| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,877 |
| تعداد مقالات | 15,278 |
| تعداد مشاهده مقاله | 43,730,714 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,563,020 |
اعتبارسنجی شمارش کعب الاحبار در ردیف خواص یاران امیرالمؤمنین(ع) (مطالعۀ موردی: نقد تاریخی روایت الملاحم و الفتن سید بن طاووس) | ||
| پژوهش های تاریخی | ||
| مقاله 4، دوره 17، شماره 4 - شماره پیاپی 68، آذر 1404، صفحه 61-80 اصل مقاله (956.09 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/jhr.2025.146664.2848 | ||
| نویسندگان | ||
| سیده وجیهه میری* 1؛ سعید توفیق2 | ||
| 1استادیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران | ||
| 2دانش آموخته دکتری تخصصی گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران | ||
| چکیده | ||
| در کتاب الملاحم و الفتن سید بن طاووس گزارهای ذکر شده است که در آن کعب الاحبار را از اصحاب برگزیدۀ امیرالمؤمنین(ع) معرفی کرده است. با تتبع در مصادر روشن میشود که نظیر این گزارش در هیچیک از مصادر متقدم فریقین یافت نمیشود؛ ازاینرو این روایت، در ردیف شذوذ اخبار (گزارشهای نادر و غیرمتعارف) جای میگیرد. با بیان این مسئله، میتوان دو سؤال را تدقیق کرد: الف) چرا سید بن طاووس، کعب الاحبار را در شمار خواص یاران امیرالمؤمنین(ع) آورده است؟ ب) چه شواهد و دلایلی وجود دارد که ناقضِ گزارش سید بن طاووس مبنیبر اینکه کعب الاحبار در ردیف یاران برگزیدۀ امام علی(ع) است؟ پژوهش حاضر بر این فرضیه مبتنی است که سید بن طاووس در حُسنظن و تسامح مذهبی به کعب الاحبار افراط کرده است. این نوشتار میکوشد در مطالعهای تاریخی با روش توصیفیتحلیلی، اعتبار روایت الملاحم و الفتن سید بن طاووس را دربارۀ معرفی کعب الاحبار در ردیف خواص اصحاب امیرالمؤمنین(ع) ارزیابی و نقد کند. نتایج این پژوهش تاریخی نشان میدهد سید بن طاووس دربارۀ تشیع کعب الاحبار دچار خطای تاریخی شده است. جهتگیری گزارش سید بن طاووس دربارۀ کعب الاحبار بیش از آنکه بر واقعیتی عینی در بستر تاریخ اسلام منطبق باشد با تصوری که خوشایند ذهن سید بن طاووس از کعب الاحبار بوده است، همسوست؛ در نتیجه گزارش سید بن طاووس، بدون اتقان و اعتبار تاریخی کافی، محل تردید و مردود است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| امیرالمؤمنین(ع)؛ سید بن طاووس؛ کعب الاحبار؛ یاران برگزیده؛ الملاحم و الفتن | ||
| اصل مقاله | ||
|
. مقدمه کتابهای الملاحم و الفتن، مجموعهای از روایات و اخبارند که به پیشگویی حوادث و رخدادهایی میپردازند که قرار است در آینده اتفاق بیفتد.[1] در مطالعۀ کتب الملاحم و الفتن توجه به دو نکته ضروری است: نخست اینکه، روایات کتب الملاحم و الفتن براساس قواعد علم منطق محتمل صدق و کذباند و ازنظر عقلی احتمال کذب در آنها قوت بیشتری از صدق دارد. چه ممکن است این روایات با اهداف خاصی وضع و ثبت شده باشند. دوم اینکه، روایات کتب الملاحم و الفتن ناظر به رخدادهای آیندهاند و علم تاریخ مشتمل بر حوادث رخداده در زمان گذشته است؛ لذا این کتابها موضوعاً از جای گرفتن در دستهبندی مصادر و کتب تاریخی خارج میشوند؛ بنابراین اتقان و اعتبار تاریخی این دست کتابها چندان محل اعتماد نیست؛ مگر آنکه در لابهلای روایات این کتابها، روایتی وجود داشته باشد که حاوی گزارشی از زمان گذشته باشد که در این صورت باید اتقان و اعتبار تاریخی آن روایت، در مطالعهای تطبیقی با دیگر مصادر تاریخی بهصورت مجزا بررسی شود. سید بن طاووس[2] از علمای پرآوازۀ امامی است که درزمینۀ زهد، اخلاق، فقه و عرفان کتابهای درخور توجهی تألیف کرده است. التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن یکی از کتابهای سید بن طاووس است که به الملاحم و الفتن شهرت دارد. سید بن طاووس در کتاب خود، گزارۀ «أن کعب الاحبار کان من خواص مولانا علی علیهالسلام» را دربارۀ کعب الاحبار[3] نقل میکند و در آن برای او شأن رفیعی قائل شده و وی را در زمرۀ یاران برگزیدۀ امیرالمؤمنین(ع) قرار داده است[4] (ابنطاووس، 1406ق، ص. 28) بر این اساس، پیش کشیدن دو پرسش زیر ضروری مینماید که مقالۀ حاضر میکوشد با روش توصیفیتحلیلی بدانها پاسخ گوید: - چرا سید بن طاووس، کعب الاحبار را در شمار خواص یاران امام علی(ع) آورده است؟ - چه نقدها و دلایلی را میتوان در ردّ این ادعا بررسی کرد؟ فرضیۀ این پژوهش بر محور: افراط سید بن طاووس در حُسنظن و تسامح مذهبی به کعب الاحبار سامان یافته است. اهمیت و ارزش این پژوهش در آن است که به مسئلهای واجد اهمیت در تاریخنگاری شیعی پرداخته که تا قبلاز این مغفول مانده است و میتواند سهمی در ارتقای مطالعات رجالی و نقد کتب الملاحم و الفتن ایفا کند. ساختارشکنی این مقاله در نقد علمی گزارش سید بن طاووس میتواند در بررسی عقلانی روایات و اخبار کتابهای الملاحم و الفتن راهگشا واقع شود. هدف از نگارش این مقاله آن است که روشن سازد مورخ نمیتواند در تاریخنگاری علمی، رخدادها را متناسب با تصوری که خوشایند ذهن اوست بازتولید کند؛ ازاینرو، سید بن طاووس دربارۀ تشیع کعب الاحبار دچار خطای تاریخی شده است.
با توجه به اینکه مقالۀ حاضر، نخستین مقالهای است که به راستآزمایی روایت تشیع کعب الاحبار در الملاحم و الفتن سید بن طاووس پرداخته است؛ لذا در این باب پیشینهای وجود ندارد که بهصورت مستقیم به این موضوع پرداخته باشد. باوجود این، شایسته است مروری بر پژوهشهایی که دربارۀ شخصیت کعب الاحبار صورت گرفته است داشته باشیم. خلیل اسماعیل الیاس (1428ق) در کتابی با نام کعب الاحبار و أثرة فی التفسیر در موضوع احادیث تفسیری، روایاتی را که از کعب الاحبار دربارۀ تفسیر آیات قرآن نقل شده، گردآوری کرده است. نویسنده در دفاع از کعب الاحبار مدعی است که او از بزرگان صحابه به شمار میرود و از جعل روایت به دور بوده است. عاملی (1430ق) نیز در کتاب پنجاهجلدی خود با نام الصحیح مِن سیرة الإمام علی علیهالسلام (المرتضی مِن سیرة المرتضی) که کتابی دربارۀ تاریخ زندگی امام علی(ع) است هدف از نگارش این مجموعه را معرفی همۀ ابعاد شخصیتی و زندگی امام علی(ع) بیان کرده و براساس سیر تاریخی مباحث تاریخی، اعتقادی، اخلاقی و سیاسی دوران زندگی امام علی(ع) را بهتفصیل ارائه و بررسی کرده است. در مجلدات این کتاب از کعب الاحبار گزارشهایی وجود دارد، بهویژه در جلد سیزدهم و چهاردهم این کتاب به اعتبار نداشتن کعب نزد امام علی(ع) و اینکه امام او را فردی کذاب میدانسته، پرداخته شده است. همچنین دربارۀ دشمنی کعب با امام، دوستی او با عمر بن خطاب و نقشی که در رواج اسرائیلیات و قصهگویی ایفا کرده، شواهد فراوانی آورده است. عسکری (بیتا) در کتاب نقش ائمه در احیای دین به نقش کعب در ترویج اسرائیلیات، تأثیر او بر تحریف مسائل تفسیری و ورود آرا یهودیت و مسیحیت توسط وی به جهان اسلام اشاره شده است. علامه عسکری معتقد است که بیشتر اخبار یهود، مدح و ثنای اهل کتاب و تمجید بسیار از بیتالمقدس را کعب الاحبار وارد منابع اسلامی کرده است. پیشوایی (1397) نیز در کتاب خود با عنوان سیرۀ پیشوایان به نقش کعب الاحبار در رواج اسرائیلیات پرداخته و تأکید میکند که کعب بهظاهر اسلام آورد؛ اما به تعالیم یهود پایبند بود و آنها را ترویج میکرد و تأثیر بسیاری بر خلیفۀ دوم داشت. در بخشی از این کتاب، به روابط نزدیک کعب الاحبار با خلیفۀ دوم پرداخته شده است؛ ضمن اینکه انحراف کعب از امام علی(ع) و ایفای نقش بیبدیل او در ترویج اسرائیلیات در جهان اسلام نیز مورد توجه نویسنده است. همچنین، صالحی نجفآبادی (1375) در مقالهای با عنوان «تفسیر رمزی کعب الاحبار» به ترویج دیدگاههای تفسیری کعب الاحبار در جهان اسلام، به پشتوانه سه خلیفۀ نخست (ابوبکر، عمر و عثمان) پرداخته است. جعفریان (1383) نیز در مقالۀ خود با عنوان «آیا کعب الاحبار در قتل خلیفۀ دوم دست داشته است» به نقش کعب الاحبار در وقایع صدر اسلام، انتشار اسرائیلیات و جعل حدیث پرداخته است. تمرکز این مقاله آنچنان که از عنوانش پیداست بر تبیین نقش کعب در واقعۀ قتل خلیفۀ دوم است. آنچه از مطالب این مقاله به موضوع پژوهش حاضر ارتباط پیدا میکند آن است که نظرات و آرا کعب، بهدلیل حمایت، تأیید و ترویج حکومت در سطح جامعه بهطور روزافزونی منتشر شد و قشرهای وسیعی از مردم ناآگاه آنها را میپذیرفتند. طائب (1398) نیز در مقالۀ «کعب الاحبار، مهره نفوذی یهود» در دفتر دوم کتاب دشمن شدید، به تلاش کعب برای نفوذ به سازمان حکومتی اسلام پرداخته و شواهد بسیاری از نفوذ فراوان وی بین برخی سران حکومت اسلامی آورده است. همچنین به نقش کعب در انتشار اسرائیلیات و ترویج قصهگویی در اسلام اشاره کرده است.
