| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,877 |
| تعداد مقالات | 15,278 |
| تعداد مشاهده مقاله | 43,730,735 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,563,056 |
ارزیابی چندبعدی سطح آسیبپذیری نواحی روستایی در برابر ریسک مخاطرات طبیعی (مطالعه موردی: نواحی روستایی شهرستان مریوان) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جغرافیا و برنامه ریزی محیطی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 8، دوره 36، شماره 3 - شماره پیاپی 99، مهر 1404، صفحه 185-214 اصل مقاله (2.66 M) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/gep.2025.146080.1739 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عبدالمجید احمدی* 1؛ سوران منوچهری2 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1استادیار گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانش آموخته دکتری جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده کاهش آسیبپذیری، اصل اساسی در رویکرد مدیریت ریسک مخاطرات بهمنظور تابآوری سکونتگاههای انسانی است. در این ارتباط، نیاز است که در وهله نخست، ارزیابی جامع و تفکیکی از مؤلفههای مؤثر بر آسیبپذیری انجام شود و سپس بر مبنای سطوح آسیبپذیری، برنامهریزیهای مرتبط با کاهش آن در سکونتگاهها صورت پذیرد. پژوهش کاربردی حاضر نیز با این هدف در نواحی روستایی شهرستان مریوان استان کردستان با روشی توصیفیتحلیلی و با رویکردی استقرایی مبتنی بر سنجش در معرضبودن، حساسیت و ظرفیت سازگاری بهعنوان مؤلفههای اصلی آسیبپذیری در روستاهای نمونه و تعمیم سطح آسیبپذیری به کل شهرستان با ابزارهای آمار فضایی GIS دربرگیرنده درونیابی (IDW)، تراکم کریجینگ و خودهمبستگی فضایی موران در برابر دو مخاطره اصلی زلزله و فرونسشت زمین ناشی از تداوم خشکسالی و برداشت بیرویه منابع آبی، صورت پذیرفت. تعیین وضعیت سکونتگاهها در متغیرهای اقتصادی، اجتماعی، طبیعی و کالبدی تعریفشده برای هر مؤلفه آسیبپذیری (شاخص) با اجماع گروه دلفی مبتنی بر راستی آزمایی و هماهنگی با دهیاران روستاهای نمونه انجام شد. یافتههای بهدستآمده نشان دادند که سطح و میزان آسیبپذیری در سکونتگاههای روستایی شرقی شهرستان به نسبت مرکز و غرب آن دارای تفاوت معنیداری است که بازتابی از دوری از مرکز شهرستان، جمعیت کمتر، الگوی توسعهای مرکز - پیرامون و نازلبودن ظرفیتهای سازگارانه و بهویژه تنوع اقتصادی است. همچنین، ناعدالتی و تفاوت فضایی شکلگرفته در میزان آسیبپذیری مبتنی بر الگوی خوشهای و در مسیر شکلگیری دوقطبی فضایی دربرگیرنده نواحی دارای مطلوبیت (کاهش) و عدم مطلوبیت (افزایش) آسیبپذیری در شهرستان است و تنها در مؤلفه در معرضبودن است که این دو منطقه دارای وضعیت کیفی متفاوت هستند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تحلیل فضایی؛ در معرضبودن؛ سازگاری؛ میزان حساسیت؛ ریسک مخاطرات طبیعی؛ روستاهای شهرستان مریوان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مسائلی مانند ظرفیت نهادی و حکمرانی مشارکتی، توزیع منابع، توانایی دسترسی و مدیریت اطلاعات، قابلیت یادگیری و نوآوری، سرمایه اجتماعی، تأمین زیرساختی، دسترسی و کنترل بهرهبرداری پایدار از منابع را در نظر میگیرد ( Thanvisitthpon et al., 2020, p.4; Abdollahzadeh et al., 2023, p. 66; Epule et al., 2023, p.10) که به یک سیستم، امکان میدهد در برابر مخاطرات انعطافپذیر باشد ( Reimer et al., 2025, p.28؛Sun et al., 2025, p.3). ظرفیت سازگاری، مفهومی چندسطحی و پویا است و به توانایی سیستمهای انسانی یا طبیعی برای مقابله (پاسخ فوری و واکنشی[1])، انطباق (پاسخهای کنشگرانه یا پیشبینیکننده[2]) و تحول (پاسخهای دگرگونکننده[3]) اشاره دارد. در مفهوم تحولی، سازگاری به فرآیندهای بلندمدت و آیندهنگرانهای اطلاق میشود که هدف آنها انطباق با شرایط جدید، پذیرش ریسکهای نوظهور و ارتقای عملکرد سیستم به سطحی بالاتر از وضعیت پیشین است (Abdollahzadeh et al., 2023, p. 62; Matewos, 2020, p. 16; Chen et al., 2025, p. 130). توان مقابله به معنای آرایهای از راهکارهای تطبیقی کوتاهمدت برای پاسخگویی به رخدادها است؛ در حالی که سازگاری، تغییر اساسیتر سیستم برای ایجاد یک محدوده و توان جدید برای مقابله است؛ بنابراین، محدوده مقابله را میتوان بهعنوان «فضای باز» یا «فضای مانور» یا آستانه و ظرفیت جذب اختلال[4] توسط سیستم توصیف کرد. هدف اصلی از سازگاری در جوامع، اطمینان از ایجاد یک محدوده مناسب (ارتقای آستانه جذب)است. نتیجه این امر، ارتقای سطح ظرفیت و در نهایت، کاهش آسیبپذیری سیستم خواهد بود ( Thomas and Twyman, 2005, p. 116; Cutter et al., 2008, p. 604). همانطور که نتایج مطالعه اسلام و همکاران تأکید دارد ارتباط بین آسیبپذیری، ظرفیت و سازگاری، ماهیتی چرخهای، متقابل و همگرا دارند؛ نه خطی؛ به گونهای که توانایی و ظرفیت افراد در کنترل متغیرهایی که آسیبپذیری را تعیین میکنند، به سازگاری تبدیل میشود و افزایش توان سازگاری، شرایط و زمینههای تقویت ظرفیتها و توانمندیهای مورد نیاز را بهمنظور کاهش و مقابله با بالای طبیعی افزایش میدهد (Islam et al., 2016, p.146)؛ به همین دلیل، توسعه ظرفیتی بهعنوان محور اصلی برنامههای ارتقای مدیریت ریسک برای دستیابی به توان سازگاری در پی ایجاد محیطهای توانمندساز و اجتماعات توسعه محور است (Ramalingam et al., 2014, p. 3). وقوع مخاطرات طبیعی با شدت بالا یا تغییرپذیری فراتر از آستانه تحمل سیستمهای اجتماعی - اکولوژیکی که تابعی از ظرفیتهای تطبیقی و منابع در دسترس است، میتواند منجر به بروز وضعیتهای بحرانی و فروپاشی عملکردی شود ( Shepherd & Dissart, 2022, p.15; Salgueiro-Otero et al., 2022, p. 110). در مقابل، هرچه ظرفیت پاسخدهی[5] بهعنوان عاملی تعدیلکننده بیشتر باشد؛ شدت تأثیرپذیری (آسیبپذیری) ناشی از حساسیت و در معرضبودن در برابر مخاطرات طبیعی کاهش مییابد (شکل 1) (Majlingova & Kádár, 2025, p. 47).
