| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,877 |
| تعداد مقالات | 15,278 |
| تعداد مشاهده مقاله | 43,730,735 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,563,054 |
احساس تعلق به مکان در شهرهای چندفرهنگی و متکثر (مطالعه موردی: رضوانشهر گیلان) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جامعه شناسی کاربردی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 4، دوره 37، شماره 3 - شماره پیاپی 103، مهر 1405، صفحه 61-82 اصل مقاله (740.1 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/jas.2026.146163.2685 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| رضا علیزاده* 1؛ مهدی مظلوم خداشهری2 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1استادیار، پژوهشکدۀ گیلانشناسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2کارشناسی ارشد جامعهشناسی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پایداری شهری بهعنوان یکی از محورهای اساسی توسعۀ شهری، مستلزم برخورداری شهروندان از احساس تعلق به محیط زندگی است؛ بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان و عوامل مؤثر بر احساس تعلق به شهر در شهروندان رضوانشهر بهعنوان شهر چندفرهنگی انجام شده است. ازنظر روششناسی، پژوهش در زمرۀ مطالعات کمّی قرار میگیرد. دادههای تحقیق با استفاده از پرسشنامه و ازطریق نمونهگیری خوشهای تصادفی از میان ۴۰۰ نفر از ساکنان مناطق و محلههای مختلف رضوانشهر گردآوری شده است. چارچوب نظری پژوهش، نظریۀ آنتونیچ است که بر پایۀ آن، احساس تعلق به مکان در میان شهروندان رضوانشهر تحلیل شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که سطح تعلق شهری در میان شهروندان رضوانشهر نسبتاً بالا است و آنان پیوند عاطفی و شناختی درخورتوجهی با شهر خود دارند. نتایج حاکیازآن است که با افزایش نشاط اجتماعی، تقویت روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری و ارتقای اعتماد به نهادهای مدیریت شهری، میزان احساس تعلق به شهر افزایش مییابد. درمقابل، افزایش خشونت و ناهنجاریهای شهری موجب کاهش این احساس در میان شهروندان میشود؛ علاوهبراین، بررسی متغیرهای جمعیتشناختی نشان داد که احساس تعلق به شهر در میان گروههای سنی، سطح تحصیلات و قومیتهای گوناگون تفاوت معناداری دارد؛ درحالیکه ازنظر متغیر مذهب تفاوت معناداری مشاهده نمیشود. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز بیانگر آن است که متغیرهای مستقل پژوهش درمجموع نزدیک به ۴۵درصد از تغییرات احساس تعلق به شهر را تبیین میکند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تعلق به شهر؛ اعتماد؛ مشارکت؛ خشونت؛ نشاط؛ فرهنگ؛ قومیت | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدمه و بیان مسئله مفهوم تعلّق به مکان در گفتمان رشتههای مختلف علمی ازجمله انسانشناسی، جامعهشناسی، جغرافیا و علوم تربیتی بررسی میشود. افزون بر این، تعلق خاطر به مکان بهمثابه پناهگاه و فضای امنی تعریف میشود که زمینهساز آسایش و آرامش روانی فرد است (Semken & Freeman, 2008: 1043). مکان اعم از خانه، محله، شهر یا کشور با طیف گستردهای از احساسات همراه است (Van Lanen, 2022; Joronen & Griffiths, 2019). مکان علاوهبر ویژگی مادی شامل بُعد غیرمادی نیز است و احساسات خاصی را برای افراد ساکن همچون هویت مکانی به وجود میآورد (رضوانی و احدی، 1388: 47). به بیان دیگر مکان بهعنوان یک ویژگی اساسی تجربۀ انسانی در نظر گرفته میشود که عمیقاً در فرایندهای شکلگیری هویت و تعلق، سلامت و رفاه نقش دارد (Raffaeta & Duff, 2013: 331). مکان شامل طیف وسیعی از جاهای مختلف است که ازنظر آنتونیچ میتوان تعلق به آن را در مقیاسهای چندگانه مفهومسازی کرد (Antonsich, 2010: 649). خانه، محله، شهرهای کوچک و بزرگ حتی میادین و ابنیهها را میتوان در زمرۀ مکانها دستهبندی کرد؛ بنابراین، فضا و مکان را میتوان مادیتی فراتر از انسان در نظر گرفت (Lund & Benediktsson, 2010: 1). اهمیت مکان در مطالعات علوم اجتماعی بهقدری پررنگ شده است که برخی نظریهپردازان پیشنهاد میکنند این مفهوم باید بهعنوان یک منبع بنیادین هویت در کنار نژاد، طبقه و جنسیت به تحلیلهای جامعهشناختی اضافه شود؛ زیرا مکان نقشی محوری در تعیین و شکلدهی به هویت فردی و جمعی ایفا میکند (Gieryn, 2000: 481). امروزه مطالعات زیادی دربارۀ تعلق به شهر انجام گرفته است (Bauder, 2015; Strunk & Richardson, 2017؛ امیری و همکاران، 1401؛ محمدی و رفیعی بالان، 1400؛ نصیری آملی و همکاران، 1400؛ یزدانی و همکاران، 1398)؛ در این راستا، احساس تعلق به شهر با پیوندهای عاطفی افراد با یک مکان و علایقشان به آن مشخص اطلاق میشود و دربرگیرندۀ ادراک شناختی و ذهنی آنها به پیرامونشان است (رحیمی و همکاران، 1399: 25). باتوجهبه فقدان حس تعلق و گسستگی شهروندان از محلات شهری در شرایط کنونی، اکتفا به بررسی صرفِ ابعاد حس تعلق به شهر کفایت نمیکند؛ ازاینرو، ضروری است که تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی بهعنوان مفهومی چندوجهی بررسی شود؛ زیرا این عوامل، زوایای متفاوتی از پیوند انسان با مکان را آشکار میسازد (مشکینی و همکاران، 1394: 70). احساس تعلق به مکان، شهروندان را توانمند میسازد تا برای بهبود محیط شهری خود مبادرت به کنشگری نمایند. این امر شامل گزارشدهی مؤثر مشکلات در سطوح مدیریتی و همچنین پیگیری مستمر برای تسریع در فرایند رفع آنها میشود (مبارکی و صلاحی، 1392: 279)؛ درنتیجه، توجه به مقولۀ احساس تعلق در میان شهروندان و فراهمآوردن شرایط بسترساز برای شکلگیری فرایند شهروندی فعال و همچنین تثبیت هویت مکانی و اجتماعی، زمینهساز کاهش بسیاری از تقابلهای فرهنگی است. بر اساس طرح محلهبندی سال ۱۳۹۸، شهر رضوانشهر با جمعیتی نزدیک به ۲۰ هزار نفر بهعنوان متکثرترین شهر در شمال ایران شناخته میشود. این شهر محل سکونت سه گروه قومی گیلک، تالش و ترک است و ازنظر مذهبی نیز دارای تنوع جمعیتی ۴۰درصدی اهل سنت و ۶۰درصدی شیعه است. افزون بر این، ویژگیهای ترکیبی جغرافیایی آن (شامل مناطق کوهستانی و جلگهای)، رضوانشهر را به میدانی مطالعاتی منحصربهفرد و پیچیده برای بررسی حس تعلق مکانی تبدیل کرده است. تحقیقات حاکیازآن است که تحولات گستردۀ فرهنگی و افزایش آسیبهای اجتماعی در شهر رضوانشهر، با تنوع قومیتی _ فرهنگی و ورود مهاجران به این منطقه مرتبط است (تحویلداری و همکاران، 1402: 145). درضمن در رضوانشهر میزان خشونت خانگی و خیابانی از میانگین شهرستانهای استان گیلان بیشتر است (موسوی، 1402: 8). پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان تعلق مکانی شهروندان رضوانشهر انجام شده است؛ در این راستا، تأثیر متغیرهای کلیدی نظیر نشاط اجتماعی، روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری، خشونت شهری و اعتماد به مدیریت شهری بر متغیر وابسته ارزیابی میشود؛ درنتیجه، علاوهبر بررسی عوامل مؤثر بر تعلق مکانی، میزان اثرگذاری مؤلفههای قومی و مذهبی نیز بهطور مجزا مطالعه و تحلیل خواهد شد. پیشینۀ پژوهش پیشینۀ داخلی براساس یافتههای پژوهش صالحی و نصرتی (۱۴۰۴) با عنوان «سنجش سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی با تأکید بر تمایل به سکونت در فضاهای شهری؛ مطالعۀ موردی محلۀ امیرآباد شهر تهران»، فرایند اجتماعیشدن و سبک زندگی بهعنوان عوامل تعیینکننده در تصمیمگیریهای مرتبط با محل سکونت مطرح میشود؛ بهطوریکه انتخاب مکان زندگی میتواند بهعنوان بیانی از هویت اجتماعی و فرهنگی افراد تفسیر شود؛ درنتیجه، انتخاب محل سکونت تنها تابعی از عوامل ساختاری مانند امنیت، سرمایۀ اجتماعی و امکانات محلی نیست، بلکه بهشدت متأثر از کنشهای فردی و تصمیمات روزمرۀ شهروندان در زمینۀ سبک زندگی و اوقات فراغت است؛ ازاینرو، عادتوارههای سبک مصرف و شیوههای گذراندن اوقات فراغت نقشی محوری و تعیینکننده در فرایند انتخاب محل سکونت ایفا میکنند. طبق یافتههای پژوهش ایمانی شاملو و همکاران (1403) با عنوان «تأثیر حس تعلق بر مشارکت شهروندان در بافتهای کهن و تاریخی مطالعۀ موردی: محلۀ مقصودیه تبریز» رابطۀ معنیدار مثبت و قوی بین احساس تعلق و مشارکت شهروندان وجود دارد. همچنین بین سن، وضعیت شغلی، تحصیلات افراد و مشارکت شهروندان رابطۀ معناداری وجود دارد. طبق یافتههای پژوهش امیری و همکاران (1401) با عنوان «ارزیابی عوامل موثر بر حس تعلق شهروندان به فضاهای شهری، مطالعۀ موردی: میدان انقلاب بندر بوشهر» شاخصهای مکانی تأثیرگذار بر عوامل مؤثر در حس تعلق شهروندان به فضاهای شهری به 6 عامل «خاطرهانگیزی/ تعلق مکانی»، «دسترسی و خوانایی»، «زیبایی بصری و تنوع فضایی»، «تأمین فعالیتها»، «همهشمولی» و «تعاملپذیری/ حضورپذیری» دستهبندی شده است. طبق یافتههای پژوهش شیروانی ناغانی و همکاران (1401) با عنوان «بررسی رابطۀ بین تعلق به شهر و رفاه ذهنی شهروندان تهرانی (مطالعهای در بین شهروندان بالای 18 سال شهر تهران)» بین تعلق مکانی، تعلق احساسی و تعلق عملی با رفاه ذهنی شهروندان رابطۀ معنادار و مثبت وجود دارد. متغیر تعلق اجتماعی 31/0 از تغییرات متغیر رفاه ذهنی را تبیین میکند. طبق یافتههای پژوهش نوروزیزاده و همکاران (1400) با عنوان «ارزیابی و بررسی تطبیقی مؤلفههای مؤثر بر شکلگیری حس تعلق به مکان در بافت قدیم و جدید شهر تبریز» تعلق به مکان در بافت قدیم تبریز بیشتر از بافت جدید است. همچنین در بافت قدیم تعاملات اجتماعی میان ساکنان قویترین عامل مؤثر بر شکلگیری حس تعلق آنان محسوب میشود. طبق یافتههای پژوهش نصیری و همکاران (1400) با عنوان «تعلق شهری و حق به شهر، مورد مطالعه: جوانان شهر آمل» احساس تعلق مکانی دارای بیشترین تأثیر مستقیم بر حق به شهر است و هویت مکانی دارای کمترین تأثیر غیرمستقیم بر این متغیر است. وضعیت کلی حق به شهر در بین جوانان ساکن شهر آمل در حد متوسط است. جوانان آملی حس تعلق نسبتاً خوبی به این شهر دارند و برای تغییر وضع موجود تلاش میکنند؛ اما فرصتهای ایجادشده را کافی و عادلانه نمیدانند. طبق یافتههای پژوهش فیضالهی (1400) با عنوان «رابطۀ احساس تعلق به شهر و مشارکت اجتماعی در مدیریت شهری» احساس تعلّق به شهر دارای تأثیر مثبت بر مشارکت در مدیریت شهری است. سطح مشارکت اجتماعی شهروندان این منطقه متوسط ارزیابی شده است؛ با این وجود، باتوجهبه پدیدۀ مهاجرپذیری که غالباً ماهیت روستایی و دروناستانی دارد و ترکیب کنونی محلات شهری، پتانسیل درخورتوجهی برای بهرهگیری مدیریت شهری از ظرفیتهای مشارکتی شهروندان وجود دارد. طبق یافتههای پژوهش نیکخواه و همکاران (1399) با عنوان «بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر احساس تعلق شهروندان به شهر مورد مطالعه: شهر بندرعباس» بین تعاملات اجتماعی، امنیت اجتماعی، خدمات محلهای، تعاون و همکاری محلهای و مکانهای خاطرهساز با احساس تعلق شهروندان رابطۀ قوی و معناداری وجود دارد. طبق یافتههای پژوهش یزدانی و همکاران (1398) با عنوان «بررسی و تحلیل هویت محلات شهری با تأکید بر حس تعلق به مکان (مورد مطالعه: محلات سیزدهگانۀ حاشیۀ شهر اردبیل)» بین انسجام و تعامل اجتماعی با حس مکان، ارتباط معنیدار مثبت و مستقیم وجود دارد؛ اما متغیرهای مشارکت اجتماعی، مسئولیتپذیری و آگاهی و دانش بر متغیر حس مکان تأثیری ندارد. طبق یافتههای پژوهش ملکی و همکاران (1393) با عنوان «بررسی حس تعلق به مکان باتوجهبه تفاوتهای جنسیتی، (مطالعۀ موردی، شهر ایلام)» میزان حس تعلق به مکان بر میزان احساس امنیت، خصوصیات کالبدی اثر دارد؛ همچنین تأثیرات مکان بر برداشتهای ذهنی و ماندگاری تصورات بستگی دارد که با تغییر هرکدام از عوامل، میزان حس تعلق به مکان در افراد تغییر خواهد کرد. تفاوتهایی نیز میان حس تعلق زنان و مردان وجود دارد که به خصوصیات جنسیتی آنان وابسته است. پیشینۀ خارجی آذریان[1] (2023) در مقالهای با عنوان «ساخت اجتماعی مکانها بهعنوان اشیای معنادار: رویکرد تعاملگرایی نمادین» بر تبیین فرایند ساخت و حفظ هویت جمعی متمرکز است که ازطریق پیوندهای عاطفی اعضای گروه با مکان شکل میگیرد. این پژوهش با اتکا به اصول تعاملگرایی نمادین، استدلال میکند که برای ایفای نقش پایه و اساس هویت گروهی، مکان باید بهعنوان شیءای معنادار با ارزش ویژه ادراک شود. افزون بر این، معناداری مکان ازطریق بیان روایی منحصربهفرد بودن آن محقق میشود؛ روایتی که با تکیه بر تجربیات مشترک زندگی مرتبط با مکان، ویژگیهای خاص آن را ارج مینهد و ارزش ذاتی آن را تعمیق میبخشد. پینکستر و لومانز[2] (2024) در مقالهای با عنوان «تعلق شهری بهمثابۀ عاطفۀ مکانمحور» تعلق شهری را بهعنوان عاطفۀ مکانمحور تعریف میکنند تا نحوۀ شکلگیری و تکامل این پدیده را ازطریق تعاملات روزمره با شهر به شیوههای کیفی متمایز، واکاوی کنند. این پژوهش، احساسات متفاوت ساکنان آمستردام را در ماههای اولیۀ همهگیری کووید-۱۹ بررسی کرده است. در پی بازتنظیم ناگهانی زندگی روزمره، درحالیکه برخی ساکنان احساس رضایت عمیق مکانی را تجربه کردند، گروهی دیگر احساساتی دوگانه یا منفی پرورش دادند. این طیف عاطفی شامل جدایی مضطربانه، سرخوردگی، بیگانگی و طرد بود که به طرح پرسشهای وجودی دربارۀ جایگاه آنها در شهر، فراتر از دورۀ همهگیری، منجر شد. دادهها نشان داد که این نابرابریهای عاطفی ریشه در کنشهای روزمره دارد و ازطریق مواجهههای اجتماعی و مادی در فضاهای خصوصی و عمومی تکامل مییابد. این یافتهها بر ماهیت فرایندی و رابطهای تعلق شهری تأکید میکند و ظرفیتهای عاطفی شهر در زندگی روزمره را برجسته میسازد. آکینو و همکاران[3] (2020) در مقالهای با عنوان «حق به شهر: ورزش غیررسمی در فضای باز و تعلق شهری در فضاهای چندفرهنگی» تعاملات ورزشی و تفریحی غیررسمی جمعیتهای مهاجر و قومی متنوع سنگاپور را بررسی کردند. یافتههای آنان نشان میدهد که چگونه محیطهای شهری و ساختارهای اجتماعی گستردهتر بهعنوان عاملی واسطه در شمول یا طرد ساکنان عمل میکند. این پژوهش با بهرهگیری از مفهوم «حق به شهر» به دسترسی شهروندان به منابع شهری و توانایی جمعی آنها برای سکونت دموکراتیک در شهر توجه میکند. باوجود محدودیتهای ساختاری اعمالشده بر مهاجران به حاشیه راندهشده، ماهیت ورزش غیررسمی شامل گردهماییهای خودجوش برای بازی، استفادۀ خلاقانه از فضای عمومی و طیفی از شیوههای جشن و سرور، موجب ایجاد حس تعلق شهری میشود. یاشینا شافر[4] (2018) در مقالهای با عنوان «من به کجا تعلق دارم؟ روایتهایی از ردینا (میهن) در میان جوانان روسزبان در قزاقستان» روایتهای شخصی از مفهوم «ردینا» در میان جوانان روسزبان قزاقستان را پس از فروپاشی شوروی بررسی انتقادی میکند. استدلال اصلی مقاله این است که «ردینا» بهعنوان مکان کانونی تعلق، نمیتواند با معنایی واحد تعریف شود، بلکه با تضادها و تنوعهای درونی مشخص میشود. این پژوهش با تکیه بر دادههای تجربی، فراتر از محدودههای «ملت» و «ملیت» گام برمیدارد تا روشهای متنوع شکلگیری برداشت روسزبانان از ردینا و همچنین تأثیر این روایتها بر ساخت هویت فردی و جمعی آنها را آشکار سازد. اسمیت[5] (2011) در پژوهشی با عنوان «رابطۀ بین رضایت مسکونی، حس اجتماع، حس تعلق و حس مکان در یک جامعۀ برنامهریزیشدۀ شهری در غرب استرالیا» با تکیه بر روش کمّی و استفاده از پرسشنامههای استاندارد، مؤلفههای رضایت از سکونت، حس جامعه، حس تعلق و حس مکان را در یک بافت شهری خاص سنجش کرد. یافتههای پژوهش حاکیازآن بود که عوامل اجتماعی و فیزیکی، شامل احساس تعلق، وابستگی به جامعه، مشارکت اجتماعی، سطح پایین ترس از جرم، طراحی و چیدمان جامعه و تراکم مسکن، تأثیر مثبتی بر سطوح بالای رضایت سکونتی و سه مؤلفۀ مکانی دارد. در نقطۀ مقابل، عوامل شخصی مانند سن، قومیت، مالکیت خانه، مدت سکونت و سطح تحصیلات تأثیر معناداری بر این مفاهیم نشان نداد. در جمعبندی پیشینههای پژوهش میتوان بیان داشت که بیشتر مطالعات، ازجمله تحقیقات ایمانی شاملو و همکاران (۱۴۰۳)، نیکخواه و همکاران (۱۳۹۹) و یزدانی و همکاران (۱۳۹۸) از روش کمّی و رویکرد پیمایشی بهره گرفتهاند. هرچند، پژوهشهای آذریان (2023) و پینکستر و لومانز (2024) با استفاده از روشهای کیفی انجام شده است. ازجمله نقاط قوت مطالعات پیشین میتوان به حجم بالای نمونهها، بهکارگیری تحلیلهای چندمتغیره و توجه به عوامل فرهنگی و اجتماعی اشاره کرد؛ بااینحال، به متغیرهای مرتبط با قومیت و مذهب در بافت شهرهای چندفرهنگی و متکثر کمتر توجه شده است. افزون بر این، شاخصهای مهمی همچون خشونت شهری و اعتماد به مدیریت شهری و نقش آنها در شکلگیری یا تضعیف احساس تعلق مکانی در بیشتر پژوهشها مغفول مانده است. پژوهش حاضر با رویکردی کمّی و در یکی از متکثرترین شهرهای شمالی ایران ازنظر ترکیب قومی و مذهبی انجام گرفته است؛ الگویی که قابلیت تعمیم به دیگر شهرهای دارای ساختار چندقومیتی را نیز داراست؛ علاوهبراین، بهکارگیری نظریۀ آنتونیچ در تبیین ابعاد تعلق مکانی، از نکات برجسته و متمایزکنندۀ این مطالعه به شمار میرود. رویکرد نظری اصطلاح «تعلق» در میان جامعهشناسان در بستر دشواریهای مفهوم «هویت» محبوبیت یافته است؛ زیرا کمتر در معرض انحرافات هستیشناختی هویت قرار دارد. تعلق شامل بُعدی عاطفی و احساسی است، نه فقط «بودن» بلکه «اشتیاقداشتن»؛ علاوهبراین، تعلق با مکان نیز مرتبط است. احساس تعلق به یک محله، شهر یا منطقه شکل مهمی از تعلق است که بیشتر با این حس همراه است که این قلمروها به ما تعلق دارد (Gidley et al., 2018: 3). از جامعهشناسان کلاسیک متون مختلفی دربارۀ تعلق به مکان دیده شده است؛ برای مثال «مردانی که پیوندهایی مرتبط با زادگاهی مشترک دارند، بهطور طبیعی به روابط اجتماعی کشیده میشوند. مردمی که در یک قلمرو مشترک ساکن هستند، درنتیجه چنین اشتراکی از همبستگی خاصی برخوردارند؛ این واقعیت بهویژه در مورد گروههای کوچکتر بهوضوح صادق است. وفاداری به شهر یا زادگاه خود ضربالمثل شده است» (Small & Vincent, 1894: 199). همچنین در آثار دورکیم، تونیس، زیمل و ویرث هم رگههایی از تعلق به مکان دیده میشود؛ اما تعلق به مکان به شکل جدیتر در مکتب شیکاگو وجود دارد (Azarian, 2023: 547-548). مکان جایی است که نمود عینی جهان زندگی در آن مشاهده میشود و ثبات فضایی و زمانی محیط زندگی را شکل میدهد. در رویکرد پدیدارشناختی، حس مکان به حقیقت مکان اشاره دارد که بیشتر در ویژگیهای غیرمادی و معنایی نزدیک به روح مکان به کار میرود. به این معنا که برخی مکانها چنان جذاب هستند که احساسی وصفناشدنی به افراد میدهند که آها را سرزنده، پرنشاط و مشتاق بازگشت به آن مکان میکند (Yazdanfar et al., 2013: 122). برخی از نظریات بر رابطۀ بین هویت شهری و تعلق مکانی متمرکز بوده است (Faulks, 2000). نظریهای که بسیار محققان از آن استفاده کردهاند، نظریۀ حق به شهر لوفور است که این نظریه بر تعلق شهر به شهروندان تأکید دارد و مشارکت آنان برای بهترشدن امور را طلب میکند (Lefebvre, 2009). برخی دیگر انتقال احساس به مکان را مدنظر قرار دادهاند و دو دسته عوامل اداراکی و فیزیکی را برای شکلگیری حس مکان مهم میدانند (Steele, 1981: 47). گروهی از محققان بر عناصر کالبدی تأکید زیادی دارند و مؤلفههایی چون اندازه، تنوع، مقیاس و نماد را بسیار حیاتی در تعلق به مکان تلقی میکنند (Lewicka, 2008: 218). در مقالۀ حاضر از نظریات مارکو آنتونیچ برای تحلیل تعلق مکانی در شهری با تنوع قومیتی و مذهبی استفاده شده است. این نظریه در سال 2010 در مقالهای با عنوان «جستوجوی تعلق: یک چارچوب تحلیل» تبیین شده که بعد از آن مقالات زیادی با ارجاع به آن نوشته شده است (Haslam et al., 2023; Yuval-Davis et al., 2017; Ahn & Davis, 2019; Dost, 2024; Mohseni et al., 2024). ازنظر آنتونیچ تعلق مفهومی با تعریفی مبهم و فاقد چارچوب نظری منسجم است. پژوهشگران در رشتههای مختلف علوم اجتماعی غالباً این مفهوم را امری بدیهی فرض میکنند؛ گویی معنای آن تا حدی خودتوضیحدهنده است. برخی دیگر آن را معادل مفهوم هویت یا شهروندی یا هر دو در نظر میگیرند. استدلال او این است که تعلق را باید هم بهعنوان احساسی شخصی و عمیق از «در خانه بودن» و هم بهعنوان ابزاری گفتمانی تحلیل کرد که اشکال شمول/ طرد اجتماعی _ فضایی را مطالبه میکند، توجیه مینماید یا به چالش میکشد. خطر تمرکز صرف بر یکی از این دو بُعد، افتادن به دام فردگراییِ بیبستر اجتماعی یا گفتمان فراگیر اجتماعیسازی است. پرسش این است که آیا تنوع فزایندۀ فرهنگی و قومی جوامع معاصر میتواند به شکلگیری «جماعتهای تعلق» فراتر از «جماعتهای هویت» بینجامد. براساس نظر آنتونیچ، احساس تعلق بیشتر جنبۀ ذهنی دارد که بدان تعلق مکانی گفته میشود (Antonsich, 2010: 644-648). آنتونیچ با بهرهگیری از مطالعات بینرشتهای در این زمینه، مفهوم «تعلق مکانی» را مطرح کرده است؛ این مفهوم بهعنوان شرایط «احساس خانه بودن» در یک مکان تعریف میشود. جایی که «خانه» نمایانگر «فضایی نمادین از آشنایی، آسایش، امنیت و وابستگی عاطفی» است. به گفتۀ او چنین احساسی توسط پنج بُعد تعیین میشود: عوامل خودزندگینامهای که به تاریخچۀ شخصی فرد مرتبط است (مانند خاطرات و تجربیات شخصی)؛ عوامل ارتباطی که به «پیوندهای شخصی و اجتماعی که زندگی فرد را در یک مکان خاص غنی میکند» اشاره دارد؛ عوامل فرهنگی مانند زبان؛ عوامل اقتصادی مانند تجربۀ ثبات شغلی و همچنین تصور داشتن آینده در آن مکان و عوامل حقوقی مانند تابعیت و اجازۀ اقامت که حس امنیت ایجاد میکند (De Nardi, 2017:63). براساس نظرات آنتونیچ مکان بهعنوان «خانه» احساس میشود و درنتیجه، تعلقداشتن به معنای