| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,877 |
| تعداد مقالات | 15,278 |
| تعداد مشاهده مقاله | 43,730,714 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,563,020 |
برساخت اجتماعی هویت ملی، مطالعه دادهبنیاد تعارض هویت قومی و ملی اعراب خوزستان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جامعه شناسی کاربردی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 4، دوره 37، شماره 1 - شماره پیاپی 101، فروردین 1405، صفحه 39-70 اصل مقاله (801.83 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22108/jas.2025.145550.2656 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نرگس خوشکلام* 1؛ عبدالرضا نواح2 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1دکترای جامعهشناسی و پژوهشگر پسادکترای، گروه علوم اجتماعی، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بررسی رابطۀ میان هویتهای قومی و ملی در دنیای کنونی مورد توجه ویژۀ اندیشمندان، پژوهشگران و سیاستگذاران قرار دارد و قومگرایی یکی از مسائل اجتماعی اساسی کشورهای چندقومیتی است. یکی از اقوام ایرانی که همواره مسئلۀ تعارض میان هویت قومی و ملی در رابطه با آن مطرح میشود، قوم عرب است. ظهور گهگاهی گروههای افراطی تروریستی در خوزستان و وقایع ناشی از آن مؤید وجود این مسئله است. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی نظریۀ زمینهای، فرایند برساخت اجتماعی هویت ملی در میان اعراب خوزستان را بررسی کرده است. نمونهگیری به روش هدفمند و گردآوری دادهها به روش مصاحبۀ عمیق تا زمان اشباع نظری (30 مصاحبه) ادامه یافته است. یافتهها نشان میدهد که پدیدۀ «تعارض هویتی» بر اثر شرایط علّی ازجمله: 1) تمایز تبار-نژادی، 2) تعارض تاریخی-فرهنگی، 3) محرومیت اقتصادی-اقلیمی و 4)طرد اجتماعی-سیاسی ظهور یافته است و کنشگران در مواجهه با آن به برساخت اجتماعی هویت ملی پرداختهاند. این راهبرد متأثر از شرایط زمینهای شامل 1) ویژگیهای جمعیتشناختی، 2) پایگاه اقتصادی-اجتماعی و 3) همجواری با غیر و متأثر از شرایط مداخلهگر شامل 1) تکثرگرایی اجتماعی، 2) همگرایی فرهنگی و 3) بلایای میهننما بوده و دو پیامد مهم آن نیز انسجام اجتماعی (وحدت ملی) و انسجام سیاسی (امنیت ملی) بودهاند. بهطورکلی ایجاد هویت ملی به دو شیوۀ سیاسی و اجتماعی امکانپذیر است و نوعِ اجتماعی آنکه توسط کنشگران در سطح خُرد برساخته میشود، کارآمدی بیشتری در حفظ امنیت ملی دارد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اعراب خوزستان؛ امنیت ملی؛ تعارض هویت؛ هویت قومی و ملی؛ نظریۀ دادهبنیاد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مقدمه و بیان مسئلهدر نهم نوامبر ۱۹۹۳م. پطروس غالی[1]، دبیرکل وقت سازمان ملل، هشدار داد امنیت جهانی به علت گسترش منازعات قومی در معرض تهدید است. مطابق با گزارش وی، از پایان جنگ جهانی دوم تا ۱۹۹۳، تعداد ۱۲۷ جنگ رخ داده که بیشترشان ناشی از اختلافات قومی بوده و بیشتر جوامع، پیامدهای چنین خشونتی را متحمل شدهاند (Christie, 1998: 2). بروز خشونتهای قومی بهویژه در اوراسیا و آفریقا در اوایل دهۀ ۹۰، بحثهایی جدی را دربارۀ آیندۀ نظام بینالملل، دولتها و امنیت شهروندان آنها پیش کشید. چشماندازهای بدبینانه به این موضوع در آثاری همچون منازعات بیپایان از ریچارد هاس[2] (1999)، آشوب از دانیل موینیهان[3] (1993) و برخورد تمدنها و بازسازی نظم جهانی از ساموئل هانتینگتون[4] (1996) بازتاب یافت. آنچه آثار مذکور متفقاً بر اهمیت آن تأکید دارند، نقش تعارض میان «هویت ملی[5]» و «هویت قومی[6]» در بروز منازعات قومی است. دیوید ایستون[7] (1965) در کتاب تحلیل سیستمی زندگی سیاسی معتقد است که سرنوشت سیاسی یک ملت را حمایتش از حاکمیت رقم میزند؛ حمایتی که مبتنیبر «احساس ما بودن» یا همان هویت ملی و وفاداری به جامعۀ سیاسی است (Easton, 1965). همچنین، به دلیل آنکه عدم حمایت سیاسی شهروندان از حاکمیت ممکن است آنها را به سمت شورش سوق دهد، ایجاد مشروعیت سیاسی و تأمین امنیت ملی از چالشهای اصلی حکومتها در جوامع چندقومی است (Flesken & Hartl, 2020). امنیت ملی به معنای حفظ تمامیت ارضی، ثبات سیاسی و اجتماعی و توسعۀ اقتصادی یک کشور است. ایستون (1965) همچنین میان «حمایت فراگیر[8]» و «حمایت اختصاصی[9]»، که بقای یک نظام سیاسی منوط به وجود همزمان آنهاست، تمایز قائل میشود. حمایت فراگیر به وفاداری عمیق و عاطفی شهروندان به جامعۀ سیاسی خود و همبستگی اجتماعی اشاره دارد؛ یعنی احساسات جمعی مردم در رابطه با کار و زندگی مشترک در یک جامعه برای برآوردن نیازهایشان (Easton, 1965: 185). اگرچه ممکن است اعضای یک جامعۀ سیاسی دارای قومیتها و فرهنگهای متفاوتی باشند، با یک تقسیم کار سیاسیِ توافقی (همچون مشارکت سیاسی) به هم پیوند خوردهاند (Easton, 1965:177). این تعریف ایستون (1965) از جامعۀ سیاسی، بهویژه با کشور ایران تطابق دارد؛ زیرا در ایران هویتهای قومی-منطقهای و ملی به موازات یکدیگر وجود دارند. ازنظر وی، برای حفظ امنیت ملی، حمایت فراگیر باید بر حمایت اختصاصی غالب باشد. حمایت اختصاصی، عقلانیتر یا مبتنیبر منفعت و به معنای حمایت از نهادها یا سیاستمداران خاص است. برخلاف حمایت فراگیر که کمتر احتمال دارد در طول زمان دچار تحول شود، حمایت اختصاصی مشروط به عملکرد سیاستمداران است. اگر نظام سیاسی خواستههای اعضای ملت را برآورده نکند، به شکلگیری احساس نارضایتی عمیق در ابتدا از مقامات و سپس از کل نظام سیاسی منجر خواهد شد و درنتیجه از حمایت اختصاصی و نیز از حمایت فراگیر دست خواهند کشید (Easton, 1965:231). تنوع و تکثر قومیِ چشمگیر در درون مرزهای یک کشور، ناچار مسئلۀ تهدیدآمیز تعارض هویت ملی و هویت قومی را همواره بهصورت بالقوه داراست؛ مسئلهای که بهخصوص هنگام خیزش جریانات هویتخواه، بالفعل و عیان میشود و میتواند پتانسیل منازعات قومی را افزایش دهد. «ایران کشوری است که تنوع قومیتی بهعنوان یک واقعیت تاریخی-سیاسی همواره با جغرافیای سیاسی آن گره خورده و ازنظر تنوع قومیتی با تنها 24درصد همانندی در رتبۀ شانزدهم جهان قرار دارد. اگرچه حدود 60درصد از جمعیت ایران را فارسها تشکیل میدهند، درعینحال وجود شش قومیت عمده در درون این واحد ملی و تأثیرات عظیم آنها در تحولات تاریخی، واقعیت مشهودی است که میتواند مبنای پیشبینی وضعیت آیندۀ امنیتی کشور قرار گیرد.» (غلامرضایی،1400: 36) ناصر فکوهی (1395) معتقد است که وحدت ملی در ایران از زمان هخامنشی تاکنون بر مبنای محورهای سیاسی، زبانی، فرهنگی و... حفظ شده و بهطورکلی راهبردهای حاکمیت در این راستا از دو الگو تبعیت کرده است: الگوی اول از تنوع، تفاوت و تکثر فرهنگی دفاع کرده است و در آن، دولت به دنبال یکدستسازی و سلطۀ قومی نیست، بلکه بیشتر به دنبال احترام به تنوع و تکثر قومی است که نتیجۀ آن، افزایش قدرت حاکمیت، انسجام داخلی و رشد و شکوفایی کشور است؛ اما الگوی دوم مبتنیبر یکدستسازی قومی و تخریب هویتهای قومی است که راهبرد مخرّبی بوده و نتیجۀ آن تضعیف حکومت مرکزی و ایجاد هرجومرج در کشور است (فکوهی، 1395)؛ اما به نظر میرسد تاکنون در طرح مسئلۀ اجتماعی تعارض هویت قومی و ملی و ارزیابی شواهد ناشی از آن، بررسی چندان دقیقی صورت نگرفته و بیشتر دچار کلیگویی و تکرار شده است. این بدان دلیل است که «در ادبیات این موضوع خلأ تحقیقات تجربی و بررسیهای جامعهشناختی بهوضوح دیده میشود و البته ناگفته پیداست که در شرایط فقدان اینگونه مطالعات، بررسی و ارزیابی فرضیههای مربوط به وحدت ملی در شرایط کنونی و آینده، بهسختی امکانپذیر خواهد بود» (حاجیانی، 1387: 144). درعینحال «بررسی مسئلۀ وحدت ملی بدون تأمل در سطح فرد (کنشگران ایرانی) و نیز بدون سنجش هویت اجتماعی-فرهنگی امکانپذیر نیست؛ زیرا درنهایت موضوع همگرایی (یا بالعکس واگرایی) جز با مطالعۀ کنشگران و آن هم بر مبنای برداشتها، تعاریف، تفاسیر و در کل هویتهایی که خود را بدان وسیله شناسایی و تشخیص میدهند، امکانپذیر نیست» (حاجیانی، 1387: 145). امروزه اعضای اقوام مختلف با بهرهگیری از ابزارهای ارتباطی و تکیه بر عناصر اصیل قومی و فرهنگی (همچون زبان، دین، پوشش، موسیقی و...) به بازتعریف هویت قومی خود میپردازند و بر آن تأکید میکنند که ممکن است در جوامع دارای تکثر و تنوع قومی به تضعیف اقتدار و امنیت ملی و کمرنگ شدن هویت ملی در مقابل هویت قومی منجر شود. «پس باید پذیرفت که اقوام ایرانی وجود دارند و بـا بحران هویت روبهرو هستند؛ بنابراین، تفکیک بین دو نکته در اینجا مهم است: اول اینکه ایران از تنوع قومی برخوردار است؛ دوم، این تنوع قومی موجب مشکلاتی در شکلگیری هویت ملی شده است.» (حاجیانی، 1380: 120) «سوابق حوادث تاریخی مانند جدایی آذربایجان و کردستان از ایران در سال ۱۳۲۴ و برخی زمزمههای عربیبودن خوزستان و حتی خلیج فارس و ادعاهای برونمرزی در این زمینه و پژواک آن در اذهان عدهای از مرزنشینان ایران، نشان میدهد که هویت ملی ایرانی بـا اشکالات فرهنگی و کلان روبهروست.» (شیخاوندی، 1380: 114) یکی از اقوام ایرانی که همواره مسئلۀ تعارض میان هویت ملی و قومی در رابطه با آن مطرح میشود، قوم عرب است. «ظهور گروههای افراطی تروریستی در خوزستان و بهویژه در شهر اهواز و وقایع ناشی از آن، کـه طی چند سال گذشته به وقوع پیوسته است، همگی مؤید این نظر است.» (مقدس و همکاران، 1388: 47) بروز چنین وقایعی حاکی از بُعد امنیتی مسئله است؛ زیرا «عواملی در حوزههای فرهنگی و سیاسی باعث پررنگ شدن تمایزات قومی و زبانی شده و نهایتاً تعمیق نوعی خودآگاهی قومی را به دنبال داشته است.پ» (نبوی، 1383: 25). «یکی از عوامل مؤثر در امنیت، بهویژه امنیت نرم، انسجام و یکپارچگی اجتماعی و فرهنگی است. ارتباط و اتصال لایههای اجتماعی و تعامل اجزای نظام فرهنگی (فرهنگ آرمانی، فرهنگ عمومی، فرهنگ تخصصی و...) در قالب یک نظام یکپارچه، ظرفیتهای تولید قدرت فرهنگ (نرم) را افزایش داده و کارکرد نظام اجتماعی را به سوی یکپارچگی و انسجام ساختاری سوق میدهد.» (خادمدقیق و همکاران، 1395: 104) «احساس تبعیض قومی نهتنها میتواند به کاهش انسجام و همبستگی منجر شود، بلکه میتواند زمینهساز قیامها و شورشهای قومی باشد.» (صفا و همکاران، 1402: 155) باتوجهبه آگاهی سیاسیِ روزافزونِ گروههای قومی و افزایش مطالبات سیاسی آنان، وضعیت خطیری پیش روی سیاستگذاران قرار دارد، بهویژه اینکه فقدان هویت ملی، اغلب به وجود منازعات قومی و توسعۀ اقتصادی ضعیف نسبت داده میشود؛ بر همین اساس محقق ژاپنی، کاژیرو یوکی[10] (2021)، به شکلی معکوس پرسیده است: آیا سیاستهای ملتسازی و پرورش غرور ملی که بهمنظور تسهیل نوسازی صنعتی جامعه و دستیابی به توسعۀ اقتصادی طرح میشوند، به کاهش منازعات و درگیریهای قومی منجر خواهند شد؟ نتیجۀ جالب توجه تحلیل وی نشان داده که درواقع این عدم برجستگی تفاوتهای قومی «در ذهن» مردم است که باعث موفقیت سیاستهای ملتسازی و نهادهای مربوط به آن در ایجاد غرور ملی میشود و نه برعکس. نکتۀ مهمتر اینکه درصورت وجود برجستگی چنین تفاوتها و تعارضاتی، حتی فرایندهای نوسازی نیز پیامدهای مخرّب و افزایش منازعات قومی را به دنبال خواهند داشت (Yuki, 2021). از تحلیل یوکی (2021) چنین برداشت میشود که تعارض هویت قومی و ملی، امری سوبژکتیو است که «در ذهن» افراد شکل میگیرد و درنتیجه پیشنیاز حل این مسئله، واکاوی معانی ذهنی افراد دراینباره بهمنظور فهم علل شکلگیری پدیدۀ تعارض هویت قومی و ملی و نوع واکنش کنشگران به آن است. باتوجهبه اهمیت نقش این مسئله در تضعیف وحدت و امنیت ملی و به خطر انداختن تمامیت ارضی ایران و نیز موقعیت ژئوپلیتیک استان خوزستان، این پرسشها پیش کشیده میشود که علل ظهور پدیدۀ مذکور در میان اعراب خوزستان و نیز پیامدهای ناشی از آن چه هستند و کنشگران در مواجهه با این پدیده چه راهبردی را، متأثر از چه عوامل و شرایطی اتخاذ کردهاند. پاسخدادن به چنین پرسشهایی مستلزم بهکارگیری روش تحقیق کیفی بوده است تا بتوان بهصورت عمیق ادراک کنشگران از پدیدۀ فوق را واکاوی کرد؛ بر همین اساس پژوهشگران مقالۀ حاضر با استفاده از روش تحقیق کیفی نظریۀ زمینهای به دنبال تحلیل جامعهشناختی این مسئله بودهاند. پیشینۀ تحقیقتاکنون در رابطه با موضوع تعارض هویت قومی و ملی پژوهشهای خارجی متعددی در کشورهای چندقومی همچون آمریکا، فرانسه، استرالیا، چین، روسیه، قرقیزستان، افغانستان، مالزی، اندونزی، نیجریه و... انجام گرفته، اما مهم این است که وضعیت پژوهشهای داخلی در این رابطه چگونه است و آیا باتوجهبه اهمیت این موضوع در کشور چندقومی ایران، بهنحوی شایسته از منظر جامعهشناختی بدان پرداخته شده یا خیر. جدول (1) شرح مختصری از یافتههای پژوهشهای داخلی مرتبطی را نشان میدهد که تاکنون ثبت شده است.
