| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,902 |
| تعداد مقالات | 15,447 |
| تعداد مشاهده مقاله | 45,449,761 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 18,362,625 |
تصحیح برخی اشتباهات در ترجمۀ قرآن کریم نوبت اول کشفالاسرار و عدةالابرار (با بررسی شواهدی از جلد سوم) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| متن شناسی ادب فارسی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 3، دوره 18، شماره 3 - شماره پیاپی 71، مهر 1405، صفحه 25-52 اصل مقاله (1.54 M) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/rpll.2026.147142.2517 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پروین گلی زاده* 1؛ سجاد دهقان2؛ علیرضا ناصربافقی2 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1استاد گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهیدچمران اهواز، اهواز، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهیدچمران اهواز، اهواز، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ترجمۀ قرآن در نوبت نخست کشفالاسرار که در اصل ویرایشی از ترجمه و تفسیری کهن منسوب خواجه عبدالله انصاری است، یکی از کهنترین ترجمه - تفسیرها به زبان پارسی است. این ترجمه از نظر گونهشناسی زبانی، جزو گونۀ هروی محسوب میشود. میبدی در ویرایش خود بر این اثر، بیشتر ویژگیهای کهن نسخۀ مادر خود را حفظ کرده و به همین دلیل، متن مورد بررسی در این جستار، پس از طبقاتالصوفیه، رسائل و دستنویسهای برجایمانده از تفسیر خواجه عبدالله انصاری، چهارمین متن مهم و کامل برای بررسی گونۀ هروی است. علیاصغر حکمت (و در جلد سوم با همکاری جعفر شعار)، اولین و آخرین تصحیح این اثر را در فواصل سالهای (1331 تا 1339) انجام داده که حاصل آن ده جلد است. باوجود تلاشهای بسیار مصحح، به دلیل محدودیتهای فراوان تصحیح آثار در آن دوران، گستردگی متن و مشکلات چاپی و تایپی، همچنین پراکندگی دستنویسهای موجود از کشفالاسرار، تصحیح وی دارای ایرادات و اشتباهات ریز و درشت است. نگارندگان در جستار حاضر، بنا دارند برخی از اشتباهات مسلّم مصحح در ترجمۀ پارسی نوبت اول را با تمرکز بر «جلد سوم» این اثر، اصلاح کنند. این اشتباهات شامل (27 مورد) است و وجه اشتراک همۀ آنها، عدم توجه مصحح به نسخۀ اساس خود یا اشتباهاتی چاپی و سهوی است که به سایر منابع نیز سرایت کرده است. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| قرآن؛ کشفالاسرار؛ میبدی؛ خواجه عبدالله انصاری؛ تصحیح | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
. مقدمه کشفالاسرار و عدةالابرار یکی از متنهای مهم در میان ترجمه و تفسیرهای قرآن به زبان پارسی است. این تفسیر در سه نوبت تنظیم شده که نوبت نخست آن گنجینهای ارزشمند از واژگان کهن با ویژگیهای گونۀ هروی است. ترجمۀ قرآن کریم در این نوبت، ویرایشی از ترجمه و تفسیر کهن منسوب به خواجه عبدالله انصاری است (برای تفصیل بیشتر دربارۀ انتساب این ترجمه و تفسیر به خواجه عبدالله انصاری بنگرید به: (عمادی حائری، 1400، ص. 38-40). ابوالفضل رشیدالدین میبدی (زنده در 520 ق)، با در دست داشتن نسخه یا نسخی از تفسیری کهن منسوب به خواجه عبدالله انصاری و اضافهکردن بخشهایی به آن، این اثر را تألیف کرد (دربارۀ تفصیل بیشتر دربارۀ این تفسیر و نسخههای تازهیاب آن بنگرید به: (کریمینیا، 1400، ص. 5-62). بخشهای عمدۀ نوبت نخست که ترجمۀ قرآن کریم به پارسی است، دقیقاً مطابق با ترجمه و تفسیر منسوب به خواجه عبدالله است و برخی دیگر را خود میبدی ویرایش کرده است؛ همچنین در برخی موارد، ردّ دستکاری کاتبان بر این اثر مشخص است که تنها با مقابلۀ دستنویسهای کهن قابل تشخیص است؛ بنابراین در تصحیح این اثر باید تمامی جوانب را در نظر داشت تا متن از اشتباهات وارد شده به نسخههای آن پیراسته شود. علیاصغر حکمت کشفالاسرار را طی سالهای (1331 تا 1339)، در ده جلد تصحیح و منتشر کرد. وی در تصحیح این اثر از یازده نسخۀ خطّی بهره بردهاست. از میان این نسخ، سه نسخه از اهمیت بیشتری برای او برخوردار بوده است. یکی نسخۀ ینی (یکی) جامع ترکیه (شمارۀ43)، بدون تاریخ کتابت و احتمالاً از سدۀ هشتم (ه.ق)؛ این نسخه دارای (1171 برگ) و نسخهای کامل از کشفالاسرار است. همچنین این نسخه، نسخۀ اساس حکمت در تصحیح با نشانۀ «الف» بوده است. دودیگر نسخۀ توپقاپوسرای است. این نسخه نیز، نسخهای کامل از تفسیر کشفالاسرار با نشانۀ «ج» است و سه دیگر، نسخۀ کابل متعلق به میرگازگاه هرات با نشانۀ «د». گزارش نسخهبدلها در جلد سوم اکثراً از این سه نسخه است. بهجز نسخ نامبرده که مورد استفادۀ حکمت در تصحیح کشفالاسرار بوده است، نسخههای دیگری در کتابخانههای ایران و سایر کشورها هم موجود است. در جستار حاضر از نسخۀ اساس مصحح و دو نسخۀ استفادهنشده در تصحیح جلد سوم بهره برده شد. نخستین نسخهای که در این جستار به آن مراجعه شد، نسخۀ ینی (یکی) جامع است که حکمت در تصحیح خود دربارۀ آن صحبت کرده است (رک: میبدی، 1371، ج. 1/و). نسخۀ دیگر مورد بررسی ما، با شمارۀ (444) در کتابخانۀ نورعثمانیه ترکیه نگهداری میشود. نسخه بدون ترقیمه است و از شواهد و قرائن برمیآید که در سدۀ (8 ه.ق) کتابت شده باشد. این نسخه 369 برگ دارد. خط آن نسخ و هر صفحۀ آن در 25 سطر نوشته شده است. این نسخه از (ص 749، ج2) تا (ص245، ج4) از چاپ حکمت را در بر دارد. حفظ ویژگیهای نگارشی کهن در نوبت اول، یکی از نکات بسیار مهم این نسخه است که نشان میدهد کاتب آن، تا حد زیادی به نسخۀ مادر خود وفادار بوده است. این نسخه در ضبط کلمات، شباهتهای بسیاری با نسخۀ اساس حکمت (نسخۀ ینیجامع)، دارد. دیگر نسخۀ مورد بررسی ما در این جستار، نسخۀ شمارۀ (474) کتابخانۀ نورعثمانیه، بهعنوان نسخۀ مکمل بوده است. این نسخه دارای 234 برگ به خط نسخ است که در صفحۀ آن دارای 31 سطر است. آغاز نسخه با سورۀ انعام (جلد سوم، ص284) تا پایان سورۀ یونس (جلد چهارم، ص347) است. صحت این نسخه به اندازۀ نسخۀ پیشین نیست. در مواردی این نسخه ضبطهای خوبی دارد؛ اما دستکاریها و عدم امانتداری کاتب از نسخۀ مادر خود، در برخی موارد مشهود است. کشفالاسرار پس از حکمت، تاکنون بهصورت علمی و بر اساس نسخههای تازهتر تصحیح نشدهاست؛ اما باقریان موحد در کتابی با عنوان ترجمه و تفسیر عرفانی قرآن کریم (چاپ1387)، تلاش کرده است ترجمۀ نوبت اول و تفسیر (تأویل) نوبت سوم را در دو جلد مجدداً ویرایش کند. همچنین مهدی ملکثابت و علی رواقی ویرایشِ دیگری از این ترجمه را با عنوان قرآن کریم ترجمۀ ابوالفضل رشیدالدین میبدی همراه با متن قرآن کریم به خطّ محمدحسین بن علیعسکر ارسنجانی به انجام رساندهاند. ناشر در توضیح این اثر نوشته است: «ترجمۀ حاضر نیز اثر گرانسنگ رشیدالدین میبدی، از شاگردان و مریدان خواجه عبدالله انصاری است که دکتر مهدی ملک ثابت از روی نسخۀ چاپی گزینش و با نسخهای خطّی مقابله کرده است و پس از آن دکتر علی رواقی با توجه به معتبرترین نسخ مقابله و ضبط اصح انتخاب کرده است» (قرآن کریم، 1388، ص. 607). جز این دو، رواقی در پژوهشی که روی ترجمهها و تفاسیر کهن قرآن کریم به نام فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی (در 10 جلد) به انجام رسانده، در برخی موارد، اشتباهات موجود در چاپ حکمت را اصلاح کرده است. با وجود این، هنوز مشکلات عمدۀ تصحیح نوبت نخست برجای مانده که نیازمند بررسی و اصلاح است. نگارندگان در جُستار پیشِ رو با توجه به اهمیت وافر ترجمۀ قرآن کریم در نوبت نخست کشفالاسرار، برآنند تا با مقابلۀ جلد سوم این اثر با نسخۀ ینیجامع که نسخۀ خطّی اساس حکمت است، بههمراه دو نسخۀ خطّی دیگر از کتابخانۀ نورعثمانیه، (27 مورد) از اشتباهات موجود در متن را با توجه به دستنویسهای یادشده، نکات سبکشناسی در ترجمۀ نوبت نخست و مراجعه به منابع دیگر از جمله ترجمه و تفسیرهای کهن، ترجمه و تفسیر منسوب به خواجه عبدالله انصاری و ... تصحیح کنند که تاکنون اصلاح نشدهاند.
