| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,911 |
| تعداد مقالات | 15,481 |
| تعداد مشاهده مقاله | 45,716,168 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 18,473,265 |
طراحی و اعتبارسنجی چارچوب سنجش میزان رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا و ارائۀ پیشنهادهایی برای بهبود | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نشریه پژوهش های حسابداری مالی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دوره 18، شماره 1 - شماره پیاپی 67، خرداد 1405، صفحه 79-104 اصل مقاله (1.18 M) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی فارسی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/far.2026.148337.2208 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| غلامرضا کردستانی1؛ حسین رجب دری* 2 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1استاد، گروه حسابداری، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2پژوهشگر پسادکتری، گروه حسابداری، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف اصلی این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی چارچوب سنجش میزان رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا و ارائۀ راهکارهایی برای بهبود فرایند داوری در حوزۀ حسابداری و مالی است. نبود چارچوب منسجم و استاندارد برای ارزیابی رضایت پژوهشگران و تأثیر مستقیم آن بر کیفیت انتشار علمی انجام این پژوهش را ضروری کرد. روش پژوهش آمیخته و اکتشافی است. در گام نخست، تحلیل محتوای کیفی اسناد و ادبیات علمی داخلی و خارجی انجام شد تا مؤلفهها و سازههای رضایت پژوهشگران استخراج شوند. در گام دوم، جامعۀ آماری پژوهشگران حوزۀ حسابداری و مالی با سابقۀ ارسال مقاله بودند که از میان آنها، نمونهای ۱۷۰نفره با روش تصادفی ساده انتخاب شد. روایی محتوایی نیز با روش لاوشه و نظر ۹ خبره و پایایی با آلفای کرونباخ تأیید شد. همچنین، اولویتبندی مؤلفهها با آزمون ناپارامتریک فریدمن انجام شد. یافتهها نشان داد تسلط علمی داوران بالاترین اولویت را دارد، رفتار اخلاقی در رتبۀ دوم و ارزیابی بهموقع در رتبۀ سوم قرار گرفت. در میان راهکارها، تدوین دستورالعمل اخلاقی شفاف مؤثرترین راهکار شناخته شد و انگیزههای مالی کمترین اثر را داشت. چارچوب ارائهشده میتواند به سردبیران و مدیران نشریهها ابزار عملیاتی برای سنجش و بهبود کیفیت داوری ارائه دهد. برخلاف پژوهشهای پیشین که عمدتاً بر حوزههای غیرحسابداری متمرکز بودند، این پژوهش دیدگاه پژوهشگران را در حوزۀ حسابداری و مالی ایران مرکز تحلیل قرار داده است. این پژوهش افزون بر پرکردن شکاف دانشی در حوزۀ حسابداری، به غنیسازی ادبیات علمی دربارۀ رضایت پژوهشگران از داوری همتا کمک و ابزاری برای بهبود فرایندهای انتشار علمی فراهم میکند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| داوری همتا؛ رضایت پژوهشگران؛ کیفیت داوری؛ سازههای رضایت؛ بهبود فرایند داوری | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
«داوری همتا»[i] یکی از قدیمیترین روشهای اعتباربخشی به دانش علمی است و سابقۀ آن به قرن هجدهم بازمیگردد؛ زمانی که جوامع پزشکی در بریتانیا برای ارزیابی مقالهها کارگروههایی تشکیل دادند (Hak et al., 2016; Jefferson et al., 2002). این فرایند با دو هدف اصلی کنترل کیفیت و بهبود مقالهها، به عنوان دروازهبان دانش علمی عمل میکند (Sizo et al., 2025). با این حال، به دلیل نبود دستورالعملهای استاندارد و ماهیت به گونۀ عمدۀ ذهنی آن، کیفیت داوری با چالشهایی روبهرو است که بر رضایت پژوهشگران تأثیرگذار است (Wicherts, 2016). هدف اصلی این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی چارچوب سنجش میزان رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا و ارائۀ پیشنهادهایی برای بهبود این فرایند است. اگرچه داوری همتا دارای تاریخچهای طولانی است، مطالعۀ نظاممند در خصوص اثرهای آن و به ویژه رضایت پژوهشگران بهنسبت جدید است (Jefferson et al., 2002). پژوهشهای موجود به گونۀ عمده چالشهایی مانند حجم فزایندۀ مقالهها و نبود انگیزههای کافی برای داوران را بررسی کردهاند (Hak et al., 2016). با این حال، یکی از خلأهای مهم پژوهشی فقدان چارچوبی جامع برای ارزیابی رضایت پژوهشگران است. این مسئله از پیچیدگی و چندبُعدیبودن مفهوم کیفیت داوری ناشی میشود که با دیدگاههای مختلف مانند نویسندگان، سردبیران و داوران تفاوت دارد (Wicherts, 2016). از این رو، ضرورت دارد پژوهشی با تمرکز بر دیدگاه نویسندگان انجام شود تا مشخص شود چه معیارهایی برای آنها در یک داوری باکیفیت اهمیت دارد و چگونه این معیارها بر رضایت آنها تأثیر میگذارند. اگرچه برای نمونه پژوهشهایی مانند اولیا و شکیبا (1387)، بهرامی (1393)، اماناللهی و همکاران (1393) و ابراهیمپور و همکاران (1401) در محیط کشور انجام شدهاند، هیچ کدام در محیط حسابداری نبوده و با کسب نظر پژوهشگران نیز انجام نشده است. در نتیجه، مرور ادبیات نشان میدهد پژوهشهای بینالمللی عمدتاً کیفیت داوری را از دیدگاه داوران یا سردبیران بررسی کردهاند (Sizo et al., 2025 Wicherts, 2016;) و پژوهشهای داخلی نیز به حوزههای محدود اختصاص داشتهاند و دیدگاه پژوهشگران، به عنوان اصلیترین دریافتکنندگان پیامدهای فرایند داوری، به ویژه در حوزۀ حسابداری، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این خلأ صرفاً یک کمبود نظری نیست؛ زیرا نبود شاخصها و چارچوبی معتبر برای سنجش رضایت پژوهشگران امکان ارزیابی نظاممند کیفیت داوری، شناسایی نقاط ضعف فرایند داوری و طراحی مداخلات اصلاحی توسط سردبیران و سیاستگذاران علمی را محدود میکند. در نظام علمی ایران نیز، عواملی مانند محدودبودن شبکۀ داوران متخصص، احتمال تعارض منافع و فقدان سازوکار رسمی ارزیابی عملکرد داوران، میتواند کیفیت و عدالت داوری را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، طراحی و اعتبارسنجی یک چارچوب بومی برای سنجش رضایت پژوهشگران، علاوه بر پرکردن خلأ موجود در ادبیات، ابزاری عملی برای پایش کیفیت داوری، بهبود عملکرد نشریهها و ارتقای اعتماد پژوهشگران به نظام انتشار علمی فراهم میآورد. با توجه به مطالب بیانشده، مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر نبود یک چارچوب منسجم و عملی برای سنجش میزان رضایت پژوهشگران از فرایند داوری همتاست. پژوهشگران از مهمترین ذینفعان فرایند داوری همتا هستند و نقش حیاتی در تولید و انتشار دانش دارند؛ بنابراین، رضایت آنها از کیفیت داوری میتواند شاخصی مهم برای ارزیابی کارایی نظام انتشار علمی باشد. به دلیل نبود دستورالعملهای استاندارد، ارزیابیهای داوران گاهی غیرسازنده و متناقض تلقی میشود؛ امری که ممکن است نه فقط به ارتقای مقاله کمک نکند، بلکه باعث کاهش رضایت و انگیزۀ پژوهشگران نیز شود (Sizo et al., 2025). بنابراین، چالش اساسی این پژوهش این است که چگونه میتوان با تدوین یک چارچوب، به صورت نظاممند و علمی به این موضوع رسیدگی کرد و بر اساس آن، راهکارهای بهبود ارائه داد. این پژوهش تلاش میکند با طراحی یک چارچوب نوآورانه، پاسخی برای پرسشهای زیر ارائه کند:
روش پژوهش برای دستیابی به اهداف بالا، به صورت آمیخته و در گام اول با استفاده از تحلیل اسنادی و مرور نظاممند ادبیات خواهد بود. با بررسی و تحلیل مقاله و منابع مرتبط، ابعاد و مؤلفههای کلیدی «کیفیت داوری»، «رضایت پژوهشگران» و «راهحلهای بهبود» شناسایی میشوند. سپس، با استفاده از این مؤلفهها، چارچوبی نظری برای سنجش رضایت طراحی خواهد شد. این چارچوب شامل مجموعهای از شاخصها و معیارهای مشخص است که با کسب نظر خبرگان به صورت پرسشنامه و با کسب نظر پژوهشگران برای اولویتبندی استفاده میشود. این پژوهش با ارائۀ یک چارچوب نظری، به توسعۀ دانش موجود در زمینۀ ارزیابی رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا کمک میکند. ارزش افزودۀ این پژوهش در تلفیق مفاهیم کیفیت داوری و رضایت پژوهشگران و ارائۀ چارچوبی منسجم برای سنجش این پدیده از دیدگاه نویسندگان مقالههای علمی است. همچنین، چارچوب ارائهشده ابزاری کاربردی برای سردبیران، نشریههای علمی و دانشگاهها فراهم میکند تا میزان رضایت پژوهشگران از فرایندهای داوری خود را ارزیابی کنند. بر اساس نتایج این ارزیابی، میتوان پیشنهادهایی مشخص برای آموزش داوران، شفافسازی فرایندها و ارتقای کیفیت ارزیابیها ارائه کرد. بهکارگیری این چارچوب میتواند به بهبود کیفیت فرایندهای داوری، افزایش شفافیت و تقویت اعتبار نشریههای علمی کمک کند. افزون بر این، پژوهش حاضر با تمرکز بر دیدگاه پژوهشگران حوزۀ حسابداری و مالی، شواهدی فراهم میآورد که میتواند به غنای ادبیات داوری همتا و توسعۀ مطالعات آتی در این حوزه یاری رساند. از این رو، انجام این پژوهش نه فقط برای توسعۀ ادبیات کیفیت داوری در حوزۀ حسابداری ضروری است، بلکه نتایج آن میتواند مبنایی برای تدوین شاخصهای ارزیابی عملکرد داوران، اصلاح سیاستهای سردبیری، افزایش رضایت پژوهشگران و در نهایت ارتقای کیفیت و اعتبار نشریههای علمی کشور باشد. در ادامه، مبانی نظری، روش پژوهش، یافتهها و تحلیلها و در نهایت، بحث، نتیجهگیری و پیشنهادها برای بهبود داوری همتا ارائه میشود.
