| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,877 |
| تعداد مقالات | 15,278 |
| تعداد مشاهده مقاله | 43,730,744 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,563,082 |
توسعه یک مدل برنامه ریزی تولیدچند محصولی، چند پریودی و چند هدفه با پارامترهای فازی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پژوهش در مدیریت تولید و عملیات | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 4، دوره 6، شماره 1، فروردین 1394، صفحه 61-78 اصل مقاله (659.48 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی- فارسی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مصطفی غلامرضایی* 1؛ حسن خادمی زارع2 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1کارشناس ارشد مهندسی صنایع، دانشگاه پیام نور، تهران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشیار دانشکده صنایع، دانشگاه یزد، یزد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| برنامه ریزی تولید یکی از مهمترین وظایف مدیریت تولید و عملیات است و درباره تعیین مقدار بهینه تولید، نیروی کار و سطح موجودی برای هر دوره افق برنامهریزی با در نظر گرفتن مجموعه منابع تولیدی و محدودیتها، تصمیمگیری میکند. این پژوهش، یک مدل برنامه ریزی تولید چند محصولی و چند هدفه با پارامترهای فازی و ارزش زمانی پول را بر اساس سطح موجودی، سطح نیروی کار، ظرفیت ماشین آلات و فضای انبار معرفی میکند. مدل پیشنهادی سعی دارد که سود حاصل از فروش را حداکثر، هزینه نگهداری و سفارشهای تأخیر شده و هزینه تغییر در سطوح نیروی انسانی را حداقل کند. مطالعه موردی انجام شده در کارخانه آلومینیوم، کارایی مدل پیشنهادی را نسبت به وضع موجود نشان می دهد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| برنامه ریزی تولید چند محصولی؛ اهداف چندگانه؛ پارامترهای فازی؛ ارزش زمانی پول | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1- مقدمه مسأله برنامهریزی تولید چندمحصولی و چند دورهای با اهداف چندگانه، یکی از مسائل مهم و در عین حال مشکل در تصمیمات مدیریت تولید است. تصمیمات مدیریت تولید به طور کلی به سه دسته بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت تقسیم می شوند هولت و همکاران[6] (1995) قوانین HMMS را پیشنهاد دادند. محققان نیز مدلهای بیشماری برای کمک به مسائل برنامهریزی تولید ارائه دادند. مطابق با نظر سد[7](1982) تمامی مدلهای سنتی مسائل برنامه ریزی تولید می توانند به شش کلاس:
2- سابقه پژوهش در طول سالهای گذشته، تحقیقات بسیاری به منظور فرمول بندی برنامه ریزی تولید در سیستم های تولیدی، انجام شده است و مقالات بسیار زیادی در زمینه برنامه ریزی تولید چند هدفه وجود دارد.