| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,891 |
| تعداد مقالات | 15,352 |
| تعداد مشاهده مقاله | 44,705,938 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,968,460 |
احیای شاهراه خراسان در دورۀ شاه عباس اول؛ تمهید یک راه برای زیارت با پای پیاده 1 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پژوهش های تاریخی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 5، دوره 18، شماره 3 - شماره پیاپی 71، مهر 1405، صفحه 51-73 اصل مقاله (1.63 M) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/jhr.2026.148218.2912 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نغمه اسدی چیمه1؛ زهرا اهری* 2؛ حمیدرضا جیحانی2 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1دانشجوی دکتری دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشیار دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شاه عباس اول به زیارت حضرت رضا (ع) باور داشت. او در سال ۱۰۱۰ق برای زیارت و بهقصد ادای نذر، مسیر اصفهان تا مشهد را با پای پیاده پیمود. برخلاف دیدگاه برخی پژوهشگران که این سفر را حرکتی نمادین در راستای اهداف نظامی و سیاسی دانستهاند، مقالۀ حاضر برآن است که نشان دهد این رویداد، برآمده از انگیزة دینی شاه و مقدمهای بر احیای راه کهن خراسان و تقویت کارکرد زیارتی آن بود. مدعای اصلی پژوهش آن است که تجربۀ زیارت با پای پیاده توسط شاه، به مداخلاتی در امتداد راه، منزلگاهها و امکانات آنها انجامید؛ مداخلاتی که تسهیل و ترویج زیارت در میان عموم مردم را ممکن میکرد. این تحقیق با راهبرد تاریخی به انجام رسیده و دادههای آن از متون جغرافیایی، تاریخنامهها و سفرنامههای دورة صفوی گردآوری شده است. بازسازی مسیر حرکت شاه و بررسی منزلگاهها نشان میدهد که پساز این سفر، اصفهان ازطریق راهی کوتاهتر و ایمنتر به شاهراه کهن خراسان متصل شد و دسترس به مشهد بهویژه برای شیعیان نواحی مرکزی قلمرو صفوی فراهم آمد. یافتهها همچنین حاکی از آن است که بهتناسب توان پیمایش روزانۀ زائران پیاده، منزلگاههای تازهای در فواصل مناسب ایجاد یا تقویت شد و در هر منزل امکاناتی چون کاروانسرا، آبانبار، قنات و سکونتگاههای کوچک برای استراحت مسافران فراهم آمد. بهاینترتیب، راه خراسان در عهد شاه عباس اول از کارکردی فقط ارتباطی یا نظامی به مسیری برای زیارت بدل شد و زمینة تثبیت جایگاه مشهد را بهعنوان مهمترین کانون زیارتی عصر صفوی فراهم ساخت. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شاه عباس اول؛ راه خراسان؛ مشهد؛ زیارت پیاده؛ منزلها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدمه زیارت نزد صفویان بهویژه شاه عباس اول بسیار حائز اهمیت بود. تعدادی از محققان این اهمیت را ناشی از پیوند دوسویة سیاست و مذهب در دورة صفوی دانستهاند و به کارکرد ایدئولوژیک زیارت بهعنوان امری مذهبی تأکید کردهاند.[1] گزارشهای اسکندر بیگ منشی دربارة سفرهای متعدد شاه عباس اول به مشهد مقدس نشان میدهد که سفر زیارتی علاوهبر آنکه ابزاری برای تثبیت قدرت و اثبات مشروعیت بود، در باور و ارادت شاه به امام هشتم شیعیان و انگیزههای دینی و مذهبی او ریشه داشت.[2] طبق متن تاریخ عالمآرای عباسی، شاه عباس اول برای رهایی از بیماری و پیروزی بر دشمنان از امامان بهویژه حضرت رضا (ع) یاری میجست و به شکرانة پیروزیها به مشهد سفر میکرد. او در این سفرها مدتی طولانی در مشهد میماند و علاوهبر رسیدگی به امور شهر و مردم و خدمت به حرم، روزها و شبها عبادت میکرد. جاروکشی فرشهای حرم، اهدای هدیههای گرانبها، مانند قندیلها و چهلچراغهای جواهرنشان و قالیهای قیمتی و تعیین موقوفات گسترده برای حرم حضرت رضا (ع) همگی نمونههایی از توجه او به شهر مشهد و مرقد امام هشتم(ع) بود. شاه عباس اول، سه سال پساز بازپسگیری خراسان و مشهد از ازبکان، در سال ۱۰۱۰ق بهقصد زیارت حضرت رضا (ع) و برای ادای نذر با پای پیاده، راهی خراسان شد. این سفر یکی از مصادیق ویژة توجه شاه عباس به مشهد و اهمیت زیارت امام هشتم(ع) نزد او است. اسکندر بیگ سفر یادشده را بهقصد زیارت و برای ادای نذر معرفی کرده است (ترکمان، ۱۳۸۲، ص. ۶۱۱). نیت شاه عباس اول برای این سفر با شیوۀ مسافرت، و وقایع آن نسبت دارد. در این سفر «مولانا جلال یزدی منجم سرکار خاصة شریفه» که در طول سفر همراه شاه بود گزارش سفر و شرح منزلهای راه را از اصفهان تا مشهد نوشت (منجم یزدی، ۱۴۰۰، ص. ۲۹۹). این گزارش، راه پیموده توسط شاه و تجربة پیادهروی او را نشان میدهد. مورخان معاصر شاه عباس اول و سیاحانی که پساز سال ۱۰۱۰ق از همین راه عبور کردهاند، از دستورهای شاه صفوی برای بهبود راه خبر دادهاند که همگی در نتیجة تجربة یادشده صادر شده است. این دستورها که احداث راه، برپایی منزلهای تازه، ساخت رباط و کاروانسرا، حفر کاریز و ساخت برکه در پارههای مختلف راه را در بر میگیرد، نشان میدهد که شاه عباس اول علاوهبر توجه به مشهد بهعنوان مقصد زیارت، به سفر زیارتی، عمل زیارت و ملزومات آن توجه دارد. از همین روست که بخشی از سفر وی در سال ۱۰۱۰ق پیمودن پارهای از راه کهن زائران امام رضا(ع) و نیز تمهیدات افزودن مسیری تازه برای این راه بوده است. پیشینة پژوهش باوجود اهمیت سفر زیارتی شاه عباس با پای پیاده، عدة کمی از محققان به آن پرداختهاند. ملویل در مقالة خود با عنوان «سفر زیارتی شاه عباس به مشهد» براساس دو تاریخنامۀ مهم و رسمی این دوره، یعنی عالمآرای عباسی و تاریخ عباسی (روزنامۀ ملاجلال) سفر را بررسی کرده است (Melville, 1996). ملویل در این مقاله دربارۀ هدف شاه عباس اول از این سفر و انگیزۀ وی برای پیمودن راهی چنین طولانی به نتیجۀ روشنی دست نمییابد. به نظر او ممکن است تأکید بر زیارت و وفای به نذر توسط اسکندر بیگ، گونهای تبلیغ برای شاه عباس اول باشد؛ ازاینرو، باوجود اشارهای کوتاه به روحیة مذهبی شاه عباس، قصد وی را از سفر زیارتی، به محبوبیت مشهد نزد شاه در نتیجة گذراندن دورة مهمی از زندگی او در این شهر ربط میدهد. همچنین، به نظر وی چنین سفری میتواند گویای اهمیت لشکرکشی به بلخ و نیز فراهمکنندۀ مقدمات آن باشد. ملویل دربارة جزییات سفر ازجمله موقعیت منزلها، فاصلة میان آنها و مدتزمان سفر بحث میکند. به نظر او گزارش ملاجلال دربارة فاصلة اصفهان تا کاشان مبهم است و یافتن موقعیت دستکم دو منزل در این پاره از راه ممکن نیست. در ادامة مسیر نیز او به یافتن موقعیت یکبهیک منزلها نمیپردازد؛ برای نمونه، در فاصلة کاشان تا نیشابور منزلهای دیگری نیز وجود دارد که موقعیت دقیق آنها بهدلیل ضبط نادرست نام