| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,886 |
| تعداد مقالات | 15,334 |
| تعداد مشاهده مقاله | 44,166,824 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,880,228 |
روابط ساختاری بین هنجار ذهنی، کنترل رفتاری ادراکشده، نگرش، نیت رفتاری و رفتار واقعی انجام وقف: آزمون یک مدل از دیدگاه نظریۀ رفتار برنامهریزیشده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مطالعات وقف و امور خیریه | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 01 مهر 1405 اصل مقاله (821.72 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/ecs.2026.149298.1201 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محمد احمدی ده قطب الدینی* 1؛ رضا میرزائی راد1؛ الهام محمودآبادی2 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1استادیار، گروه روانشناسی و علوم تربیتی، واحد انار، دانشگاه آزاد اسلامی، انار، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دبیر، آموزشوپرورش، سیرجان، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| این مطالعه با هدف آزمون یک مدل دربارۀ رفتار واقعی وقف از دیدگاه نظریۀ رفتار برنامهریزیشده انجام شد. به این منظور، از طرح توصیفی-همبستگی استفاده شد و یک نمونۀ 86نفری از خیرین شهر انار به روش نمونهگیری داوطلبانه انتخاب شدند و به یک پرسشنامۀ 15پرسشی پاسخ دادند. دادهها با استفاده از روش آماری تحلیل مسیر تحلیل شد. نتایج نشان داد اثر مستقیم نگرش نسبت به وقف و هنجار ذهنی وقف بر نیت رفتاری وقف مثبت و معنادار بود، اما اثر مستقیم کنترل رفتاری ادراکشدۀ وقف بر نیت رفتاری وقف معنادار نبود. اثر مستقیم نیت رفتاری وقف و کنترل رفتاری ادراکشدۀ وقف بر رفتار واقعی وقف مثبت و معنادار بود. نتایج واسطهای نیز نشان داد نیت رفتاری وقف نقش واسطهای مثبت و معناداری در رابطۀ بین نگرش نسبت به وقف و رفتار واقعی وقف و در رابطۀ بین هنجار ذهنی وقف با رفتار واقعی وقف داشت، اما در رابطۀ بین کنترل رفتاری ادراکشدۀ وقف و رفتار واقعی وقف نقش واسطهای معناداری نداشت. بنا بر نتایج، نیت رفتاری انجام وقف نقشی مهم در ایجاد رفتار واقعی انجام وقف با انتقال اثر نگرش نسبت به انجام وقف و هنجار ذهنی انجام وقف بر رفتار واقعی انجام وقف دارد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نظریۀ رفتار برنامهریزیشده؛ نیت رفتاری وقف؛ رفتار واقعی وقف؛ هنجار ذهنی وقف؛ کنترل رفتاری ادراکشدۀ وقف | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
برای قرنها، انسانها مزایایی عظیم را در ارتباط با بخشش، اهدا و رفتار خیرخواهانه آموختهاند. در آموزههای دینی، از دیرباز این بحث مطرح شده که انجام رفتار خیرخواهانه با رضایت شخصی همراه است و به سعادت منجر میشود. دانشمندان علوم اجتماعی پی بردهاند که رفتار خیرخواهانه از طریق تجربهکردن بهزیستی ناشی از کمککردن، از نظر روانشناختی برای اهداکننده مفید است (Dunn et al., 2008). ترویج رفتار انفاق در اسلام از طریق اقداماتی متعدد انجام میشود. یکی از روشهای مهم رفتار خیریه در اسلام وقف است. مطالعات قبلی نشان دادهاند عوامل زیادی برای تأثیرگذاری بر رفتار مرتبط با اهدای خیریه وجود دارند (Bidin et al., 2009). مرور نظاممند پژوهشهای پیشین در حوزۀ وقف نشان میدهد بیشتر مطالعات بر عوامل جمعیتشناختی و اقتصادی مؤثر بر وقف متمرکز بودهاند. برای مثال، پژوهشهای زفر و علی[1] (2026) و ماسروکیا[2] و همکاران (2020) نشان دادند درآمد، تحصیلات و ثروت از مهمترین پیشبینیکنندههای رفتار وقف هستند. با این حال، این مطالعات به عوامل روانشناختی و اجتماعی کمتوجه بودهاند. از سوی دیگر، پژوهشهای عثمان[3] (2014) و باقوتایان و مهدزیر[4] (2017)، با رویکرد کیفی، انگیزههای وقف را بررسی کردهاند، اما مدلی جامع برای تبیین روابط ساختاری بین متغیرهای روانشناختی مؤثر بر وقف ارائه ندادهاند. نکتۀ مهم این است که پژوهشهای پیشین معمولاً به روش توصیفی یا کیفی انجام شدهاند و از مدلهای علّی-ساختاری برای تبیین روابط بین متغیرها استفاده نکردهاند. همچنین، کاربرد نظریههای روانشناختی مانند نظریۀ رفتار برنامهریزیشده (TPB)[5] در حوزۀ وقف به ویژه در ایران بسیار محدود بوده است. از آنجا که کمک به دیگران شکلهایی بیشمار دارد، از انگیزههای بیشمار هم سرچشمه میگیرد؛ بنابراین، انگیزههای اهدای خیریه ممکن است از اهداکنندهای به اهداکنندۀ دیگر متفاوت باشند (Sargeant & Woodliffe, 2007). اقتصاددانان، روانشناسان، جامعهشناسان و سایر پژوهشگران انگیزههای زیادی را برای بخشش شناسایی کردهاند، از جمله پیشبینیکنندهها. همچنین، میتوان به احساس دلسوزی برای افراد نیازمند و تمایل به کمک (Drezner & Huehls, 2015)، نوعدوستی و انگیزههای منفعت شخصی (Drezner & Huehls, 2015; Baqutayan & Mahdzir, 2017)، ایمان و ارزشهای شخصی، احساس تعهد اخلاقی و احساس موفقیت در ایجاد تفاوت، شناخت شخصی، شادی، حمایت از خانواده و دوستان و منافع عمومی اشاره کرد (Baqutayan & Mahdzir, 2017). علاوه بر مطالعات حوزۀ وقف، پژوهشهایی متعدد در حوزههای مشابه علوم انسانی از نظریۀ رفتار برنامهریزیشده استفاده کردهاند. برای مثال، در حوزۀ رفتارهای زیستمحیطی، سای[6] و همکاران (2020) نشان دادند نگرش و هنجار ذهنی قویترین پیشبینیکنندههای نیت رفتاری هستند. در حوزۀ رفتارهای سلامت، پژوهشهای پاول[7] و همکاران (2023) و راد[8] و همکاران (2023) نشان دادند کنترل رفتاری ادراکشده (PBC)[9] میتواند مستقیماً بر رفتار تأثیر بگذارد و نقش میانجیگری نیت را تعدیل کند. در حوزۀ رفتارهای خیریه، اسمیت و مکسوینی[10] (2007) نشان دادند نگرش و هنجار ذهنی پیشبینیکنندههای قوی نیت کمک مالی هستند، در حالی که کنترل رفتاری ادراکشده پیشبینیکنندهای ضعیفتر است. با این حال، نقد بر این پژوهشها این است که بیشتر آنها در جوامع غربی انجام شدهاند و تعمیمپذیری آنها به جوامع اسلامی با فرهنگ وقف نیازمند بررسی تجربی است. عثمان (2014) مطالعهای را در رابطه با مشارکت وقف در میان روشنفکران جوان انجام داد. با توجه به ماهیت دادههای او، مدلی که وی به کار برده است را نمیتوان به نگرش همۀ مسلمانان نسبت به مشارکت در وقف و پیامدهایی بر نیت آنها از مشارکت در وقف تعمیم داد. فرانسیا[11] و همکاران (2005) نیز بیان میکنند باید رفتاری دیگر در میان مسلمانان وجود داشته باشد که نیت آنها را به شرکت در وقف سوق میدهد. پیشنهاد شده است که ارزشهای شخصی نیز ممکن است تا حدی رفتار اهداکننده را توضیح دهند. فال[12] (2000) ارزشهای شخصی را به عنوان «مجموعههای سازمانیافته از استانداردهای ترجیحی استفادهشده در انتخاب اشیاء و اقدامات، حل تعارضات و دفاع از انتخابهای انجامشده یا پیشنهادی» تعریف میکند و میتوان انتظار داشت ارزشهای شخصی تأثیر قوی بر اعمال، رفتار و اولویتبندی افراد بگذارند. با توجه به مطالعۀ رانگاناتان و هنلی[13] (2008)، رفتار یک اهداکننده برای اهدای پول تا حدی زیاد به سیستمهای فرهنگی، مذهب و چند عامل شخصی بستگی دارد. از آنجا که فرهنگ و باورهای مذهبی در میان اعضای یک جامعه اعمال میشوند، اینها رفتاری خاص را ایجاد میکنند که شامل