جدول 1- پژوهشهای داخلی مرتبط با موضوع تعارض هویت قومی و ملی Table 1- Domestic research related to the issue of ethnic and national identity conflict
همانطور که پیداست در نتیجۀ جستوجوی ترکیبهایی از واژگان کلیدی و نیز جستوجوی درختی پیشینۀ استفادهشده در هر تحقیق مرتبط، درنهایت تعداد 27 تحقیق داخلی از سال 1380 به بعد از میان شمار فراوان تحقیقات ملاحظهشده، مرتبطترین تحقیقات انجامشده با موضوع تحقیق حاضر بودند که این تعداد باتوجهبه بافت چندقومی جامعۀ ایران، گسترۀ وسیع و متنوع اقوام ایرانی و اهمیت موضوع تعارض هویت قومی و ملی و پیامدهای مخرب ناشی از آن بسیار اندک است و ضرورت انجام تحقیقات مرتبط را آشکار میسازد. تحقیقات مذکور (جدول1) درمجموع شامل 21 تحقیق پیمایشی (18 پیمایش محلی و 3 پیمایش ملی)، 3 تحقیق فراتحلیل، یک تحقیق کیفی (تحلیل مضمون)، یک تحقیق ترکیبی (پیمایش و GT) و یک تحقیق مروری هستند. همانطور که پیداست، بیشتر تحقیقات پیشین به روش پیمایش انجام شدهاند و جامعۀ هدف تحقیق کیفی فکوهی و آموسی (1388)، جوانان کُرد پیرانشهر و تحقیق ترکیبی احمدی (1398) اقوام فارس، ترک، کرد، عرب و بلوچ است؛ بهعبارتدیگر باوجود بافت چندقومی جامعۀ ایران و مسائل ناشی از آن، نهتنها تاکنون دربارۀ تعارض هویت قومی و ملی تحقیقات جامعهشناختی کیفی متناسب و در حد مطلوب انجام نشده، بلکه اساساً هیچ تحقیق کیفیای بهطور خاص بر اعراب خوزستان متمرکز نشده است. همچنین تحقیقات مذکور تنها رابطۀ میان برخی از متغیرها را با هویت قومی سنجیدهاند و نه فرایند شکلگیری پدیدۀ تعارض هویت قومی و ملی و نوع مواجهۀ کنشگران با آن؛ بر همین اساس تحقیق حاضر سعی داشته است تا این فرایند را با استفاده از روش تحقیق کیفی نظریۀ زمینهای و در میان جامعۀ اعراب خوزستان واکاوی و تحلیل کند. چارچوب مفهومی«هویت»[11] اساساً مفهومی دووجهی است که همزمان دلالت بر تفاوت و تشابه دارد و از نیازهای روانی انسان و پیشنیاز هرگونه زندگی اجتماعی است (فکوهی و عیاری، 1388: 2). اساس دوام و بقای جامعۀ انسانی، هویت اجتماعی آن جامعه و نتیجۀ فرایند تعامل بین فرد و میدان اجتماعی است (ربانی و کجباف، 1386: 30). هویت جمعی یا اجتماعی به پیوند روانشناختی بین افراد و گروههای اجتماعیای اشاره دارد که عضوشان هستند (Tajfel, 1981). یک هویت جمعی قوی، احساس تعلق و تعهد متقابل را در میان اعضای یک گروه تقویت میکند و موجب دلبستگی و وفاداری آنها به گروه، اغلب به بهای از دست دادن پیوندهای برونگروهی، میشود؛ ازاینرو، هویت اجتماعی همزمان به صورتی متناقض، مردم را یکپارچه و جدا از هم میسازد. مهمترین گروههای اجتماعیای که افراد با عضویت و احساس تعلق به آنها نوعی هویت جمعی کسب میکنند، گروههای ملی و قومی هستند. پیوستگی به این دو گروه، به ترتیب به خلق، بسط و تثبیت هویتهای جمعیِ ملی و قومی میانجامد. «هویت ملی» عبارت است از «ویژگیهای ابعاد پنجگانۀ ملت در هر جامعۀ خاص: 1) بُعد روانشناختی مخصوص یک ملت، 2) فرهنگ و آداب و رسوم متمایز از فرهنگ ملل دیگر، 3) سرزمین و قلمرو مخصوص یک ملت، 4) نظام سیاسی و 5) اتفاقات تاریخی خاص یک ملت» (گیبرنا، 1378: 81). «هویت قومی» نیز هویتی است که موجب میشود تا اعضای یک قوم، خود را ازلحاظ ویژگیهای خاص قومی-فرهنگی از سایر اعضای جامعۀ بزرگتر (مثلاً ملت) متمایز بدانند (داوری، 1376: 44). همانطور که از تعاریف پیداست، همپوشانیِ مفهومیِ زیادی بین مفاهیم هویت قومی و هویت ملی وجود دارد. بندیکت اندرسون[12] (1991) معتقد است که هویت ملی چیزی نیست جز ایدئولوژی دولت که توسط نخبگان سیاسی ساخته میشود و ریشههای مشترک تبارشناسی و جغرافیایی را بهعنوان اسطورههایی برای ایجاد پیوند مؤثر میان اعضای جامعه به کار میبرد (Anderson, 1991). توماس اِریکسِن[13] (1991) نیز بر این باور است که هویت ملی به آگاهی افراد از عضویت در یک «ملت» بالقوه یا بالفعل که توسط دولت ساخته شده است، همراه با تمایل به دستیابی، حفظ و تداوم هویت، یکپارچگی و رفاه آن ملت اشاره دارد. ملتسازی زمانی موفق میشود که همۀ اعضای جامعۀ سیاسی کاملاً یکپارچه شوند و از ایدئولوژی سیاسی آن حمایت کنند (Eriksen, 1991). اندرسون هویت ملی را یک «اجتماع خیالی» مینامد؛ زیرا «ملت» متشکل از مجموعۀ افرادی است که خود را برخوردار از هویتی مشترک میدانند، اما هرگز با همه اعضا ارتباط واقعی ندارند، بلکه این تصور بهواسطۀ عواملی همچون زبان، فرهنگ، تاریخ و نمادهای ملی شکل گرفته است. به باور اندرسون «اطلاعات ابتدایی ما دربارۀ موطن و هممیهنانمان، بهواسطۀ اجتماعات شخصی و چهرهبهچهره به دست نمیآید، بلکه ازطریق کارگزاران جامعهپذیریِ غیرشخصی و گسترده ازجمله نظامهای آموزشی، موزهها و رسانهها کسب میشود» (Van Den Bluck, 2001: 53 به نقل از ربانی و همکاران، الف1388: 73). اریک هابزباوم[14] نیز هویت ملی را امری تصنعی و ابداعی میداند که بهصورت هژمونیک برای کنترل افکار عمومی به کار میرود؛ بهعبارتدیگر نخبگان سیاسی با آنچه که هابزباوم «ابداع سنت» مینامد، به قدرت دولت خود مشروعیت میبخشند (Kong, 1999: 570 به نقل از ربانی و همکاران، 1390: 71). نکتۀ مهم نظریات اندرسون، اریکسن و هابزباوم این است که هویت ملی را هویتی میدانند که به طریق «سیاسی» «ساخته» میشود؛ درحالیکه هویت قومی، آنطور که جوآن ناگِل[15] (1994) شرح میدهد، هویتی است که بهصورت «اجتماعی» و با استفاده از عناصر زبان، مذهب، فرهنگ، پوشش، تبار، منطقه و... «برساخته» میشود؛ بنابراین، اگرچه هویت قومی تا حد زیادی ماهیت انتسابی دارد، «مکان و معنای مرزهای قومی خاص، هم توسط خود اعضای قوم و هم توسط ناظران خارجی، بهطور مداوم مورد مذاکره، بازنگری و بازآفرینی قرار میگیرد» (Nagel, 1994: 153). برخلاف ناگِل، سینیشا مالشویچ[16] (1399) عقیده دارد که هویت قومی پدیدهای ازلی نیست که مشخصههای آن نژاد، زبان، مذهب و خاطرات جمعی مشترک یا سبک زندگی مشترک بین گروه خاصی باشد، بلکه متأثر از عواملی غیر از اشتراکات ازلی یا تاریخی شکل میگیرد و درواقع کنشی اجتماعی-سیاسی است (مالشویچ، 1399: 260). چنانچه پیداست، تعریف مالشویچ از هویت قومی با تعاریف اندرسون، اریکسن و هابزباوم از هویت ملی همپوشانی دارد. آنتونی اسمیت[17] (1991) مدعی است که نظریات فوق، خاستگاههای «قومی» ملتها را نادیده گرفتهاند. او بر اهمیت این خاستگاههای ازلی یا همبودیهای قومی (یک نام جمعی، اسطورۀ نیای مشترک، تاریخ مشترک، فرهنگ مشترک، همبستگی و پیوند با یک «میهن» مشخص) بهعنوان عناصری اساسی که ملیگرایی بر آنها مبتنی است، تأکید میکند (Smith, 1991: 21). همچنین قوممداری را عامل انسجامزدایی در عرصۀ هویت و قدرت ملی میداند. به باور وی برایند همبودیهای قومی، تشکیل هویت قومی و تقویت انسجام قومی در مقابل هویت ملی است. این برایند ازلحاظ سیاسی به نیرویی تبدیل میشود که معطوف به قدرت و دولت مستقل بوده و ازنظر فرهنگی به دنبال رسمیتبخشیدن به ارزشهای فرهنگی و قومی خود است (امیدی، 1381: 54). به باور آنا بریگِویچ[18] (2018) اینکه فردی هویت قومی-منطقهای یگانه یا دوگانه داشته باشد، پیامدهای مهمی برای نگرشهای سیاسی او دارد. مطالعات نشان میدهد افرادی که هویت دوگانه دارند، در مقایسه با گروههای دیگر پذیراتر، جهانوطنتر و از نهادهای دولتی ملی حمایت بیشتری میکنند (Brigevich, 2018). رونالد اینگلهارت[19] (1977) در کتاب انقلاب خاموش معتقد است که تبدیل هویت «محدود» به «جهانوطنی» نوعی تغییر روانشناختی است که با شهرنشینشدن، باسوادشدن، قرارگرفتن در معرض رسانههای جمعی و توانایی ارتباط با یک جامعۀ سیاسی گسترده بهجای قوم و قبیله، در فرد رخ میدهد (Inglehart, 1977: 57-60). گرایش شدید به برجستگی هویت قومی که با عنوان «قومگرایی»[20] یا «ملیگرایی قومی»[21] از آن یاد میشود، یکی از مسائل اجتماعی اساسی کشورهای چندقومی به شمار میرود. اهمیت این مسئله، بهویژه در کشورهای درحالتوسعه بیشتر است؛ زیرا تشدید هویت قومی میتواند اثرات مخربی بر روند توسعۀ ملی آنها بگذارد. اگرچه اختلال در روند توسعۀ ملی پیامدی در سطح کلان محسوب میشود، مسئلۀ مذکور در سطح خُرد نیز میتواند چالشها و آسیبهایی برای افراد در جریان تعاملات و مناسبات اجتماعیشان به بار آورد. ازنظر پای[22] و همکاران (1380) بحران در هویت ملی زمانی رخ میدهد که دولت نمیتواند بهعنوان یک واحد ملی کارآمد اجرای نقش کند، آن هم به دلیل اینکه عناصر مهمی از جمعیت کشور به گروهبندیهای فروملی التزام بیشتری دارند (پای و همکاران، 1380). باری بوزان[23] (1378) نیز عقیده دارد که هویت ملی اغلب در کشورهای چندقومی مورد تهدید قرار میگیرد و فرایند شکلگیری ملت-دولت اغلب به سرکوب یا حداقل یکسانسازی هویتهای قومی منجر میشود. در چنین شرایطی چالشهایی از طرف هویتهای قومی نسبت به هویت ملی ایجاد میشود (بوزان، 1378). ادوارد آزِر و چونگاین مون[24] (1379) بحران یکپارچگی را مهمترین متغیر امنیت ملی در جهان سوم میدانند. به اعتقاد آنها چندپارگی اجتماعی و تبدیل جامعۀ چندقومی به دولت-ملت، ابعاد جدیدی را به مسئلۀ پیچیدۀ امنیت ملی در جهان