| تعداد نشریات | 44 |
| تعداد شمارهها | 1,877 |
| تعداد مقالات | 15,278 |
| تعداد مشاهده مقاله | 43,731,201 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 17,563,311 |
مدیریت هزینه از طریق طراحی محصول: ارائه مدل تلفیقی از روشهای هزینهیابی هدف، QFD و مهندسی ارزش | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پژوهش در مدیریت تولید و عملیات | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 5، دوره 3، شماره 2، مهر 1391، صفحه 77-88 اصل مقاله (371 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی- فارسی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حسین رضایی دولت ابادی1؛ رضا صالح زاده* 2؛ محمدرضا عطارپور3؛ هادی بالویی جام خانه4 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1استادیار گروه مدیریت،دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 3دانشجوی دکتری مدیریت تکنولوژی، دانشگاه علامه طباطبایی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 4کارشناس ارشد مدیریت صنعتی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هزینهیابی هدف با ادغام نیازهای مشتری، ویژگیهای فنی و اطلاعات هزینه در مرحله طراحی محصول و حذف کارکردهای فاقد ارزش افزوده، نقش مهمی در مراحل مختلف چرخه حیات محصول بازی میکند. از تکنیکهایی که میتوان برای اجرای موفقیتآمیز فرایند هزینهیابی هدف استفاده کرد، QFD و مهندسی ارزش هستند. هدف از این مقاله، ارائه مدل تلفیقی از روشهای هزینهیابی هدف، QFD و مهندسی ارزش است تا به وسیله آن نقش هزینهیابی هدف در مدیریت هزینههای تولیدی بررسی شود، همچنین، مشخصات کیفیتی که باعث برآورده شدن نیازهای مشتری خواهد شد، ارتقا یابد.، یافتهها نشان میدهد که تلفیق هزینهیابی هدف، QFD و مهندسی ارزش فن مؤثری در مدیریت هزینههای فرایند تولید میباشد. نتایج این تحقیق، بیانگرآن است که تلفیق این سه تکنیک باعث خواهد شد تا شرکت از نظر هزینه به یک مزیت رقابتی دست یابد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هزینه یابی هدف؛ مدیریت هزینه؛ QFD؛ مهندسی ارزش؛ طراحی محصول | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1-مقدمه در طی سالهای اخیر، تغییر درخور توجهی در حسابداری و مدیریت هزینه رخ داده است؛ که این تغییر، در نتیجه افزایش فضای رقابتی به دلیل معرفی تولیدات جدید، تکنولوژیهای اطلاعاتی، تمرکز بر مشتری و رشد بازارهای جهانی است(ماجد و کلتی[1]، 2006). اطلاعات حسابداری و سیستمهای مدیریت هزینه، در این شرایط در تعیین مناسبترین استراتژی برای هدایت سازمان نقش حیاتی بازی میکنند(انصاری و همکاران[2]، 1997). سیستمهای مدیریت هزینه به مدیران کمک می کند تا ساختار و رفتار هزینه را درک کنند؛ بنابراین، آنها توانایی گرفتن تصمیماتی را خواهند داشت که سازمان را در راه رسیدن به یک مزیت رقابتی استراتژیک یاری خواهد کرد(بوکینگام و لومبا[3]، 2001؛ مک نیر و همکاران[4]، 2001). با توجه به شرایط کنونی کشور ایران که با چالشها و تنگناهای اقتصادی روبروست، لزوم استفاده از سیستمهای جدید مدیریت