انواع مختلف نشانههای فردی، اجتماعی و روانشناختی است. درک این عناصر شخصی، اجتماعی و روانشناختی برای طراحی برنامههای بازاریابی که در نهایت اهداکنندگان را تشویق میکنند تا سخاوتمندانه اهدا کنند، بسیار مهم است. رانگاناتان و هنلی (2008) با تأکید بر ارزشهایی مانند نوعدوستی، مشارکت و کمک به نیازمندان، اهمیت دین را در اهدا مشخص کردهاند. در مقابل، انگیزۀ نوعدوستانه دارای هدف نهایی افزایش رفاه نیازمندان است، حتی به قیمت از دست دادن منافع شخصی. با این حال، بحثی دربارۀ وجود نوعدوستی واقعی وجود دارد. باقوتایان و مهدزیر(2017) احساس گناه و همدلی را به عنوان عوامل محرک قوی برای رفتار نوعدوستانه مطرح میکنند و نتایج مطالعۀ سرجنت[14] و همکاران (2001) نشان داد افراد غیربخشنده نسبت به اهداکنندگان سطوحی پایینتر از همدردی، همدلی و کمکرسانی را نشان میدهند. در ایران نیز مطالعاتی محدود در حوزۀ وقف با رویکرد روانشناختی انجام شدهاند. پژوهشهای نصرالهی و عبدلی سبحانی (1393) و غیور باغبانی و همکاران (1398) عوامل مؤثر بر مشارکت در وقف را بررسی کردهاند، اما عمدتاً بر عوامل اقتصادی و جمعیتشناختی متمرکز بودهاند و از مدلهای ساختاری-علّی برای تبیین روابط بین متغیرهای روانشناختی استفاده نکردهاند. یک نظریۀ رایج در زمینۀ روانشناسی اجتماعی، نظریۀ رفتار برنامهریزیشده[15] است که از نظریۀ کنش عقلی (TRA)[16] (عمل منطقی) مشتق شده و سعی در توضیح رفتار افراد در موقعیتهای مختلف دارد (Ramayah et al., 2009). این نظریه مدلی را ارائه میدهد که میتواند رفتار فرد را از طریق نیت پیشبینی کند. نیت به عنوان ادراک فرد نسبت به احتمال انجام رفتار تعریف میشود (Gopi & Ramayah, 2007). در نظریۀ رفتار برنامهریزیشده، برای پیشبینی رفتار انسان، چارچوبی مفهومی بر اساس سه دسته باور ارائه شده است: باورهای رفتاری، باورهای هنجاری و باورهای کنترلی[17]. این سه دسته از باورها از سازههای اصلی این نظریه حمایت میکنند. باورهای رفتاری مزایا یا پیامدهای منفی رفتار هدف هستند. باورهای رفتاری اصول راهنمای نگرش به سوی رفتار هستند. باورهای هنجاری نیز انتظاراتی هستند که افراد مهم زندگی از یک رفتار دارند. باورهای هنجاری مستقیماً مسئول هنجارهای ذهنی فرد نسبت به رفتار هستند. باورهای کنترلی موانع احتمالی هستند که فرد را از انجام یک رفتار بازمیدارند. باورهای کنترلی مسئول کنترل رفتاری ادراکشدۀ یک رفتار هستند و فرض میشود نیت رفتاری پیشایند مستقیم رفتار واقعی باشد (Filona & Misdiyono, 2019). در نظریۀ رفتار برنامهریزیشده، باورهای کنترلی عواملی مختلف هستند که از رفتارهای فرد در یک زمینۀ معین، از جمله منابع و فرصتهای مورد نیاز برای اجرای رفتار، ملاحظات سهولت کسب و غیره، جلوگیری یا حمایت میکنند. تنوع در باورهای کنترل به تغییر در کنترل رفتاری ادراکشده منجر میشود (Kao et al., 2018). نتیجۀ سه دسته باور سه پیشایند برای نیت رفتاری است که شامل نگرشها، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری ادراکشده هستند. در این نظریه، نیت مقدمۀ رفتار واقعی است؛ نیت عنصر کلیدی است که در درون فرد وجود دارد، قبل از اینکه به آن عمل کند. به عبارت دیگر، عواملی که بر رفتار فرد تأثیر میگذارند، از طریق نیت بر رفتار تأثیر میگذارند. نیت عنصری مهم برای تأثیرگذاری بر عمل فرد است و اگر وجود نداشته باشد، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد (Hasbullah et al., 2015; Mohamad et al., 2023). اسلام نیز بر نیت انجام کاری برای هر کس که نیت کار خیری داشته باشد، حتی اگر به دلایلی همچون بیماری یا مرگ از انجام آن باز بماند، تأکید کرده است؛ پس قطعاً به آنچه اراده کرده است، پاداش مییابد. نظریۀ رفتار برنامهریزیشده معتقد است نیت (آمادگی برای عمل) نزدیکترین عامل تعیینکنندۀ رفتار است (Knowles et al., 2012). نیات به نوبۀ خود تحت تأثیر نگرش (ارزیابیهای مثبت یا منفی از انجام یک رفتار)، هنجار ذهنی (فشار اجتماعی ادراکشده و انتظارات برای انجام یا عدم انجام یک رفتار) و کنترل رفتاری ادراکشده (سهولت یا دشواری ادراکشدۀ انجام یک رفتار) هستند. همچنین، تصور میشود نیت پیشبینیکنندۀ مستقیم رفتار باشد (Knowles et al., 2012; Mohamad et al., 2023). بنابراین، بر اساس مبانی نظری، روابط مستقیم و غیرمستقیم بین متغیرهای مدل قابل تبیین هستند. نخست، انتظار میرود نگرش نسبت به وقف و هنجار ذهنی وقف تأثیر مستقیم مثبت بر نیت رفتاری وقف داشته باشند؛ زیرا بر اساس نظریۀ آجزن (1991)، نگرشهای مثبت و فشارهای اجتماعی درکشده مهمترین پیشبینیکنندههای نیت هستند. دوم، انتظار میرود کنترل رفتاری ادراکشده هم به طور مستقیم بر نیت رفتاری و هم بر رفتار واقعی تأثیر بگذارد؛ در نظریۀ رفتار برنامهریزیشده (Ajzen, 2002) دو مسیر برای کنترل رفتاری ادراکشده پیشبینی میکند: یک مسیر غیرمستقیم از طریق نیت رفتاری بر رفتار واقعی و یک مسیر مستقیم بر رفتار واقعی. سوم، نیت رفتاری به عنوان میانجی بین هر سه متغیر پیشبینیکننده (نگرش، هنجار ذهنی و کنترل رفتاری ادراکشده) و رفتار واقعی عمل میکند. این میانجیگری ممکن است کامل یا جزئی باشد، اما بر اساس نظریۀ آجزن (1991)، نیت رفتاری نقش کلیدی در انتقال تأثیر پیشبینیکنندهها به رفتار دارد. به طور خاص، انتظار میرود نیت رفتاری نقش میانجیگر کامل در رابطۀ بین نگرش و رفتار واقعی و بین هنجار ذهنی و رفتار واقعی داشته باشد، در حالی که در رابطۀ بین کنترل رفتاری ادراکشده و رفتار واقعی، هم اثر مستقیم و هم اثر غیرمستقیم از طریق نیت قابل انتظار است (Armitage & Conner, 2001). تا به امروز، تعداد کمی از مطالعات نظریۀ رفتار برنامهریزیشده را در زمینۀ اهدای خیریه به کار بردهاند (Baqutayan & Mahdzir, 2017). در چند مطالعه، با استفاده از نظریۀ رفتار برنامهریزیشده، اهدای پول بررسی شده است (Putra & Isfandayani, 2020). رویهمرفته، این مطالعات از اعطای خیریه با استفاده از نظریۀ رفتار برنامهریزیشده به عنوان چارچوبی در این زمینه حمایت میکنند؛ زیرا نگرش، هنجار ذهنی و کنترل رفتاری ادراکشده همگی به عنوان پیشبینیکنندههای مهم نیات و رفتار ظاهر میشوند (Knowles et al., 2012). با وجود پژوهشهای یادشده، شکاف نظری مهمی در ادبیات پژوهش وجود دارد: اول، هیچ مطالعهای در ایران مدل ساختاری نظریۀ رفتار برنامهریزیشده را در حوزۀ وقف آزمون نکرده است. دوم، پژوهشهای پیشین عمدتاً بر یک یا دو متغیر از مدل متمرکز بودهاند و مدل کامل با روابط مستقیم و غیرمستقیم را آزمون نکردهاند. سوم، بیشتر مطالعات در جوامع غربی انجام شدهاند و با توجه به تفاوتهای فرهنگی و مذهبی، تعمیم نتایج به جامعۀ اسلامی-ایرانی با چالش مواجه است. بنابراین، ضرورت پژوهش حاضر در آزمون همزمان روابط ساختاری بین تمام سازههای نظریۀ رفتار برنامهریزیشده در حوزۀ وقف در یک نمونۀ ایرانی است. در ایران نیز مطالعاتی یافت نشدند که از دیدگاه نظریۀ رفتار برنامهریزیشده انجام شده باشند و عوامل مؤثر بر رفتار وقف را برحسب عوامل شناختی، عاطفی و اجتماعی بررسی کرده باشند. به این منظور، برحسب نظریۀ رفتار برنامهریزیشده، مدل مفهومی (شکل 1) زیر تدوین و در یک نمونۀ ایرانی از خیرین بررسی شد.