مبانی نظری و پیشینۀ پژوهش این پژوهش بر پایۀ مدل کیفیت خدمات «سروکوال»[ii] استوار است که پاراسورامان و همکاران آن را توسعه دادند (Parasuraman et al., 1988). این مدل بر «پارادایم تأیید-انتظار» مبتنی است؛ به این معنا که کیفیت خدمات به عنوان شکاف بین انتظارات پیشین مصرفکننده از خدمت و ادراک واقعی او از تجربۀ دریافتشده تعریف میشود. هرچه این شکاف کمتر باشد، رضایت بیشتر است و هرچه بیشتر باشد، نارضایتی افزایش مییابد. مدل سروکوال در اصل برای سنجش کیفیت در بخش خدمات طراحی شد و پنج بُعد اصلی را معرفی کرد که شامل «قابلیت اعتماد»[iii]، «قابلیت اطمینان»[iv]، «عوامل ملموس»[v]، «همدلی»[vi] و «قابلیت پاسخگویی»[vii] میشوند، اما به دلیل انعطافپذیری نظری زیاد، به طور گسترده در آموزش عالی و خدمات علمی نیز به کار رفته است؛ برای نمونه، به منظور سنجش شکاف بین انتظارات دانشجویان و تجربۀ واقعی آنها در محیطهای دانشگاهی (Parasuraman et al., 1988) استفاده شده است. در پژوهش حاضر، این چارچوب با محیط داوری همتا تطبیق داده میشود و پژوهشگران در نقش «مشتری خدمت»، فرایند داوری همتا در نقش «خدمت» و رضایت آنها به عنوان «شکاف ادراکشده بین انتظار و عملکرد واقعی داوران» در نظر گرفته میشود. بر این اساس، سه سازۀ اصلی پژوهش (تسلط علمی، رفتار اخلاقی و ارزیابی بهموقع) به ترتیب سه بُعد اصلی انتظارات پژوهشگران از فرایند داوری هستند که شکاف بین انتظار و ادراک در هر کدام تعیینکنندۀ سطح رضایت نهایی است. همچنین، ارزیابی کیفیت داوریها به گونۀ ذاتی ذهنی است و درک دقیق متن داوری و نیت داور اهمیت زیادی دارد (Ghosal et al., 2022)؛ امری که با ماهیت ادراکمحور مدل سروکوال همسو است. سیستم انتشار علمی به داوران متکی است تا پژوهشها را ارزیابی و به سردبیران در تصمیمگیری کمک کنند. با این حال، مهارتهای لازم برای داوری مؤثر بهخوبی تعریف نشدهاند و قواعدی استاندارد برای نوشتن گزارشهای داوری وجود ندارند (Glonti et al., 2019 Iivari, 2016;). نبود استاندارد مشخص چند دلیل دارد؛ بیشتر داوریها به شکل داوطلبانه انجام میشوند (Iivari, 2016)، گزارشهای داوری به گونۀ معمول منتشر نمیشوند (Bannister & Janssen, 2019) و باور رایج این است که داوران باید آزادی عمل کامل برای ارزیابی داشته باشند (Seeber, 2020). پژوهشهای اخیر این چالشها را تأیید و تعمیق کردهاند. کادایفچی و همکاران نشان دادند رفتارهای غیراخلاقی در فرایند داوری نادر نیستند و زنان و پژوهشگران از کشورهای درحالتوسعه بیشتر در معرض نقض اخلاق داوری هستند (Kadaifci et al., 2025). پلیکوری و همکاران تأکید کردند با افزایش حجم مقالهها، بار کاری داوران بهشدت افزایش مییابد و این امر کیفیت داوری را تهدید میکند (Pellicori et al., 2025). منابع موجود بیشتر بر نظریه و دستورالعملهای کلی تکیه دارند، اما مطالعهها نشان میدهند این دستورالعملها فاقد جزئیات عملی هستند (Glonti et al., 2019) و داوران معمولاً معیارهای خود را بر اساس تجربه و پیشزمینۀ شخصی تعیین میکنند (Winck et al., 2011). ویژگیهای شخصی داوران نیز اهمیت دارند؛ زیرا نگرشها، روشها و دیدگاههای آنان متفاوت هستند (Graue, 2006). این تفاوتها باعث میشود کیفیت داوریها بسیار متغیر باشد و وقتی داوری مبهم، سطحی یا جانبدارانه باشد، نه نویسنده و نه سردبیر از آن بهرهای نمیبرند (Gore, 2018). در جدیدترین تلاش برای نظاممندکردن معیارهای داوری، لی و همکاران با تحلیل 157 منبع ناهمگن شامل 33 مقالۀ پژوهشی، 20 مرور ادبیات و 84 دستورالعمل داوری، چارچوب معیار چهارسطحی برای داوری ارائه دادند که پنج مقولۀ اصلی (ارزش برای مجله، استفادۀ مؤثر از ادبیات، دقت، وضوح و انطباق) را با 12 مؤلفه و 33 آیتم معرفی کرد (Li et al., 2025). همچنین، گفتنی است کیفیت گزارش داوری همتا تعریف جهانی پذیرفتهشدهای ندارد (Tennant & Ross-Hellauer, 2020 Superchi et al., 2019;) که این امر ضرورت تدوین چارچوبهای بومی و حوزهمحور را بیش از پیش روشن میکند. بر اساس مدل سروکوال و مرور ادبیات، سه سازۀ اصلی پژوهش به شرح زیر تعریف میشوند: سازۀ اول: تسلط علمی داوران به موضوع مقاله بُعد «قابلیت اعتماد» مدل سروکوال را در محیط داوری همتا نمایندگی میکند و به درجهای اشاره دارد که داور درک عمیق از روششناسی، ادبیات نظری و حوزۀ موضوعی مقاله دارد و میتواند بازخورد سازنده ارائه دهد. برای نمونه، پژوهشهای متعدد نشان دادهاند تخصص داور مهمترین عامل رضایت نویسندگان است (Sizo et al., 2025؛ Wicherts, 2016؛ ابراهیمپور و همکاران، 1401). در سطح عملیاتی، این سازه از طریق هشت مؤلفه سنجیده میشود. سازۀ دوم: رفتار اخلاقی و ارزیابی بیطرفانه بُعد «همدلی» و «قابلیت اطمینان» مدل سروکوال را در محیط داوری نمایندگی میکند و به میزانی اشاره دارد که داور از سوگیری شخصی، رقابت علمی و قضاوت غیرمرتبط با محتوا پرهیز میکند. کادایفچی و همکاران نشان دادند نبود بیطرفی یکی از مهمترین مشکلهای ساختاری داوری است (Kadaifci et al., 2025). امانالهی و همکاران (1393) نیز به اهمیت معیارهای عینی و ذهنی داوران اشاره دارند. کاظمپور و همکاران (1403) نیز به اهمیت اخلاق در فرایند داوری اشاره دارند. در سطح عملیاتی، این سازه از طریق احترام به نویسندگان، عاریبودن از سوگیری و تعهد اخلاقی سنجیده میشود. سازۀ سوم: ارزیابی در زمان مورد انتظار همراه با دقت بُعد «پاسخگویی» مدل سروکوال را در محیط داوری نمایندگی میکند و به انجام داوری در بازۀ زمانی معقول با کیفیت کافی اشاره دارد. پلیکوری و همکاران تأکید کردند تأخیر در داوری یکی از معضلهای جدی نظام انتشار علمی است. در سطح عملیاتی، این سازه از طریق پنج مؤلفه سنجیده میشود (Pellicori et al., 2025). ادبیات پژوهش دربارۀ کیفیت داوری همتا طی دو دهۀ اخیر مسیر تکاملی مشخصی را طی کرده است. این ادبیات ابتدا بر شناسایی چالشهای فرایند داوری متمرکز بود، سپس عوامل مؤثر بر کیفیت داوری را شناسایی کرد و در سالهای اخیر به سمت طراحی چارچوبها، معیارهای استاندارد و سازوکارهای ارزیابی کیفیت داوری و رضایت ذینفعان حرکت کرده است. بر همین اساس، مطالعات پیشین را میتوان در سه دستۀ زیر طبقهبندی کرد: نخستین مطالعات خارجی بیشتر بر تبیین نقش داوری همتا و شناسایی چالشهای آن متمرکز بودند. در ادامه، هاک و همکاران و ویچرتز نشان دادند افزایش حجم مقالهها، کمبود داوران متخصص و نبود انگیزۀ کافی، کیفیت داوری را تهدید میکند (Hak et al., 2016; Wicherts, 2016). در سالهای اخیر، این خط پژوهشی توسعه یافت؛ به گونهای که پلیکوری و همکاران با تأیید این چالشها، ایجاد یک پلتفرم جهانی برای سنجش کمّی کیفیت، بهموقعبودن و اثرگذاری داوری را پیشنهاد کردند (Pellicori et al., 2025) و کادایفچی و همکاران نیز نقش مشوقها و مشارکت ذینفعان را در ارتقای کیفیت و بیطرفی داوری برجسته کردند (Kadaifci et al., 2025). در سطح داخلی نیز، جهانی و صالحی (1403) وجود چالشهای مشابه را در نظام داوری مجلات ایران گزارش کردند. پس از شناسایی چالشها، پژوهشهای خارجی به سمت تدوین معیارها و چارچوبهای استاندارد برای ارزیابی کیفیت داوری حرکت کردند. دیدومنیکو و همکاران و گلونتی و همکاران بر ناکافیبودن دستورالعملهای موجود تأکید کردند (DiDomenico et al., 2017; Glonti et al., 2019). همچنین، چونگ و لین در مرور نظاممند خود نشان دادند کیفیت بازخورد داوری یکی از مهمترین عوامل اثرگذاری نشریههای علمی است (Chong & Lin, 2024). این روند در پژوهش لی و همکاران به اوج رسید؛ به گونهای که آنان چارچوبی چهارسطحی و جامع برای ارزیابی کیفیت داوری ارائه کردند (Li et al., 2025). دستۀ سوم مطالعات داخلی مانند اولیا و شکیبا (1387)، بهرامی (1393)، اماناللهی و همکاران (1393) و ابراهیمپور و همکاران (1401) است که در ایران تلاشهایی در زمینۀ داوری انجام دادهاند، اما همگی در حوزههای غیرحسابداری بودهاند و هیچ کدام با محوریت دیدگاه مستقیم پژوهشگران یا با رویکرد اولویتبندی مؤلفهها طراحی نشده است. مرور این سه دسته از مطالعات نشان میدهد شکاف پژوهشی موجود سهوجهی است. نخست، هیچ چارچوب بومی برای سنجش رضایت پژوهشگران در نشریههای حسابداری ایران توسعه نیافته است؛ دوم، دیدگاه نویسندگان به عنوان اصلیترین ذینفع، در مطالعات داخلی محور قرار نگرفته است؛ و سوم، ترکیب مدل سروکوال با رویکرد آمیختۀ کیفی-کمّی برای استخراج مؤلفهها و اولویتبندی آنها در حوزۀ داوری علمی ایران بیسابقه است. پژوهش حاضر با هدف پرکردن این شکاف طراحی شده است.
