| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,891 |
| تعداد مقالات | 15,352 |
| تعداد مشاهده مقاله | 44,705,880 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,968,460 |
نقش احساس خودارزشمندی، تحریکپذیری هیجانی و حساسیت بینفردی در پیشبینی نشانگان اضطراب اجتماعی دانشآموزان: با آزمون نقش میانجیگری تعادل عاطفی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پژوهش های علوم شناختی و رفتاری | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 7، دوره 16، شماره 1 - شماره پیاپی 30، شهریور 1405، صفحه 113-136 اصل مقاله (768.87 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی فارسی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/cbs.2025.146342.2059 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مسعود قربانعلیپور* 1؛ ندا مرادخانی2؛ رومینا حضرتی هودر3 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1استادیار گروه روانشناسی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشجوی کارشناس ارشد روانشناسی،گروه روانشناسی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 3دانشجوی کارشناس ارشد روانشناسی، گروه روانشناسی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف پژوهش حاضر بررسی نقش احساس خودارزشمندی، تحریکپذیری هیجانی و حساسیت بینفردی در پیشبینی نشانگان اضطراب اجتماعی دانشآموزان، با تأکید بر نقش میانجیگری تعادل عاطفی بود. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری است. جامعۀ آماری شامل تمامی دانشآموزان دورۀ دوم متوسطۀ شهر خوی در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود که تعداد آنها 4621 نفر بود. نمونهای به حجم 450 نفر به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامۀ خودارزشمندی روزنبرگ (1965)، پرسشنامۀ تحریکپذیری هیجانی ناک و همکاران (2008)، پرسشنامۀ حساسیت بینفردی بویس و پارکر (1989)، پرسشنامۀ تعادل عاطفی برادبورن (1969) و پرسشنامۀ اضطراب اجتماعی کانور و همکاران (2000) بودند. دادهها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری تجزیهوتحلیل شدند. یافتهها نشان داد متغیر احساس خودارزشمندی با اضطراب اجتماعی رابطهای منفی و معنادار دارد (β = -0.32, p < 0.01)؛ همچنین، تحریکپذیری هیجانی و حساسیت بینفردی با اضطراب اجتماعی رابطهای مثبت و معنادار دارند (بهترتیب β = 0.35 وβ = 0.33، p < 0.01). تعادل عاطفی به طور مستقیم با اضطراب اجتماعی رابطهای منفی و معنادار نشان داد (β = -0.45, p < 0.001) و همچنین، نقش میانجیگری تعادل عاطفی در روابط بین هر یک از متغیرهای مستقل و اضطراب اجتماعی نیز تأیید شد. اثرهای غیرمستقیم نیز معنادار بودند. این نتایج نشان میدهد تعادل عاطفی میتواند بخشی از مسیر اثرگذاری عوامل درونی و بینفردی بر اضطراب اجتماعی نوجوانان را تبیین کند. این یافتهها بر اهمیت آموزش مهارتهای تنظیم هیجانی، تقویت احساس ارزشمندی و مداخلات شناختی-هیجانی برای کاهش آسیبپذیری نوجوانان نسبت به اضطراب اجتماعی تأکید دارد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| احساس خودارزشمندی؛ تحریکپذیری هیجانی؛ حساسیت بینفردی؛ اضطراب اجتماعی؛ تعادل عاطفی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دوران نوجوانی دورهای حساس بین ۱۲ تا ۱۸سالگی است که با تغییرات سریع جسمی، شناختی و عاطفی همراه است (Sharp et al., 2018). این مرحلۀ انتقالی از کودکی به بزرگسالی، با بحران هویت و جستوجو برای استقلال مشخص میشود (Mansour & Al Sagheer, 2024; Uktamovna, 2025). نوجوانان با چالشهایی متعدد از جمله تغییرات هورمونی، تحول در تصویر بدن، فشار همسالان و تعارض با والدین مواجه هستند. از نظر روانی، رشد تفکر انتزاعی و شکلگیری ارزشهای شخصی گاه منجر به رفتارهای پرخطر یا افسردگی میشود (Ausubel, 2002; Haftlangi, 2025). بحرانهای این دوره شامل نوسانات خلقی، کاهش اعتمادبهنفس، مشکلات تحصیلی و تعیین مسیر شغلی هستند. همچنین، رشد اجتماعی و نیاز به پذیرفتهشدن در گروههای همسال ممکن است به انزوای اجتماعی یا همرنگی با جماعت منجر شود (Beri & Kumar, 2019; Radha, 2025). اضطراب اجتماعی یکی از شایعترین مشکلات روانی در دوران نوجوانی است که میتواند بر عملکرد تحصیلی، روابط بینفردی و کیفیت زندگی اثر منفی بگذارد (Alkhathami, 2014; de Lijster et al., 2018; Gültekin & Dereboy, 2011). یافتههای پژوهشهای مختلف نشان میدهد این اختلال در میان نوجوانان شیوعی جالب توجه دارد؛ آئون و همکاران گزارش کردند شیوع کلی اختلال اضطراب اجتماعی در نوجوانان حدود ۴-۱۰ درصد است که این میزان با توجه به سن، جنسیت و زیرگونههای مختلف (مانند اضطراب عملکردی، تعاملی و عمومی) متفاوت است و نوجوانان دختر به طرزی معنادار نرخ بالاتری از اختلال اضطراب اجتماعی را نسبت به پسران تجربه میکنند (Aune et al., 2022). شیوع جهانی اختلال اضطراب اجتماعی در کودکان، نوجوانان و جوانان را بین 6/5 تا 1/15 درصد برآورد کرده است. این اختلال معمولاً در نوجوانی (۱۳-۱۸سالگی) آغاز میشود و در جوانی (۲۰-۳۰سالگی) به اوج میرسد (Essau et al., 2018). اختلال اضطراب اجتماعی نه فقط نقش محوری در ایجاد سایر اختلالات روانپزشکی دارد، بلکه با تأثیرات مخرب بر عملکرد واقعی افراد در موقعیتهای اجتماعی، به محدودیتهای جدی در تعاملات و کاهش کیفیت زندگی منجر میشود (Hur et al., 2020). مطالعات نشان دادهاند عزتنفس (خودارزشمندی)[1] کم، تحریکپذیری هیجانی[2] و حساسیت بینفردی[3] از مهمترین عوامل مرتبط با اضطراب اجتماعی هستند. عزتنفس (خودارزشمندی) کم بهتنهایی یک عامل خطر کلیدی برای توسعۀ اضطراب اجتماعی محسوب میشود (Sobhani & Niknam, 2025). احساس خودارزشمندی یا عزتنفس به درک فرد از ارزش ذاتی خود به عنوان یک انسان، مستقل از دستاوردها، تأیید دیگران یا شرایط بیرونی اشاره دارد (Karanikola et al., 2018). بین اختلال اضطراب اجتماعی و عزتنفس (خودارزشمندی) کم رابطهای دوسویه و تقویتکننده وجود دارد؛ به طوری که ترس مداوم از ارزیابی منفی دیگران موجب تضعیف خودارزشمندی میشود و این کاهش عزتنفس (خودارزشمندی) به نوبۀ خود باعث تشدید اجتناب اجتماعی و علائم اضطرابی میشود (Sella et al., 2024). نتایج مطالعات متعدد دیگر (Hiller et al., 2017; Liao et al., 2023; Obeid et al., 2013; Ritter et al., 2013) نیز همگی حاکی از تأثیر عزتنفس (خودارزشمندی) بر اضطراب اجتماعی هستند. از سوی دیگر، تحریکپذیری هیجانی که به واکنشهای شدید و نامتناسب به محرکهای عاطفی اشاره دارد و با کاهش تحمل ناکامی و تغییرات سریع خلق همراه است (Saatchi et al., 2023)، با اضطراب اجتماعی مرتبط است. یافتههای استودارد و همکاران نشان داد تحریکپذیری و اضطراب در نوجوانان با روانآسیختگی[4]، هر دو با اختلال در اتصال عصبی آمیگدال-قشر پیشپیشانی و پردازش ناکارآمد هیجانهای چهره مرتبط هستند (Stoddard et al., 2017). کروم و همکاران نیز گزارش کردند تحریکپذیری و اضطراب هر دو با ناهنجاریهای عصبی در پردازش هیجانی مرتبط هستند (Crum