همچنین، رویکردهای مختلفی برای مواجهه با فرم های مختلف عدم اطمینان پیشنهاد شده است. زیمرمن[8] (1976) نخستین بار از مجموعه های فازی در مسائل برنامه ریزی خطی استفاده کرد. وی مسائل برنامه ریزی خطی را با یک تابع هدف و محدودیت های فازی، مطالعه نمود. بر این اساس، روش برنامه ریزی خطی فازی برای حل مسائل برنامه ریزی تولید توسعه داده شد. او همچنین (1978) برای اولین بار رویکرد برنامهریزی خطی فازی خود را به یک مسأله برنامه ریزی خطی چند هدفه متعارف گسترش داد و فرض کرد که برای هریک از توابع هدف مسأله، تصمیم گیرنده یک هدف فازی دارد. همچنین، توابع هدف باید به ناچار کمتر یا برابر با مقدار ارزش انتظاری باشند. لی[9] (1990) اجرای مجموعه های فازی را برای برنامه ریزی تولید میان مدت و روش های اندازه انباشته در برنامه ریزی احتیاجات مواد رسیدگی کرد و یک مدل برنامهریزی خطی فازی، برای مدل و حل مسائل برنامه ریزی تولید میان مدت "یک هدفه" پیشنهاد داد. تانگ و همکاران[10] (2000) رویکرد جدیدی برای مدل برنامه ریزی تولید میان مدت"چند محصولی با تقاضای فازی" معرفی کردند. هدف از این مدل حداقل کردن هزینه های کل شامل هزینه های تولید به صورت درجه دوم و هزینه های نگهداری موجودی به صورت خطی بود. مسأله برنامه ریزی تولید میان مدت چند محصولی با تقاضای فازی به یک مدل برنامه ریزی درجه دوم فازی با اهداف مدل و محدودیت های فازی مدل شد. وانگ و همکاران[11] (2001)یک روش برنامهریزی خطی فازی جدید برای حل مسأله برنامهریزی تولید میان مدت دو هدفه پیشنهاد کردند،که در آنجا قیمت محصول، هزینه هر واحد تولید و تقاضا فازی هستند. وانگ و همکاران (2004)یک مدل برنامهریزی خطی سه هدفه با مقدار تابع هدف فازی، برای حل مسأله برنامهریزی تولید میان مدت چند محصولی، توسعه دادند. جمالیان و همکاران (2008) یک مدل برنامهریزی غیر خطی چند هدفه فازی ترکیبی، با اولویتبندی اهداف مختلف برای مسأله برنامه ریزی تولید چند محصولی و چند دورهای در یک محیط فازی توسعه دادند. به طور معمول، مسائل برنامهریزی ریاضی فازی می توانند به دوطبقه اصلی تقسیم شوند: 1- برنامهریزی ریاضی فازی با ابهام و انعطافپذیری در مقدار توابع هدف به دست آمده و محدودیتها، که برنامهریزی انعطافپذیر نامیده میشود. 2- برنامهریزی ریاضی با ضرایب مبهم در توابع هدف و محدودیتها که برنامهریزی احتمال نامیده می شود ( ترابی ، 2008). با توجه به این که در مقالات مورد بررسی، ترکیب همزمان پارامترهای فازی و محدودیت های نرم (انعطاف پذیر) وجود ندارد، در این مقاله به دنبال توسعه یک مدل برنامهریزی تولید چند محصولی و چند هدفه با ترکیبی از هر دو برنامهریزی فازی ذکر شده هستیم؛ به طوریکه مقادیر زمان انجام عملیات توسط ماشینآلات و تقاضای تولید بهصورت اعداد فازی در نظر گرفته شده است و بر اثر این عمل ظرفیت تولید در سمت راست، هزینه تولید و درآمد حاصل از فروش در توابع هدف بهصورت فازی ایجاد شدهاند.
3- طراحی مدل 1-3 پیش فرض های مسأله پیش فرض های عمدهای که در این مدل در نظر گرفته شده اند، به شرح ذیل هستند:
2-3 تعریف پارامترها
3-3. ساختار مدل در این قسمت یک مدل برنامهریزی به صورت چند هدفه برای حل مسأله برنامه ریزی تولید با بهرهگیری از مرور ادبیات توسعه داده شده است. بنابراین، مدل برنامهریزی تولید سه هدفه با پارامترهای فازی و محدودیتهای نرم و در نظر گرفتن ارزش زمانی پول به شرح روابط (5)- (1) ارائه شده است:
تابع هدف (1) برای حداکثر نمودن سود حاصل از فروش استفاده می شود. هزینه های تولید شامل پنج عنصر زمان تولید عادی، زمان تولید اضافه کاری، پیمانکاری، سفارش تأخیر شده و نگهداری موجودی است. درآمد حاصل از فروش و هزینه تولید(عادی/اضافه کاری) به صورت فازی هستند و فاکتورهای افزایشی نیز برای درآمد حاصل از فروش و هر نوع از هزینهها در نظر گرفته شده است.تابع هدف (2) برای کمینه کردن هزینه های نگهداری و سفارشهای تأخیر شده استفاده می شود. فاکتورهای افزایشی نیز برای آنها در نظر گرفته شده است. تابع هدف (3) برای کمینه کردن هزینه تغییر در سطوح نیروی انسانی استفاده میشود. محدودیت چهار نشان میدهد که جمع سطح موجودی، تولید در زمان عادی، تولید در زمان اضافه کاری، پیمانکاری و سطح سفارش تأخیر شده، باید با میزان فروش برابر باشد. در این محدودیت معادله به صورت فازی است. محدودیت پنج نشان میدهد که میزان فروش در دوره T با میزان تقاضای بازار برابر است. در این معادله، تقاضا به صورت متغیر فازی است. محدودیت 6 نشان می دهد که شفارشهای تاخیر شده باید در دوره بعد تامین شوند. محدودیت 7 نشان می دهد که در یک دوره نباید سفارش تأخیر شده و موجودی در دسترس با هم رخ دهند. محدودیت 8 نشان میدهد که مدت زمان کار با ماشین در زمان عادی در هر دوره، نباید از ظرفیت ماشین در دسترس در آن دوره تجاوز کند. در این محدودیت پارامتر مدت زمان کار با ماشین و ظرفیت ماشین به صورت فازی هستند و اختلاف کمی با تلورانس مجاز است. محدودیت 9 نشان می دهد که مدت زمان کار با ماشین در زمان اضافه کاری در هر دوره نباید از ظرفیت ماشین در دسترس در آن دوره تجاوز کند. در این محدودیت پارامتر مدت زمان کار با ماشین و ظرفیت ماشین به صورت فازی هستند و اختلاف کمی با تلورانس مجازاست. محدودیت 10نشان می دهد که ساعات کار نیروی انسانی در زمان عادی در هر دوره نباید از ظرفیت ساعت کار نیروی در دسترس در آن دوره تجاوز کند. محدودیت 11نشان می دهد که ساعات کار نیروی انسانی در زمان اضافه کاری در هر دوره نباید از ظرفیت ساعت کار نیروی انسانی در دسترس در آن دوره تجاوز کند. محدودیت 12 نشان میدهد که میزان محصولات انبار شده نباید از ماکزیمم ظرفیت انبار تجاوز کند. محدودیت 13 نشان می دهد که تعداد نیروی کار در دوره با تعداد نیروی کار در دوره به علاوه تعداد نیروی استخدام شده، منهای نیروی کار اخراج شده برابر است. محدودیت 14 نشان می دهد که در یک دوره نباید نیروی استخدام شده و نیروی اخراج شده با هم رخ دهند و در پایان محدودیت 15 غیر منفی بودن متغیرها را نشان میدهد. 4- حل مدل در حالت کلی، مسأله برنامهریزی فازی ابتدا باید به یک مسأله معادل قطعی تبدیل شود و سپس با روشهای استاندارد حل شده و جواب بهینه آن به دست میآید. در نتیجه، جواب نهایی مسأله قطعی خواهد بود که با توجه به ساختار فازی مسأله به دست آمده است. در این تحقیق، روش جدیدی برای حل مسأله برنامهریزی تولید چند هدفه پیشنهاد شده است. رویکرد پیشنهاد شده چارچوبی سیستماتیک برای کمک به فرایند تصمیمگیری فراهم میکند. یک تصمیمگیرنده میتواند ابتدا سیستم را با استفاده از اطلاعات اولیه مدل کند و در مدت حل مسأله، تصمیمگیرنده متوجه میشود که چه اطلاعاتی باید کسب کند و چگونه میتواند سیستم را بهبود دهد. گامهای حل مدل ارائه شده به شرح ذیل است:
گام1- فرمولبندی مسأله برنامهریزی تولید با استفاده از داده های فازی و ارزش زمانی پول، که در معادلات(1) تا (15) نشان داده شده است.
