| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,877 |
| تعداد مقالات | 15,278 |
| تعداد مشاهده مقاله | 43,730,695 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,562,989 |
تأویل و تحلیلِ هوشِ مصنوعی از کاربردِ حقیقی تا رمزی و تمثیلیِ مفهومِ بروج در متونِ عرفانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پژوهشهای ادب عرفانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دوره 19، شماره 1 - شماره پیاپی 54، شهریور 1404، صفحه 117-144 اصل مقاله (1002.44 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/jpll.2025.144747.1910 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسنده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| علی صفیپور* | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| استادیار رشتة ایرانشناسی، گروة جغرافیا، گردشگری و ایرانشناسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| آسمان در نزد عرفا جایگاه والای معنوی دارد و سرچشمة معارف است. در فراسوی آسمانی که با چشم دیده میشود، جهان نادیدنی و ملکوت قرار دارد. آسمان مرئی در باور گذشتگان هشت فلک به شمار میآمد که هشتمین فلک، جایگاه بروج بود. این آسمان و صورتهای فلکی آن، افزونبر کاربرد حقیقی ـ که برآمده از نگاه اخترشناسی آن دوران بود ـ در نزد پیشینیان در مواردی کاربردهای رمزی و تمثیلی نیز داشت. دریافت معنی حقیقی یا استعاری چندان دشوار نیست؛ اما کشف معانی پنهان و رمزی این کاربرد در متون عرفانی تا اندازهای دشوار است. شناخت لایههای زیرین متن نیازمند دانش گستردهای در ستارهشناسی کهن، آشنایی با ظرافتهای ادبی و آگاهی از حکمت، فلسفه و جهانبینی گذشتگان است. باتوجهبه توانمندی بسیار هوش مصنوعی در تحلیل دادهها، سنجش رویارویی این ابزار با مفاهیم پیچیده و تمثیلی متون عرفانی میتواند ما را بیشازپیش در شناخت و شیوه بهرهمندی از این ابزار یاری کند. در این پژوهش به روش توصیفی ـ تجربی تلاش شده است تا کاربرد رمزی و تمثیلی مفاهیم آسمانی در متون عرفانی، با استفاده از هوش مصنوعی سنجیده و بررسی شود. نتایج این پژوهش نشان میدهد که هوش مصنوعی در قالب ربات چتجیپیتی بهخوبی از مفاهیم تمثیلی عرفانی در پیوند با اصطلاحات نجومی آگاهی دارد و از پسِ شناخت کلی این مفاهیم در متون عرفانی برمیآید. هرچند که در این میان، گاهی تحلیلهای نادرستی نیز دیده میشود. شناخت هوش مصنوعی از بیشتر اصطلاحات اخترشناسی کهن بههمراه مفاهیم عرفانی و کاربرد نمادین اعداد از دیگر توانمندیهای این ابزار است. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بروج دوازدگانه؛ آسمان هشتم؛ تأویل متون عرفانی؛ هوش مصنوعی(AI)؛ ربات چتجیپیتی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1. مقدمه 1-1. بیان مسئله در دیدگاه گذشتگان، افلاک، نُه فلک تودرتو بودند؛ مانند پوست پیاز که یکی پس از دیگری قرار دارند. زمین در مرکز این جهان هستی جای داشت و این نُه فلک آسمان بدینگونه پس از زمین، پنداشته میشدند:
در نگرش عرفانی فلکالافلاک یا آسمان نهم که به آن عرش نیز گفته میشود، نفس کلى است که محیط بر عالم جسمانى است و در آن هیچ ستارهاى نیست (نسفی، 1381، ص. 112). آسمان هشتم یا فلکالبروج که دایرةالبروج در آن است این دایره به دوازده بخش با دوازه صورت اساطیری دستهبندی شده است که هریک از آنها را برج میگویند و هر برجی سی درجه از سیصد و شصت درجة دایرةالبروج است. این مرز میان جهان دیدنی و نادیدنی (ستارگان ثابت) بروج دوازدهگانه و پیوند آن با مفاهیم عرفانی از چشم عرفا بهدور نمانده است. نور این آسمان، نور خداوند است؛ چنانکه شیخ احمد جامی (درگذشت 536ق.) آورده است که هر نوری در دنیا و عقبی هست از نور خداوند است، همچنان که نور عرش و کرسی یا خورشید و ماه از نور خداوند است، «نور فلک و نجوم و بروج» نیز از اوست (جامی، 1387، ص. 99). عرفا نیز متأثر از احکامیان، فلاسفه و طبیعیدانان باور داشتند که بروج و ستارگان بر زندگیها تأثیر دارد (البونی، 1427ق، ص. 41؛ غزالی، 1416ق، ص. 63). عالم عِلوی در متون عرفانی بارها به کار رفته است؛ خواه در معنای حقیقی یا در معنای رمزی و تمثیلی. برای نمونه، در داستان رمزی «قصة الغربة الغربیة» از سهروردی «دیار ماوراءالنهر» به معنای عالم علوى و «بلاد مغرب» به معنای عالم هیولا و عالم سفلی است (سهروردی، 1375، ج. 2/274). همچنین، عرفا بارها از بروج و آسمان هشتم، چه بهگونة حقیقی یا رمزی و تمثیلی یاد کردهاند. برای نمونه، غزالی (1383، ج. 1/59)، سهروردی (1375، ج. 3/234ـ236)، عطار نیشابوری (1386، ص. 206ـ207)، یا ابنعربی در فتوحات المکیه بارها و بارها از آسمان، افلاک، فلکالبروج و برجهای آن یاد کرده است (نک. ابنعربی، بیتا، ج. 1/80، 122ـ123، 140ـ141، 293، 295، 326، 388، 656؛ ج. 2/7، 336، 280، 283، 391، 398، 422، 434، 435، 437، 439ـ442، 447، 469، 668، 676، 690؛ ج. 3/30، 37، 39، 53، 201ـ203، 206، 298، 377، 433، 437، 444، 446، 548، 564؛ ج. 4/32، 198، 248، 330). این پژوهش بر دو ساحت اصلی متمرکز است: یک ساحت آن در زمینة عرفانی و نمادین کیهان در سنت کیهانشناسی ایرانی ـ اسلامی است. نظم افلاک و بروج نهتنها مبنای تفسیر دینی و فلسفی، بلکه الهامبخش نمادسازی و رمزآفرینی عرفانی نیز بوده است. بروج و مراتب افلاک، چه در معنا و کارکرد حقیقی (نجومی) و چه در لایههای رمزی و تمثیلی، زمینة شکلگیری ساختارهای پیچیدة معنایی نزد عرفا و فلاسفه است. ساحت دیگر این پژوهش، مسئلة «هوش مصنوعی»[1] است. با ظهور «مدلهای زبان بزرگ»[2] مانند چتجیپیتی[3] ، تحلیل و تأویل متون پیچیدة عرفانی دیگر در انحصار پژوهشگر انسانی نخواهد بود. چتجیپیتی بهعنوان یکی از پیشرفتهترین مدلهای هوش مصنوعی، توسط مؤسسة پژوهشی آمریکایی با نام «اُپن ای آی»[4] توسعه یافته و بر حجم عظیمی از دادههای متنی آموزش دیده است. این مدل قادر به درک، تفسیر و تأویل متون در حوزههای گوناگون است. رویارویی هوش مصنوعی بهمثابة ابزار تحلیل معنایی مدرن با ساختار نمادین، رمزی و چندمعنایی بروج در متون عرفانی، آزمونی جدی برای سنجش قابلیتها و محدودیتهای ربات متن ـ فهم است. 1- 2. پرسش اصلی زبان ادبی آشکارا ابعاد گوناگونی دارد؛ از سادگی و زوددریابی تا پیچیدگی رمزی و دیردریافت. هدف این پژوهش بررسی ابعاد این گونههای زبانی نیست، که قطعاً خارج از حوصلة این تحقیق است. پژوهش حاضر بر آن است تا میزان درک و تفسیر صحیح بروج (چه به معنای حقیقی و چه رمزی) توسط هوش مصنوعی را در بستر متون عرفانی بررسی و آن را با تأویلها و شروح کلاسیک مقایسه کند و به این پرسشها پاسخ بدهد که تا چه حد مدلهای هوش مصنوعی (مانند چتجیپیتی) قادر به تشخیص و تحلیل مفاهیم حقیقی، رمزی و تمثیلیِ بروج در متون عرفانی فارسی هستند و توانمندی آنها چگونه تحتتأثیر نوع و کیفیت دستورنویسی (پرامپتنویسی) تخصصی قرار میگیرد؟ همچنین، در تبیین و تحلیل لایههای معنایی، این مدلها در مقایسه با شرح و تفاسیر سنتی، چه نقاط قوت و ضعفی دارند؟ 1- 3. اهمیت و ضرورت تحقیق اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر در چند محور بنیادی نهفته است: نخست آنکه تحلیل لایههای رمزی و عرفانی متون کلاسیک فارسی و عربی از پیچیدهترین و دشوارترین حوزههای مطالعات ادبی و معنایی به شمار میرود. بهکارگیری ابزارهای نوین مانند هوش مصنوعی در این عرصه، میتواند زمینهساز انقلاب و تحول در شیوه تفسیر و فهم میراث ادبی و عرفانی باشد. دوم اینکه این پژوهش فرصتی مناسب برای ارزیابی توانمندی مدلهای هوش مصنوعی در ورود به ساحتهای «فرا ـ زبانی» است. همچنین، سنجش قابلیت تحلیل چندلایه، نمادین، تمثیلی و رمزآلود متون، میتواند افق تعامل علوم انسانی و فناوری را روشنتر سازد. سوم اینکه باتوجهبه غنای فرهنگی و ظرافتهای خاص گفتمان عرفانی فارسی و اسلامی، بررسی نقاط قوت و کاستیهای هوش مصنوعی در این زمینه، نقش مهمی در فرهنگسازی، بومیسازی و ارتقاء کارآمدی آموزش و توسعة مدلهای زبانی متناسب با نیازهای بومی ایفا میکند. 