سوم افزوده است که شاید ملموسترین شاخص آن، ناکامی کشورهای درحالتوسعه در ایجاد احساس مشترک عمومی دربارۀ ارزشها و علایق مشترک ملی باشد (آزر و مون، 1379). مانوئل کاستلز[25] (1380) جهانیشدن را عامل ایجاد جوامع شبکهای میداند که تنوع و چندپارهشدن منافع اجتماعی از ویژگیهای مهم آنهاست. این منافع بهصورت هویتهای متمایز تجلی مییابند که این هویتها، مطالبات و چالشهای جامعۀ مدنی را پیش روی دولت قرار میدهند (کاستلز، 1380). تد رابرت گار[26] (1990) در کتاب مردم علیه دولتها به بیش از 50 منازعۀ قومی در جهان طی سالهای 94-1993 اشاره میکند که هدف آنها، خودمختاری بوده و درنهایت بسیاری از آنها به انقلاب و شورش، دموکراسی یا تشکیل دولتهای جدید ملی یا محلی ختم شده است. او معتقد است زمانی که قومیتی از طرف گروهها یا دولت به طرق متفاوت مورد تهدید و تعدی قرار گیرد، تعارض هویت قومی و ملی رخ میدهد (Gurr, 1990). برایان جاب[27] معتقد است که بسته به اینکه مرجع اصلی امنیت در کشور چه کسی یا نهادی باشد، ماهیت تهدیدات نیز میتواند متفاوت باشد و جوامعی که دارای گروههای قومی و جماعتی (هویتی) هستند، به لحاظ تعیین ماهیت تهدیدات و متغیرهای امنیتی مرتبط با مرجع امنیت، وضعیت پیچیدهای دارند؛ زیرا امنیت گروههای قومی نیز همچون شهروندان، ملت و دولت وارد معادلات امنیتی میشود (افتخاری، 1381: 33). کومار روپسینگه[28] تعارضات هویتی را فراگیرترین و خشنترین نوع نزاع جمعی میداند که هر کجا مؤلفهای قومی، مذهبی، عشیرهای یا اختلافات زبانی حاکم است، این نوع از تعارضات هویتی زمینۀ بیشتری برای ظهور دارند و هدف آنها آمیزهای از هویتجویی و امنیتجویی است (حاجیانی، 1387: 87). ساندرز[29] (1380) نیز شکافهای ساختاری را که یکی از مهمترین منابع بیثباتکنندۀ امنیت ملی است، شامل شکافهای اجتماعی مربوط به گروههای مذهبی و قومی-زبانی میداند و تأکید میکند که شکاف ریشهدار قومی-زبانی بهطور اجتنابناپذیری مشکلات پیچیدهای را برای یکپارچگی سیاسی و تأمین نظم سیاسی و ثبات پایدار به وجود میآورد (ساندرز، 1380). بریگِویچ و اُریتسِجافور[30] (2022) نیز معتقدند افرادی که هویت قومی غالبی دارند، در مقایسه با افرادی که هویتهای قومی و ملی خود را به یک اندازه ترکیب میکنند، از دموکراسی رضایت کمتری دارند و نارضایتی عمیق آنها زمانی بروز میکند که احساس میکنند در گذشته با گروه قومی آنها ناعادلانه رفتار شده است (Brigevich & Oritsejafor, 2022). در جمعبندی نظریات این بخش میتوان گفت که تعاریف اندرسون و اریکسن از هویت ملی، این تصور را رد میکند که ملیگرایی بهطور طبیعی قومیتمحور است؛ بهعبارتدیگر، هویت ملی بر هویت قومی مبتنی نیست. مطابق با نظریات آنها، اگرچه ممکن است که پرورش هویت ملی در بین همۀ مردم یک کشور چندقومی دشوار باشد، به نظر میرسد که ایجاد هویت ملی همواره قابلدستیابی است؛ زیرا واکنشی اجتماعی-سیاسی است از سوی مردم برای سازگاری تدریجی با خواستههای ملت؛ بااینحال، اگر فرایند ساخت هویت ملی ناموفق باشد، ملت به قومیتهایی تجزیه میشود که بهطور تعارضآمیزی در محدودۀ ارضی و سیاسی دولت ساکن هستند؛ بنابراین، نظریات اندرسون و اریکسن به تبیین چگونگی ظهور جنبشهای افراطی جداییطلبانه در کشورهای چندقومی کمک میکنند. اندرسون، اریکسن و هابزباوم معتقدند که هویت ملی به شیوۀ «سیاسی» «ساخته» میشود (ابداع یکباره)؛ درحالیکه هویت قومی، مطابق با نظریۀ ناگِل بهصورت «اجتماعی» «برساخته» میشود (شکلگیری تدریجی). هویت قومی ازنظر مالشویچ پدیدهای غیرازلی و درواقع واکنشی اجتماعی-سیاسی است؛ درحالیکه ازنظر اسمیت هویت قومی و ملی خاستگاههای ازلی دارند. اگرچه بریگویچ معتقد است افرادی که هویت دوگانه دارند، در مقایسه با گروههای دیگر از نهادهای دولتی ملی حمایت بیشتری میکنند، پای، بوزان، آزِر و مون، کاستلز، روپسینگه و ساندرز خلاف این نظر را دارند و معتقدند شکافهای میان هویت قومی و ملی به قومگرایی منجر خواهد شد و نه ملیگرایی. البته گار، جاب و بریگویچ و اُریتسِجافور، علت چنین تعارضی را نارضایتی گروههای قومی از عملکرد دولت میدانند. در نقد نظریات مذکور میتوان گفت که این نظریات عموماً از چشمانداز عملکرد سیاسی دولت، مسئلۀ تعارض هویت قومی و ملی را تحلیل کردهاند و نه از چشمانداز کنش اجتماعی اعضای گروههای قومی؛ درنتیجه، آنچه برجسته شده، کنش سیاسی افراد علیه حاکمیت ملی در قالب شورش است که عامل مهم آن نیز نارضایتی از عملکرد دولت عنوان شده است. اینکه کنشگران چه واکنش اجتماعیای به پدیدۀ تعارض هویتی داشتهاند و چه راهبردهایی برای حل آن اتخاذ کردهاند، در نظریات فوق غایب است. به نظر میرسد که واکاوی ساحت ذهنی این پدیده در آگاهی و معانی ذهنی اعضای گروههای قومی، این خلأ روششناختی را پُر کند. روششناسی تحقیقروش تحقیق در پژوهش حاضر باتوجهبه ماهیت کیفی پرسشهای آن، گرانددتئوری[31] یا نظریۀ زمینهای بوده است. در این روش طی سه مرحلۀ کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مفاهیم و مقولات از مصاحبهها استخراج و در قالب مدل پارادایمی ارائه میشوند (استراوس و کربین، 1391). مقولهبندی عبارت است از غلبهکردن بر پراکندگی دادهها و رسیدن به شکل دادهها و انواع چیزهایی که در یافتهها بازنمایی شدهاند. مفاهیم نیز عبارتاند از رسیدن به برساختههایی کلیتر و انتزاعیتر. توانایی در نشاندادن اینکه این مفاهیم و مقولات چگونه به شکلی نظاممند با یکدیگر ارتباط متقابل دارند، محققان را به پروراندن نظریه رهنمون میشود (سالدنا، 1395: 21-20)؛ بر همین اساس و با هدف بازنمایی آنچه در ورای دادههای خام وجود دارد، در تحقیق حاضر شیوۀ کدگذاری بدین صورت بوده که با انجام هر مصاحبه، پس از پیادهسازی آن بهصورت متن، مرحلۀ کدگذاری باز تا کشف مقولات اصلی انجام شده است. در این مرحله متن مصاحبهها به جملات، خُرد شده و کدهای خام اولیه (563 کد) تولید شدهاند. سپس از کدهای اولیه، کدهای ثانویه (392 کد) تولید شده است و کدهای ثانویهای نیز که با هم مرتبط بودهاند، در قالب کدهای مفهومی یا همان مفاهیم (66 مفهوم) درآمدهاند. از کنار هم قراردادن چندین مفهوم مرتبط، مقولات فرعی (29 مقوله فرعی) و از دستهبندی چند مقولۀ فرعی مرتبط، مقولات اصلی (14 مقولۀ اصلی) شکل گرفتهاند. در روش نظریۀ زمینهای «اولین گام در یکپارچهسازی دادهها، تعیین مقولۀ مرکزی است. مقولۀ مرکزی که گاه آن را مقولۀ هسته خواندهاند، نمایانگر مضمون اصلی پژوهش است. اگرچه مقولۀ مرکزی از درون پژوهش بیرون میآید، باز یک مفهوم انتزاعی است. با قدری اغراق، مقولۀ مرکزی حاصل همۀ تحلیل پژوهشگران را در قالب چند کلمه میریزد. این چند کلمه میگوید که کل پژوهش در باب چیست.» (استراوس و کربین، 1391: 167). در مرحلۀ کدگذاری محوری، پدیدۀ «تعارض هویتی» بهعنوان مقولۀ مرکزی یا همان پدیدۀ[32] محوری تعیین شد و سرانجام در مرحلۀ کدگذاری انتخابی سایر مقولات اصلی باتوجهبه نسبتی که با مقولۀ مرکزی داشتند (شرایط علّی[33]، راهبردها[34]، شرایط مداخلهگر[35]، شرایط زمینهای[36] و پیامدها[37]) در جای مخصوص خود در مدل پارادایمی قرار گرفتهاند. قلمرو مکانی تحقیق حاضر استان خوزستان و جامعۀ مطالعهشدۀ آن، اعراب بالای 15 سال بوده است؛ بدین دلیل که هویت قومی و ملی آنها تا حد مطلوبی قوام یافته و درکی از پدیدۀ تعارض هویتی داشته باشند و درنتیجه قابلبررسی جامعهشناختی باشند. نمونهها به روش هدفمند و نیز زنجیرهای انتخاب شدهاند؛ بدین معنا که محقق با حضور در مراسم قومی اعراب، ضمن مشاهدۀ مشارکتی به مصاحبۀ عمیق با موارد مطالعه (در نقش مشارکتکننده) پرداخته و سپس بهمنظور گردآوری دادههای بیشتر، به سراغ افراد معرفیشده ازسوی مصاحبهشوندگان رفته است. فرایند انتخاب نمونه و تحلیل دادهها تا زمانی ادامه یافته که اشباع نظری حاصل شده است؛ درنهایت 30 مصاحبه انجام گرفت که از مصاحبۀ بیستوچهارم به بعد با مشاهدۀ دادههای تکراری و عدم مشاهدۀ دادۀ جدید، اشباع نظری اعلام شد. همچنین در تحقیق حاضر بهمنظور رعایت اخلاق پژوهش و جلب اعتماد از تکنیکهایی همچون عدم ثبت اطلاعات هویتی مصاحبهشوندگان و حذف مصاحبههای ضبطشده در پایان پژوهش استفاده شده است (والیمن، 1387). روایی[38] یا اعتبار در تحقیق حاضر با استفاده ازنظر اساتید و همچنین شیوۀ «اعتبار اعضا» حاصل شده است؛ یعنی متن پیادهشدۀ مصاحبه برای جرح و تعدیل و نیز نتایج نهایی تحقیق برای تأیید، به نمونههای مطالعهشده بازگردانده شده است (ایمان، 1388). یافتههامقولۀ مرکزی که در محور مدل پارادایم قرار میگیرد، «دارای قدرت تحلیل است. آنچه این قدرت را به آن میدهد، توانایی به هم نزدیککردن [سایر] مقولهها برای توضیح کل مطلب است. [...] مقولۀ مرکزی میتواند از درون مقولههای موجود سر بر آورد یا آنکه پژوهشگر مقولهها[ی موجود] را بررسی کند و به این نتیجه برسد که گرچه هر مقوله چیزی از قصه را باز میگوید، ولی هیچ یک حق کل مطلب را ادا نمیکنند؛ ازاینرو نیاز به اصطلاح یا عبارت انتزاعیتر و مفهومی است که بتواند تمام مقولهها را در بر بگیرد.» (استراوس و کربین، 1391: 168) مقولۀ مرکزی اغلب همان پدیدۀ اجتماعیای