| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,890 |
| تعداد مقالات | 15,351 |
| تعداد مشاهده مقاله | 44,616,938 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,953,172 |
نقش سازمانهای مردمنهاد سلامت در تابآوری و پایداری حکمرانی نظام سلامت در شرایط بحران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مطالعات وقف و امور خیریه | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 01 مهر 1405 اصل مقاله (622.23 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/ecs.2026.149903.1212 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محمدعلی کیانی1؛ افسانه دهقانپور فراشاه* 2؛ ثمانه یزدانی3 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1دکتری، گروه جغرافیای سیاسی، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2استادیار، گروه حکمرانی فرهنگی و اجتماعی، دانشکدۀ حکمرانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 3استادیار، گروه مدیریت و حسابداری، دانشکدۀ علوم انسانی و هنر، دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بحرانهای پیچیده محدودیتهای ساختارهای رسمی و بوروکراتیک را آشکار و نقش سازمانهای مردمنهاد سلامت (سمنهای سلامت) را به منزلۀ نهادهای مکمل در بهبود حکمرانی نظام سلامت برجسته میکنند. این پژوهش کیفی با هدف واکاوی نقش سمنهای سلامت در ارتقای تابآوری و پایداری حکمرانی نظام سلامت در شرایط بحران انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۸ خبره گردآوری شدند. مشارکتکنندگان با نمونهگیری هدفمند انتخاب و دادهها با روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. تحلیل دادهها به استخراج ۹ مضمون فراگیر، ۳۲ مضمون سازماندهنده و ۱۳۰ مضمون پایه در چرخۀ مدیریت بحران منجر شد. مضامین فراگیر عبارتاند از: ۱) آمادگی و کاهش خطر پیش از بحران؛ ۲) توانمندسازی سلامتمحور جامعه؛ ۳) پاسخ، مراقبت و حمایت سلامتمحور؛ ۴) همکاری نهادی سلامت؛ ۵) مشارکت در خطمشیگذاری سلامت؛ ۶) عدالت و حمایت در سلامت؛ ۷) آگاهیبخشی، اعتماد و پاسخگویی سلامت؛ ۸) تابآوری و یادگیری سازمانی؛ و ۹) بازتوانی و مراقبت پسابحران. نتایج نشان داد کارکرد سمنهای سلامت در چرخۀ مدیریت بحران، از آمادگی و توانمندسازی جامعه تا پاسخ، همکاری نهادی، مشارکت در خطمشیگذاری، عدالتخواهی، اعتمادسازی، یادگیری سازمانی و بازتوانی پسابحران امتداد دارد؛ از این رو، این سمنها فراتر از بازیگران امدادگر و واکنشی، به مثابۀ شرکای راهبردی حکمرانی نظام سلامت نقشآفرینی میکنند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حکمرانی نظام سلامت؛ خطمشیگذاری سلامت؛ حکمرانی پایدار؛ تابآوری؛ سازمانهای مردمنهاد (سمنها)؛ مدیریت بحران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدمه و بیان مسأله نظامهای سلامت در سالهای اخیر بیش از گذشته با بحرانهای پیچیده، چندوجهی و پیشبینیناپذیر مواجه شدهاند؛ بحرانهایی که منحصر به افزایش ناگهانی تقاضا برای خدمات درمانی نیستند، بلکه زنجیرۀ تأمین دارو و تجهیزات، ظرفیت نیروی انسانی، اعتماد عمومی، دسترسی گروههای آسیبپذیر و تداوم خدمات ضروری سلامت را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. در چنین شرایطی، اتکای صرف به ساختارهای رسمی و بوروکراتیک برای پاسخگویی سریع، عادلانه و متناسب با نیازهای محلی کافی نیست. تجربۀ بحرانهای سلامتمحور نشان داده است هرچه دامنۀ بحران گستردهتر و عدم قطعیت بیشتر باشد، ضرورت بهرهگیری از ظرفیتهای اجتماعی، محلی و داوطلبانه نیز افزایش مییابد (Kuhlmann et al., 2024). در این میان، سازمانهای مردمنهاد سلامت (سمنهای سلامت) به منزلۀ بخشی از جامعۀ مدنی میتوانند نقشی مهم در تکمیل ظرفیت نظام رسمی سلامت ایفا کنند. این سازمانها به دلیل نزدیکی به جوامع محلی، شناخت گروههای آسیبپذیر، امکان بسیج داوطلبان، انعطافپذیری در اقدام و توانایی ایجاد اعتماد اجتماعی، از ظرفیت زیادی برای مداخله در شرایط بحران برخوردار هستند. سمنهای سلامت میتوانند در مرحلۀ پیش از بحران، از طریق آموزش، آگاهیبخشی، شناسایی گروههای پرخطر و تقویت آمادگی محلی، به کاهش آسیبپذیری کمک کنند؛ در مرحلۀ پاسخ، با تأمین نیازهای فوری، تداوم مراقبت بیماران مزمن و خاص، ارجاع آسیبدیدگان و حمایت روانی‑اجتماعی، بخشی از فشار وارد بر نظام رسمی سلامت را کاهش دهند؛ و در مرحلۀ پسابحران نیز، با پیگیری وضعیت سلامت آسیبدیدگان و کمک به بازگشت آنان به چرخۀ مراقبت، در بازتوانی سلامتمحور نقشآفرینی کنند (Schwartz, 2016; Yasobant et al., 2024). اهمیت سمنهای سلامت فقط به نقشهای امدادی و اجرایی محدود نمیشود. این نهادها میتوانند از طریق انتقال نیازها و مطالبات گروههای کمتر دیدهشده به سطوح تصمیمگیری، تولید شواهد میدانی، مطالبۀ عدالت در دسترسی به خدمات، آگاهیبخشی عمومی و نظارت اجتماعی بر عملکرد نهادهای رسمی، به ارتقای حکمرانی نظام سلامت نیز کمک کنند. از این دیدگاه، سمنها صرفاً بازیگران مکمل در لحظۀ بحران نیستند، بلکه میتوانند به شرکای راهبردی نظام سلامت در کل چرخۀ بحران تبدیل شوند؛ مشروط بر آنکه سازوکارهای همکاری نهادی، تقسیم کار، اعتماد متقابل و پایداری منابع برای نقشآفرینی آنان فراهم شود (Piotrowicz & Cianciara, 2013; Doshmangir et al., 2025). با وجود اهمیت فزایندۀ سمنهای سلامت، مرور مطالعات پیشین نشان میدهد بخشی قابل ملاحظه از پژوهشهای موجود نقش این سازمانها را به صورت بخشی، موردی یا محدود به یک بحران خاص بررسی کردهاند. برخی از مطالعات بر نقش سمنها در پاسخ اضطراری، برخی بر مشارکت جامعه در اپیدمیها و برخی دیگر بر تداوم خدمات سلامت در شرایط ناپایداری نهادی تمرکز داشتهاند؛ اما هنوز چارچوبی جامع که بتواند نقش سمنهای سلامت را در پیوند با تابآوری و حکمرانی پایدار نظام سلامت و در تمام مراحل بحران تبیین کند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. همچنین، در بسیاری از مطالعات، سمنها بیشتر به منزلۀ نهادهای امدادی و اجرایی دیده شدهاند و نقشهای عمیقتر آنان در خطمشیگذاری، مطالبهگری، اعتمادسازی، عدالت در سلامت و پاسخگوکردن نهادهای رسمی کمتر واکاوی شده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با بهرهگیری از تحلیل مضمون، در پی واکاوی نقش سمنهای سلامت در ارتقای تابآوری و پایداری حکمرانی نظام سلامت در شرایط بحران است. بر این مبنا، پرسش اصلی پژوهش عبارت است از: «کارکردهای کلیدی و نقش سمنهای سلامت در تابآوری و پایداری حکمرانی نظام سلامت در شرایط بحران کداماند؟». 