1- 4. پیشینه پژوهش در سالهای اخیر، هوش مصنوعی از یک دستاورد فناورانة صرف فراتر رفته و به یکی از مؤلفههای بنیادین در تحول ساختارهای دانشی در علوم طبیعی، مهندسی، پزشکی و حتی هنر و علوم انسانی بدل شده است. در این میان، کاربرد هوش مصنوعی در علوم انسانی، بهویژه با گسترش دامنه تکنولوژیهای شناختی، توجه طیف وسیعی از پژوهشگران را برانگیخته است. مطالعات موجود در این زمینه در حوزههای گوناگونی همچون آموزش، سیاستگذاری، فلسفه، حقوق، اخلاق، مطالعات ترجمه، ادبیات و... گسترش یافتهاند. این پژوهشها اغلب ناظر به قابلیتها، محدودیتها، چالشهای اخلاقی و معرفتی و پیامدهای کاربردی فناوریهای نویناند که در ادامه به نمونههایی از آنها اشاره میشود. پژوهشهایی در کاربرد و نقش هوش مصنوعی در حوزههایی نظیر آموزش رسمی و غیررسمی (برای نمونه، مطالعاتی مانند مهرپارسا، 1399؛ حسینیمقدم، 1402؛ حسنزاده و پورحیدر، 1403؛ هوشمند، 1403؛ بقایی و همکاران، 1403؛ فرجی و همکاران، 1404؛ مطلبینژاد و شاهورانی، 1404)، حکمرانی و سیاستگذاری (بربندی و همکاران، 1402؛ کهنهوشنژاد، 1403 الف، ب)، فلسفه (تفنگچی و همکاران، ۱۴۰۱؛ کرمپوری و اسلامی، 1403؛ عاشوری کیسمی و همکاران، ۱۴۰۴)، حقوق (رجبی، 1398؛ اسمعیلپور و همکاران، 1403؛ مصطفوی اردبیلی و همکاران، ۱۴۰۳؛ مهدوی و همکاران، ۱۴۰۴)، اخلاق (صادقی و ناصر، ۱۳۹۹؛ قوامیپور سرشکه و محمودی، 1403؛ مرتضوی شاهرودی و زراعی، ۱۴۰۴)، مطالعات اجتماعی (عرفانمنش، 1402)، ترجمه وتحلیل متون عربی (فرضی و همکاران، 1403) و مزایا و خطرات هوش مصنوعی (میرزاوند و همکاران، 1402؛ آقورنلوئی، 1403)، که این پژوهشها به بررسی پیامدهای وجودی، چالشها و تحلیل معرفتشناختی هوش مصنوعی پرداختهاند. بیشتر این مطالعات بر چالشهای هویتی، مسئولیتپذیری و امکان قانونگذاری در جهان الگوریتمی تمرکز دارند. این موارد تنها نمونههایی از جریان گستردة پژوهشهایی هستند که در حال بررسی ابعاد فلسفی و اجتماعی این فناوری نویناند. بیگمان، این پژوهشها تنها بخشی از بدنة روبهرشد مطالعات در این حوزهها هستند و نه نمایندة تمامی آثار موجود؛ اما مرور آنها نشان میدهد که هوش مصنوعی، چالشی چندوجهی برای دستگاههای مفهومی علوم انسانی به شمار میآید که نیازمند بازنگریهای بنیادین است. بااینحال، پژوهشهای محدود در حوزههای تاریخ، ادبیات و عرفان را میتوان به این شرح دستهبندی کرد: تجربهگرایی آموزشی باتکیهبر متون تاریخی و ادبی، مانند پژوهش مختاری و رضوانی (1401) که تلاش کردهاند از هوش مصنوعی در آموزش تاریخ بهره ببرند یا پژوهش صاحبیکاشی (1404) که کوشیده با بهرهگیری از AI فرایند یادگیری ادبیات را بهبود بخشد. این نوع مطالعات بیشتر در سطح کاربرد آموزشی باقی میمانند. پژوهشهایی نیز در تحلیل روایی و سبکشناسی مبتنیبر مدلهای شناختی انجام شده است مانند پژوهش هاشمی، شمسایی و شمس (1389) که با اتکا به روایتشناسی و هوش داستانی، به بازشناسی ساختار بیانی تاریخنگاری در متون کلاسیک پرداختهاند. پژوهشگرانی نیز مانند میردار رضایی و اسلامی (1403) به توانمندی یا ناتوانی هوش مصنوعی در تحلیل سرودههای فارسی پرداختهاند. اما بخش دیگری از پژوهشها در عرصة AI که بهطور مستقیم به مبحث مطالعة متون ادبی و عرفانی بازمیگردد، مواجهة معرفتی و فلسفی هوش مصنوعی با متون عرفانی است. مهمترین دستاوردها در این بخش به بررسی توانمندی یا ناتوانی مدلهای زبانی در مواجهه با مفاهیم عرفانی مربوط است. میردار رضایی و اسلامی (1404) در پژوهشی با عنوان «ترجمان سکوت عرفانی از زبان هوش مصنوعی»، توانایی مدلهای زبانی در مواجهه با ساحات غیرگفتاری عرفان را بررسی کردهاند. همچنین، بهنامفر و خسروی (1404) در تحلیلی از «نینامه»، محدودیتهای چتجیپیتی در فهم ساحت رمزی شعر عرفانی را تبیین کردهاند. ربیعی (1404) نیز با رویکردی ابزارگرایانهتر، از متنکاوی برای طبقهبندی موضوعی اشعار حافظ بهره برده است. وجه غالب این مطالعات نشان میدهد که کاربرد AI در عرفان و ادبیات هنوز عمدتاً در مرحلة بررسیهای اولیه و امکانسنجی فنی قرار دارد. باوجود رشد پژوهشها در زمینة هوش مصنوعی، استفاده از آن در تحلیل متون ادبی و عرفانی هنوز در مراحل آغازین است و بیشتر در قالب مطالعات ابزاری یا تجربی در سطح آموزش یا طبقهبندی موضوعی قرار دارد. بهدلیل تفاوت روششناختی و موضوعی، پژوهشهای یادشده همپوشانی مستقیمی با پژوهش حاضر ندارند. ازاینرو، میتوان گفت که پژوهش حاضر با تمرکز بر ارزیابی انتقادی AI در درک معنای متون عرفانی، در زمینهای نسبتاً نوپا گام نهاده است و قابلیت ارائة دیدگاهی نو در نسبت میان فناوری و معنا را داراست. 1- 5. چارچوب نظری پژوهش حاضر باتکیهبر پیوند میان زبان رمزی متون عرفانی و قابلیتهای تحلیلی مدلهای زبانی هوش مصنوعی(AI)، به بررسی توان و مرزهای فهم ماشینی از مفاهیم تأویلی میپردازد. متون عرفانی، بهویژه در سنت اسلامی، برخوردار از زبانی چند لایه، نمادین و اشاریاند که در آن مفاهیمی همچون بروج، افلاک، آسمان هشتم و کواکب فراتر از معنای اخترشناسی، حامل دلالتهای باطنی و سلوکیاند. در این متون، زبان نه ابزار انتقال مستقیم اطلاعات، بلکه ظرفی برای «اشارت» به حقایق نادیدنی است؛ حقایقی که در نظام هستیشناسی عرفانی تنها با مکاشفه، ذوق و آگاهی از جهانبینی عرفا در دسترس قرار میگیرند. فهم چنین متونی مستلزم احاطه بر ساختارهای مفهومی سنتهای عرفانی، منطق رمزی، و استعارههای خاص این متون است. در سوی دیگر، مدلهای زبانیِ بزرگ مانند چتجیپیتی[5] که براساس یادگیری عمیق و تحلیل آماری زبان طبیعی عمل میکنند، توانایی شناسایی الگوهای زبانی، استخراج مفاهیم و بازتولید پاسخهای معنادار را بر پایة دادههای متنی دارند. چنین به نظر میرسد که این مدلها قادرند مفاهیم پیچیده را در زمینههای گوناگون بازیابی و بازتفسیر کنند؛ اما پرسش اصلی آن است که آیا درک این مدلها از مفاهیم عرفانی صرفاً سطحی و مبتنیبر شباهت زبانی است یا میتوانند به لایههای تأویلی، استعاری و باطنی نیز نفوذ کنند؟ در این میان، مفاهیمی همچون تأویل[6] ، فهم زمینهمند معنایی و حدود و امکان بازنمایی مفاهیم ذهنی و رمزی در سیستمهای زبانیِ غیرانسانی، چهارچوب نظری این پژوهش را شکل میدهند. همچنین، ازآنجاکه پاسخهای مدلهای زبانی رباتی مانند چتجیپیتی بهطور مستقیم تابع کیفیت و ساختار پرامپت[7] هستند، شیوة طراحی پرسشها و مهندسی پرامپت در این پژوهش نهفقط یک ابزار اجرایی، بلکه عاملی مفهومی در تحلیل معنا محسوب میشود. بررسی نقش پرامپت، بهویژه در مواجهه با مفاهیم رمزی و تأویلی، بخشی از رویکرد نظری پژوهش حاضر را تشکیل میدهد.
2ـ1. کاربرد بروج در معنای حقیقی 2ـ1ـ1. اشارة قرآنی پیوند ناگسستنی متون عرفانی با دین و معارف دینی بر کسی پوشیده نیست. قرآن کریم بهعنوان کتاب مقدس و آسمانی همواره سرچشمة الهام مضامین عرفانی برای عارفان مسلمان بوده است. عرفای اسلامی هنگام مراجعه به این متن مقدس، نگرش عرفانی خود را از آن استنباط میکردند و به شرح، تفسیر و تأویل آیات یا سورههای آن میپرداختند. همچنین، در میان نوشتهها یا سرودههای خود اشاراتی نیز به این آیات یا بخشی از آنها داشتند. یکی از نمونههای بارز این توجه، آیة نخست سورة بروج است. مولوی در مثنوی آورده است:
ملاهادی سبزواری گوید: «سوره بر خوان و السما ذات البروج: مناسبت این سوره بهسبب اصحاب اخدود است، چه اخدود کوچههاى آتش است و این پادشاه و قومش چون زمینها را شکافته، آتش مىافروختند در همهجا و خلق را به آتشپرستى دعوت مىکردند، این اسم مناسب ایشان آمد و در آخرت اصحاب اخدود باشند» (سبزواری، 1374، ج. 1/74). پاسخ هوش مصنوعی دربارة تأویل آیة نخست سورة بروج در پیونددادن شمار بروج با مراتب سیروسلوک بود؛ اما هنگامی که شأن نزول آیه پرسیده شد، به اصحاب «اُخدود» اشاره کرد که در تفاسیری همچون مجمعالبیان شیخ طبرسی آمده است. ازسویدیگر، ابنعربی در تفسیر خود، بدون هیچگونه تعابیر عرفانی دربارة این آیة قرآنی (بروج/1) بروج را در معنای حقیقی و علمی آن گزارش کرده است (ابنعربی. بیتا، ج. 1/122). در این میان، نکتة درخور توجه این است که بروج دوازدهگانه در معنای حقیقی خود به کار رفتهاند. از هوش مصنوعی نیز خواسته شد تأویلی از این آیه ارائه دهد؛ اما او صرفاً با استنادهای قرآنی و جایگاه آن در دستگاه بطلمیوسی سخن گفت. 2ـ1ـ2. کاربرد حقیقی بروج آسمان هشتم و بروج بارها در معنای حقیقی آن در نزد عرفا یا سرایندگان عارفپیشه به کار رفته است:
نام دوازده برج در کاربردی حقیقی:
یا:
یا:
آشکار است که هوش مصنوعی فاقد تجربة درونی و سیروسلوک یک عارف است تا تأویل و تفسیر عرفانی او اصالت داشته باشد. بااینحال، میتواند در شناسایی مفاهیم ادبی و زبانی یا در سطحی فراتر، به ساخت معانی متناسب و نزدیک به سطح درک یک عارف دست یابد که ما را در شناخت هرچه بهتر این مفاهیم ژرف عرفانی رهنمون سازد. برای نمونه، شیخ احمد بونی از دانشمندان سدة هفتم هجری و نویسندة کتاب شمس المعارف الکبری (کتابی دربارة ادعیه، جداول، برخی از طلسمات و اسماء اعظم)، در معنا و تفاسیر چندگانة خود از بروج دوازدهگانه، به وجوه مختلفی توجه کرده است. او برج را هم به معنای کاخ و دژی در آسمان معنا کرده و هم به روایت حسن بصری استناد کرده که برجها را کاخهایی در آسمان، شبیه به کاخهای زمینی دانسته است. همچنین، همو به اختلاف معانی برج در نزد مفسران اشاره کرده و آن را درهای آسمان و کهکشان نامیده است. افزونبر این، به روایت ابنعباس اشاره کرده که خداوند این دوازده برج را بین ستارگان هفتگانه تقسیم کرده است. (البونی، 1427ق، ص. 33ـ34). در اینجا بروج و نامهای آنها در معنای حقیقی به کار رفته و نه در معنای استعاری، رمزی یا کنایی؛ هرچند که تفاسیر ارائهشده خود میتواند به ابعادی از معانی بروج مربوط باشد. هوش مصنوعی این توانایی را دارد که از معنای صرفاً حقیقی تا معنای چندلایه را بررسی کند و حتی در سطحی مانند شیخ احمد بونی، هم به معانی حقیقی و هم رمزی بپردازد. در اینجا AI چگونه میتواند معانی حقیقی را از معانی رمزی تمیز دهد و راه به بیراهه نرود؟ در پرامپت نویسی اینگونه موارد باید به این نکته توجه کرد که اگر هیچ دستوری به AI داده نشود قطعاً حجم بالای ذخیرة اطلاعاتی و آگاهی از متون گوناگون سبب میشود که AI نهتنها به معنای حقیقی بپردازد، بلکه برای آن معنای رمزی نیز برخواهد ساخت که این مسئله سبب گمراهی پژوهشگران میشود. برای نمونه، تفسیری که هوش مصنوعی از بیت «فلک ثامن است جای بروج» از سنایی و دربارة بروج میدهد، بسیار گمراهکننده است. در اینجا باید از چتجیپیتی خواسته شود که اگر بیت مذکور معنای رمزی دارد به آن پرداخته شود. دراینباره توصیه میشود چنین دستوری نوشته شود: «این بیت/ عبارت را به دقت تحلیل کن: .... 1. آیا این بیت فقط معنای حقیقی (نجومی/ زبانی/ ظاهری) دارد؟ اگر آری، فقط آن را بیان کن و از تفسیر رمزی یا افزودن توضیحات اضافی خودداری کن. 2. اگر شواهد روشنی در متن یا منابع عرفانی/ ادبی وجود دارد که این بیت معنای رمزی یا نمادین هم دارد، آن را همراه با ذکر قرینه و منبع توضیح بده. 3. اگر فاقد معنای رمزی است و فقط معنای حقیقی دارد، صرفاً به همان اشاره کن و از پراکندهگویی و مطالب اضافه، تفسیر بدون شـاهد و مثال خودداری کن. 4. از ارائة مثالها یا برداشتهای فرضی و تخیلی جداً خودداری کن. 5. هر نوع تفسیر رمزی، فقط و فقط درصورت وجود قرینه و با استناد به منابع معتبر یا ساختار متن بیان شود». یا گفته شود: «این متن / بیت زیر از سنایی را ابتدا ازنظر معنای صریح و نجومی بررسی کن. سپس فقط درصورتیکه شواهد کافی از معنای استعاری، رمزی یا تمثیلی عرفانی در خود بیت یا در سنت عرفانی وجود دارد، آن را توضیح بده. از تأویلهای فرضی، خیالپردازی یا تفسیرهای بیپایه پرهیز کن. تمرکزت را بر مطابقت با ساختارهای واقعی عرفانی و کیهانشناسی کلاسیک بگذار». توصیه میشود برای آنکه نتیجة بهتری گرفته شود و هوش مصنوعی گمراه نشود، مرحله به مرحله توضیح داده شود و نتایج خواسته شود. 2ـ1ـ3. کاربرد تشبیهی و استعاری بروج و آسمان هشتم و صورتهای فلکی این آسمان گاه هنگام یادکرد از آنها در متون عرفانی، با تشبیه و استعاره و یا بهگونة کنایی یاد میشود. سنایی پس از توصیف برخی سیارهها و صورتهای فلکی به دوازده برج پرداخته و چنین میگوید:
از هوش مصنوعی دربارة بیت نخست و تأویل «خیل رومی بگرد زنگی پیر» پرسیده شد. او دربارة «خیل رومی» چنین پاسخ داد: «استعاره از ارواح نورانی، فرشتگان، یا عقول مجرد است که در جهان معنا و عوالم بالا حضور دارند». همچنین، «زنگی پیر» را «استعاره از نفس اماره، عالم جسمانی، یا تاریکیهای مادی» دانست که «سالک باید بر آن غلبه کند» (چتجیپیتی)؛ درحالیکه «خیل رومی» استعاره از ستارگان ثابت و «زنگی پیر» نیز استعاره از تاریکی شب است. تأویل هوش مصنوعی از «خیل رومی» به «ارواح نورانی، فرشتگان یا عقول مجرد» را میتوان ناشی ازتأثیرپذیری آن از متون عرفانی موجود در دسترس هوش مصنوعی دانست. برای نمونه، نجمالدین دایه دربارة آسمان گفته است: «ملکوتیات اگرچه بر انواع است ولیکن جمله بر دو قسم است: قسمى از قبیل عالم ارواح است، و آن هم بر دو نوع است علوى و سفلى، علوى چون ارواح انسان و ملک، و سفلى چون ارواح جن و شیاطین و حیوان. و روح نامیه، و مبدأ و منشأ این قسم روح محمدى(ص) است... و قسمى دیگر از قبیل عالم نفوس است و آن هم بر دو نوع است: علوى و سفلى، علوى چون نفوس سماوى از نفوس کواکب و افلاک و بروج، و سفلى چون نفوس اجسام زمینى...» (نجمالدین رازی، 1322، ص. 25ـ26). گاهی نیز این نامهای بروج بهگونة کنایی یا استعاری به کار رفته است، مانند این سرودة سنایی (درگذشت 535 ق.) که دربارة دوازده برج گوید:
یا این سروده دربارة ستارگان هفتگانه و بروج:
هوش مصنوعی کاربردهای مجازی، کنایی و استعاری مربوط به بروج و ستارگان هفتگانه را در این سرودههای سنایی بهخوبی تشخیص داد. بقلی شیرازی، عارف نامی (درگذشت 606ق.)، توصیفی رمزی ارائه میدهد که در آن نیز از بروج و ستارگان یاد شده است: «آفتاب قدم او را صبح دروغزن دیدم. در منظر دل بروج و منازل قمر معرفت دیدم. از برج محبّت زهره فعل برآمد؛ نفس در موکب عبودیّت کافرى کرد. گفت «هذا رَبِّی». قمر ذات از برج شوق برآمد؛ عقل رعنا گفت «هذا رَبِّی». شمس ذات از برج عشق برآمد؛ روح گفت «هذا رَبِّی»» (بقلی شیرازی، 1374، ص. 221). از هوش مصنوعی خواسته شد تا این توصیفات را شرح دهد و مشخص کند که موضوع سخن چیست؟ چتجیپیتی بهدرستی به اشارات کیهانشناسی اشاره کرد. افزونبر این، هنگامی که از او خواسته شد اگر تلمیحی دارد به آن نیز اشاره کند، هوش مصنوعی بهدرستی پاسخ داد که این متن اشارهای به داستان حضرت ابراهیم(ع) در قرآن کریم دارد (انعام/76، 77، 78). بقلی شیرازی در رسالة غلطات السالکین دربارة پیر گوید: «او متأدب است به آداب حق. عالم است به تعلیم حق. عامل است به امر حق. در عشق مونس است، و در توحید یگانه، و در معرفت راسخ. مرغان ارادت را آشیانه است. بروج سیارگان آسمان علم است. نور مقتبسان شعله بیابان است. قدوه طالبان مشاهده است. به مفتاح خزینه مکاشفه است. جوهر صدق است که بر مرید خاص و عام است. آن کس را که بخرد بخرندش، و آن را که براند برانندش» (بقلی شیرازی، 1381، ص. 99)، یا در جای دیگر گوید: «اعلم یا اخى- زادک اللّه فهم القاء السّمع- که چون شموس و اقمار افعال در ابراج افلاک جان بسیر حقیقت درآمد، نقطه زمین دل ـ که مرکز فلک عشق است ـ بدورانش بین اطباق سماوات طبایع بسرعت هیجان مقیّد کرد؛ درجات و مقامات و منازل در طرایق غیب روح ناتوان عشق را سلّم شد. بهر لحظهئى نجوم بروج سعادت در جهان دل و صورت اشکالهاء غیبى حادث کند» (بقلی شیرازی، 1366، ص. 89). هوش مصنوعی بهخوبی توصیف پیر را دریافت: «این متن توصیف یک شیخ کامل عرفانی یا پیر طریقت است» و جملاتی مثل «بروج سیارگان آسمان علم است» و «مرغان ارادت را آشیانه است» نشانههای استفاده از زبان رمزی برای توصیف جایگاه معنوی و نفوذ روحانی این فرد هستند» (چتجیپیتی). دربارة متن دوم هم بهخوبی چتجیپیتی دریافت که بهکاربردن اصطلاحات اخترشناسی، نه حقیقی، که استعاری است. ابنعربی در قصیدهای، بیتی دارد بدینگونه:
که این بیت «جز این معشوق (که ثابت است)؛ زیرا او در منطقةالبروج حرکت نمىکند و از تفرد خود خارج نمىشود» (ابنعربی، 1378، ص. 190ـ191). هوش مصنوعی در تأویل و تحلیل این بیت ابنعربی بهخوبی به تقابل سیارات از میان بروج (که ثابت هستند) اشاره کرد. بااینحال، هوش مصنوعی اشارهای به معشوق نکرد، بلکه آن را سیروسلوک روحانی میداند. ابنعربی در قصیدهای دیگر گوید:
در ترجمة بیت هشتم قصیدة مورد نظر آمده است: «گویى که او خورشید چاشتگاه است که در برج حمل و برج اول از 12 برج سر برآورده و بالاترین درجه منطقةالبروج را طى مىکند» (ابنعربی، 1378، ص. 205) و در شرح آن میخوانیم: 8- «درجات و مراتب منطقةالبروج را طى مىکند: اشاره به شکوه و جلالى است که بیننده در خود احساس مىکند و در رابطه با این صفات ارزنده و والاى خداوندى است که انسان به تفکر دربارة معشوق خود ادامه مىدهد» (ابنعربی، 1378، ص. 206). هوش مصنوعی درباره تأویل و تفسیر این بیت چنین گفت: «نتیجهگیری (تأویل عرفانی): این بیت به اوج درخشش حقیقت الهی در وجود سالک اشاره دارد، لحظهای که او به کمال معرفت و شهود الهی نائل میشود. خورشید در برج حمل نماد آغاز و تکامل روحانی است و اشاره به سلوکی دارد که فرد را از آغاز (برج حمل) تا بالاترین درجات معنوی و عرفانی هدایت میکند. به زبان ساده: این بیت مسیر رشد و سلوک معنوی را توصیف میکند، جایی که انسان از آغاز مسیر (حمل) تا نهایت کمال و نور معرفت (معالیالدرج) پیش میرود، مانند خورشیدی که از افق طلوع میکند و به اوج خود در نیمروز میرسد»(چتجیپیتی). ارزیابی عملکرد چتجیپیتی در مواجهه با متون عرفانی رمزی نشان داد که این مدل زبانی در بسیاری از موارد توانسته است تمایز میان معانی حقیقی و استعاری را بازشناسی کند؛ چنانکه در نمونههای برگرفته از بقلی شیرازی و بیت «شمس ضحى فى حمل» از ابنعربی، بهدرستی دلالتهای تمثیلی و سلوکی مفاهیم نجومی را دریافت و تفسیر کرد. بااینحال، در مواردی که لایههای باطنی متن مستقیماً تصریح نشدهاند ـ مانند بیت ابنعربی دربارة بروج و معشوق ثابت ـ هوش مصنوعی به تحلیلهای کلیتر و کمدقتتر روی آورد که نشاندهندة محدودیت آن در فهم ظرایف عارفانة پیچیده و تلویحی است. ازاینرو، میتوان نتیجه گرفت که توان چتجیپیتی در تحلیل استعارات عرفانی وابسته به دو عامل کلیدی است: نخست، بافت مفهومی و رمزی خودِ متن؛ دوم، ساخت دقیق، محدودکننده و بافتمند پرامپتها. بدون توجه به این دو، مدل یا به تحلیل لغوی صرف بسنده میکند یا دچار تأویلهای نادقیق و دور از زمینه میشود. درمجموع، مدل چتجیپیتی در تحلیلهای موفق خود، هم نمادها و اشارات را درک کرده و هم توانسته است از تفکیک معنای ظاهری و باطنی، دفاعی قابلپذیرش ارائه دهد؛ هرچند نیاز به هدایت و مهندسی پرامپت همچنان بایسته است. 2ـ2. کاربرد تمثیلی و رمزی برای سنجش توانمندی AI در فهم، تأویل و تحلیل بروج در متون عرفانی در ادامه به چند نمونه اشاره خواهد شد: 2ـ2ـ1. تمثیل غزالی از ستارگان و بروج ابوحامد محمد غزالی(درگذشت 505ق.) توصیفی تمثیلی از ستارگان و بروج دارد که آنها را به دستگاه پادشاهی مانند کرده است، بدینگونه: «فصل هفتم در تشبیه کواکب و بروج به دستگاه پادشاهى: مثال کواکب و طبایع و بروج فلک الکواکب ـ که به دوازده قسمت است ـ و عرش که وراى همه است، از وجهى چون مثال پادشاهى است که وى را حجرهاى خاص باشد، که وزیر وى آنجا نشیند، و گرد بر گرد آن حجره رواقى بود به دوازده