| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,877 |
| تعداد مقالات | 15,278 |
| تعداد مشاهده مقاله | 43,730,773 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,563,108 |
شیوة ترجمانی عطار از منابع متقدم (بررسی موردی: شبلی) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پژوهشهای ادب عرفانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دوره 20، شماره 1 - شماره پیاپی 56، شهریور 1405، صفحه 103-116 اصل مقاله (1.18 M) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/jpll.2025.144045.1887 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| صبا حبیب زاده نسامی1؛ سیاوش حقجو* 2؛ فرزاد بالو2 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بنابر گفتة عطار در مقدمة تذکرةالاولیا مبنیبر اقتباس روایات آن از آثار متقدم، هدف پژوهش حاضر بررسی نحوة مواجهة وی در نقل این روایات و رویکرد اتخاذی او در جایگاه نقال و مترجم است. باتوجهبه گستردگی عارفان در این اثر، حیطة پژوهش به روایات شبلی دلف بن جحدر محدود شده است. محورهای روایات شبلی در تذکرةالاولیا و حلیةالاولیا و طبقاتالأصفیاء با رویکردی تطبیقی و روش کتابخانهای بررسی شده است. در این فرایند، با تفسیر و تحلیل عبارات کلیدی، محورهای داستانی و نحوة بازنمایی صحنهها، چگونگی انتقال مفاهیم عرفانی مد نظر عطار روشن است. نتایج پژوهش نشان میدهد که عطار در جایگاه مترجم و نویسنده، موضع یکسانی نداشته و نقشی دوگانه ایفا کرده است. او در نقل روایات شبلی هم به نقل دقیق از منبع وفادار بوده و هم در اقتباس روایات با استفاده از عناصری همچون تأویل، حذف و تفسیر، به بازآفرینی و اعمال سبک شخصی خود پرداخته است. این بازآفرینی با هدف سادهسازی، حذف زوائد و انتقال بهتر پیام عرفانی برای مخاطب فارسیزبان صورت گرفته است که نشاندهندة تعامل میان تعهد به اصالت متن و توجه به نیازهای فرهنگی مخاطب است. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تذکرةالاولیا؛ عطار؛ حلیةالاولیا؛ طبقاتالاصفیاء؛ ترجمه؛ بازآفرینی روایت | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1. مقدمه فریدالدین ابوحامد محمد بن ابراهیم، مشهور به عطار نیشابوری، یکی از عرفا و شاعران برجستة اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری است. جایگاه شعر او در ادبیات عرفانی فارسی پس از سنایی و پیش از مولانا است، که هرسه شاعر، سهگانة شعر عرفانی فارسی را تشکیل میدهند. آثار متعددی به عطار نسبت داده شده است، اما با استناد به مقدمة مختارنامه، آثار مسلم وی شامل خسرونامه، اسرارنامه، طیورنامه، مصیبتنامه، جواهرنامه، شرحالقلب و دیوان اشعار است. تذکرةالاولیا، تنها اثر منثور عطار، به گفتة خود وی اقتباسی از منابع متأخر اوست. به نظر میرسد منابعی همچون حلیةالاولیا و طبقاتالاصفیاء ابونعیم الاصبهانی، طبقاتالصوفیه انصاری و سلمی، التعرف لمذهب اهل التصوف کلابادی، رسالة قشیریه ابوالقاسم قشیری، اللمع فی التصوف ابونصر سراج و صفة الصفوة ابنجوزی (ر.ک: احمدی، ۱۳۹۸، ص. ۱۰؛ فروزانفر، ۱۳۸۹، ص. ۷۷-۷۸) از مهمترین منابع عطار در نگارش تذکرةالاولیا بودهاند. همچنین، برخی از روایات اصلی تذکرةالاولیا را میتوان در متون عربیای یافت که پیش از نگارش تذکرةالاولیا از فارسی به عربی ترجمه شده بودند و عطار در مواردی این ترجمهها را دوباره به فارسی برگردانده و استفاده کرده است. ازآنجاکه مخاطب عطار در تذکرةالاولیا مردم عامیانه بود، تأکید وی بر انتقال جوهر عرفانی روایات بود؛ ازاینرو، ذکر منابع و مآخذ را غیرضروری تشخیص داد. این رویکرد شبیه کاری است که بلعمی در ترجمة تاریخ طبری انجام داد؛ بلعمی برای تألیف کتابی برای عموم مردم، از ذکر منابع و مآخذ صرفنظر کرد؛ زیرا مردم عامیانه توجهی به منابع و مآخذ ندارند. یکی دیگر از دلایل احتمالی ذکرنشدن