| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,877 |
| تعداد مقالات | 15,278 |
| تعداد مشاهده مقاله | 43,731,461 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,563,672 |
بررسی عوامل مؤثر بر مشارکتهای خیرخواهانه: ارزیابی الگوی انگیزه- فرصت- توانایی در سازمانهای خیریه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مطالعات وقف و امور خیریه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 11، دوره 3، شماره 2 - شماره پیاپی 6، مهر 1404، صفحه 231-252 اصل مقاله (855.49 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/ecs.2025.146568.1146 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مجید محمدشفیعی* 1؛ ریحانه سادات طبائیان2؛ محسن سیفی3 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1دانشیار، گروه مدیریت، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2استادیار،گروه مدیریت، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه قم، قم، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 3دکتری مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بازاریابی غیرانتفاعی از جملۀ حوزههایی است که پژوهشهایی بسیار کم و پراکنده در آن انجام شدهاند و با وجود رشد مؤسسههای خیریه و مردمنهاد در کشور در دو دهۀ اخیر، مطالعات در این موضوع هنوز به رشد و بالندگی اثربخشی نرسیدهاند. عوامل موثر بر مشارکت در امور خیریه و مردمنهاد در کشور عمدتاً به شکل ناقص مطالعه و بررسی شدهاند و به اهداف از پیش تعیینشدۀ خود نرسیدهاند؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر مشارکتهای خیرخواهانه بر اساس الگوی انگیزه-فرصت-توانایی در مؤسسۀ خیریۀ محک است. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامۀ پژوهشگرساختۀ بسته بود. جامعۀ آماری این پژوهش خیرین و نیکوکاران مؤسسۀ محک در ایران بودند که از میان آنها، 180 نفر تعیین شدند و برای تجزیهوتحلیل دادههای جمعآوریشده از نرمافزارهای آماری SPSS و PLS استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از بررسی فرضیههای پژوهش، تأثیر انگیزه، فرصت و توانایی بر مشارکتهای خیرخواهانه تأیید شد. نتایج این پژوهش به فعالان مؤسسههای خیریه برای جذب و افزایش مشارکت خیرین در فعالیتهای خیریه در مؤسسههایشان کمک میکند و فرصتی فراهم میکند تا بتوانند از تمام ظرفیتهای خیرین استفاده کنند. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بازاریابی غیرانتفاعی؛ خیریه؛ مشارکت؛ الگوی انگیزه- فرصت-توانایی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدمه امروزه بهغیر از دولت، سازمانهای غیرانتفاعی نیز برای رفاه جامعه و برای اهداف اجتماعی فعالیت میکنند. سازمان غیرانتفاعی سازمانی است که هدف آن بهبود زندگی مردم است و این سازمانها با این کار هیچ سود مالی از افراد نمیگیرند (Arı & Gülmez, 2020). در واقع، سازمان غیرانتفاعی، سازمانی است که سودی را به خیر نمیدهد یا بین خیّرین (سهامداران) توزیع نمیکند. اندازۀ بخش سازمانهای غیرانتفاعی هر دهه دو برابر میشود و این سازمانها جزو نهادهای برجسته در جوامع در حال رشد هستند (Sargeant et al., 2010). مانند تمام بخشهای اقتصاد، در بخش غیرانتفاعی نیز موضوع رقابت در میان مؤسسههای خیریه و مردمنهاد در جذب مشارکتهای مردمی وجود دارد. چیت سازیان و صادقی کیا (1398) معتقد هستند حرکت و رشد خیریهها نیازمند مشارکتهای نوع دوستانه و مردمی است. طبق آمارهای رسمی از هر سه نیکوکار، یک نفر سال بعد حاضر به کمک به خیریه نیست (Ressler et al., 2021). مطالعات گذشته از چندین جنبه تمایل به مشارکت در فعالیتهای خیرخواهانه را مطالعه کردهاند. بعضی از مطالعات بر نیات رفتاری افراد تمرکز و سعی کردهاند از نظریههای رفتاری مانند باورها و نگرشها برای توضیح این مطلب استفاده کنند. چاپمن[1] و همکاران (2025) انگیزههای خودخواهانه و فداکارانه را بر رفتار خیرخواهانه بررسی کردند. ون استینبرگ و اسپیرز[2] (2022) باورهای افراد را از عوامل مؤثر بر مشارکت خیرخواهانه و اهدا میبینند. الاه پیچای[3] و همکاران (2022)، با استفاده از نظریۀ خودمختاری، نیازهای روانشناختی ذاتی انسان برای خودمختاری، شایستگی و وابستگی را منشأ رفتارهای خیریۀ آنها میدانند. بعضی از مطالعات ویژگیهای شخصیتی افراد و تمایل به داوطلببودن را مطالعه کردند (محمدشفیعی و همکاران، 1404؛ Wu & Eftekhar, Balaskas et al., 2023؛ 2024). بعضی از مطالعات نیز عوامل موقعیتی و بیرونی مانند زمان و نوع اهدا (Chugunova et al., 2025)، تبلیغات (Lv & Huang, 2024)، برگزاری رویدادهای خیریه (Li et al., 2024)، وظیفۀ دینی (مسعودیپور، 1397) و ارائۀ گزارشهای بازخورد (Mudita & Suk, 2024) را به عنوان عوامل مؤثر بر مشارکتهای خیرخواهانه معرفی کردهاند. گراچا و زویک[4] (2021) در پژوهش خود نشان دادند درگیری در فعالیتهای خیریه نیز باعث ایجاد ارزش برای مخاطبان نیکوکار میشود. با وجود مطالعات انجامشده، امروزه مشارکتهای مردمی در امور خیریه را صرفاً نمیتوان مالی در نظر گرفت، بلکه ممکن است بیشتر یک فرایند تبادل ارزشهای غیرمالی نیز باشد که نیازهای اهداکنندگان را برآورده میکند (Sneddon et al., 2020). همچنین، مشکلات بالقوه در جمعآوری کمکهای خیریه بهغیر از انگیزهها معمولاً به عدم درک صحیح از فرصتها و توانمندیها بستگی دارد (Moghavvemi et al., 2025). این درک حرفهای مدیران مؤسسههای خیریه و مردمنهاد را به سمت اقدامات علمی و عقلایی سوق میدهد تا بتوانند از مشارکتهای مردمی بیشترین بهره را ببرند. همچنین، بتوانند راههای ابتکاری جدید برای ارائۀ خدمات و توسعۀ امکانات جدید در نظر بگیرند (Zhao & Lilly, 2022). از طرف دیگر، شاخصهای فعلی فعالیتهای مشارکت اجتماعی بهخوبی تعریف نشدهاند (Chang et al., 2023) و کمبود یک الگوی اثربخش در ایران که بتواند تأثیرات اقدامات بازاریابی غیرانتفاعی را در قالب یک الگوی استاندارد مشارکت آفرینی بر میزان مشارکت خیّرین بررسی کند و منافع آن را برای این مؤسسهها پیشنهاد دهد، در بخش غیرانتفاعی احساس میشود. این مطالعه چارچوب انگیزه-فرصت-توانایی را معرفی میکند. الگوی انگیزه-فرصت-توانایی تأثیرات انگیزهها، فرصتها و تواناییهای افراد بر رفتارهایشان را مشخص میکند. این چارچوب به طور گسترده در ادبیات پیشین در زمینههای اشتراک دانش (Fan et al., 2025)، رفتارهای سبز و پایدار (Saxena & Gautam, 2025) و جلب مشارکت (Alić et al., 2022) استفاده شده است؛ بنابراین، این مطالعه به دنبال بررسی عوامل مرتبط با انگیزهها، فرصتها و تواناییهای افراد خیّر و ارتباط آنها با مشارکت خیرخواهانه است. با توجه به چارچوب الگوی انگیزه-فرصت-توانایی، زمانی که یک خیریه یا سازمان مردمنهاد سعی میکند خیّرین خود را به انجام کار نیکو و مشارکت خیرخواهانه ترغیب کند، مجبور است اطمینان حاصل کند سه شرط کلیدی زیر برقرار باشند: اول، آیا انگیزۀ افراد در مشارکت خیرخواهانه تأثیر دارد؟ دوم، آیا فرصتهای افراد بر مشارکت خیرخواهانه تأثیر دارد؟ و سوم، آیا توانمندی افراد روی تمایل به مشارکت خیرخواهانه تأثیر دارد؟ این مطالعه از طریق پاسخ به این پرسشها و بر اساس الگوی انگیزه-فرصت-توانایی، به توسعه+ۀ ادبیات در این زمینه کمک میکند.
