| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,877 |
| تعداد مقالات | 15,278 |
| تعداد مشاهده مقاله | 43,730,712 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,563,019 |
نقش زنان روستایی در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور: مطالعۀ روستاهای اطراف دریاچۀ گهر در استان لرستان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| برنامه ریزی فضایی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 7، دوره 15، شماره 3 - شماره پیاپی 58، مهر 1404، صفحه 113-142 اصل مقاله (1.73 M) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/sppl.2025.145899.1854 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حسن رضا یوسفوند* ؛ عظیمه السادات عبدالهی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| استادیارگروه جامعهشناسی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| گردشگری مبتنیبر جامعه بهعنوان یکی از ارکان توسعۀ پایدار روستایی، نقش کلیدی زنان روستایی را در حفظ میراث فرهنگی و تقویت اقتصاد محلی برجسته میکند. این مطالعه نقش زنان را در روستاهای داربستانه و تیان در نزدیکی دریاچۀ گوهر در استان لرستان و موانع مشارکت آنها و راهکارهای توانمندسازی را بررسی کرده است. با استفاده از تحلیل مضمون کیفی، دادهها ازطریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۹ زن فعال در فعالیتهای گردشگری در سال ۱۴۰۳ جمعآوری شدند. فرایند تحلیل تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و نشان داد که مشارکت زنان در ابعاد مختلف اقتصادی (تولید صنایعدستی، خدمات غذایی، فروش محصولات کشاورزی)، اجتماعی (تصمیمگیری محلی، تقویت همبستگی اجتماعی) و فرهنگی/ زیستمحیطی (انتقال میراث عشایری، رفتارهای دوستدار محیطزیست) چشمگیر است؛ بااینحال، موانعی مانند زیرساختهای ناکافی، نگرشهای سنتی و دسترسی محدود به بازار، مشارکت آنها را محدود میکند. راهکارهای پیشنهادی شامل تأسیس تعاونیهای زنان، توسعۀ زیرساختهای دیجیتال، ارائۀ آموزشهای حرفهای و ترویج برندسازی محلی ازطریق جشنوارههای فرهنگی است. این اقدامات به توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی زنان کمک کرده و توسعۀ پایدار گردشگری را تقویت میکند. این مطالعه با تمرکز بر ناحیۀ کمتر مطالعهشدۀ دریاچۀ گوهر، بینشهای بومی و راهکارهای عملی برای توانمندسازی زنان ارائه میدهد و به ادبیات گردشگری مبتنیبر جامعه و مطالعات جنسیتی در ایران کمک میکند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| گردشگری اجتماعمحور؛ توانمندسازی زنان؛ توسعۀ پایدار؛ استان لرستان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدمه گردشگری اجتماعمحور بهعنوان رویکردی نوین در توسعۀ پایدار روستایی با تأکید بر مشارکت فعال جوامع محلی، بهرهبرداری مسئولانه از منابع طبیعی، فرهنگی و توزیع عادلانۀ منافع اقتصادی، راهکاری مؤثر برای بهبود معیشت و کیفیت زندگی ساکنان مناطق روستایی ارائه میدهد (Sunuantari & Farhan, 2022). توسعۀ روستایی فرایندی چندبُعدی و متضمن بهبود مستمر زندگی و کیفیت آن در جامعۀ روستایی است (عظیمی آملی و رکنالدین افتخاری، 1393، ص. 3). این نوع گردشگری با ایجاد فرصتهای شغلی، تقویت هویت فرهنگی، حفظ منابع محیطزیست به کاهش فقر و توسعۀ پایدار کمک میکند (Meutia et al., 2022). در این میان، زنان روستایی به دلیل نقش محوری در فعالیتهایی مانند تولید صنایعدستی، ارائۀ خدمات بومگردی و حفظ سنتهای محلی از بازیگران کلیدی در پیشبرد این رویکرد محسوب میشوند (Arzjani & Rahiminezhad, 2011)؛ بااینحال، در مناطق کمتر توسعهیافته، مانند روستاهای اطراف دریاچۀ گهر در استان لرستان، مشارکت زنان با موانع متعددی مواجه است که بررسی دقیق آنها ضروری به نظر میرسد. این فعالیتها نهتنها به بهبود معیشت خانوارها کمک میکند، بلکه به تقویت انسجام اجتماعی و حفظ هویت فرهنگی منجر میشود (صالحی و همکاران، 1397). برنامهریزی برای توسعۀ محلی با هدف استفادۀ حداکثری از منابع و مهارتهای محلی قالب مناسبی برای بهرهبرداری از ظرفیتهای زنان در این فعالیتها فراهم میکند و به تحول و توسعۀ اجتماعی کمک میکند (تقوی، 1387)؛ بااینحال، موانع ساختاری، فرهنگی و نهادی، مشارکت مؤثر زنان را محدود کرده و مانع از بهرهبرداری کامل از ظرفیتهای منطقه شده است (Dashper, 2023). مشکل اصلی که در این پژوهش بررسی میشود، محدودیتهای مشارکت زنان روستایی در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور در روستاهای درب آستانه و تیان است. مطالعات پیشین نشان دادهاند که زنان ازطریق فعالیتهای گردشگری میتوانند به توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دست یابند (Ramadan et al., 2024; Pundhir et al., 2024)؛ برای مثال، تولید صنایعدستی و عرضۀ محصولات محلی نهتنها درآمد مکمل برای خانوارها ایجاد میکند، بلکه به حفظ فرهنگ بومی و جذب گردشگران کمک میکند (باقری و همکاران، 1403)؛ بااینحال، عواملی مانند کمبود زیرساختهای گردشگری (مانند جادههای ناهموار و نبود اقامتگاههای بومگردی)، نگرشهای سنتی و مردسالارانه، کمبود آموزشهای حرفهای درزمینۀ بازاریابی و مدیریت گردشگری، توانایی زنان برای مشارکت مؤثر را کاهش داده است (جمینی و همکاران، 1403؛ Malelak et al., 2021)؛ علاوهبراین، ضعف در سیاستگذاریهای حمایتی و نبود تعاونیهای زنان، این چالشها را تشدید کرده و مانع از تحقق کامل پتانسیلهای گردشگری منطقه شده است (Álvarez-Montalvo et al., 2024). تاکنون پژوهشهای متعددی به نقش زنان در گردشگری روستایی پرداختهاند. Ismail & Abd-Halim (2014) نشان دادند که زنان در مالزی ازطریق سازمانهای محلی به توسعۀ گردشگری اجتماعمحور و توانمندسازی اجتماعی کمک کردهاند. بهطور مشابه، Martìnez-Salgado et al. (2021) در اکوادور بر نقش زنان در استفاده از منابع طبیعی برای توسعۀ پایدار تأکید کردند. در ایران، صالحی و همکاران (1397) در مطالعۀ روستای جنت رودبار نشان دادند که مشارکت زنان در بومگردی به حفظ فرهنگ محلی و تقویت انسجام اجتماعی کمک کرده است؛ بااینحال، بیشتر این مطالعات بر مناطق شناختهشدۀ گردشگری مانند ماسوله یا کندوان متمرکز بوده و به مناطق کمتر توسعهیافته مانند روستاهای اطراف کمتر توجه شده است (شیخبیگلو و همکاران، 1403). این خلأ پژوهشی همراه با نبود راهکارهای عملی برای رفع موانع مشارکت زنان، برنامهریزی مؤثر در این حوزه را با چالش مواجه کرده است (صالحی و پازوکینژاد، 1393). همچنین، تعارضات میان ذینفعان، مانند تفاوت در اهداف یا ضعف ارتباطات میتواند بر مشارکت زنان تأثیر بگذارد (نادری و همکاران، 1404). اهمیت این پژوهش از آن جهت است که توانمندسازی زنان روستایی نهتنها به توسعۀ اقتصادی و اجتماعی جوامع محلی کمک میکند، بلکه به کاهش فقر، حفظ منابع طبیعی و تقویت هویت فرهنگی منجر میشود (Meutia et al., 2022; Dong, 2020). دریاچۀ گهر با ظرفیتهای طبیعی و فرهنگی خود، میتواند بهعنوان مقصدی برای گردشگری پایدار توسعه یابد؛ اما این امر نیازمند رفع موانع مشارکت زنان و تقویت زیرساختها و حمایتهای نهادی است (شمسالدینی و دهقانی، 1403). این ناحیه به دلیل جاذبههای طبیعی بکر، فرهنگ غنی عشایری و پتانسیل بالای گردشگری اجتماعمحور بهعنوان ناحیۀ مطالعهشده انتخاب شده است. روستاهای درب آستانه و تیان با فعالیتهای زنان درزمینۀ تولید صنایعدستی، عرضۀ محصولات کشاورزی و ارائۀ خدمات غذایی نمونهای برجسته از پتانسیلهای گردشگری اجتماعمحور هستند؛ بااینحال، این ناحیه در مقایسه با مناطق شناختهشدۀ گردشگری، کمتر مورد توجه پژوهشها قرار گرفته است که این خلأ پژوهشی، ضرورت مطالعۀ حاضر را برجسته میکند. این پژوهش با هدف بررسی نقش زنان روستایی در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور در روستاهای درب آستانه و تیان، شناسایی موانع مشارکت آنها، و ارائۀ راهکارهای عملی برای توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و نهادی آنها انجام شده است. سؤالات پژوهش عبارتاند از: 1) زنان روستایی چه نقشی در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور در این روستاها ایفا میکنند؟ 2) چه موانعی بر سر راه مشارکت آنها وجود دارد؟ 3) چه راهکارهایی میتواند به توانمندسازی آنها کمک کند؟ انتظار میرود یافتههای این مطالعه با ارائۀ دادههای بومی و راهکارهای عملی به سیاستگذاران و فعالان محلی در طراحی برنامههای توسعۀ پایدار کمک کند و به توسعۀ گردشگری مسئولانه در ناحیه منجر شود.
