| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,877 |
| تعداد مقالات | 15,278 |
| تعداد مشاهده مقاله | 43,731,467 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,563,680 |
امپراتوریسازی مدیریتی در سایۀ اجتناب مالیاتی؛ آیا محدودیتهای مالی مانع یا محرک هستند؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مدیریت دارایی و تامین مالی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 5، دوره 14، شماره 3 - شماره پیاپی 54، مهر 1405، صفحه 83-98 اصل مقاله (781.04 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/amf.2025.145085.1980 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسنده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مهدی علی بالائی* | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دکتری تخصصی، گروه حسابداری، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هنگامی که به دلیل عملکرد ضعیف شرکت دسترسی به منابع مالی محدود شده باشد، اجتناب مالیاتی میتواند نقش مهمی در جهت تأمین منابع مالی ایفا کند. در این بین مدیران فرصتطلب میتوانند از صرفهجوییهای مالیاتی برای ساخت امپراتوری استفاده کنند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر اجتناب مالیاتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی باتوجهبه نقش محدودیتهای مالی است. نمونۀ آماری این پژوهش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و شامل دادههای 105 شرکت برای دورۀ 9سالۀ 1401-1393 است. برای تجزیهوتحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از مدلهای رگرسیون چندگانه به روش دادههای ترکیبی استفاده شده است. نتایج نشان داد که اجتناب مالیاتی تأثیر مثبتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی دارد و محدودیتهای مالی این اثر را تقویت میکند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اجتناب مالیاتی؛ ساخت امپراتوری مدیریتی؛ محدودیتهای مالی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدمه در حوزۀ عوامل مربوط به مدیران و رفتار آنها یکی از عوامل موردتوجه، ایجاد امپراتوری توسط مدیران است. انگیزۀ ساخت امپراتوری با درجۀ عدم اطمینان، ساختار طرح پاداش مدیریتی، درجۀ ریسکگریزی و ترجیح برای احتیاط مرتبط است (Bragoli, 2021). مدیران سازندۀ امپراتوری ازطریق تصمیمات خود، بهطور فرصتطلبانه شرکتهای خود را فراتر از اندازۀ مطلوب رشد میدهند. تصمیمهای فرصتطلبانه مانند هزینههای سرمایهای بیشازحد، رشد داراییها فراتر از سطح بهینه و اکتساب شرکتهای جدید، اغلب با اهدافی مانند دستیابی به قدرت، اعتبار و موقعیت، دریافت پاداش بیشازحد و نگهداشتن منابع استفادهنشده تحت کنترل مدیریتی انجام میشود (Hope & Thomas, 2008). یانگ و همکاران (Young et al., 2014) معتقدند مدیران با انگیزۀ امپراتوری مدیریتی، اطلاعات گزارشبخش را بهصورت هدفمند پنهان میکنند که به کاهش کیفیت گزارشدهی منجر میشود؛ برایناساس میتوان گفت انگیزۀ ایجاد امپراتوری مدیریتی با تأثیر بر کیفیت گزارشگری مالی میتواند برای سهامداران، ذینفعان، تحلیلکنندگان و کلیۀ افراد و سازمانهایی حائز اهمیت باشد که از اطلاعات شرکت استفاده میکنند (Weiskirchner-Merten, 2023). مطالعات اخیر نیز ابعاد دیگری از این پدیده را روشن کرده است. مینگ و همکاران (Meng et al., 2023) نشان دادند که بیمۀ مسئولیت مدیران میتواند با کاهش اعتمادبهنفس بیشازحد و ریسکجویی مدیرعامل، از شکلگیری امپراتوریهای مدیریتی در قالب اکتسابهای پرهزینه جلوگیری کند. همچنین، چاترجی و همکاران (Chatterjee et al., 2021) نقدشوندگی بالای سهام را عاملی برای تشدید تمایل شرکتها به خرید و توسعۀ امپراتوری دانستهاند؛ هرچند این رفتارها به کاهش ارزش شرکت منجر میشود. همچنین، گول و همکاران (2020 Gul et al.,) نیز دریافتند که مسئولیت اجتماعی شرکتی بهطور کلی تمایلات امپراتوریسازی را کاهش میدهد؛ اگرچه در مدیران با اعتمادبهنفس بیشازحد، این اثر تضعیف میشود. سیاستهای مالیاتی بر رفتار عاملان اقتصاد، بهخصوص شرکتها