2- مبانی نظری و پیشینۀ پژوهش 2-1 پیشینۀ پژوهش رضایی[1] و همکاران (2019) در یک مطالعۀ مروری نظاممند با هدف شناسایی نقشها و مسئولیتهای سازمانهای اجتماعمحور (سمنها) در پاسخ به فوریتهای بهداشت عمومی، ابعاد مشارکت این سازمانها با نظام سلامت را بررسی کردند. آنها با استخراج و تحلیل دادههای ۳۴ مقالۀ علمی معتبر دریافتند بیشترین تمرکز فعالیت و مشارکت این نهادها در بحرانهای سلامتمحور به ترتیب در حوزههای مراقبتهای اولیۀ بهداشتی، خدمات لجستیک و ارتباطات و اطلاعرسانی بوده است. با وجود این، یافتههای آنها نشان داد با وجود اهمیت حیاتی این سازمانها، مشارکت سازمانی آنها در ارائۀ خدمات به گروههای بسیار آسیبپذیر مانند کودکان و سالمندان در طول بحرانها همچنان محدود و نیازمند توجه است. بارکر[2] و همکاران (2020) پژوهشی کیفی با هدف بررسی چگونگی عملیاتیسازی مشارکت جامعه و نقش آن در تسهیل تابآوری نظام سلامت در شرایط بحرانی (با تمرکز بر اپیدمی ابولا در لیبریا) انجام دادند. این مطالعه با استفاده از ۹۲ مصاحبۀ عمیق و ۱۶ بحث گروهی متمرکز با ذینفعان نظام سلامت انجام شد. یافتههای آنها نشان داد مشارکت جامعه عاملی حیاتی در پاسخ به بحران سلامت بوده است؛ با این حال، فقط رویکردهایی مؤثر واقع شدند که مبتنی بر مشارکت معنادار بودند (مانند تشکیل تیمهای نظارت و مراقبت محلی). نتایج این پژوهش حاکی از آن است که برای تحقق مشارکت اثربخش، جوامع باید به جای دریافتکنندگان منفعل خدمات، به منزلۀ کنشگران و مشارکتکنندگان فعال در برنامههای مدیریت بحران در نظر گرفته شوند و بسترهای ارتباطی با آنها باید پیش از وقوع بحران شکل بگیرد. در نهایت، یافتهها تأیید کرد مشارکت معنادار جامعه به بهبود ارتباطات و افزایش اعتماد به مقامات نظام سلامت میانجامد و چرخهای تقویتکننده از اعتماد و همکاری ایجاد میکند که پیششرطی اساسی برای ارتقای تابآوری نظام سلامت محسوب میشود. گریم[3] و همکاران (2021) در پژوهشی با هدف درک ویژگیهای تابآوری نظام سلامت میانمار در پاسخ به طوفان نرگس و بررسی راههای ارتقای این تابآوری در سطح کلان، نقش جامعۀ مدنی را مطالعه کردند. این مطالعه با بهرهگیری از رویکرد تحلیل مضمون و از طریق مصاحبههای عمیق با نمایندگان سازمانهای بینالمللی و سازمانهای مردمنهاد انجام شد. یافتههای آنها نشان داد سرمایۀ اجتماعی قوی و انگیزههای مبتنی بر فرهنگ و باورهای دینی جامعه بزرگترین داراییها و پایههای تابآوری بودند که خلأهای موجود در نظام سلامت را پوشش دادند؛ در حالی که ساختار دیوانسالاری متمرکز دولتی، فقدان شفافیت و کمبود سرمایهگذاریهای زیربنایی بلندمدت، موانع اصلی در مسیر دستیابی به تابآوری نهادی محسوب میشدند. نویسندگان در این مطالعه نتیجه گرفتند برای گذار به یک نظام سلامت تابآور، سیستم باید از ظرفیت سمنها و نهادهای مدنی که در مواقع بحران به صورت خودجوش به عنوان اولین پاسخدهندگان عمل میکنند، به شکلی ساختاریافتهتر بهره ببرد. این پژوهش تأکید میکند حکمرانی پایدار نظام سلامت فقط با اتکا به اقدامات امدادیِ واکنشی و کوتاهمدت محقق نمیشود، بلکه نیازمند بازطراحی نهادی، تمرکززدایی و نهادینهسازی مشارکت سمنهاست تا ظرفیت انطباقپذیری و پاسخگویی سیستم در برابر شوکهای آینده تضمین شود. صیاریفرد[4] و همکاران (2022) در مطالعهای کیفی با هدف شناسایی فعالیتها و چالشهای سازمانهای مردمنهاد (سمنهای) سلامت در پاسخ به پاندمی کووید‑۱۹ در ایران پژوهش انجام دادند. این مطالعه با بهرهگیری از روش تحلیل محتوای کیفی و از طریق ۲۲ مصاحبۀ نیمهساختاریافته با نمایندگان سمنهای فعال در حوزۀ سلامت انجام شد. یافتههای پژوهش نشان داد سمنها نقشی مهم در حوزههایی مانند شناسایی نیازمندان، تأمین تسهیلات معیشتی، ارائۀ خدمات پیشگیری و سلامت روان، اعتمادسازی برای واکسیناسیون و حمایت از کادر درمان ایفا کردهاند. با وجود این، نتایج حاکی از آن است که این سازمانها در مسیر نقشآفرینی خود با چالشهایی بنیادین مانند ماهیت غیرقابلپیشبینی بحران، محدودیتهای منابع مالی، اخلال در ارائۀ خدمات روتین و به ویژه ضعف در تعامل سازنده با نهادهای دولتی (شامل نگاه منفی متقابل و فقدان حمایت مستمر) مواجه بودهاند. این پژوهش در نهایت نتیجه میگیرد برای مدیریت اثربخش بحرانها، علاوه بر ظرفیتسازی در سمنها برای دسترسی بهتر به گروههای هدف، ایجاد شبکههای ارتباطی منسجم و روابط سازنده و بلندمدت میان دولت و این نهادها امری ضروری است. گریم و ویس[5] (2022) در یک پژوهش کیفی با هدف واکاوی ابعاد تابآوری نظام سلامت و نقش بازیگران غیردولتی، دیدگاههای سازمانهای مردمنهاد (سمنهای) مستقر در سوئیس در مواجهه با شوکهای غیرمنتظره را بررسی کردند. این مطالعه از طریق ۲۰ مصاحبۀ عمیق با نمایندگان این نهادها انجام شد. یافتههای پژوهش نشان داد چهار شالودۀ اصلی شامل «روابط همراستا»، «آیندهنگری»، «انگیزه» و «آمادگی اضطراری» برای ارتقای تابآوری نظام سلامت حیاتی هستند. نتایج حاکی از آن است که سمنها خود را در جایگاهی منحصربهفرد برای تسهیل تبادل دانش و حمایت از انطباقپذیری بلندمدت میبینند؛ با این حال، توانایی «یکپارچهسازی» اقدامات توسط دولتها مهمترین انتظار سمنها برای تحقق حکمرانی مؤثر است. این مطالعه نتیجه میگیرد تابآوری نظام سلامت یک تلاش دستهجمعی است و گذار از واکنشهای مقطعی به سمت تابآوری پایدار نیازمند سرمایهگذاریهای پیشابحران در زیرساختها و منابع انسانی، و همچنین، استقرار یک حکمرانی قدرتمند برای هماهنگی میان دولت و سمنهاست. گودینگ[6] و همکاران (2022) در پژوهشی جامع با هدف شناسایی ویژگیها و توانمندسازهای هماهنگی مؤثر در آمادگی و پاسخ به شرایط اضطراری، شواهد ۲۶ گزارش از ۱۱ کشور آسیبپذیر در آفریقا و آسیا (مواجه با بحرانهایی مانند کووید‑۱۹، سیل و خشکسالی) را تحلیل کردند. تحلیل دادهها نشان داد هماهنگی اثربخش مستلزم چهار رکن اساسی است: نخست، هماهنگی فراگیر میانبخشی و مشارکت با بازیگران غیردولتی و سمنها؛ دوم، وجود ساختارهای هماهنگی شفاف با وظایف و اختیارات مشخص؛ سوم، ظرفیتسازی نهادی شامل تأمین منابع مالی و یادگیری سازمانی از بحرانهای پیشین؛ و در نهایت، وجود رهبری سیاسی کلان برای ایجاد انگیزۀ همکاری. نتایج این پژوهش تأکید میکند فقدان پلتفرمهای ساختاریافته برای مشارکت سمنها و همچنین تمرکزگرایی شدید بوروکراتیک، به موازیکاری و هدررفت منابع در زمان بحران منجر میشود و تابآوری سیستم را بهشدت تقلیل میدهد. تان[7] و همکاران (2024) در پژوهشی کیفی با استفاده از چارچوب تابآوری نظام سلامت، تکامل نقش بازیگران غیردولتی (شامل سمنها، نهادهای مدنی و سازمانهای سلامت قومی) در ارائۀ خدمات سلامت و ارتقای تابآوری نظام سلامت میانمار در بازۀ زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ را بررسی کردند. این مطالعه