پیشینۀ پژوهش گردشگری اجتماعمحور بهعنوان رویکردی کلیدی در توسعۀ پایدار روستایی با تأکید بر مشارکت فعال جوامع محلی، بهرهبرداری مسئولانه از منابع طبیعی و فرهنگی و توزیع عادلانۀ منافع اقتصادی در دهههای اخیر توجه پژوهشگران و سیاستگذاران را جلب کرده است (Sunuantari & Farhan, 2022). این رویکرد ریشه در راهبرد توسعۀ جامعهای دارد که با هدف توانمندسازی تودههای روستایی ازطریق تقویت نهادهای محلی و مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود، بهویژه پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت (جمعهپور، 1385، ص. 75-76).این نوع گردشگری با ایجاد فرصتهای شغلی، تقویت هویت فرهنگی و حفظ منابع محیطزیست به توانمندسازی جوامع بومی و بهبود کیفیت زندگی آنها کمک میکند (Meutia et al., 2022). زنان روستایی به دلیل نقش محوری در حفظ سنتهای محلی، تولید صنایعدستی، ارائۀ خدمات بومگردی و مدیریت اقامتگاهها از بازیگران اصلی در پیشبرد این رویکرد محسوب میشوند (شمسالدینی و دهقانی، 1403؛Arzjani & Rahiminezhad, 2011)؛ بااینحال، مشارکت زنان در کشورهای درحالتوسعه، ازجمله ایران با موانع متعددی مواجه است که نیازمند بررسی عمیقتر است. در سطح بینالمللی، پژوهشهای متعددی نقش زنان در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور را بررسی کردهاند. Ismail & Abd-Halim (2014) در مطالعهای در روستای مانگکوک مالزی نشان دادند که زنان ازطریق سازمانهای محلی مانند PEWANIS و KUNITA، با مشارکت در فعالیتهای اقتصادی و زیستمحیطی به توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی و توسعۀ گردشگری اجتماعمحور کمک کردهاند. این مطالعه بر ضرورت حمایتهای نهادی برای تقویت نقش زنان تأکید دارد. بهطور مشابه Martìnez-Salgado et al. (2021) در منطقۀ ال چاگوئه اکوادور نشان دادند که زنان روستایی با استفاده از منابع طبیعی در فعالیتهای کارآفرینانه، مانند تولید محصولات کشاورزی و صنایعدستی به توسعۀ پایدار و کاهش فقر کمک کردهاند. این پژوهشها بر توانایی زنان در مدیریت و برنامهریزی گردشگری، مشروط به فراهمبودن زیرساختها و حمایتها تأکید دارند. Ramadan et al. (2024) در مطالعهای در منطقۀ فایوم مصر نشان دادند که فعالیتهای گردشگری روستایی، مانند تولید صنایعدستی و خدمات غذایی به افزایش درآمد و استقلال مالی زنان منجر شده است؛ بااینحال، آنها بر لزوم شناسایی مزایای منحصربهفرد مناطق روستایی و رفع موانع مشارکت زنان تأکید کردند. (2023) Dashperنیز با تمرکز بر جنسیت در گردشگری روستایی خاطرنشان کرد که نگرشهای سنتی و مردسالارانه در جوامع روستایی میتواند مشارکت زنان را محدود کند و آنها را در موقعیتهای شغلی کمدرآمد و آسیبپذیر قرار دهد. این مطالعات نشان میدهند که برای تحقق پتانسیلهای زنان نیاز به رفع موانع فرهنگی و ارائۀ حمایتهای نهادی است. در ایران پژوهشهای متعددی به اهمیت مشارکت زنان در گردشگری روستایی پرداختهاند؛ اما تمرکز اصلی آنها بیشتر بر نقش کلی جوامع محلی بوده است و کمتر بهطور خاص بر زنان متمرکز شدهاند. شمسالدینی ودهقانی (1403) در مطالعهای در روستاهای ساحلی استان بوشهر نشان دادند که گردشگری اجتماعمحور به توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی زنان کمک کرده و مشارکت آنها در فعالیتهای گردشگری به بهبود روابط اجتماعی و افزایش نقش در تصمیمگیریهای محلی منجر شده است. صالحی و همکاران (1397) در پژوهش خود در روستای جنت رودبار بر نگرش مثبت جامعۀ محلی به بومگردی و تأثیر آن بر حفظ فرهنگ محلی و انسجام اجتماعی تأکید کردند و نقش زنان را بهعنوان عاملی کلیدی در این فرایند برجسته ساختند. جمینی و همکاران (1403) در مطالعهای در روستاهای کردستان، کرمانشاه و همدان چالشهای توسعۀ ژئوتوریسم را بررسی کردند و کمبود زیرساختهای حملونقل، ضعف بازاریابی و محدودیتهای فرهنگی را بهعنوان موانع اصلی شناسایی کردند که بر مشارکت زنان نیز تأثیر میگذارند. نادری وهمکاران (1404) در پژوهش خود در کرمانشاه با استفاده از نظریۀ دادهبنیاد، عواملی مانند آگاهی، ارزشهای فرهنگی و رفتارهای میزبانان را بهعنوان عوامل کلیدی در بهبود رفتارهای محیطزیستی گردشگران شناسایی کردند که بهطورغیرمستقیم بر مشارکت زنان تأثیر دارد. صالحی و پازوکینژاد (1393) نیز با تحلیل جامعهشناختی سفرهای پایدار بر نیاز به برنامهریزی منسجم برای تقویت مشارکت گروههای محلی از جمله زنان، تأکید کردند. باوجوداین تلاشها، خلأهای پژوهشی چشمگیری در این حوزه وجود دارد: نخست، بیشتر مطالعات ایرانی بر مناطق شناختهشدۀ گردشگری مانند ماسوله یا کندوان متمرکز بوده است و به مناطق کمترتوسعهیافته مانند روستاهای اطراف دریاچۀ گهر کمتر توجه کردهاند. دریاچۀ گهر با جاذبههای طبیعی و فرهنگ عشایری غنی، ظرفیت زیادی برای توسعۀ گردشگری اجتماعمحور دارد؛ اما فقدان زیرساختها و حمایتهای نهادی، بهرهبرداری از این ظرفیت را محدود کرده است (جمینی و همکاران، 1403)؛ دوم، بسیاری از پژوهشها به تحلیل توصیفی وضعیت موجود پرداخته و راهکارهای عملیاتی مشخصی برای توانمندسازی زنان ارائه نکردهاند؛ سوم، نقش زنان در ابعاد مختلف توانمندسازی (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نهادی) بهصورت جامع و یکپارچه کمتر بررسی شده است . مطالعات بینالمللی نیز خلأهای مشابهی را نشان میدهند.(2023) Liu & Yu در مطالعهای در روستای لییو چین بر تأثیر مثبت گردشگری روستایی بر وضعیت اقتصادی و اجتماعی زنان تأیید کردند؛ اما به موانع نهادی و فرهنگی کمتر توجه کردهاند.Malelak et al. (2021) در روستای اوبن اندونزی بر نقش زنان در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور تأکید کردند؛ اما راهکارهای مشخصی برای رفع موانع ارائه ندادند. Meutia et al. (2022) در مطالعهای در اندونزی بر اهمیت حمایتهای نهادی و تقویت سرمایۀ اجتماعی برای مشارکت زنان در گردشگری کشاورزی اجتماعمحور تأکید کردند. این پژوهشها بر نیاز به بررسی جامع نقش زنان در مناطق کمترتوسعهیافته و ارائۀ راهکارهای عملی تأکید دارند.
چارچوب مفهومی چارچوب مفهومی این پژوهش بر پایۀ نظریههای توسعۀ اجتماعمحور و توانمندسازی زنان شکل گرفته است. توسعۀ اجتماعمحور رویکردی است که در آن جوامع محلی بهطور فعال در فرایندهای برنامهریزی، اجرا و مدیریت فعالیتهای گردشگری مشارکت دارند و منافع حاصل بهطور عادلانه بین اعضای جامعه توزیع میشود (Sunuantari & Farhan, 2022). توانمندسازی زنان بهعنوان یکی از اهداف توسعه از دیدگاه انسانی و عدالتمحورانه به معنای افزایش خودآگاهی، قابلیت اعتماد، و گسترش آزادی انتخاب زنان است که بستری برای مشارکت فعال آنها در توسعۀ اجتماعمحور فراهم میکند (شادیطلب، 1384، ص. 54). در این چارچوب، زنان بهعنوان گروهی کلیدی، نقشی چندوجهی ایفا میکنند که در چهار بُعد اصلی توانمندسازی بررسی میشود: اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نهادی. توانمندسازی اقتصادی: این بُعد بر دسترسی زنان به منابع مالی، ایجاد فرصتهای شغلی و کسب درآمد مستقل ازطریق فعالیتهای گردشگری تمرکز دارد. زنان میتوانند ازطریق تولید و فروش صنایعدستی، مدیریت اقامتگاههای بومگردی یا ارائۀ خدمات غذایی به بهبود معیشت خانوار کمک کنند (شمسالدینی و دهقانی، 1403؛Ramadan et al., 2024)؛ بااینحال، موانعی مانند کمبود سرمایۀ اولیه، ضعف دسترسی به بازار و نبود آموزشهای حرفهای، این فرایند را محدود میکند (Pundhir et al., 2024). این پژوهش بررسی خواهد کرد که زنان روستایی اطراف دریاچۀ گهر تا چه حد از فرصتهای اقتصادی گردشگری بهرهمند شدهاند و چه موانعی در این مسیر وجود دارد. توانمندسازی اجتماعی: این بُعد به افزایش مشارکت زنان در فرایندهای تصمیمگیری محلی و تقویت جایگاه آنها در ساختارهای اجتماعی اشاره دارد. مشارکت در گردشگری میتواند اعتمادبهنفس زنان را افزایش دهد و نگرشهای سنتی مردسالارانه را به چالش بکشد .(Ismail & Abd-Halim, 2014) صاحبنظران توسعۀ روستایی تأکید دارند که برای تحقق توانمندی جامعۀ روستایی، مدیریت و تصمیمگیری باید از داخل جامعۀ محلی آغاز شود که این امر بهویژه با مشارکت فعال زنان بهعنوان نیمی از جمعیت روستایی تقویت میشود (سجاسی قیداری، 1401)؛ بااینحال، محدودیتهای فرهنگی و مسئولیتهای خانوادگی در جوامع روستایی ایران، مشارکت زنان را محدود کرده است (Dashper, 2023). این پژوهش میزان مشارکت زنان در تصمیمگیریهای مرتبط با گردشگری و تأثیر آن بر انسجام اجتماعی را بررسی خواهد کرد. توانمندسازی فرهنگی: زنان روستایی نقش مهمی در حفظ و انتقال میراث فرهنگی، ازجمله سنتها و صنایعدستی محلی دارند. فعالیتهایی مانند گلیمبافی، روایتگری داستانهای محلی و اجرای برنامههای فرهنگی به حفظ هویت فرهنگی و جذب گردشگران کمک میکند (باقری و همکاران، 1403؛ Álvarez-Montalvo et al., 2024). در ناحیۀ دریاچۀ گهر، زنان میتوانند ازطریق این فعالیتها به توسعۀ گردشگری کمک کنند. این پژوهش بررسی خواهد کرد که زنان تا چه حد در این بُعد فعال بودهاند و چه موانعی پیش روی آنها قرار دارد. توانمندسازی نهادی: این بُعد بر دسترسی زنان به منابع، آموزشهای حرفهای و حمایتهای دولتی یا غیردولتی تمرکز دارد. سیاستگذاریهای مؤثر، ایجاد تعاونیهای زنان و ارائۀ آموزشهای مرتبط با گردشگری میتواند به مشارکت پایدار زنان کمک کند .(Vijayalakshmy et al., 2023; Malelak et al., 2021) در ایران، ضعف در سیاستگذاریهای منسجم و کمبود حمایتهای نهادی مانع اصلی مشارکت زنان بوده است (نادری و همکاران، 1404). این پژوهش سازوکارهای نهادی موجود را شناسایی میکند و راهکارهایی برای تقویت آنها ارائه میدهد. باتوجهبه پیشینۀ پژوهش، مشخص است که به نقش زنان در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور، بهویژه در مناطق کمتر توسعهیافته مانند روستاهای اطراف دریاچۀ گهر، کمتر توجه شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و تمرکز بر این ناحیه تلاش دارد تا نقش زنان را در چهار بُعد توانمندسازی بررسی کند و راهکارهایی عملی برای رفع موانع ارائه دهد. یافتههای این مطالعه میتواند به سیاستگذاران و فعالان محلی در طراحی برنامههای توسعۀ پایدار کمک کند.
