| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,877 |
| تعداد مقالات | 15,278 |
| تعداد مشاهده مقاله | 43,730,698 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,562,996 |
نقش مشارکت خیّرین در توسعة ورزش و ارتقای سلامت روان جوانان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مطالعات وقف و امور خیریه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دوره 4، شماره 1 - شماره پیاپی 7، فروردین 1405، صفحه 21-40 اصل مقاله (593.46 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/ecs.2026.147458.1163 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| زهره موسوی* 1؛ آذر محققیان2؛ سجاد سلطان حسینی3 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1استادیار گروه روانشناسی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشجوی دکتری گروه مدیریت ورزشی و رفتار حرکتی، دانشکدۀ علوم ورزشی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 3دانشجوی دکتری روانشناسی صنعتی و سازمانی، دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| با توجه به اهمیت توسعة ورزش به عنوان بستری برای ارتقای سلامت روان جوانان، پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش مشارکت خیّرین در توسعة ورزش و ارتقای سلامت روان جوانان انجام شد. این پژوهش به روش کیفی و بر اساس نظریۀ دادهبنیاد رهیافت اشتراوس و کوربین (1998) انجام شد. با استفاده از نمونهگیری هدفمند و نظری، با 22 نفر از ذینفعان شامل خیّرین ورزشی، جوانان بهرهبردار، مدیران ورزشی و متخصصان روانشناسی ورزشی مصاحبۀ نیمهساختاریافتۀ عمیق انجام شد. دادهها با استفاده از نرمافزار MAXQDA تحلیل شدند. مشارکت خیّرین در توسعۀ ورزش به عنوان مقولۀ محوری در تعامل با شرایط علّی (نیازهای سلامت روان، ظرفیتهای خیّرین و غفلت نهادی)، راهبردهای (حمایت همهجانبه، شبکهسازی، برنامهریزی مشارکتی، توانمندسازی ورزشمحور و ترویج اجتماعی)، شرایط زمینهای (بستر فرهنگی-اجتماعی، زیرساخت ورزشی و سیاستهای حمایتی)، شرایط مداخلهگر (موانع اداری و محدودیتهای مالی) و پیامدهای مطلوب (ارتقای سلامت روان، توسعۀ فردی-اجتماعی جوانان و توسعۀ ورزش) قرار دارد. این الگو که بر اساس 63 مفهوم و 17 کد فرعی استخراج شده است، روابط نظاممند مؤثر بر مشارکت خیّرین در توسعۀ ورزش و ارتقای سلامت روان جوانان را به صورت یکپارچه تبیین میکند و می تواند به عنوان راهنمایی برای سیاستگذاران، خیّرین و مدیران ورزشی در طراحی برنامههای مؤثرتر به کار رود. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خیرین ورزشی؛ توسعة ورزش؛ توانمندسازی ورزشمحور؛ سلامت روان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
- مقدمه در عصر حاضر، سلامت روان به یکی از محورهای اساسی توسعۀ پایدار جوامع تبدیل شده است. سازمان جهانی بهداشت به طور مکرر بر این نکته تأکید دارد که «هیچ سلامتی بدون سلامت روان وجود ندارد». در این میان، جمعیت جوان به عنوان سرمایۀ انسانی و محرک اصلی تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، در کانون این توجه قرار دارند. آمارهای نگرانکننده حاکی از آن است که اختلالات روانی یکی از علل پیشتاز بار بیماریها در بین جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله در سراسر جهان است (Ouali et al., 2025). مطالعات گستردۀ بینالمللی نشان میدهد نزدیک به ۲۰ درصد از جوانان جهان تجربۀ یک مشکل سلامت روان را در هر سال گزارش میکنند (Barneche et al., 2025). این بحران زمانی عمیقتر میشود که در نظر بگیریم دورۀ جوانی مرحلهای حساس از تحول است که در آن، فرد با چالشهایی متعدد از جمله شکلگیری هویت، فشارهای تحصیلی و شغلی، تحول در روابط بینفردی و انتظارات اجتماعی روبهرو است (Nazneen et al., 2024). در بافت جامعۀ ایران، این چالش ابعادی پیچیدهتر به خود میگیرد. ایران کشوری با ساختار جمعیتی جوان است که حدود ۲۳ درصد جمعیت آن را جوانان ۱۵ تا ۲۹ سال تشکیل میدهند. مطالعات متعدد از جمله پژوهش مهرابیان و همکاران (۱۴۰۱) بر روی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گیلان و نیز مطالعۀ انصاری و همکاران (۱۴۰۳) بر روی اعضای هیئتعلمی دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران نشان از شیوع جالب توجه مشکلات روانشناختی در میان قشر جوان و تحصیلکردۀ کشور دارند. در این میان، شهر اصفهان به عنوان یکی از کلانشهرهای مهم ایران، با دارابودن جمعیت جالب توجه جوانان، نیازمند توجه ویژه به مسألۀ سلامت روان است. رویکردهای سنتی در حوزۀ سلامت روان عمدتاً بر مداخلات درمانمحور و فردی متمرکز بودهاند. اگرچه این مداخلات از اهمیت زیادی برخوردار هستند، عمدتاً از بستر اجتماعی-فرهنگی وسیعتری که جوانان در آن زندگی میکنند، غافل میمانند (Brance et al., 2024). نظریۀ سیستمهای اکولوژیک و نیز چارچوب روانشناسی مثبتنگر بر این نکته تأکید دارند که سلامت روان فقط در غیاب بیماری تعریف نمیشود، بلکه حاصل وجود عواطف مثبت، روابط اجتماعی غنی، احساس معنا و مشارکت فعال در جامعه است. بر این اساس، پارادایمی جدید در حال شکلگیری است که بر مداخلات چندوجهی، جامعهبنیان و مبتنی بر نقاط قوت تأکید دارد (Arslan, 2023). در این چارچوب، فعالیتهایی که به صورت همزمان چند بُعد وجودی فرد (جسمی، اجتماعی، معنوی) را خطاب قرار میدهند، از پتانسیل بیشتری برای ایجاد تأثیرات پایدار برخوردار هستند. در این میان، فعالیت ورزشی به مثابۀ ابزاری قدرتمند و چندبُعدی ظاهر میشود. ورزش فقط یک فعالیت جسمانی برای حفظ سلامت فیزیکی نیست، بلکه یک پدیدۀ اجتماعی-روانشناختی پیچیده است (Cowan & Taylor, 2016). مشارکت در فعالیتهای ورزشی، به ویژه در قالبهای گروهی، میتواند فرصتی برای ایجاد و تقویت روابط اجتماعی، پرکردن اوقات فراغت به شیوهای سالم، تقویت خودپنداره و عزت نفس و حتی پرورش مفاهیم معنوی مانند انضباط، پشتکار و همدلی فراهم کند. پژوهشهای بینالمللی از جمله مطالعۀ تورسیک[1] و همکاران (2025) نشان میدهند محیط فعالیت بدنی میتواند به طور همزمان بر بهزیستی روانی و احساس شکوفایی تأثیر بگذارد. در سطح داخلی نیز پژوهشهایی از جمله مطالعۀ ضرغامی و همکاران (1389) به تأثیر مثبت ورزش بر سلامت روان جوانان ایرانی اشاره داشتهاند. با این حال، توسعه و ترویج فعالیتهای ورزشی ساختاریافته و فراگیر برای جوانان مستلزم سرمایهگذاری، برنامهریزی و مدیریت منابع است. در شرایطی که منابع دولتی همواره پاسخگوی تمامی نیازها نیست، بهرهگیری از سرمایۀ اجتماعی و ظرفیتهای مردمی به راهبردی اجتنابناپذیر تبدیل شده است (Medellu et al., 2024). اینجاست که «مشارکت خیّرین» به عنوان یک متغیر کلیدی وارد معادله میشود. خیّرین و نیکوکاران، به عنوان بازیگران مؤثر در عرصۀ عمومی، میتوانند با تأمین منابع مالی، حمایت از ایجاد و تجهیز فضاهای ورزشی و تقویت نهادهای جامعۀ محلی، بستر لازم برای توسعۀ فعالیتهای ورزشی را فراهم آورند. این مشارکت فراتر از یک کمک مالی صرف است و میتواند به عنوان یک سرمایۀ اجتماعی قدرتمند، احساس تعلق و امید را در جامعه تزریق کند. اگرچه پژوهشهایی جداگانه در رابطه با تأثیر ورزش بر سلامت روان (Turecek et al., 2025؛ ضرغامی و همکاران، 1389) و نیز اهمیت مشارکتهای مردمی در توسعۀ ورزش (Medellu et al., 2024) وجود دارند، پیوند این سه حوزه در یک مدل یکپارچه کمتر مورد کاوش قرار گرفته است. بیشتر پژوهشها یا به رابطۀ دوسویۀ ورزش و سلامت روان توجه داشتهاند، یا به صورت مجرد به نقش خیّرین در توسعۀ ورزش نگاه کردهاند. این پژوهش با الهام از چارچوب نظریۀ سیستمهای اکولوژیک و روانشناسی مثبتنگر، استدلال میکند فعالیت ورزشی چه نقشی در این فرایند ایفا میکند؛ بنابراین، هدف اصلی این مطالعه تبیین نقش مشارکت خیّرین در توسعة ورزش و ارتقای سلامت روان جوانان است.