پالگانه[8] بخشیده، و بر هر پالگانه نایبى از آن وزیر نشسته، و هفت نقیب سوار بیرون آن پالگانهها گرد این دوازده پالگانه مىگردند و فرمان نایبان وزیر ـ که از وزیر با ایشان رسیده باشد ـ مىشنوند و چهار پیاده دون این هفت نقیب ایستادهاند و چشم بر این هفت نقیب نهاده تا از حضرت چه فرمان آید بدیشان، و چهار کمند در دست این چهار پیاده نهاده تا مىاندازند و گروهى را به حکم فرمان به حضرت مىفرستند، و گروهى را از حضرت دور مىگردانند، و گروهى را خلعت مىدهند و گروهى را عقوبت همىکنند» (غزالی، 1383، ج. 1/59). عبارت یادشده بدون بخش خطکشی، بدینگونه به هوش مصنوعی داده شد: «مثال پادشاهی است که .... عقوبت همیکنند» تا دانسته شود آیا بدون آن که یادی از کواکب و بروج شود هوش مصنوعی میتواند به این پیوند میان مفاهیم رمزی بهکاررفتهشده با بروج پی ببرد یا نه. ازسویی، هنگامی که از هوش مصنوعی دربارة نویسندة این متن پرسش شد، چنین پاسخ داد: «متنی که فرستادید ازنظر سبک و محتوای رمزی و عرفانی، شباهت زیادی به متون اسماعیلی، حکمت اشراقی سهروردی، و متون باطنی اسلامی دارد، بهویژه استفاده از اصطلاحات پادشاه، وزیر، دوازده پالگانه، هفت نقیب و چهار پیاده، نشاندهندة یک نظام کیهانی باطنی است که در سنتهای فلسفی و عرفانی مانند اخوانالصفا، سهروردی، ناصرخسرو، متون اسماعیلیه و ابنعربی دیده میشود» (چتجیپیتی). آزمون حاضر برای سنجش توان چتجیپیتی در کشف پیوندهای پنهان میان یک روایت رمزی و مفاهیم بروج، بدون ذکر صریح اصطلاحات نجومی طراحی شد. هوش مصنوعی توانست ساختار تمثیل را بهدرستی شناسایی کرده و آن را در چهارچوب نظامهای کیهانیـ عرفانی همانند حکمت اشراقی، اسماعیلیه و عرفان ابنعربی تحلیل کند. در این تفسیر، عناصر روایت همچون «پادشاه»، «وزیر»، «دوازده پالگانه»، «هفت نقیب» و «چهار پیاده» بهترتیب با مفاهیمی مانند عقل فعال، مراتب ملائکه، بروج دوازدهگانه، سیارات، عناصر اربعه و طبایع اربعه تطبیق داده شدند. اگر تمثیل گفتهشده قرار بود توسط خود غزالی تأویل شود، چنین میگفت: «عرش حجره خاص است و مستقرّ وزیر مملکت است، که وى فریشته مقرّبترین است، و فلک الکواکب آن رواق است، و دوازده برج آن دوازده پالگانه است، و نایبان وزیر فریشتگان دیگرند که درجة ایشان دون درجه فریشته مقرّبترین است، و به هر یکى عملى دیگر مفوّض است، و هفت ستاره هفت سوارند که چون نقیبان همیشه گرد این پالگانهها مىبرآیند و از هر پالگانه ـ اى فرمانى از نوعى دیگر بدیشان همىرسد، و اینکه وى را چهار عنصر همىخوانند ـ، چون آب و آتش و خاک و باد، چون چهار چاکر پیادهاند که از وطن خویش سفر نکنند، و چهار طبایع، چون حرارت و برودت و رطوبت و یبوست، چون چهار کمند است در دست ایشان» (غزالی، 1383، ج. 1/59-60). چنانکه دیده میشود هوش مصنوعی بهخوبی مفاهیم رمزی و تمثیلی را دریافته است، با این روی، اگر به او پرامپت خوبی داده نشود، در تفسیر و تحلیل کلی به مکاتب عرفانی یا شخصیتهایی اشاره میکند که متن و شخصیت غزالی با آنها ارتباطی نداشته است؛ زیرا ابوحامد غزالی (450ـ505ق.) پیش از کسانی همچون سهروردی (549ـ587ق.) و ابنعربی (560ـ638ق.) میزیسته است. همچنین، مقایسة تحلیلی هوش مصنوعی با تأویل صریح غزالی از همین تمثیل نشان داد که در بسیاری از موارد، همپوشانی معنایی چشمگیری میان برداشت هوش مصنوعی و منابع معتبر عرفانی وجود دارد. بااینحال، مدل در تعیین خاستگاه دقیق متن دچار خطا شد و آن را بهصورت احتمالی به سنتهای متعددی نسبت داد. این امر نشان میدهد که توان مدل در رمزگشایی ساختار و نمادها بالاست، اما تشخیص دقیق منشأ متون و انتساب آنها همچنان به دادههای آموزشی و هدایت پژوهشگر وابسته است. 2ـ2ـ2. دوازده عضو بدن و دوازده برج یکی دیگر از تأویلات را میتوان در تمثیل شناختهشدة گذشتگان در همانندی میان انسان و جهان هستی دید. «پس حکمت الهى اقتضا کرد و بر قدرت تقاضا کرد تا نسختى مختصر از اصل عالم اکبر برگرفت و در این عالم اصغر ثبت کرد، و آن لوح مختصر در پیش طفل عقل بنهاد، و او را بر آن اشهاد داد، چنانکه گفت: «وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ، قالُوا بَلى» (سمعانی، 1384، ص. 178). «عجایب عالم علوى در عالم کوچک که انسان است تعبیه کرده شده است» (سهروردی، 1375، ج. 3/190). در این میان، هفت آسمان و هفت سیاره در آن (ماه، تیر، ناهید، خورشید، بهرام، اورمزد و کیوان) هرکدام نمودی در وجود انسانی دارند (رشیدالدین میبدی، 1371، ج. 6/343-344؛ سمعانی، 1384، ص. 177-178). بر پایة همین دیدگاه، میتوان همانندی بروج دوازدهگانة آسمانِ هشتم را در وجود انسان جستجو کرد. این دیدگاه گاه بهگونهای روشن و گاه به گونهای رمزی به آن اشاره کرده است. در تفسیر و تأویل عبارت عرفای ایرانی ـ اسلامی که میگوید: «جسدى که هرچه مخلوقاتست و محدثات در عالم علوى و در عالم سفلى نمودگار آن درین جسد یابى اگر تأمل کنى»، هفت آسمان، هفت سیاره و دوازده برج به چه مفاهیمی تأویل شدهاند. هوش مصنوعی عبارت مذکور را چنین تحلیل کرد: «این عبارت براساس نظریة «عالم صغیر و عالم کبیر» در عرفان اسلامی، بهویژه در آثار ابنعربی، سهروردی، نجمالدین رازی، عبدالرزاق کاشانی و مولانا مورد تحلیل قرار میگیرد. مفهوم اصلی آن بر پایة اصل تطابق بین عالم صغیر (انسان) و عالم کبیر (جهان) است که در آن، انسان تجلی کاملی از مراتب هستی است...» (چتجیپیتی). هوش مصنوعی در تأویل هفت آسمان آنها را مراتب وجود و عروج روح در عرفان، بهویژه در نظام معرفتشناختی ابنعربی و پیروان او، دانست؛ چنانکه: «1.آسمان اول (ملک): عالم طبیعت و محسوسات – تأویل به نفس اماره شده؛ 2. آسمان دوم (مثال): عالم خیال و صور مثالی – تأویل به نفس لوامه؛ 3. آسمان سوم (عقل): عالم عقول و ارواح - تأویل به نفس ملهمه شده؛ 4. آسمان چهارم (ملکوت): عالم ارواح مجرده - تأویل به نفس مطمئنه شده است...». بر همین اساس، هوش مصنوعی هفت سیاره را نیز با قوای نفسانی و روحانی انسان تأویل کرد. برای نمونه «زحل قوة وهم و خیال – تأویل به نفس اماره؛ مشتری: قوة تعقل و حکمت – تأویل به نفس عاقله؛ «مریخ: قوة غضب و شهوت – تأویل به نفس ملهمه...»(چتجیپیتی) و در تأویل دوازده برج آنها را با مراتب سلوک و تکامل انسان یکی دانست: «دوازده برج فلکی به مراحل دوازدهگانة سلوک عرفانی و مراتب صفات الهی در انسان کامل تأویل شدهاند. ابنعربی، سهروردی و قیصری در تفاسیر خود بر این باورند که دوازده برج، مراحل عبور نفس از عالم کثرت به عالم وحدتاند: 1. حمل: آغاز حرکت و تولد معنوی – رمز تولد روحانی و خروج از قوه به فعل؛ 2. ثور: ثبات در سلوک - رمز استقامت در معرفت؛ 3. جوزا: عقل و تفکر – رمز دوگانگی بین عقل و عشق؛ 4. سرطان: حرکت به باطن - ورود به عالم شهود و عرفان...» سپس گوید: «تطبیق در جسد: دوازده برج نماد دوازده مفصل اصلی بدن که هرکدام مظهر یکی از مراحل تکامل روحانی است. جمعبندی: انسان کامل، جامع مراتب هستی. «جسد» در این عبارت به معنای عالم صغیر است که تمامی عوالم علوی و سفلی در آن متجلی شده است؛ «هفت آسمان» نشانة مراتب عروج روح، «هفت سیاره» اشاره به قوای نفسانی و عقلانی، و «دوازده برج» رمز تکامل روحانی انسان است؛ نقطة اوج: عرفا بر این باورند که انسان کامل، جامع جمیع مراتب وجود است و درنهایت، این تطابق و تلاقی میان عالم کبیر و صغیر به فنای فیالله و بقای بالله میانجامد» (چتجیپیتی). حال آن که تأویل عرفا از این همانندی چیز دیگری است: «جسدى که هرچه مخلوقاتست و محدثات در عالم علوى و در عالم سفلى نمودگار آن درین جسد یابى اگر تأمل کنى چنان که در آسمان هفت فلک مرتب ساخته، درین جسد هفت عضو مرکب کرده از آب و خاک آن گه از گوشت و پوست و رگ و پى و استخوان، و چنانکه فلک بخشیده بر دوازده برج، در این بنیت ساخته دوازده ثقبه بر مثال دوازده برج، دو چشم و دو گوش و دو بینى و دو پستان و دو راه معروف و دهن و ناف... . [هفت سیاره] همچنین در جسد تو هفت قوّت است که صلاح جسد در آن بسته، قوّت باصره و قوّت سامعه و قوّت ذائقه و شامّه و لامسه و ناطقه و عاقله» (رشیدالدین میبدی، 1371، ج. 6/343ـ344). دیگر عرفا نیز چنین تأویل و پیوندی میان پیکر انسانی با هفت آسمان و بروجِ آسمان هشتم و هفت سیاره دارند (نک. سمعانی، 1384، ص. 177ـ178؛ رازی، 1422ق.، ص. 247-248). همچنین از هوش مصنوعی تأویل این عبارت نجمالدین کبری، عارف نامی سدة ششم و آغاز سدة هفتم هجری خواسته شد: «و گاهى است که انسان سالک بروج دوازدهگانه و منازل بیست و هشت گانة آسمان و قرب و بعد و تثلیث و تربیع و قرن و تقابل هفت ستارة سیار را که با بروج خویش دارند مشاهده مىکند و به معناى واقعیت آنها که در انتظار وى بوده مىرسد و نشئة وجودى آنها براى وى به حصول مىپیوندد» (نجمالدین کبری، 1368، ص. 224). در اینجا نجمالدین کبری به دوازده عضو و عالم صغیر اشاره میکند. از هوش مصنوعی تأویل آن خواسته شد، که باز به نادرستی، همان مطالب گذشته را تکرار کرد و از دو چشم، دو گوش و گفتة میبدی یادی نکرد. 2ـ2ـ3. تمثیل سهروردی از بروج یکی از نمونههای رمزی بهکاررفته دربارة بروج در متون عرفانی، تمثیل رمزی دوازده برج به دوازده کارگاه در داستانهای سهروردی است. سهروردی (درگذشت 587ق.)