هزینه بیش از گذشته احساس می شود. یکی از تکنیکهایی که در این زمینه می تواند نقش مهمی ایفا کند، هزینهیابی هدف[5] است. هزینهیابی بر مبنای هدف، مفهوم منسجمی از مدیریت استراتژیک هزینه است که بر کاهش هزینه در تمام مراحل چرخه عمر یک محصول تمرکز میکند(ساکورای[6]، 1996). از تکنیکهای مکملی که می توان برای اجرای موفقیت آمیز هزینهیابی هدف استفاده کرد، مهندسی ارزش[7] و QFD[8] هستند(آکس و همکاران[9]، 2008). با استفاده از مهندسی ارزش، هر چیزی که موجب تحمیل هزینههای غیر ضروری میشود، از میان برداشته یا اصلاح میشود بدون آنکه آسیبی به کارکردهای اصلی و اساسی طرح وارد آید (انصاری و بل[10]، 1997). از طرفی، در توسعه یک محصول جدید، چندین هدف ناسازگار وجود دارند. قبل از نهایی شدن هزینه هدف، باید این اهداف ناسازگار و متناقض متعادل شوند. این گام به توجه ویژهای به صدای مشتری نیاز دارد. یکی از ابزارهای توانمند که در این زمینه می تواند استفاده شود،QFD است(دکر و اسمیت[11]، 2003). با استفاده از QFD در هزینهیابی هدف، نواحیای از تولید شناسایی می شود که در آنها می توان بدون کاهش رضایت مشتری، هزینهها را کاهش داد(هالس و استالی[12]،1995). بنابراین، با توجه به مطالب بیان شده برای اجرای موفقیت آمیز فرایند هزینه یابی هدف، میتوان از تکنیک های مهندسی ارزش و QFD استفاده نمود. هزینهیابی هدف تاکنون در بسیاری از صنایع تولیدی و خدماتی به شکل موفقیتآمیزی استفاده شده است(کوپر و اسلاگمولدر[13]، 2000؛ کوپر و اسلاگمولدر، 2004؛ گیجن و دیسنزا[14]، 1995 ). از تحقیقاتی که با موضوع تحقیق حاضرمرتبط باشند؛ دو مورد در ادبیات یافت شد. زنگین و آدا[15] (2010)، در تحقیق خود که به منظور تعیین نقش هزینهیابی هدف در مدیریت هزینه ها و همچنین برآورده کردن نیازهای مشتری، انجام دادند؛ از تلفیق دو ابزار مدیریت عملیات (QFD و VE) و تکنیک هزینهیابی هدف استفاده نمودند. نتایج تحقیق آنها در شرکت تولیدی کوچکی که در زمینه تولید سیستمهای تست فشار فعالیت میکند، نشان داد که QFD-TC تکنیک مناسبی در مدیریت هزینههای فرآیند تولید است و تلفیق این سه تکنیک، یعنی QFD، مهندسی ارزش و هزینهیابی هدف شرکت را در دستیابی به مزیت رقابتی یاری خواهد کرد. گاندهیناتان و همکاران[16] (2004) در تحقیق خود، تلفیقی از تکنیک های QFD، مهندسی ارزش، هزینهیابی هدف و منطق فازی را در شرکت تولیدی قطعات خودروی هند پیاده نمودند. نتایج تحقیق آنها نشان داد که هزینه یابی هدف با ترکیب دو روش مهندسی ارزش و QFD که به وسیله روش فازی حمایت می شود، نتایج اثربخشتری خواهد داشت. با مرور در ادبیات، به نظر میرسد تاکنون تحقیق داخلی در این زمینه صورت نگرفته است. با توجه به اهمیت موضوع، در این مقاله مدلی جامع از تلفیق تکنیکهای هزینهیابی هدف، QFD و مهندسی ارزش پیشنهاد شده و این مدل در شرکت فنی مهندسی اخوان عباسی پیاده می گردد. برای این منظور، در ادامه مقاله، مبانی نظری هزینه یابی هدف، QFD و مهندسی ارزش تشریح شده، سپس مدلی در زمینه تلفیق این سه تکنیک ارائه میگردد و در نهایت مدل پیشنهادی در شرکت فنی مهندسی اخوان عباسی ارزیابی میشود.