است که تحقیق حاضر در پی تحلیل علل و پیامدهای آن است و در این تحقیق، پدیدۀ «تعارض هویتی» به معنای وجود تعارض میان هویت قومی و ملی است. به بیان دقیقتر، میان جنبههایی از هویت قومی اعراب خوزستان با برخی از جنبههای هویت ملی آنها به مثابه یک ایرانی، ناسازگاریهایی وجود دارد. پدیدۀ «تعارض هویتی» مطابق با کدگذاری دادهها دارای دو مؤلفۀ عمده است: 1) دوگانۀ عرب/عجم و 2) ملیگرایی قومی. مؤلفۀ «دوگانۀ عرب/عجم» به احساس عدم تعلق ملی اشاره دارد. در زبان عربی، «عرب» به نژاد سامی و «عجم» بهطور عام به مردم غیرعرب و بهطور خاص به اقوام ایرانی غیرعرب یعنی فارسها یا نژاد آریایی اشاره دارد. اظهارات مصاحبهشوندگان نشاندهندۀ آن بود که تجارب آنها از نوع برخورد سایر ایرانیان و نیز برخورد دستگاه حاکمیتی با قوم عرب، آنها را به این باور رسانده بود که به کشور ایران تعلقی ندارند. این احساس عدم تعلق، تمایز هویتی میان عرب و عجم (نه به معنای غیرعرب، بلکه به معنای ایرانیِ ضدعرب) و نیز تعارض میان این دو را در آگاهی آنان تقویت کرده است. مؤلفۀ «ملیگرایی قومی» نیز به برجستگی هویت قومی در مقابل هویت ملی اشاره دارد. «ناسیونالیسم قومی، ملت را برحسب قومیتی تعریف میکند که اجداد از عناصر اصلی آن است و علاوهبراین شامل عقاید و فرهنگ مشترک میان اعضای گروه و اجدادشان است که معمولاً دارای زبان مشترکی هستند.» (Barth & Noel, 1972: 33) بیشتر مصاحبهشوندگان، بهویژه آنهایی که در شهرهای عربنشین سکونت داشتند، هنگامی که دربارۀ قوم خود صحبت میکردند، با تأکید بر ویژگیهای متمایز خود در مقایسه با سایر اقوام ایرانی (مانند نسب و تبار)، از اصطلاح «ملت عرب» استفاده میکردند که نشاندهندۀ نوعی ملیگرایی قومی و تعارض میان هویت ملی و قومی آنها بود. جدول2- مقولات اصلی و فرعی پدیدۀ محوری Table 2- Main and subcategories of the Axial Phenomenon
الف) شرایط علّی «شرایط علًی یا سببساز معمولاً آن دسته از رویدادها و وقایعاند که بر پدیدهها اثر میگذارند.» (استراوس و کربین، 1391: 153) به عبارت دیگر شرایط علّی، علل شکلگیری پدیدۀ محوری هستند. طبق کدگذاری مصاحبهها این شرایط عبارت بودند از: 1) تمایز تبار-نژادی، 2) تعارض تاریخی-فرهنگی، 3) محرومیت اقتصادی-اقلیمی و 4) طرد اجتماعی-سیاسی. «تمایز تبار-نژادی» به تفاوت میان ریشه و تبار اقوام مختلف اشاره دارد. اعراب خوزستان با یادآوری شجرهنامۀ غیرایرانی خود و نیز تأکید بر اجداد مهاجر، خود را از مابقی اقوام ایرانی متمایز میکنند. «تعارض تاریخی-فرهنگی» به تعارضات میان قوم عرب و قوم فارس (آریایی) با عناوین «تقاطع تاریخی» (مسیر تاریخی جداگانۀ قوم عرب که با مسیر تاریخی قوم آریایی در زمان صدر اسلام تلاقی کرده است)، «تضاد فرهنگی» (آداب و رسوم و آیینها و سنتهای ایرانی که گاه در تضاد با آداب و رسوم قوم عرب قرار میگیرد، همچون آیین چهارشنبهسوری) و «ناهمخوانی ساختاری» (ساختار اجتماعی قوم عرب با استفاده از روابط تأنیسی و بهصورت قبیلهای و عشیرهای پیوندهای اجتماعی را سازمان میدهد؛ درحالیکه سازماندهی روابط اجتماعی در ساختار اجتماعی قوم فارس بر دیوانسالاری و روابط تأسیسی مبتنی است) اشاره دارد. «محرومیت اقتصادی-اقلیمی» شامل فقر اقتصادی و نیز شامل مسائل اقلیمی خاص استان خوزستان میشود. فقر اقتصادی به معنای محرومیت عینی اعراب خوزستان از حمایتهای اقتصادی و بودجههای دولتی و نیز به معنای احساس محرومیت ذهنی آنها در مقایسه با سایر استانها و سایر اقوام ایرانی در زمینۀ رفاه اقتصادی و معیشتی است. مسائل اقلیمی نیز به شرایط دشوار آب و هوایی اشاره دارد که شامل گرمای طاقتفرسا، ریزگردها و آلودگی هوای ناشی از سوزاندن مازوت و تأسیسات نفتی و نیز خشکسالی و کمبود منابع آبی مخصوص کشاورزی است که عموماً آن را ناشی از احداث بیرویه و غیرکارشناسی سدها میدانند. وجود مجموعۀ این مسائل و محرومیتها موجب شده که اعراب خوزستان میان هویت قومی و هویت ملی خود تعارضی ببینند و آن را به قومیت غیرآریایی خود نسبت دهند. «طرد اجتماعی-سیاسی» نیز شامل دو گونه طرد است: 1) طرد اجتماعی از ملت و 2) طرد سیاسی از دولت. اعراب خوزستان معتقدند که حاکمیت سیاسی ایران و نیز مابقی بدنۀ اجتماعی ایران، آنها را طرد کرده و بیگانه تلقی میکند. مطالب توهینآمیز منتشرشده در فضای مجازی نقش عمدهای در شکلگیری این تصور اعراب دارد. جدول 3- مقولات اصلی و فرعی شرایط علّی Table 3- Main and subcategories of causal conditions
ب)شرایط زمینهای «شرایط زمینهای مجموعۀ خاصی از شرایط (شکلهای شرایط) هستند که در زمان و مکانی خاص جمع میآیند تا مجموعۀ اوضاع و احوال یا مسائلی را به وجود آورند که اشخاص با عمل/تعاملهای [راهبردهای] خود به آن پاسخ میدهند.» (استراوس و کربین، 1391: 153) بنابراین شرایط زمینهای در ظاهر با راهبرد بیارتباط هستند، اما درواقع بستری برای اتخاذ راهبرد هستند و بر آن مؤثرند. براساس تحلیل مصاحبهها، شرایط زمینهای در رابطه با راهبرد «برساخت اجتماعی هویت ملی» عبارت بودند از: 1)ویژگیهای جمعیتشناختی، 2)پایگاه اقتصادی-اجتماعی و 3)همجواری با غیر. «ویژگیهای جمعیتشناختی» به متغیـرهای زمینهای سـن، تحصیلات و شغـل فـرد و والدینش اشاره دارد که به گفتـۀ مصاحبهشوندگان در نوع واکنش آنها به پدیدۀ تعارض هویتی مؤثرند؛ برای مثال جوانترها و بهویژه نسل موسوم به نسل Z، نسلی که با اینترنت بزرگ شده است، گذار راحتتری از ملیگرایی قومی به هویت ملی ایرانی داشته است؛ زیرا ازطریق فضای مجازی ارتباط بیشتری با سایر اقوام ایرانی و آداب و رسوم و زبان آنها داشته است. همچنین تحصیلات، بهویژه تحصیلات دانشگاهی در این امر مؤثر بوده است؛ زیرا فرد بهواسطۀ تحصیلات توانسته است که در فضای تکثرگرایانۀ قومی و بهعنوان یک ایرانی حضور یابد. همچنین اشتغال داشتن فرد، بهویژه در مشاغل دولتی، موجب ارتباط بیشتر او با غیرعربها شده است. همین دو متغیر تحصیلات و شغل در رابطه با هویت ملی والدین شخص نیز مؤثر بوده و این هویت ازجانب والدین به وی منتقل شده است. «پایگاه اقتصادی-اجتماعی» نیز به ترکیب متغیرهای تحصیلات، شغل و درآمد اشاره دارد و در مواردی که فرد دارای پایگاه اقتصادی-اجتماعی بالاتری بوده، بیشتر توانسته است با اقوام ایرانی غیرعرب بهویژه ازطریق همکاری، مسافرت، مطالعه و... در ارتباط باشد و هویت ملی خود را بیشتر نهادینه سازد. «همجواری با غیر» به زندگی اعراب در میان غیراعراب اشاره دارد. سکونت در شهرها و بهویژه کلانشهر اهواز که مجموعۀ کاملی از اقوام ایرانی را در خود گرد آورده است و بیشتر، مهاجران شغلی هستند، همجواری اعراب با سایر اقوام ایرانی را امکانپذیر ساخته که این همجواری به پیوندها و ارتباطات اجتماعی بیشتر میان آنها منجر شده است. جدول 4- مقولات اصلی و فرعی شرایط زمینهای Table 4- Main and subcategories of contextual conditions
ج) شرایط مداخلهگر شرایط مداخلهگر یا دخیل، شرایطی هستند که «شرایط علّی را تخفیف یا بهنحوی تغییر میدهند [...] و اکثراً برخاسته از اوضاع و احوال نامنتظره و اتفاقیاند که لازم است با عمل/تعامل [راهبرد] به آنها پاسخ داده شود» (استراوس و کربین، 1391: 153-154)؛ بهعبارتدیگر شرایط مداخلهگر بهعنوان میانجی یا واسطه عمل نموده و اتخاذ راهبردها را تسهیل و یا تحدید میکنند. این شرایط در تحقیق حاضر بنابر اظهارات مصاحبهشوندگان عبارت بودند از: 1) تکثرگرایی اجتماعی، 2) همگرایی فرهنگی و 3) بلایای میهننما. «تکثرگرایی اجتماعی» که ازطریق دو مؤلفۀ جامعهپذیری رابطهگرا و ساختار اجتماعی جامعهجو صورت میپذیرد، به این معناست که اعراب خوزستان از کودکی در ساختاری اجتماعی که مبتنیبر اجتماعات انسانی همبسته است، بهنحوی پرورش مییابند و به بیان جامعهشناختی، اجتماعی میشوند که بهراحتی با افراد دیگر، عرب و نیز غیرعرب، ارتباط برقرار میکنند. تکثرگرایی اجتماعی «اجتماعیشدن»[39] که «اجتماعیسازی» یا «جامعهپذیری» نیز ترجمه شده است، در معنای رایج فرایندی است که انسان طی آن هنجارها و ارزشهای جهان اجتماعی خود و نیز شیوۀ رفتار در آن را میآموزد و این فرایند از بدو تولد تا پایان عمر ادامه دارد. طبق تعریف دیانا کِندال[40] «جامعهپذیری فرایندی مادامالعمر در تعاملات اجتماعی است که طی آن افـراد هویت و مهارتهای جسمی، روانی و اجتماعی لازم برای بقا را به دست میآورند. بین فرد و جامعه پیوندی ضروری وجود دارد و جامعهپذیری ما را قادر میسازد تا فعالیتهای انسانی خود را تحقق بخشیم و روشهای تفکر، گفتوگو و اقدام را که از ضرورتهای زندگی اجتماعی هستند یاد بگیریم.» (کندال، 1400: 142) به دلیل آنکه جامعهپذیری روندی است که فرد را برای زندگی گروهی آماده میکند و نقش اساسی در شکلگیری شخصیت، نگرش و رفتار فرد دارد. (Elkine & Handel, 1972 :4) این نحوۀ تربیت ازسوی خانواده و بهویژه پدر نسبتبه پسران موجب شده که فرزندان راحتتر بتوانند نوعی هویت ملی اجتماعی را برساخته کنند. همچنین «همگرایی فرهنگی» که مبتنیبر فرهنگپذیری ملی (جذب عناصر فرهنگی فراقومی) و تلفیق فرهنگی است، به تأثیر تدریجی فرهنگهای مختلف بر همدیگر به علت همجواری و وجود مراودات اجتماعی بین آنها اشاره دارد که به مرور موجب میشود تا تفاوتها، تضادها و تعارضات هویتی کاهش یابد و اعضای اقوام ایرانی و بهویژه اعراب، بیشتر بتوانند بر شباهتهایی همچون هویت ملی تکیه کنند. «بلایای میهننما» نیز به اتفاقات و حوادثی همچون سیل، زلزله، جنگ، آتشسوزی و... در هر نقطهای از سرزمین ایران اشاره دارد که وقوع آنها موجب میشود مردم قوم عرب به نحو بارزتری دریابند که ایران میهن آنهاست و هویت ملی آنها بر هویت قومیشان غالب میشود. جدول 5- مقولات اصلی و فرعی شرایط مداخلهگر Table 5- Main and subcategories of intervening conditions