et al., 2021). حساسیت بینفردی نیز که به معنای واکنش پذیری افراطی به رفتارها، نشانهها و انتظارات دیگران است، در پژوهشهای مختلف دارای ارتباطی معنادار با نشانگان اضطراب اجتماعی بوده است. این ویژگی شامل تفسیر افراطی پیامهای اجتماعی، ترس شدید از طردشدن و تمایل به خواندن ذهن دیگران میشود (Hall et al., 2005). افراد با حساسیت بینفردی زیاد بهراحتی احساس نادیده گرفته شدن یا مورد انتقاد قرار گرفتن میکنند (Pietrzak et al., 2005). حساسیت بینفردی از نظر بالینی با اضطراب اجتماعی و اختلال شخصیت اجتنابی مرتبط است (Lampe, 2016). نتایج مطالعات متعدد (Harb et al., 2002; Mohammadian et al., 2018; Vidyanidhi & Sudhir, 2009; Wilhelm et al., 2004) حاکی از نقش تعیینکنندۀ حساسیت بینفردی بر روی نشانگان اضطراب اجتماعی است. از سوی دیگر، بررسی سازوکارهای روانشناختی دخیل در بروز نشانگان اضطراب اجتماعی نشان میدهد تعادل عاطفی[5] به عنوان یک متغیر روانشناختی مهم، تأثیری معنادار بر این اختلال دارد. تعادل عاطفی به توانایی تنظیم مؤثر هیجانات و حفظ ثبات روانی در مواجهه با چالشهای زندگی اشاره دارد (Thaddeus, 2024). این سازه شامل مدیریت تکانهها، انعطافپذیری هیجانی و سازگاری با تغییرات است (Beshai et al., 2018). افراد دارای تعادل عاطفی هیجانات را بدون سرکوب یا اغراق ابراز میکنند و بین واکنشهای هیجانی و منطقی تعادل برقرار میکنند (Scherer, 2011). ارتباط بین تعادل عاطفی با نشانگان اضطراب اجتماعی دوسویه است؛ پژوهش اورکیولی و همکاران نشان داد اضطراب اجتماعی با کاهش معنادار تعادل عاطفی فرد همراه است (Orcioli-Silva et al., 2021). با این حال، لویتان و همکاران گزارش کردهاند تعادل عاطفی ناکافی با افزایش حساسیت به ارزیابی منفی دیگران و تشدید واکنشهای اجتنابی، سهمی قابل ملاحظه در تداوم و تشدید اضطراب اجتماعی ایفا میکند (Levitan et al., 2012). یافتههای راسل و همکاران نیز بیانگر این بود که تعادل عاطفی ناکافی با ایجاد اختلال در امنیت هیجانی و الگوهای تعاملی ناسازگار، سهم محوری در تداوم و تشدید اضطراب اجتماعی ایفا میکند (Russell et al., 2011). بررسی ادبیات پژوهشی در حوزۀ حساسیت بینفردی، خودارزشمندی و تحریکپذیری هیجانی، نشان میدهد این سه متغیر روانشناختی قادر هستند در تعادل عاطفی افراد تأثیری معنادار بگذارند. متیو و پریانکا گزارش کردند حساسیت بینفردی زیاد با ایجاد اختلال در فرایندهای تنظیم هیجانی، تعادل عاطفی را بر هم میزند و به واکنشهای هیجانی تشدیدشده و نشخوار فکری مزمن منجر میشود (Mathew & Priyanka, 2023). کارنی و هریگان نیز اذعان داشتند حساسیت بینفردی زیاد با افزایش دقت در ارزیابی حساسیت دیگران همراه است، اما این توانایی شناختی میتواند هزینههای هیجانی قابل ملاحظهای در پی داشته باشد که تعادل عاطفی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد (Carney & Harrigan, 2003). عزتنفس (خودارزشمندی) زیاد با ایجاد مکانیسمهای سازگارانهتر تنظیم هیجان، تعادل عاطفی پایدارتری ایجاد میکند، در حالی که عزتنفس کم از طریق تحریفهای شناختی و واکنشهای دفاعی ناسازگارانه، تعادل هیجانی را مختل میکند. همسو با این پژوهش، مطالعات دیگری همچون محمد، دوگان و همکاران و پاپادوپولوس و همکاران نیز حاکی از تأثیر خوداررزشمندی بر تعادل عاطفی افراد است (Dogan et al., 2013; Mohammed, 2019; Papadopulos et al., 2012). همچنین، یافتههای احمد و همکاران، ساعتچی و همکاران و فررا و همکاران، همگی حاکی از آن هستند که تحریکپذیری هیجانی به عنوان یک عامل اختلالگر کلیدی، با کاهش ظرفیت تنظیم هیجانات و افزایش واکنشهای تکانشی، تعادل عاطفی را بهشدت مختل میکند (Ahmed et al., 2023; Saatchi et al., 2023; Ferrara et al., 2024 ). با وجود شواهد پراکنده در خصوص ارتباط هر یک از این متغیرها با اضطراب اجتماعی یا تعادل عاطفی، هنوز پژوهشهایی اندک مدلهای جامع را بررسی کردهاند که در آنها، تعادل عاطفی به عنوان متغیر میانجی میان این سه عامل روانشناختی و اضطراب اجتماعی عمل کند. بیشتر مطالعات پیشین روابط مستقیم این متغیرها را بررسی کردهاند و کمتر به مکانیسمهای روانشناختی زیربنایی این روابط توجه شده است. این خلأ پژوهشی سبب شده است تا درک ما از فرایندهای واسطهای مؤثر بر اضطراب اجتماعی، به ویژه در دوران حساس نوجوانی، ناقص باقی بماند. شناسایی چنین سازوکارهایی نه فقط به غنای نظریههای مربوط به اضطراب اجتماعی میافزاید، بلکه میتواند به طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی هدفمند منجر شود تا با بهبود تعادل عاطفی، آثار منفی عزتنفس کم، تحریکپذیری هیجانی و حساسیت بینفردی را کاهش دهند. بر این اساس، پرسش اصلی این است که آیا تعادل عاطفی میتواند نقش میانجی معناداری در ارتباط بین عزتنفس، تحریکپذیری هیجانی و حساسیت بینفردی با نشانگان اضطراب اجتماعی نوجوانان ایفا کند.
روش این مطالعه از نوع توصیفی، از نوع همبستگی و مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری است. جامعۀ آماری شامل کلیۀ دانشآموزان مقطع متوسطۀ دوم شهر خوی در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ است که تعداد آنها 4621 نفر است. نمونهگیری به روش خوشهای چندمرحلهای انجام شد. در مرحلۀ نخست، شهر خوی به مناطق جغرافیایی تقسیم و هر منطقه به عنوان یک خوشه در نظر گرفته شد. سپس، تعدادی خوشه به صورت تصادفی انتخاب و در هر خوشه، 5 مدرسۀ دولتی و 2 مدرسۀ غیردولتی به طور تصادفی برگزیده شدند. در ادامه، از میان کلاسهای هر مدرسه، 2 کلاس به صورت تصادفی انتخاب و تمامی دانشآموزان واجد شرایط آنها وارد مطالعه شدند. برای تعیین حجم نمونه، از قاعدۀ کلاین در مطالعات مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شد که دستکم ۱۰ نمونه بهازای هر متغیر مشاهدهشده را توصیه میکند (Kline, 2023). با توجه به این قاعده، حداقل حجم نمونه مورد نیاز ۴۰۰ نفر برآورد شد. به منظور پیشگیری از کاهش حجم نمونه بر اثر ریزش احتمالی و افزایش توان آماری، حجم نمونه به ۴۵۰ نفر افزایش یافت و به صورت متناسب میان خوشههای انتخابشده توزیع شد. ملاکهای ورود شامل اشتغال به تحصیل در مقطع متوسطۀ دوم (پایههای دهم، یازدهم و دوازدهم)، سن بین ۱۵ تا ۱۸ سال و اخذ رضایت کتبی والدین برای مشارکت در پژوهش بودند. ملاکهای خروج شامل عدم تکمیل کامل پرسشنامهها، غیبت در جلسۀ اجرای آزمون و انصراف داوطلبانه در هر مرحله از پژوهش تعیین شدند. ملاحظات اخلاقی در این پژوهش با اخذ رضایت آگاهانۀ کتبی از دانشآموزان و والدین آنها رعایت شدند. اهداف، روش اجرا و تضمین محرمانگی اطلاعات پیش از آغاز مطالعه به طور شفاف توضیح داده شدند. مشارکت در پژوهش داوطلبانه و بدون هیچگونه فشار یا هزینهای بود و امکان انصراف در هر زمان وجود داشت. دادهها به صورت ناشناس جمعآوری و صرفاً برای اهداف علمی به کار گرفته شدند. ابزارهای استفادهشده با رعایت اصول ایمنی روانشناختی طراحی شدند و در صورت نیاز، امکان دسترسی به مشاوره روانی فراهم شد. کلیۀ دادهها با دقت تحلیل شدند و از هرگونه تحریف یا استفادۀ نادرست پیشگیری شد.