با بهرهگیری از مرور اسناد، ۱۴ مصاحبۀ کلیدی در سطح ملی و ۱۲ مصاحبه به همراه ۴ بحث گروهی متمرکز در سطح محلی انجام شد. یافتههای پژوهش نشان داد در پی فروپاشی سیستم بهداشت عمومی و قطع همکاریهای دولتی پس از بحرانهای سیاسی و پاندمی، بازیگران غیردولتی با تکیه بر ظرفیتهای تابآوریِ انباشتهشده از بحرانهای پیشین، توانستند شوکهای واردشده را جذب کنند و با شرایط سازگار شوند. بر اساس نتایج، بهکارگیری راهبردهای انطباقی مانند ایجاد کانالهای هماهنگی غیررسمی، حفظ ذخایر راهبردی، تغییر در شیوههای ارائۀ خدمات محلی و انتقال وظایف به نیروهای داوطلب، به سمنها اجازه داد تا خدمات پایهای سلامت را در شرایط فروپاشی ساختارهای رسمی حاکمیتی با موفقیت تداوم بخشند. ویتر[8] و همکاران (2026) در پژوهشی با بهرهگیری از مرور ادبیات و بررسی تجربیات میدانی در چهار کشور شکننده و بحرانخیز (لبنان، میانمار، نپال و سیرالئون)، نقش بازیگران غیردولتی به ویژه سمنها را در ارتقای تابآوری نظام سلامت واکاوی کردند. یافتههای مطالعه نشان داد در محیطهای متأثر از بحران که بوروکراسی دولتی دچار ضعف یا فروپاشی است، سمنها با برخورداری از مزایایی مانند درک عمیق از نیازهای محلی، انعطافپذیری عملیاتی زیاد، جلب اعتماد عمومی و توانایی بسیج منابع، خلأهای ساختار رسمی را پر میکنند. با وجود این، پژوهشگران هشدار میدهند این نقشآفرینی با چالشهایی مانند وابستگی به منابع مالی ناپایدار خارجی، احتمال موازیکاری و فقدان نظارت کیفی مواجه است. در نتیجه، این مطالعه پیشنهاد میکند دولتها باید به جای نگاه رقابتی، نقش سمنها را به عنوان بازیگران کلیدیِ حکمرانی به رسمیت بشناسند و آنها را از طریق پلتفرمهای هماهنگ و شراکتهای ساختاریافته، در قلب خطمشیگذاریهای سلامت ادغام کنند. مرور انتقادی پیشینۀ پژوهش نشان میدهد مطالعات موجود، اگرچه بهخوبی اهمیت مشارکت جامعه، سازمانهای مردمنهاد و بازیگران غیردولتی را در تقویت پاسخ نظام سلامت به بحرانها برجسته کردهاند، عمدتاً به صورت بخشی، موردی و بحرانمحور موضوع را بررسی کردهاند. برای مثال، برخی از پژوهشها بر مشارکت جامعه در اپیدمی ابولا، نقش سمنها در کووید‑۱۹، تداوم خدمات سلامت در شرایط فروپاشی نهادی، یا ضرورت هماهنگی میان دولت و بازیگران غیردولتی تمرکز داشتهاند؛ با این حال، کمتر مطالعهای توانسته است نقش سمنهای سلامت را به صورت یکپارچه در کل چرخۀ بحران، از آمادگی و پیشگیری تا پاسخ، مراقبت، بازتوانی و یادگیری پسابحران، مفهومسازی کند. همچنین، بخشی قابل ملاحظه از مطالعات پیشین سمنها را عمدتاً در جایگاه بازیگران امدادی، اجرایی یا مکمل دولت بررسی کردهاند و به نقشهای عمیقتر آنان در حکمرانی پایدار نظام سلامت، از جمله تولید شواهد میدانی، مشارکت در خطمشیگذاری، مطالبهگری، دفاع از عدالت در سلامت، بازتولید اعتماد اجتماعی و نظارت بر پاسخگویی نهادهای رسمی کمتر توجه داشتهاند. از سوی دیگر، هرچند برخی از پژوهشها بر ضرورت هماهنگی و شراکت نهادی تأکید کردهاند، ابعاد تعارضآمیز و ساختاری این رابطه، مانند ابهام نهادی، تمرکزگرایی بوروکراتیک، ناپایداری منابع مالی، خطر موازیکاری و چالش حفظ استقلال سمنها، همچنان نیازمند واکاوی عمیقتر است. بنابراین، خلأ اصلی ادبیات در فقدان الگویی جامع و زمینهمند نهفته است که بتواند سمنهای سلامت را نه صرفاً به منزلۀ کنشگران واکنشی در لحظۀ بحران، بلکه به مثابۀ شرکای راهبردی حکمرانی در ارتقای تابآوری و پایداری نظام سلامت تبیین کند. پژوهش حاضر در پاسخ به این خلأ، با رویکردی کیفی و مبتنی بر دیدگاه خبرگان، در پی ارائۀ چارچوبی جامع از کارکردهای چندسطحی سمنهای سلامت در شرایط بحران است.
2-2 مبانی نظری حکمرانی پایدار حکمرانی پایدار به سیستمهای حکمرانی اشاره دارد که پایداری بلندمدت را در اولویت قرار میدهند و تضمین میکنند منابع به گونهای مدیریت شوند که نیازهای حال حاضر را بدون به خطر انداختن نسلهای آینده برآورده کنند. این امر شامل فرایندهایی فراگیر است که ذینفعان گوناگون را درگیر و توزیع عادلانۀ منابع را ترویج میکنند (Stupak et al., 2021). حکمرانی پایدار با توانمندسازی جوامع برای مشارکت در تصمیمگیری، تابآوری را تقویت میکند. این مشارکت امکان بروز واکنشهایی بومیسازیشده را فراهم میکند که در حل چالشهای خاص مؤثرتر هستند (Ali, 2026). مفهوم پایداری در این پژوهش با تعاریف متداول پایداری در حوزۀ محیطزیست به منزلۀ مدیریت و حفاظت از منابع طبیعی و اکوسیستمها به گونهای که نیازهای فعلی را تأمین کند و در عین حال، اطمینان حاصل کند نسلهای آینده نیز بتوانند نیازهای خود را برآورده کنند (Dehghanpour-Farashah et al., 2026) تفاوت دارد. در پژوهش کنونی، پایداری حکمرانی نه به معنای حفظ منابع طبیعی، بلکه به معنای استمرار کارآمدی، عدالت و پاسخگویی نظام سلامت در برابر شوکهای بحرانی تعریف میشود. در زمان بروز بحرانها، اعم از زیستمحیطی، اقتصادی یا اجتماعی، حکمرانی پایدار نقشی حیاتی پیدا میکند. این رویکرد به حفظ خدمات کلیدی کمک میکند و جوامع را در عبور از شرایط عدم قطعیت یاری میدهد. ادغام مفهوم تابآوری در چارچوبهای حکمرانی امکان ارائۀ پاسخهای انطباقپذیر را فراهم میکند. برخی از اصول کلیدی حکمرانی پایدار عبارتاند از:
حکمرانی نظام سلامت سلامت مقولهای کلان، چندبُعدی و فراتر از جنبههای بیولوژیکی است و مؤلفههای روانی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را در بر میگیرد؛ به گونهای که نظام سلامت رسمی بهتنهایی فقط بخشی محدود از عوامل تعیینکنندۀ آن را پوشش میدهد (Lewin et al., 2008). مواجهه با چنین مخاطرات پیچیده و درهمتنیدهای، به ویژه در شرایط بحرانی، نیازمند بازنگری در الگوهای سنتی ادارۀ امور است. ادبیات نوین توسعۀ پایدار بیانگر یک گذار مفهومی بنیادین از رویکرد «مدیریت» به پارادایم «حکمرانی» است (کیانی و همکاران، 1404). مدیریت رویکردی سلسلهمراتبی، درونسازمانی و متمرکز دارد که بر کنترل و فرماندهی تأکید میورزد (خدابندهلو و علیدوستی، 1394). در مقابل، حکمرانی نشاندهندۀ تحولی عمیق در فلسفه و ساختار مواجهه با چالشهای عمومی است؛ جایی که قدرت بهجای تمرکز در یک نهاد، در شبکهای از بازیگران دولتی، خصوصی، جامعۀ مدنی و سمنها توزیع میشود و موفقیت آن با شاخصهایی همچون مشارکت، شفافیت، پاسخگویی، اثربخشی و انسجام سنجیده میشود (Dehghanpour-Farashah et al., 2025؛ دهقانپور فراشاه و دهقانپور فراشاه، 1403؛ صمدی فروشانی و همکاران، 1402). در همین راستا، حکمرانی نظام سلامت را نمیتوان منحصر به اعمال اختیار دولت یا ادارۀ سازمانهای دولتی دانست. حکمرانی نظام سلامت مجموعهای منظم از ساختارهای نهادی، فرایندهای تصمیمسازی، نظامهای