تأثیر دارد. تصمیمات مربوط به فعالیتهای عملیاتی شرکت ممکن است باعث تغییر نتیجۀ قوانین و مقررات مالیاتی شود؛ بااینحال، از دیدگاه مالیاتدهندگان، بهویژه شرکتها، مالیات یکبار مسئولیتی برای شرکت و یکبار نیز برای ذینفعان است. ازآنجاکه شرکتها به پرداخت مقدار زیادی از مالیات به مقامات مالیاتی تردید دارند، آنها راهبردهای مالیاتی را برای به حداقل رساندن، رفع یا به تعویق انداختن بدهی مالیاتی به کار میگیرند. باتوجهبه تضاد نمایندگی که بین مدیریت بهعنوان نماینده و سهامداران بهعنوان مالک وجود داشته است، انتظار میرود که این دو سازوکار (مدیر و مالک) بهعنوان اهرم فشار برای مدیریت برنامهریزی مالیاتی عمل کنند؛ بنابراین، موجب دستیابی به منافع سهامداران یعنی مالیات کمتر و بازدهی بیشتر پس از کسر مالیات میشود (Shams et al., 2022). درک نسبتاً کمی در ادبیات دربارۀ پیامدهای اجتناب مالیاتی یافت میشود، بهویژه دربارۀ اینکه آیا این عوامل به مدیران اجازه میدهد تا زمانی که مالکیت شرکت از مدیریت آن جدا میشود، از منافع شخصی بهرهمند شوند؛ بنابراین، هدف این پژوهش بررسی تأثیر اجتناب مالیاتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی باتوجهبه نقش محدودیتهای مالی است. باتوجهبه بررسیهای انجامشده، مطالعۀ حاضر یکی از اولین مطالعاتی است که اجتناب مالیاتی و محدودیتهای مالی را با ساختن امپراتوری مدیریتی مرتبط میکند. افزونبراین در پژوهش حاضر معیاری ترکیبی از ساختن امپراتوری مدیریتی با استفاده از پنج گزینه از ادبیات ایجاد شده است تا پدیدۀ ساخت امپراتوری مدیریتی به تصویر کشیده و روشن شود. نتایج میتواند برای سهامداران مختلف شرکت مفید باشد؛ زیرا شواهدی دربارۀ انگیزههای مشارکت مدیران در ساخت امپراتوری ارائه میدهد. درحالیکه تلاشهای شرکتها برای کاهش پرداختهای مالیاتی تأثیر مستقیمی بر درآمدهای دولت دارد و پیامدهای بعدی را برای ذینفعان مختلف جامعه به دنبال دارد. ایجاد امپراتوری ازطریق اجتناب مالیاتی میتواند انحراف منابع ذینفعان و استفادۀ شخصی مدیران در نظر گرفته شود؛ بنابراین، یافتههای این مطالعه برای سهامداران، قانونگذاران و سایر ذینفعان شرکتها مفید است. مبانی نظری مدیران انگیزه دارند از منابع شرکتی برای ساختن امپراتوریهای تجاری برای منافع خصوصی خود استفاده کنند و این کار را با دستیابی به پاداش بیشتر و ارضای تمایلات خود برای کسب موقعیت، قدرت و اعتبار انجام میدهند (Jensen, 1986; Hope & Thomas, 2008). مدیرانی که به دنبال منفعت شخصی خود هستند، ازطریق جداسازی مالکیت از کنترل، فرصت بیشتری دارند تا بهجای استفاده از این شیوهها برای افزایش ثروت سهامداران، خود را در شیوههای اجتناب مالیاتی به نفع خود درگیر کنند. ملاحظات نمایندگی ناشی از این جداسازی، موضوع پژوهش در چندین مطالعۀ قبلی دربارۀ اجتناب مالیات بوده است (Slemrod, 2004; Chen & Chu, 2005; Crocker & Slemrod, 2005). همانطور که در پیشینۀ مربوط به انگیزههای اجتناب مالیاتی بحث شده است، فرصتطلبی مدیریتی میتواند توسط فعالیتهای اجتناب مالیاتی شرکتها تشدید شود (Desai & Dharmapala, 2006; Desai et al., 2007; Desai & Dharmapala, 2009; Rego & Wilson, 2012; Chen et al., 2010). دسای و همکاران (Desai et al., 2007) نشان میدهند که چگونه یک سیستم مالیاتی بدون اجرای صحیح به مدیران اجازه میدهد تا در جهت منافع خود عمل کنند. مطالعات متعددی حاکی است که فرصتطلبی مدیریتی با فعالیتهای اجتناب مالیاتی تسهیل میشود؛ همانطور که رفتارهای فرصتطلبانۀ مدیران با دستکاری سود و انحراف مستقیم منابع برای استفادۀ شخصی مدیران نشان داده شده است (Desai & Dharmapala, 2006; Desai et al., 2007; Desai & Dharmapala, 2009; Chen et al., 2010). یافتههای پژوهشهای اخیر نیز این ارتباط را تأیید میکند. شمس و همکاران (Shams et al., 2022) نشان دادند که راهبردهای اجتناب مالیاتی با تشدید مشکلات نمایندگی، رشد بیشازحد داراییها و انباشت منابع تحت کنترل مدیر را تسهیل میکند؛ در همین راستا، صادقی و همکاران (Sadeghi et al., 2023) نیز دریافتند که اجتناب مالیاتی بهطور معناداری