روش پژوهش این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، آمیخته از نوع اکتشافی است. در گام نخست، به منظور شناسایی مؤلفهها و شاخصهای مؤثر بر رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا، از تحلیل محتوای کیفی اسناد و ادبیات پژوهش استفاده و در گام دوم، با بهرهگیری از نظر پژوهشگران، چارچوب استخراجشده اعتبارسنجی و اولویتبندی شد. بر اساس الگوی پیاز پژوهش کیفی کردستانی و رجبدری (1404)، این پژوهش بر پارادایم تفسیری استوار است و واقعیت و دانش توسط تعامل پژوهشگر و مشارکتکنندگان ساخته میشود. افزون بر این، دیدگاه انتقادی و پساساختارگرا برای تحلیل روابط قدرت و تفسیر لایههای چندوجهی داوری همتا مدنظر قرار گرفته است. در لایۀ دوم، پژوهش از رویکرد استقرایی استفاده میکند تا بر اساس تحلیل اسناد و ادبیات، چارچوب نظری رضایت پژوهشگران از داوری همتا استخراج شود. بر اساس لایۀ سوم، روش اصلی پژوهش تحلیل محتوای کیفی و ترکیبی از روشهای تکمیلی برای شناسایی مؤلفهها، کدها و مقولهها و طراحی چارچوب نظری است. طبق لایۀ چهارم، پژوهش از رویکرد آمیخته استفاده میکند؛ ابتدا کیفی (تحلیل محتوا و استخراج مؤلفهها)، سپس کمّی (پرسشنامه و اولویتبندی توسط پژوهشگران). بر اساس لایۀ پنجم، پژوهش مقطعی است؛ دادهها در بازۀ زمانی پاییز و زمستان 1404 جمعآوری و تحلیل شدند. همچنین، طبق لایۀ ششم، شامل جمعآوری دادهها از اسناد و مقالههای داخلی و خارجی، تحلیل محتوای کیفی، طراحی پرسشنامه، کسب نظر خبرگان و پژوهشگران و تحلیل دادهها برای اعتبارسنجی و اولویتبندی مؤلفههاست. در مرحلۀ کیفی، با پیروی از رویکرد «تحلیل محتوای کیفی عرفی»[viii] به دنبال پژوهشهای هسیه و شانون (Hsieh & Shannon, 2005)، نمازی و رجبدری (1397) و کردستانی و رجبدری (1400)، اسناد، آییننامهها و مقالههای مرتبط با داوری همتا، کیفیت داوری و رضایت پژوهشگران بررسی شد. در تحلیل محتوای کیفی، اطلاعات جمعآوریشده به وسیلۀ مصاحبه و تداعی معنا تحلیل میشود و نظریههای از پیش موجود جایگاهی ندارد. خواندن مکرر متن و ایجاد درک کامل نقطۀ شروع تحلیل است. درک متن مبنای رمزگذاری قرار میگیرد و پس از استخراج رمزها بر مبنای شباهتها و تفاوتها، مقولهبندی رمز صورت میگیرد. مقولهها را میتوان ترکیب و بر اساس ارتباط آنها دستهبندی کرد. نقطهقوت این روش به دست آوردن اطلاعات مستقیم و آشکار از مطالعه بدون توجه به مقولۀ نظری ازپیشتعیینشده است. برای این منظور، کلیدواژههایی شامل "Peer Review"، "Quality of Peer Review"، "Reviewer Guidelines"، "Peer Review Process" و معادلهای فارسی آنها در پایگاههای گوگل اسکالر[ix]، اسکوپوس[x]، پروکوئست[xi]، سیویلیکا، نورمگز و ایرانداک جستوجو شدند. دلیل استفاده از این کلیدواژهها نیز آن است که به گونۀ کلی موارد مرتبط با کیفیت داوری مقاله توسط داوران را پوشش میدهند. در مجموع، ۲۴ منبع معتبر داخلی[xii] و ۴1 منبع معتبر خارجی[xiii] که ارتباط مستقیم با موضوع پژوهش داشتند، شناسایی و تحلیل شدند. گفتنی است، محتوای مورد بررسی از دید پژوهشگران به اشباع رسید؛ به این معنا که جمعآوری دادهها تا جایی ادامه یافت که دادههایی جدید حاصل نشده است. واحد تحلیل در این مرحله جمله یا بند معنادار در متون منتخب بود. پس از چندین بار مطالعۀ اسناد، مفاهیم معنادار[xiv] با استفاده از کدگذاری باز استخراج شدند. سپس، کدهای مشابه و مرتبط از طریق کدگذاری محوری در قالب مقولههای مفهومی سازماندهی شدند و در نهایت، با استفاده از کدگذاری انتخابی، مؤلفههای اصلی پژوهش شکل گرفتند. در نتیجۀ این فرایند، ۳۴ مؤلفه شناسایی شدند که در چهار سازۀ اصلی شامل تسلط علمی داوران به موضوع مقاله، رفتار اخلاقی و ارزیابی بیطرفانه، ارزیابی در زمان مورد انتظار همراه با دقت و راهکارهای بهبود فرایند داوری دستهبندی شدند. شکل (1) سازههای اصلی الگوی مفهومی پژوهش را نشان میدهد.
شکل 1: الگوی مفهومی پژوهش Figure 1: Conceptual Model of the Study
پس از انجام تحلیل محتوا و شناخت سازهها و مؤلفههای آنها، برای بررسی روایی محتوایی پرسشنامۀ تدوینشده از روش لاوشه استفاده شد (Lawshe, 1975).[xv] به منظور اطمینان از اینکه شاخصها به بهترین نحو برای اندازهگیری محتوا طراحیشدهاند، از شاخص روایی محتوا استفاده شد. برای این منظور، با کسب نظر ۹ نفر از خبرگان حوزۀ حسابداری و مالی شامل 3 استاد، 4 دانشیار و 2 استادیار، هر یک از پرسشهای پژوهش با سه طیف «ضروری است»، «مفید است، اما ضروری نیست» و «ضرورتی ندارد» بررسی شد. خبرگان بر اساس سه معیار دارابودن دستکم مرتبۀ استادیاری در رشتۀ حسابداری یا مالی، سابقۀ داوری فعال در نشریههای علمی-پژوهشی معتبر و آشنایی با فرایند انتشار علمی و داوری همتا از طریق نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. همچنین، از آنها خواسته شد تا اگر مورد دیگری را برای بررسی در نظر دارند، به موارد یادشده اضافه کنند. با توجه به جدول لاوشه (Lawshe, 1975)، حداقل مقدار قابل قبول روایی محتوایی برای 9 خبره برابر 78/0 بود. گویههایی حفظ شدند که مقدار آنها از مقدار بحرانی 78/0 برای 9 خبره بیشتر بود. در نهایت، پس از انجام اصلاحات و حذف مواردی که روایی محتوایی نامناسب داشتند، 24 مؤلفه باقی ماندند. در ادامه، نگارۀ (1) اجزای الگوی نهایی پژوهش را نشان میدهد که پرسشنامۀ پژوهش نیز بر اساس آن تهیه شده است.