ارزشی، الزامات قانونی و توزیع قدرت است که از رهگذر مدیریت هوشمندانۀ منابع، ایجاد وفاق و هماهنگی میان کنشگران و هدایت کلانبرنامهها، در مسیر تحقق عدالت در سلامت و ارتقای سطح بهداشت و درمان جامعه گام برمیدارد (مصدقراد، ۱۳۹۸؛ قالیباف و همکاران، 1403). این نظام شامل طیفی وسیع از سازمانها، مؤسسهها و گروههایی است که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، در پیشگیری، درمان و حفظ رفاه مردم مشارکت دارند و دستیابی به اهدافی مانند دسترسی عادلانه به خدمات، کارایی و تابآوری را دنبال میکنند. حکمرانی پایدار چنین نظامی مستلزم روشنبودن مسئولیتها، شفافیت در تصمیمگیری و پاسخگویی در برابر نیازهای متغیر جامعه، به ویژه در موقعیتهای بحرانی است (Ghalibaf et al., 2025). بررسی چالشهای نظام سلامت در جهان معاصر نشان میدهد مدلهای سلسلهمراتبی و بوروکراتیک در مواجهه با مسائل پیچیده و عدم قطعیتهای مستمر ناکارآمد هستند و حل این بحرانها فقط از طریق اقدام یکجانبۀ دولت امکانپذیر نیست. در این شرایط، رویکرد حکمرانی شبکهای با به رسمیت شناختن مشارکت طیفی گستردهتر از ذینفعان در فرایند تصمیمگیری، ظرفیت بیشتری برای پاسخ به بحرانها فراهم میکند (Ghalibaf et al., 2025). در واقع، هنگامی که تصمیمگیریهای سلامت از طریق تعامل میان دولت، ارائهدهندگان خدمت و نهادهای مدنی صورت گیرد، امکان بهرهگیری از دانش و ظرفیتهای متنوع جامعه برای مواجهه با شوکهای آتی افزایش مییابد. در چارچوب چنین حکمرانی شبکهای، سازمانهای مردمنهاد (سمنهای) سلامت به منزلۀ بازوی اجرایی و پیونددهندۀ جامعۀ مدنی، شکاف میان نهادهای رسمی بوروکراتیک و نیازهای واقعی گروههای اجتماعی را پر میکنند. این سازمانها به دلیل مجاورت با جوامع محلی، درک عمیق از گروههای آسیبپذیر، انعطافپذیری زیاد در بسیج منابع و توانایی در اعتمادسازی اجتماعی، نهادهایی مکمل و کلیدی در چرخۀ مدیریت بحران محسوب میشوند. تأکید بر مشارکت این نهادها در حکمرانی سلامت به معنای ضرورت گذار سمنها از «بازیگران واکنشی-امدادگر» به «شرکای راهبردی حکمرانی» است. تحقق این گذار نیازمند بازآفرینی نهادی است؛ به نحوی که سمنها از دریافتکنندگان صرف دستورالعملها به کنشگرانی فعال در شناسایی مسائل، مشارکت در خطمشیگذاری، آگاهیبخشی و نظارت تبدیل شوند. بر این اساس، مشارکت ساختاریافته و همافزایی سمنهای سلامت با بخش دولتی زیربنای اصلی ارتقای تابآوری سازمانی و پایداری حکمرانی نظام سلامت در برابر بحرانهای پیچیده به شمار میرود.
3- روششناسی پژوهش پژوهش کیفی حاضر با رویکرد استقرایی انجام شده است. دادهها با مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل مضمون بر اساس رویکرد براون و کلارک[9] (2006) تحلیل شدند. روش نمونهگیری در این پژوهش هدفمند بود و مصاحبهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در شکل 1، گامهای فرایند پژوهش ارائه شده است.
شکل 1. مراحل فرایند پژوهش Figure 1. Stages of the research process به منظور شناسایی و واکاوی نقش و کارکرد سمنها، با 18 نفر از خبرگان (شامل خطمشیگذاران نظام سلامت، مدیران و اعضای فعال سمنها) مصاحبه شد. معیار انتخاب خبرگان شناخت و آگاهی کامل نسبت به سمنها به ویژه سمنهای حوزۀ سلامت بود. در نهایت، پس از انجام 14 مصاحبه، اشباع نظری حاصل شد؛ ولی برای اطمینان از اشباع نظری، مصاحبهها تا شمارۀ 18 ادامه یافت. مصاحبهها با روش تحلیل مضمون کدگذاری و در نهایت، مضامین مرتبط شناسایی شدند. تحلیل مضمون روشی است برای تحلیل دادههای حاصل از مصاحبهها که در آن، دادهها به منظور یافتن معانی و الگوهای درون دادهها کدگذاری میشوند (محمدپور، 1402). دادههای حاصل از مصاحبهها با روش کیفی تحلیل مضمون و بر اساس رویکرد براون و کلارک (2006) تحلیل شدند. با این رویکرد، یافتهها به صورت مضامین پایه (کدها)، مضامین سازماندهنده (مضامین فرعی) و مضامین فراگیر (مضامین اصلی) دستهبندی شدند. در مرحلۀ کدگذاری مضامین پایه، پژوهشگران در نقش توصیفگر، مضامین پایه را از سخنان مشارکتکنندگان استخراج کردند. در مرحلۀ کدگذاری مضامین سازماندهنده، پژوهشگران تا حدی از سخنان مصاحبهشوندگان فراتر رفتند و با مقایسههای مستمر مضامین پایه، مضامین فرعی را به دست آوردند. در مرحلۀ کدگذاری مضامین فراگیر، پژوهشگران با تفسیر مضامین فرعی و کدگذاری در سطح انتزاع بالاتر، مضامین فراگیر یا همان مضامین اصلی را شناسایی کردند. مشخصات جمعیتشناختی خبرگان در جدول 1 ارائه شده است.
جدول 1. ویژگیهای جمعیتشناختی مشارکتکنندگان Table 1. Demographic characteristics of the study participants
در جدول 2، نمونههایی از نقلقولهای مشارکتکنندگان و مضامین پایه مستخرج ارائه شده است.
جدول 2. نمونهای از کدگذاری مصاحبهها و استخراج مضامین پایه Table 2. A sample of the interview coding process and the extraction of basic themes
در این پژوهش، برای ارزیابی کیفیت پژوهش یا اعتمادپذیری از چهار معیار اعتمادپذیری لینکلن و گوبا[10] (1985) (باورپذیری[11]، تأییدپذیری[12]، اطمینانپذیری[13]، انتقالپذیری[14]) استفاده شد. اعتمادپذیری به وضعیتی اشاره دارد که در آن، پژوهشگر بتواند مخاطبان خود را قانع کند که یافتههای پژوهش ارزشمند است. باورپذیری به قانعکنندهبودن یافتههای پژوهش اشاره دارد. تأییدپذیری به این امر اشاره دارد که یافتههای پژوهش مبتنی بر دادهها باشند. اطمینانپذیری به توانایی ابزار پژوهش در کسب نتایج سازگار و توانایی شناسایی جایی اشاره دارد که دادهها از آن گردآوری شدهاند. انتقالپذیری به تعمیم یافتههای پژوهش به محیطی دیگر اشاره دارد (Lincoln & Guba, 1985). در این مطالعه، به منظور تضمین اعتمادپذیری یافتههای پژوهش، مجموعهای از اقدامات نظاممند انجام شدند. در راستای تأمین «باورپذیری»، نتایج استخراجشده به مصاحبهشوندگان ارائه و نظرات تکمیلی آنان اخذ شد. برای تحقق «تأییدپذیری»، مصاحبههای تدوینشده و کدگذاریهای انجامشده برای بازبینی و تأیید در اختیار مصاحبهشوندگان قرار گرفتند. به منظور تضمین «اطمینانپذیری»، علاوه بر تشریح گامبهگام فرایند انجام کار و اخذ تأییدیه از خبرگان، ضریب پایایی بین دو کدگذار بر اساس فرمول هولستی[15] (1969) معادل 82/0 محاسبه شد که نشاندهندۀ ثبات مطلوب کدگذاریهاست. در نهایت، برای ارتقای «انتقالپذیری»، نتایج بهدستآمده از مصاحبهها با یافتههای حاصل از مرور ادبیات مقایسه شدند.
4- یافتهها تحلیل مضمون دادهها به استخراج 130 مضمون پایه، 32 مضمون فرعی و 9 مضمون اصلی در رابطه با کارکردهای سمنهای سلامت در بحران منجر شد. جدول 3 یافتههای پژوهش را به صورت نظاممند نشان میدهد و شکل 2 نقشۀ مضامین یافتههای پژوهش را به تصویر کشیده است.