3-1. الملاحم و الفتن سید بن طاووس و جایگاه کعب الاحبار در آن کتاب التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن سید بن طاووس که به الملاحم و الفتن شهرت دارد در ردیف کتب «ملاحمنویسی» شیعه جای میگیرد. باوجود این، سید بن طاووس برخلاف شیعیان از واژۀ «الفتن» برای نامگذاری این کتاب استفاده کرده است؛[5] زیرا مصادر او در این کتاب از اهلسنتاند[6] (صادقی، 1386، ص. 14). به چند دلیل باید در استفاده از الملاحم و الفتن سید بن طاووس جانب احتیاط را رعایت کرد: 1) از مجموع روایات این کتاب که بیش از 425 روایت است، کمتر از نیمی از آنها منسوب به رسول خدا(ص) و اهلبیت(ع) هستند و باقی روایات منسوب به صحابه یا تابعین است که سند آنها به پیامبر(ص) و ائمه(ع) نمیرسد؛ 2- نعیم بن حماد که بخش اعظم کتاب سید بن طاووس از الفتن او گرفته شده است شخص موثقی نیست؛ نعیم از افراد غیرموثق روایت نقل میکرد[7] که در کتاب الفتن او، مطالب نادرست وجود دارد (ذهبی، 1405ق، ج. 10/597). اعتماد و اتکای ابنطاووس در اخذ و نقل روایت از نعیم بن حماد، اعتبار و اتقان کتاب وی را تضعیف میکند؛ 3- با گذر زمان نادرستی برخی روایات منقول در کتاب الملاحم و الفتن اثر سید بن طاووس آشکار شده است. این موضوع بهروشنی دربارۀ بعضی از احادیث این کتاب که ناظر به تعیین زمان برای برخی از رخدادهای خاص در آینده هستند، مشخص است. همچنین برخی از روایات مربوط به بحث مهدویت یا منسوب به رسول خدا(ص) یا اهلبیت(ع) نیز یا با عقاید مسلم شیعى در تضادند یا با مسلمات تاریخى ناسازگارند یا محتواى آنها با یکدیگر تناقض دارند. مجموع این ضعفها در کتاب الملاحم و الفتن سید بن طاووس، اساساً قوت و ارزش علمی این کتاب را تقلیل میدهد؛ در نتیجه، محقق در بررسی روایت و اخبار آن باید دقت مضاعفی داشته باشد. سید بن طاووس در کتاب الملاحم و الفتن به استناد روایتی، کعب الاحبار را از خواص شیعیان امام علی(ع) دانسته؛ درحالیکه دشمنی کعب با امام علی(ع) شناحته شده است (ابنابیالحدید، 1404ق، ج. 4/77، ج. 12/81). سید بن طاووس در این باره مینویسد: «بدان که من با هریک از علماء شیعه اهلبیت(ع) تماس گرفتم فهمیدم معتقدند که عبدالله بن سلام و کعب الاحبار از مخالفان اهلبیت نبوت هستند و چه بسا مىشود که به خاطر همین اعتقاد از اخبار و روایاتى که از این دو نفر نقل شده خوددارى مینمایند. پس من لازم دانستم آنچه را که در این باره تحقیق کردهام در این کتاب درج کنم: عبدالله بن سلام و کعب الاحبار از خواص [یاران] مولاى ما على(ع) بودهاند».[8] (ابنطاووس، 1406ق، ص. 28) سید بن طاووس در ادامۀ سخن خود، دلیل تشیع کعب الاحبار و اینکه او را در زمرۀ خواص یاران امام علی(ع) شمرده است، چنین بیان میکند که: کعب الاحبار بهدست علی(ع) اسلام آورد و امام علی(ع) از او در برابر عمر بن خطاب حمایت کرد[9] (ابنطاووس، 1406ق، ص. 28-29). 3-2. نقد روش سید بن طاووس در کیفیت گزارش روایت سید بن طاووس انگیزۀ خود را از گزارش این روایت چنین بیان میکند که: پساز تحقیق به این نتیجه رسیده است که عبدالله بن سلام و کعب الاحبار از خواص یاران امام علی(ع) بوده و دیگر علمای شیعه بیدلیل این دو را مخالف اهلبیت(ع) معرفی کردهاند؛ لذا او در مقام نقد این باور خطای علمای شیعه و برحسب احساس وظیفه، لازم دانسته این اشتباه آنان را تصحیح کند (ابنطاووس، 1406ق، ص. 28). باوجود این، روش سید بن طاووس در رسیدن به این نتیجه، محل مناقشه است که در ادامه بهاختصار بدان میپردازیم: الف) تأثیر شخصیتِ سید بن طاووس بر مواضع روایی او اساسیترین ایراد وارد به روش سید بن طاووس این است که وی بیش از آنکه دربارۀ کعب الاحبار و عبدالله بن سلام به معنی واقعی کلمه تحقیق کرده باشد، تصوری که از کعب الاحبار و عبدالله بن سلام خوشایند ذهن او بوده است را بهعنوان نتیجۀ تحقیق خود بیان کرده است. این خوشبینی سید بن طاووس به کعب الاحبار و عبدالله بن سلام، ناشی از تأثیر شخصیت او بر مواضع روایی ایشان است. شخصیت سید بن طاووس، بر تسامح مذهبی شکل گرفته بود. او از ورود به منازعات مذهبی پرهیز میکرد و از اینکه دیگران را مورد طعن قرار دهد اجتناب میکرد (ابنطاووس، 1406ق، ص. 10). افراط سید بن طاووس در تسامح مذهبی، باعث شد که او حتی اصل امر به معروف و نهی از منکر را مسئلهای قلبی بداند[10] و ضرورت آن را فراتر از یک حس قلبی و درونی، واجب نداند[11] (کلبرگ، 1371، ص. 40). مشرب فکری سید بن طاووس، متأثر از تلمذ وی نزد علمای اهلسنت نظیر شیخ محمد النجار بود (ابنطاووس، 1409ق، ص. 118-120) و او در نتیجۀ مراوده با آنان، به تسامح و وفاقگرایی تمایل فراوانی یافته بود.[12] در بینش مذهبی او، بین شیعه و اهلسنت تفاوتی چشمگیری وجود ندارد و با مشاهدۀ کوچکترین قرینۀ موافق، باید حکم به تبرئه و انصاف مخالفان داد. دشمنیهای آشکار مخالفان و شواهدی که نشاندهندۀ عداوت و لجاجت آنان است مورد اعتنا نخواهد بود. بر همین اساس، سید بن طاووس بر این باور بود که نباید دیگران را مورد طعن و اتهام قرار داد «فإن الطعن یحتاج إلی شهادة ثابتة مرضیة فی الشریعة المحمدیة أو طریق یکون عذراً واضحاً عند الجلالة الإلهیة» (ابنطاووس، 1406ق، ص. 10). سید بن طاووس معتقد بود اگر منع اهلبیت(ع) دربارۀ بیاعتمادی به کسانی که از ولایت آنان خارج شدهاند وجود نداشت، حتی امکان اعتماد و استناد به اخبار کفار و پیروان سایر مذاهب اسلامی که راستگویی و امانت در روایتشان معروف است مقدور بود[13] (ابنطاووس، 1406ق، ص. 10). درمجموع، شخصیت تسامحجویانه و مشرب فکری وفاقگرایانه سید بن طاوس بهگونهای بود که فرد معلومالحالی مانند کعب الاحبار را نیز در شمار خواص یاران امام علی(ع) به حساب آورد (ابنطاووس، 1412ق، ص. 29). حالآنکه مواضع اعتقادی سیاسی کعب الاحبار در تعارض با سیره و منش اعتقادی سیاسی امام علی(ع) قرار داشت و واضحترین دلیل در ردّ ادعای سید بن طاووس در تشیع کعب الاحبار است. در اینجا میتوان به برخی افراد دیگر که سید بن طاووس به آنان کاملاً خوشبین بود و آنان را اهل صلاح و سداد میدانست اشاره کرد: 1) عبدالله بن سلام (متوفی 43ق)[14] که سید بن طاووس او را نیز در شمار یاران خاص امیرالمؤمنین(ع) شمرده است. درحالیکه عبدالله در زمرۀ افرادی بود که حاضر به بیعت با امام علی(ع) نشد (ابنخلدون، 1391، ج. 2/151) و نام او در شمار یاران و پیروان معاویه ثبت شده است (ابنعبدالبر، 1412ق، ج. 3/921-923) و بنیامیه با وضع روایت برای بزرگنمایی او[15] (ابنحجر عسقلانی، 1415ق، ج. 4/103)، نزول برخی آیات را در شأن وی بیان کردند (ابنعبدالبر، 1412ق، ج. 3/921-923). حالآنکه عبدالله بن سلام یهودی به تحریف آیاتی که در شأن امیرالمؤمنین(ع) نازل شده بود مبادرت میورزید و آیاتی همچون «قل کفى بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب» (رعد/13) را که دربارۀ امیرالمؤمنین(ع) نازل شده بود به خود منتسب میکرد (سیوطی، 1414ق، ج. 7/438). 2) جارالله زمخشری (متوفی 538ق) که دشمنی او با تشیع شناخته شده است (حلی، 1982م، ص. 227)، ازنظر سید بن طاووس نیز اهل انصاف قلمداد میشد[16] (ابنطاووس، بیتا، ص. 131). ب) اتکای سید بن طاووس به روایت منفرد و راوی غیرمتخصص ایراد دوم روش سید بن طاووس آن است که برای اثبات تشیع کعب الاحبار، از یک سو به نقلی از ابوعمر زاهد محمد بن عبدالواحد لغوی (متوفی 345ق) که فردی غیرمتخصص در علم رجال است استناد کرده است، و ازسویدیگر این روایت ابوعمر، روایتی منفرد است که نظیر آن در هیچیک از مصادر شیعی و سنی یافت نمیشود. افزونبر تفرد قول سید بن طاووس، بیاعتنایی او به اجماع علمای شیعه در تضعیف و عدم توثیق کعب الاحبار، از ایرادهای وارد به روش سید بن طاووس است. سید بن طاووس در آغاز سخن خود میگوید: پساز تحقیقی که دربارۀ کعب الاحبار کرده است به این نتیجه رسیده که او از خواص یاران امام علی(ع) بوده است. این نتیجه را میتوان از دو جهت بررسی کرد: 1) سید بن طاووس دربارۀ مذهب کعب الاحبار، نظر علمای شیعه معاصر خود را جویا و برای وی روشن شده است که آنان او را از مخالفان اهلبیت(ع) میدانستهاند. باوجود این، سید بن طاووس بدون ارائۀ ادلۀ متقن تاریخی و رجالی در توثیق کعب الاحبار و درستی مذهب وی، یکجانبه از اجماع علمای شیعه دربارۀ مذهب کعب خارج شده است. اینکه سید بن طاووس فردی مانند ابوعمر زاهد محمد بن عبدالواحد را تنها مرجع خود در اثبات تشیع کعب الاحبار قرار داده است میتواند ناشی از خطای او در «احراز حقیقت به اتکای مرجعیت» باشد.