منابع و سلسلهسند روایات توسط عطار، شهرت پیشین این روایات در زمان وی و قصد او برای پرهیز از اطناب بوده است. این گمان وجود دارد که فهم، تفسیر، لحن پیامرسانی، واژگان جایگزینشده، سبک و ذوق شخصی عطار در نقل و اقتباس از منابع متقدم، بر اصالت روایات تأثیر گذاشته و آن را دچار لغزش یا تغییر معنا کرده باشد. بنابراین، در این مقاله تلاش شده است با رویکردی تطبیقی، روایتهای بازآفرینیشدة عطار در مقابل روایتهای اصلی قرار گیرند تا شیوههای ترجمانی، خلاقیتها و فنون بازآفرینی وی تحلیل شوند. بررسی انجامشده نشان میدهد که عطار فقط به ترجمة نکات بسنده نکرده؛ بلکه با تأکید بر لزوم انتقال مفاهیم عرفانی، متون را به شیوهای خلاقانه بازآفرینی کرده است. رویکرد عطار در این عدم وفاداری به متن منبع، از یکسو بهدلیل معنادار و زندهکردن روایات برای مخاطب، تحسینبرانگیز است و ازسویدیگر، این آزادی عمل میتواند در مواردی به تغییر معنا یا انحراف از مقصود دقیق متن اصلی منجر شود. 1ـ1. پیشینه و روش پژوهش پژوهشهایی چند به بررسی تطبیقی روایات عارفان در تذکرةالاولیا و منابع متقدم عطار پرداختهاند، ازجمله عالی کردکلایی و فامیلیان سورکی (۱۳۹۹) در مقالهای به بررسی این موضوع میپردازند که هجویری در کشف المحجوب و عطار نیشابوری در تذکرةالاولیا در بخشی از اثرشان به ذکر حسین منصور حلاج پرداختند. این مقاله با شیوة توصیفیـتحلیلی و رویکرد تطبیقی، به بررسی چهرة حلاج در این دو کتاب میپردازد. نتیجه نشان میدهد که هجویری با تأکید بر صحو، چهرهای با تأیید مشروط از حلاج ترسیم و تنها دینداری و کرامت او را تأیید میکند و حلولی بودن او را رد مینماید. در مقابل، عطار بهدلیل تمایل قوی به تصوف و عرفان، چهرهای مقدس از حلاج به نمایش میگذارد و تنها ایراد او را فاشکردن اسرار الهی میداند. قافلهباشی و بهروز (۱۳۸۶) در مقالهای با تطبیق برخی حکایات از دو کتاب کشفالمحجوب و تذکرةالاولیا ، به نقد ریختشناسی حکایات براساس روش ولادیمیر پراپ پرداختند. در پژوهشی دیگر، دانشور، تقوی و صالحینیا (۱۳۹۵) نیز به بررسی تطبیقی ابعاد شخصیت ذوالنون در سه تذکرة طبقات الصوفیه، تذکرةالاولیا و نفحاتالانس پرداختند. این مقاله با بررسی تطبیقی شخصیت ذوالنون مصری در این سه اثر، وجه اشتراک هر سه را نمایش شخصیت متعالی ذوالنون و تعالی او در جهت تعالیم تصوف مییابد. انصاری به دلیل اوضاع اجتماعی و جو غالب متعصب، ذوالنون را عارفی متشرع و مذهبی میداند؛ عطار با بهرهگیری کرامات و عناصر داستانی و توجه به اوضاع اجتماعی فاسد زمانة خود، ذوالنون را عارفی مبارزهکننده معرفی میکند؛ و جامی بدون قضاوت شخصی، او را صوفی معتدل با رسالت هدایت بهسوی مبانی اخلاقی و عارفانه نمایش میدهد. باوجود پژوهشهای متعدد درزمینة تطبیق چهرة عارفان، تاکنون پژوهشی مستقل به بررسی شیوة ترجمانی و بازآفرینی عطار در نقل روایات مشایخ و متصوفه از منابع متقدم نپرداخته است. ازاینرو، پژوهش حاضر بهصورت ویژه بر تحلیل جایگاه شخصی عطار در بیان روایات شبلی ازحلیةالاولیا متمرکز است. نظر به اینکه عطار در تألیف تذکرةالاولیا مبدع نبوده و روایات و اقوال عرفا را از منابع پیشین برگزیده است، نقش او در آفرینش این اثر عمدتاً مترجمی و مفسری است. این پژوهش با بهرهگیری از روش مطالعات کتابخانهای و شیوة نظری و کیفی، به بررسی و تطبیق دقیق روایات شبلی موجود در تذکرةالاولیا با منابع پیشین اصلی آن، یعنی حلیةالاولیا 1میپردازد. هدف این تطبیق، تبیین رویکرد عطار در مقام مترجم و اقتباسکننده و تعیین میزان فاصلهگذاری او از خلوص و اصالت روایات منبع است. برای ارزیابی میزان تعهد و وفاداری عطار به منبع، ابتدا روایات شبلی، که در هر دو اثر تذکرةالاولیا و حلیةالاولیا مضامین مشترکی دارند، شناسایی میشوند. سپس، این روایات ترجمه، مقایسه و تحلیل خواهند شد و محورهای اشتراک و افتراق آنها مشخص میشوند تا افزودهها و حذفهای احتمالی عطار روشن شوند. درنهایت، این رویکرد تحلیلی، شیوة انتقال و تفسیر عطار از متون پیشین را واکاوی کرده و نشان میدهد که تا چه اندازه او تحتتأثیر سبک و اندیشة ابونعیم اصفهانی بوده است. لازم به ذکر است که اصطلاحاتی همچون تأویل، تفسیر و بازآفرینی در این پژوهش در مفهوم عام خود و در بافت ترجمانی به کار رفتهاند. 