2- ادبیات پژوهش 1-2 سلامت روان سلامت روان به عنوان یکی از ابعاد کلیدی و تعیینکننده در حیطۀ سلامت، جایگاهی ویژه در زندگی فردی و اجتماعی انسانها دارد. بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت روانی به معنای دستیابی افراد به توانایی کامل برای انجام نقشهای مختلف اجتماعی، روانی و جسمی خود است. این مفهوم فقط به عدم وجود بیماریها یا ناتوانیهای روانی و جسمی محدود نمیشود، بلکه شامل تعادل و هماهنگی در ابعاد مختلف زندگی، برقراری ارتباطات سالم، انعطافپذیری در برابر چالشها و توانایی حل مسائل به شیوهای منطقی و مؤثر است. سلامت روان به عنوان پایهای برای عملکرد بهینه فرد در جامعه و رسیدن به کیفیت زندگی مطلوب شناخته میشود که نقشی مهم در توسعۀ پایدار و بهبود رفاه جوامع ایفا میکند (گنجی، ۱۴۰۳). همچنین، از دیدگاه روانشناسی مثبتنگر، سلامت روان صرفاً به معنای نبود اختلالات روانی نیست، بلکه شامل تجربه هیجانهای مثبت، احساس معنا، شکوفایی توانمندیها و ارتقای کیفیت زندگی است (Seligman, 2011). سلیگمن[2] با معرفی الگوی PERMA، مؤلفههایی همچون هیجان مثبت، درگیری، روابط مثبت، معنا و دستاورد را به عنوان ارکان اساسی بهزیستی روانشناختی معرفی میکند که نقشی مهم در رشد فردی و اجتماعی جوانان دارند (Seligman, 2019). بنابراین، سلامت روانی نه فقط به عنوان نبود بیماری، بلکه به عنوان حالتی از تعادل و خودشکوفایی تعریف میشود که فرد را قادر میکند تا با چالشهای زندگی به شیوهای سازگارانه و مؤثر برخورد کند. از سوی دیگر، اختلالات روانی به عنوان الگوهای بالینی اختلال در شناخت، تنظیم هیجان یا رفتار تعریف میشوند که با ناراحتی قابل ملاحظه یا اختلال در عملکرد فردی و اجتماعی همراه هستند (American Psychiatric Association, 2025). این اختلالات معمولاً با ناراحتی شخصی، اضطراب، یا اختلال در عملکرد روزمرۀ زندگی همراه هستند و در چارچوب هنجارهای جامعه قرار نمیگیرند. این تغییرات به طور واضح غیرعادی و بیمارگونه هستند و ممکن است به صورت مداوم یا دورهای بازگشتی ظاهر شوند (Baingana et al., 2005). بر اساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5-TR)، اضطراب و افسردگی از شایعترین اختلالات روانی در میان جوانان محسوب میشوند که میتوانند پیامدهای منفی گستردهای بر سلامت روان، روابط اجتماعی و مشارکت فعال آنان در جامعه داشته باشند. در این چارچوب، ورزش و فعالیت بدنی، به ویژه زمانی که در قالب برنامههای حمایتی و مشارکتی سازمانیافته اجرا شود، میتواند به عنوان یکی از ابزارهای مؤثر در تقویت مؤلفههای روانشناسی مثبتنگر و پیشگیری از اختلالات روانی ایفای نقش کند. در واقع، سلامت روانی بخشی جداییناپذیر از مفهوم کلی سلامت به شمار میرود. مطابق تعریف بنیادین سازمان جهانی بهداشت، سلامت صرفاً به معنای نبود بیماری یا ناتوانی نیست، بلکه حالتی کامل از بهزیستی در ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی را در بر میگیرد. در این حالت مطلوب، فرد نه فقط توانمندیهای ذاتی خود را شناخته و شکوفا میکند، بلکه قادر است با فشارها و استرسهای متعارف زندگی سازگارانه کنار بیاید، به شکلی مولد و سودمند در جامعه مشارکت کند و سهمی مثبت در پیشرفت جمعی ایفا کند. این نگاه جامع، سلامت روان را به عنوان پدیدهای چندبُعدی معرفی میکند که نقشی اساسی در تعالی فردی و همبستگی اجتماعی ایفا میکند (Stranieri, 2022).
2-2 فرهنگ خیریه بر اساس تعاریف آکادمیک، خیریه به مجموعهای از اقدامات داوطلبانه، سازمانیافته و غیرانتفاعی اطلاق میشود که با هدف برطرفکردن نیازهای مادی، معنوی و اجتماعی گروههای آسیبپذیر جامعه انجام میشود (Anheier, 2014). این نهادها به عنوان بخشی از سازمانهای غیردولتی در چارچوب «بخش سوم اقتصاد» فعالیت میکنند و با ارائۀ خدمات حمایتی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی، نقش مکمل دولت در توسعۀ اجتماعی و برطرفکردن محرومیتها را ایفا میکنند. در واقع، خیریهها با تکیه بر منابع مردمی و داوطلبانه، میتوانند کاستیهای نظامهای رفاه اجتماعی را جبران و به ارتقای کیفیت زندگی گروههای هدف کمک کنند. مشارکت خیّرین فقط محدود به اهدای مالی نیست، بلکه شامل حضور در تصمیمگیری، برنامهریزی، مشاورۀ تخصصی، اجرای طرحها و حتی نظارت و ارزیابی پروژههای عامالمنفعه نیز میشود. این نوع مشارکت چندبُعدی، علاوه بر تأمین منابع، به ارتقای کیفیت حکمرانی اجتماعی کمک میکند و اثرگذاری برنامهها را افزایش میدهد (امیریپریان و همکاران، ۱۴۰۱). از دیدگاه جامعهشناختی، فعالیتهای خیرخواهانه بخشی از ساختار سرمایۀ اجتماعی به شمار میرود که از طریق تقویت اعتماد، همیاری و مشارکت مدنی، انسجام اجتماعی و حس تعلق جمعی را ارتقا میبخشد. در ادبیات جدید نیکوکاری، خیریه از چارچوب سنتی و واکنشی فاصله میگیرد و به عنوان نوعی سرمایهگذاری اجتماعی هدفمند شناخته میشود؛ رویکردی که تأکید دارد اقدامات خیرخواهانه باید مبتنی بر تحلیل داده، برنامهریزی بلندمدت، سنجش اثرات و کارکردهای توسعهای باشد (Payton & Moody, 2020). این رویکرد جدید، نیکوکاری را فرایندی راهبردی و نظاممند میداند که هدف آن نه فقط برطرفکردن مشکلات فوری، بلکه ایجاد تغییرات ساختاری، کاهش نابرابریها و افزایش تابآوری اجتماعی است. چنین نگاهی باعث شده است تا خیریه به یکی از ابزارهای مهم حکمرانی اجتماعی و توسعۀ پایدار تبدیل شود و نقشی مؤثر در بهبود شاخصهای رفاهی و فرهنگی ایفا کند.
