| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,877 |
| تعداد مقالات | 15,278 |
| تعداد مشاهده مقاله | 43,730,695 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,562,981 |
شناسایی مؤلفههای تأثیرگذار بر تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی با استفاده از روش فراترکیب | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اقتصاد شهری | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دوره 11، شماره 1، فروردین 1405، صفحه 67-88 اصل مقاله (906.42 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/ue.2026.147657.1340 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سمیه منتی1؛ شهرزاد تیموری* 2؛ مصطفی امتی3 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1دانشجوی دکترا گروه معماری، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2استادیار گروه معمار ی، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 3استادیار گروه معماری، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| معماری خانههای تاریخی، به عنوان ارزشمندترین نمادهای هویت فرهنگی و معماری، در معرض تهدیدات ناشی از دگرگونیهای مدرن و عدم توجه به اصول بنیادین طراحی سنتی قرار دارد. شناسایی و تحلیل مؤلفههای تأثیرگذار بر تداوم ارزشهای این بناها به منظور حفظ و باززندهسازی آنها ضروری به نظر میرسد؛ از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفههای تأثیرگذار بر تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی دورۀ قاجار انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف، در دستۀ پژوهشهای توسعهای قرار دارد و از نظر روششناسی، ترکیبی از روشهای کیفی و اسنادی است. از مدل فراترکیب سندلوسکی و باروسو (2007) بهره گرفته شد که شامل هفت مرحلۀ مشخص است. در ابتدا، پرسشهای پژوهش تعیین و اهداف آن تدوین شدند. سپس، متون مرتبط با موضوع به صورت نظاممند بررسی و از پایگاههای علمی معتبر مانند اس.آی.دی، مگیران و نورمکس برای جمعآوری منابع استفاده شد. در مجموع، 647 منبع بررسی شدند که از میان آنها، پس از غربالگری دقیق، 61 منبع برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. کیفیت روششناسی منابع با استفاده از برنامۀ مهارتهای ارزیابی انتقادی ارزیابی شد و مقدار شاخص کاپا برابر با 81/0 محاسبه شد که نشاندهندۀ توافق قابل اطمینان بین ارزیابان است. یافتهها نشان داد طراحی خانههای قاجار بر اساس یکپارچگی عوامل فرهنگی، اقلیمی، فضایی، و معنایی شکل گرفته است. این عوامل نه فقط به حفظ ارزشهای معماری کمک کردهاند، بلکه هویتی منحصربهفرد برای این بناها ایجاد کردهاند. نتایج این پژوهش میتواند به توسعۀ راهبردهای نوین در حفظ و باززندهسازی میراث معماری سنتی کمک کند. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خانۀ تاریخی؛ معماری قاجار؛ فراترکیب؛ ارزشهای معماری؛ تداوم فرهنگی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدمه خانههای تاریخی دورۀ قاجار از برجستهترین نمودهای معماری سنتی ایران به شمار میآیند که بازتابدهندۀ هویت فرهنگی، الگوهای زیستمحیطی و ارزشهای اجتماعی زمان خود هستند. با این حال، این بناها در دهههای اخیر در اثر تحولات شتابان شهری، دگرگونیهای اجتماعی–فرهنگی، مداخلات ناهماهنگ و تغییر کاربریهای ناپایدار، با تهدیدهای جدی مواجه شدهاند؛ به گونهای که تداوم ارزشهای معماری آنها با چالشهای اساسی روبهرو است. اهمیت این خانهها صرفاً به ارزش تاریخی آنها محدود نمیشود، بلکه آنها نمونههایی موفق از معماری همساز با اقلیم، سازماندهی فضایی کارآمد و تفسیر معناگرایانۀ فضا محسوب میشوند؛ از این رو، از دست رفتن این بناها به معنای تضعیف بخشی از هویت معماری و فرهنگی و از دست دادن دانش بومی نهفته در معماری سنتی است؛ دانشی که میتواند در مواجهه با چالشهای معاصر، به ویژه در حوزۀ توسعۀ پایدار و کاهش مصرف انرژی، الهامبخش باشد. مرور ادبیات پژوهش نشان میدهد اگرچه مطالعات متعددی دربارۀ معماری سنتی ایرانی انجام شدهاند، بیشتر این پژوهشها مؤلفههایی منفرد همچون اقلیم، الگوهای فضایی یا مصالح بومی را بررسی کردهاند. در مقابل، تحلیلی جامع و یکپارچه که تعامل متقابل عوامل فرهنگی، اقلیمی، فضایی و معنایی را در تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی دورۀ قاجار تبیین کند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این خلأ پژوهشی ضرورت انجام مطالعهای سیستماتیک و ترکیبی را آشکار میکند. بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش حاضر چنین مطرح میشود: چه مؤلفههایی در تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی دورۀ قاجار مؤثر بودهاند و این مؤلفهها چگونه با یکدیگر تعامل داشتهاند؟ هدف اصلی این پژوهش شناسایی و تحلیل مؤلفههای مؤثر بر تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی دورۀ قاجار با تأکید بر ابعاد فرهنگی، اقلیمی، فضایی و معنایی و تبیین روابط میان آنهاست. در این راستا، از روش فراترکیب به عنوان رویکردی نظاممند برای تحلیل و یکپارچهسازی یافتههای پژوهشهای پیشین استفاده شده است. این مقاله در پنج بخش تنظیم شده است؛ ابتدا مسألۀ پژوهش و اهمیت موضوع تبیین میشود، سپس ادبیات و پیشینۀ پژوهش مرور میشود. در ادامه، روششناسی پژوهش تشریح و پس از آن، یافتهها ارائه میشود. در نهایت، نتیجهگیری و پیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده و سیاستگذاری در حوزۀ حفاظت و باززندهسازی معماری تاریخی مطرح میشود. این پژوهش با هدف پرکردن شکاف موجود در ادبیات موضوع، چارچوبی تحلیلی برای درک تداوم ارزشهای معماری خانههای قاجاری ارائه میدهد.
پیشینۀ پژوهش عزتی کرعلیا و همکاران (1403) با بررسی ارتباط الگوی خانههای تکحیاطه و دوحیاطه در دورۀ قاجار، نشان دادند هندسۀ چیدمان فضایی، محوربندی و سلسلهمراتب فضایی تعیینکنندۀ نوع سازمان فضایی خانهها هستند. تفاوت در میزان درونگرایی، تودهگذاری، مسیرهای حرکتی و عمق فضاها نسبت به ورودی بیانگر نقش ساختاری حیاط در شکلگیری الگوهای فضایی متفاوت است. دامیار و همکاران (1402) با رویکرد نشانهشناسی فرهنگی، حیاط مرکزی خانههای قاجاری یزد را موضعی برای تکوین معنا معرفی میکنند که در آن رمزگانهای کالبدی و غیرکالبدی به صورت درهمتنیده عمل کردهاند. نتایج پژوهش بر اهمیت فهم وجوه معنایی و نشانهای حیاط در بازخوانی معماری سنتی و کاربرد آن در معماری امروز تأکید دارد. چالشگر و همکاران (1402) با تحلیل آرایههای معماری خانۀ قاجاری فیضمهدوی کرمانشاه نشان دادند تزئینات معماری این دوره متأثر از معماری سنتی ایران و سپس تلفیقی از عناصر غربی بوده است. این تحولات، به ویژه در تفکیک فضاهای درونی و بیرونی، بیانگر پویایی معماری قاجار در مواجهه با مدرنیته است. هاشمی و بمانیان (1402) با رویکرد کمّی و شبیهسازی، نقش هندسه و سطح نورگیر را در کیفیت نور روز خانههای قاجاری تهران بررسی کردهاند. یافتهها نشان میدهد بهرهگیری از نور طبیعی در این خانهها به طور مؤثر و مطابق استانداردهای آسایش بصری انجام شده و جهتگیری جنوبی و نسبت مناسب نورگیرها نقش کلیدی داشته است. روحالامین و افشاری (1402) در بررسی حوضخانههای تاریخی اصفهان، حوضخانه را فضایی منعطف با بسط نوری، فضایی و بصری معرفی میکنند که از طریق همجواریهای متنوع و نورگیرهای سقفی و دیواری، نقشی مهم در سازمان فضایی خانههای صفوی و قاجاری ایفا کرده است. مصباح و همکاران (1401) با تحلیل ارتباطات بصری در خانههای قاجاری رشت نشان دادند تفاوت در میزان دید و همجواری فضایی به شکلگیری سلسلهمراتب فضایی و قلمروهای متنوع منجر شده و حریمهای ذهنی و کالبدی را تقویت کرده است. بغدادی و دادور (1400) با استفاده از نظریۀ نحو فضا، تأثیر ارزشهای اجتماعی مانند محرمیت، برابری، تقدس آب و احترام به مهمان را در ساختار فضایی خانههای قاجاری یزد تبیین کردهاند و نشان دادهاند این ارزشها به طور مستقیم در کالبد معماری بازتاب یافتهاند. ملکیزاده و همکاران (1400) در مطالعۀ تطبیقی خانههای قاجاری و پهلوی، بر ظرفیت انعطافپذیر عناصر معماری سنتی در پاسخگویی به نیازهای معاصر تأکید و آنها را منبعی الهامبخش برای طراحی امروز معرفی میکنند. لطیفی و همکاران (1400) با تحلیل نظام فضایی مسکن بومی قاجار اصفهان، نشان دادند بازخوانی الگوهای فضایی معماری اسلامی میتواند مبنایی برای دستیابی به الگوی مسکن آینده معماری ایرانی-اسلامی باشد. بلالی اسکویی و دهقان (1400) در گونهشناسی خانههای قاجاری ارومیه، نقش عوامل فرهنگی، اجتماعی و طبقۀ اجتماعی ساکنان را در شکلگیری تمایزات کالبدی و الگوهای مسکن برجسته کردهاند. طاهری سرمد و همکاران (1398) با مقایسۀ خانههای قاجاری و پهلوی کرمانشاه، تحول تدریجی از الگوی درونگرا به برونگرا و تغییر در عناصر کالبدی و فضایی را متأثر از تحولات اجتماعی و نفوذ معماری غرب دانستهاند. حنیف (1397) با تمرکز بر مفهوم سکونت در حیاط خانههای قاجاری کاشان، حیاط را به عنوان بستری برای تحقق شرایط مطلوب زیستی و معناگرای سکونت معرفی میکند که قابلیت الگوبرداری در دورههای مختلف را دارد. مرور مبانی نظری نشان میدهد خانههای تاریخی دورۀ قاجار حاصل تعامل پیچیدۀ عوامل فرهنگی، اقلیمی، فضایی، اجتماعی