2.چهارچوب نظری برای درک عمیقتر رویکرد منحصربهفرد عطار، در ادامه مروری بر پیشینههای نظری ترجمه و چگونگی نمود این نظریات در شیوة ترجمانی او پی گرفته میشود. تا پیش از قرن بیستم، رویکردهای اصلی ترجمه شامل ترجمة تحتاللفظی (تأکید بر معادلهای واژگانی دقیق)، ترجمة آزاد (اولویت انتقال مفهوم با امکان تغییر محتوا) و ترجمة امین (تطبیق ساختار و واژگان متن مبدأ با زبان مقصد ضمن وفاداری به معنا) بود. از قرن بیستم، با برجستهشدن جایگاه ترجمه، نظریات منسجمی در این حوزه تدوین شدند. این نظریات، با تمرکز بر جنبههای مختلف فرایند ترجمه، به دستهبندی و تبیین روشهای گوناگون پرداختند که در ادامه به اجمال، برخی از این روشها بیان میشوند: 2ـ1. روشهای صوری و پویا (براساس دیدگاه یوجین نایدا[1])
2ـ2. روشهای آشکارسازی و پنهانسازی ترجمه (براساس دیدگاه جولیان هاوس[2])
2ـ3. روشهای ارتباطی و معنایی (براساس دیدگاه پیتر نیومارک [3])
2ـ4. روشهای سهگانة ترجمه (براساس دیدگاه یوهان ولفگانگ فون گوته[4]) گوته سه نوع ترجمه را براساس میزان فاصلهگرفتن از متن مبدأ و زبان مترجم تعریف کرد:
2ـ5. روشهای تأویل دستوری و فنی (براساس دیدگاه شلایر ماخر[5])
2ـ6. روشهای آشناییزدایی و بومیسازی (براساس دیدگاه ونوتی[6])
بهطورکلی، باتوجهبه منابع مختلفی که عطار در نقل روایات شبلی از آنها بهره جسته است، نمیتوان شیوة روایتپردازی وی را صرفاً در ذیل یک نظریۀ ترجمهای خاص قرار داد. عطار در جایگاه یک انسان خلاق و مترجمی که به نیازهای فرهنگی مخاطبان تسلط دارد، از روشهای مختلفی برای ترجمه استفاده کرده است. ازاینرو، میتوان ترجمههای او را برآیندی از نظریههای بازآفرینی خلاق، تفسیر معنایی، ارتباطی و حفظ امانتداری در موراد خاص دانست. لازم به ذکر است که هدف از این تحلیل، محدودکردن شیوة عطار به یک نظریة مشخص یا ترسیم وی بهعنوان کسی که آگاهانه به جمعآوری نظریههای مختلف ترجمه پرداخته، نیست؛ زیرا نظریهها ابزاری برای توصیف و تحلیل شیوههای عملی هستند. در حقیقت، در شیوة عطار و در رفتار عملی او در ترجمه، ویژگیهای مختلفی مشاهده میشود که بعدها در قالب رویکردهای گوناگون ترجمه تبیین شدهاند. این رویکرد گوناگون و ترکیبی در شیوة ترجمانی عطار، نمایانگر تسلط او بر جنبههای مختلف زبان، روایات و اقتضائات فرهنگی است. تحلیل روایات با استفاده از چهارچوب نظری دوگانة وفاداری و خلاقیت در ترجمههای عرفانی، به فهم چگونگی معادلسازی پیامهای عرفانی در زبان و فرهنگی دیگر کمک میکند. عطار در این سبک تلفیقی از وفاداری به متن اصلی و بازآفرینی خلاقانه، هم به حفظ مفاهیم اصلی توجه کرده است و هم با بهرهگیری از ذوق ادبی و شخصیت عرفانی خود، متون را متناسب با درک و نیازهای زمانهاش تغییر داده است. بررسی روایات عطار، الگوی مشخصی از حذف، تلخیص، بسط و تأویلهای او را نشان میدهد که هدفش ارائة متن روانتر، قابلدرکتر و تأثیرگذارتر بر مخاطبان است. این پژوهش، گامی علمی در مسیر تعریف نظام دستهبندیشدة رویکردهای ترجمانی در متون عرفانی محسوب میشود. 3.