نگارۀ 1: ابعاد سنجش میزان رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا و ارائۀ پیشنهادهایی برای بهبود Table 1: Dimensions for Assessing Researchers’ Satisfaction with the Quality of Peer Review and Providing Suggestions for Improvement
برای اطمینان از قابلیت اعتماد و اعتبار نیز، بر اساس معیارهای چهارگانۀ لینکلن و گوبا در راستای اعتبارپذیری، یافتههای کدها و مقولهها به 4 نفر (1 استاد، 2 دانشیار و 1 استادیار) از خبرگان حوزۀ پژوهشی حسابداری و مالی برای تأیید صحت و تطابق با درک آنها از واقعیت ارائه شد (Lincoln & Guba, 1985). برای تأییدپذیری، مستندات کامل فرایند برای امکان بازبینی توسط شخص ثالث حفظ شد. در راستای تکرارپذیری نیز، مشورت و بحث منظم با متخصصان برای بررسی منطق و سازگاری فرایند کدگذاری و تحلیل صورت گرفت. همچنین، به منظور انتقالپذیری، ارائۀ توصیف دقیق و کامل از بافت، شرایط، جامعۀ آماری (پژوهشگران و داوران حسابداری) و روششناسی پژوهش صورت گرفت تا خواننده بتواند دربارۀ قابلیت تعمیم یافتهها به بافت خود قضاوت کند. در گام دوم، با کسب نظر پژوهشگرانی که دارای سابقۀ ارسال مقاله به نشریه و کسب نظر داوری در نشریههای پژوهشی داخلی در یک سال گذشته هستند، با رعایت محرمانگی و اخلاق پژوهش، اولویت ابعاد الگو در راستای شناسایی چالشها بررسی شد. این معیار تضمین میکند پاسخدهندگان دارای دانش و تجربۀ عملی دربارۀ فرایند داوری و انتشار در نشریههای حسابداری و مالی هستند. همچنین، این افراد با فرایند داوری و انتشار و چالشهای آن به طور مستقیم درگیر بودهاند و نظراتشان مبتنی بر تجربۀ واقعی است. برای ردهبندی اهمیت هر یک از مؤلفهها نیز از پرسشنامۀ طیف لیکرت و گزینههای «بسیار بااهمیت»، «بااهمیت»، «خنثی»، «بیاهمیت» و «بسیار بیاهمیت» استفاده شد و از پاسخگویان درخواست شد تا میزان اهمیت هر عامل را در کیفیت داوری نشریهها تعیین کنند. به منظور اولویتبندی مؤلفههای رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا نیز از آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده و بر اساس میانگین رتبهها، اهمیت نسبی هر مؤلفه تعیین شد. با توجه به اینکه دسترسی به کل افراد یادشده با پراکندگیهای مختلف دشوار و تا حدودی غیرممکن است و آمار رسمی از تعداد آنها نیز وجود ندارد، تعداد جامعۀ آماری نامشخص فرض و از روش تصادفی ساده[xvi] استفاده شد؛ بنابراین، برای محاسبۀ حجم نمونه در جامعۀ نامشخص، از رابطۀ (2) استفاده شد. انحراف معیار برای دادههای طیف لیکرت 5گزینهای از رابطۀ (1) برابر 667/0 است (مؤمنی و فعالقیومی، 1389). با توجه به رابطۀ (2)، حجم نمونه حدود 170 نفر به دست میآید.
جمعآوری اطلاعات مربوط به دو شیوۀ حضوری و مجازی از افراد مدنظر انجام شد. در شیوۀ حضوری، با مراجعه به استادان دانشگاه، دانشجویان و پژوهشگران در دسترس، پرسشنامهها تکمیل شدند. در شیوۀ مجازی نیز، پس از طراحی پرسشنامه در محیط «فرمنگار گوگل»[xvii]، دعوتنامه تکمیل و برای افراد یادشده ارسال و همچنین، از آنها درخواست شد تا برای پاسخگویی دقیقتر، آن را به سایر پژوهشگران حسابداری ارسال کنند. ضریب آلفای کرونباخ نیز در نرمافزار SPSS بررسی شد.
یافتههای پژوهش یافتههای پژوهش نشان داد آلفای کرونباخ پرسشنامه برای کل پرسشنامه به میزان 89/0 محاسبه شده و نشاندهندۀ اعتبار داخلی خوب است. همچنین، 170 پرسشنامه جمعآوری شدند که 21 پرسشنامه به صورت حضوری و بقیه به صورت مجازی تکمیل شدهاند. افزون بر آن، از 170 پاسخدهنده، 57 نفر زن و 113 نفر مرد بودهاند. میانگین سن آنها نیز 52/38 بوده است. نگارۀ (2) نیز اطلاعات پاسخدهندگان را نشان میدهد.
نگارۀ 2: اطلاعات پاسخدهندگان Table 2: Respondents’ Information
همچنین، از پاسخدهندگان، 97 نفر دارای تجربه و سابقۀ تدریس در دانشگاهها بودهاند که از این میان، 5 نفر استاد، 18 دانشیار، 26 نفر استادیار و 48 نفر مربی یا مدرس مدعو هستند. در نتیجه، یافتهها تا آنجا که به ویژگی جامعهشناختی ارتباط پیدا میکند، دارای ویژگی کیفی لازم از جمله در زمینۀ روایی داخلی پژوهش نیز است. در پاسخ به پرسش اول و دوم پژوهش، ابتدا ۳ سازه و ۲۴ مؤلفه از تحلیل محتوای کیفی استخراج شدند (نگارۀ ۱)، سپس اولویتبندی آنها با آزمون فریدمن انجام شد. نتایج در نگارۀ (۳) آمده است. گفتنی است، «راهکارهای بهبود» بخشی از سازۀ رضایت نیست و جداگانه اولویتبندی شده است.
نگارۀ 3: میانگین، انحراف معیار و رتبۀ سازههای رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا Table 3: Mean, Standard Deviation, and Rank of the Constructs Measuring Researchers’ Satisfaction with the Quality of Peer Review
نتایج نشان داد تفاوتی معنادار میان سازهها وجود دارد. این یافته بیانگر آن است که پژوهشگران همۀ ابعاد کیفیت داوری را به یک اندازه مهم تلقی نمیکنند و میان آنها نوعی اولویتبندی ذهنی وجود دارد. بر اساس میانگین رتبهها، «تسلط علمی داوران به موضوع مقاله» بالاترین اولویت را از دید پاسخدهندگان داشته است؛ امری که نشان میدهد پژوهشگران کیفیت داوری را پیش از هر چیز در گرو دانش تخصصی داور و درک عمیق او از موضوع، روششناسی و ادبیات پژوهش میدانند. در رتبۀ دوم، «رفتار اخلاقی و ارزیابی بیطرفانه» قرار گرفته است که بیانگر حساسیت زیاد پژوهشگران نسبت به انصاف، احترام و پرهیز از سوگیری در فرایند داوری است. این نتیجه نشان میدهد حتی داوریهای فنی قوی، در صورت فقدان رفتار اخلاقی، نمیتوانند رضایت پژوهشگران را به طور کامل تأمین کنند. در نهایت، «ارزیابی در زمان مورد انتظار همراه با دقت»، با وجود اهمیت، در اولویتی پایینتر نسبت به دو سازۀ دیگر قرار گرفته است. این یافته حاکی از آن است که پژوهشگران دقت و تخصص داوری را بر سرعت آن ترجیح میدهند و تأخیر معقول را در صورت دریافت بازخورد علمی سازنده قابل قبول میدانند. به طور کلی، نتایج نشان میدهد ارتقای کیفیت داوری همتا بیش از هر چیز مستلزم انتخاب داوران متخصص و متعهد به اصول اخلاقی است و بهبود زمانبندی داوری در مرتبۀ بعدی اهمیت قرار دارد. در پاسخ به پرسش سوم پژوهش، راهکارهای بهبود فرایند داوری اولویتبندی شدند که نتایج آن در نگارۀ (۴) آمده است. نتایج آزمون فریدمن نشان داد بین راهکارهای پیشنهادی برای بهبود فرایند داوری همتا تفاوتی معنادار وجود دارد. این یافته بیانگر آن است که پژوهشگران همۀ راهکارهای بهبود داوری را به یک اندازه مؤثر تلقی نمیکنند و میان آنها اولویتبندی مشخصی وجود دارد. بر اساس میانگین رتبهها، «تدوین دستورالعملهای اخلاقی شفاف برای داوری» بالاترین اولویت را به خود اختصاص داده است. این نتیجه نشان میدهد از دید پژوهشگران، شفافیت در اصول اخلاقی و معیارهای داوری نقش کلیدی در افزایش انصاف، کاهش سوگیری و ارتقای اعتماد به فرایند داوری دارد.
نگارۀ 4: نتایج آزمون فریدمن برای اولویتبندی راهکارهای بهبود فرایند داوری همتا Table 4: Results of the Friedman Test for Prioritizing Strategies to Improve the Peer-Review Process
در رتبههای بعدی، «تدوین سازوکار مشخص برای ارزیابی عملکرد داوران توسط سردبیر» و «برگزاری دورههای آموزشی برای داوران» قرار گرفتهاند. این امر بیانگر آن است که پژوهشگران به نقش نظارت حرفهای و توانمندسازی داوران در بهبود کیفیت داوری توجه ویژه دارند و ارتقای مهارتهای داوری را مکمل اخلاق حرفهای میدانند. در مقابل، راهکارهایی مانند «تقدیر و تشویق داوران برتر» و بهویژه «پرداخت حقالزحمۀ منصفانه» در اولویتهایی پایینتر قرار گرفتهاند. این یافته نشان میدهد از دید پاسخدهندگان، بهبود کیفیت داوری بیش از آنکه متکی بر مشوقهای مالی باشد، به ساختارهای اخلاقی، نظارتی و آموزشی نظام داوری وابسته است. در مجموع، نتایج این سازه تأکید میکند ارتقای کیفیت داوری همتا نیازمند اصلاحات ساختاری و نهادی در سطح نشریهها و نظام انتشار علمی است و صرفاً با اتکا به انگیزههای فردی داوران محقق نخواهد شد.