د) راهبردها در روش نظریۀ زمینهای «دغدغۀ ما در مقام تحلیلگر، آنقدر که انواع مختلف شرایط و اَشکال تلاقی آنها و خلق وضعیتهایی است که به عمل/تعامل میانجامد، نفس مفهوم علیّت نیست. ما میخواهیم بدانیم که انسانها چرا و چطور دست به عمل میزنند و به چه موقعیتها و مسائل یا اموری پاسخ نشان میدهند. این موضوع ما را به وجه پارادایمیِ عمل/تعامل میرساند. عمل/تعامل یا کنش/کنشمتقابل[41] اصطلاحاتی هستند که برای اشاره به تاکتیکهای راهبردی و طرز عملهای عادی یا روتین و چگونگی مدیریت موقعیتها توسط افراد در مواجهه با مسائل و امور به کار برده میشوند. [...] عمل/تعاملهای راهبردی کنشهای بامنظور و عمدی هستند که برای حل یک مسئله صورت میگیرند.» (استراوس و کربین، 1391: 155) راهبرد واکنشی است که کنشگر به وقوع پدیدۀ محوری از خود نشان میدهد؛ در نتیجۀ کدگذاری مصاحبهها مشخص شد که کنشگران در اثر وقوع پدیدۀ تعارض هویتی، واکنش «برساخت اجتماعی هویت ملی» را اتخاذ کردهاند که دارای دو مؤلفۀ عمده است: 1) جامعهجویی ملی: به معنای گسترش روابط اجتماعی به بیرون از محدودههای قومی (بهویژه ازطریق شهرنشینی، اشتغال در محیطهایی با کارکنان دارای قومیتهای متنوع، مهاجرت و ازدواج) بهمنظور دستیابی به سرمایۀ اجتماعی برونگروهی و 2) هویتنمایی ملی: به معنای اثبات هویت ملی ایرانی ازطریق دفاع از مرزهای سرزمینی در برابر دشمنان و نیز ایستادگی در مقابل تعرضات کلامی و غیرکلامی غیرایرانیان (ولو عرب) به ایران و ایرانی است. «برساخت اجتماعی هویت ملی» مقولهای که نشان میدهد اعراب خوزستان در مقابل پدیدۀ «تعارض هویتی»، هویت ملی را در مقام کنشگر فعال بهصورت «اجتماعی» و بهویژه با تکیه بر «سرزمین مشترک» برساختهاند؛ زیرا مقابله با پیشامدها و مسائلی که سرزمین مشترک را در بر میگیرد (همچون بلایای طبیعی زلزله، سیل و... یا جنگ با دشمن خارجی مشترک) نیازمند سرمایۀ اجتماعی برونگروهی و به عبارت بهتر سرمایۀ اجتماعی برونقومی است تا بتوان از سرزمین مشترک دفاع و امنیت آن را حفظ کرد. این نوع از کنشگری مستلزم وجود مسئولیتپذیری شخصی و جمعی بهعنوان عضوی از جامعۀ بزرگتر یا همان ملت است که دارابودن هویت ملی را پیشفرض میگیرد و ازطریق کنش مذکور به اثبات آن میپردازد. جدول 6- مقولات اصلی و فرعی راهبرد Table 6- Main and sub-categories of the strategy
ه) پیامدها «هرجا انجام یا عدمانجام عمل/تعامل معینی در پاسخ به امر یا مسئلهای یا بهمنظور اداره یا حفظ موقعیتی، ازسوی فرد یا افرادی انتخاب شود، پیامدهایی پدید میآید.» (استراوس و کربین، 1391: 156) در تحقیق حاضر پیامدهای اتخاذ راهبرد «برساخت اجتماعی هویت ملی» ازسوی کنشگران عبارت بودند از: 1) انسجام اجتماعی (وحدت ملی) و 2) انسجام سیاسی (امنیت ملی). «انسجام اجتماعی» به وحدت ملی اقوام ایرانی با همدیگر اشاره دارد که دارای دو مؤلفۀ همبستگی اجتماعی ذهنی و همبستگی اجتماعی عینی است. برساخت اجتماعی هویت ملی موجب شده است که اعراب ساکن خوزستان خود را بخشی جداییناپذیر از بدنۀ اجتماعی ایران و قومی ایرانی در کنار سایر اقوام تلقی کنند و این تلقی ذهنی در روابط اجتماعی آنها با سایر اقوام ایرانی نمود عینی یابد و به وحدت ملی منجر شود. «انسجام سیاسی» نیز به وحدت سیاسی اقوام ایرانی اشاره دارد که با مؤلفههای تعهد سیاسی و وفاداری سرزمینی و تأکید بر دارابودن کارت شناسایی ملی، داشتن تعهد سیاسی به دولت و نظام سیاسی و حاکمیتی مشترک، پرچم مشترک، مرزهای سرزمینی مشترک، دشمن مشترک و... نمود مییابد و موجب امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور و مقابله با تهدید تجزیهطلبی میشود. جدول 7- مقولات اصلی و فرعی پیامدها Table 7- Main and subcategories of consequences
کُربین[42] در آخرین ویرایش کتاب مبانی پژوهش کیفی (2015) مینویسد: «وقتی زمان ادغام مفاهیم حول مقولۀ اصلی فرا رسید، متوجه شدم که رسم مدل یکپارچه بسیار مفید است. تجربۀ من در رسم مدل این است که مدلها راهی مطمئن برای شناسایی شکستهای منطقی هستند. میتوان آنها را بارها و بارها تغییر داد تا [وقتی که] روابط بین مقولات در جای خود قرار گیرند و ازنظر منطقی «درست به نظر برسد». برای روشنشدن موضعم وقتی یک محقق شروع به ادغام مقولات حول مقولۀ اصلی میکند، اصطلاح «داستان» دیگر مناسب نیست؛ زیرا محققان دیگر روایت یا داستان توصیفی نمینویسند؛ بلکه، محققان اکنون به دنبال راهی برای توسعۀ نظریه هستند. مدل نهاییای که محققان ترسیم میکنند باید «اسکلت»[43] یک نظریه را نشان دهد؛ یعنی باید نشان دهد که چگونه مفاهیم و مقولات اصلی با هم مرتبط میشوند. پس از تکمیل مدل، محقق آماده است تا با استفاده از آن بهعنوان راهنما، یادداشتهای خود را تجمیع کند. هر مقوله و روابط بین مقولات، بهطور خلاصه شرح داده میشود. مقولات و زیرمقولات مرتبط، بین علامتهای توضیح [«»] قرار گرفته و یادداشت خلاصه و مدل، نوشتن یافتههای بعدی را راهنمایی میکنند.» (Corbin & Strauss, 2015:299) حال میتوان براساس توضیح کُربین، مقولات اصلی بهدستآمده از کدگذاری را (شامل پنج گروه: 1) شرایط علّی، 2) راهبرد، 3) شرایط زمینهای، 4) شرایط مداخلهگر و 5) پیامدها) با پدیدۀ محوری مرتبط ساخت. شکل (1) مدل پارادایمی پدیدۀ تعارض هویت قومی و ملی در میان اعراب خوزستان را نشان میدهد. شکل1- مدل پارادایمی پدیدۀ تعارض هویت قومی و ملی در میان اعراب خوزستان Fig 1- Paradigmatic model of the phenomenon of ethnic and national identity conflict among the Arabs of Khuzestan بحث و نتیجهارتباط فرد با بیرون از خودش به شکلگیری هویت او منجر میشود که بستر اصلی تعاملات و کنشهای اجتماعی اوست؛ بهعبارتدیگر هویت، پیشنیاز زیست اجتماعی است و بدان معنا میبخشد. اگرچه با رشد فزایندۀ تعاملات غیرمستقیم و ارتباطات الکترونیک نوین، بخشی از هویت افراد و گروههای اجتماعی در فضای مجازی شکل میگیرد و تجلی مییابد، هنوز هم عمیقترین لایۀ تعلقات اجتماعی با ارجاع به پیوندهای مذهبی و قومی تعریف میشود. امروزه و در عصر «جهانیشدن»، از یکسو، فرد هویتهای متعدد و متکثر جهانی، ملی، قومی و مذهبی دارد که گاهی ممکن است با هم در تعارض قرار گیرند و از سوی دیگر هویتهای ملی و قومی، اَشکال جدیدی یافته و از حالت محلیبودن خارج شده است. هویت ملی، هویتی در سطح کلان است که مهمترین مشخصۀ آن وفاداری به حاکمیت ملی و سیاسی یک سرزمین است. هویت قومی نیز اگرچه گاهی ذیل هویت ملی قرار میگیرد، درعینحال تحلیل و تبیین آن مستلزم چشمانداز سطح خُرد است؛ زیرا اگرچه جهانیشدن موجب شده است قومیتها تا حدی از هویتهای بستۀ قومی فاصله گیرند، هنوز هم میتوان هویت قومی را مهمترین شاخص تمایز در مرزهای درونسرزمینی به حساب آورد. بهرهگیری از رسانههای الکترونیک نوین بهمنظور بازتعریف و برجستهکردن هویت قومی با تکیه بر عناصر اصیل فرهنگی (همچون زبان، دین، پوشش، موسیقی و...) ممکن است در جوامعِ چندقومی به تعارض میان هویت قومی و هویت ملی، کمرنگ شدن هویت ملی و درنتیجه تضعیف امنیت ملی بینجامد؛ بر همین اساس و یاتوجهبه اهمیت مسئلۀ تعارض هویت قومی و ملی در میان اعراب خوزستان و خطری که نادیدهگرفتن این پدیده و نپرداختنِ به آن برای امنیت ملی و بهویژه حفظ تمامیت ارضی ایران دارد، پژوهش حاضر با هدف فهم علل شکلگیری پدیدۀ مذکور و نوع واکنش کنشگران این مسئله را ازطریق واکاوی کیفی معانی ذهنی اعراب خوزستان با استفاده از روش کیفی نظریۀ زمینهای بررسی علمی و جامعهشناختی کرده است. یافتههای تحقیق نشان داد که پدیدۀ «تعارض هویتی» بر اثر شرایط علّی 1) تمایز تبار-نژادی، 2) تعارض تاریخی-فرهنگی، 3) محرومیت اقتصادی-اقلیمی و 4) طرد اجتماعی-سیاسی شکل گرفته است و کنشگران در واکنش به آن راهبرد «برساخت اجتماعی هویت ملی» را اتخاذ کردهاند که متأثر از شرایط زمینهای 1) ویژگیهای جمعیتشناختی، 2) پایگاه اقتصادی-اجتماعی و 3) همجواری با غیر، و متأثر از شرایط مداخلهگر 1) تکثرگرایی اجتماعی، 2) همگرایی فرهنگی و 3) بلایای میهننما بوده و دو پیامد مهم انسجام اجتماعی (وحدت ملی) و انسجام سیاسی (امنیت ملی) را به دنبال داشته است. درواقع مهمترین یافتۀ تحقیق حاضر این بود که نشان داد هویت ملی به دو گونه شکل میگیرد: یک نوع آن هویتی «سیاسی» است که «توسط نظام حاکمیتی» و «به شیوۀ سیاسی» «ساخته» میشود؛ همان تعریفی که اندرسون، اریکسن و هابزباوم از هویت ملی ارائه کردهاند و نوع دیگر آن «هویتی اجتماعی» است