گام2- تعریف مجموعه اعداد فازی. تعریف توابع عضویت داده های فازی سخت است و تا حد زیادی به دستیابی اطلاعات بازار بستگی دارد
شکل (1) توزیع امکان مثلثی با پارامترهای نادقیق
سایر داده های فازی، به شرح ذیل مدل شدهاند:
گام3- تبدیل محدودیت و پارامترهای فازی به محدودیت و پارامترهای قطعی. در مدل برنامه ریزی خطی بالا، محدودیت 4، 8 و 9 دارای یک معادله/نامعادله مبهم هستند. در مرحله اول برای حل مدل باید این معادلات/نامعادلات را غیر فازی کرد. بنابر این، میتوان به وسیله تعریف توابع عضویت این کار را انجام داد؛ برای مثال، در شکل (2) یک نوع تابع عضویت برای معادله با تلورانس p نشان داده شده است.
شکل (2): یک تابع عضویت برای معادله با تلورانس p.
فرض کنید برای کاهش سطح پذیرش تامین این محدودیت ها، برای
به همین روش، نامعادلات (8 ) و (9) به صورت روابط (18) و (19) ساخته میشوند.
که در این نامعادلات ، و تلرانس مجاز را نشان می دهند. دررابطه با محدودیت (5) باید پارامتر فازی طرف راست را با پارامترهای قطعی طرف چپ مقایسه کرد. یک رویکرد مؤثر برای تبدیل معادله فازی به قطعی، روش متوسط وزن دهی است (وانگ، 2005؛ ترابی، 2009؛ لیانگ[14]، 2006) که این رویکرد برای تبدیل معادله فازی به قطعی روشی ساده و تواناست. در این ارتباط به تعیین مینیمم سطح پذیرش احتیاج است، که β، مینیمم سطح پذیرش برای داده های فازی متناظر را نشان می دهد. بنابر این، معادله (5 )به وسیله معادله (20) جایگزین می شود:
در اینجا به ترتیب وزن های خوشبینانهترین، محتملترین و بدبینانهترین مقادیر از تخمین زده شده به وسیله تصمیم گیرنده است. در رابطه با نامعادلات (18) و (19)، باید پارامترهای فازی طرف راست را با پارامترهای قطعی طرف چپ مقایسه کرد. یک رویکرد مؤثر برای بررسی نامعادلات فازی، جایگزینی آنها با سه معادله کمکی است (وانگ، 2005). بر این اساس نامعادله (18) با نامعادلات (23)- (21) جایگزین می شود:
همین رویکرد برای نامعادله (19) بهکار برده میشود. شایان ذکر است که در این مسأله همه توزیعهای مثلثی محدودیتها، متقارن فرض شدهاند. بنابر این، براساس مفهوم α برش در تئوری مجموعه های فازی:
معمولاً در عمل ارزش β با توجه به تجربه و دانش تصمیم گیرنده انتخاب میشود. گام4- تبدیل ضرایب فازی توابع هدف به ضرایب قطعی: سد (1995) راه حلی برای حل مسائل چندگانه با پارامترهای فازی ارائه داده است. بر این اساس، پارامترهای فازی توابع هدف به پارامترهای قطعی تبدیل شده و محدودیت های (27)- (25) به مسأله اضافه میگردند.
بنابر این، مدل برنامهریزی خطی چند هدفه فازی، به یک مدل برنامهریزی پارامتریک چند هدفه تبدیل می شود. گام 5- تعیین رابطه نامعادله و توابع عضویت برای بهدست آوردن یک راه حل رضایت بخش زیمرمن (1978) راه حلی برای بیان درجه رضایت تصمیمگیرنده برای مسائل چندگانه با اهداف فازی ارائه داده است. بنابر این، می توان توابع عضویت خطی برای هر یک از اهداف به شرحرابط (30)- (28) تعیین کرد:
تصمیمگیرنده میتواند حل ایدهآل مثبت (PIS) و حل ایده آل منفی (NIS)، را به شرح روابط
گام6- فرمولبندی مجدد و حل مسأله براساس نتایج مراحل 3، 4 و 5 میتوان مسأله برنامهریزی خطی فازی را به یک مسأله قطعی تبدیل کرد. برای حل سیستم بالا، لطفیزاده تابع عملکرد حداقل اپراتور را به کار گرفته است. رضایت کل تصمیمگیرنده با حل مساله (34)، توسط تابع چند هدفه رومال فنگر(1996) بیان شده است.