منزل یا نبود آن در نقشههای امروزی بهدرستی توسط ملویل تشخیص داده نشده است. نداشتن توجه به نیت شاه عباس در مقام زائر و هدف از ایجاد مسیر برای تسهیل آمدوشد زائران سبب شده است که در این مقاله نهتنها تمامی منزلها بهدرستی شناسایی نشود، بلکه به ویژگیهای هر مکان در طول مسیر، چیستی منزلها ازحیث سابقة آنها و نیز امکان استفادة زائران پیاده پرداخته نشود. مقالۀ ملویل مبنای پژوهش دیگری است که میور (Mawer, 2011) آن را با عنوان «شاه عباس و سفر زیارتی به مشهد» منتشر کرده است. کارولین میور (Caroline Mawer) نویسندۀ مقاله، تصویر تهیهشده توسط ملویل را با اطلاعات بهدستآمده از پیمایش راه و دادههای تصاویر ماهوارهای ادغام کرده است. او علاوهبر نگاهی کلی به راه، به هر منزل و امکانات آن برای توقف و استراحت میپردازد. بهاینترتیب، تصویر او از راه خراسان و منزلهای آن نسبت به تصویری که ملویل ارائه کرده دقیقتر است؛ اما همچنان منزلهایی وجود دارد که نویسنده در یافتن موقعیت آنها با مشکل مواجه شده است. میور در آغاز، سفر را زیارتی معرفی میکند؛ اما با اتکا به سندی مربوط به ارتش عثمانی که در آن برخی از منزلها ازحیث دسترس به آب و علوفه و مکان استراحت بررسی شدهاند، سفر را در سیاقی نظامی بررسی میکند. به نظر او وجود کاروانسراها و آبانبارهای متعدد در منزلها بیش از هرچیز با نیازهای سواران نظامی شاه عباس اول تناسب دارد. در هر دو پژوهش یادشده میبینیم که فهم ناقص دربارة انگیزۀ شاه عباس اول از سفر با پای پیاده، بر شناخت محققان از راه طیشده و منزلها اثر گذاشته است. بنابر بررسیهای سیرو و کلایس پارة آغازین راه در دورة شاه عباس اول، بخشی از راه اصفهان به فرحآباد بوده و به این منظور مهیا شده که شاه و ملازمانش را به حاشیة کویر مرکزی برساند تا ازآنجا بهطرف فرحآباد و مازندران حرکت کنند. به نظر ایشان تمهید چنین راهی، به شاه، همراهان و میهمانان او امکان میداده تا بدون نیاز به ورود به کاشان و با عبور از کنارة شرقی آن، مسیر میانبُر و مستقیمی برای رسیدن به کویر مرکزی طی کنند (کلایس، 1365؛ سیرو، 1357). چنین نگاهی، راه را تنها در خدمت شاه و بهمنظور تسهیل سفرهای تفریحی او به مازندران میداند و رفتوآمد مردم عادی و طبقات فرودست و دسترس آنها به مسیر را نادیده میگیرد. نوشتار حاضر برآن است که نشان دهد شاه عباس اول با هدف ترویج و تداوم زیارت بهمثابۀ امری آیینی و شیعی، در پی تسهیل سفر برای آن دسته از زائرانی بوده است که از پایتخت و نواحی شیعهنشین مرکزی و جنوبی قلمرو، با پای پیاده عازم زیارت امام هشتم (ع) میشدند. او در سفر سال ۱۰۱۰ق، با تجربۀ طی مسیر با پای پیاده، پارهای از شاهراه قدیم خراسان را -که پیشتر کارکرد زیارتی نیز داشته- احیا کرده و با تمهیدات چندجانبه ازقبیل احداث راه در پهنة مخاطرهآمیز کویر و تولید فضاهای مناسب برای اقامت کوتاه زائران پیاده، اصفهان و توابع آن را با راهی کوتاه و ایمن به شاهراه یادشده متصل کرده است. روششناسی راهبرد این تحقیق، تاریخی است. منابع اصلی آن، گزارشهای سفرهای متعدد شاه عباس اول به مشهد و خراسان در سه تاریخنامة عالمآرای عباسی، تاریخ عباسی (روزنامة ملاجلال) و افضل التواریخ است. گزارش ملاجلال منجم در کتاب روزنامة ملاجلال، که جزئیات منزلها و مسافتهای مسیر اصفهان تا مشهد را در بر دارد، منبعی بسیار مهم برای بازشناسی راه خراسان در عصر صفوی و تطبیق آن با شاهراه کهن خراسان است. اهمیت ویژة این گزارش در آن است که ملاجلال در سفر سال ۱۰۱۰ق بهطور مستقیم همراه شاهعباس بوده و به همین دلیل، اطلاعات او از مسیر و منزلها دستاول و مبتنیبر مشاهدة عینی است. ازسویدیگر، این متن، گزارشی منحصربهفرد از نخستین تجربة سفر زیارتی با پای پیاده محسوب میشود که چگونگی عملیاتی شدن چنین سفری را بهخوبی نشان میدهد. با توجه به اهمیت این گزارش در شناسایی منزلها و نامهای جغرافیایی، در این پژوهش علاوهبر دو نسخة تصحیحشدة کتاب روزنامه ملاجلال،[3] به نسخههای خطی موجود در کتابخانۀ ملی ایران[4] و کتابخانة بادلیان[5] نیز مراجعه و متنها مقابله شدهاند. در کنار این منابع، اسکندر بیگ منشی و فضلی بیگ خوزانی صفاهانی -مؤلفان دو تاریخنامه عالمآرای عباسی و افضل التواریخ- در این سفر همراه شاه نبودهاند. از همین رو، روایت آنها بیشتر بر اخبار وقایع، شرح دستورها و اقدامات شاه عباس تمرکز دارد. همچنین برای تکمیل مباحث، سفرنامههای همعصر شاهعباس اول نیز بهعنوان منابع کمکی تحلیل شدهاند. در کنار تاریخنامههای معاصر شاه عباس اول، سفرنامههای همعصر او نیز از منابع تحقیق بوده است. ۱. راه خراسان پیشاز دورة صفویهشاهراه خراسان راهی در جهت شرق و غرب بود که در دوران اسلامی، بغداد پایتخت خلافت را به خراسان و ورارود متصل میکرد. جغرافیدانان مسلمان با اتفاقنظر دربارة آن نوشتهاند. مسالک و ممالک نوشتة ابنخردادبه اولین منبعی است که برای شناخت راه خراسان و منزلهای آن در دست است (ابنخردادبه، ۱۳۷۱، ص. ۳۵). کاملترین شرح از شاهراه خراسان را ابنرسته اواخر قرن سوم هجری در اعلاق النفیسه نوشته و منزلبهمنزل با ذکر رودها، پلها، ارتفاعات، سراشیبیها و دهکدههای بر سر راه یادشده را وصف کرده است (ابنرسته، بیتا، 163-۱۷۱). مقدسی نیز در احسن التقاسیم فی معرفۀ الاقالیم، منزلها را در بخشی از راه خراسان برشمرده که با شرح ابنرسته اشتراک دارد (مقدسی، ۱۳۶۱، ص. ۵۵۰). شرح مفصلتری از راه منتهی به خراسان در سدة هشتم هجری را مستوفی در مقالة سوم کتاب نزهۀ القلوب نوشته است (مستوفی، ۱۳۶۲، ص. ۱۶۴). در شکل ۱ منزلهای شاهراه قدیم خراسان براساس مسالک و ممالک، اعلاق النفیسه و نزهۀ القلوب ارائه شده است. اشتراک و انطباق منزلها در سه جغرافینامه نشان میدهد راه خراسان در طول سدهها محل عبور بوده و جغرافیدانان نیز دربارۀ آن اتفاقنظر داشتهاند. در منابع پیشاز صفوی مقصد شاهراه خراسان اغلب نیشابور و مرو معرفی شده است و کمتر از آن بهعنوان راهی زیارتی به مقصد شهر مشهد یاد میشود؛ بااینحال، برخی قرائن نشان میدهد از این طریق نیز به زیارت حضرت رضا(ع) میرفتهاند. خاقانی شروانی شاعر سدة ششم هجری که در طلب دیدار خاک خراسان و آستانبوسی امام هشتم بوده، در اشعارش در وصف این طلب اشاره میکند که برای سفر به خراسان و همچنین دیدن بسطام به ری آمده (نک: خاقانی شروانی، بیتا، غزل شمارة ۲۴۳) و بهدلیل بیماری ناچار شده است که در این شهر بماند؛ ازاینروست که همچنان که شوق دیدار خراسان را بیان میکند، از ری و ناملایماتش شکایت دارد.