که «توسط مردم» در نقش کنشگران فعال «به شیوۀ اجتماعی» «برساخته» میشود که مشابه تعریف ناگِل از هویت قومی است. همچنین اندرسون و اریکسن، هویت ملی و مالشویچ، هویت قومی را پدیدهای غیرازلی و واکنشی اجتماعی-سیاسی میدانند؛ درحالیکه ازنظر اسمیت هویتهای ملی و قومی خاستگاههای ازلی دارند. درواقع هویت قومی و نیز هویت ملی با تکیه بر خاستگاههای ازلی، امکان برساختهشدن به شیوۀ اجتماعی را دارند و این نشاندهندۀ نقدی بر نظریۀ اندرسون و اریکسن است که معتقدند ملیگرایی، قومیتمحور نیست. یافتههای تحقیق حاضر نشان داد که هویت ملیِ اجتماعی اساساً مبتنیبر هویت قومیِ اجتماعی است؛ زیرا افراد با اتکای به اینکه همۀ اقوام مختلف ساکن در درون یک کشور (خاستگاه ازلی سرزمین واحد و مشترک) باوجود اختلافات فرهنگی بخشی از یک سازۀ اجتماعی بزرگتر به نام ملت هستند، هویت ملی را برمیسازند. پای، بوزان، آزِر و مون، کاستلز، روپسینگه و ساندرز برخلاف بریگویچ معتقدند شکافهای میان هویت قومی و ملی به قومگرایی منجر خواهد شد و نه ملیگرایی. البته گار، جاب، بریگویچ و اُریتسِجافور، علت چنین تعارضی را نارضایتی گروههای قومی از عملکرد دولت میدانند. تحقیق حاضر نشان داد که کنشگران خود بهصورت فعالانه با تکیه بر مؤلفۀ وطن (سرزمین مشترک)، ازطریق گسترش روابط و پیوندهای اجتماعی برونقومی و برساختن هویت ملی به شیوۀ اجتماعی در رفع شکاف میان هویت قومی و ملی کوشیدهاند. پیمایش یوسفی (1380) نیز نشان داده است که تعلق به اجتماع ملی با افزایش همکاریهای بینقومی افزایش مییابد. یافتههای پیمایشهای نواح و تقوینسب (1386)، ربانی و همکاران (ب1388) و میرزایی و عباسزاده (1392) نیز مؤید این نکته است که محرومیت اقتصادی (یکی از مقولات شرایط علّی) با افزایش احساس محرومیت نسبی در میان اعراب خوزستان، به تعارض میان هویت قومی و هویت ملی منجر میشود. اگرچه نتایج تحقیق پیمایشی حاجیانی (1387) و تحقیق مروری غلامرضایی (1400) حاکی از عدم تعارض میان هویت قومی و ملی اقوام ایرانی و پیمایشهای ربانی و همکاران (الف1388)، حیدری و جعفرزادهپور (1393)، بهجتیاصل و همکاران (1393)، مسعودنیا و همکاران (1393)، احمدی و گنجخانلو (1393)، موحد مجد و همکاران (1401)، مروت (1396)، صادقزاده و نادی (1397)، لجمیری و همکاران (1399) و فراتحلیل امیرکافی و حاجیانی (1392) حاکی از رابطۀ مثبت و همافزا میان این دو است؛ اما این تحقیقاتِ عموماً پیمایشی نشان ندادهاند که چنین عدم تعارض و رابطۀ مثبتی چگونه حاصل شده است؛ درحالیکه تحقیق حاضر با تحلیل کیفیِ واکنش اعراب خوزستان به پدیدۀ تعارض هویتی نشان داد که درواقع حل تعارض هویتی، نتیجۀ برساخت اجتماعی هویت ملی ازسوی کنشگران بوده است و نه نتیجۀ ساخت هویت ملی سیاسی ازسوی دولت؛ بهعبارتدیگر، راهبردِ اجتماعیِ «از پایین به بالا» کنشگران در سطح خُرد برای ایجاد هویت ملی، کارآمدی بیشتری در مقایسه با راهکارِ سیاسیِ «از بالا به پایین» دولت در سطح کلان داشته است. همچنین اگرچه پیمایش مقدس و همکاران (1388) به رابطۀ معکوس میان هویت قومی و هویت ملی اعراب خوزستان رسیده، در تحقیق مذکور نقش متغیرِ میانجیِ احساس محرومیت نسبی در بُعد اقتصادی در این رابطه پررنگ است. همچنین نشان داده است که میان سن، شغل، تحصیلات و درآمد و نیز نوع منطقۀ مسکونی (عربنشین و مختلط) و میزان برجستگی هویت قومی در مقایسه با هویت ملی رابطۀ معناداری وجود دارد که مؤید شرایط زمینهای (ویژگیهای جمعیتشناختی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی و همجواری با غیر) در تحقیق حاضر است. البته تحقیق مقدس و همکاران (1388) به عدم معناداری متغیر سابقۀ شهرنشینی با برجستگی هویت قومی رسیده است؛ درحالیکه تحقیق حاضر نشان داد که سابقۀ همجواری با غیر تکثرگرایی اجتماعی و همگرایی فرهنگی را در پی دارد که بهنوبۀ خود بر حل تعارض میان هویت قومی و ملی، ازطریق برساخت اجتماعی هویت ملی مؤثرند. در رابطه با علل ناکارآمدی ساخت هویت ملی سیاسی ازسوی دولت نیز میتوان به نتایج فراتحلیل محمودی و همکاران (1398) اشاره کرد که در آن ارزیابی الگوهای مدیریت تعارض هویت قومی و ملی در ایران با فراتحلیل 127 مقاله نشان میدهد که توسعۀ ناموزون بهویژه در بُعد اقتصادی و نابرابری اجتماعی-سیاسی، برخورد سیاسی و ایدئولوژیک با اقوام، عدم رعایت قانون مربوط به اقوام، کنترل فرهنگی اقوام، روشهای اقتدارگرایانه، دخالت بیگانگان، دستگاه بوروکراتیک حکومتی و تمرکزگرایی و تأکید بر هویت ملی بیشتر از هویت قومی از علل عدم کامیابی این الگوها بودهاند. سرانجام در پژوهش ترکیبی احمدی (1398) اگرچه پدیدۀ محوری، مطالبۀ عدالت/گسست اجتماعی بوده است، درعینحال ثبات/زوال سرمایۀ اجتماعی را پیامد راهبرد (کنش صلحآمیز/ پذیرش وضعیت موجود/ تعامل دولت و ملت) دانسته است که تا حدودی با راهبرد «برساخت اجتماعی هویت ملی» و پیامد «انسجام اجتماعی» در تحقیق حاضر همخوانی دارد. بهطورکلی پژوهش حاضر با تمرکز بر قوم عرب ساکن استان خوزستان و یاتوجهبه تعداد اندک تحقیقات مرتبط با پدیدۀ تعارض میان هویت قومی و ملی بهطورکلی و بهطور خاص در میان اعراب خوزستان، به این نتیجه دست یافت که باید پدیدۀ مذکور را به روش کیفی و از نگاه کنشگران و نوع واکنش آنها در مواجهه با این پدیده بررسی کرد تا آشکار شود که آنها چگونه تلاش میکنند به موازات حفظ هویت قومی، هویت ملی را نیز نهادینه سازند. همچنین درحالیکه همۀ تحقیقات پیشین بر هویت ملی سیاسی و «از بالا به پایین» تمرکز داشتهاند که با تکیه بر آموزش رسمی زبان فارسی و تأکید بر تمامیت ارضی سرزمین ایران، ازسوی حاکمیت بهمنظور یکپارچهکردن اقوام ایرانی تعریف شده است، درمقابل، تحقیق حاضر به تحلیل کیفی هویت ملی اجتماعی بهمنظور شناخت بهتر پدیدۀ تعارض هویت قومی و ملی پرداخته است که هویتی «از پایین به بالا» با تکیه بر همبستگی و انسجام اجتماعی است و ازسوی کنشگران بهمنظور بهرهمندی از سرمایۀ اجتماعی برونگروهی برساخته میشود. پیشنهادمهمترین نقش و به نوعی هنر یک حاکمیت سیاسی، ایجاد تعادل بین هویتهای قومی و هویت ملی است. این تعادلبخشی گاهی بسیار دشوار است؛ زیرا برخی عناصر قومیتی، باورها و ارزشهایی در کُنه خود دارد که ممکن است با اِلمانهای اصلی هویت ملی در تعارض قرار گیرد. تعارضات فراوانی بین عناصر زبان، تعلقات سیاسی، مشارکت اجتماعی و اقتصادی و سبک زندگی در هویت قومی و هویت ملی وجود دارد که لزوماً همواره همسو و مسالمتآمیز نیستند و برقراری توازن در این زمینه مهمترین پیششرط امنیت سرزمینی، حفظ تمامیت ارضی و تحقق تعلقات ملی است. هویت قومی ناظر بر برخی ویژگیهای فرهنگی ازجمله زبان، گویش، رسوم، ارزشها و هنجارها و... است که گروههای قومی با تفاخر به این ویژگیها و برجستهکردن برخی از آنها، احساس برتری بر اقوام دیگر دارند که این رواج تفکرات قوممدارانه، خود منشأ تعارض قومی و مانع ایجاد اتحاد در سطح جامعه است. تعارض و تضاد میان هویتهای قومی و ملی موجود در جامعه متکثر و متنوع قومی-فرهنگی ایران مایۀ نگرانی و دغدغهمندی نخبگان و پژوهشگران است؛ زیرا اگر دربارۀ امر قومی در ایران غفلت مطالعاتی شود، میتواند با پتانسیلی که برای ایجاد بستر ظهور شکاف اجتماعی-سیاسی دارد، انسجام و تمامیت جامعه و ملت ایران را به مخاطره اندازد؛ بر همین اساس و باتوجهبه استفاده از روش تحقیق کیفی در پژوهش حاضر و یافتههای آن، پیشنهاد میشود که برای پُرکردن خلأ روششناختی در این حوزۀ موضوعی، تحقیقات کیفی بیشتری دربارۀ قوم عرب و نیز دربارۀ سایر اقوام ایرانی انجام گیرد. اگرچه ایجاد برابری رفاه اقتصادی در میان اقوام مختلف ایرانی، فعالیتهای رسانهای وحدتبخش ازطریق احترام به اقوام مختلف و تلاش برای شناساندن آنها، تأکید بر وجوه اشتراک و دوری از وجوه افتراق تنشزا در طراحی و تدوین بستههای فرهنگی، برگزاری همایشها و جشنوارهها، استفاده از ظرفیت نخبگانی، عدم وابستگی سمنها به دولت و... باید در اولویت برنامهریزیهای دولت قرار گیرد، درعینحال مطابق با یافتههای تحقیق حاضر، فراهمکردن بستر افزایش ارتباطات اجتماعی برونقومی و میانقومی و افزایش مشارکت اجتماعی اعضای اقوام مختلف، بهمنظور افزایش همبستگی میان اقوام ایرانی و برساخت اجتماعی هویت ملی پیشنهاد میشود. در مورد خاص تحقیق حاضر نیز، رویکردهای بومشناختیِ طراحی مناطق شهری درهمتنیده و نه دارای خطِ تمایز مشخص (مثال: مناطق زیتون کارمندی و زیتون کارگری شهر اهواز)، بهبود شرایط سکونت در محلات مختلف کلانشهر اهواز و نیز شهرهای عربنشین استان خوزستان، با هدف نگهداشت بومیان و همچنین جذب مهاجران از سایر اقوام ایرانی و فراهمکردن بستر همجواری اقوام مختلف و افزایش همگرایی پیشنهاد میشود. 14.15. تقدیر و تشکراین مقاله برگرفته از طرح پژوهشی پسادکترای نرگس خوشکلام در رشتۀ جامعهشناسی است که با راهنمایی و به میزبانی دکتر عبدالرضا نواح در دانشکدۀ اقتصاد و علوم اجتماعی دانشگاه شهید چمران اهواز به انجام رسیده است. نویسندگان مقاله از مشارکتکنندگان در تحقیق و نیز مجموعه عوامل مرتبط با واحد پژوهش دانشگاه شهید چمران اهواز تشکر میکنند.