بحث و نتیجهگیری هدف اصلی این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی چارچوب سنجش میزان رضایت پژوهشگران از کیفیت داوری همتا و ارائۀ پیشنهادهایی برای بهبود این فرایند بود. این پژوهش با تمرکز بر دیدگاه پژوهشگران حوزۀ حسابداری و مالی، ضمن پرکردن شکاف موجود در ادبیات، به دانشافزایی علمی و کاربردی کمک کرد و ابزاری عملیاتی برای سنجش رضایت پژوهشگران از فرایند داوری ارائه داد. یافتههای پژوهش نشان داد سه سازۀ اصلی «تسلط علمی داوران به موضوع مقاله»، «رفتار اخلاقی و ارزیابی بیطرفانه» و «ارزیابی در زمان مورد انتظار همراه با دقت» از دید پژوهشگران اهمیتی متفاوت دارند. میانگین رتبهها نشان داد تسلط علمی داوران به موضوع مقاله بیشترین اهمیت را دارد، زیرا پژوهشگران کیفیت داوری را پیش از هر چیز در گرو دانش تخصصی داور، درک دقیق روششناسی، تحلیل دادهها و شناخت کامل ادبیات پژوهش میدانند. این یافته با نتایج مطالعات پیشین مانند ویچرتز و سیزو و همکاران همسو است که نشان میدهند تخصص داور و دقت علمی او مهمترین عامل برای افزایش رضایت نویسندگان است (Wicherts, 2016; Sizo et al., 2025). همچنین، رفتار اخلاقی و ارزیابی بیطرفانه در رتبۀ دوم قرار گرفت که بر اهمیت شفافیت، انصاف و احترام در فرایند داوری تأکید دارد. این یافته با مطالعۀ گرائو نیز تطابق دارد و نشان میدهد حتی داوریهای فنی قوی، در صورت فقدان اخلاق حرفهای، نمیتوانند رضایت پژوهشگران را به طور کامل تأمین کنند (Graue, 2006). ارزیابی در زمان مورد انتظار همراه با دقت، اگرچه اهمیت دارد، از دید پاسخدهندگان اولویتی پایینتر دارد که نشان میدهد پژوهشگران دقت و کیفیت علمی را بر سرعت فرایند ترجیح میدهند. در بررسی راهکارهای بهبود فرایند داوری، یافتهها حاکی از آن است که «تدوین دستورالعملهای اخلاقی شفاف» بیشترین اهمیت را دارد. این نتیجه نشان میدهد پژوهشگران به شفافیت اصول اخلاقی و معیارهای داوری به عنوان عامل کلیدی ارتقای اعتماد و انصاف در فرایند داوری نگاه میکنند. پس از آن، «ارزیابی عملکرد داوران توسط سردبیر» و «برگزاری دورههای آموزشی برای داوران» قرار گرفتهاند که بیانگر اهمیت نظارت حرفهای و توانمندسازی داوران در افزایش کیفیت داوری است. رتبههای پایینتر «تقدیر و تشویق داوران برتر» و «پرداخت بهموقع حقالزحمه» نشان میدهند از دید پژوهشگران، انگیزههای مالی کمتر از ساختارهای اخلاقی، آموزشی و نظارتی برای بهبود کیفیت داوری اثرگذار است. این نتایج با مطالعات گلونتی و همکاران و دیدومنیکو و همکاران همسو است و اهمیت اصلاحات نهادی و ساختاری در نشریهها را برجسته میکند (Glonti et al., 2019; DiDomenico et al., 2017 ). تفسیر یافتهها با توجه به محیط پژوهش نشان میدهد نتایج کاملاً با شرایط فرهنگی و سازمانی کشور همخوانی دارد. پژوهشگران حاضر در مطالعه به طور مستقیم با فرایند داوری درگیر بودهاند و بنابراین، اولویتبندیها و راهکارها بازتاب واقعیت عملی و نیازهای ملموس آنها هستند. چارچوب ارائهشده ابزار عملیاتی مناسبی برای سردبیران و مدیران نشریهها فراهم میکند تا بتوانند رضایت پژوهشگران از داوری همتا را به صورت نظاممند ارزیابی کنند. یافتهها به سردبیران توصیه میکند در اولویتبندی اصلاحات، ابتدا روی انتخاب داوران متخصص و آموزش اخلاق حرفهای تمرکز شود و سپس سازوکارهای ارزیابی عملکرد داوران و دورههای آموزشی اعمال شوند. پژوهشگران آینده میتوانند این چارچوب را برای بررسی رضایت در حوزههای علمی دیگر یا تطبیق با سیستمهای داوری الکترونیک استفاده کنند. برای ارتقای کیفیت داوری همتا و افزایش رضایت پژوهشگران، توصیه میشود سردبیران و مدیران نشریهها دستورالعملهای اخلاقی شفاف تدوین و منتشر کنند، شامل معیارهای بیطرفی، انصاف و رعایت اصول علمی، و سازوکار منظم ارزیابی عملکرد داوران بر اساس تخصص، کیفیت بازخورد و زمانبندی. برگزاری کارگاهها و دورههای آموزشی برای داوران به منظور ارتقای مهارتهای علمی، روششناسی و اخلاق حرفهای، همراه با سیستم تقدیر و تشویق داوران برتر و پرداخت حقالزحمۀ منصفانه و بهموقع، به عنوان مکمل انگیزههای اخلاقی، میتواند نقشی مؤثر در بهبود فرایند داشته باشد. همچنین، پژوهشگران میتوانند با استفاده از چارچوب ارائهشده عوامل مؤثر بر رضایت از داوری را درک کنند و کیفیت مقالههای خود را پیش از ارسال ارتقا دهند و بازخورد داوران را برای غنای علمی و نوآوری مقاله به کار گیرند. پژوهشهای آینده نیز میتوانند چارچوب یادشده را در سایر حوزههای علمی بررسی و اثر فرایندهای داوری دیجیتال و طولانیمدت آموزش داوران را بر رضایت و کیفیت ارزیابی کنند. با وجود نتایج مهم، پژوهش با محدودیتهایی مواجه است. اول، جامعۀ نمونه محدود به پژوهشگران حوزۀ حسابداری و مالی داخلی بود و به همین دلیل، تعمیم نتایج به سایر رشتهها نیازمند مطالعۀ بیشتر است. دوم، ابزار پژوهش مبتنی بر پرسشنامۀ خوداظهاری است که ممکن است تحتتأثیر سوگیری شخصی پاسخدهندگان باشد. سوم، جمعآوری دادهها با ترکیبی از شیوۀ حضوری و مجازی انجام شد که ممکن است تفاوتهایی در پاسخها ایجاد کرده باشد. چهارم، محدودیتهای زمانی و منابع پژوهشگر برای پوشش جامعۀ بزرگتر و طولانیمدتبودن بررسی وجود داشت. با وجود این محدودیتها، یافتهها از اعتبار داخلی کافی برخوردار است؛ زیرا روایی محتوایی ابزار با روش لاوشه و نظر ۹ خبره تأیید شد (Lawshe, 1975)، پایایی پرسشنامه با آلفای کرونباخ 89/0 تأیید شد و قابلیت اعتماد کیفی نیز بر اساس معیارهای چهارگانۀ لینکلن و گوبا شامل اعتبارپذیری، تأییدپذیری، تکرارپذیری و انتقالپذیری ارزیابی شد (Lincoln & Guba, 1985). در مجموع، این پژوهش نشان داد ارتقای رضایت پژوهشگران از داوری همتا مستلزم ترکیبی از تخصص علمی داوران، رعایت اخلاق حرفهای و سازوکارهای نهادی است؛ در حالی که اصلاحات مالی و انگیزشی بهتنهایی برای تحقق این هدف کافی نیست.
[i] Peer Review [ii] SERVQUAL [iii] Reliability [iv] Assurance [v] Tangibles [vi] Empathy [vii] Responsiveness [viii] Conventional Content Analysis [ix] Google Scholar [x] Scopus [xi] ProQuest [xii] شامل ارشاد و همکاران (1384)، میرزایی و همکاران (1385)، رضاییان (1386)، اولیا و شکیبا (۱۳۸۷)، شیخشعاعی و حسینی (۱۳۸۸)، فرامرزقراملکی (1389)، ابراهیمی و فرجپهلو (۱۳۸۹)، عطاران و همکاران (۱۳۸۹)، رضاییان (1389)، ابوییاردکان و میرزایی (۱۳۸۹)، فتاحی (۱۳۹۰)، فدایی (1390)، مطلبیفرد و همکاران (1392)، زاهدیاصل (1392)، اماناللهی و همکاران (1393)، حسینی و همکاران (1393)، اشرفیریزی (1398)، سلیمی و صدر (1398)، نوروزیچاکلی (1399)، پناهی و همکاران (1400)، ابراهیمپور و همکاران (1401)، شیخیچمان و همکاران (1401) و نوروزیچاکلی (1403). [xiii] Fletcher & Fletcher (1997), van Rooyen (2001), Rowland (2002), Jefferson et al. (2002), Kundzewicz & Koutsoyiannis (2005), Newton (2010), Cobo et al. (2011), Hirst & Altman (2012), Ma et al. (2013), Ragone et al. (2013), Alabi & Weare (2014), Fresco-Santalla & Hernández-Pérez (2014), Kelly et al. (2014), Lee (2015), Manchikanti et al. (2015), Hak et al. (2016), Wicherts (2016), Helmer et al. (2017), Huisman & Smits (2017), Ross-Hellauer (2017), Ross-Hellauer et al. (2017), Tomkins et al. (2017), Committee on Publication Ethics [COPE]. (2017), Fortin-Guichard et al. (2018), Misra et al. (2018), Tamblyn et al. (2018), Tennant (2018), Allen et al. (2019), Dericks et al. (2019), Feliciani et al. (2019), Ross-Hellauer & Görögh (2019), Superchi et al. (2019), Tennant & Ross-Hellauer (2020), Rivera & Teixeira da Silva (2021), Zimba & Gasparyan (2021), Holst et al. (2022), Candal-Pedreira et al. (2023), Zheng et al. (2023), Burt (2024), Sizo et al. (2025), Woldeamanuel (2025), Tahririan & Sadri (2013). [xiv] مفاهیم معنادار عبارتهایی هستند که بیانگر ایده، نظر یا تجربهای مرتبط با کیفیت داوری یا رضایت پژوهشگران و بهتنهایی قابل تفسیر و کدگذاری باشند (Hsieh & Shannon, 2005). [xv] شاخص نسبت روایی محتوا از رابطۀ زیر محاسبه میشود:
که در آن، تعداد خبرگانی است که گویه را «ضروری» تشخیص دادهاند و تعداد کل خبرگان است. [xvi] Simple Random [xvii] Google Forms [xviii] معیار ورود به پژوهش مقطع تحصیلی نبوده، بلکه تجربۀ واقعی شرکت در فرایند داوری همتا بوده است. بر این اساس، فقط دانشجویان کارشناسی ارشدی در نمونه قرار گرفتند که در یک سال گذشته، دستکم یک مقاله به نشریههای علمی ارسال و گزارش داوری دریافت کرده بودند. بسیاری از دانشجویان کارشناسیارشد، به ویژه در رشتۀ حسابداری، در قالب پایاننامه یا پژوهشهای مشترک با اعضای هیئتعلمی، تجربۀ انتشار مقاله و تعامل مستقیم با فرایند داوری را دارند؛ بنابراین، از آنجا که موضوع پژوهش سنجش رضایت از کیفیت داوری است، ملاک اصلی تجربۀ زیسته از فرایند داوری بوده است، نه مرتبۀ علمی یا مدرک تحصیلی. برای برطرفشدن ابهام، این موضوع در بخش روش پژوهش نیز بهصراحت تشریح شد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