روش پژوهش در این پژوهش با هدف بررسی نقش زنان روستایی در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور در روستاهای درب آستانه و تیان در نزدیکی دریاچۀ گهر از رویکرد کیفی مبتنیبر تحلیل مضمون بازتابی[1](Braun & Clarke, 2006) استفاده شد. این رویکرد برای پاسخ به سؤالاتی در رابطه با تجربههای افراد یا نگرش و انتظارات آنها مناسب است و میتواند الگوهای معانی را در یک مجموعۀ داده در پاسخ به سؤال پژوهش شناسایی کند. تحلیل و گزارش مضامین و الگوهای موجود در دادهها در فرایند کار انجام میشود.
معرفی جغرافیایی منطقۀ مطالعهشده منطقۀ مطالعهشده در این پژوهش شامل روستاهای درب آستانه و تیان در نزدیکی دریاچۀ گهر واقع در استان لرستان ایران است (شکل 1). دریاچۀ گهر یکی از برجستهترین جاذبههای طبیعی ایران در بخش شرقی رشتهکوههای زاگرس و در محدودۀ شهرستان دورود قرار دارد. این دریاچه در مختصات جغرافیایی تقریبی33°18′ شمالی و 49°17′ شرقی، در ارتفاع حدود 2350 متری از سطح دریا واقع شده است و در فاصلۀ تقریبی 35 کیلومتری جنوب شرقی شهر دورود و 120 کیلومتری شهر خرمآباد (مرکز استان لرستان) قرار دارد. دریاچۀ گهر به دلیل آب شفاف، مناظر کوهستانی بکر، و تنوع زیستی غنی، ازجمله گونههای گیاهی مانند بلوط و گیاهان دارویی و جانوری مانند ماهی قزلآلا، بهعنوان یکی از مقاصد اصلی طبیعتگردی در ایران شناخته میشود. این دریاچه شامل دو بخش گهر بزرگ (کلان) و گهر کوچک است و به دلیل موقعیت کوهستانی و آبوهوای معتدل در تابستان و سرد در زمستان، جذابیت ویژهای برای گردشگران دارد. روستاهای درب آستانه و تیان بهعنوان دو روستای نزدیک به دریاچۀ گهر در منطقهای کوهستانی با توپوگرافی ناهموار و پوشش گیاهی متنوع، شامل جنگلهای بلوط و مراتع قرار دارند. این روستاها در فاصلۀ تقریبی 5 تا 10 کیلومتری دریاچه واقع شدهاند و به دلیل نزدیکی به این جاذبۀ طبیعی بهعنوان نقاط اصلی دسترسی گردشگران به دریاچه محسوب میشوند. اقتصاد این روستاها عمدتاً مبتنیبر کشاورزی (تولید محصولاتی مانند انار و گردو)، دامداری و در سالهای اخیر، فعالیتهای گردشگری مانند ارائۀ خدمات بومگردی و فروش صنایعدستی است. فرهنگ عشایری غنی منطقه که در تولید گلیم و جاجیم، آیینهای محلی و روایتگری داستانهای سنتی نمود دارد، به جغرافیای فرهنگی این ناحیه هویت ویژهای بخشیده است. دریاچۀ گهر و روستاهای اطراف آن به دلیل ویژگیهای مشترک جغرافیایی، طبیعی و فرهنگی بهعنوان ناحیۀ جغرافیایی یکپارچه در نظر گرفته شدهاند. این ناحیه با ویژگیهایی مانند دریاچۀ گهر بهعنوان جاذبۀ طبیعی مرکزی، مسیرهای کوهستانی مناسب برای پیادهروی و طبیعتگردی، و فعالیتهای اقتصادی-فرهنگی زنان (مانند تولید صنایعدستی، ارائۀ خدمات غذایی و فروش محصولات کشاورزی) از ظرفیت زیادی برای توسعۀ گردشگری اجتماعمحور برخوردار است. نزدیکی روستاهای درب آستانه و تیان به دریاچه همراه با اشتراکات فرهنگی (مانند سنتهای عشایری) و اقتصادی (وابستگی به گردشگری و کشاورزی)، این منطقه را به واحد جغرافیایی متمایز تبدیل کرده که برای مطالعۀ نقش زنان در گردشگری اجتماعمحور مناسب است؛ بااینحال، محدودیتهای جغرافیایی مانند جادههای ناهموار، نبود اقامتگاههای کافی و دوری از مراکز شهری، چالشهایی را برای دسترسی گردشگران و مشارکت زنان در فعالیتهای گردشگری ایجاد کرده است که این پژوهش به بررسی آنها میپردازد. ویژگیهای جغرافیایی این ناحیه، ازجمله طبیعت بکر، تنوع زیستی و فرهنگ عشایری بهطورمستقیم با موضوع پژوهش مرتبط است؛ زیرا این ویژگیها فرصتهایی برای توسعۀ گردشگری اجتماعمحور فراهم میکند و نقش زنان را در بهرهبرداری از این ظرفیتها برجسته میسازد؛ برای مثال، تولید صنایعدستی مانند گلیم و جاجیم و عرضۀ محصولات کشاورزی مانند گیاهان دارویی که ریشه در جغرافیای طبیعی و فرهنگی منطقه دارد، به زنان امکان میدهد تا در اقتصاد گردشگری مشارکت کنند. این پژوهش با تمرکز بر این ناحیۀ کمترمطالعهشده، نقش زنان را در استفاده از ظرفیتهای جغرافیایی و رفع موانع مرتبط با آن بررسی میکند.
جمعآوری دادهها دادهها ازطریق مصاحبههای نیمهساختارمند (45-60 دقیقه) با 19 زن روستایی در نیمۀ دوم سال 1403 در روستاهای درب آستانه و تیان جمعآوری شد. سؤالات مصاحبه بر تجارب، ادراکات و مشاهدات دربارۀ مشارکت در فعالیتهای گردشگری متمرکز بود؛ مانند: «چه فعالیتهایی در زمینۀ گردشگری انجام دادهاید؟»، «چه موانعی برای مشارکت شما در گردشگری وجود دارد؟» و «چه راهکارهایی برای تقویت نقش شما در گردشگری پیشنهاد میکنید؟» مصاحبهها بهصورت حضوری و در برخی موارد تلفنی انجام شد و با رضایت شرکتکنندگان ضبط و پیادهسازی شد تا اشباع نظری حاصل شود. برای اطمینان از جامعیت دادهها، یادداشتهای میدانی از مشاهدات پژوهشگر در محیط روستاها نیز جمعآوری شد.
جامعۀ مطالعهشده و نمونهگیری جامعۀ مطالعهشده شامل زنان فعال در فعالیتهای مرتبط با گردشگری، ازجمله تولید صنایعدستی، ارائۀ خدمات غذایی، فروش محصولات کشاورزی و گیاهان دارویی، و مدیریت اقامتگاههای بومگردی در روستاهای درب آستانه و تیان بود. نمونهگیری هدفمند با بیشترین تنوع در ویژگیهای جمعیتشناختی (سن، تحصیلات، وضعیت تأهل، نوع فعالیت و تجربۀ کاری) انجام شد تا دیدگاههای متنوعی از جامعۀ هدف بهدست آید و اشباع نظری محقق شود.
شکل 1: موقعیت مکانی روستاهای درب آستانه و تیان Figure 1: Location of the villages of Darb Astana and Tian خصوصیات جمعیتشناختی شرکتکنندگان در جدول (1) ارائه شده است: جدول (1): خصوصیات جمعیتشناختی شرکتکنندگان Table (1): Demographic Characteristics of Participants
تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون در شش مرحله انجام شد (Braun & Clarke, 2006): در مرحلۀ اول، دادهها با خوانش مکرر پیادهسازیهای مصاحبه و یادداشتهای میدانی برای آشنایی عمیق با محتوا بررسی شدند؛ در مرحلۀ دوم، کدهای اولیه (مانند نگرشهای سنتی، کمبود زیرساخت و مشارکت اقتصادی) از دادهها استخراج شد؛ در مرحلۀ سوم، کدها به مضامین اولیه (مانند موانع فرهنگی، فرصتهای اقتصادی و حمایتهای نهادی) سازماندهی شدند؛ در مرحلۀ چهارم، مضامین بازبینی و پالایش شدند تا اطمینان حاصل شود که دادهها را بهدرستی بازنمایی میکنند؛ در مرحلۀ پنجم، مضامین نهایی حول مضمون محوری «مشارکت زنان در گردشگری اجتماعمحور» تعریف شدند و در مرحلۀ آخر برای تدوین گزارش، نمونههای آشکار انتخاب و استخراج و تحلیلی مرتبط با سؤالات پژوهش و ادبیات تدوین شد. تحلیل با نرمافزار MAXQDA انجام شد و کدگذاری توسط دو پژوهشگر مستقل بازبینی شد تا از دقت و انسجام نتایج اطمینان حاصل شود.
اعتبارپذیری و قابلیت اطمینان اعتبارپذیری پژوهش ازطریق سهسویهسازی (مقایسۀ دادههای مصاحبه با مشاهدات میدانی و اسناد محلی مانند گزارشهای شوراهای روستایی)، بازبینی توسط مشارکتکنندگان (10 نفر از مصاحبهشوندگان برای تأیید مضامین) و بازبینی توسط همکاران (رفع اختلافات در جلسات بحث با دو پژوهشگر مستقل) تأمین شد. قابلیت اطمینان با استفاده از پروتکل مصاحبۀ استاندارد، مستندسازی دقیق فرایند کدگذاری و بازبینی مستقل کدها توسط پژوهشگران تضمین شد. ملاحظات اخلاقی شامل اخذ رضایت آگاهانه از شرکتکنندگان، حفظ محرمانگی هویت آنها و ذخیرۀ امن دادهها در سیستمهای رمزگذاریشده رعایت شد.
یافتهها گردشگری اجتماعمحور فرصتی برای توانمندسازی زنان روستایی و توسعۀ پایدار فراهم میکند. زنان در روستاهای درب آستانه و تیان با مشارکت در فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نقش کلیدی ایفا میکنند؛ اما موانع ساختاری، فرهنگی و اقتصادی مشارکت آنها را محدود کرده است. تحلیلهای زیر براساس مصاحبهها و پرسشهای کلیدی پژوهش، نقش زنان، چالشها و راهکارهای پیشنهادی برای توانمندسازی زنان تنظیم شد.