در نتیجه: (35) بر این اساس، مدل برنامهریزی تولید تک هدفه بالا را میتوان براحتی با استفاده از نرم افزارLINGO حل نمود.
گام7- اجرا فرایند تصمیمگیری در صورت قابل قبول بودن طرح برنامهریزی، فرایند تصمیمگیری به پایان میرسد. در غیر اینصورت، تصمیمگیرنده میتواند با تغییر اعداد فازی به وسیله جمعآوری اطلاعات بازار یا اصلاح مدل، تا زمان به دست آوردن حل رضایت بخش ادامه دهد.
شکل(2): دیاگرام الگوریتم حل مدل
5- مطالعه موردی برای اعتبار سنجی نتایج حاصل از این مقاله از یک مطالعه موردی در شرایط واقعی استفاده شده است. بنابر این، در این بخش امکان بهکارگیری روش پیشنهاد شده با استفاده از یک مورد صنعتی بررسی میشود. جدول شماره(1) تا (4) خلاصه داده های جمع آوری شده از شرکت را نشان می دهد. همچنین، مطالعه موردی این مقاله دارای وضعیتهایی به شرح ذیل است: 1- سه دوره برنامه ریزی و دو محصول برای تولید در نظر گرفته شده است. 2- برای سادگی فرض شده است که دوره یک، اولین دوره ای است که تولید محصولات شروع شده است. بنابر این، موجودی اولیه و سفارش تأخیر شده در شروع دوره صفر است. 3- فاکتور افزایشی برای تمامی هزینهها یکسان و برابر با 1/0 در نظر گرفته شده است. 4- برای این مطالعه موردی α برابر با 2/0 در نظر گرفته شده است. 5- تعداد نیروی کار اولیه، برابر 35 نفر است. شکل(2)، دیاگرام الگوریتم حل مدل را نشان میدهد .
گام 1و2 – مدلسازی دادههای فازی فرمولبندی مسأله برنامهریزی تولید چند هدفه با استفاده از معادلات (1) تا (15).
جدول (1): زمان ماشین، هزینه تولید، درآمد فروش
جدول (2): هزینه نگهداری، هزینه سفارشهای تأخیر شده، ساعت کار نیروی انسانی و فضای انبار
جدول (3): فروش، ظرفیت ماشین و حداکثر فضای انبار در دسترس
جدول(4): سایر داده ها
گام3- تبدیل محدودیت و پارامترهای فازی به محدودیت و پارامترهای قطعی ارتباط نامعادله محصول 1 در دوره 1، در فرمهای (15) و (16) بهشرح ذیل بیان میشود:
در همین حال، محدودیت ظرفیت ماشین در دوره یک در فرم های (21) تا (24) به شرح ذیل بیان میشود:
به طوریکه:
ارتباط نامعادلات و سایر محدودیتهای فازی نیز به همین روش میتوانند ساخته شوند.
گام4- تبدیل توابع هدف فازی به توابع هدف قطعی: درآمد حاصل از فروش محصول یک در فرم 25 به صورت زیر بهدست می آید.
سایر پارامترها را نیز میتوان بر همین اساس به پارامترهای قطعی تبدیل کرد.
گام 5- تعیین رابطه نامعادله و توابع عضویت برای برای بهدست آوردن یک حل رضایت بخش برای تابع هدف سود، باید در ابتدا حل ایدهآل مثبت وحل ایدهآل منفی تابع هدف سود را تعیین کرد. بر این اساس، معادلات 31، و بهدست میآید.
معادله بالا نشان می دهد که تصمیم گیرنده بیشترین درجه رضایت (1=تابع عضویت) را دارد؛ هرگاه سود بهدست آمده بیشتر از 62543040 باشد. به علاوه، سود حاصله نباید کمتر از 1623248 باشد.
