| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,882 |
| تعداد مقالات | 15,307 |
| تعداد مشاهده مقاله | 44,020,817 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,809,020 |
الزامات و لطائف معلمیِ خردمندانه: کاوشی پدیدارشناختی در عوامل مؤثر بر آموزشوپرورش موفق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پژوهش نامه روانشناسی مثبت | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دوره 11، شماره 3 - شماره پیاپی 43، آذر 1404، صفحه 89-106 اصل مقاله (570.16 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/ppls.2026.147428.2685 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| زهرا فلاح مبارکه1؛ سمانه اسعدی* 2؛ زهرا نادری نوبندگانی2 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی،گروه روانشناسی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه یزد، یزد، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشیار گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه یزد، یزد، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف از این پژوهش بررسی ویژگیهای رفتاری معلم خردمند به عنوان عاملی در آموزشوپرورش موفق از نگاه معلمان خردمند شهرستان یزد بوده و برای مطالعه از روش کیفی پدیدارشناختی استفاده شده است. محیط پژوهش شامل معلمان شهرستان یزد (شاغل و بازنشسته) بود و حجم نمونه، بر اساس نمونه گیری هدفمند، معلمان زن و مردی بودند که توسط 60 دانشجوی سالاولی دانشگاه یزد به عنوان معلم خردمند معرفی شدند و بعد از رسیدن به اشباع نظری به یازده نفر محدود شد. در مجموع، از مصاحبۀ نیمهساختارمند با مشارکتکنندگان (3 مرد و 8 زن)، 9 مقولۀ فرعی و 2 مقولۀ اصلی استخراج شدند. مقولههای استخراجشده در رابطه با الزامات معلمی خردمندانه شامل داشتن علاقه و تعهد کاری با هدفی مقدس، زمانشناسبودن، وجود مراقبتهای علمی-آموزشی معلم، وجود مراقبتهای عاطفی-روانی از دانشآموزان، تلاش برای کسب، استفاده و انتقال تجربیات معلمی و مقولۀ اصلی لطائف معلمی خردمندانه شامل توجه به تأثیر جاودانۀ معلم، تأمل دقیق بر کنشها و واکنشها، اهمیتداشتن برداشتهای نخستین دانشآموزان (به ویژه ظاهر آراسته) و شکلگیری تحولات مثبت در دانشآموزان استخراج شدهاند. با توجه به دیدگاه معلمان، برای پرورش نسلی خردمند، معلمان باید مجهز به یکسری ویژگیهای رفتاری خردمندانه باشند و همچنین، با رعایت لطائفی خاص در رفتار خود، خردمندی را که به عنوان یکی از عوامل مؤثر در آموزشوپرورش موفق شناخته میشود، در دانشآموزان تقویت کنند. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خردمندی؛ معلم؛ دانشآموز؛ پدیدارشناسی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آموزشوپرورش یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است که زیربنای توسعۀ پایدار جوامع به شمار میآید. افراد بخشی قابل ملاحظه از لحظات طلایی زندگی خود را در مدارس سپری میکنند و این نهاد به عنوان عرصهای کلیدی، نقشی تعیینکننده در رشد فردی، اجتماعی و اقتصادی آنان دارد. در دهههای اخیر، تحولات شتابان فناورانه، اجتماعی و فرهنگی، نظامهای آموزشی را با چالشهایی پیچیده و نوین مواجه کرده است. این شرایط اهمیت بازاندیشی در رویکردهای آموزشی و تربیتی و به ویژه در صلاحیتها و نقشآفرینی معلمان را دوچندان کرده است (Darling-Hammond et al., 2017). مدرسه به دلیل ماهیت فراگیر و بلندمدت خود بستری ایدهآل برای شکلدهی تغییرات بنیادی به شمار میآید؛ زیرا دانشآموزان و معلمان بخشی عمده از زمان خود را در این محیط میگذرانند (Brown, 2019). در این میان، معلمان محوریترین عنصر در نظام آموزشی هستند (Estaji et al., 2023). کیفیت آموزش، رشد تحصیلی و حتی شکلگیری هویت دانشآموزان به میزان زیادی وابسته به صلاحیتها، منش و رفتار معلمان است (Coombe, 2020)؛ زیرا برداشتهای اولیه تأثیری قابل ملاحظه و ماندگار بر نگرشها، رفتارها و شناختها در زمینههای مختلف دارند و میتوانند بر تعاملات و قضاوتهای بعدی برای مدت طولانی تأثیر بگذارند (Rivera et al., 2023) و نحوۀ تعامل