نقش زنان در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور گردشگری اجتماعمحور فرصتی برای توانمندسازی زنان روستایی و توسعۀ پایدار فراهم میکند. زنان ازطریق فعالیتهای اقتصادی، مشارکت اجتماعی، حفظ میراث فرهنگی و منابع طبیعی نقش کلیدی در این نوع گردشگری ایفا میکنند. جدول (2) و تحلیلهای زیر براساس مصاحبه با زنان ناحیۀ درب آستانه و تیان، این نقشها را در سه حوزۀ اصلی بررسی میکند.
جدول (2): نقش زنان در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور Table (2): Roles of Women in Community-Based Tourism Development
فعالیتهای اقتصادی زنان در گردشگری اجتماعمحور شامل اقداماتی است که زنان روستایی برای ایجاد درآمد مکمل و توسعۀ اقتصاد محلی به کار میبرند. این فعالیتها شامل تولید صنایعدستی، ارائۀ خدمات غذایی و فروش محصولات کشاورزی است. این کدها از دادههای مصاحبه استخراج شده و نشاندهندۀ استراتژیهای اقتصادی زنان برای مشارکت در گردشگری و توانمندسازی خود است. این فعالیتها نهتنها به بهبود معیشت خانوارها کمک میکند، بلکه به جذب گردشگران و توسعۀ پایدار ناحیه منجر میشود. تولید صنایعدستی: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 5، لیلا، تولید جاجیم، 31-40 سال، درب آستانه): «بنده چند سالی است که به حرفۀ بافت جاجیم مشغول هستم و محصولات تولیدیام را به گردشگرانی که به منطقه سفر میکنند، عرضه مینمایم. این فعالیت علاوهبر تأمین منبع درآمدی مناسب برای خانوادهام، موجب شده است تا گلیم و جاجیمهای دستبافت محلی ما به بازدیدکنندگان دریاچۀ گهر معرفی شود و فرهنگ بومیمان بیشتر شناخته شود؛ بااینحال، نبود بازار فروش منسجم و مناسب یکی از مشکلات اساسی ماست؛ بهگونهای که در برخی موارد ناچار میشویم محصولات خود را با قیمتی کمتر از ارزش واقعی آنها به فروش برسانیم.» این نقلقول نشان میدهد که تولید صنایعدستی مانند گلیم و جاجیم نهتنها منبع درآمدی برای زنان است، بلکه به حفظ فرهنگ محلی و جذب گردشگران کمک میکند؛ بااینحال، کمبود بازارهای مناسب و آموزشهای بازاریابی، توانایی زنان برای کسب درآمد پایدار را محدود میکند. این فعالیت به توانمندسازی اقتصادی زنان کمک کرده است؛ اما نیاز به حمایتهای نهادی مانند ایجاد تعاونیها و بازارهای محلی دارد. ارائۀ خدمات غذایی: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 9، سکینه، خدمات غذایی، 41-50 سال، درب آستانه): «ما برای گردشگرا آش محلی و نان سنتی درست میکنیم. خیلی استقبال میکنن؛ چون طعم غذای خونگی رو دوست دارن. این کار باعث شده یه کم پول دربیاریم و به خرج بچههامون کمک کنیم؛ ولی چون جای درست برای عرضه نداریم، گاهی نمیتونیم زیاد بفروشیم.» ارائۀ غذاهای محلی بهعنوان بخشی از گردشگری اجتماعمحور به زنان امکان میدهد تا از مهارتهای سنتی خود برای کسب درآمد استفاده کنند. این فعالیت نهتنها به اقتصاد خانوار کمک میکند، بلکه تجربهای اصیل برای گردشگران فراهم میآورد؛ بااینحال، نبود زیرساختهای مناسب مانند آشپزخانههای مجهز یا مکانهای عرضه، مانع از توسعۀ این فعالیت شده و به کاهش درآمد زنان منجر میشود. فروش محصولات کشاورزی: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 10، خدیجه، فروش محصولات کشاورزی، 31-40 سال، تیان): «ما انار و گردو و گیاهان دارویی مثل پونه رو به گردشگرا میفروشیم. این کار باعث شده هم یه درآمد اضافه داشته باشیم و هم محصولاتمون به آدمای بیشتری معرفی بشه؛ ولی چون راه دسترسی به دریاچۀ گهر سخته، خیلی وقتا نمیتونیم جنسامون رو خوب بفروشیم.» فروش محصولات کشاورزی مانند انار، گردو و گیاهان دارویی بهعنوان بخشی از گردشگری اجتماعمحور به بهبود معیشت زنان کمک کرده است. این فعالیت به معرفی محصولات محلی به گردشگران و تقویت اقتصاد ناحیه منجر میشود؛ بااینحال، مشکلات زیرساختی مانند جادههای ناهموار و نبود بازارهای منظم، مانع از بهرهبرداری کامل از این ظرفیت شده است.
مشارکت اجتماعی زنان در گردشگری اجتماعمحور شامل اقداماتی است که جایگاه اجتماعی آنها را تقویت و به انسجام جامعۀ محلی کمک میکند. این کدها شامل نقش زنان در تصمیمگیریهای محلی، تقویت انسجام اجتماعی و مقابله با نگرشهای سنتی است که از دادههای مصاحبه استخراج شدهاند. این فعالیتها نشاندهندۀ تلاش زنان برای تغییر ساختارهای اجتماعی و افزایش تأثیرگذاری خود در جامعه هستند. نقش در تصمیمگیریهای محلی: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 7، الهام، مدیریت اقامتگاه بومگردی، 31-40 سال، درب آستانه): «من تو جلسات شورای روستا شرکت میکنم و نظر میدم که چطور میتونیم گردشگرای بیشتری بیاریم. قبلاً مردا نمیذاشتن زنها زیاد حرف بزنن؛ ولی حالا که میبینن کارمون درسته، بیشتر به حرفامون گوش میدن.» این نقلقول نشان میدهد که مشارکت زنان در تصمیمگیریهای مرتبط با گردشگری به بهبود جایگاه اجتماعی آنها کمک کرده است. این فعالیت به زنان امکان میدهد تا در برنامهریزیهای محلی نقش فعالتری داشته باشند؛ اما نگرشهای سنتی همچنان مانعی برای مشارکت گستردهتر است. تقویت انسجام اجتماعی: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 11، معصومه، راهنمای محلی، 25-30 سال، درب آستانه): «وقتی با هم برای گردشگرا برنامه میذاریم، مثل درستکردن غذا یا برپایی مراسم، حس میکنیم همه با هم نزدیکتر شدیم. این کار باعث شده زنای روستا بیشتر با هم حرف بزنن و همکاری کنن.» فعالیتهای گردشگری بهعنوان فرصتی برای تعاملات اجتماعی به تقویت روابط بین زنان و دیگر اعضای جامعه منجر شده است. این انسجام اجتماعی حس همبستگی و همکاری را در روستاها تقویت کرده است؛ اما نیاز به برنامهریزیهای منظمتر برای تداوم این همکاریها وجود دارد. مقابله با نگرشهای سنتی: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 14، سمیه، خدمات غذایی، 25-30 سال، تیان): «اولش مردای روستا میگفتن زن نباید با غریبهها حرف بزنه یا بره جلوی گردشگرا؛ ولی حالا که میبینن ما با پخت غذا یا فروش گلیم پول درمیاریم، دارن کمکم قبول میکنن که ما هم میتونیم کار کنیم.» تلاش زنان برای تغییر نگرشهای مردسالارانه ازطریق مشارکت در گردشگری به بهبود جایگاه اجتماعی آنها کمک کرده است. این فعالیت نشاندهندۀ ظرفیت گردشگری برای تغییر ساختارهای فرهنگی است؛ اما همچنان نیاز به آموزش و حمایت برای غلبه بر مقاومتهای فرهنگی وجود دارد.
حفظ فرهنگ و محیطزیست توسط زنان در گردشگری اجتماعمحور شامل اقداماتی است که به حفظ میراث فرهنگی و منابع طبیعی ناحیه کمک میکند. این کدها شامل انتقال میراث فرهنگی، رفتارهای محیطزیستی و تقویت هویت محلی است که از دادههای مصاحبه استخراج شدهاند. این فعالیتها به جذب گردشگران و توسعۀ پایدار ناحیه کمک میکنند. انتقال میراث فرهنگی: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 1، زینب، تولید گلیم، 41-50 سال، درب آستانه): «من گلیمبافی رو از مادرم یاد گرفتم و حالا به دخترام یاد میدم. گردشگرا وقتی میبینن ما چطور گلیم میبافیم، خیلی ذوق میکنن و میخوان بخرن. این کار باعث شده فرهنگمون زنده بمونه.» حفظ سنتهایی مانند گلیمبافی و روایتگری داستانهای عشایری توسط زنان به انتقال میراث فرهنگی و جذب گردشگران کمک کرده است. این فعالیت نهتنها هویت فرهنگی ناحیه را تقویت میکند، بلکه به توانمندسازی فرهنگی زنان منجر میشود. رفتارهای محیطزیستی: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 18، پروین، راهنمای محلی، 25-30 سال، تیان): «ما به گردشگرا میگیم زبالههاشون رو تو طبیعت نریزن و دریاچه رو تمیز نگه دارن. خودمون هم سعی میکنیم از مواد طبیعی برای غذاها و صنایعدستی استفاده کنیم تا محیط خراب نشه.» زنان ازطریق آموزش گردشگران و استفادۀ مسئولانه از منابع طبیعی به حفظ محیطزیست دریاچۀ گهر کمک میکنند. این رفتارها به توسعۀ گردشگری پایدار منجر شده است؛ اما نیاز به آموزشهای بیشتر برای گسترش این اقدامات وجود دارد. تقویت هویت محلی: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 19، اشرف، تولید صنایعدستی، بالای 50 سال، درب آستانه): «ما هر سال مراسم محلی داریم که لباس عشایری میپوشیم و برای گردشگرا اجرا میکنیم. این کار باعث شده هم خودمون به فرهنگمون افتخار کنیم و هم گردشگرا بیشتر بیان.» برگزاری مراسمهای محلی و فعالیتهای فرهنگی توسط زنان، هویت محلی را تقویت و به جذب گردشگران کمک میکند. این اقدامات به افزایش غرور فرهنگی و توسعۀ گردشگری اجتماعمحور منجر شده است؛ اما نیاز به زیرساختهای مناسب برای گسترش این فعالیتها وجود دارد. موانع مشارکت زنان در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور مشارکت زنان در گردشگری اجتماعمحور عاملی کلیدی برای توسعۀ پایدار روستایی است؛ اما با موانع ساختاری، فرهنگی و اقتصادی مواجه است. جدول (3) و تحلیلهای زیر، استخراجشده از مصاحبههای روستاهای درب آستانه و تیان، این چالشها را بررسی میکنند. کمبود زیرساخت، نگرشهای سنتی و محدودیتهای بازار، مشارکت زنان را محدود میکند و نیاز به راهکارهای سیستمی را نشان میدهد.