شکل 1. نمودار مسیر روابط ساختاری بین متغیرها Figure 1. Path diagram of structural relationships between variables
پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. در این پژوهش، هدف بررسی روابط ساختاری بین سازههای نظریۀ رفتار برنامهریزیشده (نگرش، هنجار ذهنی، کنترل رفتاری ادراکشده، نیت رفتاری و رفتار واقعی) در حوزۀ وقف بود. جامعۀ آماری پژوهش شامل تمامی افرادی بودند که در امور خیریۀ شهر انار (همانند مطالعات قبلی که بر روی افرادی کار کردهاند که در امور خیریه مانند بخشش پول مشارکت داشتند) مشارکت داشتند. با توجه به اینکه هیچ چارچوب نمونهبرداری رسمی از خیرین شهر انار در دسترس نبود، از روش نمونهگیری داوطلبانه (در دسترس) استفاده شد. ملاک «خیّربودن» مشارکتکنندگان داشتن سابقۀ مشارکت فعال در امور خیریه (کمک مالی یا غیرمالی) در دستکم دو سال گذشته بود. برای تعیین حجم نمونه، با توجه به مدلیابی معادلات ساختاری و وجود ۵ متغیر مشاهدهشده و ۱۵ گویه، معیار کفایت حجم نمونه دستکم ۵ تا ۱۰ پاسخدهنده بهازای هر گویه در نظر گرفته شد (Kline, 2016). با این حال، با توجه به تعداد پارامترهای آزاد در این مطالعه، یعنی 13 پارامتر و با توجه به دستکم نسبت 5 نمونه به 1 پارامتر، دستکم حجم نمونه بین 75 تا 100 نمونه نیاز بود که 86 در این دامنه قرار میگیرد (Bentler & Chou, 1987). اگرچه این حجم نمونه کمتر از معیار ایدهآل (200-150 نفر) است، با توجه به محدودیتهای نمونهگیری در جامعۀ مدنظر (شهر کوچک انار)، این حجم نمونه مشارکت کردند. با توجه به محدودیت حجم نمونه، برای برآورد خطاهای استاندارد، از روش پوتاستراپ با 5000 تکرار استفاده شد تا ثبات نتایج بررسی شود.
1-2 ابزارهای اندازهگیری پرسشنامۀ نظریۀ رفتار برنامهریزیشده در حوزۀ وقف: برای گردآوری دادههای سازههای نظریۀ رفتار برنامهریزیشده، از گویههای سه مطالعۀ راد و همکاران (2023)، آییگون[18] و همکاران (2016) و میرزائی[19] و همکاران (2019) استفاده و یک پرسشنامۀ 15گویهای تدوین شد. فرایند ساخت پرسشنامه به شرح زیر بود: ابتدا گویههای مربوط به هر یک از سازههای نظریۀ رفتار برنامهریزیشده از سه مطالعۀ یادشده استخراج شدند. سپس، گویهها برای حوزۀ وقف به لحاظ محتوایی تطبیق داده شدند؛ به این معنا که واژگان عمومی (مانند «انجام این رفتار») به واژگان خاص حوزۀ وقف (مانند «وقفکردن اموال») تبدیل شدند. گویهها بر روی یک طیف لیکرت 5درجهای از هرگز (نمرۀ 0)، شاید (نمرۀ 1)، احتمال کم (نمرۀ 2)، احتمال زیاد (نمرۀ 3) و حتماً (نمرۀ 4) سنجیده شدند. برای سنجش سازۀ نگرش نسبت به وقف 4 گویه، نیت رفتاری انجام وقف 4 گویه، هنجار ذهنی انجام وقف 3 گویه، کنترل رفتاری ادراکشده 2 گویه و رفتاری واقعی انجام وقف 2 گویه استفاده شد. در مطالعۀ حاضر، پایاییها به روش آلفای کرانباخ محاسبه شد. نتایج نشان داد پایایی نگرش نسبت به انجام وقف 96/0، نیت رفتاری انجام وقف 95/0، کنترل رفتاری ادراکشدۀ انجام وقف 75/0، هنجار ذهنی انجام وقف 89/0 و رفتار واقعی انجام وقف 8/0 برآورد شد. در این پژوهش، به منظور بررسی روایی سازۀ گویههای پرسشنامه، از روش تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج نشان مدل 5عاملی برازشی مناسب با دادهها دارد (914/0NNFI=، 957/0NFI=، 968/0CFA=، 079/0RMSEA=، 79df=، 28/121= ) و از روایی سازۀ مناسب برخوردار است.
1-3 شاخصهای توصیفی و توزیع متغیرها جدول 1 نتایج حاصل از بررسی شاخصهای توصیفی و شاخصهای توزیع متغیرهای پژوهش را نشان میدهد. معادلات ساختاری نیازمند بررسی مفروضات نرمالبودن تکمتغیره و چندمتغیرۀ توزیع متغیرها، عدم همخطی چندگانه[20] و استقلال خطاهاست. نتایج نشان داد با در نظر گرفتن کجی 2± (Schumacker & Lomax, 2012) و کشیدگی 7 ± (West et al., 1995)، نرمالبودن تکمتغیره برای تمامی متغیرها محقق شده است. با این حال، با توجه به حجم نمونۀ ۸۶نفری و محدودیتهای آماری، برای بررسی نرمالبودن چندمتغیره از آزمونهای تکمیلی نیز استفاده شد. نتایج نشان داد مقدار کشیدگی چندمتغیره 161/1 و مقدار بحرانی 644/0 است که حاصل تقسیم این دو شاخص مقدار 8/1 را نشان میدهد که مقادیر زیر ۲ نرمالبودن چندمتغیره را نشان میدهند. همچنین، برای اطمینان بیشتر، از روش بوتاستراپ با ۵۰۰۰ نمونهگیری مجدد برای برآورد خطاهای استاندارد استفاده شد (Preacher & Hayes, 2008). در بررسی عدم همخطی متغیرهای پیشبین مدل، اگر شاخص تحمل[21] کوچکتر از 1 و بزرگتر از 40/0 و شاخص تورم واریانس (VIF)[22] کوچکتر از 10 باشد (Stevens, 2012)، مفروضۀ عدم همخطی چندگانه محقق شده است. نتایج نشان داد ضرایب تحمل متغیرهای پیشبین از 469/0 تا 783/0 و تورم واریانس از 277/1 تا 13/2 متغیر بودند. بر این اساس، میتوان رأی به تحقق مفروضه داد. در بررسی مفروضۀ استقلال خطاها، از آمارۀ دوربین واتسون استفاده شد. ضرایب 5/1 تا 5/2 و نزدیک به 2 برای این آماره نشان از استقلال خطاها دارند (Neter et al., 1996). این ضریب در مدل مورد بررسی 12/2 بود.
جدول 1. شاخصهای توصیفی و توزیعی متغیرهای پژوهش Table1. Descriptive and distributional indicators of research variables
2-3 همبستگی خطی بین متغیرها جدول 2 نتایج همبستگی بین متغیرهای پژوهش را نشان میدهد. نتایج نشان داد رابطۀ بین کلیۀ متغیرهای پژوهش مثبت و معنادار بود.