آنان با دانشآموزان از عوامل اصلی تعیینکنندۀ کیفیت یادگیری است (Perry et al., 2007) که میتواند پیشرفت تحصیلی و عملکرد دانشآموزان را به میزانی چشمگیر بهبود بخشد (Chowdhary, 2025). گاهی معلم میتواند با طرح پرسشهای کلیدی، مسیر یادگیری صحیح را برای شاگردان هموار کند (Płóciennik, 2018)؛ از این رو، ارتقای علمی و حرفهای معلمان یکی از اولویتهای اساسی در سیاستهای آموزشی است (Macleod, 2020). در سند تحول بنیادین آموزشوپرورش (۱۳۹۰)، معلم فردی تعریف شده است که رسالت خطیر تربیت نسل آینده را به عهده دارد و به عنوان هدایتگر و مؤثرترین عنصر در تحقق مأموریتهای نظام آموزشی شناخته میشود. در این سند، منش و رفتار معلمان به عنوان مؤلفهای اساسی در پرورش دانشآموزان معرفی شده و بر ضرورت برخورداری معلم از فضایل اخلاقی، شایستگیهای حرفهای و هویت یکپارچۀ توحیدی تأکید شده است. به علاوه، طراحی و ارتقای نظام تربیت حرفهای معلمان از اولویتهای کلیدی دانسته شده است. با وجود تأکید بر دانش و مهارتهای حرفهای، تجربههای جهانی و داخلی نشان داده است دانش صرف یا مهارتهای فنی بهتنهایی برای ایفای نقش معلمی کافی نیست. آنچه کیفیت آموزش را متمایز میکند، برخورداری معلم از نوعی قضاوت عملی، حساسیت اخلاقی و توانایی تصمیمگیری متعادل در موقعیتهای پیچیده است؛ امری که در ادبیات نظری با عنوان «خردمندی»[1] و «خرد عملی»[2] از آن یاد میشود (Admirall, 2024; Schwartz & Sharpe, 2010). خردمندی نقطۀ پایانی ایدهآل برای رشد انسان (Webster et al., 2018) و به اعتقاد سلیگمن، از جملۀ نقاط قوت آدمی است (Mongrain & Anselmo, 2012)؛ زیرا یک فضیلت انسانی بسیار مورد احترام و دارای میراث فرهنگی عمیق است (Weststrate et al., 2019). گلوک و همکاران معتقد هستند خردمندی ترکیبی از دانش عمیق، تجربۀ غنی و حساسیت اخلاقی است که به فرد امکان میدهد تصمیمهایی بگیرد که نه فقط سود فردی، بلکه خیر جمعی را نیز در نظر بگیرند (Glück et al., 2019). خرد عملی که با نام فرونسیس[3] نیز شناخته میشود، نوعی خاص از خرد است که بر توانایی تصمیمگیری خوب در موقعیتهای عملی و روزمره تمرکز دارد. این فضیلت، فکری است که فرد را قادر میکند تا برای دستیابی به اهداف خاص، ابزاری درست مشخص و بر اساس آن عمل کند (Hacker-Wright, 2024). مرداک و سدلاکک معتقد هستند مداخلات خردمندانۀ معلمان به طور عمیق بر حوزههای آموزشی تأثیر میگذارد (Murdock & Sedlacek, 2018). فورمن بیان میکند معلم نیازمند آگاهی از الزاماتی است که برگرفته از خرد عملی است (Furman, 2018) و ادمیرال تدریس موفق در آموزش متوسطه را مبتنی بر خرد عملی میداند (Admiraal, 2024). لوننبرگ و کورتاگن رابطۀ مثلثی بین خرد عملی، نظریه و تجربه را مورد توجه قراردادهاند و بیان میکنند هر سۀ اینها ماهیتی متفاوت دارند؛ تجربه در رشد و توسعۀ خرد عملی مهم است، اما کافی نیست و دانش نظری عمیق نیز مورد نیاز است و این معلم است که این سه را روزانه در مدرسه تمرین میکند و این سه عنصر در معلم تجسم پیدا میکنند (Lunenberg & Korthagen, 2009). از دیدگاه عدالت آموزشی نیز برخورداری معلمان از خرد عملی ضرورتی اساسی است. فورمن معتقد است رعایت عدالت میان معلمان و دانشآموزان بدون بهرهگیری از خرد عملی امکانپذیر نیست (Furman, 2016). در فرهنگ ایرانی، خرد عموماً به توانایی بررسی و در نظر گرفتن تمامی جنبههای یک رویداد خاص اطلاق میشود و با ویژگیهایی مانند دوراندیشی، مهربانی، منطقیبودن و قابلیت دیدن زوایای مختلف یک وضعیت شناخته میشود. این تعاریف نشاندهندۀ تأثیر فرهنگ بر شکلگیری و مفاهیم مرتبط با این ساختار است (Asadi & Intezari, 2020). تاریخ اندیشۀ تربیتی در ایران نیز بر انتخاب معلمان شایسته و برخوردار از خرد و اخلاق تأکید داشته است. بزرگان در ایران باستان و پس از اسلام، معلم را فردی میدانستند که افزون بر دانش، باید واجد فضایل اخلاقی و خردمندی باشد؛ امروزه نیز تربیت نسلی فرهیخته و جامعهای بالنده نیازمند چنین معلمانی است (فلاح مبارکه و همکاران، 1404). به طور کلی، میتوان نتیجه گرفت معلم خردمند در مقام کنشگر تربیتی، تجسمی از تعامل دانش، تجربه