شکل (1) ارتباط مؤلفههای حساسیت، در معرضبودن، ظرفیت سازگاری و آسیب پذیری، منبع: (Engle, 2011, p. 648). Figure (1) Relationship between the components of sensitivity, exposure, adaptive capacity, and vulnerability
در مطالعات گالدریسی و لیمونگی و دی آنجل و همکاران ( Galderisi & Limongi, 2021, p. 57; De Angeli et al., 2022, p. 58) رویکرد ارزیابی ریسکهای چندگانه[6]، خطرات متعدد و اثرات ترکیبی بالقوه آنها و فراتررفتن از ارزیابی ریسک تکمخاطرهای معرفی میشود این ارزیابی، تعاملات و اثرات ترکیبی بالقوه خطرات مختلف را در نظر میگیرد تا درک جامعتری از آسیبپذیری و ریسکهای وارده در سطح یک منطقه مشخص که بهصورت ترکیبی یا مرتبط با یکدیگر عمل میکنند، در راستای سیاستگذاری یکپارچه ایجاد شود. در مطالعه هو و همکاران، ضعف اقتصادی و مدیریتی، منجر به بهرهگیری از مدیریت بعد از بحران و بازسازی پس از آن به جای رویآوری به رویکردهای جامع مدیریت ریسک مخاطرات مبتنی بر کاهش آسیبپذیری و افزایش سازگاری است (Huo et al., 2021, p. 3). در پژوهش کوریر و همکاران با تأکید بر سیاستگذاری هدفمند و مکانمحور در ارتباط با آسیبپذیری، نتایج نشان داد که تفاوت در آسیبپذیری، عمدتاً به تفاوتهای مشاهدهشده در ویژگیهای اجتماعی - جمعیتی، مانند تحصیلات، سن و درآمد خانوار مربوط میشود (Korir et al., 2021, p. 27). علاوه بر مطالعات متعدد خارجی که در پژوهش به آنها اشاره شده است، در عرصه داخلی هم، مطالعاتی در ارتباط با حوزه آسیبپذیری در نواحی روستایی، همانند پژوهشهای ریاحی و مقدسی (1402)، عطایی و همکاران (1401) سراوانی و همکاران (1400)، مکانیکی و همکاران (1398) و ... انجام گرفته که در این پژوهشها عموماً تفاوت فضایی در سطح آسیبپذیری در نواحی روستایی مورد مطالعه تأیید شده، رویکرد سنتی مدیریت پس از بحران و بیتوجهی به توسعه ظرفیتی، کاملاً در پژوهشها برجسته بوده و مداخلات سیاستگذاری، نه بهصورت هدفمند و مسئلهمحور، بلکه بیشتر مرتبط با سیاستهای مقابله و بازسازی بوده است تا سازگاری که این امر، نشان از ضعف مدیریت ریسک مخاطره در کشور دارد و در نهایت، آسیبهای مخرب بر کمیت و کیفیت دسترسی به سرمایههای معیشتی روستاییان بهواسطه آسیبپذیری زیاد، تأیید شده است؛ اما در مقابل، در پژوهشهای داخلی و خارجی، کاستیهای مرتبط با کوتاهمدت بودن استراتژیهای سازگارانه اتخاذی، عدم توجه به بومی و محلی بودن شاخصها و منطبقسازی شاخصهای عمومی و کلی با شرایط بومی و محلی در ارزیابی آسیبپذیری، تقلیلگرایی در سنجش و ارزیابی آسیبپذیری و عدم درنظرگیری ظرفیتها در مقابل ضعف و آسیبها در جوامع، دیده میشود. کاستی دیگر مطالعات پیشین که اوبرین میگوید تأکید اصلی مطالعات بر توان بازگشت به روال عادی است و پرداختن به شرایط و عوامل ایجادکننده خطر و آسیبپذیری ناشی از آن یا ارتقای سیستم به سطحی بالاتر با پیشنهاد راهبردهای آیندهنگرانه و بلندمدت نادیده گرفته شده است (O’Brien, 2008, p. 3).
روش تحقیق با توجه به هدف پژوهش مبتنی بر پهنهبندی و شناسایی مناطق و مکانهای آسیبپذیر در برابر مخاطرات طبیعی مؤثر بر منطقه مورد مطالعه (زلزله، خشکسالی و برداشت بیرویه آب زیرزمینی و فرونشست زمین وابسته به آن) و متناسب با تعاریف مختلف ارائهشده از سازه آسیبپذیری که سه مؤلفه یا شاخص در معرضبودن، حساسیت و ظرفیت سازگاری، عناصر اصلی تشکیلدهنده آن هستند، بهمنظور سنجشپذیرکردن این سازه، اقدام به تعریف متغیرها مرتبط با هریک از این سه مؤلفه شد. در تعریف متغیرهای مورد سنجش این سه شاخص، علاوه بر بهرهگیری از متغیرهای به کار رفته شده در مطالعات متعدد پیشین که در جریان مبانی نظری، بدانها پرداخته شد، سعی شد که اصل بومیگرایی و توجه به وضعیت میدانی منطقه روستایی مورد مطالعه نیز لحاظ و متغیرهایی تعریف شوند که بتوانند بهصورت عینی و واقعی، نمایانگر شرایط آسیبپذیری منطقه باشند. با توجه به اینکه متغیرهای مورد سنجش دارای ماهیتی طبیعی و انسانی و کمی و کیفی بودند (شکل 2)؛ همچنین، آمار کاربردی و بهروز از تمامی متغیرهای کمی مورد سنجش هم یا وجود نداشت یا بهواسطه مرزی و امنیتی بودن منطقه از ارائه دادهها توسط سازمانهای مربوطه، خودداری میشد. برای تعیین وضعیت به این شیوه عمل شد که در میان تمامی روستاهایی که بهعنوان روستاهای نمونه یا معرف تعیین شدند (چگونگی تعیین در ادامه توضیح داده میشود)، پرسشنامه مربوطه در میان دهیاران روستاها توزیع و گردآوری شد. در ادامه بهمنظور افزایش اطمینان و جلوگیری از سوءگیری در امتیازدهی دهیاران بومی، یک تیم یا گروه دلفی تشکیل شد. تشکیل این گروه بهصورت هدفمند از متخصصان علمی بومی منطقه بهره گرفته شد که دارای سابقه پژوهشهای مشابه بودند و در تدوین طرح اشتغالزایی در تمامی روستاها و توسعه منظومههای روستاهای منطقه با پژوهشگران پژوهش حاضر، همکاری داشتند (5 نفر متشکل از 2 نفر دکترای جغرافیای و برنامهریزی روستایی و 1 نفر دکترای کشاورزی، 1 نفر دکترای اقتصاد و 1 نفر کارشناسی ارشد جامعهشناسی توسعه). این گروه بهواسطه پژوهشهای میدانی در تمامی روستاها، اشراف کاملی بر وضعیت روستاها دارند. همچنین، از میان مسئولین توسعهای از بخشداریهای سهگانه، 3 نفر که دارای سابقه کاری بیش از 5 سال در آن محدوده و دارای تحصیلات مرتبط بودند، تعیین شد (1 نفر کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامهریزی روستایی، 1 نفر کارشناسی ارشد جامعهشناسی، 1 نفر کارشناسی ارشد مدیریت). بهمنظور واقعگرایی بیشتر، نیاز به ورود دهیارانی از روستاها و آگاهان محلی به این گروه بود که 9 نفر از دهیاران نمونه به انتخاب فرمانداری و بخشداریهای سهگانه شهرستان نیز به این گروه اضافه شدند؛ اما با توجه به گستردگی منطقه مورد مطالعه و دشواری دسترسی و مشابهتهایی که در نواحی روستایی همجوار یکدیگر وجود دارد، روستاهایی بهعنوان روستاهای نمونه و معرف تعیین شدند. بهمنظور افزایش اطمینان به درونیابی در متغیرها در تعیین این روستاها، بدین شیوه عمل شد که با دیدگاه گروه دلفی در هر دهستان از میان روستاهایی که شرایطی تقریباً یکسان از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و طبیعی دارند، یک روستا انتخاب شد؛ به همین دلیل، توزیع یکسانی از روستاهای نمونه در میان دهستانها وجود ندارد و ترکیبی از روستاهای پرجمعیت تا کمجمعیت، کوهستانی تا دشتی، دور و نزدیک از مرکز شهرستان و پردرآمد و کم درآمد شکل گرفت. بهمنظور پهنهبندی منطقه و تعیین وضعیت آسیبپذیری