3-2 خیّرین ورزشی خیّرین ورزشی به اشخاص و سازمانهایی اطلاق میشود که با انگیزههای نوعدوستانه و مسئولیت اجتماعی، منابع مالی، فکری و زمانی خود را در مسیر توسعه و تجهیز زیرساختهای ورزشی سرمایهگذاری میکنند. این گروه در قالبهایی متنوع از جمله احداث و نوسازی ورزشگاهها، سالنهای ورزشی و زمینهای چمن ایفای نقش میکنند (احمدی و همکاران، ۱۴۰۴). مشارکت خیّرین ورزشی نه فقط به توسعۀ فیزیکی ورزش میانجامد، بلکه به عنوان بازوی کمکی دولت در تحقق اهدافی کلان همچون توسعۀ عدالت ورزشی و ارتقای سلامت جامعه عمل میکند. از دیدگاه اقتصادی، این مشارکتها با توزیع مجدد منابع، به گردش مالی در مناطق محروم کمک میکنند و از طریق ایجاد اشتغال و تقویت اقتصاد محلی، به پایداری توسعۀ ورزش منجر میشوند (حیدری فرد و شریفیان، 1396). در بستر فرهنگ ایرانی-اسلامی، اقدامات خیّرین ورزشی تجلییافتۀ ارزشهایی همچون نوعدوستی و مسئولیتپذیری اجتماعی است که ریشه در باورهای دینی و سنتهای نیکوکاری دارند. قوانین حمایتی مانند مادۀ ۱۸ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت با اعطای معافیتهای مالیاتی، بستر قانونی لازم برای تشویق اینگونه مشارکتها را فراهم میکند (امیریپریان و همکاران، ۱۴۰۱).
4-2 تأثیر ورزش بر سلامت روان بر اساس مطالعات متعدد، ورزش و فعالیت بدنی به عنوان یک راهبرد مؤثر و کمهزینه در ارتقای سلامت روان و کاهش اختلالات روانشناختی شناخته شده است. پژوهشهای مختلف، از جمله مطالعۀ سلمان (1393) بر روی بانوان فرهنگی شاغل، نشان میدهند ورزش منظم با کاهش علائم اضطراب و افسردگی و افزایش احساس بهزیستی روانی همراه است. به طور مشابه، پژوهش مطلبی و همکاران (1391) نیز حاکی از آن است که دانشجویانی که در فعالیتهای ورزشی مشارکت دارند، از سلامت روان بیشتری برخوردار هستند که این امر بر اهمیت نقش ورزش در محیطهای آموزشی و اجتماعی تأکید میکند. از دیدگاه بالینی، کارک[3] و همکاران (2011) به این نتیجه رسیدند که ورزش میتواند به عنوان یک مداخلۀ مستقل یا مکمل در درمان افسردگی و اضطراب به کار رود. این پژوهش نشان داد فعالیت بدنی با افزایش ترشح اندورفین، کاهش سطح کورتیزول و تعدیل انتقالدهندههای عصبی مانند سروتونین، به بهبود خلقوخو و کاهش تنش کمک میکند. در جمعیت سالمند نیز مطالعۀ الکساندروسیلوا[4] و همکاران (2019) نشان داد فعالیت بدنی منظم نقشی پیشگیرانه در برابر ابتلا به افسردگی و اضطراب دارد. این یافتهها حاکی از آن است که ورزش نه فقط در درمان، بلکه در پیشگیری از اختلالات روانی نیز مؤثر است. علاوه بر این، مقالۀ کاندولا[5] و همکاران (2018) نقش ورزش در مدیریت اختلالات اضطرابی را بررسی و اشاره میکند فعالیت بدنی با ایجاد حواسپرتی سالم، افزایش خودکارآمدی و تقویت تابآوری روانی، مکانیسمهای مقابلهای فرد را در مواجهه با عوامل استرسزا بهبود میبخشد. در مجموع، یافتههای علمی بهوضوح نشان میدهد ورزش با مکانیسمهای متعدد زیستی، روانی و اجتماعی، سلامت روان را تقویت میکند. این شواهد لزوم ترویج سبک زندگی فعال و ادغام برنامههای ورزشی در سیاستهای سلامت عمومی را بیش از پیش آشکار میکند.