یافتن جایی است که فرد در آن میتواند احساس «در خانه بودن» داشته باشد. مکان میتواند شامل خانه، محله، شهر کوچک تا یک کشور باشد. از یکسو، این مفهوم در مسائل انسجام اجتماعی، وفاداری، تعهد، نظم سیاسی، همبستگی و احساسات «ما» نقش حیاتی ایفا میکند (Antonsich, 2010: 660). ازنظر آنتونیچ تعلق به مکان صرفاً احساس فردی نیست، بلکه پدیدهای دووجهی است که در سطح فردی ازطریق تداوم تجربیات فرد با مکان در طول زمان شکل میگیرد و در سطح اجتماعی ازطریق روابط جمعی یا سیاستهای هویت، درون یک مکان شکل میگیرد. از نگاه آنتونیچ تعلق به مکان حاصل تعامل پیچیده بین دلبستگی عاطفی و تجربیات شخصی فرد و به رسمیت شناخته شدن و پذیرفتهشدن درون جمعیت و هویت مشترک است که این فرایند همیشه تحتتأثیر روابط قدرت و گفتمانهای حاکم بر شمول و طرد قرار دارد. ازنظر آنتونیچ متغیرهای متعددی در سطح اجتماعی قرار دارند؛ برای مثال احساس نشاط اجتماعی که شاخص مستقیم کیفیت روابط اجتماعی و هویت جمعی است و موجب تقویت همبستگی اجتماعی میشود و نوعی شمول محسوب میگردد؛ یا شاخص دیگری که مرتبط به نهادهای قدرت است، همان مفهوم اعتماد است یا مشارکت که عالیترین شکل تجلی تعلق جمعی است. در سطح فردی هم میتوان به مفهوم خشونت اشاره کرد که باعث میشود فرد در مکان احساس ناامنی و بیثباتی و عدمتداوم کند. محیط خشن، دلبستگی عاطفی و در خانه بودن را از بین میبرد. با استفاده از این مؤلفهها در اندیشۀ آنتونیچ، شاخصهای احساس نشاط اجتماعی، خشونت شهری، روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری و اعتماد به مدیریت شهری استخراج شد. در راستای تبیین ارتباط دقیقتر عوامل بررسیشده با چارچوب پنجبُعدی آنتونی میتوان اینگونه استدلال کرد که احساس نشاط اجتماعی مستقیماً با بُعد ارتباطی و بُعد فرهنگی مرتبط است. نشاط نمود عینی حس ریشهداشتن و پذیرش در شبکههای اجتماعی مکان است. خشونت شهری بهطورمستقیم ابعاد حقوقی و اقتصادی و نیز بُعد زندگینامهای را تضعیف میکند و مانع شکلگیری تعلق میشود. مشارکت اجتماعی و اعتماد به مدیریت شهری هستۀ اصلی سیاستهای تعلق را نشان میدهد. مشارکت، خواست فعالانه برای شمول در فرایندهای تعیین سرنوشت مکان است و اعتماد نشانۀ به رسمیت شناخته شدن شهروندان ازسوی نهادهای قدرت است؛ اینها در بُعد حقوقی و فرهنگی ریشه دارند (Antonsich, 2010: 649-655)؛ بنابراین، هدف مقاله آزمون این مدل مفهومی و نشاندادن قابلیت کاربست ابعاد آنتونیچ در تحلیل شرایطی مانند رضوانشهر بوده است. شایان ذکر است که پس از بررسیهای اولیه، بُعد حقوقی این نظریه، به دلیل بلاموضوع بودن در بافت موردمطالعه، از چارچوب تحلیلی تحقیق حاضر حذف شد. روش پژوهش پژوهش حاضر با رویکرد کمّی و بهکارگیری تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه انجام شده است. جامعۀ آماری شامل کلیۀ شهروندان شهر رضوانشهر است. جمعیت شهر رضوانشهر حدود 20000 نفر است که براساس فرمول کوکران، حجم نمونۀ آماری برابر با ۳۷۷ نفر برآورد شد؛ ولی برای افزایش دقت و قابلیت تعمیم نتایج، تعداد ۴۰۰ پرسشنامه تکمیل شد. در این پژوهش از روش نمونهگیری خوشهای تصادفی استفاده شده است؛ بدینترتیب که هریک از محلههای رضوانشهر بهعنوان یک خوشه در نظر گرفته شد و در تمامی ۱۱ محله، فرایند جمعآوری دادهها بهصورت تصادفی و مراجعۀ حضوری به درب منازل انجام گرفت. اعتبار ابزار پژوهش بهصورت صوری (ظاهر محتوا) بررسی شد. پس از ارزیابی و تأیید اعتبار پرسشنامه، گویههای مدنظر برای سنجش پایایی انتخاب شد. برای آزمون اولیۀ پایایی، پرسشنامهها بهصورت تصادفی بین ۳۰ نفر از اعضای جامعۀ آماری توزیع گردید و درنهایت، گویههای دارای دقت بیشتر انتخاب شد. ضرایب آلفای کرونباخ مربوط به هر متغیر در جدول ۱ گزارش شده است. پس از گردآوری دادهها، اطلاعات حاصل وارد نرمافزار SPSS گردید و پس از خطایابی، ساخت شاخصهای لازم و انجام تحلیلهای توصیفی و استنباطی، نتایج پژوهش بررسی شد. جدول 1- پایایی سنجی متغیرهای پژوهش Table 1- Reliability analysis of research variables
تعریف مفهومی و عملیاتی تعلق به مکان با نظریۀ آنتونیچ سنجش شده است. تعریف نظری سایر شاخصها به قرار ذیل است: احساس نشاط اجتماعی: شادی و نشاط احساس نزدیکی، دوستداشتن، اعتماد و کیفیت تعامل با دیگران است. آرگایل معتقد است که شادی و نشاط در انسان، باعث تقویت احساس امنیت، آرامش و قدرت تصمیمگیری میشود. همچنین، احساس نزدیکی به دیگران، محبت، اعتماد و کیفیت تعاملات را افزایش میدهد (آرگایل، 1386: ۳۲۸). از دیدگاه جامعهشناسی، شادی و نشاط را میتوان بهعنوان مادۀ اولیۀ تغییر، تحول و تکامل در حیات اجتماعی انسان در نظر گرفت. در جوامعی که شهروندان احساس شادی و خرسندی بیشتری دارند، بهبود در معیارهایی چون تولید، اشتغال و سلامت اقتصادی مشاهده خواهد شد. همچنین، این باور وجود دارد که در چنین جوامعی، پویایی ذهن و شکوفایی استعدادهای فردی تسهیل میشود و جامعه را به سمت تعالی و پیشرفت سوق میدهد (خبازی، 1390: 36). روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری: مشارکت در مدیریت شهری فرایندی است که شهروندان را بهطورمستقیم درگیر مسائل شهری میکند. این مشارکت زمانی شکل میگیرد که تمامی ذینفعان در آن حضور داشته و پذیرای تغییرات باشند و همکاری کنند (Monastyrski, 2002: 15). مشارکت حرکتی نظامدار است که از افراد، گروهها و جامعه سرچشمه میگیرد. این فرایند، بستری مناسب برای تأثیرگذاری بر تصمیمات، برنامهریزیها، اجرای برنامهها و ارزشیابی آنها فراهم میسازد (موسایی و رضوی الهاشم، 1390: 128) خشونت شهری: بیشتر فرهنگنامهها خشونت را بهعنوان نوعی نیروی جسمانی یا بدنی تعریف میکنند؛ بهویژه نیرویی شدید، ناگهانی، ناعادلانه یا ناشایست که به آسیب یا نابودی فرد یا دارایی منجر میشود. صدیق سروستانی (1379) در معنایی گسترده، خشونت را اینگونه تعریف میکند: خشونت رفتاری است که برای آسیبرساندن به دیگری از کسی سر میزند و دامنۀ آن از تحقیر و توهین، تجاوز و ضربوجرح تا تخریب اموال و دارایی طرف مقابل و قتل او است (صدیق سروستانی، 1379: 99). بررسی خشونت شهری از این نظر اهمیت دارد که بخش زیادی از افراد جامعه با مشاهده و درک آن، احساس ناامنی و ترس میکنند. اعتماد به مدیریت شهری: در عمومیترین تعریف، اعتماد به معنی مطمئنبودن دربارۀ کنشهای احتمالی در آینده است؛ بنابراین، نشاندادن اعتماد نوعی پیشبینی آینده است. ازنظر گیدنز (1392)، اعتماد شیوهای ضروری و اجتنابناپذیر در زندگی اجتماعی است و از مؤلفههای مدرنیته به شمار میرود (گیدنز، 1392: 122). پاتنام (1384) بر این باور است که اعتماد اجتماعی، هنجارهای معاملۀ متقابل، شبکههای مشارکت مدنی و همکاری موفقیتآمیز را تقویت میکند (پاتنام، 1384: 309). عملیاتیسازی هریک از متغیرهای پژوهش در جدول 2 ارائه شده است. جدول 2- عملیاتیسازی متغیرهای پژوهش Table 2- Operationalization of research variables
فرضیههای پژوهش
پیشفرضهای آزمون فرضیات برای انتخاب آزمون مناسب ابتدا باید از نرمال و غیرنرمال بودن توزیع شاخصهای پژوهش اطمینان حاصل شود؛ بدین منظور از توصیف کجی و کشیدگی استفاده شد. جدول 3- نرمالسنجی Table 3- Normality assessment