جدول (3): موانع مشارکت زنان در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور Table (3): Barriers to Women's Participation in Community-Based Tourism Developmen
موانع ساختاری شامل عواملی سیستمی است که مشارکت زنان را در گردشگری اجتماعمحور محدود میکنند. این موانع شامل کمبود زیرساختهای گردشگری، نبود آموزشهای حرفهای و ضعف حمایتهای نهادی است. این کدها از دادههای مصاحبه استخراج شده و نشاندهندۀ چالشهای زیرساختی و نهادی است که مانع از توسعۀ فعالیتهای گردشگری زنان میشود. این موانع بدون اصلاحات سیستمی، توانایی زنان را برای مشارکت پایدار کاهش میدهد. کمبود زیرساختهای گردشگری: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 7، الهام، مدیریت اقامتگاه بومگردی، 31-40 سال، درب آستانه): «ما میخوایم اقامتگاه بومگردی درست کنیم؛ ولی نه جای درست داریم، نه جادهمون خوبه که گردشگر راحت بیاد. خیلی وقتا گردشگرا میرسن، ولی چون جای مناسب برای موندن نیست، زود برمیگردن. این باعث میشه ما نتونیم کارمون رو گسترش بدیم.» این نقلقول نشان میدهد که کمبود زیرساختهایی مانند اقامتگاههای بومگردی و جادههای مناسب مانع از جذب گردشگران و توسعۀ فعالیتهای زنان میشود. این محدودیتها به کاهش فرصتهای اقتصادی و انگیزۀ زنان برای مشارکت در گردشگری منجر میشود و نیاز به سرمایهگذاری را در زیرساختها برجسته میکند. کمبود آموزشهای حرفهای: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 12، راضیه، تولید گلیم، 31-40 سال، تیان): «من گلیم میبافم؛ ولی نمیدونم چطور باید به آدمای شهر بفروشم. اگه یه دوره آموزشی بود که یادمون بده چطور جنسامون رو بستهبندی کنیم یا تو اینترنت بفروشیم، خیلی بهتر میتونستیم کار کنیم.» نبود آموزشهای حرفهای در زمینههایی مانند بازاریابی، بستهبندی و مدیریت گردشگری، توانایی زنان را برای رقابت در بازار محدود کرده است. این کمبود، زنان را در فعالیتهای سنتی با درآمد پایین نگه داشته و مانع از توسعۀ مهارتهای لازم برای جذب گردشگران شده است. ضعف حمایتهای نهادی: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 15، فریبا، مدیریت اقامتگاه بومگردی، 31-40 سال، درب آستانه): «هیچ وامی به ما ندادن که بتونیم اقامتگاه درست کنیم یا کارمون رو گسترش بدیم. اگه یه تعاونی برای زنای روستا بود، میتونستیم با هم کار کنیم و بهتر پیش بریم؛ ولی هیچ حمایتی نیست.» ضعف حمایتهای نهادی مانند نبود تسهیلات مالی یا تعاونیهای زنان، مشارکت پایدار زنان را محدود کرده است. این کمبود، زنان را از دسترسی به منابع مالی و شبکههای حمایتی محروم کرده و مانع از توسعۀ فعالیتهای گردشگری آنها شده است.
موانع فرهنگی شامل باورها و ساختارهای اجتماعی است که مشارکت زنان را در گردشگری اجتماعمحور محدود میکند. این موانع شامل نگرشهای سنتی و مردسالارانه، مسئولیتهای خانوادگی سنگین و کمبود اعتمادبهنفس در میان زنان است. این کدها از دادههای مصاحبه استخراج شده و نشاندهندۀ تأثیر فرهنگ محلی بر مشارکت زنان است. نگرشهای سنتی و مردسالارانه: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 14، سمیه، خدمات غذایی، 25-30 سال، تیان): «مردای روستا اولش نمیذاشتن ما با گردشگرا حرف بزنیم یا غذا بفروشیم. میگفتن کار زن نیست که بره جلوی غریبهها. حالا یهکم بهتر شده؛ ولی هنوز خیلیها راحت نیستن که ما کار کنیم.» نگرشهای سنتی و مردسالارانه، مشارکت زنان را در فعالیتهای عمومی مانند گردشگری محدود کردهاند. این باورها زنان را از تعاملات اجتماعی و اقتصادی با گردشگران بازمیدارد و مانع از ایفای نقش فعالتر آنها در گردشگری میشود. مسئولیتهای خانوادگی: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 2، فاطمه، فروش محصولات کشاورزی، 31-40 سال، تیان): «من دوست دارم بیشتر برای گردشگرا کار کنم؛ ولی بچهها و کار خونه نمیذاره. تا کارای خونه و بچهها رو تموم کنم، وقتی برای چیز دیگه نمیمونه.» مسئولیتهای خانوادگی سنگین، زمان و انرژی زنان را برای مشارکت در فعالیتهای گردشگری کاهش داده است. این محدودیت بهویژه در خانوارهایی با تعداد زیاد فرزندان، مانع از توسعۀ اقتصادی و اجتماعی زنان شده است. کمبود اعتمادبهنفس: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 8، زهرا، تولید صنایعدستی، 25-30 سال، تیان): «من خجالت میکشم برم با گردشگرا حرف بزنم یا جنسامو مستقیم بفروشم؛ چون درس نخوندم. فکر میکنم نمیتونم خوب خودمو نشون بدم.» کمبود اعتمادبهنفس در میان برخی زنان، بهویژه آنهایی که تحصیلات پایین دارند، مانع از تعامل مستقیم با گردشگران و عرضۀ محصولاتشان شده است. این عامل به همراه محدودیتهای فرهنگی، مشارکت زنان را کاهش داده است و نیاز به برنامههای آموزشی برای تقویت مهارتهای اجتماعی را نشان میدهد.
موانع اقتصادی شامل محدودیتهای مالی و بازاری است که توانایی زنان را برای مشارکت در گردشگری اجتماعمحور کاهش میدهد. این موانع شامل کمبود سرمایۀ اولیه، دسترسی محدود به بازار و رقابت با محصولات تجاری است. این کدها از دادههای مصاحبه استخراج شده و نشاندهندۀ چالشهای اقتصادی پیش روی زنان است. کمبود سرمایۀ اولیه: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 16، کبری، تولید جاجیم، 41-50 سال، تیان): «برای درستکردن کارگاه گلیمبافی یا خرید مواد اولیه پول ندارم. اگه یهکم وام بهمون میدادن، میتونستم کارمو بزرگتر کنم و بیشتر بفروشم.» نبود سرمایۀ اولیه برای خرید مواد اولیه یا راهاندازی کسبوکارهای کوچک مانند اقامتگاههای بومگردی مانع از توسعۀ فعالیتهای زنان شده است. این محدودیت، زنان را در فعالیتهای کمدرآمد نگه داشته و مانع از گسترش کسبوکارشان شده است. دسترسی محدود به بازار: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 17، ناهید، فروش محصولات کشاورزی، 31-40 سال، درب آستانه): «ما محصولاتمون رو فقط به گردشگرایی که میان دریاچه میفروشیم؛ ولی چون بازار درست و حسابی نیست، خیلی وقتا جنسامون میمونه. اگه یه بازار ثابت بود، بهتر میتونستیم بفروشیم.» دسترسی محدود به بازارهای منظم و شبکههای فروش، درآمد زنان را از فروش محصولات محلی کاهش داده است. این محدودیت بهویژه در فصول کمگردشگر تأثیر منفی بر معیشت زنان گذاشته است. رقابت با محصولات تجاری: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 6، نرگس، فروش گیاهان دارویی، 25-30 سال، تیان): «گردشگرا گاهی محصولات ما رو نمیخرن؛ چون تو شهر جنسای ارزونتر پیدا میکنن. گیاهان دارویی ما طبیعیان؛ ولی چون بستهبندی خوبی نداریم، نمیتونیم با جنسای شرکتی رقابت کنیم.» رقابت محصولات محلی با محصولات تجاری ارزانتر، تقاضا برای صنایعدستی و محصولات کشاورزی زنان را کاهش داده است. نبود بستهبندی مناسب و بازاریابی حرفهای، توانایی زنان را برای جذب مشتریان محدود کرده است. راهکارهای پیشنهادی برای توانمندسازی زنان در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور برای غلبه بر موانع مشارکت زنان در گردشگری اجتماعمحور و بهرهبرداری از ظرفیتهای آنها در توسعۀ پایدار روستایی، ارائۀ راهکارهای عملی و هدفمند ضروری است. جدول (4) و تحلیلهای زیر براساس دادههای مصاحبه با زنان، راهکارهای پیشنهادی را در سه محور توسعۀ زیرساختها و حمایتهای نهادی، ارتقای ظرفیتهای فردی و اجتماعی و تقویت بازاریابی و شبکهسازی بررسی میکند. این راهکارها با هدف توانمندسازی زنان، افزایش درآمدهای اقتصادی و تقویت جایگاه اجتماعی و فرهنگی آنها در گردشگری اجتماعمحور ارائه شدهاند.
جدول (4): راهکارهای پیشنهادی برای توانمندسازی زنان در گردشگری اجتماعمحور Table (4): Proposed Strategies for Empowering Women in Community-Based Tourism
این محور بر ایجاد ساختارهای نهادی و زیرساختی تمرکز دارد که به زنان امکان میدهد تا فعالیتهای خود را بهصورت پایدار گسترش دهند. این راهکارها بر رفع خلأهای سیستمی و ایجاد بسترهای حمایتی متمرکز هستند که راهحلهای جدیدی برای توانمندسازی ارائه میکنند. ایجاد تعاونیهای زنان: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 15، فریبا، مدیریت اقامتگاه بومگردی، 31-40 سال، درب آستانه): «اگه یه تعاونی برای زنای روستا درست کنیم، میتونیم با هم مواد اولیه بخریم و محصولاتمون رو با قیمت بهتر بفروشیم. اینجوری میتونیم وام هم بگیریم و کارمون رو بزرگتر کنیم؛ بدون اینکه نگران باشیم.» تشکیل تعاونیهای زنان میتواند به سازماندهی فعالیتهای اقتصادی مانند تولید صنایعدستی و فروش محصولات کشاورزی کمک کند. این تعاونیها با ایجاد دسترسی به منابع مالی، آموزش و بازارهای پایدار به زنان امکان میدهند تا کسبوکارهای خود را گسترش دهند و از وابستگی به واسطهها رها شوند. این راهکار به تقویت همکاری بین زنان و افزایش قدرت چانهزنی آنها در بازار کمک میکند. توسعۀ زیرساختهای دیجیتال: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 11، معصومه، راهنمای محلی، 25-30 سال، درب آستانه): «اگه بتونیم تو اینترنت محصولاتمون رو بفروشیم، خیلی بهتره. میتونیم عکس گلیمها و غذاهامون رو بذاریم و حتی قبل از اینکه گردشگر بیاد، سفارش بگیرم. اینجوری مشتریهای بیشتری پیدا میکنیم.» ایجاد پلتفرمهای آنلاین اختصاصی برای فروش محصولات و خدمات زنان، مانند گلیم، جاجیم و غذاهای محلی، میتواند دسترسی آنها را به بازارهای گستردهتر فراهم کند. این زیرساختهای دیجیتال با آموزش استفاده از شبکههای اجتماعی و وبسایتها به زنان کمک میکند تا محصولات خود را به مشتریان داخلی و حتی بینالمللی معرفی کنند که به افزایش درآمد و دیدهشدن منطقه منجر میشود. ارائۀ تسهیلات مالی هدفمند: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 16، کبری، تولید جاجیم، 41-50 سال، تیان): «اگه یه وام بهمون بدن، میتونم یه کارگاه کوچیک برای جاجیمبافی درست کنم و چند نفر دیگه رو هم بیارم باهام کار کنن. حالا چون پول ندارم، نمیتونم کارمو گسترش بدم.» ارائۀ وامهای کمبهره و حمایتهای مالی هدفمند برای راهاندازی کسبوکارهای کوچک، مانند اقامتگاههای بومگردی یا کارگاههای صنایعدستی میتواند به زنان کمک کند تا فعالیتهای خود را گسترش دهند. این تسهیلات باید با شرایط بازپرداخت منعطف و متناسب با درآمدهای فصلی زنان طراحی شوند تا فشار مالی را کاهش دهند.