2- ادبیات نظری و پیشینۀ پژوهش 2-1 مشارکت خیرخواهانه مفهوم مشارکت از دهۀ 1960 در پژوهشهای دانشگاهی و اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. مشارکت اجتماعی عمدتاً بر درگیرشدن فعال فرد در فعالیتها و تعاملاتی تمرکز میکند که به او امکان میدهد با دیگران در جامعه یا یک گروه مشخص ارتباط برقرار کند، نقشآفرینی داشته باشد و بخشی از فرایندهای جمعی شود (Levasseur et al., 2010). مشارکت اجتماعی به عنوان یک فرایند هم بر مشارکت افراد در جامعه و هم بر مسئولیت اجتماعی آنها تأکید دارد. همچنین، مشارکت داوطلبانه هر فعالیتی تعریف شده است که در آن زمان، افراد آزادانه به نفع شخص، گروه یا در راستای هدفی دیگر انجام میدهند (Mettler et al., 2023). منابع مشارکتهای داوطلبانه شامل مهارتهای افراد، زمان و یا امکانات مالی هستند که افراد تمایل دارند آنها را برای ایجاد یک شبکۀ اجتماعی قویتر ارائه دهند (Lee et al., 2023). از نظر چویی[5] و همکاران (2021)، حوزههای مشارکت اجتماعی شامل 1) فعالیت اقتصادی (اشتغال به کار خاص با حقوق یا بدون مزد و کار داوطلبانه)، 2) فعالیت اجتماعی (درگیرشدن در فعالیتهای ورزشی، سرگرمی، سیاسی، دینی، یا انجمن دانشگاهی) و 3) اهدا: مشارکت در کمک نقدی یا غیرنقدی اهدایی هستند. این مشارکتها ممکن است در قالب رسمی یا غیررسمی صورت گیرد (محمدشفیعی و زمانی، 1401). کلتی[6] و همکاران (2014) با بررسی ادبیات موجود در حوزۀ مشارکت و مطالعۀ 102 پژوهش موردی، هفت بُعد مشارکت را بیان کردند: (1) مشارکت آموزشی به دلیل فایده یا سود آن، (2) مشارکت برای دسترسی به قدرت تصمیمگیری و تعیین هدف علاوه بر تکمیل کار، (3) مشارکت برای تسلط یا مالکیت بر منابع حاصل از مشارکت، (4) مشارکت به علت ماهیت داوطلبانۀ کار و ظرفیت خروج، (5) مشارکت برای اثربخشی (اعتراض) صدا، (6) مشارکت به علت استفاده از معیارها برای درک یا ارزیابی پدیدهها و (7) مشارکت به علت تجربۀ جمعی و عاطفی مشترک. در مطالعۀ حاضر، مشارکت اجتماعی داوطلبانه به صورت مشارکت جدی در فعالیت خیریه، فعالیت اجتماعی نیکوکاری، کار داوطلبانه یا اهدا دستکم یک بار در سال تعریف شده است. در مبحث مشارکت در مطالعات داخلی، احمدی و همکاران (1404)، با انجام یک مطالعۀ کمّی و بررسی ۳۶۴ نفر از شهروندان بالای ۱۸ سال شهر یاسوج، نشان دادند هنجار اجتماعی مسئولیتپذیری نقشی مؤثر در افزایش مشارکت داوطلبانۀ شهروندان دارد. قربانی و همکاران (1403) با انجام یک مطالعۀ کیفی، زمینههای برونسازمانی شامل توسعۀ علمی و گسترش نظام آموزشی در محیط فعالیت سمنها، ظرفیتهای فرهنگی ایرانی و اسلامی در ترویج امور خیر و نوع گفتمان دولت نسبت به فعالیتهای نهادهای مردمی و همچنین، زمینههای درونسازمان شامل ساختار مدیریتی و تشکیلاتی سمنها، نظام رسانهای و تبلیغاتی در مؤسسههای خیریه و نقش عوامل انگیزشی در جذب خیر را به عنوان عوامل مؤثر بر مشارکت معرفی کردند. مقدم و اسماعیلی کرباسی (1402)، با تأکید بر انگیزهها به عنوان عامل مؤثر بر کار خیر، پنج دسته از انگیزه در اندیشۀ اسلامی را شناسایی کردند که عبارتاند از: انگیزههای مرتبط با غرایز، مانند غریزۀ حیات و غریزۀ حیوانی و انسانی، و سپس، انگیزههای عالیتر فطری انسانی و فطری الهی. شفائی مقدم و ابوالحسنی آرانی (1402) در مطالعۀ خود انگیزههای مشارکت در امور خیر را بررسی کردند. آنها با انجام یک مطالعۀ کیفی از خیّرین، انگیزۀ باورهای مذهبی و تمایل به قرب الهی، حمایتهای دولتی از فعالیتهای خیریه، برخورداری از درآمد کافی و امنیت اقتصادی، تأثیرپذیری از افراد معتمد و نیکوکار، احساس مسئولیت اجتماعی و دین به جامعه، عدالتخواهی و کمک به نیازمندان، علاقۀ شخصی به فعالیتهای خیرخواهانه و تمایل به کسب شهرت و جاودانهسازی نام خود و خانواده را به عنوان محرک مشارکت شناسایی کردند. دلدار و همکاران (1401) با انجام یک پژوهش آمیخته دربارۀ عوامل مؤثر بر مشارکت در میان خیّرین ورزشیار، ابتدا عوامل مشارکت را شناسایی کردند. این عوامل عبارتاند از: باورهای مذهبی، علاقه به ورزش، کسب پایگاه اجتماعی، بنای یادبود برای گذشتگان، عدالتخواهی و تعهد اجتماعی. سپس، این عوامل را رتبه بندی کردند و نشان دادند باورهای مذهبی بیشترین تأثیر را بر مشارکت خیّرین دارد. در مطالعات خارجی نیز، گوپتا و پراشر[7] (2025) محرکهای نوعدوستانه را در میان ۱۰۴ دانشجوی تحصیلات تکمیلی از یک مؤسسۀ آموزش عالی در هند که بهتازگی خون اهدا کرده بودند، بررسی کردند. آنها نشان دادند میتوان با ایجاد محرکهای نوعدوستانه مانند دعوت به شرکت در فعالیت یا تبلیغات، انگیزههای نوعدوستانۀ بیرونی افراد را به انگیزههای نوعدوستانۀ درونی تبدیل کرد که نشئتگرفته از تمایل درونی خود انسان هستند و تمایل مستمر به مشارکت در امور خیریه را افزایش داد. وایت[8] و همکاران (2023) در یک مطالعۀ فراتحلیل، عوامل مؤثر بر رفتار مشارکت را از لحاظ نظریۀ رفتار برنامهریزیشده بررسی کردند و نشان دادند مراقبت رفتاری ادراکشده، هنجار اخلاقی و هنجار ذهنی و نگرشها، بر رفتار مشارکت خیریه تأثیر دارند. چن[9] و همکاران (2021) نیز این مشارکت را در فضای مجازی بررسی کردند و نشان دادند اشتراکگذاری اطلاعات خیریه، کیفیت محتوا، اعتبار آغازگر عملیات تبلیغاتی و شهرت سکوی سامانه، سه مسیر کلیدی برای بهبود مشارکت افراد هستند. بررسی مطالعات گذشته نشان داد این مطالعات بیشتر بر انگیزههای افراد تمرکز کردهاند. برای بررسی عوامل مؤثر مشارکت در نهادهای غیرانتفاعی، نیاز به الگویی است که از جامعیت بیشتری برای در نظر گرفتن عوامل برخوردار باشد؛ بنابراین، الگوی انگیزه- فرصت- توانایی در ادامه توضیح داده خواهد شد.