روستاها، نیاز به امتیازدهی متناسب با وضعیت روستاهای نمونه بود. در این راستا با اختصاص امتیازاتی از 1 به معنی شرایط کاملاً نامناسب تا 5 به معنی شرایط کاملاً مناسب، روستاها امتیازدهی و تعیین وضعیت شدند. در اختصاص امتیازات از تکنیک اجماع گروه دلفی بهره گرفته شد. بدین ترتیب که در دور اول توزیع پرسشنامهها از گروه دلفی خواسته شد امتیازات مدنظرشان را برای هر روستا در هر متغیر، اختصاص دهند با تجزیهوتحلیل پرسشنامه دور اول، پرسشنامه دور دوم مبتنی بر میانگین، مد و بیشترین درصد امتیازات اختصاص یافته در هر رده (1 تا5) و در هر متغیر و پاسخهای ارائهشده توسط دهیاران بومی روستاها در اختیار گروه دلفی قرار داده شد و از آنها خواسته شد در صورت نیاز، بازنگری را در امتیازات اختصاصیافته خود با ذکر دلیل انجام دهند که در نهایت پس از توزیع پرسشنامه دور سوم و تحقق اشتراک و توافق بیش از 75 درصدی در امتیازات اختصاصیافته و برگزاری یک جلسه بهصورت مجازی (برای هماهنگی در امتیازات دارای اختلاف)، تعیین وضعیت نهایی صورت گرفت. درخور ذکر است در متغیرهایی که آمار متقنی از آنها بهصورت کمی وجود داشت، مانند بار تکفل، تعداد کودک و کهنسال، مساحت اراضی و ... پس از گردآوری دادهها از ارگانهای مربوطه، متناسب با وضعیت روستاها از ردههای کیفی، امتیازاتی از 1 تا 5، اختصاص یافت. همچنین در متغیرهایی که ماهیتی منفی (مانند وضعیت بیکاری آشکار و پنهان) داشتند از امتیازدهی به شیوه معکوس بهره گرفته شد. همچنین برای تهیه نقشههایی، مانند شیب، خطوط گسل و ارتفاع از نقشه زمینشناسی مریوان - بانه بهره گرفته شد. در مرحله بعد از ابزار IDW و شاخص توزیع فضایی موران بهمنظور درونیابی و تعیین وضعیت سایر روستاها در پهنههای آسیبپذیری بهره گرفته شد. درخور ذکر است که دو مؤلفه میزان در معرضبودن و حساسیت، افزایشدهنده و ظرفیت سازگاری کاهنده سطح آسیبپذیری هستند؛ بر این اساس درتلفیق لایهها بر اساس فرمول زیر عمل شد. ظرفیت سازگاری - (حساسیت + در معرضبودن) = آسیبپذیری
معرفی منطقه مورد مطاله پژوهش منطقه مورد مطالعه نواحی روستایی شهرستان مریوان در استان کردستان است. این شهرستان دارای 135 روستای دارای سکنه است که بیشتر روستاهای آن در نواحی پایکوهی (75 درصد) و کوهستانی (15) (طرح توسعه اقتصادی و اشتغالزایی روستایی شهرستان مریوان، 1400)، استقرار یافتهاند. این وضعیت در تلفیق با موقعیت جغرافیایی آن که مبتنی بر قرارگیری در مرز زون دگرگونی سنندج - سیرجان و زاگرس مرتفع و به تبع آن ناهمواریهای متعدد است، نواحی روستایی این شهرستان را با مخاطرات متعددی ازجمله سیل، سرمازدگی، زلزله، وقوع انواع فرآیندهای دامنهای و در چند ساله اخیر به مانند شرایط عمومی کشور، تداوم خشکسالی روبهرو ساخته است. دارابودن بیشترین سطح افت منابع آب زیرزمینی در استان بهواسطه برداشت نامناسب و تداوم خشکسالی، قرارداشتن 23.6 بیکاران استان در این شهرستان، قرارداشتن بیشترین درصد بیکاری در میان مردان و زنان 29-20 سال در روستاها، توزیع نامتعادل نرخ بیکاری در سطح بخشهای روستایی با 45.2 درصد بخش سرشیو، 9.9 بخش خاوومیرآباد و 12.1 بخش مرکزی، توزیع نامتوازن جمعیت در میان بخشهای روستایی، مشتمل بر 58.6 در بخش مرکزی، 22.3 بخش خاوومیرآباد و 18.9 بخش سرشیو، بالابودن متوسط بعد خانوار از متوسط استانی و کشوری برابر 3.64؛ تشکیل 45 درصد مهاجران شهری از روستاهای شهرستان، نرخ بیسوادی 29.3 درصدی، عدم حضور مستقل و آشکار زنان در حوزه کسبوکارهای خرد و نرخ اشتغال 15.1 درصدی آن هم در مناطقی خاص، وضعیت نامناسب و تفاوت وضعیت برخورداری از امکانات زیرساختی، متناسب با نزدیکی به مرکزی شهرستان و جمعیت (عدم اجرای طرح هادی و عدم دسترسی بیش از 90 درصد روستاهای بخش سرشیو به گازلولهکشی، جاده آسفالته، مدارس آموزشی (متوسطه اول و دوم) و مراکز بهداشت و اجرای 40 درصدی طرح هادی در روستاهای شهرستان،) تجهیز تنها، 10.2 درصد کل اراضی به سیستمهای نوین آبیاری، درگیری مستقیم و غیرمستقیم تمامی بخشهای روستایی با پدیده کولبری و قاچاق کالا، فقدان تعاونی فعال روستایی و تنها، 18 تعاونی در حوزه آب و کشاورزی روستاها بهصورت اسمی و غیرفعال، برداشت بیرویه و تخریب محیطی (سند راهبردی آمایش سرزمین استان کردستان، 1400، فرهنگ آبادیهای 1400 شهرستان مریوان، گزارش سیمای بیکاری استان کردستان، 1400)، نشان از شدت ضعف ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و طبیعی در منطقه دارد که به تبع آن، شرایط آسیبپذیری از مخاطرات را افزایش خواهد داد.
شکل (2) متغیرهای سنجششده در ارتباط با آسیبپذیری در برابر مخاطرات زلزله، خشکسالی، افت سطح آب زیرزمینی و فرونشست ناشی از آن)، منبع: (یافتههای پژوهش براساس مطالعات پیشین بخش نظری پژوهش، 1404) Figure (2) Measured variables related to vulnerability to earthquake hazards, drought, groundwater level drop and resulting subsidence
شکل (3) نقشه منطقه مورد مطالعه، منبع: (ترسیم توسط نگارندگان، 1404) Figure (3) Map of the study area یافتههای پژوهش در ارتباط با مؤلفه در معرضبودن در برابر زلزله (میزان فاصله از خطوط گسل)؛ خروجی نقشهها (شکل 4 نقشه A)، نشان میدهند که 52 روستا معادل 38 درصد کل روستاهای شهرستان در طبقه بسیار نامناسب (فاصله کمتر از 1 کیلومتر) و 32 روستا معادل 23.8 درصد نیز در طبقه نامناسب (فاصله 1.1 تا 2 کیلومتری) واقع شدهاند. این دو طبقه، بیش از 64 درصد جمعیت و 39 درصد روستاهای کمجمعیت (جمعیت کمتر از 150 نفر) شهرستان را دربرگرفتهاند. این روستاها، عموماً در بخش شرقی شهرستان هستند که با نازلترین سطح خدمات و امکانات و ظرفیتها روبهرو هستند. با توجه به قرارگرفتن منطقه در مرز پهنههای سنندج - سیرجان (شرق شهرستان) و زاگرس مرتفع (غرب شهرستان) و قرارگرفتن در منطقه بسیار خطرناک از لحاظ تقسیمبندی نواحی گسل استان (منبع: سند آمایش استان، 1400، 25) این وضعیت، نگرانکننده خواهد بود. در ارتباط با افت سفرهها و برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی که زمینهساز افزایش آسیبپذیری در برابر مخاطراتی، چون خشکسالی و فرونشست در منطقه میشود، همچنان که مشاهده میشود (شکل 4 نقشه B)؛ قریب به 40 درصد روستاهای شهرستان (50 روستا) در طبقه بسیار نامناسب و نامناسب قرار گرفتهاند. در تفاوت با حالت قبل، این روستاها عموماً در بخش مرکزی و غربی شهرستان واقع شدهاند که 42 درصد روستاهای پرجمعیت (بیشتر از 400 نفر جمعیت) برابر 