2- هزینهیابی هدف هزینهیابیهدف عبارت است از فرایند مدیریت استراتژیک هزینه به منظور کاهش مجموع هزینهها در مراحل طراحی و برنامهریزی محصول(خوش طینت و جامعی، 1381). 80 تا 85 درصد هزینه چرخه عمر یک محصول در طی مرحله توسعه آن مشخص میشود، بنابراین، هزینهیابی هدف بیشترین تلاشش را بر روی توسعه محصول متمرکز می کند، زیرا این مرحله بالاترین پتانسیل را برای مدیریت هزینه یک محصول داراست(کی[17]، 2010). هزینهیابی هدف رویکردی است برای رسیدن به بهای محصول، در شرایطی که قیمت فروش بر اساس رقابت تعیین می گردد و سود مورد انتظار از پیش تعیین شده است (اعتمادی و زارعی، 1384).
2-1- مراحل فرآیند هزینه یابی هدف با اینکه هزینهیابی هدف به مدت بیش از دو دهه در حال بررسی است، ولی یک توافق جمعی در مورد ویژگیهای کلیدی آن وجود ندارد(آکس و همکاران، 2008)؛ با این حال، با توجه به ادبیات تحقیق مراحل اجرای هزینه یابی هدف را می توان شامل هفت مرحله و به شرح زیر برشمرد: مرحله اول: با توجه به اطلاعاتی که از ارزیابی بازار، بررسی مشتریان و وضعیت رقبا به دست میآوریم، ویژگیهای مورد انتظار محصولات و یا خدماتی را که مایل به ارائه آن هستیم، تعیین میکنیم. مرحله دوم: با توجه به اهداف فروش بلند مدت شرکت، قیمت فروش محصولات مشابه، چرخه حیات محصولات، خصوصیات پیش بینی شده مشتریان و حجم مطلوب فروش، قیمت فروش هدف را تعیین می کنیم. بنابراین: تعیین قیمت هدف منعکس کننده استراتژی شرکت، استراتژی رقیبان و همچنین تقاضای مشتریان است. مرحله سوم: با توجه به برنامه بلندمدت سود شرکت، سود محصولات مشابه، الزامات مدیریت و شرایط رقابتی بازار سود هدف تعیین می گردد. مرحله چهارم: هزینه هدف از تفاوت قیمت هدف و سود هدف محاسبه می گردد. مرحله پنجم: با توجه به اطلاعاتی که از بخش تحقیق و توسعه، بخش مهندسی و همچنین تامین کنندگان مواد و قطعات به دست می آوریم؛ هزینه هدف را به اجزای تشکیل دهنده محصولات تجزیه میکنیم. در این مرحله قیمت تخمینی محصول برآورد می شود. مرحله ششم: در این مرحله تلاشها به منظور بستن شکاف هزینه میان قیمت تخمین زده شده در مرحله قبل و قیمت هدف است. برای این منظور، میتوان اقداماتی به شرح زیر انجام داد: بهینه کردن فرآیند تولید و استفاده از تکنیکهایی مانند مهندسی ارزش. مرحله هفتم: در مرحله آخر هدف بهبود مستمر است. هنگامی که یک محصول به بازار معرفی میشود، تلاشها به منظور بهبود مستمر در طول چرخه عمر محصول باید ادامه داشته باشد. این تلاشها به هزینه یابی کایزن معروف هستند(آکس و همکاران، 2008).
3-گسترش کارکرد کیفی(QFD) QFD ابزاری توانمند است برای اطمینان از اینکه صدای مشتری در سراسر مراحل طراحی شنیده شود(یوان هسو[18]،2010). فلسفه اصلی استفاده از QFD اعمال نمودن خواستههای کیفی مشتری در مراحل مختلف طراحی محصول است؛ بنابراین، تمامی خصوصیات و مشخصات طراحی محصول با توجه به دیدگاههای مشتری آن حاصل می شود (هان و همکاران[19]، 2001). در نخستین مرحله در همه روشهای متداول برای QFD از ماتریسی به نام خانه کیفیت استفاده می شود که در آن خواسته های مشتری بر مشخصه های فنی اعمال می شود (اتلیه[20]، 1993). فرآیند QFD ابزاری برای استخراج خواستهها و الزامات مشتری و طبقهبندی این الزامات است. این طبقهبندی به سازمان کمک مینماید تا به واسطه یک فرآیند تصمیمگیری به الزامات مشتری اولویت بدهد. این متد، مسیر رشد محصول را به میزان زیادی کوتاه وگامهای توسعه را تا حد زیادی بهینه میسازد. برای سازمانها بسیار مهم است که سرمایه خود را برای کدام جنبه محصول صرف نمایند تا بیشترین بهرهبرداری را از بازار فروش ببرند(رضایی و همکاران، 1380).