[6] با استناد به اشعار خاقانی دربارة زیارت حضرت رضا(ع) میتوان دریافت که رسیدن زائران به مشهد از حدود مرکز ایران از همین راه مُیسر میشده است. شکل ۱: شاهراه خراسان و منزلهای آن تا سدة هشتم هجری (ابنخردادبه، 1371؛ ابنرسته، بیتا؛ مستوفی، 1362) ۲. راه خراسان در دورة صفویه؛ سفرهای شاه عباس اولدر دورة صفوی با کمبود متن جغرافیایی مواجهایم. مختصر مفید تألیف محمد مفید مستوفی بافقی در واقع تنها اثر مستقل جغرافیایی برجایمانده از عصر صفوی است که براساس نزهۀ القلوب حمدالله مستوفی تصنیف شده و در بسیاری از موضوعها با آن مشترک است (مفید، ۱۳۹۶). مؤلف در این کتاب به معرفی ایالتها در نظام کشورداری صفوی میپردازد؛ اما دربارة راهها خبر چندانی نمیدهد؛ ازاینرو، برای اطلاع از راههای منتهی به خراسان در دورة شاه عباس اول به گزارش سفرهای او به خراسان تکیه میکنیم. بهویژه که او در سالهای آغازین حکومتش برای دفع خطر حملههای اوزبکان و فتح بلخ، مرو و هرات بارها به خراسان سفر کرده است. در بین این رفتوآمدها، سفر او به مشهد در سال ۱۰۱۰ق با پای پیاده سفری منحصربهفرد است و مورخان معاصر شاه عباس دربارة راهی که شاه صفوی در این سفر طی کرده و رویدادهای آن، اخبار مفصلی میدهند. برای شناخت راه خراسان دستکم در دورة شاه عباس اول، سفرهای او را به پیشاز سال ۱۰۱۰ق و پساز آن تقسیم کرده و در ادامه به بررسی آنها میپردازیم. ۲.۱. سفرهای شاه عباس اول به خراسان تا پیشاز سال ۱۰۱۰قشاه عباس تا پیشاز سال ۱۰۱۰ق، سه راه را برای رسیدن به خراسان و مشهد طی کرده است. او در سفرهای خود در سالهای ۹۹۷، ۱۰۰۱، و ۱۰۰۴ق از قزوین راهی خراسان شده و از راه بسطام، جاجرم، اسفراین و چمن رادکان به مقصد رسیده است (ترکمان، ۱۳۸۲، ص. ۳۹۹ـ۴۰۴؛ خوزانی صفاهانی، ۱۳۹۴، ص. ۵۰۷). در سال ۱۰۰۷ق شاه عباس ابتدا از اصفهان به قزوین و سپس به مازندران رفته، در محل دامغان وارد شاهراه خراسان شده و با عبور از سبزوار و نیشابور به مشهد مقدس رسیده است (ترکمان، ۱۳۸۲، ص. 257-259). سفر بعدی شاه عباس به خراسان در سال ۱۰۰۸ق نیز از اصفهان آغاز شده است. او در این سفر از کاشان و سمنان گذشته و از بسطام وارد راهی شده که از کالپوش و اسفراین میگذرد و به مشهد میرسد (منجم یزدی ۱۴۰۰، ص. ۸۴ ـ ۲۸۶؛ شکل 2)؛ بنابراین در هریک از این سفرها بخشی از راه طیشده در سال ۱۰۱۰ق را پیموده و تجربه کرده و بهاینترتیب با راههای مختلف، مسافتها و امکانات منزلها آشنا شده است. به نظر میرسد تجربة پیمایش این راهها بر انتخاب مسیر سفر سال ۱۰۱۰ق با پای پیاده مؤثر بوده است. شکل ۲: مسیر سفرهای شاه عباس اول در فاصلهی سالهای ۹۹۷ تا ۱۰۰۸ق (ترکمان، 1382؛ منجم یزدی، 1400؛ خوزانی صفاهانی، 1394) ۲.۲. سفر شاه عباس اول با پای پیاده در سال ۱۰۱۰قمشهورترین سفر شاه عباس اول، سفر او به مشهد در سال ۱۰۱۰ق با پای پیاده است. مورخان گزارش خروج شاه و همراهانش از اصفهان و رویدادهای سفر را ثبت کردهاند (ترکمان، ۱۳۸۲، ص. ۶۱۱). در این سفر، محمد زمان سلطان ترکمان، مهتر سلمان و میرزا هدایت نجم ثانی، با طنابی[7] به طول هزار قدم راه را میپیمودهاند «تا مسافت هر منزل معلوم شود» (منجم یزدی ۱۴۰۰، ص. ۲۹۹؛ ترکمان، ۱۳۸۲، ص. ۶۱۱). ملاجلال منجم، مسئول ثبت منزلها و فاصلة آنها بوده و گزارشی از این سفر نوشته است. براساس گزارش او، شاه و همراهانش پساز خروج از اصفهان از دروازۀ توقچی، به دولتآباد[8] رسیدهاند. او از اصفهان تا مشهد سیوشش منزل را برشمرده که عبارتاند از: رباط قاضی عماد،[9] کاروانسرای سردهن،[10] پای چنار نطنز، برکة پیش کاروانسرای خواجه قاسم،[11] امامزاده،[12] کاشان، آران و بیدگل، خوشاب،[13] دستکن،[14] حوض آقا محمد، پل شوراب، سرچشمه، قید،[15] دهنمک، عبدلآباد،[16] آب باریک، لاسجرد، سرخه، سمنان، چاشتخوران، رباط آهوان، رباط قوشه، ده قازق سلطان،[17] دامغان، دهملا، غوریان،[18] پیش (بدش)،[19] میامی، الهاک، مزینان، صدخر[و]،[20] سبزوار، رباط دودر،[21] کلیدر، نیشابور، مشهد (منجم یزدی، ۱۴۰۰، ص. ۲۹۷). دقت در منزلها نشان میدهد که راه پساز منزل فند از توابع خوار (گرمسار فعلی)، بر شاهراه کهن خراسان منطبق میشده است. در این پاره از راه، منزلهای دهنمک، لاسجرد، سرخه، سمنان، رباط آهوان، دامغان، بدشت، سبزوار، کلیدر و نیشابور با منزلهای ذکرشده در متون پیشاز صفوی مشترکاند. منزل دهملا به حداده و منزل مزینان به اسدآباد و بهمنآباد نیز بسیار نزدیک است و به یکدیگر دلالت میکنند. شکل ۳، راه خراسان و منزلهای آن را از خوار تا مشهد در دورة شاه عباس اول به تصویر میکشد. همچنین، مقایسة آن با شکل ۲ نشان میدهد بخش عمدة این راه در دو سفر سالهای ۱۰۰۷ و ۱۰۰۸ق بهطور جداگانه پیموده شده است. به نظر میرسد مجموعهای از عوامل بر انتخاب این مسیر توسط شاه عباس مؤثر بوده است، ازجمله اینکه مسیر یادشده نسبت به سایر مسیرها کوتاهتر است، بهدلیل گذر از نواحی کوهپایهای و دشتها پیادهروی در آن، آسان و دسترس به آب تا اندازهای میسر است و در برخی از منزلها نیز جایی برای اقامت دارد. شکل ۳: مسیر سفر شاه عباس اول در سال ۱۰۱۰ق و منزلهای مشترک میان این راه و شاهراه کهن خراسان؛ روی نقشة حدود خراسان (نظرآهاری و همکاران، ۱۳۹۱، ص. 114)[22] ۳. افزودن راهی تازه؛ اتصال اصفهان به شاهراه خراسان راه طیشده در سفر سال ۱۰۱۰ق نشان میدهد که شاه عباس اول، شاخهای به شاهراه خراسان افزوده است. به عبارتی، با کمرنگ شدن پارة غربی راه خراسان (از خوار تا بغداد) بهواسطۀ تسلط عثمانی بر عراق عرب، راهی بهطرف جنوب تعریف شده تا اصفهان، پایتخت شاه عباس اول را به شاهراه خراسان متصل کند. با چنین تمهیدی علاوهبر اتصال اصفهان به شریان مهم خراسان، سفر به مشهد از شهرهای شیعهنشین در نواحی مرکزی قلمروی صفوی میسر میشود. این راهِ تازه از یک سو از اصفهان به خوار میرسد و در محل خوار به شاهراه خراسان میپیوندد. ازسویدیگر، امتداد آن بهطرف شمال سفر شاه را از اصفهان به فرحآباد و اشرف میسر میکند؛ بنابراین، سفر مستقیم از اصفهان به مازندران نیز ممکن میشود. این راه تازه پیشاز رسیدن به خوار و پیوستن به شاهراه خراسان، دو پارة اصلی دارد: از اصفهان تا کاشان، و از کاشان تا خوار. ۳.