ابزارهامقیاس احساس ارزشمندی روزنبرگ[6]: این مقیاس شامل 10 عبارت کلی است که میزان رضایت از زندگی و احساس خوب دربارۀ خود را میسنجد (Rosenberg, 1965). مقیاس عزتنفس روزنبرگ مشتمل بر ۱۰ ماده است که بر اساس مقیاسی چهاردرجهای از کاملاً مخالف (۱) تا کاملاً موافق (۴) پاسخ داده میشود. ۵ پرسش از ۱۰ پرسش این مقیاس به صورت مثبت و ۵ پرسش دیگر به صورت منفی طراحی شدهاند. پاسخهای مربوط به پرسشهای منفی معکوس و با پاسخهای مربوط به پرسشهای مثبت جمع میشوند تا نمرۀ کلی احساس خودارزشمندی به دست آید. کمترین نمره ۱۰ و بیشترین آن نیز ۴۰ است و کسب نمرات بالاتر به معنای احساس ارزشمندی بیشتر است. ضریب آلفای کرونباخ برای این مقیاس در نوبت اول 87/0 برای مردان و 86/0 برای زنان به دست آمده است. همبستگی آزمون مجدد در دامنۀ 88/0 – 82/0 و ضریب همسانی درونی یا آلفای کرونباخ در دامنۀ 88/0 – 87/0 قرار دارد. این مقیاس از روایی داخلی رضایتبخشی (77/0) برخوردار است. همچنین، همبستگی زیادی با پرسشنامۀ ملی نیویورک و گاتمن در سنجش عزتنفس دارد؛ از این رو، روایی محتوایی آن نیز تأیید شده است (موسوی و حقایق، ۱۳۹۸). در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ 91/0 به دست آمد. مقیاس اضطراب اجتماعی[7] کانور و همکاران: این ابزار یک مقیاس خودسنجی ۱۷مادهای است که سه مقیاس فرعی ترس (۶ ماده)، اجتناب (۷ ماده) و ناراحتی فیزیولوژیک (۴ ماده) دارد (Connor et al., 2000). هر ماده یا پرسش بر اساس مقیاس لیکرت پنجدرجهای بههیچوجه=0، کم=۱، تا اندازهای=۲، خیلی زیاد=۳ و بینهایت=۴ درجهبندی میشود. کمترین نمره صفر و بیشترین آن نیز ۶۸ است و کسب نمرات بالاتر به معنای هراس اجتماعی بیشتر است. سازندگان این مقیاس پایایی آزمون را بر اساس روش بازآزمایی در فاصلۀ دو هفته 87/0 محاسبه کردند که در سطح 001/0 معنادار بود. آنها همچنین هماهنگی درونی (آلفای کرونباخ) مؤلفههای مقیاس را به طور کلی 94/0 و برای سه مؤلفۀ ترس، اجتناب و خردهمقیاس فیزیولوژیکی بهترتیب برابر 89/0، 91/0 و 80/0 محاسبه کردند که در سطحی بسیار مطلوب قرار داشت. حسنوند عموزاده و همکاران (۱۳۸۹) در نمونۀ غیربالینی در ایران، روایی و پایایی این مقیاس را به دست آوردند. ضریب آلفای پرسشنامه در نیمۀ اول آزمون برابر 82/0، برای نیمۀ دوم آزمون برابر 76/0 و همچنین همبستگی دو نیمۀ آزمون برابر 84/0 و شاخص اسپیرمن براون برابر 91/0 بوده است. همچنین، محاسبۀ آلفای کرونباخ مربوط به کل آزمودنیها در خردهمقیاسهای اضطراب اجتماعی برای اجتناب برابر 75/0، برای ترس برابر 74/0 و برای ناراحتی فیزیولوژیک برابر 75/0 بوده که نشاندهندۀ پایایی رضایتبخش است. روایی همزمان پرسشنامه بر اساس رابطۀ آن با پرسشنامۀ خطای شناختی (CEQ) مقیاس درجهبندی حرمت خود (SERS) و با اضطراب، از نسخۀ تجدیدنظرشدۀ سیاهۀ نشانگان ۹۰پرسشی (SCL-90-R) بهترتیب 35/0، 35/0، 58/0 و 70/0 به دست آمده که گویای روایی مناسب آزمون است. در پژوهش حاضر، ضریب آلفای کرونباخ 87/0 به دست آمد. پرسشنامۀ واکنش پذیری هیجانی[8] ناک و همکاران: این مقیاس دارای 21 پرسش است. پرسشنامۀ خودگزارشدهی تکعاملی است و تجربۀ واکنشپذیری فردی را در سه بُعد حساسیت، شدت و تدوام هیجان میسنجد (Nock et al., 2008). هر آیتم در یک مقیاس چهاردرجهای از 0 تا 4 نمرهگذاری میشود و کمترین نمره 0 و بیشترین نمره 84 است. ناک و همکاران گزارش کردند این ابزار همسانی درونی بسیار زیادی (94/0) دارد. همچنین، روایی همگرا و واگرای این ابزار از طریق همبستگی با پرسشنامۀ بازداری/ فعالیت رفتاری و پرسشنامۀ مزاج و روایی مالکی نیز از طریق رابطه با افکار و رفتارهای خودآسیبرسان، رضایتبخش گزارش شده است (Nock et al., 2008). این آزمون در سال 1395 به زبان فارسی ترجمه و بر روی گروهی از دانشجویان دانشگاه اراک اجرا شد. نتایج نشان داد این آزمون در جامعۀ ایرانی از اعتباری قابل قبول برخوردار است و آلفای کرونباخ بهدستآمده برابر 9/0 است (سجادینژاد و اکبری، 1396). در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمد. مقیاس حساسیت بینفردی[9] بویس و پارکر: این مقیاس برای سنجش حساسیت بینفردی یا حساسیت به طرد اجتماعی ابداع شد (Boyce & Parker, 1989). این پرسشنامه شامل ۳۶ ماده و پنج زیرمقیاس است که عبارتاند از: آگاهی بینفردی، نیاز به تأیید، اضطراب جدایی، کمرویی و عزتنفس شکننده. پاسخها بر روی یک طیف لیکرت چهاردرجهای از ۱ (کاملاً مخالفم) تا ۴ (کاملاً موافقم) نمرهگذاری میشوند. جمع نمرههای همۀ مادهها نمرۀ کل حساسیت بینفردی را نشان میدهد. بیشترین نمرهای که فرد در این مقیاس میتواند کسب کند ۱۴۴ و کمترین نمره ۳۶ است. بویس و پارکر ضرایب آلفای کرونباخ را برای زیرمقیاسهای آگاهی بینفردی 76/0، نیاز به تأیید 55/0، اضطراب جدایی 67/0، کمرویی 63/0، عزتنفس شکننده 59/0 و کل مقیاس 86/0 به دست آوردند (Boyce & Parker, 1989). در ایران، پایایی این مقیاس به روش آلفای کرونباخ برابر 87/0 گزارش شده است (حیاتی و همکاران، 1402). در پژوهش حاضر، ضریب آلفای کرونباخ 91/0 به دست آمد. مقیاس تعادل عاطفی[10] برادبورن: این مقیاس شامل 10 پرسش و دو مؤلفه (5 پرسش مربوط به عاطفۀ مثبت و 5 پرسش مربوط به عاطفۀ منفی) است که عبارتهای آن به صورت بلی (1) و خیر (0) پاسخ داده میشوند (Bradburn, 1969). نمرات در این مقیاس برای هر کدام از عواطف مثبت و منفی بین صفر تا 5 هستند و از تفاوت میانگین این دو خردهمقیاس، نمرۀ کل تعادل عاطفی به دست میآید. برادبورن در پژوهشی، پایایی آزمون و بازآزمون این مقیای را برای عاطفۀ مثبت، عاطفۀ منفی و تعادل عاطفی بهترتیب 83/0، 81/0 و 76/0 به دست آورد. همچنین، پایایی همسانی درونی عاطفۀ مثبت را بین دامنۀ 55/0 و 73/0 و برای عاطفۀ منفی بین دامنۀ 61/0 و 73/0 گزارش کرده است (Bradburn, 1969). روایی این مقیاس در ارتباط با شاخصهای تکموردی شادی 34/0 تا 38/0 و برای عاطفۀ منفی 33/0 و 38/0 گزارش شده است (نریمانی و همکاران، 1394). در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ 86/0 به دست آمد. برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز این پژوهش، از منابع معتبر شامل کتب روانشناسی و مقالههای علمی داخلی و خارجی استفاده شد. ابزار گردآوری دادهها مجموعهای از پرسشنامههای استاندارد بود که پس از انتخاب خوشهای مدارس مقطع متوسطۀ دوم شهر خوی، در اختیار نمونۀ پژوهش قرار گرفتند. در این فرایند، ابتدا مناطق مختلف شهر به عنوان خوشههای جغرافیایی تعیین شدند، سپس مدارس دولتی و غیردولتی در هر خوشه به صورت تصادفی انتخاب شدند. پس از هماهنگی با مدیران مدارس، جلسات اجرای پرسشنامهها برنامهریزی و پرسشنامهها به صورت خودگزارشی و در حضور پژوهشگر توزیع شدند. دانشآموزان به طور داوطلبانه و با رضایت آگاهانه در پژوهش شرکت کردند. پس از جمعآوری پرسشنامهها، دادهها با دقت بررسی و سپس به صورت کدگذاریشده و بدون درج مشخصات هویتی، وارد نرمافزار SPSS شدند تا محرمانگی اطلاعات کاملاً رعایت شود. برای تحلیل دادهها، در بخش آمار توصیفی از شاخصهای مرکزی (میانگین، میانه، نما)، شاخصهای پراکندگی (واریانس و انحراف معیار)، شاخصهای توزیع (کجی و کشیدگی) و همچنین نمودارها و جداول درصدی استفاده شد. در بخش آمار استنباطی، برای آزمون فرضیهها و بررسی روابط میان متغیرها، از مدلیابی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. تحلیلهای آماری با استفاده از نرمافزارهای SPSS و Smart PLSانجام شد.