و معنایی هستند. پژوهشهای پیشین هر یک به بخشی از این عوامل، از سازمان فضایی و هندسۀ پلان گرفته تا نور، معنا، تزئینات و ارزشهای اجتماعی توجه داشتهاند؛ با این حال، بیشتر این مطالعات رویکردی جزئینگر داشتهاند و کمتر به طور نظاممند و یکپارچه، تعامل این مؤلفهها در تداوم ارزشهای معماری را تبیین کردهاند؛ از این رو، ضرورت پژوهشی جامع که با نگاهی ترکیبی و سیستماتیک، مؤلفههای مؤثر بر تداوم ارزشهای معماری خانههای قاجاری را شناسایی و تحلیل کند، بهوضوح احساس میشود؛ خلأیی که پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به آن است. روش پژوهش پژوهش حاضر از لحاظ هدف، در دستۀ پژوهشهای توسعهای قرار دارد و از نظر روششناسی، از ترکیبی از روشهای کیفی و اسنادی بهره برده است. در این پژوهش، مؤلفههای مؤثر بر تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی بررسی شدهاند و در روششناسی بهکاررفته در این پژوهش به طور خاص از فراترکیب به عنوان رویکردی نظاممند و جامع استفاده شده است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی و تحلیل ابعاد مختلف مرتبط با مؤلفههای تداوم ارزشهای معماری است که با توجه به پیچیدگی و چندبُعدیبودن موضوع، انتخاب این روش کاملاً منطقی به نظر میرسد؛ به ویژه اینکه فراترکیب به عنوان روشی برای تجزیهوتحلیل دادهها و ترکیب نتایج مختلف از پژوهشهای کیفی موجود، امکان ارائۀ یک چارچوب جامع و ساختارمند را فراهم میآورد. در این پژوهش، از مدل فراترکیب ارائهشده توسط سندلوسکی و باروسو[i] (2007) استفاده شده است که شامل هفت مرحلۀ مشخص است. این مراحل شامل تعیین پرسشهای پژوهش، بررسی نظاممند پیشینه، جستوجو و انتخاب منابع، استخراج دادهها، تجزیهوتحلیل یافتهها، کنترل کیفیت و ارائۀ نتایج نهایی هستند. در گام اول این پژوهش، پرسشها و اهداف پژوهش تدوین شدهاند که پایهگذار تمامی مراحل بعدی پژوهش است. این پژوهش به طور خاص مؤلفههای تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی از ابعاد مختلف، از جمله عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی را شناسایی کرده است. سپس، در مرحلۀ بعدی، بررسی نظاممند پیشینه پژوهش انجام شد که در آن منابع علمی مرتبط با موضوع از پایگاههای معتبر علمی جمعآوری و ارزیابی شدند. برای اطمینان از اعتبار دادهها، منابع انتخابشده طبق معیارهای علمی دقیقی بررسی شدند و از میان 647 مقالۀ جمعآوریشده، در نهایت 61 منبع با کیفیت زیاد برای تحلیلهای نهایی برگزیده شدند. در مراحل بعدی، فرایند استخراج دادهها و تجزیهوتحلیل آنها به صورت دقیق و با استفاده از کدگذاریهای سیستماتیک انجام شد. در این مراحل، پژوهشگران به طور مکرر دادهها را بازبینی کردند تا الگوها و مضامین اصلی و فرعی مرتبط با مؤلفههای تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی استخراج شوند. نتایج این مرحله که شامل 6 کد گزینشی و 29 کد محوری بود، در نهایت به ایجاد یک چارچوب منسجم برای تحلیل و توصیف دقیقتر این مؤلفهها منجر شد. همچنین، در فرایند کنترل کیفیت، از شاخص کاپا برای ارزیابی میزان توافق بین ارزیابان استفاده شد و نتیجه نشان داد پژوهش به طور قابل اعتماد انجام شده است. در نهایت، یافتههای پژوهش به طور ساختارمند و علمی ارائه شدند که میتوانند در تبیین و حفظ ارزشهای معماری خانههای تاریخی مؤثر واقع شوند. این پژوهش با رویکرد فراترکیب نه فقط یافتههای پیشین را تأیید میکند، بلکه با ارائۀ چارچوبی جامع و ساختارمند، دیدگاههایی جدید را برای حفظ و احیای این ارزشها ارائه میدهد و میتواند به عنوان یک مرجع علمی معتبر برای پژوهشهای آتی در این حوزه مفید واقع شود.
بحث و یافتهها شناسایی مؤلفههای مؤثر بر تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی، با استفاده از روش فراترکیب سندلوسکی و باروسو (2007)، مستلزم پیمودن مراحلی دقیق و نظاممند است که هر یک نقشی حیاتی در دستیابی به نتایج جامع و قابل اعتماد دارد؛ از این رو، در ادامه این مراحل شرح داده میشوند. گام نخست: تدوین پرسشها و تعیین اهداف پژوهش تدوین پرسشهای پژوهش و تعیین اهداف آن، به عنوان اولین گام در فرایند فراترکیب، اهمیت استثنایی دارد. این مرحله نقشی محوری در جهتدهی به تمامی مراحل بعدی پژوهش ایفا میکند و از انحراف موضوعی یا گمشدن در جزئیات غیرضروری جلوگیری میکند. پرسشهای پژوهش چارچوبی مشخص را برای فرایند جمعآوری دادهها، تحلیل اطلاعات و ترکیب یافتهها ایجاد میکنند و به پژوهشگر کمک میکنند تا همواره بر روی هدف اصلی متمرکز بماند. در پژوهش حاضر، با توجه به موضوع «شناسایی مؤلفههای تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی»، پرسشهای اصلی به گونهای طراحی شدهاند که ضمن پوششدادن به ابعاد مختلف موضوع، امکان دستیابی به نتایج عملی و کاربردی را فراهم آورند. پرسشهای پژوهش حاضر در جدول (1) ارائه شدهاند و شامل پرسشهایی هستند که مؤلفههای اصلی و فرعی مؤثر بر تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی را بررسی میکنند. این پرسشها، ضمن تأکید بر ابعاد معماری، به عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی نیز توجه دارند. هدف از این رویکرد، ایجاد ارتباطی چندبُعدی بین مؤلفههای مختلف و شناسایی الگوهایی است که بتوانند در حفظ و احیای ارزشهای معماری خانههای تاریخی مؤثر واقع شوند. به طور خلاصه، تدوین پرسشهای پژوهش در این مرحله نه فقط به عنوان یک راهنمای علمی، بلکه به عنوان یک ابزار کنترلی نیز عمل میکند که از پراکندگی و عدم تمرکز در موضوع جلوگیری میکند و مسیر پژوهش را به سمت دستیابی به اهداف مشخص هدایت میکند. این رویکرد، پایهای استوار برای مراحل بعدی پژوهش فراهم میآورد و اطمینان میدهد تمامی فعالیتها در راستای اهداف اصلی پژوهش قرار دارند. جدول 1- پرسشهای پژوهش
گام دوم: بررسی نظاممند متون در این مرحله، تمرکز اصلی پژوهش بر دادههای ثانویه و دانش موجود در رابطه با مؤلفههای مؤثر بر تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی قرار میگیرد. جامعۀ آماری پژوهش شامل مقالههای مرتبط با موضوع مورد مطالعه است که در بازۀ زمانی سالهای 1394 تا 1404 منتشر شدهاند. به منظور جمعآوری این منابع از پایگاههای علمی داخلی معتبری مانند اس.آی.دی، مگیران و نورمکس استفاده شده است. همچنین، برای دستیابی به منابع مرتبط، از کلیدواژههایی مانند «معماری خانههای قاجار»، «ارزشهای معماری»، «فراترکیب» و «هماهنگی فرهنگی-اقلیمی» بهره گرفته شده است. معیارهای پذیرش و عدم پذیرش منابع نیز در جدول (2) بهتفصیل ارائه شدهاند. این روش نظاممند اطمینان میدهد منابع استفادهشده مرتبط و معتبر هستند و در خدمت اهداف پژوهش قرار میگیرند.
جدول 2- معیارهای پذیرش و عدم پذیرش منابع پژوهش
گام سوم: جستوجو و انتخاب منابع مناسب در این مرحله، فرایندی نظاممند برای شناسایی و انتخاب منابع مرتبط با موضوع پژوهش به کار گرفته شده است. در ابتدا، تعداد 647 منبع از پایگاههای علمی مختلف جمعآوری شدند. در گام نخست غربالگری، 369 مقاله به دلیل روششناسی تکراری، ماهیت همایشیبودن، رتبۀ علمی کم یا ضعف در گردآوری دادهها از فرایند ارزیابی حذف شدند. در مرحلۀ بعد، چکیدههای 278 منبع باقیمانده به صورت دقیق بررسی شدند. در این مرحله، 129 منبع به دلیل تکراریبودن محتوا یا عدم ارتباط مستقیم با موضوع پژوهش، از فرایند حذف شدند. در ادامه، متن کامل 149 منبع باقیمانده به طور دقیق مطالعه و ارزیابی شد. در این مرحله، 30 منبع دیگر به دلایلی مانند مقایسه با دورههای زمانی نامرتبط، عدم داشتن رتبۀ علمی معتبر یا مرتبطنبودن با حوزۀ پژوهش، از فرایند حذف شدند. در نتیجه، 109 منبع برای ارزیابی مجدد باقی ماندند. در این مرحله، 48 مقاله به دلیل ضعف در محتوا و کیفیت روششناسی، از فرایند حذف شدند. در نهایت، 61 منبع برای ارزیابی نهایی انتخاب شدند (شکل 1). برای اطمینان از کیفیت روششناسی منابع انتخابشده، از برنامۀ مهارتهای ارزیابی انتقادی استفاده شد. این برنامه شامل یک چکلیست کیفی است که منابع را بر اساس 10 معیار اصلی تجزیهوتحلیل میکند. این معیارها شامل روشنی اهداف پژوهش، مناسببودن روششناسی، اعتبار دادهها، تحلیل دقیق یافتهها و قابلیت تعمیمپذیری نتایج هستند. استفاده از این برنامه امکان شناسایی منابع با کیفیت زیاد و مرتبطترین موضوعها برای تجزیهوتحلیل را فراهم میآورد. استفاده از ارزیابی انتقادی در مطالعات کیفی از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا اعتبار نتایج پژوهش را افزایش میدهد. در پژوهش حاضر، بهکارگیری برنامۀ مهارتهای ارزیابی انتقادی به عنوان یک ابزار دقیق و معتبر، نقش کلیدی در انتخاب منابع با کیفیت و اطمینان از دقت و صحت فرایند فراترکیب ایفا کرده است. این رویکرد، ضمن تضمین علمیبودن فرایند، به افزایش اعتبار و قابلیت اتکای نتایج پژوهش کمک کرده است. نتیجهگیری فرایند جستوجو و انتخاب منابع در این پژوهش، با دقت و اتکا به معیارهای علمی و استفاده از ابزارهای معتبر مانند CASP انجام شد. این رویکرد نظاممند، علاوه بر کاهش احتمال خطا در انتخاب منابع، به شناسایی منابعی با کیفیت زیاد و مرتبط با موضوع پژوهش منجر شد. این اقدامات، پایهای استوار برای انجام تحلیلهای دقیقتر و استخراج یافتههای قابل اعتماد در مراحل بعدی پژوهش فراهم آورد.