۱. از اصفهان تا کاشان شاه عباس اول با تمهید راهی کوتاه و ایمن، اصفهان را به شاهراه خراسان متصل کرد؛ بهطوری که سفر برای مسافران و زائرانی که با پای پیاده به راه میافتادند در تمام اوقات سال میسر باشد. سیرو دو خط سیر پررفتوآمد را شناسایی کرده که از اصفهان به کاشان میرسند. خط سیر اول، راهی است که اصفهان را ازطریق مورچهخورت و قهرود به کاشان متصل میکند (سیرو، ۱۳۵۷، ص. ۳۲؛ شکل ۴)؛ و خط سیر دوم راه اصفهان به دنبی است و ازطریق سردهان و نطنز به کاشان میرسد (سیرو، ۱۳۵۷، ص. 35؛ شکل ۴). خط سیر اول، راهی تابستانی است که از مناطق کوهستانی و سرد میگذرد. در مقابل، راه دوم ازنظر عوارض طبیعی و آبوهوا وضع بهتری دارد. راه ثبتشده توسط ملاجلال در منزلهایی، مانند سردهان، نطنز، عباسآباد و کاروانسرای زیزه[23] بر خط سیر دوم منطبق میشود و نشان میدهد شاه عباس اول در سال ۱۰۱۰ق از راه دوم عبور کرده است. مطابق پیمایش سیرو، این راه که بخشهایی از آن با راه اصفهان به فرحآباد نیز مشترک است از میدان شاه اصفهان آغاز میشده، پساز عبور از دهکدة زینبیه و قمشه، از کاروانسرای دنبی، بهجتآباد و رباط سلطان میگذشته است. سیرو اشاره میکند که منزل رباط سلطان بهدلیل قرارگیری در معرض بادهای شدید، در دورة صفویه به محل سردهان منتقل شده است (سیرو، ۱۳۵۷، ص. ۳۵). این راه پساز سردهان و عبور از نطنز به عباسآباد میرسیده و با عبور از کاروانسرای زیزه تا کاشان ادامه مییافته است (سیرو، ۱۳۵۷، ص. 37). دقت در راه و منزلهایی که شاه عباس اول در سال ۱۰۱۰ق پشت سر گذاشته، نشان میدهد که او در فاصلة اصفهان تا کاشان از راهی عبور کرده که ازحیث آبوهوا و پستیوبلندی زمین، مساعدتر بوده و منزلهای نزدیک به هم داشته است. این راه برخلاف راه فرحآباد[24] به شاه این امکان را میداده که از شهر کاشان نیز عبور و در آن اقامت کند. با عبور چنین راهی از کاشان که از مناطق اصلی شیعهنشین در دورة صفوی بوده، سفر به مشهد برای زائران کاشان و اطراف آن نیز میسر میشده است. شکل ۴: دو خط سیر از اصفهان تا کاشان (نظرآهاری و همکاران، ۱۳۹۱، ص. 114)[25] ۳.۲. از کاشان تا خوار کوتاه بودن راه برای شاه عباس اول و تحقق ایدة او اهمیت داشته است. براساس نقشة «حدود خراسان» از اواخر دورة قاجاریه پیوستن به شاهراه خراسان از راههای حاشیة غربی کویر مرکزی و پیوستن به راه کهن از محل ایوان کیف، ری و ساوه نیز میسر بوده؛ اما با عبور از این راهها سفر بسیار طولانی میشده است. راه کاشان به خوار با عبور از میان کویر مرکزی[26] به مسافران و زائران این امکان را میداده که از راهی میانبر به شاهراه خراسان وارد شوند (شکل ۵). بنابه گزارش مورخان و سیاحان، دستکم هشت فرسخ از این راه از میان نمکزار میگذشته و عبور کاروانیان از آن با دشواریهای بسیاری همراه بوده است.[27] شاه عباس اول در سفر سال ۱۰۱۰ق، خود از این راه (راه سیاهکوه) عبور کرده و سپس آن را برای دیگر مسافران بهبود بخشیده است. شکل ۵: راه کاشان به خوار (رنگ سبز) و نسبت آن با راه اصفهان تا کاشان و راه خراسان (نظرآهاری و همکاران، ۱۳۹۱، ص. 114)[28] منزلها در فاصلة کاشان تا خوار مطابق گزارش منجم یزدی از این قرار است: آران و بیدگل، خوشاب، دستکن، حوض آقا محمد، پل شوراب، سرچشمه و قریة قید (فند) از اعمال خوار (منجم یزدی، ۱۴۰۰، ص. ۳۰۰). منزل «دستکن» در گزارش خوزانی صفاهانی دربارة سفر سال ۱۰۱۰ق، «رباط دستگین» معرفی و فاصلة آن تا ابتدای نمکزار دو فرسخ ذکر شده است (خوزانی صفاهانی، ۱۳۹۴، ص. ۲۹۹). با در نظر گرفتن این مشخصات، منزل دستکن بر محل کاروانسرای مرنجاب و چاهی در نزدیکی آن منطبق میشود. همچنین، پیگیری منزل «حوض آقا محمد» بر روی عکسهای ماهوارهای جایی را با همین نام در نزدیکی کاروانسرای قصر بهرام در دامنة شمال غربی سیاهکوه نشان میدهد و درستی موقعیت آن، با گفتة خوزانی صفاهانی دربارة هشت فرسخ نمکزار میان منزل دستکن و حوض آقا محمد، تأیید میشود. موقعیت دقیق منزلهای «پل شوراب» و «سرچشمه» روشن نیست؛ اما روستای فند در جنوب شرقی گرمسار با همین نام در عکسهای ماهوارهای دیده میشود؛ بنابراین میتوان تصور کرد که راه یادشده کاشان را به آران و بیدگل مرتبط میکرده و با میل بهطرف شمال شرقی، به منزل دستکن در حدود کاروانسرای مرنجاب فعلی میرسیده، سپس با عبور از هشت فرسخ نمکزار و گذر از غرب و شمال غربی سیاهکوه بهطرف شمال و روستای فند میرفته است تا در جایی میان دهنمک و خوار به راه خراسان بپیوندد. ۴. تمهید راه برای سفر با پای پیاده شاه عباس اول علاوهبر اتصال اصفهان به راه خراسان و فراهم آوردن امکان سفر زیارتی برای ساکنان شهرهای مرکزی، ازجمله پایتخت، به راه تازه و راه کهن خراسان به ترتیبی رسیدگی کرده که عبور زائران پیاده از آن آسان شود. دستورهای شاه عباس برای بهبود راه از اصفهان تا خراسان و آمادهسازی آن برای سفر پیاده در سه دسته قرار میگیرد: نخست، احداث راه در پهنههای پرخطر؛ دوم، توجه به فاصلة میان منزلها؛ سوم توجه به امکانات لازم برای استراحت در توقفگاهها. در ادامه، به تفکیک به هر دسته میپردازیم. ۴.۱. احداث راه در پهنهای پرخطر فقرة دیگر همین تاریخنامه نشان میدهد اجرای دستور شاه عباس بلافاصله پساز صدور آن آغاز شده و پساز برآورد هزینه، در هر پاره از راه، کسانی مسئول و متولی کار شدهاند. زینب بیگم، عمة شاه عباس اول، عهدهدار ساخت رباط و رسیدگی به راه خراسان از طرف عراق (عجم) شده و خود، این کار را به وزیر و داروغة کاشان واگذار کرده است. ادامة راه را نیز به میرزا محمد وزیر اصفهان سپردهاند تا کار طرح انداختن راه سنگفرش را آغاز کند (خوزانی صفاهانی، ۱۳۹۴، ص. 300). غرض از این تقسیم کار آن بوده که بخش عمدهای از دستور شاه تا بازگشت او از مشهد اجرا شده باشد و شاه و ملازمانش از امکانات راه تازه بهره برند. منابع تاریخی از چگونگی پیشرفت کار احداث راه سنگفرش، در دو مرحله خبر میدهند. شاه عباس در سال ۱۰۱۷ق در راه بازگشت از فرحآباد به اصفهان، در سیاهکوه توقف کرده است تا از درستی اجرای سنگفرش کردن راه مطمئن شود (خوزانی صفاهانی، ۱۳۹۴، ص. 476). دلاواله نیز که در سال ۱۰۲۵ق از میانة کویر گذشته، از پیشرفت کار احداث راه خبر داده است. او در فاصلة کاشان تا خوار، پساز منزل دستکن وارد نمکزار شده و ضمن یادآوری دشواری عبور از نمکزار پیشاز تمهیدات شاه، به راه سنگفرش و سنگهای سیاه راهنما اشاره کرده که برای تشخیص راه در امتداد آن قرار دادهاند و این امکانات را از آثار سفر زیارتی شاه عباس اول معرفی کرده است (دلاواله، ۱۳۷۰، ص. ۱۴۸). دلاواله در ادامة مسیر، پساز اقامت در کاروانسرای سیاهکوه دوباره وارد کویر شده و از جادة سنگفرش عریضی به طول پنج فرسخ عبور کرده است. طبق گزارش او، در محل تلاقی جادة سنگفرش با رودهای نمکی، پلهایی ساختهاند و یکی از این پلها اطاقی نیز برای اقامت مسافران داشته است (دلاواله، ۱۳۷۰، ص. 151؛ شکل ۶). بهاینترتیب، دستور شاه عباس برای احداث راه در دل شورهزار و کویر مرکزی هفت سال بعد توسط او پیگیری شده و گزارش دلاواله نشان میدهد پانزده سال بعد، کار رسیدگی به راه پیشرفت چشمگیری داشته است. بهطوری که او و همراهانش بهسلامت از پهنة کویر عبور کردهاند.