این محور بر تقویت مهارتها و توانمندیهای فردی و اجتماعی زنان تمرکز دارد تا آنها را برای مشارکت مؤثرتر در گردشگری آماده کند. این راهکارها بهطور خاص به افزایش تواناییهای زنان و تغییر پویاییهای اجتماعی در جهت توانمندسازی آنها کمک میکند و راهحلهای عملی ارائه میدهد. برنامههای آموزشی حرفهای: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 12، راضیه، تولید گلیم، 31-40 سال، تیان): «من گلیم میبافم؛ ولی نمیدونم چطور باید تو شهر بفروشم. اگه یه دوره باشه که یادمون بده چطور جنسامون رو بستهبندی کنیم یا تو اینترنت تبلیغ کنیم، میتونیم بهتر کار کنیم و پول بیشتری دربیاریم.» برگزاری دورههای آموزشی درزمینۀ بازاریابی، بستهبندی محصولات، مدیریت گردشگری و مهارتهای دیجیتال میتواند توانایی زنان را برای رقابت در بازار افزایش دهد. این برنامهها باید متناسب با نیازهای محلی طراحی شوند؛ برای مثال آموزش نحوۀ استفاده از پلتفرمهای آنلاین برای فروش محصولات یا تکنیکهای ارائۀ خدمات به گردشگران، تا زنان بتوانند ارزش افزودۀ بیشتری ایجاد کنند. تقویت مهارتهای ارتباطی و اعتمادبهنفس: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 8، زهرا، تولید صنایعدستی، 25-30 سال، تیان): «من خجالت میکشم برم با گردشگرا حرف بزنم؛ ولی اگه یاد بگیرم چطور باهاشون صحبت کنم، میتونم گلیمهامو بهتر معرفی کنم و مشتری بیشتری پیدا کنم.» کارگاههای آموزشی برای بهبود مهارتهای ارتباطی و افزایش اعتمادبهنفس زنان میتواند به آنها کمک کند تا با گردشگران و ذینفعان بهصورت مؤثرتر تعامل کنند. این کارگاهها باید شامل تمرینهای عملی، مانند نحوۀ معرفی محصولات یا مدیریت گفتوگو با مشتریان باشد تا زنان بتوانند با اطمینان بیشتری در فعالیتهای گردشگری مشارکت کنند. ترویج مشارکت در تصمیمگیری: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 7، الهام، مدیریت اقامتگاه بومگردی، 31-40 سال، درب آستانه): «اگه تو جلسات شورای روستا به زنها بیشتر فرصت بدن، میتونیم بگیم چی برای گردشگرا جذابه. ما بهتر میدونیم چهچیزایی برای اونا جالبه؛ چون خودمون باهاشون کار میکنیم.» ایجاد فرصتهای رسمی برای مشارکت زنان در شوراهای محلی و برنامهریزیهای گردشگری، جایگاه اجتماعی آنها را تقویت میکند. این راهکار میتواند شامل تشکیل کمیتههای زنان در شوراهای روستایی یا دعوت از زنان برای ارائۀ نظرات در برنامهریزیهای گردشگری باشد که به افزایش تأثیرگذاری آنها در تصمیمگیریهای محلی منجر میشود.
این محور بر توسعۀ استراتژیهای بازاریابی و ایجاد شبکههای همکاری برای افزایش دیدهشدن محصولات و خدمات زنان تمرکز دارد. این راهکارها برای غلبه بر محدودیتهای بازار و ایجاد فرصتهای جدید برای زنان طراحی شدهاند و راهحلهای عملی برای توسعۀ گردشگری ارائه میدهند. ایجاد برند محلی: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 1، زینب، تولید گلیم، 41-50 سال، درب آستانه): «اگه گلیمها و غذاهامون یه اسم و بستهبندی قشنگ داشته باشه، گردشگرا بیشتر میخرن. الآن چون جنسامون سادهست، خیلی به چشم نمیان؛ ولی اگه یه اسم قشنگ داشته باشه، بهتره.» توسعۀ برندهای محلی برای محصولات زنان، مانند گلیم، جاجیم و غذاهای سنتی میتواند جذابیت آنها را برای گردشگران افزایش دهد. این برندسازی باید شامل طراحی بستهبندیهای حرفهای و استفاده از نمادهای فرهنگی منطقه، مانند الگوهای عشایری باشد تا محصولات متمایز شوند و ارزش افزودۀ بیشتری ایجاد کنند. توسعۀ شبکههای همکاری منطقهای: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 18، پروین، راهنمای محلی، 25-30 سال، تیان): «اگه با زنای روستاهای دیگه که کارای مثل ما میکنن ارتباط داشته باشیم، میتونیم ازشون یاد بگیریم و جنسامون رو تو جاهای بیشتری بفروشیم. اینجوری کارمون بهتر دیده میشه.» ایجاد شبکههای همکاری بین زنان روستایی و فعالان گردشگری در مناطق همجوار، مانند دیگر روستاهای استان لرستان میتواند به تبادل تجربه، منابع و فرصتهای بازاریابی کمک کند. این شبکهها میتوانند ازطریق جلسات حضوری یا پلتفرمهای آنلاین شکل بگیرند و به زنان امکان دهند تا از تجربیات یکدیگر برای بهبود فعالیتهای خود استفاده کنند. برگزاری جشنوارههای محلی: نقلقول (پاسخگوی شمارۀ 19، اشرف، تولید صنایعدستی، بالای 50 سال، درب آستانه): «اگه یه جشنواره تو روستا درست کنیم که غذاها و گلیمهامون رو نشون بدیم، گردشگرای بیشتری میان. اینجوری هم جنسامون فروش میره و هم همه میفهمن فرهنگمون چقدر قشنگه.» سازماندهی جشنوارههای فرهنگی و گردشگری، مانند نمایشگاههای صنایعدستی یا جشنوارههای غذاهای محلی میتواند محصولات و خدمات زنان را به گردشگران معرفی کند. این جشنوارهها باید با همکاری نهادهای محلی و با تبلیغات مناسب برگزار شود تا گردشگران را جذب کند و نیز هویت فرهنگی منطقه را تقویت کنند.
بحث و نتیجهگیری این پژوهش با هدف پاسخ به پرسشهای زیر انجام شد: زنان روستایی چه نقشی در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور در روستاهای درب آستانه و تیان ایفا میکنند؟ چه موانعی بر سر راه مشارکت آنها وجود دارد؟ و چه راهکارهایی میتواند به توانمندسازی آنها کمک کند؟ یافتههای این مطالعه که با رویکرد کیفی و دادههای برآمده از میدان بود، نشان داد که زنان ازطریق فعالیتهای اقتصادی (تولید صنایعدستی مانند گلیم و جاجیم، عرضۀ محصولات کشاورزی نظیر سیب، گردو و گیاهان دارویی و ارائۀ خدمات غذایی مانند آش محلی)، مشارکت اجتماعی (تعاملات صمیمی با گردشگران و راهنمایی در مسیرهای طبیعی) و حفظ فرهنگ و محیطزیست (روایتگری داستانهای محلی و حفظ هویت عشایری) نقش کلیدی در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور ایفا میکنند؛ بااینحال، موانع ساختاری (کمبود زیرساختهای گردشگری مانند جادههای ناهموار و اقامتگاه)، فرهنگی (نگرشهای سنتی و مسئولیتهای خانوادگی) و نهادی (فقدان آموزشهای حرفهای و حمایتهای دولتی) مشارکت آنها را محدود کرده است .یکی از علل اصلی تأثیرگذاری زنان در توسعۀ گردشگری، پیوند طبیعی آنها با منابع بومی (محیط طبیعی، دانش محلی، سنتهای غذایی و فرهنگی) است. برخلاف برنامههای از بالا به پایین، مشارکت زنان از درون ساختارهای اجتماعی و فرهنگی جوامع محلی شکل میگیرد و این موضوع توسعۀ گردشگری را با اصالت و پایداری همراه میکند. این موضوع اهمیت توجه به ظرفیتهای درونزا را در سیاستگذاریهای گردشگری تقویت میکند. یافتههای این پژوهش با مطالعات پیشین همخوانی دارد. شمسالدینی و دهقانی (1403) در روستاهای ساحلی بوشهر نشان دادند که مشارکت زنان در تولید صنایعدستی و خدمات غذایی به توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی آنها کمک کرده است که با نقش زنان در گلیمبافی و عرضۀ غذاهای محلی در درب آستانه و پایین مطابقت دارد. Ramadan et al. (2024) در فایوم مصر نیز گزارش کردند که فعالیتهای گردشگری مانند تولید صنایعدستی به افزایش درآمد و استقلال مالی زنان منجر شده است، مشابه با فعالیتهای اقتصادی زنان در این مطالعه در سطح بینالمللی، Martìnez-Salgado et al. (2021) بر نقش زنان در حفظ میراث فرهنگی ازطریق فعالیتهای گردشگری در اکوادور تأکید کردند که با روایتگری فرهنگی و حفظ هویت عشایری در این پژوهش همراستا است. در ایران، صالحی و همکاران (1397) در مطالعۀ جنت رودبار نشان دادند که مشارکت زنان در بومگردی به تقویت انسجام اجتماعی و حفظ فرهنگ محلی کمک کرده است که با تعاملات اجتماعی زنان با گردشگران در این مطالعه سازگار است. این پژوهش با تمرکز بر ناحیۀ کمترمطالعهشدۀ دریاچۀ گهر، بینشهای بومیتری ارائه میدهد و بر نقش زنان در حفظ محیطزیست و تعاملات اجتماعی تأکید بیشتری دارد که خلأ پژوهشی مطرحشده در پیشینه را پر میکند. موانع شناساییشده با مطالعات دیگر نیز همخوانی دارد. جمینی و همکاران (1403) در بررسی ژئوتوریسم در کردستان، کرمانشاه و همدان، کمبود زیرساختهای حملونقل و اقامتگاه را مانع اصلی توسعۀ گردشگری دانستند که با مشکلات جادهای و نبود اقامتگاه در درب