ابراهیمپور، زینب، ثناگو، اکرم، و جویباری، لیلا (1401). نگاهی متفاوت به داوری مقالات توسط همتایان. مجلۀ ایرانی آموزش در علوم پزشکی، ۲۲(1)، ۱۵4-۱۵5. https://ijme.mui.ac.ir/article-1-5484-fa.html ابراهیمی، سعیده، و فرجپهلو، عبدالحسین (1389). رویکردی سایبرنتیکی به سیستم داوری مقالات در مجلات علمی. مطالعات کتابداری و سازماندهی اطلاعات، 21(2)، 186-198. https://nastinfo.nlai.ir/article_226.html ابوییاردکان، محمد، و میرزایی، سید آیتالله (1389). داوران و اخلاق داوری در مجلههای علمی ایران. اخلاق در علوم و فناوری، 5(2-1)، 36-47. https://sid.ir/paper/122640/fa ارشاد، فرهنگ، قاراخانی، معصومه، و میرزایی، سید آیتالله (1384). تحلیل اسناد داوری مقالههای مجلۀ جامعهشناسی ایران. مجلۀ جامعهشناسی ایران، 6(4)، 3-33. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.17351901.1384.6.4.2.2 اشرفیریزی، حسن (1398). شناسایی شیوههای ارزشیابی و بهبود عملکرد داوران مجلات علمی-پژوهشی حوزۀ سلامت. مدیریت اطلاعات سلامت، 16(3)، 129-135. https://doi.org/10.22122/him.v16i3.3879 اماناللهی، علیرضا، ساریخانی، لیلا، آژنده، افسانه، و شکرانه، فرهاد (1393). معیارهای عینی و ذهنی داوران در داوری مقالات چاپ و یا رد شدۀ مجلۀ مدیریت سلامت: سالهای ۹0-۹2. فصلنامۀ مدیریت سلامت، ۱۷، 26-45. https://applications.emro.who.int/imemrf/J_Health_Adm/J_Health_Adm_2014_17_57_26_45.pdf اولیا، محمدباقر، و شکیبا، مهرداد (1387). چگونه مقالات پژوهشی را به روش علمی و سیستماتیک داوری کنیم؟. مجلۀ علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، ۱۶(۲)، ۳-۸. https://jssu.ssu.ac.ir/browse.php?a_id=656&sid=1&slc_lang=fa بهرامی، مسعود (1393). مروری نقادانه بر مقالات تحقیقاتی کیفی در مرحلۀ داوری مجلات: یک مطالعۀ کیفی توصیفی اکتشافی. مجلۀ ایرانی آموزش در علوم پزشکی، 14(۵)، ۴۱۱-۴۲۲. https://ijme.mui.ac.ir/browse.php?a_id=3035&sid=1&slc_lang=fa پناهی، سیروس، فخارپور، سعیده، و صدقی، شهرام (1400). دیدگاه اعضای هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی البرز در خصوص داوری باز مقالات مجلات. پیاورد سلامت، 15(6)، 519-528. http://payavard.tums.ac.ir/article-1-7144-fa.html جهانی، علیرضا، و صالحی، کیوان (1403). مشکلات فرایند داوری در مجلات علمی وزارت علوم: علل و راهکارها. آموزش عالی ایران، 16(4)، 68–91. http://ihej.ir/article-1-2086-fa.html حسینی، محمدعلی، احمدی، سلیمان، و حسینیابرده، مریم (1393). یادگیری از همتا: مزایا و معایب. پانزدهمین همایش کشوری آموزش علوم پزشکی. دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد. https://www.sid.ir/paper/873643/fa رضاییان، محسن (1386). مرور همتایان پس از چاپ مقاله. مجلۀ دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان، 6، 217-218. https://civilica.com/doc/1710341/ رضاییان، محسن (1389). مروری بر مرور همتایان سردبیری. مجلۀ دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان، 9، 125-134. https://www.sid.ir/fileserver/jf/65613862510.pdf زاهدیاصل، صالح (1392). با مشکل مرور همتا برای مجلات چه کنیم؟. مجلۀ غدد درونریز و متابولیسم ایران، 15(1)، 2-1. http://ijem.sbmu.ac.ir/article-1-1550-fa.html سلیمی، علیرضا، و صدر، ماکان (1398). نقش همتزارخوانی Peer Review در ارتقای کیفیت مقالات علمی. مجلۀ علمی سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران، 37(2)، 60-61. https://jmciri.ir/article-1-2902-fa.html شیخشعاعی، فاطمه، و حسینی، مهدی (1388). ویژگیهای ضروری برای نرمافزار مدیریت محتوا و داوری مجلههای علمی. پژوهشنامۀ پردازش و مدیریت اطلاعات، 25(2)، 289-315. https://jipm.irandoc.ac.ir/article_699014.html شیخیچمان، محمدرضا، سندگل، سیامک، حموزاده، پژمان، و صوراسرافیل، اقدس (1401). چرخۀ تولید شواهد علمی معتبر: نقش همتزارخوانی و انگیزۀ داوران (نامه به سردبیر). پایش، 21(6)، 637-640. https://payeshjournal.ir/browse.php?a_id=1969&sid=1&slc_lang=fa عطاران، محمد، سنگری، علیاکبر، و دهباشی، اکرم (1389). نگارش علمی در آموزش عالی: نگاهی به فرایند داوری مقالات علمیپژوهشی. نامۀ آموزش عالی، 3(3)، 9-22. https://journal.sanjesh.org/article_29881.html فتاحی، سید رحمتالله (1390). یادداشت سردبیر-مجلههای علمی پژوهشی و مسئله داوری مقالهها. پژوهشنامۀ پردازش و مدیریت اطلاعات، 27(1)، 1-3. https://jipm.irandoc.ac.ir/article_699100.html فدایی، غلامرضا (1390). سخن سردبیر: داوری در مجلات؛ بخشی از مدیریت نشر. تحقیقات اطلاعرسانی و کتابخانههای عمومی، ۱۷(۱)، 1-7. https://ensani.ir/file/download/article/20130318121104-9790-1.pdf فرامرزقراملکی، احد (1389). اخلاق داوری علمی. راهبرد فرهنگ، 3، 7-19. https://www.jsfc.ir/article_44084.html?lang=fa کاظمپور، زهرا، اشرفیریزی، حسن، و هاشمیان، محمدرضا (1403). پیشنهاد منشور اخلاقی داوری آثار علمی در حوزۀ سلامت: یک دیدگاه. اخلاق و تاریخ پزشکی ایران، ۱۷(۱)، 194-187. کردستانی، غلامرضا، و رجبدری، حسین (1400). الگوی عوامل مؤثر بر گزارشدهی داخلی تخلفهای مالی با تأکید بر پدیدۀ تماشاگری. بررسیهای حسابداری و حسابرسی، 28(1)، 160-135. https://doi.org/10.22059/acctgrev.2021.300584.1008372 کردستانی، غلامرضا، و رجبدری، حسین (1404). تدوین چارچوب ارزیابی مقالههای کیفی حسابداری. نشریۀ دانش حسابداری مالی، 12(3)، 21- 47. https://doi.org/10.30479/jfak.2025.22067.3295 مطلبیفرد، علیرضا، نوهابراهیم، عبدالرحیم، محبت، هدیه، و سادین، علیاکبر (1392). آسیبشناسی و تدوین چارچوب داوری آثار علمی: یک رویکرد کیفی. دانششناسی، 6، 73-84 . https://sanad.iau.ir/Journal/qje/Article/1041082 مؤمنی، منصور، و فعالقیومی، علی (1389). تحلیلهای آماری با استفاده از SPSS (چاپ دوم). تهران: انتشارات کتاب نو. میرزایی، سید آیتاله، ایوبیاردکان، محمد، قاراخانی، معصومه، و شیخشعاعی، فاطمه (1385). همترازخوانی در مجلات علمی (مطالعۀ موردی مجلۀ جامعهشناسی ایران). مجلۀ جامعهشناسی ایران، 7(4)، 147-179. http://www.jsi-isa.ir/article_25439.html نمازی، محمد، و رجبدری، حسین (1397). اخلاق حرفهای حسابرسی در ایران: تحلیل محتوا. مطالعات تجربی حسابداری مالی، 15، 1-34.https://doi.org/10.22054/qjma.2018.9822 نوروزیچاکلی، عبدالرضا (1399). سخن سردبیر: چالش داوری علمی و تأثیر آن بر ارتقای کیفی نشریات و توسعۀ دانش. پژوهشنامۀ علمسنجی، 6، 1-3. https://doi.org/10.22070/rsci.2020.1187 نوروزیچاکلی، عبدالرضا (1403). سخن سردبیر: مدل همتزارخوانی باز پس از انتشار: یک فرصت یا چالش در پیش روی مجلات علمی؟. پژوهشنامۀ علمسنجی، 10(2)، 1-4. https://doi.org/10.22070/rsci.2024.4582 References Abouei Ardakan, M., & Mirzaei, S. A. (2010). Reviewers and review ethics in Iranian scientific journals. Ethics in Science and Technology, 5(1–2), 36–47. https://sid.ir/paper/122640/fa [In Persian] Alabi, J., & Weare, W. H., Jr. (2014). Peer review of teaching: Best practices for a nonprogrammatic approach. Communications in Information Literacy, 8(2), 180–191. https://doi.org/10.15760/comminfolit.2014.8.2.171 Allen, H., Cury, A., Gaston, T., Graf, C., Wakley, H., & Willis, M. (2019). What does better peer review look like? Underlying principles and recommendations for better practice. Learned Publishing, 32(2), 163–175. https://doi.org/10.1002/leap.1222 Amanollahi, A., Sarikhani, L., Ajandeh, A., & Shokraneh, F. (2014). Objective and subjective criteria of reviewers in reviewing accepted and rejected articles of the Health Management Journal: 2011–2013. Quarterly Journal of Health Management, 17, 26–45. https://applications.emro.who.int/imemrf/J_Health_Adm/J_Health_Adm_2014_17_57_26_45.pdf [In Persian] Ashrafi-Rizi, H. (2019). Identification of methods for evaluating and improving the performance of reviewers of scientific research journals in the field of health. Health Information Management, 16(3), 129–135. https://doi.org/10.22122/him.v16i3.3879 [In Persian] Attaran, M., Sangari, A. A., & Dehbashi, A. (2010). Scientific writing in higher education: A review of the peer-review process of scientific research articles. Journal of Higher Education, 3(3), 9–22 . https://journal.sanjesh.org/article_29881.html [In Persian] Bahrami, M. (2014). A critical review of qualitative research articles during the journal peer-review process: An exploratory descriptive qualitative study. Iranian Journal of Medical Education, 14(5), 411–422. https://ijme.mui.ac.ir/browse.php?a_id=3035&sid=1&slc_lang=fa [In Persian] Bannister, F., & Janssen, M. (2019). The art of scholarly reviewing: Principles and practices. Government Information Quarterly, 36(1), 1–4. https://doi.org/10.1016/j.giq.2018.12.002 Burt, C. H. (2024). Relative openness in peer review: Current practices in criminology & sociology journals. CrimRxiv. https://doi.org/10.21428/cb6ab371.117a25ca Candal-Pedreira, C., Rey-Brandariz, J., Varela-Lema, L., Pérez-Ríos, M., & Ruano-Ravina, A. (2023). Challenges in peer review: How to guarantee the quality and transparency of the editorial process in scientific journals. Anales de Pediatría, 99(1), 54–59. https://doi.org/10.1016/j.anpede.2023.05.006 Chong, S. W., & Lin, T. (2024). Feedback practices in journal peer-review: A systematic literature review. Assessment & Evaluation in Higher Education, 49(1), 1–12. https://doi.org/10.1080/02602938.2022.2164757 Cobo, E., Cortés, J., Ribera, J. M., Cardellach, F., Selva-Callaghan, A., Kostov, B., ..., & González, J. A. (2011). Effect of using reporting guidelines during peer review on quality of final manuscripts submitted to a biomedical journal: Masked randomised