3- روش پژوهش این پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر نظریۀ دادهبنیاد با رهیافت نظاممند اشتراوس و کوربین[6] (1998) انجام شد. هدف پژوهش تبیین نقش مشارکت خیّرین در توسعة ورزش و پیامدهای آن برای سلامت روان جوانان از طریق استخراج مقولهها و روابط میان آنها بر اساس تجربه و ادراک مشارکتکنندگان بود. جامعۀ پژوهش شامل خبرگان حوزۀ مدیریت ورزش، خیّرین، روانشناسان و جوانان بهرهبردار بود. نمونهگیری به صورت هدفمند و نظری تا نقطۀ اشباع نظری ادامه یافت و در مجموع، 22 مصاحبه انجام شد. ابزار گردآوری دادهها مصاحبۀ نیمهساختاریافته بود. در این پژوهش، پرسشهای مصاحبۀ نیمهساختاریافته با هدف کشف عمیق تجربیات، نگرشها و ادراک مشارکتکنندگان دربارۀ ابعاد مختلف مشارکت خیّرین در توسعۀ ورزش و ارتقای سلامت روان جوانان طراحی شدند. این پرسشها در چند محور اصلی تنظیم شدند تا با رویکرد نظریۀ دادهبنیاد، امکان استخراج مفاهیم و مقولههای دقیق فراهم شود. محور نخست به نیازهای سلامت روان جوانان اختصاص داشت. محور دوم ظرفیتها و انگیزههای خیّرین را بررسی میکرد. در محور سوم، پرسشهایی دربارۀ مشکلات این حوزه طرح شدند. محور چهارم به راهبردهای کارآمد مشارکت خیّرین اختصاص یافت. در نهایت، محور پنجم به پیامدهای حاصل از مشارکت خیّرین اشاره داشت. طراحی این پرسشها به گونهای بود که هم انعطافپذیری مصاحبه حفظ شود و هم مسیر نظریهپردازی دادهبنیاد به صورت نظاممند دنبال شود. مدت زمان هر مصاحبه بین 30 تا 60 دقیقه بود و پس از کسب رضایت آگاهانۀ شرکتکنندگان، ضبط و سپس به طور کامل تدوین شد. برای تحلیل دادهها از نرمافزار MAXQDA نسخۀ 20 استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادههای این پژوهش بر اساس راهبرد نظریهپردازی دادهبنیاد رهیافت اشتراوس و کوربین (1998) انجام شد. فرایند اصلی در این راهبرد شامل کدگذاری، طبقهبندی و استخراج مفاهیم است. این فرایند به طور کلی در سه مرحلۀ اصلی انجام شد:
به منظور اطمینان از صحت و قابلیت اتکای یافتهها، اعتبار پژوهش کیفی با استفاده از چهار معیار لینکن و گوبا[7] (1985) مورد سنجش قرار گرفت: اعتبارپذیری: به منظور افزایش دقت و صحت یافتهها، نتایج اولیۀ پژوهش از طریق بازبینی مشارکتکنندگان و همچنین اخذ نظرات دو نفر خبرۀ غیرشرکتکنندۀ مدیریت ورزشی و روانشناسی بررسی و اصلاح شد. انتقالپذیری: با ارائۀ دقیق ویژگیهای جمعیتشناختی نمونۀ آماری (مانند جنسیت، میزان تحصیلات و نوع فعالیت)، این امکان برای خواننده فراهم شد تا درکی بهتر از بافت پژوهش پیدا کند و تناسب دادهها با نظریه را بهتر ارزیابی کند. قابلیت اطمینان: پژوهشگر با ضبط مکالمات، مستندسازی نوشتهها و یادداشتبرداری دقیق، اطمینان از صحت دادهها و فرایند پژوهش را دنبال کرد. تأییدپذیری: با ارائۀ توضیحات کامل و شفاف از فرایند گردآوری و تحلیل دادهها، عینیت یافتهها مستندسازی شد تا قضاوت و ارزیابی دیگر پژوهشگران ممکن شود. با رعایت اصول اخلاق در پژوهش، کلیۀ مشارکتکنندگان با رضایت کامل در این پژوهش مشارکت کردند. به منظور حفظ حریم خصوصی و محرمانگی اطلاعات، دادههای جمعآوریشده به صورت کاملاً ناشناس کدگذاری و نگهداری شد و به شرکتکنندگان اطمینان داده شد که در هر مرحله از پژوهش، امکان خروج آزادانه از مطالعه را دارند.
4- یافتهها ویژگیهای جمعیتشناختی مشارکتکنندگان پژوهش حاضر در سه بُعد اصلی دستهبندی شدند. از نظر گروهی، بیشترین مشارکتکنندگان را جوانان بهرهبردار (۳۶ درصد) و کمترین را خیّرین ورزشی (۱۸ درصد) تشکیل دادند. از نظر سطح تحصیلات، بیشترین مشارکتکنندگان دارای مدرک دکتری تخصصی (۴۵ درصد) و کمترین دارای مدرک تحصیلی کارشناسیارشد (14 درصد) بودند. از نظر جنسیتی، ترکیب نمونه متشکل از ۶۸ درصد مرد و ۳۲ درصد زن بود که نشاندهندۀ تنوع نسبتاً مناسب جنسیتی در نمونه است. ویژگی مشارکتکنندگان در پژوهش در جدول 1 ارائه شده است.
جدول 1. ویژگیهای جمعیتشناختی مشارکتکنندگان Table 1. Demographic characteristics of participants
بر اساس روش نظریۀ دادهبنیاد اشتراوس و کوربین (1998)، الگوی پارادایمی مشارکت خیّرین در توسعة ورزش و ارتقای سلامت روان جوانان در قالب یک مدل نظاممند شامل مقولۀ محوری، شرایط علّی، راهبردها، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر و پیامدها در قالب 17 کد فرعی و 63 مفهوم تدوین شد. یافتهها نشان داد مقولۀ محوری «مشارکت خیّرین در توسعۀ ورزش» در پیوندی پویا با سایر مقولهها قرار دارد. شرایط علّی (شامل نیازهای سلامت روان، ظرفیتهای خیّرین و غفلت نهادی) به عنوان عوامل محرک شکلدهندۀ پدیدۀ اصلی شناسایی شدند. راهبردهای پنجگانه (حمایت همهجانبه، شبکهسازی، برنامهریزی مشارکتی، توانمندسازی ورزشمحور و ترویج اجتماعی) در تعامل با شرایط زمینهای (بستر فرهنگیاجتماعی، زیرساخت ورزشی و سیاستهای حمایتی) و شرایط مداخلهگر (موانع اداری، محدودیتهای مالی و اجرایی) اجرا میشوند و در نهایت، به پیامدهای مطلوب (ارتقای سلامت روان جوانان، توسعۀ فردیاجتماعی جوانان و توسعۀ ورزش) منجر میشوند. این الگو که بر اساس پارادایم کدگذاری اشتراوس و کوربین (1998) در جدول 2 ارائه شده است، روابط علّی، راهبردی و زمینهای مؤثر بر مشارکت خیّرین در توسعۀ ورزش را به صورت یک نظام یکپارچه تبیین میکند.
جدول 2. یافتههای پژوهش Table 2. Research findings
بر اساس یافتههای پژوهش، الگوی پارادایمی نقش مشارکت خیّرین در توسعة ورزش و پیامدهای آن برای سلامت روان جوانان ترسیم شد. این مدل از طریق کدگذاریهای نظری در سه مرحلۀ باز، محوری و انتخابی استخراج شد و اجزای اصلی آن در قالب یک پارادایم شامل شرایط علّی، مقولۀ محوری، راهبردها، بسترهای مؤثر، عوامل مداخلهگر و پیامدها سازماندهی شدند. تحلیل یافتهها نشان داد چگونه تعامل پویای بین ظرفیتهای خیّرین و نیازهای سلامت روان جوانان میتواند در سایۀ راهبردهای مناسب، به خلق ارزش اجتماعی پایدار منجر شود. این مدل چارچوب مفهومی مناسبی برای سیاستگذاری و برنامهریزی در حوزۀ ورزش و سلامت روان است که در شکل 1 ارائه شده است.