2-2 انگیزش و مشارکت خیرخواهانه الگوی انگیزه-فرصت-توانایی توسط مک لینز و جاورسکی[10] (1989) معرفی شد و توسعه یافت. این الگو بیان میکند اقدامات یک فرد به وسیلۀ انگیزه، فرصت و توانایی هدایت میشود. انگیزه اولین سازهای است که نیروی پویای شخصی را منعکس میکند که یک اقدام با آن انجام میشود (Raimondo et al., 2024). وقتی کسی انگیزه، فرصت و توانایی لازم برای انجام یک کار خاص را داشته باشد، احتمال انجام آن کار افزایش مییابد. انگیزه معمولاً به عنوان نیرویی در نظر گرفته میشود که افراد را به سمت اهدافشان هدایت میکند (Gruen et al., 2005). این موضوع شامل آمادگی، علاقه و تمایل افراد برای درگیرشدن در یک رفتار معین است (Cui, 2020). اعتقاد بر این است که انگیزه رفتار افراد را مطابق خود تحت تأثیر قرار میدهد (طبائیان و محمدشفیعی، 1401؛ MacInnis et al., 1991). مطالعات متعدد انگیزههای افراد نیکوکار را برای اهدای کمک به مؤسسههای غیرانتفاعی بررسی کردند. سه انگیزۀ اساسی وجود دارند که اعضای خیریه را به مشارکت در ارزشهای خیریه سوق میدهند: دانش، لذت و عزت و احترام (Van Dijk et al., 2019). از نظر روانشناسان و عصبشناسان، نوعدوستی از طریق ترشح هورمونهای اندورفین و اکسی توسین، باعث شادی افراد میشود (Dossey, 2018). گوپتا و پراشر (2025) انگیزۀ نوعدوستی را به عنوان یک انگیزۀ اصلی در رفتار مشارکت خیریه برای سودرساندن به دیگری و نه فقط برای منفعت شخصی تعریف میکنند. طبق مطالعۀ سارگنت[11] و همکاران (2006)، ادراک از سودمندبودن هدیه، اثربخشی سازمانی، حرفهایبودن سازمان خیریه، همراه با کیفیت خدمات ارائهشده، عواملی هستند که ظرفیت تأثیرگذاری بر میزان کار خیر و افزایش عمر ارتباط اهداکننده با سازمان غیرانتفاعی را دارند. به این نوع انگیزه، انگیزۀ کاربردی گفته میشود. انگیزههای کاربردی یا بیرونی به جنبههای اقتصادی و عملکردی فعالیت اشاره دارد (Kunasekaran et al., 2022). دعوتشدن به مراسمها به ویژه در مناسبتهای مذهبی و اجتماعی میتواند بر روی رفتار اهدا تأثیرگذار باشد و جزو انگیزه های کاربردی است (Moufahim, 2013)؛ زیرا لذت ناشی از شرکت در مراسم خیریه سطوحی بالاتر از شادی، لذت و هیجان را به دنبال دارد که ممکن است شامل احساساتی باشند که منعکسکنندۀ رضایت از انجام عمل خیر هستند (Chiengkul et al., 2023). از طرف دیگر، موقعیت اجتماعی حاصل از عمل خیر نیز به عنوان یک انگیزۀ کاربردی نام برده شده است (Vieites et al., 2022). همچنین، ادعا شده است که پیشزمینۀ مذهبی یا اعتقادات، ارزشها و نگرشهای دینی و اسلامی میتوانند افراد را به ابراز نگرانی واقعی نسبت به دیگران ترغیب کنند. برای مثال، اسلام بر اهمیت حفظ تعادل در جامعه از طریق صلح و مراقبت از یکدیگر تأکید دارد و حسن همجواری با همه را ترویج میدهد (Jamal et al., 2019). بر این اساس، انگیزۀ دینی به معنای تمایل فرد برای انجام اعمال خیریه بر اساس باورها، ارزشها، و تعالیم مذهبی است یا ناشی از احساس مسئولیت دینی و تقویت باور دینی. این انگیزه ریشه در احساس وظیفه، همدلی، تعلق اجتماعی و پاداشهای معنوی دارد که دین به فرد القا میکند. در الگوی پژوهشی حاضر، مرتبطترین انگیزهها، یعنی انگیزههای نوعدوستی، اخلاقی/دینی و کاربردی، انتخاب شدهاند. بر اساس ادبیات و پژوهشهای بررسیشده، فرضیۀ زیر پیشنهاد میشود: فرضیۀ اول: ایجاد انگیزه برای نیکوکاران بر مشارکتهای خیرخواهانۀ آنان تأثیر مثبت و معنادار دارد.
2-3 فرصت و مشارکت خیرخواهانه فرصت منعکسکنندۀ وجود سازوکارهای محیطی است که عملکرد رفتار را تسهیل میکنند (Fadel & Durcikova, 2014; Cui et al., 2020). مانند میزان توجه اختصاص داده شده به فرد یا میزان زمان در دسترس برای فرد (MacInnis & Jaworski, 1989). دانش عمومی و آشنایی با بخش خیریه یک عامل تعیینکنندۀ مهم در رابطه با احساس افراد نسبت به مؤسسههای خیریه و توانایی آنها برای ارزیابی دقیق ویژگیهای عملکرد آنهاست (Bourassa & Stang, 2016). به گفتۀ ژائو و لیلی[12] (2022)، سازمانهای غیرانتفاعی بر روی فناوریهای جدید موجود تمرکز میکنند تا احتمال آگاهییافتن طرفداران و حامیان بالقوه را افزایش دهند. طبق نظر یون[13] (2023)، راهبرد بازاریابی برخط میتواند حمایت اهداکنندگان، آگاهی، مشارکت و چشماندازهای جدید را افزایش دهد؛ بنابراین، فرصت آگاهی و ارتباط را برای افراد افزایش میدهد. این راهبرد باید شامل مطالب جذاب در وبگاه، وبنوشتها، خبرنامۀ الکترونیکی، بهروزرسانی وضعیت، نظرات و اتصالهایی باشد که باعث آگاهی میشوند و مشارکتکنندگان و حامیان را وادار کند تا وارد عمل شوند (Mansfield, 2014). چو و همکاران (2024) نیز معتقد هستند استفاده از افراد تأثیرگذار میتواند فرصتی برای آگاهییافتن افراد از خیریه و فعالیتهای آن شود. از طرف دیگر، فرصت زمانی مطرح است. کاستلو و مالکوک[14] (2022) معتقد هستند افراد احساس مراقبت شخصی بیشتری بر زمان خود نسبت به پول دارند و این حس مراقبت باعث افزایش علاقه و میزان مشارکت در اهدای زمان میشود. فرصت زمانی موجب ارتباط با کسانی میشود که نیاز به کمک دارند و بر این اساس، احساسات و دیدگاهها آزادانه مبادله میشوند و رشد مشارکتی را پدیدار میکنند (Imjai et al., 2024). در نهایت، فرصت تأثیرگذاری است یعنی فرد احساس کند کمک او واقعاً تغییری در زندگی دیگران یا در حل یک مشکل اجتماعی ایجاد میکند. بکرز و ویپکینگ[15] (2011) بیان میکنند انسانها نیاز دارند که اعمالشان معنا داشته باشد. وقتی فرد ببیند کمک او مستقیماً به بهبود شرایط منجر میشود، تمایل او به مشارکت بیشتر میشود. حتی اگر فرد منابع مالی زیادی نداشته باشد، وقتی بداند زمان یا آگاهیاش میتواند تأثیرگذار باشد، همچنان انگیزۀ مشارکت پیدا میکند؛ از این رو، بر اساس ادبیات و پژوهشهای بررسیشده، فرضیۀ زیر پیشنهاد میشود: فرضیۀ دوم: ایجاد فرصت برای خیّرین بر مشارکتهای خیرخواهانۀ آنان تأثیر مثبت و معنادار دارد.