بحث و بررسی 3ـ1. نقل و تطبیق روایات شبلی در تذکرةالاولیا و حلیةالاولیا 3ـ1ـ1. روایات امانتدارانه: در روایات امانتدارانه، رویکرد عطار بیشتر با ترجمة تحتاللفظی مطابقت دارد؛ اما حتی در این روایات امانتدارانه نیز، عطار کاملاً به ترجمة تحتاللفظی پایبند نبوده و حذف سلسله سند روایت نشان از این عدم پایبندی است. 3ـ1ـ1ـ1. در بیان حجاب ابونعیم اصبهانی در جلد دهم حلیةالاولیا 2 قولی از شبلی را اینگونه روایت کرده است: «سَمِعْتُ عُمَرَ الْبَنَّاءَ الْمُزَوِّقَ الْبَغْدَادِیَّ، بِمَکَّةَ یَقُولُ: سَمِعْتُ الشِّبْلِیَّ، یَقُولُ: «لَیْسَ مَنِ احْتَجَبَ بِالْخَلْقِ عَنِ الْحَقِّ، کَمَنِ احْتَجَبَ بِالْحَقِّ عَنِ الْخَلْقِ وَلَیْسَ مَنْ جَذْبَتْهُ أَنْوَارُ قُدُسِهِ إِلَى أُنْسِهِ کَمَنْ جَذْبَتْهُ أَنْوَارُ رَحْمَتِهِ إِلَى مَغْفِرَتِهِ» (اصبهانی، ۱۹۷۴م.، ج. 10/۳۶۷). عطار مشابه روایت ابونعیم را به این صورت در تذکرةالاولیا نقل کرده است: «و گفت: آن که محجوب شود به خلق از حق نبود چنان که مجحوب شود به حق از خلق، و نبود آن کسی که انوار قدسی او را در ربوده باشد چون کسی که او را انوار رحمت و مغفرت در ربوده باشد» (عطار، ۱۴۰۱، ص. ۶۸۶). تنها تفاوت محورهای روایت نقلشده توسط عطار با منبع، در عدم ذکر سلسلهسند روایت است که علت آن نیز پیشتر در مقدمه ذکر شد. در سایر محورها، تغییر عمدهای توسط عطار بر روایت اعمال نشده است. 3ـ1ـ1ـ2. قول شبلی در ذکر صاحب همت و اراده ابونعیم قولی از شبلی را در حلیةالاولیا 3 اینگونه نگاشته است: «سَمِعْتُ أَبَابَکْرٍ مُحَمَّدَ بْنَ أَحْمَدَ بْنِ یَعْقُوبَ الْوَرَّاقَ، یَقُولُ: سَمِعْتُ أَبَابَکْرٍ الشِّبْلِیَّ، یَقُولُ: صَاحِبُ الْهِمَّةِ لَا یَشْتَغِلُ بِشَیْءٍ وَصَاحِبُ الْإِرَادَةِ یَشْتَغِلُ بِشَیْءٍ» (اصبهانی، ۱۹۷۴م.، ج. 10/۳۶۹). عطار روایت ابونعیم را به این صورت آورده است: «وگفت: همت خداوند راست و آنچه دون آن است همت نیست. و گفت: صاحب همت به هیچ مشغول نشود و صاحب ارادت مشغول شود» (عطار، ۱۴۰۱، ص. ۶۸۴). روایت یادشده را عطار با رویکردی امانتدارانه در تذکرةالاولیا نقل کرده است و با در نظر نگرفتن حذف سلسلهسند روایت توسط او، ظهور سبک شخصی وی در روایت دیده نمیشود. 3ـ1ـ1ـ3. در بیان زهد ابونعیم4 قولی از شبلی را به این صورت روایت کرده است: «سَمِعْتُ أَبَا سَعِیدٍ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْوَهَّابِ الرَّازِیَّ، بِنَیْسَابُورَ یَقُولُ: سَمِعْتُ الشِّبْلِیَّ وَسُئِلَ عَنِ الزُّهْدِ، فَقَالَ: تَحْوِیلُ الْقَلْبِ مِنَ الْأَشْیَاءِ إِلَى رَبِّ الْأَشْیَاءِ» (اصبهانی، ۱۹۷۴م.، . 10/۳۷۰). عطار در تذکرةالاولیا این قول نقلشده را بدون ذکر سلسلهسند روایت به این صورت آورده است: «همچنین از زهد پرسیدند.گفت: دل برگردانیدن است به خالق اشیا [از اشیا]» (عطار، ۱۴۰۱، ص. ۶۸۳). در این روایت نیز رویکرد عطار در نقل روایت کاملاً امانتدارانه است. بهجز حذف سلسلهسند روایت، وی ترجمهای دقیق و متناسب با متن مبدأ ارائه داده است. 3ـ1ـ2. روایات خلاقانه: روایات خلاقانة عطار در واقع ترجمههای امینی هستند که با چاشنی خلاقیت، تفسیر، حذف و بسط همراه شدهاند. عطار در این ترجمهها، هم به امانت در انتقال معنا وفادار است و هم با خلاقیت خود، روایت را برای مخاطب فارسیزبان جذابتر و فهمپذیرتر میسازد. بااینحال، هدف اصلی او همواره انتقال صحیح و دقیق پیام اصلی روایت است. این ویژگی، ترجمة او را بیشتر بهسمت ترجمة امین سوق میدهد تا ترجمة آزاد. 3ـ1ـ2ـ1. دیدار شبلی با جنید ابونعیم اصبهانی5 با سلسلهسندی بسیط چنین روایتی را از شبلی نقل کرده است که: «سَمِعْتُ أَبَا نَصْرٍ النَّیْسَابُورِیَّ، یَقُولُ: سَمِعْتُ أَبَا زُرْعَةَ الطَّبَرِیَّ، یَحْکِی عَنْ خَیْرٍ النَّسَّاجِ قَالَ: کُنَّا فِی الْمَسْجِدِ فَجَاءَنَا الشِّبْلِیُّ وَهُوَ سَکْرَانُ فَنَظَرَنَا وَلَمْ یُکَلِّمْنَا فَانْهَجَمَ عَلَى الْجُنَیْدِ فِی بَیْتِهِ وَ هُوَ جَالِسٌ مَعَ امْرَأَتِهِ مَکْشُوفَةَ الرَّأْسِ فَهَمَّتْ أَنْ تُغَطِّیَ رَأْسَهَا فَقَالَ لَهَا الْجُنَیْدُ: لَا عَلَیْکِ لَیْسَ هُوَ هُنَاکَ، قَالَ: فَصَفَّقَ عَلَى رَأْسِ الْجُنَیْدِ، وَأَنْشَأَ یَقُولُ: عَوَّدُونِی الْوِصَالَ وَالْوِصَالُ عَذْب... وَرَمَوْنِی بِالصَّدِّ وَالصَّدُّ صَعْب زَعَمُوا حِینَ عَاتَبُوا أَنَّ جُرْمِی ....... فَرْطُ حُبِّی لَهُمْ وَمَا ذَاکَ ذَنْب لَا وَحُسْنُ الْخُضُوعِ عِنْدَ التَّلَاقِی ....... مَا جَزَى مَنْ یُحِبُّ إِلَّا بِحُب ثُمَّ وَلَّى الشِّبْلِیُّ فَضَرَبَ الْجُنَیْدُ رِجْلَیْهِ وَقَالَ: هُوَ ذَاکَ وَخَرَّ مَغْشِیًّا عَلَیْهِ» (اصبهانی۱۹۷۴م.