جدول 3. مضامین فراگیر، سازماندهنده و پایۀ مرتبط با نقش سمنهای سلامت در تابآوری و پایداری حکمرانی نظام سلامت در شرایط بحران Table 3. Overarching, organizing, and basic themes related to the role of health NGOs in the resilience and sustainability of health system governance during crises
بر اساس واکاوی عمیق مضامین مستخرج (جدول 3)، نقش سمنهای سلامت در تابآوری و پایداری حکمرانی نظام سلامت در شرایط بحران، فراتر از یک رویکرد تقلیلگرایانه و خدماتی صرف است. این نقش در قالب ۹ مضمون اصلی (فراگیر) و ۳۲ مضمون فرعی و 130 مضمون پایه مفهومسازی شد که نشاندهندۀ یک چرخۀ کامل از مدیریت خطر است. این مضامین طیفی پیوسته و پویا از اقدامات پیشگیرانه تا مداخلات حین اضطرار، بازتوانی پسابحران و در نهایت، کنشگری در سطح کلان خطمشیگذاری را در بر میگیرند که در ادامه تحلیل و تشریح میشوند:
۲. توانمندسازی سلامتمحور جامعه: دومین مضمون فراگیر بر رویکرد «توسعه و ظرفیتسازی درونزا» تأکید دارد. تحلیل دادهها حاکی از آن است که سمنها با پرهیز از نگاه قیممآبانه به جامعۀ آسیبدیده تلاش میکنند سرمایۀ اجتماعی را برای پاسخ به بحران بسیج کنند. این امر از طریق شبکهسازی، آموزش مستمر و سازماندهی هدفمند داوطلبان تخصصی (مانند کادر درمان و روانشناسان داوطلب) و همچنین نیروهای بومی محقق میشود. نقطۀ عطف عملکرد سمنها در این فاز «بومیسازی مداخلههای سلامت» است؛ به این معنا که پروتکلهای استاندارد بهداشتی و درمانی را متناسب با بافت فرهنگی، هنجارهای اجتماعی و نیازهای واقعی جوامع محلی طراحی میکنند. این همگرایی فرهنگی باعث کاهش مقاومت محلی و افزایش مشارکت پایدار جامعه در برنامههای کنترل بحران میشود. در همین راستا، یکی از مصاحبهشوندگان اظهار داشت: «بحران زمان مناسبی برای آزمون و خطا و تربیت داوطلب نیست؛ سمنها باید از قبل نیروهای محلی را آموزش و سازماندهی کرده باشند» (مشارکتکنندۀ ۷). مصاحبهشوندهای دیگر نیز در خصوص بومیسازی مداخلات خاطرنشان کرد: «اگر پروتکلهای درمانی به زبان و فرهنگ محلی ترجمه نشود، جامعه با نظام سلامت همراهی نخواهد کرد» (مشارکتکنندۀ ۱۴). ۳. پاسخ، مراقبت و حمایت سلامتمحور: این مضمون ثقل عملیاتی و یکی از پیچیدهترین لایههای مداخلۀ سمنهای سلامت در نقطۀ اوج بحران را به تصویر میکشد. در شرایطی که زنجیرۀ تأمین و زیرساختهای رسمی درمان دچار اضافهبار یا فروپاشی موقت میشوند، سمنها با چابکی لجستیکی وارد عمل میشوند و نیازهای حیاتی از جمله توزیع داروها، اقلام حفاظتی و تغذیۀ گروههای پرخطر را تأمین میکنند. با این حال، یکی از حیاتیترین یافتههای این بخش تمرکز سمنها بر تداوم مراقبتهای ضروری است. در بحرانها، بیماران مزمن، زنان باردار و افراد دارای معلولیت معمولاً به قربانیان پنهان تبدیل میشوند؛ سمنها با ایجاد مسیرهای جایگزین و میانجیگری فعال، از قطع درمان این گروهها پیشگیری میکنند و آنها را به مجاری رسمی خدمت ارجاع میدهند. همزمان، با ارائۀ کمکهای اولیۀ روانشناختی، تلاش میکنند از تبدیلشدن شوک حادثه به ترومای پایدار پیشگیری کنند. در تبیین این کارکرد، یکی از مدیران سمنها اشاره کرد: «در شرایطی که بیمارستانها درگیر بحران هستند، مهمترین وظیفۀ ما جلوگیری از قطع درمان بیماران خاص و مزمن در سطح محلات است» (مشارکتکنندۀ ۲). همچنین، مشارکتکنندهای دیگر تأکید کرد: «ارائۀ حمایتهای روانی اولیه به خانوادههای آسیبدیده در روزهای نخست از تبدیلشدن شوک حادثه به آسیبهای روانی پایدار جلوگیری میکند» (مشارکتکنندۀ ۹). ۴. همکاری نهادی سلامت: در رویکرد حکمرانی شبکهای، سمنها بازیگرانی منزوی یا جایگزین دولت نیستند، بلکه کاتالیزورهای نظام سلامت محسوب میشوند. این مضمون نشاندهندۀ نقش سمنها به منزلۀ «شرکای کلیدی و اجرایی» وزارت بهداشت و سازمانهای بینالمللی است. مشارکت در کمپینهای واکسیناسیون و تسهیل هماهنگی میدانی برای پیشگیری از موازیکاری از دستاوردهای این همکاری هستند. سمنها با تبادل دادههای میدانی با دولت، به تصمیمگیری مبتنی بر شواهد کمک میکنند؛ اما این همافزایی فقط زمانی به ارتقای حکمرانی منجر میشود که سمنها استقلال هویتی خود را حفظ کنند. بر اساس گفتههای یکی از خبرگان: «اگر بین سمنها و دانشگاههای علومپزشکی تقسیم کار روشنی وجود نداشته باشد، مداخلهها به موازیکاری و هدررفت منابع منجر میشود» (مشارکتکنندۀ ۵). خبرهای دیگر نیز بیان کرد: «سمنها باید شریک راهبردی دولت باشند و با تبادل مستمر دادههای میدانی، به تصمیمگیری مبتنی بر شواهد کمک کنند» (مشارکتکنندۀ ۱۲). ۵. مشارکت در خطمشیگذاری سلامت: یکی از یافتههای نوآورانۀ این پژوهش گذار تحلیلی سمنها از جایگاه صرف «پیمانکار خدماتی» به نقش «کنشگر و مرزگستر سیاستی» است. بر اساس این مضمون، سمنهای سلامت با تکیه بر مستندسازی شکافهای خدماتی و دادههای دستاول، صدای گروههای خاموش را به گوش نهادهای خطمشیگذار میرسانند. آنها با تولید ادبیات دربارۀ تابآوری و عدالت نه فقط خطمشیهای ناکارآمد را نقد میکنند، بلکه با ارائۀ پیشنهادهای اصلاحی در بازطراحی خطمشیها مشارکت میکنند. این یافته در اظهارات یکی از مصاحبهشوندهها به شکل زیر نمود یافت: «ما در میدان اطلاعاتی از شکافهای خدماتی به دست میآوریم که در گزارشهای رسمی نیست؛ این دادههای عینی باید مبنای سیاستگذاری قرار گیرد» (مشارکتکنندۀ ۸). همچنین، مشارکتکنندهای دیگر افزود: «نهادهای مدنی باید صدای بیماران حاشیهنشین باشند و مطالبات مغفولماندۀ آنان را وارد دستور کار نظام سلامت کنند» (مشارکتکنندۀ ۱۵). ۶. عدالت و حمایت در سلامت: مضمون ششم تبلور رسالت اخلاقی و حقوقی سمنهای سلامت است. در بحران، نابرابریهای ساختاری تعمیق مییابند و دسترسی به منابع سلامت به یک مزیت رقابتی تبدیل میشود. در چنین فضایی، سمنها با رویکرد بیماریابی فعال، به سراغ افراد فاقد بیمه و افراد بیبضاعت میروند و تلاش میکنند نابرابری در توزیع منابع حیاتی را جبران کنند. سمنها با تقبل نقش مدافع حقوق بیمار، از کرامت انسانی دفاع و از تبدیلشدن شکافهای اقتصادی به شکافهای مرگومیر پیشگیری میکنند. در تأیید این مضمون، یکی از مشارکتکنندگان تصریح کرد: «در بحران، افراد بیبضاعت عملاً از چرخۀ درمان حذف میشوند؛ سمنها باید با ردیابی فعال، این نابرابری در دسترسی را جبران کنند» (مشارکتکنندۀ ۴). یکی دیگر از فعالان مدنی نیز گفت: «رسالت اصلی ما دفاع از حق درمان بدون تبعیض برای کسانی است که در ساختار رسمی صدایی