[1] Boutros Ghali [2] Richard Haas [3] Daniel Moynihan [4] Samuel Huntington [5] National Identity [6] Ethnic Identity [7] David Easton [8] Diffuse Support [9] Specific Support [10] Kazuhiro Yuki [11] Identity [12] Benedict Anderson [13] Thomas Eriksen [14] Eric Hobsbawm [15] Joane Nagel [16] Siniša Malešević [17] Anthony Smith [18] Anna Brigevich [19] Ronald F. Inglehart [20] Ethnocentrism [21] Ethnic Nationalism [22] Lucian Pye [23] Barry Buzan [24] Edward E. Azar & Chung-in Moon [25] Manuel Castells [26] Ted Robert Gurr [27] Brian Job [28] Kumar Rupesinghe [29] David Sanders [30] Emmanuel Oritsejafor [31] Grounded Theory [32] Phenomena [33] Causal Conditions [34] Strategies [35] Intervening Conditions [36] Contextual Conditions [37] Consequences [38] Validity [39] Socialization [40] Diana E. Kendall [41] Action/Interaction [42] Corbin [43] Skeleton | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
احمدی، ح.، و گنجخانلو، م. (1393). رابطه هویت ملی و هویت قومی بین جوانان شهر زنجان. رهیافتهای سیاسی و بینالمللی، 6(40)، 92-62 . https://piaj.sbu.ac.ir/article_99285.html احمدی، ک. (1398). مطالبات قومی در ایران بر مدار عدالت و توسعه. ماهنامه جامعهشناسی سیاسی ایران، 2(1)، 2386-2429. https://kameelahmady.com/fa/ethnic-demands-in-iran-on-the-path-of-justice-and-development/ استراوس، ا.، و کربین، جی. (1391). مبانی پژوهش کیفی (ابراهیم افشار، مترجم). نی. افتخاری، ا. (1381). مراحل بنیادین اندیشه در مطالعات امنیت ملی. پژوهشکده مطالعات راهبردی. امیدی، ع. (1381). خودمختاری و مدیریت مناقشات سیاسی جوامع دارای اقلیت قومی [پایاننامه دکتری، دانشگاه تهران]. نورداک. https://noordoc.ir/thesis/22115 امیرکافی، م.، و حاجیانی، ا. (1392). نسبت هویت قومی و ملی در جامعه چندقومیتی ایران: بررسی و مقایسه سه رهیافت نظری. راهبرد، 22(1)، 117-146. https://rahbord.csr.ir/article_124476.html ایمان، م. (1388). مبنای پارادایمی روشهای تحقیق کّمی و کیفی در علوم انسانی. حوزه و دانشگاه. آزِر، ای.، و مون، سی. (1379). امنیت ملی در جهان سوم. پژوهشکده مطالعات راهبردی. آقایاریهیر، ت.، میرزایی، ح.، و قربانپور، س. (1392). بررسی عوامل مرتبط با هویت ملی و هویت قومی (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه تبریز. راهبرد اجتماعی فرهنگی، 2(4)، 81-59. https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_123244.html بوزان، بی. (1378). مردم، دولتها و هراس. پژوهشکده مطالعات راهبردی. بهجتیاصل، س. ف.، حیدری، آ.، موحد، م. (1393). بررسی رابطه هویت قومی و ملی با تأکید بر نقش دینداری: نمونه موردی دانشآموزان متوسطه شهر یاسوج. جامعهشناسی کاربردی، 25(2)، 188-171. https://jas.ui.ac.ir/article_18363.html بهشتی، س. ص.، حقمرادی، م. (1396). فراتحلیل مطالعات مرتبط با رابطه بین هویت قومی و هویت ملی در ایران با تأکید بر نقش رسانه. مسائل اجتماعی ایران، 8(2)، 5-27. https://www.sid.ir/paper/173516/fa پای، ل. و.، بایندر، ل.، کلمن، ج. س.، لاپالومبارا، ج.، وربا، س.، و واینر، م. (1380). بحرانها و توالیها در توسعه سیاسی (غلامرضا خواجه سروری، مترجم). پژوهشکده مطالعات راهبردی. جلاییپور، ح. ر.، و قنبری، ع. (1388). بررسی هویت ملی و ارزشهای جهانیشدن با تأکید بر ایرانیان عرب زبان. پژوهشهای جامعهشناختی، 3(2)، 165-188. https://elmnet.ir/doc/1193666-81402 حاجیانی، ا. (1380). الگوی سیاست قومی در ایران. مطالعات راهبردی، 4(12-11)، 119-138. https://www.sid.ir/paper/444751/fa حاجیانی، ا. (1387). نسبت هویت ملی با هویت قومی در میان اقوام ایرانی. جامعهشناسی ایران، 9(3)، 143-164. http://www.jsi-isa.ir/article_21815.html حیدری، ح.، و جعفرزادهپور، ف. (1393). فراتحلیل رابطه هویت ملی و هویت قومی در ایران. راهبرد اجتماعی فرهنگی. 3(11)، 63-96. https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_123257.html خادمدقیق، ا. ه.، فینیزاده، ج.، و رضاییان، م. (1395). نقش همبستگی، انسجام و وحدت ملی به عنوان یک ظرفیت اساسی جهت مقابله با جنگ نرم دشمن. امنیت ملی، 6(20)، 103-142. https://ns.sndu.ac.ir/article_626.html داوری، ر. (1376). ناسیونالیسم و انقلاب. مؤسسه مطالعات ملی. ربانی، ر.، و کجباف، م. ب. (1386). روانشناسی اجتماعی. انتشارات دانشگاه اصفهان. ربانی، ع.، ربانی، ر.، و حسنی، م. ر. (الف1388). رسانههای جمعی و هویت ملی (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه اصفهان). پژوهشهای ارتباطی، 16(2)، 65-93. https://www.sid.ir/paper/152853/fa ربانی، ع.، ربانی، ر.، و حسنی، م. ر. (1390). رابطه احساس محرومیت نسبی با گرایش به هویت ملی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه اصفهان). جامعهشناسی کاربردی، 22(2)، 67-94. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.20085745.1390.22.2.4.2 ربانی، ع.، یزدخواستی، ب.، حاجیانی، ا.، و میرزایی، ح. (ب1388). بررسی رابطه هویت قومی و ملی با تأکید بر احساس محرومیت و جامعهپذیری قومی: مطالعه موردی دانشجویان آذری، کرد و عرب. مطالعات ملی، 10(39)، 137-158. https://www.rjnsq.ir/article_99639.html سالدنا، ج. (1395). راهنمای کدگذاری برای پژوهشگران کیفی (علی گیویان، مترجم). علمی فرهنگی. ساندرز، د. (1380). الگوهای بیثباتی سیاسی. پژوهشکده مطالعات راهبردی. شیخاوندی، د. (1380). تأخیر در تکون هویت ایرانی در جریان تجدد. نامه انجمن جامعهشناسی ایران، (3)، 113-135. صادقزاده، ر.، و نادی، م. ع. (1397). رابطه هویت ملی و هویت قومی در بین دانشجویان آذری، فارس، لر، کرد و عرب در دانشگاههای ایران. پژوهشنامه فرهنگی هرمزگان، 9(14)، 100-115. https://rdch.ir/article-1-213-fa.html صفا، س.، ترکمان، ف.، و صبوری خسروشاهی، ح. (1402). تأثیر احساس تبعیض قومی در هویت جمعی جوانان کرد کرمانج خراسان شمالی (مطالعه شهرهای کرمانجنشین خراسان شمالی-سال 1399). امنیت ملی، 13(47)، 157-180. https://journals.sndu.ac.ir/article_2472.html عالمینیسی، م. (1383). مطالعه میزان برجستگی هویتهای فرهنگی و جمعی و پیشبینی آینده آن [پایاننامه کارشناسی ارشد منتشرنشده، دانشگاه شهید بهشتی]. عبداله، ع. (1395). بررسی میزان توجه به مؤلفههای هویت قومی و ملی بین دانشجویان کرد و آذری دانشگاههای تهران. پژوهشهای راهبردی سیاست، 5(16)، 39-67. https://qpss.atu.ac.ir/article_3978.html غلامرضایی، ع. (1400). قومیتگرایی و شکلگیری تهدید ناسیونالیسم قومی در ایران. مطالعات جنگ، 3(8)، 35-49. https://www.qjws.ir/article_249457.html فکوهی، ن. (1395). هویتهای قومی و ملی در ایران در تضاد نیستند. پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات. بازنشانی شده در 15 دی ماه. آنلاین. قابل دسترس در: https://www.ricac.ac.ir/news/1918 فکوهی، ن.، و آموسی، م. (1388). هویت ملی و هویت قومی در کردستان (مطالعه موردی معیشت اقتصادی و تعلقهای هویتی نزد جوانان شاغل در اقتصاد غیر رسمی پیرانشهر). پژوهش جوانان، فرهنگ و جامعه، (2)، 49-75. https://www.sid.ir/paper/144754/fa فکوهی، ن.، و عیاری، آ. (1388). اینترنت و هویت در پنج هویت قومی ایرانی. مجله جهانی رسانه، 4(1)، 1-26. https://gmj.ut.ac.ir/article_66562.html کاستلز، ام. (1380). عصر اطلاعات؛ ظهور جامعۀ شبکهای (احد علیقلیان، مترجم). طرح نو. کندال، د. (1400). جامعهشناسی معاصر (فریده همتی، مترجم). جامعهشناسان. گیبرنا، ا. (1378). مکاتب ناسیونالیسم و دولت-ملت در قرن بیستم (امیرمسعود اجتهادی، مترجم). وزارت امور خارجه. لجمیری، ل.، احمدبیگی، ف.، و صباغیان، ز. (1399). بررسی روانشناختی احساس تضاد و تعارض بین هویت قومی و دلبستگی ملی. مجله دانشگاه علوم پزشکی مشهد، 63، 178-186. https://mjms.mums.ac.ir/article_18533.html مالشویچ، س. (1399). جامعهشناسی قومیت (پرویز دلیرپور، مترجم). کتاب آمه. محمدهیودی، م. ر. (1384). نقش تمایلات قومی در مشارکت سیاسی. پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس. محمودی، ا.، افضلی، ر.، ذکی، ی.، و یزدانپناه، ک. (1398). ارزیابی الگوهای سیاستگذاری و مدیریت قومی در ایران. مجلس و راهبرد، 26(99)، 249-276. https://nashr.majles.ir/article_337.html مروت، ب. (1396). نسبت هویت قومی و ملی در نزد جوانان استان البرز. مطالعات راهبردی ورزش و جوانان، 16(37)، 21-41. https://faslname.msy.gov.ir/article_214.html مسعودنیا، ح.، مهرابی کوشکی، ر.، و کیانی، ن. (1393). بررسی رابطه هویت ملی و قومی (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه تهران). مطالعات توسعه اجتماعی-فرهنگی، 3(2)، 139-165. https://sid.ir/paper/246612/fa مصرآبادی، ج.، یارمحمدزاده، پ.، فیضی، ا. (1394). تعیین ابعاد هویت ملی-قومیتی و مقایسه ابعاد هویت ملی، قومی و جهانی دانشجویان قومیتهای مختلف. مطالعات میانفرهنگی، 10(25)، 27-48. https://journals.iau.ir/article_525047.html مقدس، ع. ا.، لهساییزاده، ع.، و تقوینسب، س. م. (1388). بررسی عوامل داخلی مؤثر بر هویت قومی و هویت ملی در میان اعراب شهرستان اهواز. جامعهشناسی کاربردی، 20(1)، 45-70. https://jas.ui.ac.ir/article_18170.html موحد مجد، م.، علیگو، م.، ایمان، م.، و طبیعی، م. (1401). مطالعه جامعهشناختی هویت قومی نوجوانان شهر زاهدان و تأثیر ابعاد مذهبی، ملی و غربگرایانه بر آن. مطالعات جامعهشناختی، 29(1)، 429-457. https://jsr.ut.ac.ir/article_88968.html میرزایی، ح.، و عباسزاده، م. (1392). مطالعه چگونگی تعامل هویت ملی و قومی دانشجویان (مطالعه موردی دانشجویان آذری، عرب و بلوچ). علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد، 10(2)، 243-275. https://social.um.ac.ir/article_39026.html نبوی، س. ع. (1383). خوزستان و چالشهای قومگرایانه: ایران، هویت، ملیت، قومیت. مؤسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی. نواح، ع.، و تقوینسب، س. م. (1386). تأثیر احساس محرومیت نسبی بر هویت قومی و هویت ملی (مطالعه موردی: اعراب استان خوزستان). جامعهشناسی ایران، 8(2)، 122-140. http://www.jsi-isa.ir/article_23893.html والیمن، ن. (1387). روشهای تحقیق در علوم اجتماعی (محسن نیازی، مصطفی صلابت و فریدون بهادرانی، مترجمان). پندار پارس .یوسفی، ع. (1380). روابط بین قومی و تأثیر آن بر هویت ملی اقوام در ایران، تحلیلی ثانویه بر دادههای یک پیمایش ملی. مطالعات ملی، 2(4)، 42-13. https://www.sid.ir/paper/428280/fa
References Abdollah, A. (2016). Study of the attention to the components of ethnic and national identity among the Azeri and Kurdish students in Tehran Universities. Political Strategic Studies, 5(16), 39-67. [In Persian] https://qpss.atu.ac.ir/article_3978.html. Aghayari-Hir, T., Mirzaei, H., & Ghorbanpour, S. (2014). Investigating factors related to national identity and ethnic identity (Case study: Tabriz University students). Socio-Cultural Strategy, 2(4), 59-81. [In Persian]. https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_123244.html Ahmadi, H., & Ganjkhanlou, M. (2015). Relevence of national and ethnic identity among Zanjan’s Youth. Political and International Approaches, 6(2), 62-92. [In Persian]. https://piaj.sbu.ac.ir/article_99285.html Ahmadi, K. (2019). Ethnic demands in Iran on justice and development. Political Sociology of Iran, 2(1), 2386-2429. [In Persian]. https://kameelahmady.com/fa/ethnic-demands-in-iran-on-the-path-of-justice-and-development/ Alami-Nisi, M. (2004). Study of the level of salience of cultural and collective identities and predicting its future [Master’s thesis, Shahid Beheshti University]. [In Persian] Amirkafi, M., & Hajiani, E. (2013). Relationship between ethnic and national identities in Iran’s multiethnic society: Study and comparison of three teoretical approaches. Strategy, 22(1), 117-146. [In Persian]. https://rahbord.csr.ir/article_124476.html Anderson, B. (1991). Imagined communities: Reflections on the origin and spread of nationalism. Verso. Azer, E., & Moon, C. (2000). National security in the third world. Strategic Studies Research Institute (Translator and Publisher). [In Persian] Barth, E. A. T., & Noel, D. L. (1972). Conceptual frame works for the analysis of race relations: An evalution. Social Forces, 50(3), 333-348. https://doi.org/10.1093/SF%2F50.3.333 Beheshti, S. S., & Haqmoradi, M. (2017). A meta-analysis of studies related to the relationship between ethnic identity and national identity in Iran with emphasis on the role of the media. Iranian Social Issues, 8(2), 5-27. [In