گام6- فرمولبندی مجدد و حل مسأله در نهایت، مدل برنامهریزی چند هدفه با پارامترهای فازی و محدودیتهای نرم براساس مراحل 3، 4 و5 به یک مدل برنامهریزی تک هدفه قطعی تبدیل و با استفاده از نرم افزارLINGO حل می شود. نتایج
جدول(5): نتایج حاصل از اجرای مدل
6- تحلیل حساسیت انجام تغییرات در گزینههای مختلف و تحلیل حساسیت پارامترهای تصمیمگیری که مربوط به شرایط مختلف است، بر پایه دادههای ابتدایی صورت میگیرد. این اجراها به سه سناریوی زیر تقسیم میشوند: سناریوی 1: α، q و ß در روش حل α برش برای بهبود حل نهایی مدل برنامهریزی چند هدفه فازی از تنظیم تابع عضویت محدودیتهای نرم به وسیله تغییر تلرانسهای قابل کنترل برای بهدست آوردن بهترین نتیجه و همچنین، رضایت مدیریت تلاش شد. بر این اساس، مینیمم درجه قابل قبول محدودیت های نرم(α) در مرحله اول 0.1 تخمین زده شد و این مقدار مرحله به مرحله تا میزان 0.01 کاهش پیدا کرد و با روش مشابه میزان α تا 0.5 افزایش داده شد. بنابراین، مشاهده شد که ناحیه شدنی مسأله با افزایش α کاهش مییابد. از طرف دیگر، با افزایش میزان q و ß ناحیه شدنی افزایش مییابد. مسأله با مقادیر مختلفی از α و ß حل شد تا 0.5=ß و 0.2=α به عنوان یک درجه قابل قبول برای تصمیمگیرنده بهدست آمد. سناریو 2: فاکتور افزایشی(i) به وسیله تغییرات در فاکتور افزایشی (i) برای هر یک از سطوح و شرایط تصمیمگیری مثال عددی اولیه، تحلیل حساسیت انجام گرفته است و نتایج اجرای این سناریو نشان داده است که با تغییر فاکتور افزایشی برای هر سطح هزینه، اهداف و مقدار λ دستخوش تغییرات شدهاند. در عمل افزایش این فاکتورها باعث افزایش هزینههای تولید شده، در حالی که مقدار λ کاهش یافته است. سناریو 3: هزینه های تولید بر حسب داده های اولیه مثال عددی، هزینه های تولید برای هر واحد محصول تغییر یافته و تحلیل حسایت انجام شده است و نتایج اجرای این سناریو نشان داده است که تغییرات در هر سطح هزینه باعث تحت تاثیر قرار گرفتن توابع هدف، مقدار λ و دیگر خروجیهای حل مسأله می شود. در نتیجه این موضوع آشکار میشود که تصمیم گیرنده باید مواد و تولیدات و منابع انسانی را اصلاح کند و بهبود دهد تا به طور کارا و مؤثر هزینه های تولیدی کاهش یابد.