۴.۱. توجه به فاصلههای میان منزلها توجه به گزارش ملاجلال منجم دربارة سفر شاه عباس نشان میدهد که فاصلة اغلب منزلها از یکدیگر بهاندازهای است که مسافر پیاده میتواند آن را بپیماید (جدول 1؛ شکل ۷). بنابر سفرنامة فوروکاوا برای مسافر پیاده، پیمودن پنج فرسخ در طول یک روز ممکن است و مسافر پساز طی این مسافت، باید در محلی بیاساید (فوروکاوا، ۱۳۸۴، ص. ۱۴۰)؛ بااینحال فاصلة منزلها اندکی کمتر و بیشتر از پنج فرسخ نیز بوده است. براساس گزارشها شاه عباس و همراهانش روزانه دو الی سه فرسخ میپیمودهاند و با طی مسافتی حدود ۱۹۹ فرسخ در دو ماه از اصفهان به مشهد رسیدهاند؛[30] بااینحال، نگاهی به مسافتهای ثبتشده توسط منجم یزدی نشان میدهد که در برخی از پارههای راه، فاصلة منزلها به حدود 10 فرسخ نیز میرسد؛ مسافتی که پیمودن آن بدون توقف و استراحت برای مسافر پیاده دشوار یا غیرممکن است، ازجمله فاصلة دستکن تا حوض آقا محمد (۱۱ فرسخ)، بدشت تا میامی (۱۰ فرسخ)، میامی تا الهاک (۱۰ فرسخ)، الهاک تا مزینان (۹ فرسخ) و صدخر[و] تا سبزوار (۱۰ فرسخ) و کلیدر تا نیشابور (۹ فرسخ). این مسافتهای طولانی به نبود محل مناسب با امکانات کافی برای توقف در فاصلة میان تعدادی از منزلها در سال ۱۰۱۰ق اشاره دارد. جدول ۱: منزلهای ثبتشده توسط ملاجلال منجم در سال ۱۰۱۰ق و فواصل آنها
نگاهی به راه خراسان و منزلهای آن پساز سال ۱۰۱۰ق نشان میدهد که در دورة حکومت شاه عباس اول در فاصلة طولانی میان منزلها، به فراخور، امکانات محیط منزلی افزوده شده است (شکل ۷)؛ برای نمونه، خوزانی صفاهانی دربارة دستور شاه عباس برای اقامت مسافر پیاده در فاصلة 11 فرسخی مابین منزل دستکن و حوض آقا محمد نوشته است: «حسبالامر اعلی مقرر شد ... رباطکاران در هر طرف سرایی کوچک در میان قرار دهند که اگر پیاده طی این راه نتواند نمود، آن شب محل اقامت داشته باشد» (خوزانی صفاهانی، ۱۳۹۴، ص ۳۰۰). دلاواله نیز در سال ۱۰۲۵ق در همین راه به قطعه زمینی اشاره کرده که از سفر پای پیادة شاه عباس در سال ۱۰۱۰ق در نمکزار به جا مانده است. این بنا با خاک و خشتی که از جای دیگر آورده شده، ساخته شده و پذیرای کاروانها بوده است (دلاواله، ۱۳۷۰، ص. 149). هر دو فقره گویای این است که به خواست و دستور شاه در پهنة کویر توقفگاههایی برای مسافران ترتیب دادهاند. این مجموعه بهسبب قرارگیری در نزدیکی سیاهکوه به «عباسآباد سیاهکوه» مشهور است. کاروانسرای «میاندشت» در میانة راه میامی تا الهاک نیز نمونة دیگر از منزلهایی است که پساز سفر سال ۱۰۱۰ق به راه خراسان افزوده شده و در دورة قاجاریه نیز توسعه یافته است. این منزل، درست در 5 فرسخی میامی واقع شده و به مسافر امکان میدهد که بعداز پیمودن 5 فرسخ راه توقف کند. از آثار دیگر سفر شاه عباس اول، منزلی است که برای کوتاه شدن مسافت میان دو منزل الهاک و مزینان بر پا شده است. شاه عباس در سفر سال ۱۰۱۶ق به مشهد در درهای میان الهاک و مزینان برای ساخت دهکدهای دستور داده و ملاجلال منجم در تاریخ عباسی دربارة این دستور چنین نوشته است: «از الهاک کوچ فرموده متوجه مزینان بودند و در عرض راه دره و صحرایی به نظر مبارک آمده فرمودند که به خاطرم میرسد که در اینجا آب به هم رسد. ملاجلال ساعتی تعیین کن که شروع در کاریز کندن کنند که من در اینجا آبادانی در نظر دارم. اتفاقاً چون کاریز کنده شد، در وقت مراجعت از زیارت آب بسیار بیرون آمده بود. حکم جهان مطاع به ساختن دهکده صادر شد و حاصل آن را وقف زوار مشهد مقدس فرمودند». (منجم یزدی، بیتا/الف، ش. 4204/57) این گزارش نشان میدهد که شاه عباس با صدور فرمان حفر کاریز، مقدمات ایجاد منزلی تازه را فراهم کرده و با وقف آن برای زائران مشهد، نشان میدهد که در پی تمهید راه برای سفر و تسهیل سفر برای زوار است. منجم یزدی در روزنامة خود دستور شاه عباس برای ساخت این دهکده را با جزییات بیشتری شرح داده و از دستور شاه برای اسکان رعیت در قلعه و خرید غلامان و کنیزان هندی برای ایشان خبر میدهد تا در آن موضع زراعت و آبادانی آغاز شود و ادامه یابد (منجم یزدی، ۱۴۰۰، ص. ۴۴۱)؛ بنابراین، شاه عباس نهتنها منزلی به راه افزوده، بلکه برای دوام و ماندگاری آن بر سر راه خراسان کسانی را گمارده است. این منزل، روستایی است که امروز با نام «عباسآباد میامی» شناخته میشود. موقعیت دقیقِ سازههای الحاقیِ شاهعباس اول به راه سیاهکوه مشخص نیست؛ اما با اضافه شدن منزل میاندشت در میانة راه میامی تا الهاک، درست پساز پنج فرسخ، امکان توقف و استراحت برای مسافر فراهم شده است. احداث منزل عباسآباد در فاصلة سهفرسخی از الهاک نیز این امکان را برای مسافر فراهم میکرد که مسافت نهفرسخی را در دو مرحله بپیماید. توجه شاه عباس اول به فاصلة میان منزلها در انتخاب راه اصفهان به کاشان نیز دیده میشود. اسامی این منزلها در این فاصله نشان میدهد در سال ۱۰۱۰ق در راه اصفهان به کاشان ازطریق نطنز، دستکم یک رباط، دو کاروانسرا و یک زیارتگاه وجود داشته که همگی با فاصلة مناسب از یکدیگر، امکان استراحت مسافران را فراهم میکردهاند. به نظر میرسد شاه عباس اول علاوهبر کوتاه و ایمن بودن این راه، وجود منزلهای نزدیک به هم را نیز در نظر داشته و برایناساس راه یادشده را انتخاب کرده است. او از سالهای آغازین حکومتش در این پاره از راه که برای سفر به خراسان و مازندران نیز میپیموده، باغها و بناهایی را افزوده تا راه، آباد شود و امکان توقف در فواصل کوتاه میسر باشد. باغ تاجآباد در فاصلة کاروانسرای سردهن و نطنز از نمونههایی است که در نزدیکی راه ساخته شده تا «علامت آبادانی بر سر راه باشد» (خوزانی صفاهانی، ۱۳۹۴، ص. ۹۰). باغ عباسآباد نیز از منزلهایی است که شاه عباس در مسیر اصفهان تا کاشان و در فاصلة نطنز تا کاروانسرای خواجه قاسم بنا کرده است. کاروانسرای نطنز -تکمیلشده در ۱۰۲۹ق- و کاروانسرای شاهیِ کاشان در شرق شهر -محل اقامت دلاواله در ۱۰۲۵ق-(دلاواله، ۱۳۷۰، ص. 137)، نمونههای دیگری از این منزلهاست که میان منزلهای قدیمتر جا گرفتهاند. نگاه کلی به راه و منزلهای آن در سال ۱۰۱۰ق با در نظر داشتن منزلها و توقفگاههایی که پساز این سال به راه اصفهان تا خراسان اضافه شده، نشان میدهد که شاه عباس درصدد تمهید راه برای زائران پیاده بوده است. او برای تحقق این هدف، فواصل طولانی میان منزلها را با اضافه کردن منزلهای تازه، برای زائر پیاده، پیمودنی کرده است. شکل ۷: منزلهای ثبتشده توسط ملاجلال در سال ۱۰۱۰ق و منزلها افزوده توسط شاه عباس اول (نظرآهاری و همکاران، ۱۳۹۱، ص. 114)[31] ۴.۱. امکانات اولیه برای توقف در منزلها بسیاری از منزلهای ثبتشده توسط ملاجلال منجم امکاناتی دارد که برای توقف مسافر پیاده بعداز یک روز پیمایش، ضروری است. این امکانات دسترس به آب و فضایی برای اقامت و استراحت مسافران را در بر میگیرد. گزارش سیاحانی که در دورة صفوی و قاجاریه پارههایی از راه را پیمودهاند، نشان میدهد که دسترس به آب در هر منزل میسر بوده است. همچنین در گزارشی نظامی در دورۀ عثمانی که در سدة شانزدهم میلادی تهیه شده، شماری از منزلهای راه خراسان ازحیث دسترس به آب و علوفه بررسی شدهاند.[32] علاوهبر منابع یادشده، سیرو نیز وضعیت تعدادی از منزلها را ازحیث دسترس به آب، مشخص میکند (سیرو، ۱۳۵۷). مقصود از دسترس به آب در اینجا، وجود منابع آب، مانند قنات، چشمه و رود یا تأسیسات برای نگهداری آب، مانند برکه و آبانبار است. برکة جنب کاروانسرای خواجه قاسم نمونهای از وجود تأسیسات آبی در منزلهاست و اهمیت آن بهاندازهای است که منجم یزدی در کنار نام این منزل، به وجود برکه نیز اشاره کرده است (منجم یزدی، ۱۴۰۰، ص. ۲۹۹). از نام منزلهایی، مانند «خوشاب»، «حوض آقا محمد» و «سرچشمه» در کویر مرکزی نیز برمیآید که موقعیت منزلها را با توجه به آب تعیین کردهاند (منجم یزدی، ۱۴۰۰، ص. 300). اهمیت دسترس به آب را خوزانی صفاهانی تصریح کرده است: «ناموسالعالمین (زینب بیگم) نیز امر فرمود که آقاخضر وزیر و محمد بیگ داروغه کاشان از حاصل جزیه گبران یزد که ... وجه حلال است صرف رباط مذکور نموده برکه آب قرار داده، چنان نمایند که هنگام مراجعت حضرت اعلی تمامی لشکر وارد و آب و جا یافته، آب برکه کفایت تواند کرد» (خوزانی صفاهانی، ۱۳۹۴، ص. 300). این نقلقول نشان میدهد که شاه به ساخت برکه در نزدیکی رباط و وجود جا و آب کافی در منزل تأکید کرده است. گزارش دیگری که اهمیت دسترس به آب را آشکار میکند، اشارة دلاواله به کاروانسرایی در دامنة سیاهکوه است که بدون آب شیرین بوده و شاه، معمار آن را بهدلیل بیتوجهی او به آب بهشدت مجازات کرده است. سپس دستور داده در همان نزدیکی کاروانسرای دیگری بسازند که به مخزن آب شیرین دسترس داشته باشد (دلاواله، ۱۳۷۰، ص. ۱۵۰). علاوهبر گزارشها، بقایای جویِ سنگیِ ساختهشده برای انتقال آب از سیاهکوه به کاروانسرای واقع در دامنة کوه، هنوز در پیرامون کاروانسرا دیده میشود (شکل ۸). نمونة دیگری از دستور برای مهیا کردن آب، فرمان حفر کاریز در منزل عباسآباد میامی است (منجم یزدی، ۱۴۰۰، ص. ۴۱۱). این گزارش علاوهبر آنکه به وجود چشمه در منزل الهاک اشاره میکند، از حفر چاه و کاریز در محلی که به نظر شاه مناسب بوده است، خبر میدهد. اشاره به «چاهجوی صاحب وقوف» نیز گویای اهتمام شاه در تأمین آب است. مظهر این قنات هنوز در ضلع غربی کاروانسرای عباسآباد میامی پابرجاست. نتایج بررسی متون و منابع تاریخی دربارۀ چگونگی در دسترس بودن آب در منزلها در جدول ۲ ارائه شده است. این جمعبندی نشان میدهد که در اغلب منزلها آب وجود داشته است و به نظر میرسد وجود منبع آب یا سهولت دسترس به آن بر مکانیابی منزلها تأثیر گذاشته است.