36 درصد جمعیت روستایی شهرستان (15485 نفر) را در بر میگیرند. عمده دلایل این وضعیت، رونق گردشگری بهویژه ساخت خانههای دوم گردشگری، کشاورزی آببر و سنتی، تعدد چاههای غیرمجاز، ساخت شهرک صنعتی و انتقال آب به شهر مریوان است. نگاهی به نقشههای خروجی مرتبط سطح حساسیت هم، نشان میدهد که 55 روستا، معادل 42 درصد کل روستاها با جمعیتی بالغ بر 44 درصد کل جمعیت روستاهای شهرستان (19392 نفر) در وضعیت نامناسب و بسیار نامناسب جای گرفتهاند. در ارتباط با ظرفیت سازگاری هم، 66 روستا معادل 49 درصد روستاهای کل شهرستان با جمعیتی قریب به 52 درصد کل جمعیت روستاهای شهرستان (23799 نفر) در وضعیت کیفی نامناسب و بسیارنامناسب، جای گرفتهاند (شکل 6). همچنین، در نقشه نهایی مرتبط با پهنهبندی فضایی وضعیت آسیبپذیری در منطقه (شکل 7)، آنچه که مشخص است در تطبیق با نقشههای میزان حساسیت و ظرفیت سازگاری (شکل 6)، روستاهای شهرستان در دو طبقه کیفی مناسب و بسیار مناسب که البته این وضعیت در مقایسه با سایر روستاهای شهرستان است و وضعیتی رضایتبخش به نسبت آنها به شمار میرود، با 58 روستا معادل 44.2 از کل روستاها و وضعیت کیفی نامناسب و بسیار نامناسب با 56 روستا معادل 42.7 از کل روستاهای شهرستان توزیع یافتهاند. در این نقشه (نهایی آسیبپذیری)، قریب به 81 درصد از روستاهای کمجمعیت شهرستان (روستاهای کمتر از 200 نفر) در طبقه کیفی نامناسب و بسیار نامناسب قرار گرفتهاند. طبقه متوسط نیز حالت بینابینی دارد در سه خروجی اصلی (حساسیت، در معرضبودن و ظرفیت سازگاری) دارای کمترین تعداد و درصد روستاها است که در پهنهبندی نهایی آسیبپذیری نیز تنها، 21 روستا (14.6 درصد کل روستاها) را در بر گرفته است. با دقت در توزیع روستاها، علاوه بر نابرابری در توزیع روستاها در حالتهای کیفی آسیبپذیری (کاملا نامناسب ... کاملاً مناسب) یک نوع نابرابری در توزیع فضایی روستاها نیز دیده میشود. در این ارتباط، بهرهگیری از شاخص موران و خروجیهای آن نشان داد (شکل 8) که معنیداری مقدار آماره z بهدستآمده و مثبت و نزدیک بودن شاخص موران به مقدار (1+) نشاندهنده وجود خودهمبستگی فضایی در مؤلفههای سطح حساسیت، ظرفیت سازگازی و در مجموع آسیبپذیری است و نحوه توزیع فضایی روستاهای شهرستان بهصورت خوشهای روی داده است. این وضعیت، نشان از درهمریختگی سازمان فضایی و عدالت توسعهای در منطقه بهواسطه دوربودن از مدیریت آمایشی است. نکته تأملبرانگیزتر در ارتباط با توزیع خوشهای، وضعیت توزیع فضایی آسیبپذیری در سطح منطقه مبتنی بر الگوی تضاد و دوگانگی بهواسطه وجود تفاوت درخور توجه و معنیدار در بخشهای شرقی با مرکزی و غربی شهرستان است. بهمنظور تحلیل جزئیتر، اقدام به تهیه جدول (2) در ارتباط با وضعیت آسیبپذیری به تفکیک دهستانهای در حالتهای کیفی سنجیده شده شد. همانطور که ملاحظه میشود در دهستانهای سرشیو، گلچیدر و کوماسی، تنها 2 روستا در مؤلفه در معرضبودن هستند که در حالت کیفی رضایت بخش (طبقه مناسب و بسیار مناسب) جای گرفتهاند و در سایر مؤلفههای سنجششده، هیچ روستایی از روستاهای این سه دهستان در این طبقات جای ندارد. در مقابل در دهستانهای زریبار و سرکل در بخش مرکزی و خاوومیرآباد، بیشترین تعداد روستاهای هر دهستان در وضعیت رضایتبخش و تعداد محدودی از روستاها در وضعیت کیفی نامطلوب (نامناسب و بسیار نامناسب) جای گرفتهاند. دهستان سرشیو با 24 روستا در شرقیترین قسمت شهرستان، نامطلوبترین و دهستان زریبار با 11 روستا در غربیترین بخش شهرستان، مطلوبترین وضعیت را از لحاظ آسیبپذیری دارا هستند. شاخص تراکم کرنل نیز (شکل 7) بهصورت کاملاً واضح، تفاوت فضایی را با تمرکز بر روستاهایی که دارای وضعیت رضایتبخشتری هستند، نشان داده است. همانگونه که ملاحظه میشود در این شاخص نیز در دهستانهای شرق شهرستان، گرههای مطلوبیت شکلنگرفته و در مقابل در دهستانهای غربی، گرههای مطلوبیتی شکلگرفته که پیوسته و همجوار نیز هستند که نشان از تجمع سرمایهگذاریهای و منافع توسعهای در مناطی خاص از شهرستان مریوان دارد. مناطقی که بهواسطه نزدیکی به مرکز شهرستان از منافع توسعهای بیشتری برخوردار شده و همین امر نیز، جمعیتپذیری بیشتر آنها را به دنبال داشته و همین افزایش جمعیت هم، دلیلی دیگر در راستای تخصیص منافع و منابع توسعهای در نظام مرکز - پیرامون مدیریتی شهرستان است. نزدیکی به مرز بینالمللی با کشور عراق بهعنوان یکی از مهمترین، مبادی صادرات کالای کشور که زمینههای اشتغال در تجارت مرزی (در وضعیت فعلی در قالبی هدفمند و در زمانهای دورتر در قالب قاچاق با درآمد زیاد)، احداث شهرک صنعتی، تبدیلشدن اراضی به کالاهای سرمایهای، تنوع توپوگرافی منطقه (تلفیق دشت و کوهستان) که زمینههای توسعه کشاورزی در اراضی حاصلخیز، دسترسی به منابع آب مناسب و توسعه گردشگری (منطقه گردشگری زریبار بعد از اورامان، قطب گردشگری روستایی استان کردستان است) زمینههای افزایش توجه بخش دولتی، جمعیتپذیری، تخصیص زیرساختهای مورد نیاز خدماتی، تنوع بخشی اقتصادی، جذب سرمایههای بخش خصوصی و سرمایهگذاری خرد مردم محلی و بازچرخانی سرمایه در این محدوده را فرآهم آورده است. در مقابل، در دهستانهای شرق استان بهواسطه اقتصاد تکمحصولی مبتنی بر دامداری که افراطیبودن و عدم مدیریت صحیح مراتع موجب از میان رفتن و تبدیل مراتع به اراضی بایرشده، دوری از مرکز شهرستان و بیتوجهی به آنها در زمینه تأمین زیرساختها (بیش از 70 روستاها هنوز هم راه آسفالته یا دسترسی به گاز لوله کشی را ندارند)، کاهش جمعیت و افزایش روستاهای تخلیهشده (بیشترین نرخ مهاجرت روستایی و تخلیه روستاها)، هدایت سرمایهها به شهر مریوان و عدم بازچرخانی آنها در محیط اقتصادی روستاهای منطقه که فضای نامناسبی را از لحاظ اقتصادی و جذب سرمایه و شکلگیری اجتماع توسعه محور شکل داده، موجب شده است تا این دهستانها، نهتنها در زمینه اقتصادی، در زمینههای اجتماعی و زیرساختی نیز با فقر و کمبودهای بسیار، روبهرو شده و فرهنگ فقر و فقر اقتصادی بهصورت تله بین نسلی درآمده است و این چنین، انزواگزینی آنها در سازمان فضایی توسعه منطقه، هر روز تقویت میشود. در این بخش (وضعیت نامناسب و نامناسب)، تنها یک منطقه، شامل روستاهایی که در محدوده جاده اصلی تازه تأسیس ارتباطی مریوان - سنندج قرار گرفته و در طی این چند سال توانستهاند از انزوای فضایی و اقتصادی و اجتماعی خارج شوند و زمینههای تنوع بخشی و بازگشت روستاییان و سرمایهها به این روستاها فراهم شود، بهعنوان گرهای با سطح آسیبپذیری متوسط