[17] حالآنکه ابوعمر زاهد اساساً مورخ، محدث و رجالشناس نیست که صلاحیت اظهارنظر علمی دربارۀ مذهب کعب الاحبار را داشته باشد. تخصص نداشتن ابوعمر زاهد، مرجعیت علمی، وثاقت و اشتهار لازم او را در این زمینه مخدوش و نامعتبر میسازد و تنها از او میتوان در فقه اللغة بهعنوان مرجعی علمی نام برد؛ بنابراین کشف حقیقت به استناد نظر وی، خطای سید بن طاووس بوده است که او را در این موضوع مرجع و صاحبنظر پنداشته است. 2- سید بن طاووس مدعی است که پساز تحقیق به این باور رسیده که کعب الاحبار از خواص شیعیان امام علی(ع) بوده است؛ اما گویا تحقیق او تنها بر یک کتاب (مناقب الامام الهاشمى ابىالحسن على بن ابیطالب) و یک راوی غیرمتخصص (محمد بن عبدالواحد) تکیه دارد. این موضوع یا بهمنزلۀ مراجعه نکردن سید به کتب علمای شیعه پیشاز خود یا به معنای دسترسی نداشتن او به تألیفات ایشان است. اگر سید اندکی در مصادر شیعی که پیشاز وی تألیف یافته بود تتبع و تأمل میکرد متوجه میشد که خبری در هیچیک از این مصادر ازطریق کعب الاحبار گزارش و نقل نشده است که این مسئله گویای اعتبار و توثیق نداشتن او نزد علمای شیعه است. نهتنها در مصادر حدیثی شیعه، روایتی ازطریق کعب گزارش نشده است؛ بلکه حتی بخاری و مسلم نیز در صحیحین خود روایتی از کعب نقل نکردهاند (ذهبی، 1405ق، ج. 3/490). بخاری کعب الاحبار را فردی صدیق نمیدانست (ابنعساکر، 1415ق، ج. 50/169). افرادی نیز مانند ابنقتیبه و نووی اصلاً از کعب روایتی گزارش نکردهاند، و طبری نیز بهندرت از او مطلبی ارائه کرده است (امین، 1347ق، ص. 193)؛ بنابراین قدر متیقن حاصل از تتبع در مصادر شیعه و سنی، آن است که کعب نزد فریقین، شخصی غیرموثق و غیرشیعی است. 3-3. نقد روایت سید بن طاووس دربارۀ تشیع کعب الاحبار ابنطاووس با ذکر روایت یادشده کوشیده است تشیع اعتقادی کعب الاحبار را اثبات کند؛ اما به دلایلی دیدگاه ایشان درست به نظر نمیرسد که در ادامه تلاش شده است این روایت را بهاختصار از جوانب مختلف نقد کنیم: 3-3-1. نقد مصدر و راوی روایت سید بن طاووس روایت تشیع کعب الاحبار را از کتاب مناقب الامام الهاشمی ابیالحسن علی بن ابیطالب نقل کرده است. برای یافتن و رؤیت کتاب گفتهشده، تتبع فراوانی صورت گرفت که منتج به دو نتیجه شد: الف) در نظر اول ممکن است چنین تصور شود که کتاب مناقب الامام الهاشمی ابیالحسن علی بن ابیطالب، همان کتاب مناقب الامام علی بن ابیطالب تألیف ابنمغازلی باشد؛ اما بعداز جستجو در کتاب ابنمغازلی، فقط یک روایت از راوی سید بن طاووس، یعنی محمد بن عبدالواحد پیدا شد که محتوای متفاوتی با گزارش ابنطاووس دربارۀ تشیع کعب الاحبار دارد؛ در نتیجه مصدر این گزارش، کتاب ابنمغازلی نیست؛ ب) کتاب مناقب الامام الهاشمی ابیالحسن علی بن ابیطالب متعلق به شخصِ ابوعمر زاهد محمد بن عبدالواحد لغوی، یعنی همان راوی سید بن طاووس است. در اخبار مربوط به ابوعمر زاهد از این کتاب یاد شده که البته این کتاب مفقود شده و موجود نیست. سید بن طاووس به تمامِ کتاب مناقب الامام الهاشمی ابیالحسن علی بن ابیطالب[18] ابوعمر زاهد یا پارههایی از آن دسترسی داشته که گزیدهای از این کتاب ابوعمر را بهصورت تلخیص تدوین کرده است. تلخیص ابنطاووس از کتاب ابوعمر زاهد با چند عنوان مختلف ثبت شده است که در فهرست آثار ابنطاووس، این تلخیص بدین نامها شناخته میشود: 1) انوار اخبار ابیعمر زاهد (تهرانی، 1408ق، ج. 20/167)؛ 2) الاختیارات من کتاب أبیعمرو الزاهد فی الحدیث (تهرانی، 1408ق، ج. 1/366)؛ 3) کتاب اخترته من کتاب ابیعمرو الزاهد[19] (حر عاملی، 1362، ج. 2/206)؛ 4) المختار من اخبار ابیعمرو الزاهد (تهرانی، 1408ق، ج. 20/167). مشهور نبودن کتاب مناقب الامام الهاشمی ابیالحسن علی بن ابیطالب ابوعمر زاهد، کاشف از آن است که این کتاب ازنظر ارزش و اعتبار علمی نتوانسته است جای خود را در ردیف کتب مرجع روزگار مؤلف و پساز آن باز کند؛ لذا با توجه به اطلاعات محدودی که دربارۀ این کتاب وجود دارد، میتوان فهمید کتاب یادشده در عصر سید ین طاووس ازنظر قوت و اعتبار علمی در ردیف کتابهای کماعتبار قرار داشته است که اهتمام و توجه بدانها چندان مفید فایده علمی نبوده است. حالآنکه سید بن طاووس میتوانست دیدگاه خود را دربارۀ تشیع کعب الاحبار به استناد دیگر مصادر موثق و مرجع علمای شیعه و سنی معاصر خود، مستدل و مبرهن سازد. دربارۀ راوی خبر، یعنی ابوعمر محمد بن عبدالواحد البغدادی الزاهد[20] در مصادر اخبار محدود و مشابهی از او ثبت شده و بیشتر اسامی علما و شاگردان وی آمده است (ذهبی، 1405ق، ج. 15/508-513؛ زبیدی، بیتا، ص. 209؛ بغدادی، 1422ق، ج. 3/618؛ ابنابییعلی، بیتا، ج. 2/67-69؛ الانباری، 1405ق، ج. 1/206-211؛ ابنجوزی، 1412ق، ج. 14/106-103؛ ابنخلکان، 1971م، ج. 4/329- 333؛ حموی، 1414ق، ج. 6/2556-2558؛ ذهبی، 1419ق، ج. 3/60-62؛ سیوطی، بیتا، ج. 1/167-170). دربارۀ ابوعمر زاهد دو نکته محل تأمل است: 1) در هیچ مصدری، از او بهعنوان مورخ یاد نشده است. ضمن اینکه مصادر، حتی محدث بودن وی را نیز بهدلیل اتکای بیش از اندازه او بر حافظهاش قابل اعتماد ندانستهاند (سیوطی، بیتا، ج. 1/164) و به همین دلیل به کذب متهم شده (ابنخلکان، بیتا، ج. 4/330) و مورد مذمت قرار گرفته است (ذهبی، 1405ق، ج. 12/88). 2) بیشترین شهرت ابوعمر، بهدلیل تخصص وی در دانش لغت بود. براساس همین تخصص او بود که از او با تعابیر: - «فکان من اکابر اهل اللغة» (بغدادی، 1422ق، ج. 3/618؛ ابنابییعلی، بیتا، ج. 2/67-69؛ الانباری، 1405ق، ج. 1/206-211)؛ - «ابوعمر اللغوی» (ابنجوزی، 1412ق، ج. 14/103-106)؛ - «أحد ائمة اللغة المشاهیر المکثرین» (ابنخلکان، 1971م، ج. 4/329-333)؛ - «من أئمه اللغة و أکابر أهلها و أحفظهم لها» (حموی، 1414ق، ج. 6/2556-2558؛ ذهبی، 1419ق، ج. 3/60-62؛ سیوطی، بیتا، 1/167-170) یاد شده است. با توجه به دانش تخصصی وی، نظر او نمیتواند برای شناخت شخصیتهای تاریخی و مؤثر در جریانهای صدر اسلام مانند کعب الاحبار مفید و معتبر شمرده شود.[21] 3-3-2. نقد محتوای روایت در روایت سید بن طاووس کسی که از کعب الاحبار در مقابل تازیانه، زبان و انتقادهای عمر بن خطاب دفاع کرده، امام علی(ع) است (ابنطاووس، 1406ق، ص. 28-29). حالآنکه مضمون این روایت، با رفتار و منش واقعی کعب الاحبار دربارۀ امیرالمؤمنین(ع) در تضاد است؛ زیرا تتبع در مصادر شیعه و اهلسنت گویای آن است که هیچ روایتی که نشاندهندۀ ارادت و دوستی میان کعب الاحبار و امام علی(ع) باشد، وجود ندارد و بهعکس، کعب الاحبار از دشمنان امام علی(ع) و از کسانی بود که با خلافت امیرالمؤمنین(ع) پساز عمر بن خطاب مخالفت کرد؛ زیرا ازنظر او امام علی(ع) در دینداری مردی استوار و محکم بود که عیب و گناه احدی را نادیده نمیگیرد، لغزش دیگران را تحمل نمیکند و بر طبق اجتهادش عمل میکند. ازنظر کعب الاحبار این ویژگیهای امام علی(ع) با سیاست مردمداری سازگار نبود (ابنابیالحدید، 1404ق، ج. 12/81؛ عاملی، 1430ق، ج. 15/130-131). تصادم و تقابل فکریاعتقادی میان امیرالمؤمنین(ع) با کعب الاحبار، از یک سو باعث تبری و بیزاری کعب از امام علی(ع)، و ازسویدیگر باعث کذاب خوانده شدن کعب ازسوی آن حضرت شده بود (ابنابیالحدید، 1404م، ج. 4/77). این موضعگیری علیه کعب الاحبار محدود و محصور به امام علی(ع) نماند؛ بلکه از میان اهلبیت(ع)، امام باقر(ع) نیز کعب را کذاب معرفی کرده بود (کلینی، 1407ق، ج. 4/240). رفتار کعب الاحبار نشاندهندۀ این موضوع است که او با امیرالمؤمنین(ع) همدل نبود، و برخلاف نظر سید بن طاووس، نشان میدهد او از هواداران جدی حزب رقیب سیاسی امام علی(ع) بود که در ادامه و ذیل عنوان «نقد مواضع اعتقادی سیاسی شخصِ اول روایت» بدان میپردازیم. 