جدول ۲: چگونگی در دسترس بودن آب در منزلها (منجم یزدی، ۱۴۰۰، ص. 299-302)
علاوهبر در دسترس بودن آب، وجود محلی برای استراحت در منزلها یکی دیگر از ملزومات سفرهای طولانی بهویژه با پای پیاده است. در گزارش منجم یزدی نام منزلهایی، مانند رباط قاضی عماد، کاروانسرای سردهن، کاروانسرای خواجه قاسم، رباط قوشه، رباط آهوان و رباط دودر از وجود مکانی برای توقف و اقامت کوتاه در این منزلها خبر میدهد (منجم یزدی، ۱۴۰۰، ص. 299-302). علاوهبر این، در دورة شاه عباس اول به برخی از منزلها محلی برای استراحت افزوده شده است. فضلی بیگ خوزانی صفاهانی دربارة فرمان شاه برای ساخت جایی برای اقامت در راه سیاهکوه نوشته است: «و رباطکاران در هر طرف]راه [سرایی کوچک در میان قرار دهند که اگر پیاده طی این راه نتواند نمود آن شب محل اقامت داشته باشند» (خوزانی صفاهانی، ۱۳۹۴، ص. ۳۰۰). براساس این نقلقول، شاه به ساختِ سراهای کوچک برای اقامت مسافر پیاده پساز یک روز پیمایش توجه داشته است. سپردن کار ساختِ سراها به «رباطکاران» نیز اهمیت کار را در دورة شاه عباس اول نشان میدهد. ادامة گزارش فضلی بیگ دربارة ساخت جایی برای اقامت، به تعدد رباطها دلالت دارد. او در همین فقره اشاره میکند که ساخت رباط طرف عراق (عجم) و برکة آن به عهدة زینب بیگم عمة شاه عباس و طرح انداختن باقی رباطها بر عهدة میرزا محمد وزیر اصفهان گذاشته شده و کار چنان مفصل بوده که با کارفرمایی محبعلی لله بیگ به پایان رسیده است (خوزانی صفاهانی، ۱۳۹۴، ص. ۳۰۰). از رباطها و کاروانسراهایی که به فرمان شاهعباس اول و در پی سفرهای وی احداث شدهاند، اطلاعات دقیقی در دست نیست؛ اما کاروانسرای ابوالمعالی در نطنز را میتوان از آثار سفر شاه عباس در سال ۱۰۱۰ق دانست. متن کتیبة سنگی نصبشده روی سردر نشان میدهد که کار ساخت بنا در سال ۱۰۲۹ق به پایان رسیده است (کلایس و کیانی، ۱۳۷۳، ص. ۱۶). در این کتیبه، نام ابوالمعالی بهعنوان بانی ساخت بنا به چشم میخورد.[33] فضلی بیگ در گزارش سفر سال ۱۰۱۰ق از استقبال میر ابوالمعالی از شاه عباس در نطنز خبر میدهد. این دیدار را میتوان مقدمة ساخت کاروانسرا در این شهر دانست. بهویژه آنکه در کتیبه، بَنا با واژة «بقعة خیر»[34] معرفی شده و توجه به معنای این واژه، نسبت بنا را با سفر شاه عباس که فضلی بیگ از آن با عنوان «عزیمت مشهد مقدس پیاده و شروع در عمارات خیرات» یاد کرده، پررنگتر میکند. کاروانسرای شاهی کاشان نیز براساس سفرنامة دلاواله و بهواسطة اقامت او، از بناهایی است که به دستور شاه عباس در راه خراسان و مازندران ساخته شده است (دلاواله، ۱۳۷۰، ص. ۱۳۵). درحال حاضر در تمامی منزلها بهجز غوریان و چاشتخوران افزودههایی از دورة صفوی (دورة حکومت شاه عباس اول و جانشینان او) وجود دارد که میتواند از آثار و نتایج سفر پای پیادة شاه عباس اول باشد. براساس کتیبههای نصبشده در کاروانسراهای موجود در فاصلة خوار تا مشهد، بسیاری از این بناها در دورة حکومت شاه عباس دوم و شاه سلیمان صفوی ساخته شدهاند یا کار ساختشان به پایان رسیده است. کاروانسراهای میامی، مزینان، سمنان و کاروانسرای آجری آهوان از این جملهاند. در دورة قاجاریه تعدادی از کاروانسراهای صفوی تعمیر شده و بانیان خیر در بسیاری از منزلها امکان اقامت و استراحت را برای مسافران و زائران فراهم کردهاند. مجموعة این اقدامات که با سفر شاه عباس اول به مشهد در سال ۱۰۱۰ق آغاز شده است، سبب شده راه خراسان برای مسافران و زائران پیاده مهیا باشد. از همین روست که در سفر سال ۱۳۰۰ق ناصرالدین شاه، خود با گروهی از نزدیکان از راهی ییلاقی در دامنة البرز بهطرف خراسان رفته و سایر همراهان اعم از نوکران و غلامان و دستههای پیاده از راه معمول که راه سمنان و دامغان است راهی خراسان شدهاند (ناصرالدین شاه، ۱۳۶۱، ص. ۱۴، ۱۳). نتیجهگیری شاه عباس اول در نتیجة سیاستهای مذهبی و باور شخصی خود به زیارت امام هشتم شیعیان، درصدد ترویج زیارت در میان عامة مردم ازطریق آمادهسازی راه خراسان بود. بدین منظور، اقدامات متنوعی برای ساماندهی راهها انجام داد. نخستین اقدام اساسی او که با انتخاب راه و پیمایش آن صورت گرفت، اتصال اصفهان به شاهراه کهن خراسان ازطریق مسیری کوتاهتر و ایمنتر بود؛ اقدامی که امکان دسترس مستقیم پایتخت و نواحی شیعهنشین مرکزی به مشهد را فراهم ساخت و جایگاه این مسیر را در شبکۀ ارتباطی صفویان تثبیت کرد. در اقدامی دیگر، شاه با تجربة سفر پیاده، مسیر اصفهان تا مشهد را با توجه به الزامات سفر پیاده سامان داد. در پهنههای پرخطر، بهویژه در کویر و نمکزار مرکزی، دستور احداث راهی سنگفرش را صادر کرد، مسئولانی برای اجرای آن گماشت و شخصاً بر روند کار نظارت داشت. همچنین در فواصل طولانی میان منزلها، ایستگاههای تازهای ایجاد کرد تا امکان توقف در مسافتهای متناسب با توان پیمایش روزانۀ زائران فراهم آید. این اقدامات از ایجاد سکویی مستحکم بر بستر نمکزار تا ساخت رباط و حتی بنیانگذاری آبادیهای جدید را در بر میگرفت. تأمین امکانات اولیه در منزلها از دیگر اقدامات شاه است که بهدنبال سفر او با پای پیاده صورت گرفت. بررسی منابع نشان میدهد که جانمایی بسیاری از منزلها براساس وجود آب صورت گرفته و در برخی منزلها به دستور شاه قنات حفر و برکه و آبانبار ساخته شده است. افزونبر این، برای تأمین فضای استراحت، ساخت رباطها و کاروانسراها در دستور کار قرار گرفت که کاروانسرای نطنز نمونهای شاخص از این روند است. مجموع این اقدامات با نیازهای سفر پیاده -فواصل پیمودنی، دسترس به آب، امنیت مسیر و وجود فضای اقامت- انطباق دارد و نشان میدهد که سیاست شاه عباس در این مسیر، معطوف به تسهیل زیارت برای عموم مردم بوده است. بهاینترتیب، او با برنامهای چندوجهی، راه خراسان را به زیرساختی زیارتی بدل ساخت و در تثبیت مشهد بهعنوان قطب آیینی قلمرو صفوی نقشی تعیینکننده ایفا کرد.