یافتهها در پژوهش حاضر، ۴۵۰ دانشآموز مقطع متوسطۀ دوم شهر خوی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ترکیب جنسیتی شرکتکنندگان تقریباً متعادل بود؛ به طوری که 1/51 درصد را پسران (۲۳۰ نفر) و 9/48 درصد را دختران (۲۲۰ نفر) تشکیل میدادند. از نظر پایۀ تحصیلی، توزیع دانشآموزان یکنواخت بود و هر یک از پایههای دهم، یازدهم و دوازدهم به طور مساوی 3/33 درصد (۱۵۰ نفر) از کل نمونه را شامل میشدند. در توزیع سنی، 2/22 درصد (۱۰۰ نفر) ۱۵ سال، 7/26 درصد (۱۲۰ نفر) ۱۶ سال، 7/26 درصد (۱۲۰ نفر) ۱۷ سال و 4/24 درصد (۱۱۰ نفر) ۱۸ سال سن داشتند. میانگین سنی شرکتکنندگان 53/16 سال با انحراف معیار 09/1 به دست آمد که نشاندهندۀ همگنی نسبی سنی در نمونه است. این توزیع متعادل از نظر جنسیت، پایۀ تحصیلی و سن، شرایطی مطلوب را برای انجام تحلیلهای آماری و تعمیمپذیری نتایج فراهم کرد. به منظور بررسی الگوی توصیفی متغیرهای پژوهش در میان دختران و پسران، میانگین و انحراف معیار نمرات پنج متغیر اصلی (احساس خودارزشمندی، تحریکپذیری هیجانی، حساسیت بینفردی، تعادل عاطفی و اضطراب اجتماعی) به تفکیک جنسیت محاسبه شد. نتایج نشان داد میانگین نمرۀ احساس خودارزشمندی پسران (08/4 ±) 63/29 و این مقدار اندکی بیشتر از میانگین دختران (21/4±) 85/27 است. در مقابل، میانگین نمرۀ تحریکپذیری هیجانی در دختران (46/9±) 27/51، بیشتر از پسران (87/8 ±) 12/48، به دست آمد. همچنین، میانگین حساسیت بینفردی در دختران (35/12±) ۸۹٫۷۴ نسبت به پسران (58/11±) ۸۴٫۱۹ بیشتر گزارش شد که نشان میدهد دختران نسبت به روابط اجتماعی و ارزیابی دیگران حساستر هستند. از سوی دیگر، میانگین تعادل عاطفی پسران (97/0±) ۳٫۶۲ بیشتر از دختران (05/1±) ۳٫۱۴ بود. در نهایت، میانگین اضطراب اجتماعی در دختران (26/10±) ۴۲٫۳۸ بیشتر از پسران (83/9±) ۳۸٫۹۴ به دست آمد. این اطلاعات به طور خلاصه در جدول 1 آورده شده است. جدول 1: شاخصهای توصیفی نمونۀ مورد پژوهش Table 1: Descriptive indicators of the research sample
پیش از انجام مدلیابی معادلات ساختاری در نرمافزار Smart PLS، مفروضههای آماری لازم بررسی شدند و نتایج حاکی از تأیید کامل آنها بود. ابتدا نرمالبودن توزیع دادهها با استفاده از آزمون کولموگروف–اسمیرنوف ارزیابی شد. با توجه به حجم زیاد نمونه، علاوه بر این آزمون، شاخصهای کجی[11] و کشیدگی[12] نیز بررسی شدند. نتایج نشان داد سطح معناداری تمامی متغیرها و خردهمقیاسها بیش از 05/0 است و مقادیر کجی و کشیدگی در محدودۀ قابل قبول قرار دارند (2+ و 2-) که نشان میدهد توزیع دادهها از نظر آماری تقریباً نرمال است و امکان استفاده از روشهای پارامتریک وجود دارد. در گام بعد، مفروضۀ چندهمخطی با محاسبۀ مقادیر تولرانس و VIF بررسی شد. تمامی مقادیر تولرانس بیشتر از 10/0 و مقادیر VIF بهمراتب کمتر از 5 و به ویژه کمتر از 2 گزارش شدند که بیانگر عدم وجود همخطی شدید میان متغیرهاست. سپس، استقلال باقیماندههای خطا با آزمون همبستگی بین خطاها ارزیابی شد. در این آزمون، ضرایب همبستگی کم و سطوح معناداری بیش از 05/0 نشان داد خطاها از یکدیگر مستقل هستند و این پیشفرض نیز برقرار است. افزون بر این، پایایی و روایی سازهها از طریق شاخصهای آلفای کرونباخ، Rho-A، پایایی ترکیبی (CR) و میانگین واریانس استخراجشده (AVE) ارزیابی شد. تمامی مقادیر آلفای کرونباخ و CR بیشتر از 70/0، و مقادیر AVEبیش از 50/0 بودند که این امر روایی همگرا و همسانی درونی مطلوب ابزار را تأیید میکند. این نتایج بیانگر آن است که دادهها از کیفیت، استقلال و ویژگیهای روانسنجی مناسب برخوردار هستند و بستر لازم برای انجام مدلیابی معادلات ساختاری با اطمینان فراهم شده است. قبل از بررسی مدل، آزمون همبستگی پیرسون انجام شد تا روابط بین متغیرها ارزیابی شود. طبق جدول 2، نتایج نشان داد خودارزشمندی با تحریکپذیری هیجانی، حساسیت بینفردی و اضطراب اجتماعی همبستگی منفی و معنادار دارد؛ r بین 42/0- تا 50/0- و 01/0p<، به این معنا که افزایش خودارزشمندی با کاهش این متغیرها همراه است. همچنین، خودارزشمندی با تعادل عاطفی همبستگی مثبت و معنادار دارد (r=0.55, p<0.01) که نشاندهندۀ ارتباط مثبت بین این دو متغیر است. تحریکپذیری هیجانی، حساسیت بینفردی و اضطراب اجتماعی همگی با هم همبستگی مثبت و قوی دارند ( از 48/0 تا 60/0)، (01/0p<) و هر سه متغیر با تعادل عاطفی همبستگی منفی و معناداری را نشان دادند (بین 55/0- تا 62/0-) ، (01/0p<). این نتایج پیشفرضی مناسب را برای بررسی مدل ساختاری فراهم میکنند. پس از اطمینان از برقراری تمامی مفروضههای آماری و تأیید پایایی و روایی ابزارها، تحلیل مدلیابی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) در نرمافزار Smart PLS انجام شد. این روش به دلیل توانایی آن در تحلیل همزمان روابط پیچیدۀ میان متغیرهای آشکار و پنهان، مناسببودن برای نمونههای نسبتاً متوسط و عدم الزام به نرمالبودن توزیع دادهها، به عنوان رویکرد اصلی تحلیل انتخاب شد. مدل پژوهش شامل مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم میان احساس خودارزشمندی، تحریکپذیری هیجانی و حساسیت بینفردی با اضطراب اجتماعی، با نقش میانجی تعادل عاطفی است. در گام نخست، مدل اندازهگیری برای ارزیابی پایایی، روایی همگرا و روایی واگرا بررسی شد و در گام دوم، مدل ساختاری (شکل 1) به منظور آزمون فرضیهها و تعیین ضرایب مسیر ارزیابی شد. شاخصهای برازش مدل نیز برای اطمینان از کیفیت کلی تبیین روابط و انطباق مدل نظری با دادههای تجربی گزارش شدند. جدول 2: نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین متغیرهای پژوهش Table 2: Results of Pearson correlation test between research variables
P<0.05*, p< 0.01** بر اساس نتایج جدول 3، میتوان گفت خودارزشمندی به طرزی معنادار اضطراب اجتماعی را کاهش میدهد؛ یعنی افرادی که احساس ارزشمندی بیشتری نسبت به خود دارند، کمتر دچار اضطراب در موقعیتهای اجتماعی میشوند. همچنین، خودارزشمندی رابطهای مثبت با تعادل عاطفی دارد؛ به این معنا که هرچه فرد از خودپندارهای مثبتتر برخوردار باشد، بهتر میتواند هیجانات خود را تنظیم کند. تحریکپذیری هیجانی به شکل مستقیم و معنادار باعث افزایش اضطراب اجتماعی میشود و در عین حال، رابطهای معکوس با تعادل عاطفی دارد؛ یعنی هرچه فرد هیجانیتر و واکنشپذیرتر باشد، تعادل عاطفی او کاهش مییابد. حساسیت بینفردی نیز به طور مستقیم سطح اضطراب اجتماعی را افزایش میدهد و با تعادل عاطفی رابطۀ منفی دارد؛ به این معنا که افراد حساس در روابط بینفردی معمولاً هیجاناتی ناپایدارتر را تجربه میکنند. از سوی دیگر، تعادل عاطفی تأثیری مستقیم و معنادار در کاهش اضطراب اجتماعی دارد و نقشی بسیار مهم در تبیین آن ایفا میکند. علاوه بر این، مسیرهای غیرمستقیم نیز حاکی از آن هستند که تعادل عاطفی به عنوان یک متغیر میانجی، رابطۀ بین خودارزشمندی، تحریکپذیری هیجانی و حساسیت بینفردی با اضطراب اجتماعی را تقویت یا تضعیف میکند. به طور مشخص، خودارزشمندی از طریق تقویت تعادل عاطفی به کاهش اضطراب اجتماعی منجر میشود، در حالی که تحریکپذیری هیجانی و حساسیت بینفردی با تضعیف تعادل عاطفی، به طور غیرمستقیم نیز موجب افزایش اضطراب اجتماعی میشوند. به طور کلی، یافتهها نشان میدهد تقویت خودارزشمندی و تعادل عاطفی و نیز کاهش تحریکپذیری هیجانی و حساسیت بینفردی، میتوانند راهبردهایی مؤثر برای کاهش اضطراب اجتماعی باشند.