در بررسی با استفاده از کجی و کشیدگی اگر مقدار کجی و کشیدگی در محدودۀ 2+ تا 2- قرار داشته باشد، نرمالبودن متغیر مدنظر را نشان میدهد؛ بر این اساس باتوجهبه جدول 3 و ازآنجاکه عدد کجی و کشیدگی همۀ متغیرها در این محدوده قرار دارد، میتوان از آزمون پارامتریک استفاده کرد. همچنین به نمودار Q-Q نیز رجوع شد که نتایج حاکی از نرمالبودن توزیع متغیرهای پژوهش است. یافتههای پژوهش در جدول 4 متغیرهای زمینهای پژوهش نظیر جنسیت، گروه سنی، سطح تحصیلات، وضعیت تأهل، قومیت، مذهب و سطح درآمد گزارش شده است. جدول 4- سیمای جامعۀ آماری Table 4- Demographic profile of the sample
باتوجهبه جدول توصیفی 5 و نمرهگذاری متغیرهای پژوهش، در شاخص احساس تعلق به شهر، محدودۀ ۱ تا 33/2 احساس تعلق کم، 34/2 تا 66/3 محدودۀ متوسط (نه خیلی زیاد و نه خیلی کم) و محدودۀ 67/3 تا ۵ احساس تعلق زیاد است؛ بر این اساس و ازآنجاییکه میانگین احساس تعلق به شهر، 02/4 به دست آمده است، بنابراین شهروندان تعلق خاطر زیادی به شهر خود دارند. متغیرهای احساس نشاط اجتماعی با میانگین 62/3 متوسط رو به بالا، روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری با میانگین 19/3 متوسط و اعتماد به مدیریت شهری با میانگین 03/3 در محدودۀ متوسط قرار دارند. خشونت شهری نیز با میانگین 64/2 متوسط رو به پایین است. جدول 5- توصیف شاخصهای پژوهش Table 5- Descriptive statistics of research indices
باتوجهبه جدول 6 و نتایج آزمون پیرسون جدول 6- رابطۀ میان متغیرهای مستقل و وابستۀ پژوهش Table 6- Correlation between independent and dependent variables
بین خشونت شهری و احساس تعلق به شهر، رابطۀ معنادار معکوس وجود دارد و با افزایش خشونت شهری، احساس تعلق به شهر در شهروندان کاهش مییابد باتوجهبه جدول 7 و نتایج آزمون، تفاوت احساس تعلق به شهر در گروههای سنی مختلف تفاوت معنادار دارد جدول 7- رابطۀ میان متغیرهای زمینهای (جمعیتشناختی) و وابستۀ پژوهش Table 7- Relationship between demographic variables and sense of belonging to the city
احساس تعلق به شهر در قومیتهای مختلف تفاوت معنادار دارد (000/0:, sig827/10f:). احساس تعلق به شهر گیلکها با میانگین 18/4 بیشتر از سایر قومیتها است. همچنین این احساس در قومیت تالش با میانگین 01/4 در جایگاه بعدی قرار دارد. احساس تعلق به شهر در شهروندان ترکزبان با میانگین 57/3 در کمترین سطح خود قرار دارد؛ درنهایت نیز شایان ذکر است که احساس تعلق به شهر باتوجهبه جنسیت، وضعیت تأهل، شغل، مذهب و درآمد افراد تفاوت معناداری ندارد. جدول 8- ضریب تعیین و خطیبودن رگرسیون Table 8- Coefficient of determination and regression linearity
جدول 8 نشان میدهد که تأثیر احساس نشاط اجتماعی، روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری، خشونت شهری و اعتماد به مدیریت شهری بر احساس تعلق به شهر معنادار است. همچنین باتوجهبه سطح معناداری جدول 7 معادلۀ رگرسیون، خطی و پیشبینیپذیر است. جدول 9- میزان تأثیر متغیرها Table 9- Impact coefficients of variables
براساس مقدار Beta مندرج در جدول 9 متغیرهای پیش بین حدود 45درصد از تغییرات احساس تعلق به شهر را تبیین میکند. براساس شکل 1 و تحلیل مسیر انجامشده، میزان اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای مستقل بر احساس تعلق به شهر در قالب مدل مفهومی نمایان است: شکل 1- اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر احساس تعلق به شهر Fig 1- Direct and indirect effects on sense of belonging to the city جدول 10 نشاندهندۀ اثرات مستقیم و غیرمستقیم احساس نشاط اجتماعی، روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری، خشونت شهری و اعتماد به مدیریت شهری بر احساس تعلق به شهر است؛ بر این اساس احساس نشاط اجتماعی بیشترین اثر مستقیم را بر احساس تعلق به شهر دارد. همچنین روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری، خشونت شهری و اعتماد به مدیریت شهری دارای اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر احساس تعلق به شهر است. جدول 10- میزان اثرات مستقیم و غیرمستقیم بر احساس تعلق به شهر Table 10- Direct and indirect effects on sense of belonging to the city
در کل با در نظر گرفتن اثرات مستقیم و غیرمستقیم، متغیر روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری با میزان اثر 0.50، بیشترین تأثیر را بر احساس تعلق به شهر دارد. بحث و نتیجه پژوهش با هدف سنجش میزان احساس تعلق شهروندان رضوانشهر به شهر خود، با درنظرگرفتن بافت متکثر قومی و مذهبی این شهر انجام گرفته است. نتایج حاصل از تحقیق بیانگر آن است که مجموعهای از عوامل اجتماعی و فرهنگی در شکلگیری و تقویت این احساس نقش مؤثری ایفا میکنند. پژوهش ایمانی شاملو و همکاران (۱۴۰۳) بر وجود رابطۀ مثبت و قوی میان احساس تعلق به شهر و مشارکت شهروندان تأکید کردهاند. یافتههای پژوهش حاضر این رابطه را تأیید میکند؛ بهطوریکه افزایش روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری با افزایش احساس تعلق به شهر همبستگی معنادار دارد. همچنین، براساس همان پژوهش، سن، وضعیت شغلی و سطح تحصیلات با مشارکت شهروندان رابطۀ معناداری برقرار میسازند. نتایج پژوهش حاضر حاکی از وجود تفاوتهای معنادار در احساس تعلق به شهر براساس متغیرهای سنی، مقاطع تحصیلی و قومیتها است. در تبیین عوامل مؤثر، صفرنژاد و همکاران (۱۳۹۵) معتقدند که عواملی نظیر فراهمسازی نفوذپذیری، غنای حسی، توجه به نمادهای بومی و نمای ساختمانها و در نظر گرفتن زمینه در طراحی شهری، موجب ارتقای هویت محیطی و تعمیق حس تعلق میشود. در پژوهش حاضر نیز، متغیرهای احساس نشاط اجتماعی، روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری و اعتماد به مدیریت شهری بهعنوان عوامل مؤثر و افزایشدهندۀ حس تعلق شهروندان شناسایی شد. در پژوهش حاضر نظریۀ آنتونیچ (2010) بهعنوان چارچوب نظری اصلی پژوهش استفاده شده است. این نظریه، تعلق مکانی را بهعنوان احساس «در خانه بودن» در یک مکان تعریف میکند و پنج بُعد خودزندگینامهای، ارتباطی، فرهنگی، اقتصادی و حقوقی را برای آن برمیشمارد و یافتههای این پژوهش بهخوبی با این نظریه همخوانی دارد. عوامل ارتباطی دادهها نشان داد که روحیۀ مشارکتجویی در مدیریت شهری رابطۀ مثبت و معناداری با احساس تعلق به شهر دارد. این یافتهها مؤید تأثیر پیوندهای اجتماعی و مشارکت جمعی بر تقویت حس تعلق است؛ همانگونه که آنتونیچ بر آن تأکید دارد. براساس عوامل فرهنگی تفاوتهای قومیتی در احساس تعلق به شهر مشاهده شد؛ بهطوریکه گیلکها بیشترین احساس تعلق و ترکزبانان کمترین احساس تعلق را گزارش کردند. این نتیجه با بُعد فرهنگی نظریۀ آنتونیچ همسو است که زبان و هویت فرهنگی را بهعنوان عوامل کلیدی در تعلق مکانی معرفی میکند. عوامل اقتصادی و اجتماعی، اعتماد به مدیریت شهری و احساس نشاط اجتماعی نیز بهعنوان عوامل مؤثر بر تعلق مکانی شناسایی شد. این یافتهها نشان میدهد که ثبات اقتصادی و رفاه اجتماعی میتواند به احساس امنیت و تعلق بیشتر بینجامد. احساس نشاط اجتماعی، اعتماد به مدیریت شهری و روحیۀ مشارکتجویی رابطۀ مستقیم و معناداری با افزایش احساس تعلق به شهر دارد. همچنین سن و تحصیلات بر احساس تعلق تأثیرگذار است. افراد مسنتر و افراد با تحصیلات عالی احساس تعلق بیشتری دارند. قومیت نیز نقش مهمی ایفا میکند؛ درحالیکه مذهب تأثیر معناداری ندارد .