فعالیتهای امپراتوریسازی مدیریتی را افزایش میدهد و حتی مکانیزمهای حاکمیت شرکتی نیز توان مهار این رابطه را ندارد. شرکتها میتوانند با کاهش انواع مختلف هزینهها سود خود و به دنبال آن ارزش شرکت را افزایش دهند. یکی از این نوع هزینهها، هزینۀ مالیاتی است. یکی از راههای کاهش هزینههای مالیاتی اجتناب مالیاتی است (Pratama, 2018). در یک مطالعۀ جدیدتر، اتوود و لولن (Atwood & Lewellen, 2019) نشان میدهند شرکتهایی که سپر مالیاتی دارند با حمایت ضعیف از سرمایهگذاران، صرفهجوییهای مالیاتی را به سرمایهگذاری بیشازحد و هزینههای تحقیق و توسعۀ بیشازحد منحرف میکنند و این احتمال را برجسته میکنند که این مدیران از صرفهجوییهای مالیاتی شرکتها برای ساخت امپراتوری استفاده میکنند (Atwood & Lewellen, 2019). هانلون و هیتزمن (Hanlon & Heitzman, 2010) خواستار توجه بیشتر پژوهشگران برای بررسی ملاحظات نمایندگی دربارۀ اجتناب مالیاتی شرکتها هستند. دسای و دارماپالا (Desai & Dharmapala, 2009) دریافتند که اجتناب مالیاتی تنها زمانی که نظارت سرمایهگذاران نهادی وجود داشته باشد، تأثیر مثبتی بر ارزش شرکت دارد و در غیاب نظارت قوی، مدیران میتوانند از شیوههای اجتناب مالیاتی برای منافع شخصی خود استفاده کنند؛ برای مثال میتوان به ساخت امپراتوریهای مدیریتی اشاره کرد. مدیرانی که انگیزههای امپراتوریسازی دارند، تمایل دارند بیشازحد در داراییهای شرکت سرمایهگذاری کنند تا شرکت خود را فراتر از اندازۀ مطلوب رشد دهند و منابع استفادهنشده را تحت کنترل خود نگه دارند. اجتناب مالیاتی شرکتها بهطور مثبت با ساخت امپراتوری مدیریتی در ارتباط است؛ به این معنی که شرکتهایی که سطح بیشتری از اجتناب مالیاتی را دارند، سطح بیشتری از ساخت امپراتوری مدیریتی را نشان میدهند. راهبردهای اجتناب مالیاتی تنها درصورت وجود مکانیسم نظارتی قوی به سود سهامداران است (Shams et al., 2022). باتوجهبه مبانی مذکور اولین فرضیۀ این پژوهش به شرح زیر تدوین شده است: فرضیۀ 1: اجتناب مالیاتی تأثیر مثبتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی دارد. هنگامی که به دلیل عملکرد ضعیف شرکت دسترسی به منابع مالی محدود شده باشد، اجتناب مالیاتی میتواند نقش مهمی را بهعنوان یک فرصت نهایی برای دسترسی به منابع مالی ایفا کند (Dhaliwal et al., 2004). اجتناب مالیاتی میتواند با ایفای نقش تعیینکننده بهعنوان منبع جایگزین تأمین مالی، منابع داخلی اضافی را برای شرکتها ایجاد کند. شرکتهای با محدودیت مالی، احتمالاً نقدینگی خود را ازطریق فعالیتهای اجتناب مالیاتی افزایش میدهند و از این روش برای دستیابی به منابع مالی بالقوۀ داخلی استفاده میکنند؛ به عبارت دیگر میتوان انتظار داشت که محدودیت مالی تأثیر مثبتی بر اجتناب مالیاتی شرکتها داشته باشد (Edwards et al., 2013). برخی از مطالعات قبلی تأثیر محدودیت مالی را بر اجتناب مالیاتی بررسی کردهاند که نتایج آنها نشاندهندۀ تأثیر مثبت محدودیت مالی بر اجتناب مالیاتی است (Dhamara & Violita, 2017; Dhawan et al., 2020; Prawati et al., 2020). دراینبین مدیران فرصتطلب میتوانند از صرفهجوییهای مالیاتی ناشی از محدودیتهای مالی و اعتمادبهنفس بیشازحد مدیرعامل شرکتها برای ساخت امپراتوری استفاده کنند؛ درنتیجه میتوان انتظار داشت که اجتناب مالیاتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی شرکت تأثیر مثبت داشته باشد و با افزایش اعتمادبهنفس بیشازحد مدیرعامل این تأثیر تقویت شود (Shams et al., 2022)؛ بنابراین، دومین فرضیۀ پژوهش به شرح زیر تدوین و مطرح میشود: فرضیۀ 2: محدودیتهای مالی تأثیر اجتناب مالیاتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی را تقویت میکند.
روش پژوهش برای جمعآوری دادهها از سایت سازمان بورس اوراق بهادار تهران و برای آزمون فرضیهها از نرمافزار ایویوز 10 استفاده شده است. نمونه، شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران از ابتدای سال 1393 تا پایان سال 1400 هستند و در طی این بازۀ زمانی در بورس اوراق بهادار تهران فهرست شدهاند. نمونه طبق اطلاعات جدول (1) تحدید شد.