تحقیقات و پژوهشها در حوزۀ نسخهشناسی و تصحیح کشفالاسرار، باوجود حجم قابل توجه این کتاب و اهمیت وافر آن، بسیار اندک و انگشتشمار است. در زیر به این پژوهشها که در حدود جستوجوی نگارندگان یافت و بررسی شدهاند، اشاره میشود. مقالۀ سید محمّد عمادی حائری با عنوان: «از اضطراب متن تا تحوّل «یذ»: بررسی و تحلیل دو نمونه از تصرّفات میبدی و کاتبان کشفالاسرار در تفسیر خواجه عبدالله انصاری» (عمادی حائری، 1400، ص. 37-54)؛ چاپشده در مجلۀ نامۀ فرهنگستان شمارۀ (22/2). نویسنده در پژوهش، نخست به واکاوی نسبت میان تفسیر میبدی و منبع اصلی آن (تفسیر خواجه عبدالله انصاری) پرداخته و سپس با اثبات این فرضیه که بسیاری از تغییرات در ترجمههای قرآنی نوبت اول کشفالاسرار، ابداعِ شخص میبدی نبوده، بلکه او با امانتداری، تحریرهای کهنِ منسوب به پیر هرات را نقل کرده، تحلیل دقیق تحول دستوری پسوند «ـیذ» و بررسی اضطرابهای متنی در ترجمۀ برخی آیات برخاسته از دستکاری کاتبان را نشان داده است. دستکاری کاتبان در ضبط شناسۀ «یذ» که در این مقاله بررسی شده، مورد بررسی ما در جستار پیشِ رو نبوده است. مقالۀ قهرمان سلیمانی با عنوان: «نسخهای نویافته از کشفالاسرار و عدةالابرار» (سلیمانی، 1390، ص. 11-18)؛ چاپشده در مجلۀ دانش (مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان). این مقاله به معرفی و ارزیابی یک نسخۀ خطیِ تازه یافته از تفسیر میبدی (مورخ 723ق) (محفوظ در کتابخانۀ گنجبخش پاکستان) میپردازد که دربرگیرندۀ بخش پایانی از جلد نهم و جلد دهم بهصورت کامل است. دستاورد عملی این تحقیق، نشاندادن اهمیت این نسخه در رفع افتادگیها و تصحیح لغزشهای کشفالاسرار چاپ حکمت است. نویسنده با ارائۀ نمونههایی از تفاوتهای متنی، ثابت میکند که این نسخۀ نویافته در بسیاری از موارد ضبطهای صحیحتر و کاملتری از ترجمهها در نوبت اول و دیگر عبارات در نوبتهای دوم و سوم ارائه میدهد. موارد بررسیشده در این مقاله با جستار پیشِ رو، همپوشانی ندارد. مقالۀ عزیزالله جوینی با عنوان: «نسخهشناسی و لزوم تصحیح دوبارۀ تفسیر کشفالاسرار» (جوینی، 1378، ص. 207-214)؛ چاپشده در یادنامۀ ابوالفضل رشیدالدین میبدی، بهکوشش یدالله جلالی پندری. نویسنده در این مقاله به ذکر این نکته پرداخته که لازم است متن کشفالاسرار مجدداً با نسخههای تازه و پیشین، بررسی و تصحیح شود. سپس بخشی از مقاله را به ذکر شواهدی از جلد یکم (یک مورد) و جلد نهم (پنج مورد) پرداخته که یا اشتباه چاپی بوده یا مصحح کتاب در آن دچار بدخوانی از نسخ شده است که هیچ یک از این موارد در محدودۀ مورد بررسی جستار پیش رو (جلد سوم) مرتبط نیست. مقالۀ غلامرضا زرّینچیان با عنوان: «لزوم تصحیح مجدد کشفالاسرار و عُدّةالابرار» (زرّینچیان، 1378، ص. 307-314)؛ چاپشده در یادنامۀ ابوالفضل رشیدالدین میبدی، بهکوشش یدالله جلالی پندری. نویسنده در این پژوهش با توجه به ضعفهای کلی کشفالاسرار تصحیح حکمت، ده مورد از اقداماتی را که لازم است در چاپ آیندۀ این اثر لحاظ شود، توضیح داده و سپس برخی شواهد شعری سنایی را در این اثر با دیوان مقایسه کرده است. ضمناً نویسنده دربارۀ نسخ خطی موجود از کشفالاسرار نیز بحثهای مطرح کرده است. سید محمود الهامبخش در جستاری که با عنوان: «بازنگری تصحیح متن نوبت اول از تفسیر کشفالاسرار» (الهامبخش، 1378، ص. 32-54)، در یادنامۀ ابوالفضل رشیدالدین میبدی بهکوشش یدالله جلالی پندری چاپ کرده است و با محتوای جستار حاضر شباهت دارد، به (171) اشتباه در ده جلد کشفالاسرار تصحیح حکمت اشاره کرده است که شامل اشتباهاتی در متن قرآن، ضبط ترجمۀ فارسی، تایپ، صفحهآرایی و ... نوبت نخست میشود. 115 مورد از این اشتباهات در مقالۀ محمود الهامبخش را باقریان موحد در کتاب ترجمه و تفسیر عرفانی قرآن کریم، گزارش کرده، در تصحیح مجدد خود بر بخش اول و سوم کشفالاسرار، وارد کرده است (رک: میبدی، 1387، ج. 1/13-17). بهجز این پژوهشها، ملکثابت و رواقی در قرآن کریم ترجمۀ ابوالفضلرشیدالدین میبدی (چاپ 1388) و رواقی در فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی (10جلد، چاپ 1395)، پارهای از اشتباهات ترجمۀ نوبت نخست کشفالاسرار را اصلاح کردهاند؛ اما هیچیک از مواردی که ما در جلد سوم این اثر در جستار پیش رو بررسی کردهایم، در پژوهشهای نامبرده، بررسی و اصلاح نشدهاند.
حجم زیاد یک اثر اولین دلیلی است که خود به خود موجب بروز خطاهای فردی و چاپی در تصحیح میشود. از دلایل عمدۀ دیگر، خطاهایی است که مصحح در خوانش نسخ مورد استفادۀ خود مرتکب میشود. اتکّای مصحح به دستنویسهای متأخر و کنارگذاشتن دستنویس اساس، دلیل مهمِ بروزِ خطا و اشتباهات در تصحیح متون است. در متن حاضر، دلیل عمدۀ اتکای مصحح به دستنویسهای متأخر میتواند عدم آشنایی کافی وی با گونۀ زبانی هروی و عدم توجه به تصرفات کاتبان در تغییر این گونۀ زبانی کهن به زبان رایج عصر خود دانست. آنچه در میان اشتباهات مورد بررسی در جستار حاضر بهچشم میخورد، طیف متنوعی از عواملیاست که موجب اشتباه در تصحیح میشود. ازجمله: بدخوانی، تصحیف و تحریف، اشتباه چاپی، اعتماد به نسخ متأخر و ...؛ امّا در کنار این پراکندگی عوامل، عامل اصلی و مهم در بروز این اشتباهات، عدم تطبیق مجدد نویسشها با دستنویس اساس است. تلاش ما بر این بوده است که ضبطهایی در این جستار بررسی و اصلاح شوند که در همۀ آنها ضبط درستِ نسخۀ اساس نادیده گرفته شدهاند.
همانطور که پیش از این گزارش شد، برخی از پژوهشگران تاکنون تلاش کردهاند اشتباهات موجود در کشفالاسرار را در پژوهش یا آثار خود، اصلاح کنند. در این جستار، ترجمۀ نوبت نخست جلد سوم با دو ویرایش دیگر از این ترجمه و فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی پژوهش رواقی تطبیق داده شده و پس از مقابله مشخص شد برخی از این اشتباهات مانند اشتباه زیر، در همۀ آنها اصلاح شده است: در ترجمۀ «لَأَکلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ» (مائده/66)، آمده است: «از زیر خود بخوردندی» (میبدی، 1371، ج. 3/176). «فوق» در معنی «زبر» (=بالا) است نه زیر. در دو ویرایش دیگر از ترجمۀ کشفالاسرار، این اشتباه اصلاح شده است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 119؛ میبدی، 1387، ج. 1/328). رواقی نیز در ترجمۀ واژۀ «فوقهم»، این اشتباه موجود در ترجمۀ کشفالاسرار را اصلاح کرده است (رک: رواقی، 1395، ج. 2/126). در دو نسخۀ ینی جامع و نورعثمانیه (شمارۀ 444) نیز، این واژه بهصورت «زِبَر»، ترجمه شده است:
برخی دیگر از اشتباهات در دو ویرایش دیگر از کشفالاسرار اصلاح شده و در یک ویرایش، اصلاح نشده است. مانند مورد زیر: در ترجمۀ «شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوکمْ» (مائده/2)، آمده است: «دشمنی قوی که شما را برگردانیدند» (میبدی، 1371، ج. 2/3). در اینجا ترجمه آشکارا اشتباه است و قطعاً باید «قومی» باشد نه «قوی». در نسخۀ ینیجامع و نورعثمانیه (شمارۀ444)، ضبط واژۀ مورد بحث «قومی» است: نخست الهامبخش در مقالۀ خود، این ایراد را گزارش و اصلاح کرده است (الهامبخش، 1378، ص. 35). پس از آن نیز باقریان موحد در کتاب ترجمه و تفسیر عرفانی قرآن کریم و رواقی در فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی (رک. میبدی، 1387، ج. 1/304؛ رواقی، 1395، ج. 2/7)، این اشتباه را اصلاح کردهاند؛ اما در قرآن کریم (ترجمۀ میبدی)، این اشتباه اصلاح نشده است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 106). برخی از اشتباهات نیز مانند مورد زیر تنها در یک منبع اصلاح شده است: در ترجمۀ «وَیخْرِجُهُمْ» (مائده/16)، آمده است: «و دمی برون آرد ایشان را» (میبدی، 1371، ج 3، ص. 66). ملکثابت و رواقی در قرآن کریم ترجمۀ میبدی، «دمی» را بههمین صورت ضبط کردهاند (قرآن کریم، 1388، ص. 110) و ضبط باقریان موحد بهصورت «ذمی» است (میبدی، 1387، ج. 1/313). «دمی برون آرد» نویسشی اشتباه و احتمالاً به دلیل چاپی است. در نسخههای ینیجامع و نورعثمانیه (شمارۀ444)، ضبط «می برون آرد» آمده که ضبط سالم است.
با این حال رواقی در فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی، عبارت مورد بحث را بهصورت «می بیرون آرد»، با اصلاح این اشتباه آورده است (رک. رواقی، 1395، ج. 2/48).