، عارف و فیلسوف نامی سدة ششم هجری در عقل سرخ این تمثیل را به کار برده است. این بخش از داستان سهروردی به هوش مصنوعی داده شد و از او تأویل آن خواسته شد: «همچنانکه سوى زمین مىآید سیمرغ از طوبى سوى دوازده کارگاه مىرود. گفتم اى پیر این دوازده کارگاه چه چیز است؟ گفت اوّل بدان که پادشاه ما چون خواست که ملک خویش آبادان کند اوّل ولایت ما آبادان کرد، پس ما را در کار انداخت و دوازده کارگاه بنیاد فرمود و در هر کارگاهى شاگردى چند بنشاند. پس آن شاگردان را در کار انداخت تا زیر آن دوازده کارگاه کارگاهى دیگر پیدا گشت، و استادى را درین کارگاه بنشاند. پس آن استاد را به کار فرو داشت، تا زیر آن کارگاه اوّل کارگاهى دیگر پدید آمد. آنگه استاد دوّم را همچنان کار فرمود تا زیر کارگاه دوّم کارگاهى و استادى دگر، و همچنان تا هفت کارگاه و در هر کارگاهى استادى معیّن گشت. آنگه آن شاگردان را که در دوازده خانه بودند هر یکى را خلعتى داد. پس آن استاد اوّل را همچنان خلعت داد و دو کارگاه از آن دوازده کارگاه بالا به وى سپرد، و دوّم استاد را همچنان خلعت داد و از آن دوازده کارگاه دیگر دو بدو سپرد، و سوّم را نیز همچنان، و چهارم استاد را خلعت داد کسوتى زیباتر از همه، و او را یک کارگاه داد از آن دوازده کارگاه بالا، امّا فرمود تا بر دوازده نظر دارند، پنجم و ششم را همچنانکه اوّل را و دوّم را و سوّم را داده بود هم بر آن قرار داد. چون نوبت بهفتم رسید از آن دوازده یک کارگاه مانده بود، بوى داد و او را هیچ خلعت نداد. استاد هفتم فریاد برآورد که هر استادى را دو کارگاه باشد و مرا یک کارگاه و همه را خلعت باشد و مرا نبود. بفرمود تا زیر کارگاه او دو کارگاه بنیاد کنند و حکمش بدست وى دهند، و زیر همه کارگاهها مزرعهاى اساس افکندند و عاملى آن مزرعه هم باستاد هفتم دادند و بر آن قرار دادند که از کسوت دیباى استاد چهارم پیوسته نیمچهاى براتى بدین استاد هفتم دهند و کسوت ایشان هر زمان از نو یکى دیگر بود، همچو شرح سیمرغ که دادیم. گفتم اى پیر درین کارگاهها چه بافند؟ گفت بیشتر دیبا بافند و از هر چیزى که فهم کس بدان نرسد، و زره داودى نیز هم درین کارگاهها بافند. گفتم اى پیر زره داودى چه باشد؟ گفت زره داودى این بندهاى مختلف است که بر تو نهادهاند. گفتم این چگونه مىکنند؟ گفت در هر سه کارگاه از آن دوازده کارگاه بالا یک حلقه کنند، بدان دوازده در چهار حلقه ناتمام کنند، پس آن چهار حلقه را برین استاد هفتم عرض دهند تا هر یکى بر وى عملى کند. چون بهدست هفتمین استاد افتد سوى مزرعه فرستند و مدّتها ناتمام بماند. آنگه چهار حلقه در یک حلقه اندازند و حلقهها جمله سفته بود، پس همچون تو بازى اسیر کنند و آن زره در گردن وى اندازند تا در گردن وى تمام شود» (سهرودی، 1375، ج. 3/234ـ236). هوش مصنوعی بنابر اعداد بهکاررفته، بهخوبی به رموز میان آسمان و تمثیلهای داستانی این متن پی برد؛ هرچند که در تفسیر آنها مطالب نادرست و حتی زیادهگویی کرد. هوش مصنوعی دوازده برج را چنین گفته است: «تأویل دوازده کارگاه، بروج دوازدهگانه و مراتب هستی: دوازده کارگاه، نماد بروج دوازدهگانة فلکی و قوای باطنی انسان هستند. در عرفان، بروج دوازدهگانه به مراتب نفس، عوالم هستی و قوای درونی انسان تأویل میشوند. این دوازده کارگاه، مراحل سلوک عرفانی نیز هستند که سالک در هر مرحله سفری درون دارد. مراتب دوازدهگانه: 1. عقل فعال - آغاز آفرینش و تجلی نور الهی؛ 2. روح کلی - مرتبة روح ملکوتی؛ 3. نفس کلی - نفس الهی که واسطة بین حق و خلق است؛ 4. عقل جزئی - عقل انسانی که قابلیت تأمل و تفکر دارد؛ 5. نفس ناطقه - نفس انسان که در سلوک باید تزکیه شود؛ 6. حس مشترک - محل ادراکات حسی و ظاهری؛ 7. خیال و وهم - قوای خیالی که باید مهار شوند؛ 8. قوهی شهوانی و غضبیه - قواهایی که باید تحت سیطرة عقل درآیند؛ 9. نفس اماره - نفس سرکش که باید مغلوب شود؛ 10. نفس لوامه - مرتبة تذکر و توبه؛ 11. نفس ملهمه - دریافت الهامات از ملکوت؛ 12. نفس مطمئنه - رسیدن به آرامش و یقین در قرب الهی» (چتجیپیتی). و در جمعبندی تأویل از عبارت سهروردی، هوش مصنوعی چنین گفت: «سیمُرغ: حقیقت مطلق و فیض الهی که از عالم طوبی به جهان ناسوت فرود آمده است؛ دوازده کارگاه: بروج دوازدهگانه، مراتب هستی و قوای باطنی انسان؛ هفت استاد: سیارات هفتگانه و مقامات معنوی در مسیر سلوک عرفانی؛ خلعتها: درجات قرب الهی و مقامات عرفانی؛ زره داوودی: تعلقات نفسانی که سالک باید از آنها عبور کند؛ مزرعه: عالم ناسوت و کثرت که در نهایت تحت تدبیر ولیّ کامل قرار میگیرد؛ نتیجه: این داستان، نموداری از سیر و سلوک عرفانی، مراتب هستی و کشف حقایق باطنی در وجود سالک است که پس از عبور از مراحل مختلف، به مقام فنا فیالله و بقای بالله میرسد و درنهایت، عالم کثرت را تحت تدبیر حق درمیآورد» (چتجیپیتی). چنانکه مشاهده شد با اعمال دستور لازم به پرامپت برای پرهیز از زیادهگویی (به شیوهای که شرح داده شد)، نتیجة بهتر و دقیقتری حاصل میشود. 2- 3. ضعف و کجروی هوش مصنوعی در تأویل و تحلیل باید توجه داشت که متون نثر عرفانی نسبت به متون شعری سرایندگان، تا اندازهای سادهتر است. برای نمونه، اثیرالدین اخسیکتی که سرایندهای درباری و نه عارف مسلک از سدة ششم به شمار میآید، در قصیدهای «در توحید و چگونگی خلقت جهان و انسان» به توصیف آنچه پرداخته است که با افلاک و بروج پیوند دارد:
در تحلیل و تأویل این ابیات، هوش مصنوعی در برخی موارد درست و در برخی دیگر نادرست عمل کرده است: هوش مصنوعی«ده و دو پیک...» را اشاره به «۱۲ برج فلکی، ۱۲ امام، ۱۲ حواریون مسیح، یا ۱۲ مرتبة روحانی در عرفان» دانسته و «پیک» را به «فرشتگان، ستارگان، یا قوای الهی» تأویل کرده است. حال آنکه این تعبیر «ده و دو پیک...» به 12 ماه مهی در گاهشماری هجری قمری اشاره دارد و نه دوازده برج آسمان هشتم. درخصوص مصرع دیگر، هوش مصنوعی «از ایشان چار...» را نادرست تأویل کرده است. براساس تحلیل هوش مصنوعی، این عبارت «احتمالاً اشاره به چهار فصل یا چهار عنصر اصلی (آب، خاک، باد، آتش) دارد که باعث نظم در عالم میشوند»، حال آنکه این مصرع اشاره به چهار ماه حرام در گاهشماری هجری مهی دارد. همچنین، هوش مصنوعی دربارة بیت دوم این تأویلات را مطرح کرده است: «کر نیوشنده: یعنی شنوندة کر (کسی که میشنود ولی چیزی نمیگوید)؛ این تعبیر معمولاً برای عقل یا وحی الهی به کار میرود»، «عریان پوشنده: یعنی کسی که برهنه میشود ولی دوباره لباس میپوشد. این تعبیر میتواند اشاره به روح که از عالم مجردات به جسم خاکی میآید و لباس ماده میپوشد باشد؛ همچنین میتواند اشاره به ماه داشته باشد که در طول ماه تغییر ظاهر میدهد و هلال و بدر میشود»، «سیم محرور جوشنده: احتمالاً اشاره به خورشید یا مریخ دارد که با گرما و جوشش همراه است»، «چهارم سابق الاقران: یعنی کسی که از دیگران پیشی گرفته است، که میتواند اشاره به زحل یا مشتری (مرتبهی بالای افلاک) باشد» (چتجیپیتی). حال آنکه کرّ نیوشنده: ماه رجب است که «اصم» خوانند و «عریان پوشنده» ماه ذیالحجه است که حاجیان احرام میبندند، «محرور جوشنده» نیز رمضان است و «سابقالاقران» نیز محرم است که پیش همه ماهها، سر سال است و این چهار ماه حرام است که اخسیکتی آنها را به چهار ماه نیکوکار گفته است. این بخش از اصطلاحات که با ظرایف زبانی همراه است، هوش مصنوعی از آن آگاه نبود، البته که اگر با معانی آنها آشنا بود بهخوبی میتوانست آنها را نیز تأویل کند. دربارة بیت «همىدون دارد آبادان ده و دو خانه بر کوهى» هوش مصنوعی بهخوبی آن را دوازده برج فلکی تشخیص داده است. اما دربارة بیت «که هشتش منزل بخل است و چارش منزل احسان»، تأویل هوش مصنوعی نادرست است و چنین میگوید: «اشاره به ۲۸ منزل ماه که به دو دستة نحس (۸ منزل بخل) و سعد (۴ منزل احسان) تقسیم شدهاند؛ در نجوم سنتی، برخی منازل قمری برای رشد و باروری (احسان) و برخی برای تخریب و سختی (بخل) شناخته میشوند» (چتجیپیتی). چنانکه اشاره شد، این تأویلی نادرست است؛ زیرا معنای صحیح این هشت و چهار بنابر بیت پسین آشکار میشود. در بیت «یکی را گاو فربه تن، دویم را آلت سختن»، هوش مصنوعی «گاو فربه تن» را بهدرستی به برج گاو (ثور) تأویل کرده است؛ اما «آلت سختن» که اشاره به ابزار سنجش (منظور برج ترازو/ میزان است) دارد را نادرست تفسیرکرده است: «آلت سختن: یعنی ابزار سوختن، که میتواند آتش باشد و اشاره به عنصر آتش و برجهای مرتبط با آن (مانند حمل و اسد) دارد. این بخش، نظام عناصر چهارگانه (آب، آتش، باد، خاک) را توضیح میدهد» (چتجیپیتی). هوش مصنوعی در تحلیل مصرع «سیم را چرخ...» آن را چنین تأویل کرده است: «چرخ تیرافکن: اشاره به سیارة زحل یا مریخ دارد که بهعنوان سیارات نحس و سختگیر شناخته میشوند. «مشرع الحیتان: یعنی منبع حیات، که میتواند اشاره به ماه یا مشتری داشته باشد» (چتجیپیتی). موارد گفتهشده از سوی هوش مصنوعی کاملاً نادرست است. تأویل و تحلیل صحیح آن چنین است: 1. «گاو فربه تن»: برج گاو؛ 2. «آلت سختن»: (وسیلة سنجش) برج ترازو؛ 3. «چرخ تیرافکن»: برج کمان یا قوس؛ 4. «مشرع الحیتان»: (مشرع: آبخور/ آبشخور؛ الحیتان: جمع حوت به معنی ماهی) برج ماهی است. این چهار برج تفسیر «چارش منزل احسان» در بیت پیشین است. بنابر دستهبندی که برای هفت ستاره و سیارة آسمانی