خشونت شهری رابطۀ معکوس با تعلق مکانی دارد و کاهش آن میتواند به بهبود حس تعلق شهروندان کمک کند. همچنین متغیرهای مستقل پژوهش حدود 45درصد از تغییرات احساس تعلق به شهر را تبیین میکند که نشاندهندۀ قدرت توضیحدهندگی بالای مدل پژوهش است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که احساس تعلق به شهر در رضوانشهر تنها محصول ویژگیهای فردی و عاطفی ساکنان نیست، بلکه در بستری از روابط قدرت، نابرابریهای فرهنگی و ساختارهای نهادی شکل میگیرد. از منظر جامعهشناسی انتقادی، تعلق مکانی نه یک وضعیت طبیعی، بلکه یک برساخت اجتماعی است که در تقاطع سه حوزۀ «قدرت»، «هویت» و «فضا» تولید و بازتولید میشود. تفسیر انتقادی دادهها نشان میدهد که احساس تعلق در رضوانشهر در تعامل میان این سه حوزه شکل گرفته است و نابرابریهای قومی، کیفیت حاکمیت شهری و تجربۀ زیسته خشونت شهری، نقش تعیینکنندهای در آن دارد. براساس یافتههای پژوهش و در پرتو نظریۀ آنتونیچ میتوان گفت که احساس تعلق شهروندان رضوانشهر حاصل برهمکنش چندگانۀ عوامل زیستبودگی، روابط اجتماعی، هویت فرهنگی و شرایط اقتصادی _ اجتماعی است. تعلق مکانی در این شهر زمانی تقویت میشود که:
درمجموع، پژوهش حاضر نشان میدهد که تعلق مکانی نه یک احساس منفرد، بلکه برایند درهمتنیدگی چندین بُعد اجتماعی و فرهنگی است؛ بر این اساس، مدیریت شهری تنها زمانی قادر به ارتقای این حس خواهد بود که ماهیت چندبُعدی آن را در سیاستگذاریهای خود لحاظ کند. اتخاذ چنین رویکردی میتواند بسترساز توسعۀ پایدار اجتماعی و تقویت انسجام در شهرهای چندفرهنگی نظیر رضوانشهر باشد. تشکر و قدردانی از شهرداری رضوانشهر به دلیل حمایت مالی از طرح تشکر و قدردانی میشود. [1]Azarian [2] Pinkster & Loomans [3] Aquino et al. [4] Jasina Schafer [5] Smith | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آرگایل، م. (1386). روانشناسی شادی (مسعود گوهری، حمید طاهر نشاطدوست، حسن پالاهنگ، مهرداد کلانتری و فاطمه بهرامی، مترجمان). جهاد دانشگاهی اصفهان. امیری، س. ن.، رستمی، م. ح.، و دانایی، س. (1401). ارزیابی عوامل مؤثر بر حس تعلق شهروندان به فضاهای شهری- مطالعه موردی: میدان انقلاب بندر بوشهر. پژوهشهای جغرافیای برنامهریزی شهری، 10(2)، 149-164. https://doi.org/10.22059/jurbangeo.2022.337599.1653 ایمانی شاملو، ج.، علیپور اقدم تکمهداش، ن.، و فلاح، ع. (1403). تأثیر حس تعلق بر مشارکت شهروندان در بافتهای کهن و تاریخی مطالعه موردی: محله مقصودیه تبریز. آمایش جغرافیایی فضا، 14(2)، 117-135.https://doi.org/10.30488/gps.2024.397333.3644 پاتنام، ر. (1384). دموکراسی و سنتهای مدنی (محمدتقی دلفروز، مترجم). روزنامه اسلام. تحویلداری، م.، مولائی هشجین، ن.، و آمار، ت. (1402). خزش شهری و تحولات فضاهای پیرامونی رضوانشهر. توسعه فضاهای پیراشهری، 5(1)، 129-148. https://doi.org/10.22034/jpusd.2023.360527.1229 خبازی، م. (1390). شادی و رسانه: مبانی، آسیبها و راهکارها. انتشارات پژوهشهای اسلامی صداوسیما. رحیمی، ر.، انصاری، م.، بمانیان، م.، و مهدوینژاد، م. (1399). رابطه حس تعلق به مکان و مشارکت در ارتقای سرمایه اجتماعی سکونتگاههای غیررسمی (مطالعه موردی: ترکمحله شهر ساری). معماری و شهرسازی پایدار، 8(1)، 15-29. https://doi.org/10.22061/jsaud.2020.4618.1364 رضوانی، م.، و احدی، ع. (1388). مکان و نقش فرهنگ در شکلگیری هویت مکانی. مطالعات فرهنگ-ارتباطات، 10(6)، 68-45. https://ensani.ir/fa/article/318559 شیروانی ناغانی، م.، ادریسی، ا.، و مشیر استخاره، ز. (1401). بررسی رابطه بین تعلق به شهر و رفاه ذهنی شهروندان تهرانی (مطالعهای در بین شهروندان بالای 18 سال شهر تهران). مطالعات جامعهشناختی شهری، 12(42)، 135-168. https://sanad.iau.ir/journal/urb/Article/693075?jid=693075 صالحی، س.، و نصرتی، ر. (1404). سنجش سرمایه اجتماعی و فرهنگی با تأکید بر تمایل به سکونت در فضاهای شهری؛ مطالعه موردی محله امیرآباد شهر تهران. تحقیقات فرهنگی ایران، 18(1)، 33-62.https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2261500 صدیق سروستانی، ر. (۱۳۷۹). روششناسی شورشهای شهری. پژوهشهای دانش انتظامی، 2(1)، 9-23. https://civilica.com/doc/1807079 صفرنژاد، م.، کریمی آذر، ا.، و غلامعلیزاده، ح. (1395). شناسایی مؤلفههای مؤثر بر ارتقای هویت شهر و افزایش حس تعلق شهروندان در طراحی بناهای اداری فرهنگی (مطالعه موردی: شهر رشت). تحقیقات فرهنگی ایران، 9(4)، 1-32. https://ensani.ir/fa/article/367563 فیضاللهی، ع. (1400). رابطه احساس تعلق به شهر و مشارکت اجتماعی در مدیریت شهری. مطالعات جامعهشناختی شهری، 11(40)، 95-123. https://sanad.iau.ir/Journal/urb/Article/1015938/FullText گیدنز، آ (1392). پیامدهای مدرنیت (محسن ثلاثی، مترجم). مرکز. مبارکی، م.، و صلاحی، س. (1392). کیفیت خدمات شهری، تعهدات شهروندی و حس تعلق اجتماعی. رفاه اجتماعی، 13(50)، 315-275. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-1363-fa.html محمدی، م.، و رفیعی بالان، م. (1400). شناسایی عوامل مؤثر بر حس تعلق مکانی ساکنین شهرهای جدید با تأکید بر مدلهای مکان و ارزیابی آن در شهر جدید اندیشه. برنامهریزی رفاه و توسعه اجتماعی، 12(48)، 187-229. https://doi.org/10.22054/qjsd.2021.55644.2047 https://doi.org/10.22054/qjsd.2021.55644.2047 مشکینی، ا.، زیاری، ک.، و عقیلی، ا. (1394). ارزیابی هویت اجتماعی در محلههای شهری (مطالعه موردی: محله اوین شهر تهران). پژوهشهای جغرافیای انسانی، 47(4)، 589-607. https://doi.org/10.22059/jhgr.2015.51252 ملکی، م.، پارسا، س.، وثیق، ب.، و مرادی، ا. (۱۳۹۳). بررسی حس تعلق به مکان باتوجهبه تفاوتهای جنسیتی (مطالعه موردی شهر ایلام). مسکن و محیط روستا، 33(148)، 99-108. http://jhre.ir/article-1-365-fa.html موسوی، م. (1402). مطالعه جامعهشناختی تأثیر خردهفرهنگهای مقوم بدرفتاری حاکم بر خانواده در بروز خشونت خانگی در غرب گیلان. طرح پژوهشی، اداره کل بهزیستی گیلان. موسایی، م.، و رضوی الهاشم، ب. (1390). بررسی (SWOT) مشارکت شهروندان در امور شهری. رفاه اجتماعی، 11(41)، 152-123. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-715-fa.html نصیری آملی، ر.، حقیقتیان، م.، و عباسی اسفجیر، ع. (1400). تعلق شهری و حق به شهر، مورد مطالعه: جوانان شهر آمل. مطالعات توسعه اجتماعی- فرهنگی، 10(2)، 158-181. http://scdsjournal.ir/article-1-1385-fa.html نوروزیزاده، ز.، بیات، ف.، بشارتی کیوی، س.، روحانی، ا. ر.، حمیدی، ر.، حمیدی، ن.، و زارع، ن. (1400). ارزیابی و بررسی تطبیقی مؤلفههای مؤثر بر شکلگیری حس تعلق به مکان در بافت قدیم و جدید شهر تبریز. مهندسی ساختمان و علوم مسکن، 14(1)، 51-60. https://behs.bhrc.ac.ir/article_140268.html نیکخواه، ه.، سرافراز، پ.، و ولیپور، ز. (1399). بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر احساس تعلق شهروندان به شهر مورد مطالعه: شهر بندرعباس. مطالعات جامعهشناختی شهری، 10(35)، 85-116. https://journals.iau.ir/article_677434.html یزدانی، م.، علیپور، ا.، و محمودی، ا. (1398). بررسی و تحلیل هویت محلات شهری با تأکید بر حس تعلق به مکان (مورد مطالعه: محلات سیزدهگانه حاشیه شهر اردبیل). جامعهشناسی نهادهای اجتماعی، 6(14)، 9-39. https://doi.org/10.22080/ssi.2019.15124.1518