2-4 توانایی و مشارکت خیرخواهانه عامل سوم توانایی است که به مهارتها، تواناییها و شایستگیهای ضروری اشاره دارد که یک فرد برای انجام یک اقدام نیاز دارد (Ahmad et al., 2021). یک شخص باید توانایی مناسب در حوزۀ مرتبط با یک رفتار خاص داشته باشد تا بتواند آن رفتار را انجام دهد. اعتقاد بر این است که توانایی بر اقدامات افراد تأثیر میگذارد (MacInnis et al., 1991). ماتنر و فورد[16] (2005) در پژوهش خود نشان دادند برخی از نهادهای غیرانتفاعی در قالب یک نهاد فرهنگی، به مخاطبان خود آموزشهایی ارائه میدهند که آنان را توانمند میکنند. توانمندیهای متعدد افراد نیکوکار میتواند به خیریهها در زمینههای مختلف کمک کند (Bock et al., 2006). توانمندی به معنای درک افراد از مهارتهای خود برای درگیرشدن در امور خیریه یا میزان توانمندیهای آنها در حل مشکلات است (Kankanhalli et al., 2005). توانمندی مالی یکی از مهمترین توانمندیهاست که مورد نیاز خیریههاست. علاوه بر توانمندیهای مالی و استفاده از راههای متعدد برای پرداخت، توانمندیهای غیرمالی مانند تحصیلات اهداکنندگان، مهارتها و توانایی همدردی نیز بر انتخابهای خیّرین تأثیر دارند (Neumayr & Handy, 2019). بنابراین، اگر افراد خیّر بدانند توانمندیهایی که دارند، چه در حوزۀ مالی و غیرمالی، میتواند به دیگران کمک کند، تمایل بیشتری برای مشارکت نشان خواهند داد؛ از این رو، بر اساس ادبیات و پژوهشهای بررسیشده، فرضیۀ زیر پیشنهاد میشود: فرضیۀ اصلی سوم: توانمندی خیّرین بر مشارکتهای خیرخواهانۀ آنان تأثیر مثبت و معنادار دارد. بر اساس ادبیات پژوهش و فرضیههای شکلگرفته، الگوی مفهومی پژوهش در شکل 1 ارائه میشود:
شکل 1. الگوی مفهومی پژوهش Figure 1. Conceptual research model
3- روش پژوهش پژوهش حاضر از لحاظ هدف و ماهیت پژوهش، کاربردی و از لحاظ راهبرد پژوهش، توصیفی-پیمایشی است. برای جمعآوری اطلاعات دربارۀ ادبیات موضوعی و پیشینۀ پژوهش، از روش کتابخانهای استفاده شد و همچنین، نظر اساتید دانشگاهی و خبرگان شرکتها پرسیده شد. جامعۀ آماری در این پژوهش خیّرین و نیکوکاران مؤسسۀ محک بودند. برای جمعآوری اطلاعات از اعضای نمونه، پرسشنامه با 25 پرسش ترکیبی از روش پژوهشگرساخته و پرسشهای برگرفته از مطالعات گذشته طراحی شد. برای سنجش روایی محتوایی، پرسشنامهای با مقیاس پنجدرجهای لیکرت (از 1 تا 5) طراحی شد که در آن، عدد 1 نشاندهندۀ «کاملاً نامرتبط» و عدد 5 بیانگر «کاملاً مرتبط» بود. پرسشهای پرسشنامه به گونهای تدوین شدند که مستقیماً مفهوم سازۀ مورد مطالعه را پوشش دهند. سپس، گروهی از متخصصان و خبرگان مرتبط با موضوع پژوهش که دارای دانش و تجربۀ کافی بودند، شناسایی و دعوت به همکاری شدند. پرسشنامه برای این خبرگان ارسال و از آنان خواسته شد میزان ارتباط و اهمیت هر یک از گویهها را ارزیابی کنند. پس از جمعآوری ارزیابیها، نسبت روایی محتوا از طریق تقسیم تعداد گویههای مرتبط بر کل گویهها محاسبه شد که مقدار آن برابر 5/81 درصد به دست آمد. در نهایت، بعد از حذف پنج پرسش، شش پرسش مرتبط با انگیزه، پنج پرسش مرتبط با فرصت، چهار پرسش مرتبط با توانمندی و چهار پرسش مربوط به مشارکتهای خیرخواهانه استخراج شدند (جدول 1). در ادامه، یک پیشآزمایش طراحی شد و پرسشنامه بین چهل نفر از خیّرین توزیع شد و سپس پایایی آن سنجیده شد که برابر 802/ بود. در مرحلۀ بعدی توزیع، با توجه به محدودبودن جامعۀ هدف منتخب، مکان توزیع پرسشنامۀ ستاد خیریۀ محک در شهر تهران انتخاب شد و پرسشنامه به شکل در دسترس بین افراد توزیع شد. شوماخر و لوماکس[17] (2010) پیشنهاد کردهاند در پژوهشهایی که از روش معادلات ساختاری استفاده میکنند، برای هر متغیر مشاهدهپذیر در مدل، به طور معمول بین 5 تا 15 نفر به عنوان حجم نمونۀ مورد نیاز در نظر گرفته شود. حجم نمونۀ این پژوهش نیز بر اساس روش بیست متغیر مشاهدهپذیر بین 100 تا 300 نفر برآورد میشود. 220 پرسشنامه توزیع شدند که با حذف پرسشنامههای برگشتنشده و ناقص، در نهایت، 180 پرسشنامه برای تحلیل در نظر گرفته شدند. همچنین، به منظور تجزیهوتحلیل دادهها، از آمار توصیفی و به منظور آزمون فرضیههای پژوهش و تعیین رابطۀ متغیرهای مستقل با متغیر وابسته، از آمار استنباطی (الگوسازی معادلات ساختاری) استفاده شده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها، از نرمافزارهای آماری SPSS و PLS استفاده شده است.
جدول 1. پرسشهای پژوهش Table 1. Research questions
4- تجزیهوتحلیل دادهها و یافتهها الگوسازی معادلات ساختاری در سه مرحلۀ بررسی الگوی اندازهگیری، الگوی ساختاری و برازش کلی الگو انجام شد. مرحلۀ اول، یعنی بررسی الگوی اندازهگیری، به وسیلۀ پایایی شاخص، روایی همگرا و روایی واگرا انجام شد. پایایی شاخص با سه معیار آلفای کرونباخ، پایایی مرکب و ضرایب بارهای عاملی اندازهگیری شد. بارهای عاملی از طریق محاسبۀ مقدار همبستگی شاخصهای یک سازه با آن سازه محاسبه شدند و مقدار مناسب آنها برابر یا بیشتر از 7/0 است (Chin, 1998). بارهای عاملی حاصل از اجرای الگو با استفاده از نرمافزار Smart PLS 4 به دست آمده و در جدول 2 نشان داده شدهاند. آلفای کرونباخ برای پایایی بر اساس همبستگی درونی گویههاست و مقدار مناسب برای آن بیشتر از 7/0 است. پایایی ترکیبی (CR)[22] پایایی سازهها را با توجه به همبستگی سازههایشان با یکدیگر نشان میدهد و میزان بیشتر از 7/0 آن مناسب بیان شده است (Hulland, 1999). روایی همگرا به عنوان معیاری برای اعتبار همگرا پیشنهاد شده و میزان مطلوب آن بیشتر از 5/0 است (Fornell & Larcker, 1981). با توجه به مقادیر گزارششده در جدول 2، تمامی متغیرهای پنهان دارای مقدار آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بیشتر از 7/0 هستند که نشاندهندۀ پایایی مناسب الگو است. مقدار متوسط واریانس استخراجشده (AVE)[23] برای متغیرهای مکنون بیشتر از 5/0 است؛ بنابراین، روایی همگرای الگوهای اندازهگیری نیز مطلوب است.
جدول 2. روایی و پایایی متغیرها Table 2. Validity and reliability of variables
از معیار فورنل و لارکر برای بررسی روایی واگرای الگوی اندازهگیری استفاده شد. روایی واگرای قابل قبول یک الگو حاکی از آن است که یک سازه در الگو، نسبت به سازههای دیگر، تعامل بیشتری با شاخصهایش دارد. روایی واگرا وقتی در سطحی قابل قبول است که مقدار متوسط واریانس استخراجشده برای هر سازه بیشتر از واریانس اشتراکی بین آن سازه و سازههای دیگر در الگو باشد (Henseler et al., 2009). ماتریس حاصل در جدول 3 آورده شده است که خانههای این ماتریس حاوی ضرایب همبستگی بین سازهها و جذر مقادیر متوسط واریانس استخراجشدۀ مربوط به هر سازه است.
جدول 3. روایی واگرای متغیرها Table 3. Divergent validity of variables
باتوجه به نتایج بهدستآمده از همبستگیها و جذر متوسط واریانس استخراجشده که بر روی قطر جدول 3 قرار داده شده است، میتوان روایی واگرایی الگو در سطح سازه را از نظر معیار فورنل-لارکر نتیجه گرفت. پس از سنجش روایی و پایایی الگوی اندازهگیری، شاخصهای قدرت الگو ارزیابی شدند. در جدول 4، شاخصهای قدرت الگو بررسی شدهاند.
Table 4. Overall model fit indicators
RmsTheta از شاخصهای ارزیابی الگوهای اندازهگیری انعکاسی است که مبنای آن همبستگی بین متغیرهای خطا یا باقیماندههاست. هرچه این همبستگیها کوچکتر باشند، شاخص RMS کوچکتر و مطلوبتر خواهد بود؛ کمینۀ آن صفر است و نقطۀ برش آن 12/0 است و انتظار میرود برای الگوی تحلیلشده از این مقدار کوچکتر باشد. از شاخص ریشۀ میانگین مربعات باقیماندۀ استانداردشده (SRMR)[25] برای سنجش نیکویی برازش استفاده شد. مقدار این شاخص برای مقادیر کمتر از 1/0 مناسب و برای کمتر از 25/0 قابل قبول است (Henseler, 2017). بر این اساس، شاخصهای قدرت الگو مناسب هستند و الگو قابل قبول است (شکل 2). بعد از تأییدشدن الگو و شاخصهای آن، فرضیههای پژوهش بررسی میشوند.