جدول 2. نتایج همبستگی بین متغیرهای پژوهش Table 2. Correlation results between research variables
3-3 آزمون مدل نتایج جدول 3 شاخصهای برازش مدل تحلیلشده را نشان میدهد. نتایج حاکی از برازندگی بسیار خوب الگو در جامعه است (042/0=RSMEA، 31/0=p، 2df=، 3/2= ). همچنین، به منظور تعیین مناسببودن برازندگی الگو با دادهها از شاخصهای برازندگی استفاده شد. نتایج نشان داد شاخص نرمشدۀ برازندگی (NFI)[23] و شاخص برازندگی تطبیقی (CFI)[24] برابر 99/0 هستند که نشاندهندۀ برازندگی بسیار خوب مدل با دادههاست، به ویژه مقدار CFI اهمیت دارد که از دیدگاه مولر[25] (1999) باید بیشتر از 9/0 و از دیدگاه وستون و گور[26] (2006) باید بیشتر از 95/0 باشد تا مدل برازندگی مناسبی با دادهها داشته باشد؛ زیرا تحت تأثیر حجم نمونه قرار نمیگیرد. همچنین، اگر جذر برآورد واریانس خطای تقریب (RMSEA)[27]، زیر 05/0 باشد، برازش بسیار خوب، (05/0RMSEA£) بین 05/0 تا 08/0 باشد، برازش قابل قبول و اگر بیشتر از 08/0 باشد، برازش ضعیف است که در این مطالعه، RMSEA کمتر از 05/0 بود که حاکی از برازش بسیار خوب است. شکل 2 صرایب مسیر استانداردشدۀ مدل تحلیلشده را نشان میدهد.
جدول 3. شاخصهای برازندگی مدل Table 3. Goodness-of-fit indices for the model
شکل 2. نمودار مسیر پیشبینی بر اساس ضرایب مسیر استانداردشده Figure 2. Path diagram of predictions based on standardized path coefficients
4-3 آزمون اثرات مستقیم در جدول 4، نتایج روابط ساختاری بین متغیرها آورده شده است. نتایج نشان داد اثر مستقیم نیت رفتاری انجام وقف (01/0>p، 3/10t=، 999/0=β) و کنترل رفتاری ادراکشدۀ انجام وقف (05/0>p، 14/2t=، 185/0=γ) بر رفتار واقعی انجام وقف مثبت و معنادار بود که با توجه به دامنۀ 95 درصد بوتاستراپ تأیید میشود و صفر در این دامنه قرار ندارد. نتایج نشان داد اثر مستقیم نگرش نسبت به انجام وقف (01/0>p، 83/5t=، 469/0=γ) و هنجار ذهنی انجام وقف (01/0>p، 66/4t=، 335/0=γ) بر نیت رفتاری انجام وقف مثبت و معنادار بود که با توجه به دامنۀ 95 درصد بوتاستراپ تأیید میشود و صفر در این دامنه قرار ندارد، اما اثر مستقیم کنترل رفتاری ادراکشدۀ انجام وقف (05/0<p، 89/0t=، 069/0=γ) بر نیت رفتاری انجام وقف معنادار نبود که با توجه به دامنۀ 95 درصد بوتاستراپ تأیید میشود و صفر در این دامنه قرار دارد.
جدول 4. خلاصۀ اثر مستقیم متغیرهای پژوهش بر یکدیگر Table 4. Summary of direct effects of research variables on each other
5-3 اثرات غیرمستقیم نتایج جدول 5 اثرات واسطهای نیت رفتاری انجام وقف را نشان میدهد. نتایج نشان داد نیت رفتاری انجام وقف نقش واسطهای مثبت و معناداری در رابطۀ بین نگرش نسبت به انجام وقف و رفتار واقعی انجام وقف (01/0>P، 36/5t=، 469/0=IDNβ) و در رابطۀ بین هنجار ذهنی انجام وقف و رفتار واقعی انجام وقف (01/0>P، 36/5t=، 335/0=IDNβ) داشت که با توجه به دامنۀ 95 درصد بوتاستراپ تأیید میشود و صفر در این دامنه قرار ندارد، اما نیت رفتاری انجام وقف در رابطۀ بین کنترل رفتاری ادراکشدۀ انجام وقف و رفتار واقعی انجام وقف (05/0<P، 88/0t=، 068/0=IDNβ) نقش واسطهای معناداری نداشت که با توجه به دامنۀ 95 درصد بوتاستراپ تأیید میشود و صفر در این دامنه قرار دارد.
جدول 5. خلاصۀ اثر غیرمستقیم متغیرهای پژوهش در مدل کلی Table 5. Summary of indirect effects of research variables in the model
این مطالعه با هدف بررسی روابط ساختاری بین هنجار ذهنی، کنترل رفتاری ادراکشده، نگرش، نیت رفتاری و رفتار واقعی انجام وقف از دیدگاه نظریۀ رفتار برنامهریزیشده در حوزۀ وقف انجام شد. یافتههای این مطالعه نشان داد مدل مفهومی پژوهش بر اساس نظریۀ رفتار برنامهریزیشده از برازشی مطلوب با دادهها برخوردار است و میتواند 4/52 درصد از واریانس نیت رفتاری و 7/37 درصد از واریانس رفتار واقعی وقف را تبیین کند. این نتایج نشاندهندۀ کارایی زیاد نظریۀ رفتار برنامهریزیشده در پیشبینی رفتار وقف است. نتایج نشان داد اثر مستقیم نگرش نسبت به وقف و هنجار ذهنی انجام وقف بر نیت رفتاری انجام وقف مثبت و معنادار بود، اما اثر مستقیم کنترل رفتاری ادراکشدۀ انجام وقف بر نیت رفتار انجام وقف معنادار نبود. نتایج این مطالعه از نظر تأثیر نگرش و هنجاز ذهنی بر نیت رفتاری وقف با مطالعۀ پوترا و اسفندایانی[28] (2020) و محمد[29] و همکاران (2023) همسو است، اما از نظر کنترل رفتاری ادراکشده همسو نیست. در رابطه با وقف، نگرش نسبت به وقف به ارزیابی مثبت یا منفی فرد از انجام یک وقف اشاره دارد (برای مثال، «وقفکردن یک عمل پرهیزگارانه و عاقلانه است»). هنجار ذهنی مربوط به فشار اجتماعی ادراکشده از سوی افراد مهم (خانواده، رهبران مذهبی، جامعه) برای انجام یا عدم انجام وقف است. کنترل رفتاری ادراکشده به برداشت فرد از سهولت یا دشواری وقف مربوط میشود، از جمله آگاهی از قوانین وقف، در دسترس بودن داراییها و اعتماد به نهادهای وقفی. در نهایت، نیت رفتاری، برنامۀ آگاهانه برای انجام وقف در آینده است و رفتار واقعی، وقفی است که به صورت قانونی اجرا میشود. این یافته که نگرش نسبت به وقف تأثیری مستقیم مثبت و معنادار بر نیت رفتاری دارد، بهشدت با ادبیات نظریۀ رفتار برنامهریزیشده و مطالعات خاص وقف همچون نتایج مطالعۀ اسمیت و مکسویینی[30] (2007) و عثمان و همکاران (2016) همسو است. این امر نشان میدهد افرادی که باورهایی مثبت دربارۀ وقف دارند ـ مانند باور به اینکه وقف پاداش الهی (ثواب) به همراه دارد، به بهزیستی عمومی خدمت میکند و میراثی ماندگار را نشان میدهد - احتمال بیشتری دارد که نیت قوی برای ایجاد وقف داشته باشند. برای مثال، فردی که معتقد است وقف عملی با ارزش معنوی زیاد است، آگاهانه برنامهریزی میکند تا ملکی را برای این منظور اختصاص دهد. این تأثیر در بسیاری از زمینههای خیریه، از جمله زکات و کمکهای عمومی، قوی است (Smith & McSweeney, 2007). اهمیت این مسیر نشان میدهد