قرار گرفتهاند. با توجه به محرومیت گستردهای که در این منطقه مرزی وجود دارد، بهرهگیری از مزیتهای رقابتی و تنوعبخشی اقتصادی بهعنوان آنتیتز آسیبپذیری میتوانست مهمترین عامل و پیشران به سمت کاهش آسیبپذیری باشد که این اصل در بخشهای مرکزی و غربی در زمینه تجارت مرزی، زراعت و باغداری و گردشگری، صورت پذیرفته است؛ اما در بخشهای شرقی، مزیتهای رقابتی در زمینه دامداری و گیاهان دارویی به واسطه بهرهبرداری افراطی ناشی از تداوم فقر و عدم فعالیتهای محافظتی از مراتع طبیعی، میان رفته است. تأیید و تعمیم این یافته پژوهش را میتوان در معنیدار محاسبهشدن ارتباط متغیرهای ذکرشده با سطح آسیبپذیری روستاهای منطقه در نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن[7] مشاهده کرد (جدول 1). هرچند، بخش شرقی و دهستانهای آسیبپذیر شهرستان از لحاظ دیگر مخاطره مورد بررسی یعنی افت سطح آب و فرونشست ناشی از آن دارای وضعیت مناسبتری هستند، آبهای زیرزمینی این منطقه بهواسطه شیب زیاد (بیشترین شیب و ارتفاع شهرستان در این مناطق قرار دارد) از دسترس خارج شدهاند و مهار آبهای سطحی هم در قالب دو سد بزرگ شهرستان (گاران در دهستان سرشیو و آزاد در دهستان کوماسی) بهواسطه عدم منفعت محوری مردم محلی و انتقال آب آنها به حوضههای دیگر یا اختصاص امتیازات اقتصادی به سرمایهداران بزرگ شهری، عملاً هیچ کاربردی حتی برای روستاهای پایین دست سدها نیز نداشته است (روستاها حق برداشت و بهرهگیری از آب به صورت رسمی را ندارند و صرفاً تعدادی محدود بهصورت غیررسمی از منابع آبی سدها بهره میگیرند). از لحاظ در معرضبودن در برابر مخطرات مورد بررسی، همه روستاها در معرض بودند (توزیع فضایی نرمال در شاخص موران در شکل 8)؛ اما سطح حساسیت و مهمتر از آن ظرفیت سازگاری بود که تفاوتهای معنیداری را ایجاد کرده است. در این ارتباط، میتوان به نوع راهبردهای اتخاذی پرداخت که بهعنوان راهبردهای مقابلهای و سازگارانه در پاسخها توسط دهیارها بدانها اشاره میشد و انعکاسدهنده سطح توسعه ظرفیتی است. بر این اساس، در روستاهای بهویژه پرجمعیت و گرههای مطلوبیت مرکزی و غربی شهرستان، رویآوری به آبیاری قطرهای و تحت فشار، جلوگیری از تکهتکه شدن اراضی و افزایش اراضی بزرگ مقیاس، بهرهگیری از توان گردشگری و سرمایهگذاریهای خرد بهویژه اشتغال زنان در این عرصه، بهرهگیری از روشها و نهالها و بذرهای جدید اصلاحشده در زمینه باغداری و زراعت، رویآوری به تجارت مرزی و دامداریهای نیمهصنعتی و صنعتی دام سنگین، گلخانهداری و کشت گیاهان دارویی، اشتغال نیمهوقت در شهر مریوان همراه با کشاورزی روستا، حمایت از جوانان تحصیلکرده برای راهاندازی کسب و کارها و ساخت مساکن مستحکم و نوین و در بخش شرقی شهرستان فروش دامها، خروج سرمایهها و مهاجرت به شهر مریوان برای کارگری و خرید ملک و زمین، کاهش تعداد دامها، اجارهدادن مراتع به افراد غیربومی برای دامداری، زندگی فصلی و موقتی در روستاها (شش ماهه اول سال) و رهاکردن اراضی و باغات به دنبال کمآبی، اصلیترین راهبردهای اتخاذی هستند.
جدول (1) عوامل تبیینکننده تفاوت سطح آسیبپذیری در روستاهای منطقه مورد مطالعه Table 1. Factors explaining the variation in vulnerability levels across villages in the study area
منبع: (یافتههای پژوهش، 1404) شکل (4) درونیابی وضعیت مرتبط با متغیرهای مربوط با مؤلفه حساسیت و در معرضبودن در برابر مخاطرات در منطقه مورد مطالعه، منبع: (یافتههای پژوهش، 1404) Figure (4) Interpolation of the status related to the variables related to the component of sensitivity and exposure to hazards in the study area
شکل (5) درونیابی وضعیت مرتبط با متغیرهای مربوط با مؤلفه ظرفیت سازگاری برابر مخاطرات در منطقه مورد مطالعه، منبع: (یافتههای پژوهش، 1404) Figure (5) Interpolation of the status related to the variables related to the adaptive capacity component equal to the hazards in the study are
شکل (6) وضعیت توزیع روستاها در سه مؤلفه در معرضبودن، حساسیت و ظرفیت سازگاری، منبع: (یافتههای پژوهش، 1404) Figure (6) Distribution status of villages in three components of exposure, sensitivity and adaptive capacity
شکل (7) وضعیت توزیع و تراکم کرنل سطح آسیبپذیری روستاهای منطقه مورد مطالعه، منبع: (یافتههای پژوهش، 1404) Figure (7) Distribution and density of vulnerability levels in the villages of the study area
شکل (8) وضعیت توزیع خودهمبستگی فضایی مؤلفهها و میزان آسیبپذیری در منطقه مورد مطالعه، منبع: (یافتههای پژوهش، 1404) Figure (8) The distribution status of spatial autocorrelation of components and the level of vulnerability in the study area جدول (2) بررسی تفکیکی وضعیت دهستانها نسبت به آسیبپذیری و مؤلفههای آن در سطوح کیفی مورد سنجش Table (2) A separate study of the status of rural districts with respect to vulnerability and its components at the qualitative levels measured.
منبع: (یافتههای پژوهش، 1404)
نتیجهگیری سؤال اصلی پژوهش حاضر، مبتنی بر این مطلب بود که وضعیت آسیبپذیری نواحی روستایی شهرستان مریوان در سه مؤلفه اثرگذار مبتنی بر در معرضبودن، میزان حساسیت و سازگاری با مخاطرات مؤثر بر منطقه (زلزله، خشکسالی، برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی و فرونشست ناشی از آنها) به چه نحوی است و توزیع فضایی آن چگونه است. یافتههای بهدستآمده نشان دادند که سطح و توزیع فضایی در معرضبودن نواحی روستایی شهرستان مریوان در برابر مخاطرات تهدیدکننده متفاوت است؛ به گونهای که در برابر مخاطره زلزله، دهستانهای شرقی، مشتمل بر گلچیدر، کوماسی و سرشیو و در برابر تهدید فرونسشت زمین ناشی از برداشت بیرویه منابع آب، دهستانهای مرکزی و غربی مشتمل بر زریبار، خاوومیرآباد و سرکل دارای نامطلوبترین وضعیت هستند. این در حالی است که در بررسی مؤلفه ظرفیت سازگاری و حساسیت مشخص شد دهستانهای شرقی دارای نامطلوبترین وضعیت و دهستانهای مرکزی و غربی، مطلوبترین وضعیت را دارا هستند. با توجه به توانهای محیطی این دو منطقه در دهستانهای غربی، نیاز آبی برای انجام فعالیتها و در دهستانهای شرقی، نیاز به ظرفیتهای توسعهای برای پایدارماندن و تأمین معیشت روستاییان است. در مجموع آسیبپذیری نیز، آنچه مشخص شد، بیشترین فراوانی روستاها در طبقه کیفی نامناسب و کاملاً نامناسب و با اختلاف کمی در طبقه مناسب و کاملاً