شکل 1. مدل مشارکت خیّرین در توسعۀ ورزش و ارتقای سلامت روان جوانان Figure 1. Model of philanthropic participation in the development of sport and the promotion of youth mental health
6- بحث و نتیجهگیری پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش مشارکت خیّرین در توسعة ورزش و ارتقای سلامت روان جوانان انجام شد. یافتهها نشان داد مشارکت خیّرین در توسعۀ ورزش به عنوان پدیدهای چندبُعدی، تحت تأثیر شرایط علّی (نیازهای سلامت روان، ظرفیتهای خیّرین و غفلت نهادی) شکل میگیرد و از طریق راهبردهای جامع (حمایت همهجانبه، شبکهسازی، برنامهریزی مشارکتی، توانمندسازی ورزشمحور و ارتباطات و ترویج اجتماعی) به پیامدهای مطلوب (ارتقای سلامت روان جوانان، توسعۀ فردی-اجتماعی جوانان و توسعۀ ورزش) منجر میشود. شرایط زمینهای مؤثر بر این پدیده شامل بستر فرهنگیاجتماعی، ساختار و زیرساختهای ورزشی و سیاستها و حمایتها بود. از سوی دیگر، شرایط مداخلهگر بازدارنده شامل موانع اداری، محدودیتهای مالی و محدودیتهای اجرایی شناسایی شدند. در ادامه، دربارۀ هر یک از مقولههای اصلی بحث شده است. یافتههای پژوهش نشان داد مشارکت خیّرین در توسعة ورزش تحت تأثیر شرایط علّی متعددی است، از جمله نیازهای سلامت روان که به دلیل مقابله با شیوع اضطراب و افسردگی، نیاز به نشاط اجتماعی و تخلیۀ هیجانی، همچنین تعلق اجتماعی و کاهش پیامدهای ناشی از کمتحرکی است که این موارد با یافتههای بیدل و آسار[8] (2011) همسو است که تأکید میکنند ورزش منظم موجب کاهش علائم اضطراب و افسردگی در جوانان میشود. بهرامی و همکارن (1402) در پژوهشی همسو، ورزش را به عنوان فرصتی ارزشمند به منظور بالابردن سطح سلامت روانی و نشاط اجتماعی در جامعه تلقی کردند. ظرفیتهای خیّرین، شامل تمایل به کمکرسانی اجتماعی، سرمایۀ اقتصادی و انگیزههای دینی و فرهنگی، به عنوان عوامل تسهیلکنندۀ مشارکت مؤثر شناخته شدهاند. مطالعۀ شفائیمقدم و ابوالحسنیآرانی (1402) نشان داده است انگیزههای اخلاقی و فرهنگی نقشی مهم در تداوم فعالیتهای خیریۀ ورزشی دارند. کرمی و همکاران (1401) نیز توصیههای دینی را از عوامل علّی جذب خیّرین در توسعۀ ورزش دانستند. با این حال، غفلتهای نهادی مانند کمبود بودجۀ ورزش همگانی و فقدان برنامههای پیشگیرانه موانعی عمده هستند که در مطالعات گرین و هولیهان[9] (2005) نیز به آنها اشاره شده است. در تبیین این یافتهها، میتوان گفت نیازهای فزایندۀ سلامت روان جوانان و نقش مؤثر ورزش در کاهش اضطراب و افسردگی ضرورت مشارکت خیّرین را برجسته میکنند. با این حال، با وجود آمادگی خیّرین بر پایۀ انگیزههای اخلاقی و فرهنگی، ضعفهای نهادی و کمبود حمایتهای دولتی مانع بهرهبرداری کامل از ظرفیت آنها میشوند. یافتههای پژوهش نشان میدهد راهبردهای مؤثر در مشارکت خیّرین در توسعۀ ورزش شامل حمایت همهجانبه، شبکهسازی و همکاری بیننهادی، برنامهریزی مشارکتی، توانمندسازی ورزشمحور و تقویت ارتباطات و ترویج اجتماعی هستند. حمایت همهجانبۀ خیّرین که ترکیبی از حمایت مالی، معنوی و تجهیزاتی است، با مشارکت در طراحی برنامهها و حضور مستمر، به عنوان عاملی کلیدی برای پایداری پروژههای ورزشی شناخته میشود. این موضوع با مطالعۀ برکمن و گلس[10] (2000) همسو است که نقش حمایت چندجانبه در موفقیت پروژههای توسعه اجتماعی را تأیید کردهاند. راسخ و همکارارن (1403) نیز در پژوهشی بر مشارکت بینسازمانی برای بهرهگیری از ظرفیت خیّرین ورزش-یار تأکید کردند. همچنین، شبکهسازی و همکاری بیننهادی، مانند ایجاد ارتباط میان خیّرین، باشگاهها و سازمانها و تشکیل نهادهای مشترک، به تبادل دانش و جذب خیّرین جدید کمک میکند. یافتههای بیرل[11] و همکاران (2025) دربارۀ اهمیت همکاریهای بینسازمانی نتایج پژوهش را پشتیبانی میکند. برنامهریزی مشارکتی با نیازسنجی مشترک و مشارکت خانوادهها به طراحی برنامههای ورزشی اجتماعی کمک میکند و منطبق با رویکردهای توسعۀ جامعهمحور است. توانمندسازی ورزشمحور از طریق برگزاری کلاسهای مهارتهای زندگی، مشاورۀ روانشناسی و مربیگری مبتنی بر حمایت روانشناختی، بر نقش ورزش در بهبود سلامت روان تأکید دارد. در نهایت، ارتباطات و ترویج اجتماعی با استفاده از رسانهها برای تقویت اعتماد، معرفی پروژهها و فرهنگسازی نیکوکاری ورزشی مطابق یافتههای کردلو و همکاران (1403) است که رسانهها را ابزاری مؤثر در تغییر نگرشهای اجتماعی معرفی کردهاند و شفافسازی، اعتمادسازی و حمایت را از راهبردهای استفاده از خیّرین در توسعۀ زیرساختهای کشور معرفی کردهاند. حاتمی و قاضینژاد (1403) نیز در پژوهشی بر راهکارهای انسجام گروهی در عملکرد مؤسسههای خیریه تأکید کردند. در مجموع، این راهبردها زمینهساز مشارکت مؤثر خیّرین در توسعۀ ورزش و تحقق اهداف ارتقای سلامت روان جوانان هستند. یافتههای پژوهش نشان میدهد عوامل مداخلهگر مانند موانع اداری، محدودیتهای مالی و محدودیتهای اجرایی تأثیری جالب توجه بر اثربخشی مشارکت خیّرین در توسعۀ ورزش دارند. موانع اداری شامل بوروکراسی پیچیده، قوانین دستوپاگیر، عدم ثبات سیاستها و تأخیر در صدور مجوزها هستند که روند اجرای برنامهها را کند و دشوار میکنند. این نتایج با پژوهشهای راسخ و همکاران (1403) و ولی زاده و حسنخانی (1404) مطابقت دارد. محدودیتهای مالی مانند کمبود منابع پایدار، عدم تضمین تداوم کمکها و هزینههای زیاد نگهداری اماکن ورزشی، موجب کاهش انگیزۀ خیّرین و کاهش کیفیت خدمات ارائهشده میشوند. محدودیتهای اجرایی شامل ضعف در شفافیت مالی، نبود سیستم گزارشدهی دقیق، کمبود مربیان متخصص و انگیزۀ کم برخی از جوانان به عنوان موانع عملی شناخته میشوند. مطالعۀ رعنایی کردشولی و دهاز (1402) در پژوهشی همسو نشان داد ضعف در شفافیت منابع و مصارف، پیچیدگی