شکل 2. نتایج ضرایب مسیر Figure 2. Results of path coefficients
جدول 5. نتایج حاصل از آزمون فرضیههای پژوهش Table 5. Results of research hypotheses test
5- بحث و نتیجهگیری بخش غیرانتفاعی بخشی مهم از اقتصاد در هر کشور است. توسعۀ مثبت آن بهشدت بر توزیع عدالت در کشور تأثیر میگذارد. مؤسسههای خیریه و مردمنهاد مهمترین بازیگران بخش غیرانتفاعی اقتصاد هر کشور هستند. نتایج این پژوهش، ضمن شناسایی مهمترین عوامل مؤثر بر میزان مشارکت افراد نیکوکار در امور خیریه بر اساس الگوی انگیزه-فرصت-توانایی، نشان میدهد اقدامات بازاریابی غیرانتفاعی بر مشارکتهای خیرخواهانه تأثیر مثبت داشته است. مطابق فرضیۀ اول پژوهش و با توجه به نتایج عوامل مؤثر بر مشارکت افراد نیکوکار، انگیزه به عنوان یک متغیر درونی، بیشترین تأثیر را بر مشارکت افراد خیّر داشته است. ضریب مسیر نشان میدهد با افزایش یک واحد متغیر انگیزه، مشارکت به اندازۀ 8/28 درصد افزایش خواهد یافت. ابعاد انگیزه بهترتیب میزان اهمیت عبارتاند از: نوعدوستی، انگیزههای دینی و انگیزههای کاربردی. تأیید تأثیر این عوامل همراستا و مرتبط با نتایج پژوهشهای بوش[26] (2018)، بنت (2018) و موفاهیم[27] (2013) است. در میان عوامل مرتبط با انگیزه، نوعدوستی بیشترین تأثیر را با توجه به نتایج جدول 5 بر میزان انگیزۀ افراد داشته است. این موضوع نشان میدهد تمایل به کمک به دیگران بدون انتظار پاداش محرک اصلی مشارکت است. دلیل این امر آن است که بسیاری از افراد در عصر حاضر به دنبال رفتار معنادار و احساس خوشایند از نتیجۀ عمل خود هستند و جنبههای نمایش کار خیر و اجتماعیبودن آن برای افراد کمرنگتر شده است. جامعۀ نوین امروز انسان را از فطرت و غریزۀ واقعی خود دور کرده و انسان در مسیر پویای زندگی به دنبال شادی واقعی است و مشارکت در امور خیریه میتواند این موازنۀ مفید را برای افراد به دنبال داشته باشد. تأیید تأثیر انگیزههای دینی نیز نشان میدهد در جوامعی با باورهای مذهبی و خداپرستانه، انگیزههای دینی باید در دستۀ انگیزههای انسان در افزایش مشارکت در امور خیریه گنجانده شوند. نتایج پژوهش نشان داد سامانههای خیریۀ امروزی باید تفکر سنتی و مقاومت نسبت به مطالعۀ رفتار خیّرین و فعالیتهای جذب آنها را کنار بگذارند و همگام با تحولات دنیا، برنامۀ تعامل علمی و اثربخش خود را با افراد نیکوکار تدوین کنند. در این مسیر، اولین اقدام عملی در حوزۀ بازاریابی غیرانتفاعی توجه به انگیزۀ افراد نیکوکار است. همچنین، انگیزههای کاربردی و ارزشهای دینی نیز باید در محتوای تبلیغاتی مؤسسه و تبلیغات در نظر گرفته شوند. انگیزۀ کاربردی از رفتار نیکوکارانه یک ارزش مصرفی مناسب برای فرهنگ یک جامعۀ توسعه یافته است و تأکید بر آن باعث میشود ارزش نامنمای مؤسسۀ خیریه در میان جامعۀ هدف بیشتر شود. مطابق فرضیۀ دوم پژوهش و با توجه به نتایج ضریب مسیر در جدول 5، با افزایش یک واحد متغیر فرصت، مشارکت به اندازۀ 7/26 درصد افزایش خواهد یافت. به عبارتی، هرچه شرایط و زمینههای بیرونی مشارکت فراهمتر باشد، احتمال مشارکت افراد نیز بیشتر خواهد بود. از میان عوامل اصلی شکلدهندۀ فرصت، آگاهی بیشترین تأثیر را در تبیین فرصت برای مشارکت داشته است و سپس، متغیرهای فرصت تأثیرگذاری و فرصت زمانی قرار داشتهاند. در واقع، اگر افراد از نیازها، راههای مشارکت و تأثیر اقداماتشان مطلع باشند، انگیزۀ بیشتری برای مشارکت پیدا میکنند. فرصت تأثیرگذاری نیز شامل دسترسی به مکانها یا ابزارهایی برای مشارکت مانند مراکز خیریه، وبگاهها، یا رویدادهای اجتماعی است؛ در حالی که فرصت زمانی یعنی داشتن وقت آزاد یا برنامهریزی مناسب برای مشارکت. تأیید کلیۀ عوامل متغیر فرصت بر مشارکت همراستا و مرتبط با نتایج پژوهشهای یون (2023) و مانسفیلد[28] (2014) است. این نتایج نشان میدهد مشارکت نیکوکارانه صرفاً وابسته به انگیزههای درونی یا ارزشهای اخلاقی نیست، بلکه شرایط بیرونی مالی و زمانی به همراه زمینههای فراهمشده نیز نقشی تعیینکننده دارند. ارائۀ فرصت به افراد برای ورود به برنامههای مشارکت اجتماعی همیشه کلیدی و برجسته است. به ویژه، آگاهی، به عنوان عامل اول، نشان میدهد اطلاعرسانی و آموزش میتواند به طور چشمگیر مشارکت را افزایش دهد. این موضوع ممکن است ناشی از نیاز افراد به انواع اطلاعات، ابزار تعامل یا آگاهی باشد. ابزارهای تعامل نوین مانند وبگاه و رسانههای اجتماعی و همچنین، برطرفکردن ابهام افراد در رابطه با اهداف مؤسسه، چشمانداز ترسیمشده، آیندۀ شفاف و روشن و همچنین، آگاهی از نحوۀ تخصیص منابع خیریه به امور خیر بسیار مهم است. اطلاعات تکمیلی و شفاف در راستای کمک به آگاهی مخاطبان مؤسسۀ خیریه مهم است، ولی این اطلاعات باید در قالب یک رابطۀ ویژه و اختصاصی به افراد نیکوکار ارائه شود. مطابق فرضیۀ سوم پژوهش و با توجه به نتایج ضریب مسیر در جدول 5، با افزایش یک واحد متغیر توانمندی، مشارکت به اندازۀ 4/20 درصد افزایش خواهد یافت. در واقع، توانمندی بهنوعی به افراد «احساس کفایت» میدهد. وقتی فرد احساس کند منابع، مهارتها یا توانایی لازم برای مشارکت را دارد، بیشتر احتمال دارد که وارد عمل شود. این موضوع نشان میدهد برای افزایش مشارکت نیکوکارانه، باید نه فقط فرصتها را فراهم کرد، بلکه توانمندی افراد را از نظر مالی، آموزشی و روانی نیز مورد توجه قرار داد. در میان ابعاد توانمندی، توانایی مالی و سپس توانمندی های غیرمالی/تخصصی بیشترین تأثیر را در تبیین متغیر توانایی داشتهاندغ یعنی اگر افراد از نظر مالی در وضعیتی مناسب باشند یا منابع مالی کافی برای مشارکت داشته باشند، احتمال مشارکتشان بیشتر میشود. در عین حال، مهارتها، دانش تخصصی، تجربههای داوطلبانه یا تواناییهای ارتباطی نیز نقشی مهم در تقویت حس توانایی و مشارکت دارند. همچنین، تأیید تأثیر این عوامل همراستا و مرتبط با نتایج پژوهشهای ماتنر و فورد (2005) و بنت (2018) است. بر اساس یافتههای پژوهش، اجرای نظری تأثیر توانمندی بر مشارکت نیکوکارانه مستلزم توسعۀ چارچوبی است که توانایی مالی و تخصصی افراد را به عنوان محرکهای اصلی مشارکت در نظر بگیرد. در این چارچوب، توانمندی به عنوان متغیری عمل میکند که به وسیلۀ منابع مالی، مهارتهای تخصصی و اعتمادبهنفس فردی، ظرفیت مشارکت را افزایش میدهد. این رویکرد با نظریههای سرمایۀ انسانی و توانمندی اجتماعی همراستاست و تأکید میکند مشارکت داوطلبانه نه فقط وابسته به انگیزههای درونی، بلکه نیازمند فراهمسازی بسترهای بیرونی برای تقویت احساس کفایت و اختیار در افراد است؛ بنابراین، توانمندی به عنوان یک سازوکار نظری، نقش کلیدی در فعالسازی ظرفیتهای مشارکتی جامعه ایفا میکند.