3-3-3. نقد مواضع اعتقادی سیاسی شخصِ اول روایت در روایت سید بن طاووس، کعب الاحبار در کانون توجه قرار گرفته و نقش محوری دارد؛ لذا بررسی تطبیقی آنچه در روایت به او منتسب شده است با مواضع اعتقادی سیاسی وی ضروری مینماید. روشن است که در روایت سید بن طاووس، کعب الاحبار در زمرۀ یاران مخلص و شیعیان اعتقادی امام علی(ع) به شمار آمده است؛ بنابراین باید تناسب مواضع او را با این ادعا ارزیابی کرد. خواص اصحاب امیرالمؤمنین(ع)، به خلافت بلافصل ایشان پساز رسول خدا(ص) ایمان قلبی داشتند؛ در نتیجه، تابع مواضع اعتقادی و سیاسی آن حضرت بودند. حالآنکه شخصیت کعب الاحبار، علاوهبر اینکه با مواضع خواص اصحاب امام همسو نبود، رویکرد و عملکرد او نیز در تضاد با مواضع خواص یاران امام علی(ع) قرار داشت. الف) نقد مواضع اعتقادی کعب الاحبار کعب الاحبار، قلباً به اسلام ایمان نیاورده بود؛ ازاینرو در ورود خرافات و اسرائیلیات به فرهنگ و منابع اسلامی تلاش فراوانی کرد. کعب الاحبار از برجستهترین افرادی است که سبب ورود خرافات و اسرائلیات به تفاسیر شد[22] (ذهبی، بیتا، ص. 28؛ امین، 1347ق، ص. 28). او راوی اصلی اخبار جعلی اسرائیلیات بود. اخبار یهود، تمجید از اهل کتاب و بیتالمقدس[23] ازطریق او وارد مصادر تاریخی شده است (مزی، 1400ق، ج. 3/303؛ ابنکثیر، 1419ق، ج. 6/177؛ طرطوشی، 1410ق، ص. 421؛ رشید رضا، 1414ق، ج. 1/9-10؛ عسکری، بیتا، ج. 1/494). این در حالی است که هیچیک از خواص یاران امام علی(ع) کمترین تمایلی به خرافات و اسرائیلیات نداشتند و عقاید خود را مستقیم از امام اخذ میکردند.[24] کعب الاحبار از یک سو با هدف تعظیم و تقدیس تورات در مقابل قرآن، و ازسویدیگر برای کاستن از ارزش قرآن، چنین بین مسلمانان تبلیغ میکرد که تمام نیازمندی انسانها تا روز قیامت در تورات پاسخ داده شده و هیچ موضوع مهمی نیست مگر اینکه در تورات آمده است (بیهقی، 1405ق، ج. 6/476؛ سیوطی، 1414ق، ج. 3/558-559). حالآنکه امام علی(ع) همواره مسلمانان را به تلاوت قرآن و عمل به آن ترغیب و توجه میداد و یکی از وصیتهای مهم ایشان به مسلمانان در آستانۀ شهادت، عمل به قرآن بود (ابنابیالحدید، 1404ق، ج. 6/120؛ ابنکثیر، 1407ق، ج. 7/327). کعب الاحبار از افرادی بود که روایات قصص[25] را در حدیث، تفسیر و تاریخ مسلمانان وارد کرد (ابنشبه نمیری، 1409ق، ج. 1/9؛ امین، 1347ق، ص. 192، 242)، و در طبقۀ «اصحاب القصص»[26] جای گرفت (ابنابییعلی، بیتا، ج. 1/238). کعب با حمایت عمر بن خطاب[27] (ابنجوزی، 1409ق، ص. 194؛ مزی، 1400ق، ج. 4/314؛ ابنکثیر، 1419ق، ج. 7/28) و معاویه (ابنجوزی، 1409ق، ص. 187، 194-195؛ ابنشبه نمیری، 1409ق، ج. 1/8؛ کتانی، بیتا، ج. 2/336) به قصهگویی اهتمام داشت. حالآنکه در دوران حکومت امام علی(ع)، با قصّاص بهشدت برخورد شد بهگونهای که از مساجد اخراج میشدند (ابوزهره، 1996ق، ص. 15؛ عاملی، 1426ق، ج. 1/151). ب) نقد مواضع سیاسی کعب الاحبار کعب الاحبار ارتباط بسیار نزدیکی با خلیفۀ دوم داشت[28] (مزی، 1400ق، ج. 24/192؛ عاملی، 1426ق، ج. 1/123-121؛ ذهبی، 2003م: 2/214؛ ابنمبارک، 1415ق، ج. 1/252)، و از حامیان سرسخت عمر بن خطاب بود که در مدح وی احادیث و روایات فراوانی را جعل کرد[29] (ابنسعد، 1410ق، ج. 3/253؛ ابونعیم، 1407ق، ج. 5/371؛ ج. 6/25؛ ابنحجر عسقلانی، 1424ق، ج. 1/156؛ سیوطی، 1425ق، ص. 98؛ ابنکثیر، 1407ق، ج. 7/56؛ ج. 8/106). این شخصِ کعب الاحبار بود که لقب «فاروق» را برای خلیفۀ دوم جعل کرد (ابنسعد،1410ق، ج. 3/332؛ طبری، بیتا، ج. 3/608؛ ابنجوزی، بیتا، ص. 30؛ ابنکثیر، 1407ق، ج. 7/133)؛ حالآنکه لقب «فاروق»، یکی از لقبهایی بود که رسول خدا(ص) بر امیرالمؤمنین(ع) نهاده بود (ابنعبدالبر، 1412ق، ج. 4/1744؛ ابنعساکر، 1415ق، ج. 42/42؛ ابنابیالحدید، 1404ق، ج. 13/228). از همه مهمتر آنکه کعب الاحبار، مخالف جدی به خلافت رسیدن امام علی(ع) پساز عمر خطاب بود. دلیل مخالفت کعب الاحبار، بهتصریح خودش آن بود که امام علی(ع) در دینداری مردی استوار و محکم است، عیب و گناه احدی را نادیده نمیگیرد و لغزش دیگران را تحمل نمیکند و بر طبق اجتهادش عمل میکند؛ و ازنظر کعب الاحبار، این ویژگیهای امام(ع) با سیاست مردمداری سازگار نبود! (ابنابیالحدید، 1404ق، ج. 12/81؛ عاملی، 1430ق، ج. 15/131-130). کعب الاحبار از نزدیکان خاص معاویه نیز بود (ابنحجر عسقلانی، 1415ق، ج. 5/483؛ کتانی، بیتا، ج. 2/446؛ ذهبی، 1405ق، ج. 2/490؛ ذهبی، 2003م، ج. 2/214). او سعی فراوانی در اثبات برتری معاویه و شامیان نسبت به سایر افراد و سرزمینهای اسلامی داشت (ابنعساکر، 1415ق، ج. 1/189؛ ابوریه، 1994م، ص. 124). معاویه نیز متقابلاً همواره کعب را مدح میکرد (کتانی، بیتا، ج. 2/226) و ضمن هموار کردن شرایط، برای شناساندن کعب بهعنوان مرجع در قرآن، تفسیر و حدیث، وی را صادقترین (بخاری، 1422ق، ج. 9/110؛ ابنعساکر، 1415ق، ج. 50/169؛ مسعودی، 1409ق، ج. 2/250) و عالمترین فردی معرفی میکرد که میشناخت (مزی، 1400ق، ج. 24/192؛ ابنحجر عسقلانی، 1415ق، ج. 5/481-483). کعب الاحبار به پشتوانۀ حمایت حکومتها،[30] بهعنوان مفسر قرآن شهرت پیدا کرد[31] (طبری، بیتا، ج. 1/265؛ مقریزی، 1422ق، ج. 1/416؛ مسعودی، 1409ق، ج. 2/111) و با تکیه بر دانستههای تحریفیافته و خرافی خود، در مقام مرجعیت علمی معرفی شد و بهعنوان عضوی از اعضای دستگاه خلافت مورد پذیرش مردم قرار گرفت (عسکری، بیتا، ج. 1/494-495)؛ چراکه مصلحت دستگاه قدرت در این بود که علوم نبوی که در اختیار امیرالمؤمنین(ع) بود، مطرح نشود تا خلافت و قدرت خلفا استمرار یابد (عسکری، بیتا، ج. 1/497-498). حالآنکه امیرالمؤمنین(ع) و خواص یاران ایشان میکوشیدند همواره سیرۀ رسول خدا(ص) را به مسلمانان یادآوری و علوم نبوی را منتشر سازند. ارتباط کعب الاحبار با اشخاصی نظیر ابودرداء (ابنسعد، 1410ق، ج. 7/310)، عمرو بن عاص (سیوطی، 1414ق، ج. 4/284)، ابوهریره (بخاری، 1422ق، ج. 4/128؛ ذهبی، 2003م، ج. 2/214؛ ذهبی، بیتا، ص. 57؛ ابوریه، 1994م، ص. 164) و طلحة بن عبیدالله (ابن جوزی، بیتا، ص. 125) نیز گویای مواضع اعتقادی سیاسی مخالف او با امام علی(ع) است.
سید بن طاووس با نقل گزارۀ «أن کعب الاحبار کان من خواص مولانا علی علیهالسلام» در کتاب الملاحم و الفتن خود، این گزارش را برای نخستین بار وارد تراث شیعی کرد. چه قبلاز او هیچکس از علمای شیعی چنین گزارشی را نقل نکرده است. مأخذ سید بن طاووس در نقل خود، کتاب مفقودشدۀ مناقب الامام الهاشمی ابیالحسن علی بن ابیطالب تألیف ابوعمر زاهد محمد بن عبدالواحد لغوی است. اعتنای سید بن طاووس به روایت ابوعمر زاهد دربارۀ قرار دادن کعب الاحبار در شمار خواص یاران امیرالمؤمنین(ع)، ناشی از موضعگیریهای روایی ایشان است که تحتتأثیر شخصیت وی بوده است. شخصیت تسامحجویانه و مشرب فکری وفاقگرایانه سید بن طاووس باعث شد کعب الاحبار را از خواص اصحاب امام علی(ع) بداند. ضمن آنکه سید بن طاووس دربارۀ تشیع کعب به روایت منفرد و راوی غیرمتخصص اتکا کرده است، و این اشتباه روشیِ سید بن طاووس در اعتماد به ابوعمر زاهد، ناشی از خطایِ «احراز حقیقت به اتکای مرجعیت» است. روایت تشیع کعب الاحبار با نقدهای جدی مواجه است که مجموع این نقدها، نادرستی این گزارش را نمایان میسازد، و میتوان مهمترین نقدهای وارد به این روایت را چنین احصا کرد: 1) نقد مصدر و راوی روایت: کتاب مناقب الامام الهاشمی ابیالحسن علی بن ابیطالب ازنظر قوت و اعتبار علمی در روزگار مؤلف، در ردیف کتابهای کم اعتبار قرار داشت. علمای آن عصر کمتر بدان توجه داشتند و سرانجام این کتاب نیز مفقود شده است. راوی روایت ابوعمر زاهد، فردی غیرمتخصص است که به کذب متهم و مذمت شده است. 2) نقد محتوای روایت: برخلاف متن روایت که در آن کعب الاحبار از خواص یاران امام علی(ع) شناسانده شده است؛ تصادم و تقابل فکریاعتقادی میان امیرالمؤمنین(ع) با کعب الاحبار، از یک سو باعث تبری و بیزاری کعب از امام علی(ع)، و ازسویدیگر باعث کذاب خوانده شدن کعب ازسوی آن حضرت شده بود. همچنین برخلاف نظر سید بن طاووس، رفتار کعب الاحبار نشان میدهد کعب از خواص یاران امام نبود؛ بلکه او از هواداران جدی حزب رقیب سیاسی امام علی(ع) بود؛ 3) نقد مواضع اعتقادی و سیاسی کعب الاحبار: کعب الاحبار برای تزلزل جایگاه قرآن نزد مسلمانان و تضعیف اعتقاد آنان به کتاب خدا میکوشید. حالآنکه امام علی(ع) همواره مسلمانان را به تلاوت قرآن و عمل به آن ترغیب و توجه میداد و یکی از وصیتهای مهم ایشان به مسلمانان در آستانۀ شهادت، عمل به قرآن بود. همچنین امام علی(ع) بهشدت با قُصاص که کعب از معروفترین چهرههای قصهگو و تحریف گر در تاریخ اسلام بود، برخورد کرد. موضع سیاسی کعب نیز چنان بود که نهتنها از حامیان سرسخت عمر بن خطاب بود، بلکه هیچ اعتقادی به خلافت امام علی(ع) نداشت و از مخالفان به خلافت رسیدن امیرالمؤمنین(ع) بعداز عمر بود.