صدور و تمدید مجوز از چالشهای امور خیریه محسوب میشوند. برطرفکردن این موانع مستلزم مجموعهای از اقدامات هماهنگ و چندسطحی است که از بهبود ساختارهای نهادی و حکمرانی در حوزۀ فعالیتهای خیرخواهانه آغاز میشود؛ به گونهای که وظایف، اختیارات و سازوکارهای پاسخگویی نهادهای مرتبط به صورت شفاف و کارآمد تعریف شوند. تحقق این الزامات شرایطی را فراهم میآورد که مشارکت خیّرین با انسجام بیشتر، اثرگذاری بیشتر و همسویی با نیازهای واقعی جامعه بتواند نقشی پایدار و تحولآفرین در ارتقای سلامت روان جوانان ایفا کند. یافتههای پژوهش نشان داد عوامل زمینهای نقشی تعیینکننده در موفقیت مشارکت خیّرین در توسعۀ ورزش ایفا میکنند که شامل بستر فرهنگیاجتماعی، ساختار و زیرساختهای ورزشی و سیاستها و حمایتهای قانونی است. فرهنگ نیکوکاری و ارزشهای دینی، به ویژه در جوامعی با باورهای مذهبی قوی، محرکی قوی برای انگیزۀ خیّرین به شمار میآید. مطالعۀ بکرز و ویپکینگ[12] (2011) نشان میدهد ارزشهای دینی و فرهنگی یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر رفتارهای خیریه و مشارکتهای اجتماعی است. نگرش مثبت جامعه به ورزش به عنوان ابزار سلامت نیز زمینهساز تقویت مشارکت در برنامههای ورزشی اجتماعی میشود. با این حال، کمبود اماکن ورزشی استاندارد، نابرابری دسترسی در مناطق مختلف و فرسودگی زیرساختها از جملۀ چالشهای ساختاری هستند که مانع توسعۀ ورزش همگانی میشوند. علاوه بر این، سیاستهای حمایتی موجود - از جمله قوانین تشویقی، معافیتهای مالیاتی و چارچوبهای رسمی همکاری با خیّرین - در بسیاری از کشورها، بهویژه در کشورهای درحالتوسعه، ناکافی، پراکنده و بعضاً غیرقابل اجرا هستند. این ضعف ساختاری موجب میشود خیّرین در فرایند مشارکت با ابهامات قانونی، نبود ثبات در سیاستها و فقدان نظام انگیزشی کارآمد روبهرو شوند؛ وضعیتی که نه فقط انگیزههای فردی و اجتماعی خیّرین را کاهش میدهد، بلکه سبب کاهش اعتماد عمومی و ناهماهنگی میان نهادهای دولتی و مردمی میشود. در چنین شرایطی، توجه به بسترهای فرهنگی اهمیت دوچندان مییابد؛ زیرا توسعۀ فرهنگ مشارکت خیرخواهانه، ترویج ارزشهای مسئولیت اجتماعی و تقویت نگرش مثبت نسبت به فعالیتهای ورزشی میتواند زمینهساز حضور گستردهتر خیّرین باشد. به موازات این امر، بهبود زیرساختهای ورزشی - شامل فضاهای ورزشی محلی، امکانات استاندارد و برنامههای سلامتمحور و ایجاد محیطی امن و قابل اعتماد برای اجرای طرحهای خیرخواهانه، نقشی مهم در ترغیب مشارکت دارد. در نهایت، تدوین سیاستهای حمایتی منسجم، پایدار و هماهنگ میان نهادهای دولتی، ورزشی و خیریه، یکی از الزامات اساسی برای افزایش مشارکت خیّرین در ارتقای سلامت روان جوانان است؛ سیاستهایی که با کاهش موانع و افزایش شفافیت، مسیر را برای سرمایهگذاری اجتماعی هدفمند و اثربخش هموار میکنند. یافتههای پژوهش نشان داد مشارکت خیّرین در توسعۀ ورزش پیامدهای چندلایه و عمیق بر سلامت روان و توسعۀ فردیاجتماعی جوانان دارد. در بُعد سلامت روان، فراهمسازی امکان دسترسی جوانان به فعالیتهای ورزشی حمایتی منجر به کاهش اضطراب و افسردگی میشود؛ موضوعی که با افزایش فرصتهای تخلیۀ هیجانی، تنظیم احساسات و بهبود تعاملات اجتماعی تقویت میشود. علاوه بر این، ارتقای تابآوری روانی، بهبود کیفیت زندگی، افزایش نشاط، ایجاد احساس امید و همچنین کاهش رفتارهای پرخطر همچون پرخاشگری، انزوا و مصرف مواد، از دیگر پیامدهای مستقیم مشارکت خیّرین محسوب میشوند. در حوزۀ توسعۀ فردی و اجتماعی نیز این مشارکت نقشی بهسزا دارد؛ به گونهای که برنامههای ورزشی تأمینشده توسط خیّرین زمینهساز افزایش مهارتهای اجتماعی، تقویت حس تعلق اجتماعی، شکلگیری هویت مثبت، ارتقای خودکارآمدی و افزایش اعتمادبهنفس جوانان میشود. از سوی دیگر، سرمایهگذاری خیّرین در ایجاد یا بهبود زیرساختهای ورزشی توسعۀ ورزش همگانی و حتی حمایت از مسیرهای قهرمانی را تسهیل و به کشف و پرورش استعدادهای ورزشی کمک میکند. این امر نه فقط مشارکت ورزشی را افزایش میدهد، بلکه موجب گسترش عدالت ورزشی و کاهش نابرابری در دسترسی به امکانات نیز میشود. در مجموع، یافتهها نشان میدهد حمایت خیّرین صرفاً یک کمک مالی نیست، بلکه نوعی سرمایهگذاری اجتماعی هوشمندانه است که ضمن ارتقای سلامت روان جوانان، به رشد همهجانبۀ آنان، توسعۀ اجتماعی و بهبود وضعیت ورزش کشور منجر میشود. این پیامدهای گسترده ضرورت توجه نظاممند و سیاستمحور به مشارکت خیّرین را بیش از پیش برجسته میکنند. این مطالعه با محدودیتهایی همراه است که در تفسیر نتایج باید مورد توجه قرار گیرند. نخست، محدودیت جغرافیایی پژوهش به شهر اصفهان تعمیمپذیری یافتهها به سایر مناطق را نیازمند احتیاط میکند. دوم، با توجه به ماهیت کیفی پژوهش و استفاده از روش نظریۀ دادهبنیاد، یافتهها از تعمیمپذیری آماری برخوردار نیستند و دارای تعمیمپذیری نظری هستند. سوم، اگرچه نمونهگیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت، تمرکز بر ذینفعان مستقیم موجب شد دیدگاه سایر بازیگران مؤثر مانند خانوادهها و مسئولان محلی به طور کامل پوشش داده نشود. این محدودیتها میتواند زمینهساز پژوهشهای آتی در سایر بافتهای جغرافیایی و با روشهای ترکیبی باشد. با توجه به محدودیتهای شناساییشده در این پژوهش، انجام مطالعات آتی در سایر شهرهای ایران با بافتهای فرهنگی-اجتماعی متفاوت برای تعمیمپذیری یافتهها پیشنهاد میشود. همچنین، بهرهگیری از روششناسی ترکیبی (کیفی-کمّی) برای سنجش کمّی روابط بین متغیرها و تعیین سهم هر یک از عوامل مؤثر بر مشارکت خیّرین ورزشی ضروری به نظر میرسد. گسترش دامنۀ ذینفعان به خانوادهها، مسئولان محلی و سیاستگذاران در پژوهشهای آینده میتواند ابعادی جدید از پدیده را آشکار کند.