مناسب جای گرفتهاند. الگویی که نشان از نابسامانی و درهمریختگی فضای معیشتی و توسعهای این شهرستان دارد و بررسی الگویهای توزیع نیز خوشهایبودن توزیع روستاها در مؤلفههای حساسیت، ظرفیتهای سازگاری و شاخص کل آسیبپذیری را نشان دادند. شدت تفاوت و خوشهبندی شکلگرفته مبتنی بر یک وضعیت رضایتبخش و یک وضعیت بسیار نامناسب به حدی است که ادامه این روند به گسیختگی فضایی و الگوی دوگانگی و تضاد مبتنی بر یک منطقه با آسیبپذیری بالا شامل دهستانهای کوماسی، سرشیو و گلچیدر و یک منطقه با آسیبپذیری کمتر و قدرت تابآوری بیشتر شامل دهستانهای خاومیرآباد، سرکل و زریبار میانجامد. نباید از یاد برد که 20 درصدی از روستاها نیز که حالتی متوسط و بینابین از لحاظ آسیبپذیری و مؤلفههای وابسته به آن داشتند، در صورت ادامه وضعیت موجود و بهواسطه شکننده بودنشان بهراحتی قابلیت تبدیل به روستاهای با آسیبپذیری بسیار بالا را دارا خواهند بود. این تضاد، آیندهای پرابهام و پرچالش را پیشروی فضای معیشتی و توسعهای منطقه به همراه خواهد داشت. همچنین، مشخص شد روستاهای کم جمعیتتر در مؤلفههای حساسیت، ظرفیت سازگاری و مجموع آسیبپذیری به نسبت روستاهای پرجمعیتتر دارای شرایط بسیار نامناسبتری هستند. همچنین، روستاهای نزدیک به مرز و مرکز شهرستان به نسبت روستاهای دورتر از مرز و مرکز شهرستان، وضعیت نامناسبتری از لحاظ آسیبپذیری را دارا بودند. در راستای ساماندهی و تغییر وضعیت نامناسب موجود در ابتدا پیشنهاد میشود که ریشهایترین، علل شکلگیری این وضعیت که مبتنی بر الگوی نامناسب و ضد توسعهای مرکز - پیرامون در فضای توسعهای و معیشتی منطقه است، تغییر یابد و تخصیص منافع و امکانات توسعه با توجه به دیدگاه عدالتگرایانه و آمایشی مبتنی بر جایگاه و نقش هر روستاها در ساختار فضایی منطقه و نیازهایشان برای رشد و شکوفایی باشد. نیاز است که تنوع اقتصادی که عامل افزایش ظرفیت و کاهش حساسیت روستاهای دارای وضعیت مطلوب آسیبپذیری بودند، در میان روستاهای محروم و بسیار آسیبپذیر شهرستان، مشتمل بر دهستانهای گلچیدر، سرشیو و کوماسی مدنظر قرار گیرد و در این ارتباط با شناخت مزیتهای نسبی و رقابتی و هماهنگکردن آنها در یک زنجیره فعالیتی در سطح شهرستان، تنوعبخشی به کسب و کارها را در منطقه افزایش داد. در این زمینه در وهله نخست، باید پیشنیازهایی همچون: ضعف زیرساختی، ضعف مهارتی نیروی انسانی، تخریب گسترده اراضی طبیعی و ذهنیت و باور اشتغالزایی مستقل و نوپا بهویژه در میان جوانان با انجام حمیاتهای مالی و قانونی و جذب سرمایههای بخش خصوصی به توانهای بکر این مناطق در زمینه گردشگری، دامداری دام سبک (خروج از سنتیبودن)، کشت و توسعه باغداری مبتنی بر گیاهان دارویی و سازگار با مراتع ازمیانرفته، انجام فعالیتهای حفاظتی از مراتع و تقویت آنها و در مجموع، زدودن فرهنگ فقر و خردهفرهنگ دهقانی و ایجاد یک اجتماع توسعه محور را دنبال کرد. در این ارتباط میتوان از روستاهای محدودی که دارای آسیبپذیری کمتر و در طبقه متوسط بودهاند و عموماً روستاهای مرکز دهستان و پرجمعیت و دارای موقعیت ارتباطی مناسبی هستند، بهعنوان مراکز ثقل بهره برد. همچنین، فرونشست زمین بهواسطه بهرهبرداری افراطی از منابع آبی در دهستانهای غربی و با سطح آسیبپذیری کمتر و رضایتبخشتر، همانطور که در نقشه مربوط در مؤلفه در معرضبودن نشان داده شد، بسیار محتمل است و این به معنی، ایجاد تهدید جدی برای پایداری این روستاها است که عموماً هم با جمعیت متوسط و پرجمعیت هستند. در این ارتباط، هرچند اقدامات موثری در زمینه نوینسازی کشاورزی و آموزش مردم محلی و تنوعبخشی اقتصادی انجام گرفته، نیاز است که این اقدامات، نه بهصورت پروژهای و نقطهای بلکه بهصورت برنامهای واحد و درگستره بیشتری برای روستاهای پیرامون این دسته از روستاها (گرههای مطلوبیت در نقشه آسیبپذیری) نیز انجام پذیرد تا پایداری سفرههای آب زیرزمینی حفظ شود. جلوگیری از بورسبازی شدید زمین و مسدود کردن چاههای غیرمجاز فراوان منطقه و تعیین الگوی کشت بهینه و حمایت از آن سوی ارگانهای توسعهای شهرستان، نیاز کاهش سطح در معرضبودن روستاهای مناسب به لحاظ آسیبپذیری شهرستان در بخش غربی و مرکزی است. با توجه به محدودیت امکانات، منابع مالی، نیروی انسانی توانمند و زمان در سطح منطقه، بهرهگیری از الگوی نظریه پخش فضایی در راستای اصلاح وضعیت موجود در مناطق نامناسب و کاهش بیشتر آسیبپذیری، میتواند کارایی مناسبی داشته و در این ارتباط تأکید بر ایجاد مراکز ثقلی است که بتوانند به جریانسازی در زمینه توسعه ظرفیتی (اقتصادی، اجتماعی، فردی، مهارتی، زیرساختی و ...) بهعنوان راهحل ریشهای کاهش آسیبپذیری در منطقه منجر شوند و همراهی هرچه بیشتر مردم محلی و روستاهای کوچکتر در عرصههای مختلف بهویژه در زمینه تنوعبخشی، نوینسازی کشاورزی و انجام اقدامات مقابلهای را موجب شوند. در این ارتباط، همانطور که گفته شد در مناطق با وضعیت نامناسب آسیبپذیری، روستاهای دارای وضعیت متوسط و در مناطق مناسب نیز روستاهایی که دارای بیشترین سطح توسعه ظرفیتی و مطلوبیت بودند، مبنای انجام اقدامات مداخلهای قرارگیرند. نیاز است که نظام مدیریت توسعهای شهرستان از دیدگاه و پارادایم سنتی و منسوخشده مدیریت بحران مخاطرات طبیعی (علاج پس از واقعه) به مدیریت ریسک مخاطره مبتنی بر کاهش آسیبپذیری، پیشگیری، کنشگرایی، مشارکتی و توسعه ظرفیتی تغییر یابد. همچنین، نیاز است که از تأکید بر یک تهدید و ریسک خاص که به سمت ارزیابی چندریسکی و تدوین برنامهای واحد اما جامع با مشخصبودن نقش و عملکرد نهادی دولتی و محلی حرکت کرد. نیاز است که در پژوهشهای آتی بهصورت ریشهای، علل و عوامل بروز این وضعیت نامناسب آسیبپذیری و توزیع فضایی آن در سطح منطقه واکاوی و مدلسازی ساختاری شوند و مطالعات آیندهنگرانهای در ارتباط با سناریوهای پیشرو و پیشرانهای مؤثر بر تحقق و عدم تحقق آنها در راستای جلوگیری از تحقق یک آینده پرابهام مبتنی بر تداوم وضعیت موجود به آیندهای دستیافتنی مبتنی بر تابآورکردن محیطهای روستایی منطقه انجام پذیرد. در نهایت با توجه به اینکه گستره حساسیت و به تبع آن سطح آسیبپذیری سکونتگاههای مورد مطالعه بیشتر از آنکه وابسته به متغیرهای مکانی و طبیعی باشد، بیشتر ساختاری، اجتماعی و وابسته به سیاستگذاری و تعامل انسان با محیط روستایی بود، بهصورت تفکیکی و متناسب با سطح آسیبپذیری در راستای تحول بخشی به ساختارهای اقتصادی و اجتماعی مناطق روستایی مورد مطالعه به شرح جدول زیر راهکارهایی ارائه شده است.