شکل 1- فرایند انتخاب منابع نهایی پژوهش (منبع: یافتههای پژوهش، 1404)
گام چهارم: استخراج دادههای منابع پژوهش در این مرحله، فرایند استخراج دادهها به عنوان یکی از مراحل کلیدی در روش فراترکیب، با دقت و حساسیت زیاد انجام میشود. دادههای استخراجشده از منابع منتخب، پس از کدگذاری اولیه، در چندین دوره بازنگری و بازخوانی میشوند. این بازبینیهای مکرر به منظور پالایش و بهبود مجموعۀ مضامین شناساییشده و رسیدن به درک عمیقتر و جامعتر از موضوع مورد مطالعه انجام میشوند. هدف از این فرایند شناسایی دقیقتر الگوها، روابط و ابعاد مختلف مرتبط با مؤلفههای تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی است. در این مرحله، پژوهشگر با استفاده از تحلیل محتوا، دادهها را به اجزای کوچکتر تقسیم و آنها را به صورت کدهای مجزا طبقهبندی میکند. سپس، این کدها در قالب مضامین اصلی و فرعی سازماندهی میشوند. در پژوهش حاضر، پس از بررسی دقیق متن منابع و اعمال فرایند کدگذاری، در مجموع 241 کد شناسایی و استخراج شدهاند (جدول 3). این کدها نشاندهندۀ عناصر کلیدی و مؤلفههای پنهان و آشکار موجود در متون هستند که به درک بهتر موضوع پژوهش کمک میکنند. با ادامۀ این فرایند، کدها بهتدریج در قالب مضامین اصلی و زیرمضامین گروهبندی و در نهایت، الگوهای مشترک و متفاوت بین منابع شناسایی میشوند. این رویکرد، ضمن افزایش دقت و اعتبار استخراج دادهها، امکان مقایسه و ترکیب یافتهها را فراهم میآورد. در نتیجه، پژوهشگر قادر خواهد بود تا به ابعاد پنهان و عمیقتر موضوع دسترسی پیدا کند و در نهایت، دانشی جامع و هماهنگ از مؤلفههای تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی استخراج کند. این مرحله، پایهای استوار برای تحلیلهای بعدی و ارائۀ نتایج نهایی پژوهش فراهم میآورد. گام پنجم: تجزیهوتحلیل و تلفیق یافتههای پژوهش در این مرحله، فرایند تجزیهوتحلیل دادهها به عنوان یکی از مراحل اصلی در روش فراترکیب، با دقت و حساسیت زیاد انجام میشود. در ابتدا، کدهای استخراجشده از مراحل قبل شناسایی و بررسی میشوند که نمایانگر عوامل مختلف مرتبط با مؤلفههای تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی هستند. برای هر یک از این عوامل، کدهای اختصاصی تعیین شدهاند که به طبقهبندی و سازماندهی دقیقتر دادهها کمک میکنند. پس از شناسایی کدها، فرایند تحلیل و تلفیق دادهها آغاز میشود. در این فرایند، کدهای استخراجشده بر اساس شباهتهای مفهومی و محتوایی طبقهبندی و در گروههای مرتبط با یکدیگر ترکیب میشوند. این رویکرد به پژوهشگر کمک میکند تا الگوها و روابط بین کدها را شناسایی و به مضامین اصلی و فرعی دسترسی پیدا کند. در پژوهش حاضر، 241 کد باز از مراحل قبلی استخراج شدهاند. این کدها، به عنوان بنیانی برای تحلیل عمیقتر و ترکیب دادهها عمل میکنند. با اعمال تکنیکهای ترکیبی، این کدها به صورت سیستماتیک در قالب مضامین اصلی و زیرمضامین سازماندهی شدهاند. این فرایند، ضمن کاهش پراکندگی دادهها، به شناسایی مفاهیم مشترک و جامعتر بین منابع مختلف کمک میکند. نتیجۀ این تحلیل و تلفیق ایجاد چارچوبی واحد و منسجم از مؤلفههای مؤثر بر تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی است. این چارچوب، علاوه بر توصیف دقیقتر موضوع، پایهای برای ارائۀ نتایج نهایی و استخراج دانش نوین در این حوزه فراهم میآورد. به این ترتیب، این مرحله نقشی محوری در تبدیل دادههای خام به یافتههای علمی و کاربردی ایفا میکند. گام ششم: کنترل کیفیت در این مرحله، به منظور اطمینان از اعتبار و قابلیت اتکای نتایج پژوهش، فرایند کنترل کیفیت با دقت و حساسیت زیاد انجام شده است. برای این منظور، چارچوب استخراجشده از مراحل قبلی که شامل مضامین اصلی، زیرمضامین و روابط بین آنها میشود، به دو نفر از اساتید متخصص در حوزۀ مرتبط ارسال شد. این اساتید به عنوان ارزیابان خارجی، وظیفه داشتند تا صحت و اعتبار چارچوب استخراجشده را بررسی و نظرات خود را دربارۀ کاملبودن، دقت و سازگاری مضامین اعلام کنند. به منظور سنجش دقیقتر کیفیت پژوهش، از شاخص کاپا استفاده شد. این شاخص یک معیار آماری است که میزان توافق بین ارزیابان را اندازهگیری میکند و از آن برای ارزیابی قابلیت اتکای فرایند کدگذاری استفاده میشود. شاخص کاپا مقادیری بین 0 تا 1 دارد که هرچه این عدد به 1 نزدیکتر باشد، نشاندهندۀ توافق بیشتر و قابل اطمینانتر بین ارزیابان است. در پژوهش حاضر، مقدار شاخص کاپا برابر 81/0 محاسبه شد که نشاندهندۀ توافق بسیار قابل اطمینان بین ارزیابان است. این نتیجه، ضمن تأیید دقت و اعتبار فرایند کدگذاری و طبقهبندی دادهها، نشان میدهد چارچوب استخراجشده از نتایج پژوهش قابلیت اتکای زیادی دارد و میتوان به عنوان یک مرجع علمی معتبر از آن استفاده کرد. استفاده از شاخص کاپا و ارزیابیهای مستقل از سوی اساتید متخصص، علاوه بر افزایش اعتبار پژوهش، به شناسایی نقاط ضعف احتمالی در فرایند تحلیل و ترکیب دادهها نیز کمک میکند. این رویکرد اطمینان میدهد نتایج پژوهش نه فقط از لحاظ کمّی، بلکه از لحاظ کیفی نیز تأیید شدهاند. در نهایت، این مرحله به تقویت جایگاه علمی و کاربردی پژوهش کمک میکند و پایهای استوار برای ارائۀ نتایج نهایی فراهم میآورد. گام هفتم: ارائه یافتهها در این مرحله، فرایند تحلیل و سازماندهی دادهها به اوج خود میرسد و نتایج نهایی پژوهش به صورت ساختارمند و علمی ارائه میشوند. در ابتدا، کدهای استخراجشده از مراحل قبلی که نمایانگر عوامل مختلف مرتبط با موضوع پژوهش هستند، بر اساس شباهتهای مفهومی و معنایی طبقهبندی میشوند. این طبقهبندی به شناسایی الگوها و روابط بین کدها کمک میکند و زمینه را برای تجمیع مفاهیم فراهم میآورد. پس از طبقهبندی کدها، مفاهیم استخراجشده در قالب کدهای گزینشی و کدهای محوری سازماندهی میشوند. کدهای گزینشی نمایانگر بالاترین سطح تجرید و اصلیترین دستهبندیها هستند که به عنوان محورهای اصلی تحلیل عمل میکنند. از سوی دیگر، کدهای محوری جزئیات بیشتری از مؤلفهها و زیرمؤلفههای مرتبط با موضوع را شامل میشوند و به تبیین دقیقتر مقولههای استخراجشده کمک میکنند. در پژوهش حاضر، پس از ترکیب و تلفیق دادهها، 6 کد گزینشی و 29 کد محوری شناسایی شدهاند که به طور جامع و ساختارمند، مؤلفههای مؤثر بر تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی را پوشش میدهند (جدول 3). این کدها نتیجۀ فرایند دقیق تحلیل و ترکیب دادهها هستند و به عنوان خروجی نهایی پژوهش، قابلیت استفاده در توصیف و تبیین موضوع مورد مطالعه را دارند. به بیان دقیقتر، این مرحله شامل تصمیمگیری بر روی مقولههای استخراجشده، طبقهبندی آنها بر اساس اولویتها و اهمیتهای مفهومی و ارائۀ نتایج نهایی است. این فرایند، ضمن ایجاد یک چارچوب منسجم و نظاممند، به شناسایی روابط بین مؤلفهها و ارائۀ دیدگاهی جامع از موضوع کمک میکند. نتایج این مرحله، به عنوان پایهای برای استخراج دانش نوین و ارائۀ راهکارهای عملی در حوزۀ معماری خانههای تاریخی، نقشی کلیدی ایفا میکند. این رویکرد، ضمن تأکید بر دقت و اعتبار یافتهها، به افزایش قابلیت تعمیمپذیری و کاربردپذیری نتایج پژوهش کمک میکند. جدول 3- کدهای ویژۀ مؤلفههای تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی دورۀ قاجار
یافتههای این پژوهش نشان میدهند طراحی خانههای تاریخی دورۀ قاجار بر اساس یکپارچگی عوامل فرهنگی، اقلیمی، فضایی، و معنایی شکل گرفته است. این عوامل نه فقط به حفظ ارزشهای معماری کمک کردهاند، بلکه به ایجاد هویتی منحصربهفرد برای این بناها منجر شدهاند. توجه به این مؤلفهها میتواند به توسعۀ راهبردهای نوین در حفظ و باززندهسازی میراث معماری سنتی کمک کند.
1- هماهنگی فرهنگی-اقلیمی این مؤلفه نشاندهندۀ ارتباط عمیق بین فرهنگ، اقلیم و معماری است که در طراحی خانههای تاریخی دورۀ قاجار بهوضوح دیده میشود. معماری همساز با اقلیم و فن ساختمان به معنای استفاده از راهکارهای طراحی و مواد سازندۀ مناسب برای سازگاری با شرایط آبوهوایی منطقه است. این رویکرد نه فقط به کاهش مصرف انرژی کمک میکند، بلکه باعث ایجاد محیطی مطلوب برای ساکنان میشود. معماری فرهنگمبنا و تأثیر هویتبخشی فرهنگی نیز بیانگر آن است که طراحیها تحت تأثیر عوامل فرهنگی محلی، ارزشها و باورهای جامعه شکل گرفتهاند. این امر به خانهها هویتی منحصربهفرد میبخشد و آنها را به عنوان نمادهای فرهنگی معرفی میکند. توجه به عوامل محیطی نیز نشاندهندۀ حساسیت طراحان به موقعیت جغرافیایی و شرایط طبیعی منطقه است که در نهایت به حفظ تعادل انسان-محیط کمک میکند.