، ج. 10/۳۶۷). عطار روایتی منقبض، اما مشابه روایت ابونعیم را در تذکرةالاولیا نقل کرده است: «یک روز هم در آن مستی درآمد. زن جنید سر شانه میکرد. خواست که برود. جنید گفت: سر مپوشان و مرو که مستان این طایفه را از دوزخ خبر نبود. پس شبلی سخن میگفت تا گریستن برو افتاد. جنید زن را گفت اکنون برخیزد که او را با او دادند که گریستن پدید آمد» (عطار، ۱۴۰۱، ص. ۶۸۶). جدول 1. تطبیق روایت دیدار شبلی با جنید
عطار با خلاصه کردن و بازآفرینی خلاقانة روایت، ساختار روایت را تغییر داده و عناصری را برای افزایش تأثیر و ارتباط با مخاطب فارسیزبان اضافه کرده است، که این رویکرد با نظریة هاوس قابل تطبیق است. 3ـ1ـ2ـ2. در بیان توحید ابونعیم در حلیةالاولیا 6 اقوالی را از شبلی اینگونه نقل کرده است: «سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ أَحْمَدَ بْنَ یَعْقُوبَ الْوَرَّاقَ، یَقُولُ: سَمِعْتُ الشِّبْلِیَّ، یَقُولُ: " لَیْسَ لِلْمُرِیدِ فَتْرَةٌ وَلَا لِلْعَارِفِ مَعْرِفَةٌ وَلَا لِلْمَعْرِفَةِ عَلَاقَةٌ وَلَا لِلْمُحِبِّ سُکُونٌ وَلَا لِلصَّادِقِ دَعْوَى وَلَا لِلْخَائِفِ قَرَارٌ وَلَا لِلْخَلْقِ مِنَ اللَّهِ فِرَارٌ قَالَ: وَسَمِعْتُهُ یَقُولُ: اللَّحْظَةُ کُفْرٌ وَالْخَطْرَةُ شِرْکٌ، وَالْإِشَارَةُ مَکْرٌ، وَاللَّحْظَةُ حِرْمَانٌ وَالْخَطْرَةُ خُذْلَانٌ، وَالْإِشَارَةُ هُجْرَانٌ» (اصبهانی، ۱۹۷۴م.، ج. 10/۳۶۸). مشابه اقوالی که ابونعیم از شبلی نقل کرده است را عطار در تذکرةالاولیا اینگونه نگاشته است: «و گفت: لحظه حرمان است و خطره خذلان و اشارت هجران و کرامت عذر خداست مانع از خدای در نزدیک خدای و این جمله مکرست، فلا یأمن مکر الله الا القوم الخاسرون (اعراف/99)» (عطار، ۱۴۰۱، ص. ۶۸۶).
۲. جدول تطبیق روایت در بیان توحید
عطار با حذف سلسلهسند و افزودن جملة تفسیرکننده به بسط و توضیح مفهوم پرداخته است. این رویکرد با ترجمة تفسیری و ارتباطی (نیومارک) مطابقت دارد، جایی که مترجم به تفسیر و شفافسازی مفاهیم میپردازد و تمرکز بر انتقال پیام به مخاطب به شیوهای شفاف و روان است. 3ـ1ـ2ـ3. قول شبلی از همت ابونعیم در حلیةالاولیا 7 از شبلی این سخن را نقل کرده است که: «قَالَ: وَسَمِعْتُهُ یَقُولُ: مَا مَیَّزْتُمُوهُ بِأَوْهَامِکُمْ وَأَدْرَکْتُمُوهُ بِعُقُولِکُمْ فِی أَتَمِّ مَعَانِیکُمْ فَهُوَ مَرْدُودٌ إِلَیْکُمْ مُحْدَثٌ مَصْنُوعٌ» (اصبهانی، ۱۹۷۴م.، ج. 10/۳۶۹). عطار این نقل ابونعیم را اینگونه بیان کرده است: «و هرچه تمیز کند به وهم و آن را ادراک کند به عقل اندر تمامتر معنیها که آنهمه به شما داده است و بر شما زده است محدث و مصنوع است چون شما» (عطار، ۱۴۰۱، ص. ۶۸۴). ۳. جدول تطبیق روایت قول شبلی از همت
عطار با اضافه کردن «چون شما»، روایت را برای درک مخاطب سادهتر کرده است. این نمونه منطبق بر نظریة ترجمة ارتباطی نیومارک است که در آن مفهوم بهصورت شفاف و بدون پیچیدگیهای زبانی انتقال مییابد. 3ـ1ـ2ـ4. در بیان احوال عارف ابونعیم8 با ذکر سلسلهسند، سخنی از شبلی را اینگونه روایت کرده است: «سَمِعْتُ أَبَا نَصْرٍ النَّیْسَابُورِیَّ، یَقُولُ: سَمِعْتُ أَحْمَدَ بْنَ مُحَمَّدٍ الْخَطِیبَ، یَقُولُ: سَمِعْتُ الشِّبْلِیَّ، یَقُولُ: مَنِ اطَّلَعَ عَلَى ذَرَّةٍ مِنْ عِلْمِ التَّوْحِیدِ حَمَلَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرَضِینَ عَلَى شَعْرَةٍ مِنْ جَفْنِ عَیْنَیْهِ» (اصبهانی، ۱۹۷۴م.، ج. 10/۳۷۰). این روایت را عطار به این صورت نقل کرده است: «از او سؤال کردند که عارف کیست؟ گفت: آن که تاب پشهای نیارد. وقتی دیگر همان سؤال کردند.گفت: عارف آن است که هفت آسمان و زمین را به یک موی مژه بردارد.گفت: یا شیخ وقتی چنین گفتی و اکنون چنین میگویی.گفت: آنگاه ما ما بودیم، اکنون ما اوست» (عطار، ۱۴۰۱، ص. ۶۸۳). ۴. جدول تطبیق روایت بیان احوال عارف