Persian]. https://www.sid.ir/paper/173516/fa BehjatiAsl, S. F., Heidari, A., & Movahed, M. (2014). Analyzing the relationship between national identity and ethnic identity with emphasis on the role of religiosity: The case of high-school students of Yasuj. Journal of Applied Sociology, 25(2), 171-188. [In Persian] https://jas.ui.ac.ir/article_18363.html Bozan, B. (2000). People, states and fear. Strategic Studies Research Institute (Translator and Publisher). [In Persian] Brigevich, A. (2018). Regional identity and support for integration: An EU-wide comparison of parochialists, inclusive regionalists, and pseudo-exclusivists. European Union Politics, 19(4), 639–662. https://doi.org/10.1177/1465116518793708 Brigevich, A., & Oritsejafor, E. (2022). Ethnic versus national identity and satisfaction with democracy: The decline of the ethnic cleavage in Nigeria? Regional & Federal Studies, 34(4), 441-472. https://www.tandfonline.com/doi/full/10.1080/13597566.2022.2128339 Castells, M. (2001). The information age; the emergence of the network society (A. Qolian, Trans.). Tarh No. [In Persian] Christie, K. (1998). Ethnic conflict, tribal politics (A Global Perspective). Psychology Press. Corbin, J., & Strauss, A. (2015). Basics of qualitative research. Thousand Oaks, CA: Sage. Davari, R. (1997). Nationalism and revolution. National Studies Institute. [In Persian] Easton, D. (1965). A systems analysis of political life. Wiley. Eftekhari, A. (2002). Fundamental stages of thought in national security studies. Strategic Studies Research Institute. [In Persian] Elkin, F., & Handel, G. (1972). The child and society: The process of socialization. Random House. Eriksen, T. H. (1991). Ethnicity versus nationalism. Journal of Peace Research, 28(3), 263–278. https://www.jstor.org/stable/424407 Fakouhi, N. (2016). Ethnic and national identities in Iran are not in conflict. Research Institute for Culture, Art and Communication. Retrieved 15 January. [In Persian]. https://www.ricac.ac.ir/news/1918 Fakouhi, N., & Amosi, M. (2009). National identity and ethnic identity in Kurdistan (Case study of economic livelihood and identity affiliations among young people working in the informal economy of Piranshahr). Youth, Culture and Society Research, (2), 49-75. [In Persian] https://www.sid.ir/paper/144754/fa Fakouhi, N., & Ayari, A. (2009). Internet and identity among five tribal groups in Iran. Global Media Journal-Persian Edition, 4(1), 1-26. [In Persian]. https://gmj.ut.ac.ir/article_66562.html Flesken, A., & Hartl, J. (2020). Ethnicity, inequality, and perceived electoral fairness. Social Science Research, 85, 1–13. https://research-information.bris.ac.uk/files/222102050/MANUSCRIPT_Revised_20190619.pdf Gholamrezaee, A. (2021). Ethnicity and the formation of the threat of ethnic nationalism in Iran. War Studies, 3(8), 35-49. [In Persian]. https://www.qjws.ir/article_249457.html Giberna, M. (2009). Schools of nationalism and the nation-state in the twentieth century (A. Ejtehad, Trans.). Ministry of Foreign Affairs Publications. [In Persian] Gurr, T. R. (1990). Peoples versus states: Minorities at risk in the new century. Institute of Peace. Haas, R. (1999). Conflicts unending: The U.S and regional disputes. Yale U.P. Hajiyani, E. (2001). The model of ethnic politics in Iran. Strategic Studies, 4(11-12), 119-138. [In Persian]. https://www.sid.ir/paper/444751/fa Hajiyani, E. (2008). Relationship between national and ethnic identities among Iranian ethnic groups. Iranian Journal of Sociology, 9(3), 143-164. [In Persian]. http://www.jsi-isa.ir/article_21815.html Heydari, H., & Jafarzadehpour, F. (2014). Meta-analysis of relation between national identity and ethnic identity in Iran. Socio-Cultural Strategy, 3(2), 63-96. [In Persian]. https://rahbordfarhangi.csr.ir/article_123257.html Huntington, S. (1996). The clash of civilizations and the remaking of world order. Simon and Schuster. Iman, M. T. (2009). Paradigmatic basis of quantitative and qualitative research methods in the humanities. Seminary and University. [In Persian] Inglehart, R. (1977). The silent revolution: Changing values and political styles among western publics. Princeton University Press. Jalaeipour, H. R., & Ghanbari, A. (2009). A study of national identity and the values of globalization with emphasis on Arabic-speaking Iranians. Journal of Social Sciences, 3(2), 165-188. [In Persian]. https://elmnet.ir/doc/1193666-81402 Kendall, D. (2001). Contemporary sociology (F. Hemmati, Trans.). Sociologists. [In Persian] Khademdaghigh, A. H., Finizadeh, J., & Rezaeeian, M. (2016). The role of solidarity, cohesion and national unity as a fundamental capacity to deal with the enemy's soft war. National Security, 6(20), 103-142. [In Persian]. https://ns.sndu.ac.ir/article_626.html Lajmiri, L., Aahmadbeigi, F., & Sabaghian, Z. (2020). Psychological study of the feeling of conflict between ethnic identity and national attachment. Medical Journal of Mashhad University of Medical Sciences, 63, 178-186. [In Persian]. https://mjms.mums.ac.ir/article_18533.html Mahmoodi, A., Afzali, R., Zaki, Y., & Yazdanpanah, K. (2019). Assessment of Iranian ethnic policy and Management Patterns. Majlis and Rahbord, 26(99), 249-276. [In Persian]. https://nashr.majles.ir/article_337.html Maleshevich, S. (2010). Sociology of ethnicity (P. Delirpour, Trans). Ketab Ame. [In Persian] Masoudnia, H., Mehrabi-Kushki, R., & Kiani, N. (2014). Investigating the relationship between national and ethnic identity (a case study of students at the University of Tehran). Sociocultural Development Studies, 3(2), 139-165. [In Persian]. https://sid.ir/paper/246612/fa Mesrabadi, J., Yarmohammadzadeh, P., & Feyzi, A. (2015). Determining the dimensions of national-ethnic identity and comparing the dimensions of national, ethnic and global identity of students of different ethnicities. Intercultural Studies, 10(25), 27-48. [In Persian] https://journals.iau.ir/article_525047.html Mirzaei, H., & Abbaszadeh, M. (2014). Studying the relationship between students’ national and ethnic identities. Ferdowsi University of Mashhad Journal of Social Sciences, 10(2), 243-275. [In Persian]. https://social.um.ac.ir/article_39026.html Moghadas, A., Lahsaeizadeh, A., & Taghavi Nassab, S. M. (2009). The study of internal factors affecting ethnic and national. Journal of Applied Sociology, 20(1), 45-70. [In Persian]. https://jas.ui.ac.ir/article_18170.html Mohammad-Hivadi, M. R. (2005). The role of ethnic tendencies in political participation [Master’s thesis, Tarbiat Modares University]. [In Persian] Morovat, B. (2017). Youth ethnic and national identity (Case Study: Youth in Alborz Province). Strategic Studies on Youth and Sports, 16(37), 21-41. [In Persian] https://faslname.msy.gov.ir/article_214.html Movahed Majd, M., Aligo, M., Iman, M. T., & Tabeiy, M. (2022). Sociological study of ethnic identity of adolescents in Zahedan and the impact of religious, national and Western dimensions on it. Sociological Review, 29(1), 429-457. https://jsr.ut.ac.ir/article_88968.html [In Persian]. Moynihan, D. (1993). Pandemonium: Ethnicity in international politics. O.U.P. Nabavi, S. A. (2004). Khuzestan and the challenges of ethnocracy: Iran, identity, nationality, ethnicity. Institute for Research and Development of Humanities. [In Persian] Nagel, J. (1994). Constructing ethnicity: Creating and recreating ethnic identity and culture. Social Problems, 41(1), 152–176. https://academic.oup.com/socpro/article-abstract/41/1/152/2925319 Navah, A., & Taghavi-Nasab, S. M. (2007). The effect of feeling of relative deprivation on ethnic identity and national identity (Case study: Arabs of Khuzestan Province). Iranian Journal of Sociology, 8(2), 122-140. [In Persian]. http://www.jsi-isa.ir/article_23893.html Omidi, A. (2002). Autonomy and political conflict management of ethnic minority societies [PhD thesis, University of Tehran]. Noordoc. [In Persian] https://noordoc.ir/thesis/22115 Pye, L. W., Binder, L., Kolman, J. S., Lapalombara, J., Werba, S., & Weiner, M. (2001). Crises and sequences in political development (G. Khajeh Sarvari, Trans.). Strategic Studies Research Institute. [In Persian] Rabbani, A., Rabbani, R., & Hassani, M. (2011). Relation between relative deprivation and attitude toward national identity (Case sampling: Students of Isfahan University). Journal of Applied Sociology, 22(2), 67-94. [In Persian] https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.20085745.1390.22.2.4.2 Rabbani, A., Rabbani, R., & Hassani, M. R. (2009). Mass media and national identity (Case study of Isfahan University Students). Communication Research, 16(2), 65-93. [In Persian]. https://www.sid.ir/paper/152853/fa Rabbani, A., Yazdkhasti, B., Hajiyani, E., & Mirzaei, H. A. (2009). Relationship between national and ethnic identities of Azari, Kurd and Arab students in the State Universities of Iran. National Studies Journal, 10(39), 137-158. https://www.rjnsq.ir/article_99639.html [In Persian] Rabbani, R., & Kajbaf, M. B. (2007). Social psychology. Isfahan University Press. [In Persian] Sadeghzadeh, R., & Nadi, M. A. (2018). The relationship between national identity and ethnic identity among Azeri, Fars, Lor, Kurd and Arab students in Iranian Universities. Hormozgan Cultural Research Journal, 9(14), 100-117. [In Persian] https://rdch.ir/article-1-213-fa.html Safa, S., Torkman, F., & Saboori Khosroshahi, H. (2023). The effect of feeling of ethnic discrimination on the collective identity of Kurd Youth of North Khorasan Kurds (Study of Kurmanj Cities in North Khorasan- 2019). National Security, 13(47), 157-180. [In Persian]. https://journals.sndu.ac.ir/article_2472.html Saldana, J. (2016). Coding guide for qualitative researchers (A. Giviyan, Trans.). Cultural and Scientific Research. [In Persian] Saunders, D. (2001). Patterns of political instability. Strategic Studies Research Institute (Translator and Publisher). [In Persian] Sheykhavandi, D. (2001). Delay in the movement of Iranian identity in the process of modernization. Iranian Sociological Association Letter, (3), 113-135. [In Persian] Smith, A. (1991). National identity. Penguin. Strauss, A., & Corbin, J. (2012). Fundamentals of qualitative research (E. Afshar. Trans.). Ney. [In Persian] Tajfel, H. (1981). Human groups and social categories. Cambridge University Press. Wallimanis, N. (2008). Research methods in social sciences (M. Niyazi, F. Bahadorani, & M. Salabat, Trans.). Pendarpars. [In Persian] Yousefi, A. (2001). Interethnic relations and their impact on the national identity of ethnic groups in Iran, a secondary analysis of data from a national survey. National Studies, 2(4), 13-42. [In Persian]. https://www.sid.ir/paper/428280/fa Yuki, K. (2021). Modernization, social identity, and ethnic conflict. European Economic Review, 140, 103919. https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0014292121002233 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 962 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 375 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||