ارتباطات اقناعی با هدف افزایش باورهای مثبت دربارۀ وقف (برای مثال، برجستهکردن پاداشهای ابدی، تأثیر اجتماعی) میتواند به طور مؤثر نیت افراد را تقویت کند. در تبیین این یافته، میتوان گفت در فرهنگ اسلامی-ایرانی، وقف به عنوان یک عمل عبادی و خداپسندانه تلقی میشود و افرادی که نگرش مثبت نسبت به آن دارند، به دلیل باور به پاداشهای اخروی و تأثیرات اجتماعی مثبت، نیتی قویتر برای انجام آن دارند. همچنین، تأثیر هنجار ذهنی بر نیت در جوامع جمعگرا مانند ایران قویتر است؛ زیرا افراد بهشدت تحت تأثیر انتظارات خانواده، روحانیون و جامعه قرار میگیرند (Ham et al., 2015). نتایج مطالعه تأثیر مثبت و معنادار هنجار ذهنی بر نیت را نشان داد که با نتایج مطالعۀ عثمان و همکاران (2016) همسو است. هنجار ذهنی یا نفوذ اجتماعی محرکی قدرتمند برای نیت وقف است. در بسیاری از جوامع اسلامی، موقوفات مذهبی نه فقط به عنوان اعمال خصوصی تقوا، بلکه به عنوان نمادهای عمومی شرافت خانوادگی و رهبری جامعه نیز تلقی میشوند. هنگامی که فردی درک میکند مراجع مهم (برای مثال، والدین، علمای مذهبی، اعضای محترم جامعه) وقف را تأیید یا در آن شرکت میکنند، نیت او برای انجام وقف افزایش مییابد. این یافته به ویژه مهم است؛ زیرا پژوهشهای اولیۀ نظریۀ رفتار برنامهریزیشده گاهی اوقات هنجار ذهنی را ضعیفترین پیشبینیکنندۀ نیت میدانستند. با این حال، در فرهنگهای جمعگرا و برای رفتارهای مذهبی آشکار، هنجار ذهنی میتواند بسیار مهم باشد (Ham et al., 2015). برای وقف، یک سنت خانوادگی در وقف اموال یا یک فتوا که وقف را تشویق میکند، میتواند فشار هنجاری ایجاد کند که مستقیماً به نیت شخصی تبدیل میشود. یافتۀ ناهمسو این بود که کنترل رفتاری ادراکشده تأثیر مستقیم معناداری بر نیت رفتاری برای انجام وقف نداشت. در نگاه اول، این با اصل اساسی نظریۀ رفتار برنامهریزیشده مبنی بر اینکه کنترل ادراکشدۀ بیشتر بر انجام یک رفتار باید نیت را تقویت کند، در تضاد است (Ajzen, 1991)، اما همچنان یک نیت قوی داشته باشد؛ زیرا نگرش یا هنجار اجتماعی او فوقالعاده بالاست. به عبارت دیگر، نگرش و هنجار ذهنی وقتی الزام اخلاقی یا اجتماعی قوی باشد، بر ادراکات کنترل غلبه میکنند. دوم، این عدم اهمیت ممکن است نشاندهندۀ یک مسألۀ اندازهگیری باشد: کنترل رفتاری ادراکشده برای وقف معمولاً شامل دو مؤلفه است: کنترلپذیری (باور به توانایی فرد برای غلبه بر موانع) و خودکارآمدی (باور به توانایی فرد برای انجام عمل). آجزن (2002) خاطرنشان میکند گاهی اوقات، کنترلپذیری، نیت را کمتر از خودکارآمدی پیشبینی میکند، به ویژه برای رفتارهایی که به عنوان کنترل بیرونی درک میشوند. اگر پاسخدهندگان احساس کنند اجرای وقف توسط مقامات مذهبی یا دادگاههای قانونی (عوامل خارجی) کنترل میشود، ممکن است کنترل رفتاری ادراکشدۀ درونی آنها به نیت تبدیل نشود. سوم، ممکن است یک اثر سقف وجود داشته باشد: افرادی که وقف را یک وظیفۀ مذهبی میدانند، ممکن است بدون توجه به کنترل ادراکشدۀ خود، نیت ایجاد کنند و موانع شخصی را بیربط به وظیفۀ خود بدانند. بنابراین، عدم اهمیت به این معنا نیست که کنترل رفتاری ادراکشده بیربط است، بلکه نشان میدهد در مرحلۀ شکلگیری نیت برای یک وقف مقدس و با تعهد زیاد، نگرشهای اخلاقی و فشارهای اجتماعی بر ارزیابیهای عملی امکانپذیری غلبه دارند. در مقابل، عدم تأثیر کنترل رفتاری ادراکشده بر نیت را میتوان به چند دلیل تبیین کرد. اولاً، وقف یک رفتار مقدس و دارای بار مذهبی است که ممکن است افراد حتی با وجود موانع عملی (مانند کمبود منابع مالی یا پیچیدگی قوانین)، نیت قوی برای انجام آن داشته باشند. به عبارت دیگر، در رفتارهای ارزشمدار، نیت ممکن است مستقل از ارزیابیهای عملی شکل گیرد. ثانیاً، بررسیهای انجامشده در پژوهشهای بینالمللی نشان میدهند در رفتارهایی که با تعهدات اخلاقی و دینی گره خوردهاند، تأثیر کنترل رفتاری ادراکشده بر نیت کمتر از رفتارهای روزمره مانند خرید یا انتخاب سبک زندگی است (Armitage & Conner, 2001). نتایج نشان میدهد هم نیت رفتاری و هم کنترل رفتاری ادراکشده تأثیری مستقیم مثبت و معنادار بر رفتار واقعی وقف دارند. این یک تمایز حیاتی است. اول، پیوند معنادار نیت-رفتار برای نظریۀ رفتار برنامهریزیشده مورد انتظار و اساسی است: نیت پیشزمینۀ شناختی اولیۀ عمل است (Ajzen, 1991). افرادی که قویاً برای ایجاد وقف برنامهریزی میکنند، بیشتر احتمال دارد که با تماس با دفتر اوقاف، تهیۀ اسناد قانونی و انتقال حق انتفاع دارایی، آن را دنبال کنند. با این حال، شکاف بین نیت و عمل معمولاً زیاد است که در اینجا، اهمیت نیت رفتاری را برای انجام وقف نشان میدهد، نیت در نهایت به طور مؤثر به رفتار تبدیل میشود، احتمالاً به این دلیل که تصمیمهای وقف عمدی بلندمدت و شامل منابع از پیش تعیینشده هستند. دوم، و آشکارتر، تأثیر مستقیم معنادار کنترل رفتاری ادراکشده بر رفتار واقعی مستقل از نیت است. این کاملاً با گزارۀ نظریۀ رفتار برنامهریزیشده سازگار است که کنترل رفتاری ادراکشده میتواند رفتار را مستقیماً پیشبینی کند، زمانی که منعکسکنندۀ کنترل واقعی باشد (Ajzen, 2002). در زمینۀ وقف، حتی اگر فردی نیت قبلی قوی نداشته باشد (یا نیت به طور کامل سنجیده نشده باشد)، توانایی واقعی او برای انجام مراحل وقف ممکن است مستقیماً باعث اقدام شود. برای مثال، فردی که از یک فرایند ثبت وقف ساده مطلع میشود یا کمک حقوقی دریافت میکند (تقویت کنترل رفتاری ادراکشده) ممکن است بدون داشتن نیت قبلی روشن، اقدام به ایجاد وقف کند. برعکس، فردی با نیت قوی اما کنترل رفتاری ادراکشدۀ کم (برای مثال، بدون آگاهی از نحوۀ ثبت یک ملک) ممکن است در اقدام شکست بخورد. تأثیر مستقیم قابل ملاحظۀ کنترل رفتاری ادراکشده بر رفتار تأکید میکند تسهیلکنندههای عملی - مانند مقررات شفاف وقف، متولیان حرفهای و انگیزههای مالی - فقط تأثیرات غیرمستقیم از طریق نیت نیستند، بلکه مستقیماً امکان اقدام را فراهم میکنند. نتایج