جدول (1): نمونه پژوهش Table (1): Research sample
متغیر وابسته، ساخت امپراتوری مدیریتی است. یک شاخص ترکیبی برای ساخت امپراتوری مدیریتی براساس پنج مؤلفه ایجاد شده است: تملیک[1]: یک متغیر ساختگی است. درصورتیکه تعداد تملیکهای شرکت از میانۀ نمونۀ پژوهش بزرگتر باشد، عدد یک میگیرد و درغیراینصورت عدد صفر میگیرد. در یک تملیک ساده، شرکت متصرف بیشترین سهام شرکت (بیش از 50درصد سهام) مدنظر را خریداری میکند و کنترل شرکت را به دست میآورد. پس از تملیک سهام، نام و ساختار قانونی شرکت تملیکشده تغییر نمییابد. به عبارتی شرکت الف بخش عمدهای از سهام شرکت ب را خریداری میکند و کنترل شرکت ب را به عهده میگیرد. پس از تملیک سهام شرکت ب توسط شرکت الف، هر دو شرکت به فعالیت خود ادامه خواهند داد (Chhaochharia et al., 2012; Levi et al., 2014; Gul et al., 2020; Shams et al., 2022). تلفیق[2]: یک متغیر ساختگی است. درصورتیکه شرکت اصلی باشد، عدد یک میو درغیراینصورت عدد صفر میگیرد. شرکتهای اصلی شامل شرکتهایی هستند که صورتهای مالی تلفیقی ارائه میکنند (Chhaochharia et al., 2012; Levi et al., 2014; Gul et al., 2020; Shams et al., 2022). مطابق با پژوهش شمس و همکاران (Shams et al., 2022) و گول و همکاران (Gul et al., 2020) میتوان انتظار داشت که متغیر تلفیق بهعنوان معیاری از ساخت امپراتوری مدیریتی در نظر گرفته شود؛ زیرا شرکت تلفیقی نشاندهندۀ تمایل مدیران برای ایجاد امپراتوری در شرکت است. رشد مخارج سرمایهای[3]: یک متغیر ساختگی است. درصورتیکه رشد مخارج سرمایهای از میانۀ نمونۀ پژوهش بزرگتر باشد، عدد یک میو درغیراینصورت عدد صفر میگیرد. برای محاسبۀ رشد مخارج سرمایهای از نسبت مخارج سرمایهای در پایان سال مالی جاری تقسیم بر مخارج سرمایهای در پایان سال مالی قبل منهای یک استفاده شده است (Chhaochharia et al., 2012; Levi et al., 2014; Shams et al., 2022). مطابق با پژوهش شمس و همکاران (Shams et al., 2022) میتوان انتظار داشت که رشد مخارج سرمایهای بهعنوان معیاری از ساخت امپراتوری مدیریتی در نظر گرفته شود؛ زیرا هر چقدر رشد مخارج سرمایهای بیشتر باشد، نشاندهندۀ تمایل مدیران برای ایجاد امپراتوری در شرکت است. رشد کل داراییها[4]: یک متغیر ساختگی است. درصورتیکه رشد کل داراییها از میانۀ نمونۀ پژوهش بزرگتر باشد، عدد یک میو درغیراینصورت عدد صفر میگیرد. برای محاسبۀ رشد کل داراییها از نسبت کل داراییها در پایان سال مالی جاری به کل داراییها در پایان سال مالی قبل منهای یک استفاده شده است (Chhaochharia et al., 2012; Levi et al., 2014; Shams et al., 2022). مطابق با شمس و همکاران (Shams et al., 2022) میتوان انتظار داشت که رشد کل داراییها بهعنوان معیاری از ساخت امپراتوری مدیریتی در نظر گرفته شود؛ زیرا هر چقدر رشد کل داراییها بیشتر باشد، نشاندهندۀ تمایل مدیران برای ایجاد امپراتوری در شرکت است. رشد داراییهای ثابت مشهود[5]: یک متغیر ساختگی است. درصورتیکه رشد داراییهای ثابت مشهود از میانۀ نمونۀ پژوهش بزرگتر باشد، عدد یک میو درغیراینصورت عدد صفر میگیرد. برای محاسبۀ رشد داراییهای ثابت مشهود از نسبت داراییهای ثابت مشهود پایان سال مالی جاری به داراییهای ثابت مشهود پایان سال مالی قبل منهای یک استفاده شده است (Chhaochharia et al., 2012; Levi et al., 2014; Shams et al., 2022). مطابق با شمس و همکاران (Shams et al., 2022) میتوان انتظار داشت که رشد داراییهای ثابت مشهود بهعنوان معیاری از ساخت امپراتوری مدیریتی در نظر گرفته شود؛ زیرا هر چقدر رشد داراییهای ثابت مشهود بیشتر باشد، نشاندهندۀ تمایل مدیران برای ایجاد امپراتوری در شرکت است. با در نظر گرفتن این موضوع که به هریک از متغیرهای ذکرشده ارزش یک یا صفر داده میشود، شاخص ساخت امپراتوری مدیریتی براساس رابطۀ (1) محاسبه شده است. رابطۀ (1):
در این رابطه نشاندهندۀ تمامی مواردی است که عدد یک گرفتهاند و نشاندهندۀ تمامی مواردی است که عدد صفر یا یک دربارۀ آنها در نظر گرفته شده است؛ به عبارت دیگر در رابطۀ (1) حاصل بهدستآمده از صورت کسر عددی بین صفر تا پنج است و عدد مخرج کسر عدد پنج است؛ به این ترتیب، دربارۀ هر شرکت شاخص اندازهگیریشدۀ ساخت امپراتوری مدیریتی در محدودۀ بین صفر تا یک قرار میگیرد. مقادیر بیشتر شاخص ساخت امپراتوری مدیریتی نشاندهندۀ سطح بیشتر ساخت امپراتوری مدیریتی است؛ درحالیکه مقادیر کمتر نشاندهندۀ سطح پایینتر ساخت امپراتوری مدیریتی است. متغیر مستقل اجتناب مالیاتی[6] است که برای محاسبۀ آن از نسبت هزینۀ مالیات به سود قبل از کسر مالیات استفاده شده است. باتوجهبه اینکه مقادیر بیشتر این نسبت نشاندهندۀ اجتناب مالیاتی کمتر است و برعکس، پس مقادیر بهدستآمده در منفی یک (1-) ضرب شده است (Safarigraili & Pudine, 2016; Lee & Bose, 2021). برای سنجش محدودیتهای مالی[7] از معیار تدوینشده بهوسیلۀ بادآورنهندی و درخور (Badavarnahandi & Darkhor, 2013) به شرح رابطۀ (3) استفاده شده است: رابطه (2):