2- جغرافیای فضایی این مؤلفه به نقش موقعیت مکانی و سازماندهی فضایی در طراحی خانهها اشاره دارد. تأکید بر محوریت و جهت و محوریت پلان نشاندهندۀ اهمیت جهتگیری بناها برای استفادۀ بهینه از نور خورشید و باد است که به کاهش مصرف انرژی و ایجاد محیطی مطلوب کمک میکند. عرصهبندی فضای باز و عرصهبندی فضاها نیز نشاندهندۀ تقسیمبندی دقیق فضاهای داخلی و خارجی برای ایجاد تعادل بین حریم شخصی و اجتماعی است. بافت و زمینه نیز بیانگر توجه به ارتباط خانهها با محیط اطراف و سازگاری با بافت شهری یا روستایی است که در آن قرار دارند.
3- معماری زیستمعنا این مؤلفه به ارتباط بین انسان، طبیعت و معماری اختصاص دارد. معماری زیستمحور نشاندهندۀ تلاش برای ایجاد فضاهایی است که با محیطزیست سازگار باشند و از منابع طبیعی به صورت پایدار استفاده کنند. فضای حامل معنا و نماد نیز بیانگر آن است که طراحیها نه فقط عملکردی هستند، بلکه حامل ارزشها، نمادها و معانی فرهنگی نیز هستند. فضای همزیستی نشاندهندۀ توجه به تعاملات انسانی و ایجاد محیطی است که به همزیستی افراد و طبیعت کمک کند.
4- الگوی درونگرایی و لایهبندی این مؤلفه به سازماندهی فضایی و تقسیمبندی آن بر اساس نیازهای انسانی و اجتماعی اشاره دارد. الگوی درونگرایی نشاندهندۀ تمرکز بر فضاهای داخلی و ایجاد حریم شخصی است. لایهبندی فضاهای معماری شامل بُعد انسانی (زیستفضا) و بُعد کالبدی (سازماندهی فضا) است که به بهینهسازی استفاده از فضا و ایجاد تعادل بین نیازهای کالبدی و انسانی کمک میکند. سامانۀ کالبدی خانه و فرایند ترکیب فرم و فضا نیز بیانگر توجه به ساختار فیزیکی و نحوۀ ادغام فرم و فضاها برای ایجاد هماهنگی است. محرمیت نیز به اهمیت ایجاد حریم خصوصی و امنیت در طراحی اشاره دارد.
5- هویتآفرینی معاصر این مؤلفه به تحولات مدرن و تأثیر آنها بر معماری سنتی اختصاص دارد. معاصر و مدرنیته نشاندهندۀ تأثیر روندهای مدرن بر طراحی است، در حالی که الگوپذیری اقتباسی بیانگر استفاده از عناصر سنتی در قالبهای مدرن است. زوال زبان الگوی معماری نشاندهندۀ تغییرات در سبکها و الگوها در طول زمان است. ریختشناسی و تکامل کالبدی فضا نیز به تحولات فیزیکی و ساختاری در طراحی اشاره دارد. آرایهها نیز بیانگر توجه به زیباییشناسی و جزئیات تزئینی هستند.
6- نظم فضایی و نور این مؤلفه به اهمیت نظم و هماهنگی در طراحی فضاها و استفاده از نور اشاره دارد. تقارن و تناسبات هندسی نشاندهندۀ توجه به زیباییشناسی و هماهنگی در طراحی است. نور به عنوان یکی از عناصر کلیدی در معماری نه فقط به روشنایی فضا کمک میکند، بلکه به ایجاد حالات و احساسات خاصی نیز منجر میشود. نظم و تداوم عناصر فضایی نیز بیانگر اهمیت ایجاد هماهنگی بین اجزای مختلف فضا است. پیکرهبندی کالبدی بنا نیز به سازماندهی دقیق اجزای فیزیکی و ایجاد تعادل در طراحی اشاره دارد.
چارچوب مفهومی تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی چارچوب مفهومی پژوهش با عنوان «مؤلفههای تأثیرگذار بر تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی دورۀ قاجار با استفاده از روش فراترکیب» به صورت یک ساختار منسجم و جامع طراحی شده است که در آن، محور مرکزی، «تداوم ارزشهای معماری خانههای قاجار»، به عنوان هستۀ اصلی قرار دارد. این محور شامل تمامی ابعاد فرهنگی، زیستمحیطی، فضایی و معنایی است که در حفظ و ادامهیابی ارزشهای معماری سنتی نقش دارند. به منظور تحلیل دقیق این محور، مؤلفههای اصلی (کدهای گزینشی) استخراج شدهاند که به عنوان شاخههای اصلی چارچوب عمل میکنند. این مؤلفهها شامل «هماهنگی فرهنگی-اقلیمی»، «جغرافیای فضایی»، «معماری زیستمعنا»، «الگوی درونگرایی و لایهبندی»، «هویتآفرینی معاصر» و «نظم فضایی و نور» هستند. هر یک از این مؤلفهها دارای کدهای محوری هستند که بهتفصیل جنبههای مختلف معماری خانههای قاجار را تحلیل میکنند (شکل 2). برای مثال، «هماهنگی فرهنگی-اقلیمی» به تعامل بین فرهنگ، اقلیم و معماری اشاره دارد و شامل کدهایی مانند «معماری همساز با اقلیم + فن ساختمان»، «معماری فرهنگمبنا»، «تأثیر هویتبخشی فرهنگی» و «توجه به عوامل محیطی» است. این مؤلفه نشان میدهد طراحیها چگونه با شرایط آبوهوایی منطقه سازگار شدهاند و تحت تأثیر ارزشها و باورهای فرهنگی محلی قرار گرفتهاند. «جغرافیای فضایی» نیز به موقعیت مکانی و سازماندهی فضایی اشاره دارد و کدهایی مانند «تأکید بر محوریت و جهت»، «محوریت پلان»، «عرصهبندی فضای باز» و «بافت و زمینه» را شامل میشود. این مؤلفه به اهمیت جهتگیری بناها و ارتباط آنها با محیط اطراف اشاره دارد. «معماری زیستمعنا» به ارتباط بین انسان، طبیعت و معنا در معماری اشاره دارد و شامل کدهایی مانند «معماری زیستمحور»، «فضای حامل معنا و نماد» و «فضای همزیستی» است. این مؤلفه نشان میدهد طراحیها نه فقط عملکردی، بلکه حامل ارزشها و نمادهای فرهنگی نیز هستند. «الگوی درونگرایی و لایهبندی» نیز به سازماندهی فضایی و تقسیمبندی آن اشاره دارد و شامل کدهایی مانند «الگوی درونگرایی»، «لایهبندی فضاهای معماری» و «محرمیت» است. این مؤلفه به اهمیت ایجاد حریم شخصی و امنیت در طراحی اشاره دارد. «هویتآفرینی معاصر» به تحولات مدرن و تأثیر آنها بر معماری سنتی اشاره دارد و شامل کدهایی مانند «معاصر»، «مدرنیته»، «الگوپذیری اقتباسی» و «زوال زبان الگوی معماری» است. این مؤلفه نشان میدهد چگونه روندهای مدرن بر طراحی تأثیر گذاشتهاند. در نهایت، «نظم فضایی و نور» به اهمیت نظم و هماهنگی در طراحی فضاها و استفاده از نور اشاره دارد و شامل کدهایی مانند «تقارن و تناسبات هندسی»، «نور» و «نظم و تداوم عناصر فضایی» است. در این چارچوب مفهومی، مؤلفهها به صورت متقابل و مرتبط با یکدیگر عمل میکنند. برای مثال، «هماهنگی فرهنگی-اقلیمی» با «معماری زیستمعنا» در زمینۀ تأکید بر سازگاری با محیط طبیعی همپوشانی دارد. همچنین، «جغرافیای فضایی» با «الگوی درونگرایی و لایهبندی» در سازماندهی فضاهای داخلی و خارجی مرتبط است. این چارچوب مفهومی تصویری جامع از مؤلفههای تأثیرگذار بر تداوم ارزشهای معماری خانههای قاجار ارائه میدهد که نه فقط به حفظ و باززندهسازی این بناها کمک میکند، بلکه به توسعۀ راهبردهای نوین در طراحی معماری معاصر نیز منجر میشود. این چارچوب میتواند به عنوان پایهای برای پژوهشهای آینده در حوزۀ معماری سنتی و معاصر استفاده شود.
