| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,888 |
| تعداد مقالات | 15,346 |
| تعداد مشاهده مقاله | 44,585,161 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,926,158 |
تحلیل گونه و کارکرد «ناسازه» در تبیین تجربیات عرفانی (مطالعه موردی: تذکرة الاولیاء عطار و فیه ما فیه مولوی) | ||
| فنون ادبی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 15 شهریور 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/liar.2026.149485.2608 | ||
| نویسندگان | ||
| لیلا آجرلو1؛ شاهرخ حکمت* 2 | ||
| 1دانشآموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران. | ||
| 2استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران. | ||
| چکیده | ||
| ناسازه (پارادوکس) در ادبیات عرفانی فارسی نه صرفاً آرایهای بلاغی، بلکه ابزاری معرفتشناختی است که عارف با آن، تجربهای فراتر از منطق دوارزشی را به زبان میآورد. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی، گونهها و کارکردهای ناسازه را در دو متن محوری نثر عرفانی فارسی - تذکرة الاولیاء عطار نیشابوری و فیه ما فیه مولانا جلالالدین بلخی- بررسی میکند. پرسش اصلی پژوهش این است که ناسازه در این دو متن از چه گونههایی برخوردار است، چه کارکردهایی دارد، و دو نویسنده در شیوه بهکارگیری آن چه تفاوتها و اشتراکاتی دارند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ناسازههای هستیشناختی (فنا/بقا)، معرفتشناختی (دانستن از راه ندانستن)، هویتی (محو «من»)، ارزشی (واژگونی نظام ثواب-عقاب)، و زبانی (کلام/سکوت) در هر دو متن حضور دارند. با این حال، عطار ناسازه را در بستر روایت زندگی اولیا بهکار میبرد و رویکردی تجربی-روایی دارد، در حالی که مولانا ناسازه را بهمثابه اصلی آموزشی و تحلیلی در قالب مجالس وعظ بیان میکند. این تفاوت ریشه در ماهیت ژانری دو کتاب دارد: تذکره در برابر مجالس. در هر دو متن، ناسازه کارکردی شناختی دارد: شکستن منطق دوگانه، ایجاد «شوک معرفتی»، و فراخواندن مخاطب به ساحت تجربه شهودی. نتیجه آنکه ناسازه در ادبیات عرفانی فارسی پلی است میان زبان و معنا، میان عقل و شهود، و هر دو نویسنده - با دو مسیر متفاوت- به یک مقصد میرسند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ناسازه؛ پارادوکس عرفانی؛ تذکرة الاولیاء؛ فیه ما فیه؛ عطار نیشابوری؛ مولانا | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2 |
||