معیار بحران مالی شرکت، جریانهای نقدی شرکت، کل داراییها، نسبت ارزش بازار سهام عادی به ارزش دفتری آن سهام، کل بدهیهای شرکت، حقوق صاحبان سهام، سود پرداختی به سهامداران است. نگهداشت وجه نقد است که برابر با مجموع وجه نقد و سرمایهگذاریهای کوتاهمدت است. روش استفاده از این شاخص بدین صورت بوده است که براساس مقادیر واقعی، مقدار Z-score محاسبه شده است. براساس محاسبات بهدستآمده مقادیر از کوچک به بزرگ (متناسب با مقادیر بهدستآمده از نمونۀ پژوهش) به پنج گروه تقسیم میشود. هر چقدر این مقادیر بزرگتر باشد، محدودیت مالی شرکتها نیز بیشتر است. شرکتهایی که در گروههای چهارم و پنجم قرار دارند، بهعنوان شرکتهای با محدودیت مالی شناسایی شدند و کد یک گرفتتند و مابقی شرکتها بهعنوان شرکتهای بدون محدودیت مالی شناسایی شدند و کد صفر گرفتند. به تبعیت از شمس و همکاران (Shams et al., 2022) و گول و همکاران (Gul et al., 2020) متغیرهای کنترلی نگهداشت وجه نقد[8] برابر است با نسبت وجه نقد و سرمایهگذاریهای کوتاهمدت به کل داراییها، اهرم مالی[9] برابر است با نسبت کل بدهیها به کل داراییها، سودآوری[10] برابر است با نسبت سود خالص به کل داراییها، اندازۀ شرکت[11] برابر است با لگاریتم طبیعی کل داراییها، نسبت ارزش بازار به دفتری[12] برابر است با نسبت ارزش بازار حقوق صاحبان سهام (تعداد سهام شرکت ضربدر ارزش بازار هر سهم) به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام، رشد فروش[13] برابر است با فروش سال جاری منهای فروش سال گذشته تقسیم بر فروش سال گذشته، سن شرکت[14] برابر است با لگاریتم طبیعی تعداد سالهای فعالیت شرکت از زمان تأسیس تا دورۀ زمانی پژوهش، مالکیت نهادی[15] برابر با درصد مالکیت سهامداران نهادی شرکت است. توانایی مدیرعامل[16] است که در این پژوهش برای محاسبۀ توانایی مدیران از مدل دمیرجان و همکاران (Demerjian et al., 2012) استفاده شده است. برآورد توانایی مدیریت شامل فرایند دومرحلهای است که با برآورد کل بازدۀ شرکت با استفاده از رویکرد تحلیل پوششی دادهها شروع میشود. تحلیل پوششی دادهها روشی آماری است که برای ارزیابی بازدۀ نسبی واحدهای اقتصادی تفکیکپذیر استفاده میشود. هر واحد اقتصادی تفکیکپذیر نشاندهندۀ یک واحد تصمیمگیرنده است که هر واحد تصمیمگیرنده اطلاعات ورودی مشخص را به اطلاعات خروجی مشخص تبدیل میکند. در مدل مذکور هر شرکت بهعنوان واحد تصمیمگیرنده عمل میکند. ابتدا به استناد این پژوهش از مدل پایهای CCR استفاده شده است. پسازآن برای محاسبۀ کارایی از رابطۀ زیر استفاده شد: رابطۀ (3): MAXV1Uθ =
که در آن Sales کل درآمد حاصل از فروش شرکت بهعنوان خروجی، COGS بهای تمامشدۀ کالای فروشرفتۀ شرکت، SG&a هزینۀ عمومی و اداری فروش شرکت، PPE داراییهای ثابت مشهود، Other assets سایر داراییها است. پس از اندازهگیری کارایی شرکت برای تعدیل کارایی و خنثیکردن سایر عوامل که بر تلاش مدیر اثرگذار است، برای محاسبۀ توانایی مدیریتی از رابطۀ 4 استفاده شده است. از مقادیر پسماند مدل برای محاسبۀ توانایی مدیریت استفاده شده است: رابطۀ (4):
که در آن DEA-Effit کارایی شرکت i در سال t، FirmSizeit اندازۀ شرکتi در سالt، MarketShareit سهم بازار شرکتi در سالt، FreeCashFlowit متغیر شاخص جریان نقد آزاد شرکت i در سال t، درصورتیکه جریان نقد آزاد شرکت مثبت باشد کد 1 و درغیراینصورت کد صفر را اختیار میکند. FrimAgeitلگاریتم طبیعی سن شرکت i در سال t، ForeignCurrencyIndicatoritمتغیر شاخص فروش صادراتی شرکت i در سال t. درصورتیکه واحد پولی خارجی شرکت پس از تعدیلات مثبت باشد، عدد 1 و درغیراینصورت عدد صفر اختیار میکند. ɛitپسماند مدل است. جریان نقد آزاد شرکت از رابطۀ 5 محاسبه شد: رابطۀ (5):
که در آن Free Cash Flow جریان نقد آزاد، OIBDPسود قبل از کسر هزینۀ استهلاک، Working capitalتغییرات سرمایه در گردش بدهی است و CAPX مخارج سرمایهای است که از تفاوت بین داراییهای ثابت مشهود سال جاری و سال گذشته به دست میآید. درنهایت توانایی مدیریت با استفاده از مقادیر پسماند رابطۀ (4) اندازهگیری شده است. حال، باتوجهبه شرح متغیرهای اصلی، برای آزمون فرضیۀ اول مبنی بر تأثیر مثبت اجتناب مالیاتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی از رابطۀ (6) استفاده شده است. در رابطۀ (6) درصورتیکه ضریب معنادار و مثبت باشد، فرضیۀ اول پژوهش رد نمیشود. رابطۀ (6):
که در آن ساخت امپراتوری مدیریتی شرکتi در سالt، اجتناب مالیاتی شرکتi در سالt، نگهداشت وجه نقد شرکتi در سالt، اهرم مالی شرکتi در سالt، سودآوری شرکتi در سالt، اندازۀ شرکتi در سالt، نسبت ارزش بازار به دفتری شرکتi در سالt، رشد فروش شرکتi در سالt، سن شرکتi در سالt، مالکیت نهادی شرکتi در سالt، توانایی مدیرعامل شرکتi در سالt است. برای آزمون فرضیۀ دوم مبنی بر اثر تقویتکنندۀ محدودیتهای مالی بر تأثیر اجتناب مالیاتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی، از مدل (2) استفاده شده است. در مدل (2) درصورتیکه ضریب معنادار و مثبت و باشد، فرضیۀ دوم پژوهش رد نمیشود. برای مقایسۀ ضرایب و از آزمون والد استفاده شده است. مدل (2):
که در آن محدودیتهای مالی شرکتi در سالt است.