و اخلاق است. چنین معلمی نه فقط انتقالدهندۀ اطلاعات، بلکه واسطهای میان دانش و ارزشها و تسهیلگر رشد اخلاقی و اجتماعی دانشآموزان محسوب میشود. پرورش و حمایت از معلمان خردمند ضرورتی اجتنابناپذیر برای آیندۀ آموزشوپرورش است؛ ضرورتی که هم در اسناد ملی و هم در پژوهشهای بینالمللی مورد تأکید قرار گرفته است. توجه به پرورش «خردمندی» غایتی تربیتی و مهارتی حیاتی برای زندگی فردی و اجتماعی است؛ زیرا جامعۀ بشری به علت نبود خردمندی با مشکلات زیادی مواجه شده است. اگر خروجی مدارس به نحوی بود که آدمی را به آیندۀ بشریت امیدوار میکرد، شاید میشد گفت به آموزش خرد نیازی نیست؛ ولی متاسفانه با وجود افزایش ضریب هوشی در سرتاسر جهان، هرجومرج همچنان ادامه دارد (Strenberg, 2013). جهان امروزی با چالشهای بسیاری مانند تسلیحات هستهای، حکومتهای غیر دموکراتیک و... روبهرو است (Sternberg & Karami, 2021). به اعتقاد ژانگ و همکاران، خردمندی روشی آگاهانه و سنجیده برای فراهمآوردن مسیری برای ایجاد دنیایی بهتر و هماهنگتر است (Zhang et al., 2023). مطالعات روانشناسی مثبتنگر نیز خردمندی را از جملۀ صفات عالی انسانی میدانند که در مواجهه با چالشهای زندگی و تصمیمگیریهای اخلاقی نقش کلیدی ایفا میکند (Ardelt, 2016). هرچند آموزش رسمی قادر است دانش مربوط به ظاهر و ویژگیهای خرد را انتقال دهد، خرد واقعی که به عنوان یک عمل شناخته میشود، عمدتاً از طریق تجربیات و تأملات شخصی — چه در خود فرد و چه در دیگران — در فرایند غیرمستقیم پرورش مییابد (Küpers & Pauleen, 2015). با این حال، پژوهشها نشان دادهاند دستکم در حدی، امکان پرورش خرد از طریق آموزشهای رسمی نیز وجود دارد (Bruya & Ardelt, 2018). از طرفی، پژوهش خردمندی در رابطه با معلمان میتواند راهی ارزشمند برای پشتیبانی از پیشرفتها و نوآوریها در تدریس باشد و ممکن است تعمیمهای موقعیتی در رابطه با تدریس و یادگیری را ممکن کند. برای مثال، هفت عاملی که رفتار خردمندانۀ معلمان را توصیف میکنند عبارتاند از: تمایل به خدمت و توسعۀ دیگران، تنظیم هیجانی، آمادگی برای یادگیری، سازماندهی هیجانی، توانایی سازگاری، توانایی قضاوت، مهارتهای مذاکره و اقناع (McGann et al., 2020).این عوامل را میتوان از موارد ضروری در خردمندی معلمان برشمرد. در ایران نیز گل صنم لو و همکاران، الگوی معلم خوب را با توجه به سند تحول بنیادین بررسی و طراحی کردند که شامل دانش، توان، بینش، گزینش و آرامش است. منظور از«توان»، توان بیانی و برنامهریزی و ارتباطی و مدیریتی است. منظور از «بینش»، بینش اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی است که به نوعی با عقل و خرد به دست میآید. «گزینش» بر اساس گزینش محتوا و کلمات درسی است و «آرامش» نمایانگر آرامش درونی و فکری و بیرونی بود (گل صنم لو و همکاران، 1400). حیدریهزاده و همکاران، با هدف شناسایی شایستگیهای هیجانی و اجتماعی معلمان در قالب الگوی مفهومی معلم، پژوهشی کیفی انجام دادند که در آن، خردمندی به عنوان یکی از کدهای مؤثر در راهبرد توانمندسازی معلمان بیان شد (حیدریهزاده و همکاران، 1402). قائمی و همکاران، در پژوهشی که مدل تعادلِ کار-زندگی و تحمل ابهام با خردمندی معلمان دورۀ ابتدایی با نقش میانجیگری شادکامی را بررسی کرد، دریافت با آموزش مهارت تعادل کار و خانواده و تحمل شرایط مبهم میتوان بخشی از شادکامی را بهبود بخشید و با ادراک شادمانی سطحی از دانایی، فضیلت و خرد را در زندگی اجرا و عملیاتی کرد (قائمی و همکاران، 1404). با وجود شواهد گسترده در زمینۀ اهمیت نقش آموزشوپرورش، همچنان در کشور ما شکافهایی قابل ملاحظه میان سیاستهای مصوب و نتایج عملی وجود دارد. این امر ضرورت انجام پژوهشهای بیشتر به منظور شناسایی عوامل مؤثر بر موفقیت نظامهای آموزشی و ارائۀ راهکارهای کاربردی مبتنی بر شواهد علمی را دوچندان میکند؛ از این رو، پژوهش حاضرتلاش دارد تا با تکیه بر پیشینۀ علمی معتبر و یافتههای پژوهشی بهروز و با توجه به نقش تأثیرگذار معلمان در رفتار دانشآموزان و پرورش خردمندی، به این پرسش پژوهشی پاسخ دهد: الزامات یک معلم خردمند برای آموزش خرد در دانشآموزانش چیست؟.