5-1 پیشنهادهای کاربردی برای تکمیل مراحل بازاریابی غیرانتفاعی در مؤسسههای خیریه بر اساس الگوی انگیزه-فرصت-توانایی، توانمندی افراد نیکوکار نقشی برجسته در موفقیت ایجاد رفتار واقعی خیرخواهانه دارد. در عمل، این مطالعه نشان میدهد برای اینکه رفتارهای خیرخواهانه و مشارکت افراد در برنامههای مؤسسۀ خیریه ایجاد شود، هر سه شرط انگیزه، ایجاد فرصت برای افراد خیّر و توانمندی آنها باید اتفاق بیفتند. برای افزایش انگیزۀ افراد خیّر، به مدیران مؤسسههای خیریه پیشنهاد میشود در تولید محتوای تبلیغاتی و در پیامهای ارسالی به افراد نیکوکار، بر چنین انگیزههای انسانی که پیامدهای مثبت اقدام خیر و نیکوکاری هستند، بیشتر تمرکز کنند و با مخاطبان در این باره تعامل بیشتری داشته باشند. ارائۀ انگیزههای مناسب برای افراد برای مشارکت در کارهای خیر را نباید فراموش کرد. نکتۀ مهم بعدی در بحث ایجاد فرصت برای افراد نیکوکار این است که اقدامات در این بخش باید برای افراد نیکوکار ارزشمند جلوه کند تا در این رویدادها سهیم شوند و پیامهای مؤسسه را دریافت کنند. برای افزایش فرصت، به مدیران مؤسسههای خیریه پیشنهاد میشود از چارچوب نرمافزارهای مدیریت ارتباط با مشتری بهره ببرند تا بتوانند با هر فرد نیکوکار بر اساس وضعیت خاص خودش تعامل برقرار کنند و در بلندمدت، کلیۀ تعاملات مؤسسه را به طور بهینه مدیریت کنند. برای افزایش مشارکت نیکوکارانه، پیشنهاد میشود فعالیتهای اطلاعرسانی گستردهتری اجرا شوند. همچنین، حضور در رسانههای اجتماعی و تعاملات غیر رسمی با جامعۀ هدف باید با راهبرد مناسب و توجه به تولید محتوای هدفمند باشد، زیرساختهای بنیادی برخط برای مشارکت تسهیل شوند و برنامهریزی زمانی منعطفتری برای داوطلبان در نظر گرفته شود. در همین راستا، به مدیران مؤسسههای خیریه پیشنهاد میشود بیانیۀ چشمانداز و اهداف مؤسسه را نگارش کنند و در معرض دید و اطلاع مخاطبان قرار دهند. میزان شفافیت و در دسترس بودن چشمانداز و اهداف به مخاطبان نشان میدهد مؤسسه به چه ارزشهای کلیدی پایبند است و برنامۀ اقدامات آن در آینده به چه شکلی است. برای افزایش توانمندی، به مدیران مؤسسۀ خیریه پیشنهاد میشود در برنامههای سالیانه و طراحی راهبردهای مؤسسۀ خیریه، به دستهبندی توانمندیهای خیّرین بر اساس موارد بیانشده در الگو اقدام کنند. پیشنهاد میشود خیریهها مشوقهای مالی غیرمستقیم مانند تخفیفهای مالیاتی برای مشارکت در امور خیریه یا اعطای امتیازهای اجتماعی مانند کارتهای امتیاز داوطلبی ایجاد کنند یا با ایجاد صندوقهای حمایت مالی از داوطلبان برای افرادی که تمایل به مشارکت دارند اما منابع مالی کافی ندارند، امکان استفاده از مهارتها و تواناییهایشان برای کمک به نیازمندان فراهم شود.
5-2 محدودیتها و پژوهشهای آینده با توجه به نتایج این پژوهش، باید توجه داشت ابعاد الگوی حاضر ممکن است در بسترهای فرهنگی و اجتماعی مختلف تعاریفی متفاوت داشته باشند و تعمیمپذیری نتایج محدود شود. همچنین، این مطالعه، مطالعهای کمّی بود و ممکن است تأثیر سایر عوامل زمینهای و تعدیلگری که وجود دارند، مانند جنسیت، سن، درآمد و شرایط اقتصادی، در الگو لحاظ نشده باشد؛ بنابراین، پیشنهاد میشود در پژوهشهای آینده، با انجام پژوهشهای تطبیقی در جوامع مختلف، تفاوتهای فرهنگی در درک این عوامل بررسی شوند. همچنین، پیشنهاد میشود از روشهای ترکیبی (کمّی و کیفی) برای سنجش دقیقتر ابعاد استفاده شود و متغیرهای تعدیلگر و وابستۀ بیشتری در پژوهشهای آتی وارد این الگو شوند و تأثیرات متغیرها مجدداً اندازهگیری شوند.
[1] Chapman [2] Van Steenburg & Spears [3] Allah Pitchay [4] Graça & Zwick [5] Choi [6] Kelty [7] Gupta & Prashar [8] White [9] Chen [10] MacInnis & Jaworski [11] Sargeant [12] Zhao & lilly [13] Yoon [14] Costello & Malkoc [15] Bekkers & Wiepking [16] Mottner & Ford [17] Schumacker & Lomax [18] Oberholster [19] Cui [20] Bennett [21] Auh [22] Composite Reliability [23] Average Variance Extracted [24] Henseler [25] Standardized Root Mean Square Residual [26] Boesch [27] Moufahim [28] Mansfield | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
منابع فارسی
احمدی، س.، مختاری، م.، و زارع، س. (1404). تحلیل جامعهشناختی رابطۀ مسئولیتپذیری و تمایل به فعالیتهای داوطلبانه در شهر یاسوج. مطالعات وقف و امور خیریه، 3(1)، 1-18. https://doi.org/10.22108/ecs.2024.143047.1119
چیت سازیان، ع. ر.، و صادقی کیا، م. ع. (1398). مشارکت مردمی در نوآوری اجتماعی. مدیریت نوآوری، 8(1)، 1-20. https://www.nowavari.ir/article_91152.html
دلدار، ا.، باقری راغب، ق. ا.، و شهپرتوفیق، آ. (1401). شناسایی و رتبهبندی عوامل مؤثر بر مشارکت در فعالیتهای خیریه از سوی خیّرین ورزشیار. مطالعات راهبردی ورزش و جوانان، 56، 213-228. https://doi.org/10.22034/ssys.2022.769.1525
شفائی مقدم، ا.، و ابوالحسنی آرانی، م. (1402). بررسی و تحلیل انگیزۀ خیّرین از انجام رفتارهای سخاوتمندانه و مشارکت در امور خیریه. نشریۀ ایرانی مطالعات شهروندی، 1(2)، 85-120. https://doi.org/10.22052/ijcs.2023.114467
طبائیان، ر. ا.، و محمدشفیعی، م. (1401) عوامل مؤثر بر انگیزش کاربران بازیها در شبکههای اجتماعی و تأثیر آن بر نگرش کاربر و قصد خرید، تحقیقات بازاریابی نوین، 12، 51-68. https://doi.org/10.22108/nmrj.2022.133637.2696
قربانی، م. ر.، تقی پور، ف.، و پورمیری، م. (1403). شناسایی زمینههای ارتباطی و رسانهای مؤثر بر توسعۀ مشارکتهای اجتماعی در سازمانهای مردمنهاد و خیریهها. راهبرد اجتماعی فرهنگی، 13(1)، 247-280. https://doi.org/10.22034/scs.2023.397756.1444
محمدشفیعی، م.، حسینی سرتشنیزی، م.، و خلیلی پور، ح. (1404). تأثیر جهتگیری شخصیتی و شایستگی عاطفی بر خودکارآمدی و قصد کارآفرینی اجتماعی. مجلۀ راهبردهای بازرگانی، 16، 201-212. https://doi.org/10.22070/cs.2025.20608.1438
محمدشفیعی، م.، و زمانی، م. (1401). اشتغال غیر رسمی و ارتباط آن با شاخصهای توسعه زندگی کاری. راهبرد توسعه، 18 (1)، 95-125. http://rahbord-mag.ir/Article/38634
مسعودیپور، س. (1397). تبیین ابعاد بخشش خیرخواهانه از منظر دینی و بررسی وضعیت موجود. فصلنامۀ علمی پژوهشی راهبرد فرهنگ، 11، 145-123. https://doi.org/10.22034/jsfc.2018.82693
مقدم، و.، و اسماعیلی کرباسی، م. (1402). نظریهها و شواهد تخلیۀ انگیزشی در مشارکت امر خیر: به سوی یک نظریۀ اسلامی. مطالعات وقف و امور خیریه. 1(2)، 113-130. https://doi.org/10.22108/ecs.2023.134277.1003
References Ahmad, B., Da, L., Asif, M. H., Irfan, M., Ali, S., & Akbar, M. I. U. D. (2021). Understanding the antecedents and consequences of service-sales ambidexterity: a motivation-opportunity-ability (MOA) framework. Sustainability, 13, 9675. https://doi.org/10.3390/su13179675 Ahmadi, S., Mokhtari, M., & Zare, S. (2025). Sociological analysis of the relationship between responsibility and volunteering in Yasouj. Journal of Endowment & Charity Studies, 3(1), 1-18. https://doi.org/10.22108/ecs.2024.143047.1119 [In Persian] Alić, A., Berberović, D., & Ćatić, A. (2022). Usage of social marketing for stimulating volunteerism amongst young people: The MOA Model. In International Conference on Sustainable Development (pp. 147-162). Cham: Springer International Publishing. https://doi.org/10.1007/978-3-031-17767-5_11 Allah Pitchay, A., Aboue Eliz, N. M., Ganesan, Y., Mydin, A. A., Ratnasari, R. T., & Mohd Thas Thaker, M. A. (2022). Self-determination theory and individuals’ intention to participate in donation crowdfunding. International Journal of Islamic and Middle Eastern Finance and Management, 15(3), 506-526. https://doi.org/10.1108/IMEFM-08-2020-0424 Arı, G., & Gülmez, M. (2020). A case study on marketing activities of nonprofit organizations in virtual world: Second life-live and learn in Kenya “feed a smile” example. Ahi Evran Üniversitesi İktisadi ve İdari Bilimler Fakültesi Dergisi, 4(2), 232-248. https://dergipark.org.tr/en/download/article-file/1436161 Auh, S., Menguc, B., Katsikeas, C. S., & Jung, Y. S. (2019). When does customer participation matter? An empirical investigation of the role of customer empowerment in the customer participation–performance link. Journal of Marketing Research, 56(6), 1012-1033. https://doi.org/10.1177/0022243719866408 Balaskas, S., Panagiotarou, A., & Rigou, M. (2023). Impact of personality traits on small charitable donations: The role of altruism and attitude towards an advertisement. Societies, 13(6), 144. https://doi.org/10.3390/soc13060144 Bekkers, R., & Wiepking, P. (2011). A literature review of empirical studies of philanthropy: Eight mechanisms that drive charitable giving. Nonprofit and voluntary sector quarterly, 40(5), 924-973. https://doi.org/10.1177/0899764010380927 Bennett, R. (2018). Financial charity giving behaviour of the working poor: An empirical investigation. Journal of Marketing Management, 34, 1587-1607. https://doi.org/10.1080/0267257X.2018.1512516 Bock, G.