این مطالعه از نظر تأثیر مستقیم نیت و کنترل رفتاری ادراکشده بر رفتار واقعی وقف با پژوهش پوترا و اسفندایانی (2020) همسو است. این یافته نشان میدهد در زمینۀ وقف، نیت بهخوبی به رفتار تبدیل میشود و همچنین، تسهیلکنندههای عملی میتوانند مستقیماً رفتار را افزایش دهند، حتی بدون تغییر در نیت. نتایج نشان داد نیت رفتاری به طور مثبت و معنادار رابطۀ بین نگرش نسبت به وقف و رفتار واقعی را میانجیگری میکند. این امر تأیید میکند تأثیر نگرش بر رفتار تا حدی زیاد غیرمستقیم است. به عبارت عملی، این بدان معناست که داشتن نگرش مثبت نسبت به وقف مستقیماً باعث انجام وقف نمیشود، بلکه نگرش ابتدا یک نیت آگاهانه را شکل میدهد و سپس آن نیت (در صورت عمل) به وقف منجر میشود. این زنجیرۀ میانجیگری کلاسیک نظریۀ رفتار برنامهریزیشده است. در رابطه با وقف، ممکن است فرد معتقد باشد وقف از نظر معنوی مفید است (نگرش مثبت). این باور او را به ایجاد یک برنامه («من قصد دارم آپارتمان اجارهای خود را سال آینده وقف کنم») ترغیب میکند. آن برنامه، همراه با فرصت، به یک عمل حقوقی واقعی منجر میشود. بدون نیت میانجی، یک نگرش مثبت یک احساس انتزاعی باقی میماند. بنابراین، مداخلاتی که تغییر نگرش را هدف قرار میدهند، فقط در صورتی تغییر رفتار ایجاد میکنند که با موفقیت شکلگیری نیت را نیز تقویت کنند. به همین ترتیب، نیت رفتاری واسطۀ رابطۀ بین هنجار ذهنی و رفتار واقعی است. فشار اجتماعی ابتدا با شکلدادن به نیات آگاهانه بر رفتار تأثیر میگذارد. فردی که احساس میکند خانواده و جامعۀ مذهبیاش از او انتظار دارند که وقفی (هنجار ذهنی زیاد) ایجاد کند، نیتی برای رعایت آن ایجاد میکند («من قصد دارم یک وقف خانوادگی برای بزرگداشت والدینم ایجاد کنم»). این نیت سپس اقدامات بعدی را هدایت میکند. اهمیت این واسطهگری نشان میدهد درخواستهای هنجاری (برای مثال، شهادت رهبران جامعه، گزارشهای مشارکت زیاد همسالان در وقف) فقط تا حدی مؤثر هستند که به نیات شخصی تبدیل شوند. بدون آن تبدیل، فشار اجتماعی بهتنهایی ممکن است به ایجاد وقف واقعی منجر نشود. در عوض، ممکن است به احساس گناه یا ناراحتی اجتماعی بدون عمل منجر شود. نتایج میانجیگری نشان داد نیت رفتاری نقش واسطهای کاملی بین نگرش و رفتار واقعی و بین هنجار ذهنی و رفتار واقعی دارد. این یافته با پژوهشهای اسمیت و مکسوینی (2007) و راد و همکاران (2023) همسو است که نشان دادند نیت نقش میانجیگر کلیدی در انتقال تأثیر نگرشها و هنجارها به رفتار دارد. این یافته نشان میدهد نگرشهای مثبت و فشارهای اجتماعی بدون تبدیلشدن به نیت آگاهانه، نمیتوانند به رفتار منجر شوند. بنابراین، مداخلاتی که فقط بر تغییر نگرش یا تقویت هنجارهای اجتماعی متمرکز هستند، بدون کمک به افراد برای برنامهریزی عملی و ایجاد نیت، نمیتوانند موفق باشند. جالبترین یافته عدم میانجیگری نیت در رابطۀ بین کنترل رفتاری ادراکشده و رفتار واقعی است. این یافته با پژوهشهای آجزن (2002) و آرمیتیج و کانر[31] (2001) همسو است که نشان دادند کنترل رفتاری ادراکشده میتواند مستقیماً بر رفتار تأثیر بگذارد، به ویژه در رفتارهای پیچیده که نیازمند منابع و فرصتهای خارجی هستند. پیچیدهترین یافته از دیدگاه نظری این است که نیت رفتاری نقش واسطهای قابل ملاحظهای در رابطۀ بین کنترل رفتاری ادراکشده و رفتار واقعی ندارد. به عبارت دیگر، کنترل رفتاری ادراکشده مستقیماً بر رفتار واقعی تأثیر میگذارد، نه از طریق نیت. این یک ناهنجاری نیست، بلکه یک الگوی شناختهشده در پژوهشهای نظریۀ رفتار برنامهریزیشده است، زمانی که رفتار غیرارادی پیچیده باشد، یا جایی که کنترل رفتاری ادراکشده منعکسکنندۀ کنترل واقعی به جای کنترل انگیزشی باشد (Ajzen, 2002). در رابطه با وقف، مسیر مستقیم کنترل رفتاری ادراکشده به رفتار و مسیر غیرواسطهای از طریق نیت را میتوان به شرح زیر توضیح داد: وقتی فردی کنترل زیادی بر انجام وقف دارد (برای مثال، ملکی با سند مالکیت مشخص دارد، یک مؤسسۀ وقف قابل اعتماد را میشناسد، مشاورۀ حقوقی دارد)، ممکن است تقریباً به طور خودکار و بدون قصد قبلی آگاهانه، به انجام رفتار ادامه دهد. برای مثال، یک فرد ثروتمند که در یک کارگاه وقف شرکت میکند، ممکن است پس از یادگیری رویههای سادهشده (افزایش کنترل رفتاری ادراکشده )، مستقیماً درجا یک سند وقف را امضا و از مرحلۀ جداگانۀ «شکلگیری نیت» عبور کند. برعکس، کنترل رفتاری ادراکشدۀ کم (برای مثال، موانع بوروکراتیک، کمبود اطلاعات) ممکن است حتی در صورت وجود نیت، مانع رفتار شود. واسطۀ غیرمعنادار نشان میدهد افزایش کنترل رفتاری ادراکشده در درجۀ اول با افزایش نیت کار نمیکند. این امر با توانمندسازی مستقیم عمل میکند. بنابراین، سیاستهای ترویج وقف باید بر کاهش موانع و افزایش مستقیم کنترل تمرکز کنند، نه اینکه صرفاً با هدف تغییر نگرشها یا هنجارها برای تقویت نیت باشند. مدل دوفرایندی کشفشده در این مطالعه (مسیر انگیزشی از طریق نگرش و هنجار→نیت→رفتار و مسیر توانمندسازی از طریق کنترل رفتاری ادراکشده →رفتار) یک مدل مفهومی جدید برای رفتار وقف ارائه میدهد که با پژوهشهای بینالمللی در حوزۀ رفتارهای خیریه هماهنگ است. برای مثال، پژوهشهای شروریش و هاونز[32] (2001) نشان دادند تصمیمهای بزرگ خیریه، مانند وقف، هم تحت تأثیر انگیزههای درونی (نگرشها و هنجارها) و هم تحت تأثیر عوامل عملی (قابلیتها و منابع) قرار میگیرند. این مدل دوفرایندی میتواند مبنای تدوین برنامههای مداخلهای مؤثر در حوزۀ وقف قرار گیرد. رویهمرفته، نتایج یک مدل دوفرایندی برای رفتار وقف ترسیم میکنند. مسیر اول انگیزشی است: نگرشها و هنجارهای ذهنی → نیت → رفتار. این مسیر کلاسیک عمل منطقی است که در آن رفتار ناشی از برنامهریزی آگاهانه مبتنی بر ارزیابی شخصی و فشار اجتماعی است. مسیر دوم توانمندسازی است: کنترل رفتاری درکشده → رفتار (دورزدن نیت). این امر نشان میدهد وقف، مانند بسیاری از اعمال پیچیدۀ قانونی-مذهبی، دارای یک مؤلفۀ امکانسنجی