شکل 1: مدل ساختاری اضطراب اجتماعی بر اساس خودارزشمندی، تحریکپذیری هیجانی و حساسیت بینفردی با میانجیگری تعادل عاطفی Figure 1: Structural model of social anxiety based on self-esteem, emotional excitability, and interpersonal sensitivity mediated by emotional balance
مقادیر بهدستآمده برای شاخصهای برازش مدل ساختاری (جدول 4) بیانگر کیفیت زیاد انطباق مدل با دادههای پژوهش است. شاخص برازش استاندارد ریشه میانگین مربعات (SRMR) برابر با 047/0 محاسبه شد که کمتر از آستانۀ مطلوب 08/0 و حاکی از برازش بسیار مناسب مدل است. همچنین، شاخص برازش نرمالشده (NFI) معادل 966/0 به دست آمد که فراتر از حد مطلوب 90/0 است و نشان میدهد مدل پیشنهادی نسبت به مدل پایه از توان تبیین بسیار خوبی برخوردار است. این مقادیر به طور کلی تأیید میکنند ساختار روابط بین متغیرها در مدل با دادههای تجربی همخوانی زیادی دارد و مدل ساختاری پژوهش از برازشی قابل قبول و اطمینانبخش برخوردار است. علاوه بر این، مقادیر R² نشان دادند مدل توان تبیین 52 درصد از واریانس اضطراب اجتماعی و 47 درصد از واریانس تعادل عاطفی را دارد که نشاندهندۀ قدرت تبیین متوسط تا خوب ساختار روابط پیشنهادی است. شاخص Q² برای هر دو متغیر وابسته مثبت و بیشتر از صفر بود (اضطراب اجتماعی = 36/0 و تعادل عاطفی = 32/0) که بیانگر پیشبینیپذیری مناسب و قابل اعتماد مدل است. همچنین، شاخص کلی برازش مدل (57/0GOF=) بالاتر از آستانه 36/0 قرار داشت و این امر نشاندهندۀ برازش کلی مطلوب مدل و همخوانی مناسب آن با دادههای تجربی است. به طور کلی، این شاخصها تأیید میکنند ساختار روابط بین متغیرها در مدل پایدار، معتبر و از کیفیت روانسنجی مناسبی برخوردار است و تحلیلهای مسیر مستقیم و غیرمستقیم میتوانند با اطمینان برای تبیین اضطراب اجتماعی نوجوانان استفاده شوند.
جدول 3: ضرایب مسیر مستقیم و غیرمستقیم Table 3: Direct and indirect path coefficients
جدول 4: شاخصهای برازش مدل ساختاری Table 4: Structural model fit indices
بحث هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش احساس خودارزشمندی، تحریکپذیری هیجانی و حساسیت بینفردی در پیشبینی نشانگان اضطراب اجتماعی دانشآموزان، با تأکید ویژه بر نقش میانجی تعادل عاطفی بود. نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد احساس خودارزشمندی رابطهای منفی و معنادار با اضطراب اجتماعی دارد؛ به بیان دیگر، نوجوانانی که از خودپندارهای مثبتتر برخوردار هستند، در مواجهه با موقعیتهای اجتماعی، اضطراب کمتری را تجربه میکنند. این اثر هم به صورت مستقیم و هم از طریق افزایش تعادل عاطفی عمل میکند. در مقابل، تحریکپذیری هیجانی و حساسیت بینفردی هر دو رابطهای مثبت و معنادار با اضطراب اجتماعی داشتند. افراد با تحریکپذیری یا حساسیت بینفردی بیشتر نه فقط مستعدتر به واکنشهای هیجانی افراطی و تفسیر تهدیدآمیز موقعیتهای اجتماعی هستند، بلکه تعادل عاطفی کمتری را نیز نشان میدهند که خود به تشدید اضطراب اجتماعی منجر میشود. تعادل عاطفی در این مدل هم نقش مستقیم کاهنده در اضطراب اجتماعی داشت و هم به عنوان میانجی عمل کرد. مسیرهای غیرمستقیم تأیید کردند بخشی از تأثیر متغیرهای پیشبین بر اضطراب اجتماعی از طریق تغییر در سطح تعادل عاطفی تبیین میشود. شاخصهای برازش مدل (SRMR=0.047, NFI=0.966) نیز نشان دادند مدل پیشنهادی انطباقی مطلوب با دادههای تجربی دارد. یافتههای حاضر همسو با مجموعهای از پژوهشهای پیشین است. در زمینۀ خودارزشمندی، مطالعاتی همچون کار سبحانی و نیکنام، لیائو و همکاران و هیلر و همکاران بارها نشان دادهاند عزتنفس (خودارزشمندی) کم یک عامل خطر برای اضطراب اجتماعی است و این دو متغیر رابطهای تقویتکننده و دوسویه دارند(Hiller et al., 2017; Sobhani & Niknam, 2025; Liao et al., 2023). پژوهش حاضر این ارتباط را تأیید و مسیر واسطهای تعادل عاطفی را نیز روشن کرده است. در حوزۀ تحریکپذیری هیجانی، نتایج با گزارشهای استودارد و همکاران و کروم و همکاران مطابقت دارد که نشان دادهاند تحریکپذیری زیاد با اختلال در پردازش هیجان و کاهش کارآمدی تنظیم هیجانی همراه است (Crum et al., 2021; Stoddard et al., 2017). آنها یافتههای کنونی این موضوع را تأیید کردند و نشان دادند بخشی مهم از این اثر از طریق کاهش تعادل عاطفی رخ میدهد. در رابطه با حساسیت بینفردی، هارب و همکاران، ویدیاندیهی و سادهیر و ویلهلم و همکاران نشان دادهاند حساسیت بیش از حد به نشانههای اجتماعی با اضطراب اجتماعی و حتی اختلال شخصیت اجتنابی مرتبط است (Harb et al., 2002; Wilhelm et al., 2004; Vidyanidhi & Sudhir, 2009). پژوهش حاضر این رابطه را تأیید و مسیر واسطهای تعادل عاطفی را برجسته کرد. از سوی دیگر، نتایج با مطالعاتی همراستاست که نشان دادهاند عزتنفس (خودارزشمندی) زیاد با بهبود تعادل هیجانی همراه است؛ و نیز با یافتههایی که گزارش کردهاند کاهش تعادل هیجانی پیامد مستقیم تحریکپذیری زیاد است، همراستاست (Ahmed et al., 2023; Ferrara et al, 2024; Mohammed, 2019). این یافتهها را میتوان در چارچوب مدلهای چندعاملی اضطراب اجتماعی و نظریههای تنظیم هیجان به طور دقیق تبیین کرد. بر اساس مدل شناختی–اجتماعی اضطراب اجتماعی (Wells, 1995)، این اختلال زمانی شکل میگیرد و تداوم مییابد که سه مؤلفۀ کلیدی همزمان فعال باشند: باورهای منفی دربارۀ خود، حساسیت بیش از حد به نشانههای اجتماعی و ناتوانی در تنظیم کارآمد هیجانات. نتایج پژوهش حاضر نشان داد هر سه متغیر پیشبین (خودارزشمندی، تحریکپذیری هیجانی و حساسیت بینفردی) در