-W., Kankanhalli, A., & Sharma, S. (2006). Are norms enough? The role of collaborative norms in promoting organizational knowledge seeking. European Journal of Information Systems, 15(4), 357-367. https://doi.org/10.1057/palgrave.ejis.3000630 Boesch, B. (2018). Integrity, identity, and choosing a charity. In P. Woodruff (Ed.), The ethics of giving (pp. 149–177). New York: Oxford University Press. Bourassa, M. A., & Stang, A. C. (2016). Knowledge is power: Why public knowledge matters to charities. International Journal of Nonprofit and Voluntary Sector Marketing, 21(1), 13-30. https://doi.org/10.1002/nvsm.1537 Chang, K., Chen, H., Wu, C., Chang, C., Hwang, J., Huang, S., ..., & Huang, W. (2023). Evaluation of the optimal cutoff number of types of social participation activities in older people. Journal of the Formosan Medical Association, 122(7), 612–620. https://doi.org/10.1016/j.jfma.2023.01.014 Chapman, C. M., Thottam, A. K., Schultz, T., McKay, K. T., & Gulliver, R. (2025). Measuring charitable giving: How to capture charitable behavior in philanthropy research. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly. https://doi.org/10.1177/08997640251351548 Chen, H., Li, W., Lyu, T., & Zheng, X. (2021). Understanding people's participation in online charities: A dual-process approach of trust and empathic concern. Industrial Management & Data Systems, 121(7), 1642-1663. https://doi.org/10.1108/IMDS-09-2020-0513 Chiengkul, W., Mahasuweerachai, P., & Suttikun, C. (2023). Why do self-identity and efficacy matter for enjoying participation in charity sports events? The role of the warm glow feeling. International Journal of Event and Festival Management, 14(1), 92–112. https://doi.org/10.1108/ijefm-08-2022-0062 Chin, W. W. (1998). Commentary: Issues and opinion on structural equation modeling. MIS Quarterly, 22(1), vii–xvi. https://www.jstor.org/stable/249674 Chitsazian, A., & Sadeghikia, M. A. (2019). Public participation in social innovation. Innovation Management Journal, 8(1), 1-20. https://www.nowavari.ir/article_91152.html [In Persian] Cho, Y. N., Kim, Y., & Ye, C. (2024). Influencers and donations: The impact of source and product benefits. International Journal of Consumer Studies, 48(2), e13039. https://doi.org/10.1111/ijcs.13039 Cho, G., Hwang, H., Sarstedt, M., & Ringle, C. M. (2020). Cutoff Criteria for Overall Model Fit Indexes in Generalized Structured Component Analysis. Journal of Marketing Analytics, 8, 189-202. https://doi.org/10.1057/s41270-020-00089-1 Choi, E., Han, K.-M., Chang, J., Lee, Y. J., Choi, K. W., Han, C., & Ham, B.-J. (2021). Social participation and depressive symptoms in community-dwelling older adults: Emotional social support as a mediator. Journal of Psychiatric Research, 137, 589–596. https://doi.org/10.1016/j.jpsychires.2020.10.043 Chugunova, M., Nicklisch, A., & Schnapp, K. U. (2025). The impact of timing and type of donation decision on charitable giving. Social Choice and Welfare, 1-21. https://doi.org/10.1007/s00355-024-01572-9 Costello, J. P., & Malkoc, S. A. (2022). Why are donors more generous with time than money? The role of perceived control over donations on charitable giving. Journal of Consumer Research, 49(4), 678-696. https://doi.org/10.1093/jcr/ucac011 Cui, X., Lai, V. S., Lowry, P. B., & Lei, Y. (2020). The effects of bidder factors on online bidding strategies: A motivation-opportunity-ability (MOA) model. Decision Support Systems, 138, 113397. http://dx.doi.org/10.2139/ssrn.3679508 Deldar, E., Bagheri Ragheb, G., & Shahpar Tofigh, A. (2022). Identification and ranking of factors affecting on participation in charitable activities by the charity sports helper. Strategic Studies on Youth and Sports, 21, 213-228. https://doi.org/10.22034/ssys.2022.769.1525 [In Persian] Dossey, L. (2018). The helper’s high. Explore, 14(6), 393-399. https://doi.org/110.1016/j.explore.2018.10.003 Fadel, K. J., & Durcikova, A. (2014). Enhancing the motivation, opportunity, and ability of knowledge workers to participate in knowledge exchange. In 2014 47th Hawaii International Conference on System Sciences (pp. 3605-3614). IEEE. https://doi.org/10.1109/HICSS.2014.449 Fan, S., Yao, S., & Wu, D. (2025). The role of languages: Adopting the motivation-opportunity-ability (MOA) model to explore information sharing patterns among multilingual users in the Chinese cultural context. Library Hi Tech, 43(2/3), 799-827. https://doi.org/10.1108/LHT-06-2023-0268 Fornell, C., & Larcker, D. F. (1981). Evaluating structural equation models with unobservable variables and measurement error. Journal of Marketing Research, 18(1), 39-50. https://doi.org/10.1177/002224378101800104 Ghorbani, M. R., Taghipour, F., & Pourmiri, M. (2024). Identify effective communication and media fields On the development of social partnerships in non-governmental organizations and charities. Socio-Cultural Strategy, 13(1), 247-280. https://doi.org/10.22034/scs.2023.397756.1444 [In Persian] Graça, S. S., & Zwick, H. C. (2021). Perceived value of charitable involvement: The millennial donor perspective. Journal of Philanthropy and Marketing, 26(4), e1705. https://doi.org/10.1002/nvsm.1705 Gruen, T. W., Osmonbekov, T., & Czaplewski, A. J. (2005). How e-communities extend the concept of exchange in marketing: An application of the motivation, opportunity, ability (MOA) theory. Marketing Theory, 5(1), 33-49. https://doi.org/10.1177/1470593105049600 Gupta, P., & Prashar, A. (2025). Prosocial behaviourial spillover and nudging: A longitudinal quasi-experimental study on the moderating role of altruistic motives. Acta Psychologica, 255, 104887. https://doi.org/10.1016/j.actpsy.2025.104887 Henseler, J. (2017). Partial least squares path modeling. In Advanced methods for modeling markets (pp. 361-381). Cham: Springer International Publishing. https://doi.org/10.1007/978-3-319-53469-5_12 Henseler, J., Ringle, C. M., & Sinkovics, R. R. (2009). The use of partial least squares path modeling in international marketing. In New challenges to international marketing. Emerald Group Publishing Limited. https://doi.org/10.1108/S1474-7979(2009)0000020014 Hulland, J. (1999). Use of partial least squares (PLS) in strategic management research: A review of four recent studies. Strategic management journal, 20(2), 195-204. https://doi.org/10.1002/(SICI)1097-0266 Imjai, N., Yordudom, T., Usman, B., Swatdikun, T., Meesook, K., & Aujirapongpan, S. (2024). Unlocking accounting student success: The interplay of student activity participation, social skills, and emotional maturity through internships in Thailand. Social Sciences & Humanities Open, 10, 100921. https://doi.org/10.1016/j.ssaho.2024.100921 Jamal, A., Yaccob, A., Bartikowski, B., & Slater, S. (2019). Motivations to donate: Exploring the role of religiousness in charitable donations. Journal of Business Research, 103, 319-327. https://doi.org/10.1016/j.jbusres.2019.01.064 Kankanhalli, A., Tan, B., & Wei, K.K. (2005). Contributing knowledge to electronic knowledge repositories: An empirical investigation. MIS Quarterly, 29(1), 113-143. https://doi.org/10.5555/2017245.2017252 Kelty, C., Panofsky, A., Currie, M., Crooks, R., Erickson, S., Garcia, P., ..., & Wood, S. (2014). Seven dimensions of contemporary participation disentangled. Journal of the Association for Information Science and Technology, 66(3), 474–488. https://doi.org/10.1002/asi.23202 Kunasekaran, P., Mostafa Rasoolimanesh, S., Wang, M., Ragavan, N. A., & Hamid, Z. A. (2022). Enhancing local community participation towards heritage tourism in Taiping, Malaysia: application of the Motivation-Opportunity-Ability (MOA) model. Journal of Heritage Tourism, 17(4), 465-484. https://doi.org/10.1080/1743873X.2022.2048839 Lee, J., Park, Y. J., & Kim, S. E. (2023). Volunteers and resource management