روش روش، قلمرو پژوهش و شرکتکنندگان: رویکرد این پژوهش کیفی بوده و با استفاده از روش پدیدارشناختی، الزامات رفتاری یک معلمی خردمندانه از نظر معلمان را کشف کرده است. قلمرو پژوهش شامل تمامی معلمان شهرستان یزد اعم از شاغل و بازنشسته بودند. در این پژوهش، ابتدا از جامعۀ دانشجویان سال اول و دوم دانشگاه یزد به صورت نمونۀ در دسترس در فضای مجازی در کانالها و صفحات مرتبط با دانشگاه یزد درخواست شد تا معلمانی که در طول تحصیل از نظرشان خردمند بودهاند را به همراه راه ارتباطی با آنها معرفی و دلیل انتخاب خود را نیز بیان کنند. 60 نفر دانشجو فهرست معلمان خردمند خود را ارائه کردند. به عبارتی، معلمانی که بیشتر از یک بار معرفی شده بودند، در اولویت قرار گرفتند. بر این اساس، به روش نمونهگیری هدفمند و با استفاده از مصاحبۀ نیمهساختاریافته با معلمان منتخب تماس گرفته و تا حد اشباع دادهها، با 11 نفر معلم خردمند (3 مرد و 8 زن) مصاحبه شد. میانگین سن شرکتکنندگان 54 سال (کمترین 32 سال و بیشترین 59 سال) بود و از نظر وضعیت تحصیلی، 5 نفر دارای مدرک کارشناسیارشد و 5 نفر دارای مدرک کارشناسی و یک نفر دارای مدرک فوقدیپلم بودند که در جدول 1 آورده شده است.
جدول 1 مشخصات شرکتکنندگان در پژوهش Table 1 Characteristics of the Participants in the Research
ابزار سنجش: گردآوری دادهها با استفاده از مصاحبۀ نیمهساختاریافته و تعدادی پرسش کلی از نمودهای رفتاری خردمندی معلمان انجام شد و پس از پاسخ افراد که مبتنی بر تجربۀ زیستۀ ایشان بود، پرسشهایی عمیقتر برای واکاوی اندیشهها و تجربیاتشان پرسیده شد. از پرسشهای مصاحبه میتوان به موارد زیر اشاره کرد: چه تجربیاتی در خردمندی شما تأثیرگذار بوده است؟ شما از چه روشی برای آموزش خردمندی استفاده میکنید؟ روش اجرا و تحلیل: در مراحل اجرای این پژوهش، پس از تماس با مشارکتکنندگان و جلب اعتماد آنها برای همکاری، موضوع و هدف پژوهش برای آنها توضیح و در رابطه با محرمانهبودن اطلاعاتشان به آنها اطمینان داده شد. با توجه به اینکه پژوهش در جریان همهگیری ویروس کرونا انجام شد، بنا بر تمایل مشارکتکنندگان، مصاحبه به صورت غیرحضوری (تلفنی) یا حضوری در مکان پیشنهادی مشارکتکنندگان انجام شد. زمان مصاحبهها از 25 دقیقه تا 2 ساعت متفاوت بود. مصاحبهها با دقت ثبت و کلمه به کلمه مکتوب و سپس به دقت خوانده شدند و پس از تطبیق مصاحبههای مکتوبشده با گفتههای مصاحبهشوندگان، به درکی کلی از هر مصاحبه رسیده شد. مصاحبهها با استفاده از روش کلایزی (Northall et al., 2020) کدگذاری و تحلیل و عبارتهای مهم آنها مشخص شدند و معنای عبارت مهم به صورت کد اولیه نوشته شد، سپس کدهایی که از لحاظ مفهومی به یکدیگر شبیه بوند، در قالب مقولهها قرار گرفتند. به منظور بررسی قابلیت اعتماد مقولههای استخراجشده، پژوهشگران تماس طولانی خود را با مشارکتکنندگان حفظ و برای جلوگیری از سوگیریهای احتمالی، با همتایانی که سروکاری با این پژوهش نداشتند، دربارۀ یافتهها بحث و تبادل نظر کردند. در این پژوهش، برای قابلیت تأییدپذیری و همخوانی دادهها با نتایج بهدستآمده، نتایج با دادههای خام اولیه مقایسه و نیز در حین جمع و بررسی دادهها، اندیشههای ذهنی پژوهشگران یادداشت شد تا دیدگاههای واردشده در پژوهش قابل ردیابی باشند و در نهایت، نتایج بهدستآمده با تبادل نظر با اساتید مربوط بررسی شد.