ارتباط معنادار با اضطراب اجتماعی هستند و بخشی مهم از این اثرگذاری از مسیر تعادل عاطفی رخ میدهد. عزتنفس زیاد موجب میشود فرد تهدید اجتماعی را کمتر ادراک کند و از سوگیریهای شناختی منفی نسبت به ارزیابی دیگران بکاهد (Beer, 2014). یافتههای این پژوهش با این دیدگاه همخوان است و نشان میدهد خودارزشمندی علاوه بر اثر مستقیم کاهنده بر اضطراب اجتماعی، با ارتقای تعادل عاطفی نیز به کاهش این اضطراب کمک میکند. به بیان دیگر، عزتنفس زیاد موجب ثبات هیجانی و انعطافپذیری هیجانی بیشتر میشود و این امر مقاومت فرد را در برابر فشارهای اجتماعی تقویت میکند. تحریکپذیری هیجانی نیز موجب میشود فرد در موقعیتهای اجتماعی، حتی در مواجهه با تهدیدهای خفیف، پاسخهای اضطرابی شدید نشان دهد (Goldin et al., 2009). یافتههای این پژوهش مؤید آن است که تحریکپذیری هیجانی هم به صورت مستقیم و هم از طریق تضعیف تعادل عاطفی، اضطراب اجتماعی را افزایش میدهد. این نتیجه با مطالعات علوم اعصابهمراستاست که ارتباط بین تحریکپذیری زیاد و اختلال در مدارهای آمیگدال–قشر پیشپیشانی را نشان دادهاند (Benarroch, 2015; Ibrahim et al., 2022). همچنین، نتایج این پژوهش نشان داد حساسیت بینفردی، علاوه بر اثر مستقیم بر اضطراب اجتماعی، از طریق کاهش تعادل عاطفی نیز اثرگذار است. این یافته را میتوان در چارچوب نظریۀ آسیبپذیری–استرس اینگرام و لاکستون تبیین کرد که بیان میکنند ویژگیهای شخصیتی آسیبپذیر (مانند حساسیت بینفردی) در مواجهه با موقعیتهای استرسزا (مانند تعاملات اجتماعی) احتمال بروز اختلالات اضطرابی را افزایش میدهند، مگر آنکه یک عامل محافظتی مانند تعادل عاطفی فعال باشد (Ingram & Luxton, 2005). تعادل عاطفی در پژوهش حاضر به عنوان مکانیسم واسطهای کلیدی شناسایی شد که مسیر اثرگذاری متغیرهای شخصیتی و بینفردی بر اضطراب اجتماعی را توضیح میدهد. یافتههای پیشین نیز نشان دادهاند تعادل عاطفی کم با حساسیت بیشتر به ارزیابی منفی، واکنشهای اجتنابی شدیدتر و کاهش انعطافپذیری روانشناختی همراه است؛ بنابراین، میتوان نتیجه گرفت تعادل عاطفی نقش «فیلتری» دارد که شدت و جهت اثرگذاری عوامل خطر (مانند تحریکپذیری و حساسیت بینفردی) و عوامل محافظتی (مانند خودارزشمندی) را بر اضطراب اجتماعی تعدیل میکند. در یک چارچوب تلفیقی، میتوان مدل نهایی این پژوهش را ترکیبی از نظریۀ شناختی–اجتماعی اضطراب اجتماعی (Wells, 1995)، مدل آسیبپذیری–استرس (Ingram & Luxton, 2005) و مدلهای تنظیم هیجان (Gross, 2015) دانست. بر این اساس، خودارزشمندی کم، تحریکپذیری هیجانی زیاد و حساسیت بینفردی زیاد به عنوان عوامل آسیبپذیری عمل میکنند و تعادل عاطفی به عنوان یک متغیر میانجی میتواند مسیر اثرگذاری این عوامل بر اضطراب اجتماعی را تضعیف یا تشدید کند. این مدل، علاوه بر تقویت پشتوانۀ نظری اضطراب اجتماعی، پیامدهای عملی مهمی برای طراحی مداخلات مدرسهمحور دارد؛ از جمله آموزش مهارتهای تنظیم هیجان، ارتقای عزتنفس و کاهش حساسیتهای هیجانی و بینفردی به منظور پیشگیری از شکلگیری و تداوم اضطراب اجتماعی در نوجوانان.
نتیجهگیری نتایج این پژوهش نشان داد خودارزشمندی کم، تحریکپذیری هیجانی زیاد و حساسیت بینفردی شدید به طرزی معنادار با افزایش اضطراب اجتماعی در دانشآموزان مرتبط هستند؛ به طوری که خودارزشمندی از طریق تقویت تعادل عاطفی نقش محافظتی ایفا میکند، در حالی که تحریکپذیری هیجانی و حساسیت بینفردی با تضعیف تعادل عاطفی، شرایط را برای بروز اضطراب اجتماعی فراهم میکنند. تعادل عاطفی به عنوان مکانیسم کلیدی، هم به صورت مستقیم بر کاهش اضطراب اجتماعی تأثیر دارد و هم مسیرهای غیرمستقیم متغیرهای پیشبین را میانجیگری میکند. این یافتهها که با شاخصهای برازش مطلوب مدل (SRMR=0.047, NFI=0.966) تأیید شدهاند، اهمیت توجه همزمان به عوامل شخصیتی و هیجانی را در درک و درمان اضطراب اجتماعی نشان میدهند و بر ضرورت طراحی مداخلات جامع مدرسهمحور تأکید میکنند که هم بر افزایش عزتنفس (خودارزشمندی) و هم بر بهبود تنظیم هیجانات تمرکز دارند. با وجود دستاوردهای ارزشمند این پژوهش، برخی از محدودیتها باید در تفسیر نتایج مدنظر قرار گیرند. نخست، طراحی مطالعه از نوع مقطعی و همبستگی است و بنابراین، امکان استنتاج علیّت مستقیم بین متغیرها وجود ندارد. دوم، دادهها با استفاده از پرسشنامههای خودگزارشی جمعآوری شدهاند که احتمال سوگیری ناشی از پاسخهای اجتماعی مطلوب یا خطاهای خودگزارشی را افزایش میدهد. جامعۀ آماری نیز محدود به دانشآموزان متوسطۀ دوم شهر خوی است و تعمیم یافتهها به سایر مناطق و گروههای سنی باید با احتیاط انجام شود. در راستای بهبود پژوهشهای آتی، پیشنهاد میشود از طراحیهای طولی یا مداخلهای برای بررسی روابط علّی استفاده شود، ابزارهای روانسنجی بهروزتر و ترکیب روشهای خودگزارشی با دادههای مشاهدهای یا گزارش معلمان/والدین بهکار گرفته شوند و نمونههای متنوع شهری و روستایی و گروههای سنی مختلف را شامل شوند. با توجه به نقش مثبت خودارزشمندی و تعادل عاطفی در کاهش اضطراب اجتماعی، برنامههای آموزشی مدرسهمحور باید با هدف ارتقای عزتنفس و مهارتهای تنظیم هیجان طراحی شوند؛ همچنین، با توجه به اثر مستقیم و غیرمستقیم تحریکپذیری هیجانی و حساسیت بینفردی بر اضطراب اجتماعی، آموزش مهارتهای مدیریت واکنشهای هیجانی و تقویت انعطافپذیری اجتماعی در نوجوانان ضروری است؛ در نهایت، مداخلات روانشناختی و برنامههای پیشگیرانه باید به گونهای طراحی شوند که تعادل عاطفی به عنوان عامل میانجی تقویت شود تا اثرات عوامل آسیبپذیری شخصیتی و بینفردی بر اضطراب اجتماعی کاهش یابد.