یافتهها بهمنظور تجزیهتحلیل اطلاعات، ابتدا آمار توصیفی متغیرهای پژوهش در جدول (2) ارائه شده است:
جدول (2): آمارههای توصیفی Table (2): Descriptive statistics
همانطورکه مشاهده میشود 08310/0- مقدار میانگین برای متغیر اجتناب مالیاتی است که نشان میدهد دادهها بیشتر حول این نقطه تمرکز یافتهاند. مقدار میانۀ این متغیر 06998/0- است که نشان میدهد نیمی از دادهها کمتر از این عدد و نیمی دیگر بیشتر از این عدد هستند. احتمال آمارۀ بهدستآمده برای آزمون خودهمبستگی برای کلیۀ مدلهای پژوهش از سطح خطای 05/0 کمتر بوده و برای رفع آن از روش AR(1) در تخمین استفاده شده است؛ بنابراین، روش دادههای تابلویی پذیرفته شده است. آزمون ناهمسانی واریانس برای مدلهای پژوهش از سطح خطای 05/0 کمتر است. برای رفع ناهمسانی واریانس از روش حداقل مربعات تعمیمیافته استفاده شده است. فرضیۀ اول بیان میکند که اجتناب مالیاتی تأثیر مثبتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی دارد. همانطور که در جدول (3) مشاهده میشود، مقدار احتمال حاصلشده برای آمارۀ F صفر است و فرض صفر نشاندهندۀ عدم معناداری کل مدل است؛ بنابراین، فرض صفر رد میشود. لیکن تمامی ضرایب رگرسیون بهطور همزمان صفر نیستند؛ بنابراین، بین تمامی متغیرهای مستقل با متغیر وابسته بهطور همزمان رابطهای معنیدار وجود دارد. ازآنجاییکه مقدار احتمال آماره t برای متغیر اجتناب مالیاتی برابر 0093/0 است و کمتر از سطح خطای 05/0 است، پس اولین فرضیۀ پژوهش در سطح خطای 5درصد پذیرفته میشود و میتوان گفت که اجتناب مالیاتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی تأثیر مثبت دارد.
جدول (3): نتایج آزمون فرضیۀ اول پژوهش Table (3): The results of the first hypotheses
فرضیۀ دوم بیان میکند که محدودیتهای مالی تأثیر اجتناب مالیاتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی را تقویت میکند. همانطور که در جدول (4) مشاهده میشود، مقدار احتمال بهدستآمده برای آماره F که صفر است، فرض صفر که عدم معناداری کل مدل است، رد میشود و این نشان میدهد که تمامی ضرایب رگرسیون بهطور همزمان صفر نیستند؛ بنابراین، بهطور همزمان بین تمامی متغیرهای مستقل با متغیر وابسته رابطۀ معناداری وجود دارد. مقدار ضریب متغیر TAX_AVOID*Z_SCORE مبین شاخصی برای ارزیابی فرضیۀ 2 است. درصورتیکه ضریب مذکور معنادار باشد، نشاندهندۀ تأیید این فرضیه است. جدول (4) نشان میدهد که سطح معناداری آماره t برای این متغیر برابر 0226/0 است و کمتر از سطح خطای 05/0 است؛ بنابراین، فرضیۀ دوم پژوهش در سطح خطای 5درصد پذیرفته میشود. میتوان گفت که محدودیتهای مالی تأثیر اجتناب مالیاتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی را تقویت میکند. جدول (4): نتایج آزمون فرضیۀ دوم پژوهش Table (4): The results of the second hypotheses test
برای آزمون مدل دوم پژوهش لازم است تا آزمون والد انجام گیرد. در این آزمون فرض صفر برای آزمون است که درصورتیکه فرض صفر این آزمون رد شود، بهمنزلۀ آن است که اثرگذاری متغیر ضربی و متغیر مستقل اصلی در مدل متفاوت است. باتوجهبه جدول (5) مقادیر احتمال آماره F کمتر از 05/0 است؛ بنابراین، فرض صفر آزمون والد رد میشود و اثرگذاری متغیر ضربی و متغیر مستقل اصلی در مدل متفاوت است.