trial. BMJ, 343, d6783. https://doi.org/10.1136/bmj.d6783 Committee on Publication Ethics [COPE]. (2017). Ethical guidelines for peer reviewers (Version 2). https://publicationethics.org/guidance/guideline/ethical-guidelines-peer-reviewers Dericks, G., Thompson, E., Roberts, M., & Phua, F. (2019). Determinants of PhD student satisfaction: The roles of supervisor, department, and peer qualities. Assessment & Evaluation in Higher Education, 44(7), 1053–1068. https://doi.org/10.1080/02602938.2019.1570484 DiDomenico, R. J., Baker, W. L., & Haines, S. T. (2017). Improving peer review: What reviewers can do. American Journal of Health-System Pharmacy, 74, 2080–2084. https://doi.org/10.2146/ajhp170190 Ebrahimi, S., & Farajpahlou, A. (2010). A cybernetic approach to the procedures of peer-reviewing in scholarly journals. Librarianship and Information Organization Studies, 21(2), 186-198. https://nastinfo.nlai.ir/article_226.html [In Persian] Ebrahimpour Mouziraji, Z., Sanagoo, A., & Jouybari, L. (2022). A different look at peer-reviewing of articles. Iranian Journal of Medical Education, 22:154-155. https://ijme.mui.ac.ir/article-1-5484-fa.html [In Persian] Ershad, F., Qarakhani, M., & Mirzaei, S. A. (2005). Analysis of the review documents of articles in the Iranian Journal of Sociology. Iranian Journal of Sociology, 6(4), 3–33. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.17351901.1384.6.4.2.2 [In Persian] Fadaei, G. R. (2011). Editor’s note: Peer review in journals: A part of publication management. Publications and Information Research, 17(1), 1–7. https://ensani.ir/file/download/article/20130318121104-9790-1.pdf [In Persian] Faramarz Gharamaleki, A. (2010). Ethics of scientific peer review. Rahbord-e Farhang, 3, 7–19. https://www.jsfc.ir/article_44084.html?lang=fa [In Persian] Fattahi, S. R. (2011). Editor’s note: Scientific research journals and the issue of article peer review. Iranian Journal of Information Processing and Management, 27(1), 1–3. https://jipm.irandoc.ac.ir/article_699100.html [In Persian] Feliciani, T., Luo, J., Ma, L., Lucas, P., Squazzoni, F., Marušić, A., & Shankar, K. (2019). A scoping review of simulation models of peer review. Scientometrics, 121(1), 555–594. https://doi.org/10.1007/s11192-019-03205-w Fletcher, R. H., & Fletcher, S. W. (1997). Evidence for the effectiveness of peer review. Science and Engineering Ethics, 3, 35–50. https://doi.org/10.1007/s11948-997-0015-5 Fortin-Guichard, D., Boudreault, V., Gagnon, S., & Trottier, C. (2018). Experience, effectiveness, and perceptions toward sport psychology consultants: A critical review of peer-reviewed articles. Journal of Applied Sport Psychology, 30(1), 3–22. https://doi.org/10.1080/10413200.2017.1318416 Fresco-Santalla, A., & Hernández-Pérez, T. (2014). Current and evolving models of peer review. The Serials Librarian, 67(4), 373–398. https://doi.org/10.1080/0361526X.2014.985415 Ghosal, T., Kumar, S., Bharti, P. K., & Ekbal, A. (2022). Peer review analyze: A novel benchmark resource for computational analysis of peer reviews. PLoS ONE, 17(1), e0259238. 10.1371/journal.pone.0259238. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0259238 Glonti, K., Boutron, I., Moher, D., & Hren, D. (2019). Journal editors’ perspectives on the roles and tasks of peer reviewers in biomedical journals: A qualitative study. BMJ Open, 9(11), e033421. https://doi.org/10.1136/bmjopen-2019-033421 Gore, J. (2018). Making a difference through quality manuscript review. Journal of Management Education, 42(4), 488–494. https://research.acer.edu.au/cgi/viewcontent.cgi?article=1336&context=research_conference Graue, B. (2006). The transformative power of reviewing. Educational Researcher, 35(9), 36–41. https://doi.org/10.3102/0013189X035009036 Hak, D. J., Giannoudis, P. V., & Mauffrey, C. (2016). Increasing challenges for an effective peer-review process. Eur J Orthop Surg Traumatol, 26, 117–118. https://doi.org/10.1007/s00590-015-1735-x Helmer, M., Schottdorf, A., Neef, A., & Battaglia, D. (2017). Gender bias in scholarly peer review. eLife, 6, e21718. https://doi.org/10.7554/eLife.21718 Hirst, A., & Altman, D. G. (2012). Are peer reviewers encouraged to use reporting guidelines? A survey of 116 health research journals. PLoS ONE, 7(4), e35621. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0035621 Holst, F., Eggleton, K., & Harris, S. (2022). Transparency versus anonymity: Which is better to eliminate bias in peer review? Insights, 35, 16. https://insights.uksg.org/articles/10.1629/uksg.584 Hosseini, M. A., Ahmadi, S., & Hosseini-Abarde, M. (2014). Peer learning: Advantages and disadvantages. The 15th National Conference on Medical Education, Shahid Sadoughi University of Medical Sciences. https://www.sid.ir/paper/873643/fa [In Persian] Hsieh, H. F., & Shannon, S. E. (2005). Three approaches to qualitative content analysis. Qualitative Health Research, 15(9), 1277–1288. https://doi.org/10.1177/1049732305276687 Huisman, J., & Smits, J. (2017). Duration and quality of the peer review process: The author’s perspective. Scientometrics, 113, 633–650. https://doi.org/10.1007/s11192-017-2310-5 Iivari, J. (2016). How to improve the quality of peer reviews? Three suggestions for system-level changes. Communications of the Association for Information Systems, 38(12), 263–273. https://doi.org/10.17705/1CAIS.03812 Jahani, A., & Salehi, K. (2025). Problems in the peer-review process of scientific journals affiliated with the Ministry of Science: Causes and solutions. Iranian Higher Education, 16(4), 68–91. http://ihej.ir/article-1-2086-fa.html [In Persian] Jefferson, T., Alderson, P., Wager, E., & Davidoff, F. (2002). Effects of editorial peer review: A systematic review. JAMA, 287(21), 2784–2786. https://doi.org/10.1001/jama.287.21.2784 Kadaifci, C., Isikli, E., & Topcu, Y.I. (2025). Fundamental problems in the peer-review process and stakeholders' perceptions of potential suggestions for improvement. Learned Publishing, 38, e1637. 10.1002/leap.1637. https://doi.org/10.1002/leap.1637 Kazempour, Z., Ashrafi-Rizi, H., & Hashemian, M. R. (2025). A proposed ethical charter for peer review of scientific works in the field of health: A perspective. Iranian Journal of Medical Ethics and History of Medicine, 17(1), 187–194. https://ijme.tums.ac.ir/article-1-6652-fa.html [In Persian] Kelly, J., Sadeghieh, T., & Adeli, K. (2014). Peer review in scientific publications: Benefits, critiques, & a survival guide. IFCC Journal, 25(3), 227–243. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/27683470/ Kordestani, G. R., & Rajabdorri, H. (2021). A model of factors influencing internal reporting of financial misconduct with emphasis on the bystander phenomenon. Accounting and Auditing Review, 28(1), 135–160. https://doi.org/10.22059/acctgrev.2021.300584.1008372 [In Persian] Kordestani, G. R., & Rajab-Dari, H. (2025). Developing a framework for evaluating qualitative accounting articles. Journal of Financial Accounting Knowledge, 12(3), 21–47. https://doi.org/10.30479/jfak.2025.22067.3295 [In Persian] Kundzewicz, Z. W., & Koutsoyiannis, D. (2005). Editorial—The peer-review system: Prospects and challenges. Hydrological Sciences Journal, 50(4), 577–590. https://scispace.com/pdf/discussion-of-editorial-the-peer-review-system-prospects-and-onemptz3zj.pdf Lawshe, C. H. (1975). A quantitative approach to content validity. Personnel Psychology, 28(4), 563–575. https://doi.org/10.1111/j.1744-6570.1975.tb01393.x Lee, C. J. (2015). Commensuration bias in peer review. Philosophy of Science, 82(5), 1272–1283. http://faculty.washington.edu/c3/Lee_2015.pdf Li, Y., X. Xu, D. Lyu, Z. Zhang, J. Xie, & Y. Cheng. )2025(. Developing a criteria framework for peer review: A critical interpretive synthesis. Learned Publishing, 38 (3), e2016. https://doi.org/10.1002/leap.2016 Lincoln, Y. S., & Guba, E. G. (1985). Naturalistic inquiry. Sage Publications. https://doi.org/10.1016/0147-1767(85)90062-8 Ma, Z., Pan, Y., Yu, Z., Wang, J., Jia, J., & Wu, Y. (2013). A quantitative study on the effectiveness of peer review for academic journals. Scientometrics, 95(1), 1–13. https://doi.org/10.1007/s11192-012-0879-2 Manchikanti, L., Kaye, A. D., Boswell, M. V., & Hirsch, J. A. (2015). Medical journal peer review: Process and bias. Pain Physician, 18, E1–E14. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/25675064/ Mirzaei, S. A., Ayoubi-Ardakan, M., Qarakhani, M., & Sheikh-Shoaei, F. (2006). Peer review in scientific journals: A case study of the Iranian Journal of Sociology. Iranian Journal of Sociology, 7(4), 147–179. http://www.jsi-isa.ir/article_25439.html [In Persian] Misra, D. P., Ravindran, V., & Agarwal, V. (2018). Integrity of authorship and peer review Practices: Challenges and opportunities for improvement. Journal of Korean Medical Science, 33, e287. https://doi.org/10.3346/jkms.2018.33.e287 Momeni, M., & Fa'al-Qayoumi, A. (2010). Statistical analyses using SPSS (2nd ed.). Ketab-e Now Publications. [In Persian] Motalebi-Fard, A., Nave Ebrahim, A. R., Mohabbat, H., & Sadin, A. A. (2013). Pathology and development of a framework for peer review of scientific works: A qualitative approach. Knowledge Studies, 6, 73–84. https://sanad.iau.ir/Journal/qje/Article/1041082 [In Persian] Namazi, M., & Rajabdorri, H. (2018). Professional ethics of auditing in Iran: A content analysis. Empirical Studies in Financial Accounting, 15, 1–34. https://doi.org/10.22054/qjma.2018.9822 [In Persian] Newton, D. P. (2010). Quality and peer review of research: An adjudicating role for editors. Accountability in Research, 17(3), 130–145. https://doi.org/10.1080/08989621003791945 Norouzi-Chakli, A. R. (2020). Editor’s note: Challenges of scientific peer review and its impact on improving the quality of journals and developing knowledge. Scientometrics Research Journal, 6, 1–3. https://doi.org/10.22070/rsci.2020.1187 [In Persian] Norouzi-Chakli, A. R. (2025). Editor’s note: The post-publication open peer-review model: An opportunity or a challenge for scientific journals? Scientometrics Research Journal, 10(2), 1–4. https://doi.org/10.22070/rsci.2024.4582 [In Persian] Olia, M. B., & Shakiba, M. (2008). How to review research articles scientifically and systematically. Scientific Research Journal of Shahid Sadoughi University of Medical Sciences, 16(2), 3–8. https://jssu.ssu.ac.ir/browse.php?a_id=656&sid=1&slc_lang=fa [In Persian] Panahi, C., Fakharpour, S., & Sedghi, S. (2021). Faculty members’ perspectives at Alborz University of Medical Sciences regarding open peer review of journal articles. Payavard Salamat, 15(6), 519–528. http://payavard.tums.ac.ir/article-1-7144-fa.html [In Persian] Parasuraman, A., Zeithaml, V.A., & Berry, L.L. (1988). SERVQUAL: A multiple-item scale for measuring consumer perceptions of service quality. Journal of Retailing, 64(1), 12-40. https://www.marketeurexpert.fr/wp-content/uploads/2023/12/servqual.pdf Pellicori, P., Douxfils, J., Mentz, R. J., Cleland, J. G. F., & Beaudart, C. (2025). The growing demand for peer review: Current challenges and potential reforms. British Journal of Biomedical Science, 82, 14930. https://doi.org/10.3389/bjbs.2025.14930 Ragone, A., Mirylenka, K., Casati, F., & Marchese, M. (2013). On peer review in computer science: analysis of its effectiveness and suggestions for improvement. Scientometrics, 97, 317–356. https://doi.org/10.1007/s11192-013-1002-z Rezaeian, M. (2007). Post-publication peer review. Journal of Rafsanjan University of Medical Sciences, 6, 217–218. http://journal.rums.ac.ir/browse.php?a_id=404&sid=1&slc_lang=fa [In Persian] Rezaeian, M. (2010). A review of editorial peer review. Journal of Rafsanjan University of Medical Sciences, 9, 125–134. https://civilica.com/doc/1710341/ [In Persian] Rivera, H., & Teixeira da Silva, J. A. (2021). Retractions, fake peer reviews, and paper mills. Journal of Korean Medical Science, 36, e165. https://doi.org/10.3346/jkms.2021.36.e165 Ross-Hellauer, T. (2017). What is open peer review? A systematic review. F1000Research, 6, 588. https://doi.org/10.12688/f1000research.11369.2 Ross-Hellauer, T., & Görögh, E. (2019). Guidelines for open peer review implementation. Research Integrity and Peer Review, 4, 4. https://doi.org/10.1186/s41073-019-0063-9 Ross-Hellauer, T., Deppe, A., & Schmidt, B. (2017). Survey on open peer review: Attitudes and experience amongst editors, authors and reviewers. PLoS ONE, 12(12), e0189311. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0189311 Rowland, F. (2002). The peer-review process. Learned Publishing, 15(4), 247–258. https://doi.org/10.1087/095315102760319206 Salimi, A., & Sadr, M. (2019). The role of peer review in improving the quality of scientific articles. Journal of the Iranian Medical Council, 37(2), 60–61. https://jmciri.ir/article-1-2902-fa.html [In Persian] Seeber, M. (2020). How do journals of different rank instruct peer reviewers? Scientometrics, 122, 1387–1405. https://doi.org/10.1007/s11192-019-03343-1 Sheikhi-Chaman, M. R., Sandegol, S., Hamouzadeh, P., & Sourasrafil, A. (2022). The cycle of producing valid scientific evidence: The role of peer review and reviewers’ motivation (Letter to the editor). Payesh, 21(6), 637–640. https://payeshjournal.ir/browse.php?a_id=1969&sid=1&slc_lang=fa [In Persian] Sheikh-Shoaei, F., & Hosseini, M. (2009). Essential features of content management and peer-review software for scientific journals. Iranian Journal of Information Processing and Management, 25(2), 289–315. https://jipm.irandoc.ac.ir/article_699014.html [In Persian] Sizo, A., Lino, A., Rocha, Á., & Reis, L. P. (2025). Defining quality in peer review reports: A scoping review. Knowledge and Information Systems, 67(8), 6413–6460. https://doi.org/10.1007/s10115-025-02435-0 Superchi, C., González, J. A., Solà, I., Cobo, E., Hren, D., & Boutron, I. (2019). Tools used to assess the quality of peer review reports: A methodological systematic review. BMC Medical Research Methodology, 19, 48. https://doi.org/10.1186/s12874-019-0688-x Tahririan, M. H., & Sadri, E. (2013). Peer reviewers’ criticisms of research articles submitted by Iranian researchers. Language Teaching Research, 5, 1–21. https://www.ensani.ir/file/download/article/20140312113843-9623-106.pdf Tamblyn, R., Girard, N., Qian, C. J., & Hanley, J. (2018). Assessment of potential bias in research grant peer review in Canada. CMAJ, 190, E489–E499. https://doi.org/10.1503/cmaj.170901 Tennant, J. P. (2018). The state of the art in peer review. FEMS Microbiology Letters, 365, fny204. https://doi.org/10.1093/femsle/fny204 Tennant, J. P., & Ross-Hellauer, T. (2020). The limitations of machine-to-machine exchange of peer review data. Research Integrity and Peer Review, 5(6), 1-2. https://doi.org/10.1186/s41073-020-00092-1 Tomkins, A., Zhang, M., & Heavlin, W. D. (2017). Reviewer bias in single- versus double-blind peer review. PNAS, 114, 12708–12713. https://doi.org/10.1073/pnas.1707323114 Van Rooyen, S. (2001). The evaluation of peer-review quality. Learned Publishing, 14(2), 85–91. https://doi.org/10.1087/095315101300059413 Wicherts, J. M. (2016). Peer review quality and transparency of the peer-review process in open access and subscription journals. PLoS ONE, 11(1), e0147913. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0147913 Winck, J. C., Fonseca, J. A., Azevedo, L. F., & Wedzicha, J. A. (2011). To publish or perish: How to review a manuscript. Rev Port Pneumol, 17(1), 4–8. https://doi.org/10.1016/s0873-2159(11)70022-8 Woldeamanuel, A. G. (2025). Peer review: A highly valuable service but less recognized. Journal of Innovation and Entrepreneurship, 14(1), 25. https://doi.org/10.1186/s13731-025-00479-8 Zahedi-Asl, S. (2013). What should we do about peer-review problems in journals? Iranian Journal of Endocrinology and Metabolism, 15(1), 1–2. http://ijem.sbmu.ac.ir/article-1-1550-fa.html [In Persian] Zheng, X., Chen, J., Tollas, A., & Ni, C. (2023). The effectiveness of peer review in identifying issues leading to retractions. Journal of Informetrics, 17(3), 101423. https://chaoqunni.github.io/papers/retraction.pdf Zimba, O., & Gasparyan, A. Y. (2021). Peer review guidance: A primer for researchers. Reumatologia, 59(1), 3–8. https://doi.org/10.5114/reum.2021.102709 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 95 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 40 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||