7- نتیجه گیری در این مقاله، یک مدل برنامهریزی تولید چند محصولی با اهداف چندگانه، پارامترهای فازی و محدودیت های نرم ارائه شده است. در این مدل سه تابع هدف شامل حداکثر نمودن سود و حداقل نمودن هزینه نگهداری و سفارش تاخیر شده و هزینه تغییر در سطح نیروی انسانی در نظر گرفته شده است. کلیه پارامترهای درآمد و هزینه به صورت فازی مدل شدهاند. همچنین، مقادیر تقاضا، فروش، تولید و زمان انجام عملیات نیز به صورت اعداد فازی مثلثی در نظر گرفته شده اند. در نهایت، با استفاده از مجموعه های فازی مدل مورد نظر به یک مدل برنامه ریزی قطعی تبدیل شده و در پایان با حل مدل برنامهریزی تک هدفه، میزان تولید هر کدام از محصولات تعیین شدهاند. نتایج حاصل از این مقاله بیانگر جوابهای بهتر در شرایط واقعی است. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
Abd El-Wahed.W.F, Lee.S.M(2006), “Interactive fuzzy goal programming for multi objective transportation problems”, Omega: Internal. J.Manage. Sci, 34, 158-166. Cunasekaran, A. Goyal (1993), “Multi level lot sizing in a Rayon Yarn company: a case study” , European Journal of Operational Research, 2, 159-174. Gelders, L.F, Wassenhove. L.N (1981), “product planning a review”, European hournal of OR, 2,101-110. Holt, C, Modiglian (1995), “Lianear decision rule for producthon and employment scheduling”, management science,2,1-30. Jamalnia.A, Soukhakian.M.A (2009), “A hybrid fuzzy goal programming approach with different goal priorities to aggregate production planning”, computer & industrial engineering, 56 ,1474-1486. Karimi.B, Fatemi Ghomi.S (2003), “The capucitated lot sizing problem: a review of models and algorithms”, omega, 5, 365-378. Kumar. M, Vrat.P, Shankar. R (2006), “A fuzzy programming approach for vendor selection problem in a supply chain”, Internat. J. Prod. Econom, 101, 273–285. Lai. Y, Hwang. C.L (1994), “Fuzzy Multiple Objective Decision Making”, Methods and Applications, Springer, Berlin. Lee.Y.Y (1990), “Fuzzy set theory approach to aggregate production planning and inventory control”, PhD Dissertation Department of I.E, Kansas State University. Liang. T.F (2006), “Integrating production–transportation planning decision with fuzzy multiple goals in supply chains”, International Journal of Production Research, 46, 1477–1494. Lieberopoulos.G, Dallery.Y (2003), “comparative modeling of multi production-inventory control policies with lot sizing”. International Journal of production research, Vol. 41, No.6, 1273-1298. Mula. J , Poler.R (2006), “Models for production planning under uncertainty : a review”, International journal of Production Economic,103, 271-285. Rommelfanger (1996), “Fuzzy linear programming and applications”, Europran journal of operational research,92, 512-527. Saad. G (1982), “An overview of production planning model, structure classification and empirical assessment”, International Journal of Production Research, 20, 105-114. Saad.O.M (1995), “Stability on multi objective linear programming problems with fuzzy parameters”, Fuzzy sets and systems, 74, 207-215. Selim.H, Ozkarahan.I (2007), “A supply chain distribution network design model: an interactive fuzzy goal programming-based solution approach”, Internat. J. Adv. Manuf. Technol, in press. Simpson.N.C (2001(, “Questioning the velative virtues of dynamic Lot sizing Rules”, computers and OR, 9, 899-914. Tang .J, Wang. D (2000), “fuzzy formulation for multi product APP”, Production planning and control, 11, 670-676. Torabi. S. A, Hassini. E (2008), “An interactive possibilistic programming approach for multiple objective supply chain master planning”, Fuzzy Sets and Systems, 159, 193–214. Torabi. S. A, Hassini. E (2009), “Multi-site production planning integrating procurement and distribution plans in multi-echelon supply chains : an Interactive fuzzy goal programming approach”, International Journal of Production Research, 47, 5475–5499. Wang. R , Fang. H (2001), “APP with multiple objective in a fuzzy environment”, European journal of operational research,133, 521-536. Wang. R, Liang. T (2004), “application of fuzzy multi objective linear programming to APP”, computers and industrial engineering, 46, 17-41. Wang. R, Liang.T (2005), “Applying possibilistic linear programming to aggregate production planning”, International Journal of Production Economics, 98, 328–341. Zimmermen. H. J (1976), “Description and optimization of fuzzy sets”, International Journal of General Systems, 2, 209-215. Zimmermen, H. J (1978), “Fuzzy programming and linear programming with several objective functions”, Fuzzy Sets and Systems, 1, 45-55.
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 7,642 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,794 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||