عطار در این روایت، استعارهای متفاوت به کار برده و روایت را بازآفرینی کرده است. بااینکه او تصویر جدیدی خلق کرده؛ مفهوم اصلی را نیز حفظ کرده است. رویکرد او را میتوان منطبق بر ترجمه با غلبة عنصر بومیسازی دانست. 3ـ1ـ2ـ5. احوال شبلی در لحظة مرگ ابونعیم اصبهانی9 روایتی از الزام رعایت آداب شریعت توسط شبلی در ساعات قبل وفاتش را به این صورت نقل کرده است: «أَخْبَرَنِی جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ فِی کِتَابِهِ وَحَدَّثَنِی عَنْهُ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ قَالَ: حَضَرْتُ وَفَاةَ الشِّبْلِیِّ فَأُمْسِکَ لِسَانُهُ وَعَرِقَ جَبِینُهُ فَأَشَارَ إِلَى وُضُوءِ الصَّلَاةِ فَوَضَّأْتُهُ وَنَسِیتُ التَّخْلِیلَ تَخْلِیلَ لِحْیَتِهِ فَقَبَضَ عَلَى یَدَیَّ وَأَدْخَلَ أَصَابِعِی فِی لِحْیَتِهِ یُخَلِّلُهَا فَبَکَیْتُ وَقُلْتُ: أَیُّ شَیْءٍ یَتَهَیَّأُ أَنْ یُقَالَ لِرَجُلٍ لَمْ یَذْهَبْ عَلَیْهِ تَخْلِیلُ لِحْیَتِهِ فِی الْوُضُوءِ عِنْدَ نُزُوعِ رُوحِهِ وَإِمْسَاکِ لِسَانِهِ وَعَرَقِ جَبِینِهِ؟» (اصبهانی، ۱۹۷۴م.، ج. 10/۳۷۱). عطار مشابه درونمایه روایت ابونعیم را اینگونه نقل کرده است: «پس گفت: مرا طهارت دهید. طهارت دادندش خلال محاسن نکردند. با یاد ایشان داد» (عطار، ۱۴۰۱، ص. ۶۸۸). ۵. جدول تطبیق روایت احوال شبلی در لحظة مرگ
عطار بسیاری از جزئیات روایت را حذف کرده و بر انتقال پیام اصلی (اهمیت طهارت حتی در لحظه مرگ) تمرکز کرده است. این رویکرد را میتوان مصداقی از ترجمة ارتباطی دانست که هدف آن رساندن پیام به سادهترین شکل ممکن به مخاطب است. 3ـ1ـ2ـ6. در بیان روی برگردانی از دنیا ابونعیم10 روایت کرده است: «سَمِعْتُ مَنْصُورَ بْنَ مُحَمَّدٍ، یَقُولُ: سَمِعْتُ أَحْمَدَ بْنَ مَنْصُورِ بْنِ نَصْرٍ، یَقُولُ: جَاءَ ذَاتَ یَوْمٍ الشِّبْلِیُّ إِلَى أَبِی بَکْرِ بْنِ مُجَاهِدٍ وَکَانَ فِی مَسْجِدِهِ غَائِبًا فَسَأَلَ عَنْهُ فَقِیلَ لَهُ: هُوَ عِنْدَ عَلِیِّ بْنِ عِیسَى فَقَصَدَ دَارَ عَلِیٍّ فَاسْتَأْذَنَ فَقِیلَ أَبُو بَکْرٍ الشِّبْلِیُّ یَسْتَأْذِنُکَ، فَقَالَ أَبُو بَکْرِ بْنُ مُجَاهِدٍ لِعَلِیِّ بْنِ عِیسَى: الْیَوْمَ أُرِیکَ مِنَ الشِّبْلِیِّ عَجَبًا، فَلَمَّا دَخَلَ وَقَعَدَ قَالَ لَهُ أَبُو بَکْرِ بْنُ مُجَاهِدٍ: یَا أَبَا بَکْرٍ، أُخْبِرْتُ أَنَّکَ تَحْرِقُ الثِّیَابَ وَالْخُبْزَ وَالْأَطْعِمَةَ وَمَا یَنْتَفِعُ بِهِ النَّاسُ مِنْ مَنَافِعِهِمْ وَمَصَالِحِهِمْ، أَیْنَ هَذَا مِنَ الْعِلْمِ وَالشَّرْعِ؟ فَقَالَ لَهُ: " قَوْلُ اللهِ: {فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ} [ص/33]، أَیْنَ هَذَا مِنَ الْعِلْمِ؟ فَسَکَتَ أَبُو بَکْرِ بْنُ مُجَاهِدٍ وَقَالَ لِعَلِیٍّ: کَأَنِّی لَمْ أَقْرَأْهَا قَطُّ وَبَلَغَنِی عَنْ غَیْرِهِ أَنَّهُمْ عَاتَبُوهُ فِی مِثْلِهِ فَتَلَا هَذِهِ الْآیَةَ: {إِنَّکُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ} [الأنبیاء/98]، وَتَلَا: {إِنَّنِی بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ} [الزخرف/26]، هَذِهِ الْأَطْعِمَةُ وَهَذِهِ الشَّهَوَاتُ حَقِیقَةُ الْخَلْقِ وَمَعْبُودُهُمُ أَبْرَأ مِنْهُمْ وَأُحَرِّقُهُ» (اصبهانی، ۱۹۷۴م.، ج. 10/۳۷۳). روایت ابونعیم را عطار با تفاوتی بسیار، به این صورت نقل کرده است: «از او میآید که وقتی چنان گرم شد که پیراهن خود بر آتش نهاد و میسوخت. او را گفتند: این باری به علم نمی کنی. مال ضایع همی کنی.گفت: نه فتوی قرآن است «انکم و ما تعبدون من دون الله حصب جهنم» (الانبیاء/۹۸) خداوند میگوید: هرچه تو بدان نگری تو را به آنچیز به آتش بسوزم به هم. دلم بدین پیراهن بیرون نگریست. غیرتی در ما بجنبید. دریغ آمدم که دل بیرون او به چیزی مشغول شود» (عطار، ۱۴۰۱، ص. ۶۷۳). ۶. جدول تطبیق روایت در بیان روی برگردانی از دنیا