منابع
[1] Self-Esteem [2] Emotional Reactivity [3] Interpersonal Sensitivity [4] Psychopathology [5] Emotional Balance [6] Rosenberg Self-Esteem Scale (RSES) [7] Social Anxiety Scale [8] Emotional Reactivity Scale (ERS) [9] Interpersonal Sensitivity Measure (IPSM) [10] Bradburn Affect Balance Scale (ABS) [11] Skewness [12] Kurtosis | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
حسنوند عموزاده، مهدی (1395). بررسی روایی و پایایی مقیاس هراس اجتماعی در میان دانشجویان مبتلا به اضطراب اجتماعی. مجلۀ دانشگاه علوم پزشکی مازندران، 26(139)، 166-177. https://jmums.mazums.ac.ir/article-1-8146-fa.html حیاتی، معصومه، شهنی ییلاق، منیجه و کیخسروانی، مولود (1402). تأثیر طرحوارهدرمانی بافتاری بر حساسیت بینفردی و خودکارآمدی مقابلهای دخترهای نوجوان دارای اضطراب اجتماعی. فصلنامۀ پژوهشهای کاربردی روانشناختی، 14(1)، 99-114. https://doi.org/10.22059/japr.2022.351383.644453 سجادی نژاد، مرضیه السادات، و اکبری چرمهینی، صغرا (1396). تابآوری، واکنشپذیری هیجانی و سلامت روان در نوجوانان. کنگرۀ انجمن روانشناسی ایران. https://civilica.com/doc/732476 موسوی، حامد، و حقایق، سید عباس (1398). اثربخشی سایکودرام بر اضطراب اجتماعی، عزتنفس و بهزیستی روانشناختی دانشجویان با تشخیص اختلال اضطراب اجتماعی. دانش و پژوهش در روانشناسی کاربردی، 20(3)، 22-30. https://doi.org/10.30486/jsrp.2019.565164.1284 نریمانی، محمد، پرزور، پرویز، و بشرپور، سجاد (1394). مقایسۀ حساسیت بینفردی و تعادل عاطفی در دانشآموزان با و بدون اختلال یادگیری. ناتوانیهای یادگیری، 5(1)، 141-125. https://journal.uma.ac.ir/article_367.html
References Ahmed, A. T., Abdelhamid Ali, M. M., & Ibrahim El-Azzab, S. E. S. H. (2023). Emotional balance and psychological irritability among heavy cigarette male smokers with/without mental disorders: Comparison study. Assiut Scientific Nursing Journal, 11, 31-40. https://doi.org/10.21608/asnj.2023.189936.1507 Alkhathami, S. (2014). Social anxiety among adolescents and its relation to quality of life. The Annual International Conference on Cognitive - Social, and Behavioural Sciences (icCSBs 2014). https://doi.org/10.15405/epsbs.2014.05.24 Aune, T., Nordahl, H. M., & Beidel, D. C. (2022). Social anxiety disorder in adolescents: prevalence and subtypes in the Young-HUNT3 study. Journal of Anxiety Disorders, 87, 102546. https://doi.org/10.1016/j.janxdis.2022.102546 Ausubel, G. (2002). Theory and problems of adolescent development. iUniverse. https://B2n.ir/qp6374 Beer, J. S. (2014). Exaggerated positivity in self‐evaluation: a social neuroscience approach to reconciling the role of self‐esteem protection and cognitive bias. Social and Personality Psychology Compass, 8(10), 583-594. https://doi.org/10.1111/spc3.12133 Benarroch, E. E. (2015). The amygdala: functional organization and involvement in neurologic disorders. Neurology, 84(3), 313-324. https://doi.org/10.1212/wnl.0000000000001171 Beri, N., & Kumar, A. (2019). Crucial issues among adolescents: A review. Вестник Hауки, 1(7), 51-62. https://B2n.ir/qh3175 Beshai, S., Prentice, J. L., & Huang, V. (2018). Building blocks of emotional flexibility: Trait mindfulness and self-compassion are associated with positive and negative mood shifts. Mindfulness, 9(3), 939-948. https://doi.org/10.1007/s12671-017-0833-8 Boyce, P., & Parker, G. (1989). Development of a scale to measure interpersonal sensitivity. Australian and New Zealand Journal of Psychiatry, 23(3), 341-351. https://B2n.ir/mm9645 Bradburn, N. M. (1969). The structure of psychological well-being. Aldine. https://psycnet.apa.org/record/1970-19058-000 Carney, D. R., & Harrigan, J. A. (2003). It takes one to know one: Interpersonal sensitivity is related to accurate assessments of others' interpersonal sensitivity. Emotion, 3(2), 194. https://doi.org/10.1037/1528-3542.3.2.194 Connor, K. M., Davidson, J. R., Churchill, L. E., Sherwood, A., Weisler, R. H., & Foa, E. (2000). Psychometric properties of the Social Phobia Inventory (SPIN): New self-rating scale. The British Journal of Psychiatry, 176(4), 379-386. https://doi.org/10.1192/bjp.176.4.379 Crum, K. I., Hwang, S., Blair, K. S., Aloi, J. M., Meffert, H., White, S. F., ..., & Blair, R. (2021). Interaction of irritability and anxiety on emotional responding and emotion regulation: A functional MRI study. Psychological Medicine, 51(16), 2778-2788. https://doi.org/10.1017/s0033291720001397 de Lijster, J. M., Dieleman, G. C., Utens, E. M., Dierckx, B., Wierenga, M., Verhulst, F. C., & Legerstee, J. S. (2018). Social and academic functioning in adolescents with anxiety disorders: A systematic review. Journal of Affective Disorders, 230, 108-117. https://doi.org/10.1016/j.jad.2018.01.008 Dogan, T., Totan, T., & Sapmaz, F. (2013). The role of self-esteem, psychological well-being, emotional self-efficacy, and affect balance on happiness: A path model. European Scientific Journal, 9(20). https://B2n.ir/bs6659 Essau, C. A., Lewinsohn, P. M., Lim, J. X., Ho, M.-h. R., & Rohde, P. (2018). Incidence, recurrence and comorbidity of anxiety disorders in four major developmental stages. Journal of Affective Disorders, 228, 248-253. https://doi.org/10.1016/j.jad.2017.12.014 Ferrara, E., Lee, H., Stadterman Guarecuco, J., Somekh, M. R., Hirsch, E., Keesey, R., ..., & Roy, A. K. (2024). Novel assessment of the impact of irritability on physiological and psychological frustration responses in adolescents. Journal of Clinical Child & Adolescent Psychology, 53(2), 216-230. https://doi.org/10.1080/15374416.2024.2301753 Goldin, P. R., Manber, T., Hakimi, S., Canli, T., & Gross, J. J. (2009). Neural bases of social anxiety disorder: emotional reactivity and cognitive regulation during social and physical threat. Archives of General Psychiatry, 66(2), 170-180. https://doi.org/10.1001/archgenpsychiatry.2008.525 Gross, J. J. (2015). Emotion regulation: Current status and future prospects. Psychological Inquiry, 26(1), 1-26. https://psycnet.apa.org/doi/10.1080/1047840X.2014.940781 Gültekin, B. K., & Dereboy, I. F. (2011). The prevalence of social phobia, and its impact on quality of life, academic achievement, and identity formation in university students. Turk Psikiyatri Dergisi, 22(3), 150. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/21870304/ Haftlangi, M. (2025). Influence of parenting styles on adolescent growth and development. ResearchGate. https://doi.org/10.31234/osf.io/6yhr8_v1 Hall, J. A., Bernieri, F. J., & Carney, D. R. (2005). Nonverbal behavior and interpersonal sensitivity. In The new handbook of methods in nonverbal behavior research (pp. 237-281). Oxford University Press. https://psycnet.apa.org/record/2006-03862-006 Harb, G., Heimberg, R., Fresco, D., Schneier, F., & Liebowitz, M. (2002). The psychometric properties of the Interpersonal Sensitivity Measure in social anxiety disorder. Behaviour Research and Therapy, 40(8), 961-979. https://doi.org/10.1016/s0005-7967(01)00125-5 Hassanvand Amouzadeh, M. (2016). Validity and reliability of social phobia inventory in students with social anxiety. Journal of Mazandaran University of Medical Sciences, 26(139), 166-177. https://jmums.mazums.ac.ir/article-1-8146-fa.html [In Persian] Hayati, M., Shehni Yailagh, M., & Keikhosrovani, M. (2023). Effects of contextual schema therapy on interpersonal sensitivity and coping self-efficacy of socially anxious female adolescents. Journal of Applied Psychological Research, 14(1), 99-114. https://doi.org/10.22059/japr.2022.351383.644453 [In Persian] Hiller, T. S., Steffens, M. C., Ritter, V., & Stangier, U. (2017). On the context dependency of implicit self-esteem in social anxiety disorder. Journal of Behavior Therapy and Experimental Psychiatry, 57, 118-125. https://doi.org/10.1016/j.jbtep.2017.05.005 Hur, J., DeYoung, K. A., Islam, S., Anderson, A. S., Barstead, M. G., & Shackman, A. J. (2020). Social context and the real-world consequences of social anxiety. Psychological Medicine, 50(12), 1989-2000. https://doi.org/10.1017/s0033291719002022 Ibrahim, K., Kalvin, C., Morand-Beaulieu, S., He, G., Pelphrey, K. A., McCarthy, G., & Sukhodolsky, D. G. (2022). Amygdala–prefrontal connectivity in children with maladaptive aggression is modulated by social impairment. Cerebral Cortex, 32, 4371-4385. https://doi.org/10.1093/cercor/bhab489 Ingram, R. E., & Luxton, D. D. (2005). Vulnerability-stress models. Development of Psychopathology: A Vulnerability-Stress Perspective, 46(2), 32-46. https://psycnet.apa.org/doi/10.4135/9781452231655.n2 Karanikola, M., Doulougeri, K., Koutrouba, A., Giannakopoulou, M., & Papathanassoglou, E. D. (2018). A phenomenological investigation of the interplay among professional worth appraisal, self-esteem and self-perception in nurses: The revelation of an internal and external criteria system. Frontiers in Psychology, 9, 1805. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2018.01805 Kline, R. B. (2023). Principles and practice of structural equation modeling. Guilford publications. https://B2n.ir/ss6937 Lampe, L. (2016). Avoidant personality disorder as a social anxiety phenotype: Risk factors, associations and treatment. Current Opinion in Psychiatry, 29(1), 64-69. https://doi.org/10.1097/yco.0000000000000211 Levitan, M., Crippa, J., Bruno, L., Pastore, D., Freire, R., Arrais, K., Hallak, J., & Nardi, A. (2012). Postural balance in patients with social anxiety disorder. Brazilian Journal of Medical and Biological Research, 45, 38-42. https://psycnet.apa.org/doi/10.1590/S0100-879X2011007500155 Liao, J., Xia, T., Xu, X., & Pan, L. (2023). The effect of appearance anxiety on social anxiety among college students: Sequential mediating effects of self-efficacy and self-esteem. Behavioral Sciences, 13(8), 692. https://doi.org/10.3390/bs13080692 Mansour, N., & Al Sagheer, D. (2024). Adolescence age group. Sciety. https://sciety.org/articles/activity/10.31234/osf.io/c3hdk Mathew, M., & Priyanka, V. (2023). Relationship between interpersonal sensitivity and emotional regulation among young adults. The International Journal of Indian Psychology, 11(3), 2968-2974. https://B2n.ir/fq3862 Mohammadian, Y., Mahaki, B., Dehghani, M., Vahid, M. A., & Lavasani, F. F. (2018). Investigating the role of interpersonal sensitivity, anger, and perfectionism in social anxiety. International Journal of Preventive Medicine, 9(1), 2. https://doi.org/10.4103/ijpvm.ijpvm_364_16 Mohammed, A. (2019). Emotional Balance and Its Relation with Self–Confidence for Special Education Students Department. Opción: Revista de Ciencias Humanas y Sociales, 21, 630-657. https://dialnet.unirioja.es/servlet/articulo?codigo=8348441 Mousavi, H., & Haghayegh, S. A. (2019). Efficacy of psychodrama on social anxiety, self-esteem and psychological well-being of university students that met diagnosis of social anxiety disorder. Knowledge & Research in Applied Psychology, 20(3), 22-30. https://doi.org/10.30486/jsrp.2019.565164.1284 [In Persian] Narimani, M., Porzoor, P., & Basharpour, S. (2015). Comparison of interpersonal sensitivity and emotional balance in students with and without specific learning disorder. Journal of Learning Disabilities, 5(1), 125-141. https://jld.uma.ac.ir/article_367.html [In Persian] Nock, M. K., Wedig, M. M., Holmberg, E. B., & Hooley, J. M. (2008). The emotion reactivity scale: development, evaluation, and relation to self-injurious thoughts and behaviors. Behavior Therapy, 39(2), 107-116. https://doi.org/10.1016/j.beth.2007.05.005 Obeid, N., Buchholz, A., Boerner, K. E., Henderson, K. A., & Norris, M. (2013). Self-esteem and social anxiety in an adolescent female eating disorder population: age and diagnostic effects. Eating Disorders, 21(2), 140-153. https://doi.org/10.1080/10640266.2013.761088 Orcioli-Silva, D., Pasman, E. P., Gobbi, L. T., Beauchamp, M. R., & Carpenter, M. G. (2021). Effects of social anxiety on static and dynamic balance task assessment in older women. Gait & Posture, 86, 174-179. https://doi.org/10.1016/j.gaitpost.2021.03.018 Papadopulos, N. A., Staffler, V., Mirceva, V., Henrich, G., Papadopoulos, O. N., Kovacs, L., ..., & Biemer, E. (2012). Does abdominoplasty have a positive influence on quality of life, self-esteem, and emotional stability?. Plastic and Reconstructive Surgery, 129(6), 957e-962e. https://doi.org/10.1097/prs.0b013e31824ecc2b Pietrzak, J., Downey, G., Ayduk, O., & Baldwin, M. (2005). Rejection sensitivity as an interpersonal vulnerability. Interpersonal Cognition, 62-84. https://psycnet.apa.org/record/2005-08749-003 Radha, K. (2025). Efficacy of counseling intervention for reducing psycho–social issues with special reference to teenagers. Xoffencer International Book Publication House. Ritter, V., Ertel, C., Beil, K., Steffens, M. C., & Stangier, U. (2013). In the presence of social threat: Implicit and explicit self-esteem in social anxiety disorder. Cognitive Therapy and Research, 37(6), 1101-1109. https://doi.org/10.1007/s10608-013-9553-0 Rosenberg, M. (1965). Society and the adolescent self-image. Princeton University Press. Russell, J., Moskowitz, D., Zuroff, D., Bleau, P., Pinard, G., & Young, S. (2011). Anxiety, emotional security and the interpersonal behavior of individuals with social anxiety disorder. Psychological Medicine, 41(3), 545-554. https://doi.org/10.1017/s0033291710000863 Saatchi, B., Olshansky, E. F., & Fortier, M. A. (2023). Irritability: A concept analysis. International Journal of Mental Health Nursing, 32(5), 1193-1210. https://doi.org/10.1111/inm.13140 Sajjadinejad, M. S., & Akbari Chermheini, S. (2017). Resilience, emotional reactivity, and mental health in adolescents. Iranian Psychological Association Congress. https://civilica.com/doc/732476 [In Persian] Scherer, K. R. (2011). On the rationality of emotions: or, When are emotions rational? Social Science Information, 50(3-4), 330-350. https://doi.org/10.1177/0539018411411018 Sella, E., Adamopoulou, A., Georgiou, E., & Konstantopoulou, G. (2024). Social anxiety disorder and low self-esteem among university students. European Journal of Public Health Studies, 7(3). https://oapub.org/hlt/index.php/EJPHS/article/view/186 Sharp, C., Vanwoerden, S., & Wall, K. (2018). Adolescence as a sensitive period for the development of personality disorder. Psychiatric Clinics, 41(4), 669-683. https://doi.org/10.1016/j.psc.2018.07.004 Sobhani, N., & Niknam, M. (2025). Relationship between self-objectification and social anxiety in adolescent girls: Mediating role of self-worth and concern about body image. International Journal of Psychiatry and Behavioral Sciences, 19(2). https://doi.org/10.5812/ijpbs-145500 Stoddard, J., Tseng, W.-L., Kim, P., Chen, G., Yi, J., Donahue, L., Brotman, M. A., ..., & Leibenluft, E. (2017). Association of irritability and anxiety with the neural mechanisms of implicit face emotion processing in youths with psychopathology. JAMA Psychiatry, 74(1), 95-103. https://doi.org/10.1001/jamapsychiatry.2016.3282 Thaddeus, L. (2024). The mediating role of emotional stability and social skills in psychological resilience following emotional trauma. Studies in Psychological Science, 2(3), 26-34. https://www.pioneerpublisher.com/SPS/article/view/961 Uktamovna, R. Z. (2025). The transformative journey of adolescence: a study of the physical, cognitive, emotional, and social changes during the teenage years. Spanish Journal of Innovation and Integrity, 39, 169-172. https://doi.org/10.5281/zenodo.14960960 Vidyanidhi, K., & Sudhir, P. M. (2009). Interpersonal sensitivity and dysfunctional cognitions in social anxiety and depression. Asian Journal of Psychiatry, 2(1), 25-28. https://doi.org/10.1016/j.ajp.2008.12.001 Wells, A. (1995). A cognitive model of social phobia. In R. G. Heimberg, M. R. Liebowitz, D. A. Hope, & F. R. Schneier (Eds.), Social phobia: Diagnosis, assessment, and treatment (pp. 69–93). The Guilford Press. https://psycnet.apa.org/record/1995-98887-004 Wilhelm, K., Boyce, P., & Brownhill, S. (2004). The relationship between interpersonal sensitivity, anxiety disorders and major depression. Journal of Affective Disorders, 79(1-3), 33-41. https://doi.org/10.1016/s0165-0327(02)00069-1
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 779 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 176 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||