ندارند» (مشارکتکنندۀ ۱۳). ۷. آگاهیبخشی، اعتماد و پاسخگویی سلامت: این مضمون به مدیریت افکار عمومی در شرایط بحران اختصاص دارد. در بُعد نخست، سمنها پیامها و دادههای تخصصی بهداشت عمومی را به زبانی ساده و قابل فهم برای لایههای مختلف جامعه بازآفرینی میکنند؛ این اقدام آگاهیبخش نقشی کلیدی در مقابله با شیوع اطلاعات نادرست و شایعات گمراهکننده ایفا میکند. در بُعد دوم، سمنها با حضور مستمر در میدان، عملکرد تخصیص منابع توسط نهادها را پایش میکنند و مطالبهگر شفافیت هستند. این ترکیب از اطلاعرسانی صادقانه و نظارت اجتماعی به احیای «اعتماد نهادی» منجر میشود؛ چنانکه یکی از خبرگان اشاره کرد: «مردم در بحران به پیامهای ساده و صادقانه نیاز دارند؛ ترجمۀ دقیق این پیامها توسط سمنها بهترین پادزهر در برابر شایعات است» (مشارکتکنندۀ ۱). مصاحبهشوندهای دیگر در خصوص نظارت اجتماعی افزود: «حضور مستقل سمنها و پایش نحوۀ توزیع منابع، نهادهای حاکمیتی را به شفافیت و پاسخگویی بیشتر وادار میکند» (مشارکتکنندۀ ۱۰). ۸. تابآوری و یادگیری سازمانی: ایفای مستمر نقشهای بالا مستلزم برخورداری سمنها از تابآوری سازمانی است. تحلیلها نشان داد نهادهای موفق با انعطافپذیری زیاد، الگوهای خدمترسانی خود را با محدودیتهای محیطی منطبق میکنند. تنوعبخشی به منابع مالی و مدیریت پویای داوطلبان ضامن بقای آنهاست. فراتر از استمرار خدمات، این مضمون بر یادگیری نهادی تأکید دارد؛ جایی که سمنها درسآموختههای بحران را مستندسازی میکنند و ظرفیتهای انطباقی خود را ارتقا میبخشند. به گفتۀ یکی از مشارکتکنندگان: «سمنهایی در بحران دوام میآورند که ساختاری منعطف داشته باشند و بتوانند سبد منابع مالی و داوطلبان خود را بهسرعت با شرایط جدید تطبیق دهند» (مشارکتکنندۀ ۱۶). در زمینۀ یادگیری نهادی نیز تأکید شد: «ما میتوانیم درسآموختههای هر بحران را ثبت کنیم تا در بحران بعدی دوباره همان خطاهای عملیاتی تکرار نشوند» (مشارکتکنندۀ ۷). ۹. بازتوانی و مراقبت پسابحران: از دیدگاه سمنهای سلامت، اتمام مرحلۀ اضطرار به معنای پایان بحران نیست. آخرین مضمون نشان میدهد سمنها با پیشگیری از پدیدۀ رهاشدگی پسابحران، پیگیری مستمر وضعیت جسمی، ارجاع آسیبدیدگان دارای عوارض پنهان به خدمات تخصصی و ارائۀ حمایتهای روانی بلندمدت را به عهده دارند. هدف غایی در این مرحله اتصال مجدد بیماران آسیبپذیر به شبکۀ رسمی سلامت است. در تبیین این مضمون، یکی از خبرگان نظام سلامت خاطرنشان کرد: «بحران با اتمام فاز امدادی تمام نمیشود؛ بسیاری از آسیبدیدگان در فاز پسابحران نیازمند ارجاع به خدمات تخصصی و حمایت روانی بلندمدت هستند» (مشارکتکنندۀ ۱۸). مشارکتکنندهای دیگری نیز نتیجهگیر کرد: «هدف نهایی ما این است که نگذاریم بیماران آسیبپذیر رها شوند، بلکه آنها را دوباره به شبکۀ رسمی سلامت متصل کنیم تا چرخۀ تابآوری تکمیل شود» (مشارکتکنندۀ ۶).
شکل 2. نقشۀ مضامین نقش و کارکرد سمنهای سلامت در تابآوری و پایداری حکمرانی نظام سلامت در شرایط بحران Figure 2. Thematic map illustrating the roles and functions of health NGOs in the resilience and sustainability of health system governance during crises
5- بحث و نتیجهگیریتحلیل جامع و پدیدارشناسانۀ نقش سمنهای سلامت در این پژوهش نشان میدهد این نهادها به منزلۀ حلقۀ واسط میان ساختارهای رسمی حاکمیتی و بدنۀ جامعه، نقشی چندبُعدی و تعیینکننده در مدیریت بحران و ارتقای حکمرانی پایدار ایفا میکنند. با وجود این، یافتههای این پژوهش پارادایم سنتی و تقلیلگرایانه نسبت به سمنها را به چالش میکشد؛ سمنهای سلامت دیگر فقط «خیریههای امدادی» یا «پیمانکاران منفعل خدماتی» برای پرکردن خلأهای مقطعی دولت در لحظۀ اضطرار نیستند، بلکه آنها یک «اکوسیستم کامل تابآوری» را از فاز پیشگیری و ارتقای سواد سلامت، تا پاسخ فوری، میانجیگری درمانی و در نهایت بازتوانی پسابحران هدایت میکنند. در معماری نوین حکمرانی سلامت، سمنها به جایگاه «کنشگران فعال سیاستی» و «شرکای راهبردی نظام سلامت» ارتقا یافتهاند. آنها با برخورداری از مزیتهایی همچون چابکی سازمانی، نفوذ در شبکههای محلی و درک عمیق از بافت فرهنگی، قادر هستند مداخلات استاندارد بهداشتی را بومیسازی کنند و با ترجمه پیامهای پیچیدۀ سلامت، مانع از شیوع گستردۀ اطلاعات نادرست و هراس عمومی شوند. از سوی دیگر، در شرایط بینظمی ناشی از بحران که شکافهای اجتماعی و نابرابری در دسترسی به منابع حیاتی تعمیق مییابند، سمنها با ایفای نقش «ترازوی عدالت»، به صورت فعالانه گروههای حاشیهای، بیبضاعت و آسیبپذیر را ردیابی و از تبدیلشدن فقر اقتصادی به تلفات جانی پیشگیری میکنند. یکی از دستاوردهای این پژوهش تبیین نقش سمنها در «بازتولید مشروعیت و اعتماد نهادی» است. سمنها با پایش مستقل عملکرد ساختارهای دولتی، مطالبۀ شفافیت و انتقال شواهد عینی از کف میدان به میز خطمشیگذاران، نیازهای نادیدهگرفتهشده را در دستور کار نظام سلامت قرار میدهند و از این طریق، حکمرانی متمرکز را به سمت پاسخگویی بیشتر سوق میدهند. تحلیل یافتههای پژوهش نشان میدهد کارکردهای سمنهای سلامت در شرایط بحران شبکهای درهمتنیده از اقدامات پیشگیرانه، امدادی، اجتماعی و سیاستی است. مقایسۀ این یافتهها با پیشینۀ تجربی، ضمن تأیید برخی از الگوهای جهانی، ابعادی نوآورانه از نقش این نهادها را در بافتار حکمرانی پایدار نظام سلامت آشکار میکند. مضامین «آمادگی پیش از بحران» و «توانمندسازی درونزای جامعه» در این پژوهش با نتایج مطالعۀ بارکر و همکاران (2020) در خصوص اپیدمی ابولا همسو است. آنها نشان دادند مشارکت معنادار جامعه و پرهیز از نگاه منفعلانه به آنها پیششرط تابآوری نظام سلامت است؛ پژوهش حاضر نیز با تأیید این موضوع نشان میدهد سمنها با بومیسازی مداخلات بهداشتی و سازماندهی داوطلبان محلی، این سرمایۀ اجتماعی را فعال میکنند و مقاومت محلی را کاهش میدهند. همچنین، این رویکرد با یافتههای گریم و همکاران (2021) مطابقت کامل دارد که سرمایۀ اجتماعی قدرتمند را بزرگترین شالودۀ پوششدهندۀ خلأهای نظام سلامت در بحران میانمار میدانستند. در مضامین «پاسخ و مراقبت سلامتمحور» و «عدالت در سلامت»، یافتههای این مطالعه در مقایسه با مرور نظاممند رضایی و همکاران (2019) زاویهای نوآورانه را آشکار میکند. در حالی که رضایی و همکاران دریافتند خدمات سازمانی سمنها به گروههای بسیار آسیبپذیر (مانند کودکان و سالمندان) در بحرانها محدود بوده است، چارچوب