competencies of nonprofit organizations during challenging times. Nonprofit Management and Leadership, 34(1), 107-129. https://doi.org/10.1002/nml.21562 Levasseur, M., Richard, L., Gauvin, L., & Raymond, É. (2010). Inventory and analysis of definitions of social participation found in the aging literature: Proposed taxonomy of social activities. Social Science & Medicine, 71(12), 2141-2149. https://doi.org/10.1016/j.socscimed.2010.09.041 Li, S., Zhang, L., Sun, Y., & Li, F. (2024). Revealing the impact of individual income inequality on different types of charitable giving in China through social interactions. Social Science Quarterly, 105(4), 1351-1367. https://doi.org/10.1111/ssqu.13394 Lv, L., & Huang, M. (2024). Can personalized recommendations in charity advertising boost donation? The role of perceived autonomy. Journal of Advertising, 53(1), 36-53. https://doi.org/10.1080/00913367.2022.2109082 MacInnis, D. J., & Jaworski, B. J. (1989). Information processing from advertisements: Toward an integrative framework. Journal of marketing, 53(4), 1-23. https://doi.org/10.2307/1251376 Maclnnis, D. J., Moorman, C., & Jaworski, B. J. (1991). Enhancing and measuring consumers’ motivation, opportunity, and ability to process brand information from ads. Journal of Marketing, 55(4), 32-53. https://doi.org/10.2307/1251955 Mansfield, H. (2014). Mobile for good. New York, NY: McGraw-Hill Education. Masoudipour, S. (2018). Explanation of Dimensions of Benevolent Donation from Religious Viewpoint and Its Existing Condition. Strategy for Culture, 11(42), 123-145. https://doi.org/10.22034/jsfc.2018.82693 [In Persian] Mettler, M., Stanikić, M., Schwegler, U., Sieber, C., Ajdacic-Gross, V., Rodgers, S., ..., & Von Wyl, V. (2023). Engagement in volunteering activities by persons with multiple sclerosis in Switzerland. Multiple Sclerosis and Related Disorders, 69, 104427. https://doi.org/10.1016/j.msard.2022.104427 Moghadam, V., & Esmaili Karbasi, M. (2023). Theories and evidence of extrinsic motivational crowding out in charitable giving: Towards an Islamic Theory. Journal of Endowment & Charity Studies, 1(2), 113-130. https://doi.org/10.22108/ecs.2023.134277. [In Persian] Moghavvemi, S., Jam, F. A., & Iqbal Khan, T. (2025). The impact of motivation, opportunity, financial ability, and willingness on resident support for tourism development. Tourism Planning & Development, 22(1), 63-84. https://doi.org/10.1080/21568316.2024.2368163 Mohammad Shafiee, M., Hosseini Sarteshnizi, M., & Khalilipour, H. (2025). The effect of personality orientation and emotional competence on self-efficacy and social entrepreneurship intention. Business Strategies, 12(4), 51-68. https://doi.org/10.22070/cs.2025.20608.1438 [In Persian] Mohammad Shafiee, M., & Zamani, M. (2022). Informal employment and its relationship with work life development indicators. Quarterly Journal of Development Strategy, 18(1), 95-125. http://rahbord-mag.ir/Article/38634 [In Persian] Mottner, S., & Ford, J. B. (2005). Measuring nonprofit marketing strategy performance: the case of museum stores. Journal of Business Research, 58(6), 829–840. https://doi.org/10.1016/j.jbusres.2003.06.004 Moufahim, M. (2013). Religious gift giving: An ethnographic account of a Muslim pilgrimage. Marketing Theory, 13(4), 421-441. https://doi.org/10.1177/1470593113499698 Mudita, T., & Suk, K. (2024). Effects of feedback about overhead spending from charitable organizations on overhead aversion. Journal of Nonprofit & Public Sector Marketing, 36(5), 641-662. https://doi.org/10.1080/10495142.2024.2341742 Neumayr, M., & Handy, F. (2019). Charitable giving: What influences donors’ choice among different causes? VOLUNTAS: International Journal of Voluntary and Nonprofit Organizations, 30(4), 783-799. https://doi.org/10.1007/s11266-017-9843-3 Oberholster, A. J., Clarke, R., Bendixen, M., & Dastoor, B. (2013). Expatriate motivation in religious and humanitarian non‐profit‐organizations. Journal of Global Mobility: The Home of Expatriate Management Research, 1(1), 7-27. https://doi.org/10.1108/JGM-09-2012-0007 Raimondo, M., Spina, D., Hamam, M., D'Amico, M., & Caracciolo, F. (2024). Intrinsic motivation strongly affects the readiness toward circular food consumption: evidence from the motivation–opportunity–ability model. British Food Journal, 126(2), 715-737. https://doi.org/10.1108/BFJ-09-2022-0800 Ressler, R. W., Paxton, P., & Velasco, K. (2021). Donations in social context. Nonprofit Management and Leadership, 31(4), 693-715. https://doi.org/10.1002/nml.21449 Sargeant, A., Ford, J. B., & West, D. C. (2006). Perceptual determinants of nonprofit giving behavior. Journal of Business Research, 59(2), 155-165. https://doi.org/10.1016/j.jbusres.2005.04.006 Sargeant, A., Shang, J., & Shabbir, H. (2010). The social marketing of giving: A framework for public policy intervention. Public Management Review, 12(5), 635-662. https://doi.org/10.1080/14719031003633953 Saxena, A., & Gautam, S. S. (2025). Factors affecting green purchase behavior of rural customers of North India: An analysis through MOA framework. In Green marketing perspectives: Effective messaging for sustainable practices (pp. 147-159). Emerald Publishing Limited. https://doi.org/10.1108/978-1-83608-772-420251013 Schumacker R. E., & Lomax R. G. (2010). A beginner’s guide to structural equation modeling (3rd Ed.; 42-51). Routledge Publishers. https://doi.org/10.4324/9780203851319 Shafaii Moghadam, E., & Abolhasani Arani, M. (2023). Investigating and analyzing the motivation of benefactors to perform generous behaviors and participate in charity affairs. Iranian Journal of Citizenship Studies, 1(2), 85-120. https://doi.org/10.22052/ijcs.2023.114467 [In Persian] Sneddon, J. N., Evers, U., & Lee, J. A. (2020). Personal values and choice of charitable cause: An exploration of donors’ giving behavior. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 49(4), 803-826. https://doi.org/10.1177/0899764020908339 Tabaeeian, R. A., & Mohammad Shafiee, M. (2023). Identifying factors affecting the motivation of games users in social networks and their impact on the user attitude and shopping intention. New Marketing Research Journal, 12(4), 51-68. https://doi.org/10.22108/nmrj.2022.133637.2696 [In Persian] Yoon, C. (2023). Factors affecting the adoption of digital marketing in non-profit organizations: An empirical study. Administrative Sciences, 14(1), 10. https://doi.org/10.3390/admsci14010010 Van Dijk, M., Van Herk, H., & Prins, R. (2019). Choosing your charity: The importance of value congruence in two-stage donation choices. Journal of Business Research, 105, 283-292. https://doi.org/10.1016/j.jbusres.2019.08.008 Van Steenburg, E., & Spears, N. (2022). How preexisting beliefs and message involvement drive charitable donations: an integrated model. European Journal of Marketing, 56(1), 209-251. https://doi.org/10.1108/EJM-01-2020-0031 Vieites, Y., Goldszmidt, R., & Andrade, E. B. (2022). Social class shapes donation allocation preferences. Journal of Consumer Research, 48(5), 775-795. https://doi.org/10.1093/jcr/ucab033 White, K. M., Starfelt Sutton, L. C., & Zhao, X. (2023). Charitable donations and the theory of planned behaviour: A systematic review and meta-analysis. Plos One, 18(5), e0286053. https://doi.org/10.1371/journal.pone.0286053 Wu, C., & Eftekhar, M. (2024). Does volunteering crowd out donations? Evidence from online experiments. Manufacturing & Service Operations Management, 26(4), 1542-1566. https://doi.org/10.1287/msom.2022.0565 Zhao, R., & Lilly, A. G. (2022). The role of state mobilization for volunteerism in China. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 51(6), 1304-1323. https://doi.org/10.1177/08997640211057458 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 397 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 241 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||