شده است، خورشید و ماه هرکدام یک برج خانه آنهاست (خورشید برج شیر و ماه برج خرچنگ)، دیگر سیارات نیز هرکدام دو خانه دارند (برای آشنایی با این اصطلاح، نک. ابوریحان بیرونی، 1316، ص. 396). برجهای «قوس و حوت خانة مشتری» و «ثور و میزان خانه زهره» هستند[9] (نک. ابوریحان بیرونی، 1316، ص. 396؛ خواجه نصیرالدین توسی، 1381، ص. 384؛ گنابادی، 1005ق، ص. 123) اورمزد (یا برجیس یا مشتری) بزرگ اختر شگون به شمار آید و پس از آن ناهید یا زهره شگون کوچک است: «مشترى و زهره سعدند همیشه، مشترى سعد بزرگ و زهره سعد خرد» (ابوریحان بیرونی، 1316، ص. 356ـ357؛ همچنین نک. خواجه نصیرالدین توسی، 1381، ص. 385؛ گنابادی، 1005ق، ص. 124؛ بسمل شیرازی، 1281، ص. 105). ازاینرو، این چهار برج به «خانة احسان» همانند شده است؛ زیرا شگون و سعد هستند و در برابر آن هشت برج دیگر که خانة دیگر سیارات هستند بد و نحس به شمار آمدهاند. هوش مصنوعی در بیت پایانی، «سپاهی سیصد و شصت...» و «دو تعدیل...» را بهدرستی، بهترتیب روزهای سال کبیسهای و دو اعتدال بهاری و پاییزی دانسته است. تحلیل و تأویل کلی هوش مصنوعی از ابیات اخسیکتی چنین است: «این متن به ارتباط هستیشناسانه بین کیهان، عناصر، افلاک، سرنوشت و انسان اشاره دارد. انسان در این نظام، تحتتأثیر عناصر، کواکب و افلاک قرار دارد، اما همچنان امکان تأثیرگذاری بر سرنوشت خود را دارد. مقایسه با مکاتب فکری: مشابه حکمت اشراقی سهروردی (استعاره از نور و مراتب هستی)؛ نزدیک به رسائل اخوانالصفا (تقسیمبندی اعداد و کیهانشناسی)؛ قابل تطبیق با عرفان ابنعربی (تناظر عالم صغیر و عالم کبیر) درنهایت، این متن یک نظام رمزی از هستیشناسی باطنی است که با کواکب، اعداد، عناصر، و افلاک مرتبط است» (چتجیپیتی). تأویل هوش مصنوعی از سرودة یک سرایندة درباری و پیوند دادن آن با مفاهیم عرفانی، گویای برداشتی نادرست و گمراهکننده برای پژوهشگر است. هوش مصنوعی دوازده برج فلکی، هفت سیاره، چهار عنصر اصلی و شمار روزهای سال را بهخوبی تشخیص داد؛ ولی شمار ماهها را با شمار برجها اشتباه گرفت. همچنین، بهدلیل برخی ناآگاهیهای زبانی مانند «سختن» یا کاربرد کنایی یا برجی اصطلاحات نجومی، در تأویل و تفسیر دچار اشتباه شد. بااینحال، اعداد رمزی این سرودة اخسیکتی را تا اندازهای بهدرستی تشخیص داد. گاهی نیز هوش مصنوعی ممکن است درک درستی از پیام و هدف گوینده از بهکاربردن اصطلاحات نجومی در سرودة عرفانی نداشته باشد و تأویل و تحلیلی که ارائه میکند گمراهکننده باشد. این اشتباه بیش از هرچیز از ناآشنایی کامل او از فرهنگ عرفانی است. برای نمونه، شیخ محمود شبستری، عارف نامدار سدة هشتم هجری، در گلشن راز در وصف افلاک، بهویژه فلک هشتم، چنین سروده است:
هوش مصنوعی این ابیات را در سه سطح تحلیل کرد: «متن مورد بررسی، ساختاری چندلایه دارد که آن را میتوان در سه سطح کیهانشناسی سنتی، فلسفة وجودی و سلوک عرفانی تحلیل کرد. در اینجا، این ابیات را در چهارچوب مفاهیم نجومی، حکمی و عرفانی توضیح میدهیم. سطح اول: تأویل نجومی و کیهانشناسی سنتی؛ این ابیات براساس مدل هیئت بطلمیوسی سروده شدهاند که تا دوران رنسانس، ساختار رایج کیهانشناسی در جهان اسلام بود...» (چتجیپیتی). سپس، هوش مصنوعی به توضیح هریک از این ابیات پرداخته است که در این بخش توضیحاتش قابل پذیرش است. در ادامه به سطح فلسفی و حکمی ابیات توجه کرده و میگوید: «سطح دوم: تأویل فلسفی و حکمی؛ در فلسفة اشراقی و حکمت متعالیه، نظام افلاک با مراتب هستی و مراتب عقلانی پیوند دارد. این ابیات را میتوان در این چهارچوب تحلیل کرد: * افلاک بهعنوان مظاهر عقول عشره: در فلسفة مشائی و اشراقی، افلاک نماد عقول مجردی هستند که هرکدام بر مرتبهای از وجود و هستی تأثیر دارند؛ فلک نهم مرتبة عقل اول است و سایر افلاک بهترتیب تا عقل دهم (عقل فعال) امتداد دارند. * حرکت دوگانة افلاک: نماد حرکت وجود از وحدت به کثرت و بالعکس: «ولی برعکس دور چرخ اطلس، همیگردند این هشتِ مقوس» این اشاره دارد به حرکت عالم از مبدأ (فلکالافلاک) به سوی کثرت و سپس بازگشت از کثرت به وحدت؛ در فلسفة ملاصدرا، این حرکت همان حرکت جوهری عالم به سوی کمال است. «معدل کرسی ذاتالبروج است، که او را نه تفاوت نه فروج است» معدلالنهار (دایرةالبروج) میتواند تمثیلی از تعادل میان قوس نزول و قوس صعود در مراتب هستی باشد؛ در حکمت اشراقی، این مدار نماد استقامت و بینقصی عالم عقول است. سطح سوم: تأویل عرفانی و سلوک روحانی در عرفان اسلامی، ساختار فلکی نمادی از سیروسلوک سالک از عالم ماده به عالم معنا است. هر فلک و هر برج، مرحلهای از این مسیر را نشان میدهد. * حرکت افلاک: نماد حرکت روح در مسیر تکامل: فلک نهم (فلک اطلس) تمثیلی از حضرت واحدیت (یا ذات حق بدون تعین) است؛ سایر افلاک نماد مراحل تجلی و ظهور صفات الهی در عالم کثرت هستند. «وز او افلاک دیگر هم بر آنسان، به چرخ اندر همیباشند گردان»: اشاره به اینکه سایر مراتب هستی همگی تحت فرمان حقیقت مطلقاند. «حمل با ثور و با جوزا و خرچنگ...» (دوازده برج فلکی). در عرفان اسلامی، دوازده برج را میتوان نماد دوازده مرحلة سلوک دانست: حمل (آغاز سلوک، تولد معنوی)؛ ثور (استحکام در طریقت)؛ جوزا (نقطة جدایی میان عقل و عشق)؛ سرطان (ورود به عالم قلبی و شهودی)؛ اسد (غلبه بر نفس و وصول به شهامت معنوی)؛ سنبله (فنا در حقیقت و رسیدن به درک شهودی)؛ میزان (رسیدن به عدالت الهی و تعدیل صفات)؛ عقرب (مرحلة رنج و مجاهدت در مسیر حق)؛ قوس (قوس صعود، بازگشت به مبدأ)؛ جدی (ثبات در معرفت و یقین)؛ دلو (سرچشمة حکمت الهی و کشف اسرار)؛ حوت (فنای تام در حقیقت الهی، وصول به وحدت). «ثوابت یکهزار و بیست و چارند، که بر کرسی مقام خویش دارند» در عرفان، ثوابت میتوانند نماد مقربان درگاه الهی و ارواح کامل باشند که به مقام ثابت و نهایی رسیدهاند. * نتیجهگیری نهایی: 1. نجومی: این ابیات بهدقت براساس کیهانشناسی بطلمیوسی تنظیم شدهاند و توصیفی دقیق از حرکت افلاک و بروج ارائه میدهند؛ 2. فلسفی: ساختار فلکی بهعنوان نماد مراتب هستی و عقول عشره تفسیر شده و به تطابق حکمت اشراقی و مشائی با هیئت بطلمیوسی اشاره دارد. 3. عرفانی: افلاک بهعنوان مراحل سلوک معنوی سالک تا رسیدن به مقام وحدت تحلیل شدهاند. نتیجة نهایی این است که حرکت کیهانی نمادی از سفر روحانی انسان است که از عالم کثرت به وحدت حق تعالی سیر میکند» (چتجیپیتی). این تأویل عرفانی هوش مصنوعی از دوازده برج و پیوند آن با دوازده مرحلة عرفانی ـ که تفسیر جدیدی از عرفان است ـ نمیتواند با آنچه منظور شبستری بوده است، همخوانی داشته باشد. اما اگر به هوش مصنوعی پرامپتی با این مضمون داده شود: «این ابیات از گلشن راز محمود شبستری هستند. لطفاً نخست تنها معنای حقیقی و نجومی این ابیات را براساس دانش سنتی ستارهشناسی بیان کن و سپس اگر در متون عرفانی یا فلسفی پیش از شبستری شواهدی وجود دارد که نشاندهندة تأویل یا معنای رمزی برای این مفاهیم (مانند بروج، فلک، افلاک، ثوابت و...) باشد، بهطور مستند و با استناد به متون مربوطه بیان کن. اگر چنین تأویلاتی پیش از شبستری یافت نمیشود، صرفاً معنای ظاهری را توضیح بده و از تحلیل نمادین یا اشاره به عرفای پس از شبستری پرهیز کن». با این پرامپت، نتیجة بهتری دیده میشود و تا اندازهای از بسیاری از پراکندهگوییها (مانند پیونددادن تأویلها با ملاصدرا و...) پرهیز میشود. هوش مصنوعی پس از معنای حقیقی که بهدرستی به شرح آن پرداخت، به تحلیل تأویلی دست زد، که وضعیت گفتههایش تا اندازهای قابل پذیرش بودند، آنگاه چنین نتیجهگیری کرد: «این ابیات از گلشن راز در وهلة اول توصیفی صریح و دقیق از جهانشناسی نجومی سنتی ارائه میدهند، مطابق با نظام بطلمیوسی. اگرچه مفاهیم فلکی در عرفان اسلامی زمینة تأویل دارند؛ اما در این بخش خاص، شبستری آنها را بهصورت معنای حقیقی (نه رمزی یا استعاری) به کار برده است و تأویلات بعدی صرفاً باید با دقت و بر پایة دیگر آثار خودش یا پیشینیان بررسی شود» (چتجیپیتی). بااینروی، هوش مصنوعی یک نکتة ظریف انسانی را نمیتواند درک کند. برای درک مفاهیمِ عرفانیِ سخنانِ عارفی همچون شبستری که در فرهنگ عرفان اسلامی ـ ایرانی زیسته و پرورش یافته است، کسی میتواند تحلیل و تأویلی درستتر از سخنان او را داشته باشد که در این فرهنگ زیسته باشد. برای نمونه، اگر همین سرودهها را در برابر یک عارف نامی یک سده پس از شبستری قرار داده شود و شرح آن از او خواسته شود، چنانکه خواهیم دید تأویل و تحلیل او بهگونهای دیگر خواهد بود. ابنترکه، از عرفای سدة هشتم و نهم، در شرح این ابیات برداشت عرفانی خاصی نداشته و صرفاً به توضیح علمی آن پرداخته است: «فلک اطلس نیز محرک همه است، در یک شب و روز دورة ماه تمام مىکند، و مجموع آنها را با خود بههمراه مىبرد، اگرچه همه را حرکت خاصه خود هست، و دورات ایشان بهحسب حرکت خاصة خود مختلف مىشوند... ، بعضى در سالى یک دوره تمام مىکنند، مثل فلک شمس و بعضى در یک ماه مثل فلک قمر تقریباً، و بعضى در دو سال و نیم، و زحل در سى سال و فلک ثوابت در سیصد و شصت هزار سال، کوکب را که در فلک هشتم است از جهت قلت حرکت به مرتبة ثابت داشتهاند، اگر چه در علویات هیچ چیز ثابت نیست، بهغیراز نفس کواکب» (ابنترکه، 1375، ص. 103).