4-مهندسی ارزش مهندسی ارزش تلاشی است خلاق، کارکردگرا و سازمان یافته، با هدف شناسایی هزینههای غیرضروری، که نه به کیفیت، نه به بهرهوری، نه به عمر مفید، نه به زیبایی ظاهری و نه به مشخصات درخواستی مشتری مربوط میشود. مهندسی ارزش با هدف بررسی تمام فعالیتهای یک طرح، از زمان شکلگیری تفکر اولیه تا مرحله طراحی و اجرا و سپس راه اندازی و بهرهبرداری به عنوان یکی از کارآمدترین و مهمترین روشهای اقتصادی در عرصه فعالیتهای مهندسی، شناخته شده است. هدف در مهندسی ارزش، صرفاً کاهش هزینه نیست، بلکه هدفی جامعتر، یعنی افزایش "ارزش" را پیگیری میکند(جبل عاملی و میرمحمدی صادقی، 1380؛ انجمن مهندسی ارزش ایران، 1382).
5- روش شناسی تحقیق تحقیق حاضر در دسته تحقیقات توسعهای-کاربردی قرار دارد و اطلاعات مورد نیاز این تحقیق از طریق مطالعات کتابخانهای، بررسی بازار، مصاحبه با مشتریان و نظرهای متخصصان و کارشناسان شرکت به دست آمده است. الگوی پیشنهادی و مراحل انجام این تحقیق که شامل سه مرحله است، در شکل 1 نمایش داده شده است.
5-1-تعیین هزینه هدف در ابتدا طبق فرایند هزینهیابی هدف، هزینه هدف محاسبه می شود.
5-2-پیاده سازی QFD از طریق بررسیهای بازار، گفتگو با مشتریان، سوابق فروش و... نیازهای مشتریان در محصول مورد نظر شناسایی می شوند. در ادامه، با استفاده از نظرهای متخصصان و کارشناسان، مشخصههای فنی در محصول مورد نظر نیز مشخص می گردند؛ در مرحله بعد، نیازهای مشتریان و مشخصه های فنی وارد ماتریس خانه کیفیت شده، پس از تکمیل کردن ماتریس ارتباطات، وزن نهایی و اولویتبندی مشخصههای فنی تعیین میگردد.
5-3- تعیین هزینه تخمینی با توجه به نتایج QFD برای گزینه های پذیرفته شده مختلف در این مرحله باید هزینه تخمینی محصول محاسبه شود. برای نیل به این هدف و در کنار هدف کسب رضایت مشتریان، با توجه به اولویت مشخصههای فنی شناسایی شده در مرحله قبل، با استفاده از نظر متخصصان مشخصه هایی انتخاب میشوند که به بهترین وجه نیازهای مشریان را برآورده سازند. در ادامه، بر مبنای هزینه این مشخصهها و سایر هزینههای مربوطه، هزینه تخمینی محصول محاسبه میشود. 5-4- مقایسه هزینه تخمینی محصول و هزینه هدف و از بین بردن شکاف موجود در این مرحله، در صورت وجود شکاف میان هزینه تخمینی و هزینه هدف، با استفاده از مهندسی ارزش باید این شکاف از بین برده شود. برای این منظور مقدار به دست آمده از هزینه تخمینی محصول با هزینه هدف تعیین شده مقایسه میشود؛ اگر هزینه به دست آمده کمتر از هزینه هدف باشد، به مرحله طراحی محصول میرویم و در غیر این صورت، با استفاده از فازهای مختلف مهندسی ارزش، هزینههای غیرضروری را تا حد ممکن کاهش میدهیم تا هزینه محصول به هزینه هدف نزدیک شود و اینکار را تا جایی تکرار میکنیم که هزینه به دست آمده برای محصول کمتر از هزینه هدف باشد؛ پس از حصول این هدف، به طراحی و تولید محصول می پردازیم و کماکان از مهندسی ارزش برای بهبود در مرحله طراحی و همچنین، بهبود در مرحله تولید محصول استفاده می بریم تا به هزینه هدف مقرر شده دست پیدا کنیم.