[1]. ابنمنظور در تبیین الملاحم و الفتن تفکیک قائل شده است. در تعریف «الملاحم» آورده است که مقصود از آن، جنگهای بزرگی است که در هنگامۀ رخداد فتنهها شکل خواهد گرفت (ابن منظور، 1414ق، ج. 12/537)؛ حالآنکه «فتن» را به معنای وسوسه و ابتلائات آخرالزمان ذکر کرده است (ابنمنظور، 1414ق، ج. 13/317). [2]. رضیالدین ابوالقاسم سید علی بن موسی بن طاووس، معروف به سید بن طاووس از علمای سرشناس شیعی در قرن ششم و هفتم هجری است. او در سال 589ق دیده به جهان گشود و در سال 664ق دیده از جهان فرو بست. دربارۀ زندگینامه او در کُتب رجالی و دانشنامهها سخن بسیار گفته شده است (قمی، بیتا، ص. 143، 158؛ تهرانی، 1408ق، ج. 4/190، ج. 16/156؛ ابنعنبه، 1383ق، ج. 1/190؛ کلبرگ، 1371، ص. 20، 21، 23، 38؛ محلاتی، 1368، ج. 4/361؛ ابنطاووس، 1411ق، ص. 212؛ امین، 1403ق، ج. 7/336، ج. 8/390). [3]. نام او، ابواسحاق بن ماتع الحمیری الیمانی الکتابی است (بخاری، 1422ق، ج. 4/128؛ مزی، 1400ق، ج. 24/189-193؛ ابنعساکر، 1415ق، ج. 50/156، 175؛ ذهبی، 2003م، ج. 2/214)، که در طبقۀ تابعین ثبت شده است (ابنحجر عسقلانی، 1424ق، ج. 1/280). او در دوران خلافت عثمان، در شام از دنیا رفت (ابنعساکر، 1415ق، ج. 50/174؛ طبری، بیتا، ج. 11/627). از کعب در ردیف دانایان به تورات نام بردهاند (طرطوشی، 1410ق، ص. 421؛ ذهبی، 2003م، ج. 2/214؛ طبری، بیتا، ج. 2/98) و از بزرگان یمن محسوب میشد (زرکلی، 1989م، ج. 5/228). اینکه چرا به کعب الاحبار شهرت داشته است نیز به واژۀ «حِبر» باز میگردد که به معنای عالم دین است و احبار جمع واژۀ حبر است (فراهیدی، 1409ق، ج. 3/218). کعب، یهودیمذهب بود (بخاری، 1422ق، ج. 1/18؛ ذهبی، بیتا، ص. 17) و استادانی یهودیمذهب داشت (ابنعساکر، 1415ق، ج. 67/216؛ مزی، 1400ق، ج. 14/544؛ رازی، 1371، ج. 9/436). برخی اسلام او را در دوران خلافت ابوبکر یا اوایل خلافت عمر بن خطاب دانستهاند (مزی، 1400ق، ج. 24/189؛ ذهبی، 2003م، ج. 2/214) و برخی اسلام او را در دوران عمر بن خطاب نوشتهاند (ابناعثم، 1411ق، ج. 1/228؛ ابنسعد،1410ق، ج. 7/309). [4]. روشن است که هر واژه، بار معنای خاص خود را دارد. سید بن طاووس از کعب الاحبار با تعبیر «مِن خواص مولانا علی علیهالسلام» نام برده است. برای درک اهمیت این تعبیر باید به معنای خاص آن توجه کرد. پساز قتل خلیفۀ سوم، اصطلاح «شیعۀ علی» بهصورت عام در برابر اصطلاح «شیعۀ عثمان» به کار میرفت. باوجود این، اطلاق اصطلاح «شیعۀ علی» بر همۀ یاران و هواداران امام علی(ع) یکسان نبود. در واقع شیعیان به دو گروه تقسیم میشدند: الف) شیعیان سیاسی: کسانی که فقط بهعنوان افراد ضد عثمان و طرفداران سیاسی امام علی(ع) بهعنوان خلیفۀ مشروع، شیعی نامیده میشدند و خلافت شیخین را میپذیرفتند؛ ب) شیعیان اعتقادی: گروه دوم کسانی بودند که از اساس امام علی(ع) را منصوب ازطرف رسول خدا(ص) دانسته و حق الهی برای امامت حضرت قائل بودند و «نص الهی» دربارۀ امامت او را پذیرفتند (توفیق و میری، 1399، ص. 87؛ جعفریان، 1394، ص. 213). خواص شیعیان امام علی(ع) در گروه دوم جای میگرفتند. سید بن طاووس باوجود اذعان عموم مصادر به دشمنی کعب الاحبار با اسلام و امام علی(ع)، او را در زمرۀ شیعیان خاص، یعنی شیعیان اعتقادی قرار داده است. [5]. حالآنکه شیعه، اصطلاح «الملاحم» را بر کتبی که مشتمل بر روایات مربوط به حوادث آخرالزمانی و رخدادهای آیندهاند به کار میبرد (جلالی، 1385، ص. 173). [6]. کتاب الملاحم و الفتن سید بن طاووس که به شیوۀ باببندی تنظیم شده، دربردارندۀ روایات این سه کتاب فتن اهلسنت است: الف) الفتن نوشتۀ نعیم بن حماد (متوفی 228ق). نقل 220 روایت از ابنحماد؛ ب) الفتن تألیف ابوصالح السلیلی (وفات نامشخص). نقل 90 روایت از کتاب السلیلی؛ ج) الفتن از ابویحیی زکریا بن یحیی (متوفی230ق). نقل 55 روایت از ابویحیی (ابنطاووس، 1416ق، ص. 62-64). همچنین باید افزود که سید بن طاووس، 60 روایت را نیز از مصادر دیگر جمعآوری کرده است. [7]. «یَرْوِی عَنْ غَیْرِ الثِّقَاتِ» (ذهبی، 1405ق، ج. 15/597). [8]. «إعلم إننی وجدت من أدرکته من المنسوبین إلى العلم من شیعة أهلالبیت علیهمالسلام یعتقدون أن عبدالله بن سلام و کعب الأحبار من المخالفین لأهل بیت النبوة و ربما توقفوا عن اخبارهما لأجل هذا الاعتقاد فرأیت أننی اذکر فی هذا الکتاب بعض ما عرفته فی تحقیق هذا الباب و ان عبدالله بن سلام و کعب الأحبار کانا من خواص مولانا علی(ع)» (ابنطاووس، 1406ق، ص. 28). [9]. «و اما کعب الاحبار، نیز از خواص مولاى ما علی(ع) بود؛ زیرا که من در کتاب مناقب الامام الهاشمى ابىالحسن على بن ابىطالب روایتى از محمّد بن عبدالواحد لغوى [ابوعمر زاهد] دیدم که گفت: کعب به من خبر داد که روزى در خدمت على(ع) بودم، شخصى به زیارت عمر بلند شد، کعب گوید: علی(ع) به من فرمود: اسلام اختیار کن تا در امان باشى! من اسلام آوردم که ناگاه عمر تازیانه برای من بلند کرد، علی(ع) به عمر فرمود: از او چه میخواهى مگر اسلام نیاورده؟! عمر به علی(ع) گفت: اى سید من، تو با او بودى [که او را عفو کردم]. امیرالمؤمنین فرمود: گناه او چه بود که تازیانه براى او بلند کردى؟ عمر گفت: بلى این شخص، رسول خدا(ص) را دیده است [و اسلام اختیار نکرده]. اگر حضرت موسى در زمان حضرت محمّد مىبود نمیتوانست از [دین] آن حضرت تخلف نماید تا اینکه مُعین او باشد و بر علیه کفار اقدام نماید. کسى که منکر توحید شود و بعد از رسول خدا(ص) خلیفه او را درک کند و بدست او اسلام نیاورد، پس بدست من اسلام مىآورد؟! [امام علی(ع)] فرمود: راست گفتى. پس آن حضرت به کعب توجهى کرده فرمود: عمر تو را محکوم کرد. کعب در جواب گفت: من منتظر بودم آنچه در تورات راجع به محمّد(ص) است معلوم شود. عمر گفت: آیا تو در تورات خواندهاى که از حضرت محمّد(ص) و آنهایى که با او هستند ذکرى شده باشد؟ گفت: آرى در تورات خواندهام که صف هایی از امت محمّد(ص) مشغول جنگند و صفهایی هم در نمازند که ذکر خداى جبار را میگویند؛ و دیدم در تورات نوشته است. «و الا فعمیتا یعنى (عینیه) سطرا مکتوبا محمدیة و بعده علوانا و بعده فطم فطم و بعده شبر شبر و بعده شبیرا شبیرا» پس از آن اسلام آوردم (ابنطاووس، 1406ق، ص. 28-29). [10]. او در وصیت خود به پسرش نیز امر به معروف و نهی از منکر را محدود به قلب دانسته است (ابنطاووس، 1370ق، ص. 101). [11]. این دیدگاه وی همسو با نظر برخی علمای اهلسنت نظیر سفیان ثوری (کوک، 1382، ج. 1/111) و حسن بصری (طوسی، 1365، ج. 6/180؛ کوک، 1382، ج. 1/145) است که امر به معروف را سبب خوار شدن مؤمن میدانستند. [12]. این همگرایی سید بن طاووس با بعضی از علمای اهلسنت به میزانی بود که بعضی از آثار او بهطور کامل از اهل سنت نقل شده است، مثل «ریّ الظمآن من مروی محمد بن سلیمان» که آن را از ابوجعفر محمد بن عبدالله مشهور به «مطین» از چهرههای اهل سنت نقل کرده است (ذهبی، 1419ق، ج. 2/171). [13]. «فقد یکون فی الکفار من هو ثقة فی نقل ما یحکیه من الأخبار کما اعتمد علماء أهل الإسلام على أخبار أطباء أهل الذمة فی إخبارهم بما یصلح لشفاء الأسقام. و لو لا المانع الذی منع من الاعتماد على روایة من خرج عن عموم لفظ الاتباع لأهل البیت أو لبعضهم بالکلیة علیهم أفضل السلام لقد کان یمکن العمل بروایة کل من عرف منه الصدق و الأمانة فی حدیثه من سائر فرق الإسلام» (ابنطاووس، 1406ق، ص. 10). [14]. عبدالله بن سلام یهودی بهظاهر اسلام را پذیرفت؛ اما او نقش مهمی در تحریف و ورود اسرائیلیات به اسلام ایفا کرد (عسکری، بیتا، ج. 1/494). [15]. نظیر این روایت: «سعد بن ابیوقاص قال: ما سمعت النبیّ(ص): یقول لأحد یمشی على الأرض: إنّه من أهل الجنّة إلّا لعبداللَّه بن سلام. فقال: التمسوا العلم عند أبیالدّرداء، و سلمان، و ابنمسعود، و عبداللَّه بن سلام الّذی کان یهودیّا فأسلم. سمعت رسول اللَّه(ص) یقول: إنّه عاشر عشرة فی الجنّة» (ابنحجر عسقلانی، 1415ق، ج. 4/103). [16]. «أقول: و هذا الزمخشری من أعیان رجال أهل الخلاف و یمیل إلی الانصاف» (ابنطاووس، بیتا، ص. 131). [17]. یکی از خطاهایی که تاریخنگاری نوین آن را به حق برنمیتابد و خارج از چهارچوب عقلانیت مدرن پژوهشی مینشاند «احراز حقیقت به اتکای مرجعیت» است. این خطای نسبتاً رایج، مفید این معناست که سخنی و روایتی را نه به اعتبار فحوا و دلایل آن، بلکه به حیث اعتبار گویندهاش بپذیریم. بدیهی است که مرتکبان این خطا دانسته یا ندانسته مرعوب شخصیت بزرگانیاند که سخن خود را به اقوال آنان مستند میکنند (ناظمیانفرد، 1378، ص. 20). [18]. این کتاب، با عنوان یا موضوع «مناقب» از ابوعمر زاهد گزارش شده که دربارۀ فضائل اهلبیت(ع) بوده است. در الذریعه چنین