References Ahn, M. Y., & Davis, H. H. (2019). Four domains of students’ sense of belonging to university. Studies in Higher Education, 45(3), 622–634. https://doi.org/10.1080/03075079.2018.1564902 Amiri, S. N., Rostami, M. H., & Danaei, S. (2022). Evaluating factors affecting citizens' sense of belonging to urban spaces (Case study: Enghelab Square, Bushehr). Geographical Urban Planning Research, 10(2), 149-164. [In Persian] https://doi.org/10.22059/JURBANGEO.2022.337599.1653. Antonsich, M. (2010). Searching for belonging–an analytical framework. Geography Compass, 4(6), 644–659. https://doi.org/10.1111/j.1749-8198.2009.00317.x Aquino, K., Wise, A., Velayutham, S., Parry, K. D., & Neal, S. (2020). The right to the city: Outdoor informal sport and urban belonging in multicultural spaces. Annals of Leisure Research, 25(4), 472–490. https://doi.org/10.1080/11745398.2020.1859391 Argyle, M. (2008). The psychology of happiness (M. Gohari, H. T. Neshat Doost, H. Pahlahang, M. Kalantari, & F. Bahrami, Trans.). Isfahan University Jihad. [In Persian] Azarian, R. (2023). Social construction of places as meaningful objects: A symbolic interactionist approach. International Review of Sociology, 33(3), 546-564. https://doi.org/10.1080/03906701.2023.2259060 Bauder, H. (2015). Possibilities of urban belonging. Antipodeh, 48(2), 252-271. https://doi.org/10.1111/anti.12174 De Nardi, A. (2017). Landscape and sense of belonging to place: The relationship with everyday places in the experience of some migrants living in Montebelluna (Northeastern Italy). Journal of Research and Didactics in Geography (J-READING), 1, 61-72 http://www.j-reading.org/index.php/geography/article/view/155 Dost, G. (2024). Students perspectives on the STEM belonging concept at A-level, undergraduate, and postgraduate levels: An examination of gender and ethnicity in student descriptions. International Journal of STEM Education, 11(12). https://doi.org/10.1186/s40594-024-00472-9 Faizollahi, A. (2021). The relationship between sense of belonging to the city and social participation in urban management. Urban Sociological Studies, 11(40), 95-123. [In Persian] https://doi.org/10.30495/USS.2021.689296 Faulks, K. (2000). Citizenship. Routedge. Giddens, A. (2013). The consequences of modernity (M. Salasi, Trans.). Markaz. [In Persian] Haslam, S. A., Fong, P., Haslam, C., & Cruwys, T. (2023). Connecting to community: A social identity approach to neighborhood mental health. Personality and Social Psychology Review, 28(3), 251-275. https://doi.org/10.1177/10888683231216136 Gidley, B. H., & Ali, S. (2018). Identity, belonging & citizenship in urban britain. Working Paper. Goldsmiths, University of London. Gieryn, T. F. (2000). A space for place in sociology. Annual Review of Sociology, 26(1), 463–496. https://doi.org/10.1146/annurev.soc.26.1.463 Imani-Shamlou, J., Alipouraghdam-Takmehdash, N., & Fallah, A. (2024). The effect of the place attachment on the participation of citizens in ancient and historical fabrics: The case study of Maghsodieh neighborhood of Tabriz. Spatial Planning of Space Quarterly, 14(2), 117-135. [In Persian] https://doi.org/10.30488/GPS.2024.397333.3644 Jasina-Schafer, A. (2018). Where Do I Belong? Narratives of Rodina among Russian-speaking Youth in Kazakhstan. Europe-Asia Studies, 71(1), 97–116. https://doi.org/10.1080/09668136.2018.1508645 Joronen, M., & Griffiths, M. (2019). The affective politics of precarity: Home demolitions in occupied Palestine. Environment & Planning D: Society & Space, 37(3), 561–576. https://doi.org/10.1177/0263775818824341. Khabazi, M. (2011). Happiness and media: Foundations, harms, and solutions. IRIB Islamic Research Publications. [In Persian] Lefebvre, H. (2009). State, space, and world: Selected essays. University of Minnesota Press. Lewicka, M. (2008). Place attachment, place identity, and place memory; Restoring the forgotten city past. Journal of Environmental Psychology, 28(3), 209-231. https://doi.org/10.1016/j.jenvp.2008.02.001 Lund, K. A., & Benediktsson, K. )2010.( Introduction: Starting a conversation with landscape. In K. Benediktsson, & K. Anna Lund, Eds., Conversations with Landscape (pp.1–12). Routledge. https://doi.org/10.4324/9781315574172 Maleki, M., Parsa, S., Vasiq, B., & Moradi, A. (2014). Investigating the sense of place belonging considering gender differences (Case study: Ilam city). Journal of Housing and Rural Environment, 33(148), 99-108. [In Persian]. http://jhre.ir/article-1-365-fa.html Meshkini, A., Ziari, K., & Aghili, A. (2015). Evaluation of social identity in urban neighborhoods (Case study: Evin neighborhood, Tehran). Human Geography Research, 47(4), 589-607. [In Persian]. https://doi.org/10.22059/jhgr.2015.51252 Mobaraki, M., & Salahi, S. (2013). Quality of urban services, citizenship duties, and sense of social belonging. Social Welfare Quarterly, 13(50), 275-315. [In Persian]. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-1363-fa.html Mohammadi, M., & Rafiei-Balan, M. (2021). Identifying factors affecting the sense of place belonging of residents in new towns with an emphasis on place models and its evaluation in Andisheh New Town. Social Welfare and Development Planning Quarterly, 12(48), 187-229. [In Persian] https://doi.org/10.22054/QJSD.2021.55644.2047 Mohseni, H., Silvennoinen, J., & Kujala, T. (2024). Place-belongingness in real-life contexts: A review of practical meanings, contributing factors, and evaluation methods. Geo Journal, 89)187). https://doi.org/10.1007/s10708-024-11173-9. Monastyrski, T. (2002). People's voice project international. Centre for Policy Studies, Citizen Participation Handbook. Mousavi, M. (2023). A sociological study of the impact of subcultures reinforcing family misconduct on the incidence of domestic violence in western Guilan. Research Project, Client: Guilan Provincial Welfare Organization. [In Persian] Mousaei, M., & Razavi Al-Hashem, B. (2011). Swot analysis of citizens’ participation in civic affairs in Tehran. Social Welfare Quarterly, 11(41), 123-152. [In Persian]. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-715-fa.html Norouzizadeh, Z., Bayat, F., Besharati-Kivi, S., Rohani, A. R., Hamidi, R., Hamidi, N., & Zare, N. (2021). Evaluation and comparative study of effective components on the formation of sense of place belonging in the old and new urban fabric of Tabriz. Journal of Building Engineering and Housing Science, 14(1), 51-60. [In Persian] https://behs.bhrc.ac.ir/article_140268.html. Nasiri-Amoli, R., Haghighatian, M., & Abbasi-Asfajir, A. (2021). Urban belonging and the right to the city (Case study: Youth of Amol city). Journal of Socio-Cultural Development Studies, 10(2), 158-181. [In Persian]. http://journals.sabz.ac.ir/scds/article-1-1385-fa.html Nikkhah, H., Sarafraz, P., & Valipour, Z. (2020). Investigating social factors affecting citizens' sense of belonging to the city (Case study: Bandar Abbas). Urban Sociological Studies, 10(35), 85-116. [In Persian]. https://journals.iau.ir/article_677434.html Pinkster, F. M., & Loomans, D. (2024). Urban belonging as place-based affect. Social & Cultural Geography, 26(4), 421–438. https://doi.org/10.1080/14649365.2024.2407159 Putnam, R. (2005). Democracy and civic traditions (M. Delforouz, Trans.). Rooznameh Islam. [In Persian] Raffaeta, R., & Duff, C. (2013). Putting belonging into place: Place experience and sense of belonging among Ecuadorian migrants in an Italian alpine region. City & Society, 25(3), 328-347. https://doi.org/10.1111/ciso.12025 Rahimi, R., Ansari, M., Bemanian, M., & Mahdavinejad, M. (2020). Relation between sense of belonging to place and participation on promoting social capital in informal settlements (Case study: Tork-Mahalleh neighborhood at the city of Sari). Journal of Sustainable Architecture and Urban Design, 8(1), 15-29. [In Persian]. https://doi.org/10.22061/jsaud.2020.4618.1364 Rezvani, M., & Ahadi, A. (2009). Place and the role of culture in the formation of place identity. Journal of Culture-Communication Studies, 10(6), 45-68. [In Persian]. https://doi.org/20.1001.1.20088760.1388.10.6.3.0 Safarnejad, M., Karimiazar, A., & Gholamalizadeh, H. (2016). Identifying effective components on enhancing city identity and increasing citizens' sense of belonging in the design of administrative-cultural buildings (Case study: Rasht). Iranian Cultural Research Quarterly, 9(4), 1-32. [In Persian]. https://doi.org/10.22035/ijcr.2017.312 Salehi, S., & Nosrati, R. (2025). Measuring social and cultural capital with an emphasis on the desire to reside in urban spaces (Case study: Amirabad neighborhood, Tehran). Iranian Cultural Research Quarterly, 18(1), 33-62. [In Persian]. https://doi.org/10.22035/jicr.2025.3373.3635 Sediq-Sarvestani, R. (2000). Methodology of urban riots. Journal of Law Enforcement Science Research, 2(1), 9-23. [In Persian]. https://civilica.com/doc/1807079 Semken, S., & Freeman, C. B. (2008). Sense for place in the practice and assessment of place-based scuence teaching. Science Education, 92(6), 1042-1057. https://doi.org/10.1002/sce.20279 Shirvani-Naghani, M., Edrisi, A., & Moshir-Estekhareh, Z. (2022). Investigating the relationship between belonging to the city and mental well-being of Tehrani citizens (A study among citizens over 18 in Tehran). Urban Sociological Studies, 12(42), 135-168. [In Persian]. https://sanad.iau.ir/journal/urb/Article/693075?jid=693075 Small, A., & Vincent, G. (1894). An introduction to the study of society. American Book Company. Smith, K. M. (2011). The relationship between residential satisfaction, sense of community, sense of belonging and sense of place in a western australian urban planned community [Doctorl dissertation, Edith Cowan University]. https://ro.ecu.edu.au/theses/460 Steele, F. (1981). The sense of place. CBI publishing company. Strunk, C., & Richardson, M. (2017). Cultivating belonging: Refugees, urban gardens, and placemaking in the Midwest, U.S.A. Social & Cultural Geography, 20(6), 826–848. https://doi.org/10.1080/14649365.2017.1386323 Tahvildari, M., Molaie-Hashjin, N., & Amar, T. (2023). Urban sprawl and changes in the Rizvanshahr suburbs. Journal of Peripheral Urban Space Development, 5(1), 129-148. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/JPUSD.2023.360527.1229 Van Lanen, S. (2022). My room is the kitchen: Lived experience of home-making, home-unmaking and emerging housing strategies of disadvantaged urban youth in austerity Ireland. Social and Cultural Geography, 23(4), 598–619. https://doi.org/10.1080/14649365.2020.1783350 Yazdanfar, S. A., Heidari A. A., & Nekooeimehr, F. (2013). An investigation of the relationship between sense of place and place attachment among dormitory students. International Journal of Architectural Engineering & Urban Planning, 23(2), 121-133. http://ijaup.iust.ac.ir/article-1-163-en.html Yazdani, M., Alipour, A., & Mahmoudi, A. (2019). Analysis of urban neighborhoods’ identity with emphasis on sense of belonging to the place (Case study: Thirteen neighborhoods of the city of Ardebil). Journal of Sociology of Social Institutions, 6(14), 9-39. [In Persian]. https://doi.org/10.22080/SSI.2019.15124.1518 Yuval-Davis, N., Wemyss, G., & Cassidy, K. (2017). Everyday bordering, belonging and the reorientation of British immigration legislation. Sociology, 52(2), 228-244. https://doi.org/10.1177/0038038517702599. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 920 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 226 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||