جدول (3) : راهکارهای تحول بخشی به فعالیتهای اقتصادی و حرکت به سمت توسعه اجتماع در راستای کاهش سطح حساسیت و افزایش ظرفیت سازگاری روستاها Table (3) Transformative Strategies for Economic Activities and Advancing Community Development to Reduce Vulnerability and Enhance Adaptive Capacity in Rural Areas
منبع: (یافتههای پژوهش، 1404)
[1] Reactive responses [2] Proactiveor anticipatory [3] Transform [4] Absorptive capacity (threshold) [5] Capacity of response [6] Multi-risk assessment analyzes [7] . بهمنظور هم مقیاسسازی دادهها تمامی متغیرها (وضعیت کیفی آسیبپذیری، فاصله از مرکز شهرستان، تعداد جمعیت و میزان تنوع اقتصادی با استفاده از گزینه record در بسته نرمافزاری spss کدگذاری مجدد و در سه کد کم، متوسط و زیاد، دستهبندی و آزمون شدند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
منابع ریاحی، وحید، و مقدسی، یاسین (1402). تحلیل میزان آسیبپذیری روستاهای شهرستان اشتهارد در برابر زلزله. جغرافیا و توسعه، 2(7)، 206-181. https://doi.org/10.22111/gdij.2023.7404 سراوانی، چنگیز، عبداللهزاده، غلامحسین، و قربانی، خلیل (1400). ارزیابی آسیبپذیری خانوارها در مواجهه با سیلاب در نواحی روستایی (مطالعه موردی: شهرستان آق قلا و گمیشیان). تحلیل فضایی مخاطرات محیطی، 2(8)، 101-118. http://jsaeh.khu.ac.ir/article-1-3232-fa.html عطایی، هوشمند، بستانی، علیرضا، و صلاحی اصفهانی، گیتی (1401). ارزیابی میزان آسیبپذیری سکونتگاههای روستایی از پدیده خشکسالی، با استفاده از مدل کوپراس. برنامهریزی توسعه کالبدی، 9(2)، 86-73. https://doi.org/10.30473/psp.2022.53248.2307 مکانیکی، جواد، اسمعیلنژاد، مرتضی، و اکبرپور، محمد (1398). ارزیابی آسیبپذیری سکونتگاههای روستایی در مقابل مخاطرات محیطی (مورد: شهرستان بیرجندو خوسف). پژوهشهای روستایی، 2(10)، 248-228. https://doi.org/10.22059/jrur.2019.264124.1277 References Abdollahzadeh, G., Sharifzadeh, M. S., Sklenička, P., & Azadi, H. (2023). Adaptive capacity of farming systems to climate change in Iran: Application of composite index approach. Agricultural Systems, 204(12), 61-79. https://doi.org/10.1016/j.agsy.2022.103537 Adu, D. T., Kuwornu, J. K. M., & Anim-Somuah, H. (2019). Livelihood vulnerability index analysis: A case study of rural households in Ghana. Sustainability, 11(6), 2-14. https://doi.org/10.1016/j.kjss.2017.06.009 Alam, E., & Bennett, N. S. (2021). Disaster risk governance for district-level landslide risk management in Bangladesh. International Journal of Disaster Risk Reduction, 59(2), 1-22. https://doi.org/10.1016/j.ijdrr.2021.102220 Ali Mirdda, H. M., Bera, S., & Chatterjee, R. (2022). Vulnerability assessment of mountainous households to landslides: A multidimensional study in the rural Himalayas. International Journal of Disaster Risk Reduction, 71(5), 1-19. https://doi.org/10.1016/j.ijdrr.2022.102809 Ataee, H., bostany, A., Soltani, R. and salahi, G. (2022). Assessing the Vulnerability of Rural Settlements to Drought Using Coopras Model (Case sStudy: Darab Township). Physical Social Planning, 9(2), 73-86. https://doi.org/10.30473/psp.2022.53248.2307 [In Persian] Birkmann, J., Welle, T., Solecki, W., Lwasa, S., & Garschagen, M. (2022). Understanding human vulnerability to climate change: A global perspective on exposure, sensitivity, and adaptive capacity. Environmental Sustainability, 803(25), 1–22. https://doi.org/10.1016/j.scitotenv.2021.150065 Bonadonna, C., Frischknecht, C., Menoni, S., Romerio, F., Gregg, C. E., Rosi, M., ... & Cristiani, C. (2021). Integrating hazard, exposure, vulnerability and resilience for risk and emergency management in a volcanic context:the ADVISE model. J Appl. Volcanol, 10(7), 2-15. https://doi.org/10.1186/s13617-021-00108-5 Brito, M. M., Evers, M., & Höllermann, B. (2017). Prioritization of flood vulnerability, coping capacity and exposure indicators through the Delphi technique: A case study in Taquari-Antas basin, Brazil. International Journal of Disaster Risk Reduction, 24(3), 119-128. https://doi.org/10.1016/j.ijdrr.2017.05.027 Chen, Y., Yi, Ran, Li, Jiahe., & Chen, A. (2025). Coping or adapting? Exploring regional priority of capacity building for disaster resilience. Journal of Cleaner Production. 525(26), 125–139. https://doi.org/10.1016/j.jclepro.2025.146502 Cutter, S. L., Barnes, L., Berry, M., Burton, C., Evans, E., Tate, E., & Webb, J. (2008). A place-based model for understanding community resilience to natural disasters. Global Environmental Change, 18(4), 598–606. https://doi.org/10.1016/j.gloenvcha.2008.07.013 Davies, T. R. H., & Davies, A. J. (2018). Increasing communities’ resilience to disasters: An impact-based approach. International Journal of Disaster Risk Reduction, 31(3), 743–749. https://doi.org/10.1016/j.ijdrr.2018.07.026 De Angeli, S., Malamud, B. D., Rossi, L., Taylor, F. E., Trasforini, E., & Rudari, R. (2022). A multi-hazard framework for spatial-temporal impact analysis. International Journal of Disaster Risk Reduction, 73(6), 55-74. https://doi.org/10.1016/j.ijdrr.2022.102829 Duan, Y., Xiong, J., Cheng, W., & Wang, N. (2022). Assessment and spatiotemporal analysis of global flood vulnerability in 2005–2020. International Journal of Disaster Risk Reduction, 80(10), 1-19. https://doi.org/10.1016/j.ijdrr.2022.103179 Engle, N. L. (2011). Adaptive capacity and its assessment. Global Environmental Change, 21(2), 647–656. https://doi.org/10.1016/j.gloenvcha.2011.01.019 Epule, T. E., Poirier, V., Chehbouni, A., Salih, W., Kechchour, A., Kemeni, P. L. K., Ousayd, L., & Achli, S. (2023). A new index assessing adaptive capacity across Africa. Environmental Science & Policy, 149(9), 15-30. https://doi.org/10.1016/j.envsci.2023.103561 Fafali, Z., & Kruse, S. (2023). What drives vulnerability? Explaining the institutional context of flood disaster risk management in Sub-Saharan Africa. International Journal of Disaster Risk Reduction, 97(6), 1-16. https://doi.org/10.1016/j.ijdrr.2023.103971 Galderisi, A., & Limongi, G. A. (2021). A comprehensive assessment of exposure and vulnerabilities in multi-hazard urban environments: A key tool for risk-informed planning strategies. Sustainability, 13(16), 55-90. https://doi.org/10.3390/su13169055 Gallopin, G. C. (2006). Linkages between vulnerability, resilience, and adaptive capacity. Global Environmental Change, 16(3), 293–303. https://doi.org/10.1016/j.gloenvcha.2006.02.004 Gupta, A. K., Negi, M., Nandy, S., Kumar, M., Singh, V., Valente, D., Petrosillo, I., & Pandey, R. (2021). Mapping socio-environmental vulnerability to climate change in different altitude zones in the Indian Himalayas. Ecological Indicators, 109(12), 1-15. https://doi.org/10.1016/j.ecolind.2019.105787 Gutierrez, H. (2020). Perceptions of local vulnerability and the relative importance of climate change in rural Ecuador. Human Ecology, 48(5), 383–395. https://doi.org/10.1007/s10745-020-00165-1 Hayes, W. M., Davies, Z. G., Chan-A-Sue, M., Bicknell, J. E., & Robinson, J. E. (2025). Assessing the livelihood vulnerability of rural Guyanese communities due to accelerating environmental change. Regional Environmental Change, 136(25), 5-15. https://doi.org/10.1007/s10113-025-02460-3 Huo, C., Hameed, J., & Nawaz, A. (2021). Scientific risk performance analysis and development of disaster management framework: A case study of developing Asian countries. Journal of King Saud University - Science, 33(4), 1-22. https://doi.org/10.1016/j.jksus.2021.101425 Islam, M. M. U., Choudhury, P., & Haque, M. E. (2016). We are more scared of the power elites than the floods: Adaptive capacity and resilience of wetland community to flash flood disasters in Bangladesh. International