در ادامه ما به بررسی و اصلاح مواردی خواهیم پرداخت که در هیچیک از دو ویرایش دیگر از ترجمۀ قرآن کریم نوبت نخست کشفالاسرار جلد سوم از جمله قرآن کریم ترجمۀ ابوالفضل رشیدالدین میبدی و ترجمه، تفسیر عرفانی قرآن کریم و همچنین در فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی تألیف رواقی، اصلاح نشدهاند. 5-1. شک / تنگ در ترجمۀ «وَ یعْفُوا عَنْ کثِیرٍ» (مائده/16)، آمده است: «و می فراگذارد و آسان کند فراوانی [از آنچه بر شما شک بود از پیش]» (میبدی، 1371، ج. 3/66). در دو ویرایش دیگر از ترجمۀ کشفالاسرار، «شک» به همین صورت، آمده است (قرآن کریم، 1388، ص. 110؛ میبدی، 1387، ج. 1/313). در اینجا مشخص است که واژۀ «شک»، در ترجمه و تفسیر آیه، کاربردی ندارد؛ بلکه بیگمان، درستِ آن، «تنگ» است. چنانکه در نسخۀ ینیجامع و نورعثمانیه (شمارۀ444) نیز بهصورت «تنگ» ضبط شده است:
5-2. بدست مگیرید / بدوستی مگیرید در ترجمه و تفسیرِ «لَا تَتَّخِذُوا» (مائده/57) آمده است: «مکنید و بدست مگیرید» (میبدی، 1371، ج. 3/157). در ادامۀ ترجمۀ آیه آمده است: «ایشان را که دین شما بافسوس و بازی گرفتند» (میبدی، 1371، ج. 3/157). در دو ویرایش دیگر از این ترجمه نیز، به همین صورت آمده است (قرآن کریم، 1388، ص. 117؛ میبدی، 1387، ج. 1/325). همچنین رواقی نیز در فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی همین ترجمه را آورده است (نک. رواقی، 1395، ج. 2/111). «بدست گرفتن» در اینجا معنی درستی ندارد و درستِ آن «بدوستی» است. همچنان که در نسخۀ ینیجامع و نورعثمانیه (شمارۀ444) نیز بهصورت «بدوستی» آمده است:
شایان ذکر است در نوبت دوم، به ترجمۀ دقیقتر اشاره شده است: «ربالعالمین گفت: «ایشان که دین شما را بافسوس و بازی گرفتند بدوست مگیرید و با ایشان موالات مکنید» (میبدی، 1371، ج. 3/159). در تفسیر بصائر یمینی نیز ترجمۀ «لا تتخذوا» چنین است: «مگیرید به دوستی» (نیشابوری، 1398، ج. 1/442). همچنین در سایر ترجمههای قرآن نظیر ترجمۀ تفسیر طبری «لاتتخذوا» را صورت «بهدوستی نگیرید» ترجمه و تفسیر کردهاند نه «بهدست نگیرید»: «یا أَیهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیهِمْ بِالْمَوَدَّةِ. گفت: یا شما که مؤمنانید مگیرید دوستی با دشمنان من و دشمنان شما که میدوستی او کنید با ایشان، و نامه نویسید، و از آمدن پیغامبر، صلّیاللّه علیه، ایشان را آگاه کنید» (ترجمۀ تفسیر طبری، 1356، ج. 7/1843) (نیز نک: ترجمۀ تفسیر طبری، 1356، ج. 1/237). 5-3. سفر / سفری در ترجمۀ «اَوْ عَلَی سَفَرٍ» (مائده/6) آمده است: «یا در سفر باشید» (میبدی، 1371، ج. 3/30). و مصحح در پانوشت، اختلاف نسخۀ ینیجامع (نسخۀ الف و اساس تصحیح) را تنها «بید» بهجای «باشید»، گزارش کرده است. ملک ثابت و رواقی در قرآن کریم ترجمۀ میبدی، همچنین باقریان موحد در ترجمه و تفسیر عرفانی قرآن کریم که هر دو ویرایشی دیگر از تصحیح حکمت هستند، «سفر» را بههمین صورت آوردهاند (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 108؛ میبدی، 1387، ج. 1/308). همچنین رواقی در فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی نیز، همین ترجمه را برای «سَفَرٍ» از کشفالاسرار آورده است (رک. رواقی، 1395، ج. 2/27). «بیذ» (=بید)، ویژگی گونۀ هروی برابر با «باشید» است که حذف آن به حفظ این گونۀ زبانیِ ارزشمند، آسیب وارد میکند (برای تفصیل در این باره بنگرید به: کریمینیا، 1400، ص. 55-56). امّا دربارۀ ترجمۀ «سَفَرٍ» به «سفر»، باید گفت که ضبط نسخۀ ینیجامع (نسخۀ اساس مصحح) و نسخۀ نورعثمانیه (شمارۀ444) ، بهصورت «سفری» است:
هرچند ترجمۀ «سَفَرٍ» به «سفر» در میانِ قرآنهای مترجم و تفاسیر پُرسابقه است (نک. رواقی، 1395، ج. 2/27)، اما ترجمۀ آن به «سفری»، دقیقتر است؛ زیرا «سَفَرٍ» واژهای نکره است و در میان قرآنهای مترجم و تفاسیر، ترجمۀ فارسی آن بهصورت نکره، معمول است. در قرآن قدس کهنترین برگردان قرآن به زبان فارسی، عبارت مورد بحث چنین ترجمه شده است: «آر بیماران بید ور سفری» (رواقی، 1364، ص. 51). در برخی دیگر از تفاسیر از جمله: تفسیر بصائر یمینی، تفسیر گازر، گزارهای از بخشی از قرآن کریم - تفسیر شنقشی، و برخی از قرآنهای مترجم، بهصورت «سفری» ترجمه شده است (رک. رواقی، 1364، ص. 51). علاوهبر این، نادیده انگاشتن ضبط نسخۀ اساس (نسخۀ ینیجامع)، خود دلیلی روشن بر اصالت ضبط «سفری» بر «سفر» است. 5-4. بستدیم / ستدیم در ترجمۀ «أَخَذْنا میثاقَهُمْ» (مائده/14) آمده است: «از ایشان هم پیمان بستدیم» (میبدی، 1371، ج. 3/53). در دو ویرایش دیگر از این ترجمه و همچنین فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی، همین ضبط براساس تصحیح حکمت آمده است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 110؛ میبدی، 1387، ج. 1/311؛ رواقی، 1395، ج. 2/43). در اینجا با مقایسۀ تصحیح حکمت با نسخۀ ینیجامع و نسخۀ نورعثمانیه (شمارۀ444)، متوجه میشویم که احتمالاً مصحح دچار بدخوانی شده است؛ زیرا ضبط این دو نسخه «ستدیم» است، نه «بستدیم»:
«أَخَذْنا» (در آیۀ مورد بحث) در تفاسیر و قرآنهای مترجم، بهگونههای «بگرفتیم، فراگرفتیم، ورگرفتیم، بستدیم ما و گرفتیم ما» (رواقی، 1395، ج. 2/43) برگردان شده است. در کشفالاسرار نیز چنانکه گزارش شد، در دو نسخۀ یادشده، «ستدیم» بهجای «بستدیم» آمده است. «ستدیم» از مصدر «ستدن» و پهلوی «ستتن»، بهمعنی «گرفتن، دریافتکردن و ...» است (رک. دهخدا، 1378، ذیل ستدن). در دیگر مواضع کشفالاسرار تصحیح حکمت، برخلاف ترجمۀ آیه مورد بحث، «پیمان ستدیم» به همین صورت آمده است نه «پیمان بستدیم» (نک. میبدی، 1371، ج. 1/212، 216، 242، 250، 257، 271؛ ج. 2/744؛ ج. 3/61، 177، ج. 8/2). «ستدیم»، در دیگر متون از جمله متون سدههای پنجم و ششم (ه.ق) نیز سابقه دارد (رک: تاریخ سیستان، 1366، ص. 279؛ گردیزی، 1363، ص. 369؛ مستملی بخاری، 1363، ج. 2/743؛ ابوحفص نسفی، 1362، ج. 2/895؛ ابوالفتوح رازی، 1371، ج. 4/82؛ ج. 17/212؛ نیشابوری، 1398، ج. 3/1479؛ حریری، 1365، ص. 200) و ... . 5-5. بهتر / بتر در ترجمۀ «بِشَرٍّ مِنْ ذَلِک مَثُوبَةً» (مائده/60) آمده است: «به بهتر از آن بثواب» (میبدی، 1371، ج. 3/158). همچنین در دو ویرایش دیگر از این ترجمه، «بهتر»، بههمین صورت آمده است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 118؛ میبدی، 1387، ج. 1/326). رواقی نیز «بهتر» را در ترجمۀ «شَرٍّ» از این ترجمه (کشفالاسرار) و تاجالتّراجم 1 در فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی آورده است (رواقی، 1395، ج. 2/115). در سایر ترجمهها، اغلب، ترجمۀ این واژه بهصورت «بتر» آمده است (رک. رواقی، 1395، ج. 2/115). در دو نسخۀ ینیجامع و نورعثمانیه(شمارۀ444) نیز «بتر» ضبط شده که همین ضبط ارجح است:
«شرّ» بهمعنی «بدتر، بدترین و ...» است (نک: دهخدا، 1378). آیۀ مورد بحث در نوبت دوم، بهدرستی «بتر» ترجمه شده است: «خبر کنم شما را بهبتر از آنکه شما مومنان میپندارید بپاداش نزدیک خدا» (میبدی، 1371، ج. 3/165). همچنین شایان ذکر است که در ادامۀ آیه، «أُولَئِک شَرٌّ مَکانًا» (مائده/60) آمده که به درستی «ایناناند که بر بترینه جایگاهاند» ترجمه شده است (میبدی، 1371، ج. 3/158). 5-6. گرانکاری / گزافکاری در ترجمۀ «طُغْیاناً وَ کفْراً» (مائده/68) آمده است: «گرانکاری و کفر» (میبدی، 1371، ج. 3/177). در دو ویرایش دیگر نیز ترجمه بههمین صورت است (رک: قرآن کریم، 1388، ص. 119؛ میبدی، 1387، ج. 1/328). رواقی نیز در فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی ذیل «طُغْیاناً»، ترجمۀ کشفالاسرار را بههمین صورت آورده است (رک: رواقی، 1395، ج. 2/129). در هر دو نسخۀ ینیجامع و نورعثمانیه (شمارۀ444)، ضبط «گزاف» بهجای «گران» آمده که ضبط دقیقتر است:
«طُغْیاناً وَ کفْراً» در دو موضع دیگر بهصورتهای «ناپاکی و کفر» (مائده/64؛ میبدی، 1371، ج. 3/159) و «ناپاکی و ناگرویدگی» (کهف/80؛ میبدی، 1371، ج. 5/712)، ترجمه شده است. ترجمۀ «طُغْیانِهِمْ» نیز در آیات دیگر بهصورتهای زیر است: «فِی طُغْیانِهِمْ» (بقره/15) «در گزاف ایشان» (میبدی، 1371، ج. 1/76) و در تفسیر همین آیه در نوبت دوم نیز «گزافکار» آمده است (رک: میبدی، 1371، ج. 1/82). «فِی طُغْیانِهِمْ» (انعام/110) «در افزونی گفت و افزونی جست» (میبدی، 1371، ج. 3/443). «وَ یَذَرُهُمْ فِی طُغْیانِهِمْ» (اعراف/186) «و گذاریم ایشان را در گزافکاری ایشان» (میبدی، 1371، ج. 3/799). «فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ» (یونس/11)، «تا در گزافکاری خویش متحیّر میباشند. (میبدی، 1371، ج. 4/257). «لَلَجُّوا فِی طُغْیانِهِمْ یعْمَهُونَ» (مومنون/75) «و بستیهند در افسار گسستن خویش، بر ناپسند بیسامان میروند» (میبدی، 1371، ج. 6/445). همچنین در ترجمۀ «فَمَا یزِیدُهُمْ إِلَّا طُغْیانًا کبِیرًا» (اسراء/60) آمده است: «و نمیفزاید ترسانیدن ایشانرا مگر گزافگوئی و گزافکاریی بزرگ» (میبدی، 1371، ج. 5/568). بنابراین در ترجمۀ آیۀ مورد بحث، «گزافکاری» ضبط برتر و «گرانکاری» سهو مصحح یا اشتباه چاپی است که باید اصلاح شود. 5-7. خدای / خدایی (و برعکس) در ترجمۀ «وَ ما مِنْ إِلهٍ» (مائده/73) آمده است: «و نیست خدای» (میبدی، 1371، ج. 3/190). در ادامۀ نیز آمده است: «إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ» مگر یک خدای یکتا» (میبدی، 1371، ج. 3/190). در ویرایش ملک ثابت و رواقی، «خدای» بههمین صورت ضبط شده است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 120)؛ اما در ویرایش باقریان موحد، بهصورت «خدایی» اصلاح شده است (رک. میبدی، 1387، ج. 1/330). در نسخۀ ینیجامع و نسخۀ نورعثمانیه (شمارۀ444)، «خدایی» عیناً به همین صورت ضبط شده که نویسش بهتر است:
در موردی دیگر، در ترجمۀ «وَ ما مِنْ إِلهٍ» (آل عمران/62) آمده است: «و نیست هیچ خدا جز الله» (میبدی، 1371، ج. 2/145). «خدا» در ترجمۀ بالا همانند ترجمۀ آیۀ پیشین، ایراد دارد. در دو ویرایش دیگر از ترجمۀ کشفالاسرار نیز، ترجمه به همین صورت است (قرآن کریم، 1388، ص. 58؛ میبدی، 1387، ج. 1/205). نویسش «خدا» بهجای «خدایی» در این ترجمه، به احتمال زیاد ناشی از دستکاری کاتبان است. در نسخۀ ینیجامع (نسخۀ اساس حکمت) واژۀ مورد بحث از قلم افتاده است: و به احتمال زیاد مصحح کاستی این دستنویس را با استفاده از نسخههای متأخر از جمله نسخۀ «ج» برطرف کرده که پر از دستکاری و اشتباهات در ترجمۀ فارسی آیات است. 2 در مورد دیگر، در ترجمۀ «ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ» (اعراف/58) آمده است: «نیست شما را خدای جز از وی» (میبدی، 1371، ج. 3/643) و در دو ویرایش دیگر نیز به همین صورت آمده است (رک: قرآن کریم، 1388، ص. 158؛ میبدی، 1387، ج. 1/403). در نسخ مورد استفادۀ ما از جمله: ینیجامع و نورعثمانیه نسخههای شمارۀ (444و474)، «خدای» عیناً بهصورت «خدائی»، ضبط شده است:
(میبدی، بیتا الف، برگ 370) (میبدی، بیتا ب، برگ 210) شایان ذکر است که در آیۀ (64) همین سوره، عبارت مورد بحث بهصورت «نیست شما را خدایی جز از وی» ترجمه شده است (میبدی، 1371، ج. 3/644). خطایِ موجود در ترجمۀ این سه مورد، هنگامی آشکار میشود که بدانیم «الهٍ» در آیات کریمۀ یاد شده، نکره است و لازم است در فارسی بهصورت نکره برگردان شود. این خطا، حاصل دستکاریهای مکرر کاتبان نسخ خطّی است؛ برای مثال، در ترجمۀ نوبت نخست کشفالاسرار، واژۀ «الهَ» در «لا الهَ الّا»، ترجمۀ یکسانی ندارد. گاه بهصورت «خدا» (نک. میبدی، 1371، ج. 1/431؛ ج. 3/441؛ ج. 4/327؛ ج. 6/94، 157؛ ج. 7/200)، گاه بهصورت «خدای» (نک. میبدی، 1371، ج. 2/2؛ ج. 5/350؛ ج. 6/224؛ ج. 10/45) و در بیشتر مواضع نیز بهصورت «خدایی» آمده است (نک. میبدی، 1371، ج. 2/1، 44؛ ج. 3/442، 753؛ ج. 4/110، 234، 361؛ ج. 5/195؛ ج. 6/295، 465؛ ج. 7/317؛ ج. 8/157، 377، 445، 487، 488؛ ج. 9/91)؛ امّا دربارۀ «الهٍ» در آیات مورد بحث، از جمله در ترجمۀ «ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ» (نک. میبدی، 1371، ج. 3/695، 669؛ ج. 4/397، 407، 421؛ ج. 6/427، 428) و «وَ ما مِنْ إِلهٍ» (نک. میبدی، 1371، ج. 8/347)، نویسش «خدایی» بر سایر نویسشها چیرگی محسوسی دارد؛ بنابراین لازم است براساس نسخ متقدم، نویسش «خدایی» را بر «خدای» در ترجمۀ «ما مِنْ إِلهٍ» و «ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ» ترجیح دهیم. بهجز موراد یادشده، در موردی دیگر، «خدایی» به جای «خدای»، ضبط شده که نادرست است؛ به این صورت که در ترجمۀ «أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ»، (اعراف/70)، آمده است: «فرمائی ما را و گوئی ما را که خدائی پرستید یگانه» (میبدی، 1371، ج. 3/645). در دو ویرایش دیگر ترجمۀ کشفالاسرار نیز بهصورت «خدایی»، ضبط شده است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 159؛ میبدی، 1387، ج. 1/404)؛ اما در نسخ مورد استفادۀ ما، بهویژه نسخۀ ینیجامع، ضبط واژۀ مورد بحث بهصورت «خذای» (=خدای) است:
(میبدی، بیتا الف، برگ 370) (میبدی، بیتا ب، برگ 211) «الله» در عبری اسم خاص است و در کشفالاسرار معمولاً بهصورت «الله» یا «خدای» و در برخی موارد بهصورت «خدا» برگردان شده است؛ اما در این آیه، بهصورت «خدایی» آمده که کاملاً اشتباه است؛ زیرا «خدایی» ترجمۀ «الهٍ» است نه «الله». احتمالاً رسمالخطّ «ی» برابر با «ی» در نسخۀ ینی جامع (نسخۀ اساس مصحح)، باعث شده است که مصحح در خوانش دچار خطا شود. چنانکه در مورد زیر نیز، این بدخوانی رخ داده است: در ترجمه و تفسیر «تَبْغُونَها عِوَجاً» (اعراف/85) آمده است: «و دین خدائی را بیعیب 3 جوئید که آنرا کژی مینمائید» (میبدی، 1371، ج. 3/669). در دو ویرایش دیگر نیز ضبط «خدایی» مطابق با تصحیح حکمت است (قرآن کریم، 1388، ص. 161؛ میبدی، 1387، ج. 1/408)؛ اما ضبط نسخههای ینی جامع و نورعثمانیه (شمارۀ 444و474) بهصورت زیر است:
(میبدی، بیتا الف، برگ 375) (میبدی، بیتا ب، برگ 219) در اینجا نیز «دینِ خدای»، تفسیر ضمیر «ها» در «تبغونها» است که مرجع آن «سبیل الله» است و از آنجا که «الله» اسم خاص است، نباید بهصورت «خدایی» ترجمه شود؛ بلکه «الله» یا «خدای» ترجمۀ درستتر آن است. 5-8. پرهیزید / بپرهیزید در ترجمۀ «فَاتَّقُوا اللهَ»، (مائده/100)، آمده است: «و پرهیزید از خشم و عذاب خدای» (میبدی، 1371، ج. 3/238). در دو ویرایش دیگر نیز ترجمه به همین صورت ضبط شده است (قرآن کریم، 1388، ص. 124؛ میبدی، 1387، ج. 1/336). «پرهیزید» و «بپرهیزید»، هر دو مورد در ترجمۀ کشفالاسرار آمده است. در دو نسخۀ ینیجامع و نورعثمانیه (شمارۀ444) نویسشِ «پرهیزید»، بهصورت «بپرهیزید» آمده است:
(میبدی، بیتا الف، برگ 306) (میبدی، بیتا ب، برگ 94) در نوبت دوم آیۀ مورد بحث آمده است: «فَاتَّقُوا اَللّهَ یا أُولِی اَلْأَلْبابِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ» این خطاب با اصحاب محمد(ص) است. میگوید: از خشم خدا بپرهیزید، و حلال بحرام مدارید تا بفلاح ابد رسید» (میبدی، 1371، ج. 3/244). «پرهیزید» 4 و «بپرهیزید» هر دو در کشفالاسرار به کار رفته است؛ در اوراق برجای مانده از تفسیر خواجه عبدالله انصاری موسوم به بخشی از تفسیر کهن به پارسی نیز در دو مورد «بپرهیزید» (بخشی از تفسیری کهن به پارسی، 1375، ص. 14، 273) و در یک مورد «میپرهیزید» (بخشی از تفسیری کهن به پارسی، 1375، ص. 54)، به کار رفته است؛ امّا در همۀ موارد کشفالاسرار، هرجا در آیهای «فَاتَّقُوا اَللّهَ» آمده، مترجم «فَاتَّقُوا» را بهصورت «بپرهیزید» 5 برگردان کرده است: «فَاتَّقُوا اَللّهَ» (آل عمران/50) «و بپرهیزید از انباز گفتن و فرزند گفتن خدای را» (میبدی، 1371، ج. 2/115). «فَاتَّقُوا اَللّهَ» (آل عمران/123) «بپرهیزید از بد اندیشی در خدای و گله کردن از وی» (میبدی، 1371، ج. 2/263). «فَاتَّقُوا اَللّهَ» (انفعال/1) بپرهیزید [از خشم و عذاب خدای]» (میبدی، 1371، ج. 4/1). (همچنین نک: میبدی، 1371، ج. 7/129، 135-131؛ ج. 9/65؛ ج. 10/125). علاوه بر این، در ترجمۀ «فَاتَّقُوا اَلنّارَ» (بقره/24) نیز آمده است: «پس از آتش بپرهیزید» (میبدی، 1371، ج. 2/96). با وجود این، در ترجمۀ «و اتّقوا» ترجمهها یکسان نیست. در برخی موارد بهصورت «و پرهیزید» برگردان شده (نک. میبدی، 1371، ج. 2/2، 29، 157؛ ج. 3/206، 519) و در برخی موارد دیگر نیز بهصورت «و به پرهیزید» (نک. میبدی، 1371، ج. 1/333، 541، 629، 741). همچنین در یک مورد بهصورت «و میپرهیزید» برگردان شده است: «وَاتَّقُوا اَللّهَ» (انفعال، 69) «و میپرهیزید از خشم خدای و عذاب او» (میبدی، 1371، ج. 4/76). 5-9. باز / باد در ترجمۀ «فَتَنْفُخُ فیها» (مائده/110) آمده است: «باز دهن خویش میدمی در آن» (میبدی، 1371، ج. 3/259). در ادامۀ ترجمه نیز آمده است: «تا مرغی میشود به دستوری من» (میبدی، 1371، ج. 3/259). در دو ویرایش دیگر نیز به همین صورت آمده است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 126؛ میبدی، 1387، ج. 1/340). در نسخۀ ینی جامع واژۀ «باز» بهصورت: «باذ» (=باد) و در نسخۀ شمارۀ (444) نورعثمانیه، «بادِ» عیناً آمده که ضبط دقیقتر است:
(میبدی، بیتا الف، برگ 310) (میبدی، بیتا ب، برگ 102) در تفسیر گازر، درترجمه و تفسیر این بخش از آیه آمده است: «پس آنگه باد در او میدمیدی تا مرغ میشد بفرمان خدای تعالی. در خبرست که عیسی علیه السّلام از گل مرغی که خواستی بکردی بشکل آنمرغ و باد از دهن خود درو دمیدی خدای تعالی آن را مرغ کردی از گوشت و خون و روح درو دمیدی تا بپریدی» (جرجانی، 1337، ج. 3/27). همچنین در تفسیر سورآبادی آمده است: «پف کردی در آن صورت ببودی مرغی به آفریدن من» (سورآبادی، 1380، ج. 1/622). همچنین در ترجمۀ قرآن (شمارۀ 365) آستان قدس (تحریر 1143ه.ق)، در ترجمۀ «تَنْفُخُ»، «میدمیدی نفس خود» (رواقی، 1395، ج. 2/192) آمده که قابل توجه است. «باد دهان» در موضع دیگری از کشفالاسرار، نیز چنین آمده است: «میخواهند که نور خدای و چراغ او بکشند، بباد دهانهای خویش» (میبدی، 1371، ج. 4/110)؛ بنابراین در ترجمۀ آیۀ مورد بحث، «باز» تحریفِ «باذ» (=باد) است. «باز» در ترجمه معنای درستی ندارد و «باد» ضبط دقیقتر و بهتر است. 5-10. نیامد / نیاید در ترجمۀ «مَا لَیسَ لِی بِحَقٍّ» (مائده/116) آمده است: «آنچه مرا نیامد و نهسزاست» (میبدی، 1371، ج. 3/274). در دو ویرایش دیگر نیز، ترجمه به همین صورت است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 127؛ میبدی، 1387، ج. 1/341). همچنین رواقی در فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی، «نیامد» را از کشفالاسرار به همین صورت نقل کرده است (رواقی، 1395، ج. 2/201). درواجکی در لطائفالتفسیر بخش یاد شده از آیۀ مورد بحث را چنین ترجمه و تفسیر کرده است: «سزا نیست و روا نیست مرا که بگویم در صفات تو آنچه راست نیاید مرا گفتن وی» (زاهد درواجکی، 1398، ج. 2/869). «نیامد» در ترجمۀ کشفالاسرار، از نظر زمانی ایراد دارد؛ ترجمۀ صحیح آن که باید لحاظ شود، «نیاید» است تا با «نهسزاست» هماهنگ شود. در دو نسخۀ ینیجامع و نورعثمانیه (شمارۀ 444)، نیز «نیاید» آمده است:
(میبدی، بیتا الف، برگ 312) (میبدی، بیتا ب، برگ 106) آنچه موجب بدخوانی از نسخۀ ینیجامع شده، کتابت «نیایذ» بدون نقطۀ حرف «ی» است که اشتباهاً ممکن است بهصورت «م» خوانده شود. 5-11. که او / او که در ترجمۀ «الَّذِی خَلَقَ السَّمَواتِ وَالْأَرْضَ» (انعام/1) آمده است: «که او بیافرید آسمانها و زمین» (میبدی، 1371، ج. 3/284). در دو ویرایش دیگر از این ترجمه نیز، «که او» به همین صورت ضبط شده است (قرآن کریم، 1388، ص. 128؛ میبدی، 1387، ج. 1/343). در سه نسخۀ مورد استفادۀ ما از جملۀ نسخۀ ینیجامع، ضبط «که او» بهصورت «او که» آمده که ضبط دقیقتر است:
(میبدی، بیتا الف، برگ 314) (میبدی، بیتا پ، برگ 2) «که» در «که او» حرف ربط است؛ اما در «او که» ضمیر موصولی به معنی «کسی که» است. دربارۀ آیۀ مورد بحث، «که» به معنی «کسی که» ترجمۀ «الذی» است. همین ساختار در آیات مشابه با آیۀ مورد بحث نیز در سایر مواضع کشفالاسرار آمده است: «اَلَّذِی خَلَقَ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضَ» (یونس/3) «او که هفت آسمان و هفت زمین آفرید از آغاز» (میبدی، 1371، ج. 4/246)؛ «اَلَّذِی خَلَقَ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضَ» (اعراف/54) »او که بیافرید آسمانها و زمینها را» (میبدی، 1371، ج. 3/627)؛ «اَللّهُ اَلَّذِی خَلَقَ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضَ» (ابراهیم/22) اللّه آن کس است که بیافرید هفت آسمان و هفت زمین، (میبدی، 1371، ج. 5/249)؛ «أَنَّ اَللّهَ اَلَّذِی خَلَقَ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضَ» (اسراء/99) «که آن خدای که آسمانها آفرید و زمین» (میبدی، 1371، ج. 5/605)؛ «اَلَّذِی خَلَقَ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضَ» «او که بیافرید آسمانها را و زمینها را» (میبدی، 1371، ج. 7/43). همچنین (نک: میبدی، 1371، ج. 7/514، 525؛ ج. 8/238). 5-12. کنندۀ آن / کنندۀ آناند در ترجمۀ «وَلِیقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ» (انعام/113)، آمده است: «و تا بکنند آنچه ایشان کنندۀ آن در علم خدا و خواست او» (میبدی، 1371، ج. 3/458). در دو ویرایش دیگر از این ترجمه نیز، بههمین صورت آمده است (قرآن کریم، 1388، ص. 142؛ میبدی، 1387، ج. 1/371). روشن است که در اینجا، ترجمه ایراد دارد؛ زیرا جملۀ دوم «آنچه ایشان کنندۀ آن در علم خدا و خواست او»، فعل ندارد. با توجه به نویسش نسخههای ینی جامع و نورعثمانیه، میتواند این ایراد را برطرف کرد. در دو نسخۀ ینیجامع و نورعثمانیه (شمارۀ 444)، عبارت مورد بحث بهصورت «و تا بکنند آنچه کنندۀ آناند در علم خدا و خواستِ او»:
(میبدی، بیتا الف، برگ 341) (میبدی، بیتا ب، برگ 151) همچنین در نسخۀ نورعثمانیه (شمارۀ474) نیز «آنچه ایشان» مطابق با تصحیح حکمت در ترجمه آمده است؛ اما مطابق دو نسخۀ بالا، «آنند» بهجای «آن»، ضبط شده است: هرچند ساختار جمله در دو نسخۀ ینیجامع و نورعثمانیه (شمارۀ 444)، بدون «ایشان» است، حذف یا وجود «ایشان» در جمله، به ساختار آن آسیب وارد نمیکند. آنچه مهم است، حفظ سبک نویسنده در جملهبندی است و از آنجا که ساختار «ایشان» + «فعل» + «شناسه»، در ترجمۀ کشفالاسرار پرسابقه است، بهتر است این ساختار با حفظ «ایشان» در جمله، بر اساس سبک نویسنده حفظ شود؛ برای نمونه: «و شما را نپرسند از آنچه ایشان کردهاند» (میبدی، 1371، ج. 1/379)؛ «و الله آگاه نیست از آنچه ایشان میکنند» (میبدی، 1371، ج. 1/398)؛ «در آنچه ایشان بخلاف افتادند در آن» (میبدی، 1371، ج. 1/564) و ... . با این توضیح، برای برطرف کردن ایراد موجود در تصحیح حکمت، نیاز است شناسۀ «اند»، به «آن» افزوده شود: «آنچه ایشان کنندۀ آناند در علم خدا و خواست او». 5-13. بی حق / بهبی حق در ترجمۀ «وَالْبَغْی بِغَیرِ الْحَقِّ» (اعراف/33)، آمده است: «و افزونی جستن بیحق» (میبدی، 1371، ج. 3/592). همچنین مصحح در پانوشت ضبط نسخۀ «ج» را بهصورت «بناحق»، گزارش کرده است (رک. میبدی، 1371، ج. 3/592). در دو ویرایش دیگر از این ترجمه، نویسشِ «بیحق» همانند ضبط حکمت آمده است (قرآن کریم، 1388، ص. 154؛ میبدی، 1387، ج. 1/396). همچنین رواقی در فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی، ضبط کشفالاسرار را بههمین صورت لحاظ کرده است (رک: رواقی، 1395، ج. 2/499). در دو نسخۀ ینیجامع و نورعثمانیه (شمارۀ444)، نویسش «بیحق» بهصورت «ببیحق»، آمده است:
(میبدی، بیتا الف، برگ 362) (میبدی، بیتا ب، برگ 194) در نسخۀ نورعثمانیه (شمارۀ474)، نویسش «بناحق» همانند ضبط نسخۀ «ج» (نسخۀ توپقاپوسرای در تصحیح حکمت) آمده است: «بِغَیرِ الْحَقِّ» در آیات دیگر قرآن نیز آمده که ترجمههای متفاوتی از آن در کشفالاسرار دیده میشود. ازجمله: «نه به حق» (میبدی، 1371، ج. 1/200)، «بناحق» (میبدی، 1371، ج. 1/208؛ ج. 2/60، 243؛ ج. 8/505)، «بناسزا و بیحق» (میبدی، 1371، ج. 2/359)، «بناسزا» (میبدی، 1371، ج. 2/744)، «بناسزا و ناحق» (میبدی، 1371، ج. 4/270)، «ببی حق» (میبدی، 1371، ج. 3/735، 749؛ ج. 9/36، 155) و «به نشایست» (میبدی، 1371، ج. 6/374). در بخشی از تفسیری کهن به پارسی نیز، تنها یک بار «بِغَیرِ الْحَقِّ» آمده که آن بهصورت «بناحق»، ترجمه شده است (بخشی از تفسیری کهن به پارسی، 1375، ص. 114). در آیۀ (15) سورۀ فصلت نیز همانند آیۀ مورد بحث، میان ضبط «بیحق» و «ناحق»، اختلاف وجود دارد؛ اما این بار، حکمت ضبط «به ناحق» را براساس دیگر نسخ خود برگزیده (نک: میبدی، 1371، ج. 8/505) و ضبط نسخۀ ینیجامع «بهبی حق» را در پانوشت (میبدی، 1371، ج. 8/505) آورده است: بحث دربارۀ ارجحیت یکی از ضبطهای «بیحق» یا «ناحق» و ...، منوط به ارزیابی نسخ کهن کشفالاسرار، چاپ بخشهای بهجایمانده از تفسیر خواجه عبدالله انصاری (در این باره بنگرید به: کریمینیا، 1400، ص. 5-62)، بررسی کامل چگونگی ویرایش میبدی بر ترجمه و تفسیر خواجه عبدالله انصاری و دستکاری کاتبان و ... است؛ زیرا این دو نویسش، معنی یکسانی دارند و تنها اختلاف سبکشناسی آنها مورد بحث است. اما آنچه در همۀ این ترجمهها یکسان است و در ترجمۀ آیۀ مورد بحث رعایت نشده، وجود حرف اضافۀ «به» است. «بغیر» متشکل از حرف اضافۀ «ب» و «غیر» است. اگر «غیر» را به معنی «بی» یا «نا» بگیریم، لازم است «به» حرف اضافه نیز پیش از آن بیاید؛ بنابراین در ترجمۀ «بغیر حق» لازم است بگوییم: «ببیحق» یا «بناحق» و ... 5-14. ناپدید / نادید در ترجمۀ «وَ ضَلَّ عَنْهُمْ» (اعراف/53) آمده است: «و گم گشت و ناپدید از ایشان» (میبدی، 1371، ج. 3/613). در دو ویرایش دیگر نیز ضبط واژۀ مورد بحث به همین صورت است (رک: قرآن کریم، 1388، ص. 157؛ میبدی، 1387، ج. 1/399). رواقی در فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی نیز «گم گشت و ناپدید» را برای واژۀ «ضَلَّ» از همین ترجمه آوردهاست (رواقی، 1395، ج. 2/537). در سه نسخۀ مورد بررسی ما، نویسش «ناپدید»، بهصورت «نادید»، آمده است:
(میبدی، بیتا الف، برگ 365) (میبدی، بیتا ب، برگ 201) نویسش «نادید» در ترجمۀ آیۀ «وَ ما هُمْ عَنْها بِغائِبِینَ» (انفطار/16)، بهصورت: «و ایشان هرگز از آن نار و از آن آتش نادید نیند» (میبدی، 1371، ج. 10/404) نیز سابقه دارد. در آیۀ مورد بحث «نادیدگشتن» بهمعنی «ناپدیدشدن، پنهانشدن» (دهخدا، 1378) است که در سرودۀ زیر از رودکی آمده است:
همچنین در بیت زیر از فرخی سیستانی:
در مجموعه رسائل خواجه عبدالله انصاری نیز «نادید» بهصورت زیر آمده است: «و ترا او دید که نادیده پسندید، پس از آن ترا ندید که به خویشتن دید. دیداری که چشم و دل درو نادید» (انصاری، 1362، ص. 47)؛ «شیخ حمویه به پارس بوده، وقتی سخن میگفت در میان یاران، نادید شد» (انصاری، 1362، ص. 124). نویسش «نادید» به دلیل دیرنگی و اصالت، همچنین کاربرد آن در گونۀ فرارودی و آثار خواجه عبدالله انصاری (نویسندۀ اصلی ترجمۀ قرآن کریم نوبت اول کشفالاسرار بهپارسی)، از نظر ما ضبط برتر است که با توجه به دستنویسهای متقدم باید حفظ شود. 5-15. بیرون آریم با آن / بیرون آریم بآن در ترجمۀ «فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِنْ کلِّ الثَّمَرَاتِ» (اعراف/57)، آمده است: «تا بیرون آریم با آن از هر میوهها» (میبدی، 1371، ج. 3/627). در دو ویرایش دیگر از این ترجمه نیز به همین صورت آمده است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 157؛ میبدی، 1371، ج. 1/401). همچنین پیش از عبارت مورد بحث، در ترجمۀ «فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ»، آمده است: «تا فرو فرستیم بآن میغ در زمین آب» (میبدی، 1371، ج. 3/627). در نسخۀ ینیجامع، عبارت «بآن» برای ترجمۀ «بِهِ»، در هر دو مورد آمده است: در دو نسخۀ دیگر مورد بررسی ما نیز به همین صورت است: روشن است که در هر دو مورد، «به آن» در ترجمۀ «بِهِ» آمده است. در مواضع دیگر، در ترجمۀ «فَأَخْرَجْنا بِهِ»، آمده است: «وَ أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتّی» میگوید - بیرون آوردیم بباران همتاها از نبات زمین پرکنده رنگارنگ و بویابوی» (میبدی، 1371، ج. 1/103) «فَأَخْرَجْنا بِهِ» تا بیرون آوردیم بآن «نَباتَ کلِّ شَیءٍ» رستها از خاک از هر چیز» (میبدی، 1371، ج. 3/427) «فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً» تا بیرون آوریم بآن آب همتاها، «مِنْ نَباتٍ شَتّی» از رستها از زمین پراکنده [رنگارنگ و بویا بوی]» (میبدی، 1371، ج. 6/117). در ادامۀ آیۀ مورد بحث نیز «باین» که نویسش دستنویس اساس و دیگر دستنویسهاست، در تصحیح حکمت بهصورت «با این» آمده است. به این صورت که در ترجمه و تفسیر «لَعَلَّکمْ تَذَکرُونَ» (اعراف/57) آمده است: «این بازنمودیم تا با این آن دریابید و بدیدار این آن را در یاد آرید»؛ اما در نسخ مورد استفادۀ ما «با این» بهصورت «باین»، آمده است که نویسش بهتر است: یکی از دلایل اصلی بروز چنین خطایی در تصحیح، نویسش «باین» و «بان»، به همین صورت است که باعث میشود خواننده دچار خطای بدخوانی شود. 5-16. بیعیب / میعیب در ترجمۀ «وَتَبْغُونَهَا عِوَجًا» (اعراف/86) آمده است: «و دین خدائی را بیعیب 6 جوئید که آنرا کژی مینمائید» (میبدی، 1371، ج. 3/669). در دو ویرایش دیگر نیز نویسش «بیعیب» آمده است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 161؛ میبدی، 1387، ج. 1/408)؛ اما در دستنویسهای ینیجامع و نورعثمانیه (شمارههای 444و474)، نویسش «می عیب جوئید»، آمده است:
در نوبت دوم کشفالاسرار، در توضیح این آیه آمده است: «این سبیل ایدر دین است میگوید: دین خدایی را می عیب جویید که آن را کژی مینمائید» (میبدی، 1371، ج. 3/699). همچنین در موضعی دیگر نیز «تَبْغُونَهَا عِوَجًا» (آل عمران/99)، بهصورت «عیب و کژی میجوئید راهی را که خدای راست نهاد؟» (میبدی، 1371، ج. 2/210) آمده است. بنابراین، «می» قطعاً ضبط بهتر است و «بی» هیچ وجهی در آیۀ مورد بحث ندارد. در گونۀ هروی، «میِ» پیشوندِ فعلی، گاهی با فاصله از فعل میآید. به این صورت که گاهی «می» بر سر افعال میآید. مانند: «میبازشود» به جای «بازمیشود» و گاهی در افعال مرکب نیز «می» بر سر اسم میآید؛ مانند: «میگنج نهد» به جای «گنج مینهد» (در این باره بنگرید به: بخشی از تفسیری کهن به پارسی، 1375، ص. 12)؛ بنابراین در اینجا نیز «می عیب جویید»، برابر است با «عیب میجویید» و «بیعیب» که در کشفالاسرار تصحیح حکمت و دو ویرایش دیگر از این ترجمه آمده، کاملاً اشتباه است. 5-17. شهر / شهرها در ترجمه و تفسیر «لِلَّذِینَ یرِثُونَ الْأَرْضَ» (اعراف/100)، آمده است: «این مردمانرا که در شهر نشستهاند» (میبدی، 1371، ج. 3/683). در دو ویرایش دیگر ترجمۀ کشفالاسرار نیز، «شهر» به همین صورت آمده است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 163؛ میبدی، 1387، ج. 1/410). در سه دستنویس مورد استفادۀ ما، ازجمله ینی جامع و نورعثمانیه (شمارههای 444و474)، نویسش «شهرها»، بهجای «شهر» آمده است:
(میبدی، بیتا الف، برگ 377) (میبدی، بیتا ب، برگ 223) در عبارت مورد بحث از آیۀ 100 سورۀ اعراف، «شهرها» که ضبط همۀ نسخ بررسیشدۀ ما است، بهاشتباه، «شهر» ضبط شده است. «این مردمان که در این شهرها نشستهاند»، ترجمۀ «لِلَّذِینَ یرِثُونَ الْأَرْضَ» نیست؛ بلکه توضیح و تفسیر آن است. در آیههای 97 و 98، پیش از آیۀ مورد بحث آمده است: «أَ فَأَمِنَ» ایمن نشستند «أَهْلُ اَلْقُری» این مردمان که در شهرهااند «أَنْ یأْتِیهُمْ بَأْسُنا» که بایشان آید زور گرفتن ما «بَیاتاً وَ هُمْ نائِمُونَ» (97) و ایشان در خواب. «أَ وَ أَمِنَ أَهْلُ اَلْقُری» یا ایمن نشستند این مردمان که درین شهرهااند «أَنْ یأْتِیهُمْ بَأْسُنا ضُحًی» تا آنکه بایشان آید زور گرفتن ما چاشتگاه «وَ هُمْ یلْعَبُونَ» (98) و ایشان در بازی خویش» (میبدی، 1371، ج. 3/683). در ادامۀ آیات نیز آمده است: «أَ فَأَمِنُوا» ایمناند ایشان «مَکرَ اَللّهِ» از ساز نهانی اللّه که کاری سازد پنهان از ایشان «فَلا یأْمَنُ مَکرَ اَللّهِ» ایمن نه نشیند از ساز نهانی اللّه «إِلاَّ اَلْقَوْمُ اَلْخاسِرُونَ» (99) مگر گروه زیانکاران. «أَ وَ لَمْ یهْدِ» پیدا نکرد و بازننمود «لِلَّذِینَ یرِثُونَ اَلْأَرْضَ» این مردمان را که در شهر نشستهاند «مِنْ بَعْدِ أَهْلِها» پس هلاککردن پیشینیان جهانیان را «أَنْ لَوْ نَشاءُ» که ما اگر خواهیم «أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ» ایشان را بگیریم بگناهان ایشان «وَ نَطْبَعُ عَلی قُلُوبِهِمْ» و مهر نهیم بر دلهای ایشان «فَهُمْ لا یسْمَعُونَ» (100) تا حق و پند نشنوند» (میبدی، 1371، ص. 683-684). با وجود این رواقی در فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی، ترجمۀ «این مردمان که در شهر نشستهاند» را از کشفالاسرار برای بخش مذکور از آیۀ مورد بحث آورده است (رواقی، 1395، ج. 2/597)؛ درحالیکه نیازی نیست؛ زیرا همانطور که گفتیم، این بخش تفسیرِ آیه است، نه ترجمۀ آن. 5-18. پیغامها / بپیغامها در ترجمۀ «إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِآیاتِ رَبِّنَا» (اعراف/126)، آمده است: مگر آنکه ما بگرویدیم پیغامهای خداوند خویش و نشانههای او» (میبدی، 1371، ج. 3/697). در دو ویرایش دیگر از این ترجمه نیز، نویسش «پیغامهای»، بههمین صورت است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 165؛ میبدی، 1387، ج. 1/413). در نسخۀ ینیجامع و دو نسخۀ نورعثمانیه (شمارههای 444و474)، عبارت «پیغامهای» بهصورت «بپیغامهای»، ضبط شده است:
(میبدی، بیتا الف، برگ 379) (میبدی، بیتا ب، برگ 227) پرواضح است که در جملۀ «مگر آنکه ما بگرویدیم پیغامهای خداوند خویش و نشانههای او» (میبدی، 1371، ج. 3/697)، فعل «بگرویدیم» به حرف اضافۀ اختصاصی «به» یا «با» نیاز دارد. در آیۀ مورد بحث نیز «بآیات» دارای حرف اضافۀ «ب» است که از ترجمه افتاده است. پس «بگرویدیم بپیغامهای خداوند خویش و نشانههای او» ترجمۀ بهتر و دقیقتر است. 5-19. خداوندی / خداوند وی در ترجمۀ «وَوَاعَدْنَا مُوسَی ثَلَاثِینَ لَیلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیلَةً» (اعراف/142) آمده است: «و وعده دادیم موسی را سی شب و آن وعده سپری کردیم بده شب دیگر تا سپری شد آن هنگام نامزد کردۀ خداوندی چهل شب» (میبدی، 1371، ج. 3/719). نویسش «خداوندی» در دو ویرایش دیگر نیز به همین صورت است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 167؛ میبدی، 1387، ج. 1/417)؛ اما در سه نسخۀ مورد بررسی ما، این نویسش بهصورت «خداوند وی»، آمده که درستتر است:
(میبدی، بیتا الف، برگ 383) (میبدی، بیتا ب، برگ 235) «هنگام نامزد کرده» ترجمۀ «میقات» است. در ترجمههای کهن دیگر قرآن کریم، بهصورت «وعده، وعدهگاه، هنگام کرده» (رواقی، 1395، ج. 2/637) و ... آمده است؛ اما نویسش «خداوندی» برای ترجمۀ «ربُهُ» اشتباهی آشکار است. زیرا «ه» ضمیر متصل به معنی «وی» یا «او» است؛ چنانکه در آیۀ بعد آمده است: «وَکلَّمَهُ رَبُّهُ» (اعراف/143) «و سخن گفت خدای او با او [بیترجمان]» (میبدی، 1371، ج. 3/719). 5-20. نبخشاید / به نبخشاید در ترجمۀ «لَئِنْ لَمْ یرْحَمْنَا رَبُّنَا وَیغْفِرْ لَنَا» (اعراف/149)، آمده است: «اگر نبخشاید بر ما خداوند ما و نیامرزد ما را» (میبدی، 1371، ج. 3/736). در دو ویرایش دیگر از این ترجمه نیز، نویسش «نبخشاید»، به همین صورت آمده است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 168؛ میبدی، 1387، ج. 1/421). در سه نسخۀ مورد استفادۀ ما نویسش «بهنبخشاید» بهجای «نبخشاید» آمده که ضبط درستتر است: (میبدی، بیتا ب، برگ 240) (میبدی، بیتا الف، برگ 385) در موضعی دیگر در ترجمۀ «قالُوا لَئِنْ لَمْ یرْحَمْنا رَبُّنا»، آمده است: «گفتند اگر خداوند ما بر شما نبخشاید و ما را نیامرزد ناچاره از زیانکارانیم» (میبدی، 1371، ج. 1/189). در بیشتر ترجمه و تفسیرها نیز، «لَمْ یرْحَمْنَا»، بهصورت «نه بخشاید بر ما»، ترجمه شده است (رک. رواقی، 1395، ج. 2/651)؛ اما در گزارهای از بخشی از قرآن کریم تفسیر شنقشی، «اگر بنه وخشاید بر ما آفریدگار ما او بنیامرزد مارا، حقّا کما باشیم از زیانکاران» (گزارشی از بخشی از قرآن کریم، تفسیر شنقشی، 1355، ص. 196)، ترجمه شده که با ترجمۀ کشفالاسرار از همسو است. در موضعی دیگر از کشفالاسرار نیز در ترجمۀ «وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا» (اعراف/23)، آمده است: «اگر نیامرزی ما را و بنهبخشائی بر ما» (میبدی، 1371، ج 3، ص. 575). آوردن «باء» تاکید بر سر افعالی که با «نون نفی» آغاز میشوند، با نگارشهای «بنه + فعل»، «به نَ + فعل»، «به نه + فعل» و ...، در ترجمۀ نوبت اول کشفالاسرار پرسابقه است (در این باره بنگرید به: بخشی از تفسیری کن به پارسی، 1375، ص. 12). به عنوان مثال در ترجمۀ آیۀ «وَإِلَّا تَغْفِرْ لِی وَتَرْحَمْنِی» (هود/47) آمده است: «اگر بنه آمرزی مرا و بنه بخشایی بر من» (میبدی، 1371، ج. 4/385)؛ بنابراین، ترجمۀ آیۀ مورد بحث نیز با توجه به این ویژگی سبکی و با توجه به نویسش دستنویسهای کهن، بهتر است بهصورت «بنه بخشاید بر ما»، تصحیح شود. 5-21. عَرَض / عَرَضی در ترجمۀ «وَإِنْ یأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ» (اعراف/169)، آمده است «و اگر آید بایشان عرض همچنان از حرام» (میبدی، 1371، ج. 3/769). در دو ویرایش دیگر نیز نویسش «عرض»، به همین صورت است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 172؛ میبدی، 1387، ج. 1/427). رواقی نیز همین نویسش را برای معنی واژۀ «عَرَضٌ»، آورده است (رک. رواقی، 1395، ج. 2/691). در نسخ مورد استفادۀ ما ازجمله نسخۀ ینی جامع، «عرضی» به جای «عرض» ضبط شده که نویسش درستتر است: (میبدی، بیتا ب، برگ 251) (میبدی، بیتا الف، برگ 391) «عَرَضٌ» در آیۀ مورد بحث، واژهای نکره است؛ به همین دلیل در بیشتر تفاسیر و قرآنهای مترجم بهصورت «منفعتی، متاعی، کالایی، حرامی، چیزی و ...» ترجمه شده است (رک. رواقی، 1395، ج. 2/691). در تفسیر گازر نیز بهصورت «عرضی» آمده است (جرجانی، 1337، ج. 3/279)؛ بنابراین در ترجمۀ کشفالاسرار نیز لازم است به همین صورت که در دستنویسهای متقدم آمده است، ترجمه شود. 5-22. بنشست / نشست در ترجمۀ «وَلَکنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ» (اعراف/176)، آمده است «لکن آن مرد با زمین بنشست و با این جهان گرائید» (میبدی، 1371، ج. 3/781). در دو ویرایش دیگر نیز نویسش «بنشست» به همین صورت آمده است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 173؛ میبدی، 1387، ج. 1/429). همچنین رواقی معنی واژۀ «أَخْلَدَ» را بهصورت «بنشست و گرائید»، آورده است (رواقی، 1395، ج. 2/702). در نسخ مورد استفادۀ ما «بنشست» بهصورت «نشست»، آمده است:
(میبدی، بیتا الف، برگ 394) (میبدی، بیتا ب، برگ 255) در نوبت دوم ترجمۀ این آیه چنین است: «لکن آن مرد با زمین نشست، و با دنیا گرائید» (میبدی، 1371، ج. 3/791). همچنین در بخشی از تفسیری کهن به پارسی ترجمۀ آیۀ مورد بحث چنین است: «لکن آن مرد با زمین نشست و [به] این جهان کرائید» (بخشی از تفسیری کهن به پارسی، 1375، ص. 2). بنابراین با توجه به نسخ متقدم و تفسیر خواجه عبدالله انصاری، همچنین با لحاظ کردن ترجمۀ همین آیه در نوبت دوم، بهتر است نویسش «بنشست» در «با زمین بنشست»، بهصورت «با زمین نشست»، در ترجمۀ نوبت نخست اصلاح شود. 5-23. روزی دهند و / روزی دهند یا در ترجمه و تفسیر «وَلَا یسْتَطِیعُونَ لَهُمْ نَصْراً» (اعراف/192) آمده است: «و آن پرستیدگان ایشان نتوانند که ایشانرا [روزی دهند و] یاری کنند» (میبدی، 1371، ج. 3/812). در دو ویرایش دیگر از این ترجمه نیز، ترجمۀ آیه به همین صورت است (رک. قرآن کریم، 1388، ص. 175؛ میبدی، 1387، ج. 1/434). در نسخ مورد استفادۀ ما «روزی دهند یا یاری کنند»، به جای «روزی دهند و یاری کنند»، آمده است: در اوراق برجایمانده از تفسیر خواجه عبدالله انصاری موسوم به بخشی از تفسیری کهن به پارسی، ترجمۀ عبارت مورد بحث چنین است: «و آن برستیذکان ایشان نتوانند که ایشان را روزی دهند یا یاری کنند» (بخشی از تفسیری کهن به پارسی، 1375، ص. 8)؛ بنابراین با توجه به نسخ یادشده و تفسیر خواجه عبدالله انصاری، بهتر است «یا» بهجای «و» در ترجمه لحاظ شود.
کشفالاسرار و عُدةالابرار یکی از متون قابل توجّه در میان ترجمه و تفسیرهای قرآن به زبان پارسی است که نوبت نخست آن، بهعنوان ویرایشی از ترجمه و تفسیر کهن منسوب به خواجه عبدالله انصاری، گنجینهای ارزشمند از واژگان کهن با ویژگیهای گونه زبانی هروی محسوب میشود. با وجود تلاشهای علیاصغر حکمت در تصحیح این اثر، به دلیل محدودیتهای دوران تصحیح و عدم دسترسی یا توجه کافی به تمامی نسخ کهن، بازبینی مجدد این اثر با تکیه بر نسخههای معتبر و کهن، ازجمله نسخه ینیجامع (نسخه اساس) و نسخههای کتابخانه نورعثمانیه (نسخههای شمارۀ 444 و 474) و دیگر نسخ، برای رفع کاستیها و حفظ اصالت متن ضرورتی انکارناپذیر است. در پژوهش حاضر، با بررسی مجدد جلد سوم و مقابله آن با دستنویسهای یادشده، بیست و هفت مورد از خطاهای راه یافته به متن چاپی شناسایی و اصلاح شد؛ برای نمونه، میتوان به اصلاح واژۀ «شک» به «تنگ»، تغییر عبارت «بدست مگیرید» بهصورت صحیحِ «بدوستی مگیرید»، جایگزینی ضبط دقیقتر «سفری» به جای «سفر» و «به نبخشاید» به جای «نبخشاید» و ... اشاره کرد که عدم اصلاح آنها منجر به ابهام معنایی یا تغییر ساختار دستوری متن یا موجب تصرف در مختصات زبانی گونۀ هروی ترجمۀ قرآن در نوبت نخست شده بود. ویژگی مشترک تمامی خطاهای مورد بررسی در این جستار، ضعف مصحح در عدم توجه به ضبط نسخۀ اساس خود یا بروز اشتباهات چاپی و سهوی بوده است که متأسفانه در برخی موارد به سایر کتابها و منابع پژوهشی نیز سرایت کردهاند و اصلاح آنها بر پایۀ دستنویسهای متقدم، گامی ضروری در جهت ارائه متنی پیراسته از این میراث ادبی و عرفانی است. پینوشتها
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
قرآن کریم.
قرآن کریم (1388). (ابوالفضلرشیدالدین میبدی، مترجم؛ مهدی ملکثابت و علی رواقی، مصححان). میراث مکتوب.
ابوالفتوح رازی، حسین بن علی (1371). روضالجنان و روحالجنان فی تفسیرالقرآن (بهکوشش محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، ج. 4 و 7). آستان قدس رضوی بنیاد پژوهشهای اسلامی.
ابوحفص نسفی، عمر بن محمد (1362). تفسیر نسفی (عزیزالله جوینی، مصحح، ج. 2). بنیاد فرهنگ ایران.
اسفراینی، ابوالمظفر شاهفور بن طاهر بن محمد (1375). تاجالتّراجم فی تفسیر القرآن لأعاجم (نجیب مایل هروی و علیاکبر الهی خراسانی، مصححان، ج. 2). علمی و فرهنگی.
الهامبخش، سیدمحمود (1378). بازنگری تصحیح متن نوبت اول از تفسیر کشفالاسرار، چاپشده در یادنامۀ ابوالفضل رشیدالدین میبدی (یدالله جلالی پندری، مصحح). انتشارات یزد.
انصاری، عبد الله بن محمد (1362). طبقات الصوفیه تقرارت خواجه عبدالله هروی (محمد سرور مولایی، مصحح). توس.
بخشی از تفسیری کهن به پارسی، از مؤلفی ناشناخته حدود قرن چهارم هجری (1375). (سید مرتضی آیةاللهزاده شیرازی، مصحح؛ علی رواقی، مقدمهنویس و فهرستنویس برابرهای قرآنی فارسی). مرکز پژوهشی میراث مکتوب.
تاریخ سیستان (1366). (ملکالشعرای بهار، مصحح، چاپ دوم). مؤسسۀ خاور.
ترجمۀ تفسیر طبری (1356). (به اهتمام حبیب یغمایی، ج. 1 و 7، چاپ دوم). توس.
جرجانی، حسین بن حسن (1337). تفسیر گازر: جلاء الاذهان و جلاء الاحزان (میرجلالالدین حسینی ارموی، مصحح، ج. 3). بینا.