6-مطالعه موردی با توجه به الگوی پیشنهادی، مطالعهی موردی در شرکت فنی و مهندسی اخوان عباسی صورت گرفت. این شرکت که در زمینه طراحی و ساخت دستگاههای مربوط به خط تولید کارخانجات پلاستیک فعالیت میکند، در سال 1375 در استان اصفهان تأسیس گردیده است. یکی از دستگاههای تولیدی این شرکت که از اهمیت بالایی برخوردار است، دستگاه اکسترودر خطزن است. ماشینهای اکسترودر با کاربردهای متنوع به طور گستردهای برای شکلدهی اولیه به لاستیک برای عملیات
شکل1: الگوی پیشنهادی
بعدی و نیز برای شکل دادن به محصول نهایی استفاده میشوند. با توجه به نقشی که این ماشین در جایگاه رقابتی شرکت دارد، متخصصان شرکت دستگاه مذکور را برای پیاده سازی الگوی پیشنهادی انتخاب کردند. مراحل انجام مطالعه موردی به شرح زیر است:
6-1- تعیین هزینه هدف با توجه به نتایج تحقیقات بازار، قیمت کف بازار برای این محصول در حدود 50 میلیون ریال تخمین زده شد. کارشناسان و متخصصان شرکت به منظور کسب مزیت رقابتی نسبت به رقبا، تصمیم گرفتند که محصول خود را با همان کیفیت و کارآیی، اما 8 درصد پایین تر از قیمت کف به بازار عرضه نمایند. بنابراین، قیمت هدف شرکت، 46 میلیون ریال به دست خواهد آمد. در ادامه، با در نظر گرفتن مالیات، مدیریت شرکت سود محصول را در حدود 20 درصد تعیین کردند که با توجه به این سود، هزینه هدف شرکت برای محصول موردنظر 8/36 میلیون ریال برآورد می شود. محاسبات مربوط به
تعیین هزینه هدف محصول در جدول 1 نشان داده شده است. جدول1: تعیین هزینه هدف
6-2- پیاده سازی QFD در ابتدا نیازهای مشتریان با روشهایی مانند بررسی بازار، نظرهای کارشناسان و متخصصان با تجربه شرکت و مصاحبه با مشتریان جمعآوری گردید. در ادامه، اهمیت نیازهای مشتریان با درجه بندی 1 تا 9 تعیین گردید که برای این منظور از میانگین نظرهای مشتریان و افراد با تجربه شرکت استفاده شد. سپس مشخصههای فنی در محصول مورد نظر با استفاده از نظر متخصصان شرکت تعیین شد و پس از وارد کردن نیازهای مشتریان، اهمیت نیازهای آنها و مشخصههای فنی در ماتریس خانه کیفیت، با استفاده از نظر کارشناسان ماتریس ارتباطات نیز تکمیل گردید(برای ارتباط ضعیف: 1؛ برای ارتباط متوسط: 5 و برای ارتباط قوی: 9 درنظر گرفته شد). در نهایت، نیازهای مشتریان به مشخصههای فنی ترجمه شده و وزن نهایی مشخصههای فنی و اولویتبندی آنها مشخص گردید. نتایج حاصل شده در شکل 2 قابل مشاهده است همان گونه که ملاحظه می شود، گیربکس اولویت اول، تابلوی برق اولویت دوم، موتور اولویت سوم، رنگ اولویت چهارم، فن اولویت پنجم، چرخ زنجیر اولویت ششم و پیچ و مهره اولویت آخر را کسب کرده اند
.