آمده است: «نقل السید حسین بن مساعد الحسینی فی «تحفة الأبرار» جملة من الأحادیث عن «کتاب المناقب لأبی عمرو الزاهد»» (تهرانی، 1408ق، ج. 2/67). آقابزرگ به این مسئله که سید بن طاووس به روایات ابیعمر زاهد در مناقب اهل بیت(ع) دسترسی داشته نیز اشاره کرده است (تهرانی، 1408ق، ج. 2/67)؛ در نتیجه مشخص میشود منظور ابنطاووس از کتاب مناقب الامام الهاشمی... همین کتاب متعلق به ابوعمر زاهد است. [19]. عبارت سید بن طاووس به این صورت است: «و جمعت کتاب اخترته مِن کتاب ابی عمرو الزاهد سمَّیته کتاب: انوار اخبار ابیعمرو الزاهد». [20]. او معروف به غلام ثعلب بود که در قرن چهارم هجری میزیست (261-345ق). این لقب را بهدلیل ملازمت او با استادش، ثعلب، به وی داده بودند (ذهبی، 1405ق، ج. 15/508). ابوعمر بهسبب زهد، مشهور به «زاهد» بود (ذهبی، 1405ق، ج. 15/508-513؛ ابنجوزی، 1412ق، ج. 14/103-106)، و بهدلیل پیشۀ خیاطی به «المطرّز» مشهور شد (زبیدی، بیتا، ص. 209). [21]. برای نمونه میتوان از افراط وی به فضیلتتراشی برای معاویه نام برد. حالآنکه دشمنی معاویه، ابوسفیان و بنیامیه با اسلام در مصادر شیعی و بعضی از مصادر اهلسنت ثبت شده است. علاقۀ ابوعمر زاهد به معاویه به میزانی بود که کتابی با عنوان فضائل معاویه نوشت و آن را قبلاز آغاز جلسات تدریس خود برای شاگردانش قرائت میکرد. بدینگونه که در جلسات درس او، نخست فضائل معاویه بیان میشد، و بعد مباحث درسی (سیوطی، بیتا، ج. 1/165؛ حموی، 1414ق، ج. 6/2558؛ ابنخلکان، 1971م، ج. 4/332؛ ذهبی، 1405ق، ج. 12/87)؛ در نتیجه به نظر میرسد مواضع ابوعمر زاهد به شخصیتهای صدر اسلام، بیشتر ریشه در تمایلات شخصی او دارد تا در شناخت تاریخی صحیح از افراد. [22]. رشید رضا در مجلة المنار خود، بارها به یهودی بودن کعب الاحبار و ورود جعلیات و اسرائیلیات توسط او به منابع اسلامی اشاره کرده است (رشید رضا، بیتا، ج. 5/93؛ ج. 19/97؛ ج. 22/260؛ ج. 26/73؛ ج. 27/377، 539، 459، 610، 694، 716؛ ج. 28/747). همو، کعب الاحبار را زندیقی میدانست که بهظاهر اسلام آورد و همت خود را جهت تخریب اسلام صرف کرد (رشید رضا، بیتا، ج. 28/747). [23]. کعب الاحبار در وضع روایات جعلی برای اثبات برتری بیتالمقدس به کعبه اهتمام داشت (ابوریه، 1994م، ص. 140) و بیتالمقدس را سرزمین مبارک مینامید «و هو بلد مبارک لأهله فیه» (مقریزی، 1422ق، ج. 1/71). [24]. ابوذر غفاری که از خواص اصحاب امام علی(ع) بود و از کعب و مواضع او شناخت دقیقی داشت او را شخصی یهودی میدانست که صلاحیت آموزش دین اسلام را به مسلمانان نداشت (ابنابیالحدید، 1404ق، ج. 3/54؛ ج. 8/256؛ مسعودی، 1409ق، ج. 2/340). [25]. قصهگویی روشی بود که توسط آن احبار و راهبان بهظاهر مسلمان، روایات مربوط به سنت یهودی و مسیحی خود (اسرائیلیات) را برای مسلمانان نقل میکردند و به این طریق هر افسانه و دروغی که میخواستند در میان مسلمانان رواج میدادند (عاملی، 1426ق، ج. 1/137). قُصّاص نقش مهمی در ترویج اسرائلیات (ابوزهره، 1996م، ص. 15)، رواج احادیث ضعیف و جعلی، خرافات و اباطیل و تضعیف دانش در بین مسلمانان داشتند (ابنجوزی، 1409ق، ص. 79، 172، 353-354؛ زمخشری، 1412ق، ج. 4/300؛ ابنحبان، 1420ق، ج. 1/83). [26]. ابنجوزی در مبحثی با عنوان «ذکر أعیان المذکرین من أهل الشام» اولین نامی که در زمرۀ قصّاص آورده، کعب الاحبار است (ابنجوزی، 1409ق، ص. 278). [27]. قصهگویی بعداز رحلت رسول خدا(ص)، بهصورت برنامهریزیشده در دستور کار دستگاه خلافت قرار گرفت و در دوران بنیامیه به اوج خود رسید (بغدادی، 1422ق، ج. 1/222؛ ذهبی، 1405ق، ج. 3/146؛ کندی، بیتا، ص. 304؛ ابنحجر عسقلانی، 1418ق، ص. 166). [28]. او از مشاوران نزدیک خلیفۀ دوم محسوب میشد (ابنابیالحدید، 1404ق، ج. 12/81؛ عاملی، 1430ق، ج. 15/130-131؛ ابنعساکر، 1415ق، ج. 1/353). این نزدیکی بهقدری بود که خلیفۀ دوم به کعب الاحبار اجازه داد تا در انتهای شب و ابتدای روز برای او تورات بخواند (عاملی، 1426ق، ج. 1/130-132). ابوریه، در بحثی با عنوان «کعب و عمر» به روابط نزدیک کعب و خلیفۀ دوم پرداخته است (ابوریه، 1994م، ص. 125). [29]. کعب برای عمر جایگاه ممتازی قائل بود. چندان که به مسلمانان میگفت: با مرگ خلیفۀ دوم، آنان گرفتار جهنم خواهند شد (ابنسعد، 1410ق، ج. 3/253). او ادعا میکرد در تورات روایاتی دربارۀ شخصیت بینظیر عمر بن خطاب وجود دارد، و آن روایات را برای مسلمانان نقل میکرد (ابنسعد، 1410ق، ج. 3/253). [30]. حمایت حکومتها از کعب، وی را به چهرهای معتبر تبدیل کرد که حتی خلیفۀ مسلمانان برای قضاوت به او مراجعه میکرد و معاویه حکم او را جهت حل ابهامات تفسیری میپذیرفت (ابنکثیر، 1407ق، ج. 5/171؛ عاملی، 1430ق، ج. 1/123). [31]. ابوریه نمونههای فراوانی از ورود اسرائیلیات به تفاسیر اسلامی ازطریق کعب ارائه داده است (ابوریه، 1994م، ص.130-135). | ||
| مراجع | ||
|
قرآن کریم
الانباری، عبدالرحمن بن محمد (1405ق). نزهة الألباء فی طبقات الأدباء (تحقیق ابراهیم السامرائی؛ ج. 1). مکتبة المنار، الزرقاء.
ابنابیالحدید، عبدالحمید بن هبةالله (1404ق). شرح نهج البلاغه (ج. 3، 4، 6، 12، 13). مکتبة آیةالله العظمی المرعشی النجفی.
ابنابییعلی، ابوالحسین (بیتا). طبقات الحنابله (تحقیق محمد حامد الفقی؛ ج. 1، 2). دار المعرفه.
ابناعثم، محمد بن علی (1411ق). الفتوح (ج. 1). دار الاضواء.
ابنجوزی، جمالالدین ابوالفرج (بیتا). تاریخ عمر بن الخطاب.
ابنجوزی، جمالالدین ابوالفرج (1412ق). المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک (تحقیق محمد عبدالقادر عطا، مصطفی عبدالقادر عطا؛ ج. 14). دار الکتب العلمیه.
ابنجوزی، عبدالرحمن بن علی (1409ق). القصاص و المذکرین. المکتب الاسلامی.
ابنحبان، محمد بن حبان (1420ق). المجروحین من المحدثین (ج. 1). دار الصمیعی.
ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی (1415ق). الإصابة فی تمیز الصحابة (تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض؛ ج. 4، 5). دار الکتب العلمیه.
ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی (1418ق). رفع الإصر عن قضاة مصر (تحقیق علی محمد عمر). مکتبة الخانجی.
ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی (1424ق). فَتح اَلباری شَرح صحیح البخاری (ج. 1). دار الکتب العلمیه.
ابنخلدون، عبدالرحمن بن محمد (1391ق). تاریخ ابنخلدون (ج. 2). دار إحیاء التراث العربی.
ابنخلکان، ابوالعباس شمسالدین احمد بن محمد (1971م). وفیات الاعیان و أنباء أبناء الزمان (تحقیق احسان عباس؛ ج. 4). دار صادر.
ابنسعد، ابوعبدالله محمد (1410ق). الطبقات الکبری (تحقیق محمد عبدالقادر عطا). دار الکتب العلمیه.
ابنشبه نمیری، ابوزید عمر (1409ق). تاریخ المدینة المنورة (تحقیق فهیم محمد شلتوت). دار الفکر.
ابنطاووس، ابیالقاسم علی بن موسی (بیتا). سعد السعود للنفوس منضود. دار الذخائر.
ابنطاووس، ابیالقاسم علی بن موسی (1370ق). کَشف اَلمَحجة لثمرة المهجة. منشورات المطبعة الحیدریه.
ابنطاووس، ابیالقاسم علی بن موسی (1406ق). فَلاح السائِل و نَجاح المَسائل. انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.
ابنطاووس، ابیالقاسم علی بن موسی (1409ق). اَلاَمان فی اخطار الاسفار و الزمان. مؤسسة آلالبیت(ع).
ابنطاووس، ابیالقاسم علی بن موسی (1411ق). مُهج الدعوات و منهج العبادات. دار الذخائر.
ابنطاووس، ابیالقاسم علی بن موسی (1412ق). الملاحم و الفتن فی ظهور الغایب المنتظر (عج). الشریف الرضی.
ابنطاووس، ابیالقاسم علی بن موسی (1416ق). التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن المعروف بالملاحم و الفتن. مؤسسه فرهنگی صاحب الأمر.
ابنعبدالبر، ابوعمر یوسف بن عبدالله القرطبی (1412ق). الإستیعاب فی معرفة الأصحاب (تحقیق علی محمد البجاوی؛ ج. 3، 4). دار الجیل.
ابنعساکر، علی بن حسن (1415ق). تاریخ مدینه دمشق: و ذکر فضلها و تسمیة من حلها من الأماثل أو اجتاز بنواحیها من واردیها و أهلها (ج. 42، 50، 67). دار الفکر.
ابنعنبه، احمد بن علی (1383ق). عمدة الطالب فی أنساب آل أبیطالب (ج. 1). انصاریان.
ابنکثیر، اسماعیل بن عمر (1407ق). البدایة و النهایة (ج. 7). دار الفکر.
ابنکثیر، اسماعیل بن عمر (1419ق). تفسیر القرآن العظیم (ج. 6، 7). دار الکتب العلمیه.
ابنمبارک، عبدالله (1415ق). الزُهد و الرَقائِق (ج. 1). دار المعراج الدولیة للنشر.
ابنمنظور، محمد بن مکرم (1414ق). لِسان العرب (ج. 12، 13). دار صادر.
ابوریه، محمود (1994م). أضواء علی السنة المحمدیة. دار المعارف.
ابوزهره، محمد (1996م). تاریخ المذاهب الاسلامیة فی السیاسة و العقائد و تاریخ المذاهب الفقهیة. دار الفکر العربی.