شکل 2- چارچوب مفهومی تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی نتیجهگیری یافتههای این پژوهش نشان میدهد طراحی خانههای تاریخی دورۀ قاجار حاصل برهمکنش نظاممند و همافزایی عوامل فرهنگی، اقلیمی، فضایی و معنایی است؛ عواملی که نه به صورت منفرد، بلکه در قالب یک شبکۀ پویا و درهمتنیده عمل کردهاند. شواهد بهدستآمده از تحلیل دادهها نشان میدهد هماهنگی فرهنگی-اقلیمی، جغرافیای فضایی، معماری زیستمعنا، الگوی درونگرایی و لایهبندی، هویتآفرینی معاصر و نظم فضایی و نور، هر یک نقشی کلیدی در تداوم ارزشهای معماری و شکلگیری هویت منحصربهفرد این خانهها ایفا کردهاند. نتایج نشان میدهد هماهنگی فرهنگی-اقلیمی به عنوان بنیادیترین مؤلفه، موجب سازگاری هوشمندانۀ بناها با شرایط آبوهوایی و همزمان بازتابدهندۀ ارزشها و باورهای فرهنگی جامعۀ زمان خود بوده است. همچنین، جغرافیای فضایی با تأکید بر جهتگیری بنا، سازمان فضایی و تفکیک فضاهای عمومی و خصوصی، نقشی تعیینکننده در کیفیت زیستپذیری این خانهها داشته است. از سوی دیگر، معماری زیستمعنا نشان میدهد پیوند میان انسان، طبیعت و معنا، نه فقط جنبهای نمادین، بلکه کارکردی و زیستمحیطی داشته است. تحلیلها همچنین بیانگر آن است که الگوی درونگرایی و لایهبندی فضایی به عنوان پاسخی فرهنگی-اجتماعی، به ایجاد حریم، امنیت و سلسلهمراتب فضایی منجر شدهاند و در کنار آن، نظم فضایی و نور به عنوان عناصر سازماندهنده، کیفیت ادراک فضایی و آسایش محیطی را ارتقا دادهاند. در این میان، هویتآفرینی معاصر نشان میدهد معماری قاجاری نه پدیدهای ایستا، بلکه ساختاری پویاست که توانسته در تعامل با تحولات جدید، هویت خود را حفظ کند. بر این اساس، پژوهش حاضر با شناسایی و تبیین مؤلفههای مؤثر بر تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی دورۀ قاجار، به این نتیجه میرسد که پایداری این ارزشها حاصل تعامل همزمان ابعاد فرهنگی، اقلیمی، فضایی و معنایی است. این مؤلفهها نه فقط در حفاظت و باززندهسازی خانههای تاریخی کاربرد دارند، بلکه میتوانند به عنوان مبنایی نظری و عملی برای توسعۀ راهبردهای نوین در معماری معاصر استفاده شوند. از دیدگاه نظری، این پژوهش با ارائۀ یک چارچوب مفهومی منسجم، به درک عمیقتر نحوۀ تعامل عوامل مختلف در تداوم ارزشهای معماری خانههای تاریخی کمک میکند. این چارچوب میتواند به عنوان مدلی تحلیلی در مطالعات آینده و در بررسی معماری سنتی در دورههای مختلف تاریخی به کار گرفته شود. همچنین، تأکید بر پیوند میان سنت و تحولات مدرن، زمینهای برای توسعۀ نظریۀ معماری ایرانی-اسلامی و بازخوانی آن در بستر معاصر فراهم میآورد. از جنبۀ عملی، نتایج این پژوهش میتواند راهنمایی مؤثر برای سیاستگذاران، معماران و طراحان در حوزۀ حفاظت و باززندهسازی میراث معماری باشد. توجه به هماهنگی فرهنگی-اقلیمی در سیاستهای طراحی و مرمت میتواند به کاهش مصرف انرژی و ارتقای کیفیت محیطی منجر شود. همچنین، بهرهگیری از اصول جغرافیای فضایی و الگوی درونگرایی میتواند در تدوین ضوابط طراحی شهری و مسکن معاصر، تعادل میان حریم خصوصی و تعامل اجتماعی را تقویت کند. استفادۀ آگاهانه از مفاهیم معماری زیستمعنا و نورپردازی طبیعی نیز میتواند در سیاستهای توسعۀ پایدار و معماری سازگار با محیطزیست نقشآفرین باشد.
پیشنهادها پیشنهادها برای پژوهشهای آینده عبارتاند از: بررسی تطبیقی مؤلفههای تداوم ارزشهای معماری در دورههای تاریخی مختلف: پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده به طور تطبیقی مؤلفههای تداوم ارزشهای معماری در دورههای مختلف تاریخی را بررسی کنند. این بررسی میتواند به شناسایی تغییرات و تحولات در این مؤلفهها و تأثیر آنها بر طراحی معماری کمک کند. مطالعۀ تأثیر فناوریهای نوین بر حفظ و باززندهسازی خانههای تاریخی: با توجه به پیشرفتهای فناوری در زمینۀ مصالح ساختمانی و روشهای بازسازی، پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده تأثیر این فناوریها بر حفظ و باززندهسازی خانههای تاریخی را بررسی کنند. این بررسی میتواند به شناسایی راهکارهای نوین در حفظ میراث معماری کمک کند. تحلیل نقش مشارکت جامعۀ محلی در حفظ میراث معماری: نقش جامعۀ محلی در حفظ و باززندهسازی خانههای تاریخی از اهمیت زیادی برخوردار است. پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده نقش مشارکت جامعۀ محلی در این زمینه را بررسی کنند و راهکارهایی برای تقویت این مشارکت ارائه دهند. بررسی تأثیر سیاستهای حمایتی بر حفظ خانههای تاریخی: پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده تأثیر سیاستهای حمایتی دولت بر حفظ و باززندهسازی خانههای تاریخی را بررسی کنند. این بررسی میتواند به شناسایی نقاط قوت و ضعف این سیاستها و ارائۀ راهکارهای بهبود آنها کمک کند. پیشنهادها برای سیاستگذاران عبارتاند از: تدوین سیاستهای حمایتی برای حفظ خانههای تاریخی: سیاستگذاران باید سیاستهای حمایتی را برای حفظ خانههای تاریخی تدوین کنند. این سیاستها باید بر پایۀ مؤلفههای شناساییشده در این پژوهش، از جمله هماهنگی فرهنگی-اقلیمی، جغرافیای فضایی و معماری زیستمعنا، استوار باشند. تشویق به استفاده از مصالح بومی و سازگار با محیطزیست: سیاستگذاران باید به استفاده از مصالح بومی و سازگار با محیطزیست در طراحی و بازسازی بناهای تاریخی تشویق کنند. این رویکرد نه فقط به حفظ منابع طبیعی کمک میکند، بلکه به ایجاد محیطی مطلوب برای ساکنان نیز منجر میشود. تقویت همکاری بین نهادهای دولتی، دانشگاهی و جامعۀ محلی: سیاستگذاران باید همکاری بین نهادهای دولتی، دانشگاهی و جامعۀ محلی را برای حفظ میراث معماری تقویت کنند. این همکاری میتواند به تأمین منابع مالی، فنی و انسانی برای حفظ و باززندهسازی خانههای تاریخی کمک کند. ارتقای آگاهی عمومی دربارۀ اهمیت حفظ میراث معماری: سیاستگذاران باید به ارتقای آگاهی عمومی دربارۀ اهمیت حفظ میراث معماری توجه داشته باشند. این امر میتواند از طریق برگزاری سمینارها، نمایشگاهها و برنامههای آموزشی صورت گیرد. افزایش آگاهی عمومی میتواند به جلب حمایت مردم برای حفظ خانههای تاریخی کمک کند. تأمین بودجه و تسهیلات مالی برای بازسازی خانههای تاریخی: سیاستگذاران باید بودجه و تسهیلات مالی لازم برای بازسازی خانههای تاریخی را تأمین کنند. این تسهیلات میتوانند شامل وامهای با نرخ بهرۀ کم، کمکهای مالی مستقیم و کاهش مالیات برای مالکان خانههای تاریخی باشند.
[i] Sandelowski & Barroso | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اشرف گنجوئی، محمدعلی، و سلطانزاده زرندی، محمد (1401). بررسی دگرگونیهای فضایی خانههای تاریخی شهر کرمان دوگونۀ قاجار و پهلوی اول. فصلنامۀ باغ نظر، 19، 59-74. https://doi.org/10.22034/bagh.2022.306906.5012 افشاری بصیر، محمدرضا، فروتن، منوچهر، و سروش، محمدمهدی (1402). واکاوی نشانهشناسی تحول معنای اجتماعی-فرهنگی خانههای شهری همدان در سه دورۀ قاجار، پهلوی و معاصر. فصلنامۀ راهبرد اجتماعی فرهنگی، 12(3)، 899-933. https://doi.org/10.22034/scs.2023.374747.1380 باقری، محمد، حجت، عیسی، و دشتی، مینا (1394). ارزیابی تحول زبان الگو در معماری مسکن، بررسی موردی: خانههای دورۀ قاجار و مسکن معاصر در شهر زنجان. فصلنامۀ معماری و شهرسازی، 7(2)، 141-156. https://www.doi.org/10.30480/aup.2015.88 برهمن، سارا، و پروا، محمد، و نصر، طاهره (1399). بررسی مسکن از دیدگاه نشانهشناسی، مورد مطالعاتی: خانههای دورۀ قاجار و مجتمعهای مسکونی معاصر در شهر شیراز. فصلنامۀ معماری و شهرسازی آرمانشهر، 13، 52-31. https://doi.org/10.22034/aaud.2020.113257
بغدادی، پانته آ، و دادور، ابوالقاسم (1400). ارزشهای اجتماعی و ساختار معماری خانههای تاریخی در دورۀ قاجار شهر یزد از منظر نحو فضا. فصلنامۀ جغرافیا و برنامهریزی منطقهای، 11، 1013-1030. https://doi.org/10.22034/jgeoq.2024.232369.2512 بغدادی، پانته آ، و دادور، ابوالقاسم، و ثابتی، مریم (1401). نقش ارزشهای اجتماعی در ساختار معماری خانههای دورۀ قاجار یزد از دیدگاه قرآن، احادیث و روایات اسلامی. فصلنامۀ مطالعات توسعۀ اجتماعی ایران، 14(3)، 7-29. https://www.sid.ir/paper/1064430/fa بلالی اسکویی، آزیتا، جمالی، یحیی و کریمیپور، المیرا، و خیری، جواد (1402). تبیین ارتباط سازماندهی فضایی و جهتگیری خانههای تاریخی با تأکید بر نقش ورودی (نمونۀ موردی: خانههای بومی تبریز در دورۀ قاجار). فصلنامۀ دانشهای بومی ایران، 10(2)، 239-277. https://doi.org/10.22054/qjik.2023.75679.1395 بلالی اسکویی، آزیتا، و دهقان، سمانه (1400). گونهشناسی کالبدی خانههای تاریخی ارومیه در دورۀ قاجار. فصلنامۀ آرمانشهر، 14، 1-14. https://doi.org/10.22034/aaud.2020.220357.2137 بلالی اسکویی، آزیتا، و یونسی، میلاد، و افشاریان، زهرا (1399). واکاوی کمّی و کیفی اُرسی در خانههای قاجار اردبیل. فصلنامۀ نگره، 15، 131-145. https://doi.org/10.22070/negareh.2020.1243 بلوچستانی، معصومه، و دلشاد سیاهکلی، مهسا (1402). الگوشناسی اندامهای کالبدی خانههای تاریخی لاهیجان با هدف ارائۀ رهیافتهای هویتساز در طراحی ساختارهای معاصر در زمینۀ تاریخی. فصلنامۀ اثر، 44(1)، 168-194. https://doi.org/10.22034/44.1.168 بهپور، زهرا، و شعاعی، حمیدرضا، و نبی میبدی، مسعود (1397). نحو فضا رهیافتی برای ادراک عرصهبندی خانه در شهر یزد (دورههای قاجاریه، پهلوی و جمهوری اسلامی). فصلنامۀ معماری اقلیم گرم و خشک، 6، 47-75. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.26453711.1397.6.8.3.3 پورمختار، سارا، پاکدل فرد، محمدرضا، و ستاری ساربانقلی، حسن (1402). بازخوانی شاخصههای کهنالگویی معماری خانههای قاجار محلۀ نوبر تبریز. فصلنامۀ باغ نظر، 20، 23-38. https://doi.org/10.22034/bagh.2022.329652.5125 ترکاشوند، بهاره، افضلیان، خسرو، صحاف، خسرو، و ثقه الاسلامی، عمید الاسلام (1400). تأثیر تحولات معماری اواخر دورۀ قاجار بر تزیینات خانههای مشهد. فصلنامۀ هنر اسلامی، 18، 58-73. https://doi.org/10.22034/ias.2020.234254.1260 جاوری، محسن، کریمیان، حسن، و محمدی، سیده سارا (1400). تأملی بر ساختار فضایی و الگوی کالبدی خانههای دورۀ قاجار شهر نطنز. دوفصلنامۀ مطالعات معماری ایران، 10، 115-136. https://jias.kashanu.ac.ir/article_111867.html جمالی، سیروس، و خندانی، نادیا (1399). مطالعۀ تطبیقی ساختار کالبدی خانههای سنتی دورۀ قاجار (نمونۀ موردی: شهر تهران و تبریز). نشریۀ تخصصی شباک، 6، 154-143. https://www.sid.ir/paper/525928/fa#downloadbottom جوادی یگانه، محمدرضا، اسماعیل بیگی، حسنا، و مظاهریان، حامد (1402). معماری کوتاه مدت خانه های دوره قاجار: تحلیل محتوای سفرنامه های فرنگیان. فصلنامۀ توسعۀ محلی (روستایی-شهری)، 15، 467-486. https://doi.org/10.22059/jrd.2024.372843.668845 جیحانی، حمیدرضا، عمرانیپور، علی، رجبی، فاطمه، و عالمی، بابک (1398). گونهشناسی خانههای تاریخی دورۀ قاجاریۀ نراق. فصلنامۀ مسکن و محیط روستا، 38، 130-115. https://doi.org/DOI:%2010.22034/38.167.115 چالشگر، پگاه، خاکپور، مژگان، و اصغرزاده، علی (1400). ارزیابی توسعۀ معماری و شهرسازی مدرن در معماری خانههای قاجار (موردشناسی: شهر کرمانشاه در منطقۀ غرب ایران). فصلنامۀ جغرافیا و آمایش شهری منطقهای، 11، 83-108. https://doi.org/10.22111/gaij.2021.6508 چالشگر، پگاه، خاکپور، مژگان، و اصغرزاده، علی (1402). نگرش تحلیلی بر آرایههای معماری خانههای قاجار، موردشناسی: خانۀ قاجاری فیض مهدوی شهر کرمانشاه. فصلنامۀ هنر و تمدن شرق، 11، 35-54. https://doi.org/10.22034/jaco.2023.381420.1291 حسنی، کیانوش، و نوروز برازجانی، ویدا (1397). الگوی نوین از دستور زبان شکل در معماری خانه امروز؛ نمونۀ موردی: خانههای مجموعهای قاجاری شهرهای تبریز و تهران. فصلنامۀ باغ نظر، 15، 29-40. https://doi.org/10.22034/bagh.2018.67365 حسنی، کیانوش، نوروز برازجانی، ویدا، و نصیرسلامی، محمدرضا (1395). بازخوانی فرم حیاط و فضاهای وابستة آن با استفاده از دستور زبان شکل در معماری در یکصد خانة دورة قاجار شهرکاشان. فصلنامۀ باغ نظر، 13، 65-76. https://www.magiran.com/p1652574 حسینینیا، سید مهدی، حاجیزاده باستانی، کریم، شهبازی شیران، حبیب، رضالو، رضا، و شیدایی سولا، شاهرخ (1399). گونهشناسی خانههای تاریخی در بافت قدیم شهر اردبیل. فصلنامۀ پژوهشهای باستانشناسی ایران، 10، 214-189. https://www.magiran.com/p2211391 حقجو، امیر، سلطانزاده، حسین، تهرانی، فرهاد، و آیوازیان، سیمون (1398). سیر تحول اندام های اصلی خانههای تبریز از دورۀ قاجار تا اواخر دورۀ پهلوی دوم. فصلنامۀ معماری و شهرسازی صفه، 29(3)، 121-140. https://doi.org/10.29252/soffeh.29.3.121 حنیف، احسان (1397). مفهوم سکونت و تأثیر آن بر حیاط خانههای ایرانی: مطالعۀ موردی خانههای کاشان دورۀ قاجار. نشریۀ علمی اندیشۀ معماری، 2، 31-44. https://search.isc.ac/dl/search/defaultta.aspx?DTC=8&DC=1027258 حیدری، علیاکبر، پیوستهگر، یعقوب، و کیایی، مریم (1403). تحلیل مسئلۀ سازگاری و تأثیر آن بر راندمان عملکردی خانههای دورۀ قاجار در شهر تبریز. فصلنامۀ پژوهشهای معماری اسلامی، 12، 1-23. https://www.magiran.com/p2756625 دادپور، سارا، خراباتی، ساجده، و رحیمی، مژده (1402). شناسایی الگوهای معماری خانههای تاریخی و ارزیابی پایداری آنها با استفاده از فرایند تحلیل شبکهای: نمونۀ موردی روستای یاسه چای چهارمحال و بختیاری. فصلنامۀ مطالعات باستانشناسی پارسه، 7، 416-389. http://dx.doi.org/10.30699/PJAS.7.25.389 دامیار، زینب، زارع، لیلا، طلایی، آویده، و مختارآبادی امرئی، مصطفی (1402). واکاوی رمزگان خانههای سنتی دورۀ قاجار یزد از دیدگاه نشانهشناسی فرهنگی (پژوهش موردی: مطالعۀ مجموعۀ حیاطهای مرکزی). فصلنامۀ اقتصاد و مدیریت شهری، 11(4)، 180-159. https://www.magiran.com/p2767376 ذاکرزاده، امیرحسین، و قربانینیا، انسیه (1400). بررسی ابعاد اصالت تزئینات بهکاررفته در خانههای قاجاری و بررسی تأثیر آن بر ارزش فرهنگی این مکانها (نمونۀ موردی: خانههای امامجمعه، وثوقالدوله و مستوفیالممالک شهر تهران). فصلنامۀ علمی مطالعات میان فرهنگی، 16، 67-94. https://search.isc.ac/dl/search/defaultta.aspx?DTC=8&DC=1301019 ذاکری، سید محمد حسین، قهرمانی، آرزو، شهنازی، درسا، و بازیار حمزه خانی، اسماعیل (1395). آزمون دو نظریۀ پیمون و مستطیل طلایی ایرانی در خانههای دورۀ قاجار شیراز. فصلنامۀ پژوهشهای معماری اسلامی، 4، 16-28. http://jria.iust.ac.ir/article-1-426-fa.html رشاد، لاله (1400). ادراک طبیعت در خانههای دورۀ قاجار در شهر تبریز. فصلنامۀ فرهنگ معماری و شهرسازی اسلامی، 6، 1-17. http://dx.doi.org/10.52547/ciauj.6.1.1 رمضان جماعت، مینا، و اکبری، زینب (1392). تحولات بافتی تهران در دورۀ قاجار تغییرات ایجادشده در نحوۀ قرارگیری خانهها نسبت به معابر شهری. فصلنامۀ جامعهشناسی تاریخی، 5، 175-202. https://jhs.modares.ac.ir/article_22822_37b8f6438877a638e746f235249d8381.pdf روحالامین، سارا و افشاری، محسن (1402). واکاوی ویژگیهای ترکیبکنندههای فضایی در حوضخانۀ خانههای تاریخی اصفهان (دورههای صفوی و قاجار). فصلنامۀ مطالعات شهر ایرانی-اسلامی، 14، 57-85. http://journal-dadpishgan.ir/Article/41660 سخاوت دوست، نوشین، و البرزی، فریبا (1397). تأملی بر نشانهشناسی فضاهای ورودی خانههای دورۀ قاجار شهر قزوین از دیدگاه فردینان دو سوسور، چارلز سندرس پیرس و امبرتو اکو. فصلنامۀ هویت شهر، 12، 96-79. https://sanad.iau.ir/Journal/hoviatshahr/Article/793922 سلیمی، اسماعیل، و شیخی ملاشاهی، مبارکه (1402). مطالعه و تحلیل تزئینات معماری مسکونی دورۀ قاجار و پهلوی شهرستان بوکان. فصلنامۀ نگارینۀ هنر اسلامی، 10، 54-82. https://doi.org/10.22077/nia.2023.6317.1728 شاطری وایقان، امید، و دبدبه، محمد (1398). ساختار معماری خانههای تاریخی ایران؛ دورۀ قاجار. نشریۀ تخصصی شباک، 5، 149-164. https://www.magiran.com/p2089050 طاهری سرمد، فائزه، عینیفر، علیرضا، و شاهچراغی، آزاده (1398). مقایسۀ تطبیقی گونهشناسی سازمان فضایی و عناصر کالبدی دورههای قاجار و پهلوی خانههای سنتی شهر کرمانشاه. فصلنامۀ پژوهشهای باستانشناسی ایران، 9، 149-168. https://www.sid.ir/paper/402080/fa طاهری سرمد، فائزه، عینیفر، علیرضا، و شاهچراغی، آزاده (1400). مطالعۀ تطبیقی خانههای تاریخی و معاصر کرمانشاه به منظور شناسایی شیوههای توانمندسازی خردفضاها. فصلنامۀ معماری و شهرسازی آرمانشهر، 14، 148-133. https://doi.org/10.22034/aaud.2020.173316.1819 عزتی کرعلیا، زهرا، بلالی اسکویی، آزیتا، جمالی، یحیی، و منادی، عارف (1403). تبیین ارتباط الگوی پلانهای تکحیاطه و دوحیاطه (اندرونی و بیرونی) با سازمان فضایی خانههای تاریخی (نمونههای موردی: خانههای دورۀ قاجار شهر تبریز). فصلنامۀ پژوهشهای معماری اسلامی، 12، 75-95. https://www.sid.ir/paper/1488061/fa علی محمدی، فرزانه، بمانیان، محمدرضا، و پورفتحالله، مائده (1394). بررسی تطبیقی تأثیر تغییرات فرهنگی بر محرمیت در ورودی خانههای سنتی دورۀ قاجاریه (نمونه: خانههای سنتی شهر قزوین). نشریۀ مطالعات میان فرهنگی، 10، 115-139. https://www.magiran.com/p1620996 علیزاده بیرجندی، زهرا (1399). عوامل مؤثر بر گزینش الگوهای سبک زندگی در دورۀ قاجار. فصلنامۀ جستارهای تاریخی، 11، 1-20. https://www.magiran.com/p2346769 عیالی، حامد، و موحد، خسرو (1395). تعیین جهت بهینۀ حیاط مرکزی خانههای دورۀ قاجار شیراز بر اساس میزان دریافت تابش انرژی خورشیدی. فصلنامۀ جغرافیا و توسعه، 14، 161-182. https://doi.org/10.22111/gdij.2016.2349 غلامیان، مهشید، آقایزدانفر، سیدعباس، و نوروزیان ملکی، سعید (1398). رهیافتی بر زیرساختهای مشترک نهفته در معماری اسلامی-ایرانی (مبتنی بر شواهدی از نماهای معماری دورۀ قاجار). فصلنامۀ پژوهشهای معماری اسلامی، 7، 1-20. http://jria.iust.ac.ir/browse.php?a_code=A-10-182-132&slc_lang=fa&sid=1 فرشچی، حمیدرضا، و مجیدی، مرتضی (1400). بررسی نظام معماری و تناسبات هندسی حیاط مرکزی و جدارههای آن در خانههای تاریخی کاشان (مورد مطالعه: ده خانۀ تاریخی دورۀ قاجار شهر کاشان). فصلنامۀ فرهنگ معماری و شهرسازی اسلامی، 6، 112-95. http://dx.doi.org/10.52547/ciauj.6.2.95 قاسمی سیچانی، مریم، و معماریان، غلامحسین (1389). گونهشناسی خانۀ دورۀ قاجار در اصفهان. فصلنامۀ هویت شهر، 5، 87-94. https://sanad.iau.ir/Journal/hoviatshahr/Article/795512/FullText قره بگلو، مینو، و رشاد، لاله (1400). عوامل تصویرپذیر در خانههای دورۀ قاجار در شهر تبریز. فصلنامۀ تحقیقات جغرافیایی، 36، 233-241. https://www.sid.ir/paper/1061854/fa کاظمپور، مهدی، صلاحی، مریم، و یاری، زهرا (1400). بررسی آرایههای تزئینی خانههای قاجاری شهر اردبیل (مطالعۀ موردی: خانۀ تاریخی حاج میرزا ابراهیم صادقی). فصلنامۀ هنرهای صناعی اسلامی، 5، 1-17. http://dx.doi.org/10.52547/jic.5.2.1 لطیفی، محمد، و دیبا، داراب (1399). دادهکاوی ساختار فضایی مسکن بومی قاجار؛ نمونۀ موردی: خانۀ جنگجویان اصفهان، فصلنامۀ نقش جهان، 10، 163-171. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.23224991.1399.10.3.7.7 لطیفی، محمد، مهدوینژاد، محمدجواد، و داراب، دیبا (1399). منطق اجتماعی فضا در مسکن بومی قاجار اصفهان. فصلنامۀ مطالعات جامعهشناختی شهری، 10، 186-161. https://sanad.iau.ir/journal/urb/Article/682087?jid=682087 لطیفی، محمد، مهدوینژاد، محمدجواد، یاناکونه، جولیانا، و دوواله، کلاراپیمنتا (1400). الگوی معماری اسلامی آینده با خوانش مبانی طراحی در مسکن بومی قاجار. فصلنامۀ هنر اسلامی، 18، 327-342. https://www.sysislamicartjournal.ir/article_141231.html مصباح، فرشید، وثیق، بهزاد، و مسعودینژاد، مصطفی (1401). بازشناسی ارتباط بصری فضا در شکلگیری مفهوم قلمرو خانههای تاریخی دورۀ قاجار رشت. دوفصلنامۀ مطالعات معماری ایران، 11(2)، 173-194. https://doi.org/10.22052/jias.2023.248224.1094 ملکیزاده، بهنوش، سروش، محمدمهدی، مولانایی، صلاحالدین، و فروتن، منوچهر (1400). مطالعۀ تطبیقی خانههای سنتی کرمانشاه و سنندج در دورۀ قاجار و پهلوی. فصلنامۀ نگرشهای نو در جغرافیای انسانی، 13، 945-967. https://ensani.ir/fa/article/459287/ ملکیزاده، بهنوش، و علیزاده، مهنا (1403). جستاری در تحلیل گونهشناسی خانههای سنتی کرمانشاه در دورۀ قاجار؛ عوامل فرهنگی مؤثر بر رابطۀ جنسیت و فضا. فصلنامۀ هنر اسلامی، 21، 604-627. https://doi.org/10.22034/ias.2021.300912.1698 منجزی، نورمحمد (1400). شناخت واحدهای اولیۀ فضایی در جهت تعیین الگوهای نظم کالبدی خانههای دورۀ قاجار، استان اصفهان. فصلنامۀ علمی مطالعات باستانشناسی پارسه، 5، 265-283. http://dx.doi.org/10.30699/PJAS.5.18.265 هاشمی، علی، و بمانیان، محمدرضا (1402). تأثیر هندسه و سطح نورگیر بر ویژگیهای نور روز اتاق در معماری مسکونی دورۀ قاجار (نمونۀ موردی خانههای سنتی واقع در محلۀ عودلاجان شهر تهران). فصلنامۀ پژوهشهای معماری نوین، 3، 7-23. http://fsh.fatemiyehshiraz.ac.ir/fa/Article/46002 Afshari Basir, M. R., Foroutan, M., & Soroush, M. M. (2013). Semiotic analysis of the evolution of the socio-cultural meaning of urban houses in Hamedan in the three periods of Qajar, Pahlavi, and contemporary. Journal of Social and Cultural Strategy, 12(3), 899–933. https://doi.org/10.22034/scs.2023.374747.1380 [In Persian] Ali Mohammadi, F., Bemanian, M. R., & Pourfathollah, M. (2015). A comparative study of the impact of cultural changes on privacy at the entrance of traditional houses of the Qajar period (example: Traditional houses of Qazvin city). Journal of Intercultural Studies, 10, 115–139. https://www.magiran.com/p1620996 [In Persian] Alizadeh Birjandi, Z. (2019). Factors affecting the selection of lifestyle patterns in the Qajar period. Quarterly of Historical Research, 11, 1–20. https://www.magiran.com/p2346769 [In Persian] Baghdadi, P., & Dadour, A. (2021). Social values and architectural structure of historical houses in the Qajar period of Yazd city from the perspective of spatial syntax. Quarterly of Geography and Regional Planning, 11, 1013–1030. https://doi.org/10.22034/jgeoq.2024.232369.2512 [In Persian] Baghdadi, P., Dadour, A., & Sabeti, M. (2012). The role of social values in the architectural structure of Qajar-era houses in Yazd from the perspective of the Quran, Hadiths and Islamic narrations. Iranian Journal of Social Development Studies, 14(3), 7–29. https://doi.org/10.30495/jisds.2022.68944.11782 [In Persian] Bagheri, M., Hojjat, I., & Dashti, M. (2015). Evaluating the evolution of pattern language in housing architecture: Case study of Qajar period houses and contemporary housing in Zanjan city. Architecture and Urban Planning Quarterly, 7(2), 141–156. https://www.doi.org/10.30480/aup.2015.88 [In Persian] Baluchestani, M., & Delshad Siahkoli, M. (2013). Pattern analysis of physical organs of historical houses in Lahijan with the aim of providing identity-building approaches in the design of contemporary structures in a historical context. Athar Quarterly, 44(1), 168–194. https://doi.org/10.22034/44.1.168 [In Persian] Behpour, Z., Shoaei, H. R., & Nabi Meybodi, M. (2018). The syntax of space: An approach to understanding the layout of houses in Yazd city (Qajar, Pahlavi, and Islamic Republic periods). Quarterly of Hot and Dry Climate Architecture, 6, 47–75. https://doi.org/20.1001.1.26453711.1397.6.8.3.3 [In Persian] Belali Oskoui, A., & Dehghan, S. (2021). Physical typology of historical houses in Urmia during the Qajar period. Armanshahr Quarterly, 14, 1–14. https://doi.org/10.22034/aaud.2020.220357.2137 [In Persian] Belali Oskoui, A., Jamali, Y., Karimipour, E., & Khairy, J. (2013). Explaining the relationship between spatial organization and orientation of historical houses with emphasis on the role of the entrance (case study: Native houses of Tabriz during the Qajar period). Iranian Native Sciences Quarterly, 10(2), 239–277. https://doi.org/10.22054/qjik.2023.75679.1395 [In Persian] Belali Oskoui, A., Younesi, M., & Afsharian, Z. (2019). Quantitative and qualitative analysis of Orsi in Qajar houses of Ardabil. Negreh Quarterly, 15, 131–145. https://doi.org/10.22070/negareh.2020.1243 [In Persian] Brahman, S., Parva, M., & Nasr, T. (2019). Studying housing from a semiotic perspective: Case study of Qajar period houses and contemporary residential complexes in Shiraz. Armanshahr Quarterly of Architecture and Urban Planning, 13, 31–52. https://doi.org/10.22034/aaud.2020.113257 [In Persian] Chaleshgar, P., Khakpour, M., & Asgharzadeh, A. (2011). Evaluation of the development of modern architecture and urban planning in the architecture of Qajar houses (Case study: Kermanshah city in the western region of Iran). Regional Geography and Urban Planning Quarterly, 11, 83–108. https://doi.org/10.22111/gaij.2021.6508 [In Persian] Chaleshgar, P., Khakpour, M., & Asgharzadeh, A. (2013). An analytical perspective on the architectural arrangements of Qajar houses, case study: The Qajar house of Feyz Mahdavi in Kermanshah. Art and Civilization of the East Quarterly, 11, 35–54. https://doi.org/10.22034/jaco.2023.381420.1291 [In Persian] Dadpour, S., Kharabati, S., & Rahimi, M. (2013). Identifying architectural patterns of historical houses and assessing their sustainability using the network analysis process: A case study of Yaseh Chai village, Chaharmahal and Bakhtiari. Parseh Archaeological Studies Quarterly, 7, 389–416. https://doi.org/10.30699/PJAS.7.25.389 [In Persian] Damyar, Z., Zare, L., Talaei, A., & Mokhtarabadi Amrei, M. (2023). Analyzing the codes of traditional houses of the Qajar period in Yazd from the perspective of cultural semiotics (Case study: Study of the central courtyards). Quarterly of Urban Economics and Management, 11(4), 159–180. https://elmnet.ir/doc/2861780-82381 [In Persian] Eyali, H., & Movahed, K. (2016). Determining the optimal direction of the central courtyard of Qajar-era houses in Shiraz based on the amount of solar radiation received. Geography and Development Quarterly, 14, 161–182. https://doi.org/10.22111/gdij.2016.2349 [In Persian] Ezzati-Karalia, Z., Belali-Oskoui, A., Jamali, Y., & Manadi, A. (2014). Explaining the relationship between the single-courtyard and double-courtyard (internal and external) plan patterns and the spatial organization of historical houses (case examples: Qajar period houses in Tabriz). Islamic Architecture Research Quarterly, 12, 75–95. https://www.sid.ir/paper/1488061/fa [In Persian] Farshchi, H. R., & Majidi, M. (2021). Study of the architectural system and geometric proportions of the central courtyard and its walls in the historical houses of Kashan (Case study: Ten historical houses of the Qajar period in the city of Kashan). Islamic Architecture and Urban Planning Culture Quarterly, 6, 95–112. https://doi.org/10.52547/ciauj.6.2.95 [In Persian] Ganjoi, A., & Soltanzadeh Zarandi, M. (2022). Study of spatial transformations of historical houses in Kerman city, both Qajar and Pahlavi I. *Bagh-e-Nazar Quarterly, 19*, 59–74. https://doi.org/10.22034/bagh.2022.306906.5012 [In Persian] Gharebagloo, M., & Rashad, L. (2021). Imageable factors in Qajar period houses in Tabriz city. Geographical Research Quarterly, 36, 233–241. https://www.sid.ir/paper/1061854/fa [In Persian] Ghasemi-Sichani, M., & Memarian, G. H. (2010). Typology of Qajar-era houses in Isfahan. City Identity Quarterly, 5, 87–94. https://sanad.iau.ir/Journal/hoviatshahr/Article/795512/FullText [In Persian] Gholamian, M., Agha-e-Danfar, S. A., & Nowruzian-Maleki, S. (2019). An approach to the common infrastructures underlying Islamic-Iranian architecture (based on evidence from architectural facades of the Qajar period). Islamic Architecture Research Quarterly, 7, 1–20. http://jria.iust.ac.ir/browse.php?a_code=A-10-182-132&slc_lang=fa&sid=1 [In Persian] Hanif, E. (2018). The concept of residence and its impact on the courtyards of Iranian houses: A case study of Kashan houses during the Qajar period. Scientific Journal of Architectural Thought, 2, 31–44. https://search.isc.ac/dl/search/defaultta.aspx?DTC=8&DC=1027258 [In Persian] Haqjoo, A., Soltanzadeh, H., Tehrani, F., & Ayvazian, S. (2019). The evolution of the main parts of Tabriz houses from the Qajar period to the end of the second Pahlavi period. Soffeh Quarterly Journal of Architecture and Urban Planning, 29(3), 121–140. https://doi.org/10.29252/soffeh.29.3.121 [In Persian] Hashemi, A., & Bemanian, M. R. (2023). The effect of geometry and light-receiving surface on