شکل2: ماتریس خانه کیفیت برای اکسترودر خط زن
جدول2: هزینه تخمینی محصول
6-3-تعیین هزینه تخمینی با توجه به نتایج QFD برای گزینه های پذیرفته شده مختلف با توجه به نتایج حاصل شده از مرحله قبل به علت اینکه گیربکس، تابلو برق و موتور دارای بالاترین اولویت در میان مشخصههای فنی هستند، بنابراین، این قطعات باید دارای بالاترین کیفیت باشند تا نیازهای مشتری به بهترین وجه برآورده شود. برای این منظور با توجه به مدل های موجود در بازار، با استفاده از نظر کارشناسان مدلهایی انتخاب شدند که دارای کیفیت بالایی باشند و به همین ترتیب، برای مشخصههای فنی که دارای اولویت پایینتری هستند، مدلهای با کیفیت کمتر انتخاب گردید و در نهایت، با توجه به هزینههای مشخصههای فنی انتخاب شده و سایر هزینههای مربوط، هزینه تخمینی محصول محاسبه گردید که نتایج در جدول 2 نشان داده شده است. 6-4- مقایسه هزینه تخمینی محصول با هزینه هدف و از بین بردن شکاف موجود همان گونه که نتایج محاسبات نشان داد، هزینه هدف 8/36 و هزینه تخمینی 17/40 میلیون ریال به دست آمد. با مقایسه این دو، ملاحظه میشود که هزینه تخمینی بیشتر از هزینه هدف است. بنابراین، باید با استفاده از مهندسی ارزش هزینههای زائد کاهش یابد. همچنین، گزینههای دیگری از مشخصههای فنی که میتوانند نیازهای مشتریان را به خوبی برآورده سازند، بررسی شوند و مطابق با آنها هزینه تخمینی مجدداً محاسبه شود. برای این منظور، مدلهای موجود در بازار شناسایی شدند. نتایج در جدول 3 نشان داده شده است.
. جدول3: مدلهای موجود در بازار برای مشخصههای فنی
اکنون با توجه به این مدلها و استفاده از نظر کارشناسان و همچنین، نتایج حاصل از QFD، مدلهایی که با حفظ کیفیت محصول، دارای قیمت کمتری هستند، انتخاب میشوند. برای این منظور تابلو برق ایرانی، جایگزین تابلو برق آلمانی و نیز موتور موتوژن تبریز جایگزین موتور مدل آلمانی شد. بعلاوه، با توجه به اولویت پایین فن، مدل ژاپنی آن جایگزین مدل آلمانی گردید که در ادامه هزینه تخمینی محصول با توجه به مشخصههای فنی جدید و سایر هزینه های مربوط محاسبه گردید. پس از انجام محاسبات، هزینه تخمینی جدید 67/36 به دست آمد و همان گونه که ملاحظه میشود این هزینه تخمینی از هزینه هدف تعیین شده (8/36) دارای مقدار کمتری است. بنابراین با توجه به الگوی پیشنهادی اکنون میتوان مرحله طراحی محصول را آغاز نمود.