قوی است که مستقل از نیت انگیزشی عمل میکند. این مدل دوفرایندی مفاهیم نظری مهمی دارد. این مدل، خوانشی دقیق از نظریۀ رفتار برنامهریزیشده را به چالش میکشد که مستلزم میانجیگری نیت در همۀ پیشایندهاست. در عوض، این با این دیدگاه همسو است که برای رفتارهایی با محدودیتها یا تسهیلکنندههای خارجی قابل ملاحظه، کنترل رفتاری ادراکشده به عنوان یک تعدیلکنندۀ مستقیم شکاف نیت-رفتار و به عنوان یک پیشبینیکنندۀ مستقیم رفتار عمل میکند (Armitage & Conner, 2001). مسیر غیرمعنادار کنترل رفتاری ادراکشده →نیت همچنین نشان میدهد افراد ممکن است ادراکات کنترل را در برنامههای خود برای بخشش مقدس لحاظ نکنند، شاید به دلیل جبرگرایی مذهبی (اگر خدا بخواهد، من این کار را صرفنظر از موانع انجام خواهم داد). با این حال، کنترل واقعی آنها همچنان بر اجرا تأثیر میگذارد. راهبردهای عملی این یافتهها عبارتاند از: اول اینکه، برای تقویت نیت رفتاری، جلسات آگاهیبخشی باید برای افزایش نگرشهای مثبت و هنجارهای ذهنی برگزار شوند. برجستهکردن پاداشهای معنوی، تأثیر اجتماعی و پایداری وقف (نگرش) میتواند با تأیید مبتنی بر جامعه (هنجار ذهنی) ترکیب شود، مانند تشویق عمومی وقف توسط علمای مذهبی یا ایجاد جوایز تقدیر از وقف برای خانوادهها. از آنجا که نگرش و هنجار ذهنی از طریق نیت عمل میکنند، تلاشها برای افزایش نیت باید این عوامل را در اولویت قرار دهند. دوم اینکه، از آنجا که کنترل رفتاری ادراکشده بر نیت تأثیر نمیگذارد اما مستقیماً بر رفتار واقعی تأثیر میگذارد، مداخلات باید به طور جداگانه به باورهای کنترلی اختصاص یابند. رویههای سادهشدۀ ثبت وقف، پورتالهای آنلاین، کلینیکهای حقوقی و حاکمیت شفاف مؤسسههای وقف، حتی بدون تغییر نیت، مستقیماً موقوفات واقعی را افزایش میدهند. برای مثال، یک «سرویس ایجاد وقف یکروزه» که تمام مدارک قانونی را مدیریت میکند، میتواند با افزایش کنترل رفتاری ادراکشده ، صرفنظر از نیت قبلی، رفتار واقعی را به طرزی چشمگیر افزایش دهد. سوم اینکه، نتایج میانجیگری دربارۀ این فرض هشدار میدهد که نگرشهای مثبت یا فشار اجتماعی بهتنهایی کافی هستند. بدون تبدیل به نیت، آنها بیاثر میمانند. بنابراین، جلسات تغییر رفتار باید شامل «نیتهای اجرایی» یا برنامهریزی عملی خاص (برای مثال، «من سهشنبۀ آینده ساعت ۱۰ صبح به دفتر اوقاف مراجعه خواهم کرد») باشند تا شکاف نیت-عمل را پر کنند. به طور خاص، بر اساس یافتههای این پژوهش، به سازمان اوقاف و امور خیریه و مؤسسههای خیریه پیشنهاد میشود برنامههای ترویج وقف را بر اساس مدل دوفرایندی طراحی کنند: الف) برنامههای آگاهیبخشی برای تغییر نگرشها و تقویت هنجارهای اجتماعی (مسیر انگیزشی) و ب) تسهیل فرایندهای اداری و حقوقی برای افزایش کنترل ادراکشده (مسیر توانمندسازی). با همکاری رسانههای محلی و ملی، الگوهای موفق وقف را معرفی کنند تا هنجار ذهنی جامعه را تقویت کنند. با ایجاد دفاتر مشاورۀ وقف در سطح محلات، اطلاعات دقیق و مشاورۀ حقوقی رایگان ارائه دهند تا کنترل رفتاری ادراکشدۀ افراد افزایش یابد. این توضیحات باید با توجه به محدودیتهای بالقوۀ مطالعه در نظر گرفته شوند. اول، مهمترین محدودیت مطالعه حجم نمونۀ محدود (۸۶ نفر) و نمونهگیری داوطلبانه از یک شهر کوچک است که تعمیمپذیری نتایج را محدود میکند. همچنین، جامعۀ نمونه منحصراً خیّرین شهر انار بودند که ممکن است با جمعیت عمومی تفاوتهایی مهم داشته باشند. البته، در مطالعات قبلی، بیشتر نمونههای آنها افرادی بودند که در امور خیریه مشارکت داشتند. این محدودیت به ویژه در رابطه با مسیر غیرمعنادار کنترل رفتاری ادراکشده →نیت رفتاری قابل تأمل است و پژوهشهای آینده با نمونههای بزرگتر و متنوعتر میتوانند به تأیید یا اصلاح این یافته کمک کنند. همچنین، این نتیجه ممکن است به دلیل مقیاس اندازهگیری باشد، اگر مقیاس کنترل رفتاری ادراکشده شامل مواردی باشد که کنترل داخلی و خارجی را با هم ترکیب میکنند. پژوهشهای آینده باید از معیارهایی جداگانه برای خودکارآمدی و کنترلپذیری استفاده کنند (Ajzen, 2002). دوم، دادهها احتمالاً مقطعی هستند که استنتاج علّی را محدود میکند. به مطالعات طولی برای ردیابی تغییرات در کنترل رفتاری ادراکشده، نیت رفتاری و رفتار واقعی وقف در طول زمان نیاز است. سوم، این نتایج ممکن است به جمعیتهای غیرمسلمان یا موقوفات سکولار تعمیم داده نشود. مطالعات تطبیقی در سیستمهای مختلف مذهبی و حقوقی ارزشمند خواهند بود. در نهایت، پژوهشهای کیفی میتوانند بررسی کنند که چرا افراد گزارش میدهند کنترل رفتاری ادراکشدۀ زیاد به نیت تبدیل نمیشود. آیا آنها موانع را بیربط به وظایف مذهبی میدانند؟ یا قصد دارند بدون توجه به آن راهی پیدا کنند؟ پاسخها مدل نظریۀ رفتار برنامهریزیشده را برای رفتارهای مقدس اصلاح میکنند.
[5] Theory of Planned Behavior [8] Rad [9] Perceived Behavioral Control [13] Ranganathan & Henley [15] Behavior Planned Theory [16] Theory of Reasoned Action [17] Behavioral, Normative and Control Beliefs [20] Multicollinearity [21] Tolerance [22] Variance inflation facto [23] Normed Fit Index [24] Comparative Fit Index [27] Root Mean Square Error of Approximation [28] Putra & Isfandayani [29] Mohamad [30] Smith & McSweeney [31] Armitage & Conner [32] Schervish & Havens | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
غیور باغبانی، . م.، رجوعی، م.، پوررنگ، ع.، مرادی، م.، و نصرآبادی، ه. (1398). شناسایی عوامل مؤثر بر توسعۀ فرهنگ وقف با رویکرد تحلیل مضمون در آستان قدس رضوی. مدیریت اسلامی، 27(2)، 149-170. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.22516980.1398.27.2.7.7
نصرالهی، خ.، و عبدلی سبحانی، م. (1393). عوامل مؤثر بر جلب مشارکت شهروندان در تأمین مالی خدمات شهری از طریق بخش سوم، وقف (مطالعۀ موردی شهر اصفهان). مطالعات و پژوهشهای شهری و منطقهای، 6، 75-96.