مستخرج از پژوهش حاضر نشان میدهد کارکرد و اولویت بنیادین سمنهای تابآور «تداوم مراقبت از بیماران مزمن» و «ردیابی فعال و عادلانۀ حاشیهنشینان و افراد فاقد بیمه» است تا از تبدیلشدن شکافهای اقتصادی به تلفات پنهان ناشی از بحران پیشگیری کنند. در زمینۀ مضمون «همکاری نهادی» و ضرورت عبور از موازیکاری، نتایج بهدستآمده یافتههای گودینگ و همکاران (2022) و گریم و ویس (2022) را بسط میدهد. همانطور که گودینگ بر اهمیت ساختارهای هماهنگ میانبخشی و پرهیز از تمرکزگرایی تأکید داشت، پژوهش حاضر نیز نشان میدهد همافزایی نهادی فقط در صورتی به ارتقای حکمرانی میانجامد که استقلال هویتی سمنها در برابر بوروکراسی دولتی حفظ شود. این یافته به طور خاص با مطالعۀ صیاریفرد و همکاران (2022) همخوانی دارد؛ پژوهش حاضر راهکار عملیاتی ارتقای این همکاری را در پذیرش سمنها به منزلۀ «شرکای اجرایی» (و نه صرفاً زیرمجموعۀ بوروکراتیک) از سوی وزارت بهداشت تبیین میکند. همچنین، در خصوص مضمون «تابآوری و یادگیری سازمانی»، این پژوهش با نتایج تان و همکاران (2024) همراستاست که نشان دادند تنوعبخشی به منابع و انعطافپذیری عملیاتی (استفاده از شیوههای جایگزین) از کارکردهای حیاتی سمنها برای استمرار خدمترسانی در شرایط اضافهبارِ سیستم رسمی است. در همین راستا، ویتر و همکاران (2026) نیز بر قابلیت بازیگران غیردولتی در بسیج منابع و انعطافپذیری میدانی در محیطهای متأثر از بحران تأکید کرده بودند؛ یافتههای پژوهش حاضر این مفاهیم را توسعه و نشان میدهد سمنها از طریق کارکردهایی مانند «تنوعبخشی به سبد منابع مالی» و «یادگیری نهادی»، نه فقط استمرار خدمات خود را تضمین میکنند، بلکه با مستندسازی مستمر درسآموختهها، ظرفیت انطباقپذیری کل نظام سلامت را در برابر شوکهای آتی ارتقا میبخشند. برجستهترین وجه تمایز و توسعۀ نظری پژوهش حاضر نسبت به ادبیات موجود تبیین گذار تحلیلی نقش سمنها از جایگاه «امدادگران واکنشی و خدماتی» به «مشارکت در خطمشیگذاری سلامت» و «نظارت و پاسخگویی» است. در حالی که بیشتر مطالعات پیشین سمنها را پرکنندۀ خلأهای مقطعی دولت میدانند، این پژوهش اثبات میکند سمنهای سلامت از طریق تولید شواهد میدانی دقیق، دستورکارگذاری نیازهای مغفول، سادهسازی اطلاعات تخصصی برای مقابله با شایعات و مطالبهگری شفافیت، عملاً در حال بازطراحی معماری خطمشیهای سلامت هستند و به منزلۀ بازیگرانی کلیدی در پایداری حکمرانی شبکهای ایفای نقش میکنند. بر پایۀ مضامین نهگانۀ پژوهش، پیشنهادهای کاربردی زیر برای ارتقای خطمشیگذاری نظام سلامت ارائه میشوند: الف) از دیدگاه پیشگیری، نظام سلامت باید بسترهای نهادی لازم را برای مشارکت سمنها در آموزش خانوارها و تدوین نقشههای خطر محلی فراهم آورد (مضمون ۱) و با واگذاری تصدیگریهای محلهمحور، ظرفیتهای داوطلبانۀ بومی را فعال کند (مضمون ۲). ب) برای زمان اضطرار، تدوین پروتکلهای یکپارچۀ ارجاع برای اتصال خدمات سمنها به شبکۀ رسمی درمان (مضمون ۳) و تأسیس کارگروههای مشترک واکنش سریع میان وزارت بهداشت و نهادهای مدنی (مضمون ۴) توصیه میشود. پ) در سطح حکمرانی، ضروری است دولت کرسیهای مشورتی دائمی برای نمایندگان سمنها در ستادهای مدیریت بحران ایجاد کند تا شواهد میدانی آنان به خطمشیهای اثربخش تبدیل شود (مضمون ۵). ت) افزون بر این، تخصیص یارانههای دارویی و حمایتی ویژه به سمنها برای توزیع عادلانه میان گروههای فاقد بیمه (مضمون ۶) و بهرهگیری از ظرفیت نفوذ اجتماعی آنان برای شایعهزدایی و احیای اعتماد عمومی (مضمون ۷) امری حیاتی است. ث) در نهایت، حاکمیت باید با ارائۀ معافیتهای مالیاتی و تسهیلات قانونی، به پایداری سازمانی سمنها یاری رساند (مضمون ۸) و از توان آنها برای رهگیری و پایش بلندمدت آسیبدیدگان در فاز ریکاوری به طور نظاممند بهرهبرداری کند (مضمون ۹). پژوهش حاضر، همچون سایر مطالعات کیفی، با محدودیتهایی مواجه بوده است. ماهیت تفسیرگرایانه و استقرایی پژوهش و وابستگی یافتهها به بستر نهادی، فرهنگی و اجتماعی خاص جامعۀ مورد مطالعه، تعمیمپذیری نتایج به سایر زمینهها یا کشورهای دارای نظامهای بهداشتی متفاوت را با محدودیت مواجه میکند. همچنین، دشواری دسترسی به برخی از خطمشیگذاران تراز اول در زمان انجام مصاحبهها و اتکای پژوهش بر دادههای خودگزارشدهی مشارکتکنندگان از دیگر محدودیتهای این مطالعه به شمار میروند. بنابراین، پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی، با کاربست روشهای پژوهش آمیخته و انجام مطالعات تطبیقی میانکشوری، خلأهای موجود پوشش داده شوند و سازۀ استخراجشده مورد آزمون کمّی قرار گیرد.
[1] Rezaei [2] Barker [3] Grimm [4] Sayarifard [5] Wyss [6] Gooding [7] Than [8] Witter [9] Braun & Clarke [10] Lincoln & Guba [11] Credibility [12] Confirmability [13] Dependability [14] Transferability [15] Holsti | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
منابعخدابندهلو، آزاده، و علیدوستی، علی (۱۳۹۴). طراحی ساختار اجرایی عملیات مدیریت بحران در مراکز و سازمانهای مختلف. فصلنامۀ دانش پیشگیری و مدیریت بحران، ۵(۱)، 6۸-5۸. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.23225955.1394.5.1.4.5
دهقانپور فراشاه، علیرضا، و دهقانپور فراشاه، افسانه (1403). واکاوی ملاحظههای اخلاقی و سیاستی حکمرانی دادهمحور. مطالعات راهبردی سیاستگذاری عمومی، 14(ویژهنامه)، 104-124. https://doi.org/10.22034/sspp.2024.2025254.3587
صمدی فروشانی، مرضیه، میراسماعیلی، سیده سمانه، و نصیری، علی (۱۴۰۲). تحلیل سیستم حکمرانی شبکهای مدیریت بحران شهر تهران مبتنی بر حاکمیت مشارکتی: کاربردی از تحلیل شبکههای اجتماعی. فصلنامۀ دانش پیشگیری و مدیریت بحران، ۱۳(۲)، ۱۴۴-۱۶۳. http://dpmk.ir/article-1-621-fa.html
قالیباف، محمدباقر، احمدی، سیدعباس، زارعی، بهادر، پورعزت، علیاصغر، و کیانی، محمدعلی (۱۴۰۳). طراحی الگوی نیمهمتمرکز حکمرانی نظام سلامت در ایران. کسبوکار اجتماعی، ۱(۲)، ۱77-۱60. https://doi.org/10.22059/jsbu.2025.391675.1013
کیانی، محمدعلی، کاظمی، محمدرضا، و دهقانپور فراشاه، افسانه (۱۴۰۴). مخاطرات نظام مدیریت کالبدی با تأکید بر رویکرد حکمرانی؛ مورد مطالعه: شهر تهران. مدیریت مخاطرات محیطی، ۱۲(2)، ۱97-۱81. https://jhsci.ut.ac.ir/article_104201.html?lang=fa
محمدپور، احمد (1402). ضد روش: زمینههای فلسفی و رویههای عملی در روششناسی کیفی (ویراست دوم). نشر لوگوس.