the characteristics of daylight in the room in residential architecture of the Qajar period (A case study of traditional houses located in the Oudlajan neighborhood of Tehran). Quarterly of Modern Architecture Research, 3, 7–23. http://fsh.fatemiyehshiraz.ac.ir/fa/Article/46002 [In Persian] Hassani, K., & Nowruz Borazjani, V. (2018). A new pattern of form grammar in today's house architecture: Case study of Qajar complex houses in Tabriz and Tehran. *Bagh-e-Nazar Quarterly, 15*, 29–40. https://doi.org/10.22034/bagh.2018.67365 [In Persian] Hassani, K., Nowruz Borazjani, V., & Nasirsalami, M. R. (2016). Rereading the form of the courtyard and its associated spaces using the grammar of form in architecture in one hundred houses of the Qajar period in Kashan. *Bagh-e-Nazar Quarterly, 13*, 65–76. https://www.bagh-sj.com/article_42148.html [In Persian] Heydari, A. A., Yaghoub, & Kiai, M. (2014). Analysis of the compatibility issue and its impact on the functional efficiency of Qajar period houses in Tabriz city. Islamic Architecture Research Quarterly, 12, 1–23. https://www.magiran.com/p2756625 [In Persian] Hosseininia, S. M., Hajizadeh Bastani, K., Shahbazi Shiran, H., Rezaloo, R., & Shidai Sola, S. (2019). Typology of historical houses in the old fabric of Ardabil city. Iranian Archaeological Research Quarterly, 10, 189–214. https://www.magiran.com/p2211391 [In Persian] Jamali, S., & Khandani, N. (2019). Comparative study of the physical structure of traditional houses of the Qajar period (case study: Tehran and Tabriz). Shabak Specialized Journal, 6, 143–154. https://www.sid.ir/paper/525928/fa#downloadbottom [In Persian] Javadi Yeganeh, M. R., Esmaeil Beigi, H., & Mazaherian, H. (2013). Short-term architecture of houses during the Qajar period: Content analysis of the travelogues of the foreigners. *Quarterly of Local Development (Rural-Urban), 15*, 467–486. https://doi.org/10.22059/jrd.2024.372843.668845 [In Persian] Javari, M., Karimian, H., & Mohammadi, S. S. (2021). A reflection on the spatial structure and physical pattern of the houses of the Qajar period in the city of Natanz. *Bi-Quarterly of Iranian Architectural Studies, 10*, 115–136. https://jias.kashanu.ac.ir/article_111867.html [In Persian] Jeyhani, H. R., Omranipour, A., Rajabi, F., & Alami, B. (2019). Typology of historical houses of the Qajar period in Naraq. Quarterly Journal of Housing and Rural Environment, 38, 115–130. https://doi.org/10.22034/38.167.115 [In Persian] Kazempour, M., Salahi, M., & Yari, Z. (2021). Study of the decorative arrangements of Qajar houses in Ardabil city (Case study: The historical house of Haj Mirza Ebrahim Sadeghi). Islamic Industrial Arts Quarterly, 5, 1–17. https://doi.org/10.52547/jic.5.2.1 [In Persian] Latifi, M., & Diba, D. (2019). Data mining of the spatial structure of Qajar native housing: Case study of Isfahan Warriors' House. *Naqsh-e Jahan Quarterly, 10*, 163–171. https://doi.org/20.1001.1.23224991.1399.10.3.7.7 [In Persian] Latifi, M., Mahdavi-Nejad, M. J., & Diba, D. (2019). The social logic of space in native Qajar housing in Isfahan. Quarterly of Urban Sociological Studies, 10, 161–186. https://sanad.iau.ir/journal/urb/Article/682087?jid=682087 [In Persian] Latifi, M., Mahdavi-Nejad, M. J., Yanakoune, J., & Duvalle, C. P. (2021). The model of Islamic architecture of the future by reading the principles of design in Qajar native housing. Islamic Art Quarterly, 18, 327–342. https://www.sysislamicartjournal.ir/article_141231.html [In Persian] Malekizadeh, B., & Alizadeh, M. (2014). A study on the typology of traditional houses in Kermanshah during the Qajar period: Cultural factors affecting the relationship between gender and space. Islamic Art Quarterly, 21, 604–627. https://doi.org/10.22034/ias.2021.300912.1698 [In Persian] Malekizadeh, B., Soroush, M. M., Molanai, S., & Foroutan, M. (2021). A comparative study of traditional houses of Kermanshah and Sanandaj during the Qajar and Pahlavi periods. Quarterly of New Perspectives in Human Geography, 13, 945–967. https://ensani.ir/fa/article/459287/ [In Persian] Mesbah, F., Wasigh, B., & Masoudinejad, M. (2012). Recognizing the visual relationship of space in the formation of the concept of territory of historical houses of the Qajar period in Rasht. *Bi-Quarterly of Iranian Architectural Studies, 11*(2), 173–194. https://doi.org/10.22052/jias.2023.248224.1094 [In Persian] Monjezi, N. M. (2021). Identifying the primary spatial units in order to determine the physical order patterns of houses of the Qajar period, Isfahan province. Parseh Archaeological Studies Scientific Quarterly, 5, 265–283. https://doi.org/10.30699/PJAS.5.18.265 [In Persian] Pourmukhtar, S., Pakdelfard, M. R., & Sattari Sarbangoli, H. (2013). Rereading the archetypal architectural characteristics of Qajar houses in the Nobar neighborhood of Tabriz. *Bagh-e-Nazar Quarterly, 20*, 23–38. https://doi.org/10.22034/bagh.2022.329652.5125 [In Persian] Ramadan Jamaat, M., & Akbari, Z. (2013). The textural developments of Tehran during the Qajar period: Changes in the location of houses in relation to urban streets. Historical Sociology Quarterly, 5, 175–202. https://jhs.modares.ac.ir/article_22822_37b8f6438877a638e746f235249d8381.pdf [In Persian] Rashad, L. (2021). The perception of nature in Qajar period houses in Tabriz city. Islamic Architectural and Urban Planning Culture Quarterly, 6, 1–17. https://doi.org/10.52547/ciauj.6.1.1 [In Persian] Ruholamin, S., & Afshari, M. (2013). Analysis of the characteristics of spatial composites in the courtyards of historical houses in Isfahan (Safavid and Qajar periods). *Iranian-Islamic Urban Studies Quarterly, 14*, 57–85. http://journal-dadpishgan.ir/Article/41660 [In Persian] Sakhvat Doost, N., & Alborzi, F. (2018). A reflection on the semiotics of the entrance spaces of Qajar-era houses in Qazvin from the perspective of Ferdinand de Saussure, Charles Sanders Peirce, and Umberto Eco. City Identity Quarterly, 12, 79–96. https://sanad.iau.ir/Journal/hoviatshahr/Article/793922 [In Persian] Salimi, I., & Sheikhi Mollashahi, M. (2023). Study and analysis of the decorations of residential architecture of the Qajar and Pahlavi periods in the city of Bukan. Islamic Art Quarterly, 10, 54–82. https://doi.org/10.22077/nia.2023.6317.1728 [In Persian] Sandelowski, M., & Barroso, J. (2007). Handbook for synthesizing qualitative research. Springer Publishing Company. Shateri Vaighan, O., & Dabdebeh, M. (2019). The architectural structure of historical Iranian houses: Qajar period. Shabak Specialized Journal, 5, 149–164. https://www.magiran.com/p2089050 [In Persian] Taheri Sarmad, F., Ainifar, A., & Shahcheraghi, A. (2011). A comparative study of historical and contemporary houses in Kermanshah in order to identify ways to empower microspaces. Armanshahr Quarterly Journal of Architecture and Urban Planning, 14, 133–148. https://doi.org/10.22034/aaud.2020.173316.1819 [In Persian] Taheri Sarmad, F., Ainifar, A., & Shahcheraghi, A. (2019). A comparative comparison of the typology of spatial organization and physical elements of the Qajar and Pahlavi periods of traditional houses in Kermanshah city. Iranian Archaeological Research Quarterly, 9, 149–168. https://www.sid.ir/paper/402080/fa [In Persian] Turkashvand, B., Afzalian, K., Sahaf, K., & Thiqa al-Islami, U. (2021). The impact of architectural developments in the late Qajar period on the decorations of Mashhad houses. Islamic Art Quarterly, 18, 58–73. https://doi.org/10.22034/ias.2020.234254.1260 [In Persian] Zakeri, S. M. H., Ghahremani, A., Shahnazi, D., & Baziar Hamzekhani, I. (2016). Testing the two theories of Paimon and the Iranian golden rectangle in Qajar-era houses in Shiraz. Islamic Architecture Research Quarterly, 4, 16–28. http://jria.iust.ac.ir/browse.php?a_code=A-10-182-26&slc_lang=fa&sid=fa [In Persian] Zakerzadeh, A. H., & Ghorbaniya, A. (2021). Investigating the dimensions of the authenticity of the decorations used in Qajar houses and examining its impact on the cultural value of these places (case study: The houses of Imam-e-Jummah, Vosugh-ud-Dawlah, and Mostofi-ul-Mamalek in Tehran). Intercultural Studies Quarterly, 16, 67–94. https://search.isc.ac/dl/search/defaultta.aspx?DTC=8&DC=1301019 [In Persian] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 94 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 74 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||