7-بحث نتایج مطالعه موردی نشان داد که استفاده از هزینهیابی هدف، QFD و مهندسی ارزش باعث خواهد شد تا شرکت به کاهش هزینه درخور توجهی دست یابد. همان گونه که ملاحظه شد، با بررسی بازار، هزینه هدف8/36 میلیون ریال تعیین شد که این هزینه، 8 درصد پایینتر از قیمت کف بازار در محصول مورد نظر می باشد؛ این موضوع می تواند به عنوان یک استراتژی موثر، شرکت مورد نظر را در دستیابی به سهم بیشتری از بازار و سودآوری یاری رساند. به علاوه استفاده از QFD، باعث خواهد شد که محصولی مطابق با نیازهای مشتریان طراحی و تولید شود که این موضوع نیز تاثیر زیادی در فروش شرکت خواهد داشت. در نهایت، میتوان نتیجهگیری کرد که استفاده از این سه تکنیک باعث خواهد شد تا ضمن کاهش هزینه درخور توجه، محصولی با کیفیت بالا و مطابق با خواسته مشتریان تولید شود. . به دلیل مشکلات زیرساختی و نبود بازار رقابتی در کشور، فرایند هزینهیابی هدف در ایران در حد مباحث تئوریک باقی مانده است؛ در صورتی که نتایج این تحقیق، بیانگر آن است که استفاده از این تکنیک باعث ارتقای جایگاه رقابتی شرکتها خواهد شد. از طرف دیگر در مقایسه با دو تحقیق مرتبطی که در مقدمه به آنها اشاره شد (گاندهیناتان و همکاران،2004؛ زنگین و آدا، 2010)، در تحقیق حاضر، الگویی تلفیقی از سه تکنیک هزینهیابی هدف، QFD و مهندسی ارزش ارائه شد که این الگوی پیشنهادی، به روشنی نقش QFD و مهندسی ارزش را در اجرای اثربخش فرایند هزینهیابی هدف نشان میدهد. به علاوه، اکثر تحقیقات مرتبط با هزینهیابی هدف، در صنایع بزرگ انجام شده است(زنگین و آدا، 2010)؛ در صورتی که تحقیق حاضر در صنایع کوچک و متوسط انجام شده است. با توجه به نتایج حاصل شده، پیشنهادهای کاربردی برای شرکت مربوطه مطرح میگردد: 1-استفاده از نتایج این تحقیق و اجرای الگوی پیشنهادی به صورت کامل؛ 2-با توجه به ابنکه اجرای اثربخش الگوی پیشنهادی به کار تیمی نیاز دارد، باید تمام بخش ها مشارکت فعال داشته باشند؛ 3-استفاده از فازهای مختلف مهندسی ارزش برای کاهش بیشتر هزینه و همچنین استفاده از مهندسی ارزش در مراحل طراحی و تولید محصول برای دستیابی به هزینه هدف مقرر شده. 4- پس از معرفی محصول به بازار، تلاشها به منظور بهبود مداوم و مستمر در طول چرخه عمر محصول ادامه داشته باشد.
8-نتیجهگیری در این مقاله، مدلی تلفیقی از هزینهیابی هدف، QFD و مهندسی ارزش ارائه شد و مطابق با آن یک مطالعه موردی در شرکت فنی مهندسی اخوان عباسی صورت گرفت. همان گونه که نتایج تحقیق نشان داد، استفاده از هزینهیابی هدف به عنوان یک ابزار مدیریت هزینه، باعث ایجاد مزیت رقابتی در بازار خواهد شد. همچنین کاربرد تکنیکهای QFD و مهندسی ارزش، تاثیر زیادی در اجرای موفقیت آمیز هزینه یابی هدف خواهد داشت. با توجه به اینکه تحقیق حاضر برای نخستینبار در ایران صورت گرفت، پیشنهاد میگردد که در صنایع دیگر تولیدی داخل ایران نیز الگوی پیشنهادی اجرا شود و نتایج حاصل شده با نتایج این تحقیق مقایسه شود. [1] Mageed and Kelety [2] Ansari et al. [3] Buckingham and Loomba [4] McNair et al. [5] Target Costing [6] Sakurai [7] Value Engineering [8] Quality Function Deployment [9] Ax et al. [10] Ansari and Bell [11] Dekker and Smidt [12] Hales and Staley [13] Cooper and Slagmulder [14] Gagne and Discenza [15] Zengin and Ada [16] Gandhinathan et al [17] Kee [18] Yuan Hsu [19] Han et al. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اعتمادی،حسین و زارعی، غلامرضا.(1384). "عاملهای مؤثر بر لزوم استفاده از روش هزینهیابی بر مبنای هدف و مهندسی ارزش در صنعت خودروسازی"، مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، 22 ، (2). انجمن مهندسی ارزش ایران. (1382). " مهندسی ارزش"، خبرنامه داخلی انجمن ارزش ایران، پیش شماره. جبل عاملی، سعید و میرمحمد صادقی، علیرضا.