مصدقراد، علی محمد (1398). طرح تقویت نظام سلامت مکمل طرح تحول نظام سلامت ایران: نامه به سردبیر. مجلۀ دانشکدۀ پزشکی، 77(8)، 537-538. http://tumj.tums.ac.ir/article-1-10021-fa.html
References Ali, A. (2026). Public policy for resilient governance: strengthening civil society in times of crisis. In Global societal resilience through political, environmental, and cultural upheaval (pp. 437-456). IGI Global Scientific Publishing. https://doi.org/10.4018/979-8-3373-5651-8.ch014 Barker, K. M., Ling, E. J., Fallah, M., VanDeBogert, B., Kodl, Y., Macauley, R. J., ..., & Kruk, M. E. (2020). Community engagement for health system resilience: evidence from Liberia’s Ebola epidemic. Health Policy and Planning, 35(4), 416-423. https://doi.org/10.1093/heapol/czz174 Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative Research in Psychology, 3(2), 77-101. https://doi.org/10.1191/1478088706qp063oa Dehghanpour-Farashah, A., Behnamifard, F., Behzadfar, M., Alalhesabi, M., & Mojtabazadeh-Hasanlouei, S. (2025). Mobile participatory urban governance in a developing country: Women’s acceptance of city reporting apps in Karaj, Iran. Sustainability, 17(12), 5388. https://doi.org/10.3390/su17125388 Dehghanpour-Farashah, A., & Dehghanpour-Farashah, A. (2024). Analyzing the ethical and policy considerations of data-driven governance. Strategic Studies of Public Policy, 14, 104-124. https://doi.org/10.22034/sspp.2024.2025254.3587 [In Persian] Dehghanpour-Farashah, A., Dehghanpour-Farashah, A., & Mojtabazadeh-Hasanlouei, S. (2026). A multidimensional analysis of digital technologies in environmental sustainability policymaking: A systematic review. Sustainability, 18(12), 6011. https://doi.org/10.3390/su18126011 Doshmangir, L., Sanadghol, A., Kakemam, E., & Majdzadeh, R. (2025). The involvement of non-governmental organisations in achieving health system goals based on the WHO six building blocks: A scoping review on global evidence. PloS One, 20(1), e0315592. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0315592 Ghalibaf, M. B., Ahmadi, A., Kiani, M. A., Zarei, B., & Pourezzat, A. A. (2025). The governance patterns of the health system in developed countries of the world: A systematic review. Cimexus, 20(1), 77-99. https://doi.org/10.33110/cimexus200104 Ghalibaf, M. B., Ahmadi, A., Zarei, B. , Pour Ezzat, A. & Kiani, M. (2025). Designing a semi-centralized model of health governance in Iran. Social Business Journal, 1(2), 160-177. https://doi.org/10.22059/jsbu.2025.391675.1013 [In Persian] Gooding, K., Bertone, M. P., Loffreda, G., & Witter, S. (2022). How can we strengthen partnership and coordination for health system emergency preparedness and response? Findings from a synthesis of experience across countries facing shocks. BMC Health Services Research, 22(1), 1441. https://doi.org/10.1186/s12913-022-08859-6 Grimm, P. Y., Merten, S., & Wyss, K. (2021). Evidence of health system resilience in Myanmar during Cyclone Nargis: A qualitative analysis. BMJ Open, 11(9), e050700. http://dx.doi.org/10.1136/bmjopen-2021-050700 Grimm, P. Y., & Wyss, K. (2022). What makes health systems resilient? A qualitative analysis of the perspectives of Swiss NGOs. Globalization and Health, 18(1), 55. https://doi.org/10.1186/s12992-022-00848-y Holsti, O. R. (1969). Content analysis for the social sciences and humanities. Addison-Wesley Khodabandehlou, A., & Alidousti, A. (2015). Designing an executive structure for crisis management operations in different centers and organizations. Disaster Prevention and Management Knowledge, 5(1), 58-68. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.23225955.1394.5.1.4.5 [In Persian] Kiani, M., Kazemi, M., & Dehghanpour-Farashah, A. (2025). Physical management system hazards with emphasis on the governance approach: A case study of Tehran. Environmental Management Hazards, 12(2), 181-197. https://doi.org/10.22059/jhsci.2025.397780.885 [In Persian] Kuhlmann, S., Franzke, J., Peters, N., & Dumas, B. (2024). Institutional designs and dynamics of crisis governance at the local level: European governments facing the polycrises. Policy Design and Practice, 7, 409 - 429. https://doi.org/10.1080/25741292.2024.2344784 Lewin, S., Lavis, J. N., Oxman, A. D., Bastías, G., Chopra, M., Ciapponi, A., ..., & Haines, A. (2008). Supporting the delivery of cost-effective interventions in primary health-care systems in low-income and middle-income countries: An overview of systematic reviews. The Lancet, 372, 928-939. http://dx.doi.org/10.1016/S0140-6736(08)61403-8 Lincoln, Y. S., & Guba, E. G. (1985). Naturalistic inquiry. Sage. Mohammadpour, A. (2023). Anti-method: Philosophical foundations and practical approaches in qualitative methodology (2nd ed.). Qom: Logos Publications. [In Persian] MosaddeghRad, A. M. (2021). Strengthening the complementary health system plan of Iran's health transformation plan: A letter to the editor. Journal of the Faculty of Medicine, Tehran University of Medical Sciences, 77(8), 537-538. http://tumj.tums.ac.ir/article-1-10021-fa.html [In Persian] Piotrowicz, M., & Cianciara, D. (2013). The role of non-governmental organizations in the social and the health system. Przegl Epidemiol, 67(1), 69-74. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/23745379/ Resuloğlu, F. (2026). Ecoleviant governance: A model for environmental sustainability in local industrial systems. In Prioritizing environmental sustainability in local industrial systems (pp. 215-246). IGI Global Scientific Publishing. https://doi.org/10.4018/979-8-3373-6435-3.ch008 Rezaei, F., Keyvanara, M., Yarmohammadian, M. H., & Maracy, M. R. (2019). The roles and responsibilities of community-based organizations in responding to public health emergencies: A systematic review. Iranian Red Crescent Medical Journal (IRCMJ), 21(4), 1-9. https://doi.org/10.5812/ircmj.90967 Samadi Foroushani, M., Mirasmaeeli, S. S., & Nasiri, A. (2023). A study on the network governance system of disaster management in Tehran, Iran, based on participatory governance: A social network analysis. Disaster Prevention and Management Knowledge, 13(2), 144-163. http://dpmk.ir/article-1-621-fa.html [In Persian] Sayarifard, A., Nazari, M., Rajabi, F., Ghadirian, L., & Sajadi, H. S. (2022). Identifying the non-governmental organizations' activities and challenges in response to the COVID-19 pandemic in Iran. BMC Public Health, 22(1), 704. https://doi.org/10.1186/s12889-022-13080-5 Schwartz, E. P. (2016). Humanitarian NGOs as instruments, partners, advocates and critics in the governance of international humanitarian response: Complementary or conflicting roles?. Asia Pacific Journal of Public Administration, 38(1), 43-59. https://doi.org/10.1080/23276665.2016.1152725 Stupak, I., Mansoor, M., & Smith, C. T. (2021). Conceptual framework for increasing legitimacy and trust of sustainability governance. Energy, Sustainability and Society, 11(1), 5. https://doi.org/10.1186/s13705-021-00280-x Than, K., Bertone, M. P., La, T., & Witter, S. (2024). Assessing the role of non-state actors in health service delivery and health system resilience in Myanmar. International Journal for Equity in Health, 23(1), 221. https://doi.org/10.1186/s12939-024-02292-3 Witter, S., Khalil, J., Than, K. K., Idriss, A., Moussallem, M., Kamara, H., & Baral, S. (2026). The role of non-state actors in health system resilience: exploring and developing their capacities in fragile and shock-prone settings. SSM-Health Systems, 100207. https://doi.org/10.1016/j.ssmhs.2026.100207 Yasobant, S., Lekha, K. S., Thacker, H., Solanki, B., Bruchhausen, W., & Saxena, D. (2024). Intersectoral collaboration and health system resilience during COVID-19: Learnings from Ahmedabad, India. Health Policy Plan, 39(Suppl 2): i29-i38. https://doi.org/10.1093/heapol/czae045 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||