[1]. برای اطلاع از دیدگاه این محققان، نک: (Savory, 1974)، (Melville, 1996)، (Farhat, 2002). در نظر این محققان توجه شاه به موضوع زیارت ناشی از علل و عوامل بیرونی و ناظر به قدرت ازجمله عوامل سیاسی و نظامی است. [2]. در فلسفۀ تاریخ تمایز میان علت (Cause) و انگیزه (Motive)، گسستی روششناختی در واکاوی کنشهای انسانی است. مهتا با تکیه بر آرای اندیشمندانی نظیر آیزیا برلین علت را معطوف به تبیینها و نیروهای بیرونی میداند. درحالیکه انگیزه در ساحت اراده، مقاصد درونی و باورهای فردی کنشگر ریشه دارد که رفتار او را از دایرۀ علیت خارجی به ساحت عاملیت انسانی وارد میکند (Mehta, 1971). [3] . کتاب روزنامه ملا جلال را بهترتیب سیفالله وحیدنیا در سال ۱۳۶۶ و مقصود علی صادقی در سال ۱۳۹۸ تصحیح و منتشر کردهاند. [4] . منجم یزدی، بیتا/ت، 813262/209-212. [5] . منجم یزدی، بیتا/ب، 367/267ب. [6]. خاک سیاه بر سرِ آب و هوای ری/ دور از مجاوران مکارمنمای ری (نک: خاقانی شروانی، بیتا، قصیدة شمارة 217). [7] . ۱۵۰ طناب با یک فرسخ شرعی برابری میکرده است (منجم یزدی، ۱۴۰۰، ص. ۲۹۹). [8] . دولتآباد منزلی در سه فرسخی شمال اصفهان است (فیگوئروا، ۱۳۶۳، ص. ۲۳۴). [9] . موقعیت رباط قاضی عماد مشخص نیست. [10] . این کاروانسرا در هر دو نسخۀ کتابخانة بادلیان (منجم یزدی، بیتا/ب، 367/267ب) و کتابخانۀ ملی ایران (منجم یزدی، بیتا/ت، 813262/۲۰۹) بهصورت «سردهن» ضبط شده است. [11] . خواجه قاسم نطنزی، مستوفی دربار شاه طهماسب بوده است. نک: (تقیالدین کاشی، ۱۳۸۴، ص. ۷۷). [12] . چارلز ملویل (۱۹۶۶) موقعیت منزل «امامزاده» را نیافته است. این منزل از کاروانسرای خواجه قاسم پنج فرسخ و تا کاشان سه فرسخ فاصله دارد. حسینی سوانحنگار تفرشی، وقایعنگار عصر شاه صفی ذیل «نهضت رایات جاه و جلال به سیر محروسه ممالک» از سفر شاه به کاشان خبر میدهد و در گزارش سفر از منزل «خرمدشت» در سه فرسخی کاشان نام میبرد (حسینی سوانحنگار تفرشی، ۱۳۸۸، ص. ۳۳). در حال حاضر روستای خرمدشت در حدود بیست کیلومتری جنوب کاشان واقع است و بنای امامزادهای نیز در آن وجود دارد؛ بنابراین به نظر میرسد منزل امامزاده همان منزل خرمدشت است. [13] . موقعیت دقیق منزلهای خوشاب، پل شوراب و سرچشمه را نمیتوان شناسایی کرد. [14] . این منزل را فضلی بیگ خوزانی بهصورت دستگین ثبت کرده است (خوزانی صفاهانی، ۱۳۹۴، ص. ۲۹۹). [15] . «قریه قید از اعمال خوار» احتمالاً روستای «فند» در جنوب شرقی گرمسار فعلی است (منجم یزدی، ۱۴۰۰، ص. ۳۰۰، توضیح مصحح). [16] . این منزل در سفرنامههای دورة قاجار بهصورت «عبداللهآباد» معرفی شده است (حکیم الممالک، ۱۲۸۴، ص. ۴۴؛ قورخانچی، ۱۳۶۰، ص. ۶۱). [17] . در حال حاضر منزلی با این نام در نقشههای جغرافیایی یافت نمیشود. براساس فواصل، به منزلهای قبل و بعد موقعیت این منزل بر آبادی دولتآباد که قورخانچی از آن یاد کرده منطبق است (قورخانچی ۱۳۶۰، ۷۱). [18] . این منزل به نام خوریان شناخته میشود. [19]. در نسخة روزنامه ملاجلال منجم یزدی در کتابخانة ملی، طرز نگارش این کلمه به «بدش» نزدیک است (منجم یزدی، بیتا/ت، 813262/۲۱۰). ازطرفی توجه به فاصلهای که ملا جلال از «پیش» تا منزلهای قبل و بعداز آن ثبت کرده، نشان میدهد که منزل «پیش» بر بدشت فعلی منطبق است. [20] . صدخر[و] از توابع شهرستان داورزن است. [21] . موقعیت این منزل را نیز نمیتوان شناسایی کرد. به نظرِ کارولین میور این منزل احتمالاً آبادی زعفرانیه است (Mawer, 2011, p. 124). بررسی فاصلۀ زعفرانیه به سبزوار و سنگکلیدر این احتمال را تقویت میکند. [23] . کاروانسرای زیزه همان کاروانسرای خواجه قاسم است و بهسبب نزدیکی به روستای دهزیره به کاروانسرای زیره مشهور شده است. [24]. راه یادشده پساز منزل نطنز بهطرف خالدآباد و امامزاده آقا علی عباس متمایل میشده و بدون عبور از کاشان به منزل سفیدآب در حاشیۀ کویر میرسیده است (کلایس، ۱۳۶۵). [25] . ترسیم خطوط روی نقشه توسط نگارندگان. [26] . پارک ملی کویر امروزی. [27] . گزارش فضلی بیگ خوزانی و پیترو دلاواله وضع این راه و مخاطرات آن را نشان میدهد (نک: خوزانی، ۱۳۹۴، ص. ۲۹۹؛ دلاواله، ۱۳۷۰، ص. ۱۴۸). [28] . ترسیم خطوط روی نقشه توسط نگارندگان. [29]https://arachne.dainst.org/entity/6819942?fl=20&q=kleiss&resultIndex=198; https://arachne.dainst.org/entity/6819941?fl=20&q=kleiss&resultIndex=422 [30] . برای اطلاع بیشتر از مسافت و مدت زمان سفر، نک: منجم یزدی، ۱۴۰۰، ص. ۳۰۲؛ خوزانی صفاهانی، ۱۳۹۴، ص. ۳۰۱. [31] . ترسیم خطوط روی نقشه توسط نگارندگان. [32] . میور در مقالهاش به این گزارش استناد کرده است (Mawer, 2011, p. 136). ازآنجاکه دسترس به گزارش اصلی میسر نبوده، در این پژوهش به مقاله میور ارجاع داده شده است. [33] . میر ابوالمعالی در سال ۱۰۱۰ق و بههنگام دیدار با شاه در نطنز «مشرف طوایل خاصه» بوده است (خوزانی صفاهانی، ۱۳۹۴، ص. 299). بنابر کتاب تاریخ اصفهان پساز ملاجلال منجم، سِمت مجلسنویسی شاه عباس اول را به او تفویض کردهاند (همایی، ۱۳۹۸، ص. ۴۵۸). [34] . بقعة خیر، بنایی است وقفی، با کارکردهای مختلف، برای خیر رساندن به عام، و مسجد و مدرسه و رباط از مصادیق آن است. برای اطلاع بیشتر نک: (شهیدی مارنانی و همکاران، ۱۴۰۱، ص. ۱۵۷). | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
ابنخردادبه، عبیدالله بن عبدالله (۱۳۷۱). مسالک و ممالک (سعید خاکزند، مترجم). میراث ملل.
ابنرسته، احمد بن عمر و احمد بن اسحاق یعقوبی (بیتا). الاعلاق النفیسه. دار صادر.
ترکمان، اسکندر بیگ (۱۳۸۲). تاریخ عالمآرای عباسی (به کوشش ایرج افشار). امیرکبیر.
تقیالدین کاشی، محمد بن علی (۱۳۸۴). خلاصۀ الاشعار و زبدۀ الافکار (بخش کاشان) (به کوشش عبدالعلی ادیب برومند و محمدحسین نصیری). مرکز پژوهشی میراث مکتوب.
حسینی سوانحنگار تفرشی، فضلالله (۱۳۸۸). تاریخ شاه صفی (تاریخ تحولات ایران در سالهای ۱۰۳۸ تا ۱۰۵۲ق). مرکز پژوهشی میراث مکتوب.
خاقانی شروانی (بیتا). دیوان اشعار (نسخه برخط از گنجور).
خوزانی صفاهانی، فضلی بیگ (۱۳۹۴). افضل التواریخ، مجلد سوم شامل تاریخ سلطنت شاه عباس کبیر (به تصحیح کیومرث قرقلو و چارلز ملویل).
داوودی، بهروز، فنایی، کامیار، و پژوهنده اصل، پیمان (۱۳۷۹). کاروانسرای قصر بهرام. شماره بازیابی سند: ۵۷۳۸، [سند منتشرنشده]. مرکز اسناد دانشگاه شهید بهشتی.
فیگوئروا، دسیلوا دن گارسیا (۱۳۶۳). سفرنامة دن گارسیا دسیلوا فیگوئروا (غلامرضا سمیعی، مترجم). نو.
دلاواله، پیترو (۱۳۷۰). سفرنامة دلاواله (شجاعالدین شفا، مترجم). علمی و فرهنگی.
سیرو، ماکسیم (۱۳۵۷). راههای باستانی ناحیه اصفهان و بناهای وابسته به آنها (مهدی مشایخی، مترجم). سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران.
شهیدی مارنانی، نازنین، ملک، نیلوفر، و اهری، زهرا (۱۴۰۱). جستوجویی در نقش و اهمیت بِقاع خیر در ایرانِ سدۀ نهم هجری. مطالعات معماری ایران، ۱۱(۲۲)، ۱۵۵-۱۷۱.
فوروکاوا، نوبویوشی (۱۳۸۴). سفرنامة فوروکاوا (هاشم رجبزاده، مترجم). انجمن آثار و فاخر فرهنگی.
قورخانچی، محمدعلی (۱۳۶۰). نخبة سیفیه (در تاریخ و جغرافیای استرآباد) (به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان). تاریخ ایران.