یافتهها پس از تحلیل، در نهایت، 9 مقولۀ فرعی و 2 مقولۀ اصلی با عنوان الزامات معلمی خردمندانه و لطائف معلمی خردمندانه طبقهبندی شدند که در ادامه هر یک بهاختصار تبیین شده و در جدول 2 بیان شده است.
جدول 2 مقولههای فرعی و مقولههای اصلی Table 2 Secondary Concepts and Main Concepts
مقولۀ اصلی الزامات معلمی خردمندانه زمانی که سخن از خردمندی معلمان به میان میآید، باید بررسی کرد که معلم خردمند چه شاخصهها و سکناتی باید داشته باشد. شخص معلم الگوی تأثیرگذار بر روی دانشآموز است و باید خردمندی در او بروز داشته باشد تا بتواند به دانشآموزان خود نیز منتقل کند و نسلی خردمند را پرورش دهد. در ادامه، مقولههای فرعی الزامات معلمی خردمندانه بررسی شدهاند.
مقولۀ اصلی لطائف معلمی خردمندانه برخی از نکات در آموزش وجود دارند که اگر معلم به آنها توجه داشته باشد، انگیزهای مضاعف در او ایجاد میشود تا در مسیر آموزش، به ویژه آموزش خردمندی، قدمی مستحکمتر و پیوسته بردارد و از هر موقعیتی برای پرورش نسل خردمند استفاده کند. در واقع، معلم خردمند، علاوه بر ضروریاتی که باید در رفتار خود داشته باشد، یکسری لطائف را نیز باید رعایت کند تا موفقتر شود. در ادامه، مفاهیم و مقولههای فرعی مقولۀ اصلی لطائف معلمی در پرورش نسلی خردمند بررسی میشوند.
بحث اینکه تأثیر منش معلمان در پرورش خردمندی از نگاه معلمان بررسی شود، از آن نظر مورد توجه است که معلم بیش از هر فرد دیگری درگیر چالشهای آموزشی است و نگاهش به مسائل، نگاهی برخواسته از تجربیات آموزشی او است که همین میتواند به وجود تفاوت در دیدگاه معلمان با دیدگاه سایر مردم منجر شود. مشارکتکنندگان در توضیح الزامات معلم خردمند در آموزش خردمندی، بر این نکته تأکید داشتند که معلم خردمند باید یکسری ویژگیها و سکنات رفتاری را دارا باشد تا بتواند خرد را به دانشآموزانش منتقل کند و نسلی خردمند را پرورش دهند. آنها معتقد بودند تا معلم علاقه به شغل خود نداشته باشد و به عنوان شغلی انسانساز به آن نگاه نکند، در شغل خود موفق نیست و نباید نگاه مادی به این شغل داشت. معلم خردمند همیشه وقتشناس است و فرصتهای آموزشی خود را از دست نمیدهد و نباید با دیر و زود کردن وقت دانشآموزان خود را که امانتی در اختیار او هستند، تلف کند. معلم در کلاس فرصت چندانی برای فکرکردن و سنجیدن ابعاد مختلف ندارد؛ در نتیجه، باید زمانشناس باشد و بتواند حتی از زمان خود جلوتر باشد. از آنجا که رسالت اولیه و ابتدایی معلم انتقال دانش و علمآموزی است، معلم خردمند در مسیر پرورش خرد باید همیشه به دنبال علم و دانش بهروز باشد و این علم خود را نیز به دانشآموزانش منتقل کند. این نکته حائز اهمیت است که تا معلم پشتوانۀ علمی نداشته باشد، دانشآموزان به حرف او اعتماد نمیکنند و این یک نقص برای او محسوب میشود. مک لئود یادگیری حرفهای مداوم و بهبود شیوههای تدریس را برای حفظ کیفیت بالای معلم ضروری دانست که همسو با تأکید معلمان بر پشتوانۀ علمی داشتن و تأثیر آن در پرورش خردمندی است (Macleod, 2020). در عین حالی که معلم باید به ظرفیت علمی توجه داشته باشد، لازم است ابعاد دیگر مانند ابعاد روانی و عاطفی دانشآموزانش را نیز مورد توجه قرار دهد، شرایط روحی دانشآموزان برایش مهم باشد و تبعیضی بین آنان ایجاد نکند و در نظرش همۀ دانشآموزان بااهمیت و مورد توجه باشند. پژوهشها نشان دادند اثرات انتظار معلم که در آن، باورهای معلمان دربارۀ دانشآموزان بر نتایج دانشآموزان نیز تأثیر میگذارد، توسط عواملی مانند همدلی و سوگیریهای ادراکی تعدیل میشود (Murdock & Sedlacek, 2018). همچنین، پری و همکاران، همسو با نظر مشارکتکنندگان، بیان میدارند معلمانی