Reference Ajzen, I. (1991). The theory of planned behavior. Organizational Behavior and Human Decision Processes, 50(2),179-211. https://doi.org/10.1016/0749-5978(91)90020-T Ajzen, I. (2002). Perceived behavioral control, self-efficacy, locus of control, and the theory of planned behavior. Journal of Applied Social Psychology, 32(4), 665-683. https://doi.org/10.1111/j.1559-1816.2002.tb00236.x Armitage, C. J., & Conner, M. (2001). Efficacy of the theory of planned behavior: A meta-analytic review. British Journal of Social Psychology, 40(4), 471–499. https://doi.org/10.1348/014466601164939 Baqutayan, S. M, & Mahdzir, A. M. (2017). The psychology theories of waqf-giving behaviors. Journal of Economic and Social Thought, 4(4), 424-432. https://journals.econsciences.com/index.php/JEST/article/view/1361/1497 Bentler, P. M., & Chou, C. P. (1987). Practical issues in structural modeling. Sociological Methods & Research, 16(1), 78-117. https://doi.org/10.1177/0049124187016001004 Bidin, Z., Md-Idris, K., & Mohd-Shamsudin, F. (2009). Predicting compliance intention on zakat on employment income in Malaysia: an application of reasoned action theory. Journal Pengurusan, 28, 85-102. https://baitalzakat.com/files/english-files/baitalzakat.com-E100017.pdf Drezner, N. D., & Huehls, F. (2015). Fundraising and institutional advancement: Theory, practice, and new paradigms. Routledge, New York. Dunn, E. W., Aknin, L. B., & Norton, M. I. (2008). Spending money on others promotes happiness. Science, 319, 1687-1688. https://doi.org/10.1126/science.1150952 Fall, L. (2000). An exploratory study of the relationship between human values and information sources within a tourism framework. Journal of Hospitality and Leisure Marketing, 7(1), 3–28. https://doi.org/10.1300/J150v07n01_02 Filona, F., & Misdiyono, M. (2019). Factors affecting the adoption of electronic money using Technology Acceptance Model and Theory of Planned Behavior. Jurnal Ilmiah Ekonomi Bisnis, 24(1),108-120. https://garuda.kemdiktisaintek.go.id/documents/detail/1512225 Francia, P. L., Green, J. C., Herrnson, P. S., Powell, L. W., & Wilcox, C. (2005). Limousine liberals and corporate conservatives: The financial constituencies of the democratic and republican parties. Social Science Quarterly, 86(4), 761-778. https://doi.org/10.1111/j.0038-4941.2005.00354.x Ghayuor Baghbani, S. M., Rojuie, M., Pourang, A., Moradi, M., & Nasrabadi, H. (2019). Identifying factors affecting the development of “Waqf” culture through a content analysis approach at Razavi Holy Shrine. Islamic Management, 27(2), 149–170. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.22516980.1398.27.2.7.7 [In Persian] Gopi, A., & Ramayah, T. (2007). Applicability of theory of planned behavior in predicting intention to trade online: Some evidence from a developing country. International Journal of Emerging Markets, 2(4), 348-360. https://doi.org/10.1108/17468800710824509 Ham, M., Jeger, M., & Freimann, A. (2015). The role of subjective norms in forming the intention to purchase green food. Economic Research-Ekonomska Istraživanja, 28(1), 738-748. https://doi.org/10.1080/1331677X.2015.1083875 Hasbullah, N.A., Khairi, K.F., Ab. Aziz, M.R. (2015). Intention to contribute in corporate waqf: applying the theory of planned behavior. International Journal of Islamic and Civilizational Studies, 3(1), 39-48. https://doi.org/10.11113/umran2016.3n1.39 Iyigun, E., Tastan, S., Ayhan, H., Kose, G., & Acikel, C. (2016). Validity and reliability analysis of the planned behavior theory scale related to the testicular self-examination in a Turkish context, Postgraduate Medicine, 128(5), 496-501. https://doi.org/10.1080/00325481.2016.1182872 Kao, C. P., Lin, K. Y., & Chien, H. M. (2018). Predicting teachers’ behavioral intentions regarding web-based professional development by the theory of planned behavior. EURASIA Journal of Mathematics, Science and Technology Education, 14(5), 1887-1897. https://doi.org/10.29333/ejmste/85425 Kline, R. B. (2016). Principles and practice of structural equation modeling (4th ed.). The Guilford Press. Knowles, S. R., Kyde, M. K., & White, K. M. (2012). Predictors of young people’s charitable intentions to donate money: An extended theory of planned behavior perspective. Journal of Applied Social Psychology, 42(9), 2096-2110. https://doi.org/10.1111/j.1559-1816.2012.00932.x Masrukia, R., Hanefah, M. M., Aryanic, D. N., & Bunyamind, J. (2019). Performance measurements of socio-economic impact for Waqf (Endowment) institutions. International Journal of Innovation, Creativity and Change, 7(6), 1-17. https://www.researchgate.net/publication/352312701_Performnce_measurements_of_socio-economic_impact_for_waqf_endowment_institutions Mirzaei, N., Dehdari, T., Taghdisi, M. H., & Zare, N. (2019). Development of an instrument based on the theory of planned behavior variables to measure factors influencing Iranian adults’ intention to quit waterpipe tobacco smoking. Psychology Research and Behavior Management, 12, 901–912. https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC6767482/pdf/prbm-12-901.pdf Mohamad, S. N. A., Yahaya, M. H., Latib, N. A. A., Ishak, A. H., Izham, S. S., & Hasbullah, N. A. (2023). Waqf and the theory of planned behavior: A meta-analysis review. International Journal of Academic Research in Business and Social Sciences, 13(7), 1–18. https://doi.org/10.6007/IJARBSS/v13-i7/17659 Muller, R.O. (1996). Basic principles of structural equation modeling (An introduction to LISREL equation). Springer Verlag. New York, Berlin Nasrollahi, Kh., & Abdoli, M. (2014). Factors affecting civilians caught in the city financing through the tertiary sector endowment (Case Study Isfahan City). Urban Regional Studies and Research, 6, 75–96. https://urs.ui.ac.ir/article_20114_85e68b8534ec22b401e5022043e47f69.pdf?lang=en. [In Persian] Neter, J., Kutner, M. H., Nachtsheim, C. J., & Wasserman, W. (1996). Applied linear statistical models (4th ed., p. 318). WCB McGraw-Hill, New York. Osman, A. F. (2014). An analysis of cash Waqf participation among young intellectuals. 9th International Academic Conference, 13 April 2014, Istanbul. International Institute of Social and Economic Sciences. Czech Republic. Osman, A. F., Omar Mohammad, M., & Fadzil, A. (2016). Factor influencing cash waqf giving behavior: a revised theory of planned behavior. Journal of Global Business and Social Entrepreneurship (GBSE), 1(2), 12–25. http://www.gbse.my/isimarch16/GBSE%201(2)%2012-25%20(March%202016).pdf Paul, B., Kirubakaran, R., Isaac, R., Dozier, M., Grant, L., Weller, D., & Collaboration. R. (2023). A systematic review of the theory of planned behaviour interventions for chronic diseases in low health-literacy settings. Journal of Global Health, 13, 04079. https://doi.org/10.7189/jogh.13.04079 Preacher, K. J., & Hayes, A. F. (2008). Asymptotic and resampling strategies for assessing and comparing indirect effects in multiple mediator models. Behavior Research Methods, 40(3), 879-891. https://doi.org/10.3758/brm.40.3.879 Putra, P., & Isfandayani. (2020). Planned behavior theory in playing cash waqf. JHSS (Journal of Humanities and Social Studies), 4(1), 5-9. https://journal.unpak.ac.id/index.php/jhss/article/view/1901/1531 Rad, D., Redeș, A., Roman, A., Egerău, A., Lile, R., Demeter, E., …, & Chiș, R. (2023). The use of theory of planned behavior to systemically study the integrative-qualitative intentional behavior in Romanian preschool education with network analysis. Front. Psychol., 13, 1017011. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2022.1017011 Ramayah, T., Yusoff, Y. M., Norzalila, J., & Amlus, I. (2009). Applying the theory of planned behavior (TPB) to predict internet tax filing intentions. International Journal of Management, 26(2), 272-284. https://www.proquest.com/openview/0404e6095953097fd075f213ed6848a5/1?pq-origsite=gscholar&cbl=5703 Ranganathan, S. K., & Henley, W. H. (2008). Determinants of charitable donation intentions: A structural equation model. International Journal of Nonprofit and Voluntary Sector Marketing, 13(1), 1–11. https://doi.org/10.1002/nvsm.297 Sargeant, A., West, D. C., & Ford, J. B. (2001). The role of perceptions in predicting donor value. Journal of Market Management, 17(3-4), 407-428. https://doi.org/10.1362/0267257012652131 Sargeant, A., & Woodliffe, L. (2007). Gift giving: An interdisciplinary review. International Journal of Nonprofit and Voluntary Sector Marketing, 12(4), 275-307. https://doi.org/10.1002/nvsm.308 Schervish, P. G., & Havens, J. J. (2001). Wealth and the commonwealth: New findings on wherewithal and philanthropy. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 30(1), 5-25. https://doi.org/10.1177/0899764001301001 Schumacker, R. E., & Lomax, R. G. A. (2012). Beginner's guide to structural equation modeling. Routledge Si, H., Shi, G-J., Tang, D., Wen, S., Miao, W., & Duan, K. (2019). Application of the Theory of Planned Behavior in Environmental Science: A Comprehensive Bibliometric Analysis. Int. J. Environ. Res. Public Health, 16, 1-26. https://doi.org/10.3390/ijerph16152788 Smith, J. R., & McSweeney, A. (2007). Charitable giving: The effectiveness of a revised theory of planned behaviour model in predicting donating intentions and behavior. Journal of Community & Applied Social Psychology, 17(5), 363–386. https://doi.org/10.1002/casp.906 Stevens, J. P. (2012). Applied multivariate statistics for the social sciences. Routledge. West, S. G., Finch, J. F., & Curran, P. J. (1995). Structural equation models with non-normal variables: Problems and remedies. In R. H. Hoyle (Ed.), Structural equation modeling: Concepts, issues and ... (pp. 56-75). Sage, Thousand Oaks. Weston, R., & Gore, P. A. (2006). A brief guide to structural equation modeling. The Counseling Psychologist, 34(5), 719-751. https://doi.org/10.1177/0011000006286345 Zafar, M. B., & Ali, H. (2026). Waqf as a socioeconomic institution and its governance and development for welfare and sustainability. Discover Global Society, 4, 1-23. https://doi.org/10.1007/s44282-026-00412-8 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||