جدول (5): آزمون والد مدل دوم Table (5): Wald test of the second model
نتیجهگیری و پیشنهادها نتایج نشان داد که اجتناب مالیاتی تأثیر مثبتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی دارد؛ بنابراین، فرضیۀ اول پژوهش پذیرفته میشود. نتایج حاصل از این پژوهش با پژوهشهای صادقی و همکاران (Sadeghi et al., 2023) و شمس و همکاران (Shams et al., 2022) همخوانی دارد. براساس نظریۀ نمایندگی، مدیران انگیزه دارند تا از منابع شرکتی برای منفعتطلبیهای تجاری در راستای منافع شخصی خود مانند دستیابی به پاداش بیشتر و ارضای تمایل خود برای موقعیت، قدرت و اعتبار و بهعبارتی، تشکیل امپراتوری مدیریتی استفاده کنند. مدیران سودجو ازطریق جداسازی مالکیت از کنترل فرصت بیشتری دارند تا بهجای افزایش ثروت سهامداران، منافع خود را ازطریق شیوههای اجتناب مالیاتی تأمین کنند؛ بنابراین، بین اجتناب مالیاتی و تشکیل امپراتوری مدیریت رابطۀ مثبت وجود دارد. نتایج نشان داد که محدودیتهای مالی تأثیر اجتناب مالیاتی بر ساخت امپراتوری مدیریتی را تقویت میکند؛ بنابراین، فرضیۀ دوم پژوهش پذیرفته میشود. نتایج از بُعد معناداری با پژوهشهای صادقی و همکاران (Sadeghi et al., 2023) و شمس و همکاران (Shams et al., 2022) همخوانی دارد. باتوجهبه نتایج پژوهش پیشنهاد میشود تا برای کاهش خریدهای بیهوده و تسهیل در وارونهساختن امپراتوری مدیریتی گذشته، سهامداران و ذینفعان شرکت، مدیرانعامل با سابقۀ ساخت امپراتوری تخریبکنندۀ ارزش را برکنار کنند؛ طرحهای ارائۀ پاداش به مدیران را برای محدودکردن انگیزههای ساخت امپراتوری اجرا کنند؛ اعضای هیئتمدیرۀ جدید را وارد کنند و سازوکارهای نظارتی را بهمنظور کاهش ساخت امپراتوری مدیریتی افزایش دهند. سهامداران باید به اقدامات مدیرانعامل درزمینۀ ساخت امپراتوری توجه داشته باشند؛ بهویژه اگر حاکمیت شرکتی قوی و سازوکار نظارتی مناسب نباشد. درصورتیکه مدیرعامل به دنبال فعالیتهای راهبردی شرکت باشد، سهامداران باید سرمایهگذاریهای خود را نگه دارند یا حتی افزایش دهند؛ زیرا ممکن است عملکرد مالی را بهبود بخشد؛ بااینحال، اگر تنوع غیرمرتبط مشاهده شود، ممکن است واگذاری توصیه شود؛ زیرا سهامداران این اختیار را دارند که خودشان سهام خود را متنوع کنند. تعمیم روند گذشته به آینده در صورتی معقول است که همان شرایط گذشته برقرار باشد؛ برای مثال شرایط سیاسی، اقتصادی و قانونی موجود برای شرکتها همانند گذشته باشد. همچنین، این مسئله میتواند در تعمیم نتایج تأثیرگذار باشد و پژوهش را با محدودیت مواجه کند. دادههای استفاده شده از صورتهای مالی بابت تورم تعدیل نشده است. با تعدیل دادهها از بابت تورم ممکن است نتایج متفاوتی حاصل شود.
[1] Acquisitions [2] Consolidations [3] CAPEX [4] AGROWTH [5] PPEGROWTH [6] TAX_AVOID [7] Z-score [8] CASH [9] LEV [10] ROA [11] SIZE [12] MB [13] SGROWTH [14] FAGE [15] INSTOWN [16] MABILITY | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
بادآورنهندی، یونس، و درخور، سعید (1392). بررسی رابطه بین محدودیت مالی، ارزش وجه نقد و خالص سرمایهگذاری. پژوهشهای تجربی حسابداری، 3(2)، 167-189. https://doi.org/10.22051/jera.2013.578
صادقی هسنیجه، منصور، شمسالدینی، کاظم، و رحیمی، علیرضا (1402). بررسی رابطه اجتناب مالیاتی و امپراتورسازی مدیریتی با در نظر گرفتن حاکمیت شرکتی. پژوهشهای حسابداری مالی، 15(1)، 21-48.
صفری گرایلی، مهدی، و پودینه، شیوا (1395). اجتناب مالیاتی و به موقع بودن اعلان سود: آزمون تجربی از بورس اوراق بهادار تهران. پژوهشنامه مالیات 24(31)، 101-118.
References
Atwood, T. J., & Lewellen, C. (2019). The complementarity between tax avoidance and manager diversion: Evidence from tax haven firms. Contemporary Accounting Research, 36(1), 259–294.
Badavar-Nahandi, Y., & Darkhor, S. (2013). The relationships among financial constraint, cash value and net investment in firms listed. Journal of Empirical Research in Accounting, 3(2), 167–189.
https://doi.org/10.22051/jera.2013.578 [In Persian]
Bragoli, D., Ferretti, C., & Ganugi, P. (2021). Machine-learning models for bankruptcy prediction: Do industrial variables matter?. Spatial Economic Analysis, 17(2), 156–177.
Chatterjee, S., Hasan, I., John, K., & Yan, A. (2021). Stock liquidity, empire building, and valuation. Journal of Corporate Finance, 70, 102051. https://doi.org/10.1016/j.jcorpfin.2021.102051
Chen, K. P., & Chu, C. C. (2005). Internal control versus external manipulation: A model of corporate income tax evasion. The RAND Journal of Economics, 36(1), 151–164.