آستانه و پایین همراستا است. Rahiminezhad & (2011) Arzjani به محدودیتهای فرهنگی و نگرشهای سنتی در ایران اشاره کردند که با موانع خانوادگی و اجتماعی این مطالعه مطابقت دارد. (2023) Dashper نیز بر تأثیر نگرشهای مردسالارانه بر مشارکت زنان تأکید کرد که با مسئولیتهای خانوادگی گزارششده در این پژوهش همخوانی دارد؛ بااینحال، این مطالعه با ارائۀ راهکارهای عملی مانند ایجاد تعاونیهای زنان و توسعۀ زیرساختهای دیجیتال، فراتر از توصیف موانع میرود و رویکردی عملیتر از مطالعۀ شیخبیگلو و همکاران (1403) ارائه میدهد که بر نگرشهای کلی جامعۀ محلی تمرکز داشت. در ادامه، برای درک عمیقتر نقش زنان در گردشگری اجتماعمحور، ارتباط رویکرد جامعهشناختی این پژوهش با ویژگیهای جغرافیایی منطقه تحلیل میشود. رویکرد جامعهشناختی این پژوهش که بر نقش زنان روستایی در توسعۀ گردشگری اجتماعمحور و توانمندسازی آنها در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نهادی تمرکز دارد، بهطور تنگاتنگی با ویژگیهای جغرافیایی منطقۀ دریاچۀ گهر و روستاهای درب آستانه و تیان مرتبط است. از منظر جامعهشناختی، مشارکت زنان در فعالیتهایی مانند تولید صنایعدستی، ارائۀ خدمات غذایی و حفظ هویت فرهنگی به تقویت انسجام اجتماعی و تغییر نگرشهای سنتی در جوامع محلی منجر شده است (صالحی و همکاران، 1397). این فرایند بهطورمستقیم متأثر از جغرافیای منطقه قرار دارد؛ زیرا ویژگیهای طبیعی (مانند دریاچۀ گهر بهعنوان یک جاذبۀ گردشگری بکر) و جغرافیای فرهنگی (سنتهای عشایری و تولید گلیم و جاجیم) فرصتهایی منحصربهفرد برای زنان فراهم میکنند تا از منابع محلی برای توسعۀ گردشگری استفاده کنند؛ برای مثال، موقعیت کوهستانی دریاچۀ گهر و تنوع زیستی آن، زنان را قادر ساخته است تا محصولاتی مانند گیاهان دارویی را به گردشگران عرضه کنند که این امر بهطور همزمان هویت فرهنگی منطقه را تقویت میکند و معیشت خانوارها را بهبود میبخشد Martìnez-Salgado et al., 2021؛ بااینحال، محدودیتهای جغرافیایی مانند جادههای ناهموار و دوری از مراکز شهری که در این پژوهش بهعنوان موانع ساختاری شناسایی شدند، بر پویاییهای اجتماعی مشارکت زنان تأثیر میگذارند. از منظر جامعهشناختی، این محدودیتها میتوانند نابرابریهای جنسیتی را تشدید کنند؛ زیرا زنان به دلیل مسئولیتهای خانوادگی و نگرشهای سنتی، کمتر به منابع و بازارهای خارج از منطقه دسترسی دارند. تحلیل جغرافیایی این موانع نشان میدهد که فقدان زیرساختهای حملونقل و اقامتگاههای بومگردی نهتنها فرصتهای اقتصادی زنان را محدود میکند، بلکه مانع از تعاملات اجتماعی آنها با گردشگران و تقویت جایگاه اجتماعیشان میشود. همچنین، جغرافیای فرهنگی منطقه بهویژه فرهنگ عشایری به زنان امکان داده تا ازطریق روایتگری داستانهای محلی و اجرای آیینهای سنتی به حفظ هویت فرهنگی و جذب گردشگران کمک کنند که این امر به توانمندسازی فرهنگی و اجتماعی آنها منجر شده است (باقری و همکاران، 1403). این ارتباط بین جامعهشناسی و جغرافیا در چارچوب مفهومی پژوهش نیز منعکس است؛ جایی که توانمندسازی زنان بهعنوان فرایندی اجتماعی با استفاده از منابع جغرافیایی (طبیعی و فرهنگی) تعریف شده است. دریاچۀ گهر و روستاهای اطراف آن بهعنوان ناحیۀ جغرافیایی یکپارچه، بستری برای تعاملات اجتماعی زنان فراهم میکنند که ازطریق آن میتوانند نگرشهای مردسالارانه را به چالش کشیده و نقشهای جدیدی در تصمیمگیریهای محلی ایفا کنند؛ بنابراین، رویکرد جامعهشناختی این پژوهش با تحلیل جغرافیایی تکمیل میشود؛ زیرا ویژگیهای جغرافیایی منطقه نهتنها فرصتها و موانع مشارکت زنان را شکل میدهند، بلکه بر پویاییهای اجتماعی و فرهنگی جوامع محلی تأثیر میگذارند. این تحلیل یکپارچه نشان میدهد که توسعۀ گردشگری اجتماعمحور در مناطق کمترتوسعهیافته مانند دریاچۀ گهر، نیازمند توجه همزمان به عوامل جامعهشناختی (مانند توانمندسازی زنان و انسجام اجتماعی) و جغرافیایی (مانند زیرساختها و منابع طبیعی) است. ازنظر کاربرد عملی، نتایج این پژوهش میتواند به سیاستگذاران و فعالان محلی در طراحی برنامههای توسعۀ پایدار کمک کند. ایجاد تعاونیهای زنان، مشابه پیشنهاد Vijayalakshmy et al. (2023) میتواند تلاشهای پراکندۀ زنان را متمرکز کرده و بازارهای پایداری برای محصولات آنها ایجاد کند. توسعۀ زیرساختهای فیزیکی (جاده و اقامتگاه) و دیجیتال (پلتفرمهای فروش آنلاین)، مشابه پیشنهادات نادری و همکاران (1404) برای بهبود رفتارهای محیطزیستی میتواند مشارکت زنان را تقویت کند. این راهکارها با اهداف مطرحشده در مقدمه (رفع موانع و توانمندسازی زنان) و چارچوب مفهومی (چهار بُعد توانمندسازی) همراستا هستند و در مناطق مشابه دریاچۀ گهر با ظرفیتهای طبیعی و فرهنگی زیاد تعمیمپذیرند؛ مشروط به تطبیق با شرایط محلی. نقاط قوت این پژوهش شامل استفاده از روش تحلیل مضمون (Braun & Clarke, 2006)، نمونهگیری هدفمند با تنوع زیاد و تمرکز بر ناحیۀ کمترمطالعهشده است؛ بااینحال، محدودیتهایی مانند تعداد محدود شرکتکنندگان (19 نفر) و تمرکز بر دو روستا ممکن است تعمیمپذیری نتایج رامحدود کند. باوجود روشنبودن نقش زنان باید توجه داشت که بخشی از مشارکت آنها بهدلیل نبود فرصتهای شغلی جایگزین است و این مسئله ممکن است مشارکت را ناپایدار و موقت کند؛ مگر آنکه با مداخلات نهادی و سیاستگذاری هدفمند همراه شود؛ بنابراین، توسعۀ مشارکت پایدار مستلزم رفع موانع ساختاری و فرهنگی و فراهمکردن مشوقهای اقتصادی است.
پیشنهادها برای ارتقای مشارکت زنان در گردشگری اجتماعمحور و بهرهبرداری از ظرفیتهای منطقه، پیشنهادات زیر ارائه میشود:
توجیه: شبکههای محلی میتوانند تبادل تجربه، دانش و منابع بین زنان را تسهیل کنند و از انزوای فعالیتهای فردی جلوگیری کنند. اقدام عملی: برگزاری جلسات ماهانه، گروههای حمایتی و انجمنهای آموزشی برای تبادل تجربیات درزمینۀ تولید، بازاریابی و مدیریت گردشگری. مزایا: افزایش توان یادگیری، تقویت همکاری و ایجاد حس تعلق اجتماعی.
توجیه: گردشگری مشارکتی (Community-based Tourism) میتواند بازدیدکنندگان را مستقیماً با فعالیتهای زنان و فرهنگ محلی آشنا کند و درآمد مستقیم ایجاد نماید. اقدام عملی: طراحی مسیرهای گردشگری کوتاه همراه با راهنمایی زنان محلی، ارائۀ کارگاههای صنایعدستی و آشپزی محلی. مزایا: افزایش درآمد مستقیم زنان، حفظ فرهنگ بومی و تعامل گردشگر با جامعۀ محلی.
توجیه: خلاقیت زنان میتواند به تولید محصولات و خدمات متمایز با ارزش افزودۀ بیشتر منجر شود. اقدام عملی: ارائۀ مشاوره، تسهیلات مالی کوچک و فضای آزمایشی برای توسعۀ محصولات جدید مانند خوراکیهای محلی ویژه یا بستههای گردشگری تجربی. مزایا: افزایش تنوع محصولات، جذب بازارهای جدید و توانمندسازی اقتصادی پایدار.
توجیه: پیوند گردشگری و محیطزیست میتواند نقش زنان را در حفاظت از منابع طبیعی برجسته کند. اقدام عملی: آموزش زنان برای اجرای تورهای اکوتوریسم، استفاده از مواد قابلبازیافت و کاهش زباله در فعالیتهای گردشگری. مزایا: ارتقای مسئولیتپذیری محیطزیستی، جذب گردشگرانی با آگاهی محیطی و تقویت تصویر مثبت منطقه.
توجیه: مدیریت درست منابع و درآمدها کلید پایداری فعالیتهاست. اقدام عملی: برگزاری دورههای کوتاهمدت با حضور کارشناسان مالی و مدیریتی برای زنان فعال در گردشگری و صنایعدستی. مزایا: بهبود تصمیمگیری، افزایش بهرهوری و پایداری اقتصادی فعالیتها.
توجیه: مشارکت نوجوانان و جوانان میتواند انتقال دانش، حفظ فرهنگ و حمایت از زنان را تضمین کند. اقدام عملی: ایجاد برنامههای داوطلبانۀ دانشآموزان و جوانان برای کمک به زنان در فعالیتهای گردشگری و فرهنگی. مزایا: تقویت انسجام بین نسلی، حفظ میراث فرهنگی و توسعۀ مهارتهای اجتماعی.
توجیه: شناسایی الگوهای موفق توانمندسازی زنان در مناطق مختلف میتواند راهنمای سیاستهای محلی باشد. اقدام عملی: طراحی پروژههای پژوهشی برای تحلیل نقش جغرافیا، فرهنگ و سیاستهای حمایتی در توانمندسازی زنان. مزایا: ارائۀ دادههای راهبردی برای تصمیمگیریهای محلی و ملی و افزایش تعمیمپذیری نتایج.
