. 14ـ هدایت، رضا قلی خان. (1382). مجمع الفصحاء. تصحیح مظاهر مصفا. تهران: امیرکبیر.
ب) خطّی 1- جنگ اسکندر میرزا، دستنویس شماره Add-27261 موزه بریتانیا، به خط محمد حلوایی و ناصر الکاتب، مورخ814- 813 ق، فیلم شماره 24 کتابخانه دانشگاه تهران. 2- جنگ یحیی توفیق، مورَّخ 745ق، شماره 1741 ، کتابخانه بزرگ سلیمانیه، استانبول. 3ـ جُنگ شمارۀ 651 کتابخانة مجلس، کتابت در قرن دوازهم. 4- جنگ شماره 8219 کتابخانة مجلس. بدون تاریخ. 5- جُنگ شمارة 798 کتابخانة مجلس. بدون تاریخ. 6ـ جُنگ گنجبخش، دستنویس شمارۀ 14456، کتابخانة گنجبخش پاکستان، سدۀ هفتم، 100 برگ. 7- سید الهی، جُنگ، شمارة 14432 کتابخانة مجلس. کتابت در قرن دهم. 8ـ کاشانی، محمد بن شرفالدین، خلاصةالأشعار و زبدةالأفکار. کتابخانة مجلس، به شمارۀ اختصاصی 272. 497 صفحه. 9-کاشی، عبدالعزیز، روضة الناظر و نزهة الخاطر، دستنویس شمارة 766 کتابخانة دانشگاه استانبول، سدة هشتم هـ .ق، 304 برگ، شمارة 247 کتابخانة دانشگاه تهران. 10-مازندرانی، محمّد صوفی، تذکره بتخانه، شمارة 4535 کتابخانه مجلس، قرن یازدهم. 11-مجموعة اشعار، دستنویس شمارة 3775 کتابخانة اسماعیل صائب ترکیه، به خط یونس ابن ابی بکر، مورَّخ 681ق، 66برگ، فیلم شمارة 275 کتابخانة دانشگاه تهران. 12- نظامی، محمد حسن، تاج المآثر (مورَّخ 694)، شمارة 1402 کتابخانة فیض الله افندی ترکیه، میکروفیلم آن به شمارة 169 در کتابخانة دانشگاه تهران.
ج) نشریه 1ـ افشار، ایرج.(1382). «هشت شاعر سده ششم و هفتم در سفینه بولونیا». نشر دانش. سال بیست و یکم. شمارۀ چهارم: 24- 17. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,967 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 782 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||