حذف جزئیات غیرضروری و استفاده از زبان و بیان معمول در جامعة فارسیزبان، به این هدف دست یافته و رویکرد وی در ترجمة روایت مذکور بیشتر شبیه به ترجمة ارتباطی است. 3ـ1ـ2ـ7. در بیان توحید ابونعیم اصبهانی در حلیة الاولیا 11 چنین قولی را از شبلی نقل کرده است: «فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: یَا أَبَا بَکْرٍ، أَخْبِرْنِی عَنْ تَوْحِیدٍ مَجُرَّدٍ بِلِسَانِ حَقٍّ مُفْرَدٍ، فَقَالَ: وَیْحَکَ مَنْ أَجَابَ عَنِ التَّوْحِیدِ بِالْعِبَارَةِ فَهُوَ مُلْحِدٌ وَمَنْ أَشَارَ إِلَیْهِ فَهُوَ ثَنَوِیٌّ وَمَنْ أَوْمَأَ إِلَیْهِ فَهُوَ عَابِدُ وَثَنٍ وَمَنْ نَطَقَ فِیهِ فَهُوَ غَافِلٌ وَمَنْ سَکَتَ عَنْهُ فَهُوَ جَاهِلٌ وَمَنْ أُرِیَ أَنَّهُ عَتِیدٌ فَهُوَ بَعِیدٌ وَمَنْ تَوَاجَدَ فَهُوَ فَاقِدٌ» (اصبهانی، ۱۹۷۴م.، ج. 10/ ۳۷۴). عطار روایت ابونعیم را اینگونه نقل کرده است: «گفتند: ما را خبر گویی از توحید مجرد بر زفان حق مفرد.گفت: ویحک هرکه از توحید خبر دهد به عبارت ملحد بود و هرکه اشارت کند بدو ثنوی، و هرکه از او خشنود بود جاهل بود و هرکه پندارد که بدو رسید بیحاصل بود و هرکه اشارت کند که نزدیک است دور بود و هرکه از خویشتن وجد نماید او گم کرده است و هرچه تمیز کند به وهم و آن را ادراک کند به عقل اندر تمامتر معنیها که آنهمه به شما داده است و بر شما زده است محدث و مصنوع است چون شما» (عطار، ۱۴۰۱، ص. ۶۸۱). ۷. جدول تطبیق روایت در بیان توحید
عطار در این روایت نسبتاً به متن اصلی وفادار مانده، اما ساختار جمله را کمی تغییر داده است تا برای مخاطب فارسیزبان روانتر شود. میتوان این ترجمه را نوعی ترجمة معنایی دانست که در آن هدف اصلی انتقال دقیق معنای متن اصلی است، ضمن اینکه به روانی زبان مقصد نیز توجه میشود. 4.نتیجهگیری شیوة عطار و ابونعیم در نقل روایات و بیان مفاهیم عرفانی، هر دو تحتتأثیر زمینههای فرهنگی و ادبی زمان خود قرار دارند. در ادامه، به بررسی شباهتها و تفاوتهای این دو نویسنده پرداخته میشود: 4ـ1. شباهتها:
۲. زبان ادبی و عرفانی: عطار و ابونعیم، هر دو از زبانی ادبی و شاعرانه برای بیان مضامین عرفانی استفاده میکنند. این زبان غنی به آنها امکان میدهد معانی نهفته و عمیق عرفانی را به شیوهای هنری و الهامبخش منتقل کنند. ۳. تأکید بر معرفت عرفانی: در آثار هر دو نویسنده، مفاهیم عرفانی جایگاه مرکزی دارند. تلاش هر دو معطوف به آن است که خوانندگان را با لطایف عرفانی و آموزههای اخلاقی آشنا کنند. 4ـ2. تفاوتها:
بهطورکلی، از میان حکایات شبلی که در تذکرةالاولیا آمده است، عطار ده حکایت را از حلیةالاولیا ترجمه و اقتباس کرده است. در فرایند ترجمه و اقتباس این حکایات، تنها سه حکایت از نفوذ سبک شخصی مترجم در امان بوده و در باقی حکایات، عطار در جایگاه مترجم از تفسیر و ذوق شخصی خود در فرایند ترجمه بهره برده و روایات را از خلوص و اصالت دور کرده است. به زبان آماری عطار تنها ٪۳۰ از روایات شبلی برگرفته از حلیةالاولیا را بدون دخل و تصرفی در متن منبع، در تذکرةالاولیا نقل کرده است و رویکرد وی در ٪۱۹ از روایات شبلی برگرفته از حلیةالاولیا، تأویل، در ٪۲۳ از روایات، تفسیر و ٪۲۸ حذف و تلخیص محورها بوده است. بنابراین، عطار صرفاً یک مترجم و نقلکنندة روایات نبوده، بلکه هنرمند و نویسندة خلاقی بوده که به بازآفرینی روایات شبلی از حلیةالاولیا پرداخته است. وی توانسته است با بهرهگیری از تغییرات زبانی و ترتیببندیهای سادهتر، پیامهای پیچیدة عرفانی را برای طیف گستردهتری از مخاطبان روشن کند. این امر، تحلیل نقش انتقال مفهوم عرفانی را در سطحی کاربردیتر به نمایش میگذارد. این پژوهش نشان میدهد که عطار هم به اصالت روایتها اهمیت داده و هم با حذف و بازآفرینی بخشهایی از متن، روایاتی سادهتر و متمرکزتر را با زبان و فرهنگ فارسی سازگار کرده است. این رویکرد، دو جنبة تأملبرانگیز را در تحلیل آثار عطار آشکار میسازد:
بااینحال، این پژوهش همچنین پاسخی واضح به پرسشهای مطرحشده در متنشناسی داده است: عطار چگونه توانسته است بدون گسستن از سرچشمههای اصیل عرفان، روایتهایی تازه و تأثیرگذار خلق کند؟ پاسخ این است: او با استفاده از سادهسازی فرهنگی، نوآوری زبانی و حذف جزئیات زوائد، بر انتقال پیام عرفانی تمرکز کرده است. بدینترتیب، این پژوهش میتواند الهامبخش پژوهشگران آینده در حوزة نقد ترجمههای عرفانی و متنشناسی اسلامی باشد. پینوشتها:
مرا به وصال عادت دادند و وصال شیرین بود و مرا راندند و این دوری دشوار بود. چنین انگاشتند، آنگاه که با من عتاب میکردند، که گناه من عشق بیرون از اندازة من بدانان است؛ حال آنکه این گناهی نیست و نه نیک فروتنی، هنگام دیدار. سزای آن که دوست میدارد جز دوستداشتن نیست. آنگاه شبلی باز گشت. جنید به پاهای خودش زد و گفت او این چنین است و بعد بیهوش شد.
11 . مردی به او گفت: ای ابابکر خبر بده به من از توحیدی خالص با زبان حقی که این زبان هم از هرچیز اضافی خالی باشد.گفت: وای بر تو.کسی که دربارة توحید پاسخی بدهد به عبارت او ملحد است و کسی که اشاره کند ثنوی است و کسی که به آن ایما کند بتپرست است و کسی که دربارة آن سخن بگوید غافل است و کسی که دربارة آن سکوت کند او نادان است. و کسی که بدان نشان داده شود که توحید در دسترس است او از توحید دور است و کسی که گمان میکند یافته است او از دست داده است. [1]. Eugene Nida [2]. Julian House [3]. Peter Newmark [4]. Johann Wolfgang von Goethe [5]. Friedrich Daniel Ernst Schleiermacher [6]. Lawrence Venuti | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
قرآن کریم احمدی، بابک (۱۳۹۸). چهار گزارش از تذکرةالاولیا عطار (چ. 8). نشر مرکز. احمدی، بابک (۱۳۷۰). ساختار و تأویل متن (ج. 2: شالودهشکنی و هرمنوتیک). نشر مرکز. اصبهانی، ابونعیم (۱۹۷۴م). حلیة الاولیا و طبقات الاصفیا (ج. ۱۰). السعادة. خزاعیفر، علی (۱۳۸۴). نظریة ترجمه، دیروز و امروز. نامة فرهنگستان، ۴(۲۸)، ۶۹ـ79. https://www.sid.ir/paper/87898/fa دانشور، حکیمه، تقوی، محمد، و صالحینیا، مریم (۱۳۹۵). بررسی تطبیقی ابعاد شخصیت ذوالنون در سه تذکرة طبقاتالصوفیه، تذکرةالاولیا و نفحاتالانس. دوفصلنامه علمیـپژوهشی ادبیات عرفانی دانشگاه الزهرا، 8(15)، 93ـ124. https://doi.org/10.22051/jml.2017.16215.1373 عالی کردکلایی، حمید، و فامیلیان سورکی، حسین (۱۳۹۹). بررسی تطبیقی چهرة منصور حلاج در تذکرةالاولیا و کشفالمحجوب از منظر عرفانی. فصلنامه علمی عرفان اسلامی، 16(۶۳). 101-116. https://www.sid.ir/paper/375631/fa عطار، فریدالدین (۱۴۰۱). تذکرةالاولیا (ج. 1؛ محمدرضا شفیعی کدکنی، مصصح؛ چ. 8). سخن. فروزانفر، بدیعالزمان (۱۳۸۹). شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری. زوار فریدزاده، رائد (۱۳۹۸). بررسی نظریة ترجمة یوهان ولفگانگ فون گوته در«یادداشتها و مقالات برای فهم بهتر دیوان شرقیـغربی». پژوهشهای زبانشناختی در زبانهای خارجی، ۹(۱)، ۱۹۱-۱۷۷.https://doi.org/10.22059/jflr.2019.248707.443 قافلهباشی، اسماعیل، و بهروز، زیبا (۱۳۸۶). نقد ریختشناختی حکایتهای کشفالمحجوب و تذکرةالاولیا. فصلنامه پژوهشهای ادبی، 5(۱۸)، 117ـ140. https://lire.modares.ac.ir/article_23580.html | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 238 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 187 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||