که حمایت آموزشی و اجتماعی-عاطفی مانند توجه به علایق دانشآموزان و ایجاد روابط اجتماعی مثبت را ارائه میدهند، مهارتهای تحصیلی، دستاوردهای رفتاری و شایستگی خودانگارۀ دانشآموزان را به طرزی قابل ملاحظه افزایش میدهند (Perry et al., 2007). استاجی و همکاران در رابطه با وجود عدالت آموزشی در تحصیل توسط معلمان پژوهش انجام دادند و بر نقش معلمان به عنوان عامل اصلی عدالت تأکید داشتند و بیان کردند عادلانه رفتارکردن معلم به انگیزه و یادگیری بهتر دانشآموزان منجر میشود که با توضیحات مشارکتکنندگان در رابطه با عدم تبعیض همسو است (Estaji et al., 2023). مشارکتکنندگان استفاده از تجربیات و انتقال این تجربیات به دانشآموزان را در پرورش خرد برای معلم الزامآور دانستند. تجربه عنصری مهم در خردمندی محسوب میشود و ردپایی از آن را در تمامی تعریفات خردمندی میتوان مشاهده کرد؛ زیرا عنصری مهم در پرورش خرد است و فرد به مرور زمان و کسب تجربیات گوناگون میتواند به خردمندی دست یابد، تا آنجا که علت اینکه برخی خرد را با افزایش سن مرتبط میدانستند به دلیل همین کسب تجربیات بود. لوننبرگ و کورتاگن در ارتباط بین تجربه و پشتوانۀ علمی و خرد معلم، از مثلث برای بیان ارتباط استفاده کردند؛ به این معنا که معلم هم از نظر نظری و علمی باید در حد قابل قبول باشد و علم داشته باشد و در عین حال، برای افزایش خرد عملی خود، نیاز به تجربهکردن و گذر زمان دارد (Lunenberg & Korthagen, 2009). معلم مبتدی احتیاج به کسب تجربه دارد تا خرد عملی در او پرورش یابد. گلوک و همکاران خردمندی را دانش شخصی مبتنی بر تجربه میدانند که با نظر مشارکتکنندگان در لزوم وجود تجربیات برای معلم خردمند همسو است (Glück et al., 2019). همچنین، معلمان به لطائف رفتاری نیز اشاره داشتند که میتواند خردمندی معلم را نشان دهد. آنان بر تأمل و ارزیابی رفتارها در طول کلاس درس تأکید داشتند و ارزیابی منظم و بازخورد سازنده را بسیار مهم دانستند. معلمانی که به طور مؤثر از این ابزارها استفاده میکنند، میتوانند پیشرفت دانشآموزان و حوزههای نیازمند بهبود را بهتر درک کنند و در نتیجه، نتایج یادگیری را افزایش دهند (Chowdhary, 2025). یکی دیگر از این لطائف رفتاری توجه به اولین مواجهۀ دانشآموز با معلم است و حتی ظاهر معلم را مهم تلقی کردند؛ زیرا مواجهه و ارتباطگیری اولیه با معلم در برداشتهای دانشآموز تأثیر میگذارد و همسو با نظر ریورا و همکاران است که برداشتهای اولیه را مؤثر بر نگرشها، رفتارها و شناختها در زمینههای مختلف میدانند (Rivera et al., 2023). در نهایت، آنان باور داشتند دیدن تحولات مثبت و پیشرفت دانشآموزان برایشان ایجاد انگیزه میکند تا با اقتدار بیشتری در مسیر آموزش خرد تلاش کنند و قدم بردارند. برای شکلگیری نسلی خردمند و پرورش خرد دانشآموزان که آیندهسازان این کشور هستند، باید در نظام آموزشی کشور قواعد و ضوابطی را در نظر گرفت، و در عین حال، معلمانی خردمند را پرورش داد تا توان اجرای این ضوابط را داشته باشند؛ زیرا تا معلم خود به درجهای از خرد نرسیده باشد، نمیتواند خردمندی را آموزش دهد و نمیتواند الگویی مناسب برای خردمندی باشد. طبق بیان مشارکتکنندگان، معلم باید خود دارای الزامات و ویژگیهایی باشد تا بتواند خردمندی را آموزش دهد. از آنجا که این پژوهش به روش کیفی انجام شده بود، دارای تعمیمپذیری کمتری نسبت به پژوهشهای کمی است و از آنجا که خردمندی بسیار از فرهنگ تأثیرپذیر است، ممکن است در سایر فرهنگها نتایجی متفاوت را در پیداشته باشد. از آن نظر که دانشآموزان هم از ارکان مهم آموزش هستند، میتوان ویژگیهای رفتاری معلمان در آموزش خردمندی از نگاه آنان را نیز بررسی کرد.