[1] Turecek [2] Seligman [3] Carek [4] Alexandrino-Silva [5] Kandola [6] Strauss & Corbin [7] Lincoln & Guba [8] Biddle & Asare [9] Green & Houlihan [10] Berkman & Glass [11] Birrell [12] Bekkers & Wiepking | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
منابع فارسی
احمدی، و.، امیری، ن.، و راهکشان، ن. (1404). نهادینهشدن انفاق در کرمانشاه و چالشهای پیشروی آن. مطالعات وقف و امور خیریه، 3(1)، 41-68. https//:doi.10.22108/ecs.2025.143097.1121
امیریپریان، س.، درودیان، ع.، هنری، ح.، و صفانیا، ع. (1401). تدوین الگوی عوامل مؤثر بر گسترش وقف و ورود خیّران به ورزش با رویکرد توسعۀ عدالت ورزشی و ارتقای سلامت جامعه. پژوهش در دین و سلامت، 8(2)، 20-35. https//:doi.org/10.22037/jrrh.v8i2.33967
انصاریشیخمحله، د.، سورانییانچشمه، ر.، و نصیریفرقانی، ب. (1402). ارائۀ مدل ارتقای سلامت روان اعضای هیئتعلمی دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران. رهبری و مدیریت آموزشی، 17(2)، 295-326. https://journals.iau.ir/article_705919_7890255a6847fb9816ff665e39d5121e.pdf
بهرامی، ا.، صابونچی، ر.، خاکساری، غ.، و نادریفر، ه. (1402). اثر فعالیتهای ورزشی همگانی برنامهریزیشده در سلامت عمومی با نقش میانجی شادی و نشاط. مدیریت دانش در ورزش، 7(3)، 28-37. https//:doi.10.30495/kmsj.2023.1985023.1102
حاتمی، خ.، و قاضینژاد، م. (1403). بررسی تأثیرات شبکه های اجتماعی و انسجام گروهی در عملکرد مؤسسات خیریه (مورد مطالعه: مؤسسات خیریۀ شهر تبریز). مطالعات وقف و امور خیریه، 2(2)، 133-154. https//:doi.10.22108/ecs.2024.140613.1098
حیدری فرد، س.، و شریفیان، ا. (1396). شناسایی و مقایسۀ موانع مشارکت خیّرین در توسعۀ فضاهای ورزشی. مطالعات مدیریت ورزشی، 9، 81-96. https//:doi.10.22089/smrj.2017.916
راسخ، ن.، قاسمی، ح.، دستوم، ص.، جعفری، س.، و رهبری، س. (1403). تدوین الگوی جذب و حفظ حمایتکنندگان مالی و خیّرین ورزشیار در حوزۀ ورزش بانوان استان تهران. مدیریت و توسعۀ ورزش، 13(3)، 77-107. https//:doi.10.22124/jsmd.2022.22134.2695
رعنایی کردشولی، ح.، و دهاز، ر. (1402). جایگاه نهادهای خیریه در الگوهای حکمرانی: واکاوی چالشهای موجود در نظام حکمرانی ایران. مطالعات وقف و امور خیریه، 1(2)، 131-172. https//:doi.10.22108/ecs.2023.137326.1049
سلمان، ز. (1393). ارتباط بین ورزش و سلامت روان بانوان فرهنگی شاغل. فصلنامۀ روان شناسی تربیتی، 10، 113-128. https://jep.atu.ac.ir/article_167.html?lang=fa
شفائیمقدم، ا.، و ابوالحسنیآرانی، م. (1402). بررسی و تحلیل انگیزۀ خیّرین از انجام رفتارهای سخاوتمندانه و مشارکت در امور خیریه. نشریۀ ایرانی مطالعات شهروندی، 1(2)، 85-120. https//:doi.10.22052/ijcs.2023.114467
ضرغامی، م.، ولی زاده، ر.، بشلیده، ک.، و قنبرزاده، م. (1389). بررسی تأثیر هشت هفته تمرین هوازی بر میزان سلامت روان دانشجویان پسر دانشگاه شهید چمران اهواز. دستآوردهای روانشناختی، 17(2)، 121-142. https://psychac.scu.ac.ir/article_11683.html?lang=fa
مطلبی، ل.، نوربخش، م.، و بدیع، ع. (1391). بررسی تأثیر شرکت در فعالیتهای ورزشی بر سلامت روان دانشجویان. علوم ورزش، 9(4)، 115-134. https//:doi.20.1001.1.20087624.1391.4.9.6.3
مهرابیان، ف.، کاشی، س.، و گنجه مرکیه، ز. (۱۴۰۱). بررسی وضعیت سلامت روان و عوامل مرتبط با آن در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گیلان. پژوهش در آموزش علوم پزشکی، 14(1)، 73-78. https//:doi.10.52547/rme.14.1.73
کردلو، ح.، نقی زاده باقی، ع.، نوبخت، ف.، و محرم زاده، م. (1403). توسعۀ مدل راهبردهای استفاده از ظرفیت خیّرین در توسعۀ زیرساختهای ورزش کشور. مطالعات وقف و امور خیریه، 2(2)، 111-132. https//:doi.10.22108/ecs.2024.141365.1107
کرمی، ص.، فردوسی، م.، اسمعیلی، م.، و رفیعی دهبیدی، و. (1401). طراحی الگوی پارادایمی جذب خیّرین در توسعه ورزش. رویکردهایی نوین در مدیریت ورزشی، 10، 113-132. http://ntsmj.issma.ir/article-1-1815-fa.html
گنجی، ح. (1403). روانشناسی عمومی (چاپ سوم). نشر ساوالان.
ولی زاده، م.، و حسنخانی، ا. (1404). چالشها و موانع توسعه وقف در ایران. مطالعات وقف و امور خیریه، 3(1)، 19-40. https//: doi.10.22108/ecs.2025.142805.1116
References Ahmadi, V., Amiri, N., & Rahkeshan, N. (2025). Institutionalization of donation in kermanshah and its challenges. Journal of Endowment & Charity Studies, 3(1), 41-68. https//:doi.10.22108/ecs.2025.143097.1121 [In Persian] Alexandrino-Silva, C., Ribeiz, S. R., Frigerio, M. B., Bassolli, L., Alves, T. F., Busatto, G., & Bottino, C. (2019). Prevention of depression and anxiety in community-dwelling older adults: the role of physical activity. Archives of Clinical Psychiatry (São Paulo), 46(1), 14-20. https//:doi.10.1590/0101-60830000000185 American Psychiatric Association. (2025). DSM-5-TR: Diagnostic and statistical manual of mental disorders (Text revision). APA Publishing. Amiri-Paryan, S., Doroudian, A. A., Honari, H., & Safania, A. M. (2021). Developing a model of the factors affecting the expansion of endowments and the entry of donors into sports based on developing justice in sports and promoting community health. Journal of Research on Religion and Health, 8(2), 20-35. https//:doi.org/10.22037/jrrh.v8i2.33967 [In Persian] Anheier, H. K. (2014). Nonprofit organizations: Theory, management, policy. Routledge. Ansari Sheikmahalleh, D., Soorani Yancheshmeh, R., & Nasiri Forgani, B. (2023). Presentation of the mental health improvement model of the faculty members of the Islamic Azad University of Tehran province. Educational Leadership & Administration, 17(2), 295-326. https://journals.iau.ir/article_705919_7890255a6847fb9816ff665e39d5121e.pdf [In Persian] Arslan, G. (2023). Psychological well-being and mental health in youth: Technical adequacy of the Comprehensive Inventory of Thriving. Children, 10(7), 1269. https//:doi.10.3390/children10071269 Bahrami, E., Saboonchi, R., Khaksari, G., & Naderifar, H. (2023). The effect of planned public sports activities on public health with the mediating role of happiness. Knowledge Management in Sport Journal, 3(2), 28-37. https//:doi.10.30495/kmsj.2023.1985023.1102 [In Persian] Baingana, F. K., Bannon, I., & Thomas, R. (2005). Mental health and conflicts: Conceptual framework and approaches. Washington: World Bank. Barneche, M., Dupont-Jarrett, L., & Nichol-Peters, V. (2025). The weight of the world: An overview of current trends in student and program staff mental health and well-being abroad. Frontiers: The Interdisciplinary Journal of Study Abroad, 37(1), 270-293. https//:doi.10.36366/frontiers.v37i1.998 Bekkers, R., & Wiepking, P. (2011). A literature review of empirical studies of philanthropy: Eight mechanisms that drive charitable giving. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 40(5), 924-973. https//:doi.10.1177/0899764010380927 Berkman, L., & Glass, T. (2000). Social integration, social networks, social support, and health. In L. Berkman & I. Kawachi (Eds.), Social epidemiology (pp. 137-173). Oxford University Press. https//:doi.10.1300/J010v31n0202 Biddle, S. J., & Asare, M. (2011). Physical activity and mental health in children and adolescents: a review of reviews. British Journal of Sports Medicine, 45(11), 886-895. https//:doi.10.1136/bjsports-2011-090185 Birrell, L., Werner-Seidler, A., Davidson, L., Andrews, J. L., & Slade, T. (2025). Social connection as a key target for youth mental health. Mental Health & Prevention, 37, 200395. https//:doi.10.1016/j.mhp.2025.200395 Brance, K., Chatzimpyros, V., & Bentall, R. P. (2024). Social identity, mental health and the experience of migration. British Journal of Social Psychology, 63(4), 1681-1700. https//:doi.10.1111/bjso.12745 Carek, P. J., Laibstain, S. E., & Carek, S. M. (2011). Exercise for the treatment of depression and anxiety. The International Journal of Psychiatry in Medicine, 41(1), 15-28. https//:doi.10.2190/PM.41.1.c Cowan, D., & Taylor, I. M. (2016). ‘I’m proud of what I achieved; I’m also ashamed of what I done’: A soccer coach’s tale of sport, status, and criminal behaviour. Qualitative Research in Sport, Exercise and Health, 8(5), 505-518. https//:doi.10.1080/2159676X.2016.1206608 Ganji, H. (1403). General Psychology (3rd ed.). Savalan Publishing. [In Persian] Green, M., & Houlihan, B. (2005). Elite sport development: Policy learning and political priorities. Routledge. https//:doi.10.4324/9780203022245 Hatami Khaljan, K., & Ghazi Nejad, M. (2024). Investigating the effects of online social networks and group cohesion on the performance of charities (Case study: Charity institutions of tabriz). Journal of Endowment & Charity Studies, 2(2), 133-154. https//: doi.10.22108/ecs.2024.140613.1098 [In Persian] Heydari Fard, S., & Sharifian, E. (2017). Identification and comparison of barriers to donor’s contributions to development of sport facility. Sport Management Studies, 9, 81-96. https//:doi.10.22089/smrj.2017.916 [In Persian] Kandola, A., Vancampfort, D., Herring, M., Rebar, A., Hallgren, M., Firth, J., & Stubbs, B. (2018). Moving to beat anxiety: epidemiology and therapeutic issues with physical activity for anxiety. Current Psychiatry Reports, 20(8), 63. https//:doi10.1007/s11920-018-0923-x Karami, S., Ferdowsi, M. H., Esmaeili, M., & Rafiee Dehbidi, V. (2022). Designing a paradigm model of attracting donors in sports development. New Trends in Sport Management, 10, 113-132. http://ntsmj.issma.ir/article-1-1815-en.html [In Persian] Kordloo, H., Naghizadeh-Baghi, A., Nobakht, F., & Moharramzadeh, M. (2024). Developing a model of strategic approaches for utilizing donors' capacity in the enhancement of national sports infrastructure. Journal of Endowment & Charity Studies, 2(2), 111-132. https//:doi.10.22108/ecs.2024.141365.1107 [In Persian] Lincoln, Y. S., & Guba, E. G. (1985). Naturalistic inquiry. Sage Publications: Newbury Park. Medellu, G. I. R., Yudhistira, S., Maulana, H., Mayangsari, A., Agustian, R. A., Rafif, M. R., & Alamsyah, M. I. (2024). Optimizing team building through training for karang taruna youth in Pasir Tanjung Village, Bogor. Journal Pemberdayaan Masyarakat Madani, 8(1), 139-152. https//:doi10.21009/JPMM.008.1.11 Mehrabian, F., Kashi, S., & Ganje Markieh, Z. (2022). Investigating the mental health status and its related factors among the students of guilan university of medical sciences. Research in Medical Education, 14(1), 73-78. https//:doi.10.52547/rme.14.1.73 [In Persian] Matlabi, L., Nourbakhsh, M., & Badie, A. (2012). Investigating the effect of participating in sports activities on students' mental health. Sport Sciences Quarterly, 9(4), 115-134. https//:doi.20.1001.1.20087624.1391.4.9.6.3 [In Persian] Nazneen, A., Bhalla, P., Qazi, S., & Kaur, J. (2024). Integrated web of youth happiness measures. International Journal of Data & Network Science, 8(2), 1085-1098. https//:doi10.5267/j.ijdns.2023.11.025 Ouali, U., Aissa, A., Larnaout, A., Abbes, Z., Charfi, F., Bouden, A., & Ventura, J. (2025). Youth mental health in Tunisia: challenges and resources. The Lancet Psychiatry, 12(2), 96-97. https//:doi10.1016/S2215-0366(24)00329-8 Payton, R. L., & Moody, M. P. (2020). Understanding philanthropy: Its meaning and mission. Indiana University Press. Ranaei Kordshouli, H. A., & Dahaz, R. (2023). Charitable institutions position in governance models: Analyzing the challenges in iran's governance system. Journal of Endowment & Charity Studies, 1(2), 131-172. https//:doi.10.22108/ecs.2023.137326.1049 [In Persian] Rasekh, N., Gasemi, H., Dastoom, S., Jafari, S., & Rahbari, S. (2024). Codification a model of attracting and maintaining sports sponsors and donors in the field of women's sports in tehran province. Journal of Sport Management and Development, 13(3), 77-107. https//:doi.10.22124/jsmd.2022.22134.2695 [In Persian] Salman, Z. (2014). The correlation of mental health and physical activities among female teachers. Educational Psychology, 10, 113-128. https://jep.atu.ac.ir/article_167.html?lang=en[In Persian] Seligman, M. E. (2011). Flourish: A visionary new understanding of happiness and well-being. Simon and Schuster. Seligman, M. E. (2019). Positive psychology: A personal history. Annual Review of Clinical Psychology, 15(1), 1-23. https//: doi.10.1146/annurev-clinpsy-050718-095653 Shafaii Moghadam, E., & Abolhasani, M. (2023). Investigating and analyzing the motivation of benefactors to perform generous behaviors and participate in charity affairs. Iranian Journal of Citizenship Studies, 1(2), 85-120. https//:doi.10.22052/ijcs.2023.114467 [In Persian] Stranieri, G. (2022). Mental health in the 21st century: When the other becomes an enemy. Psychiatria Danubina, 34(8), 198-200. https://www.psychiatria-danubina.com/UserDocsImages/pdf/dnb_vol34_noSuppl%208/dnb_vol34_noSuppl%208_198.pdf Strauss, A., & Corbin, J. (1998). Basics of qualitative research: Techniques and procedures for developing grounded theory (2nd ed.). Sage Publications. Turecek, S., Brymer, E., & Rahimi-Golkhandan, S. (2025). The relationship between physical activity environment, mental wellbeing, flourishing and thriving: A mixed method study. Psychology of Sport and Exercise, 76, 102769. https//:doi.10.1016/j.psychsport.2024.102769 Valizadeh, M. J., & Hasankhani, A. R. (2025). Challenges and obstacles to the development of endowments in iran. Journal of Endowment & Charity Studies, 3(1), 19-40. https//:doi.10.22108/ecs.2025.142805.1116 [In Persian] Zarghami, M., Walizadeh, R., Beshlideh, K., & Ghanbarzadeh, M. (2010). The effect of eight weeks aerobic exercise on the mental health of male students of shahid chamran university of ahvaz. Psychological Achievements, 17(2), 121-142. https://psychac.scu.ac.ir/article_11683.html?lang=en [In Persian] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 468 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 222 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||