(1380). مهندسی ارزش، تهران: انتشارات فراست، چاپ اول. خوش طینت، محسن و جامعی، اشرف.(1381). "هزینهیابی هدف، شناخت، کاربرد و ضرورتهای به کارگیری آن"، نشریه حسابرسی،4( 16)،10-18. رضایی، کامران؛ آشتیانی، حسین و محمد، هوشیار (1380). QFD رویکرد مشتری مدار به طرحریزی و بهبود کیفیت محصول، تهران: آتنا. Ansari, S, Bell, J, Klammer, T, and Lawrence, C (1997a). Strategy and Management Accounting, Version 1.1, Richard D, Irwin, USA. Ansari, S., Bell, J.E., (1997), Target Costing, The Next Frontier in Strategic Cost Management. Homewood: Irwin Professional Publishing. Ax,C.and Greve,J.and Nilsson,U, (2008), “The impact of competition and uncertainty on the adoption of target costing”, Int.J.production Economics 115, 92-103. Buckingham, M., and Loomba, A.P.S. (2001), “Advantageous Cost Structure: A Strategic Costing Case Study”, Production & Inventory Management Journal, 1st Quarter,.42, (1),.12-18. Cooper, R. and Slagmulder, R., (2000), “Develop profitable new products with Target costing” IEEE Engineering Management Review, 28 (1), 79–88. Cooper, R. and Slagmulder, R., (2004). “Achieving full-cycle cost management”. MIT Sloan Management Review, 46 (1), 45–52. Dekker, H., Smidt, P., (2003), “A survey on the adoption of use of target costing in Dutch firms”, International Journal of Production Economics , 84,.293–305. Ettlie, J. E. (1993) “Revisiting the House of Quality Foundation”, Production,. 105. (4), 26-30 Gagne, M.L. and Discenza, R., (1995), “Target costing”. Journal of Business and Industrial Marketing, 10 (1), 16–22. Gandhinathan,R.and Raviswaran,N.and Suthakar,M. (2004), “QFD-and VE-enablead target costing :a fuzzy approach”, International Journal of Quality & Reliability Management,.21,(9),.1003-1011. Hales,R., and Staley,D.,(1995), ”Mix target costing,QFD for successful in new products”, Marketing News,.29(.1),18-19. Han,s.B., et al. (2001) ”A conceptual QFD planning model”, International Journal of Qulaity and Reliability Management,18(8). Kee, R. (2010), “The sufficiency of target costing for evaluating production-related decisions”, Int. J. Production Economics, 204–211. Mageed, A. E. and Kelety, E. (2006), “Towards a conceptual framework for strategic cost management : the concept, objectives, and instruments”, Chemnitz University of technology, Available at: http://archiv.tu-chemnitz.de/ pub/2006/ 0115/data/ Title_250706.pdf. McNair, C.J., and Polutnik, L., Silvi, R. (2001), “Cost management and value creation: the missing link”, European Accounting Review ,10 (1), 33–50. Sakurai, M. (1996), Integrated Cost Management: A Companywide Prescription for Higher Profits and Lower Costs. Productivity Press, Portland, Oregon. Yuan Hsu,L. (2010), “Using QFD and ANP to analyze the environmental production requirements in linguistic preferences”, Expert Systems with Applications37,2186–2196. Zengin, Y and Ada, E, (2010), “Cost management through product design: target costing approach”, International Journal of Production Research, 4( 19), 5593-5611 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,116 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,926 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||