سپاسگزاری از همۀ کسانی که ما را در انجام این پژوهش همراهی کردند، کمال تشکر را داریم.
[1] wisdom [2] practical wisdom [3] Phronesis | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
حیدریهزاده، ب.، شکری، الف.، فتحآبادی، ج.، شهیدی، ش.، و اکبری زردخانه، س. (1402). معلم مثبت: توسعۀ الگوی مفهومی دادهبنیاد. پژوهشنامۀ روانشناسی مثبت، 9(3)، 32-1. https://doi.org/10.22108/ppls.2023.136987.2407
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (1390). دبیرخانۀ شورای عالی انقلاب فرهنگی.
فلاح مبارکه، ز.، اسعدی، س.، و نادری نوبندگانی، ز. (1404). خردمندی از منظر معلمان خردمند. رویکردهای نوین آموزشی، 20(1)، 101-126. https://doi.org/10.22108/nea.2025.142249.2068
قائمی، ف.، تابش، ر.، وحیدنیا، ز.، و لطفی سرابی، ف. (1404). الگوی ساختاری تعادل کار زندگی و تحمل ابهام با خردمندی معلمان دورۀ ابتدایی: نقش میانجیگر شادکامی. مجلۀ علوم روانشناختی، 24(151)، 95-116. http://psychologicalscience.ir/article-1-2983-en.html
گل صنم لو، م.، نعیمی، الف.، خورسندی طاسکوه، ع.، و شریعتی، س. ( 1400). طراحی الگوی معلم خوب با تکیه بر سند تحول بنیادین آموزشوپرورش. مطالعات راهبردی بسیج، 24(90)، 179-222. https://bsrq.cuir.ac.ir/article_134395.html
References Admiraal, W. (2024). Moving beyond practical wisdom: Teacher research in secondary education. European Educational Researcher, 7(2), 1-20. https://doi.org/10.31757/euer.721 Ardelt, M. (2016). Disentangling the relations between wisdom and different types of well-being in old age: Findings from a short-term longitudinal study. Journal of Happiness Studies, 17, 1963–1984. https://doi.org/10.1007/s10902-015-9680-2 Asadi, S., & Intezari, A. (2020). The wisdom of good thought and deed: The Persian perspective. In Practical wisdom, leadership and culture (pp. 189-206). Routledge. https://B2n.ir/mn4131 Brown, J. (2019). In search of a better story: Teaching wisdom to build wellbeing in an increasingly complex world. TEACH Journal of Christian Education, 13(2), Article 2. https://doi.org/10.55254/1835-1492.1423 Bruya, B., & Ardelt, M. (2018). Wisdom can be taught: A proof-of-concept study for fostering wisdom in the classroom. Learning and Instruction, 58, 106–114. https://doi.org/10.1016/j.learninstruc.2018.05.001 Coombe, C. (2020). Quality education begins with teachers: What are the qualities that make a TESOL teacher great? In J. D. M. Agudo (Ed.), Quality in TESOL and teacher education from a results culture towards a quality culture (pp. 171-184). Routledge. Chowdhary, C. (2025). Developing high impact teaching: An evidence-based guide. Taylor & Francis. Darling-Hammond, L., Hyler, M. E., & Gardner, M. (2017). Effective teacher professional development. Learning Policy Institute. Document on the Fundamental Transformation of Education (2011). Secretariat of the Supreme Council of the Cultural Revolution. [In Persian] Estaji, M., Zhaleh, K., & Berti, C. (2023). Developing and validating a teacher classroom justice scale for the Iranian EFL context. Journal of Research in Applied Linguistics, 14(1), 18-40. https://doi.org/10.22055/RALS.2023.18066 Fallah Mobarake, Z., Asadi, S., & Naderi Nubandegani, Z. (2024). Wisdom from the perspective of wise teachers. New Educational Approaches, 20(1), 101-126. https://doi.org/10.22108/nea.2025.142249.2068 [In Persian] Furman, C. (2016). Learning to teach: Developing practical wisdom with reflective teacher narratives. Philosophy of education, 71, 139-148. https://doi.org/10.47925/2015.139 Furman, C. (2018). Descriptive inquiry: Cultivating practical wisdom with teachers. Teachers and Teaching, 24(5), 559-570. https://doi.org/10.1080/13540602.2018.1452727 Golsanamlo, M., Naeimi, E., Khrsandi Taskoh, A., & Shariaty, S. (2021). Designing a good teacher model based on the fundamental transformation document of education. Basij Strategic Studies, 24(90),179-222. https://bsrq.cuir.ac.ir/article_134395.html [In Persian] Ghaemi, F., Tabesh, R., Vahidnia, Z., & Lotfi Sarabi, F. (2025). A structural model of work-life balance and tolerance for ambiguity with the wisdom of elementary school teachers: The mediating role of happiness. Journal of Psychological Science, 24(151), 95-116. http://psychologicalscience.ir/article-1-2983-en.html. [In