یعنى فلک اطلس، کرسى فلک ثامن است، معنى این سخن آن است، که فلک ثامن را به دوازده قسم کردهاند، و هر قسمى را برجى نام نهادهاند،... و مجموع بروج مسمى است به اسماى صور ما فیها، این است که شیخ ذکر مىفرماید، و غرض از یاد اینها اظهار فضل است» (ابنترکه، 1375، ص. 103ـ104). آنگاه دربارة شمار ستارگان آسمان هشتم گوید: «شیخ مىفرماید که ثوابت هزار و بیست و چهار است، و هیچکس از راصدان بر این قائل نیست، در زمانى که حضرت قاضىزاده رومى قدساللّه روحه العزیز، در بلاد سمرقند به رصد مشغول بودند، این فقیر در ملازمت ایشان بود، پرسیدم، در وقتى که به عمل رصد مشغول بودند، فرمودند، که هیچکس از راصدان بر این قائل نیستند، بعضى هزار و بیست و دو، و بعضى بیست و سه یافته، و ما نیز در این رصد هزار و بیست و سه یافتهایم، مگر شیخ را ضرورت شعرى باعث شده باشد و مخالفت ظاهر نیست» (ابنترکه، 1375، ص. 104). چنانکه دیده میشود، شارحِ عارفی همچون ابنترکه، هیچ برداشت عرفانی از سخنان شبستری نداشته و هیچ پیوندی میان دوازه برج با سیروسلوک عرفانی نمیبیند، بلکه آن را برآمده از «اظهار فضل» شیخ محمودی شبستری میداند. درنتیجه این تأویل و تحلیل هوش مصنوعی نمیتواند برابر با واقع باشد. نتیجهگیری یافتههای این پژوهش نشان میدهد که عملکرد هوش مصنوعی در تحلیل متون عرفانی، بهویژه هنگام مواجهه با مفاهیم رمزی همچون «بروج»، بهشدت به کیفیت پرامپت وابسته است. پرامپتهایی که بافتمند، دقیق و محدودکنندة دامنة تأویل طراحی شدهاند، توانستهاند مدلهای زبانی را از تخیلات بیمرز و تفسیرهای سطحی دور نگه دارند و تحلیلها را به لایههای ژرفترعرفانی متن رهنمون شوند. این مسئله، نقش پرامپت را از یک ابزار صرفاً فنی، به عنصری معناشناختی و روششناختی ارتقا میدهد که تعامل میان زبان تمثیلی عرفا و الگوریتمهای آماری را ممکن میسازد. مدلهای زبانی هوش مصنوعی، بهویژه چتجیپیتی، نشان دادهاند که توانایی بسیاری در شناسایی مفاهیم عرفانی، اصطلاحات نجومی سنتی، تلمیحات و نشانههای باطنی متون دارند. بررسی نمونههایی از متون عرفانی به این نتایج منجر شد که هوش مصنوعی بهخوبی میتواند متون عرفانی را از متون غیرعرفانی تفکیک کند؛ به زوایای زبانی و ابعاد ادبی آنها آشناست و از دانشهایی همچون نجوم قدیم، نجوم بطلمیوسی، اندیشههای فلسفی و حکمی، پارهای از احکام نجوم، مفاهیم و مکاتب عرفانی و فلسفی، نمادشناسی و نشانهشناسی بهره میبرد. ازاینرو، تا اندازة زیادی میتواند به تحلیل متن، تفسیر و تأویل آن بپردازد. این قابلیت به هوش مصنوعی امکان میدهد تا به ژرفساخت معنایی متون عرفانی، تلمیحات، اشارات، تضمینها و دیگر آرایههای ادبی یک متن عرفانی بهخوبی پی ببرد و به تأویل آنها بپردازد. تسلط هوش مصنوعی بر این حوزه، حتی در پیچیدهترین کاربردهای رمزی بروج در متون عرفانی مشهود است. بااینحال، گسترة اطلاعاتی مدل چتجیپیتی، گاه به تفسیرهای افراطی یا نادرست میانجامد، بهویژه در مواردی که متن ساده است اما هوش مصنوعی بهسبب اشباع دانشی، آن را پیچیده تلقی میکند. نمونة بارز این مسئله در تأویل نابجای برخی ابیات از گلشن راز مشاهده شد. یکی از نقاط ضعف کنونی مدلهای هوش مصنوعی در تحلیل متون فارسی، فقدان دسترسی کامل به منابع عمیق عرفانی و ادبی فارسی، بهویژه ناآشنایی با ظرایف بلاغی، سبکشناختی و بافتمحور این متون است. بااینهمه، درصورت توسعه و تغذیة بهتر این مدلها با منابع بومی، میتوان انتظار داشت که در آیندهای نزدیک، هوش مصنوعی به ابزاری توانمند برای تأویل و تحلیل متون عرفانی بدل شود.