ابونعیم، احمد بن عبدالله (1407ق). حِلیة الأولیا و طبقات الأصفیاء (ج. 5، 6). دار الکتاب العربی.
الیاس، خلیل اسماعیل (1428ق). کعب الاحبار و أثرة فی التفسیر. دار الکتب العلمیه.
امین، محسن (1403ق). اعیان الشیعه (تحقیق حسن امین؛ ج. 7، 8). دار التعارف للمطبوعات.
امین، احمد (1347ق) فجر الاسلام. مطبعة الاعتماد.
بخاری، محمد بن اسماعیل (1422ق). صحیح البخاری (تحقیق محمد زهیر بن ناصر الناصر؛ ج. 1، 4). دار طوق النجاه
بغدادی، احمد بن علی (1422ق). تاریخ بغداد أو مدینة السلام (تحقیق بشار عواد معروف؛ ج. 1، 3). دار الغرب الاسلامی.
بیهقی، احمد بن حسین (1405ق). دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعة (تحقیق عبدالمعطی امین قلعجی؛ ج. 6). دار الکتب العلمیه.
پیشوایی، مهدی (1397)، سیرۀ پیشوایان. مؤسسه امام صادق(ع).
توفیق، سعید، و میری، وجیهه (1399). تبیین تاریخی اهتمام امیرالمؤمنین(ع) در حفظ نیروی انسانی شیعه (مطالعه موردی: وصایای سیاسی امام در نهج البلاغه). فصلنامۀ علمی پژوهشهای نهجالبلاغه، 19(3)، 85-106.
تهرانی، آقابزرگ (1408ق). الذریعه الی تصانیف الشیعه (ج. 1، 2، 4، 20). اسماعیلیان و کتابخانه اسلامیه.
جعفریان، رسول (1394). تاریخ خلفا: از رحلت پیامبر تا زوال مویان (11-132ق). دلیل ما.
جعفریان، رسول (1383). آیا کعب الاحبار در قتل خلیفه دوم نقش داشته است؟. کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام.
جلالی، سید لطفالله (1385). بررسی کتاب التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن. فصلنامه علمی علوم و حدیث، (41)، 185-169.
حر عاملی، محمد بن حسن (1362). أمل الآمل فی علماء جبل عامل (تحقیق یسد احمد حسینی؛ ج. 2). دار الکتب الاسلامی.
حلی، حسن بن یوسف (1982م). نهج الحق و کشف الصدق. دار الکتاب اللبنانی.
حموی، شهابالدین ابوعبدالله یاقوت (1414ق). معجم الأدباء (تحقیق احسان عباس؛ ج. 6). دار الغرب الاسلامی.
ذهبی، شمسالدین ابوعبدالله (بیتا). العبر فی خبر من غبر (تحقیق الوهاجر محمد زغلول). دار الکتب العلمیه.
ذهبی، شمسالدین ابوعبدالله (1405ق). سیر أعلام النبلاء (تحقیق الشیخ شعیب الأرناؤوط؛ ج. 2، 3، 10، 12، 15). مؤسسه الرساله.
ذهبی، شمسالدین ابوعبدالله (1419ق). تذکرة الحفاظ (ج. 2، 3). دار الکتب العلمیه.
ذهبی، شمسالدین ابوعبدالله (2003م). تاریخ الاسلام و وفایات المشاهیر و الاعلام (تحقیق بشار عوّاد معروف؛ ج. 2). دار المغرب الاسلامی.
رازی، ابنابیحاتم، ابومحمد عبدالرحمن بن محمد (1371ق). الجرح و التعدیل (ج. 9). دار إحیاء التراث العربی.
رشید رضا، محمد (بیتا). مجلة المنار (ج. 5، 19، 22، 26، 27، 28).
رشید رضا، محمد (1414ق). تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار (ج. 1). دار المعرفه.
زبیدی، ابوبکر محمد بن حسن (بیتا). طبقات النحویین و اللغویین. دار المعارف.
زرکلی، خیرالدین (1989م). الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء مِن العرب و المستعربین و المستشرقین (ج. 5). دار العلم للملایین.
زمخشری، محمود بن عمر (1412ق). ربیع الابرار و نصوص الاخبار (ج. 4). مؤسسة الاعلمی للمطبوعات.
سیوطی، جلالالدین (بیتا). بغیة الوعاة فی طبقات اللغویین و النُحاة (ج. 1). المکتبة العصریه.
سیوطی، جلالالدین (1414ق). تفسیر الدر المنثور فی التفسیر المأثور (ج. 3، 4، 7). دار الفکر.
سیوطی، جلال الدین (1425ق). تاریخ الخلفاء (تحقیق حمدی الدمرداش محمد). مکتبة نزار مصطفى الباز.
صالحی نجفآبادی، نعمتالله (1375). تفسیر رمزی کعب الاحبار. مجله کیهان اندیشه، (68).
صادقی، مصطفی (1386) ملاحم ابن منادی و ملحمه دانیال. مجله مشرق موعود، (2)، 13-22.
طائب، مهدی (1398). کعب الاحبار، مهره نفوذی یهود. در کتاب دشمن شدید: دفتر دوم. انتشارات شهید کاظمی.
طبری، محمد بن جریر (بیتا). تاریخ الامم و الملوک (ج. 1، 3، 11). دار التراث
طرطوشی، محمد بن ولید (1410ق). الحوادث و البدع. دار الغرب الاسلامی.
طوسی، محمد بن حسن (1365). تهذیب الاحکام فی شرح المقنعة للشیخ مفید (ج. 6). دار الکتب الاسلامیه.
عاملی، سید جعفر مرتضی (1426ق). الصحیح من سیرة النبی الأعظم(ص) (ج. 1). موسسۀ علمی فرهنگی دار الحدیث.
عاملی، سید جعفر مرتضی (1430ق). الصحیح من سیرة الإمام علی(ع) المرتضى من سیرة المرتضی(ع) (ج. 1، 15). المرکز الإسلامی للدراسات.
عسکری، سید مرتضی (بیتا). نقش ائمه در احیای دین (ج. 1). مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر.
فراهیدی، خلیل بن احمد (1409ق). العین (تحقیق مهدی المخزومی و ابراهیم السامرائی؛ ج. 3). مؤسسة دار الهجره.
قمی، عباس (بیتا). وقایع الایام (به کوشش محسن صادقی و عباسعلی مرادی). نور مطاف.
کتانی، عبدالحی (بیتا). التراتیب الإداریة:نظام الحکومة النبویة (ج. 2). دار إحیاء التراث العربی.
کلبرگ، اتان (1371). کتابخانه ابنطاووس و احوال و آثار او. کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی.
کلینی، ابیجعفر محمد بن یعقوب (1407ق). الأصول من الکافی (تحقیق علی اکبر غفاری و محمد آخوندی؛ ج 4). دار الکتب الاسلامیه.
کندی، محمد بن یوسف (بیتا). کتاب الولاة و کتاب القضاة. دار الکتب الاسلامی.
کوک، مایکل (1382). امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی (ج. 1). آستان قدس رضوی و بنیاد پژوهشهای اسلامی.
محلاتی، ذبیحالله (1368). ریاحین الشریعة (ج. 4). دار الکتب الاسلامیه.
مسعودی، علی بن حسین (1409ق). مروج الذهب و معادن الجوهر (ج. 2). مؤسسة دار الهجره.
مزی، یوسف بن عبدالرحمن (1400ق). تهذیب الکمال فی أسماء الرجال (تحقیق بشار عواد معروف؛ ج. 4، 14، 24). مؤسسة الرساله.
مقریزی، احمد بن علی (1422ق). المواعظ و الإعتبار فی ذکر الخطط و الآثار (ج. 1). مؤسسة الفرقان للتراث الاسلامی.
ناظمیانفرد، علی (1378). ملاحظاتی در باب نقد تاریخی برخی از خطاهای عمده در تاریخنگاری. کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، (21)، 19-20.
References Holy Quran Aburiah, M. (1994). Azwa Ala Sunnah al-Muhammadiya. Dar al-Maarif. [In Arabic] AbuZohreh, M. (1996) Tarikh al-mazaheb al-Islamiyyah fi Aseeiasa wa al-'aqeed wa tarikh al-mahabh al-faqihia. Dar al-Fikr al-Arabi. [In Arabic] Abu Naeem, A. b. A. (1968). The Hilayat al-Awliya wa Tabaqat al-Asfi’a (Vols. 5, 6). Dar al-Kitab al-Arabi. [In Arabic] Al-Anbari, A. b. M (1984). Nozhat al-Olaba fi Tabaqat Al-Odabaa (Research by I. al-Samrai, Vol. 1). Al-Manar School, Zarqa. [In Arabic] Ameli, S. J. M. (2005). Al-Saheeh min Sirat al-Nabi al-A’zam (PBUH) (Vol. 1). Dar al-Hadith Scientific and Cultural Institute. [In Arabic] Ameli, S. J. M. (2008). Al-Sahih from the biography of Imam Ali (a.s.) al-Mortaza from the biography of al-Mortaza (a.s.) (Vol. 1, 15). Islamic Center for Studies. [In Arabic] Askari, S. M. (n.d.). The role of the Imams in the revival of religion (Vol. 1). Munir Cultural Center. [In Persian] Amin, M. (1982). Aa'ian Al-Shia (Research by H. Amin; Vols. 7, 8). Dar al-Ta’arif al-Muta’atat. [In Arabic] Amin, A. (1968). Fajr al-Islam. Matabah al-Athidam. [In Arabic] Bukhari, M. b. I. (1422 A.H.). Sahih al-Bukhari (Research by M. Zuhair bin Nasser al-Nasser, (Vols. 1, 4). Dar Tawq al-Najat. [In Arabic] Baghdadi, A. b. A. (2001). Tarikh Baghdad (Research by B.r Awad Ma'rouf; Vols. 1, 3). Dar al-Gharb al-Islami. [In Arabic] Beyhaqi, A .b. H. (1984). The proofs of prophethood and knowledge of the state of the Shariat (Research by A. M. Amin Qalaji; Vol. 6). Daral al-Kitab Al-Ilmiyah. [In Arabic] Cook, M. (2003). Enjoining good and forbidding evil in Islamic though. Astan Quds Razavi, Islamic Research Foundation. [In Persian] Dhahabi, S. A. A. (n.d.). Al-Aebar Fi Khabar Min Ghabar (Research by A. H. Mohammad Zaghloul). Dar al-Kitab al-Alamiya. [In Arabic] Dhahabi, Shamsuddin Abu Abdullah (1405 AH). Sir ʿAlām al-Nibālā (Research of the collection of Man al-Muḥaqqīn under the supervision of al-Shaykh Shoaib al-Arnauut; Vol. 2, 3, 12, 15). Al-Rasalah Institute. [In Arabic] Dhahabi, S. A. A. (1984). Sir Al-Alam al-Nabalah (Research by S. S. Al-Arnauut; Vols. 2. 3, 10, 12, 15). Al-Risalah Institute. [In Arabic] Dhahabi, S. A. A. (1998). Tazkira Al-Huffaz (Vols. 2. 