کلایس، ولفرام (۱۳۶۵). بناهای صفوی در مسیر جاده اصفهان-فرحآباد ساری (علیرضا مهینی، مترجم). فصلنامه اثر، ۷(۱۲)، ۷۲-۹۵.
کلایس، ولفرام، و کیانی، محمد یوسف (۱۳۷۳). کاروانسراهای ایران. سازمان میراث فرهنگی.
مستوفی قزوینی، حمدالله (۱۳۶۲). نزهۀ القلوب (گای لسترنج، مصحح). ارمغان.
مفید مستوفی بافقی، محمد (۱۳۹۶). مختصر مفید (به کوشش ایرج افشار و محمدرضا ابویی مهریزی). بنیاد موقوفات محمود افشار با همکاری انتشارات سخن.
مقدسی، محمد بن احمد (۱۳۶۱). احسن التقاسیم فی معرفۀ الاقالیم (علینقی منزوی، مترجم). کومش.
منجم یزدی، ملاجلالالدین محمد (۱۳۶۶). تاریخ عباسی (روزنامه ملاجلال منجم) (به کوشش سیفالله وحیدنیا). وحید.
منجم یزدی، ملاجلالالدین محمد (۱۴۰۰). تاریخ عباسی (روزنامه ملاجلال منجم): تاریخ ایران در روزگار شاه عباس صفوی (مقصودعلی صادقی، تصحیح). نگارستان اندیشه.
منجم یزدی، ملاجلالالدین محمد (بیتا/الف). تاریخ عباسی. کتابخانة دانشگاه تهران، شمارة ۴۲۰۴ (دستنویس).
منجم یزدی، ملاجلالالدین محمد (بیتا/ب). تاریخ عباسی [نسخۀ خطی، MS. Elliott 367، برگ ۲۶۷ب]. کتابخانه بادلیان، آکسفورد.
منجم یزدی، ملاجلالالدین محمد (بیتا/ت). روزنامه ملاجلال منجم یزدی [نسخۀ خطی، شمارۀ ۸۱۳۲۶۲، برگ 209-۲۱۰]. گنجینه نسخ خطی، سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.
ناصرالدینشاه قاجار (۱۳۶۱). سفرنامه خراسان (به خط میرزا محمدرضا کلهر). بابک.
همایی، جلالالدین (۱۳۹۸). تاریخ اصفهان. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
نظرآهاری، رضا، تهرانی، فرهاد، سحاب، غلامرضا، لباف خانیکی، رجبعلی، و لباف خانیکی، میثم (۱۳۹۱). اسناد تصویری کلات نادری و سرخس. دنیای جغرافیای سحاب.
References Davoudi, B., Fanaei, K., & Pajouhandeh-e-Asl, P. (1990). Qasr-e-Bahram Caravanserai. Retrieval number: 5738, [Unpublished document]. Shahid Beheshti University Document Center. [In Persian] Della Valle, P. (1991). Safarnameh-ye Della Valle [Travelogue of Pietro Della Valle] (S. Shafa, Trans.). Elmi va Farhangi. [In Persian] Figueroa, D. G. d. S. (1984). Safarnameh-ye Don Garcia de Silva Figueroa [Travelogue of Don Garcia de Silva Figueroa] (G. Samii, Trans.). No. [In Persian] Farhat, M. (2002). Islamic piety and dynastic legitimacy: The case of the shrine of ʿAlī b. Mūsā al-Riḍā in Mashhad (10th–17th century) (Unpublished doctoral dissertation). Harvard University. Furukawa, N. (2005). Safarnameh-ye Furukawa [Travelogue of Furukawa] (H. Rajabzadeh, Trans.). Anjoman-e Asar va Mafakher-e Farhangi. [In Persian] Hosseini Savaneh-Negar Tafreshi, F. (2009). Tarikh-e Shah Safi [History of Shah Safi]. Miras-e Maktub. [In Persian] Ibn Khordadbeh, U. b. A. (1992). Masalik wa al-Mamalik [Roads and Kingdoms] (S. Khakzand, Trans.). Miras-e Melal. [In Persian] Ibn Rasta, A. b. U., & Ya’qubi, A. b. I. (n.d.). al-A’laq al-Nafisah [The Precious Records]. Dar Sader. [In Arabic] Khaqani Shervani. (n.d.). Divan-e Ash’ar [Collection of Poems]. Ganjoor. https://ganjoor.net/khaghani/divankh/ghazalkh [In Persian] Khuzani Safahani, F. (2015). Afdal al-Tawarikh, Vol. 3: Tarikh-e Saltanat-e Shah Abbas-e Kabir [The Best of Histories: History of the Reign of Shah Abbas the Great] (K. Qarehlu & C. Melville, Eds.). [In Persian] Kleiss, W. (1986). Safavid monuments on the Isfahan-Farahabad Road (A. Mehini, Trans.). Asar Quarterly, 7(12), 72–95. https://journal.richt.ir/athar/article-1-418-fa.html [In Persian] Kleiss, W., & Kiani, M. Y. (1994). Caravansara-haye Iran [Caravanserais of Iran]. Sazman-e Miras-e Farhangi. [In Persian] Maqdisi, M. b. A. (1982). Ahsan al-Taqasim fi Ma’rifat al-Aqalim [The Best of Divisions for Knowledge of the Regions] (A. Monzavi, Trans.). Kumesh. [In Persian] Mawer, C. (2011). Shah ‘Abbās and the pilgrimage to Mashhad. Iran. Journal of the British Institute of Persian Studies, 49(1), 123–147. https://doi.org/10.1080/05786967.2011.11834433 Mehta, V. (1971). The philosophers and the historians. Harper & Row. Melville, C. (1996). Shah 'Abbas and the pilgrimage to Mashhad. In C. Melville (Ed.), Safavid Persia: The history and politics of an Islamic society (pp. 191–229). I. B. Tauris. Mofid Mustawfi Bafqi, M. (2017). Mukhtasar-e Mofid [The Concise Mofid] (I. Afshar & M. Aboui Mehrizi, Eds.). Bonyad-e Moqufat-e Mahmoud Afshar. [In Persian] Munajjim Yazdi, M. M. (1987). Tarikh-e Abbasi (Ruznameh-ye Mulla Jalal-e Munajjim) [History of Abbas (Journal of Mulla Jalal the Astrologer)] (S. Vahidnia, Ed.). Vahid. [In Persian] Munajjim Yazdi, M. M. (2021). Tarikh-e Abbasi (Ruznameh-ye Mulla Jalal-e Munajjim): Tarikh-e Iran dar ruzgar-e Shah Abbas-e Safavi [History of Abbas (Journal of Mulla Jalal the Astrologer): History of Iran in the era of Shah Abbas the Safavid] (M. Sadeghi, Ed.). Negarestan-e Andisheh. [In Persian] Munajjim Yazdi, M. M. (n.d.-c). Ruznameh-ye Mulla Jalal-e Munajjim Yazdi [Manuscript, No. 813262, fols. 209–210]. National Library and Archives of Iran, Tehran, Iran. [In Persian] Munajjim Yazdi, M. M. (n.d.-b). Tarikh-e Abbasi [Manuscript, MS. Elliott 367, fol. 267b]. Bodleian Library, University of Oxford, UK. https://digital.bodleian.ox.ac.uk/objects/99009d40-fd00-4160-8bd3-7e946c9f0716/ [In Persian] Munajjim, M. M. (n.d.-a). Tarikh-e Abbasi [Manuscript, No. 4204]. University of Tehran Library. Tehran. Iran. [In Persian] Mustawfi Qazwini, H. (1983). Nuzhat al-Qulub [The Delight of Hearts] (G. Le Strange, Ed.). Armaghan. [In Persian] Nazar-Ahari, R., Tehrani, F., Sahab, Gh., Labaf Khaniki, R., & Labaf Khaniki, M. (2012). Visual Documents of Kalat Naderi and Sarakhs. Sahab World of Geography. [In Persian] Qurkhanchi, M. A. (1981). Nukhbat al-Sayfiyah [The Elite of the Sword] (M. Ettehadieh & S. Sa’dvandian, Eds.). Tarikh-e Iran. [In Persian] Savory, R. M. (1974). The Safavid state and polity. Iranian Studies, 7(1–2), 179–212. https://doi.org/10.1080/00210867408701463 Shahidi Marnani, N., Malek, N., & Ahari, Z. (2022). A search for the role and importance of charitable buildings (Biqa’ al-Khayr) in the 9th century AH in Iran. Journal of Iranian Architecture Studies, 11(22), 155–171. https://doi.org/10.22052/jias.2023.248443.1124 [In Persian] Siroux, M. (1978). Rah-haye Bastani-ye Nahiye-ye Esfahan [Ancient Roads of the Isfahan Region and Their Related Monuments] (M. Mashayekhi, Trans.). Sazman-e Melli-ye Hefazat-e Asar-e Bastani. [In Persian] Taqi al-Din Kashani, M. b. A. (2005). Khulasat al-Ash’ar wa Zubdat al-Afkar (Bakhsh-e Kashan) [The Summary of Poems and Cream of Thoughts (Kashan Section)] (A. Adib Boroumand & M. H. Nasiri, Eds.). Miras-e Maktub. [In Persian] Turkman, I. B. (2003). Tarikh-e 'Alam-ara-ye 'Abbasi [History of Shah Abbas the Great] (I. Afshar, Ed.). Amir Kabir. [In Persian] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 135 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 19 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||