جوینی، عزیزالله (1378). نسخهشناسی و لزوم تصحیح دوبارۀ تفسیر کشفالاسرار، چاپشده در یادنامۀ ابوالفضل رشیدالدین میبدی (یدالله جلالی پندری، مصحح، ج. 1). انتشارات یزد.
حریری، قاسم بن علی (۱۳۶۵). مقامات حریری، ترجمۀ فارسی (علی رواقی، مصحح). مؤسسۀ فرهنگی شهید محمد رواقی.
دهخدا، علیاکبر (1378). لغتنامه. دانشگاه تهران.
رواقی، علی (1364). قرآن قدس (کهنترین برگردان قرآن به پارسی؟). مؤسسۀ فرهنگی شهید محمد رواقی.
رواقی، علی (1399). سرودههای رودکی. فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
رواقی، علی (1395). فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی (ج. 1 و 2). دانشگاه شهید بهشتی.
زاهد درواجکی، احمد بن حسن (1398). لطائفالتفسیر (تفسیر درواجکی) (سعیده کمائیفرد، مصحح و محقق). مرکز پژوهشی میراث مکتوب.
زرّینچیان، غلامرضا (1378). لزوم تصحیح مجدد کشفالاسرار و عُدّةالابرار، چاپشده در یادنامۀ ابوالفضل رشیدالدین میبدی (یدالله جلالی پندری، مصحح). انتشارات یزد.
سلیمانی، قهرمان (1390). نسخهای نویافته از کشفالاسرار و عدةالابرار. مجلۀ دانش (مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان)، (105)، 11-18. https://pakdanesh.com
سورآبادی، عتیق بن محمد (1380). تفسیر سورآبادی/ابوبکر عتیق نیشابوری (علیاکبر سعیدی سیرجانی، مصحح). فرهنگ نشر نو.
عمادی حائری، سیدمحمد (1400). از اضطراب متن تا تحوّل «یذ»: بررسی و تحلیل دو نمونه از تصرّفات میبدی و کاتبان کشفالاسرار در تفسیر خواجه عبدالله انصاری. نامۀ فرهنگستان، 22(2)، 37-54.
فرخی سیستانی، علی بن جولوغ (۱۳۱۱). دیوان حکیم فرخی سیستانی (علی عبدالرسولی، مصحح). مطبعۀ مجلس.
کریمینیا، مرتضی (1400). نسخههایی تازهیاب از تفسیر قرآن خواجه عبداللّه انصاری در ترکیه و نجف. آینه پژوهش، 187(32)، 5 -62. https://jap.isca.ac.ir/article_70297.html
گردیزی، عبدالحی بن ضحاک (1363). تاریخ گردیزی (عبدالحی حبیبی، مصحح). دنیای کتاب.
مستملی بخاری، اسماعیل بن محمد (1363). شرحالتعرف لمذهب التصوف (محمد روشن، مصحح، ج. 2). اساطیر.
میبدی، ابوالفضل رشیدالدین (1371). کشفالاسرار و عدةالابرار (به سعی و اهتمام علیاصغر حکمت، 10 ج، چاپ ششم). امیرکبیر.
میبدی، ابوالفضل رشیدالدین (1387). ترجمه و تفسیر عرفانی قرآن کریم (به کوشش سیدرضا باقریان موحد، ج. 1). ارمغان طوبی.
میبدی، ابوالفضل رشیدالدین (بیتا الف). کشفالاسرار و عدةالابرار. نسخۀ خطّی کتابخانۀ ینیجامع، شمارۀ 43.
میبدی، ابوالفضل رشیدالدین (بیتا ب). کشفالاسرار و عدةالابرار. نسخۀ خطّی کتابخانۀ نورعثمانیه، شمارۀ 444.
میبدی، ابوالفضل رشیدالدین (بیتا پ). کشفالاسرار و عدةالابرار. نسخۀ خطّی کتابخانۀ نورعثمانیه، شمارۀ 474.
میبدی، ابوالفضل رشیدالدین (بیتا ت). کشفالاسرار و عدةالابرار. نسخۀ خطّی کتابخانۀ کاستامانو ترکیه، شمارۀ 3639.
نیشابوری، محمد بن محمود (1398). تفسیر بصائر یمینی (علی رواقی، مصحح، ج. 1 و 3). میراث مکتوب.
یاحقی، محمدجعفر (مصحح) (1355). گزارشی از بخشی از قرآن کریم، تفسیر شنقشی. بنیاد فرهنگ ایران.
References Holy Qurʼān. Holy Qurʼān. (2009). (A. R. D. Meybodi, Trans.; M. Malek-Sabet & A. Ravaghi, Eds.). Miras-e Maktoob. [In Persian] Abolfotuh Razi, H. b. A. (1992). Rawḍ al-Jinān wa Rawḥ al-Janān fī Tafsīr al-Qurʼān (M. J. Yahaqqi & M. M. Naseh, Eds.; Vols. 4 & 17). Astan-e Qods-e Razavi Foundation for Islamic Research. [In Persian] Abu Hafs Nasafi, O. b. M. (1983). Tafsīr-e Nasafī. Ed. Azizollah Joveini (Vol. 2). Bonyad-e Farhang-e Iran. [In Persian] Ansari, A. b. M. (1983). Ṭabaqāt al-Ṣūfiyye: Taqrīrāt-e Khāje Abdullāh Heravī (M. Sarvar Molaei, Ed.). Toos. [In Persian] Dehkhoda, A. A. (1999). Loghat-nāme. Tehran University. [In Persian] Elhambakhsh, S. M. (1999). Revisiting the first turn edition of Tafsīr-e Kashf al-Asrār, In The memoirs of Abolfazl Rashīd al-Dīn Meybodī (Y. Jalali Pandari, Ed.). Yazd Publications. [In Persian] Emadi Haeri, S. M. (2021). From textual turmoil to the evolution of 'Yadh': Analysis of two examples of alterations by Meybodi and Scribes in the Tafsīr-e Khāje Abdullāh Heravī. Nāme-ye Farhangestān, 22(2), 37-54. https://civilica.com/doc/2257669 [In Persian] Esfarayeni, A. M. Sh. b. T. b. M. (1996). Tāj al-Tarājim fī Tafsīr al-Qurʼān li’l-A‘ājim (N. Mayel Heravi & A. A. Elahi Khorasani, Eds.; Vol. 2). Elmi va Farhangi. [In Persian] Farrokhi Sistani, A. b. J. (1932). Dīvān-e Ḥakīm Farrokhī Sīstānī (A. Abdolrasouli, Ed.). Matba’e-ye Majles. [In Persian] Gardizi, A. H. b. Z. (1984). Tārīkh-e Gardīzī (A. H. Habibi, Ed.). Donyaye Ketab. [In Persian] Hariri, Q. b. A. (1986). Maqāmāt-e Ḥarīrī, Persian translation (A. Ravaghi, Ed.) Martyr Mohammad Rawaghi Cultural Institute. [In Persian] History of Sistan. (1987). (M. Sh. Bahar, Ed.; 2nd ed). Khavar Institution. [In Persian] Jorjani, H. b. H. (1958). Tafsīr-e Gāzor: Jalā’ al-Adhhān wa Jalā’ al-Aḥzān (M. J. D. Hosseini Ormavi Mohaddes, Ed.; Vol. 3). n.n. [In Persian] Joveini, A. (1999). Codicology and the necessity of re-editing the Kashf al-Asrār, In The memoirs of Yādnāme-ye Abolfazl Rashīd al-Dīn Meybodī (Y. Jalali Pandari, Ed.; Vol. 1). Yazd Publications. [In Persian] Kariminia, M. (2021). Newly found manuscripts of Tafsīr-e Qurʼān-e Khāje Abdullāh Heravī in Turkey and Najaf. Āyeneh Pazhūhesh, 187(32), 5-62. https://jap.isca.ac.ir/article_70297.html [In Persian] Meybodi, A. R. D. (1992). Kashf al-Asrār wa ‘Uddat al-Abrār (A. A. Hekmat, Ed.; 10 Vols; 6th ed.). Amirkabir. [In Persian] Meybodi, A. R. D. (2008). Translation and mystical interpretation of the Holy Quran (S. R. Baqerian Movahed, Ed.; Vol. 1). Armaghan-e Tooba. [In Persian] Meybodi, A. R. D. (n.d.[a]). Kashf al-Asrār wa ‘Uddat al-Abrār. Yeni Cami Library Manuscript, No. 43. [In Persian] Meybodi, A. R. D. (n.d.[b]). Kashf al-Asrār wa ‘Uddat al-Abrār. Nuruosmaniye Library Manuscript, No. 444. [In Persian] Meybodi, A. R. D. (n.d.[c]). Kashf al-Asrār wa ‘Uddat al-Abrār. Nuruosmaniye Library Manuscript, No. 474. [In Persian] Meybodi, A. R. D. (n.d.[d]). Kashf al-Asrār wa ‘Uddat al-Abrār. Manuscript of Kastamonu Library, Turkey, No. 3639. [In Persian] Mostamli Bukhari, E. b. M. (1984). Sharḥ al-Ta‘arruf li-Madhhab al-Taṣawwuf (M. Roshan, Ed.; Vol. 2). Asatir. [In Persian] Nishaburi, M. b. M. (2019). Tafsīr-e Baṣāʼir-e Yamīnī (A. Ravaghi, Ed.; Vols. 1 & 3). Miras-e Maktoob. [In Persian] Part of an ancient commentary in Persian, by an unknown author from around the fourth century AH. (1996). (S. M. Ayatollah-zadeh Shirazi, Ed.; A. Ravaghi, Introduction writer and cataloger of Persian Quranic equivalents]. Miras-e Maktoob Research Center. [In Persian] Ravaghi, A. (1985). Qurʼān-e Qods (The oldest Persian translation of the Quran?). Martyr Mohammad Rawaghi Cultural Institute. [In Persian] Ravaghi, A. (2016). Great Quranic Dictionary (Vols. 1 & 2). Shahid Beheshti University. [In Persian] Ravaghi, A. (2020). Rudaki's poems. Persian Language and Literature Academy. [In Persian] Soleimani, Q. (2011). A newly discovered manuscript of Kashf al-Asrār wa ‘Uddat al-Abrār. Danesh Magazine (Persian Research Center of Iran and Pakistan), (105), 11-18. https://pakdanesh.com [In Persian] Surabadi, A. b. M. (2001). Tafsīr-e Sūrābādī/Abu Bakr Atiq Neyshaburi (A. A. Saeidi Sirjani, Ed.). Farhang-e Nashr-e No. [In Persian] Translation of Tabari's Tafsīr. (1977). (H. Yaghmai, Trans; Vols. 1 & 7; 2nd ed). Toos. [In Persian] Yahaqqi, M. J. (Ed.) (1976). A report from a part of the Holy Quran, Tafsir Shanqashi. Bonyad-e Farhang-e Iran. [In Persian] Zahed Darvajaki, A. b. H. (2019). Laṭā’if al-Tafsīr (Tafsīr-e Darvājakī) (S. Kamaei Fard, Ed.). Miras-e Maktoob Research Center. [In Persian] Zarrinchian, Gh. (1999). The necessity of re-editing Kashf al-Asrār wa ‘Uddat al-Abrār, In The memoirs of Abolfazl Rashīd al-Dīn Meybodī (Y. Jalali Pandari, Ed.). Yazd Publications. [In Persian] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 341 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 63 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||