تأمین مالی هیچگونه حمایت مالی دریافت نشده است.
سهم نویسندگان نویسندگان بهطور مساوی در مفهومسازی و نگارش مقاله مشارکت داشتهاند. نویسندگان، محتوای نسخۀ نهایی مقاله را تأیید میکنند و با تمامی جنبههای کار موافقت دارند.
تعارض منافع نویسندگان هیچگونه تعارض منافعی را اعلام نکردهاند.
قدردانی نویسندگان از تمامی زنان جامعۀ مطالعهشده در این مقاله قدردانی میکنند.
[1] Reflexive Thematic Analysis | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
منابع باقری، مسلم، مباشری، علیاصغر، شکاری، فاطمه، و معاون، زهرا (1403). طراحی الگوی توسعه گردشگری خوراک در ایران با رویکرد دادهبنیاد. برنامهریزی و توسعه گردشگری، 13(48)، 41–65. https://doi.org/10.22080/jtpd.2024.26352.3848 تقوی، نعمتالله (1387). جامعهشناسی روستایی. انتشارات دانشگاه پیام نور. جمعهپور، محمود (1385). برنامهریزی توسعه روستایی: دیدگاهها و روشها. انتشارات سمت. جمینی، داود، جوان، فرهاد، و حیدریان، بیتا (1403). شناسایی چالشها و راهکارهای توسعه ژئوتوریسم در سکونتگاههای روستایی منتخب در استانهای کردستان، کرمانشاه و همدان. برنامهریزی و توسعه گردشگری، 13(51)، 215–237. https://doi.org/10.22080/jtpd.2024.28159.3943 سجاسی قیداری، حمدالله، رومیانی، احمد، و جعفری، نسرین (1401). تحلیل موانع گرایش زنان روستایی به مشارکت در مدیریت اجرایی روستاها (مطالعۀ موردی: روستاهای شهرستان زنجان). جغرافیا و توسعه ناحیهای، 20(3)، 35-69. https://doi.org/10.22067/jgrd.2021.49380.0 شادیطلب، ژاله، وهابی معصومه، و ورمزیار، حسن (۱۳۸۴). فقر درآمدی فقط یک جنبه از فقر زنان سرپرست خانوار. رفاه اجتماعی، ۵(۱۷)، 227-248. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-2120-fa.html شمسالدینی، علی، و دهقانی، فاطمه (1403). ارزیابی تأثیر گردشگری اجتماعمحور بر توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی زنان (مورد مطالعه: روستاهای ساحلی استان بوشهر). برنامهریزی فضایی، 14(2)، 125-162. https://doi.org/10.22108/sppl.2024.138517.1738 شیخبیگلو، رعنا، اکبریان رونیزی، سعیدرضا، و سلیمانی حشمتی، نازنین (1403). نگرش جامعه محلی نسبتبه توسعه گردشگری (مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری شهرستان مرودشت). برنامهریزی و توسعه گردشگری، 13(50)، 23-50. https://doi.org/10.22080/jtpd.2024.27347.3900 صالحی، صادق، و پازوکینژاد، زهرا (1393). تحلیل جامعهشناختی سفر پایدار در صنعت گردشگری. برنامهریزی و توسعه گردشگری، 3(10)، 162–181. https://tourismpd.journals.umz.ac.ir/article_854.html?lang=fa صالحی، صادق، ابراهیمی، لیلا، و فتاحی، ناصر (1397). مشارکت محلی و توسعه بومگردی (مطالعه موردی: روستای جنترودبار). آموزش محیطزیست و توسعه پایدار، 6(3)، 121–136. https://ee.journals.pnu.ac.ir/article_4746.html عظیمی آملی، جلال، و رکنالدین افتخاری، عبدالله رضا (1393). حکمروایی روستایی: مدیریت توسعه پایدار. انتشارات سمت. نادری، نادر، کوچکزاده، رقیهسادات، و خسروی، احسان (1404). مدلی برای بهبود رفتارهای محیطزیستی گردشگران با استفاده از روش نظریهپردازی دادهبنیاد. برنامهریزی و توسعه گردشگری، 14(53)، 83-103. https://doi.org/10.22080/jtpd.2025.27903.3927 References Álvarez-Montalvo, A. D. C., Bosisio, A., Chacón-Marcheco, E., & Parra-Gallardo, G. P. (2024). The role of women in rural enterprises and their contributions to sustainable territorial development: Popular market of the city of Latacunga, province of Cotopaxi and the ShunGo Foundation. Salud, Ciencia y Tecnología - Serie de Conferencias, 3, 660. https://doi.org/10.56294/sctconf2024.660 Arzjani, Z., & Rahiminezhad, V. (2011). Rural women and their roles in tourism. International Journal of Bio-Resource and Stress Management, 2(1), 1-4. https://B2n.ir/nd8926 Azimi Amoli, J., & Rokn-eddin Eftekhari, A. R. (2014). Rural Governance: Sustainable Development Management. Samt Publications. [In Persian] Bagheri, M., Mobasheri, A. A., Shekari, F., & Moaven, Z. (2024). Designing a food tourism development model in Iran using grounded theory. Journal of Tourism Planning and Development, 13(48), 41-65. https://doi.org/10.22080/jtpd.2024.26352.3848 [In Persian] Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative Research in Psychology, 3(2), 77–101. https://doi.org/10.1191/1478088706qp063oa Dashper, K. (2023). Gender and rural tourism. In H. Mair (Ed.), Handbook on Tourism and Rural Community Development (pp. 140–152). Edward Elgar Publishing. https://www.researchgate.net/publication/370176774 Dong, Z. (2020). Research on the development of rural female human resources under the background of targeted poverty alleviation. In Proceedings of the 2019 International Conference on Management Science and Industrial Economy (MSIE 2019) (pp. 221–227). Atlantis Press. https://doi.org/10.2991/MSIE-19.2020.48 Ismail, S. M., & Abd-Halim, N. (May, 2014). Women participation in rural development particularly in community-based tourism. International Conference for Urban and Regional Planning, Skudai, Johor. http://eprints.utm.my/id/eprint/61457/ Jamini, D., Javan, F., & Heydarian, B. (2025). Identification of challenges and solutions for the development of geotourism in selected rural settlements in Kurdistan, Kermanshah and Hamedan Provinces. Journal of Tourism Planning and Development, 13(51), 215-237. https://doi.org/10.22080/jtpd.2024.28159.3943 [In Persian] Jumapour, M. (2006). Rural Development Planning: Perspectives and Methods. Samt Publications. [In Persian] Liu, M., & Yu, Y. (2023). The impact of rural tourism development on rural women: A case study of Liyu Village in Tai’an City. Academic Journal of Humanities & Social Sciences, 6(23), 1–6. https://doi.org/10.25236/AJHSS.2023.062308 Malelak, M. L., Taimenas, E. D., & Manafe, P. J. C. (2021). Empowering women in community-based tourism development in Oben Village, Nekamese District. In Proceedings of the International Conference on Applied Science and Technology on Social Science (ICAST-SS 2020) (pp. 58–61). Atlantis Press. https://doi.org/10.2991/ASSEHR.K.210424.012 Martìnez-Salgado, O. F., Herrera, I. B., & Pérez, E. V. (2021). Study of tourism empowerment in the region El Chagüe with a gender perspective. Apuntes de Economía y Sociedad, 2(2), 37–46. https://www.researchgate.net/publication/360892155 Meutia, I. F., Yulianti, D., Sujadmiko, B., Faedlulloh, D., & Sanjaya, F. J. (2022). Tourism and ethnodevelopment: Female contribution in rural community-based agritourism. International Journal of Sustainable Development and Planning, 17(3), 787–794. https://doi.org/10.18280/ijsdp.170309 Naderi, N., Koochakzadeh, R. S., & Khosravi, E. (2025). A model for improving the environmental behaviors of tourists using ground theory method. Journal of Tourism Planning and Development. https://doi.org/10.22080/jtpd.2025.27903.3927 [In Persian] Pundhir, S., Marwah, T., & Gupta, V. (2024). Strengthening rural women’s entrepreneurship for sustainable development: The impact of digital tools, government policies, and NGO support. In Advances in Logistics, Operations, and Management Science (pp. 287–308). IGI Global. https://doi.org/10.4018/979-8-3693-6572-4.ch015 Ramadan, F., Salah, M., & Khalf, A. A. R. (2024). Evaluating the role of rural tourism in improving the women’s conditions in Fayoum Governorate. Minia Journal of Tourism and Hospitality Research, 18(3), 91–105. https://doi.org/10.21608/mjthr.2025.344462.1186 Salehi, S., & Pazoukinejad, Z. (2014). A sociological analysis of sustainable mobility in tourism industry. Journal of Tourism Planning and Development, 3(10), 162-181. https://tourismpd.journals.umz.ac.ir/article_854.html?lang=en [In Persian] Salehi, S., Ebrahimi, L., & Fattahi, N. (2018). Local participation and ecotourism development (An empirical study in Jannat Roodbar Village). Journals of Environmental Education and Sustainable Development, 6(3), 121-136. https://ee.journals.pnu.ac.ir/article_4746.html [In Persian] Shaditalab, Z., Vahabbi, M., & Varmazyar, H. (2005). Income poverty, only one aspect of female headed houshold's poverty. Refahj, 5(17), 227-248. http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-2120-fa.html [In Persian] Shamsoddini, A., & Dehghani, F. (2024). Assessment of the impact of community-based tourism on the economic, social, and cultural empowerment of women (Case study: Coastal villages of Bushehr Province). Spatial Planning, 14(2), 125-162. https://doi.org/10.22108/sppl.2024.138517.1738 [In Persian] Shaykh-Baygloo, R., Akbarian-Ronizi, S. R., & Soleymani-Heshmati, N. (2024). Local community's attitude towards tourism development (Case study: Target villages of tourism in Marvdasht Sub-province). Journal of Tourism Planning and Development, 13(50), 23-50. https://doi.org/10.22080/jtpd.2024.27347.3900 [In Persian] Sojasi Qiedari, H., Roumiani, A., & Jafari, N. (2022). Analysis of the barriers of rural women's tendency to participate in the executive management of villages (Case study: Villages of Zanjan County). Journal of Geography and Regional Development, 20(3), 69-35. https://doi.org/10.22067/jgrd.2021.49380.0 [In Persian] Sunuantari, M., & Farhan, R. M. (2022). Rural tourism development through community-based tourism: Sumbergondo Village, Malang. Proceedings of International Conference on Communication Science (ICCS), 2(1), 403–409. https://doi.org/10.29303/iccsproceeding.v2i1.132 [In Persian] Taghavi, N. (2008). Rural Sociology. Payam Noor University Press. Vijayalakshmy, K., Biswal, J., Rahman, H., & Chakraborty, S. (2023). Role of Indian women’s self-help groups in the development of community resilience in the agricultural and allied sectors. European Journal of Development Studies, 3(4), 1–5. https://doi.org/10.24018/ejdevelop.2023.3.4.281
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 665 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 318 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||