Persian] Glück, J., Bluck, S., & Weststrate, N. M. (2019). More on the MORE life experience model: What we have learned (so far). The Journal of Value Inquiry, 53(3), 349-370. https://doi.org/10.1007/s10790-018-9661-x Hacker-Wright, J. (2024). The practical unity of practical wisdom. Topoi, 43, 849–856 https://doi.org/10.1007/s11245-023-09999-y Heydariyezadeh, B., Shakri, O., Fathabadi, J., Shahidi, Sh., & Akbari Zardkhane, S. (2023). The positive teacher: Development of a grounded theory conceptual model. Positive Psychology Research, 9(3), 1-32 https://doi.org/10.22108/ppls.2023.136987.2407 [In Persian] Küpers, W. M., & Pauleen, D. (2015). Learning wisdom: Embodied and artful approaches to management education. Scandinavian Journal of Management, 31(4), 493–500. https://doi.org/10.1016/j.scaman.2015.08.003 Lunenberg, M., & Korthagen, F. (2009). Experience, theory, and practical wisdom in teaching and teacher education. Teachers and Teaching: Theory and practice, 15(2), 225-240. https://doi.org/10.1080/13540600902875316 MacLeod, L. (2020). Shaping professional development of educators: The role of school leaders. In M. A. White & F. McCallum (Eds), Critical perspectives on teaching, learning and leadership: Enhancing educational outcomes (pp. 189-217). Springer. https://doi.org/10.1007/978-981-15-6667-7_10 McGann, M., Ryan, M., McMahon, J., & Hall, T. (2020). T-REX: The teachers’ research exchange. Overcoming the research-practice gap in education. TechTrends, 64, 470–483. https://doi.org/10.1007/s11528-020-00486-4 Murdock-Perriera, L. A., & Sedlacek, Q. C. (2018). Questioning Pygmalion in the twenty-first century: The formation, transmission, and attributional influence of teacher expectancies. Social Psychology of Education, 21(3), 691-707. https://doi.org/10.1007/s11218-018-9439-9 Mongrain, M., & Anselmo-Matthews, T. (2012). Do positive psychology exercises work? A replication of Seligman et al. Journal of Clinical Psychology, 68(4). https://doi.org/10.1002/jclp.21839 Northall, T., Chang, E., Hatcher, D., & Nicholls, D. (2020). The application and tailoring of Colaizzi's phenomenological approach to a hospital setting. Nurse Researcher, 28(2), 20–27. https://doi.org/10.7748/nr.2020.e1700 Perry, K. E., Donohue, K. M., & Weinstein, R. S. (2007). Teaching practices and the promotion of achievement and adjustment in first grade. Journal of School Psychology, 45(3), 269-292. https://doi.org/10.1016/j.jsp.2007.02.005 Płóciennik, E. (2018). Children’s creativity as a manifestation and predictor of their wisdom. Thinking Skills and Creativity, 28, 14-20. https://doi.org/10.1016/j.tsc.2018.02.009 Rivera, A. P., Maisto, S. A., Connors, G. J., & Schlauch, R. C. (2023). Therapists' first impression of treatment motivation moderates the relationship between the client‐rated therapeutic alliance and drinking outcomes during treatment. Alcohol: Clinical and Experimental Research, 47(4), 806-821. https://doi.org/10.1111/acer.15040 Schwartz, B., & Sharpe, K. (2010). Practical wisdom: The right way to do the right thing. Penguin Group Sternberg, R. J. (2013). Reform education: Teach wisdom and ethics. Phi Delta Kappan, 94(7), 44-47. https://doi.org/10.1177/003172171309400715 Sternberg, R. J., & Karami, S. (2021). What is wisdom? A unified 6P framework. Review of General Psychology, 25(2), 134-151. https://doi.org/10.1177/1089268020985509 Webster, J. D., Weststrate, N. M., Ferrari, M., Munroe, M., & Pierce, T. W. (2018). Wisdom and meaning in emerging adulthood. Emerging Adulthood, 6(2), 118-136. https://doi.org/10.1177/2167696817707662 Weststrate, N. M., Bluck, S., & Glück, J. (2019). Wisdom of the Crowd. In R. J. Sternberg & J. Glück (Eds.), The Cambridge handbook of wisdom (pp. 97-121). Cambridge University Press. https://doi.org/10.1017/9781108568272.006 Zhang, K., Shi, J., Wang, F., & Ferrari, M. (2023). Wisdom: Meaning, structure, types, arguments, and future concerns. Current Psychology, 42(18), 15030-15051. https://doi.org/10.1007/s12144-022-02816-6 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 41 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 32 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||