[1] Artificial Intelligence. گاهی برای اختصاربهجای هوش مصنوعی از AI به کار میبریم. [2] Large Language Model. «مدل زبانی بزرگ» یا «LLM» سامانههای هوش مصنوعی که دارای میلیاردها پارامتر هستند و با الگوهای پیچیده دادههای زبان را پردازش میکنند تا توانایی درک تولید و پاسخگویی به زبان انسان را داشته باشند. [3] ChatGPT. [4] OpenAI. [5] ChatGPT. [6] Hermeneutics. [7] Prompt. [8] پالکانه. پنچره و دریچه را گویند (نک. دهخدا، 1378، ذیل پالکانه) [9] سنایی شاعر و عارف سدة پنجم و ششم. در نقد کار منجمان، از این خانهها یاد کرده است:
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
قرآن مجید ابنترکه، صائن الدین علی (1375). شرح گلشن راز (کاظم دزفولیان، مصحح). نشر آفرینش. ابنعربی، محییالدین (1378). ترجمان الاشواق (شرح رینولد آلن نیکلسون؛ گل بابا سعیدی، مترجم).انتشارات روزنه. ابنعربی. محیی الدین (بیتا). الفتوحات المکیه. دار الصادر. ابوریحان بیرونی، محمد بیرونی خوارزمی (1316). التفهیم لاوائل صناعة التنجیم (جلالالدین همایی، مصحح). انتشارات انجمن آثار ملی. اخسیکتی، اثیرالدین ابوالفضل (1337). دیوان اثیرالدین اخسیکتی (رکنالدین همایون فرّخ، مصحح). کتابفروشی رودکی. اسمعیلپور، محمد امین، قناد، فاطمه، و جعفری ندوشن، شهاب (1403). روشهای هوش مصنوعی در صحتسنجی ادلة داوری. پژوهش حقوق خصوصی، 12(46)، 65ـ109.https://doi.org/10.22054/jplr.2024.77464.2800 آقورنلوئی، لیلا (۱۴۰۳). هوش مصنوعی، مزایا و کاربردها. در مجموعه مقالات پانزدهمین همایش ملی پژوهشهای مدیریت و علوم انسانی در ایران، ص. ۱۷۴۸ـ۱۷۵۵. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2134294 بربندی، رقیه، بابائیان، فاطمه، و حکیم، امین (۱۴۰۲). واکاوی نقش هوش مصنوعی در چرخة سیاستگذاری عمومی؛ رویکرد فراترکیب. بهبود مدیریت، 17(2)، ۱۱۵ـ۱۵۰.https://doi.org/10.22034/jmi.2023.396945.2957 بسمل شیرازى، علىاکبر (1281ق.). شرح سى فصل (نسخة خطی). سازمان اسناد و کتابخانة ملى جمهورى اسلامى ایران، شمارة بازیابى: 14506- 5. بقایی، حسین، کارآمدثانی، امین، و احمدی، ناصر (۱۴۰۳). کاربرد هوش مصنوعی در آموزش. کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت و علوم انسانی در ایران. https://sid.ir/paper/1148599/fa بقلی شیرازی، روزبهان (1366). عبهر العاشقین (هانری کربن و محمد معین، مصححان). انتشارات منوچهری. بقلی شیرازی، روزبهان (1374). شرح شطحیات (هانری کربن، مصحح). انتشارات طهوری. بقلی شیرازی، روزبهان (1381). رساله القدس (جواد نوربخش، مصحح). انتشارات یلدای قلم. بهنامفر، محمد، و خسروی، محمدحسین (1404). بررسی قوتها و ضعفهای مدلهای زبانی بزرگ در تحلیل متون عرفانی (مطالعة موردی نینامة مولوی). پژوهشهای ادب عرفانی، 19(1)، 19ـ39.https://jpll.ui.ac.ir/article_29603.html البونی، احمد بن علی (1427ق.). شمس المعارف الکبری. مؤسسه النور للمطبوعات. تفنگچی، سینا، شکرخواه، یونس، خانیکی، هادی، و سلطانیفر، محمد (۱۴۰۱). بدن بهمثابة رسانة نوین یا فراانسانگرایی در عصر هوش مصنوعی. پژوهشهای فلسفی، ۱۶(۴۰)، ۲۲۵ـ۲۴۲.https://doi.org/10.22034/jpiut.2022.52287.3268 جامی، احمد (1387). کنوز الحکمه (علی فاضل، مصحح). پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. حسنزاده، هادی، و پورحیدر، رحیمه (1403). هوش مصنوعی و تأثیر آن بر تربیت و آموزش و توانمندسازی سرمایه انسانی. همایش ملی پژوهشهای مدیریت و علوم انسانی در ایران. https://civilica.com/doc/2238898/ حسینی مقدم، محمد (1402). هوش مصنوعی و آیندة آموزش دانشگاهی در ایران. پژوهش و برنامهریزی در آموزش عالی، 29(1)، 1ـ25. https://journal.irphe.ac.ir/article_704912.html خواجه نصیرالدین توسی، محمد (1381). معرفة التقویم، در سفینة تبریز (گردآوری به خط ابوالمجد محمد بن مسعود تبریزی؛ با مقدمة عبدالحسین حائری و نصرالله پورجوادی). مرکز نشر دانشگاهی. دهخدا، علیاکبر (1378). لغتنامة دهخدا. موسسة لغت نامة دهخدا. رازی، محمد بن ابوبکر (1422ق.). حدائق الحقایق (سعید عبدالفتاح، مصحح). مکتبه الثقافه الدینیه. ربیعی، محمد (1404). شناسایی و دستهبندی موضوعی اشعار حافظ با استفاده از هوش مصنوعی و متنکاوی. پژوهشهای ادب عرفانی. [آمادة انتشار]. https://jpll.ui.ac.ir/article_29545.html رجبی، عبدالله (۱۳۹۸). ضمان در هوش مصنوعی. مطالعات حقوق تطبیقی، 10(۲)، 449ـ466.https://doi.org/10.22059/jcl.2019.274782.633787 رشیدالدین میبدی، ابوالفضل (1371). کشف الأسرار و عدة الأبرار (علیاصغر حکمت، مصحح). انتشارات امیرکبیر. سبزواری، ملاهادی (1374). شرح مثنوی (به کوشش مصطفی بروجردی). سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی. سمعانی، احمد (1384). روح الارواح فی شرح اسماء الملک الفتاح (نجیب مایل هروی، مصحح). انتشارات علمی و فرهنگی. سنایی غزنوی، ابوالمجد مجدود (1383). حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة (به کوشش مدرس رضوى). انتشارات دانشگاه تهران. سهروردی، شهابالدین (1375). رسائل شیخ اشراق (هانری کربن، سیدحسین نصر، نجفعلی حبیبی، مصححان). مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی. شبستری، شیخ محمود (1377). گلشن راز (باغ دل) (حسین الهی قمشهای، مصحح). انتشارات علمی و فرهنگی. صاحبیکاشی، لیلی (۱۴۰۴). چگونه توانستم با ترکیب ادبیات و هوش مصنوعی یادگیری دانشآموزانم را بهبود بخشم؟. تحقیقات راهبردی در تعلیم و آموزش و پرورش، (۴۵)، ۳۵۹ـ۳۷۹.https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2283075 صادقی، حسین، و ناصر، مهدی (۱۳۹۹). چالشهای اخلاقی و حقوقی آییننامه اتحادیه اروپا در سازوکارهای هوش مصنوعی در حوزة سلامت. پژوهشهای اخلاق زیستی، ۱۰(۳۵)، 1ـ14. https://doi.org/10.22037/bioeth.v10i35.27500 عاشوری کیسمی، محمدعلی، پرویزی، مریم، و مؤمنی، سید محمدحسن (1404). پراگماتیسم، اخلاق هوش مصنوعی و سیستمهای اجتماعی فنی. پژوهشهای فلسفی. [آمادة انتشار]. https://doi.org/10.22034/jpiut.2025.66643.4060 عرفانمنش، ایمان (1402). هوش مصنوعی و استعارة فرانکنشتاین: رویارویی فلسفة نوین علوم اجتماعی با صورتبندی جدید مسئله ارزشگذاری. مطالعات راهبردی ارتباطات، 3(4)، 29ـ47.https://doi.org/10.22034/rcc.2024.2023439.1111 عطار، فریدالدین محمد (1386). مصیبتنامه (محمدرضا شفیعی کدکنی، مصحح). انتشارات سخن. عطار، فریدالدین محمد (1383). منطقالطیر (محمدرضا شفیعی کدکنی، مصحح).انتشارات سخن. غزالی، ابوحامد محمد (1383). کیمیای سعادت (حسین خدیوجم، مصحح). انتشارات علمی و فرهنگی. غزالی، ابوحامد محمد (1416ق.). مجموعه رسائل الامام الغزالی. دار الفکر. فرجی، رحمان، عابدی، مجید، و اکبری، محمدحسین (1404). هوش مصنوعی و تاثیر آن بر فرهنگ معاصر. همایش علوم انسانی و هوش مصنوعی. https://civilica.com/doc/2314146/ فرضی، نگین، لطفی نوائی، زهرا، فاریابی، مطهره، کاظمی، زینالعابدین، و ملازهی ناهوک، محمد (1403). استفاده از هوش مصنوعی در تحلیل و تفسیر متون عربی: یک رویگرد نوین برای تحقیقات ادبی. پژوهشنامة مطالعات راهبردی در علوم انسانی و اسلامی، 5(64)، 241ـ253.https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2192263 قوامیپور سرشکه، محدثه، و محمودی، امیررضا (1403). واکاوی چالشهای پیادهسازی هوش اخلاقی در هوش مصنوعی. فصلنامة اخلاق پژوهی، 6(4)، 23ـ48. https://doi.org/10.22034/ethics.2024.51227.1650 کرمپوری، محمد، و اسلامی، روحاله (1403). حاکمیت هوش مصنوعی از دیدگاه پدیدارشناسی سیاسی. پژوهشهای فلسفی، 18(49)، 83ـ110. https://doi.org/10.22034/jpiut.2024.58516.3760 کهنهوشنژاد، روحالله (۱۴۰۳الف). حکمرانی بر بستر هوش مصنوعی. سیاستگذاری عمومی، ۱۰(۲)، ۱۷۳ـ۱۸۶.https://doi.org/10.22059/jppolicy.2024.98290 کهنهوشنژاد، روحالله (۱۴۰۳ب). سیاستگذاری هوش مصنوعی در اتحادیة اروپا: اصول بنیادین، سازوکار حکمرانی و اصول اخلاقی. سیاستگذاری عمومی، ۱۰(۲)، 173ـ186.https://doi.org/10.22059/jppolicy.2024.98291 گنابادى، مظفر بن محمد قاسم. (1005ق.). شرح بیست باب نام در معرفت تقویم تام (نسخه خطی). کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شوراى اسلامى، شماره بازیابى: 4/ 6401. مختاری، سید علیمحمد، و رضوانی، ریحانه (1401). کاربرد هوش مصنوعی در آموزش تاریخ. فصلنامه آموزش تاریخ، 3(4)، 53ـ65. https://historyedu.cfu.ac.ir/article_2821.html مرتضوی شاهرودی، سید محمدعلی، و زراعی، عیسی (1404). اصول و چالشهای اخلاقی استفاده از هوش مصنوعی در تحقیقات علمی. اخلاق پژوهی، 7(4)، 5ـ26. https://doi.org/10.22034/ethics.2025.51545.1701 مصطفوی اردبیلی، سید محمدمهدی، رحمتیفر، سمانه، و تقیزاده انصاری، مصطفی (۱۴۰۳). تأثیر هوش مصنوعی بر نظام حقوق بشر بینالملل. حقوق و فناوریهای نوین، 4(8)، ۸۶ـ۱۰0.https://doi.org/10.22133/mtlj.2023.378057.1149 مطلبینژاد، علیرضا، شاهورانی، مصطفی، و شاهورانی، سودابه (1404). بررسی تحلیلی نظاممند از کاربرد هوش مصنوعی در آموزش عالی. نامة آموزش عالی، 18(69)، 85ـ106.https://doi.org/10.22034/hel.2024.2011755.1909 مهدوی، محمود، روحاللهی، محمد، و شهبازی، مرجانه (1404). تأثیرات بهکارگیری فناوری هوش مصنوعی در فرایند کیفری. حقوق فناوریهای نوین، 6(12)، 231-250.https://doi.org/10.22133/mtlj.2025.446623.1307 مهرپارسا، سحر (1399). هوش مصنوعی و کاربرد آن در آموزش. مطالعات مدیریت و کارآفرینی، 6(3)، 32ـ46.https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1733748 مولوی، جلالالدین محمد (1925م). مثنوی معنوی (رینولد الین نیکُلسون، مصحح). بریل (جلد یک و دو چاپ 1925؛ جلد سوم و چهارم 1929؛ جلد پنج و شش 1933). میردار رضایی، مصطفی، و اسلامی، مهسا (1403). مواجهة سلبی هوش مصنوعی با فهم هرمنوتیکی شعر فارسی (مطالعة موردی: ابیاتی از چهار سبک شعر فارسی). پژوهشهای ادبی فلسفی، 2(1)، 83ـ106.https://literary.journals.umz.ac.ir/article_5001.html میردار رضایی، مصطفی، و اسلامی، مهسا (1404). ترجمان سکوت عرفانی از زبان هوش مصنوعی (مواجهة ربات چتجیپیتی با سکوت عرفانی). پژوهشهای ادب عرفانی، 19(1)، 1ـ19.https://jpll.ui.ac.ir/article_29447.html میرزاوند، احمد، عبدلی، محمد، و حسنزاده، علیرضا (1402). خطرات هوش مصنوعی. در مجموعه مقالات شانزدهمین همایش ملی پژوهشهای مدیریت و علوم انسانی در ایران، ص. 2869ـ2874.https://www.noormags.ir/view/ar/articlepage/2139118 نجمالدین رازی دایه، ابوبکر (1322ق.). مرصاد العباد. [بىنا]. نجمالدین کبری، احمد (1368). فوائح الجمال و فواتح الجلال (محمدباقر ساعدی خراسانی، مترجم؛ به کوشش حسین حیدرخانی مشتاقعلی). انتشارات مروی. نسفى، عزیزالدین (1381). زبدة الحقائق (حقوردى ناصرى، مصحح). انتشارات طهورى. هاشمی، محمدرضا، شمسایی، سعیده، و شمس، محمدعلی (1389). تحلیل روایتشناختی ویژگیهای سبک تاریخنگاری بیهقی در چهارچوب نظریة هوش مصنوعی. مطالعات زبان و ترجمه، 42(1)، 29ـ68. https://www.sid.ir/paper/187599/fa هوشمند، علیرضا (۱۴۰۳). فرگشت برنامة درسی در عصر هوش مصنوعی. پژوهشنامه مبانی تعلیم و تربیت، ۱۴(۱)، ۸ـ۲۶. https://doi.org/10.22067/fedu.2025.89102.1360 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 570 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 233 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||