Journal of Disaster Risk Reduction, 19(3), 145–158. https://doi.org/10.1016/j.ijdrr.2016.08.004 Korir, L., Rizov, M., Ruto, E., & Walsh, P. (2021). Household vulnerability to food insecurity and the regional food insecurity gap in Kenya. Sustainability, 13(16), 25-38. https://doi.org/10.3390/su13169022 Lanlan, J., Sarker, M. N. I., Ali, I., Firdaus, R. R., & Hossin, M. A. (2023). Vulnerability and resilience in the context of natural hazards: a critical conceptual analysis. Environ Dev Sustain, 26(2), 1-18. https://doi.org/10.1007/s10668-023-03440-5 Li, H., Zhao, X., & Wang, W. (2023). Evaluation and formation mechanism of rural social vulnerability under natural hazard: A case study of the eastern Qinghai-Tibetan Plateau, China. Habitat International, 138(15), 1-20. https://doi.org/10.1016/j.habitatint.2023.102863 Majlingova, A., & Kádár, T. S. (2025). From risk to resilience: Integrating climate adaptation and disaster reduction in the pursuit of sustainable development. Sustainability, 17(12), 45-58. https://doi.org/10.3390/su17125447 Matewos, T. (2020). The state of local adaptive capacity to climate change in drought-prone districts of rural Sidama, southern Ethiopia. Climate Risk Management, 27(2), 15–29. https://doi.org/10.1016/j.crm.2019.100209 Mekonen, A. A., Berlie, A. B. (2021). Rural households’ livelihood vulnerability to climate variability and extremes: a livelihood zone-based approach in the Northeastern Highlands of Ethiopia. Ecol Process, 55(10), 2-17. https://doi.org/10.1186/s13717-021-00313-5 Mikaniniki, J., Esmaeilnezhad, M. & Akbarpour, M. (2019). Evaluation of the Vulnerability of Rural Settlements Against Environmental Hazards: A Case Study of Birjand and Khosf. Journal of Rural Research, 10(2), 244-257 https://doi.org/10.22059/jrur.2019.264124.1277 [In Persian]. Mohuya, F. A., Walsh, C. L., & Fowler, H. J. (2025). Urban flood risk management through the lens of citizen science: A case study on the two city corporations area of Dhaka, International Journal of Disaster Risk Reduction, 124(15), 1-23. https://doi.org/10.1016/j.ijdrr.2025.105405 O’Brien, K., Sygna, L., Leichenko, R., Adger, W. N., Barnett, J., Mitchell, T., Schipper, L., Tanner, T., Vogel, C., & Mortreux, C. (2008). Disaster risk reduction, climate change adaptation and human security. Global Environmental Change and Human Security (GECHS) Project. Ojo, M. P., Ayanwale, A. B., Adelegan, O. J., Ojogho, O., Awoyelu, D. E. F., & Famodimu, J. (2024). Climate change vulnerability and adaptive capacity of smallholder farmers: A financing gap perspective. Environmental and Sustainability Indicators, 24(2),73-86. https://doi.org/10.1016/j.indic.2024.100476 Pathak, S., Panta, H. K., Bhandari, T., & Paudel, K. P. (2020). Flood vulnerability and its influencing factors. Nat Hazards, 104(15), 2175–2196. https://doi.org/10.1007/s11069-020-04267-3 Rahman, M. M., Tanni, K. N., Shobuj, I. A., & Hossain, T. (2025). A multidimensional vulnerability assessment of flood-prone communities using exposure and sensitivity indicators. International Journal of Disaster Risk Reduction, 18(3), 1-16. https://doi.org/10.1111/jfr3.70089 Ramalingam, B., Laric, M., & Primrose, J. (2014). From best practice to best fit: Understanding and navigating wicked problems in international development (ODI Working Paper). Overseas Development Institute. https://B2n.ir/km4745 Rana, I. A., & Routray, J. K. (2018). Vulnerability assessment of urban communities in Pakistan using a multidimensional approach. Habitat International, 9(1), 359–375. https://doi.org/10.1007/s13753-018-0179-4 Reimer, M. N., Rogers, A., & Sanchirico, J. N. (2025). Managing for adaptive capacity in climate-ready fisheries. Marine Policy, 174(12), 25-39. https://doi.org/10.1016/j.marpol.2025.106601 Riahi, V. and Mogadasi, Y. (2023). Analysis of the Vulnerability of the Villages of Eshtehard City Against Earthquakes. Geography and Development, 21(70), 181-206. https://doi.org/10.22111/gdij.2023.7404 [In Persian] Salgueiro-Otero, D., Barnes, M.L. & Ojea, E. (2022). Climate adaptation pathways and the role of social-ecological networks in small-scale fisheries. Sci Rep, 12(1), 109-117. https://doi.org/10.1038/s41598-022-18668-w Saravani, Ch, Abdollahzadeh, Gh. H., & Ghorbani, Kh. (2012). Assessing the vulnerability of households to flooding in rural areas (Case study: Aq Qala and Gomishian counties). Spatial Analysis of Environmental Hazards, 2(8), 101-118. http://jsaeh.khu.ac.ir/article-1-3232-fa.html [In Persian] Saweda, L. O., Tasie, L., & Winter‐Nelson, A. (2011). Asset versus consumption poverty and poverty dynamics in rural Ethiopia. Agricultural Economics, International Association of Agricultural Economists, 42(2), 221-233. https://ideas.repec.org/a/bla/agecon/v42y2011i2p221-233.html Shepherd, P. M., & Dissart, J. C. (2022). Reframing vulnerability and resilience to climate change through the lens of capability generation. Ecological Economics, 203(12), 22-58. https://doi.org/10.1016/j.ecolecon.2022.107556 Silvius, A. J. G., & Schipper, R. P. J. (2016). Sustainability in project management: A literature review and impact analysis. Social Business, 4(1), 63–96. https://doi.org/10.1362/204440814X13948909253866 Sun, Y., Gan, Y., Luo, J., Han, T., Wang, H., Yang, R., & Tian, L. (2025). Farm households’ livelihood adaptive capacity under multiple pressures of small watershed management. Ecological Indicators, 178(11), 1-17. https://doi.org/10.1016/j.ecolind.2025.114035 Thanvisitthpon, N., Shrestha, S., Pal, I., Ninsawat, S., & Chaowiwat, W. (2020). Assessment of flood adaptive capacity of urban areas in Thailand. Environmental Impact Assessment Review, 81(5), 2-17. https://doi.org/10.1016/j.eiar.2019.106363 Thomas, D. S. G., & Twyman, C. (2005). Equity and justice in climate change adaptation amongst natural-resource-dependent societies. Global Environmental Change, 15(2), 115–124. https://doi.org/10.1016/j.gloenvcha.2004.10.001 Toufique, K. A., & Islam, A. (2014). Assessing risks from climate variability and change for disaster-prone zones in Bangladesh. International Journal of Disaster Risk Reduction, 10(1), 236–249. https://doi.org/10.1016/j.ijdrr.2014.08.008 United Nations International Strategy for Disaster Reduction (UNISDR). (2016). Hyogo Framework for Action 2005-2015: Building the resilience of nations and communities to disasters. United Nations International Strategy for Disaster Reduction. https://www.unisdr.org/files/1037_hyogoframeworkforactionenglish.pdf Wen, J., Wan, C., Ye, Q., Yan, J., & Li, W. (2023). Disaster risk reduction, climate change adaptation and their linkages with sustainable development over the past 30 years: A review. International Journal of Disaster Risk Science, 14(1), 1-13. https://doi.org/10.1007/s13753-023-00472-3 Yükseler, M., & Tenikler, G. (2024). Assessment of social vulnerability in terms of disasters in Türkiye using different methods. Sustainable Cities and Society, 131(12), 15-33. https://doi.org/10.1016/j.scs.2025.106749 Zacarias, D. A. (2018). Understanding community vulnerability to climate change and variability at a coastal municipality in southern Mozambique. International Journal of Climate Change Strategies and Management, 11(1), 154-176. https://doi.org/10.1108/IJCCSM-07-2017-0145 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 271 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 216 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||