Chen, S., Chen, X., Cheng, Q., & Shevlin, T. (2010). Are family firms more tax aggressive than non-family firms? Journal of Financial Economics, 95(1), 41–61. https://doi.org/10.1016/j.jfineco.2009.02.003
Chhaochharia, V., Kumar, A., & Niessen-Ruenzi, A. (2012). Local investors and corporate governance. Journal of Accounting and Economics, 54(1), 42–67. https://doi.org/10.1016/j.jacceco.2012.03.002
Crocker, K. J., & Slemrod, J. (2005). Corporate tax evasion with agency costs. Journal of Public Economics, 89(9–10), 1593–1610. https://doi.org/10.1016/j.jpubeco.2004.08.003
Demerjian, P., Lev, B., & McVay, S. (2012). Quantifying managerial ability: A new measure and validity tests. Management Science, 58(7), 1229–1248. https://doi.org/10.1287/mnsc.1110.1487
Desai, M. A., & Dharmapala, D. (2006). Corporate tax avoidance and high-powered incentives. Journal of Financial Economics, 79(1), 145–179. https://doi.org/10.1016/j.jfineco.2005.02.002
Desai, M. A., & Dharmapala, D. (2009). Corporate tax avoidance and firm value. Review of Economics and Statistics, 91(3), 537–546.
Desai, M. A., Dyck, A., & Zingales, L. (2007). Theft and taxes. Journal of Financial Economics, 84(3), 591–623. https://doi.org/10.1016/j.jfineco.2006.05.005
Dhaliwal, D., Gleason, C., & Mills, L. (2004). Last chance earnings management: Using the tax expense to meet analysts’ forecasts. Contemporary Accounting Research, 21(2), 431–459. https://doi.org/10.1506/TFVV-UYT1-NNYT-1YFH
Dhamara, G. P., & Violita, E. S. (2017). The influence of financial distress and independence of board of commissioners on tax aggressiveness. Advances in Economics, Business and Management Research (AEBMR), 55, 81–86. https://doi.org/10.2991/iac-17.2018.15
Dhawan, A., Ma, L., & Kim, M. H. (2020). Effect of corporate tax avoidance activities on firm bankruptcy risk. Journal of Contemporary Accounting and Economics, 16(2), 43–66.
Edwards, A., Schwab, C., & Shevlin, T. (2013). Financial constraints and the incentives for tax planning. Presented at American Taxation Association Midyear Meeting.
Gul, F. A., Krishnamurti, C., Shams, S., & Chowdhury, H. (2020). Corporate social responsibility, overconfident CEOs and empire building: Agency and stakeholder theoretic perspectives. Journal of Business Research, 111, 52–68. https://doi.org/10.1016/j.jbusres.2020.01.035
Hanlon, M., & Heitzman, S. (2010). A review of tax research. Journal of Accounting and Economics, 50(2-3), 127–178. https://doi.org/10.1016/j.jacceco.2010.09.002
Hope, O. K., & Thomas, W. B. (2008). Managerial empire building and firm disclosure. Journal of Accounting Research, 46(3), 591–626. https://doi.org/10.1111/j.1475-679X.2008.00289.x
Jensen, M. C. (1986). Agency costs of free cash flow, corporate finance and takeovers. American Economic Review, 76(2), 323–329.
Lee, C. H., & Bose, S. (2021). Do family firms engage in less tax avoidance than non family firms? The corporate opacity perspective. Journal of Contemporary Accounting and Economics, 17(2), 1–22.
Levi, M., Li, K., & Zhang, F. (2014). Director gender and mergers and acquisitions. Journal of Corporate Finance, 28, 185–200. https://doi.org/10.1016/j.jcorpfin.2013.11.005
Meng, Q., Zhong, Z., Li, X., & Wang, S. (2023). What protects me also makes me behave: The role of directors' and officers' liability insurance on empire-building managers in China, Pacific-Basin Finance Journal, 80, 102085. https://doi.org/10.1016/j.pacfin.2023.102085
Pratama, A. (2018). Do related party transactions and tax avoidance affect firm value? Review of Integrative Business and Economics Research, 7(1), 106–116.
Prawati, L. D., & Hutagalung, J. P. U. (2020). The effect of capital intensity, executive characteristics, and sales growth on tax avoidance. Journal of Applied Finance & Accounting, 7(2), 1–8.
Rego, S. O., & Wilson, R. (2012). Equity risk incentives and corporate tax aggressiveness. Journal of Accounting Research, 50(3), 775–810. https://doi.org/10.1111/j.1475-679X.2012.00438.x
Sadeghi-Hosnijeh, M., Shamsaddini, K., & Rahimi, A. (2023). The investigation of the relationship between tax avoidance and managerial empire building considering corporate governance. Financial Accounting Research, 15(1), 21–48. https://doi.org/10.22108/far.2024.139044.1995 [In Persian]
Safarigraili, M., & Pudine, S. (2016). Tax avoidance and timeliness of earnings announcement: A case study of Tehran Stock Exchange. Journal of Tax Research, 24(31), 101–118. [In Persian]
Shams, S., Bose, S., & Gunasekarag, A. (2022). Does corporate tax avoidance promote managerial empire building? Journal of Contemporary Accounting and Economics, 18(1), 100293.
Slemrod, J. (2004). The economics of corporate tax selfishness. National Tax Journal, 57(4), 877–899.
Weiskirchner-Merten, K. (2023). Capital budgeting and managerial empire building. Accounting and Business Research, 53)4(, 416-438. https://doi.org/10.1080/00014788.2021.2021502
Young, C. S., Chen, C. H., Chien, F. L., & Yu, T. Y. (2014). Managerial empire building and segment reporting quality: The role of auditor industry specialization. Corporate Ownership & Control, 12(1–5), 518–530.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 465 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 162 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||