3). Dar al-Kitab al-Alamiya. [In Arabic] Dhahabi, S. A. A. (2003). Tarikh Al-Islam wa Vafaiat Al-Mashaheer wa Al-Aalam (Research by B. Awad Ma'rouf; Vols. 2). Dar Al-Maghreb Al-Islami. [In Arabic] Farahidi, K. b. A. (1988). Al-Ain (Research by M. al-Makhzoumi & I. Al-Samaraei; Vol. 3). Dar al-Hijra Institute. [In Arabic] Jafarian, R. (2004). Did Ka'b al-Ahbar play a role in the murder of the second caliph?. Specialized Library of Islamic History. [In Persian] Jafarian, R. (2015). History of Caliphs (11-132 AH). Da’il Ma. [In Persian] Jalali, L. (2006). Barrasi Ketab Al-Tashrif Bal-Mann in the Definition of Al-Fitan. Journal of Sciences and Hadith, (41), 169-185. https://ensani.ir/fa/article/257475/ [In Persian] Hurr' Amili, M. b. H. (1983). Amal al-Amal fi Ulema Jabal Amil, (Research by Y. Ahmad Hosseini; Vol. 2). Dar al-Kitab al-Islami. [In Arabic] Helli, H. b. Y. (1982). Nahj al-Haq wa Kashf al-Saddeq. Daraktab al-Lebanani. [In Arabic] Hamavi, S. A. Y. (1993). Maajm al-Adbaa, (Research by A. Abbas; Vols. 6). Dar al-Gharb al-Islami. [In Arabic] Ibn Abi al-Hadid, A. b. H. (1983). Sharh Nahj al-Balaghah (Vols. 3, 4. 6, 12, 13). School of Ayatollah al-Marashi al-Najafi. [In Arabic] Ibn Abi Ya'ali, A. H. (n.d.) Tabaqat al-Hanablah )Research by M. H. al-Faqi; Vols. 1, 2). Daral al-Marfa. [In Arabic] Ibn A'tham, M. b. A. (1990). Al-Futuh (Vol. 1). Dar al-Adwaa. [In Arabic] Ibn al-Jawzi, J. D. A. F. (n.d.). Tarikh Omar ibn al-Khattab. [In Arabic] Ibn al-Jawzi, J. D. A. F. (1991). Al-Muntazam fi Tarikh al-Umam va al-Muluk, (Research by M. A. Q. Atta & M. A. Q. Atta; Vol. 14). Dar al-Kitab al-Alamiya. [In Arabic] Ibn al-Jawzi, A. R. b. A. (1988). Al-Qisas and Al-Muzakirin. Al-Muktab al-Islami. [In Arabic] Ibn Habban, M. b. H. (1999). Al-Majruhin Men Al-Muhadithin (Vols. 2). Dar al-Sami'i. [In Arabic] Ibn Hajar Asqalani, A. b. A. (1994). Al-Isaba fi Ta’miz al-Sahaba (Research by A. A. Abdul-Mujoud & A. M. Mu’awwad; Vols. 4. 5). Dar al-Kutub al-Ilmiyah. [In Arabic] Ibn Hajar Asqalani, A. b. A. (1997). Rafa' Al-Esr An Ghozat Mesr (Research by A. M. Omar. Al-Khanji School. [In Arabic] Ibn Hajar Asqalani, A. b. A. (2003). Fatah al-Bari, Sharh al-Bukhari (Vols. 1). Dar al-Kutub al-Ilmiyah. [In Arabic] Ibn Khaldoun, A. R. b. M. (2012). Tarikh Ibn Khaldoun (Vol. 2). Dar Ihya Al-Tarath al-Arabi. [In Arabic] Ibn Khalqan, A. A. S. A. b. M. (1971). Vafaiat Al-A'yan and Anba' Abna' Al-Zaman (Research by E. Abbas; Vols. 4). Dar Sadir. [In Arabic] Ibn Saad, A. A. M. (1998). Al-Tabaqat al-Kubra, (Research by M. A. Q. Atta; Vols. 3. 7). Dar al-Kutub al-Ilmiyah. [In Arabic] Ibn Shaba al-Nomairi, A. Z. O. (1997). Tarikh al-Madinah al-Munawwarah, (Research by F. M. Shaltut; Vol. 1). Dar al-Fikr. [In Arabic] Ibn Tavus, A. Q. A. b. M. (n.d.). Saad al-Saoud for the souls of Manzoud. Dar al-Zhaer. [In Arabic] Ibn Tavus, A. Q. A. b. M. (1991). Kashf al-Mahajjat Lesamara-al-Mohjat. Al-Haydariyya Publications. [In Arabic] Ibn Tavus, A. Q. A. b. M. (1985). Falah al-Sa'eel and Najah al-Mas'ael. Publications of the Islamic Propaganda Office. [In Arabic] Ibn Tavus, A. Q. A. b. M. (1988). Al-Aman Fi Akhtar Al-Isfar and Al-Zaman. Al-Al-Bayt (AS) Foundation. [In Arabic] Ibn Tavus, A. Q. A. b. M. (1990). Mohaj al-Dawaat and Manhaj al-Ibadat. Dar al-Zhakhar. [In Arabic] Ibn Tavus, A. Q. A. b. M. (1991). Al-Malaham wa Al-Fitan fi Zahor al-Ghayb al-Mantazhar (Aj). Al-Sharif al-Razi. [In Arabic] Ibn Tavus, A. Q. A. b. M. (1995). Al-Tashreef Balmenn fi Al-Tareef Balfatn al-Moruf Ballamham and Fattan. Sahib Al-Amr Cultural Institute. [In Arabic] Ibn Abd al-Bir, A. U. Y. b. A. Q. (1991). Al-Istiyab fi Marafah al-Ashahab (Research by A. M. al-Bajawi; Vols. 3, 4). Dar al-Jail. [In Arabic] Ibn Asaker, A. b. H. (1986). Tarikh Madinah Damascus (Vols. 42. 50, 67). Dar al-Fikr. [In Arabic] Ibn Anba, A. b. A. (2004). Umda al-Talib fi Ansab al-Abi Talib. Ansarian. [In Arabic] Ibn Kathir, I. b. O. (1986). Al-Bidayah wa al-Nihayyah (Vol. 7). Dar al-Fikr. [In Arabic] Ibn Kathir, I. b. O. (1998). Tafsir al-Quran al-Azeem (Vols. 6, 7). Dar al-Kutb al-Ilmiyah. [In Arabic] Ibn Manzoor, M. b. M. (1993). Lesan al-Arab (Vols. 12, 13). Dar sader. [In Arabic] Ibn Mubarak, A. (1994). Al-Zuhd wa al-Raqeeq (Vols. 1). Dar al-Miraj al-Dawliyya for Publishing. [In Arabic] Elias, K. I. (1428). Ka'b al-Ahbar and its influence on interpretation. Dar al-Kutub al-Ilmiyah. [In Arabic] Kattani, A. H. (n.d.). Al-Tara'tib al-Dari (Vol. 2). Dar Ihya al-Turat al-Arabi. [In Arabic] Kolberg, E. (1992). Ibn Tawus's library and his life and works. Ayatollah Mar'ashi Najafi Library. [In Persian] Kindi, M. b. Y. (n.d.). Kitab al-Ulawat and Kitab al-Qada'a. Dar al-Kutb al-Islami. [In Arabic] Kulayni, A. J. M. b. Y. (1987). Al-Usul min al-Kafi (Research by A. A. Ghaffari & M. Akhundi; Vol. 4). Dar al-Kutub al-Islamiya. [In Arabic] Mahallati, Z. (2009). Riyahin al-Shari’a (Vols. 4). Dar al-Kutb al-Islami. [In Arabic] Maqrizi, A. b. A. (2001). Al-Mawa’eez wa al-Ittibar fi dhikr al-khitat wa al-athar (Vol. 1). Al-Furqan Institute for Islamic Heritage. [In Arabic] Masoudi, A. b. H. (1988). Moruj al-Dahaab wa Maaden Al-Jawhar (Vol. 2). Dar al-Hajra Foundation. [In Arabic] Mezi, Y. b. A. (1979). Tahzeeb al-Kamal fi Asma al-Rijal (Research by B. A. Ma'rouf; Vols. 4,14, 24). Al-Risalah Foundation. [In Arabic] Nazimian Fard, A. (1999). Considerations on Historical Criticism of Some Major Errors in Historiography. History and Geography Month Book, (21), 19-20. https://ensani.ir/fa/article/252496 [In Persian] Pishvaei, M .(2018). The Life of the Leaders. Imam Sadiq (AS) Institute. [In Persian] Qummi, A. (n.d.). Waqa'i al-Ayam, (M. Sadeghi & A. A. Mardi, Eds.). Noor Mataf. [In Arabic] Rashid Reza, M. (n.d.). Al-Manar Magazine (Vols. 5, 19, 22, 26, 27, 28). [In Arabic] Rashid Reza, M. (1993). Tafsir al-Qur'an al-Hakim al-Shahir in Tafsir al-Manar (Vol. 1). Dar al-Marafa. [In Arabic] Razi, Ibn Abi Hatim, A. M. A. R. b. M. (1992). Al-Jarh and Al-Tadeel (Vol. 9). Dar Ihya' Al-Turahat Al-Arabi. [In Arabic] Sadeghi, M. (2007). Malham Ibn Manadi and Malhama Daniyal. Mashreq Mououd Magazine, (2), 13-22. https://ensani.ir/fa/article/245233/ [In Persian] Salehi Najafabadi, N. (1996). The Secret Interpretation of Ka'b al-Ahbar. Kayhan Andisheh Magazine, (68). https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/26542/ [In Persian] Suyuti, J. (n.d.). Baghiyyah al-Wa'at fi Tabaqat al-Lughoo'in wa al-Nuha'at (Vol. 1). Al-Muktabah al-Asriya. [In Arabic] Suyuti, J. (1993). Tafsir al-Durr al-Manthur fi Tafsir al-Ma'athur (Vols. 3, 4, 7). Dar al-Fikr. [In Arabic] Suyuti, J. (2004). Tarikh Al-Kholafa (Research by H. Al-Damrdash Mohammad). Nizar Mustafa Al-Baz Library. [In Arabic] Tabari, M. b. J. (n.d.). Tarikh Al-Omam wa Al-Muluk (Vols. 1, 3, 11). Dar al-Tarath. [In Arabic] Taib, M. (2018). Ka'b Al-Ahbar, Jewish Infiltration Nut. In Book of Fierce Enemy, Book II. Shahid Kazemi Publications. [In Persian] Tartushi, M. b. W. (1989). Al-Hawadith and Al-Bida’. Dar al-Gharb al-Islami. [In Arabic] Tehrani, A. B. (1987). Al-Dhari’a to Tasanif al-Shi’a (Vols. 1, 2, 4, 20). Ismailis and Islamic Library. [In Arabic] Tofigh, S., & Miri, V. (2020). A historical explanation of the interest of the Commander of the Faithful (peace be upon him) in preserving the Shiite human nature (Review of Mordi: The Commandments of a Politician Imam in the Study of Nahj Al-Balagha). Quarterly Scientific Journal of Nahjul-Balaghah Studies, 19(3), 85-106. https://www.nahjmagz.ir/article_129428.html [In Persian] Tusi, M. b. H. (1986). Tahdhib al-Ahkam fi Sharh al-Muqna’a of Sheikh Mufid (Vol. 6). Dar al-Kutub al-Islamiyya. [In Arabic] Zubaydi, A. B. M. b. H. (n.d.). Tabaghat Alnhuyin ve Ollaghuyin. Dar al-Maarif. [In Arabic] Zarkali, K. (1989). Al-A a'lam (Vol. 5). Dar al-Alam for the Muslims. [In Arabic] Zamakhshari, M. b. O. (1991). Rabi' al-Abrar (Vol. 4.). Al-Alamy Publications Institute. [In Arabic] | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 488 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 200 |
||